مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 47


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    64MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2177 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و دورود فراوان بر اساتید گرامی جناب دانشمند آقای عباس منش و سرکار خانم بانو شایسته و عرض خداقوت خدمت شما بزرگوران بخصوص بانو مریم که این چند وقت با راه اندازی این دوره پروژه مهاجرت به مدار بالاتر ما رو گام به گام حرکت میدهند

    سلام خدمت هم دوستان گرامی هم سایتی هم فرکانسی و همدوره ایهای عزیز

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    گام سیزدهم عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است

    اگر به قانون پایبند باشیم نتیجه میگیریم این قانون در تمام زمینه های زندگی است چه رعایت قوانین الهی که با اجرای اونها به بهترین شکل به خداوند نزدیکتر میشویم و نتایج عالی و خوب و خداپسند میگیریم و چه قوانین انسانی که هر شهر و کشور قوانین مربوط به خودش رو داره که با رعایت اونها هم به نتایج مورد نظر میرسیم ولی قوانین الهی همه جا یکی است.

    سوره یونس:

    وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ ۚ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

    و اگر خدا گزند و آسیبی به تو رساند، آن را جز او برطرف کننده ای نیست، و اگر برای تو خیری خواهد فضل و احسانش را دفع کننده ای نیست؛ خیرش را به هر کس از بندگانش بخواهد می رساند و او بسیار آمرزنده و مهربان است.107

    قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ

    بگو: ای مردم! یقیناً حق از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛ پس هر که هدایت یابد، فقط به سود خود هدایت می یابد و هر که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه می شود، و من نگهبان شما نیستم.108

    وَاتَّبِعْ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ یَحْکُمَ اللَّهُ ۚ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ

    و از آنچه به سویت وحی می شود، پیروی کن و شکیبا باش تا خدا داوری کند؛ و او بهترین داوران است.109

    قانون رهایی: یعنی تلاش ذهنی، من به خواستم نچسبم و از زندگی لذت ببرم، توجه به خواسته ها، لذت بردن از لحظه، سپاسگزار بودن به خاطر آنچه که داریم.

    فقط یک باور و اون هم اینکه: افکار و باورهای تو زندگیت را خلق میکنند هیچ عامل بیرونی در کار نیست هر اتفاقی را خودمون رقم میزنیم آگاهانه یا ناآگاهانه همین یک باور برای ساختن یک زندگی موفق کافی است.

    در جایی که هستی اتفاقات خوب خلق کن و هر موقع که لازم باشد جهان تو را به جای بزرگتر یا بهتر هدایت میکند

    به اندازه ای که خودم را دوست باشم جهان هم به همان اندازه بهم پاسخ میدهد این یک اصل در روابط است

    هر روز سعی کنید بهتر از روز قبل باشید

    عمل کردن با باور بوجود می آید اگر باور داشته باشی که یک کار نتیجه میدهد اقدام عملی انجام میدهی

    قانون این است که تا زمانی که روی باور کار میکنی نتیجه میگیری و اگر روی باور کار نکنی کم کم به حالت قبل برمیگردی همانطور که یک شبه به موفقیت و نتایج عالی نرسیدی یک شبه هم به موقعیت قبل برنمیگردی وقتی روی باورها کار نکنی نتایج کم رنگ میشود

    وقتی روی باور کار میکنی دیگه زجر کشیدن نیست لذت بردن است چون داری نتایج خوب میگیری مگر اینکه مسیر رو اشتباه بروی وقتی روی باور کار میکنی نتیجش احساس خوب است و این احساس خوب لذت بخش است

    کنترل ذهن داشته باش که به ناخواسته ها توجه نکنی

    هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خداوند محبوب تر میشوم

    چیزی بنام شکست نداریم، بلکه تجربه کسب کردن است.

    استعداد یعنی اینکه در هر زمینه ای علاقه داشته باشی و در اون زمینه حرکت کنی نتیجه میگیری وقتی حرکت کنی در مسیر میفهمی در چه زمینه علاقه داری در چه زمینه استعداد داری با حرکت کردن است که میفهمی.

    دستان خداوند است که به کمک شما می آید و این دستان خداوند هستند که با حرکت کردن به گروه برای کمک کردن به شما تبدیل میشوند.

    گام سیزدهم 2025/01/16

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده

    با سلام خدمت دوستان گرامی

    گام سیزدهم از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    من این فایل رو تقریبا 5 مرتبه‌ گوش دادم و لذت بردم و احساس میکنم چندین بار دیگه باید گوش بدم و از آگاهی های آن استفاده کنم،اما درکل خیلی به من کمک کردم تا یک قدم دیگه در راستای هدفم بردارم و از این بابت خداروشکر میکنم.

    مخصوصا در مورد قانون رهایی خیلی بهم کمک کرد،چون من فکر میکردم قانون رهایی میگه من کلا در مورد خواستم باید اونو رها کنم به حال خودش اما گفته های استاد روشنم کرد و از این بابت از استاد عباسمنش متشکرم.

    در پناه خداوند مهربان باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    جمال وکیلی گفته:
    مدت عضویت: 954 روز

    به نام خداوند فراوانی ها

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان همراه در این مسیر زیبا و قشنگ

    تمام اتفاقات زندگی ام رو خودم با کانون توجه ام دارم خلق میکنم

    خودم و تنها خودم هستم که عامل موفقیت یا شکست خودم هستم

    اگر من کانون توجه ام عوض شود اتفاقات زندگی ام هم عوض میشود هر اتفاقی می‌افته خودم دارم خلق میکنم

    خودم و تنها خودم هستم که خالق زندگی خودم هستم و هیچ کس و هیچ چیزی در زندگی من تأثیری نداره غیر از باورهای خودم

    من مسئولیت صد درصد زندگی ام رو بر عهده دارم

    من بیشتر وقت ها اینجوری هستم که زود میخام به چیزی برسم فکر میکنم که مثلاً به اون چیز که رسیدم چی میشه

    همه ما تجربه کردیم که مثلاً می‌خواستیم به چیزی برسیم و خودمون رو زجر دادیم و به اون چیز رسیدیم ولی اون لذتی که فکر میکردیم می‌بریم رو نبردیم و وقتی که بهش فکر میکنیم میبینیم که بیشتر از این که ما لذت ببریم بیشتر اذیت شدیم پس ما باید از مسیر لذت ببریم و من خودم بیشتر وقت ها برعکس میفهمم که بابا احساس خوب اتفاقات خوب رو به دنبالش میاره نه اتفاقات خوب احساس خوب

    اگه ما کار کردن روی باورهامون رو با لذت انجام بدیم دیگه نمیگیم که ای بابا دوباره باید روی خودم کار کنم . با لذت کار میکنم و نتایج هم لاجرم میاد

    مثلاً وقتی ما از مشهد میخایم بریم تهران ، مسیر مشخصه پس ما از اردبیل سر در نمیارم

    شکر گزاری و توجه به نکات مثبت رو همه جا باید اجرا کنیم همه چی دست خودمون هست فقط کافیه این رو باور کنیم اگه این کار رو انجام بدیم دیگه به اخبار و حرف دیگران و نکات منفی توجه نمی‌کنیم و خود به خود این برامون یه کار روتین میشه و خود به خود نتایج خوب و اتفاقات خوبی برامون میوفته

    خدا مارو در این مسیر ثابت قدم نگه دار

    خدایا مارا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه به راه غضب شدگان و گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    رویا میانکاله گفته:
    مدت عضویت: 1259 روز

    بنام یگانه خالق هستی زیبای من

    سلام استادان زیبا رویم

    سلام به دوستان عزیزم

    استاد من فایل گوش ندادم ولی از صبح بیدار شدم تقریبا یک و نیم دارم کامنت این فایل میخونم دیدم همزمان فایل جدید هم اومد .

    استاد من از مهرماه دوره دستیابی تهیه کردم با اولین حقوقم الان جلسه 6 هستم.

    چقدر معنی رهایی رو تونستم متوجه بشم با عملکردم مشخص میشه.

    فقط میتونم بگم حتی تو بحران و تضاد سخت هم من این حس آرامش و رهایی دارم.حسش کردم که خدا میخواد بزرگترم کنه ظرفم بزرگتر بشه .

    تو تک تک حرفهاتون مثال های زیادی دارم که تو همه زمینه ها رشد داشتم به لطف الله.

    از رهایی و مهاجرت بگم.که من تو حیاطی که با خانواده همسرم با هم مشترک هستیم زندگی میکنم 7 ساله.

    بحث ها با خانواده با همسایه ها ،وقتی تو مسیر اومدم از 4 سال پیش ،به صورت تکاملی یاد گرفتم که از اینجا باید لذت ببرم استاد من جز خوبی محبت الان چیزی نمیبینم .

    تو همین مبحث میتونم روابط هم دخیل کنم که من از زیبایی این منطقه و نکات مثبت افرادی که اطرافم بودن تو تنهایی نوشتم.

    الان نمیتونم بدی شون ببینم قبلا همش حسرت ،حسادت،تهمت،دروغ،غیبت بود.

    ولی همین چند شب پیش با هدایت الله ،کل خانواده همسرم برای روز پدر دعوت کردم البته بگم من عروس کوچیکه هستم یه جوری همسن بچه های خواهر شوهرم هستم.استاد من شادی تو چشمای همه دیدم عشق و محبتی که از کوچیک و بزرگ بهم داشتن ،انگار خدا بهم گفته تنهایی دیگه بسته،من عاشق جمع و دورهمی و و یه جورای گرم کن مجلس بودم،تقریبا یک الی دو سال بازم به کمک خدا به راحتی از همه چی دور بودم روی خودم کلر کردم و الان وقتش رسیده وارد عمل بشم و من اینو متوجه شدم که ،اون آدم ها همونن ولی دید من تغییر کرده من الان وجه مثبت شون جذب میکنم.

    استاد فردای همون روز یهو دیدم جاریم دوسال بینی شو عمل کرده ولی من هنوز نتونستم کامل دقت کنم ببینم چطور شده.اینجا خدا بهم گفته ببین رویا ،چقدر تغییر کردی که اصلا برات مهم نیست طرف میاد خونه ات مهمونی ساعت ها باهاش هستی ولی اصلا نفهمیدی،چقدر خدا روشکر کردم.

    روابطم با همسر و بچه هام هر چی خداروشکر کنم کمه.

    اصلا یه جوری شده که بس همسرم به بچه ها میگه یا تهدید میکنه که مامان اذیت نکنین یا چیزی میخواد بخره میگه مامان باید بگه یا جای بخوایم بریم مامان باید اجازه بده خودم ناراحت میشم .ولی خداروشکر میکنم که انقدر ارزشم بالا برده البته بالا بوده ولی من نمیدونستم.

    کسی که ضربه محکمی پارسال ازش خوردم که با عشق اون تضاد در آغوش گرفتم همون پارسال تو حال بدم این قانون با خودم تکرار میکردم که خودم مسئول بودم خودم این وجه بالا کشیدم خدا چنان دستم گرفت چون من پذیرفتم مقصر خودم بودم و همون شد که من با دوره عزت نفس احساس ارزشمندیم بالا بردم و الان اون شخص خودش برگشته چندین بار معذرت خواسته و دائم میگه من باورم نمیشه چطور تونستم رویای عزیز رو ناراحت کنم.

    تو بحث مالی باورم خیلی نسبت به اینکه تو هر کاری دست بزارم عالی سود میکنم عالی،چون واقعا تو این یکسال من 4 تا شغلی که خدا هدایتم کرد دست زدم تو همشون سود عالی داشتم ولی یا مورد علاقه ام نبودن یا شرایطش الان نداشتم ولی پول هام زیاد جمع نمیشه و میدونم اینم تکاملی خوب میشه.من از پارسال با درآمد های خودم تونستم دوره 12 قدم ،عزت نفس،راهنمای عملی بخرم.

    یک دستبند پارسال به مبلغ10 میلیون خریدم.

    یک سکه 5 میلیون پس انداز کردم.

    تو بانک هم مبلغ کم کم کنار میزارم.

    به غیر از چیزای که روزمره به راحتی میخرم کادو برای عزیزانم ،وسایل تو خونه.

    استاد من تنها چیزی که از شما یاد گرفتم تو مسیر موندن.من حتی نمیتونم خواسته تایین کنم چون بهش میچسبم بجاش خواسته هام نوشتم از مسیر لذت میبرم رها هستم مثلا این ماه میگه هیج جا نرو فقط رو سایت باش.

    الان بهم میگه باید در کنار سایت ورزش کنی

    یکبار میگه والیبال برو

    به هر حال هر چی میگه رو در حد توانم میگم چشم ،و واقعا تو اون تایم لذت میبرم و دارم میبینم روز به روز داریم بیشتر رشد میکنیم چه من چه خانواده ام.

    بخوام همه چی بگم باید دفتر ها پر بشه ولی همین قدر هم برای ذهنم کافی که بازم ادامه بده چون زندگی یعنی مثل آب رودخونه در جریان بودن هیچ وقت آب متوقف نمیشه که اگه بشه میگنده.

    از شما استاد عباس منش و استاد شایسته

    از تک تک گروه فنی

    از تک تک دوستان

    از خودم

    از رب یکتای من

    نهایت سپاس گزاری دارم .

    بهترین ها سهم قلب پاکتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ «34» أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ «35» ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ «36» أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ «37» إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَما تَخَیَّرُونَ «38» أَمْ لَکُمْ أَیْمانٌ عَلَیْنا بالِغَهٌ إِلى‌ یَوْمِ الْقِیامَهِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ «39» سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذلِکَ زَعِیمٌ «40» أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکائِهِمْ إِنْ کانُوا صادِقِینَ «41» سوره قلم

    همانا براى پروا پیشه‌گان نزد پروردگارشان باغ‌هاى پر نعمت است34. آیا ما مسلمانان را همچون مجرمان قرار مى‌دهیم؟35 شما را چه شده، چگونه داورى مى‌کنید؟36 آیا براى شما مکتوبى است که در آن مى‌خوانید37، هر چه را اختیار کنید براى شما خواهد بود؟38 یا مگر براى شما بر گردن ما پیمان‌هائى است که تا روز قیامت، هرچه را حکم کنید براى شما باشد؟39 از آنان سؤال کن که کدام یک از آنان ضامن این ادعا است؟40 یا براى آنان شریکانى است (که در قیامت به دادشان رسد) پس اگر راست‌گو هستند، شریکانشان را بیاورند41.

    ===============================

    سلام به دو استاد  عزیز و دوستان نازنینم

    روز و شب شما بخیر

    سپاسگزار خداوندم که در این پناهگاه الهی هستم و آگاهیهارو نوش جان میکنم

    قانون رهایی یعنی اینکه من به خواسته ام نچسبم، نچسبیدن به خواسته معنیش این نیست من هیچ گونه حرکت و تلاش فیزیکی و ذهنی انجام ندم برای رسیدن به خواسته ام

    معنیش اینه که من ضمن اینکه برای رسیدن به هدفم دارم حرکت و تلاش فیزیکی و ذهنی می کنم، از مسیر زندگیم لذت ببرم در لحظه زندگی کنم، سپاسگزار داشته هام باشم، نه که شاکی باشم بخاطر نداشته هام

    لذت بردنم رو موکول به رسیدن به خواسته ام نکنم

    بتونم توجهمو از رو ناخواسته ها بردارم بزارم روی خواسته ها

    خدا رو شکر که با طی تکامل روز بروز بهتر دارم اینو درک می کنم

    رو خودم کار می کنم، توی کنترل ذهن که خیلی خوب شدم چون از اول اهمیت دادم بهش، و دقیقاً دارم می بینم همونجوری استاد میگه نتایج خودبخود بوجود میاد

    تا اونجایی که می تونم به ناخواسته ها توجه نمی کنم، روحیه شاکی بودن رو قبلاً هم خیلی نداشتم الان از قبل هم  بهتر شدم

    نعمتهایی که الان در زندگی دارم رو بخودم  یادآوری می کنم تقریباً برای هر چیزی که باهاش سر و کار دارم سپاسگزاری می کنم

    زندگی رو زندگی میکنم،از تک تک لحظه هام و کارهایی که انجام میدم لذت میبرم با عشق انجام میدم و سپاسگزاری میکنم چه کار کردن روی خودم باشه،چه آشپزی و کارهای خونه، نماز خوندن پیاده روی و ورزش،با همسرم سر میز غدا خوردن، جریان پول و ثروت در زندگیم، رابطه هر روز بهترم با خدا،روابط خوبم باهمسرم و فرزندانم و خواهرا و برادرا و بستگانم و غریبه ها

    از همه مهمتر سپاسگزاری از خداوند بخاطر وجود استاد عزیزم هست که با آموزه هاش این همه تغییر در زندگیم ایجاد شده

    خدا رو میلیاردها بار شکر

    ——-

    اگه فقط یک باور باعث تغییر زندگی بشه، اینه که

    افکار و باورهای من داره زندگیمو ایجاد می کنه هیچ عامل بیرونی در کار نیست

    من با افکارم و باورهام اتفاقات زندگیمو رقم میزنم؛ یا آگاهانه یا نا آگاهانه

    مکان زندگی تأثیری در موفقیت نداره

    هر جایی که هستم شروع کنم روی بهبود خودم کار کنم، در ضمن پیشرفتم اگر نیاز باشه مکان زندگیم خودبخود عوض میشه

    حالت عالی مهاجرت اینه که ما اونجایی که هستیم بتونیم نتایج خوبی بگیریم، و احساس کنیم که اونجا دیگه ظرفیت رشد بیشتر نداره، میخوایم بریم یه پله بالاتر

    اون مهاجرت هایی که بصورت اختیاری نیست یعنی بخاطر فرار از مشکلاتی که در جایی که زندگی می کردیم داشتیم، مجبور بودیم  از اونجا بریم، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت

    اگه ما  تو کشوری که همزبونمونه و با شرایطش آشنا هستیم و دوست و فامیل داریم نتونیم کاری بکنیم؛ توی فضای بعد از مهاجرت هم همینه

    این فکر که اگه من برم جای دیگه اوضاعم خوب میشه این تفکر اشتباهه

    چون ما شخصیت خودمونو با خودمون میبریم هر جا بریم

    در مورد روابط، به اندازه ای که خودتو دوست داشته باشی و برای بقیه ارزش قائل باشی جهان هم به همون شکل پاسخ میده به این فرکانس تو

    روابط کاملاً برمیگرده به خود ما

    همه آدما  یک شخصیت خوب و یک شخصیت بد تو وجودشون هست

    ما هستیم که با افکار و باورهامون شخصیت خوب یا بد اونهارو برانگیخته می کنیم

    سقف اهداف شما چیست؟

    هر روز سعی می کنم بهتر از روز قبلم باشم و نتایج هم خودش بوجود میاد، و سقفی هم برای پیشرفت نیست؛ تا جایی که زنده هستیم می تونیم بهتر و بهتر و بهتر بشیم تو همه زمینه ها

    در حقیقت در زمینه کنترل ذهن بهتر و بهتر و بهتر بشیم، و این کار میتونه همه چی رو برای ما بوجود بیاره

    از یه طرف میگید زندگی ما در گرو باورهای ماست، از یه طرف هم میگید باید عمل کنیم؛ بالاخره الان باید باور بسازیم یا عمل کنیم؟

    عمل با باور بوجود میاد

    اگر من باور داشته باشم یک کاری نتیجه می دهد عمل می کنم

    اگه باورم این باشه که صد در صد نتیجه نمیدهد اصلاً عمل نمی کنم

    باور باعث عمل میشود

    اگه عمل نمی کنی یعنی رو باورات کار نکردی

    وقتی باوراتو درست می کنی و کار می کنی و به ایمان و یقین میرسی خودبخود عمل اتفاق می افته بخاطرش کارایی انجام میدی

    باید همیشه رو باورامون کار کنیم بعد که نتایج بوجود اومد بازم ادامه بدیم تا نتایج بزرگتر بشن و این روند تا بینهایت ادامه داره اگر کار کردن رو باورامونو قطع کنیم کم کم تمام چیزایی که بدست آوردیم رو از دست میدیم و بر میگردیم به روز اول

    کسی که خیلی کار کرده خوب کار کرده باشه اگه کار نکنه یه شبه بر نمی گرده همونطور که یک شبه به اونجا نرسیده

    این بمن احساس قدرت میده

    وقتی دارم رو باورام کار می کنم زجر نمی کشم، اگه زجر می کشی داری مسیرو اشتباه میری

    چون همون موقع که داری توجه می کنی به داشته هات وقتی که سپاسگزار میشی وقتی که ذهنیتتو از روی ناخواسته برمیداری میزاری رو خواسته هات همون موقع حالت خوب میشه نتیجه اش همون لحظه اتفاق می افته؛ و اون احساس خوبه اون آرامشه اون لذته اون شادیه

    کار کردن رو خودمون مثل نفس کشیدن یا غذا خوردن یا آب خوردن باید همیشگی باشه

    چطور تو مسیر به ناخواسته ها توجه نمی کنید و توجهتونو به اون چیزی که میخواین معطوف می کنید

    اگر بدونیم توجه به ناخواسته ها ما رو از مسیر دور می کنه، حتماً سعی میکنیم ذهنمونو کنترل کنیم و به اونها توجه نکنیم

    همون طوری دستمونو تو آتیش نمی کنیم چون میدونیم میسوزونه

    چرا یهودیها اینقدر ثروتمند هستن؟ آیا باور درست تری نسبت به پول دارند، و خداوند، یا دلیل دیگه ای داره؟

    بله باورهای بسیار بسیاردرستی در مورد ثروت دارن، و ارتباط مناسبی بین ثروت و خداوند ایجاد کردند

    یکی از باورهای قدرتمند کننده یهودیها اینه که

    هرچقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوبتر می شوی

    از کجا شروع کردید؟ آیا ایده های ناکارآمد به ذهنتون رسیده؟ چطور تشخیص دادید که ناکارامد هست؟

    اونا مسیره،ما چیزی بنام ایده های ناکارامد، یا شکست نداریم، اونها رو بعنوان تجربه حساب کنیم که ازش درس می گیریم

    چقدر استعداد رو عامل میدونید برای موفقیت؟

    اگر استعداد رو بعنوان یه چیز مادرزادی بدونیم هیچ تاثیری در موفقیت نداره

    اما اگر منظور علاقه است، بله شما به هرچی علاقه داشته باشی و در موردش حرکت کنی پیشرفت می کنی

    بعضی از آدما هیچ کاری نمی کنن بعد  هی میگن چه جوری

    باید حرکت کنیم و اقدام کنیم توی مسیر می فهمیم به چه سمتی علاقه داریم

    کسی که هیچ کاری نمیکنه یعنی اینکه اون نه باور داره، نه ایمان داره، نه علاقه ای به حرکت کردن داره

    آیا بدون سرمایه هم میشه موفق شد

    صد در صد، من خودم از زیر صفر شروع کردم

    تنهایی میشه به ثروت رسید یا گروهی؟

    بله میشه تنهایی به ثروت رسید، جهان خودش گروه برات فراهم می کنه، شما وقتی تو مسیر درست قرار میگیری دستان خداوند میان و بهت کمک می کنند

    خدایا شکرت برای یه گام دیگه

    و یه کامنت دیگه

    خدایا شکرت برای بهبودهای مستمرم

    خدایا شکرت هرآنچه دارم از آن توست

    سرشار از نور و عشق الهی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2277 روز

    به نام الله زیبا

    اول سلام به استاد جانم به رسم ادب. و به مریم خانم جان عزیزم. و بعد به همه دوستان نازنینم

    الهی که هرشب و هر روز و هر ساعتتون پر از خیر و برکت و آگاهی باشه.

    الحمدلله رب العالمین حالم خیییلی خوبه. آرامش دارم. آرامش عمیق دارم.

    امشب خیلی تلاش کردم به رسم هرشب قبل از خواب توی دفتر شکرگزاریم از برکات امروزم سپاسگزاری کنم ولی نشد. نوا خانم خیلی دلش می خواست تو بغلم بمونه.

    الان که مابین دوتا دختر نازنینم دراز کشیدم و مشغول کامنت خوندن بودم دلم کفت همینجا سپاسگزاریت رو بنویس.

    استاد شما فرمودید اگر آرامش داری، یعنی به خدا اعتماد داری و این یعنی باز شدن دروازه نعمتها به زندگیت.

    بخدا قسم که آرامش دارم. انقدر از زندگیم راضی ام که وقتی بهش با دقت فکر می کنم فقط اشک شوق می ریزم.

    مثل همین الان…

    درست می گفتید. همه میگن پول پول خونه ماشین ویلا مسافرت. ولی هیچکس این آرامشه رو نمی بینه مگر اونی که نداشته و حالا به دستش آورده. اون میدونه چه گنجیه.

    من آدم ناآروم و ناسپاسی نبودم ولی اینجوری هم آروم و دل مطمئن نبودم.

    یادمه بعد از به دنیا اومدن ترانه ماه های اولش خیلی وقتا گریه می کردم. الان می فهمم افسردگی بعد از زایمان بوده.

    شاید اصلا این افسردگی بعد از زایمان هم زاییده ذهن بشر باشه و بشه مثل بقیه بیماریهای روحی منشأش رو پیدا کرد و رفعش کرد. شاید اصلا ساختگی باشه و چون باورش کردیم دچارش میشیم.

    ولی یادمه که حال روحی جالبی نداشتم و پریشون و ناراحت بودم.

    ولی بعد از به دنیا اومدن نوا که خدا میدونه چقدر با کمک شما دیدگاه های توحیدیم تقویت شده، با اینکه عزیزی رو از دست دادم ولی اصلا و ابدا هیچگونه نشانه ای از افسردگی ندارم.

    کاملا عادی و همیشه در فرکانس طلایی سپاسگزاری.

    استاد از خودم راضی ام و اینو مدیون شمام.

    از عملکردم راضی ام و دلم میخواد ازم باور کنید و لبخند به لبتون بشینه.

    من خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی شما رو دوست دارم چون باعث شدید خدا رو به قلبم دعوت کنم.

    استاد جان شما فرمودید از یهودیها این باور رو گرفتید که هرچه ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر می شوم.

    من خیلی دارم روی این جمله کار می کنم. و انصافا باورش سخته.

    اما به اندازه ای که کار کردم نتایج مالی وارد زندگیم شده.

    امروز اتفاقی افتاد که برق از کله ام پروند و اشکمو درآورد. دقت کردم دیدم امروز چهارمین روزه که بصورت متوالی ثروت و نعمت بی حساب از جایی که فکرش رو نمی کنیم داره وارد زندگیمون میشه.

    1-سه روز پیش که طبق معمول همیشه، ابراهیم جان بدون اینکه ازش بخوام به حسابم پول ریخت. الهی شکر

    2-پریروز ابراهیم ماشین رو برد تعمیرگاه و مکانیک اول که ماشینو نگاه کرده بود گفته سرجمع حدود یک میلیون تومن هزینه داره ولی بعد که کار تموم شد گفت چیزیش نبود فقط یه پیچ رو سفت کردم دیگه آب نمیریزه و هیچ دستمزدی هم نگرفته بود.

    3-دیروز ابراهیم رفته بود پیش دوستش و اتفاقی حرف پیش اومده بود که میخواد یه وسیله برای کارش بخره و دوستش کفته بود من دوتا شو دارم و نیازشون ندارم. تو بیا ببر استفاده کن. که ارزششون 1/4 میلیون تومن بوده.

    4-امروز همسایه بغلیم که یه خانم مسن مریض با پرستارش هست چون تازه مشهد برگشته بود در خونه مون رو زدن و با اینکه ارتباطی با هم نداریم ولی واسم یه بسته زرشک و یه بسته نبات و یه بسته نخودکشمش سوغاتی آورده بود.

    خدا شاهده انقدر ذوق کردم که دونه دونه این سوغاتیا رو بوسیدن و گذاشتم رو پیشونیم و هی خدا رو شکر کردم.

    انقدر ذوقزده بودم که بدو بدو زنگ زدم به فاطمه جان و سعیده جان شهریاری و خواهرم همه رو با آب و تاب تعریف کردم.

    هی به ابراهیم گفتم ببین رزق بی حساب اینه. این همونه که استاد میگن نشونه های ثروت اینه که هدیه می گیری یا هزینه هات کم میشه یا کلا رفع میشه یا پول پیدا میکنی. اینا همش نشونه های رگباری ثروته.

    اونم حرفمو تایید میکرد و هی خدا رو شکر می کرد.

    استاد حرفای حق شما انقدر به عمق جونم نشسته که درست سرجای خودش بدون اینکه بخوام آگاهانه توجه کنم عین یه غنچه میشکفن و خودنمایی می کنن.

    نمودش رو قشنگ تو زندگیم می بینم و میگم: آره همینه استاد راست می گفت.بخدا همینه.

    استاد دختر این خانم همسایه مون که امروز اوند و سوغاتیها رو بهم داد کسیه که همیشه صدای بحث کردنش با همه همیشه میاد تو خونه ما. آدمیه که همیشه خدا با یکی درگیره و داره بلند باند بحث و دعوا میکنه. ولی امروز و کلا همیشه وقتی منو می بینه بیشترین احترام رو میگذاره و به قول شما وجه خوبش رو نشون میده.

    نمونه های دیگه هم دارم از افرادی که قبلا اصلا رابطه خوبی باهاشون نداشتم علی رغم اینکه خیلی سعی می کردم رابطه رو درست کنم، اما هی بدتر میشد. ولی با شاگردی کردن در کلاسهای شما آروم آروم تغییر کردم و الان انقدر مهر و محبت و احترام دریافت می کنم، انقدر با هم دوست و همزبون و رفیق شدیم که من از ته دلم لذت میبرم. اصلا این روشون با اون روشون قابل مقایسه نیست.

    اینا همه ثروته، نعمته. اینا همه جلوه های بهشته.

    بهشت همینجاست…

    مریم خانم عزیزم، از راه دور اون روی ماهتون رو می بوسم و سپاسگزار قلب سلیمتون هستم که جریانی از نور و آگاهی رو به دنیای ما وارد کرده. سپاسگزار دقت و پشتکارتون در تدوین این پروژه های گام به گام هستم که همش سوده و سود.

    خدا شما رو برامون حفظ کنه. عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای:
  7. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1776 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    گام 13

    امروز چند بار به این فایل گوش دادم و داشتم فکر میکردم که چه مطلبی بنویسم که با متن فایل مناسب باشه و برام جالبه که امروز دقیقا داشتم همون کاری می کردم که استاد بارها و بارها و در این فایل هم بهش اشاره میکنه و اون اینه که برای نتایج بیشتر و یا بزرگتر باید روی باورهامون مدام کار کنیم و اون دوستی که پرسیده بودن تا کی باید اینکار رو انجام بدیم و حسشون بد میشه که مجبورن همیشه باید رو باورهاشون کار کنن و استاد گفتن این یه قانونه اگر نتایج بیشتر و پایدارتر می خوای باید همیشه رو باورهات کار کنی

    قبلا هم تو کامنتام گفتم که به خیلی از خواسته هام رسیدم و در مسیر این پروژه یه خواسته ای در من متولد شد و اونم داشتن یک واحد آپارتمانیه و استاد مخصوصا تو سریال سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت همیشه اشاره میکنن که ببینید تا خواسته در شما ایجاد بشه و خواسته ها به ما شور و شوق زندگی کردن میدن و سپاسگزارتر میشیم حالا من این مدت دارم تصویر سازی و تجسم خلاق انجام میدم برای رسیدن به این خواسته ام و در موردش با خودم و همسرم صحبت میکنم چون یه مبلغ پول قراره به دستم بیاد ولی مقدارش کمه یه دفعه یاد تجارب قبلیم افتادم که یه مبلغ کم پول داشتم برای داشتن یه چیزی وقتی از خدا خواستم بقیه شو جور کنه واقعا جور شده و من به خواستم رسیدم و داشتم این تجارب رو برای همسرم بازگو میکردم

    مثلا

    برای طبقه دوم خونمون 700 هزار تومان گذاشتم بانک مسکن گفتم خدایا بقیش رو تو جور کن و واقعا جور شد

    اوایل زندگیمون برای خرید ماشین یه حساب ده هزارتومنی باز کردیم و هر بار مبلغی بهش اضافه میکردیم و بعد دو سال ماشین خریدیم

    یه بار پسرم برای ترمیم دندونش پول ازم خواست یه میلیون بهش دادم در حالی که 3 میلیون میشد گفتم بقیه اش رو خدا جور کنه و واقعا جور شد طوری که اصلا به یه میلیونی که من بهش دادم نیاز نداشت

    همسرم بازنشسته است و میخواست مغازه بزنه و هیچ پولی نداشتیم به جز حقوق ماهانه گفتم بیا پس انداز کنیم با 2 میلیون شروع کردیم کنار گذاشتیم و این مبلغ طی 6 ماه شد 40 میلیون و به راحتی مغازه جور شد بدون وام گرفتن یا از کسی قرض گرفتن و کلی برکت به زندگیمون داده

    و خیلی مثالهای دیگه دارم

    من در واقع با خواسته ی جدید ی که شکل گرفته داشتم باورهای قویتر می ساختم و با منطق و فکت به ذهنم یادآوری میکردم که اگر اون موقع ها شد الان هم میشود

    و من چقدر لذت بردم و بیشتر قانون و بازی جهان رو درک کردم

    دوستان من فهمیدم که نمیتونیم خواسته نداشته باشیم اگر می خواهیم خدا رو بیشتر درک کنیم که به تبع آن سپاسگزارتر میشیم و نزد پروردگار محبوبتر هم مبشیم باید بیشتر بخواهیم و مثل مثالی که زدم برای رسیدن به خواسته هامون باورسازی کنیم هم به کمک تجارب خودمان هم تجارب زندگی دیگران و اینکار نه سخته نه زجر آور بلکه خیلی هم شیرین و جذابه و اینکار باعث پایداری نتایج و بزرگتر شدن نتایج میشه

    امروز من به این درک رسیدم و انگاری مدارم تغییر کرده واقعا فهمیدم وقتی هر روز متعهد میشی که کامنت بنویسی و کامنت بخونی و فایلها رو با دقت گوش بدی برای یاد گرفتن صد در صد خداوند کمکت میکنه و باورهای قدرتمند رو بهت یاد میده من احساس میکنم خدا داره کمکم میکنه میگه اینجوری فکر کن تازه قبل از اینکه کامنت بنویسم و بعد از اون صحبتها با همسرم اومدم تو سایت و کامنت دوست عزیزم آقای اسدی عزیز در گام 12 رو خوندم که نوشته بود گاهی یه سرباز برات میمونه و تو آنقدر ادامه میدی تا وزیر بشه و اینم نشانه امروز من بود اولش خیلی تعجب کردم از این همزمانی افکار من و صحبتهای من با همسرم و این جمله از کامنت این دوستمون و بعدش شور و شعف وصف ناپذیری در قلبم شکل گرفت و گفتم بله خودشه پیام خداوند بود و اجابت شد خدایا ای رب عظیم تو را سپاس میگویم سپاسی بی پایان

    استاد گرانقدرم و خانم شایسته نازنینم و دوستان گرامی ام سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    مریم شریعت گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام استاد گلم

    فایلهای مصاحبه با استاد رو قبلا بارها و بارها گوش کردم و خیلی از اونهارو نت برداری کامل کردم اما تو این پروژه انگار دارم جدید میشنوم و ی کم که جلوتر میره میگم آره من اینو گوش کرده بودم پس چرا نشنیده بودم یادم رفته بود یا اصلا متوجه نشده بودم بعد گفتم خب از اسم پروژه معلومه دیگه مدارم داره میره بالا که دارم میفهمم

    میدونی استاد جان اکثر ما آدما تا میخواهیم کاری رو شروع کنیم هنوز قدم اول رو برنداشته تا تهش رو میریم و به نتیجه فکر میکنیم که معمولا هم نتیجه رو بد و نشدنی میبینیم و دیگه حرکت نمیکنیم و قدم اول رو برنمیداریم

    اما الان ما شاگردهای شما یاد گرفتیم که از خداوند درخواست کنیم و قدم اول رو برداریم و حرکت کنیم و نتیجه رو به رب مهربانمون بسپاریم و رها باشیم آخه چه تکیه گاهی محکمتر و مهربانتر از پروردگار

    من خودم چند روزی هست که بهم الهامی شد و گوش کردم و حرکت کردم بدون هیچ قضاوت و توجه به نتیجه و رها کردم خودم رو و خدارو شکر میبینم که چقدر روان و راحت داره پیش میره در حالی که قبلا همین کار رو شروع میکردم و کلی افکار منفی و نشدنها و نتیجه خوبی نداشتم اما الان میبینم که توی همین چند روز چقدر نتیجه خوبه و خوب پیش میره چرا که با تمام وجود توکل کردم و به موضوع از زاویه دیگه ای نگاه کردم و حالم رو خوب نگه داشتم خدایا شکرت

    خیلی از عمل به این الهام راضی هستم و احساسم خوبه خدایا شکرت

    استاد عزیزم و مریم جان سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهراهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 733 روز

    به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند.

    سلام استادعزیزم ومریم جان ،امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه وهمیشه سالم وسلامت باشید .

    واقعا یک باریادوباربرای شنیدن فایل ها کمه ،امااین یک کلمه رومیخام بگم که واقعا این پروژه رو خداوند جوری بازندگی من هماهنگ کرده که انگارتواین چالشی که هستم یه پلانی ریخته که طبق اون پیش برم هرروزبا گام جدید من وراهنمایی وهدایت میکنه ،خیلی انرژی بهم منتقل میکنه .

    خدایاشکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1585 روز

    کامنت سی و نهم

    26 دی 1403

    تعهد اول:

    امروز به یه ایراد در ویدیوهام برخوردم. برند خودم رو توی چندتا از ویدیوهام نزده بودم. رفتم همشون رو درست کردم و هرچی توی تلگرامم گذاشته بودم رو هم پاک کردم. بعد هم ویدیوهای اصلاح شده رو دوباره توی کانال تلگرامم آپلود کردم.

    علاوه بر اون، احساس میکردم توی فیلم دیشبم میتونستم بهتر عمل کنم و پر انرژی تر باشم. برای همین کار دیشب رو کلا بیخیال شدم و یه کار جدید ضبط کردم. همچنین یک ویدیو رو به دو ویدیو تبدیل کردم که فهم موضوع راحت تر بشه.

    تعهد دوم:

    گزارش کارم رو توی کامنت های سایت نوشتم.

    تعهد سوم:

    خدای مهربونم همیشه داره کمکم میکنه، اما امروز صبح جوری کمکم کرد که فهمیدم از طرف خودش بوده.

    همسرم گلم سر کار بود، پدر عزیزم رفت بیرون، دختر نازنینم هم خواب بود.

    من همیشه بعد ظهر یا عصر ویدیو ضبط میکردم. اما امروز قلبم بهم گفت به جای بعد ظهر، پاشو همین حالا ویدیوهات رو ضبط کن. با اینکه کمی خوابم میومد، اما گفتم چشم و رفتم برای ضبط.

    یادم افتاد میکروفونم شارژ نداره. چند دقیقه زدمش توی شارژ. قلبم میگفت بذار یکم بمونه اما چون میترسیدم دخترم بیدار شه، بعد چند دقیقه از شارژ کشیدمش و روشنش کردم و شروع کردم به فیلم برداری. وسط فیلم برداری میکروفونم خاموش شد و من خوشحال شدم از این که ندای قلبم بهم مسیر درست رو نشون داده و من صدای خدا رو درست شنیده بودم. خوشحال از این که کم کم دارم صدای خدا رو از نجوا تشخیص میدم.

    دوباره زدمش به شارژ. قلبم گفت تا 12:30 صبر کن و بعد از شارژ بکشش. گفتم پس تا اون موقع میرم توی اینستاگرام که سفارشی که به یه قناد داده بودم رو چک کنم.

    یکم گذشت و یه سوال ذهنم رو مشغول کرد. خواستم توی اینترنت جوابش رو چک کنم. یهو چشمم به ساعت گوشی افتاد. دقیقا 12:30 بود! خدای من! انگار خودش بهم گفت حالا وقتشه. سوالم رو سرچ نکردم و از اینستاگرام خارج شدم و رفتم برای ضبط.

    ویدیو امروزم خیلی بهتر از دیروزی شد. دیروز چون پدرم خونه بود، نمیتونستم خیلی با صدای بلند و پر انرژی صحبت کنم. (باید روی این قسمت از وجودم کار کنم. دوره ی عزت نفس و صحبت کردن در یک جمع شلوغ بهم کمک خواهد کرد.) اما امروز که کسی نبود، خیلی محکم و عالی حرف زدم.

    ته دلم میگفتم اگه دخترم بیدار شه چه کار کنم؟ باز میگفتم خدایی که داره هدایتت میکنه، بهت میگه چه کار کنی.

    یکم فیلم برداری کردم. یهو دخترم بیدار شد. ایده اومد که با بچه برو جلو دوربین! گفتم آخه شاید خیلی جالب نشه، اما ایده اومده بود و منم گفتم چشم. اتفاقا فیلم بامزه ای شد.

    همونطور که گفتم طبق صحبت های استاد، من دوتا از علایقم رو با هم تلفیق کردم. تدریس و طنز داره کمکم میکنه ویدیوهای خوبی بسازم. ممکنه خیلی خنده دار نباشه، اما بامزه است و میدونم بچه هایی که قراره آموزش هام رو ببینن ازشون لذت میبرن.

    خدای مهربونم کمک کرد همسرم ظهر نیاد خونه، پدرم چندین ساعت بیرون باشه و دخترم بخوابه که من بتونم کارم رو تا یه جاهایی پیش ببرم.

    اگر من صبح فیلم ها رو نمیگرفتم، عصر نمیتونستم این کار رو بکنم. چون پدرم خونه و دخترم بیدار بود. از طرفی قرار بود بیرون هم بریم! خدای مهربونم مسیرم رو هموار کرد و گفت حالا وقتشه و منم اطاعت کردم. خدایا شکرت.

    پروردگارا سپاسگزارم که دارم صدای تو رو بهتر و واضح تر میشنوم.

    سپاسگزارم که بهم ساعت دقیق فیلم برداری رو یادآوری کردی.

    خدایا شکرت که بهم گفتی اگه با دخترم برم برای تدریس، میتونم هم ویدیوهای بیشتری بگیرم، هم سریع تر پیش برم، هم دخترم سرگرم میشه و غر نمیزنه و هم زمان زود میگذره.

    خدایا شکرت که امشب رفتیم سیتی سنتر و کلی گشتیم. شکرت که همسرم دخترم رو نگه داشت و من تونستم تنها قدم بزنم و کمی باهات صحبت کنم.

    خدایا شکرت که رفتیم فروشگاه و هر چیزی که نیاز داشتیم رو خریدیم. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت که زندگیمون از لحاظ مالی یه تکون های ریزی خورده.

    خدایا به خاطر هر چیزی که یادم اومد و گفتم و یادم نیومد و نگفتم تو را سپاس.

    شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: