مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1124 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 1009 روز

    سلام

    اگر هدفی داری خواسته ای داری بهایش را بپرداز چیز مفت به آدم نمیدن چیزی که مفت به دست بیاد مفتم از دست میره

    هدفی داری اگه عاشقش باشی جونتم براش میدی حرکت میکنی ،قدم برمی داری نه اینکه بشینی برات بیارند خواسته تو برآورده کنن،قدم برمی داری حوصله میزاری وقت میزاری تمرکز میزاری نه همین جوری الکی بشینی حرف چرت بزنی که خدا برات همه کار میکنه نه خدا برا کسی کاری نمیکنه از آسمون برات نمیندازه ،اگه میندازه بشین ببین برات از آسمون میاد یا نه باید بها بدی در عمل نشون بدی که من این خواسته رو دارم نوش جونم بها میپردازم اگه واقعا می خواییش نه اینکه برا رو کم کنی و یکی به تو خورونده باشه این هدفو اگه واقعا عاشقشی بسم الله این راه و این هم تو برو قدم بردار تا برسی،بها بپرداز

    دنیا زیرو رو شد تو از مسیر درست خودت پا پس نکش،صداقت و درستکاری خودتو کنار نزار حالا دیدی 4 نفر تو مسیر اشتباه دارن به 4 تا چیز میرسن وسوسه نمیشی که منم برم تو همون راه الان تو این موقعیتم که میگم استاد بودن در این مسیر و نشون دادن ایمان و توکل اینکه حرفا رو تو تاثیر نداشته باشه که تو که در مسیر درستی و فلان و بهمان اونی که دزدی و هزارتا زیرو رو میکشه به همه چی رسید تو هنوز نشستی از مسیر درست چیزی بدست بیاری هیچ چیزی این جوری بدست نمیاری تا حالا بدست آوردی ببین بقیه چه کار میکنن به چه راحتی دارن به خواسته هاشون میرسن تو هم بشین از مسیر درست برسی و فایل گوش کن ،باید ایمان داست پایبند بود به اصول خود چیزی که خودت بهش رسیدی نه اینکه جامعه 4 نفر به تو خورونده باشن،خودت عقل دلشتی تحقیق کردی بهش رسیدی نه اینکه با تقلید بهش رسیدی انصافا سخته اونم جایی که با تفکر تو فاصله دارند بسیار ،ولی باید ادامه داد جهان تو رو میبره جایی که هماهنگ باشه با افکارت،فرکانست

    تو کیفیت کارت خوب باشه کار خودتو خوب انجام بده تمرکزت روی خودت باشه وظیفه ی خودت رو انجام بده درست باقیش با خدا تو بندگی تو بکن خدا خداییشو میکنه تو از مسیر خدا خارج نشو اگر به این مسیر ایمان داری ایمان و توکلت رو نشون بده بزار خدا برات بچینه،فقط حرف مفت نزن در مسیر و مدار خواستت باش ایده ها شرایط موقعیت ها میاد چه کار کنی دست به چه کاری بزنی تو فقط قدم بردار تو مسیر باش ،تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد

    فقط پایبند به اصول و مسیر خودت باش،تا نتیجه شو ببینی،این روزا انصافا سختمه ذهنم بازی در میاره هزار راه بهم نشون میده که این مسیر دیگه برات چیزی نداره،من که از اصول خودم پا پس نمیکشم فشار هست از طرف خانواده و اطرافیان ،ولی باید پایبند بود به این مسیر بهشت را به بها دهند نه بهانه

    فقط حرف مفت نزن ،حرکت کن عمل کن، ایمانتو نشون بده تا نتیجه شو ببینی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    ای تنها و بهترین همراهم ،که همیشه وهرلحظه به موقع هدایتم کردی .

    ای رب قدرتمندم ،که کنارم بودی و هستی و خواهی بود .

    مرا پناه باش که تنها پناه تو کافیست برای آرامش قلبم .

    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست .

    امروز خیلی نیاز دارم به بودنت کنارم ،که فقط تو برایم می مانی .

    بهشت با تو قشنگ است

    بهشت را به بها می دهند نه به بهانه ،این جمله ،استاد را باید طلا بگیرم ،خدایی استاد این حرف های این قسمت چقدر جنسش خدایی بود .

    من نیازمند این حرف ها بودم تا تضادهایی که برای رشدم لازمه را درک کنم وسعی کنم قوی شوم ،یه زن قوی ومستقل که نیاز ندارد به همسر یا فرزند یا پدر و مادرش ،بلکه نیاز داره به خدایی که من را از هیچ خلق کرد و شدم داد با دستانی چون پدر و مادر واز جنس خودم همسری برایم قرار داد .

    ولی من فقط به خودت نیاز دارم رب بزرگم ،من این اشک هایی که میاد واز احساس به تو وصل شدنه ،لذت می برم احساسی که با هیچ انسانی ندارم وفقط با تو دارم .

    من عاشق خدایی شدم که قانون داره همه کارهاش خودش از قوانینش عدول نمی کنه .

    خدایی که مرا زنده کرد ومی میراند وباز ،زنده میکند

    خدای ابراهیم ، موسی ، عیسی ،محمد ،یعقوب ویوسف ،سلیمان ،خدای من هم هست ،اما به اندازه باورهایم بزرگ می شود مثل پیامبران .

    اومدم از نکته های ابن قسمت بگم رسیدم به اینجا

    داشتم شروع میکردم به نوشتن گفتم خدایا تو بنویس واومد .

    اینقدر که فرکانس این فایل بالا بود ،واون میگه ومی نویسه هر چه بخواد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 959 روز

    بنام خدا

    استاد من نتونستم اعتماد بنفسمو توی کسب وکارم بالا ببرم وباور کنم ک من بهش میرسم

    دلیلش اینکه من همش میخام میانبر بزنم

    نمیخام مسیرو درست طی کنم

    عجله

    عجله

    وسوسه

    ک زود ب پول برسم

    زود موفق بشم

    من از اینکه مهارتو کامل کسب کنم میخام فرار کنم راهو از نصفه برم وبعد حرفه ای هم بشم

    فایلو تا نصفه استپ کردم

    وتصمیم یکباره گرفتم

    رفتم تمام وسایلی ک خریده بودم ک کمکم کنه عجله کنم واسه ب پول رسیدن جمع کردم

    وگفتم من ازصفر میشینم خودم باید الگوی لباسها شروع کنم خودم طراح باشم خودم خیاط باشم خودم اتوکار باشم خودم تبلیغ کننده باشم خودم فروشنده باشم

    واین اعتماد بنفس بالا میخات همه هم میدونن

    نمیخام از دیگران کمک بگیرم با طراحی های مردم لباس بدوزم

    چون اینجوری هیچوقت باور نمیکنم من توانا هستم من هدفم خیلی بزرگه باید جرات وجسارت بیشتری بخرج بدم

    خدایا شکرت امروز کاری ک باید انجام بدم روبرام روشن کردی چراغ راهم شدین استاد بااین فایل بی نظیر

    چون اگر من اینقد قوی بشم

    همه برای من سردست میشکنن ک من طراح وخیاط اونها باشم

    اگه من میخام مزون دار بشم حتما باید همه ی این تجربیاتو کسب کنم

    اون تقلب ها برای ادمای ضعیفه

    برای ادمای گنجشک روزیه

    ن برای منی ک ادعا دارم ایمان دارم

    تو خود پای در ره بنه وهیچ مپرس

    خودراه بگویدت ک چون باید کرد

    خدا هدایتم میکنه

    باید بت روبشکنم وارد ترسم بشم

    خودم طراحیا رو انجام بدم

    چطور همونجور ک استادم بها پرداخت کرده و الان داره طراحی میکنه وهزاران نفر ازش یاد میگیرن

    منم میتونم

    چون استعداد مهم نیس

    ایمان مهمه

    حرکت مهمه

    خدایا هزاران مرتبه شکرت برای اینکه هرروز مدارم بالاتر رفته و قدم جدید برداشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1296 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگرم

    گام هشتم

    الهی شکرت که دوباره بهم فرصت دادی تا برای این فایل کامنت بزارم

    خدای من این فایل چقدر بینظیر بود چقدر استاد اصل رو عالی توضیح دادن

    بیشتر از هر چیز دیگه ای اون قسمت فایل برام بولد بود که استاد درمورد داشتن اصول صحبت میکردن

    من همیشه دوست داشتم که برای خودم اصول و قوانینی داشته باشم اما نمیدونستم چطوری

    استاد چه قشنگ توضیح دادن که هر رفتاری که دوست ندارم دیگران انجام بدن و اذیت میشم اون میشه اصول من که من انجام ندم و درست رفتار کنم و چقدر تشخیصش راحته

    از وقتی این فایل رو گوش دادم هرکاری رو که بقیه انجام میدادن و من دوست نداشتم رو توی لیست اصولم نوشتم و از همون روز که الان حدود سه روز میگذره حتی شده یه کوچولو اما سعی میکنم انجامشون بدم و پای اصولم بمونم

    چقدر قشنگه که من تو زندگیم اصول خودم رو داشته باشم و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی ازش تخطی نکنم

    من اصولم رو با معیار شهودم و احساس درونیم انتخاب میکنم، هر کاری که حسم بهش خوب بود احساس آرامش و سبکی داشتم اون میشه اصول من…

    چقدر این مدل زندگی رو دوست دارم و چقدر این سبک مطابق با قانونه و اصله

    چون وقتی من بر مبنای احساسم کارهایی رو انجام بدم و پایبند بهش باشم همیشه احساسم خوبه و از طرفی وقتی شروع میکنم یک سری رفتارها و عادت هایی که نامناسب بود رو طبق اصولم تغییر میدم و یک فرکانس متفاوت به جهان ارسال میکنم جهان هم پاسخی متفاوت و مناسب فرکانسم بهم میده

    هرچقدر که مداومت کنم و به ثبات فرکانسی برسم قطعا جهان به دقت ریاضی وار من رو هدایت میکنه به شرایطی و موقعیتی که قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز رو اجرا کنه…

    مثلا من یک رفتار نامناسبی که دارم اینه که سریع عصبانی میشم و موقع عصبانیت هم نمیتونم خودم رو کنترل کنم متاسفانه

    وقتی به این فکر کردم که اصلا دلم نمیخواد دیگران هم در مقابل من اینطوری عمل کنند پس کنترل خشم، خلوت کردن و تلاش برای آرام شدن و به فرکانس مناسب برگشتن و اعراض کردن نسبت به چیزی که عصبانیم میکنه رفت تو لیست اصولی که باید بهش پایبند باشم

    الان حدود سه روزه که به لطف خدا تمام تلاشمو کردم تا به اصولم پایبند باشم و بهش عمل کنم هرچند که خیلی خیلی سخته هنگام خشم شدید، کظم غیظ کنی، اما خب این همون پرداخت بهاست

    من همیشه خشمم رو بروز میدادم، فریاد میزدم و احساسم بد میشد و خب بالطبع اتفاقات ناخوشایند هم نتیجه این فرکانس بی کیفیت بود

    الان که میدونم جهان داره چقدر دقیق عمل میکنه برای اینکه نتایج متفاوتی وارد زندگیم بشه باید طور دیگه ای رفتار کنم و باید و باید استمرار داشته باشم و اصولم تبدیل به عادتم بشه و این ثبات فرکانسی در مدار بالاتر نتایج شگفت انگیزی خلق میکنه

    وقتی داشتم نکته برداری میکردم به این فکر میکردم که اصلا فارق از هر نتیجه ای که من به فلان خواسته میرسم یا نه، همین که من هرروز یک تجربه جدید یک عملکرد متفاوت یک تلاش برای بهتر شدن دارم خودش نتیجست…

    نمی دونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه بزار مثال بزنم، خب من آگاهم به اینکه احساس لیاقت من، عزت نفس من مشکل داره و بزرگترین ضعف شخصیتی منه

    روز دوشنبه این هفته من توی سایتی از یک لباس خوشم اومد و قبلا هم بارها اونو دیده بودمش و دوست داشتم بخرم اما هربار نجواها و باورهای محدود کنندم منصرفم میکرد

    باورهایی که نجواها رو وارد ذهنم میکرد مثل اینکه این لباس که واجب نیست حالا پولتو نگه دار برای خرید یه چیز ضروری تر، پولات تموم میشه حسابت رو خالی نکن

    من اومدم این بار برخلاف همیشه با خودم باورهای قدرتمند کننده رو مرور کردم

    اول اومدم از خودم سوال کردم که چرا دست و دلت نمیره برای خودت چیزی بخری؟ جواب این بود که میترسم پول تموم بشه، اونقدر چیزهای ضروری تر هست که این لباس اصلا واجب نیست

    اینجا فهمیدم که باز هم باور کمبود و عدم فراوانی مثل همیشه سر و کله ش همه جا پیدا میشه، فهمیدم که من چقدر ایمانم به رزاقیت خدا ضعیفه، من هنوز اونقدری به خدا اعتماد ندارم که باور کنم من خرج میکنم و خدا جاشو چند برابر پر میکنه

    فهمیدم که چقدر احساس ارزشمندی ندارم و نیازهای خودم رو واحب نمیدونم و خرید های ضروری رو محدود کردم به حدی که گرسنه و بی لباس نمونم و کلی باورهای ایراد دار دیگه….

    اومدم با خودم مرور کردم که خداوند وهابه، رزاقه بی اندازه ثروت و نعمت داره و بهم میبخشه، خدا عاشق اینه که من هر آنچه که دلم میخواد رو بخرم

    من باید تعریف خرید ضروری رو در ذهنم عوض کنم

    ضروری احساسه منه، هرآنچه که من دلم میخواد داشته باشم و حال دلمو خوب میکنه ضروریه خریدنش واجبه…

    وقتی این حرفارو تکرار کردم و نجواها که آروم شدن و تصمیم به خرید گرفتم، دوباره نجواهای ناشی از عدم احساس لیاقت پیداشون شد که خب حالا که میخوای بخری اول عکس لباس رو بفرست برای مامان و آبجیت ببین نظر اونا چیه اونا خوششون میاد از نظر اونا لباس خوشگله ارزش خرید داره و…

    من آگاهم که این نجواها از دنبال تایید دیگران بودنم نشات میگیره از کمبود عزت نفس و خودباوریم میاد

    دوباره اومدم با تمام قدرت رفتم تو دل ترسم و این حجم از نجواها و بهشون گفتم که من میخوام این لباس رو بخرم و بپوشم چیزی که مهمه نظر و سلیقه منه جیزی که مهمه حس منه پس من هم دلم موافق این خریده فارق از اینکه حتی سلیقه دیگران هم نباشه

    خلاصه که خیلی خوشحال و راضیم از عملکردم که برای خودم و دلم ارزش قائل شدم و به خواسته دلم جواب مثبت دادم و طبق سلیقه و نظر خودم خرید کردم و امروز هم لباسم به دستم رسید و خیلی خیلی از خریدم راضیم و بیشتر از اون از این تمرین عملی عزت نفسو احساس لیاقت و ایمان و توکل به خدا راضیم…

    وقتی میگم مقصد و نتیجه مهم نیست یعنی همین، من همین احساس شعف و خوشحالی که بعد از هر ایمان نشون دادنم احساس میکنم،همین حال خوبم و افتخار کردنم به خودم، بعد از هر رفتن تو دل ترسم و تقویت احساس لیاقتم خودش برام یه نتیجه بزرگه،من عاشق اون احساسی هستم که وقتی کاری رو بر خلاف عادت معمول انجام میدم و به خودم افتخار میکنم در درونم ایجاد میشه، اینا همشون برام نتیجه ست،دیگه مابقی کار رو میسپارم به الله که خودش کارساز ترینه…

    من میدونم که دوتا ترمز خیلی بزرگ دارم که اگر رفع بشن زندگی من در همه ابعاد مثل جت جلو میره

    باور فراوانی

    باور احساس ارزشمندی و لیاقت(عزت نفس)

    کار کردن روی این دو باور مهم اصلی ترین هدف این روزای منه که با بهتر شدنش زندگی مالی و عاطفی و آرامشم و… رشد زیادی میکنه

    من میخوام فعلا کارهایی که تو ذهنمه درباره این هدفم انجام بدم و باقی قدم هارو خدا هدایت میکنه…

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس/خود راه بگویدت که چون باید کرد…

    یا حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2500 روز

    به نام خداوند یکتا

    گام 8

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم و دوستان مهاجرم به مدار بالاتر

    رسیدن به هدف بها می‌خواد، بهشت را به بها دهند نه به بهانه .

    برای رسیدن به خواسته هام باید بهاشو پرداخت کنم ، باید حرکت کنم ،باید ایمان داشته باشم ، باید تمام تمرکزمو روش بزارم ، باید انرژی بزارم ، باید زمان بزارم ، باید صداقت داشته باشم و درستکار باشم ، باید جلوی وسوسه های شیطان رو بگیرم ، باید ورودی هامو کنترل کنم ، دورهمی ها و دوستان و کسانی که با هم ، هم مدار نیستیم رو کنار بزارم ، تلویزیون ، ماهواره و شبکه های اجتماعی علی‌الخصوص اینستاگرام رو کنار بزارم ، باید یک سری اصول درست برای خودم تعیین کنم و تحت هیچ شرایطی از اصولم کوتاه نیام و خیلی کار های دیگه باید انجام بدم ولی واقعاً ارزششو داره و من خیلی از این کار ها رو انجام دادم ولی باز هم با اراده تر در این مسیر باید حرکت کنم .

    وقتی که من تصمیم گرفتم که روی خودم و باورهام کار کنم ، وقتی که ورودی هامو کنترل کردم ، وقتی که در جمع های نامناسب قرار نگرفتم ، چند ساله که من تلویزیون و ماهواره و فیلم و سریال رو کنار گذاشتم و الان فقط فایل های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت رو نگاه میکنم و با اینکه سه تا بچه پشت سر هم دارم تمام سعیمو می‌کنم که برای تغییر باور هام زمان ، انرژی و تمرکز بزارم خداوند منو از اون فضای قبلی که از لحاظ فرکانسی با هم متفاوت بودیم کیلومترها دور کرد و خدارو شکر جوری برام زمان های خالی باز میشه تا بتونم روی خودم با این آگاهی ها کار کنم .

    وظیفه ی من فقط بندگی کردنه ، وظیفه ام اینه که ایمانمو نشون بدم و حرکت کنم ، به موقعش بهم گفته میشه ، به مو میرسه اما پاره نمیشه ، من باید ادامه بدم ، کار من خدایی کردن نیست فقط بندگی کردن و تسلیم خداوند بودنه ، اون خدا ، می‌دونه که چه زمانی بده .

    بخدا که استاد درست میگن ، فرکانس ها و باورها یک شبه تغییر نمی‌کنند ولی وقتی روی خودت کار میکنی دنیای اطرافت تغییر می‌کنه و این برای من اتفاق افتاد من از شهر خودم کیلومتر ها دور شدم و به میزانی که تونستم روی خودم کار کنم آدمهای اطرافم هم صادق تر ، سالم تر ، درستکار تر ، ثروتمند تر و سپاسگزار ترند واقعاً همسایه هام در اینجا با همسایه های قبلیم تفاوت دارند یکی از همسایه هام اهل کردستان هستند و ایشون هم روی خودشون با دوره های یک استاد دیگه کار میکنند و استاد عباسمنش رو هم میشناسن و می‌دونم که من با استاد عباسمنش کار میکنم اصلأ کاری بهم نداریم ولی واقعاً این آدم بهترین کسیه که دیدم مهربان ، درستکار به معنای واقعی ، بسیار صادق ، اصلأ اهل دروغ و غیبت و تهمت نیست ، ارتباط نزدیک با خدا داره ، ظاهر و باطنش یکیه و یا همسایه طبقه پایینی مون وضع مالیشون خدارو شکر خوبه ، اصلأ اهل فضولی کردن نیستند و با اینکه بچه های من سر و صدا میکنند یک بار نشده که بیان و به ما تذکر بدن .

    کی منو به اینجا و این همسایه ها هدایت کرده فقط خود خداوند می‌تونه این کارو بکنه این در حالیه که همسایه های قبلیم اینطوری نبودن به شدت فضول ، حسود و مقایسه گر و اگر وضع مالیشون از ما بهتر بود همش فخر می‌فروختن .

    همین تضاد باعث شد که من بخوام به جایی ، محله ای هدایت بشم که بهترین همسایه ها رو داشته باشم . محله مون هم خیلی خوبه ، آرام و منظمه ، من عاشق سکوت اینجام .

    خداوندا شکرت ازت می‌خوام که همیشه کنارم باشی حتی اگه من از مسیر خارج شدم با یه نشونه کوچیک منو به مسیر برگردونی ، خدایا من تسلیم توام و به هر خیری از جانب تو سخت نیازمندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2808 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباسمنش

    به نام خدا

    نکات مهم گام هشتم

    ما زمانی به خواسته مان می رسیم که وارد مدار خواسته مان شویم باید علاقه مند به حوزه ای که مربوطه به مسیر رسیدن به اهدافمان است باشیم و برایمان مهم باشد و علاقه مند در آن حوزه باشد که اسم آن بجای تلاش عشق و لذت در مسیر است .

    رسیدن به اهداف بها دارد و باید بهای آن را بپردازیم ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است و باید جرئت انجام هدایت ها و ایده هایمان را داشته باشیم .

    تمام انرژی و تمرکز و فکرمان را در راستای هدفمان قرار دهیم و ارزشش را دارد که تمام حواشی را حذف و فقط تمرکز بر خواسته و هدفمان بگذاریم .

    دل انجام کارهای بزرگ را داشته باشیم و با شجاعت قدم برداریم و نترسیم .

    ایمان با احساس خوب و‌توکل به خدا باید با احساس خوب باشد و ایمانمان را که نشان دهیم خداوند پاسخ می دهد به مو‌می رسد و پاره نمی شود خدا می داند که کی بدهد در بهترین زمان و‌مکان خواسته مارا می دهد .

    تضادها خواسته های مارا می سازند و با قدم برداشتن به جایی هدایت می شویم که خواسته هایمان را تجربه کنیم تنها وظیفه ما بندگی کردن و حرکت کردن است باقیش با خداوند است .

    خدا‌وند دلهارا برایمان نرم می کند دستان خداوند می رسند استعداد مهم نیس ایمان مهمه باور مهمه توکل مهمه .

    بها باید برای هدفمان بپردازیم تجسم قسمتی از کار است .باید حرکت کنیم و بهاشو بدهیم .

    امکان نداره مسیر نادرست مارا به هدفمان برساند هر چقدر بهای بیشتری بدهیم نتایجمان بیشتر خواهد بود .

    هرچه داریم‌ و هرکسی که هستیم بخاطر خداوند و لطف و مرحمت اوست و تمام وجودمان را در مسیر درست و صداقت و مبنای توحید و تحقق هدفمان بگذاریم .

    اصول چیزی است که یکسری رفتارها آزادهنده برای ماست باید اینکار را انجام ندهیم و یا انجام دهیم این موارد اصول ماست .

    خداوند همه کار برای ما انجام می دهد به اصول خود پایبند باشیم و استقامت‌و استمرار در مسیر بورزیم.

    وضعیت یک کشور را مردم یک کشور به وجود می آورند و اگر مردم یک کشور تغییر کنند کل کشور تغییر می کند .

    قانون خداوند این است شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند .

    بهشت را به بها دهند نه به بهانه ، باید حرکت کنیم و ایمانمان را نشان دهیم حال خوبمان با قرار گرفتن در مسیر درست به وجود می آید به نعمت هایی که بقیه دارند نگاه نکنیم باید طبق اصول خود حرکت کنیم و قوی باشیم .

    تمرین گام هشتم : در حاضر خواسته من استقلال مالی داشتن است که لازمه آن قدم برداشتن با ارسال رزومه و برنامه ریزی برای انجام تمارین آموزش هایم و گفتن یک‌مسئله صداقت به همسرم و‌ جمع کردن حواس و تمرکزم برای ذهنم و قدم برداشتن در راستای آن .

    لیست اصول خودم رو بنویسم و یکسری عادات جدید ایجاد کنم و هم چنین بیشتر به ایده ها و هدایت ها عمل کنم و تسلیم نشم .

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    نیروانا برادران گفته:
    مدت عضویت: 1099 روز

    توی این سه چهار روز نزدیک به 45 بار این فایل رو شنیدم (به جز اینکه دانلود کردم و از شب تا صبح توی گوشم هست و با این فایل میخوابم و بیدار میشم) ، هنوزم سیر نشدم . انگار روحم تشنه ی شنیدن جملاته این فایله .

    استاد خدا رو شکر میکنم بابت کلامتون ، شکر بابت وجودتون که اجازه میدید خداوند هدایتتون کنه برای کلامی که توی این فایلها از طریق شما زده میشه .

    و خدا رو هزاران بار شکر که خداوند هدایتمون میکنه تا این کلام به گوش ما هم برسه و در جان ما بشینه .

    عاشقتونمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حسین شیرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 2857 روز

    ببخشید send شد

    و گریه ایی پر از شادی می کنم و بغلتون کردم

    خیلی الان مطمئنم میدونم خوابام الکی نیستند من حتی خواب های کارهای فردایم هم می بینم

    یادمه اول کار بودم تازه داشتم روی باورام کار میکردم که سر ظهر که خوابم نمیومد و تسبیح دستم بود هی داشتم میگفتم من ثروتمندم من اهن ربای پولم و….. بهم الهام شد برم بخوابم ولی من خوابم نمیومد و من تا اومدم به خودم بجنبم رخته خوابو برم پهن کنمو این حرفا یک هو انگار هیبنوتیزم شدم قش کردم در اون خواب الهام هایی به من شد که انگار صد سال خواب بودم حرف هایی به من زده شد چیز هایرو دیدم که شایدم تا همینجا دوستان و اعضای سایت باورشون نشه حالا که با موضوعات آشنا شدم و به الهاماتم گوش دادم روحم اصلا سره جای خودش نیست رو آسمونام

    استاد من هم می خواهم مثل شما استاد بشم دوست دارم اعضای سایتم از این معجزات و الهامای بسیار خوبی کهه بهشون میشه بگند چون خیلی لذت بخشه استاد به امید دیدار حتما میبینمتون از نزدیک حتمانه حتمانه حتما اولین کاریکه می کنم وضعم خوب شد اینکه فایلاتونو میخرم و دومین کار اینکه میام فلوریدا پیش خودتون و همهچیز هارو از اوله اول خیلی مفصل براتون توضیح میدهم به همین راحتیو سادگیو خوشمزگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مجتبی وزیری نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2961 روز

    سلام استاد عزیزم خواست خداوند این بود امشب شیفت شب باشم ویه حسی بهم گفت یه سر به سایت بزن وخوشحال شدم فایلو دانلود کردم وقتی صحبتهای شمارو شنیدم جوابه سوالمو گرفتم حق با شماست ایمانی که همراه باترس باشه ایمان نیست چون چند وقتی هست که شرکت ما میخاد تعویض نیرو کنه من اول با خودم گفتم من توکلم به خدای هر چی بشه به نفع منه ولی باز نجوای شیطانی میومد واحساسمو خراب میکرد امشب تصمیم گرفتم وقتی به خودش توکل میکنم نترسم وقوی باشم چون به کسی توکل میکنم که از همه کس بیشتر هوامو داره وحتما میخاد برام بهتر درست کنه بابت صداقتی که حرفشو زدین درمورد گرفتن ماهی تابه واقعا ازتون درس گرفتم آفرین به این همه شهامت شما واقعا شایسته همچین زندگی وشرایط عالی هستین ممنونم ازتون که هر دفعه یه فایلی ازتون نگاه میکنم کلی درسه برام وامیدوارم منم عمل کنم بازم تشکر میکنم از شما بابت این فایل آموزنده بووووووووس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3575 روز

    سلام به همگی

    استاد خیالم راحته وقتی میخوام نظر بذارم و بگم دمای شما گرم اما صفای وجود خداوندی که درون همه ماست. خیالم راحته چون میدونم وقتی میخوام عاشقانه از خداوند تشکر کنم که انقدر قشنگ به شما الهاماتی رو در مورد توضیح دادن در مورد قوانین میکنه که بیاید و توضیح بدین که دقیقا سوال منه، و البته خیلی از دوستانی که مطمئنا در مرحله ای از ایجاد باورهای توحیدی و عمل به اونها هستند که این توضیحات و این فایل دقیقا معجونی برای افزایش انرژی به منظور لذت بردن بیشتر از مسیریه که توش قرار دارن، شما بهای این موندن تو مسیر رو گرفتی. یعنی وقتی من از خدا تشکر میکنم در واقع از شما تشکر میکنم و وقتی از شما تشکر میکنم تو ذهنم و قلبم اینه که در واقع سپاسگزار خداوندم که منو از موقعی که تو اون شبی که بیش از 1/5 ازش میگذره، درخواست کردم و گفتم خدایای دیگه بسه، من به هر خیری که از تو میرسه نیازمندم و چه خدایی که تو کمتر از 24 ساعت جوابمو داد و منو به این مسیر هدایت کرد و باعث شد اول با ماهیت خودش اشنا بشم و بد با ماهیت خودم. و این چرخه ادامه داره. ما در این مسیر با دستان خداوندی آشنا میشیم که با عشق اومدن که مارو به خواسته هامون برسونن. یکی بصورت توضیحات در مورد مسیر رسیدن به رویا ها و ارزوها، یکی بصورت ایده، یکی بصورت ی جمله، یکی بصورت ی سلام محبت امیز که نشون دهنده وجود قوانین صابتی که ما داریم بهش عمل میکنیم و حتی خودمون که تو زمان هایی که نجوی در ذهنمون شروع به جولان دادن میکنه با قدرت الهای که در وجودمونه افسارش رو میگیره و میاریمش تو مسیر و میگیم، ببین

    انا الحق…………..

    تو کاره ای نیستی و ذره ای نمیتونی به من آسیبی برسونی.

    استاد همه اینا یعنی تشکر از شما و تشکر از شما یعنی تشکر از خدای خودمون که مارو در این مسیر درو هم جمع کرد.

    خداوند برای من کافی است

    شاد باشید (:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: