مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 58 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف253MB49 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف48MB49 دقیقه














بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
راستی استادصحبت ازرشوه واینهاشدمیخواستم اینم بگم بازم برای یادآوری خودم
من استادبی نهایت خط قرمزم هم هست به کسی باج بدم یارشوه بدم و خداروشکرازبچگی هم همینطوربودم وتومدرسه گرفته وتوکاروتوزندگی وتوخدمت سربازی وخیلی جاهابهم پیشنهادمیشدرشوه و… اینجورچیزها، اماباتوکل به خداوندهمه چی اوکی میشدوازاین داستانهاتوزندگیم زیادشده اماباایمان به خدام حل شده و گفتم اینم بگم وبازیادآوری خودم بکنم که یکی ازعوامل موفقیتم هم ،به نظرخودم همین بوده ودوست داشتم اینجامطرح کنم شایدبدردکسی بخوره
دوستون دارم/یاحق
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جانان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
مفهوم « ایمان + عمل صالح » در مسیر هدف.
« ایمان » یعنی تسلیم .
تسلیم یعنی پذیرش تمام اتفاقات زندگی.
کسی که پذیرش اتفاقات رو داره یعنی آدم صبوری شده و در نهایت آرامش داره و سعی میکنه احساسات بد خودشو کنترل ، و به احساسات بهتری تبدیل کنه.
کسی که تمامی اتفاقات زندگیشو میپذیره یعنی به خدا و قوانین جهان اعتماد کرده.
و اما « عمل صالح» :
عمل صالح میتونه هر عملی باشه که ما رو به احساس خوب ببره و بسته به چن مورد یا موردهایی نیست . در واقع عمل صالح به بینهایت عمل خوب ، گفته میشه.
که در بهبود شخصیتی ما تاثیر بسزایی داره و منجر به تقویت ایمانمون میشه .
در واقع پل رسیدن به خداوند، اعمال صالحی هستن که انجام میدیم . به میزانی که اعمال صالحمون بیشتر باشه به خداوند نزدیکتر و ایمانمون قویتر خواهد شد .
برای داشتن اعمال صالح باید افکار و باورهای مناسبی تو ذهنمون بسازیم .
باورهای قدرتمند کنندهای که باعث بشه از پس همه ی مشکلات و مسائل سخت زندگی بر بیاییم.
عمل صالح همونطور که از اسمش مشخصه انجامش حس خوبی به آدم میده و این حس خوبه که باعث میشه اعمال صالحت ادامهدار بشه و به خداوند نزدیکتر بشیم.
در گذشته وقتی بهمون گفته میشد عمل صالح انجام بدید فکر میکردیم کارای سخت سخت باید انجام بدیم تا جزع عمل صالحمون محسوب بشه .
مثلاً مثل خوندن نمازهای واجب ، روزه گرفتن ، قرآن خووندن ، رعایت حجاب ، نیکی به پدر و مادر ، بخشش ، ایثار و فداکاری ،امر به معروف و نهی از منکر ،کمک به نیازمندان و مستحقان و موارد دیگه ….
در اینکه بعضی از این مواردی که گفته شد رو با دل و جون و با حس خوب انجام بدی که عمل صالح خطاب بشه شکی نیست .
اما این اعمال چیزهایی بودن که بهمون گفته میشد و ما انجامش میدادیم ولی الان متوجه شدیم برای هر عمل صالحی ما آزادیم و حق انتخاب داریم که با تشخیص و درک خودمون اعمالی را انجام بدیم که به خاطرش حس خوب بگیریم.
هیچ وقت به این فکر نمیکردیم که اگه جایی کسی کمکمون کرده و موضوع و مشکلی رو برامون حل کرده از سمت خداوند بوده و بیشتر سپاسگزار اون شخص بودیم تا خداوند!
معنا و مفهوم شرک رو جور دیگه ای یاد گرفته بودیم.
به آدمهایی که خدا رو قبول نداشتن مشرک میگفتیم در حالی که خیلی جاها تو زندگیمون شرک ورزیدیم.
جاهایی که ناامید شدیم . جاهایی که به قدرتش ایمان نداشتیم . جاهایی که اعتبار هر چیزیو به خودمون و یا به دیگران دادیم ، همه و همه شرک محسوب میشد. خب این آگاهی رو امروز پیدا کردیم . متاسفانه در گذشته نگاهمون به این قضیه جالب نبود و ناآگاهانه شرک میورزیدیم.
جاهایی که تابع افکار و باورهای اکثریت بودیم و خیلی وقتا احساس نارضایتی و ناسپاسی از اوضاع زندگیمون داشتیم و حتی جاهایی که تمرکزمون روی کمبودها و محدودیتهایی بود که داشتیم در واقع شرک میورزیدیم .
اینجور وقتا با واژههایی مثل ایمان ، صداقت ، درستکاری و کنترل ذهن و رها کردن و سپردن و احترام به حق و حقوق و اعتقادات دیگران و با خیلی از موضوعات شخصی دیگه بیگانه بودیم .
بعد تعجب میکردیم که چرا سلامت نیستیم ؟!!! چرا ثروتمند نمیشیم ؟!!!! چرا دیگران با ما روابط خوبی ندارن ؟!!! چرا خوشبختی رو تجربه نمیکنیم ؟!!!
مشکل همه ی ما این بود که همیشه نگاهمون به افکار و باورهای عموم جامعه بود. به چیزهایی که تو فرهنگ و اجتماع باب بود . کمتر به علایق و سلایق و اعتقادات درونی خودمون توجه میکردیم . بیشتر طبق اصولی که بهمون تحمیل میشد و یا مورد تایید واقع میشد توجه میکردیم و پیش میرفتیم.
که طبیعتاً همه ی اینها به خاطر عدم آگاهیمون بوده حالا که آگاهی و درک و فهممون نسبت به قضایا فرق کرده بیشتر طبق اصولی که خودمون دوست داریم پیش میریم. بیشتر به احساسات و عتقادات درونی خودمون توجه میکنیم و عمل صالح رو دیگه فقط تو دنیای بیرون نمیبینیم . هر چیزیو با عقل منطق خودمون و استدلالهایی که داریم میسنجیم.
پاکسازی روح و روانمون ، کنترلهای ذهن ، تغییر افکار و باورهامون ، نزدیک شدن و ارتباط بیشتر با خدا گرفتن و طبق قوانین پیش رفتن ،صحبت نکردن از ناخواسته ها ، پیش فرضهای مثبت ، کانون توجه رو سمت زیباییها بردن ، اعراض کردن از ناخواستهها ، دادن ورودیهای مثبت به ذهن ،توجه و تمرکز به ویژگیهای مثبت افراد ،باور فراوانی و فزونی نعمتهای خداوند ، سپاسگزاری ،در لحظه زندگی کردن ،بخشیدن اشتباهات خود و اشتباهات دیگران و دور کردن احساس گناه ،عدم وابستگی ، تقویت احساس لیاقت ، بالا بردن عزت نفس و اعتماد به نفس ، تقویت باورهای توحیدی ،حتی باور به قانون تکامل ،همه و همه میتونه از اعمال صالحی باشه که در طول روز انجام میتونیم انجام بدیم .
خیلی از کارهای جزئی و عادی در طول روزمره میتونه جزع اعمال صالحمون باشه مثل وفای به عهد ، انجام هر کار خوب و قشنگی که به خاطر رضای خدا باشه نه به خاطر جلب توجه !قضاوت نکردن و اخلاق و برخوردهای درستی که به نفع خودمون و هم به نفع دیگران باشه . حتی یه لبخند ساده به دیگری میتونه جز عمل صالح باشه.
انجام هر کار درستی که از اعتقادات قلبی به خدا نشات میگیره عمل صالحه .
باورهایی که خالصانه هستن و برای نمایش دادن نیستن میتونن اعمال صالح باشن .
به قول استاد عزیز هر چیزی بهایی داره و بهای ایمان به خدا و انجام عمل صالح میتونه کار کردن و وقت گذاشتن روی تغییراتمون باشه .
هیچ کدوم از ما نمیتونیم به خودی خود بگیم ما به خدا ایمان داریم و عملکردهای درستی داشته باشیم و ایمان ما به خداوند بزرگ ، ثابت بشه . مگر اینکه هر روز وقت ، برای تمرین و تلاش کردن تو این زمینه داشته باشیم.
باید آگاهیها رو بالا برد و شناخت خودمونو نسبت به خداوند بیشتر کنیم تا دستاوردهای بهتری داشته باشیم .
به میزانی که شوق و ذوق و انگیزه و تمایلمون بیشتر باشه به همون میزان انرژی و قدرت برای ادامه ی راه خواهیم داشت.
هرچقدر به این مسیر ادامه بدیم به آرامش بیشتری میرسیم و کمتر با موضوعات و مسائلی که ناجالب هستن درگیر میشیم مشکلات و تضادها همیشه هستن اما از اونجایی که نگاهمون تغییر کرده و ایمانمون بیشتر شده و به اون موضوع از زاویه ی بهتری نگاه میکنیم راحت تر ازش میگذریم.
دیگه هیچ چیزیو غیر ممکن و بزرگ نمیبینیم ، همه مسائلمون راحتتر حل میشن.
همین نگاه ، همین آرامش و همین احساس خوب یعنی داشتن ایمان به خدای یگانه و انجام عمل صالح !
مقاوم شدن و صبور شدن و تسلیم بودنمون هم جزع عمل صالح محسوب میشه .ب نظرم این اعمال با تکامل بدست میاد ولی وقتی بدستش میاریم ، شیرینی و لذتش طوریه که دیگه اجازه ی ورود اشتباهات و شرک ورزیدن رو بهمون نمیده ..
انشالله که بتونیم اعمال صالح بیشتری انجام بدیم تا ایمان خودمون رو به خداوند ثابت کنیم.
انجام دادن سهم و نقش تو زندگی ، از اعمال صالحی هستش که باید بدونیم چطور انجامش بدیم .تلاش و حرکتی که در این راستا داریم خودش عمل صالح !
هدفمند زندگی کردن هم از اعمال صالح !
دقت کنیم در طول روز چقدر اعمال صالح انجام میدیم و بعد آگاهانه تمرکز بیشتری رو این موارد داشته باشیم تا هر چ بهتر پیش بریم .
استاد جونم مرسی که هستی.
ممنون و سپاس از وجودت.
سلام استاد عزیز و دوستان عزیز
من واقعا شاگر خداوند هستم از صمیم قلبم خوشحالم که هر روز دارم به مدارهای بالاتری هدایت میشم. استاد وقتی این فابل رو گوش کردم دیدم قبلا ریمیکس این فایل رو دقیقا زمانی که اصلا حالم خوب نبود و ماههای اولی بود که به سایت شما هدایت شده بودم گوش دادم و بارها باهاش اشک ریختم بارها. استاد من از مرداد ماه امسال تصمیم گرفتم فایلهای رایگان سایت شمارو گوش بدم آخه جالبه من تقریبا 6 ساله دارم رو خودم کار میکنم و آشنایی من با شما از فایلهایی بود که فکر میکردم مربوط به دوره هاست و همش سعی میکردم تلاش کنم دوره هارو بخرم ولی پولشو نداشتم توی این سالها که روی خودم کار کردم به قول خودتون که همیشه ار گذشتتون تعریف میکنین میگید همه چی داشتید رابطه خود با اطرافیان احساس خوب سلامتی و غیره ولی پول نداشتید البته فروردین سال قبل دوره کشف قوانین زندگی رو تهیه کردم و خیلی بهم کمک کرد تونستم آزمونی که داشتم رو پشت سر بزارم امسال به فابلهایی از شما هدایت شدم که درباره شهود و هدایت شدن توسط خداوند بود البته فایلهایی که اخیرا تو سایت گذاشتید در همین مورد بود منم دوست داشتم هدایت بشم یادم اومد که قبلا تو داران نوجوونی همیشه هر کاری رو از خداوند مصلحت میخواستم و خیلی راحت هدایت میشدم البته کارهای اون زمان همش درباره درس و امتحان و مدرسه و مسائل مربوط به اون دوران بود ولی هر بار که با تکیه به خداوند از اعتماد بهش و توکل بهش نتیجه گرفته بودم اعتمادم به خداوند بیشتر شده بود بطوری که واقعا هیچوقت از هیچی نمیتسیدم نه از امتحان نه از پرسش سر کلاس و همه سر کلاس بهم میگفتن چقدر ریلکسی و البته که همیشه نمراتمم خوب بود یعنی معروف بودم به کسی که خیلی نمیخونه ولی نمرش خوب میشه خیلی هام بهم میگفتن دروغگو، قبل امتحان که همه از هم میپرسیدن چقدر خوندی و من میگفت مقلا فقط 3 تا فصل رو خوندم میگفتن ولش کنین بابا این همش دروغ میگه.خلاصه الان که قوانین رو از این زاویه یاد گرفتم (قبلا بدون اینکه بدونم چطور کار میکنه بهش عمل می کردم ولی تو شرایطی قرار گرفتم که همه چی تو ذهنم ریست شد و با هدایت شدن به سایت شما ایندفعه قوانین رو یاد گرفتم و آگاهانه اجرا میکردم) خلاصه این خواسته من بود از صمیم قلب و شما هم کلی فایل گذاشتید درباره هدایت و من فهمیدم ما همواره هدایت میشویم ولی قدرت درکش رو نداریم یا صداهای ذهنمون زیاده. مرداد امسال من هدایت شدم به فایلهای رایگانتون میگم هدایت چون یه روز سر ناهار خواهرم یه فایلی از شما گذاشت که درباره توحید بود وقتی شنیدمش انگار یه تیکه از پازلی بود که در وجودم در جای درستش قرار گرفت از خواهرم پرسیدم این فایل دوره استاده گفت نه فایلهای رایگان سایته رفتم نگاه کردم دیدم از این فایل توحید عملی کلی فایل هست همرو دانلود کردم گوش دادم به فابلهای بیشتری هدایت شدم درحال گوش دادن این فایلها بودم و همچنان در وجودم دنبال اون هدایته بودم و منتظرش بودم یاد گرفته بودم باید بپرسم یه روز از این روزا یهو به خودم گفتم چقدر دوست دارم ماشینم رو عوض کنم گفتم خدایا خیلی دوست دارم ماشینم رو عوض کنم چجوری میتونم ماشینمو عوض کنم فرداش که داشتم درس میخوندم یهو دیدم یه نوتیفیکیشن تو موبایلم بالا اومد ثبت نام جدید یکی از شرکت های خودرو سازی بود ولی من که پول نداشتم سریع زنگ زدم داداشم گفتم مهدی ثبت نام کن یکی دو روز گذشت و با داداشم صحبت کردم اونم پول کم داشت من گفتم یه مقداری دارم بیا با هم ثبت نام کنیم و میفروشیمش و سودش رو تقسیم میکنیم داداشم موافقت کرد و فردای اون روز رفت پولشو از حسابش تو یه صندوق قرض الحسنه برداره و بریزه توی یه حساب بانکی که میتونست حساب رو وکالتی کنه یادمه دقیقا روز آخر ثبت نام بود و بانکها یه اعتباری رو هم میزاشتن تا کسانی که پولشون کمه بتونن ثبت نام کنن قبلا پرسیده بودیم و برادرم تو یه بانک که گفته بود 70 تومن اعتبار میزاره حساب باز کرده بود. پسرخالمون تو همون صندوق قرض الحسنه کار میکرد که برادرم حساب داشت بود پسرخالم به داداشم میگفه چرا فان بانک میخواین پول وکالتی کنین برید باک دیگه ای که 100 تومن اعتبار میزاره خلاصه داداشم زنگ زد و داستان رو تعریف کرد گفت امروز آخرین فرصته و خودش هم تو این بانک حساب نداشت ازم پرسید کدوم یکی از اعضای خانواده تو اون بانک حساب داره سریع برای من شماره حساب بفرست و گوشیو قطع کرد. من با اینکه خودم حساب داشتم ولی چون میدونستم اگه پول یه حساب من باشه کلا ماشین هم به اسم من میشه ولی خب داداشم بیستر پول رو گذاشته به خواهرم گفتم فکر کنم مامان حساب داره ولی مامانم خونه نبود یهو خواهرم گفت مگه خودتم حساب نداری بفرست شماره حسابتو. یعنی همین لجطه که همه چی دست به دست هم داد من شماره حسابمو بدم و ثبت نامه به اسم من باشه و یادم اومد از اون نوتیفیکیشن و باز یادم اومد چند روز قبلش که از خدا خواستم ماشینمو عوض کنم یهو اصلا حالم دگرگون شد و گفتم من میدونم من تو این قرعه کشی برنده میشم این هدایت خداونده یه حسی تو قلبم گفت ماشینتو به داداشت بفروشش و اینجوری باهاش تسویه حساب میکنی برای بقیشم خداوند کمکت میکنه واقعا اشکم درومد و از صمیم قلبم خداروشکر کردم. خود پروسه ثبت نام و انتخاب خودرو هم کلی با خودم کلنجار رفتم نمیدونستم چه ماشینی رو انتخاب کنم استاد دقیقا یک ربع مونده به پایان مهلت ثبت من تو رختخوابم بودم یهو یه خاطره از دیدن یه ماشین و آرزو کردنش یادم اومد و با خودم گفتم من این ماشینو میخوام آره من این رو دوست دارم و یه حسی بهم گفت برو تو سایت و الویتهای انتخابتو عوض کن سریع لپ تاپمو آوردم و سریع الویتهامو تغیر دادم. اینا همش هدایت خداوند بود باورم نمیشد که گوش دادن به اون فیلهای توحیدی انقدر قلبمو به زیبایی به زیبایی آماده شنیدن اون هدایتها کرد و استاد عزیزم تو فاصله دو سه هفته ای تا اومدن نتایج قرعه کشی مدام باورهای غلطم بهم گفته میشد یه سری هاش با شنیدن همون فایلهای رایگان از بین رفت مثل فایل چشم زخم فایل ظلم به خود در قرآن واقعا از خداوند سپاس گزارم از شما سپاسگزارم از مریم جان عزیز استاد آسانی رو دارم درک میکنم روانی رو دارم درک میکنم خداوندا شکر ممنونم ازت همه جا دارم میبینمت شکر. نتایج اومد و جالبه همون روز من محل کارم بودم یکی از آشنایان همکارم اومده بود اتاق ما و گفت با 7 تا کدملی ثبت نام کرده بود ولی هیچکدوم برنده نشده بودن. همون لحظه که داشت اینو تعریف میکرد من تو دلم گفتم من که برنده هستم میدونم تو راه که میرفتم خونه یه سری افکار میومد میگفت اگه اسمت نبود چی اگه به اسمت در نیومد چی اینجوری جوابشو میدادم که اگر نشه هم اصلا مهم نیست ولی من مطمئنم چون این هدایت خداوند بود خودش منو هدایت کرد میدونم که میشود. خلاصه رسیدم خونه لپتاپو روشن کردم و دیدم بله من برنده شده بودم داداشم باورش نمیشد و من هزاران بار خداوندم رو شکر کردم. و این بود اطمینان من به هدایت خداوند و این تازه شروعشه و من میدونم که تا زمانی که رو ورودی هام همچنان کار کنم و اطمینانم در همه کارها به خداوندم صد درصد باشه اینگونه نتیجه خواهم گرفت. پس غره نمیشم این فقط یکی از هدایتهاست که مدام به خودم یاداوریش میکنم و میشه همون الگویی از زندگیم که به هدایت ها عمل کردم و نتیجه دیدم من عاشق خداوندم هستم و تنها از او هدایت میخوام و میخوام من رو به راه راست راه کسانی که به اونها نعمت داده رو بمن نشان بدهد ازتون ممنونم استاد عزیزم همیشه براتون دعای خیر میکنم الان که دارم این مطالب رو مینویسم هفته گذشته قسط دوم ماشینمم پرداخت کردم و واقعا از صمیم قبلم مطمئن بودم خداوندم خودش جور میکنه همه چیو این اطمینان من در شرایطی بود که همه اطرافیان بهم میگفتن چجوری میخوای پولشو جور کنی برو فلان وامو بگیر برو وام بخر و من اصلا دوست نداشتم که وام بخرم و از خدا خواستم خودش برام جور کنه و جور شد و خودش مسیر رو آسان کردببخشید صحبتهام طولانی شد. اینم رد پایی دیگه از مسیر تحول من
بازم ممنونم از خدای مهربانم که چنین الگوی خوبی رو برای ما قرار داده سپاس استاد عزیزم
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
با سلام خدمت استاد عزیز و مهربان و خانم شایسته عزیز.
خیلی فایل زیبا و فوق العاده ای بود
خدارو شاکرم که در مسیر رسیدن به هر آنچه میخواهم قرار گرفته ام و خدارو شکر که هر لحظه در زندگیم هدایتگر و حمایتگرم است.و خدارو شاکرم که شما استاد عزیز را در سر راه زندگیم قرار داد.
چکیده ای از حرفهای استاد عزیز را مینویسم.
برای رسیدن به هدف باید تعهد داشته باشیم و تلاش کنیم همراه با لذت ،نه از روی اجبار،عاشق رسیدن به هدفمون باشیم،و برای رسیدن به اهدافمون باید بهاشو بپردازیم.
انرژی نه به وجود میاد و نه از بین میرود فقط از شکلی به شکل دیگرتبدیل میشودو ما باید شکل این انرژی را تغییر دهیم با افکار درست ،باورهای درست،و حرکت کردن به سوی اهداف.
وقتی میگوییم ایمان داریم پس باید بدانیم که از ما حرکت و از خداوند برکت ،ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.
توحید و یکتا پرستی مهم ترین چیز در زندگی ما است.
خداوند پاسخ میدهد به افکار ما،به باورهای ما ،به ایمان ما ،ایمان همه چیز است ,استعداد مهم نیست
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه ،بگویدت که چون باید کرد
ایمان و توکل بدون احساس خوب معنا ندارد و وقتی میگوییم به خدا ایمان داریم باااااااااید خیالمون راحت باشه.در شرایط سخت نباید ناامید شد و باید ادامه بدیم خدای مهربون خودش میدونه کی باید درست کنه.
ما وظیفمون بندگی کردنه ،و ایمان داشتن و حرکت کردن بقیش با خداست.
وقتی حرکت میکنیم و توکل میکنیم و ایمان داریم
ایده ها ،راهها و …. بهمون گفته میشه و مسیرها برامون باز و هموار میشه….
امکان نداره مسیر نادرست ما رو به خواسته هامون برسونه
درست کار بودن خیلی مهمه ،اگرمی خواهیم ریشه ها درست باشند از همون اول کار بایدخشت را درست بکاریم
پایبند بودن به اصول خود یعنی اون کاری که دوست نداری بقیه در مورد تو انجام بدن تو هم نباید اون کار رو در مورد بقیه انجام بدی.
به دیدگاه من هر چه برای خود میپسندی برای دیگران هم برسند.
و اینکه من بهتر از کسی نیستم و کسی هم بهتر از من نیست.همه باهم برابریم
اگر به اصول خو پایبند باشیم و همیشه در زندگی راه و مسیر درست اولویتت باشه،و باورهای درست،ایمان و توکل به یگانه محبوب داشته باشیم مسیرها از جایی که فکرش رو نمیکنیم برامون باز و هموار میشه
شکر نعمت ،نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
برای همه ی دوستان از رب مهربانم شادی،سلامتی، آرامش، ثروت ،سعادت و…..را خواهانم
در پناه الله یکتا پیروز و سربلند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
همزمانی:دقیقا شما زمانی که شکر نعمت نعمتت افزون کند رو ذکر کردید،دخترم که کلاس هفتم هست داشت کتاب درسی رو میخوند که خندید و گفت بابا اینجا رو ببین نوشته شده بود شکر نعمت نعمتت افزون کند،، کفر نعمت از کفت بیرون کند.
بعدش هم پشت یک ماشین نوشته بود فقط خدا
این همزمانی نمیتونه اتفاقی باشه
من از حمایت خدا برخوردارم
خدا همیشه با منه و در هر حال با منه
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
من الان مدتیه تو املاک شریک شدم و کار میکنم
عوض کردن شغلم در مرور دوره حل مسائل اتفاق افتاد
نمیتونم بگم ایمان دارم ولی به مقداری که دارم خدا راه رو برام هموار کرده
اگر من صد درصد اتفاقات رو رقم میزنم پس فقط باید تمرکز روی خواسته بزارم
مشکل من عدم کنترل ذهنه و این فایل دقیق بود
من حتی نمیتونم چند روز مداوم شکرگزاری رو انجام بدم
تمرکزی و اونجوری که دلم میخخخاد
از نظر اصول و ارزش ها جاهایی بخاطر ترس از قضاوت شدن کمی کوتاه اومدم اما اکثرا بودم
همه چیز توسط خودمون رقم میخوره اگه مشکل مالی دارم خودم باعث و دلیلش هستم 100 درصد
اون قربانی هم برای من در این شرایط کنترل ذهنه و تمرکز روی خواسته ها و شکرگزاری
امیدوارم همیشه با حس خوب باشیم و توجه به خواسته ها و داشته ها کنیم
سپاسگزارم استاد عزیزم
به نام خدای مهربانم خدای رزاق ووهابم
خدابا من هر آنچه دارم همه از آن توست تو به من دادی من در برابر قدرتت تسلیمم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو شایسته
برای رسیدن به خواسته هات باید بها بپردازی
و این یعنی قدم اول
برای وقت و انرژیت ارزش قائل بشی و تمرکزتو روی خواسته ات بذاری تا نتایج عالی بگیری
من الان چند ساله شاگرده استاد هستم روی بعضی از خواسته هام تمرکز گذاشتم و جواب گرفتم
و الان هم دارم بهتر کار میکنم و بها پرداخت کردم
حالا میخوام بگم بهای من در رسیدن به خواسته ام چیه؟
عوامل هواس پرتی رو حذف کردم به هبچ عنوان تلویزیون نکاه نمیکنم نه فیلم نه سریال
بیشتر کامنت
میخونم و مینویسم و شکرگزاری زیاد مینویسم و سکوت میکنم و دارم نتیجه ها رو میبینم عالین
و خدا رو شکر میکنم
از خودم راضیم اگر هم اشتباهی میکنم خودمو میبخشم و سریع به مسیر اصلی برمیگردم و دارم روی خودم کار میکنم
و خدا رو شکر میکنم که هر روز منو هدایت میکند به ایده ها و راهکارهای جدید
خدایا شکرت که امروزم بهتر از دیروز بوده و تا آخر شب هم بهتر از الانم میشود
و این روزها سعی میکنم بیشتر قانون رو و اون چیزهایی که آموختم رو در زندگی روزمره ام عملی کنم و جزئی از عادت و شخصیتم بشود و با تکرار و تکرار و تمربن حل کردن میشود
آره طبیعیه میشود جهان به توجه و فرکانس خوب من پاسخ مثبت میدهد این قانون جهان ست
خدابا شکرت ممنونتم سپاسگزارتم برای رزق و روزی فراوانم که این روزها از هر سو از در و دیوار از زمین و آسمان بر رندگی و کسب و کار و شغل من میبارد
چون من لایقشون هستم و بهتر از این هم میشود
الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم هم فرکانسی های عزیزم.
مگه میشه آدم از شروع مسیری نادرست به هدفی درست برسه ؟ خیر
ما قدم در مسیر درست میگذاریم تا به لطف الله یکتا به هدف درست برسیم
ما باید بهای رسیدن به خواسته هامون رو بپردازیم
اما این پرداخت بها به معنی زجر کشیدن در مسیر خواسته ها نیست ، به معنی با عشق و سوت زنان عمل کردن به هدایت های بینظیر خداوند در مسیر رسیدن به خواسته هامون هست
ما یک عشق بزرگ داریم که هدفمونه و در مسیر اون مثل تکه های پازل تکه تکه عشق کوچولو جمع میکنیم تا در نهایت بشه اون عشق بزرگ
این هم قانون تکامل رو میرسونه
هم بهارو عاشقانه پرداختن و لذت بردن بجای زجر کشیدن .
یه خدایی به من یه چیزایی گفته منم دارم بهش عمل میکنم ، نتیجه هامم مشخصه
عای قربون خدای تو ، خیلی برام واضح تره جدیدا تفاوت زندگی استاد و بقیه ، راهش متفاوته که با زجر نیست و لذته ، رسیدنش هم هزاران بار قشنگ تره چون وابسته و چسبیده به هیچ نعمتی نیست فقط به خدا و منبع هستی وصل و وابسته هست و تنها نعمتی که وجود همیشگیش در زندگیمون تضمینیه خداونده.
حقیقتا این روز ها خودم رو خیلی دور میبینم از این سبک زندگی
از این ایمانی که عمل می آورد برایم
ازین نترسیدن و غمگین بودن
شما میگید نمیترسید از اینکه بگی من این نعمت هارو دارم ، راحت راجبش صحبت میکنید اینا میدونید چقدر رفته تو مغز و استخوان من و تغییرش به این باور هایی که شما راجبش حرف میزنید واقعا جهاد اکبر هست برا من .
اما به یه نقطه ای از این مسیر رسیدم که به محظی که میام یکم از این مسیر زیبا خارج بشم سیلی های زندگی واضح به صورتم میخوره
یعنی در آن نتیجه ی حس بدم رو میگیرم
همینجور که در آنی نتیجه حال خوبم رو میگیرم
استاد من این مسیر رو واقعا عاشقانه دارم میرم
نمیدونم فایل های دوره دوازده قدم و چند بار دیدم و هر بار هم لذت میبرم
یعنی فیلمایی که اسکار گرفتنو نمیشه هر روز تکراری دید و لذت برد
ولی فایلهای شما برا من برا بار 10 ام هم هنوز لذت بخش و تازه و روح بخشه
از خدا واقعا می خوام ، از ته دلم می خوام ، منو هدایت کنه ، منو هدایت کنه به مسیری که با عشق توش قدم بردارم برای رفتن به فرکانسی بالا تر و در مدار خواسته های بیشترم قرار گرفتن ، منو هدایت کنه به رها بودن از نعمت ها ، شکر گزار بودن و نچسبیدن
آمین
سلام استاد عزیز.واقعن تو محشری تو نعمتی از خدای .تو خود صداقتی .نمیدونم چی بگم باراها بارها میخواستم گریه کنم .بابا دمت گرم ممنونتم.ممنون خداوند هستم که تورو سر راهم قرار داد.ممنون خودم هستم که از خدا خواستم تا تورو سر راهم قراربده.از وقتی که با تو اشنا شدم زندگی برام اسان شده تو چکار کردی بامن.سپاس سپاس سپاس.خدایا شکرت که به نشون دادی انسانهای خوب هم وجود دارند
سلام استاد عزیزم خیلی دوست دارم عاشقتم
استاد من تمام رفتارایی که گفتیدو از بچگی درونم بود
آشغال رو زمین نمینداختم خانرو تمیز می کردم حیات مدرسرو تمیز می کردم مواظب درختای مدرسه بودم خیلی از بچگی کار درست بودم به لطف خدا که الان با شما آشنا شدم ولی عشق زیادی به کار کردن روی خودم داشتم روی باورام رو افکارم از بچگی این تو زاتم بود برای هرکی می گفتم می گفت دیونه ای بچه ای
تا اینکه باورم این شد که راهم اشتباه ولی به لطف خدا فقط یک سال از زندگیو کار درست نبودم و دنبال دعوا وو خود کشیو چاقو کشیو و…… بخاطر این یک سال اینطوری شدم که خیلی شدید می خواستم هر روز فکر و ذهنم شده بود کتابام حتی یک صفحش پاره میشد همون موقع می رفتم لز دولت آباد تهران با اون سن و سال که دوبار تو مترو با چاقو خفتم کردند می رفتم میدان انقلاب تا همون کتابو تهیه کنم اسمش قدرت اراده بود
یه روز صبح زود رفتم میدان انقلاب تا شب دمه مغازه کتاب فروشی بودم و بعد رفتم خانه
یادمه با هیچ کس حرف نمیزدم با خودمم حرف نمیزدم ولی روزی یک ساعت در اتاقم گریهیی ساکت و اشک هایی پر از نفرتو خشم می ریخت هیچ کاریشم نمی تونستم بکنم
بعضی موقع ها خواب هایی میدیدم که برام خنده اور بود اغلب بچه کابوس مبینند ولی من خواب ثروت خونه های لوکس نعمت هایی فراوان میدیدم حتی خواب شما هم دیده بودم که باهاتون ملاقات کردم و دارم گریهیی
سلام به همه دوستای پرانرژی عززززیزم
وااااای استاد چه قدر عااالی بود این فایلتون مثل همه فایلای گذشته تون
با گوش دادن به حرفاتون چقدر ایمانم قوی تر شد و چه قدر خوشحال شدم از اینکه من هم بهای رسیدن به خواسته م رو پرداخت کردم، وقتی از بیرون اومدن از شغلی که داشتین گفتین و اینکه جایی برای برگشت نزاشتین یاد خودم افتادم و روزایی که تقریبا منم این حس و تجربه کردم ….
حدود 4 سال تجربه کاری تو شرکتی داشتم که به جرات می تونم بگم از شرکتای معتبر توی تهران توزمینه عمرانیه، شرکتی که برای واردشدن بهش حتما باید پارتی و معرف داشته باشی ولی خیلی جالبه بدونید که من چقدر اتفاقی وارد این شرکت شدم، یه روز برادرم یه فلش دستش بود که اسم شرکت روش نوشته شده بود من ازش پرسیدم این فلش واسه کیه؟؟؟ گفتش برای یکی از دوستاشه که تازه تو کلاسای استاد باهاش آشنا شده یعنی تو تورایی که می رفتن، استاد زمانی که توتهران سمینار برگزار میکردن یه سری تورهای میان دوره و پایان دوره داشتن برادر من هم این تورو رفته بود داشت عکسای تور رو تو کامپیوترش کپی می کرد، بهش گفتم ااااااا چه خوب میشه از دوستت بپرسی زمینه کاریه شرکتتون چیه؟ خلاصه برادر من به این دوستش زنگ زد و من باهاش حرف زدم و قرار شد من به عنوان کارآموز برم شرکتشون، یادمه اواخر اسفند سال 91 بود که گفتن آخر ساله و تعطیلاته و بعد از عید می تونی بیای، تعطیلات عید تموم شد و به من زنگ زدن گفتن ما نیرومون رفته تو می تونی بیای به عنوان نیروی جایگزین و چیزایی که می خوای و یاد بگیری، منم گفتم من که چیزی بلد نیستم و سابقه کارندارم گفتن ایراد نداره بیا و بهت همه چیزوو یاد میدیم و من رفتم وکلی تجربه های عاااالی توی مدت 4 سال دارم
شرکت به خاطر موقعیت و ارتباطاتشون فوق العاده قوی بودن توی یه سری زمینه ها ولییییییییی چیزی که من میخواستم نبود برای شروع برای من خوب بود ولی برای موندن نه به همین دلیل تصمیم گرفتم بعد از 4 سال از شرکت استعفا بدم و بیام بیرون با وجود اینکه تو زمینه کاری خودم تجربه کسب کرده بودم، همه دیگه منو میشناختن ، فوق العاده بهم احترام میزاشتن، پایه حقوقم افزایش پیداکرده بود، من باید همه اینها رو کنار میگذاشتم و به نشانه ها و چیزی که بهش علاقه داشتم توجه میکردم و ایمانم رو نشون میدادم.
اون فضای کاری منو اشباع کرده بود با وجود پیشنهاد کاری با سمت بالاتر و حقوق بیشتر من از شرکت بیرون اومدم و کاملا تمرکزم رو گذاشتم روی کاری که عاشقشم، شرکت قبلی هم مرتبط بود ولی نه به طور 100% و من دوست داشتم تمرکزم کاملا روی رشته م که معماریه باشه، یه سری دوستان هم میگفتن کارت که اینقد خوب بود و نگه می داشتی در کنارش علاقه ت رو هم دنبال میکردی ولی استاد واقعا درست میگن بودن تو زمینه کاری نامرتبط شمارو از علاقه تون دور می کنه هرچقدر هم تلاش کنید ولی باز هم نمی تونید متمرکز بشید و براش وقت بزارید، من 4 سال تجربه کاری، ارتباطات، موقعیت کاری، درآمدی که داشتم رو تو همون شرکت جا گذاشتم برای اینکه به این نتیجه رسیده بودم که باید تغییر کنم وگرنه تو همون شرایط می موندم درست مثل همه کسایی که چندین ساله تو اون شرکت بودن به هردلیلی از کارشون رضایت نداشتن ولی جرات جداشدن رو نداشتن من هم داشتم تو اون روزمرگی غرق میشدم وخدارو شکر می کنم که با هشدارهای این جهان هستی فهمیدم که باید تغییر کنم و باید شرایطم رو تغییر بدم، بیرون اومدن از اون شرکت به دلیل شرایطی که داشتم برام زمان برد ولی خداروشکر تونستم اینکارو بکنم، بعد ازبیرون اومدن بیشتر انرژی و وقتم رو روی رشته ای که بهش علاقه مندم متمرکز کردم و براش کلی برنامه دارم، هر روز روش کارمی کنم و وقتی انجامشون میدم یکی از اون هدفام تیک میخوره و من کلی لذت می برم، استاد واقعا عاااالی گفتین بهشت را به بها دهند نه بهانه، من همیشه اینو به خودم میگم، من وقتی از شرکت بیرون امدم و تو یه جای جدید مشغول به کارشدم از صفرشروع کردم اوایلش برام سخت بود چون نه اون موقعیت کاری و داشتم نه اون پایه حقوق و نه کسی منو میشناخت ولی من ایمان داشتم که راهم درسته و شرایط تغییر میکنه، همیشه و همیشه بابت تصمیمی که گرفتم خوشحالم و می دونم که درست ترین کارو انجام دادم
الان کل تمرکزم رو گذاشتم روی آموزش و مهارتای رشته مورد علاقه م و درکنارش فایل های استاد و روی باورهام کار می کنم
خیلی خیلی خوشحالم که عضوی از این خانواده مهربون و دوست داشتنی هستم، خیلی زود میام و از نتیجه تمرکز کردن تو مسیر خواسته هام بهتون میگم، موفق و پیروز باشید