مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    253MB
    49 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مفهوم «ایمان + عمل صالح» در مسیر هدف
    48MB
    49 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1124 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا برزگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 3212 روز

    سلام؛woooow چه جالبه همین که شروع کنی به باور سازی و ی مطلبی رو تایید کنی جهان چیزایی که همون باورارو تایید کنه جالبه یربع بیس دقه هم نشد از همون لحظات اول نشونه ها اومد😦😶👌✌✌✌😐استاد گفتی وقتی که بهاشو نپردازی عمرا نتیجه بگیری امکانننن نداره این قانون جهانه این قانونشه ی لحظه ویدیو رو استپ کردم اومدم هال.تلویزیون داشتن میدیدن بابام اینا مستندی درباره باشگاه بارسلونا بود تیری آنری رو نشون داد.من عاشششققق این بازیکن بودم😘😍✌ محشررر بودش.یهو از بچگیم خاطرات بازی هاش تو آرسنال بارسا فرانسه یادم اومد.یههههووو یاد صحنه هند کردنش افتادم که تو بازی پلی آف جام جهانی ۲۰۱۰ جلو ایرلند شمالی بود گمونم توپو با دست استپ کرد و پاس گل داد و رفتن به زور بدبختی به جام جهانی. استاد گفتی امکان نداره که بدون پرداخت بها به نتیجه رسید دیگه؟؟؟

    استاد فرانسه رفت جام جهانی فرانسه ای که دوره قبل نایب قهرمان شد سه دوره قبل قهرمان با خفت و خواری ۳_۱ از آفریقای جنوبی باخت دو سه تا از اروگوئه خورد و ی تیم دیگه که یادم نی.و فکر کنم کلا ی گل زدن تو اون تورنمنت و همون دور گروهی اوت شدن با ی جین ستاره و بازیکن عالللللییییی👌بعللله وقتی بهاشو ندی همیننننههههه.و تو همین ویدیو نشون داد کارلوس رکساچ با ی بچه ۱۲ ساله ریزه میزه(مسی)قرار داد میبنده و میارش اسپانیا درحالی که بقیه میگفتن بگذارید ده سال بعد دربارش فکر کرد یا پپ گواردیولا که همین الان هم از بهترین مربیان تاریخه رو درحالی آوردن بارسا که تا قبلش سرمربی تیم جوانان بوده و شش گانههههههه گرفت با بارسا:لالیگا،جام حذفی،لیگ قهرمانان،سوپر کاپ اروپا،سوپر کاپ اسپانیا،جام باشگاه های جهان و تو دوران سرمربی گریش تو بارسا دوتا لیگ قهرمانان برد جالبه همیشه میگفت از وقتی اومدم بارسا ریزش موهام خیلی بیشتر شده😆😄خخخ(پرداخت بها)بعلللله میخوام اینو بگم بقول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.از نظر همه و از بعد منطقی کار اونایی که مسی و گواردیولا رو آوردن دیوانگی محض بوده دقیقا کار استاد برای مهاجرت به تهران رو هم بهشون بگی اونم دیوونگی میدونن امااااااا ایمان نه تنها این حرکات رو به ثمر رسوند که هیچچچچچ چی شدن مسی و گواردیولا اوووووفففف😦😶😶✌ چی شد استاد عباسمنش پووووففف😦😶✌ از بندر عباس به فلوریدا دیدید تو این بیسیم ها میگن از فلانی به فلانی و چون فرکانس از بیسیم میرسه به بیسیم طرف مقابل صدای همو میشنون .از بندر عباس به فلوریدا😄😆خخخخ استاد هم از همون بندرعباس فرکانس فلوریدا رو ارسال کرده بود تا رسیده بود بهش.

    بقول استاد تو خود پای در راه بنه و مپرس

    راه خود خواهدت گفت که چون باید کرد.

    چون استعداد مهم نیس

    چون استعداد مهم نیس

    چون استعداد مهم نیس

    چون استعداد مهم نیس

    ایمان مهمه😦😶✌🔥🔥🔥🔥اوووف باور مهمه توکل مهمه. ایمان با خیال تخت ایمانی که عمل نیاره حرف مفته اوووف عجب جمله ای .😦😶✌🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥💪💪💪💪💪💪💪💪💪😘😘😍😍🙌🙌🙌💪💪💪

    این حرف رو هم خدا از طریق استاد الان بهم گفت که اینستا اصلا نرو.خدایا قربونت برم مرسی که همش بفکرمی و هدایتم میکنی بوووووسسسسس.😘😍🙌💪

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    رها ازادی گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    وبازم سلام ب استاد توحیدیم (پیامبر زمانم)

    چقدر این خداوند هدایتگر از درون هر کس اگاه هست وبه راحتی اب خوردن هدایتت میکند ب هر انچه ک میخواهی

    یه مدته ب برکت وجود دوره ثروت یک ب علاقم پی بردم ولی هرروز هی بهانه واسه حرکت نکردن ب ان سمت، با این فایل متوجه ایمان بدون عملم شدم ک ترسها باز مثل قبل من ودر بر گرفته وباید خودم وموظف کنم هر روز حتی اگر شده ب اندازه چند دقیقه وقت بزارم وبا قدم های کوچک ولی پیوسته پا روی ترسهام بگذارم حرکت کنم که اینم باز کمک وهمراهی خداوند بخشنده ومهربانم ومیخواد

    الهی وربی من لی غیروک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2057 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت همه عزیزان استاد عزیزم فایل بسیار ارزشمندی در اختیارمان قرار دادید خدا خیرتون بده

    واقعا وقتی راه تو درست باشه همه چیز برات مهیا میشه دیگه بستگی به خودت داره چقدر ایمان داشته باشی و استمرار در عمل

    . استاد برای کشور ایران و مردم ایران گفتید من خودم از زمانهای خیلی قدیم تر سنم هم که کم بود بر این عقیده بودم و همیشه یه نوری در درونم بود و به من این قانون را یاد آوری میکرد که اگر میخواهی مردم کشور یا اطرافت خوب باشه باید خودت خوب باشی و همیشه سعی میکردم گله و شکایت نکنم و از وقتی اومدم در سایت عباس منش که با صحبتهای استاد دیگه ایمانم رفت و چسبید به سقف که بله قانون همینه و بس

    واقعا باید ما مردم ایران تک به تکمون تغییر کنیم هر کسی فقط باید روی خودش کار کند و سپاسگزار همین نعمتهای بیشماری باشد که واقعا خداوند چقدر نعمتهای زیادی بدون منت و بدون اینکه ما براش تلاشی کنیم در اختیارمون قرار داده است ما نباید مدام نگاهمون به دیگران و اطرافیان باشه که چیزی از بیرون باید درست بشه ما تک تک باید تغییر کنیم من که چند ساله تمرکزم را گذاشتم فقط روی خودم و سعی میکنم سپاسگزار باشم

    استاد من درسهای زیادی از شاگردی شما گرفتم و همیشه سعی و تلاشم اینه که انجام بدم و عمل کنم به اموزشها و از مسیر خارج نشم برای همیشه یعنی میخواهم ادامه دهم و اصلا نمیتونم کنار بزارم و بیخیال بشم چون حالم بد میشه

    استاد من درسهای زیادی گرفتم که.

    اول از همه ایمانم را باید نشان دهم باورم را عمل کنم

    درس گرفتم عمل کنم

    درس گرفتم کاری به کسی حتی فرزندم نداشته باشم نخوام کسی را ارشاد کنم

    درس گرفتم که مراقب کلامت باش هر حرفی رو هر جایی نزن

    درس گرفتم غیبت نکن حسودی نکن مقایسه نکن تهمت نزن

    درس گرفتم حتی در ذهنم هم حرفهای درست باید با خودم تکرار کنم

    درس گرفتم شکر گزار باشم به خاطر بینهایت نعمتهایی که پروردگار به ما ارزانی داشته

    درس گرفتم که ناسپاسی نکن وقتی غر بزنی نق بزنی یا نعمتهایت را نبینی یعنی نا سپاسی

    درس گرفتم خواسته داشته باش از پروردگارت بخواه

    درس گرفتم برای خواسته ات حرکت کن

    درس گرفتم راه درست و راه راست را برو

    درس گرفتم در مقابل دریافت نعمتها احساس لیاقت داشته باش

    درس گرفتم ظلم به خودت نکن

    درس گرفتم تمام اتفاقات زندگیم حاصل افکار و باورهای خودمه نه هیچ عامل بیرونی

    و درسهای بیشمار دیگه که باید تکرار کنم و عمل کنم

    و خدا میداند که خیلی مصمم هستم برای اینکه به آموزشهایم عمل کنم و همیشه سعیم بر این است

    استاد خدا شاهد الان زندگیم جوری شده اگه یه روز در حد چند لحظه بخوام از مسیر خارج بشم چه حس بدی پیدا میکنم و سریع بر میگردم

    مثلا وقتی با خواهر دوتایی هستیم یه غیبتی پیش می یاد تا میخواد شروع به غیبت بشه حالم بد میشه اصلا نمیتونم ادامه بدم توی همان لحظه در نطفه خفه اش میکنم و حتی به خواهرم هم میگم بیا از قوانین صحبت کنیم یا باورهامون و تکرار کنیم و از این قبیل

    خداوند را بینهایت سپاسگزارم که من و در این مسیر الهی قرار داد

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1914 روز

    سلام بر استاد جانم و مریم جون

    سلام برهمه دوستان

    باران:

    خب استاد من یکم در مورد خودم بگم ،استاد من قبلا تو‌جمع هایی که بودم همش غیبت ،قضاوت ،تهمت ،تمسخر کردن دیگران بود منم میخندیدم و لذت میبردم ولی از وقتی که تغییر کردم تو هرجمعی نمیرم رو خودم کار میکنم همه چی تغییر کرده مثلا من بعد مدتها چند شب پیش رفتیم مهمونی اولاش نخواستم برم گفتم نکنه برم باز حرفای چرت بشنوم بعد به خودم اومدم گفتم دختر تو اگه تغییر کردی اونا این حرفارو نمیزنن بیخیال شدم و رفتیم مهمونی استاد شد بهترین شب زندگیم به یاد ماندنی همه اون ادما تغییر کردن همه درمورد شکر گزاری میگفتن حرفای خوب ،یکیشون که استاد غیبت بود اون شب گفت من به این نتیجه رسیدم غیبت بدترین کار توبه کردم غیبت نکنم من چقد خوشحال شدم. گفتم آفرین دختر این نشون میده تو تغییر کردی تو بهاشو دادی شبا بی خوابی کشیدی ،فایل مرتب گوش دادی در حدی هندزفری گوشم بود گوشام عفونت کرد از هدفون استفاده کردم و میکنم به همسرم میگم بعضی وقتا پسرمو ببره بیرون تا من تمرکز داشته باشم ،تو مهمونی ها نرفتم ،پس این بهای این تلاشم بود و قشنگ ترین حس و داشتم از خودم لذت بردم و انگیزه گرفتم برا تلاش بیشتر

    خدارو هزاران مرتبه شکر برا این قوانین وعمل کردن به این قوانین .

    استادخیییییلی سپاسگزارم ازتون بی نهایت انرژی گرفتم ممنونم از شما و مریم جون .

    خدا نگهدار همگی تا گام بعدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1458 روز

    بنام خدا

    سلام به روی ماهت استاد و همگی

    استاد این جملتون خیلی برام جالب بود چون من تازه تو فرکانسش بودم گرفتم

    حتما برا خودتون اصول داشته باشید و معیارش این باشه که هر چی برا خودتون نمی پسندید برا دیگرانم نپسندید و هر چی برا خودتون میپسندید برا دیگرانم بپسندید

    تو دوره احساس لیاقت گفتید استاد که حتما اصول داشته باشید و با اصولتون زندگی کنید و پایبند باشید من اینجا بهتر دریافت کردم که اصولم چی باشه

    من به این باور رسیدم هرگز امکان نداره یکی مداوم تو این سایت فعال باشه و نترکونه هرگز امکان نداره چه فایل رایگان چه دوره حتی یکی فقط هر روز کامنت فایل های رایگان و هدیه رو بخونه اندازه هزار سال موفقیت بدست میاره برا من اینجوری بوده فقط به قول استاد به شرطی که دانسته هامون زیاد نشه فقط عمل هم باشه من جدیدا تصمیم گرفتم هر چیزی از سایت استاد یاد میگیرم یه هفته تمرکز میکنم تو عمل و رفتارم نشون بدم و این معجزه میکنه به عنوان مثال با این فایل تصمیم میگیرم یه هفته به اصولی که قبول دارم پایبند باشم مثلا دوس ندارم کسی بوق بزنه برام تو خیابون بوق بد من این یه هفته این کارو هرگز انجام نمیدم

    استاد سپاسگزارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      بازیار گفته:
      مدت عضویت: 1186 روز

      سلام خدمت شما،واقعا نکته خوبی رو گفتین،باید عمل کنیم عمل کنیم و عمل کنیم خیلی جالبه موقع عمل میرسه نه اینکه جا بزنیم ایمانمون ضعیف میشه میریم میرم لب مرز یهو پشیمون میشیم باور کنیم که اگه حتی یه درصدم به خودمون اطمینان داشته باشیم انجام میدیم،حالا به قول استاد تو یکی از فایلها گفتن که من قراره بهم خوش بگذره میرم جلو و نگاه میکنم به الهامات و نشانه ها که از کدوم طرف برم خوش بگذره،اینو به خودم میگم عمل کنم و تو مسیر بهم الهام میشه چیکار کنم…سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2208 روز

    گام هشتم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    .

    سلام

    رسیدن به هر چیزی بهایی داره…

    یه استادی سالها پیش داشتم که بهم گفت هیچ چیزیو مفتی بهت نمیدن، یا بهاشو پرداخت کردی، یا به زودی پرداخت میکنی.

    اون موقع نفهمیدم منظورشو حتی نقضش کردم.گفتمش مثلا داشتن سهمیه اقشار خاص یا یه چیزی مثه نذری گرفتن ماهیتی داره که بهاشو یکی دیگه پرداخت کرده و من مفتی مستفیض شدم.

    پس تو دنیا چیزای زیادی وجود داره که مفتی و بدون پرداخت بها، میشه بدستش اورد!

    خب

    ظاهر ماجرا ساده و قابل قبول به نظر میرسه تا وقتیکه از بعد فرکانسی و انرژیکی به این موضوع نگاه نکرده باشی.

    پشت پرده ماجراهای عجیبی در حال رخ دادنه…

    طرف میخاد بدون پرداخت بها و عدم تکامل، کاراشو انجام بده مجبور میشه دست به اقداماتی بزنه که مغایر با قانون و درستیه و ازونجایی که جهان اجازه نمیده نتیجه پایداری از روش تقلب و نادرستی ایجاد بشه، مثه یویو میره بالا،میاد پایین ،همیشه کارش گیره و تو حاشیه ست و هزارتا داستان…

    بگذریم .

    چی بگم، چی بنویس که سیاه نویسی نباشه و موجب رشدم بشه؟

    – از خودم پرسیدم مهدی آقاجان؛ حاضری واسه رسیدن به خوشبختی و سعادت چه بهایی بپردازی؟

    + فورا جواب دادم : هررررر بهایی که هست و لازمه.

    این سوال و جواب ؛ شوکی در درونم ایجاد کرد و از زیر گردوغبار ها تصاویری یادم اومد که…

    در ادامه مینویسمشون، اما قبل این رویداد؛ ذهنم پرداخت بها رو ربط داد به داستان هفت خان رستم و سختی کشیدن و…

    سریع گفتمش نه عامو صب کن. ایخبرا نی.

    پرداخت بها، لزوما مترادف با دهن سرویسی و سختی کشیدن نیست.

    پرداخت بها صرفا مترادف با پول خرج کردن نیست.

    پرداخت بها ربطی به از زیر صفر شروع کردن نداره.

    و یه عالمه ازین جور حرفا بینمون رد و بدل شد و گفتمش در یک کلام شاید بشه بها هر چیزی رو با گذاشتن تمرکز و انرژی پرداخت کرد.

    بها یه چیزیو با داشتن ایمان، توکل به خدا و کار کردن رو باور ها، میشه تهاتر کرد.

    بها یه هدفی رو با خروج از حاشیه امن میشه تسویه کرد.

    گفت وگوی جالبی بینمون ردو بدل شده بود که یه سکانس از رویدادی که چن شب پیش واسم رخ داد جلوی چشمم ظاهر شد.

    اون لحظه ای را دیدم که با خنده به پلیس راهنمایی رانندگی گفتم جریمه نکن سرکار، ما همکاریم.

    درواقع به دلیل تخلفی پلیس جلمو گرفته بود و من با یه معرفی کلامی ، مقوله ای که حداقل 200ت جریمه یا حداکثر توقیف ماشینو داستانای ترخیص همراه داشت را ختم بخیر کردم و در یک آن، هزارتا حرکت ریز و درشت این چونینی که با برچسب های شیک و خفن بودن و مدرنیته انجام میدادم از جلو چشمم رد شدن و اعتراف میکنم تا قبل نوشتن این کامنت چقد به خودم بابت اینجور کارا افتخار میکردم.

    اما الان احساس شرم میکنم…

    خودم میدونم این افعال من ینی نادرستی، ناپاکی.

    ینی فرار از پرداخت بهایی که منجر میشد به باز شدن درهای لطف و رحمت و حمایت و هدایت الهی…

    بببین

    این جلسه، این فایل، این گام خیییییییلی جای تعمل داره…

    حفظ ایمان + عمل صالح در مسیر هدف، راحت نیست…

    کیش و مات شدم.

    الان هیچ چیزی جز احساس شرمندگی ندارمو رو به اون انرژی هدایتگری میارم که مرحله مرحله از مسیر پاکی و درستی، استاد عباسمنش و امثال ایشون به موفقیت ها و رضایتمندی و سعادت رسونده و ازش با تمام وجودم درخواست میکنم منم هدایت کنه به همین راه روشی که بر مبنای پاکی و درستیه…

    میدونی

    وقتی داشتم فایلو گوش میکردم، اونجایی که استاد گفت من دل و جرئت فلان چیزو دارم

    پیش خودم گفتم منم دل و جرئتشو دارمو همین الان حاضرم هر بهایی که لازمه پرداخت کنم تا به جایگاهی که استاد رسیده برسم.

    ( از بُعد رهاکردن،حرکت کردن، اقدام و حرکت های فیزیکی فک میکردم)

    عجب…

    الان که ازین منظر به ماجرای پرداخت بها نگاه میکنم میبینم نه عامو اگه لطف و حمایت خدا نباشه اندازه یه جو، دل تو سینم نیس.

    در ادامه اگه مطابق صورت نوشتاری تمرین این گام به عملکردم نگاه کنم همه چیز طبق برنامه و سرجای خودشه،

    اقداماتی برای رسیدن به هدفی که دنبالشم را به طور روزانه و مرتب اجرا میکنمو بهبود های مستمری دارم امااااااااااااااا وقتی از منظری که تشریح شد به ماجرا نگاه میکنم میبینم خیلی جای کار دارمو انصافا الان گیج و سردرگمم.

    فقط میدونم باید:

    سمت خودم را با رفتارهایی بر مبنای پاکی و درستی انجام بدم تا ظرف وجودیم بزرگتر و در نهایت به مدار بالاتر مهاجرت کنم.

    البته میدونم این تصمیم و تغییر خیلی بزرگه و انجامش الان واسم سخته و غیر ممکن.

    در این گام متعهد میشم تغییر رفتارم را با چیزای دم دستی مثه

    – انجام ندادن کوچک ترین کارای نادرست و خلافی مثه نبستن کمربند ایمنی یا ورود ممنوع و… شروع کنم به پرهیز.

    که مبادا در شرایطی قرار بگیرم که مجبور به ناصادقی بشم…

    – فکر زیرو رو کشیدن و تقلب را تو بازی پاسور و حُکم به بهانه خنده، باید از سرم خارج کنم.

    که مبادا شیرینی بُرد تو بازی باعث بشه تو معامله ها و وارده هامم زیرو رو بکشمو سر دیگری کلاه بذارمو به موفق مالی برسم

    و کلی چیزای دیگه مبنای نادرستی و مصادیق در رفتن از پرداخت بها رسیدن به موفقیت و رضایت و سعادت داره که راجبش از خدا تقاضای راهنمایی و هدایت دارم.

    .

    حس میکنم مغزم، ری استارت شده! هیچی توش نیست.

    از طرفی دیروقت شده و خوابم گرفته.

    فک کنم در حد تعهد تمرینم نسبت به پروژه مهاجرت انجام دادمو امبدوارم خدا از فضلش براین سعی و تلاش ها بیفزاید…

    .

    استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز، ازتون سپاسگزارم که مجری رسوندن این اگاهی ها به من شدین.

    تمام.

    1731+

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    نفس گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    به نام خدایی که همه چیز می‌شود همه کس را

    سلام به استاد عزیزم و مریم جون که خیلی دوسش دارم ️

    چند وقت پیش یه کار توو یکی از بیمارستان‌های تهران به من پیشنهاد شد طوری که آرزوی هر کسی هست که کارش مربوط به بیمارستان میشه بره و اونجا کار کنه (از لحاظ حقوق بالا و محیط کاری و خیلی مزایای دیگه )

    قبلا برای کار به این بیمارستان رفته بودم و گفتن نیرو برنمیدارن

    تا اینکه این کار از جایی که فکرشو نمیکردم بهم پیشنهاد شد ولی برای شروع این کار باید یه سری حرف های نادرست میگفتم طوری که بعد از قطع کردن گوشی احساسم خوب نبود

    با اینکه احساسم مسیر درست رو داشت بهم میگف از خدا کمک خواستم و توو خواب اسم آقای حمید امیری رو دیدم

    صبح که بیدار شدم سریع رفتم سراغ پروفایل حمید عزیز و رفتم توو قسمت کامنت ها ی فایلهای دانلودی

    و هدایت شدم به یه کامنتی از ایشون که برای انجام کاری هدایت خواستن از خدا

    ‌من هم گفتم دقیقا همینه خدا هم میخواست اینارو به من بگه ( قسمتی از کامنت ایشون رو میزارم)

    سوره حمد رو خوندم و چندتا نفس عمیق کشیدم و در آرامش از عمق قلبم صداش زدم که خدای مهربان من تنها و تنها تو رو میپرستم و فقط خودت میتونی هدایتم کنی، منو هدایت کن…

    آیه 28 سوره کهف باز شد، آیه 27 رو هم خوندم و دیدم اینقدر واضح خداوند جوابمو داد:

    «وَاتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتَابِ رَبِّکَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا» ؛ «وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاهِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا»

    بقول شیخ بهایی: «دل گفت مرا علم لَدُنی هوس است ؛ تعلیمم کن اگر تُرا دست رس است»

    «گفتم که: الف،گفت: دگر؟ گفتم: هیچ ؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است»

    دیدم اینقدر واضح خداوند میگه: «از قانون پیروی کن و در قوانین الهی هیچ تغییر و تبدیلی نیست هیچ کس به جز خداوند یاور تو نمیتونه باشه. باید و باید و باید تکامل طی کنی ،پس صبور باش و فقط در مسیر توحید و بندگی قدم بردار ، و با آدمهای هم مدار خودت تعامل کن، چشمت رو به دارایی های دیگران ننداز که بخوای عجول و حریص باشی و مقایسه کنی و احساست منفی بشه و به خودت آسیب بزنی

    بعد اینکه کامنت ایشون رو خوندم خدارو شکر کردم و سریع زنگ زدم و گفتم که من نمیتونم پیشنهاد شما رو قبول کنم ( خودش تعجب کرده بود و زنگ زده بود به دوستم که چرا همچین موقعیت شغلی رو از دست داده)

    تا اینکه چند وقتی هست که همش از خدا کمک میخوام که هدایتم کنه مولد باشم کمکم کنه پا توو چه مسیری بزارم خدایی که اول و آخر و ظاهر و باطن همه چیز رو میدونه و هر روز دارم اینو با خودم زمزمه میکنم که:

    «هله نومید نباشی که تو را یار براند

    گرت امروز براند نه که فردات بخواند

    در اگر بر تو ببند مرو و صبر کن آنجا

    ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

    و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها

    ره پنهان بنماید

    که کس آن راه نداند

    نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد

    نهلد کشته ی خود را کشد آنگاه کشاند

    چو دم میش نماند زدم خود کندش پر

    تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

    به مثل گفته ام این را

    وگرنه کرم او نکشد هیچ کسی را

    ز کشتن برهاند

    همه ی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد

    بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

    دل من گرد جهان گشته نیابید مثالش

    به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟»

    تا اینکه ذهنم بعضی اوقات جفتک میندازه که چرا کار به این خوبی رو از دست دادی فقط قرار بود یه دروغ ساده بگی و هیشکی متوجه نمیشد

    تا اینکه با شنیدن این جمله شما ذهنم رو خاموش کردم که من باید صداقت و درستی رو اصل و اساس نه تنهام شغلم بلکه زندگیم بدونم

    و ایمان دارم که بی نهایت شغل و موقعیت کاری برای من توو دنیا هست و خدا از طریق بی نهایت راه ها منو هدایت میکنه

    از شما استاد گرانقدر بی نهایت ممنونم که بهمون یاد دادید که قدر ارزش‌های درونی و انسانی رو بدونیم

    ای خدای شکافنده دانه ها تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجوییم

    «بنده ی زیبا و خوبت نفس »

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1497 روز

    من اشک ریختم فقط با این فایل استاد

    من الااااااااان میفهمم ایمان بعنی چه

    این خدا کیه و قراره چطوری جواب منو بده

    تو قرآن همه جا گفته اول تو تقوا داشته باش

    من فلان و فلان میکنم برات

    اول قدم از طرف منه

    چون قدم من نشون میده به این نیرو ایمان دارم

    کسی هست که داره منو میبینه میشنوه حواسش به من هست

    پاسخ میده زنده ست حی است تواناست قدرت داره داره میبینه تو رو داره میبینه

    بله من نتیجه دارم میگیرم بله این مسیر همه چیزه

    معنای واقعی یک زندگیه

    این مسیر از سردرگمی ها رهات میکنه

    این مسیر هدف تو رو از زندگی بهت میگه

    از خدا از خودت از جایی که هستی

    همه چیز و برات معلوم میکنه.

    روشن میشی واضح میشه همه چیز

    عینکت عوض میشه

    دیدت به زندگی عوض میشه

    و چقدددددددر این زندگی فرق داره با روزمرگی

    با بی هدفی با چرت و پرت گفتن های روزانه

    با چشم و هم چشمی با دیگران

    دراین مسیر آرام آرام بقیه برای تو حذف میشن

    چشمت غیر خدا کسی رو نمیبینه

    چی بگم چی بگم نمیشه با کلمات توصیف کرد

    امیدوارم خداوند همه ما رو به راه درست هدایت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محمد جواد اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1165 روز

    به نام الله یکتا

    دیروز جمعه بود صبح زود زدم بیرون رفتم کوه،یه جایی بود که خارج از شهر بود و نزدیک یه روستا بود و اونجایی که من رفتم کمتر کسی میره به این دلیل که یک منطقه ی خوفناکی هست و منم اصلا عادت ندارم چیزی همراهم باشه،نه اسلحه سرد و نه آب و نه مواد خوراکی و هیچی،دست خالی میرم و دست خالی برمیگردم،نگاهم اینکه نیازی به چیزی پیدا نمیکنم و خدا بسه….خلاصه هدایت شدم به اون منطقه و اولشم فکر نمیکردم سر از کجا در بیارم و فقط رفتم تا جایی که واقعا تمام ترس وجودم رو گرفته بود،آسمان ابری و یه نم نم بارون شروع شده بود و من بالای یک قله که شروع یه قله دیگه بود و یه سری کوهای عجیب و غریب با سنگهای یک تکه بسیار بلند و واقعا یه جاهایی قشنگ صدای تپیدن قلبم رو می‌شنیدم از ترس،ترس اینکه نکنه پلنگی،گرگی و یا خرسی اینجا باشه و به من حمله کنه،چون اینجایی که رفتم اون پائین هاش تا حالا چند بار گرگ زده و گوسفنداشون رو برده و طوری برده که بعد از چند ساعت فهمیدن،خلاصه اونجایی که دیگه اینقدر ترسیده بودم که واقعا به قول استاد فریز شده بودم و نه میتونستم برم و نه میتونستم برگردم فقط از خداوند خواستم که کمکم کنه،چون من به این دلیل اینجاها میرم و یا در شب تنهایی و با دست خالی میرم کوه و دشت وبیابون که بر ترسم غلبه کنم و ایمانم رو نشون بدم،هر چند هر بار که شب تنهایی میرم اون اولش قلبم توی دهنمه،با به یاد آوردن آیه های قرآن و اینکه قطعا قیامت آمدنی هست و قطعا هر نفسی مرگ رو تجربه میکنه و اینکه برگی بدون اذن خداوند از درخت نمیافته قدم به قدم پیش رفتم تا از اون منطقه وحشی و ترسناک از بین اون بوته ها و سنگ ها رد شدم و وقتی انجامش دادم و موقع برگشتن خیلی احساس خوب و رهایی داشتم،اما قشنگ یادمه که در اون لحظه چقدر از مرگ ترسیدم مرگ به دست یک حیوان درنده، و به این آگاهی رسیدم که هر وقت تونستم به اینطور جای جدید و ترسناکی بیام و نترسم و با ایمان و خیال راحت قدم بردارم اون موقع هست که از مرگ نمی‌ترسم و اون موقع قبول کنم که باورهام بهتر شده،هرچند همین الانم خیلی بهتر از قبل شدم

    وقتی برگشتم یک آشنا رو توی اون روستا دیدم و خوش و بش کردیم و گفت کجا بودی و جایی که رفته بودم رو با دست بهش اشاره کردم و گفتم رفتم اونجا،با تعجب گفت رفتی اونجا!!!؟؟

    گفتم آره گفت ما که بچه اینجا هستیم جرات نمی‌کنیم تنهایی بریم اونجا،اونایی که چوپان هستن اگر سالی ماهی برن چند نفری میرن و اسلحه دارن و هر بار که رفتن گوسفند لا دادن تو چطوری رفتی و نترسیدی!!!؟؟؟

    گفتم ترسیدم اما رفتم

    موقع برگشت به شهر توی ماشین داشتم با خودم فکر میکردم که یک سری کارهایی که من میکنم شاید برام عادی شدن اما این کارها کاریه که حتی بقیه جرات فکر کردن بهش رو ندارن چه برسه به اینکه بخواهند انجامش بدن

    مثل تنهایی رفتن به کوهای عجیب و غریب با دست خالی و بدون هیچ آذوقه و کبریتی

    مثل تنهایی رفتن در دل تاریکی شب در بیابان و کوه

    مثل برخورد با هشت تا سگ که به سمتم پارس کنان حمله کنند و منم به سمتشان بدوم و با پرتاپ سنگ اونا فرار کنن

    مثل پاره کردن دست چکم و اینکه هیچ وامی ندارم و هیچ چکی ندارم

    مثل نقد خریدن و نقد فروختن

    و خیلی چیزای دیگه

    تمام کردیت این کارها 100 در صد به الله میرسه

    ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی

    من هیچی نیستم و تسلیم الله یکتا هستم و هیچ ادعایی هم ندارم و اصلا ضد ضربه نیستم و هر ایمنی و امنیتی بوده از خدا بوده و هر نعمتی هست از خداست و من سپاسگذار خداوندی هستم که کمکم میکنه بیشتر زندگی رو تجربه کنم و بیشتر در دل ترسها و این توهمات مسخره برم و با توکل کردن بهش بیشتر اعتماد کنم و همین بس که خداوند وکیل من باشد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سعید ذاکری گفته:
    مدت عضویت: 3198 روز

    سلام به استاد عزیز و فوق العاده من

    سلام به خانم شایسته مهربان و همراه

    استاد این فایل ها منو دیواااانه می‌کنه . در همه فایل های دانلودی و محصولات شما توحید موج میزنه چون اساس همه فایل ها اینه که ما خودمون با افکار و باورها مون زندگیمون رو خلق میکنیم و خودمون و خدای خودمون کافی هستیم اما فایل هایی که خیلی از توحید صحبت میشه از ایمان صحبت میشه از توکل صحبت میشه رو هر چی تکرار کنم باز دوست دارم دوباره بشنوم . گویا تکراری نمیشن . گویا همیشه تازه هستن گویا این فایل ها همیشه حرف برای گفتن داره و هر بار از مدار بالاتری به مسائل زندگی نگاه میکنم و چیز یاد میگیرم.

    قبل از اینکه از آموزه های این فایل بگم دوست دارم

    از ادراک چند روزه خودم بگم .

    استاد همیشه می‌گفتین که بچه ها شخصیت شما باید عوض بشه

    من هر روز یک سری کارها انجام میدادم مثل گوش کردن به فایل ها یا سپاسگزاری شبانه یا نوشتن ستاره قطبی صبح ها و …

    ولی فهم جدیدم اینه که سعید جان سپاسگزاری صبح برای صبح بود و تمام شد الان دوباره باید به نکات زیبا توجه کنم سپاسگزاری کنم الان باید الگوهای درست رو توی ذهنم مرور کنم دوباره برای مثال یک ربع دیگه باز همین کارها رو باید تکرار کنم و هر بار و هر لحظه باید اینجور نگاه کنم که اون کارهایی که انجام دادم برای همون موقع بوده دوباره باید روی خودم کار کنم .

    حالا این کارها برای چی هست؟ برای اینه که احساس خوب رو تجربه کنیم . و من هر لحظه باید سعی کنم احساسم خوب باشه و این احساس خوب ساختنیه .

    مثالی که توی ذهنم اومد این بود که وقتی گلی میکاری باید بصورت منظم بهش آب بدیم اینجوری نیست که شش ماه انجام بدیم بعد بگیم یکی دو ماهی حال ندارم بهش آب بدم و اگر دو ماه دیگه مجدد شروع کنم آب بدم اون گیاه ادامه مسیر رشد خودش رو میره. نه !!!! اینجور نیست !!! دیگه گیاهی نداریم . باید از اول شروع کنیم .

    تمرینات باید مداوم باشه و آگاهانه تا آخر عمر مون باید تقوا و کنترل ذهن داشته باشیم و هر لحظه کار کنیم و لذت ببریم و باورهای بهتر و بهتر بسازیم و هر روز بهتر و بهتر بشیم . توحید که انتها نداره . هر لحظه میتونیم بهتر از قبل باشیم . هر روز میتونیم متوکل تر باشیم با ایمان تر باشیم سپاسگزار تر باشیم .

    و این نگاه و درک بهتر این باور ، خیلی به من کمک کرد تا بهتر و راحت تر از قبل بتونم هر لحظه و هر لحظه، ذهنم رو کنترل کنم و بصورت مداوم الگوهای درست رو توی ذهنم تکرار کنم و باورهای خوب رو توی ذهنم آگاهانه تکرار کنم .

    استاد اینقدر ذوق دارم از آگاهی های این فایل که یک بغض توی گلو دارم و اشکهام دوست دارن جاری بشن .

    استاد از هدف گفتین و علاقه !

    آقا جان به هدفت باید علاقه داشته باشی و این شرط لازمه.!!! وقتی به هدفت علاقه داشته باشی هر کاری از دستت بربیاد براش انجام میدی ، منتظر کسی نمیمونی. منتظر شرایط نمیمونی . وقتی براش کاری انجام میدی احساس خوب داری . شبها با حس اون هدف می‌خوابی ، روزها ناخودآگاه تجسمش میکنی . مثل استاد به جای خواندن کتابهای درسی برای امتحان پایان ترم میای کتابهای موفقیت میخونی .

    آقا جان اصلا نمیتونی براش کاری نکنید . برای اون هدف خودت رو به آب و آتش میزنی. یا به قول استاد برای اون هدف بها می‌پردازید . حالا این هدف می‌تونه زمان باشه انرژی باشه پول باشه یا هر چیز دیگه .

    استاد چقدر قشنگ گفتین انرژی نه به وجود میاد نه از بین میره بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود

    این انرژی همون خداست که لم یلد و لم یولد است نه زاییده شده و نه می زاید

    بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود و این کار رو ما با ذهنمون انجام می‌دیم. ما با تلاش ذهنی شکل مورد علاقه ذهنمون رو می‌سازیم و بعد خدا شکل اون ظرف رو میگیره و به شکل شرایط و امکانات وارد زندگی ما میشود .

    وقتی ایمان داری که نشونه ایمان احساس خوبه ! وقتی روی خودتون و باورهاتون کار میکنید ناخودآگاه دل انجام کارهای بزرگ تر را دارید. به شما کارهایی گفته میشود که باید اون کارها رو انجام بدین و وقتی انجام میدهید ( ایمان + عمل صالح) خداوند پاسخ میدهد

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس ، خود راه بگویدت که چون باید کرد . این یعنی آقا جان عمل کن، نترس، نگران نباش، ایمان داشته باشیم، قدم بردار و در مسیر هدایت میشوی و در نهایت به مقصد میرسی.

    نشانه ایمان ، احساس خوب است . ایمان به غیب . ایمان به چیزی که نمیبینیش . اگر هم هر شرایطی شد باز باید ایمان داشته باشی . اگر احساس خوبی نداشته باشی یعنی ایمان نداری . وقتی ایمانت رو نشون میدید و توکل میکنی اونوقت خدا پاسخ میده، اون خدا میدونه کی باید بده ، اون خدا کارش رو بلده.

    استاد چقدر قشنگ گفتین که وقتی ایمان دارین خدا دلها رو نرم می‌کنه و کارها رو برات منظم می‌کنه . اینجاست که بهتر میفهمیم که استعداد مهم نیست استعداد مهم نیست باور مهمه، ایمان مهمه، چون خیلیا که استعدادشان هزار برابر ماست برای نون شبشون هم مانده اند . پس استعداد مهم نیست چون به همه گفته میشه کارهایی انجام بدیم . کسی که ایمان و باور نداره حتی نمیتونه یک قدم اون طرف تر برود و بالطبع نتیجه جدیدی هم در کار نیست ولی کسی که ایمان داره باور داره به راحتی به الهاماتی که گفته میشود عمل میکند و نتیجه میگیرد.

    استاد زمانی که دانشجو بودم دقیق به یاد دارم که میگفتم هدف وسیله رو توجیه می‌کنه . البته همون موقع هم در وجودم یقین نداشتم چون قلبم نمی‌پذیرفت و این باور رو پس میزد ولی ذهنم و شنیده هام زورش بیشتر بود و اینها رو به زبان جاری میکردم ولی به لطف آموزش های شما با منطق یاد گرفتم که قلبم درست می‌گفت نمیشه از مسیر اشتباه به هدف درست رسید .

    وقتی هدف درست باشه و ایمان داشته باشی به راحتی میتونی به اون برسی، خداوند ما رو هدایت می‌کنه تا خیلی راحت از مسیر درست به هدفمون برسیم .

    استاد یک جایی از فایل از مشتری و کسب و کار و تبلیغ و صداقت گفتین، چقدر باورهای خوبی دارین .

    شما فقط روی خودتون کار میکنین

    مشتری که به باورهای شما بخوره هدایت میشه بدون تبلیغ بدون هزینه . اون هم چه مشتری هایی. مشتری هایی که با عشق و با ذوق میان خرید میکنن و با احترام و عشق کامنت می‌نویسن اون هم نه یک خط که مقاله مینویسن

    به خدا که این سایت رو خود خدا داره مدیریت می‌کنه

    چون همه کسانی که اینجا دور هم جمع شدن ، اومدن که رشد کنند و توحیدی تر بشن و بیشتر به راه راست که همون راه نعمت هست هدایت بشن .

    و به قول شما کسی که باورهای خوب بسازه ، خدا براش کارهایی می‌کنه که انسانها همه باهم نمیتونن اون کارها رو انجام بدن .

    استاد چقدر این قسمت از فایل رو دوست داشتم :

    وقتی در مسیر درست قرار میگیری وقتی توکل داری وقتی ایمان داری و حرکت میکنی و به الهامات توجه میکنی و عمل میکنی و وسوسه نمی‌شوی و صبر میکنی و ادامه میدهی و بهای اهدافت رو پرداخت میکنی خدا همه کارها رو برات منظم می‌کنه ، سرت همیشه بالاست و اینقدر از نورم عادی جامعه بالا میروی که حتی هیچ تصوری از اون نتایج نداری.

    استاد از صداقت گفتین همیشه کیفیت رو سرلوحه کارتون قرار بدین و صبوری کنید و طبق اصولی که به درستیش رسیدین عمل کنید اونوقت خواهید دید به جایی خواهید رسید که دیگرانی که هر مسیر اشتباهی برای رسیدن به خواسته هاشون رفتن، حسرت جایگاه شما رو میخورن .

    دیگه رشوه نمی‌دهید دیگه نمیخواین جزو بچه ها بالا باشین . در عوض به دنبال اون خدایی هستین که بالای همه دست هاست

    چقدر این نتیجه شما رو دوست داشتم که گفتین : اگر از بانک به شما تماس بگیرن و بگویند که چقدر وام می‌خواین ، شما به اونها خواهید گفت شما چقدر وام لازم دارین تا من به شما بدهم ؟

    این جواب اون نجوایی هست که به من میگه ببین فلانی وام گرفت فلان چیز رو خرید و الان چقدر اون وسیله گران شده و سود کرده!!!!

    من الان به ذهنم میگم میخوای با وام به چهار تا وسیله و خونه برسی و هر ماه دم به دم قسط بدی و همیشه تا آخر عمرت بدهکار و محدود باشی یا دوست داری مثل استاد نه تنها همه اون امکانات رو نقد داشته باشی و به آزادی مالی زمانی و مکانی برسی که به راحتی به بانک ها هم بتونی وام بدی؟؟؟!!!

    استاد در مورد اصول چقدر مفهومی و راحت گفتین:

    اصول ما همون چیزهایی است که دوست داریم دیگران هم در برابر ما رعایت کنند

    اگر بی احترامی یا پارتی بازی رو دوست نداریم پس اینها اصول ماست که بی احترامی نکنیم و دنبال پارتی نباشیم

    اصولی که بر مبنای توحید و یکتاپرستی و سلامت و صداقت و درستی باشه ، اصولی که خودت به درستی اونها پی بردی نه اینکه جامعه اصول تو را مشخص کند .

    ممکنه دیگران بگویند فلانی گاگول است یا عُرضه نداره زیر میزی بگیره یا ساده است یا مسخره ات کنند ، اما شما به اصول خودت پایبند باش و ادامه بده . به زودی اونها حسرت موقعیت تو را خواهند خورد چون اون انسانها یا شرکتها به زودی از بین خواهند رفت.

    و چقدر قانون بدون تغییر خدا زیباست که

    ما به اصول خودمون پایبند هستیم و به خدا توکل میکنیم و به کسی هم کار نداریم . جهان ما را جایی میبرد که همه به این اصول پایبند هستن .

    اگر جایی هستی که دوستش نداری مطمئن باش که یک ارتباط فرکانسی با اونجا داری یا به ثبات فرکانسی جدید نرسیدی.

    برای کشور و شرایط کشور هم همین است . تا اکثریت مردم تغییر نکنند شرایط کشور همینگونه خواهد بود . مردم کشوری که مدام غر بزنند ناسپاس باشند مشرک باشند دروغ بگویند تجربه شرایطی را خواهند داشت که معادل باشه با نعمت های کمتر ، بارندگی کمتر ، آرامش کمتر ، مشکلات و بدبختی های بیشتر . و اگر ما شخصیت و باورهامونو عوض کنیم و تغییر کنیم قطعا از اون شرایط جامعه کنده میشویم و به مکان های جدید با نعمت بیشتر هدایت میشویم.

    در پایان بینهایت از خدای خودم و شما استاد عزیزم سپاسگزارم و از همین راه دور بوسه بر دستان شما میزنم و از خانم شایسته مهربان و همراه هم بینهایت سپاسگزارم

    امید به خدای مهربان که هر روز به راحتی و با تعهد به مدارهای بالاتر مهاجرت کنیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: