مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    253MB
    49 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    48MB
    49 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1124 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهستی خیرابادی گفته:
    مدت عضویت: 1933 روز

    به نام الله

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوستداشتنی

    استاد جان اصلا نمی‌دونم ازکجا شروع کنم ولی

    می‌نویسم

    توی فایلهای قبلی در مورد اینکه خودمون رو با اطرافیان مقایسه نکنیم صحبت کردین

    با خودم خیلی فکر کردم دیدم در بعضی از موارد هنوز جای کار دارم

    خیلی درگیر این موضوع شده بودم وبا یه تضادی روبرو شده بودم که اذیت شدم ونشستم با خودم به صحبت کردن که استاد چی گفته چطور باید کنترل کرد به چه نکات مثبتی باید توجه کرد

    خیلی فکر کردم وبه خاطر این موضوع که همسرم رو مقایسه میکردم ذهنم درگیر شده بود دیگه نمی‌دونستم چیکار کنم

    فقط میگفتم خدایا من چطور هدایتتو دریافت کنم چطور بفهمم که اشتباه میکنم یه جورایی چون حالم بده شده بود متوجه می‌شدم اصلا یه جوری شده بود که از خدا کمک خواستم

    شاید باورتون نشه استاد ولی می‌دونم باور میکنید

    شب خواب دیدم البته این خواب مال دوسه روز پیش بود از پشت پنجره داخل خونه شما رو می‌دیدم که مادرتون سرشو گذاشته بود روی سینتون وگریه میکرد وصورت شما شکل همسرم بود

    انگار شما می‌خواستیم برین سفر حتی جوری واضح بود که تمام وسایل خونه پدری شما رو دیدم و پدر ی که دست به تسبیح بود خدایا نمی‌دونم

    خدایا من فقط نگاه میکردم وتعجب توی خواب

    خواهرم رو دیدم که خیلی واضح و روشن بهم گفت

    حتی اسم همسرمو آورد و گفت این شخص از همه انسان بهتریه وقتی با خوشحالی از خواب بیدار شدم

    فقط همسرمو بغل کردم وپیش خودم گفتم که نباید حتی خودمون رو قضاوت کنیم چه برسه دیگران رو

    من اگه دوست ندارم دیگران منو قضاوت کنن پس منم حق اینو ندارم که کسی رو قضاوت کنم

    خدای من استاد شاید باورتون نشه من بارها و بارها الهماتم رو با خواب دیدن شما دریافت میکنم از این موضوع خیلی خوشحالم

    من اگه روی باورهای وافکارم و فرکانسهای درست کار کنم و در مسیر درست قدم بردارم وتوکل کنم

    به کسی که قدرت بالای همه هست تکیه کنم صد در صد نتیجه میگیرم این یک قانونه حالا اگه با احساس خوب حرکت کنیم که دیگه عالیه مسیر درست حاال خوب داشتنه خدایا کمکون کن که در این مسیر الهی توحیدی که هدایتم کردی ثابت قدم باشم واین مسیر رو تا زمانی که زنده هستم ادامه خواهم داد

    در پناه الله شاد و پیروز موفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    روف رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1225 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم عباس منش و خانم شایسته نازنین

    سلام خدمت دوستان گرامی ام در این پروژه زیبا مهاجرت به مدار بالاتر

    واقعا که این فایل ها چقدر آگاهی دهنده و لذت بخش است

    در حالیکه قبلاً این فایل ها را گوش داده ام

    اما این بار جنس درک و فهمش متفاوت است

    استاد چقدر شرین و لذت بخش داری صحبت می کنید

    آنقدر مثال ها قشنگ و باحال است که آدم میخکوب می شود بنشیند و به زندگی اش تأمل کند که من کجای این داستان قرار دارم

    در این سلسله فایل ها چقدر سوال های جذابی مطرح شده و استاد هم دارد با عشق پاسخ می دهد

    و آنهم عجب پاسخ های قشنگی

    خوبی استادم این است که تلاش نمی کند که چون این فایل دانلودی است و کسی بابت شأن پولی پرداخت نمی کند اینجا حرف هایم را سانسور کنم

    چون خلی از افراد این چنین می کند

    اما استاد عباس منش واقعا قلب بزرگی دارد

    اینقدر آگاهی ناب را بصورت هدیه برای دوستان تقدیم می کند

    وقتی به همین پروژه مهاجرت نگاه می کنیم و هر فایلی را به دقت گوش دهیم متوجه می شویم که خدای من اینجا دنیایی از آگاهی است

    به شرط اینکه درست درک کنیم درست عمل کنیم و استفاده کنیم

    امروز حال من خلی خوب و قشنگ است

    خلی ریلکس و راحت هستم

    همین لحظه در محیط کارم در فضای نسبتا خلوت و آرام قرار گرفته ام و دارم برداشتم از این فایل را ثبت می کنم

    امروز اول صبح دو سه باری حین انجام دادن کار این فایل را بصورت صوتی شنیدم

    اما بصورت دقیق تر در قلبم ماندگار نشد

    حالا که همه بچها رفته است استراحت من هستم و دفتر چه ام و آگاهای لذت بخش این فایل

    من وقتی یاد داشت برداری را شروع می کنم درکم نسبت به موضوع خلی بهتر می شود

    استاد عزیزم واقعا از صحبت هاتون لذت می برم

    و حالم بهتر می شود

    در مورد نکته های که باید اصول من باشد خدمت تان عرض کنم

    قبلاً نمی دانستم چی چیز های اصول من است

    با آموزش های این فایل کمی بهتر درک کردم که اصول من چیست

    من قبلاً دوست داشتم که انسانها را با اسامی یا القابی که دیگران برایش انتخاب می کند صدا کنم و از این گونه کارها به نحوی لذت می بردم

    اما حالا به لطف الهی این عادت نا پسند را کنار گذاشته ام

    هر کسی را به اسم خودش یا با اسم خانوادگی اش صدا می کنم و خلی هم راحت و ریلکس هستم

    در محیط کار مان بیشتر بچها جدای از آن اسمی که دارند یکسری اسم های دیگر را دیگران برایش انتخاب می کند و این اسم دومی جا می افتد

    ولی من خودم دوست ندارم که کسی برای من اسمی دیگری انتخاب کند

    و همین باعث شد که با خودم گفتم وقتی دوست نداری کسی برایت اسم بگذارد پس خودت هم رعایت کن برای دیگران اسم و القابی را نگذاری

    و حالا به لطف خداوند سر این قولم هستم و کسی را به اسم های دومی شأن که باعث خنده و تمسخر دیگران شود صدا نمی کنم

    و از این که روی تعهد ماندم لذت میبرم

    موضوع دوم

    اینکه من قبلاً دوست داشتم هر جای می روم سریع کارم انجام شود و درصف ایستاد شدن برایم کار زجر آور معلوم می شد

    در هر جای به نحوی تلاش می کردم که سریع تر از دیگران وارد شوم و کارم انجام شود

    اما در خلی از جاها دیدم که این کار شایسته نیست

    چون من دوست ندارم یک فردی بدون اینکه نوبتش برسد سریع داخل رفته و نوبت دیگران را هم ضایع کند

    همین شد که تصمیم گرفتم همه جا نوبت را رعایت کنم

    اگر من دوست دارم کارم سریع تر انجام شود دیگران هم دوست دارند کارش سریع تر انجام شود و در صف منتظر نباشد

    و حالا بیشتر موقع متوجه می شوم که این رعایت کردن حتی باعث می شود که همیشه کارت سریع و به نحو احسن انجام شود

    این کار زرنگی و هوشیاری را نشان نمی دهد که تو بیایی در صف نوبت دیگران را بگیری و خودت را هوشیار و چالاک نشان دهی

    ….‌

    استاد عزیزم وقتی از باور داشتن تو‌کل داشتن و ایمان داشتن صحبت می‌کند من قلبم می لرزه

    چون داستان زندگی شما را زیاد شنیده ام

    که در هر مرحله‌ای از زندگی چی شجاعت های را به خرج دادید

    وقتی این داستان را بیان می کنید که من میدان ولیعصر تهران را بلد نبودم و آمده بودم که کار هایم را راه اندازی کنم

    به گفته خودشان هیچ فرش قرمزی برای من پهن نشده بود

    هیچ وعده و وعیدی هم برای من نبود

    فقط توکل و ایمان بود که راهها باز می شود

    با یک بچه سه ساله و یک بچه سه ماهه واقعا شجاعت می خواهد

    این چنین حرکت کردن توکل می خواهد

    داستان های خونه معلم واقعا آدم را به تأمل وا می دارد

    هتل های ناصر خسرو

    تا اینکه به گفته خودتان خداوند پاسخ می‌دهد

    و خانمی که شما را می بیند و داستان را برایش تعریف می کنید می گوید من از شما خواهش می کنم بیاید از این خونه استفاده کنید

    خونه ای که همه وسایل مهیا و فراهم است

    والدین این خانم که با آمدن شما راضی است

    واقعا که خداوند پاسخ می‌دهد

    اگر بهش بسپاریم و توکل کنیم و ایمان هم داشته باشیم

    و این توکل کردن و ایمان داشتن شما را همیشه تحسین کردم و تحسین می کنم

    با اون شرایط این‌گونه حرکت کردن واقعاً که قلب بزرگ می خواهد

    من خودم وقتی به زندگی ام نگاه می کنم می بینم که من ایمان کافی نداشتم توکل نتوانستم و باور نداشتم

    چون معلوم است که این وضعیت را تجربه می کنم

    بازهم خداوند را سپاسگزارم که در این مسیر زیبا هستم و از شما استاد عزیزم می آموزم

    همه چیز بصورت تکاملی صورت می گیرد

    همین که حالا دارم این آگاهی ها را بهتر درک می کنم خودش جای سپاسگزاری را دارد

    ولی باید آهسته و پیوسته این مسیر زیبا را ادامه دهم و به جلو بروم

    خداوند را خلی سپاسگزارم که این فرصت برایم فراهم شد توانستم با فکر آرام‌تر این فایل را بازهم بیشنوم و درک بهتری داشته باشم

    از استاد عزیزم بسیار ممنون هستم بابت این آموزش های بسیار عالی و رویایی

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم

    خدایا صد هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    معید ماندگار گفته:
    مدت عضویت: 1172 روز

    این فایلی بود که من دو سال پیش برای اولین بار گوشش دادم و اون موقع دوره ثروت یک و عشق و مودت رو بصورت نادرست داشتم استفاده میکردم و چندماهی هم ازشون گذشته بود و هیچ نتیجه ای مطلقا نگرفته بودم.

    یادمه دوسال پیش وقتی که جدیت استاد رو در این فایل دیدم بعدش اومدم کل فایلارو پاک کردم، کل دفترایی که نوشته بودم رو پاک کردم، شخصی که توی تلگرام بهم داده بود این فایلارو رو بلاک کردم و بعدش آرام آرام هدایت شدم و چقدر حس خوبی میداد وقتی همین فایل های دانلودی رو گوش میدادم و تاثیرش بیشتر از همون دوره ها بود.

    الان بعد دوسال دوباره این فایل رو گوش دادم و الان من تمام دوره هایی که اون زمان من عقده داشتم که داشته باشمشون رو همشون رو دارم

    ثروت یک ، عشق و مودت، احساس لیاقت، قانون سلامتی، دوازده قدم، کشف قوانین، عزت نفس

    آخرین دوره ای که خریدم ثروت یک بوده و دیگه به خودم گفتم سیر شدم از خریدن دوره فقط میخوام فعلا همینارو کار کنم و هیچ عجله ای هم نیست. درصورتیکه موقعی که ثروت یک رو خریدم شرایطم طوری بود که کل دوره های استاد رو میتونستم براحتی بخرم

    ولی گفتم بسه بیا همینارو کار کن، به وقتش

    من یادمه له له میزدم برای داشتن دوره های استاد و بزرگترین آرزوم شده بود چون میگفتم با آگاهی های این دوره ها به هرچیز دیگه ای میتونم برسم. هر خواسته ای الان و در آینده دارم با همین آگاهی ها میتونم بهشون برسم. بنابراین دوره های استاد شده بود بزرگترین خواسته های من

    برای هرکدومشون تجسماتی میکردم که نگو. به خودم میگفتم اگه پول اومد دستم اول احساس لیاقت رو بخرم یا قانون سلامتی؟

    کلی با خودم بحث میکردم که کدومشون برام بهتره و کدومش واجب تره.

    اتفاقی که افتاد این بود که من وقتی به درآمد رسیدم جفتشون رو باهم همزمان خریدم و چقدر هم حال داد

    این روزا دارم بهتر درک میکنم که اون روزایی که تضاد هام خیلی شدید بودند (از نظر منه اون موقع) به همون اندازه خواسته هام شدید پاسخ داده شدند

    و همین خیلی آرامم کرده چون همین الانش که درگیر تضادی هستم که این آگاهی باعث شد خیلی خیلی راحت حالم خوب بشه و تضاد الانم ذهنمو درگیر نکنه چون به خودم میگم ببین تمام تضاد های شدیدی که داشتی به همون اندازه پاسخ داده شده که تو سیر سیر شدی پس این هم همین اتفاق براش میوفته صددرصد

    و همینطور دارم بیخیال تر و بیخیال تر میشم و افتخار میکنم که دارم بیخیالی رو تمرین میکنم

    استاد شما میگید معیار پیشرفتتون بهبود شخصیت باشه و من حسابی دارم به اندازه توانم به خودم افتخار میکنم هردفعه که دارم شخصیتم رو توی این شرایط حساس بهبود میدم. به خودم میگم اون افتخاری که مردم میکنند وقتی یک خونه یا یک ماشین میخرند رو من باید همون مقدار افتخار رو برای زمانی بکنم که دارم شخصیتم رو بهبود میدم

    استاد دستتون درد نکنه نصف زمان فایل رو من فقط داشتم اشک میریختم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    زری شیخی گفته:
    مدت عضویت: 585 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دوستان هم فرکانسی نازنین

    اینقدر شنیدن این فایل امروز برام جذاب‌تر و شنیدنی تر و خاص تر از هر وقت دیگه ای بود که حتی قابل وصف نیست

    چقدر حال دلم با شنیدن این فایل خوبه خوب شده در صورتیکه قبلا هم شنیده بودم ولی امروز یه جذابیت دیگه ای برام داشت

    چند روزی بود که بهم ریخته بودم و این مسئله داشت اذیتم می‌کرد دیروز به همسرم گفتم یه چیزی در وجودم اشتباهه نمیدونم چیه یه جای کارم میلنگه دیشب خیلی با خدای خودم دردو دل کردم و ازش هدایت خواستم و چقدر زیبا و دلنشین امروز خداوند جواب همه علامت سوال ذهنمو داد از طریق دست خودش خدایا عاشقتم و سپاسگزارم بخاطر این نشونه زیبا

    سپاسگزار شما استاد عزیز و دوست داشتنی هم هستم که علامت سوال ذهنم با حرفهای قشنگ و دلنشینی که زدید پاک شد بینهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسین مقدم گفته:
    مدت عضویت: 543 روز

    سلام استاد عزیز

    خیلی عشقی

    عاشقانه دوستتون دارم

    کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه

    استاد عزیز منم نمیدونم چطور به شما رسیدم . فقط میدونم خواستم و خواستم و خواستم و خدا شما رو بهم رسوند

    اولش یک سری از ویسهای آقای عرشبانفر دستم رسیده بود و این لا به لا یک ویس هم از شما به دستم رسید

    اولش از شنیدن صداتون بدم اومد ،از این لحاظ که با خودم گفتم چقدر مغرور و خودشیفته هستین ،جالب اینجاست بعد چند روز یک فیلم دیدم لایو شما با آقای عرشیانفر بود ،توی اون فیلم باز شما داشتبن راجع به داشته هاتون صحبت میکردین ،اونجا نفرتم بیشتر شد

    ولی توی چند روز همه چیز برعکس شد .دیدم نسبت به شما عوض شد و متوجه شدم که من خودم ندارم و مقایسه ای که سراغم اومده بود حالم رو بد میکرد

    ولی بعدش از داشته هاتون لذت بردم، از سریال سفر به دور آمریکا و از فایلای رایگانتون استفاده کردم و الان هم خداوند هدایتم کرده دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم

    خدا میدونه که چقدر رضایت دارم و امید به زندگیم برگشته

    و خدایی که شما رو بهم رسوند و از اون به بعد حالم خوب شده و عاشقانه دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    محمد علمداری گفته:
    مدت عضویت: 471 روز

    این فایل برای من یک پیام داشت یک پیام واضــــح و ملموس

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و همه ی رفقا. من هنگامی که دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کرده بودم هم راست شده بود قرار گرفتن «هم‌جهت با جریان خداوند». روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردم و استفاده کردم و بسیار عالی و بینظیر بود و دوره ای هست که باید تا آخر عمر گوش بدم، چون تامل و پیشرفت بشر لیمیت و محدودیت نداره و تا انتها ادم می تونه رشد کنه به اندازه ای که ظرفش بزرگ تر میشه. نتایجی حاصل شده که حاصل گوش کردن به روانشناسی ثروت یک بود این حس برای من پیش اومده بود که من دیگه تهشم آخرشم من قانونم قانون منه…. از این حرفا. احتمالا بدونید چی میخوام بگم حداقل اونایی که استاد رو دنبال کردن بقیه حرفم رو حدس زدن. بله دقیقا، نتایج استاپ شدش و اون روند صعودی من متوقف شدش و من بعد اینکه با کمک یکی از قسمت های روانشناسی ثروت 1 مشکلمو شناسایی کردم و دوباره شروع کردم.

    حالا اون پیام ملموسی که گفتم اول خرفام چیه؟ این احساس رو کرده بود م یا یک حسی بهم می گفت وقتشه الان یک دوره جدید تهیه کنم ولی به خودم می گفتم دوره روانشناسی ثروت یک رو بهمراه فایل های دانلودی پیش میبرم تا اینکه رسیدم به این فایل. استاد فرمودند کسانی می توانند از دوره های پولی استفاده کنند که بهاشو پرداخت کرده باشند و بقیه حرف هایی در این موضوع که حتما اگر این کامنت رو می خونید گوش کردید. اینجا یه چراغی تو ذهن من روشن شد. گفت این نشانه ی منه این هدایت منه. و بدون درنگ دوره ای که به دهنم رسید دوره«هم‌جهت با جریان خداوند» هست و انشالله به زودی این دوره رو تهیه می کنم و استفاده می کنم و کلی به اگاهی هایم اضافه میشود و باورهای بهتری میسازم و لذت بیشتری میبرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    بنام الله…

    بنام خداوندیکه افکار و فرکانسهای مرا بدون یه زره اشتباهی’با عدالتش،به من برمیگردونه..

    چند روزه هدایت شدم به قانون کیهان…

    خیلی جالبه در مورد سیاهچاله ها دانشمندان ستاره شناسی و کیهان صحبت میکردند..

    یه حسی تو درونم بهم گفت..دقیقا سیاه چاله ها شبیه شبکه چشم هست…هنوز دانشمندان نفهمیدن این سیاه چاله ها کارشون چیه..به یسری تحقیقات رسیدن.ولی هنوز به اون چیزی که خیلی مشهود برسه..نرسیدن..

    خیلی جالبه!خیلی به قدرت خداوند میرسی وقتی به این مستند چگونه کیهان کار می کند’نگاه میکنی..

    الله اکبر…اون حس بهم گفت.همون چیزی که اعمال تو را ضبط و صوت میکنه..دقیقا همون فرکانس هست…

    نشون میداد..مثل موج فرکانسی برنگهای آبی ..مدل اشعه ایی…بصورت چشم مانتد..میگفت دنیا و جهان با سیاه چاله ها پدید اومده..این سیاه چاله ها کوچک بودن و کم کم بهم پیوستن بزرگ شدن…دقیقا قانون تکامل..

    خیلی این پدیده زیباست..خیلی زیباست به قدرت پروردگار سر خم میکنی..

    برای ذهن نجواگرم میگم..

    این فایل ‘،فایل نشانها برام بود..چند بار گوشش کردم..

    این درک خودم از این فایل رو با توکل به الله بر درکم بباره و اینجا برای خودم…بنویسمش…

    که مسیر پایدار نتایج پایدار ماندن در اینراه هست…

    و کار کردن روی شخصیتمون.استاد عزیزم..جوری شدم..حتی نسبت به یه چیزی کوچک.که شاید خیلیا پیش افتاده باشه. میشینم خودمو بررسی میکنم که چرا من این عملکرد رو داشتم..؟

    اتفاقا قبلا بدون اینکه از قانون بدونم همین شخصیتو داشتم ولی چون هنوز اطلاع نداشتم از قانون مدام تکرارشون میکردم..لگدشم میخوردم.

    هنوز میدونم خیلی کار دارم..شخصیت همه چیزه همه چیزه..

    شخصیت همون کار کردن روی باورامون و موندن تو مسیر.و ادامه دادن..و توکل و ایمان به پروردگار که خودش تو آرامش نشون میده..

    وو..ادامه دادن.دچار وسوسه شیطان نشدن..

    اتفاقا روز گذشته این ایه رو تو قرآن سوره بقره خوندم..برای کسانی که ایمان آورده اند..و بهم گفت…مدام تسلیم پروردگار شو..که شیطان کارش وسوسه انداختن به کارهای زشت و ناپسند هست..انشالله که خداوند هدایتمون کنه..

    خداوند خیلی داره بهم گوشزد میکنه.اینم با صدای بلند..بعضی وقتا نمیدونم چرا نمیتونم درکش کنم.و همین باعث میشه خیلی مواظب باشم…

    نکته بعدی از این درس. ماندن و ادامه دادن هست که میتونه نتیجه ها بزرگ بزرگتر بشه..

    و مدام دیدن الگوها…

    استاادم چند روز وارد این موهبت خداوند شدم..همون بحث سپاسگزاری…چقدر این نکته مهمه…

    باعث شده بیشتر نعمتهای اطرافمو درک کنم.و میام اونو تو وجودم رخنه میدم..و برای خودم اهرم رنج میزارم..اگه این نعمت رو نداشتم الان باید چکار میکردم.و مدام اینا رو با خودم نقل قول میکنم.همین یه تمریین.. خیلی بهتر میشه..

    خودمو با دیگران و داشته هاشون مقایسه نکنم.چون ذهن همینه میاد..زندگی افراد و داشته های افراد دیگه رو برام بولد میکنه..که نگاه کن.این افراد …اینو دارن تو چی داری که شکر خدا میکنی!؟

    همین موضوع تا یکسال با من بود.به لطف خودش تونستم پوزشو به خاک بمالونم.

    الان خیلی بهتر شدم..

    و نکته بعد یجاهایی وسوسهای عجله سراغم میومد..همین باعث میشه یه حالت لجی ‘تو درونم بشینه..

    چیزی که بخاطر این لجوج بودنم خیلی زجر کشیدم. و بدو بدو تقلا…

    اینقدر این پاشنه ها زیاد بود..که منو به عجله وادار میکرد..

    بهمین خاطره همین اینها رو باید هر روز بهترش کنیم…و روی این شخصیت بها بدییم..و مدام اینقدر تکرار کنیم که جزو کارکردمون بشه.که خودش یه حهاد اکبر میخاد.تا بتونی درونتو کندو کاو کنی و با خودت روراست باشی..

    برای من اوایل خیلی خیلی خیلی سخت بود..و تمرینات باعث شد تا بیشتر خودمو مقید تر کنم.و بدونم از بیین رفتن این شخصیت.چیزی که فکر میکردم…میتونستم نابودش کنم.

    ولی بخاطر لجوج بودنم.میگفتم.باید باشه..یه حس تعلق پوچ، نسبت بهش داشتم.بها میدادم..

    میخام در نهایت بگم…ماندن ماندن استمرار میتونه منو از جایی که هستم جدا کنه..

    خداوند کارش بسیار دقیقه…

    استاد میخام در نهایت.بهتون اینراه پر ارزش رو تبریک بگم..و خیلی خوشحالم که دانشگاهی درس میخونم،که پر از سعادتمندی دنیا و آخرتمه!..

    شما بها دادین..بها همه جوره…روزی که خداوند بهم الهام کرد باید اینکار رو انجام بدی.وحشتی که نسبت به قبرستان داشتم اونم خودم به تنهایی.قلبم تو دهنم بود..بهم گفت همین الان همین امروز..پاهام جفت شده بود..چون میدونستم باید بهای کارمو بپردازم.و اینده میخام همه جوره زندگی خوبی رو داشته باشم…همین ایمان منو کشوند و همه چیز برای من مهیا شد..دستانش تو راهم اومدن.و من به آزامش و یقین بیشتر رسیدم.

    و اون روز چیزی نبود جز شیطان..که داشت وسوس ها رو برام بیشتر بیشتر میکرد تا منو منصرف کنه.ولی چون الهام پروردگار زیاد بود..من گفتم باید انجامش بدم..

    که خداوند توراه بهم گفت..از نظر افراد یه چیز منطقی نیست.اگه بفهمن میگن اینفرد دیوانه هست..پس برو من کمکت میکنم.

    خیلی بلند بهم گفت..

    میخام بگم واقعا الان معنای بها رو میدونم چیه..که ایده های حرکتی بهت گفته میشه..تو باید حرکت کنی..اونم بر حسب تکاملت…

    …….

    ……..

    چیزی که تو این مستند میگفت.برام نقطعه بولدی بود..میگفت یه قسمتی از کره زمین ..یه مغناطیس تولید میکنه.

    میگفت شبیه یه لایه خیلی خیلی نازک باعث میشه تا اشعه های خورشید که از خودش ساطع میکنه به کره زمین برخورد نکنه..

    چون اشعه های خورشید اینقدر مذاب و گرمایشش زیاد هست .یه گلوهایی از آتش از درونش فوران کنه…و این جزو خاصیت خورشید میباشد..به همین دلیل اون لایه بسیار نازک دور تا دور کره زمین باعث میشه تا محافظت کنه از اون گردهای آتیشین..که همون فکر کنم لایه اوزون باشه..

    ولی دیگر سیارات مثل مریخ ندارن.و همیشه این شعله ها به این سیارت خورده و باعث شد.تخریب بشن..

    چقدر خدادند ما انسانها رو دوستداره..چقدر دیدن این مستندها ،به بزرگی خداوند پی میبری…که میبینی اون دوستداره تو بهترینشو دوستداشته باشه..

    همه چیز درست و دقیق’پایه ریزی شده..

    فقط کافیه درکش کنی و به قدرتش ایمان بیاری.و توی سوره فاتحه میگه..

    و حتی از زبان ما میگه خدایا

    سپاس خدایی که پروردگار رب العالمینه..پروردگار کل جهان هست..مالک خودشه..همه چیز تحت سیطریه خودشه.

    خداوندی رحمانیت’ داره مهربان همیشگیه بنده هاشو دوستداره..

    مالک روز جزاست..مالک روز بزرگ..مالک.و مدبر جهان..

    خدایا..باید مدام بخودمون بگیم..خدایا تنها تو را می پرستم و تنها تنها از تو یاری می جوییم.

    خدایا ما را براه راست راه کسانیکه که نعمت بخشیده ایی..نعمت چیه!نعمت همه چیزه..

    نه راه کسانیکه که گمراه ساخته ایی..کسی که گمراهه خیلی نادونه…خیلی…فقط خودشو به اب آتش میندازه..

    وای دوستدارم فقط از خداوند بنویسم..خداوندی که جز خیرو خوبی نسبت به بنده هاش نداره..چقدر این ذهن من فقیر و نادونه…

    پونت این فایلم همینه…!که استاد دلیل موفقعیتهاش حتی تو اون شرایط ناجالبی که داشتن..تو اون روزهایی که هیچ فرش قرمزی تو تهران براش پهن نکرده بودن..ولی ایشون حرکت کرد و رفت…خدا بهش پاسخ داد..خدا بهش پاسخ داد..

    به مو میرسه ولی پاره نمیشه…

    چقدر این خداوند دانا و حکیمه.چقدر بزرگه…

    استادم از جان ودلم.و حتی دوستان توحیدیم

    تو اینراه بزرگ.بهشون تبریک و تحسین میکنم.

    قربون عدالتش برم که بسته به درونت با اون شرایطت ایده ها رو برات الهام میکنه..فقط اون موقعها باید بتونی وسوسه ها رو از خودت دور کنی و قدم برداری.

    و نکته مهم تر اصول..باید جزو برنامه هامون باشه..

    اصولی که من خیلی زیاد توش پاشنه داشتم که میدونم هنوز زراتش تو وجودمه..باید خیلی خیلی کار کنم تا بتونم فرکانس اطرافمو به جاهای خیلی خوبی بکشونم…

    همون باید اول هر کاری که میخام انجام بدم..آیا دیگران اینکار رو نسبت به من انجام بدن.من چه فکر ی میکنم!چقدر بهم میریزم.!

    پس باید به این درک برسم..که اصول رو خیلی رعایت کنم.اصولی که جزو وجود من بشه..

    اصولی که منو راضی میکنه!

    اصولی که منو به هر چی که میخام میرسونه.

    چقدر این ورژن اصول میتونه تو لحظاهه های زندگیمون تاثیر گزار باشه..

    من دقیقا همه اینها رو از درونم تجربه کردم.

    چه روزهایی که فکر میکردم اینکارا جزو زرنگی منه…و دقیقا مشابهتشو تو زندگیم’ بصورت خیلی خیلی واضح میدیدم..

    انشالله که این تاهدات بشینه تو وجودمون.و دعوت به عمل بشه…عملی که اجرا بشه..و این اجرا اینقدر تکرار تکرار بشه تا بشه جزو شخصیتتمون شود!

    چون عدالت پروردگار خیلی ریز بیین و بسیار دقیقه..

    و ما با جهانی قانونمند طرفیم..جهانی که ما با زاویه دیدمون انتخاب میکنیم. که نگاهمون و گزارش دهنمون و گوشهامون همه اینها داره ..چیزهایی به زندگیمون برمیگردونه…که خودت خودت داری آگاهانه یا ناگاهانه بسمت خودت برمیگردونی.الله اکبر..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1476 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    هر زمان که من باورهای خوبی را برای خودم درست کنم

    قدم در مسیر بگذارم

    از خدای خودم کمک بگیرم

    بدون هیچ شکی من در آن موفق خواهم شد

    من پیروز و شاد و سرحال خواهم بود

    همیشه تا قبل از اینکه با استاد و آموزش های او اشنا می شدم در مورد شغل و کسب و کار خودم به این فکر می کردم که دیگران در مورد آن شغل چه می گویند

    کدام کار بهتر و اینده بهتری دارد

    چه کار پول در آن بیشتر است

    اما چقدر این باور غلط بوده است

    اکنون می دانم که باید در مسیری قدم بردارم که به آن راه علاقه دارم

    آن کار را دوست دارم

    همین علاقه سبب رشد و توسعه من می شود

    اکنون من صاحب برند و شغلی هستم که به آن علاقه دارم

    حال من در آن شغل خوب است

    آن کار را دوست دارم

    همین علاقه و دوست داشتن برای من واقعا دلچسب است و حال من را خوب می کند

    به من انگیزه می دهد

    برای من واقعا حال خوبی را دارد و اصلا خستگی برای من معنا ندارد

    نکته و درس دیگری که واقعا برای من مهم است این است که همیشه در همه امور زندگی خودم صداقت را داشته باشم

    خدای مهربان را همیشه شاهد و ناظر بر کارهای خودم بگیرم و از او کمک بگیرم

    او همیشه دستهای من را می گیرد و همیشه در حال کمک کردن به من است

    این فکر و این عقیده و باور بزرگترین چیزی را که در بر دارد اطمینان و ارامش قلبی است

    این آرامش و این اطمینان بسیار ارزشمند است

    این بزرگترین درس و بزرگترین باور است

    ایمان داشتن

    اعتماد داشتن

    این ها بزرگترین نکته و بزرگترین درس برای من در هر کاری و در زندگی خودم است

    تازه در کنار همه اینها وقتی که من بهای خواسته های خودم را بپردازم آنوقت نتایج دلخواه به راحتی برای من رقم می خورد

    به این نکته رسیده ام

    برای شروع کسب و کار خودم سعی کردم که بهترین کیفیت را برای مشتری های خودم داشته باشم

    سعی کردم با کیفیت ترین مواد اولیه را تهیه کنم

    سعی کردم بهترین خدمات را به مشتری خودم داشته باشم

    این برای من یک اعتبار و آبرو می شود که در نهایت برند شخصی من شکل می گیرد و من موفق خواهم شد

    چقدر این موضوع شیرین و دلچسب است که دستهای خدای مهربان همیشه در کار باشد و او بهترین یا و کمک رسان است

    ممنون خدای خوب خودم هستم که همیشه در کنار من است و من را هدایت می کند

    ممنون خدای خودم هستم که همیشه از هدایت کردن من راضی و خوشحال است

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    متولد1397 گفته:
    مدت عضویت: 2692 روز

    با سلام و تشکر از استاد عزیز و خانم شایسته که زحمت این فایل های ارزشمند را می کشند.

    بیان خاطره ای از استاد که پلیس تو جاده چالوس نگهشون داشته و خواسته جریمشون کنه و گفتگوی آنها باهم من رو یاد اتفاقی مشابه که چند سال پیش برام افتاد انداخت.زمانی که هنوز افتخار آشنایی با استاد و سابتشون رو نداشتم.

    یه روز پسرم اومد و بهم گفت پلیس موتورش رو گرفته و شرط ترخیص موتور داشتن گواهینامه موتوره. خودش چون گواهینامه نداشت بمن گفت شما بیا تحویلش بگیر .یعنی من بگم موتور رو از من گرفتن. من گفتم میام ولی هرچی که خودم صلاح دونستم میگم. خلاصه رفتم یه صف بود و یه چند نفر که مشکل ما را داشتن تو صف بودن و ما هم تو صف وایسادیم تا نوبت به ماشد .جریان را به مامور گفتم .مامور گفت اگه موتور رو از شما گرفتن گواهینامه داری که هیچ اما اگه از پسرت گرفتن و گواهینامه نداره قضیه فرق می‌کنه . باید برید شورای حل اختلاف و یه سیصد هزار تومانی جریمه بدید .گفت ولی یه راه دیگه هم داره من هم مثل استاد اولش منظورش رو متوجه نشدم بعد از اینکه یه چند باری تکرار کرد تا شاید متوجه بشم ،یه عددی ،فک کنم 50هزارتومان بود رو کاغذی که جلوش بود نوشت و گفت اگه میخای این مبلغ رو اینجا پرداخت کن موتور رو ببر . دوریالیم افتاد حس خوبی نداشتم.بهش گفتم من یه معلم هستم نمیتونم خودم این کار را بکنم و دیگران را از این کار نهی کنم.مشکلی نیست میرم جریمش رو پرداخت میکنم. یه مکسی کرد و بدون پرداخت هزینه برگه ترخیص موتور رو بهم داد. خداییش حال کردم.

    خدارا شکر ،خدارا شکر،خدارا شکر

    إن شا ءالله شاد و سلامت ثروتمند و توحیدی باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    نازیلا محجوب گفته:
    مدت عضویت: 773 روز

    وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً

    از سر عطوفت و دلسوزی، با آنان مهربان و فروتن باش، و بگو: پروردگارا، همان‌طور که مرا در کودکی پرورش دادند (و با من مهربان بودند)، به آن دو رحم کن.

    إسراء – 24

    بنام خدای یگانه! سلام استاد موحد و همراهان این سایت بهشتی!

    آدینه روزتون قشنگ و پر از زیبایی!

    چه جمله‌ی قشنگی گفتین!

    من بدهکارِ خداوندم!!!

    واقعن باید پارتی و واسطه‌ی ما خدا باشه و به اون بدهکار باشیم نه آدم‌ها،اوضاع و شرایط!

    در مورد صداقت گفتین !

    من همیشه ازینکه صادق بودم چه در روابطم،چه در محیط کارم؛ اکثر ضربه میخوردم.

    چون باور کرده بودم صادق بودن = ضربه خوردن.

    ولی با وجودِ هر اتفاقی ک رخ داد من صداقت خودمو ترک نکردم.

    گاهی فک میکنم به زندگیم و میگم “نازی” کارت درسته! اونجایی ک همه داد از دورنگی آدمها، اوضاع و شرایط زدند و می‌زنند تو خودت بودی!

    ادا درنیاوردی!

    درسته ته‌اش اونچه خواستی نشد ولی بخودم بدهکار نیستم! من بدهکار خدای خودم نشدم! همواره هم ادامه میدهم صداقت و راستی رو‌.

    در مورد تبلیغ کردن یک چیزی بگم که ازشما یاد گرفتم.

    پارسال در صفحه فیسبوکم یک پستی رو خوندم که نوشته بود استعدادیابی نخگبان افغانستان.

    من روز آخرش بود که یک دوست نویسنده بهم گفت بیا توش اشتراک کن شرایط داشت که از کارها و فعالیت هات باید میگفتی و دستآوردهاتو میفرستادی به اونا تا بررسی بشه. 500 تن اشتراک کرده بودن منم همینطوری رفتم و ثبت نام کردم.

    فردا شروع شد مسابقه.

    یکجور تبلیغات بود ک یاخوده خدا.

    مردمانِ من خیلی اهل تبلیغات هستند .

    چنان تبلیغات صورت میگرفت که یک فرد از آیدیش دریکروز به صدها تن پیام میداد بمن رای بده.

    جالب اینجا همون فرد ک بیشترین رایُ گرفت اول شد. حالا چیکار کرده چه استعدادی داشت ندانم ما فقط دانستیم خیلی رای گرفته بود محصل هم بود.

    ده نفر توسط رای برتر شدن.

    من اصن فعالیتی جز انتشار شعرها و داستان‌های کوتاهم در فیسبوک نداشتم و ندارمم. به کی میرفتم پیام کنم اصن مالِ این حرفها نیستم ک بیا رای بده.جز چند تن از دوستان نزدیکم.

    مسابقه طوری بود ده تن با رای انتخاب میشد از سمت همان کلوپ نخگبان برتر و ده تن بی قید رای نظر به استعداد و توانمندی‌هایی ک داشت.

    خب من در کنار معلم بودنم، شعر مینوشتم،کتاب نوشته بودم،چاپ کرده بودم، رونمایی برگزار کرده بودم واسه کتابم که حتی وزیر اطلاعات فرهنگ در رونمایی‌ام حضور داشت و سخنگوی ایشان و خیلیای دیگه، و کلی سرتیفکت از دانشگاه و مکاتب داشتم بعنوان معلم برتر .

    من پیش خودم گفتم من به هیچکی نمیگم رای بده

    من ازخدا میخوام و کم هم به گفته‌ی هراتی های عزیز نمایوم ینی نمیخوام.

    عرضم به حضورتون که معجزه شد.

    بین اونهمه تبلیغات و بیرو بیا، من بایک باور وارد چالش شدم بدون هزینه تبلیغات، من فرد پنجم بین 500 تن انتخاب شدم.

    هنوز خیلی از افراد به دلیل شناخت در مقام های سوم و چهارم قرار گرفتن که واقعن حیف بود اون مقام بهشون ولی من خودمو ناراحت نکردم و بدون حرص خوردن، شب بیداری و پیام به این و اون پنجم شدم.

    من باور کردم که خدا برا من تبلیغ میکنه آدمها کاره‌ایی نیستند. همینطور هم شد چون من ازشما یاد گرفتم تبلیغ نکنم . درون بین خیلی افراد با استعداد زیادی بودن که حیف شدن با رای گیری، ولی خب من جز افراد بدون رای بخاطر دست آوردهایی ک داشتم شدم.

    چندی قبل یک کامنت از دوستمون خوندم که در پاسخ به راهکارهای شما، خانم شایسته‌ی نازنین در مورد عدم احساس لیاقت مقاله‌ایی نوشته بودند؛ رو خوندم.

    نوشته بود از زبان دوستش ” همین ک من احساس آدمها برام مهمه ارزشمندم! همین که من عشق کسی رو میتونم بپذیرم ارزشمندم! من برا ارزشمندی نیاز به چیزی ندارم. و کسی ک کنارِ منه از بودن کنار من قطعا لذت میبره”.

    حال کردم . خودش بود! احساس ارزشمندی همین قدر ساده بوده ما ربطش دادیم به عامل بیرونی!

    الان میخوام اضافه کنم به جمله‌ی دوستمون که؛ همین ک من صادقم، دو رونگ نیستم، ارزشمنده!

    یک اصل برا خودتون داشته باشید و ادامه‌اش بدهین.

    من همیشه صادق، راستگویی بودم. این مهمترین اصلی بود که از آدمهایی دور شدم که اونا حکم مرگ و زندگی داشتن بهم، ولی حالا نبودن اونا یک برکت هست،یک لطف و احسان خداوندی!

    من اصلُ ادامه میدم ولی اینبار با باورهای درست، با تقوا، با ایمان، تمرکز ذهن. قطعا معجزات خداوند در راهه!

    هیچ عاملی نباید منو از رسیدن به هدف دور کنه، اگه تقوا دارم، اگه دست از شرک و باورای غلط دست برداشتم پس حتما مقرر است برای من سعادت دارّین.

    دست مریزاد استاد به تقوا و عمل صالحی که داشتین. نوش جونتون این سعادتی که دارین و تجربش کردین.

    برای همه عزیزان خوشبختی و تمرکز ذهن خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: