مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 49


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    64MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2471 روز

    به نام خدای مهربان هدایتگرم

    اول میخوام درمورد یه معجزه بگم ، گرچه هرروزم پر شده از معجزات الهی و خدا رو شکرگزارم بابتش : تجربه یه جاده ی رویایی در یه هوای رویایی اون هم در شهر خودم ، ایرانشهر ، اصلا باورم نمیشد … چون خودم خیلی دوست دارم بچه هایی ک از نتایج و داستان هاشون میگن یه کم به جزییات هم بپردازن پس از یه خرده عقبتر شروع میکنم :

    امروز تو مدرسه یه فضای رویایی حاکم بود ، هوای ابری و بارونی ، سرصف تشویق و اهدای جوایز ، بچه‌ها بسیار سرحال و پرانرژی بودن، توی دوتا تایم انتهایی کلاسها، زنگ نگارش، با بچه ها اومدیم بیرون تو حیاط ، بارون می بارید ، بچه ها نوشته های بسیار قشنگ شون با شور و شوق می‌خوندن و لذت می‌بردیم همه با هم . بعد از مدرسه دقیقا در قسمتی از ایرانشهر ک بهش خیابان کلات میگن و من خیلی دوسش دارم تو همون هوای رویایی پیاده روی کردم و از صمیم قلب لذت بردم از هوای تمیز ، درختان نخلی ک شسته شده بودن و برق میزدن از تمیزی ، آسمون زیبا و ابری بود و اینقدر انرژی بالا و عالی بود ک من دوست داشتم پرواز کنم از خوشحالی . دستفروش هایی ک دور قلعه میشینن و محصولات‌شون رو می فروشن و مردمی ک در رفت و آمد هستن همه ش شور و حال و جریان زندگی رو به یادم مینداخت . خیلی خیلی لذت بردم و هر لحظه خدا رو شکر میکردم … چون قرار بود امروز برای پرسه یکی از دوستانمون چند دقیقه بریم عرض تسلیت تا یه جایی پیاده روی کردم و بعد هم با ماشین اومدم خونه ، و باز هم سواره از فضا و شهر لذت بردم تا رسیدم خونه و آماده شدم ، باز هم بارون شروع به باریدن کرد و چون من تصمیم گرفتم از هیچ لذتی به سادگی نگذرم ، لباس بلوچی پوشیده چتر رو برداشتم و رفتم تو کوچه ، به خودم گفتم نرگس تا وقتی دوستان دنبالت بیان از همین چند دقیقه زیر بارون بودن لذت ببر و خدا رو شکر کن واسه قشنگی‌هاش تا هدایت بشی به زیبایی ها و لذت‌های بیشتر چون استاد همیشه میگه این قانون ه (من عاشق بارونم)… این روزها اینقدر احساسات عالی رو تجربه میکنم ک فقط خداوند هست ک حس و حالم رو می‌دونه و میفهمه ک این بنده‌ش چقدر احساس خوشبختی و آرامش داره . چقدر باهم رفیق شدیم ! فقط میتونم بگم خدایا شکرت . وقتی رسیدیم به مکانی ک پرسه در حال برگزاری بود با یه فضای عالی و زیبا رو ب رو شدم ، یه باغ بزرگ و قشنگ و ماشین‌های خیلی شیک و عالی و آدمهایی بسیار مهربان و مردم دار و خونگرم ک با نگاهشون بهت احترام و عشق میدن واقعا . چقدر بلوچ ها مردمان خوب و ساده ای هستند و دوستشون دارم ( یه زمان از اینکه بلوچ هستم متنفر بودم . خدا من رو ببخشه و اون فرکانس های اشتباهی ک ارسال کردم رو بیامرزه و پاک کنه) دوستانی رو دیدم ک با گرمی ازم استقبال کردن و میزبان ما شدن ، شاگرد سالها قبل خودم رو دیدم ک با حس خوب خودش رو معرفی کرد و گفت خانم به محض اینکه صدای شما رو شنیدم فهمیدم شما هستین و …(یادآوری مرگ همیشه برام درسهای زیادی داشته و داره از لذت بردن از لحظه و وابسته نبودن ) وقتی اومدم تو حیاط ک منتظر باشم تا دنبالم بیان با چ صحنه‌های زیبایی از رقص ابرها در آسمون و اشعه‌های خورشید در حال غروب و … رو ب رو شدم ک یعنی واقعا داشتم دیوانه میشدم و فقط میگفتم خدایا داری با من چیکار می‌کنی ؟ تو اینقدر عاشق من بوده و هستی ک میخوای همیشه برام سنگ تموم بذاری و من باید اینو به خودم همه ش یادآوری کنم .( این روزهام پر شده از گفتگوهای درونی من با خدا در هر حال و هرجایی ، اون هم منی ک احساس میکردم اصلا نمی تونم این حالت رو تجربه کنم و خودم رو خیلی از این تجربه دور می دیدم ) وقتی سوار ماشین شدم ک برگردیم خونه ،جاده ی روستایی ، نخلستان های تمیز و شسته و عالی ک زیر نور غروب خورشید و هوای ابری و بارانی و گلدن تایم یه زیبایی خیره کننده به خودشون گرفته بودن… همه چی وقتی کامل تر شد ک از یه جاده رد شدیم ، یه جاده ک دو طرفش پر از درخت خرما بود و جاده از دل این نخلستان پربار عبور میکرد ، باورم نمیشد اینجا ایرانشهر ه ، چند بار به همه دور و برم نگاه کردم ، ب همراهام گفتم چطور همچین جایی رو تا حالا ندیدیم ؟! غرق حیرت شده بودیم . باورتون میشه وقتی از این جاده‌ی نسبتا طولانی رد شدیم و به فضای روستا رسیدیم دختربچه هایی ک در جای جای روستا تو این هوای بارونی در حال بازی و شادی بودن برام با خنده دست تکون میدادن، خدای من ! من داشتم از خوشحالی و سرور بال در می آوردم… خدای من ! این روزها با برنامه ریزی های تو، هماهنگی های تو زندگی من پر از معجزه شده ، پر از حس خوب شده، اصلا بهشت شده . شبها تو بغل تو ب خواب میرم و در روز انگار بر شانه های تو سوار هستم و منو می‌بری ، می بری تا بهم لذت بردن از لحظه ب لحظه ی زندگی رو یاد بدی . خوشبختی رو یاد بدی …(می‌دونم ک ذهن خیلی تمایل داره تا نعمات و معجزات زندگی من رو ،چیزهایی که قبلاً سختتر رقم میخورد یا رقم نمی‌خورد رو بدیهی و طبیعی جلوه بده و من می‌خوام نقطه مقابلش باشم و به قول استاد تایید و تحسین کنم و برجسته نمایی انجام بدم تا در برابر ذهنم عمل کنم و به سمت خواسته ها هدایت بشم .)

    قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون

    بگو:به فضل و رحمت خداست، پس باید مؤمنان به آن شاد شوند که آن از آنچه که جمع می کنند، بهتر است. یونس 58

    خدا رو شکر که در گام 13 قدم می گذارم .

    قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی ، من به خواسته هام نچسبم ، من از زندگی لذت ببرم و در لحظه باشم ، داشته ها رو ببینم و شکرگزار آنچه که دارم باشم . قانون رهایی یعنی مهارت این که توجه رو از ناخواسته بردارم و به روی خواسته ها بگذارم.

    افکار و باورهای من زندگی من رو خلق می‌کنه ،هیچ عامل بیرونی در کار نیست

    تو با افکارت زندگی ت رو خلق می کنی .

    وقتی روی افکار و باورهات کار می‌کنی جهان تو رو به جای بهتر هدایت می‌کنه . پس تو باید از همون جایی ک هستی شروع کنی و در صورت نیاز مکان هم خود ب خود عوض میشه . پس با خیال راحت تغییر باورها رو شروع کن و نگران وضعیت فعلی ت نباش . همه چیز تغییر می‌کنه وقتی تو تغییر می‌کنی…

    حالت عالی مهاجرت حالتی است که تو در عین آزادی برای رشد بیشتر , برای موفقیت بیشتر ، برای آرامش و پیشرفت بیشتر مهاجرت کنی . با آرامش، زندگی خواسته رو در اینجا ک هستی داری تجربه می‌کنی و میخوای به جایی بهتر وارد بشی تا این تجربه قشنگتر و زیباتر و عالی تر پیش بره.

    خدایا من در همین جایی ک هستم به پذیرش و لذت و شکرگزاری رسیده ام . من عاشق اینجایی ک هستم هستم و این برهه از زندگی ام بسیار تجربه های عالی برام به ارمفان آورد و نتیجه هایی رو خلق کردم و … اما می‌خوام مهاجرت کنم تا فصل جدیدی از زندگی رو تجربه کنم . تا از آزادی‌های بیشتری بهره‌مند بشم . تا بتونم رشد و موفقیت و پیشرفت بیشتری رو تجربه کنم . تا از امکانات و زیبایی های بیشتری بهره مند بشم .

    من هستم که با افکار و باورهای خودم وجه آدمها رو برانگیخته میکنم . من هستم که با کانون توجه و باورهای خودم باعث میشم ک آدمها وجه خوبشون رو به من نشون بدن یا وجه ناپسند و ناجورشون رو .

    من باید اینقدر رو خودم کار کنم ک شخصیت خوب آدمها رو برانگیخته کنم . من با کار کردن روی خودم روابط خیلی خیلی خوبی رو تجربه خواهم کرد . روابطی سرشار از عشق و رهایی و آرامش و شادی رو تجربه خواهم کرد .

    خواسته‌های من سقفی ندارند . هرروز سعی میکنم بهتر از روز قبل باشم و نتایج خودشون به وجود می‌آیند . وقتی من دارم روی خودم کار میکنم نتایج خودشون رقم می‌خوردند . هدایت میشم .تا زنده هستم میتونم بهتر و بهتر بشم . هرچقدر من در مهارت کنترل ذهن بهتر بشم میتونم نتایج و خواسته‌های بیشتر رو تجربه کنم.

    عمل = باور = عمل=باور

    باور باعث عمل می‌شود زمانی که باور داری ترک می‌کنی ، زمانی که باور شکل می‌گیره برنامه‌ریزی می‌کنی ،مهارت هات رو بیشتر می‌کنی ، خودت رو مهیا می کنی برای آنچه میخوای تجربه کنی …

    باید همیشه روی باورها کار کنی تا نتایج ایجاد بشه (من به محض اینکه در این مسیر زیبا قدم برمی‌دارم زندگی رنگ و بوی تازه ای برام می گیره )‌ و قطعا این لذت باعث میشه که به این مسیر ادامه بدی تا نتایج بزرگتر بشه و به همین شکل تا ابد … من با عشق و لذت روی باورهام کار میکنم چون من رو به حس خوب می‌رسونه . اصلا اگر من روی باورهای کار نکنم چیکار کنم ؟ زندگی و تجربه ی جهان مادی برای رسیدن به احساس خوب هست اگر قرار نباشه این احساس خوب در زندگی م جاری باشه خب پس چ کار دیگری می‌خوام انجام بدم ؟! زندگی به این شکل معنای واقعی خودش رو داره .

    هرچه بیشتر کار کنی مقاومت ذهن کمتر میشه ، در مدار درست قرار میگیری و شرایط جوری پیش می‌ره ک راحتتر بتونی در این مدار درست بمونی . روابط بهتر ، موقعیت بهتر ، فضای فکری بهتر … مثل شروع ورزش بعد از یه مدت بی تحرکی میمونه ، همزمان که داری تکاملی ورزش رو به صورت مستمر انجام میدی اول عضلات کمی مقاومت میکنن و دچار گرفتگی میشی ، رفته رفته کار برات آسون تر میشه و همینطور ک پیش میری دیگه مقاومت عضلات هم از بین می‌ره و انگار بدن همراهی بیشتری داره برای فعالیت فیزیکی و به این شکل تو راحت تر به ورزشت ادامه میدی و یه جورایی عادی میشه برات . کار کردن روی ذهن هم در ابتدا با مقاومت همراه میشه ،ذهن تمایل به تغییر نداره و مقاومت می‌کنه اما وقتی با تعهد ادامه میدی همراهی بیشتری رو از ذهن و شرایط و … تجربه می‌کنی و کار برات روان تر و آسان تر پیش می‌ره .

    توجه به ناخواسته ها تو رو از مسیر دور می‌کنه* توجه به ناخواسته ها = آسیب دیدن و رنج کشیدن

    کسی شانسی به موفقیت و ثروت نمی‌رسه ، باورها هستن ک دارن کارشون رو انجام میدن.ثروتمندی هم با دلیل اتفاق می‌افته . ثروت نتیجه‌ی داشتن باورهای درست هست قطعا . باور به اینکه هرچقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوبتر می شوی هرچه قوی تر شکل بگیره نتیجه ش به شکل ثروت بیشتر خودش رو در زندگی نشون خواهد داد .

    ایده ناکارآمد نداریم . زندگی یک مسیره .مسیری از اشتباه و یادگرفتن و رشد کردن و پیش رفتن . یاد مثال انیشتین افتاد ک گفت من شکست نخوردم من هربار یاد گرفتم ک لامپ از چه روش‌هایی ساخته نمیشه .

    خدایا شکرت برای درک آگاهی های ناب و اجرای اونها در عمل . من رو یاری کن تا هرروز بهتر از قبل بشم و بهتر بتونم با عمل کردن ایمانم رو تقویت کنم و باورهای قدرتمند کننده رو در وجود خودم بسازم و تقویت کنم . یاورم باش و هدایتم کن در مسیر انسانهای باایمان و باتقوایی که بهشون وعده دادی ک نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین خواهند شد .

    سپاسگزارم از استادان عزیزم

    سپاسگزارم از عزیزانم در این جمع نورانی و بهشتی .

    خدایا شکرگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1087 روز

    به نام انرژی قدرتمندی که من رو به‌واسطه افکار و باورهام، خالق تمام اتفاقات و شرایط زندگیم قرار داده تا بتونم از راه‌های آسون و لذت‌بخش، به تمام خواسته‌ها و آرزوهام برسم.

    سلام به تمام خوبی‌ها، زیبایی‌ها و همه آدم‌های خوب

    —————————————————————————————————————————————————————————————————————-

    قانون رهایی:

    قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی؛

    قانون رهایی یعنی من نچسبم به خواسته‌ام و لذت ببرم از زندگیم (نه اینکه فکر کنم تا وقتی به خواسته‌ام نرسیدم یعنی زندگیم خوب نیست)؛

    قانون رهایی یعنی توجه به خواسته‌ها، لذت بردن از لحظه، سپاسگزار بودن به خاطر آنچه که دارم (نه اینکه برای چیزهایی که هنوز ندارمشون شاکی باشم)؛

    قانون رهایی جدا از تلاش ذهنی نیست؛

    قانون رهایی به اون معنا نیست که هیچ کاری نکنم، اتفاقا باید ی کاری بکنم، اونم اینِ که توجه‌ام رو از ناخواسته‌ها بردارم و بزارم روی خواسته‌ها.

    یادم می‌مونه که افکار و باورهای من داره زندگیم رو خلق می‌کنه نه هیچ عامل بیرونی و هر اتفاقی که داره میفته رو خودم (آگاهانه یا ناآگاهانه) دارم خلق می‌کنم.

    مهاجرت:

    وقتی که من در مدار درست قرار می‌گیرم، جهان خود‌به‌خود من رو می‌بره به جای بهتر؛

    بنابراین از هر جایی که هستم باید شروع کنم و وقتی که پیشرفت می‌کنم اگر نیاز باشه مکان زندگی من هم خودبه‌خود عوض می‌شه.

    حالت عالی مهاجرت، حالتیِ که من اونجایی که هستم بتونم نتایج خوبی بگیرم، بتونم اتفاقات خوبی رو خلق کنم و احساس کنم اون زمینی که دارم توش بازی می‌کنم کوچیکه و حالا وقتشه که مهاجرت کنم و برم توی ی زمین بزرگتر بازی کنم؛ یعنی من به خاطر نتایج خوبی که گرفتم می‌خوام حالا برم ی پله بالاتر و فضای بهتری رو تجربه کنم و نتایج بزرگتری رو کسب کنم.

    تکامل در مهاجرت می‌تونه از اینجا شروع بشه که من در نقطه‌ای که هستم شروع کنم به پیشرفت، شروع کنم به کسب مهارت، شروع کنم به نتیجه گرفتن؛ بنابراین می‌تونم روی خودم کار کنم و نتیجه بگیرم و بعد از اینکه نتیجه گرفتم به خودم بگم که حالا وقتشه، حالا می‌خوام برم ی پله بالاتر.

    من حقیقتا دلم می‌خواد همین جایی که هم‌اکنون هستم به نتایج خیلی خیلی خوب برسم و بعدش برای بزرگتر شدن نتایج، به ی کشور دیگه مهاجرت کنم.

    آدم‌ها شخصیتشون رو هر جایی که برن با خودشون می‌برن؛ یعنی آدم قوی و قدرتمند هر جا بره قوی و قدرتمندِ. بنابراین تمام ذوق و شوقی که برای مهاجرت دارم رو می‌زارم تا همین جایی که هستم نتیجه بگیرم و بعدش با داشتن نتایج، برای بازی کردن در زمینی بزرگتر، برای آزادی بیشتر و برای کسب نتایج بهتر، برم ی مرحله بالاتر، برم ی پله بالاتر.

    روابط:

    به اندازه‌ای که خودم رو دوست داشته باشم و برای بقیه ارزش قائل باشم، جهان هم به همین شکل به فرکانس من پاسخ می‌ده.

    در مورد روابط، این خودِ من هستم که با افکار و باورهام، شخصیت آدم‌ها رو برانگیخته می‌کنم؛ به عبارتی، همه آدم‌ها یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف در وجودشون هست و این من هستم که می‌تونم شخصیت خوب، سالم، درست، باحال، خوش‌برخورد، جالب و… رو بکشم بیرون یا شخصیت ناجالب رو.

    رابطه باور و عمل:

    وقتی من روی خودم کار می‌کنم، نتایج خودش بوجود میاد و سقفی برای پیشرفت نیست و تا جایی که زنده هستم می‌تونم در همه زمینه‌ها بهتر و بهتر بشم؛ یعنی بهتر و بهتر بشم در زمینه کنترل ذهن و این کار می‌تونه همه چیز رو برای من بوجود بیاره.

    عمل با باور بوجود میاد؛ اگر من باور داشته باشم که ی کاری نتیجه می‌ده بهش عمل می‌کنم.

    باور باعث عمل می‌شه؛ وقتی باورهام رو درست می‌کنم و کار می‌کنم و به ایمان و یقین می‌رسم، خودبه‌خود عملِ اتفاق میفته و به خاطرش کارهایی رو انجام می‌‌دم.

    ساخت باور:

    وقتی روی خودم کار می‌کنم، باورهای خوب من رو به جاهای خیلی خوب می‌برن، به سمت آدم‌های بهتر ، موقعیت‌های بهتر، شرایط بهتر، محل زندگی بهتر، روابط بهتر و… می‌برن؛ یعنی خودبه‌خود جهان من رو در مسیری قرار می‌ده که از لحاظ فضای فکری، مدام بهتر و بهتر میشم. یعنی با اینکه خودم باید روی خودم کار کنم، جهان هم خیلی به من کمک می‌کنه، چون من رو در مدار دیگه‌ای قرار می‌ده.

    وقتی گفتگوهای ذهنیم رو جهت می‌دم به سمت خواسته‌هام و سپاسگزاری می‌کنم، در حقیقت دارم لذت می‌برم؛ درست مثل زمانی که برای رفع تشنگی، یک لیوان آب خنک می‌خورم، حالم جا میاد و لذت می‌برم.

    بنابراین وقتی روی باورهام کار می‌کنم اصلا زجر نباید بکشم، اگر زجر بکشم یعنی دارم مسیر رو اشتباه می‌رم؛ چون وقتی که دارم توجه می‌کنم به داشته‌هام و سپاسگزاری می‌کنم و توجه‌ام رو از ناخواسته‌ها برداشتم و گذاشتم روی خواسته‌ها، همون لحظه حالم خوب میشه و نتیجه همون لحظه اتفاق می‌افته (نتیجه یعنی همون تجربه احساس خوب، آرامش، شادی، لذت و…).

    باور ثروت‌ساز:

    هر چقدر ثروتمندتر باشیم، نزد خداوند محبوب‌تر می‌شویم.

    ثروتمند بودن جز معنوی‌ترین کارهای دنیاست.

    شکست یا تجربه:

    من یا می‌برم یا تجربه کسب می‌کنم.

    استعداد و موفقیت:

    تاثیر عامل استعداد در موفقیت صفر درصدِ!

    همه آدم‌ها استعداد دارند؛ برای اینکه بدونم توی چه زمینه‌ای استعداد دارم باید ببینم به چه چیزی علاقه دارم.

    اگر در جهت چیزی که بهش علاقه دارم حرکت کنم، قطعا پیشرفت می‌کنم.

    بدون سرمایه هم میشه موفق شد.

    تنهایی هم میشه به ثروت رسید.

    —————————————————————————————————————————————————————————————————————-

    من باور دارم که قرارِ زندگی فوق‌العاده عاشقانه و نابی رو تجربه کنم

    و نقشی در گسترش این جهان زیبا داشته باشم

    و اثر بسیار خوبی از خودم به جا بزارم

    و در آخر کار، هم خودم از خودم راضی باشم

    و هم خدای من از من بسیار راضی باشد.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2413 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آن تو، خدایا من هرچی دارم از تو دارم، خدایا هرخیر که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر تو هستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو بهم بگو چیکار کنم خدایا تو هدایتم کن…

    سلام سلام سلام خداقوت به همه مخصوصا بانو شایسته، استاد و عوامل پشت صحنه سایت عباس منش، امیدوارم همیشه پر انرژی و شاد باشید

    درمورد گام 13 باید بگم یه جورایی این چندین روز به خواسته ام چسبیده بودم ناخواسته و حس نیازم رو به مشتری هایم انتقال داده بودم .. داستان از این قراره که ما روی باورهامون داریم خفن کار میکنیم و افتاده بودیم روی روال حالا نشانه های این عملکردمون چی بود؟؟ این بود که توی این چند روز ما خیلی مشتری حضوری و تلفنی داشتیم که قبلا نداشتیم و چقدر ما رفتیم با مشتریامون بازدید که قبلا نداشتیم و چقدر هم حالمون از درون عالی شده بود که قبلا نبود.. این قبلا قبلا که میگم برای همین تقریبا دو ماه پیش بوداااا.. خب ما روند خیلی خوب و رو به جلویی داشتیم و چقدر هم اتفاقات خوبی برامون افتادش ولی از یه جایی به بعد دیدیم این همه مشتری و بازدید و صحبت و قرارومدار اینا هیچی به هیچی ینی مشتریان 100٪ خریدمون میپسندیدن میگفتن فردا نشست بذار اوکیه ما این ملک میخوایم فرداش میرفتن یه املاک دیگه ملک می‌خریدند یا مثلا یه مشتری ام ملکی که من معرفی کردم و با سازنده صحبت کردم و سازنده با شرایطشون اوکی بود مشتری فرداش رفته بود توی یه املاک دیگه همون ملک رو با متراژ بیشتر خرید کرده بود و چندتا مشتری دیگه به همین منوال از دست ما میپریدن تا امشب که تونستم این گام رو ببینم و تازه متوجه شدم آقا آقا ما چسبیدیم به مشتریامون که این اگه بیاد بخره اینجوری میشه اونجوری میشه اینقدر کمیسیون میشه اگه اینو بفروشیم باید برای یه ملک دیگه بخریم دوبله کمیسیون میگیریم و….. با اینجور چسبیدنامون و حساب کتاب کردنامون البته (ناخواسته بودااا) و یکی پس از دیگری مشتریانمون به گوتراعظم رفتن، بله چسبیدن به خواسته میتونه اینجوری از معاملات 100٪ تورو دور کنه…

    خب همه اینا برای اینه که احساس می‌کنیم فقط همین مشتری هستش و دیگه وجود نداره اگه این نخره آی ال میشه وای بل میشه که بنظر من این از عدم باور فراوانی که ذهن ما قبولش کرده و باید خیلی روش کار کنیم که بهتر بشیم..

    گفتم بیام از این تجربه چند روزه ام بگم براتون که 100٪ مرتبط با گام 13 بودش و خیلی جای کار دارم

    خدایا شکرت که خیلی زود دوتا از باورهای محدود کننده ام رو متوجه شدم

    بانو شایسته لطفا بیشتر بهمون وقت بدید که بتونیم این گام‌ها رو بهتر تمرین کنیم بازهم ازتون سپاسگزارم

    خدایا شکرت

    استاد و مریم بانو خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2319 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا به امید تو

    گاهی می شود که از مدار زیبای درک و اشتیاق خارج می شوی، دقیقا هم دلیلش توجه به ناخواسته هاست

    شیطان از مسیر پاشنه آشیل تو این کار را می کند، چنان نا محسوس که حتی فکرش را نمی کنی

    ویروسی در ذهنت فعال می شود و شروع به فعالیت می کند که اصلا از آن آگاه نیستی، جالبی داستان این است که ابتدا خودش تنهاست و به محض فعال شدن اتفاقی نمی افتد، بلکه آرام آرام فرمان کانون توجه ات را به سمت خودش می کشاند

    آرام آرام راه نفوذش را بیشتر و بیشتر می کند و انرژی بیشتری را از تو به تاراج می برد.

    آه از این شیطان ذهن

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    پناه بر خدا از این دشمن خطرناک درونی

    باید دعا به جان دشمنان بیرونی کنیم که تکلیفشان با ما روشن است

    اما امان از این دشمن درون که با ماست و از پشت خنجر می زند

    خداوند مهربانم پناه می برم به تو از شر نجواها و وسوسه های درون ذهنم که اگر به آن امان بدهم مطمئنم که امانم نمی دهد!

    همین که در شرایطی قرار می گیری و خواه و ناخواه از ناخواسته می شنوی ذهن خوارک برای نجواهایش پیدا می کند، روزها تلاش کردی و فضای ذهنت را صاف و پاک کردی ولی یکسری شنیده ها فضای ذهنی تو را مشوش می کند و به هم می ریزد.

    این سایت و این پروژه تحفه ای مغتنم هست تا دوباره خودم را بازیابی کنم و دوباره آبی صاف و زلال به ذهنم بدهم و خویش را پالوده کنم.

    خدایا شکرت همین چند خط که نوشتم به عینه احساس می کنم که بندی از بندهای بسته شده بر ذهنم باز شد.

    خدایا شکرت

    اگر بخواهم که درباره ماندگاری اثر این فایل ها بگویم؛ خواندن متن 20 درصد، شنیدن فایل 30 درصد، دیدن فایل 50 درصد، کامنت نوشتن پای فایل 70 درصد

    خدایا شکرت که دوباره دستم را گرفتی و برایم نوشتی، اصلا همین نوشتن خودش معجزه می کند، مگر تا الان چه مطلب تخصصی و عمیقی را بیان کردم؟ که حالم اینقدر بهتر شد.

    خدایا شکرت

    چقدر دلم برای این عبارت خدایا شکرت تنگ شده بود.

    ارتعاشی که با آن می گویی خدایا شکرت خیلی مهم است، به عینه بارها در روز می گویم خدایا شکرت اما وقتی که تمرکزی برای نوشتن درکهای زیبا و یا توجه به خواسته و اعراض از ناخواسته شروع به نوشتن می کنی و از خدا مدد می خواهی دیگر رها می شوی در نسیم صبای هدایت پروردگار، دیگر از ایاک نعبد جاری می شوی به ایاک نستعین

    خدای مهربان و دوست داشتنی ام که خیلی زود راضی می شوی و به مضطر نگاهت پاسخ می دهی،

    خیلی دوستت دارم، یک عالمه

    آری همه چیز را در اختیار ما نهادی تا خودمان تصمیم بگیریم که چگونه از افکار و انرژی هایمان بهره ببریم و در چه راهی آنها را صرف کنیم. امروز به این موضوع فکر می کردم و گویی بهتر پذیرفتم که خدا هیچ تصمیمی، تاکید می کنم که هیچ تصمیمی برایمان نمی گیرد، تماما خود ما هستیم که مختار در انتخاب هستیم، البته که اغلب از این اختیار غافلیم.

    این شرایط فعلی زندگی بنده تماما نتیجه افکار و اعمال خودم هست، اگر نتیجه باب میلم نیست، اگر به خواسته ای نمی رسم دلیل آن در درون شخصیتم نهفته است، در نگاهی که دارم در نگرشی که شخصیتم را شکل داده نهفته است، لذا به خودم می گویم؛ اگر این پکیج زندگی را نمی پسندی، باید این شخصیت را عوض کنی

    چقدر این شعر ظریف و دقیق است و برای این لحظه ام هست

    آیینه چون عیب تو بنمود راست

    خود شکن آیینه شکستن خطاست

    جهان دقیقا مثل یک آیینه عمل می کند و شرایط زندگی را برایم بادقت و آیینه وار فراهم می کند و نشانم می دهد. اگر ناراضی هستم باید از این نگرشی که بر روی ذهنم سوار شده، هجرت کنم، باید نگاهم را تغییر دهم، انصافا کار ساده ای هم نیست، باید از موضع نگرش آلوده به ضعف و ترس خودم را رها کنم، باید تصمیمات جدید جدی بگیرم و بر اجرایشان استقامت ورزم.

    از جمله مطالبه گری ام،

    از جمله نگاه مراعات با همه برای راضی نگه داشتن آنها،

    ازجمله تکیه نکردن بر هیچ چیز و هیچ کس الا الله،

    از جمله انتظار نداشتن از افراد که این انتظار اگر برآورده نشد باعث بروز احساس بد می شود

    خدای خوبم به هر خیری که از جاب تو برسد فقیرم

    خدایا دوستت دارم که اینگونه زیبا در قلبم حلول می کنی و امید را شعله می دهی

    خدایا شکرت که تو را دارم

    هر صبح سعی می کنم از نعماتت که به بنده دادی تشکر کنم، اما مهمترین تشکرم تویی، تو

    تویی که نهایت آرزوی بنده هستی، هرچند که در قالبها مانده ام

    ممنونم که هستی و آرامش و امید و اشتیاق می دهی و سرچشمه هر نیکی و زیبایی هستی

    ممنون که احساس خوبت را به بنده می چشانی

    الحمد لله رب العالمین

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    خدایا

    دوستت دارم،

    دوستت دارم،

    دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 445 روز

    سلام به استادعزیز مریم جون و بچه های گل

    چندروزیک الهامی بمن شده برای شغلم وقتی بهش فکرمیکنم وتصویرسازی میکنم بشدت احساسم عالی میشه و امیدوارترمیشم خدابدل من انداخته باید درامد دلاری داشته باشی ودرخونه کارکنی حالا یا به استخدام اشنایی که درامریکا هست استخدام بشم ودرخونه خودم درایران کاراشوانجام بدم . یا از بینهایت طریق دیگه درامد دلاری داشته باشی که بتونم زندگیمو درایران بسازم وبعد با همسرم ودخترم وپسرکوچولوی ایندم که اسمش رادمان هست به امریکامهاجرت کنیم ودرامریکا سالن زیبایی بازکنم و بازم استخدام دوستم درامریکاباشم که مشهورم بشم دوتا شغل کنارهم انجام بدم .خیلی رفته توفکرم وتمرکزموگذاشتم که به این هدفم برسم صددرصد

    وامیدوارم خداهم کمکم کنه .

    وقتی حتی صحبتشم میکنم خیلی حس خوبی بمن میده وشوق وذوق فراوانی میگیرم .

    بقول استاد درموردخواسته ها صحبت کردن وفکرکردن بهش فارغ ازنتیجه ای که میگیریم وقتی همون لحظه حسمونو خوب میکنه چقدرعالیه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2396 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین

    استاد این فایل از اون دسته فایلهاست که به شدت روی من تاثیر داشت، از اونا که خیلی گوشش دادم و باز هم باید گوشش بدم تا متوجه بشم حرف خدا توی این فایل با من چیه.

    _ قانون رهایی یعنی از هرچی داری لذت ببری نه از آنچه نداری شکایت کنی، یعنی تلاش ذهنی، توجه به خواسته، لذت برد از لحظه

    _ خودت داری با افکارت و باورهات زندگیت رو خلق میکنی هیچ عامل بیرونی ای وجود نداره. (با اینکه این حرف رو تو همه جا میگید و پایه ی آموزش هاتون هست ولی خیلی جا داره تا توی جون من بشینه)

    _ از همون جایی که هستی شروع می‌کنی پیشرفت میکنی نیاز باشه مکانت هم کم کم عوض میشه.

    تو هرجا بری شخصیتت رو هم با خودت میبری ، پس سعی کن همین جایی که هستی پیشرفت کنی، اونی که بدبخته، مهاجرت هم کنه باز هم بدبخته. (اینو باید حک کنم توی مغزم که نگین تو هر جا بری همین شخصیت، اخلاق، رفتار و طرز فکر رو توی جای جدید هم همین شرایط رو دوباره تجربه خواهی کرد، پس اول خودت رو تغییر بده)

    _ وقتی رو خودتون کار می‌کنید جنبه ی خوب و مثبت افراد رو میکشید بیرون

    _ وقتی رو خودتون کار میکنید نتایج خودشون به وجود می آیند (اینو با تمام وجودم تو زندگیم دارم حس میکنم)

    _ عمل با باور بوجود میاید، وقتی باور دارید این کار نتیجه میده عمل میکنید

    _ استعداد و مادرزادی وجود نداره همه چیز علاقه هست و کار کردن روش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمدرضا طالقانی گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    سلام استاد وقت بخیر

    استاد یه نقل قول کردین در مورد کیروش درباره بازی ایران-اسپانیا عجب چراغی رو تو ذهن من روشن کردین منکارم تعمیر موبایل است خیلی وقتها شده که اگر یه گوشی نمیتونستم تعمیر کنم خیلی میریختم بهم خیلی وقتها گوشی که از رو تجربه که اگر درست نتونم بکنم میریزم بهم گوشی رو قبول نمیکردم ولی الان این باور رو برای خودم میسازم که یا گوشی رو درست میکنم یا ازش درس و تجربه میگیرم واینجوری خیلی پیشرفت میکنم ب امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4029 روز

    به نام خالق زیبایی ها،

    مثل همیشه یه فایل تأثیر گذار دیگر. کار کردن روی باورها موجب اقدام میشه و اگر هنوز اقدام نکرده ام یعنی باورم ایراد داره. چقدر این جمله و درکش میتونه منو هدایت کنه و ذهنم رو روشن کنه. مدتهاست میخوام سایت خودم رو بزنم ولی ترسهام زیادن. پس باید روی باورهام بیشتر کار کنم. میخوام سایتم مثل سایت استاد در موضوع خودش با کیفیت ترین باشه. میخوام ارزش ازش خلق کنم . سایت من مغازه ی منه. چند روز پیش یکی از مادرها بهم پیام دادن گفتن بازید… وای اونقدر خندیدم و خوشم اومد. سپاسگزاری کردم و گفتم خدایا شکرت که شغلم همینطوری هم مثل فروشگاهه با وجودیکه در واقعیت فیزیکی نیست. خیلی حس خوبی بود و یک نشانه دیدمش. نکته ی بعدی که استاد گفتن مسئله ی 0 و 1، که یکی از بزرگترین خطاهای شناختی منه، چقدر روی این موضوع باید کار کنم و درک کنم همه ی زندگیم تا الان مسیریه که باید پیموده می‌شده توسط من چه لحظات خوبش چه تلخی هاش. من برای شناخت خودم و جهان اطرافم باید این راه را می آمدم. عالی ترین حالت مهاجرت را چقدر قشنگ استاد توضیح دادن. خیلی خیلی زیباست این نحوه ی تفکر و زیستن. من اولویت زندگیم آرامشه و برای رسیدن بهش انصافا تلاش کرده ام وخواهم کرد.تا قبل از درک قانون تلاش فیزیکی داشتم ولی حالا که بهتر می فهمم تلاش ذهنی دارم. اینکه علاقه مون رو پیدا کنیم واقعا جذابه و استاد مسیر رو هموارتر میکنن با صحبت شون. یکی از آشنایان روی تکنیک ژاپنی کار می‌کرد به نام ایکی گای، برای فهمیدن علاقه اش .ولی به نظر من یه پیچیدگی هایی داشت. استاد همه چی رو راحت آموزش میدن. خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این آگاهی ها و این راحتی که در آموزش هایتان است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1303 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    الهی شکرت بابت بودن در این فضا

    استاد چقدر جواب فوق العاده ای مثل همیشه به اون دوستی دادید که گفته بود حس بد میگیرم از اینکه اگر کار نکنم نتایج برگرده

    استاد دقیقا به قول شما صفرو یک نیست همه چی استمرار در مسیر درسته که باعث میشه ادم بهتر درک کنه که اصن زندگی چیه هدف از زندگی چیه ادم به خود شناسی میرسه و میدونه که چی و میخواد واقعا

    خب منم قبلا حس بد میگرفتم و میگفتم اوه یعنی همیشه باید روی خودت کار کنی اما چرا ؟؟؟

    چون من نمیدونستم که بابا زندگی همین لحظس و احساس خوشبختی رو ربط میدادم به بعد از رسیدن به خواسته ها

    چون به این درک نرسیده بودم که من توی زندگی و در واقع هر لحظه ی زندگی باید به دنبال احساس خوشبختی باشم و این احساس خوشبختی فقط با تغییر این باورها و کار کردن روی باورهای خوب بوجود میاد

    چون هدف از کار کردن روی باورهارو واقعا نمیدونستم و فقط به این دید نگاه میکردم که کار کنم رو باورهام تا به خواسته هام برسم اما الان به این درک به لطف خدا رسیدم که کار کردن روی باورها به خاطر رسیدن به چیزی نیست ، سپاس گزاری کردن بخاطر رسیدن به چیزی نیست و اگر باشه اشتباهه و سره قانون مگه میشه کلاه گذاشت ؟؟؟

    در واقع کار کردن روی باورها بخاطر تجربه همین احساس خوشبختیه

    به تعویق ننداختن حال خوبه و در واقع همون لحظه ای که داریم این کارو انجام میدیم ما نتیجه تو دستمونه

    ارامش

    شادی

    امید

    اطمینان قلبی

    شوروشوق

    احساس خالق بودن

    احساس یکی بودن با خداوند منبع جهان هستی

    احساس عشق

    همه ی اینها نتیجس و هیچ چیزی نمیتونه واقعا به من این حس هارو بده هیچ عامل بیرونی ،مگر تغییر در زاویه نگاهم به اتفاقات هر لحظه

    مگر تمرین سپاس گزاری

    مگر تمرین و تکرار این ورودی های خالص و عمل به اونها

    مگر اقدام کردن در راستای باورهای قدرتمند کننده که به من احساس بهتری میده

    مگر حس رهایی داشتن به خواسته هام که از توجه به نعمت های الانم و حس بی نیازی بوجود میاد

    الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت اینکه منو در این مسیر ثایت قدم میکنه و حرکتم میده

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    خدایا جهان پادشاهی تو راست

    ز ما خدمت آید خدایی تو راست

    پناه بلندی و پستی تویی

    همه نیستند آنچه هستی تویی

    همه آفریدست بالا و پست

    تویی آفریننده هر چه هست

    تویی برترین دانش آموز پاک

    ز دانش قلم رانده بر لوح خاک

    خرد را تو روشن بصر کرده‌ ای

    چراغ هدایت تو بر کرده‌ ای

    نبود آفرینش تو بودی خدای

    نباشد همی هم تو باشی به جای

    به نام معبودی که هر چه هست از اوست

    گام سیزدهم

    سلام به استاد جان جانان و مریم بانوی بی نظیر

    رها بودن از نظر من در شرایط که اوضاع بر وقف مرادم نیست اینه که به داشته هام توجه کنم،بگم الان و این لحظه من دیگه تکرار نمیشه،دخترم من امسال نه سالشه و نه سالگیش دیگه تکرار نمیشه، پس از در کنارش بودن لذت ببرم،بیام با چشمام قشنگی هارو ببینم،به قول مادرم قدر همدیگرو بدونیم خیلی زود دیر میشه

    حالا یه ماه باب میلم درامد نداشتم ولی بدن سالمی که دارم،شغل خوب که دارم،همسر خوب و فرزندان عالی که دارم،پدر و مادری بی نظیر که دارم،پر انرژی و سرحال و پر امید که هستم، پس باور فراوانی رو تقویت میکنم و رو خودم کار میکنم ،کسب و کارم رو بهبود میدم و شکرگزار خالقم هستم و سمت خودم که بندگی خالصانه هستس رو خوب انجام میدم اون خدا کارش رو خوب بلده و سمت خودش رو عالی انجام میده چون اون سالها و سالهاست که خداست

    در مورد باور این اکسیر، چقدر قشنگ استاد توضیح دادن همین که داریم حرکت میکنیم یعنی باور داریم که میشودو ایمانی که عمل نیاورد هم که میدونیم حرف مفت است اصلا باوری که منجر به حرکت نشه اصلا ساخته نشده

    و چه زیباتر گفتن که چیزی به اسم شکست وجود نداره اینا تجربن،واقعا ما از هر اشتباهی درس میگیرم و بزرگ میشیم،رشد میکنیم و رو نقاط ضعفمون کار میکنیم و پر قدرت ادامه میدیم اصلا شکستی وجود نداره

    باید با احساس خوب و آرامش به مسیر ادامه داد که اگه احساس خوبی نیست،باور مناسبی هم نیست،مسیر هم درست نیست

    سپاس از استاد جان دستی از دستان خداوند برای هدایت ما بچه های سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: