این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-13 07:46:222025-01-15 07:20:52مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم به بانوی گرامیم مریم خانم و به دوستان هم فرکانسی خدایا صد هزار مرتبه شکر گام سیزدهم بر زبانم و کلامم ری کن آگاهیها و مفهوم این فایل بینظیر و رد پای بینظیر برایم جا بگذار
چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به خواسته ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه موقع توصیه میشود
قانون رهایی یعنی اینکه آقا من یعنی تلاش ذهنی قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی اینجوری نیست که مثلاً قانون رهایی یعنی اینکه دیگه تلاش ذهنی نکنیم قانون رهایی یعنی اینکه من نچسبم به خواستم من لذت ببرم از زندگی نه اینکه فکر کنم آقا من تا وقتی که به خواستم نرسم یعنی اینکه زندگی مزخرفه
قانون رهایی یعنی اینکه توجه به خواستهها و لذت بردن از لحظههامون سپاسگزار بودن به خاطر آنچه را که داریم نه اینکه شاکی باشیم به خاطر آنچه که نداری اینا از جدا از هم نیستند که بگیم چه زمانی اون کار رو و چه زمانی این کار را مه اینها یک موضوع هست یعنی اینجوری نیست که بگیم آقا مثلاً قانون رهایی یعنی اینکه هیچ کاری نکنیم نه باید یه کاری بکنیم کار چیه بتونیم توجهمونو از رو ناخواستههام برداریم و رو خواستههامون بذاریم
و در مورد قانون رهایی تو دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویاها توضیح کامل داده شده
سوال اینکه اگر بخواهیم یک باور را برای زندگیمون بشه اون باور چیه
و اون باور اینه که افکار و باورهای ما داره زندگیمونو ایجاد میکنه و خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی در کار نیست و هر اتفاقی که داره رخ میده خودمون داریم خلقش میکنیم حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه یا در واقع میدونی که داری این کارو یا نمیدونی داری این کارو میکنی در هر صورت داره این کارو انجام میدی و خودمون داریم با افکاروباورهامون انجامش بدیم
مکان زندگی تو موفقیت تاثیر داشته
و تو پرانتز نوشتید امریکا امریکا که حالا مثلاً بعد از موفقیت اتفاق و هیچ تاثیری نداره وقتی شما تو مدار درست قرار میگیریم خود به خودجهان ما را میبره به جای بهتر و این نیست که بگیم من از جایی که هستم میتونم شروع میکنم
باید برم یه جای دیگه نه ما از همون جایی که هستیم باید موفق بشیم بعد هدایت میشیم به جاهای دیگه
و اینکه حالت عالی مهاجرت از نظر اون چیزی که من بهش رسیدم حالت عالیش اینه که ما اونجایی که هستیم بتونیم نتایج رو خیلی خوب بگیری و بتونی اتفاقات خوبی رو خلق کنیم و احساس کنیم که او زمینه خیلی برای ما کوچیکه
و احساس کنی اون زمینی که ما داریم توش بازی میکنیم کوچکی برامون
حالا میخوایم بریم تو زمین بزرگتر مهاجرت کنیم یا توپ بازی کنیم و به نظر من این بهترین حالت مهاجرته
مهاجرتی که ما تو اونجا بی که هستیم نتایج را بگیریم به نسبت به خودمون نتایج رو بگیریم و حالا بتونیم مهاجرت کنیم و به خاطر نتایج خوبی که گرفتم میخوام مهاجرت کنم یه پله بالاتر این حالت مهاجرت خیلی به نظر من کمک بعد از مهاجرت
ولی یه موقعهایی بحث مهاجرت بحث فراره بحث ترس بحث یه سری دلایل اتفاقات که من خودم تو امریکا دیدم که مهاجرت کردن به امریکا ولی به دلیلی که خدمت و به بهونه خدمت ثلاً از روی کوهها گذشتند و بعدشم بعد از یه مدتی که اونجا بودن اومدن امریکا با سختی اومدن یا مثلاً یه دلیلی دیگه یه جورایی فرار کردم و دیگه نمیتونم برگردم خیلیهایم دوباره مثلاً مهاجرت میکردم به این دلیل که اونجایی مجبور بوده از اونجا بره یه کشور دیگه
و این حالتی که من نمیپسندمش حالت یکی توش اجباره ولی وقتی که حالت اختیار توش باشه یعنی بگی آقا من الان شرایطم خوبه من حالا تونستم به یه سری نتایج برسم تو زندگی حالا میخوام نتایج بزرگتر داشته باشم حالا من میخوام تو زمین بازی بزرگتری برم حالا من میخوام مثلاً فذای بهتری رو تجربه
کنم ولی اگر ما نتونیم تو کشوری که همزبونیم و درکش میکنیم و خیلی هم آشنا داریم و اگر نتونیم کاری بکنیم تو فضای مهاجرتم همینه هیچ فرقی نمیکنه آدمی که تو ایران وقت تو مهاجرت کردن هم بدبخته هر کشوری هم بره بازم بدبخت این اون چیزیه که من دنبالشم و بنابراین تکامل در مهاجرت شاید از اینجا شروع بشه که آقا من در اون نقطهای که هستم شروع کنم به پیشرفت شروع کنم به کسب مهارت شروع کنم به نتیجه گرفتن ما تو هر شرایط و شهری که هستیم تو ایران یا هر کجای دیگه بالاخره تو همون کشور آدمهایی بودند که با همون شرایطی که ما سر کله باهاش میزنیم دارن نتیجه گرفتند آدمایی بودند ه نتیجهها گرفتند و ما هم باید بتونیم رو خودمون کار کنیم و نتیجه بگیریم و بعد که نتیجه گرفتیم حالا میخوایم بریم یه مرحله بالاتر و من با این فلسفه مهاجرت کردم ایول استاد عزیزم دمت گرم
و استاد میگن من خودم تو بندرعباس 7 8 سال زندگی میکردم وقتی نتیجه گرفتم تو تهرانم همینجور هفت هشت سال و بعد اومدم امریکا و تو همه اون حالتهایی که من مهاجرت میکردم خیلی حالم عالی بود وقتی نتیجههای عالی میگرفتم و زمین فوتبالم دوست داشتم بزرگتر بشه و مهاجرت کند به بالاتر و موفقیتهای خیلی عالی میگرفتند جوری بوده و من فکر میکنم که اگر بچهها نتایجهای عالی رو بگیرند و انگیزه مهاجرتشونو بذارند از اونجایی که نتیجه گرفتند و جواب داده ایشون میخوام یه پله مهاجرت کنند بالاتر یعنی این ذوق و شوق به جای اینکه فکر کنی که آقا اگر من برم امریکا اوضام خوب میشه تفکر اشتباه
این تفکر اشتباهیه که بگین اگر من برم اروپا یا امریکا فلان جا بازم خوب میشه این اشتباهه و ما خصیت خودمون رو هر جایی که بریم با خودمون میبریم اگر ضعیف و بدبخت باشیم هر کجا که میریم ضعیف و بدبختی اگر آدم قوی باشیم هر کجا که بریم قوی هستیم و این ذوق و شوقی که برای مهاجرت داریم بزاریم رو اونجایی که هستی و نتیجه بگیرید و بعد نتیجه گرفتید خوب حالا من نتایج دستمه و تو موضوعهای میخوام نتایج بهتری بگیرم میخوام آزادی بیشتری داشته باشم میخوام تو زمین بزرگتری باشم میرم یه مرحله بالاتر و این بحث بحث تکامل تو مهاجرت است که خودم هم راحت تجربش کردم و خیلی هم راضی هم بودم
و در مورد روابط چه کاری را انجام میدید استاد که همه عاشق شما
هر چقدر که عاشق خودت باشی جهان هم بهت پاسخ میده و اطرافیان هم عاشقت میشن برمیگرده به خود ما و ما هستیم که با افکار و باورهامون و تو دوره عشق مودت در روابط استاد عزیز گفتن و برانگیخته میکنیم یعنی همه آدمها یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف تو وجودشون هست همه آدمها یعنی حتی ما مثلاً فوق العادهترین آدمهای تو زندگیمونم که میبینیم بعضی موقع از کوره در میرن و میبینیم در مورد بعضیها خیلی لجباز میشن یا خیلی بد اخلاق میشم و من در مورد دوره عشق مودت در روابط توضیح دادم که ما هستیم که شخصیت خوبه آدمها رو میکشیم بیرون اون شخصیت باحاله و درسته و سالمه خوش خنده و از همه لحاظ جالب هستند میکشیم بیرون یا اون شخصیت ناراحت زورگو خشن رو میکشیم بیرون ما هستیم که این کارو میکنیم
و من هر چقدر که روی شخصیت خوبم کار کردم شخصیته خوبه آدمها رو کشیدم بیرون
و اینکه استاد عزیز میپرسند سقف شما چیست و هر روز سعی میکنید و من هر روز سعی میکنم نتایج بهتری رو بکشم بیرون و نتایجها میان بیرون و سقفی هم برای پیشرفت نیست تا وقتی که زنده هستیم میتونیم بهتر و بهتر بشه زمینها
یعنی اینکه در زمینه کنترل ذهن هر روز بهتر و بهتر و بهتر و بهتر بشه
این کار میتونه همه چیزو برای ما وجود بیار
و سوال بعدی اینکه به استاد میگن از این طرف میگیم باورهای ما هست و از این طرف میگیم باید بهش عمل کنیم
و اگر ما باور کنیم که نتیجه میده بهش عمل میکنیم و اگر باور نکنیم نتیجه میده عمل میکنیم کاری که ما انجام میدیم یک باوری داریم که آقا اگر سر کار هستید الان هرکاری که میکنید اگر 100 باور داشته باشید که هیچ نتیجهای نداره اون کارو انجام نمیدید یک درصدی نتیجه میگیری که آقا قوق میگیرم پیشرفت ویه چیزی یاد میگیرم و اگر عمل کنم باورام نتیجه میدم
و اینکه در مورد باور آیا باید همیشه رو باورامون کار کنیم وقتی هم نتایج گرفتیم باز هم ادامه بدیم و اینکه روی باورهامون کار نکنیم همه اونچه را که به دست آوردیم از دست میدیم
باور مثل این میمونه که ما یه کاری رو انجام میدیم مثل باشگاه و چند سال کار کردیم بدنی عالی ساختیم و اگر چند روزی نریم این بدن ری به جای اولش بر نمیگرده و تا زمانی که باشگاه میری و رو بدنت داری کار میکنی بدنت خوش فرم میشه اگر رو خودت کار نکنی بدنت آرام آرام از اون فرم میفته
وقتی ما قشنگ و عالی داریم و باورهامون کار میکنیم نتیجه عالی میگیریم و مثل فردی میشه که خیلی خیلی مهارت داره توی انجام کاری و خیلی راحتتر میتونیم این مسیر رو ادامه بدیم و خیلی مقاومتهای ذهنمون کمتر میشه و تو مدار و مسیر خوبی قرار میگیریم و این مداره باعث میشه که ما تو مدار درست باشیم
مدار خوب باعث میشه تو شرایط خیلی خوبی قرار بگیریم آدمهای خوب یعنی خود به خود جهان ما را تو مسیر قرار میده که هی بهتر و بهتر میشیم از لحاظ فضای فکری و البته باید رو خودمون کار کنیم و جهان هم خیلی بهمون کمک میکنه چون تو مدار دیگه ای قرارمون میده
برعکسشم میشه وقتی ما تو مدار بد ستیم و رو خودمون کار نمیکنیم آدمای بد شرایط بد جلو راهمون قرار میگیره
وقتی که داریم گفت و گوهای ذهنمون و جهت میدیم و همون لحظه داریم لذت میبریم مثل این میمونه که ما تشنه باشیم و وقتی ه لیوان آب میخوریم خیلی لذت میبریم و این لیوان آب خنک حال ما را به جا میاره و اینکه میگی ای بابا من دوباره باید آب بخورم که دوباره حالم جا بیاد ی اصلاً این حرفو میزنه که بگی ای بابا من باید آب بخورم و حالم جا بیاد نه فاقاً وقتی آب میخوری داری لذت میبری
داریم زجر میکنیم داریم مسیرو اشتباه میریم و وقتی دارین توجه میکنیم به داشتههامون وقتی سپاسگزار میشیم
و اون توجهمونو رو ناخواستههامون برمیداریم میگذاریم رو خواستههامون
حالمون خیلی خوب میشه و اصلاً نتیجه همون موقع اتفاق یافته و احساس خوبمون اون شادیه اون لذت اون حال خوبمونه اون آرامشمونه و بنابراین این نیست که بگیم آقا عادتمون بشه یا نشه
که ما در مورد غذا خوردن آب خوردن نفس کشیدن ین حرفو نمیزنیم در مورد قانون هم و کار کردن رو خودمون هم نباید این حرفها رو بزنیم و بگیم ای بابا من باید دوباره نفس بکشم یا ای بابا من دوباره باید نون بخورم یا آب بخورم
ما با عشق داریم این کارا رو میکنیم
و ما هر آنچه را که میخواهیم به خاطر اون احساس خوبه وقتی که همیشه حسمون حالمون آرامشمون عالی و عالی و عالیتر باشه بهترین اتفاقات و نتیجهها گرفته میشه
و اینکه چه جوری تو مسیری که هستید به ناخواستهها توجه نمیکنید و به آنچه که میخواهید نگاهتونو معطوف میکنید
و اینکه استاد میگه وقتی که بتونیم ما به ناخواستهها داریم توجه میکنیم نتیجه نمیگیریم مثل این میمونه که دستمونو تو آتیش نکنیم تا نسوزه
موضوع اینکه ا میدونی توجه به ناخواستهها این یک آتیشیه که نباید بهش توجه کنی که نباید دست تو آتیش بکنی
و در مورد ثروتمند شدن یهودیان
که چرا انقدر ثروتمندند و آیا با باور درستتری به پول دارند یا دلیل دیگهای داره و استاد میگه در این مورد تو دوره ثروت توضیح دادند و اینکه بله باورهای خیلی درست و درستی در مورد ثروت دارد و ثروت رو یه جورایی با خداوند ارتباط دادند و تحقیقم اگر میخوای بکنید و اون دورهای که روانشناسی ثروت 1 من کار کردم خیلی عالی هست و نتیجه بهتون میده و این باوری که خیلی من ش کار کردم اینه که هر چقدر به خدا نزدیکتر شوید و محبوبتر ثروتمندتر هستیم و این یک باور خیلی خوب قوم یهوده از بیس این باورا رو داشتن
و اینکه از کجا شروع کردید و آیا باورهای ناکارآمد به ذهنتون رسیده و چه جوری تشخیص دادید که ناکارآمد است
از کجا شروع کردم به استاد بهمون گفته و ناکارآمدم هم مسیر ما ایدههای ناکارآمد نداریم و اونها و ما اصلا چیزی به نام شکست نداریم و تجربه باید ازش صحبت بشه در مورد مصاحبهای که با آقای کیروش داشتند این بود که قبل از بازی با اسپانیا گفته بود که من به بچهها گفتم این بازی روما میبریم یا ازش درس یاد میگیریم که بعد از بازی گفت ما ازش درس یاد گرفتیم و بازی رو باختیم اما درس یاد گرفتیم ازش پیشرفت کرده بزرگ شدیم بهتر شدی بنابراین ایده ناکار آمد نداریم و من یه سری کارا کردم که اون جوابو که میخواستم نداده اما بعداً از اون تجربهها استفاده کردم که هزاران برابر از اون جوابهایی که من فکر میکردم بهم داده شده و این مسیری که صفر به یک نگاه نکنیم به زندگیمون
چقدر استعداد رو عامل میدونید برای موفقیت و اگر استعداد منظور اینه که یه چیز مادرزاد ی هست صلاً اینها رو هیچی یعنی اصلاً ینا رو دلیلی برای موفقیت نمیدونم و صفر درصد هست
اما اگر علاقه هست ما به هرچی که علاقه داشته باشیم به سمتش حرکت میکنیم و پیشرفت هم میکنیم و این نیست که بگیم استعداد دارند و هیچ کسی نیست که استعداد نداشته باشه هر کسی توی زمینهای استعداد داره و ما باید حرکت کنیم ایمان و توکلمونو نشون بدیم وقتی که حرکت میکنیم تو مسیر راه بهمون گفته میشه ایدهها و الهامات
و اینکه آیا دون سرمایه میتوانیم
مگر اون کسی که از شکم مادر اومد بیرون سرمایه داشت مگر پدران و پدران ما سرمایه داشتند
و اینکه آیا در طول مسیر شکست خوردهاید و اینکه استاد عزیز میگن ما کلمهای به نام شکست نداریم عجب نکته کلیدی و بینظیریه گفتید به ما اینکه ما شکستی وجود نداره ما داریم تجربهها یاد میگیریم
و اینکه آیا تا به حال تو مسیر شکست خوردید و اینکه ما اصلا چیزی را به نام شکست نداریم ما داریم تجربه یاد میگیریم بله با تجربه و بارها و بارها یه راههای رفتم در جواب نداده و تجربه کردم و جواب داد و هزاران بار یش از اون که من فکرشو میکردم جواب داده و اینکه آیا تنهایی میشود به ثروت رسید یا گروهی بله چرا تنهایی به ثروت نباید ما برسیم از آن گروه خودش جهان برای ما فراهم میکنه نه اینکه تو حالا حتماً تا توی گروهی نباشی به هیچ به ثروت نرسی توجهان و دستان خداوند میرسند برامون و این نیست که ما حتماً باید تو گروه باشیم و به ثروت برسیم
ممنونم از فایل های بسیار زیبا در 3 گام آخر تا به این گام بهترین آگاهی ها رو از استاد عزیزم دریافت کردم ،خدا هر لحظه با
ما سخن می گوید وقتی که نشانه ها رو دنبال میکنیم و هدایت میشیم به جواب ها بسیار درست که بی برو برگرد از همون
فایل و همون گام که مریم عزیزم زحمتشو میکشه ،دریافت می کنیم
استاد درمورد سوالی که پرسیده شده برای ساختن باور و سختی در ساختن باور های جدید و جایگزین باورهای قدیمی:
درمورد من، وقتی به زندگی مالی ام نگاه میکنم میرسم به تل انباری از باور های نادرست و ذهنم ارورو میده برای حل کردنشون و خیلی بهانه تراشی میکنه ،یا مدام در حال بلند شدن از پشت میز هستم به بهانه آب خوردن ،چای و شکلات خوردن،گرسنگی، و به خودم میام می بینم بازم ذهنم منو دور زد و نذاشت که به ساخت باورهای جدید رسیدگی کنم و جایگزین باور های کهنه و پوسیده عمل کنم و می بینم به هر کاری پرداختم الا ساخت باور جدید و هر روز با این آگاهی که امروز 3 ساعت روی ساخت باور جدید کار میکنم ،اما….وفقط می تونم 2 جمله اونم سرپا و با عجله یه چیزی بنویسم توی دفترم و حتی به منطقی کردن اون باور که درمورد خودم پیدا کردم ،هم نمی پردازم ،خب این چه فایده داره من کارهای عملی برای کارم انجام میدم و کل روزمو باانجام کارم میگذرونم ولی باور پول ساختن از کارم رو، نه اصلا بهش نمی پردازم وانتظار دارم که بخش مالی ام قوی بشه.
امروز دستاوردهامو نوشتم و پروسه ایی که از دی ماه سال99 تا الان که دی 403 را طی کردم به دستاوردهای عالی رسیدم ولی در بخش آموزشی بوده و Run کردن یه سری برنامه هام کردم که به دستاورد مالی باید ختم بشه ولی هنوز نشده.
با دیدن این گام تصمیم به انجام دقیق هرروزه با تایم مشخص برای ساخت باورهای جدیدم میکنم از همین الان که دارم این دیدگاه رو ثبت میکنم و عادت 21 روز برای شروع این مسیر نورونی برای مغزم را آغاز میکنم، و تا آخر عمرم ادامه میدم.
استاد عززیزم همیشه پایدار باشید،خدارا سپاس می گم برای وجود نازنین شما
از خان بی نهایت هستی ، به مقدار ظرفیت ظرفت میتونی برداشت کنی. این یه قانونه و تو همه چی اجرا شده
و در خصوص این فایل هم صادقه.
مطالب زیادی گفته شد که در ظرفیت فعلیم دو مورد قرار گرفت که در راستای تعهدم راجبش مینویسم.
1. اصل رهایی.
2. کارکردن رو ذهن یه روند دائمیه.
مثه پرورش عضله، تا وقتی تمرین میکنی بدنت رو فرمه، به همین نسبت تا وقتی رو باورات کار میکنی زندگیت رو فرمه، ولش کنی مرحله مرحله همه چی برمیگرده قبل.
این یه قانونه مثه غذا خوردن مهم نیس خوشم بیاد یا نه، بدنم نیاز به غذا داره و باید مطابق نیازش مواد مغزی برسونم.
مهم نیست امروز چقد به بدنم غذا رسوندم، باز فردا تا پایان عمر این نیاز هست و من مجبورم برای ادامه حیات این تغذیه رسانی درست را هررررر روز انجام بدم و اگه تخطی، کم کاری کنم پدر در میاد و جسمم مریض میشه.
به همین نسبت ذهنمم هر روز تا پایان عمر نیاز به تغذیه با ورودی های خوب ، پرورش باورهای قویتر داره.
اگه تخطی یا کم کاری کنم جوری پدرم درمیاد که ضررش بارها بیشتر از تغذیه نامناسب رسوندن به بدنمه.
ینی بهتره سـم بخورم اما ورودی نامناسب به خورد ذهنم ندم.
(باید اهرم رنج و لذتی که نوشتم اپدیت بشه و موضوع بالارو توش بگنجانم)
.
1. یادم اومد یه زمانی فک میکردم تنها تکه پازل گم شده آگهی هام، قانون رهاییه.
خیلی سفت و سخت برنامه ریختم! تمام صفحاتی که در محصولات و عقل کل به هرشکلی ربطی پیدا میکرد به کلید واژه «رهایی» زیر رو کردم.
قبل ادامه کامنتم لازمه بگم جلسه اول دوره راهنمای عملی یکی از بهترین منابع راجب اصل رهایی هست،(جلسه چهارم که پیشنهاد شده محوریت اگاهی هاش روی مبحث تمرکزه)
خلاصه ماجرا با توجه به ظرف و مدار اون موقعم چیزی که دمبالش پیدا نشدو بیخیال این موضوع شدم، یا بهتره بگم رهاش کردم.
روزا گذشت تا اینکه در ابتدایی ترین دیالوگ های این فایل اون تکه پازلی که گم بود، ظاهر شد…
چراغی تو مغزم روشن شد و فهمیدم :
عامو اصل رهایی همون بازی کنترل ذهن خودمونه.
قانون رهایی چیزی جدای از سایر قوانین نیست،
نباید اسم و عناوینی که ادما راجب هرچیزی درست کردن، گولم بزنه و حس سردرگمی به خودم بدم..
کل ماجرا اینکه توجهم از روی ناخواسته ها بردارم و بذارم روی خواسته ها.
حالا در مسیر زندگی این فعل میشه یین و یانگ.
گاهی جوری غرق توجه به خواستت شدی که حست از حالت خوب خارج میشه – ینی همون توجه کردنه که موجب رسیدن به خواستت میشد، تغییر ماهیت میده و موجب دور شدن میشه، اینجور وقتا باید اون فعل، اون توجه کردن رها بشه و از زاویه ای دیگه بهش نگاه کرد.
مثلا بگی اگه باشه چقد خوب میشه، اگه هم نباشه کلی نعمت همین الان دارم یا شاید بهترش بشه و…
خداروشکر. که به این درک رسیدم. دلم میخاد درعمل هم به همین راحتی نوشتن، اجراش کنم.
ربنا ازت تقاضا دارم کمکم کنی تا بتونم میل و عطش و نیازم را نسبت به اهداف و خواسته ها در وجودم کنترل کنم، بتونم زیبایی ها و نعمت هایی که تو زندگیم جاری هست ببینم و بابتشون حالم خوب و سپاسگزار باشم، رویکردم نسبت به خواسته ها، خواهش نباشه،،، ذوق و اشتیاق باشه…
خدا جونم اگه هر روز ، هر لحظه اینو چندین بار تکرار کنم کمه…
خدایا شکرت که اینجام
خدایا شکرت که تو این مسیر خوشبختی م.
استاد در مورد مهاجرت که گفتید ، من قانون ش ، درست طی کردم، من دو سال در روستا زندگی می کردم و سعی و تلاش م این بود خوب زندگی کنم،
همیشه اینو به خودم می گفتم که فاطمه یادت باشه اگر تو از این جایی که هستی نتیجه گرفتی اگه هر آنچه که می خوای و خلق کردی مطمئن باش ، بعدش مدارت بالا تر میره و انوقته که باید مهاجرت کنی.
استاد به خدا شد.
من تمام زندگی م ریز به ریزش و که داشت از دستم میرفت و آروم آروم به دست آوردم.
من آنچه که می خواستم و خلق کردم
من از تمام لحظات ش حال کردم زندگی کردم.
من تو اون روستا تنها فردی بودم که یه زندگی پر از نعمت، سلامتی ، روابط های عالی داشتم.
بیشتر وقت ها به گوش ن می رسید که بعضی آدم ها می گفتند تو چطوری زندگی می کنی.
من الآن نزدیک به هشت ماه ست، که خود به خود هدایت شدم ، به آدم ها، ایده ها ، موقعیت ها، شرایط ، چقققققدر راحت ، ساده همه چیز، همه ی اتفاقات دست به کار شدند و من به راحتی هدایت شدم به اینجا.
اون روزی که تصمیم به مهاجرت گرفتم، خیلی و خیلی درک کردم که اینجا برام کوچک شده، من باید وارد چالش جدید، با فضای بزرگ تر ، وارد بشم.
امروز دارم لذت می برم که چقققققدر عالی توکل کردم
ایمان به خدا بود که همه ی کارها م و واسم انجام داد.
وارد مسیرهایی شدم و هستم که دستانی از جانب ربم هستند و به راحتی کارهای منو انجام میدن.
باورم این بود ..
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه می گویدت چون باید کرد.
و به قدم به قدم گفته شد و هنوز هم داره میگه من دارم لذت میبرم، من دارم هم از تجربیات گذشته م، هم از موفقیت های گذشته م درس ها می گیرم و دارم روز به روز موفق تر میشم.
ایمان و عمل حرف اول رو می زنند.
نتایج باورها و بوجود میاره.
باور باعث حرکت بیشتر میشن.
باز دوباره عمل، باز ایمان….
و هی تکرار و تکرار، و نتایج هی بزرگ تر و بزرگتر.
استاد متشکرم
مریم جان متشکرم که این مصاحبه ها رو به عنوان مهاجرت به مدارهای بالاتر رو دسته بندی کردی.
مریم جان متشکرم که رها کردی و خودتو دست ربت، دادی و برای بهتر شدن زندگی من،چیدمان خدا رو داری انجام میدی.
متشکرم متشکرم.
خدایا خوب از دلها آگاهی و خوب میدونی که چقققققدر راحت دارم قانون رهایی و آروم آروم طی می کنم و هی رشدم و می بینم.
خدایا متشکرم
استاد متشکرم که اومدی وسط قابل و دوباره تکمیلی تر شدنم حرف زدید
اینجا هم همون جایی ست که با قانون تکامل من دارم بهتر درک می کنم که شما هم تو ضبط فایل هاتون چقققققدر تکامل طی می کنید.
و چقققققدر این درس ها واسم مهم هستند
خدایا متشکرم که چقققققدر دوست م داری و عاشق م هستی که منم تو مسیر تو باشم و لذت ببرم
استاد میگه همه چیز باوره امروز رفتم خونه مادرم نهار دعوت بودم گفتم خدایا امروز برای تو میرم درباره تو بشنوم ببینم گوش بدم امروزم و هر روزم برای تو خدا
خوش گذشت تا این که با خواهرم رفتم بازار چادر داده بودیم خیاط رفتم بیارم چقدر این خیاط راجع به دزدی معتاد خیانت …حرف زد حالم بد شد از حرف هاش درسته سکوت کردم خواهرم گوش داد من زیر لب حرف مثبت میزدم ولی شنیدم گفتم خدایا استاد راست میگن تو هر جمعی نرید اگه تنها می رفتم این جور نمیشد گفتم به خواهرم چقدر خیاط وراجی کرد حرف منفی زد گفت اینا حقیقته از دید خواهرم اشکالی نداشت ولی من بدم اومد نباید هر جای بری هر حرفی بشنوی بخدا پشیمان شدم ولی گفتم کاش من میومدم تو پاساژ الکی به چیزی نگاه می کردم خودمو سرزنش کردم هر کس سر جای خودش هست باور هر کسی فرق میکنه الان ذهن ام درگیر این چرندیات شد باید کلی باور بسازم تا ذهن ام پاک کنم
اعراض کنم باورم تغییر بدم برم تو شکرگزاری تا حالمو خوب کنم
زودتر از خونه مادرم برگشتم گفتم بیام سایت تا کامنت بچهها رو بخونم وقتم از این بیشتر تلف نکنم
اگه من روی خودم کار کنم به چنین جاهای نمیرم اگه هم برم نمی شنوم پس قانون درسته من باید مواظب ورودیهای باشم
الان هم توکل میکنم به خدا به مسیرم ادامه میدم
خدایا تو منو هدایت کن به بهترین مکان مناسب
خدایا من می خوام جای برم که تو باشی تو بگی کجا برم چکار کنم با کی گفتگو کنم جای که تو راضی باشی خدا جون
وقتم برای توست خدا مکان تو تعین کن تو هدایتم کن تو برام بگو از عشق از فراوانی از انسانیت از قدرت از شجاعت و خوبی انسانها
سلام استاد عزیزم. سلام به همه اون هایی که تو راهند ،تو مسیرند.
قانون رهایی از نظر من همون سپردنِ همون توکل کردن است قانون رهایی همون تسلیم بودن است و همون اعتماد کردن است.
قانون رهایی یعنی
آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟!
قانون رهایی همان تلاش ذهنی برای لذت بردن از لحظهها برای برداشتن توجه از ناخواستهها برای تمرکز روی خواستهها.
قانون رهایی همون کنترل ذهن است ،همون سپاسگزاریه همون دیدن نعمتها و داشتهها.
قانون رهایی به یقین رسیدنِ که با افکارم و باورهام خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم و هیچ عامل بیرونی دخیل نیست. هر اتفاقی تا حالا افتاده یا الان داره میافته من خلقش کردم یا آگاهانه یا ناآگاهانه.
هرچی که هست رو میتونم درستش کنم میتونم از همون نقطهای که هستم شروع کنم به پیش رفت به کسب مهارت، و نتیجه بگیرم .
انگیزمو بذارم برای نتیجه گرفتن. هر روز سعی کنم بهتر از روز قبلم باشم، بهتر بشم در کنترل ذهن، بهتر بشم در ساخت باورها م . باورهایی که منجر به عمل میشود اگر عمل نمیکنم یعنی باور ندارم و بعد نتایج خودش پدیدار میشه.
از وقتی شروع میکنم روی کار کردن روی باورهام نتایج همون لحظه پدیدار میشوند ،نتیجه احساس خوب است.
وقتی توجه میکنم به داشتههام وقتی ذهنم رو از روی ناخواستهها برمیدارم، وقتی گفتگوهای ذهنی خودم رو جهت میدهم به سمت خواستههام وقتی سپاسگزاری میکنم، احساس آرامش شادی و لذت دارم،حالا که این نتایج دستمه ادامه میدم تا نتایج بیشتری بگیرم باورهای بهتری بسازم .
باورهایی که بهم میگه اگر احساسم بد بشه مثل این میمونه که دستم رو توی آتش کردم. باورهایی مثل اینکه چیزی به نام شکست نداریم ایده ناکارآمد نداریم اینها همه تجربه محسوب میشن ممکنه اون لحظه جوابی رو که میخواهم نگیرم اما بعد از همون تجربهها استفاده میکنم تو مسیر و هزاران برابر اون جوابها رشد میکنم. باورهایی از جنس حرکت بعد خودم توی مسیر متوجه میشم به چی علاقه دارم، یعنی استعدادم در چه چیزی است.
باورهایی از جنس اینکه من هستم با افکارم و باورهام وجهه و شخصیت خوب آدمها رو برانگیخته میکنم و بیرون میکشم و به اندازهای که خودم رو دوست داشته باشم و برای بقیه ارزش قائل باشم جهان به همون شکل به من پاسخ میده.
پس فرقی نمیکنه کجا هستم در چه مکانی با چه افرادی!
باید رها باشم باید بسپرم باید ذوق و شوق داشته باشم و بپرم با اطمینان تو بغل اون کسی که زمین رو مهیا کرد برای آرامش من . وظیفه من آروم بودن لذت بردن و اعتماد کردن است. ببین باید بیشتر اعتماد کنی بیشتر.
من خیلی خدا رو شکرگزارم که در مجموعه و شرایطی هستم که هر روز و هر لحظه دلیل برای شکرگزاری دارم.
من یکی از سپاسگزاری های هر روزم که تو دفتر هم مینویسم عضویت در سایت عباس منش هست، یعنی خداییش بدون اغراق، زندگیم تقسیم شده به قبل و بعد عضویت در این سایت توحیدی. چونکه آموخته ها و آگاهی های این دو سال چندین برابر تمام دوران عمرم بوده، مخصوصا در مورد قرآن، در مورد قانون، در مورد توحید، در مورد زندگی و در مورد ثروت، چقدر این مدت عضویت در سایت کمکم کرده که به درک خیلی از مسائل برسم، چقدر این سایت باعث شده با خودم به صلح برسم و در نتیجه با دنیای اطرافم به صلح برسم خدا رو شکر،
امروز هم من با گوش کردن چند باره به این فایل، در یک مدار بالاتری از آگاهی قرار گرفتم
و باید با توجه کردن به خواسته ها و توجه نکردن به ناخواسته ها مداوم روی باورهایم کار کنم و آنها را تقویت کنم تا نه تنها متوقف نشوم و به مدارهای قبلی برنگردم بلکه در این مسیر به مدارهای بالاتر هم صعود کنم انشالله.
من میخواهم از این مسیر لذت ببرم و میدانم که شرط لذت بردن این است که با قانون هماهنگ باشم ،
سلام به استاد عزیزم توی این فایل یه چیزی بدجور برام زنگ زد
اگر داری زجر میکشی و رو باورات کار میکنه تو توی مسیر نادرستی
الانم درک خاصی ندارم از این جمله ولی الان یا مثال هی تو ذهنم مرور میشه مدام و مدام
میتونم بگم دوره روانشناسی ثروت 1 رو من با لذت فراوان دارم میگزرونم
با عشق واقعا تمریناتش رو انجام میدم به جز تمرین جلسه 13 واقعا ، به شدت دلم میخواد طفره برم و کامنتهایی در مورد فراوانی رو نخونم
ولی بقیه ی جلساتش رو اینطوریم که خب من از این جلسه یاد گرفتم فلان کارا رو بکنم با این منطق ها ، وای چه باحال پس انجامش بدم و چه قدر خوبه
و خب نتایجمم دارم میبینم
واقعا زجری نمیکشم انگار دلم میخواد انجامش بدم ولی در مورد باور فراوانی با اینکه دو ساله هر روز دارم وقت میزارم و مثالهای نقض باورهای اشتباه رو پیدا میکنم همچنان ذهنم مقاومه
هر چند به خاطر دیدن اون همه الگوعه که من دارم حرکت میکنم هر روز
نمیدونم راه درست کار کردن روی باور فراوانی چیه که دقیقا عین بقیه ی جلسات روانشناسی ثروت 1 بتونم لذت ببرم
خدایا شکرت یه لحظه مرور شد برام که سارا تو خواستت بود که این دوره رو بخریا ، الان داریش
آیات هدایت
مائده:44
ما تورات را فرستادیم که در آن هدایتی و نوری است که پیامبرانی که تسلیم بودند، مطابق آن میان یهودیان حکم میکردند و ربانیّون و عالمان به خاطر مسئولیتی که در حفاظت از کتاب خدا به آنها سپرده شده بود، و خود نیز بر آن شاهد بودند. پس از مردم نترسید و تنها از من بترسید و آیات مرا به بهایی اندک مفروشید که هرکس طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، پس چنین کسانی کافرند .
هدایت رو میگه برای افرادی هست که تسلیم هستند ، اون چیزی که من الان میدونم یعنی قدمهایی که میدونن بردارن رو باید بردارن
مائده:46
و در پیگیری آثار آنان عیسی پسر مریم را برگزیدیم تصدیق کنندهای از حقایق موجود در تورات بود، و به او انجیل را دادیم، که در آن هدایتی و نوری و تصدیقی از تورات پیشِ رو و پندی برای پرهیزکاران بود.
انجیل و تورات رو هم مثل قرآن یک هدایت میدونه
مائده:105
ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر شماست خودتان ، اگر هدایت شده باشید، آن که گمراه شده به شما زیانی نتواند رساند؛ بازگشت همه شما به سوی خداست، پس شما را به آنچه میکردید آگاه خواهد ساخت.
چه قدر واصح داره میگه اگر مومن هستی و هدایت شده باشی ، کسی نمیتونه زیاد برسونه بهت ، یعنی اینکه کسی تاثیر گزار نیست توی زندگی من
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینک کمکم کردی امروز به یکی از هدف هایی ک میخاستم برسم و اون لحظه غرق اون لذت بشم الهی صدهزار مرتبه شکرت
قانون رهااایی
ک خودم عاشق این قانونم ببین ینی یجوری دلم قرصه ک هرکاری ک میخام ب بهترین شکل رقم میخوره همه اطرافیانم از دستم حرص میخورن ک تو چرا انقد بیخیالی خدارو شکر دایانم (نامزدم)مثل منه تو جریان عقدمون انقد ک فارغ از همه چی بودیم شب ک دور هم جمع بودیم بزرگترا مثلا خاستن مارو نصیحت کنن ک اگ ما نبودیم ب این راحتی و قشنگی رقم نمیخورد ولی نگاه من و دایان اون لحظه ب همدیگه معنی فراتر از این حرفها رو داشت ک اگ شما نبودین هم خدا بی نهایت از دستانش رو میفرستاد برامون ولی حیف ک نمیشه اینارو گفت و باهاشون بحث کرد و با یه لبخند ک شما راس میگی ولی تو دلم ی جواب دگ داشت بود من یاد گرفتم ک نچسبم ب خاستم من فقط از لحظاتم لذت میبرم و شکرگزار همه نعمت های کوچیک و بزرگم هستم و دارم تمرین میکنم ک توجهم رو از ناخواسته هام بردارم و بذارم رو خاسته ها و اهدافی ک دارم کانون توجهم رو اگاهانه معطوف ب خاسته هام بکنم و لیزری تمرکز کنم روی چیزی ک میخام مثلا مثالی ک مرتبط ب این فایل ارزشمند هست مسئله مهاجرتمه ک تو کامنتای قبلیمم در موردش گفتم استاد مهاجرتی ک من میخام دقیقا همینطوره ک اینجا گفتین ینی بجز این نمیتونه باشه قبلا شاید فرار بود شاید این بود ک اینجا ک چیزی نشد بریم یجا دگ شاید شد اما الان اطمینان قلبی هس اینجا ب بهترین شکل رقم خوردن همه چی شد انگار ک پر شدم از زیبایی های شهرم و آدمهای دور اطرافم و الان وقت رفتنه وقت ب خلوت رسیدن خودم و پروردگارمه و ب چالش کشیدن خودم ک ایمانم رو نشون بدم ن به کسی ب خودم و پروردگارم ب قول شما زمین اینجا دگ برام کوچیک شده میخام برم تو زمین بزرگتر بازی کنم الهی صدهزار مرتبه برای آگاهی های نابی ک منو لایق دریافتش کردی عاشقتم
بحث روابط
ک اینم مورد علاقه منه استاد من قبلا اصن خودمو لایق نمیدونسم خودمو خیلی کم میدیدم اصن ارزشی برای خودم قائل نبودم و هیچ چیز خودمو دوس نداشتم ب روابطی برمیخوردم ک اونها هم از خودم بدتر اعتماد ب نفسم و میگرفتن و حالم و بدتر میکردن ولی باورتون نمیشه از وقتی ک عااااااشق خودم شدم و خودمو همونجور ک هستم قبول کردم دنیای من تغییر کرد ینی جایی نیس ک من برم و کسی از من خوشش نیاد این تبدیل شده ب روتین روزانه من ک برای خودم ارزش بذارم خودمو کافی بدونم و نیازی نبینم ک کسی از بیرون حالمو خوب کنه برخلاف اکثر آدمایی ک میشناسم میگن نمیتونن تنها باشن من از اون تنهایی و کار کردن روی خودم بود ک به یه رابطه فوقالعاده و بی نظیر هدایت شدم و دنیا زیبا و زیباتر شد برام الهی صدهزار مرتبه شکرت
جمله قشنگی ک تو جواب این سوال دادین و برای خودم یادداشت میکنم: همه ادما بدون استثنا یک شخصیت باحال و پرانرژی و یک شخصیت مزخرف و منفی تو وجودشون دارن این ماییم ک شخصیت خوب ادمهارو بیرون میکشیم یا شخصیت زورگو و خشن و عصبیشون رو…
باورها و افکار منه ک کل زندگیم رو تحت الشعاع قرار میده و شرایط و موقعیت هارو برام ب وجود میاره بخدا ک قبلا همه اینا برام فقط در،حد جمله بود اما الان ب دلم میشینه و هر لحظه ای ک میتونم عمل کنم و سعی میکنم کنترل کنم ورودی هام رو نتایجم رو میبینم و این کار برام دائمی هست لذتی ک هیچ وقت تمومی نداره الهی صدهزار مرتبه شکرت برای هرچیزی ک خاستم و ب راحتی تو زندگیم جریان دادی عاشقتم پروردگارم تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای بی نظیرم بی نهایت عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
شاکر الله و خداوندی هستم که به من توفیق حضور در گام 13 م پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو به من داد
استاد عزیزم سپاسگزارم که آنقدر قوانین رو عالی توضیح میدین و مریم جانم سپاسگزارم از قلم زیباتون
رد پای گام 13 م
رهایی
رهایی
رهایی
رهایی
قانون رهایی ، چقدر این قانون شگفت انگیز و فوق العادس ، واقعا برای شخص اگر قانون رهایی رو درک کنم و بتونم هر روز بیشتر و بیشتر در زندگیم عملی ش خیییییلی زندگی برام آسون و آسون و آسون تر میشه
در واقع رهایی به معنی سپردن کار به خدا با ایمان ، توکل ، باور و اعتماد قلبی و واقعی به خداست
چقدرررررررر توضیحات استاد در مورد مهاجرت فوق العاده بود ، من برای مهاجرت از شهر قبلی م به تهران دقیقن همین بحث کوچیک شدن زمین بازی برام اتفاق افتاد ولی من یه اشتباه کردم ، من وقتی توی اون شهر کوچیک بودم یه جاهایی زجر میکشیدم ، لذت از حال نمیبردم و لذتم رو به آینده موکول میکردم و الان که تو اون شرایطی هستم که اون موقع واسم رویا و آرزو بود فهمیدم که کاش از مسیرم لذت برده بودم و ایمان دارم اگر لذت برده بودم خییییلی زودتر این اتفاق برام میفتاد
الان هم قصد مهاجرت دارم و از خدا خواستم که هدایتم کنه و قدم اول بهم گفته شده و دارم انجامش میدم ولی این بار با یک تفاوت بزرگ ، این بار فهمیدم که فقط و فقط باید از مسیرم لذت ببرم و کارو بسپرم به خدایی که هر لحظه من رو هدایت میکنه
سلام به استاد عزیزم به بانوی گرامیم مریم خانم و به دوستان هم فرکانسی خدایا صد هزار مرتبه شکر گام سیزدهم بر زبانم و کلامم ری کن آگاهیها و مفهوم این فایل بینظیر و رد پای بینظیر برایم جا بگذار
چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به خواسته ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه موقع توصیه میشود
قانون رهایی یعنی اینکه آقا من یعنی تلاش ذهنی قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی اینجوری نیست که مثلاً قانون رهایی یعنی اینکه دیگه تلاش ذهنی نکنیم قانون رهایی یعنی اینکه من نچسبم به خواستم من لذت ببرم از زندگی نه اینکه فکر کنم آقا من تا وقتی که به خواستم نرسم یعنی اینکه زندگی مزخرفه
قانون رهایی یعنی اینکه توجه به خواستهها و لذت بردن از لحظههامون سپاسگزار بودن به خاطر آنچه را که داریم نه اینکه شاکی باشیم به خاطر آنچه که نداری اینا از جدا از هم نیستند که بگیم چه زمانی اون کار رو و چه زمانی این کار را مه اینها یک موضوع هست یعنی اینجوری نیست که بگیم آقا مثلاً قانون رهایی یعنی اینکه هیچ کاری نکنیم نه باید یه کاری بکنیم کار چیه بتونیم توجهمونو از رو ناخواستههام برداریم و رو خواستههامون بذاریم
و در مورد قانون رهایی تو دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویاها توضیح کامل داده شده
سوال اینکه اگر بخواهیم یک باور را برای زندگیمون بشه اون باور چیه
و اون باور اینه که افکار و باورهای ما داره زندگیمونو ایجاد میکنه و خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی در کار نیست و هر اتفاقی که داره رخ میده خودمون داریم خلقش میکنیم حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه یا در واقع میدونی که داری این کارو یا نمیدونی داری این کارو میکنی در هر صورت داره این کارو انجام میدی و خودمون داریم با افکاروباورهامون انجامش بدیم
مکان زندگی تو موفقیت تاثیر داشته
و تو پرانتز نوشتید امریکا امریکا که حالا مثلاً بعد از موفقیت اتفاق و هیچ تاثیری نداره وقتی شما تو مدار درست قرار میگیریم خود به خودجهان ما را میبره به جای بهتر و این نیست که بگیم من از جایی که هستم میتونم شروع میکنم
باید برم یه جای دیگه نه ما از همون جایی که هستیم باید موفق بشیم بعد هدایت میشیم به جاهای دیگه
و اینکه حالت عالی مهاجرت از نظر اون چیزی که من بهش رسیدم حالت عالیش اینه که ما اونجایی که هستیم بتونیم نتایج رو خیلی خوب بگیری و بتونی اتفاقات خوبی رو خلق کنیم و احساس کنیم که او زمینه خیلی برای ما کوچیکه
و احساس کنی اون زمینی که ما داریم توش بازی میکنیم کوچکی برامون
حالا میخوایم بریم تو زمین بزرگتر مهاجرت کنیم یا توپ بازی کنیم و به نظر من این بهترین حالت مهاجرته
مهاجرتی که ما تو اونجا بی که هستیم نتایج را بگیریم به نسبت به خودمون نتایج رو بگیریم و حالا بتونیم مهاجرت کنیم و به خاطر نتایج خوبی که گرفتم میخوام مهاجرت کنم یه پله بالاتر این حالت مهاجرت خیلی به نظر من کمک بعد از مهاجرت
ولی یه موقعهایی بحث مهاجرت بحث فراره بحث ترس بحث یه سری دلایل اتفاقات که من خودم تو امریکا دیدم که مهاجرت کردن به امریکا ولی به دلیلی که خدمت و به بهونه خدمت ثلاً از روی کوهها گذشتند و بعدشم بعد از یه مدتی که اونجا بودن اومدن امریکا با سختی اومدن یا مثلاً یه دلیلی دیگه یه جورایی فرار کردم و دیگه نمیتونم برگردم خیلیهایم دوباره مثلاً مهاجرت میکردم به این دلیل که اونجایی مجبور بوده از اونجا بره یه کشور دیگه
و این حالتی که من نمیپسندمش حالت یکی توش اجباره ولی وقتی که حالت اختیار توش باشه یعنی بگی آقا من الان شرایطم خوبه من حالا تونستم به یه سری نتایج برسم تو زندگی حالا میخوام نتایج بزرگتر داشته باشم حالا من میخوام تو زمین بازی بزرگتری برم حالا من میخوام مثلاً فذای بهتری رو تجربه
کنم ولی اگر ما نتونیم تو کشوری که همزبونیم و درکش میکنیم و خیلی هم آشنا داریم و اگر نتونیم کاری بکنیم تو فضای مهاجرتم همینه هیچ فرقی نمیکنه آدمی که تو ایران وقت تو مهاجرت کردن هم بدبخته هر کشوری هم بره بازم بدبخت این اون چیزیه که من دنبالشم و بنابراین تکامل در مهاجرت شاید از اینجا شروع بشه که آقا من در اون نقطهای که هستم شروع کنم به پیشرفت شروع کنم به کسب مهارت شروع کنم به نتیجه گرفتن ما تو هر شرایط و شهری که هستیم تو ایران یا هر کجای دیگه بالاخره تو همون کشور آدمهایی بودند که با همون شرایطی که ما سر کله باهاش میزنیم دارن نتیجه گرفتند آدمایی بودند ه نتیجهها گرفتند و ما هم باید بتونیم رو خودمون کار کنیم و نتیجه بگیریم و بعد که نتیجه گرفتیم حالا میخوایم بریم یه مرحله بالاتر و من با این فلسفه مهاجرت کردم ایول استاد عزیزم دمت گرم
و استاد میگن من خودم تو بندرعباس 7 8 سال زندگی میکردم وقتی نتیجه گرفتم تو تهرانم همینجور هفت هشت سال و بعد اومدم امریکا و تو همه اون حالتهایی که من مهاجرت میکردم خیلی حالم عالی بود وقتی نتیجههای عالی میگرفتم و زمین فوتبالم دوست داشتم بزرگتر بشه و مهاجرت کند به بالاتر و موفقیتهای خیلی عالی میگرفتند جوری بوده و من فکر میکنم که اگر بچهها نتایجهای عالی رو بگیرند و انگیزه مهاجرتشونو بذارند از اونجایی که نتیجه گرفتند و جواب داده ایشون میخوام یه پله مهاجرت کنند بالاتر یعنی این ذوق و شوق به جای اینکه فکر کنی که آقا اگر من برم امریکا اوضام خوب میشه تفکر اشتباه
این تفکر اشتباهیه که بگین اگر من برم اروپا یا امریکا فلان جا بازم خوب میشه این اشتباهه و ما خصیت خودمون رو هر جایی که بریم با خودمون میبریم اگر ضعیف و بدبخت باشیم هر کجا که میریم ضعیف و بدبختی اگر آدم قوی باشیم هر کجا که بریم قوی هستیم و این ذوق و شوقی که برای مهاجرت داریم بزاریم رو اونجایی که هستی و نتیجه بگیرید و بعد نتیجه گرفتید خوب حالا من نتایج دستمه و تو موضوعهای میخوام نتایج بهتری بگیرم میخوام آزادی بیشتری داشته باشم میخوام تو زمین بزرگتری باشم میرم یه مرحله بالاتر و این بحث بحث تکامل تو مهاجرت است که خودم هم راحت تجربش کردم و خیلی هم راضی هم بودم
و در مورد روابط چه کاری را انجام میدید استاد که همه عاشق شما
هر چقدر که عاشق خودت باشی جهان هم بهت پاسخ میده و اطرافیان هم عاشقت میشن برمیگرده به خود ما و ما هستیم که با افکار و باورهامون و تو دوره عشق مودت در روابط استاد عزیز گفتن و برانگیخته میکنیم یعنی همه آدمها یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف تو وجودشون هست همه آدمها یعنی حتی ما مثلاً فوق العادهترین آدمهای تو زندگیمونم که میبینیم بعضی موقع از کوره در میرن و میبینیم در مورد بعضیها خیلی لجباز میشن یا خیلی بد اخلاق میشم و من در مورد دوره عشق مودت در روابط توضیح دادم که ما هستیم که شخصیت خوبه آدمها رو میکشیم بیرون اون شخصیت باحاله و درسته و سالمه خوش خنده و از همه لحاظ جالب هستند میکشیم بیرون یا اون شخصیت ناراحت زورگو خشن رو میکشیم بیرون ما هستیم که این کارو میکنیم
و من هر چقدر که روی شخصیت خوبم کار کردم شخصیته خوبه آدمها رو کشیدم بیرون
و اینکه استاد عزیز میپرسند سقف شما چیست و هر روز سعی میکنید و من هر روز سعی میکنم نتایج بهتری رو بکشم بیرون و نتایجها میان بیرون و سقفی هم برای پیشرفت نیست تا وقتی که زنده هستیم میتونیم بهتر و بهتر بشه زمینها
یعنی اینکه در زمینه کنترل ذهن هر روز بهتر و بهتر و بهتر و بهتر بشه
این کار میتونه همه چیزو برای ما وجود بیار
و سوال بعدی اینکه به استاد میگن از این طرف میگیم باورهای ما هست و از این طرف میگیم باید بهش عمل کنیم
و اگر ما باور کنیم که نتیجه میده بهش عمل میکنیم و اگر باور نکنیم نتیجه میده عمل میکنیم کاری که ما انجام میدیم یک باوری داریم که آقا اگر سر کار هستید الان هرکاری که میکنید اگر 100 باور داشته باشید که هیچ نتیجهای نداره اون کارو انجام نمیدید یک درصدی نتیجه میگیری که آقا قوق میگیرم پیشرفت ویه چیزی یاد میگیرم و اگر عمل کنم باورام نتیجه میدم
و اینکه در مورد باور آیا باید همیشه رو باورامون کار کنیم وقتی هم نتایج گرفتیم باز هم ادامه بدیم و اینکه روی باورهامون کار نکنیم همه اونچه را که به دست آوردیم از دست میدیم
باور مثل این میمونه که ما یه کاری رو انجام میدیم مثل باشگاه و چند سال کار کردیم بدنی عالی ساختیم و اگر چند روزی نریم این بدن ری به جای اولش بر نمیگرده و تا زمانی که باشگاه میری و رو بدنت داری کار میکنی بدنت خوش فرم میشه اگر رو خودت کار نکنی بدنت آرام آرام از اون فرم میفته
وقتی ما قشنگ و عالی داریم و باورهامون کار میکنیم نتیجه عالی میگیریم و مثل فردی میشه که خیلی خیلی مهارت داره توی انجام کاری و خیلی راحتتر میتونیم این مسیر رو ادامه بدیم و خیلی مقاومتهای ذهنمون کمتر میشه و تو مدار و مسیر خوبی قرار میگیریم و این مداره باعث میشه که ما تو مدار درست باشیم
مدار خوب باعث میشه تو شرایط خیلی خوبی قرار بگیریم آدمهای خوب یعنی خود به خود جهان ما را تو مسیر قرار میده که هی بهتر و بهتر میشیم از لحاظ فضای فکری و البته باید رو خودمون کار کنیم و جهان هم خیلی بهمون کمک میکنه چون تو مدار دیگه ای قرارمون میده
برعکسشم میشه وقتی ما تو مدار بد ستیم و رو خودمون کار نمیکنیم آدمای بد شرایط بد جلو راهمون قرار میگیره
وقتی که داریم گفت و گوهای ذهنمون و جهت میدیم و همون لحظه داریم لذت میبریم مثل این میمونه که ما تشنه باشیم و وقتی ه لیوان آب میخوریم خیلی لذت میبریم و این لیوان آب خنک حال ما را به جا میاره و اینکه میگی ای بابا من دوباره باید آب بخورم که دوباره حالم جا بیاد ی اصلاً این حرفو میزنه که بگی ای بابا من باید آب بخورم و حالم جا بیاد نه فاقاً وقتی آب میخوری داری لذت میبری
داریم زجر میکنیم داریم مسیرو اشتباه میریم و وقتی دارین توجه میکنیم به داشتههامون وقتی سپاسگزار میشیم
و اون توجهمونو رو ناخواستههامون برمیداریم میگذاریم رو خواستههامون
حالمون خیلی خوب میشه و اصلاً نتیجه همون موقع اتفاق یافته و احساس خوبمون اون شادیه اون لذت اون حال خوبمونه اون آرامشمونه و بنابراین این نیست که بگیم آقا عادتمون بشه یا نشه
که ما در مورد غذا خوردن آب خوردن نفس کشیدن ین حرفو نمیزنیم در مورد قانون هم و کار کردن رو خودمون هم نباید این حرفها رو بزنیم و بگیم ای بابا من باید دوباره نفس بکشم یا ای بابا من دوباره باید نون بخورم یا آب بخورم
ما با عشق داریم این کارا رو میکنیم
و ما هر آنچه را که میخواهیم به خاطر اون احساس خوبه وقتی که همیشه حسمون حالمون آرامشمون عالی و عالی و عالیتر باشه بهترین اتفاقات و نتیجهها گرفته میشه
و اینکه چه جوری تو مسیری که هستید به ناخواستهها توجه نمیکنید و به آنچه که میخواهید نگاهتونو معطوف میکنید
و اینکه استاد میگه وقتی که بتونیم ما به ناخواستهها داریم توجه میکنیم نتیجه نمیگیریم مثل این میمونه که دستمونو تو آتیش نکنیم تا نسوزه
موضوع اینکه ا میدونی توجه به ناخواستهها این یک آتیشیه که نباید بهش توجه کنی که نباید دست تو آتیش بکنی
و در مورد ثروتمند شدن یهودیان
که چرا انقدر ثروتمندند و آیا با باور درستتری به پول دارند یا دلیل دیگهای داره و استاد میگه در این مورد تو دوره ثروت توضیح دادند و اینکه بله باورهای خیلی درست و درستی در مورد ثروت دارد و ثروت رو یه جورایی با خداوند ارتباط دادند و تحقیقم اگر میخوای بکنید و اون دورهای که روانشناسی ثروت 1 من کار کردم خیلی عالی هست و نتیجه بهتون میده و این باوری که خیلی من ش کار کردم اینه که هر چقدر به خدا نزدیکتر شوید و محبوبتر ثروتمندتر هستیم و این یک باور خیلی خوب قوم یهوده از بیس این باورا رو داشتن
و اینکه از کجا شروع کردید و آیا باورهای ناکارآمد به ذهنتون رسیده و چه جوری تشخیص دادید که ناکارآمد است
از کجا شروع کردم به استاد بهمون گفته و ناکارآمدم هم مسیر ما ایدههای ناکارآمد نداریم و اونها و ما اصلا چیزی به نام شکست نداریم و تجربه باید ازش صحبت بشه در مورد مصاحبهای که با آقای کیروش داشتند این بود که قبل از بازی با اسپانیا گفته بود که من به بچهها گفتم این بازی روما میبریم یا ازش درس یاد میگیریم که بعد از بازی گفت ما ازش درس یاد گرفتیم و بازی رو باختیم اما درس یاد گرفتیم ازش پیشرفت کرده بزرگ شدیم بهتر شدی بنابراین ایده ناکار آمد نداریم و من یه سری کارا کردم که اون جوابو که میخواستم نداده اما بعداً از اون تجربهها استفاده کردم که هزاران برابر از اون جوابهایی که من فکر میکردم بهم داده شده و این مسیری که صفر به یک نگاه نکنیم به زندگیمون
چقدر استعداد رو عامل میدونید برای موفقیت و اگر استعداد منظور اینه که یه چیز مادرزاد ی هست صلاً اینها رو هیچی یعنی اصلاً ینا رو دلیلی برای موفقیت نمیدونم و صفر درصد هست
اما اگر علاقه هست ما به هرچی که علاقه داشته باشیم به سمتش حرکت میکنیم و پیشرفت هم میکنیم و این نیست که بگیم استعداد دارند و هیچ کسی نیست که استعداد نداشته باشه هر کسی توی زمینهای استعداد داره و ما باید حرکت کنیم ایمان و توکلمونو نشون بدیم وقتی که حرکت میکنیم تو مسیر راه بهمون گفته میشه ایدهها و الهامات
و اینکه آیا دون سرمایه میتوانیم
مگر اون کسی که از شکم مادر اومد بیرون سرمایه داشت مگر پدران و پدران ما سرمایه داشتند
و اینکه آیا در طول مسیر شکست خوردهاید و اینکه استاد عزیز میگن ما کلمهای به نام شکست نداریم عجب نکته کلیدی و بینظیریه گفتید به ما اینکه ما شکستی وجود نداره ما داریم تجربهها یاد میگیریم
و اینکه آیا تا به حال تو مسیر شکست خوردید و اینکه ما اصلا چیزی را به نام شکست نداریم ما داریم تجربه یاد میگیریم بله با تجربه و بارها و بارها یه راههای رفتم در جواب نداده و تجربه کردم و جواب داد و هزاران بار یش از اون که من فکرشو میکردم جواب داده و اینکه آیا تنهایی میشود به ثروت رسید یا گروهی بله چرا تنهایی به ثروت نباید ما برسیم از آن گروه خودش جهان برای ما فراهم میکنه نه اینکه تو حالا حتماً تا توی گروهی نباشی به هیچ به ثروت نرسی توجهان و دستان خداوند میرسند برامون و این نیست که ما حتماً باید تو گروه باشیم و به ثروت برسیم
به نام خدای بسیار مهربان و بخشنده
سلام استاد عزیزم و مریم نازنینم
ممنونم از فایل های بسیار زیبا در 3 گام آخر تا به این گام بهترین آگاهی ها رو از استاد عزیزم دریافت کردم ،خدا هر لحظه با
ما سخن می گوید وقتی که نشانه ها رو دنبال میکنیم و هدایت میشیم به جواب ها بسیار درست که بی برو برگرد از همون
فایل و همون گام که مریم عزیزم زحمتشو میکشه ،دریافت می کنیم
استاد درمورد سوالی که پرسیده شده برای ساختن باور و سختی در ساختن باور های جدید و جایگزین باورهای قدیمی:
درمورد من، وقتی به زندگی مالی ام نگاه میکنم میرسم به تل انباری از باور های نادرست و ذهنم ارورو میده برای حل کردنشون و خیلی بهانه تراشی میکنه ،یا مدام در حال بلند شدن از پشت میز هستم به بهانه آب خوردن ،چای و شکلات خوردن،گرسنگی، و به خودم میام می بینم بازم ذهنم منو دور زد و نذاشت که به ساخت باورهای جدید رسیدگی کنم و جایگزین باور های کهنه و پوسیده عمل کنم و می بینم به هر کاری پرداختم الا ساخت باور جدید و هر روز با این آگاهی که امروز 3 ساعت روی ساخت باور جدید کار میکنم ،اما….وفقط می تونم 2 جمله اونم سرپا و با عجله یه چیزی بنویسم توی دفترم و حتی به منطقی کردن اون باور که درمورد خودم پیدا کردم ،هم نمی پردازم ،خب این چه فایده داره من کارهای عملی برای کارم انجام میدم و کل روزمو باانجام کارم میگذرونم ولی باور پول ساختن از کارم رو، نه اصلا بهش نمی پردازم وانتظار دارم که بخش مالی ام قوی بشه.
امروز دستاوردهامو نوشتم و پروسه ایی که از دی ماه سال99 تا الان که دی 403 را طی کردم به دستاوردهای عالی رسیدم ولی در بخش آموزشی بوده و Run کردن یه سری برنامه هام کردم که به دستاورد مالی باید ختم بشه ولی هنوز نشده.
با دیدن این گام تصمیم به انجام دقیق هرروزه با تایم مشخص برای ساخت باورهای جدیدم میکنم از همین الان که دارم این دیدگاه رو ثبت میکنم و عادت 21 روز برای شروع این مسیر نورونی برای مغزم را آغاز میکنم، و تا آخر عمرم ادامه میدم.
استاد عززیزم همیشه پایدار باشید،خدارا سپاس می گم برای وجود نازنین شما
گام سیزدهم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
.
سلام
از خان بی نهایت هستی ، به مقدار ظرفیت ظرفت میتونی برداشت کنی. این یه قانونه و تو همه چی اجرا شده
و در خصوص این فایل هم صادقه.
مطالب زیادی گفته شد که در ظرفیت فعلیم دو مورد قرار گرفت که در راستای تعهدم راجبش مینویسم.
1. اصل رهایی.
2. کارکردن رو ذهن یه روند دائمیه.
مثه پرورش عضله، تا وقتی تمرین میکنی بدنت رو فرمه، به همین نسبت تا وقتی رو باورات کار میکنی زندگیت رو فرمه، ولش کنی مرحله مرحله همه چی برمیگرده قبل.
این یه قانونه مثه غذا خوردن مهم نیس خوشم بیاد یا نه، بدنم نیاز به غذا داره و باید مطابق نیازش مواد مغزی برسونم.
مهم نیست امروز چقد به بدنم غذا رسوندم، باز فردا تا پایان عمر این نیاز هست و من مجبورم برای ادامه حیات این تغذیه رسانی درست را هررررر روز انجام بدم و اگه تخطی، کم کاری کنم پدر در میاد و جسمم مریض میشه.
به همین نسبت ذهنمم هر روز تا پایان عمر نیاز به تغذیه با ورودی های خوب ، پرورش باورهای قویتر داره.
اگه تخطی یا کم کاری کنم جوری پدرم درمیاد که ضررش بارها بیشتر از تغذیه نامناسب رسوندن به بدنمه.
ینی بهتره سـم بخورم اما ورودی نامناسب به خورد ذهنم ندم.
(باید اهرم رنج و لذتی که نوشتم اپدیت بشه و موضوع بالارو توش بگنجانم)
.
1. یادم اومد یه زمانی فک میکردم تنها تکه پازل گم شده آگهی هام، قانون رهاییه.
خیلی سفت و سخت برنامه ریختم! تمام صفحاتی که در محصولات و عقل کل به هرشکلی ربطی پیدا میکرد به کلید واژه «رهایی» زیر رو کردم.
قبل ادامه کامنتم لازمه بگم جلسه اول دوره راهنمای عملی یکی از بهترین منابع راجب اصل رهایی هست،(جلسه چهارم که پیشنهاد شده محوریت اگاهی هاش روی مبحث تمرکزه)
خلاصه ماجرا با توجه به ظرف و مدار اون موقعم چیزی که دمبالش پیدا نشدو بیخیال این موضوع شدم، یا بهتره بگم رهاش کردم.
روزا گذشت تا اینکه در ابتدایی ترین دیالوگ های این فایل اون تکه پازلی که گم بود، ظاهر شد…
چراغی تو مغزم روشن شد و فهمیدم :
عامو اصل رهایی همون بازی کنترل ذهن خودمونه.
قانون رهایی چیزی جدای از سایر قوانین نیست،
نباید اسم و عناوینی که ادما راجب هرچیزی درست کردن، گولم بزنه و حس سردرگمی به خودم بدم..
کل ماجرا اینکه توجهم از روی ناخواسته ها بردارم و بذارم روی خواسته ها.
حالا در مسیر زندگی این فعل میشه یین و یانگ.
گاهی جوری غرق توجه به خواستت شدی که حست از حالت خوب خارج میشه – ینی همون توجه کردنه که موجب رسیدن به خواستت میشد، تغییر ماهیت میده و موجب دور شدن میشه، اینجور وقتا باید اون فعل، اون توجه کردن رها بشه و از زاویه ای دیگه بهش نگاه کرد.
مثلا بگی اگه باشه چقد خوب میشه، اگه هم نباشه کلی نعمت همین الان دارم یا شاید بهترش بشه و…
خداروشکر. که به این درک رسیدم. دلم میخاد درعمل هم به همین راحتی نوشتن، اجراش کنم.
ربنا ازت تقاضا دارم کمکم کنی تا بتونم میل و عطش و نیازم را نسبت به اهداف و خواسته ها در وجودم کنترل کنم، بتونم زیبایی ها و نعمت هایی که تو زندگیم جاری هست ببینم و بابتشون حالم خوب و سپاسگزار باشم، رویکردم نسبت به خواسته ها، خواهش نباشه،،، ذوق و اشتیاق باشه…
.
سپاسگزارم
1736+
خدایا شکرت که اینجام
خدا جونم اگه هر روز ، هر لحظه اینو چندین بار تکرار کنم کمه…
خدایا شکرت که اینجام
خدایا شکرت که تو این مسیر خوشبختی م.
استاد در مورد مهاجرت که گفتید ، من قانون ش ، درست طی کردم، من دو سال در روستا زندگی می کردم و سعی و تلاش م این بود خوب زندگی کنم،
همیشه اینو به خودم می گفتم که فاطمه یادت باشه اگر تو از این جایی که هستی نتیجه گرفتی اگه هر آنچه که می خوای و خلق کردی مطمئن باش ، بعدش مدارت بالا تر میره و انوقته که باید مهاجرت کنی.
استاد به خدا شد.
من تمام زندگی م ریز به ریزش و که داشت از دستم میرفت و آروم آروم به دست آوردم.
من آنچه که می خواستم و خلق کردم
من از تمام لحظات ش حال کردم زندگی کردم.
من تو اون روستا تنها فردی بودم که یه زندگی پر از نعمت، سلامتی ، روابط های عالی داشتم.
بیشتر وقت ها به گوش ن می رسید که بعضی آدم ها می گفتند تو چطوری زندگی می کنی.
من الآن نزدیک به هشت ماه ست، که خود به خود هدایت شدم ، به آدم ها، ایده ها ، موقعیت ها، شرایط ، چقققققدر راحت ، ساده همه چیز، همه ی اتفاقات دست به کار شدند و من به راحتی هدایت شدم به اینجا.
اون روزی که تصمیم به مهاجرت گرفتم، خیلی و خیلی درک کردم که اینجا برام کوچک شده، من باید وارد چالش جدید، با فضای بزرگ تر ، وارد بشم.
امروز دارم لذت می برم که چقققققدر عالی توکل کردم
ایمان به خدا بود که همه ی کارها م و واسم انجام داد.
وارد مسیرهایی شدم و هستم که دستانی از جانب ربم هستند و به راحتی کارهای منو انجام میدن.
باورم این بود ..
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه می گویدت چون باید کرد.
و به قدم به قدم گفته شد و هنوز هم داره میگه من دارم لذت میبرم، من دارم هم از تجربیات گذشته م، هم از موفقیت های گذشته م درس ها می گیرم و دارم روز به روز موفق تر میشم.
ایمان و عمل حرف اول رو می زنند.
نتایج باورها و بوجود میاره.
باور باعث حرکت بیشتر میشن.
باز دوباره عمل، باز ایمان….
و هی تکرار و تکرار، و نتایج هی بزرگ تر و بزرگتر.
استاد متشکرم
مریم جان متشکرم که این مصاحبه ها رو به عنوان مهاجرت به مدارهای بالاتر رو دسته بندی کردی.
مریم جان متشکرم که رها کردی و خودتو دست ربت، دادی و برای بهتر شدن زندگی من،چیدمان خدا رو داری انجام میدی.
متشکرم متشکرم.
خدایا خوب از دلها آگاهی و خوب میدونی که چقققققدر راحت دارم قانون رهایی و آروم آروم طی می کنم و هی رشدم و می بینم.
خدایا متشکرم
استاد متشکرم که اومدی وسط قابل و دوباره تکمیلی تر شدنم حرف زدید
اینجا هم همون جایی ست که با قانون تکامل من دارم بهتر درک می کنم که شما هم تو ضبط فایل هاتون چقققققدر تکامل طی می کنید.
و چقققققدر این درس ها واسم مهم هستند
خدایا متشکرم که چقققققدر دوست م داری و عاشق م هستی که منم تو مسیر تو باشم و لذت ببرم
خدایا متشکرم
متشکرم متشکرم
به نام الله
سلام به استاد و مریم جان و دوستان عزیز
استاد میگه همه چیز باوره امروز رفتم خونه مادرم نهار دعوت بودم گفتم خدایا امروز برای تو میرم درباره تو بشنوم ببینم گوش بدم امروزم و هر روزم برای تو خدا
خوش گذشت تا این که با خواهرم رفتم بازار چادر داده بودیم خیاط رفتم بیارم چقدر این خیاط راجع به دزدی معتاد خیانت …حرف زد حالم بد شد از حرف هاش درسته سکوت کردم خواهرم گوش داد من زیر لب حرف مثبت میزدم ولی شنیدم گفتم خدایا استاد راست میگن تو هر جمعی نرید اگه تنها می رفتم این جور نمیشد گفتم به خواهرم چقدر خیاط وراجی کرد حرف منفی زد گفت اینا حقیقته از دید خواهرم اشکالی نداشت ولی من بدم اومد نباید هر جای بری هر حرفی بشنوی بخدا پشیمان شدم ولی گفتم کاش من میومدم تو پاساژ الکی به چیزی نگاه می کردم خودمو سرزنش کردم هر کس سر جای خودش هست باور هر کسی فرق میکنه الان ذهن ام درگیر این چرندیات شد باید کلی باور بسازم تا ذهن ام پاک کنم
اعراض کنم باورم تغییر بدم برم تو شکرگزاری تا حالمو خوب کنم
زودتر از خونه مادرم برگشتم گفتم بیام سایت تا کامنت بچهها رو بخونم وقتم از این بیشتر تلف نکنم
اگه من روی خودم کار کنم به چنین جاهای نمیرم اگه هم برم نمی شنوم پس قانون درسته من باید مواظب ورودیهای باشم
الان هم توکل میکنم به خدا به مسیرم ادامه میدم
خدایا تو منو هدایت کن به بهترین مکان مناسب
خدایا من می خوام جای برم که تو باشی تو بگی کجا برم چکار کنم با کی گفتگو کنم جای که تو راضی باشی خدا جون
وقتم برای توست خدا مکان تو تعین کن تو هدایتم کن تو برام بگو از عشق از فراوانی از انسانیت از قدرت از شجاعت و خوبی انسانها
در پناه خداوند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
َالَم نَجعَل الأرضَ ِمهاداً
سلام استاد عزیزم. سلام به همه اون هایی که تو راهند ،تو مسیرند.
قانون رهایی از نظر من همون سپردنِ همون توکل کردن است قانون رهایی همون تسلیم بودن است و همون اعتماد کردن است.
قانون رهایی یعنی
آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟!
قانون رهایی همان تلاش ذهنی برای لذت بردن از لحظهها برای برداشتن توجه از ناخواستهها برای تمرکز روی خواستهها.
قانون رهایی همون کنترل ذهن است ،همون سپاسگزاریه همون دیدن نعمتها و داشتهها.
قانون رهایی به یقین رسیدنِ که با افکارم و باورهام خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم و هیچ عامل بیرونی دخیل نیست. هر اتفاقی تا حالا افتاده یا الان داره میافته من خلقش کردم یا آگاهانه یا ناآگاهانه.
هرچی که هست رو میتونم درستش کنم میتونم از همون نقطهای که هستم شروع کنم به پیش رفت به کسب مهارت، و نتیجه بگیرم .
انگیزمو بذارم برای نتیجه گرفتن. هر روز سعی کنم بهتر از روز قبلم باشم، بهتر بشم در کنترل ذهن، بهتر بشم در ساخت باورها م . باورهایی که منجر به عمل میشود اگر عمل نمیکنم یعنی باور ندارم و بعد نتایج خودش پدیدار میشه.
از وقتی شروع میکنم روی کار کردن روی باورهام نتایج همون لحظه پدیدار میشوند ،نتیجه احساس خوب است.
وقتی توجه میکنم به داشتههام وقتی ذهنم رو از روی ناخواستهها برمیدارم، وقتی گفتگوهای ذهنی خودم رو جهت میدهم به سمت خواستههام وقتی سپاسگزاری میکنم، احساس آرامش شادی و لذت دارم،حالا که این نتایج دستمه ادامه میدم تا نتایج بیشتری بگیرم باورهای بهتری بسازم .
باورهایی که بهم میگه اگر احساسم بد بشه مثل این میمونه که دستم رو توی آتش کردم. باورهایی مثل اینکه چیزی به نام شکست نداریم ایده ناکارآمد نداریم اینها همه تجربه محسوب میشن ممکنه اون لحظه جوابی رو که میخواهم نگیرم اما بعد از همون تجربهها استفاده میکنم تو مسیر و هزاران برابر اون جوابها رشد میکنم. باورهایی از جنس حرکت بعد خودم توی مسیر متوجه میشم به چی علاقه دارم، یعنی استعدادم در چه چیزی است.
باورهایی از جنس اینکه من هستم با افکارم و باورهام وجهه و شخصیت خوب آدمها رو برانگیخته میکنم و بیرون میکشم و به اندازهای که خودم رو دوست داشته باشم و برای بقیه ارزش قائل باشم جهان به همون شکل به من پاسخ میده.
پس فرقی نمیکنه کجا هستم در چه مکانی با چه افرادی!
باید رها باشم باید بسپرم باید ذوق و شوق داشته باشم و بپرم با اطمینان تو بغل اون کسی که زمین رو مهیا کرد برای آرامش من . وظیفه من آروم بودن لذت بردن و اعتماد کردن است. ببین باید بیشتر اعتماد کنی بیشتر.
خدایا ایمانم را بهت محکم ترکن
بنام خدای مهربان
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام 13 عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
عرض سلام خدمت استاد عباس منش و استاد شایسته
من خیلی خدا رو شکرگزارم که در مجموعه و شرایطی هستم که هر روز و هر لحظه دلیل برای شکرگزاری دارم.
من یکی از سپاسگزاری های هر روزم که تو دفتر هم مینویسم عضویت در سایت عباس منش هست، یعنی خداییش بدون اغراق، زندگیم تقسیم شده به قبل و بعد عضویت در این سایت توحیدی. چونکه آموخته ها و آگاهی های این دو سال چندین برابر تمام دوران عمرم بوده، مخصوصا در مورد قرآن، در مورد قانون، در مورد توحید، در مورد زندگی و در مورد ثروت، چقدر این مدت عضویت در سایت کمکم کرده که به درک خیلی از مسائل برسم، چقدر این سایت باعث شده با خودم به صلح برسم و در نتیجه با دنیای اطرافم به صلح برسم خدا رو شکر،
امروز هم من با گوش کردن چند باره به این فایل، در یک مدار بالاتری از آگاهی قرار گرفتم
و باید با توجه کردن به خواسته ها و توجه نکردن به ناخواسته ها مداوم روی باورهایم کار کنم و آنها را تقویت کنم تا نه تنها متوقف نشوم و به مدارهای قبلی برنگردم بلکه در این مسیر به مدارهای بالاتر هم صعود کنم انشالله.
من میخواهم از این مسیر لذت ببرم و میدانم که شرط لذت بردن این است که با قانون هماهنگ باشم ،
—-
استاد عباس منش عزیز خیلی سپاسگزارم
26 10 1403
سلام به استاد عزیزم توی این فایل یه چیزی بدجور برام زنگ زد
اگر داری زجر میکشی و رو باورات کار میکنه تو توی مسیر نادرستی
الانم درک خاصی ندارم از این جمله ولی الان یا مثال هی تو ذهنم مرور میشه مدام و مدام
میتونم بگم دوره روانشناسی ثروت 1 رو من با لذت فراوان دارم میگزرونم
با عشق واقعا تمریناتش رو انجام میدم به جز تمرین جلسه 13 واقعا ، به شدت دلم میخواد طفره برم و کامنتهایی در مورد فراوانی رو نخونم
ولی بقیه ی جلساتش رو اینطوریم که خب من از این جلسه یاد گرفتم فلان کارا رو بکنم با این منطق ها ، وای چه باحال پس انجامش بدم و چه قدر خوبه
و خب نتایجمم دارم میبینم
واقعا زجری نمیکشم انگار دلم میخواد انجامش بدم ولی در مورد باور فراوانی با اینکه دو ساله هر روز دارم وقت میزارم و مثالهای نقض باورهای اشتباه رو پیدا میکنم همچنان ذهنم مقاومه
هر چند به خاطر دیدن اون همه الگوعه که من دارم حرکت میکنم هر روز
نمیدونم راه درست کار کردن روی باور فراوانی چیه که دقیقا عین بقیه ی جلسات روانشناسی ثروت 1 بتونم لذت ببرم
خدایا شکرت یه لحظه مرور شد برام که سارا تو خواستت بود که این دوره رو بخریا ، الان داریش
آیات هدایت
مائده:44
ما تورات را فرستادیم که در آن هدایتی و نوری است که پیامبرانی که تسلیم بودند، مطابق آن میان یهودیان حکم میکردند و ربانیّون و عالمان به خاطر مسئولیتی که در حفاظت از کتاب خدا به آنها سپرده شده بود، و خود نیز بر آن شاهد بودند. پس از مردم نترسید و تنها از من بترسید و آیات مرا به بهایی اندک مفروشید که هرکس طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، پس چنین کسانی کافرند .
هدایت رو میگه برای افرادی هست که تسلیم هستند ، اون چیزی که من الان میدونم یعنی قدمهایی که میدونن بردارن رو باید بردارن
مائده:46
و در پیگیری آثار آنان عیسی پسر مریم را برگزیدیم تصدیق کنندهای از حقایق موجود در تورات بود، و به او انجیل را دادیم، که در آن هدایتی و نوری و تصدیقی از تورات پیشِ رو و پندی برای پرهیزکاران بود.
انجیل و تورات رو هم مثل قرآن یک هدایت میدونه
مائده:105
ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر شماست خودتان ، اگر هدایت شده باشید، آن که گمراه شده به شما زیانی نتواند رساند؛ بازگشت همه شما به سوی خداست، پس شما را به آنچه میکردید آگاه خواهد ساخت.
چه قدر واصح داره میگه اگر مومن هستی و هدایت شده باشی ، کسی نمیتونه زیاد برسونه بهت ، یعنی اینکه کسی تاثیر گزار نیست توی زندگی من
به نام خدای مهربون و سخاوتمندم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینک کمکم کردی امروز به یکی از هدف هایی ک میخاستم برسم و اون لحظه غرق اون لذت بشم الهی صدهزار مرتبه شکرت
قانون رهااایی
ک خودم عاشق این قانونم ببین ینی یجوری دلم قرصه ک هرکاری ک میخام ب بهترین شکل رقم میخوره همه اطرافیانم از دستم حرص میخورن ک تو چرا انقد بیخیالی خدارو شکر دایانم (نامزدم)مثل منه تو جریان عقدمون انقد ک فارغ از همه چی بودیم شب ک دور هم جمع بودیم بزرگترا مثلا خاستن مارو نصیحت کنن ک اگ ما نبودیم ب این راحتی و قشنگی رقم نمیخورد ولی نگاه من و دایان اون لحظه ب همدیگه معنی فراتر از این حرفها رو داشت ک اگ شما نبودین هم خدا بی نهایت از دستانش رو میفرستاد برامون ولی حیف ک نمیشه اینارو گفت و باهاشون بحث کرد و با یه لبخند ک شما راس میگی ولی تو دلم ی جواب دگ داشت بود من یاد گرفتم ک نچسبم ب خاستم من فقط از لحظاتم لذت میبرم و شکرگزار همه نعمت های کوچیک و بزرگم هستم و دارم تمرین میکنم ک توجهم رو از ناخواسته هام بردارم و بذارم رو خاسته ها و اهدافی ک دارم کانون توجهم رو اگاهانه معطوف ب خاسته هام بکنم و لیزری تمرکز کنم روی چیزی ک میخام مثلا مثالی ک مرتبط ب این فایل ارزشمند هست مسئله مهاجرتمه ک تو کامنتای قبلیمم در موردش گفتم استاد مهاجرتی ک من میخام دقیقا همینطوره ک اینجا گفتین ینی بجز این نمیتونه باشه قبلا شاید فرار بود شاید این بود ک اینجا ک چیزی نشد بریم یجا دگ شاید شد اما الان اطمینان قلبی هس اینجا ب بهترین شکل رقم خوردن همه چی شد انگار ک پر شدم از زیبایی های شهرم و آدمهای دور اطرافم و الان وقت رفتنه وقت ب خلوت رسیدن خودم و پروردگارمه و ب چالش کشیدن خودم ک ایمانم رو نشون بدم ن به کسی ب خودم و پروردگارم ب قول شما زمین اینجا دگ برام کوچیک شده میخام برم تو زمین بزرگتر بازی کنم الهی صدهزار مرتبه برای آگاهی های نابی ک منو لایق دریافتش کردی عاشقتم
بحث روابط
ک اینم مورد علاقه منه استاد من قبلا اصن خودمو لایق نمیدونسم خودمو خیلی کم میدیدم اصن ارزشی برای خودم قائل نبودم و هیچ چیز خودمو دوس نداشتم ب روابطی برمیخوردم ک اونها هم از خودم بدتر اعتماد ب نفسم و میگرفتن و حالم و بدتر میکردن ولی باورتون نمیشه از وقتی ک عااااااشق خودم شدم و خودمو همونجور ک هستم قبول کردم دنیای من تغییر کرد ینی جایی نیس ک من برم و کسی از من خوشش نیاد این تبدیل شده ب روتین روزانه من ک برای خودم ارزش بذارم خودمو کافی بدونم و نیازی نبینم ک کسی از بیرون حالمو خوب کنه برخلاف اکثر آدمایی ک میشناسم میگن نمیتونن تنها باشن من از اون تنهایی و کار کردن روی خودم بود ک به یه رابطه فوقالعاده و بی نظیر هدایت شدم و دنیا زیبا و زیباتر شد برام الهی صدهزار مرتبه شکرت
جمله قشنگی ک تو جواب این سوال دادین و برای خودم یادداشت میکنم: همه ادما بدون استثنا یک شخصیت باحال و پرانرژی و یک شخصیت مزخرف و منفی تو وجودشون دارن این ماییم ک شخصیت خوب ادمهارو بیرون میکشیم یا شخصیت زورگو و خشن و عصبیشون رو…
باورها و افکار منه ک کل زندگیم رو تحت الشعاع قرار میده و شرایط و موقعیت هارو برام ب وجود میاره بخدا ک قبلا همه اینا برام فقط در،حد جمله بود اما الان ب دلم میشینه و هر لحظه ای ک میتونم عمل کنم و سعی میکنم کنترل کنم ورودی هام رو نتایجم رو میبینم و این کار برام دائمی هست لذتی ک هیچ وقت تمومی نداره الهی صدهزار مرتبه شکرت برای هرچیزی ک خاستم و ب راحتی تو زندگیم جریان دادی عاشقتم پروردگارم تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای بی نظیرم بی نهایت عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
شاکر الله و خداوندی هستم که به من توفیق حضور در گام 13 م پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو به من داد
استاد عزیزم سپاسگزارم که آنقدر قوانین رو عالی توضیح میدین و مریم جانم سپاسگزارم از قلم زیباتون
رد پای گام 13 م
رهایی
رهایی
رهایی
رهایی
قانون رهایی ، چقدر این قانون شگفت انگیز و فوق العادس ، واقعا برای شخص اگر قانون رهایی رو درک کنم و بتونم هر روز بیشتر و بیشتر در زندگیم عملی ش خیییییلی زندگی برام آسون و آسون و آسون تر میشه
در واقع رهایی به معنی سپردن کار به خدا با ایمان ، توکل ، باور و اعتماد قلبی و واقعی به خداست
چقدرررررررر توضیحات استاد در مورد مهاجرت فوق العاده بود ، من برای مهاجرت از شهر قبلی م به تهران دقیقن همین بحث کوچیک شدن زمین بازی برام اتفاق افتاد ولی من یه اشتباه کردم ، من وقتی توی اون شهر کوچیک بودم یه جاهایی زجر میکشیدم ، لذت از حال نمیبردم و لذتم رو به آینده موکول میکردم و الان که تو اون شرایطی هستم که اون موقع واسم رویا و آرزو بود فهمیدم که کاش از مسیرم لذت برده بودم و ایمان دارم اگر لذت برده بودم خییییلی زودتر این اتفاق برام میفتاد
الان هم قصد مهاجرت دارم و از خدا خواستم که هدایتم کنه و قدم اول بهم گفته شده و دارم انجامش میدم ولی این بار با یک تفاوت بزرگ ، این بار فهمیدم که فقط و فقط باید از مسیرم لذت ببرم و کارو بسپرم به خدایی که هر لحظه من رو هدایت میکنه
الهی صد هزار مرتبه شکرت
استاد جانم و مریم جانم عاشقتم