مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 102
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه












بنام خدا
این فایل رو خیلی بهش برخوردم
هنوز نتونستم روانشناسی ثروت رو بخرم چون هنوز تو مدارش قرار نگرفتم ولی توی دفترم نوشتم زنده باشم میخرمش سال 1404
چون لایق ثروتم
اما عزت نفس رو ب لطف خدا 1402 خریدم ومعجزاتش رودیدم
هرروز یک قدم جدید باهاش برداشتم من ازون دسته ادمها هستم ک ترس از همه چی دارن
اما نسبت ب پارسال خیلی بهترشدم
من حتی ترس از اینکه بچم سرما بخوره داشتم
ترس از مردم داشتم
چ برسه ب حرف مردم
ترس از یک خیابون جدید داشتم
ترس از حرفه ومهارت جدید داشتم
وارد همه ی اینها شدم خداروشکر و بهترشدم نسبت ب پارسالم ب لطف خدا
فکر کنید چقد عزت نفس من داغون بوده وهنوزم خوب نیست
اما تکاملم دارم طی میکنم
دیشب قدم 4 درمورد ثروت اولین بار بود میشنیدم فایلهارو متوجه شدم من چقد باورام درمورد ثروت واینکه مردم ازم توقع میکنن یا چی میگن یا حسادت میکنن بهم چقد ازین باورای مخرب دارم بعد تعجب میکنم چرا تا حالا پولدار نشدم جالبه ما افکاری داریم ک هیچ اگاهی نسبت ب اون افکارنداریم فقط تعجب میکنیم چرا خدا فلان چیزو ب ما نداده تا حالا
خب معلومه اگه من هزاران ترمز زنگ زده دارم و پاشنه های اشیل دارم مثل سرب ب پاهام چسبیده و خدا ک همیشه خداست فقط من دسترسی ب اون مدار ثروت ونعمت یا دراین موضوع عزت نفس وادمای عالی ندارم توی این سالها اینقد از راه مستقیم دور شدیم حالا باید همون راهی ک رفتیم وهی دورشدیم وذهنمون رو منطقی کردیم خلافشو بر گردیم ب سمت خدا ب سمت قلبمون ب سمت مدار بالاتر هربار بهتر ومدار بالاتر
دوباره این فایل حامل پیامی بود ک روی عزت نفسم کار کنم وقتی هنوز برای قدم برداشتن ترسهایی میات
فقط کارهای بزرگ نیس حتی کارهای کوچیک
چون انجام کارهای کوچیک خوب باعث میشه اعتمادبنفسمون واسه انجام کارهای بزرگ بالابره
مثلا دیروز من زیپ جامدادی دخترم رو تعمیر کردم
موهای پسرم رو اولین باره کوتاه کردم
قبلا غذاهای تکراری همش درست میکردم
الان خیابون جدید
راه جدید
غذای جدید
روش جدید
امتحان میکنم
بنام خدای همیشه همراهم
یه سلام پر انرژی به استاد جانم و مریم بانوی زیبا خدا قوت
حدود دو ماه پیش یکی از اعضای نزدیک خانواده به من گف خانوم فلانی فاکتور طلا میبنده و اگر پول بزاریم اینقدر سودمیده یه مبلغ بالایی پیشنهاد داده بود و شما هم که علی ینی همسرم پول داره بیایین سرما گزاری کنین و برای خودت درآمد داشته باش اصلن به علی هم نگو ( این وسط هم بگم که من متوجه شده بودم اینا با اینکه درآمد آنچنانی نداشتن اما یه سری لوازم منزل تغییر دادن پول زیادی خرج میکنن تماس تلفنی خیلی زیادی دارن با فامیلا و جابجایی پول زیاد انجام میدن تعجب کرده بودم اما هیچ سوالی نپرسیده بودم این بنده خدا فاز عجیبی گرفته بود مدام میگف خدا اگر بخاد درست کنه یه شبه همه چی تغییر میکنه)
خلاصه وقتی پیشنهاد دادن من شک کردم و گفتم یه جای کار ایراد داره ینی چی اینهمه پول و چون دوره عزت نفس را کار کردم خیلی راحت به طرف گفتم من تمایلی ندارم به اندازه کافی خیر و برکت داریم و فکر میکنم این قضیه و نگذاشت حرفم تموم بشه گف نه مطمئنه بابا ما داریم هر ماه سود میگیریم تک تک نام برد کیا عضو شدن و… خلاصه منم چون خیلی گارد گرفته بود گفتم بسلامتی انشالله که خیره
همون جا یه حسی بهم گف چرا قدرت را دست فلانی دادن چرا روی غیر خدا حساب باز کردن این یعنی شرک و ته دلم به خودم آفرین گفتم بابت این نگرش و شناخت درست
بعد دراه بازگشت به منزل داخل ماشین موضوع را اینجوری برای همسرم باز کردم
علی خدا را هزاران بار شکر که در مدار عشق و شادی و ثروت هستیم خدا را شکر میکنم که کسب و کار پر رونقی داری خدا را شکر که استاد را داریم خدا را شکر که خداوند اینقدر هوامونو داره خدا را شکر که سلامت عقل داریم من خیلی خوشحالم و امشب خودم را تحسین کردم هر اندازه که یاد گرفتم درست رفتار کردم و براش توضیح دادم گف آفرین به توو و اونم همین جملات شکرگزاری را بیان کرد محکم خودمون را تشویق کردیم و گف با توجه به مداری که فلانیا دارن طبیعیه که این چنین اتفاقاتی را تجربه کنن و اگر واقعن همچین چیزی باشه اینهمه افراد کله گنده هستن نوبتش به اینا میرسید واقعن؟؟ و گف طولی نمیکشه که روزهای سختی را تجربه میکنن و واقعن درد داره
خلاصه من داخل دفترم هم این موضوع را نوشتم و از خداوند بابت لطف و رحمتش تشکر کردم و این مهری بود برای تایید مسیرمون برای ذوق بیشتر جهت ادامه دادن مسیرمون
بعد از اون شب دیدم اونا چقدر به در و دیوار میخورن چقدر آشفته هستن چقدر زندگی شلوغی دارن و اون پول باد اروده همون جور از دستشون میره چند بار بیمار شدن تصادف کردن ماشین خراب شد واقعن وحشتناک بود
و جهان به اونا میگف این مسیر اشتباهه ولی آنها کر و لال هستند
و ثروتی که از راه درست به دست بیاد زندگی را لبریز از عشق میکنه
و بارها گفتم خدایا هر چه که داریم در هر نقطه ای که هستیم همه از لطف و رحمت و قدرت توست خدایا ما خود را به تو سپرده ایم خودت هدایت و حمایتمان کن وای که چقدر آرام هستم و خداوند به زیبایی از ما مراقبت میکنه بعد نجوای ذهنی که شکست خورده بود از راه دیگه ای وارد شد و مدام میگف تو که مدار خوبی داری چیشد که فلانی این پیشنهاد را داد چرا در این موقعیت قرار گرفتی؟ و دوباره با لبخند جواب دادم جهان هر آنچه را که می آموزی از تو می آزماید برای اینکه به کلاس درس بالاتر برم نیاز بود که این امتحان را با موفقیت پاس کنم ( من داخل دفترم این گفتگوها را انجام میدم) و ذهنی که همیشه غر غر میکنه را خاموش میکنم و ترس هایی که همیشه فعال هستند ترس حرف مردم موقع طلاقم ترس جدایی از بچه هام که بعدن منو نخان
و دوباره فایل استاد در مورد داستان قرآنی مادر موسی و سپردن به خداوند و داستان یعقوب و یوسف
باور کنین به خودم هزاران بار میگفتم لیلا تا به اینجا مسیر درست بوده نتایج گواه هستن
الان هم به خداوند بسپار مثل دفعات قبل مادر هستی احساس داری همه قبول و درست ولی اگر بیقرار باشی گریه کنی یعنی به خدا ایمان نداری که نا آرامی به خدا سپردن یعنی آرامش قلب آرامش روح آرامش ذهن یعنی ناسپاسی پس با قدرت به خدا بسپار مثل مادر موسی و نتیجه درست بگیر اگر به نجوای ذهنت دل بدهی تو را به چاه میکشاند از مدار خارج میکند و حالت بدتر میشود و طبق قانون فقط احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است
و خدا را شاهد دارم که طی این چهار سال با قدرت زندگی کردم بچه هام سالی یکبار یا دوبار منو میبینن احترام زیادی برام قائل هستند روابط با پدرشون خوبه من زنگ میزنم کاری داشته باشم و تموم آدمایی که منو تحقیر کردن حتی ترک کردن که تو بی احساسی و درکی از مادر بودن نداری بچه ها تو چطوری دست نامادری دادی و.. و.. همگی منو مستقیم تحسین کردن بخدا یک به یک گفتن ما را ببخش تو بهترین کار رو کردی و من همیشه میگفتم من باید به خوشبختی برسم من باید به فکر خودم باشم مسیر من اینه
و مسیر بچه هام هر چه که هست خداوند هدایت میکنه الان که پسرم دوازده ساله و ده ساله هستن گاهی یه چیزی به گوشم میرسه که اونم طبیعیه به خودم میگم هر آنچه که باید تجربه کنند نیاز آنهاست و مثل آدمهای دیگه که راه های مختلفی را میروند تا به خوشبختی برسند و من قدرت تغییر مسیر کسی را ندارم خداوند خودش خوب بلده باور کنین که گفتن و نوشتن این حرفها این چالش های زندگیم به من قدرت میده و خداونده که راه حل را به من میگه و من یاد میگیرم و عمل میکنم و احساس خوشبختی میکنم و لذت میبرم خداااا شکرت
خدایا شکرت بابت این آموزه های ناب
استاد شما بینظیری آفرین به شما که اینقدر خوب آموزش میدین
تک تک فایلهای رایگان و کامنتهای دوستان پر از باورهای زیباست پر از گوهره هر بار یه چیز جدید یاد میگیرم چون ذهنم آمادگی بیشتری پیدا میکنه درکم بیشتر میشه و همه چی خوبه همه چی
عاشقتونم
سلام گرم به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته
من محبوبه استخری هستم و سپاسگزار خداوندم که چهار سال چهار ماه هست که هدایت شدم به این مسیر الهی وخیلی خوشحال و سپاسگزارم از اینکه خداوند منو هدایت کرد به مسیر شما استاد عزیزم مسیر توحید
خیلی جاها نتونستم ذهنم رو کنترل کنم چون باور نداشتم که با کنترل ذهن میتوانم زندگیمو تغییر بدم
خیلی جاها ناامید شدم چون درک درستی از خداوند نداشتم و میخواستم یکماهه زندگیم تغییر کنه با گوش دادن یه فایل هوا برم میداشت تاهمین چند وقت پیش احساسم خوب میشد مقطعی و دوباره برمی گشتم به مسیر قبلی حسابی بالا پایین شدم
الان یه ذره درکم بهتر شده که نمیشه یکشبه همچی تغییر کنه این اصلا امکان پذیر نیست
آروم آروم این اتفاق باید بیفته آروم آروم ذهن من میپذیره باورهای جدید حرفهای جدید رو
قبلاً که استاد میگفتن تکامل من بااین کلمه اونقدر حالم بده میشد مقاومت داشتم که میخواستم نشنوم وقتی هم میشنیدم حالم واقعا بد میشد فکر میکردم به معنای زمان بردن زیاده تااینکه باتمام بالا پایین شدنها ومقاومتهای ذهنم
و گوش دادن به فایلها احساس میکنم دیگه به این کلمه تکامل حداقل مقاومتی ندارم حالا هنوزم یه جاهایی درکش نمیکنما ولی خوبیش اینه یه پله رفتم بالاتر دیگه وقتی اسمش میاد توفایلها ذهنم جفتک نمیندازه گوش میده حالمو بد نمیکنه
که فکر میکنم اینم جز همون تکامل است تو تغییر باورها
چون اول میشنویم گاهی هم اصلا نمیشنویم خودمون میزنم به کری فکر میکنیم نه این راهش نیست
ولی وقتی چک لگد شدیم تازه میفهمیم که آه این راه اشتباه بوده
وقتی عاجز میشیم تسلیم میشیم اونموقع معجزه رخ میده
ومیپذیریم که تکامل رو، بعد دیگه باید تمرین کنیم تا بیشتر باور پذیر بشه برامون تکامل همون صبر با احساس خوب عجله نکردن
در مسیر درست ماندن
قانون تکامل رو درک کن عجله نکن تو به تمام خواسته هات میرسی باطمع حرص وعجله فقط از مسیر دور میشی
اینارو امروز به خودم گفتم که میگفت برو تهران زندگی کن چون اونجا کار بهترمشتری بهتر پول میده خیلی این موضوع منو وسوسه میکنه وذهنم درگیر کرده
خواستم با چندتا املاکی که تودیوار آگهی گذاشته بودن تماس بگیرم ولی بعد اومدم به خودم گفتم تو الان بخوای ماهی 10,میلیون اجاره بدی اصلا میتونی اصلا اونقدر درآمد داری رو چیزی که نیست حساب نکن بذار تکاملت طی بشه خیلی دوست داری بری تهران زندگی کنی ولی صبر کن عجله نکن تو همین جایی که هستی شروع کن روی خودت کار کردن قدم به قدم پیش برو باورهات رو قوی کن به موقعش انجام میشه خداهدایتت میکنه
درکمال ناباوری خودم برای اولین بار ذهنم پذیرفت و احساس خوبی داشتم ازاین فکر و فهمیدم که استاد میگن الهامات خداوند همیشه آرامش میده احساس خوب اطمینان خاطر میده
ودرک کردم که باید صبر کنم عجله نکنم درسته من الان دوست دارم پیشرفت کنم ولی نباید خودمو تواسترس بندازم اتفاقات خوب زمانی میفته که من حالم خوبه استرس نگران دیر شدن کرایه خونه باشم یا اگه یکماهه درآمدم کمتر شد اونموقع حجم بالایی از نگرانی رو باید تحمل کنم پس باید صبر کنم وباورهامو قوی تر کنم خداوند هم هدایتم میکنه وپاسخ میدهد
گاهی به خودم میگم ببین استاد چه شهامت وایمانی داشت وقتی هیچی نبود اومد تهران کار شروع کرد درها براش باز شد میخوام که مثل شما عمل کنم استاد ولی باز میگم نه استاد تکاملش طی کرده بود تو بندرعباس استاد جرات اینو پیدا کرده بود که بره خودشو جلو سی تا کلاس تو دانشگاه عرضه کنه
ولی تعهد دادم که از همین جا که هستم شروع کنم کار کردن نه یه روز کار کنم فرداش یادم بره عمل کنم به آنچه که میدانم تا وقتی از چیزی که میدونی استفاده نکنی برات کاری هم نمیکنه عملا فقط میدونی دونستن کافی که مهم نیست
پس باید بپذیرم
که استمرار استمرار استمرار . ایجاد کردن باورهای مناسب وپذیرفتن بی قید شرط باورهای مناسب. کنترل ذهن.حرفهای جامعه رو نشنیدن .داشتن احساس خوب. درک کردن تکامل تو تغییر باورها وتوحید یکتا پرستی
این کلید گنجه کلید خوشبختی سعادت در دنیا و اخرته
قبل از همه اینها باید بپذیرم باور کنم که این روش تنها روشی که جوابه ومن میتونم زندگیمو تغییر بدم
امتحان کنم برای خودم منطقی کنم به خودم بگم تا حالا هرچی شنیدم باور کردم این شده نتیجه اش حالا بیام یه جور دیگه فکر کنم واکنش نشون بدم نسبت به مسائل ببینم تغییر میکنه
و بعد شروع کنم به امتحان
اولین نشونش احساسه خوبه آرامش امیدانتظارات خوبه
خوب این بزرگترین نشونست دیگه درلحظه خداوند پاسخ میدهد
حالا نتایج بزرگتر میخوام باید تمرین کنم استمرار داشته باشم تا همین طوری نتایج بزرگ بزرگتر بشن و بیفتم تو دور تصاعد برم بالا و بالاتر
احساس خوب به واسطه افکار خوب میان پس باید هرروز سعی کنم یه فکر خوب رو تکرار کردن توذهنم تا مقاومت ذهنم هرروز کم و کمتر بشه زمانی هم که به مسأله ای برام پیش اومد سعی کنم احساسم رو کنترل کنم من حق دارم ناراحت بشم چون انسانم ولی زود خودمو جمع جور کنم به خودم بگم این مسأله پیش اومده حالا با ناراحتی غم غصه داد بیداد درست میشه جواب نه هست چون همچی با آرامش درست میشه وقتی فکرت آزاده آرامش داری میتونی تصمیم درست بگیری نه موقع عصبانیت
خدایا کمکم کن تا به آنچه که میدانم عمل کنم
سلام استاد و مریم عزیز دوستون دارم
من خودم قانون تکاملو با همین قدم گذاشتن در
این سایت و شروع کردن به دیدن و شنیدن و درک کردن و عمل کردن به فایلها و کامنتهای بچه ها و بعد خریدن محصولات با ارزش استادم حس کردم ،هر فایلو که گوش میدی همه چیز چه درونی و چه بیرونی بهتر میشه از هر نظر و با خودش خوشبختی به همراه داره،و برای بقیه مسائل هم همین قانون احتیاجه
استاد شما فوق العاده ای
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
خوشحال هستم که قدم در این راه گذاشته ام و می توانم قدمی در جهت بهبود روند زندگی خودم بردارم
ترس ها مهمترین عاملی است که همیشه ما را از حرکت باز می دارد
همیشه ترس از تغییر و حرکت کردن داشتم
همیشه نگران این بودم که چطور شروع کنم
از کجا شروع کنم
همین ترس ها در نهایت سبب می شد که نتوانم به راحتی جلو بروم و حال خوب داشته باشم
زمانی که تصمیم به تغییر گرفتم
زمانی که خواستم تغییر کنم جهان هستی به کمک من امد و من را به جلو آورد
دوره احساس لیاقت برای من واقعا مفید بود
دوره ای عالی و بی نظیر بود
دوره راهنمایی عملی دستیابی بع رویاها من را به اوج موفقیت رساند
همه و همه چیز در کنار هم سبب شد که بتوانم اکنون خودم برای خودم کار کنم
خودم صاحب کسب و کار شخصی خودم باشم
از همه زیباتر این موضوع که وقتی که به خدای خودم نگاه می کنم او آنچنان دستهای من را می گیرد و من را کمک می کند
انسانهایی را سر راه من قرار می دهد که انها واقعا برای من عالی و فوق العاده هستند
به من کمک می کنند تا روند کارهای من به راحتی انجام بشود
هیچ چیز برای من زیباتر از این نبود کارهای من به راحتی جلو می رود
داشتن حال خوب
احساس ارامش که دارم
واقعا برای من عالی و لذت بخش است
از همه مهمتر این موضوع است که باید و باید به قانون عمل کنم
باید حال خودم را خوب نگه دارم
باید بتوانم به آسانی و راحتی جلو بروم
از همه زیباتر این موضوع که خدای مهربان در کنار من است و او من را جلو می برد
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد عزیزم. امیدوارم حالتون عالی باشه.
استاد، ترس، یکی از نعمت های خوب خداوند برای من بوده تو زندگیم. چون همیشه ازش به نفع خودم استفاده کردم و باعث رشد و پیشرفتم شده، بحدی که اگر ترس جدیدی بیاد به وجودم، نگاهم بهش این شکلیه که میگم اومده تا منو پیشرفت بده.
استاد من یه روحیه بسیار آزادی طلب دارم، بحدی که بخاطر داشتن چنین ویژگی ای، هرچیزی که بخواد بند به دستو پام بشه و اسیرم کنه را نمیتونم تحمل کنم.
ترس هم یکی ازون بندهاس. که وقتی پیداش بشه من دقیقا حس اسارت بهم دست میده و چون نمیتونم این اسارت را تحمل کنم، سریع میزنم به دل ترسهام و سوای پیشرفت های دیگه ای که برام داشته، اولین سودش برام این بوده که لذت آزادی را میچشم و با لذت میگم اخیش راحت شدم.
همین ترس، چقدر باعث افزایش ایمان و توکلم بخدا شده، مثلا مواقعی بوده که من واقعا پولی نداشتم و ترس از بیپولی، ترس از امورات زندگیم خیلی سراغم اومده، و با هدایت خواستن از خدا زدم تو دل اون ترس و اگر بفرض اونموقع فقط دارایی من 50 هزار تومن بوده سریع باحس خوب و توکل بخدا و استفاده از هدایتها و راهنمایی های خداوند، اون پولو خرج کردم. و دقیقا به چندساعت نشده چندبرابر اون پول وارد حسابم شده.
در مورد مساله طمع، استاد من چندین سال پیش یه حرفی از شما شنیدم که نمیدونم تو کدوم فایل بود و شما گفتین: اگر هنوز درماه نتونستین مثلا درآمد 5 میلیون داشته باشین چطور فکرمیکنید باانجام فلان کار یکمرتبه به درآمد چند ده میلیون میرسین. (استاد دقیقا گفته شما یادم نیست ولی چنین مفهومی را داشت) و با وجود اینکه من اصلا اونموقع ها چیزی از تکامل و قوانین نمیدونستم، این گفته شما خیلی تو ذهنم فرو رفت و به وجودم نشست. و بارها همین گفته شما باعث شده که ضرر نکنم و تو تله نیفتم. بارها بهم پیشنهاداتی میشد که بیا اینکارو انجام بده ماهی فلان مبلغ اونم به دلار گیرت میاد ولی همیشه این گفته شما پررنگ خودشو بهم نشون میداد و من اون پیشنهادات را قبول نمیکردم.
خداراشکر واقعا.
استاد خیلی دوستتون دارم. و امیدوارم همیشه سلامت و سربلند و باعزت باشین.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام سلام سلام به بهشت روی زمین
شکرگزار خداوندم از حضورم اینجا ، بودن این بهشت و هدایتم ، و حضور دست بی نظیر الهی و بیان آگاهی های الهی به بهترین شکل .
استاد واقعا در این فایل به جایگاه فعلی تون ، میزان تغییرات تون از قبل تا الان و قوی و ریشه ای بودن نگاه و باور توحیدی شما رو از قبل بیشتر حس میکنم چرا که انقدر تغییرات رو پذیرفتید پیش رفتید و خلق کردید هر آنچه دوست داشتید و لذت میبرید
و بسیار اتفاق زیبایی هست که چنین الگوی بی نظیری رو میبینم ، یاد میگیرم الهی شکر
و چ باور زیبا و قوی هست اینکه اگر اعتبار ، ثروت ، شهرت و ... نباشد تغییر کند ، خلق میکنم ، راه پیدا میکنم و خداوند هدایت میکند باور ب توانمندی خودمان ، عزت نفس داشتن ، نگاه توحیدی ریشه دار
چقدر تسلیم بودن ، رهایی ، توکل در این حس و باور هست .
و چقدر این نگاه دنیا رو زیباتر میکند چقدر آدم های این مدار رو قوی تر میکند
و آدمی با این باور واقعا در یک نوع جنس مدار و فرکانس هست ک واقعا درصد کمی از افراد درک کردن
یک مثال از صحبتهای استاد ک همیشه گوشه ذهنم هست برای زمانی هست که بخاطر برخی اتفاقات در ایران و تغییرات و … به استاد میگفتن اگر به هر دلیلی شرایط تغییر کرد و شما به ایران برگشتید (سالهای قبل این صحبت شده بود) راهکار شما چیه ، چ خواهید کرد ؟ و پاسخ استاد این بود ک بنا ب شرایط چنین اتفاقی پیش بیاد میپذیرن و فارغ از صحبت های کلی باز هم مسیر وراه خودشون رو میرن و برایشان این تفاوت فضا ک آمریکا و ایران تفاوت ندارد و با توجه باورهای الهی و نگاه توحیدی شرایط دلخواه رو خلق میکنند ، ک البته استاد این موضوع را در عمل نشان دادن ولی همیشه این موضوع در ذهنم هست و در دوره روانشناسی ثروت 1هم خیلی قوی در موردش صحبت شده ، اما این نگاه توحیدی اصل همیشه گوشه ذهنم هست ک در هر جا ، هر شرایط ، فقط از خداوند هدایت بگیرم و شرایط دلخواهم را خلق کنم.
به نام خدای مهربان
سلام با استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
مدیریت دو خرابکار ذهنی با نامهای ترس و طمع
🪴شما چه ترسهایی داشتید که تونستید ازش بگذرید و توضیح بدید که چطور بر ترسهاتون غلبه کردید و توضیح بدید که کدام دورهها بیشتر کمک میکنه برای غلبه بر ترس
من یه توضیحی بدم همه ما یه سری ترسها رو داریم یعنی همیشه این ترسها با ما هستن
یعنی هیچ وقت نیست که این ترسها از بین بره ما در عین حالی که میترسیم عمل میکنیم یعنی ترس هست
شما توی داستان پیامبران و قرآن هم نگاه میکنید میبینید که اون ترسها بوده ولی در حالی که میترسیدن توکل میکردن و حرکت میکردن
ترسهای زیادی بوده مثلاً من توی زندگیم خیلی کارها رو کردم که نیاز به شجاعت داشت
مثلاً من یادمه یکی از دوستامون هست این بنده خدا خیلی ساله که میخواد مهاجرت کنه بعد همش میگه چه جوری من چیکار کنم چه جوری باشه چه جوری نباشه و فلان و اینا
بعد من میگم خب مثلاً تو یه سری ترسها داری باید برش غلبه کنی مثلاً ترس داری که اونجا من چیکار کنم بیزینسم چی میشه فلان چی میشه خانواده زندگی بچهها چی فلان خیلی ترسها رو داری
یعنی یه سری خواستهها داری مثل همون داستانی که خودم بهتون گفتم یه سری خواستهها داری ولی یه عالمه ترمز هم داری پات رو گذاشتی روی گاز از اینور هم روی ترمزه
باید بر ترسات غلبه کنی
مثلاً باید اینجوری فکر کنی که باید توکل کنی بگی به امید خدا میام و شروع کنی.
یه حرفی بهم زد خیلی خندهدار بود گفت ببین حالا به یک اصطلاح خیلی خودمونی تر گفت ببین همه که شجاعت تو رو ندارن که
تو یه روشی بگو که به من بخوره
مثلاً در عین حالی که این شجاعت رو نیاز نداره من به هدفهام برسم من بهش گفتم ببین من روشی رو که به تو بخوره رو ندارم من روشی رو که جواب گرفتم رو دارم ازش روشی که نیاز داره به شجاعت نیاز داره به ایمان
واقعا من بلد نیستم من نمیدونم راه دیگه ای رو
من اینو میدونم که وقتی آدم میخواد به یک خواستهای برسه و واقعاً براش مهمه باید بهاش رو بپردازه باید ایمانش رو نشون بده من اون موقع که رفتم بندرعباس واقعاً هیچ گونه اصلاً هیچ اطلاعاتی نداشتم که اونجا چه اتفاقی میخواد بیفته فقط میدونستم که این تغییره باید رخ بده و میدونستم که خداوند به من کمک میکنه و همون بحث عزت نفس که میگم اینقدر مهمه میدونستم که توانایی حل مسئله رو دارم میریم درستش میکنیم
میریم انجامش میدیم
یعنی با اینکه خیلی از این قوانین رو نمیدونستم اون موقع به خاطر همینم یه سری بلاها سرم اومد تا تونستم رشد کنم چون اگر قوانین رو میدونستم خیلی راحتتر اتفاق میافتاد
ولی چون قوانین رو نمیدونستم زجر هم کشیدم در عین حالی که داشتم رشد میکردم ولی بعد که قوانین را دونستم زجر نکشیدم و رشد کردم این خیلی فرق میکنه ولی این ایمان و این شجاعت توی وجود من بود که بریم حلش میکنیم اون موقع که اومدم تهران من تمام زندگیم رو گذاشتم و اومدم از صفر از تهران شروع کردم.
میدونید من میگم درست میشه یه راهی پیدا میشه یه جوری حل میشه
یعنی اون عزت نفسه اون ایمان به خداونده اون توکله کمک میکنه که آدم بتونه به قول بعضیها بیکله بزنه یهویی همه چی رو رها کنه بره سراغ یه موقعیت جدید
و من خیلی جاها این شجاعت رو به خرج دادم البته خیلی جاها هم خب بالاخره ترسهایی بوده ولی خیلی کم خیلی کم گذاشتم ترسها بر من حکومت کنن
خیلی کم
به محض اینکه احساس میکردم یه تغییری باید ایجاد بشه اون تغییر رو میدادم انصافاً ترس خاصی ندارم از تغییر ترس خاصی ندارم چون ترسها توهمن
چون ترس از تاریکی ترس از جن ترس از یک کسب و کار جدید ترس از موقعیت جدید ترس از آدمهای جدید ترس از مریض شدن یه عالمه ترسها واقعی نیستند
توهمن
توهماتی هستن که افراد دارند و باعث میشه که جلوی حرکتشون جلوی پیشرفتشون گرفته بشه
من خدا را شکر هی روی ایمانم دارم کار میکنم و به نسبت خیلیها ترس خاصی ندارم و اگرم ترسی باشه سعی میکنم سریع اقدام کنم سعی میکنم بهش حمله کنم وقتی یه چیزی میبینم داره منو درگیر میکنه میترسونتم سعی میکنم با تمام وجود بهش حمله کنم و درگیر بشم
این ترسها این نگرانیها این شکها این دودلیها اینا همش ابزار شیطانه
اینا کار شیطانه
کسب و کار شیطان با همین چیزا میگذره دیگه و ما هستیم که باید ترسهامون رو برش غلبه کنیم.
ما هستیم که باید ایمانمون را تقویت کنیم و دوره عزت نفس بسیار بسیار دورههای خوبی هستند برای غلبه بر ترس
وقتی شما کار کنید روی خودتون و اون باورها رو ایجاد کنید واقعاً هیچ ترسی وجود نداره و متوجه میشید که همه ترسها توهمن
عزت نفس بسیار بسیار کمک میکنه به شما برای غلبه بر ترسها و بعد به جایی میرسید مثل الان من که الان هرچی فکر دارم از اون موقعها میکنم جدیداً چه ترسی توی این چندین ساله چه ترسی بوده که منو درگیر خودش کرده
مثلاً یکی از ترسهایی که داشتم ترس از حرف مردم بود که من در مورد داستان جداییم گفتم همون ترسهایی بود که منو درگیر میکرد یکی از پاشنههای آشیلم کلاً حرف مردمه الان خیلی خیلی بهتر شده ولی من همیشه گفتم پاشنههای آشیل رو هیچ وقت نباید بگید خوب شده چون پاشنه آشیل هیچ وقت خوب نمیشه میتونید بگید بهتر شده یا دارم روش کار میکنم یا دارم بهتر میشم چون اگر فکر کنی خوب شده دیگه کار نمیکنی روش خیلی بهتر شده شاید مثلاً شما پیش خودتون بگید عباس منش که اصلاً ذرهای برای حرف مردم ارزش قائل نیست ولی واقعیتش اینه که این یکی از بزرگترین پاشنههای آشیل من در گذشته بوده بازم به خاطر افکاری که پدرم داشته و الان خیلی خیلی بهتر شده سالهاست که خیلی بهتر شده
یعنی دقیقاً نتایجی که به وجود اومد توی زندگیم به خاطر اینه که این ترسها بهتر شده یعنی خیلی راحت تونستم ازشون بگذرم یعنی خیلی ترسها کمتر شد نمیتونم بگم ازشون گذشتم خیلی ترسها کمتر شده خیلی قدرتشون رو از دست دادن و این نتایج به وجود اومد ولی نمیتونم بگم از بین رفت هست و باید همیشه روش کار کرد.
ولی ترس دیگهای غیر از این ترس که الان توی ذهن من باشه مثلاً مثل ترسهایی که اغلب افراد دارن مخصوصاً ترس از تغییر ترس از شروع یک مسیر جدید اینکه اصلاً من به هیچ عنوان پاشنه آشیل من نبوده ترس از تغییر به هیچ عنوان
من خیلی راحت با تغییرات کنار میام خیلی راحت استقبال میکنم از تغییرات هر تغییری باشه جدایی توی رابطه عاطفی باشه
کسب و کار باشه
مدل زندگی باشه
روابط باشه هر تغییری که قرار شد توی زندگیم رخ بده من اصلاً نگرانش نیستم
یعنی به خاطر همینم مثلاً هیچ وقت توی زندگیم به موضوعات ایستا نگاه نمیکنم مثلاً بگم من خوشبختم به خاطر اینکه این چیزها رو دارم
مثلاً اگر همین فردا هر آنچه که دارم توی زندگیم از لحاظ مالی هر آنچه که دارم اعتبار شهرت هرچی که هست هرچی که به نام عباس منش هست به خاطر اعتبار و شهرت هرچی بحث پول ثروت ملک املاک دارایی هرچی که هست ازم گرفته بشه من ترس خاصی ندارم از اینکه این اتفاق بیفته واقعیتش این چیزایی که روش کار شده که این اتفاق افتاده قبلاً اینطور نبوده الان با تغییرات اوکی هستم میگم میسازم دوباره میگم پیش میریم اتفاقات خوب میفته خدا بهم کمک میکنه.
چون همه اینا هم موقعی به وجود اومد که حرکت کردم اینا که قبلاً نبوده
حالا اعتبار ثروت
اینا هیچ کدوم قبلاً نبوده که،
به وجود اومده خلق شده
میگم دوباره خلقش میکنم
خدا که عوض نشده
قانونش که عوض نشده
همون سیستم هست دوباره خلقش میکنیم حالا اگر به هر دلیلی هم بره بازم خلقش میکنیم
یعنی ترسهام خیلی خیلی توی این زمینه کمه خدا رو شکر دلیل پیشرفتم هم همینه که روی اینا کار شده یعنی بهتر شده بقیه ترسهام هم که که اعتقادی ندارم که بخوام بترسم یا ترس از چشم زخم اصلاً کلاً چیزهایی که میره توی فضای متافیزیکی و این داستانهایی که مثلاً یه رابطههای متافیزیکی یا ترسهای متافیزیکی خیلی خوب روش کار کردم خیلی خوب روش کار کردم اصلاً نگران نیستم یا مثلاً ترس از پیری و ترس از بیماری ترس از اینکه یکی ترکم کنه تنهایی اصلاً اینا خیلی خوب شده اینا همشون معضل بوده.
ولی همون صحبتهایی که توی دوره عزت نفس گفتم و اینا کمک کرده که الان خیلی قدرتمندتر شدم به اندازهای هم که شما ایمانتون قویتر میشه ترسهاتون کمتر میشه خب نتایج بهتر میشه دیگه
میگم نتایج وقتی میاد که این ترسها تغییر کرده باشه و باز هم نمیتونم بگم که ضد ضربه هستم اصلاً اینطور نیست ممکنه اگر روی خودم کار نکنم سریع نجوا شروع بشه این ترسها قدرت بگیره همون ترسهایی که الان میگم روشون کار کردم خیلی بهتر شدن اگر روی خودم کار نکنم اگر ایمانم را تقویت نکنم اگر هم ورودیهام رو کنترل نکنم مسلماً این ترسها شروع میشه به رشد کردن و ممکنه دوباره منو خفه کنه مثل خیلیهای دیگه و قدرت انجام حرکتهای بزرگ را از من بگیره و منو فریز کنه به قول آمریکاییها نتونم دیگه حرکتی بکنم ولی خدا را شکر به خاطر اینکه دارم کار میکنم روی خودم خیلی خیلی ترسهای کمی دارم و خیلی راحت خداوند لطف میکنه و اتفاقات خوب رو برای ما رقم میزنه.
نگار:
“یکسری شرکتهای جدید اومدن که خیلی کمک میکنن آدم ثروتمند بشه، خیلی سودهای خیلی خوب میدن، یکسری سرمایه گذاری دارن یک سری کشورها انجام میدن، شما نظرتون در موردش چیه
من یه توضیحی بدم، اون دوستانی که از دوره روانشناسی ثروت 1 استفاده کردن، اصلاً کلاً دوره های ما رو استفاده میکنن، غیر از اینکه یه عالمه اتفاقات خوب برای خودشون رقم میزنن، از یه عالمه ضرر جلوگیری میکنن
یعنی الان درگیری هایی هست که موسسه کاسپین و ثامنالحجج یا موسسه مالی اعتباری هست تو ایران، یا یه مدت مثلا گولدکوئیست بود هر بار توی منطقه جنوب خوزستان سیدها، یه مواردی بود که معروف شد به بحث سیدها خلاصه هر بار یه همچین داستانی بوده
یه مدتی توی تهران یادمه بحث کِرم کمپست بود،
اون دوستانی که از روانشناسی ثروت یک استفاده کردن و باور کردن احتمالا این ضررها رو نکردن چون ضرر ها اغلب خیلی برای بعضی ها که کل زندگی خودشون و فک و فامیل شون رو هم دادن
من یادمه یکی از فامیلهای نزدیک خودمون که توی همین بحث کِرم بود، یه چیزایی که میگفتن مواد مغذی باکِرم تولید میکنیم، مواد گیاهی درست میکنیم، کود گیاهی درست میکنیم، بعد میفروشیم
این بنده خدا رفته بود توی این داستان و اینجوری بود که یارو بهش گفته بود که تو بیا این ها رو بخر، این باکس های تولید کود رو، بعد من خودم ازت وقتی که محصولش تولید میشه، من خودم ازت میخرم. اینقدر هم بهت سود میدم
بعد یارو گفته بود اینها ی جای خاصی میخواد من اینها رو چه جوری نگه دارم؟
گفت اشکالی نداره من خودم اصلا برات نگه میدارم، تو بخر، من دوستت دارم، عاشقتم، این ها رو برات نگه میدارم، سودش رو هم بهت میدم اولش طرف شک داشته و مثلاً 100 هزار تومان داده، بعد ماه بعد اومده گفته بیا این 20 هزار تومن سود 100 هزار تومن توست.
و گفته بود اگر من 100 هزار تومن رو بخوام، تو ازم میخری باکس ها رو، گفته بود آره
و یواش یواش طرف اعتماد کرده بود. گفته بود که پس این 100 هزار تومن رو بگیر، این 20 هزار تومن رو هم بگیر، من 80 هزار تومن دیگه هم دارم یه باکس دیگه هم اضافه کن
خلاصه همینجوری رفته بود و دیده بود ماه بعد روی هر 100 هزار تومن، 20 هزار تومن سود میگیره و میگفت اگه یک میلیون بدی 200 هزار تومن بهت میده، ده میلیون تومن بدی 2 میلیون تومن سود بهت میده،حالا درصدش رو دقیقا نمیدونم که20 درصد بود، ولی یک عدد خیلی خوبی بود که خیلی خیلی اغواکننده بود
بعد این آقا اومده بود کل زندگیش رو فروخته بود پول کرده بود، داده بود به این یارو، گفته بود این خودش برام نگه میداره سودش رو هم بهم میده هر وقتم بخوام پولم رو بهم میده. بعد یواش یواش رفته بود به فک و فامیل و دوست و آشنا هم این قضیه رو گفته بود که میخواهید پولدار بشید یه آدمی رو میشناسم، معجزه کرده و به تور ما هم خورده، فقط هم با من کار میکنه”
“و بیاید و پول هاتون رو بدید به من، من بدم به این سود تون رو بگیرید. من بهتون سود تون رو میدم
خلاصه پول اونها رو هم گرفته بود، پول اینها رو هم گرفته بود، وعده به اون هم داده بود و کلی پول چند صد میلیون تومان اون موقع چند سال پیش گرفته بود داده بود به این آقا
این آقا هم در یک روزی غیبش میزنه و پول ها هم میره و کِرم ها همش فیلم و کاسبی بوده و این بنده خدا کل زندگیش رو از دست میده
تازه هم ازدواج کرده بود. از فک و فامیل های خانمش هم کلی پول گرفته بود و شما دیگه تصور کنید که زندگی چه جهنمی میشه.
و این جوون در شروع یک زندگی مشترک، بدهکاری میشه که جد اندر جدش هم کار کنن نمیتونن پرداخت کنن و چقدر بحث و درگیری و ناراحتی توی فک و فامیل و دوست و آشنا اتفاق افتاد
فقط به خاطر اینکه یک قانونی رو که من در موردش در روانشناسی ثروت 1 به نام ترفند پونزی کامل توضیح دادم که این ترفند یه جوری کار میکنه یک میلیون سال قبل اگر کسی ازش استفاده میکرد جواب میداد یک میلیون سال بعد هم اگر کسی ازش استفاده بکنه جواب میده یعنی اینقدر ملت طمع کارن، اینقدر عجولن،اینقدر زود میخوان
مدار ها رو طی کنن و زود پولدار بشن و اینقدر قوانین رو درک نمیکنن که خلاصه این ترفند پونزیه گریبانگیر همه خواهد شد.
مگر اینکه شما بدونید قانون جهان هستی چیه و جلوی ضرر رو بگیرید.
مثلاً توی کامنت هایی که بچه ها میذارن که استاد من یه ایده ای به ذهنم رسیده، ایده خیلی فوق العاده ایه، صد میلیارد تومن سود داره برای من، یه ساله برای من 100 میلیارد میسازه، من الان مشکلم اینجاست، فقط ایده برای اینکه اجرا بشه یه 50 میلیون تومان پول میخواد، من الان کل داراییم 23 هزار تومنه، اگر یکی این 50 میلیون تومان رو به من بده، من توی یک سال 100 میلیارد میسازم
ببین استاد من کی ام که یه همچین ایده ای به ذهنم رسیده، شما توی دوره هاتون اشتباهی گفته بودید که نه تو مدارهای ثروت، انسان ها ایده هایی به ذهنشون می رسه که در مدار خودشون باشه، ولی من میخوام به شما بگم، شما اشتباه کردی، من الان یه ایده 100 میلیاردی به ذهنم رسیده .
این حرفها از اون حرفایی هست که بچه ها هنوز نیاز دارن تا بخورن زمین تا بفهمن
یعنی اونایی که قانون رو درک میکنن، این جاها نمیخورن زمین، اینجوری هم فکر نمیکنن.
مثلا در مورد قانون تکامل.یعنی میخوام بگم که یه عالمه آگاهی به شما داده میشه توی این دورهها، دلیل اینکه من به لطف خدای مهربان هیچ کدوم از این رکب ها رو نخوردم و هیچ کدوم از این بلاها هم سرم نیومده و همینجوری رشد پشت رشد بوده، هیچ کدام از این داستان ها رو هم نداشتم، اینه که سعی کردم به قانون عمل کنم
تا جایی که تونستم سعی کردم به قانون عمل کنم و همینطور رشد بهتر بوده.
این ترفندها اصلاً کلیتش اینه که آقا ما به یک دلیلی میتونیم سود بیشتر از سود عرف بازار به شما بدیم به یه دلیل
حالا این دلیله میتونه هر فیلمی باشه، یه ایده جدیده، ی اختراع جدیده، یه سرمایه گذاری جدیده، یک کِرمهای جدیده
خلاصه انتهایی نداره، ایدههایی که میتونن به شما بدن .
ولی کلیت قضیه اینه که آقا ما یه راهی پیدا کردیم که مثلاً اگر بانک به شما اینقدر درصد سود میده ما دو اِن درصد سود میدیم، سه اِن درصد سود میدیم. به هر ترتیبی این حرف رو شنیدید فرار کنید از طرفش، یعنی اصلا بقیه اش رو نشنوید یعنی نذارید که شما رو اغوا کنن.
مثلاً توی همین داستان موسسه مالی و اعتباری مثلاً میومدن میگفتن که آقا ملک شما چند؟؟
و طرف میگفته که 2 میلیارد ارزش داره، بعد موسسه میومده میگفته، من سه میلیارد میخرم یعنی یک میلیارد بیشتر از قیمتی که خود فروشنده روی ملکش گذاشته، یعنی خود فروشنده با خوشبینی گفته من 2 میلیارد میفروشم
بازار شاید ازش یک ونیم میلیارد هم نمیخریدن ولی خودش گفته من دومیلیارد بخرن خوشحال و راضی ام
بعد این موسسه میگفته 2 میلیارد چیه، من ازت 3 میلیارد میگیرم، میفروشی و اونم قبول میکرد و موسسه گفته ولی بیست درصدش رو مثلاً بهت میدیم یا این درصدش رو بهت میدیم حالا 20 درصد 30 درصد 40 درصد بقیه اش رو به عنوان سهام به عنوان حساب، توی موسسه مون بزار سود اون رو هم بهت میدیم.
یعنی این ترفند پونزی هم میخوام بگم چقدر حالت میتونه داشته باشه، هرچیزی که یه همچین شکلی داره که یه چیزی بیشتر از سود بازار میخواد به شما داده بشه، این یک ترفند به نام آلفردو پونزی، یک ایتالیایی که توی آمریکا بود که این داستان رو راه انداخت و حالا این چیزی که ثبت شده قبلا هم به شکلهای مختلف بوده. حالا این دیگه شورش رو در آورد که اینقدر معروف شد.و کلی کلاهبرداری کرد
و یکی از اون مواردی که من در دوره روانشناسی توضیح دادم و هزاران هزار مورد های دیگه بوده فقط یکیش اینه. که به خاطر همینه که میگم غیر از اینکه شما از لحاظ مالی پیشرفت میکنید، در بدترین حالت اینه که این ضررها رو نخواهید داشت.
یعنی چون قلق ترفند پونزی رو میفهمی تا میفهمی و میتونی بفهمی این الگوهه
همون الگوهه، میگی آقا ممنون، خداحافظ شما
تمام اونهایی که گرفتار ترفند پونزی میشن از فقرا هستن.
هیچ ثروتمندی گرفتار این داستان نمیشه،
حداقل من نشنیدم که یه آدم پولدار، یه آدم ثروتمند درست و حسابی،نه یک آدمی که حالا دو قرون دوزار داره از نظر بعضی ها ی زره وضعش تو فامیل بهتره
یه آدم درست و حسابی تا حالا ندیدم که یک بار گول این ترفند رو خورده باشه و کل دارایی اش رو بده و چند برابر بشه
تمام این اتفاقات هم توی کشور جهان سوم میفته یعنی باز توی آمریکا من نشنیدم جدیداً توی این سالها که یه همچین چیزی باشه، ولی توی ایران ماشالا از در و دیوار
نه توی ایران فقط، توی خیلی کشورهای دیگه این اتفاق میفته،
یعنی میخوام بگم اونایی که در مدار فقر هستن، اونها گول این داستان رو میخورن، به خاطر مداری که توش هستن این چیزها توش هست این فریب ها و دغل کاری ها، این داستانها.
اونی که توی مدار ثروته، موقعیتهای شغلی و ثروتهای بیشتر و ایده های بهتر تو زندگیش هست.
دورهها به شکلی طراحی شده که شما رو به سمت خوشبختی میبره، از اون طرف هم مراقبت میکنه که شما پایین نیفتی، نه تنها بالا میبره، بلکه جلوی پایین افتادن شما رو هم میگیره، حالا هر چقدر که میخوای بری بالا برو بالا.
من الان توی زندگیم، اونایی که منو میشناسن گذشته منو دیدن، حال منو دیدن، میدونن چقدر همه چیز تو زندگی من راحت اتفاق میوفته، بدون هیچ حاشیه و دردسر و داستان، همه چیز راحت تازه میگم 5 درصد این باورها نهادینه شده که این اتفاقات داره میوفته، ببین اگه بیشتر بشه چه اتفاقاتی میوفته،
استمرار، استمرار، استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب، مقاومت نداشتن، کنترل ورودی های ذهن و حرفهای جامعه رو نشنیدن، این کلیده
کلید خوشبختیه، کلید سعادته، کلید ثروته.
“بارها و بارها توی قران گفته شده که حرف چرت و پرت رو نشنوید، نباشید توی اون جمع، جلوش رو بگیرید. بارها و بارها به شکلهای مختلف این آگاهی ها توی قرآن داده شده
شما داستان پیامبر اسلام رو نگاه کنید. تکامل پیامبر اسلام رو نگاه کنید. از سن 20 سالگی تا 40 سالگی بره توی غار، سالی یک ماه، سالی 30 روز بره کار کنه، آروم آروم تکاملش رو طی کنه، به یه جایی برسه که ظرفش جواب بده که الهامات رو از طرف خداوند دریافت کنه”
به نام خدایی که همواره ما را هدایت می کند
سلام بر استاد جان
سلام بر مریم جون
سلام بر همه دوستان عزیزم
خدا روصد هزار مرتبه شکر به خاطر این دسته بندی جدید ارتقاء به مدار بالاتر
من این فایل ها رو قبلا بارها گوش دادم وبا خودم بررسی کردم اما الان انگار اولین بار میشنوم و دریافت بهتری دارم.
ترس یکی از ابزار های راهبردی شیطان است.
من. خیلی در بعضی زمینه ها می ترسم به ویژه حرف مردم البته خداروشکر بهتر شدم ولی باز هم این ترس بر من تسلط داره. در زمینه تغییرات خیلی با آغوش باز به استقبال آنها میرم و خودم دست به تغییرات میزنم از همه ابعاد زندگی از تغییر عکس روی موبایل ام گرفته تا تغییر ورزش محل زندگی. حذف بعضی از افراد از زند گی ام تا تغییر افکار وباورای اشتباه و…
ترس از حرف مردم باید بر روی عزت نفس واحساس لیاقت ام بیشتر. تمرکزیکار کنم از خداوند می خواهم در این مسیر به آسانترین راه هدایت ام کنه آمین
در مورد طمع خوشبختانه تا حدی از این اغوای شیطانی دور هستم. ودر عمل هم اجرا می کنم مثلا یکی از دوستان ام در باشگاه به من پیشنهاد داد به طور مثال 50 میلیون بزار برای موسسه تولید بازیهای گیم بعدش اونا ماهی فلان مبلغ سود بهتون میدن ومن همون لحظه یاد حرف استاد درمورد ترفند پونزی وطمع ورزی افتادم چون این مطلب توی روانشناسی ثروت 1 که یکی از اعضای خانواده ام خریده بودن. منم گوش دادم و خداروشکر عمل کردم
خداروشکر در زمینه کنترل ورودی های ذهنم خیلی مراقبت میکنم وسعی میکنم نکات مثبت دیگران وهر انچه اطراف ام هست ببینم ودر گروهایی که عضو هستم به مناسبت ورزش یا مثلا کلاس زبانم فقط مطالب مربوط به همون حوضه کاری می خونم وبقیه رو باز نمی کنم از این جهت خودم رو ایزوله کردم که البته این نتیجه عمل به دستور العمل های استاد جانم بوده است
خدایا شکرت به خاطر قوانین بسیار آسان راحت وقابل درک و اجرا
گام چهارم از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر – مدیریت دو خرابکار ذهنی به نامهای ترس و طمع
به نام خداوندی که ساکن قلب هاست
سلام استاد عزیز و مریم جانم
خداروشکر میکنم که با گام چهارم این پروژه همراه هستم.
من نتایج تعهد و بودن در این مسیر رو تو همین یکی دو روزه دارم میبینم و حس میکنم.
ایده ها و تمریناتی رو بهش هدایت شدم برای انجام که برای من نشان از حمایت کائنات از بودنم در این مسیره و مریم جان حس میکنم مدار من با همین 3 گام هم بالاتر رفته .
حس و حالم عالیه و خدارو صدهزار بار بابتش شکرگزارم.
درک و دریافتم رو از آگاهی های این فایل طبق قولی که به خودم در مسیر این پروژه دادم مینویسم :
سوال اول-معرفی راهکارها و دوره ها برای گذر کردن از ترس
————–
نباید اینطور فکر کرد که برای اقدام و عمل ترسی نباید وجود داشته باشه ، افرادی که نتیجه میگیرن با وجود ترس هاشون اقدام میکنن .
چه عاملی این شجاعت رو برای اقدام کردن به این افراد میده؟
این باور که خدا در این مسیر به من کمک میکنه.
من نمیدونم چطوری ولی راهش بهم گفته میشه و به جواب درست و مسیر درست هدایت میشم.
این باور از ایمان به قدرت خداوند میاد.
بدون اینکه ایده ای داشته باشی از چطور و چگونگی، شجاعت به خرج بدی و در مسیر قدم بگذاری.
حالا اگه در این مسیر قوانین رو هم بدونیم و در عمل ازشون استفاده کنیم ، لازم نیست در این مسیر زجر بکشیم تا رشد ما اتفاق بیفته.
یه راه دیگه ای که بهمون در این مسیر کمک میکنه اینه که به یاد بیاریم چه زمانهایی بوده که از یه موضوعی ترسیدیم ولی اقدام کردیم و بعد متوجه شدیم اون ترس موضوعیتی نداشته و یه توهم بوده.
پیدا کردن این الگوها به ذهن ما کمک میکنه که بپذیریم ترس های ما واقعی نیستن و توهمن.
و به این روش شجاعت پیدا میکنیم برای اقدام کردن و ایمان و توکل و عزت نفس داشتن هم تو این مسیر ما رو پشتیبانی میکنن و پیش می برن.
چیزی که خیلی مهمه اینه که تو این مسیر باید حواسمون جمع باشه که ما همواره باید روی کم رنگ تر کردن ترس هامون کار کنیم تا اون ترس ها قدرتشون رو از دست بدن
و نباید با کم تر شدن قدرت این ترس ها ، خودمون رو بی نیاز از کار کردن تو این مسیر بدونیم.
کار کردن روی ترس ها یه روند دائمی و اگه ما کنترل ورودی هامون رو جدی نگیریم این ترس ها دوباره مثل رشد علف های هرز برمیگردن و قدرت میگیرن.
سوال دوم-تحلیل شرکت ها و موسسه های زودبازده برای رسیدن به ثروت
————–
بودن در مسیر درک قوانین و استفاده از آگاهی های دوره ها و عمل به اونها ، نه تنها ما رو به ثروت و نعمت میرسونه
بلکه با درک کردن اصل و تشخیصش از فرع ، باعث میشه جلوی کلی ضرر و زیان مالی و هدر رفتن انرژی هم گرفته بشه.
تسلط و حضور ذهن داشتن به قانون تکامل باعث میشه برای رسیدن به نتایج عجول نباشیم
و طمع نداشته باشیم و به دام ترفندهای مختلفی که به یه روشی خارج از عرف، ادعای پرداخت سود بیشتر رو دارن نیفتیم.(انواع ترفندهای پونزی)
ایجاد عجله همیشه یکی از ابزارهای اصلی شیطانه که با شناخت خوبی که از این پاشنه آشیل همه ی ما انسانها داره مدام در ما این طمع رو به وجود میاره که راه های سریع رو بدون طی شدن تکاملمون امتحان کنیم و نتیجه ش هم که مشخصه.
ما تنها زمانی میتونیم جلوی این حیله های شیطان رو بگیریم که درکمون رو از قوانین افزایش بدیم و بهشون مسلط باشیم.
اونوقت میتونیم الگوهای چنین روش هایی رو تشخیص بدیم و ازشون اعراض و دوری کنیم و وارد دامش نشیم.
ما باید بپذیریم که کلید رسیدن به سعادت و ثروت به شرط استمرار و ایجاد باورهای مناسب، کنترل ورودی های ذهن،دوری از جمع هایی که در اونها حرف های لهو زده میشه در دسترس ماست و هیچ راه سریع و زودبازده دیگه ای وجود نداره.
ممنون از توجهتون به کامنت من دوستان
در پناه الله یکتا باشیم همگی :)