مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است64MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است19MB21 دقیقه














به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تمرین:
از نظر شما، تمرکز بر کدامیک از مباحث این جلسه را باید به عنوان اولویت خود قرار دهید و چرا؟
-تمرکز بر اینکه اگر خواسته ای را داریم علاوه بر کار کردن بر روی باورهایمان و انجام اقدامات عملی نسبت به تحقق آن رها باشیم و از تک تک لحظات خود لذت ببریم
تمام خواسته هایمان را برای داشتن احساس خوب می خواهیم از هم اکنون می توانیم با سپاسگزاری از داشته ها و لذت بردن از تک تک لحظات به هدف اصلی دست یابیم
تنها با لذت بردن از مسیر تحقق خواسته ها سپاسگزاری از داشته هاست که می توانیم به خواسته های خود دست یابیم
-تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکار و باورهایمان خلق و ایجاد می شوند
مسئولیت تمام اتفاقات زندگی خود را بپذیریم
-با تغییر محل سکونت نمی توانیم فرکانس ها و باورهای خود را تغییر دهیم
بهترن زمان برای مهاجرت زمانی است که در بهترین شرایط و موقعیت ممکن قرار گرفته و به خواسته های بزرگ خود دست یافته ایم
بدترین زمان برای مهاجرت زمانی است که بخواهیم از مکان سکونت فعلی خود به خاطر داشتن شرایط نامناسب یا مواجه شدن با اتفاقات ناجالب فرار کنیم
-همه ی افراد دارای وجه مثبت و منفی توامان با هم هستند ما با افکار و باورهای خود جنبه ی مثبت یا منفی آنها را به نفع یا ضرر خود برانگیخته می کنیم
-مهم ترین هدف ما باید کمی بهتر شدن از روز قبلمان باشد
انتهایی برای پیشرفت و بهتر شدن در هیچ حوزه ای وجود ندارد
-تا زمانی که باورها به درستی شکل نگرفته باشند اقدام عملی صورت نمی گیرد
باور درست منجر به عمل می شود
-هر روز و همواره باید مانند غذا خوردن و نفس کشیدن بر روی باورها و افکار خود کار کنیم
کار کردن بر روی باورها مهم ترین و لذت بخش ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم
با کار کردن بر روی باورها نتیجه ی آن را که داشتن احساس خوب در لحظه است را دریافت می کنیم
کار کردن بر روی باورها و افکار را فرآیندی سخت و زجر آور ندانیم
-برای عدم توجه به ناخواسته ها تنها باید این قانون را باور کنیم که مهم نیست با چه دلیلی احساس بد داریم داشتن احساس بد تحت هر شرایطی اتفاقات بسیار بد را برای ما رقم می زند
توجه به نکات منفی و نازیبایی ها را مانند آتش در نظر گرفته که به محض نزدیک شدن به آن دست ما را می سوزاند
-یهودیان به دلیل داشتن باورهای مناسب در زمینه ی ثروت و ارتباط درست بین معنویت و ثروت ثروتمند هستند
مهم ترین باور یهودیان که منجر به ثروتمند شدنشان شده است:
هر چه ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تری
-ایده های کارآمد یا ناکارآمد اشتباه و شکست وجود ندارد همه ی آنها درس و تجارب زیادی برای ما به همراه دارد و باعث رشد و پیشرفت بیشتر ما می شود
-استعداد به معنای علاقه نه ژنتیک است
به هر موضوعی علاقه داریم در آن استعداد نیز داریم
تا زمانی که به انجام کارهای مختلف نپرداخته باشیم به علاقه و استعداد واقعی خود پی نمی بریم
-هیچ عامل بیرونی مانند داشتن سرمایه یا گروهی کار کردن باعث کسب ثروت نمی شود
تمام اتفاقات و نتایج زندگی ما تنها به واسطه ی افکار و باورهای ما رخ می دهد
با داشتن باورهای درست افراد شرایط موقعیت ها ایده ها به سمت ما هدایت می شوند
برای پاسخ به این سوال، از خودت بپرس، در حال حاضر چه چیز برای شما از هر چیز مهم تر است؟
-داشتن درآمد بیشتر نسبت به گذشته
بعد از تشخیص این موضوع، ببین کدام یک از اصول آموزش داده شده در این جلسه، بیشتر میتواند به شما در رسیدن به آن هدف، کمک کند؟
-درک تمام اصول آموزش داده شده توسط استاد می تواند برای تحقق اهداف ما موثر باشد از جمله اینکه اگر خواسته یا هدفی داریم باید علاوه بر کار کردن بر روی باورها قانون رهایی را در عمل اجرا کرده و از تک تک نعمت های خود سپاسگزاری کرده و از مسیر تحقق اهدافمان لذت ببریم
بذانی هیچ یک از عوامل بیرونی مانند مکان داشتن سرمایه ی اولیه وجود افراد مناسب تکی یا گروهی کار کردن منجر به کسب ثروت و موفقیت نمی شود تنها عاملی که باعث تحقق نتیجه می شود افکار و باورهای ماست با تغییر افکار و باورهایمان افراد شرایط موقعیت ها و ایده های مناسب به سمتمان هدایت می شوند
هیچ حدی برای موفقیت مالی وجود ندارد با کار کردن بر روی باورها و افکارمان هر روز درآمد بیشتری داشته و به تدریج به بی نیازی می رسیم
اگر قصد ثروتمند شدن را داریم باید بتوانیم باورها و افکار خود را خصوصا در زمینه ی باورهای مذهبی به باور قوم یهود که ثروتمند شدن را بسیار معنوی و ارزشمند می دانند نزدیک کنیم
چگونه میتوانید از آن اصل به نفع خود استفاده کنید؟
-با استفاده از اصول توضیح داده شده باید بتوانیم افکار و باورهای خود را تغییر داده از مسیر تحقق اهداف لذت برده به مشاهده ی الگوهای مناسب که به اهداف مورد نظر ما دست یافته اند پرداخته هیچ عاملی را به جز افکار و باورهایمان موثر در خلق اتفاقات و نتایج زندگی خود ندانسته و با لذت و شادی مسیر تحقق اهدافمان را طی کنیم
تمام خواسته هایمان را برای دستیابی به احساس خوب بیشتر می خواهیم اگر در همین لحظه بتوانیم احساس خوب بیشتر را با کار کردن بر روی افکار و باورهایمان توجه به نکات مثبت و زیبایی ها سپاسگزاری از داشته ها و نعمت ها ایجاد کنیم به تمام خواسته های خود بدون تقلا و زجر دست میابیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی عزیزم و دوستان خوبم در سایت
خداروشکر میکنم که این روزها با انجام مجدد پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر ذهنم رو متعهد کردم تا به جای پرداختن به حاشیه و مسائلی که تحت کنترلش نیست به سایت بپردازه و از آموزه های استاد غافل نشه حتی اگر سرعت حرکتم به سمت مدار بالاتر کند باشه الهی هزاران بار شکرت
اتفاقا مفهوم قانون رهایی برای منم ناواضح بود که خداروشکر در این فایل به جواب سوالم هدایت شدم
نکات فایل :
تا چه زمانی تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به خواستهها باید ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه زمانی توصیه میشود؟؟
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی و اینها از هم جدا نیستن بلکه یک موضوع هستند یعنی اینکه من به خواستم نچسبم و از زندگی لذت ببرم نه اینکه من تا وقتی به خواستم نرسم زندگی مزخرفه . قانون رهایی یعنی توجه به خواستهها، لذت بردن از لحظهها و سپاسگزار بودن به خاطر داشته ها نه اینکه شاکی باشیم به خاطر آنچه که نداریم . اینطور نیست که قانون رهایی به معنی هیچ کاری نکردن باشه بلکه باید یک کاری انجام دهیم و اون کار برداشتن توجه از روی ناخواستهها و متمرکز کردن اون روی خواستههاست .
اگر فقط یه باور مثبتی باعث تغییر زندگیمون میشه اون باور چیه؟؟
افکار و باورهای ما زندگی ما رو خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی در کار نیست . هر اتفاقی که میافته ، توسط ما خلق میشه حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه .
آیا مهاجرت به آمریکا در موفقیت شما تاثیر داشته است؟؟
مهاجرت به آمریکا بعد از موفقیت من اتفاق افتاده و در کل مکان زندگی ما هیچ تاثیری در موفقیتمان ندارد . وقتی ما در مدار درست قرار میگیریم، خود به خود جهان ما رو به جای بهتر میبره ولی اینطور نیست که بگم “از جایی که الان هستم نمیتونم شروع کنم” نه ؛ ما از هر جایی که هستیم باید شروع کنیم و حرکت کنیم و اگر نیاز باشه مکان ما هم خود به خود عوض میشه .
* حالت عالی مهاجرت حالتی است که ما در اونجایی که هستیم، نتایج خوبی میگیریم و اتفاقات خوبی رو خلق میکنیم و بعد این احساس به ما دست میده که این زمین برامون کوچیکه و برای ادامه ی بازی به یک زمین بزرگتر نیاز داریم و در این نقطه به وسیله ی مهاجرت یک پله بالاتر میریم . ولی بعضی مواقع مهاجرت برای فراره حالا مسائل سیاسی ، قضایی و … در واقع مهاجرت یک انتخاب نبوده بلکه اجبار بوده است . وقتی ببینیم که در حال حاضر شرایط خوبه و نتایج خوبی گرفتیم، حالا میخواهیم نتایجمون رو بزرگتر کنیم و آزادیمون بیشتر بشه این بهترین حالت مهاجرته چون بحث اختیاره نه اجبار. چون اگر ما در کشوری که بلدش هستیم و باهاش آشناییم نتونیم کاری کنیم، فضای بعد از مهاجرت نیز همینه . آدمی که در ایران بدبخته هر کشوری که بره باز هم بدبخته .
این تکامل در مهاجرته که من در اون جایی که هستم شروع کنم به کسب مهارت و پیشرفت و نتیجه خلق کنم چون قطعاً آدمهای زیادی با شرایط شبیه به ما در همان شهر و کشور نتیجه گرفتند ،پس ما هم میتونیم . حالا بعد از گرفتن نتیجه و داشتن یک شرایط خوب میتونیم برای خلق نتایج بهتر یه پله بالاتر بریم و مهاجرت کنیم .
تکامل من هم در مهاجرت به همین صورت بوده که ابتدا در قم یک سری نتایج رو رقم زدم و بعد به بندرعباس به عنوان یک زمین بازی بزرگتر و یک چالش جدید مهاجرت کردم و از صفر شروع کردم و بعد از 8 سال با کلی نتیجه به تهران مهاجرت کردم و زمانی که بهترین شرایط رو داشتم، از تهران به کشورهای مختلف و در نهایت به آمریکا مهاجرت کردم یعنی در تمام مراحل من یک سری نتیجه داشتم ولی چون دوست داشتم نتایجم بزرگتر بشه و آزادی بیشتری داشته باشم، به زمین بازی بزرگتر مهاجرت میکردم .
این شور و شوقی که برای مهاجرت داریم رو برای کسب موفقیت و پیشرفت و نتیجه در همان جایی که هستیم بزاریم، چون این تفکر اشتباهه که اگه من برم آمریکا یا فلان جا وضعم خوب میشه نه چون ما هرجا که بریم شخصیتمون رو با خودمون میبریم . اگر آدم ضعیف و بدبختی باشیم، هرجا بریم همینه و اگر آدم قوی ای باشیم هرجا بریم قوی هستیم .
در مورد روابط چگونه عمل میکنید که همه دوست دارند با شما باشند؟؟
به اندازهای که خودتو دوست داشته باشی و برای بقیه ارزش قائل باشی ، جهان هم به همان شکل پاسخ میدهد چون روابط کاملاً برمیگرده به خود ما یعنی ما هستیم که با افکار و باورهامون شخصیت خوب یا بد آدمها رو برانگیخته میکنیم چون همه آدمها بلااستثنا یک شخصیت باحال و یک شخصیت مزخرف دارند . وقتی روی خودمون کار میکنیم، در اغلب موارد شخصیت باحال آدمها رو بیرون میکشیم .
سقف اهداف شما چیست؟؟
هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبل باشم و نتایج خود به خود به وجود میاد . سقفی برای پیشرفت نیست تا جایی که زنده هستیم میتونیم در زمینه کنترل ذهن بهتر شویم و با کنترل ذهن، همه چیز برای ما به وجود میاد .
از یه طرف میگین زندگی در گرو باورهای ماست و از یه طرف میگیم باید عمل کنیم بالاخره عمل کنیم یا روی باورهامون کار کنیم؟؟
عمل از باور به وجود میاد . اگر من باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میده دست به عمل میزنم، اگر باور داشته باشم که نتیجه نمیده اصلاً عمل نمیکنم . هر کاری که داریم انجام میدیم بالاخره یه درصدی باور داریم که جواب میدهد . در واقع باور باعث عمل میشه وقتی عمل نمیکنیم یعنی روی باورهامون کار نکردیم . وقتی باورهامون رو اصلاح میکنیم و به ایمان و یقین میرسیم، خود به خود عمل اتفاق میافته و کارهایی رو انجام میدهیم .
لازمه تداوم در گرفتن نتیجه، استمرار در کار کردن روی خود و انجام تمرینات است و اگر روی خودمون کار نکنیم به مرور نتایج از دست میره . این اصل به من احساس بدی میده ؟؟
مثل اینه که بگیم تا وقتی ورزش میکنی و تغذیهتو رعایت میکنی بدن خوش فرمی خواهی داشت و اگر کار نکنی، بدنت فرمش رو از دست میده و اهمیتی نداره که به شما احساس بدی میدهد یا نه . ولی اون کسی که درست تمرین کرده و روی بدنش کار کرده، یک شبه بدنش دفرمه نمیشه همان طور که یک شبه خوش فرم نشده و این تغییر زمان میبره لذا نباید در ما ایجاد ترس کنه مثل اینه که تا وقتی غذا بخوریم احساس سیری میکنیم و اگر غذا نخوریم گرسنه میشویم .
پس وقتی روی باورهامون کار نمیکنیم به مرور نتایج کمرنگ میشوند هرچند وقتی خوب روی خودمون کار کردیم، به مرور مهارتمون بیشتر میشه و ادامه ی مسیر برامون راحتتر میشه، چون مقاومت ذهنمون کمتر میشه و خیلی از نتایج خود به خود رقم میخوره و کمک میکنه که در مدار درست باقی بمونیم و اینطور نیست که از بالا پرت بشیم پایین و همینطور برعکس وقتی در مدار نادرستیم و روی خودمون کار نمیکنیم همه چیز مثل آدمها، اتفاقات و … ما رو به مرور پایینتر میبره . این موضوع باید به ما احساس قدرت بده چون اگر ما از کار کردن روی باورها و جهت دادن آگاهانه ی گفت و گوهای ذهنی به سمت خواستههامون لذت ببریم، در همان لحظه فارغ از نتیجه گرفتن احساس خوبی به ما دست میدهد و ما همه چیز رو برای رسیدن به احساس خوب میخواهیم و اگر زجر میکشیم قطعاً مسیرمون اشتباهه . مثل اینکه کسی که تشنه س از آب خوردن سیراب میشه و لذت هم میبره .
چطور در مسیر به ناخواستهها توجه نمیکنید؟؟
همین که بدونیم توجه به ناخواستهها ما رو از مسیر دور میکنه بقیهش تلاش در انجام این کار و کنترل ذهنه . موضوع اینجاست که آیا میدونیم توجه به ناخواستهها آتیشه یا نه.
آیا یهودیان باورهای درستی درباره ثروت دارند که انقدر ثروتمند هستند؟؟
یکی از باورهای خیلی خوب آنها اینه که “هر چقدر ثروتمندتر شوی، نزد خداوند محبوبتر میشوی” و اینقدر این باور قدرتمنده که نتایج خوبی رو براشون رقم زده .
آیا ایدههای ناکارآمد هم داشتید؟؟
اصلاً ما ایده ناکارآمد نداریم اصلاً چیزی به اسم شکست وجود نداره و همش تجربه است . در یکی از مصاحبههای آقای کیروش گفتند که ما یا بازی رو میبریم یا ازش درس یاد میگیریم پس ایده ناکارآمد وجود نداره . بله من یک سری کارها رو کردم که اون جوابی که میخواستم رو بهم نداده اما بعداً از اون تجربهها استفادههایی کردم که هزاران برابر من رو جلو انداخته . لذا همه چیز مسیره و نباید نگاه صفر و یکی داشته باشیم .
چقدر استعداد عامل موفقیته؟؟
اگر منظور استعداد ذاتی است که صفر درصد در موفقیت موثره اما اگر در مسیر علاقمون حرکت و پیشرفت کنیم و باورهای درستی داشته باشیم، به موفقیت میرسیم . همه ی آدمها حتماً در یک زمینه ای استعداد دارند فقط موضوع اینجاست که اون زمینه رو پیدا کنند و برای پیدا کردن اون باید ببینیم به چی علاقه داریم و با کار کردن در اون زمینه به استعداد میرسیم . بعضیها هیچ کاری نمیکنند پس علاقشون رو هم پیدا نمیکنند .
وقتی در مسیر درست قرار میگیریم خداوند دستانش رو برای کمک به ما میفرسته و نیازی نیست که از قبل عضو گروهی باشیم تا نتیجه بگیریم .
خیلی سپاسگزارم از همگی
سلام استاد عزیز و بزرگوار
من فایل های مهاجرت به مدار بالاتر دارم کار میکنم و روی این پروژه تمرکز کردم.
از این فایل ها کلی نکنه و درس یاد گرفتم و نکته ای که هست اینه که هر جلسه یک موضوع اصلی و مهم رو توضیح میده و یک نکته اصلی تو هر کدوم از فایل ها در کنار نکات دیگه مطرح هست
نکته اصلی که در این فایل مطرح شده قانون رهایی هست
من تا الان میشنیدم که میگفتن رها باش اما مفهومش و اینکه رهایی اصلا یعنی چی رو نمیدونستم و خداروشکر در این فایل متوجه شدم که رهایی یعنی چی
همین جا برای خودم مینویسم ( کنار نکته برداری در دفترم ) که رهایی یعنی اینکه من از هر لحظه خودم لذت ببرم و لذت بردن از زندگیم رو فقط به اون خواسته گره نزنم. من باید هر لحظه از زندگیم لذت ببرم و سپاسگزار باشم و حالم رو خوب کنم و حال خوبم فقط به اون خواسته ای که دارم معطوف نباشه
من الان مفهموم و معنی رهایی رو یاد گرفتم
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بزرگوار
سلام به استاد عزیز
روز شمار( روز سوم)
صبح که بیدارم شدم وارد سایت شدم و خواستم که هدایت بشم و نشانه ام منو آورد به این فایل
دقیقا توی اون لحظه که داشتم درمورد خیلی چیزا فکر میکردم،توی این فایل خیلی راهکارا ها پیش روم گذاشته شد.
خداروشکر میکنم که توی هر ثانیه خودش هدایتم میکنه و همیشه بهترین هارو برام میخاد.خدا اینقد دوستم داره که هر روز رزق فراوان نصیبم میکنه؛الحمدالله.
الحمدلله که با شما آشنا شدم و میتونیم استمرار و بسازم و تلاش خودمو بکنم
خدای من شکرت،
استاد عزیز ازتون سپاسگزارم بابت تک تک کلماتی که باهاش بهمون درس میدین.
ان شاءالله همیشه سالم و ثروتمند باشید.
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم مهربون واهالی محترم سایت
خدارو شکر که این فایل بسیار هدایتگر نشانه امروز من بود و من که احساس میکنم
هر روز در مرحله
رشد قرار دارم
به این باور بسیار مهم که استاد اشاره کردند
ایمان آوردم که واقعا
هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوبتری
و باید بر روی تمام آگاهی هایی که در این فایل های ارزشمند
در اختیارمان قرار دارند وقت بگذاریم و با تکرار و تمرین بیشتر از این مواهب قدر دانی کنیم
من به این نتیجه رسیدم
که در آیه شریف 97 سوره مبارک نساء وقتی خازنان جهنم از جهنمیان میپرسند که در دنیا مشغول چه کاریربودید و آنها میگویند ما مستضعف بودیم
و باید به این باور قدرتمند کننده که هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوبتری گروید
با تشکر و سپاس فراوان از فایل های بسیار ارزشمند و هدایتگر
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
33- ترس از شب و تاریکی قایل مقایسه با ترسهای اساسی وجود انسان نیست. اگر می خواهید پیشرفت بیشتری داشته باشید سراغ ترسهایی بروید که تحت هیچ شرایطی جرات نزدیک شدن به آن را ندارید.
34- کار را اگه به خداوند بسپاریم و نه به عقل و منطق محدود خودمون ،همه چیز را در بهترین زمان به بهترین نحو برامون انجام میده.
35- در مورد بحث انگیزه داشتن و اینکه گفتین هر کسی که علاقه و انگیزه داشته باشه واقعا هر کاری حاضره برای اون علاقش انجام بده و هیچ کس تنبل نیست و اگه کسی کاری رو انجام نمیده بخاطر اینه که اون شوق و شور و انگیزه رو نداره
قبلا که میرفتم کلاس 3 ماه بود که رفتم ولی حتی یه ترانه رو به سختی میزدم اون موقع من فقط عشق داشتم ولی باورم این بود که نت خوانی سخته،حتما باید زمان بذاری ،حالا کوو تا من راه بیفتم دقیقا مثال همون شخصی که گفتید استاد که کسی که عاشق اینه غروب خورشید رو ببینه مهم نیست با چه سرعتی میره به هدفش نمیرسه ولی اگه با همون عشق و باورای درست بره به هدفش میرسه..الان میفهمم دلیل اون درجا زدنا تو علاقه هام همین بود که باورای درستی نداشتم و کند و دیر دیش میرفتم ،جوری که زده میشدمو ادامه نمیدادم،و جهان هم که همیشه به باور ما پاسخ میده منو تو شرایطی میذاشت که دقیقا همسو با باورهام بود ولی الان بعد گذشت 4 جلسه انقد اتفاقات خوب برام افتاده،انقد خوب راه افتادم،انقد مربیم خانوم خوبیه و انرژیش مثبته که هر وقت میرم واقعا از بودن تو اون کلاس لذت میبرم و الان دوتا دوست خوب شدیم برای هم ،من زبان بهش آموزش میدم اون گیتار..و من حالم خوبه،چون خوشبختی همین حال خوبمه ،حال خوبمه که همه چیزو خلق میکنه،خوشبختی یعنی حس کنی خدارو تو هر لحظت،انقد قشنگ همه چیزو برنامه ریزی میکنه که حد نداره،و یه اتفاق قشنگ دیگم که دیروز افتاد این بود که مربیم گفتش که همزمان با گیتارت آوازم بهت آموزش میدم اونم مجانی و واقعا مث یه دوستی که سالهاست منو میشناسه داره کمکم میکنه ،و قطعاا ایشون دستی هست از طرف خدا ،کسی که همهمفرکانسمه،و من واقعا خوشحالم از این موضوع..قبل این اصلا این چیزارو تجربه نمیکردم قبل این همیشه آدمایی که فکرشون منفی بود سر راهم قرار میگرفتن ،و اینکه من دوس داشتم آهنگایی که کار میکنم موزیکای شاد باشه و یه ویژگی مثبت دیگه هم که این دوست و مربی عزیزم داره همینه که مانورش فقط رو موزیکای شاده و باورش اینه که آدم باید همیشه حتی برای دل خودشم که میخواد بنوازه شاد بزنه،و خیلی رو متن ترانه ها حساسه ..وااقعااا تغییر فرکانس چه کارایی که نمیکنه..خیلی خوشحالم که تو مسیر علایقم دارم حرکت میکنم و با طی کردن تکاملم مطمنم نتایج خیلی خوبی میگیرم که حتما مینویسمش..دوستتون دارم و به خدا میسپارمتون
36- شما در هر لحظه با گفتارتون، یا دارید به نجواهای شیطان قدرت میدهید و یا به الهامات درونتان.
37- بعضی وقتها خدا کامنت یه دوست میشه تا لبخند بیاره روی لب بنده اش، یا نور میشه برای ادامه ی مسیر، یا امید و ایمان برای یه قلب که مشتاق هدایته، و خدا اون لحظه به دل دوستت میندازه و توی ذهنش جاری میشه تا بنویسه و تو یا هر کسی که نیاز داره بخونی و خدا رو شکر کنی و اون دوست به قول استاد فقط یه دست از طرف خدایی بوده که عاشقانه تو رو دوست داره و میخواد که باهاش بمونی…
38- من یه باور غلط توی ذهنمه در مورد رابطه میشه خواهش کنم کمکم کنید و باور درست رو بهم یاد بدید؟ شاید خنده دار باشه ولی از بچگی بارها اینو شنیدم و البته هنوز دوره عشق رو کامل گوش ندادم شاید استاد داخل اون دوره گفته باشن ولی ممنونت میشم اگه استاد نگفته کمکم کنی و یه باور مناسب رو بهم بگی جای این باور بگذارم، بارها شنیده بودم که مردی که شلوارش دوتا میشه زیر سرش بلند میشه???البته آقایون و استاد جان ببخشند???
جواب
این جمله دراثر باورهای محدود جامعه در ذهن اجداد ما یاهمون مادرو مادربزرگهای ماشکل گرفته..زمانی که زن باورداشته که هیچ قدرتی نداره و مرد تنها قدرت وصاحب اختیار اونه (که البته این باورنوعی شرک خفی هستش)
مااگر روی باورهای توحیدیمون کارکنیم وباورکنیم که مرد هم یک انسانه و درکنارماست نه در بندما وهمچنین همسرما صاحب ما و اختیاردار ما نیست بلکه فقط همدم و رفیق ماست..اگر باورکنیم بهترین رابطه ما رابطه باخداست و هرانسان حتی اگر همسرماباشه هرلحظه که بهردلیلی بخواد بره باید بتونه بره..دیگه این مسائل در ذهن ما حل میشه..نگران دوتا شدن شلوارواین مسائل نیستیم..ماباید انقدر عزت نفس داشته باشیم وانقدر ایمان که اجازه بدیم همسر ماهم بعنوان یک انسان برای زندگی ورابطه خودش تصمیم بگیره (والبته متقابلا این حق روبرای خودمون قایل باشیم) اونوقت دیگه هرگز نگران حرف مردم نیستیم..و بی شک این حس رهایی باعث میشه هیچوقت نه دو همسری بوجود بیاد نه یک زن انقدر حقیرانه فکرکنه که باید این مساله روحتی یک شب تحملش کنه حالا بهردلیلی…پس همه چیز به باورهای ما برمیگرده../تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز.
39- قسمت نهم …بخش دوم ..
نکات (3)
بعضی موقع ها هم ما اشتباه میکنیم
خیلی خوبه که آدم بپذیره که اشتباه میکنه،اشتباه میکنیم بعد دوباره برمیگردیم هیچ اشکالی نداره،،اصلا به خودتون سخت نگیرید که اگه یه راهی رفتم دیگه راه برگشت نداره ،،دیگه تمومه..نه بعضی موقع ها آدم اشتباه میکنه،تجربه کسب میکنه،راهو پیدا میکنه..پس نباید خودمونو سرزنش کنیم،و اشتباهاتمونو باید بپذیریم و نباید نسبت به اشتباهاتمون احساس گناه داشته باشیم و بگیم عیبی نداره،مهم نیست اشتباهت تو چه حوزه ای باشه،کوچک یا بزرگ ..خیلی راحت خودمونو باید ببخشیم و بپذیریم وججود انسانی خودمون رو که ممکنه خطا کنه،ممکنه اشتباه کنه،چون اینجوری اگر فکر کنیم تعداد خطاهامون کمتر میشه و درسهای خیلی خوبی میگیریم از اون اشتباهات.
خیلی مهمه که شما به عنوان یک انسان بپذیری که آقا من فلان جا ممکنه اشتباه کرده باشم یا ممکنه اشتباه بکنم یا اشتباه کردم حالا درسش چیه؟ چی میتونم یاد بگیرم ازش؟ و بگذرم و برم جلو..
انسانهای موفق،انسانهایی که پیشرفت میکنن،خیلی تو این زمینه با خودشون در صلحن.خیلی خودشونو دوست دارن،خیلی خودشونو میپذیرن،اون ویژگی های انسانیشون رو..واقعا نکته مهمی هست واقعا دلیل اینکه خیلیا یه اشتباهو بارها و بارها تکرار میکنن اینه که خودشونو نمیبخشن ،انقدر میگن من فلان،من بهمان،انقد خودشونو تخریب میکنن قبلاپدر مادرشون تخریبشون میگرده حالا که اونا نیستن خودشون خودشونو تخریب میکنن،،مثل یه زندانبان خودشونو زندانی میکنن،خودشون دارن مث یه قاضی،یه قاضی بسیار سخت گیر خودشون رو مجکوم میکنن،در واقع به همین دلیله که خیلی از افراد اشتباهاتو تکرار میکنن،و این عین چیزیه که من به خودم میگم
((هیچ اشکالی نداره،یه چیزی یاد گرفتم،دفعه بعد بهتر عمل میکنم)) حالا هر اتفاقی بیفته من همینو میگما اصلام مهم نیست اتفاقه چقدر بزرگ یا چقدر کوچک باشه ها..این کلامیه که ورد زبون منه..
و باید راحت خودتو ببخشی چون وقتی نبخشی یعنی داری بهش توجه میگنی و طبق قانون توجه به هر چیزی که توجه کنی وارد زندگیت میکنی و جذبش میکنی،و طبق این قانون اون اشتباهی کع اژش فراری بودی باز به شکلهای مختلف تو زندگیت تکرار میشه و تعجب میکنی که چرا این کار اشتباهو دوباره انجام دادم ..اصلا مهم نیست که چه اشتباهی کردید با احساس گناهی مقابله کنید و خیلی راحت خودتونو در آغوش بگیرید،ببوسید،و بگید یه درسی یاد گرفتم دیگه ام تکرار نمیشه
این نکته بسیار بسیار مهمیه اگر میخوای پیشرفت کنی ،مردم دوست دارن به آدم احساس گناه بدن ،یعنی وقتی شما یه اشتباهی میکنی همه دوس دارن بگی که من چقدر اشتباه کردم،چقدر حماقت کردم،مثل همین فوتبال جام جهانی ،وقتی یه بازیکن توپو خراب میکنه مردم دوس دارن بازیکنه آخر بازی گریه کنه،سرشو بزنه زمین،اشک بریزه،بیاد تو صفحه های اجتماعی بگه من اشتباه کردمو این حرفا،،مردم دوست دارن این اتفاق بیفته و مردم اگه یکی این کارو کنه میگن عیبی نداره میبخشیمش ..اما اونایی که بالاترین ظرفیتای فکری رو دارن اونایی که بالاترین توانایی های ممکن رو دارن اونا خیلی راحت خ.دشونو میبخشن و به بازیشون ادامه میدن حالا میخواد پنالتی رو خراب کرده باشن یا هر چیز دیگه..ؤ همون لحظه به خودش میگه اشتباه کردم،اشکال نداره ازش درس میگیرم دفعه بعد بهتر عمل میکنم…یعنی مردم خیلی پذیرفتس براشون که وقتی شما اشتباه میکنی خیلی ضجه بزنی،مثلا بگی من خاکبرسر،من نفهم،من فلان..این چیزاروخیلی دوس دارن بشنون ،اما بر عکسش شما باید نهتنهانخواید به اونا همچین چیزی رو نشون بدید بلکه بگید اشتباه کردم تموم شد رفت..فکرتو پاک کن،سالم کن،و اون مسیر درست رو ادامه بده ..مردمم میخوان خوششون بیاد از این نگاه میخواد بدشون بیاد،تو راه درستو برو،تو فکر درستو بکن،تو مسبر درستو برو،نخواه که از نگاه مردم اون آدم خوبه باشی،نه اشتباه کردی خیلی راحت خودتو ببخش،با خودت در صلح باش،و مسیرتو برو،
ریشه خیلی از اشتباهات همینه که فکر کنیم مردم چی میگن،مردم چه فکری میکنن..
ازتون میخوام که خودتونو ببخشید خیلی ساده و راحت اگر میخواید پیشرفت کنید و اصلام براتون مهم نباشه که از نظر مردم شما یه آدمی هستی که به اشتباهاتت پی بردی یا نبردی و اشتباه جزیی از زندگی آدمه..و این مهم نبودن نظر آدما بسیار بسیار میتونه تو زندگی کمکتون کنه
45- ز جلسه نهم یاد گرفت برای اینکه موفق باشم در زندگی باید از ذهن مراقبت ویژه نمود مانند یک نوزاد که نیاز به مراقبت ویژه ای دارد
46- دنیای درونیِ هر انسانی زیباست و قسمتی از خداوندِ.سعی کن توجهت رو بذاری رو نکاتِ مثبتت.بازهم اینو میگم که یاداوری باشه برای ذهن فرار و چموشِ ما(من مشکلاتِ زیادی تو زندگیم دارم ولی حتی لبهای منم ازشون خبر ندارن)چاپلین اینو گفته و جمله ای هست که همیشه در ذهنِ من مثلِ ترموستات عمل میکنه و کمکم میکنه تا بالانس کنم افکارم رو و اجازه ندم حالم رو بد کنم.
شیطان همیشه در کمین نشسته و با بیشتر شدن آگاهیهای تو اونم آگاهتر میشه و میگرده تا روزنه ای پیدا کنه و نفوز کنه به ذهنت,به دنیایِ آرامشِ مادی.ولی به اون وجودِمعنویت که همیشه با منبآ در ارتباط هست دسترسی نداره.از تمامِ نقطه ضعفهات خبر داره و وقتی میبینه که طعمه آگاهیش بالا هست وحالت خوبه,وجودِ معنوی با مادی در یک راستا دارن حرکت میکنن و حالِت خوبه صریع از اون نقطه ضعفت استفاده میکنه تا حالِت و بد کنه و ارتباطت رو با منبآ قطع کنه.و قطع ارتباط با منبع نتیجه ای جز حال و احساسِ بد نداره.این جور مواقع سعی کن توجهت رو ببری روی نکاتِ مثبتی که داری,اتفاقای خوب و قشنگی که برات رُخ داده,موهبتها و نعمتهایی که داری,و اونا رو ببین.با درونت در ارتباط باش.شاید منم از نظر ظاهری ایراداتی داشته باشم ولی اصلن بهشون فکر نمیکنم.روزانه انقدر اتفاقای خوب میوفته برام که وقت نمیشه به اونا فکر کنم
در جهانِ من همه چیز زیباست خداوندا سپاسگذارم
این جمله خیلی پر محتواست.ی شکر گذاریِ معمولی نبینش
منظورش از دنیای من,لحظاتیِ که من با افکارم و چشمام و گوشهام و لبهام دارم بهش توجه میکنم
خبرای خوب رو میشنوم.به نکاتِ مثبتِ خودم و اتفاقای مثبتی که روزانه برام پیش میاد دائمن فکر میکنم و توجه میکنم.در مورد چیزایی که میخوام حرف میزنم و فکر میکنم.فرکانسِ فکریت و خودت باید تنظیم کنی.رو هر موجی تنظیم کنی همون موج میشه دنیات همون موج میشه چیزایی که تو دنیای تو دارن اتفاق میوفتن و امواجِ ارسالیِ تو رو تشکیل میدن.و نتیجه هم که بستگی به ارسالهای تو داره
47- واقعااااااا این جلسه 8 چقدر عااااالیه خیلی عااااالیه ، خدا خیر و برکت به زندگیت بده!
بخشی از صحبت های سید حسین عباسمنش در جلسه 8 دوره جهانبینی توحیدی 1:
نباید با چیزی که الان هستید بیایید به خودتون بگید که ای بابا، من چجوری میخوام به اون خواسته ام برسم!!!
اون چیزی که الان هست، بخاطر باورهای قبلی توست. بخاطر عملکرد قبلی توست، اون چیزی که الان هست رو اصلا روش حساب نکن، اینا تغییر میکنه!
ینی بدون این چیزی که الان هست نتیجه ی یکسری باورهاست!!!!!! شما باورهارو تغییر بده نتیجه هم تغییر خواهد کرد.
حالا که داری قوانین رو درک میکنی، نیا بگو آقا پس چجوری؟؟؟ من با این شرایط خانوادگی، با این وضعیت مالی و …. چجوری میتونم به خواسته ام برسم!
بحث اینجاست که آقا این چیزی که الان در زندگی تو هست، بخاطر باورهای قبلی که دارید!! این نتیجه اون باورهاست!
اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه هم تا ابد ادامه پیدا میکنه، اما اگر اون باورها رو تغییر بدی و بشینی روش کار کنی و متعهد باشی ! این نتیجه آرام آرام
تغییر میکنه، یکسری ابزارها وارد زندگیت میشه، که با اون ابزاره میتونی به خواسته ات برسی!
مثال: فرض کن وسط یک بیابون نشستی، دست خالی و هیچی هم نداری، ولی میدونی که اگه چند متر زمین رو حفر کنی، به آب و آبادانی و خوشبختی میرسی، اما الان هیچی نداری و با پنجه خالی هم نمیتونی این کار رو بکنی!!!
میای میگی آقا من با پنجه خالی چطور میتونم این کار رو انجام بدم؟ بعد چون فکر میکنی نمیتونی این کار رو انجام بدی و اوضاع همیشه همینه و تغییر نمیکنه!!! پس اون هدف و اون خواسته رو بیخیالش میشی!
ولی اگه باورهات درست باشه، هدایت میشی به 4 متر اونطرف تر و پشت تپه ای، بین علفها و … یه ابزاری، بیلی، وسیله ای پیدا میکنی که باهاش میتونی خیلی راحت زمین رو حفر کنی و به اون خواسته ات برسی!!!
اما چون آدما با اون وضعیت فعلی که دارند ، میخواهند با همون وضعیت به خواسته هاشونم برسند و چون نمیتونن ارتباطی بین وضعیت فعلی شون و رسیدن به اون خواسته ها پیدا کنن، هیچ جوره نمی تونن درک کنن!!!
مگه میشه کسی که الان پول بلیط مترو هم نداره به این فکر کنه که یه ماشین داشته باشه که فقط تعویض روغنش 8-9 میلیون پولش باشه؟؟؟؟!!!! بعد اون نفر میگه آقا من حیرون 50 هزارتومنم، پول مترو ندارم بدم، بعد پول تعویض روغن ماشینم 9 میلیون باشه؟؟؟؟؟ چجوری میتونم به یه همچین خواسته ای فکر کنم؟؟؟
و چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلیش، و اون چیزی که میخواد بنابراین کلا خواسته اش رو فراموش میکنه و حذفش میکنه! بعد به فردی که اون ماشینو داره یا فحش میده یا تهمت میزنه و … اگه هم خیلی ادم خوبی باشه میگه که این خواسته مال از ما بهترونه و من لیاقتش رو ندارم خدا واسه من نخواسته!
* حرف اینجاست، صحبت من اینجاست، اون نگاه توحیدی این جاست، که باور کنید خداوند رو، باور کنید دستان خداوند رو، باور کنید که اگر به اون داده است، پس نتیجه اش اینه که به من هم می تواند بدهد. باور کنید که میتونه زندگی شما تغییر کنه، باور کنید که اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی که الان هست نتیجه افکار و باورهای خودتونه و نه هیچ چیزی خارج از این دایره!!!
اگر شما این رو باور کنید، اونوقت خواسته هاتون رو زنده نگه میدارید، میروید سراغ قدم های کوچک تر، میگین من به اون قدم بزرگه میتونم برسم، به اون ماشین خاص و …! حالا آرام آرام با باورام اول میام به یه خواسته کوچکتر که واسه ذهنم منطقی هست میرسم. بعد که به اون رسیدم ، از رسیدن به اون و از انرژی و اشتیاق و قدرت باوری که از رسیدن به اون ایجاد شده استفاده میکنم و می روم سراغ خواسته بزرگتر و همینطور ادامه میدم تا به خواسته ام که اون ماشین خاص هست برسم. (تو مثال قبل اون فردی که پول مترو هم نداشت اول باوراش رو درست میکنه و به یک پراید میرسه، بعد از انرژی رسیدن به اون به یه ماشین بهتر و همینطور ادامه میده تا به اون ماشین خاص و گرون قیمت میرسه!!!)
سوال اینجاست که چه وقت به خواسته بزرگ و خاص خودت میرسی؟؟؟
وقتی که باور داشتی شرایط خودت رو داری خودت رقم میزنی!!! باور داشتی خداوندی که به اون داده به تو هم میدهد!!! و باور داشته باشی که شرایط فعلی تو قراره تغییر کنه، وقتی که تو تغییر میکنی! ابزارهات قراره تغییر کنه! آدم هایی که تو زندگیت میان قراره تغییر کننن!
ینی همه چیز تغییر میکنه اینقدر ایستا نبینید شرایط فعلی تون رو، اینقدر غیرقابل تغییر نبینید شرایط الان خودتون رو!!! بابا همه چیز تغییر میکنه وقتی باورهای تو تغییر میکنه!
شرایط فعلی تو ماحصل باورای گذشته تو هست ماحصل فرکانس های گذشته تو هست! به ماقدمت ایدیهم هس به قول قرآن، به واسطه آنچه که ارسال کرده ای هست!!!
بارها و بارها خداوند در قران میفرماید که هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمی کند، هر آنچه بدست میاری و روبرو میشی باهاش، به ما قدمت ایدیهم، به ما کانو یعملون هست.
اینا اون نگاه توحیدی هست که میشه تو زندگی فردی ازش استفاده کرد!!! نگاه توحیدی فقط بحث این نیست که ما تو کلاممون بیاییم خدا خدا کنیم و بگیم خدایا تورا دوست دارم ، خدایا تورا میپرستم و … نگاه توحیدی ینی باورکنیم دست خداوند رو در زندگی خودمون، که وقتی باورمیکنی عمل میکنی!!!!
بحث اصلا بحث حرف نیست، وقتی که من باور میکنم، من دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو تو زندگی من میاره،پس اتفاقات میتونه تغییر کنه!!! اونوقت هست که من بلند میشوم و حرکت میکنم، اونوقت هست که من اون ایده های جدید رو ایجاد میکنم! اونوقت هست که من قدم هارو برمیدارم، وقتی که خدارو باور کرده باشم!!!!!!
وقتی که باورکرده باشم این اتفاق میوفته، اگر باور نکرده باشم که من قدم برنمی دارم!!!! میگم آقا اول اون اتفاقه بیوفته بعد من قدم هارو برمیدارم. مثل همون داستان بنی اسرائیل: که به موسی گفتن از خدای خودت بخواه که به ما مرغ و عدس و غذاهای خوب بده، خدا به موسی گفت، برید وارد این شهر بشید همه چیزایی که میخواهید اونجا واستون هست!!!
از اون بالا که مرغ و غذاهای خوب نمیندازن پایین براتون!!! بهتون گفتم چیزی از اون بالا نمیوفته پایین از طرف خدا(منظور معجزه به این شکل که یه کیسه پول از بالا بیوفته پایین وجود نداره) موقعیتش فراهم شده و تو مدارت رو تغییر میدی! حالا تو باید باور داشته باشی که بخوای حرکت کنی دیگه! باید باور داشته باشی که تو اون شهره هست . بنی اسرائیل گفتند نهههههه!!!! اون شهر یک حاکم قوی داره که ما بریم اونجا تیکه پاره مون میکنه! موسی تو بیا با خدای خودت برو تو اون شهر و بزن همه چی رو درست کن، اون غذای خوشمززه رو هم بزار رو گاز بپزه، زعفرونم بهش بزن، آماده شد یه تک زنگ بزنی یا پیامک بدی ما همه با هم میریزیم تو شهر!!!!
خدا هم گفت بخاطر این بی ایمانی تون تا ابد باید سرگردان باشید!!!
ایمان ینی که من میدونم ، به من گفته اون موقعیت هست! تو حرکت کن!!! وقتی ما میگیم شرایط تغییر میکنه، اگر تو باور داشته باشی اینو شروع میکنی به کار کردن روی خودت ولی اگر باور نداشته باشی میگی: آقای عباسمنش!!! یچیزی میگیا! حالا من بیام رو باورام کار کنم ، نگاهم رو عوض کنم و… من که میدونم همه چی همین جوری میمونه!! و تغییر نمیکنه پس چرا رو خودم کار کنم؟؟؟؟؟؟
ولی وقتی من باور داشتم که آقا شرایط تغییر میکنه، حالا که من یه کوچلو رو خودم کار کردم و یه عالمه اوضاع من بهتر شد، پس من اگر یذره بیشتر و با اطمینان و باور بیشتر رو خودم کار کنم چقدر میخواد اوضاع بهتر شه؟؟؟؟؟
این کار کردن رو باورها هم ذهنی هست و هم عملی . هم اینکه رو باورات کار میکنی، خدا واقعا گفته که توی اون شهر غذا هست و هم اینکه بلند بشی بری تو اون شهره! بری و حرکت کنی! ولی بعضیا میگن نه! اول اتفاقه بیوفته بعد من باور میکنم. نخیر اینجوری اتفاق نمیوفته!!!!
به همین دلیل من تمام سعی ام این بوده که در شما این باور رو ایجاد کنم که شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید. آگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام می دهید، من سعی میکنم اون قسمتی رو که ناآگاهانه داره اتفاق میوفته رو به شما بگم که شما اون قسمتارو هم آگاهانه به نفع خودتون تغییر بدید.
بعد به این شکل می تونید زندگیتون رو به اون شکل که میخواهید خلق کنید، یکی از اون راه هایی که خواسته های شما رو ایجاد میکنه،اینه که شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و بجای حسرت خوردن، لذت ببرید و باور کنید و اینو سنده واقعی بودن خواسته هاتون بدونید. اگر برای فلانی اتفاق افتاده پس برای منم میتونه واقعی بشه! من فقط باید تو مدار قرار بگیرم.
همه چی تغییر میکنه وقتی تو مدارت رو تغییر میدی! تو به همه چی میتونی برسی! همه چیز رو میتونی داشته باشی! ولی باید بتونی مدارت رو تغییر بدی. راهش اینه و راه دیگه ای هم نداره، به همین دلیل هست من دوست دارم یسری الگوهارو به شما نشون بدم حالا هم از زندگی خودم هم از زندگی دیگران!!! که اولا بدونی میشود به این خواسته ها رسید و اینکه باید چه باورهایی ایجاد کنی تا به اون خواسته برسی، این مسیری هست که من دارم طی میکنم و امیدوارم که شما هم با من طی کنید.
48- خدا رو شکر که ایران خودمون اینقدر قشنگه، چهارتا فصل داره، تویه زمستون برف داریم، جنگل داریم، کویر داریم، کلی جزیره داریم، بناهای تاریخی داریم که قدمت چند هزار ساله داره، اینقدر مردم خونگرم و صبور داریم و کلی نعمتهای کوچیک و بزرگ دیگه که خدا رو صد هزار مرتبه شکر………. وقتی که نعمتها همیشه جلوی چشممون هستن و برای ما عادی میشن و ما میخوایم ازشون فرار کنیم و به جای دیگه پناه ببریم، حکایت من و هم کلاسی های مدرسه زبانمون بود. خوشبختانه من از هر کشوری یه اطلاعات جزیی و مختصری دارم و باعث میشد که سریع سر صحبت رو باز کنم. آقا من با این تایلندی ها که ماشالا تعداد قابل توجهی هم بودن که صحبت میکردم، یکی دوتاشون جمله خیلی عجیبی گفتن، گفت به من که دبی از تایلند خیلی قشنگ تره، منو میگین : واااااا ، مگه میشه ، مگه داریم، چطوری حساب میکنی؟ این بنده خدا گفت که تایلند همش درخت داره، همش بارون داره، همش سبزه …… ولی دبی قشنگتره چون درخت نداره، بارون نداره، همش آفتابه …… یا یه همکلاسی برزیلی داشتم که عاشقانه دبی رو دوست داشت و با برج خلیفه حااااال میکردا و مثلا میگفت که نمایش فواره ها رو دیدی که نور پردازی و رقص داشت؟ خیلی محشره …… واااااا ……. بابا همه مردم دنیا عاشق فستیوال رقص برزیل هستن ، اونوقت داداشمون میگه که این رقص نور فواره ها محشره، بی نظیره، خارق العادست …..
“اول باید با محیطی که الان هستی در صلح باشی و لذت ببری” ، همون جا بود که من این جمله استاد رو بهتر فهمیدم و درک کردم.
49- استاد دیروز نجواهای شیطان اومده بود سراغم یه ذره حالموو بد کرد و هر کاری میکردم اونجوری که باید آروم نمیشدم،رفتم یه دوش گرفتم ،استاد شاید راتون عجیب باشه ولی من همیشه وقتی زیر دوش آب هستم کلی احساسم خوب میشه،یعنی تا یه کم حالم گرفته میشه میرم دوش میگیرم،دیروز یه عالمه با خدا حرف زدم اصلا دلم نمیخواست از حموم بیام بیرون انقد قشنگ و بلند صداشو میشنیدم که حد نداره،بهم میگفت من همیشه هواتو دارم،نگران چی هستی؟تو بنده خوب منی،من تو رو هدایت کردم مگه میشه ازت غافل باشم و من فقط اشک میریختم دوست داشتم ساکت باشم تا اون حرف بزنه ولی باورتون نمیشه اونم از من سوال میپرسید ،یه مکالمه طولانی داشتیم،جوری که وقتی دوش گرفتنم تموم شد دیگه حتی یه ذره هم حسم بد نبود ،قبلا فک میکردم این نجواها توهمات ذهن خودمه ،ولی نه…دیروز خیلی نزدیک بود ،ازش پرسیدم کجایی،گفت من از رگ گردن بهت نزدیکترم ،اصلا من خودتم ،درون خودت ،،گفتم خدایا هدایتم کن اگه این ندا و صدا متعلق به خودته،،گفت نشونه ها…همه جا پر از نشونست،مث یه دوست بهم آرامش داد ،دلداری داد..صبر کن من همه چیز رو برات هموار میکنم ،تو بنده خوب منی،تو اون چند دیقه من انگار تو خواب بودم باورتون نمیشه حتی الان مکالمه دقیقمون هم یادم نیست فقط همین چندتا جمله یادم بود که نوشتمش ،آخرش هم خواستم برام یه نشونه بفرسته که نشونش رو خیلی سریع برام فرستاد..آخر شب موقع خواب فایل جلسه 6 رو گوش کردم و استاد واااقعااا با تمام وجود درکش کردم ،هر وی بگم این جلسه عالیه کم گفتم ،اون جایی که میگین حتی وقتی شرایط زندگیت هم خوبه میاد و تراژدیای عجیب غریب درست میکنه دقیقا دیروز همین کارو داشت میکرد ولی همون لحظه یاد حرفای شما افتادم ،که تا نجواها اومد باید باورای خوبتو تکرار کنی باید کنترلش کنی،وگرنه انقد میترسونتت که حست بد میشه ،خیلی خوشحال شدم که دیروز خدا کمکم کرد و باهام عاشقانه حرف زد..خدارو شکر میکنم که این دوره رو تهیه کردم واقعا ارزش این جلسات از مبلغی که براش در نظر گرفته شده خیلی بیشتره ،،و اگه کسی این دوره رو نگرفته پیشنهاد میکنم تعلل نکنه ،این دوره ده جلسه نیست بیست جلسست بیست جلسه ای که ارزشش رو تا نشنوی درک نمیکنی .که هر بار بخشای اولو دومو گوش میکنی واقعا چیزای جدیدی میفهمی،و باید تکرار کنی اونقدر تکرار کنی که با گوشت و پوست و استخونت عجین بشه ..این سفری که شروع کردیم شاید با جلسه دهم ظاهرا تموم بشه ولی در واقع این سفر بی انتهاست،سفری نیست که تمومی داشته باشه،فقط میتونم بگم بهترین سفری بوده که تو عمرم تجربه کردم..وقتی خودمو با قبل دوره مقایسه میکنم میبینم چقد تو طول مسیر اتفاقات خوب برام افتاد ..چقد به خدای خودم نزدیک شدم ..و اینا همش لطف و رحمت خدا بود ..
50- جلسه 9 رو امروز داشتم میدیدم و قسمت دومش تکمیل کننده ی بخش اول بود.یعنی تا اعتمادِ من نباشه بازم سیستم کار نمیکنه تو زندگیم.باید من اعتماد کنم و خودم رو در اختیارش قرار بدم تا اون بتونه کارش رو انجام بده.مثلِ دکتری که اجازه میدم تا عملم کنه.مثل پولی که پرده میذارم بانک تا سود بیاد روش.تا من اون پول رو نذارم که سودی تعلق نمیگیره بهش.
وقتی از درون به خدا میسپارم همه چیز اوکی میشه و سیستم شروع میکنه به کار کردن.حتی هدایت شدنها و الهامات هم تا بهشون عمل نکنم کار ساز نمیشن.
فایلِ اولِ جلسه 9 که آخرش استاد گفتن باید مو به مو به فیلها گوش بدم و نکته برداری کنم و باورها رو بکشم بیرون واقعآ عالی بود اینم خیلی قفلها رو باز کرد برام که چجوری از فایلها بیشترین استفاده رو ببرم
ممنونم استاد که انقدر صریح و ساده سیستم و برام توضیح میدی.این جلسه 9 ی جورایی گفت کمتر حرف بزن و عمل کن به دونسته هات.
51- عباسمنش ولی تو خیلی با معرفتی که از ترسهایت شکست هایت و زندگیت صادقانه میگویی از ارتباطت با پدرت و… صادقانه میگویی تا به دیگران کمک شود اهل ژست و فیلم و کلاس نیستی اینها عالی است
من در این دوره خیلی چیزها فهمیدم اما مهمتر از همه اینکه خیلی از نرسیدنهایم بخاطر طی نکردن تکاملم بوده و دیگر اینکه همیشه دنبال جادو و فرمولی بودم که وجود نداشت هم در nlpهم در هیپنوتیزم وهم در cbtو هم در اناگرام و… بیش از 20 مدرک معتبر دارم و بخاطر همین وقتی میگویی جادو نیست وباید سیر تکامل طی شود را می فهمم و به نشانه ی عمر تلف شده سر تکان میدهم وقتی در مورد باورهایی میگویی که زورمان می آید تغییر دهیم وهمان ها مانع می شود می فهمم چه میگویی
آن فردی که در موردش گفتید که قرار بود دیوید کاپرفیلد ساز شود را من هم دیدم و با او صحبت کردم یکی از همایش هایش در همان ساختمان بعد از میدان ولیعصر بود که من کلاس nlpمی رفتم 50 هزارتومان آن زمان برای هرجلسه می گرفت ولی یادمه هیچ کس پیشش نرفت یا اگر هم رفت من ندیدم ولی پرسروصدا آمد و غیب شد مثل خیلی از دروغهای دیگر
در کل من هنوز هروقت شما را می بینم آن جوان از بندرعباس آمده را به یاد می آورم و به مرور میخواهم محصولات شما راتهیه کنم وگاهی فکر میکنم اگر آن سال از بندرعباس به تهران نمی آمدی چقدر الان جایت خالی بود و چه آدمهایی که نیامدند ، اقدامی نکردند والان جایشان خالی است آخرین توصیه استیو جابز را از شما می خواهم:
سید جان همیشه دیوانه بمان وهمیشه گرسنه بمان
52- دوست عزیزم سلام برات آرزوی تندرستی و دنیایی از آرامش دارم با خودم فکر میکنم خدایی که میتونه از هیچ خلق کنه، خدایی که میتونه از یه نطفه کودکی رو بیافرینه و بهش دست و پا و قلب و چشم و…بده حتما میتونه مورد تو رو هم حل کنه چه اهمیت داره که دکترها چی میگین اونها وقتی علمشون قد نده به چیزی که می بینند میگن دیگه راهی نداره، (با احترامی که برای همه ی دکترها قائلم) ولی مادرم بارها شد که بیماری هایی گرفته بود که دکتر ها کامل جوابش کرده بودند و گفته بودند تا چند روز دیگه بیشتر زنده نمی مونه ولی هر بار معجزه وار سلامتی شو به دست آورد، تو میگی موردت مادر زادیه ولی شاید یه کودک تازه متولد شده بتونه یه الگوی خوبی باشه برای تو تا سلامتیتو به دست بیاری، این خدا همه کاره ست، این خدا بهترین طبیبه،احساس میکنم این خدایی که میتونه یک کودک رو در تاریکی شکم مادرش بسازه بتونه سلامتی رو به تو برگردونه،
53- سلام استاد عزیزم و دوستای خوبم از وقتی اولین جلسه فایل 9 رو دیدم مرتب دارم گوشش میکنم و نشانه های خیلی عاااالی دارم میبینم و این بهم نشون میده که راه و درست دارم میرم و آرام ارام باورهام داره تغییر میکنه، مرتب با خودم تکرار میکنم که ستاره خودتو به خدا بسپار و به الهاماتی که بهت گفته میشه عمل کن و تو یک درصد کارارو انجام بده خدا 99 درصد کارارو برات میکنه، مدام با خودم زمزمه میکنم خدا راه رو نشونت میده خدا به بی نهایت طریق درهارو برات باز میکنه میگم ستاره تو عقل ناقصت به خیلی چییییزا نمیرسه ولی خدایی داری که از همه چیز آگاهه میتونی به اون توکل کنی و به همه چیز برسی و اون همه درها رو برات باز کنه و همه دلهارو برات نرم کنه یا اینکه میتونی رو عقل خودت حساب کنی و با اون پیش بری و به ناکامی ها برسی. بچا فکر میکنید چی شد؟ دیروز یکی از دوستام زنگ زد و گفت ستاره دختر خاله ام توی اینترنت خیلی فعاله و خیلی خوب میتونه کارای فروش رو انجام بده و به من پیشنهاد داده گفته من هنرشو ندارم شما که هنرشو دارید بیاین با هم یه تیم تشکیل بدیم شما به من کار برسونید و من میفروشم. حتی گفته یه سری مشتری خاص دارم که یه سری لباسهای خاص میپوشند و درویش مسلک اند و اونا دنبال یه سری لباسهای چاپی اند بیاین روی تیشرتا چاپ بزنید و فروشش با من و من خیلی خنده ام گرفته بود گفتم خدا جونم تو به هزاران طریق میتونی به ما روزی برسونی، من فقط یکم روی این باور کار کردم و نشانه هاشو دیدم. حتی توی این اوضاعی که همه دارن از کارشون مینالن شوهرم کلی سفارش کار داره میگیره به لطف خدای مهربون هرروز میاد و میگه رفته بودم اندازه گیری و کلی سفارش میگیره، همه چیز باوره همه چیز ایمانه همه چیز توکل به رب العالمینه خدایا شکرت که نتیجه توکل و کار کردن روی خودمو همیشه داری نشونم میدی خدایا شکرت که من میتونم به تو توکل کنم و خیللم راحت باشه که تو همه کار برام میکنی. استاد ممنونم که به ندای قلبیتون گوش میکنید و به ما هم یاد دادین که همه ی ما این خدارو این ندارو بهش دسترسی داریم ممنون که خدا رو بدون هیچ پیچیدگی باور کردید و به ما همیاد دادین که این خدای ساده و بدون هیچگونه پیچیدکی رو باور کنیم و به سعادت برسیم. ممنون که راه تکامل رو درک کردید و یاد ما هم دادین که این مسیر یه سیر تکاملی داره و باید قدم به قدم این مسیرو طی کنیم تا آرام آرام مدارمون بالاتر بره. ممنون که یادم دادین توی هر مداری که قرار بگیرن خدای من بهترین مسیر رو نصبت به همون مدارم بهم الهام میکنه و من عمل میکنم و یه قدم بالاتر میرم و بعد دوباره بهترین الهام در مدار بعدی ووو…. این مسیر همینطور طی میشه و قدم قدم مسیر طی میشه. استاد چقدر این دوره منو رشد داد خداروشکر که در فرکانس دریافتش بودم از خدا میخوام همواره کمکم کنه تا توی این مسیر ثابت قدم باشم و به آنچه که آموختم عمل کنم. خدایاشکررت.
54- سلام
از کامنتهای دوره جهان بینی خیلی چیزا یاد گرفتم خیلی مواقع اسکرین شات میگرفتم و امروز همه رو مرور کردم ،و حسم گفت اونهارو بنویسم،خیلی از ماها یه لحظه یه احساسهایی میاد سراغمون یه الهاماتی بهمون میشه که تو قسمت نظرات مینویسیمش و شاید بعدا یادمون بره چی گفتیم،چی نوشتیم..امروز وقتی داشتم اسکرین شاتهارو میخوندم با خودم میگفتم باباااا دمتون گررم چقد نکات مهمی نوشتین و دلم خواست خلاصه همشونو بنویسم البته خیلی خلاصست..نمیشد همه رو نوشت ،بعضیاش باوره،بعضیاش شعره،بعضیاش یه آیه از قرآنه بعضیاش حرف دله.بعضیاشم جمله های خود استاده…ببخشید اگه اسمهارو نمینویسم چون اسکرین شاتهارو فقط از متن گرفتم ولی میخوام از همتون تشکر کنم که انقد آگاهین و تسلط دارین بر قوانین …اینها همه حرفاییه که شما نوشتین و یه حسی بهم گفت باید بنویسیش و تشکر کنی..از کامنتها خیلی چیزها یاد گرفتم پس به نام الله یکتا شروع میکنم و امیدوارم لذت ببرید
√و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو من نزدیکم…و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند
از کامنتها یاد گرفتم که :
√هیچ تجربه و اتفاقی در زندگی ما بی دلیل نیست و زمانبندی خداونددقیقه و همه اتفاقات زندگیمون مثل زنجیر به هم متصلن
√آموختم:
اگر هر قدمی که بر میدارین یا هر پولی که هزینه میکنین یا هر آموزشی که ثبت نام میکنین اصلا به نتایج متعارف و روتین اون موضوع نگاه نکنید ،شما فقط حرکت کنید و اصلا نوع و مقدار نتیجه را تعیین نکنید اونوقت از تودل اون ماجرا یه دری براتون باز میشه که شگفت زدتون میکنه پش شما فقط حرکت کنید
√آموختم:
تو پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
آموختم
√خدا همیشه همراه منه،از همه چیز آگاهه،جواب همه سوالات رو میدونه و در حل مسائل میتونه کمکت کنه،هیچ وقت منو ترک نمیکنه هیچ وقت رابطش با من قطع نمیشه
آموختم:
√وقتی احساست خوب باشه اونوقته که رسیدن به هدف برات طبیعیه
آموختم:
√هر سرمایه گذاری که رو خودت انجام بدی بهترین سرمایه گذاریه،و یه کار رو فقط بخاطر پولش قبول نکن.
آموختم
√باید مثبت فکر کنی،باید مثبت حرف بزنی،مثبت ها رو بخونی و ببینی تا درونت و روحت بزرگ شه …وقتی چشمات فراوونی رو میبینه ،گوشهات فراوونی رو میشنوه ،توجه به فراوانی داری دیگه چیزی به نام کمبود تو ذهنت باقی نمیمونه چون دائما داری فراوانی رو میبینی،وقتی تمام مویرگهای افکارت رو با باور فراوانی پر میکنی به طرف فراوانی کشیده میشی
آموختم:
√نشونه ها واضح هستن،مثل معجزه میمونن اما کوچیکن…و تو باید تاییدشون کنی،یادداشتشون کنی و سپاسگزار باشی.
آموختم√
خواسته هاتو بنویس:تصور کن،و ازشون لذت ببر اما خودت رو رها کن
آموختم√
ایمان داشته باشیم،و دقیقا به وقتش به خواسته هامون میرسیم و پاداش ایمانمون رو میگیریم و این وعده خداست
آموختم √
از اتفاقات کوچیک کیف کن و لذت ببر انقدر که کل صورتت رو لبخند بپوشونه
آموختم:
همیشه باید به کار کردن روی باورهات ادامه بدی حتی بعد اینکه به خواسته هات رسیدی
آموختم:
روش رشد کردن چند مرحله اس:
حذف علفهای هرز(افکار منفی) ..دادن کود و موادمغذی(باورهای درست) …کنترل ونظارت (کنترل ورودیهای ذهن) …تمرکز بر رویش گیاهان و میوه ها (تحسین موفقیت ها،نعمتها،ثروتها،و شکرگزاری بابت آنها) این انتخاب ماست که تبدیل بشیم به علف هرز یا یه درخت پربار..
آموختم√
خدا به هزاران طریق به من نعمت میده ..من خالق زندگی خودمم ..من اونچه رو که میحوام خلق میکنم و لذت میبرم..
آموختم:
خدا به بنده اش میگوید
مهربان باش…با دیگران مهربان باش،زیرا من آنهارا نیز به اندازه تودوست دارم ..مممکن است مثل تو لباس نپوشند،یا مثل تو صحبت نکنند یا به شیوه تو زندگی نکنند ..اما من عاشق همه شما هستم
آموختم:
برای بهترین بودن باید تمام وجودترو روی اون کار بذاری،و فقط روی اون کار تمرکز کنی و رمز موفقیت ایجاد باورهای درسته ،باید تصمیم بگیری و رها کنی چیزایی رو که مانعت هستن ..
آموختم:√
خدا دلهارو برام نرم میکنه…
خوشبختی همین قطعات کوچک خوشی و شادیست که خداوند وارد زندگی من میکنه
آموختم√
راه حل صحیح موفقیت اینه که اشتیاق شما به پیروزی بیشتر از ترس شما از شکست باشد
آموختم:
آگاهانه هر لحظه دنبال نشانه های فراوانی در زندگیم باشم
آموختم:
من از هر چه در این دنیا رنگ تعلق داره آزادم …من فقط روی خدا حساب میکنم
آموختم √
من به همه خواسته هام در زمان و مکان مناسب میرسم
آموختم √
باید برای خودمون و به سبک خودمون زندگی کنیم
آموختم√
کل زندگی همینه،خواسته هاتو مشخص کن ،باورهاتو درست کن،و خلق کن اون چیزی رو که میخوای ،و با خلق هر کدوم یه پله به خدا نزدیکتر شو..
آموختم :
انسانها نه دوستان تواند و نه دشمنان تو آنها فقط معلمان تو هستند
آموختم: √
هر اتفاقی که میفته همواره به نفع منه ،من همیشه در مکان مناسب در زمان مناسب و در روابط درست هستم
آموختم :√
هیچ چیز نیست که نتونی باشی،،هیچ کاری نیست که نتونی انجام بدی،هیچچیزی نیست که نتونی داشته باشی…
تو باشکوه ترین ،عالی ترین ،پر رزق و برکت ترین موجودی هستی که خدا خلق کرده،اما خودت نمیدونی چی هستی..و تو تصور میکنی خیلی کمتری..بذار اینو بهت بگم این تو هستی که انتخاب میکنی که چه کسی و چه چیزی هستی و میخوای باشی
√آموختم:√
شاید من مشکلات زیادی داشته باشم ولی حتی لبهای من هم از اونها بیخبرند.
آموختم:√
[نخواه که ترسی نباشد فقط ایمانی راسخ را بخواه که بر ترسهایت غلبه کند]
و آموختم و آموختم و آموختم…خیلی وقتها با کامتتهاتون خندیدم،اشک شوق رریختم،افتخار کردم،و کلی با خوندن کامتهاتون حسم عالی شد..خیلی چیزارو یاد گرفتم که اسکرین شات نگرفتم …یاد گرفتم فقط خدا رو ببینم حتی تودل تاریکی شب،و توکلم فقط به خودش باشه..
یاد گرفتم وقتی سفر میکنم فقط به زیبایی ها توجه کنم..
یاد گرفتم نشونه هارو هر چند کوچیک تایید کنم..و چشمم فقط زیبایی هارو ببینه ..ممنونم از استاد عزیزم و همه خواهر و برادرای خوبم که تو این سفر همراه بودن چه اونایی که دوره رو تهیه کردن و چه اونایی که دورادور کامتتارو خوندن و تشکر کردن..آقای مرادی نظیف،آقای حکمت،تینا خانوم …براتون شادی و سلامتی و ثروت رو از خدا میخوام
و آخر کامنتتم با شعر زیبایی که یکی از دوستان نوشته بود تموم میکنم
خواجه مقبل که ز خود غافلی…
خواجه نه ای..بنده ناقابلی
از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی،به خدایی رسی…
55- یه پیام از حاج اسماعیل دولابی بهم رسید… اگر یک شخص غنی که به او اطمینان داری به تو بگوید نگران نباش و غصه ی بدهی هایت را نخور خیالت راحت باشد من هستم… ببین این حرف چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت میشوی، خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته «آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست»
56- سلام
دیشب یه مستند داشت از تلوزیون پخش میشد نمیدونم کدوم شبکه بود ولی خیلی باورای قشنگی میشد از توش پیدا کرد..جالبه من اصن تلوزیون نمیبینم ولی دقیقا دیشب اون حرفی که تو جلسه یک قانون آفرینش گفتین برام تداعی شد ((اگه لازم باشه چیزی رو از تلوزیون بشنوم میشنوم که همراستا با قوانین باشه)) خلاصه این مستند مربوط میشد به یه روستا تو خراسان که مردمش کاشت زرشک داشتن و یه نفر تو اون روستا اومده بود یه کارگاه کوچیک درست کرده بود و 25 نفر رو تو همون کارگاه استخدام کرده بود برای اینکه این زرشکارو بسته بندی کنن البته به گفته خودش این 25 نفر فقط داخل کارگاه کار میکردن و اشخاص دیگه ای هم بودن که خارج کارگاه بقیه کارارو انجام میدادن ،خیلی برام جالب بود،حسم گفت ببین این برنامه رو باید ببینی،خلاصه نشستم و تا آخرشو نگاه کردم یه زمین خیلی بزرگ پر از زرشک که باور فراوانی رو تقویت میکرد اونم تو یه منطقه ای که بیشترش بیابون بود و جای فوق العاده گرمی بود …و مردم اون روستام راضی بودن از کسب و کارشون بعد از اون با یه آقایی مصاحبه کردن که این آقا اومده بود از انرژی خورشید برق تولید میکرذ و میفروخت به اهالی اون روستا ،و جالب بود میگفت شما اگه یه خونه 500 تومنی داشته باشی نهایتا هر ماه یه اجاره کمی رو میتونی ازش در بیاری و این پولت راکد میمونه و 500 تومنت در عرض دو سال نهایت دویست تومن میاد روش ولی من با این کار در عرض دو سال میتونم این 500 تومن رو دو یا سه برابر یا حتی بیشتر کنم،و با اینکه تو منطقه محرومی زندگی میکرد چقد ذهن این آدم باز بود ،باورش این بود که از هر چیزی میشه پول درآورد …یه قسمت دیگه از برنامه رفتن تو کویر همین آقا میگفت اینجا زیاد گردشگر میاد ایرانی و خارجی،و میگفتش که به یه جوون سپردم که بره موتور چهارچرخ بخره و بیاره و ساعتی اجاره بده و از اجاره اون پول منو هم بهم بده..اینجوری هم دست یه آدم دیگه رو دادم به کار هم خودم سود میکنم..
یه قسمت دیگش اینا سوار ماشین بودن و از کلی کویر و بیابون گذشتن و رسیدن به یه جایی که پر از درحت و آب بود باز همین آقا میگفت اینجا رو کمتر کسی میشناسه ولی اهالی همین منطقه و گردشگرای خارجی میشناسنش و گونه های خاص جانوری و گیاهی اینجا هست ،میگفتش که اینجا یه چشمست که شما حتی اگه یه ذره از خاک اینجا رو بزنی کنار از زیرش آب در مباد بعد میگفتش که تنها مسئله که برای گردشگرا وجود داره اینه که وقتی میان اینجا نمیتونن شب بمونن چون جایی درست نشده که بتونن شب اتراق کنن برای همین تصمیم گرفتم یه چندتا کلبه و اتاق بسازیم که بتونیم اجارش بدیم..حالا فک کنین این آقا از چندتا چیز ساده چقد راحت تبدیل به کارآفرین شده بود ،اون قسمت سرسبزی که تو بیابون بودو داشتن با ماشسن میرفتن همش تو ذهنم میگفتم اینا چه کار مزخرفیدارن میکنن این همه بیابونودارن میرن که به کجا برسن خب معلومه همش خشکیه دیگه..ولی وقتی رسیدن به اون جای سرسبز واقعا تعجب کردم چطور تو دل بیابون یه عالمه درخت و تازه یه چشمه وجود داره که انقد زیباست..و جالبتر اینکهگردشگرای خارجی میشناسنش ولی ما که تو ایرانیم هنوز نفهمیدیم که همین مملکت خودمونم پر از زیبایی و ثروت و فراوانیه و یه آدم تونسته از همین محدودیتهایی که به چشم ما محدودیته کلی پول دربیاره..اسم مستنده نمیدونم چی بودولی چندتا درس داشت برام
1..مهم نیست تو چه منطقه جغرافیایی داری زندگی میکنی مهم اینه که باورت راجب پول درآوردن چیه
2.از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین چیزا میشه پول ساخت
3.ثروت و فراوونی همه جا هست کافیه بخوای ببینیش و باورش کنی…
خدایا شکرت که قدرت درک این مسائلو بهم دادی و شکرت که بهم فهمونذی باید جور دیگه ای ببینمو درک کنم .
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
بنام خدا
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته
بازم خدارو شاکرم که امروزم دوتا از فایلهای گوش دادم و کلی نکته ازش گرفتم
باور باور باور ..باز از باور گفتین استاد عزیز
و من هنوز نیاز به کارکردن روی خودم دارم ولی نمیدونم چجوری فقط دارم گوش میدم و سعی میکنم ذهنمو کنترل کنم
یه شریکی داشتم که خیلی بداخلاق بود و من امروز قبل گوش دادن به این فایل ازش جدا شدم
البته پشیموننیستم که راحت شدم و حالم خیلی بهتر شد حتی با خوبی جداشدم نه ناراحتی و بحث
ولی الان فهمیدم من بودم که اون شخصیت عصبی طرف رو میکشیدم بیرون و صد مقصر خودمم چون تو روابط ضعیف هستم از خدا میخام هدایتم کنه بتونم تمرینشو انجام بدم تا دیگه به مشکلی برنخورم
خداروشکر باز همین امروز کار جدید گرفتم و باز استارت میزنم و موفق میشم البته با تمرین روی باورهام و گوش دادن به فایلهای استاد عباسمنش کسی که زندگیش پر نتیجه
مکانی که توش بودم آدمهای نا مناسب توش بودند و من از خدا خواستم هدایتم کنه شرایط واسم فراهم کنه قرآن بخونم رو خودم کار کنم و امروز این اتفاق افتاد و من گفتم حتمن خیره و خوشحال شدم
چند وقته دارم شبی دوساعت فایل گوش میدم مینویسم
درخواست میکنم
و فکر کنم این موضوع خارج از باورهای مخرب روی روابطم ..جواب خداست بهم که دورم خلوت بشه و من بتونم قرآنم بخونم چون دیشب ازش خواستم شرایط واسم مهیا کنه قرآن بخونم رو خودم کار کنم و موفق بشم خدا درخواستم رو بهم داد و من تسلیمم در برابرش
و ازش میخوام خودش هدایتم کنه که بتونم روخودم کار کنم و بپذیرم کل شرایط زندگیم دست خودمه و راه رو واسه درست کردنش برام راحت کنه خدایا شکرت
من میخام شروع کنم باز و با باور درست خودت باید کمکم کنی
تو پای در ره بنه و هیچ مپرس
که خود راه بگویدت که چون باید کرد
من خیلی بدردم خورد این جمله ها من باید شروع کنم و کاری به چیزی نداشته باشم و توکل کنم
خودش بهم میگه چیکار کنم
الان توی ترمینال هستم دارم میرم خونه تا یه استراحت کنم و استارت بزنم اینو مینویسم تا یه روزی بیام بخونمش و مقایسه کنم خودمو با این کامنتی که گذاشتم
سلام استاد
من بشدت با حرف قرض موافق هستم خودمم هم اینطور هستم که وقتی ضامن کسی می شم خودم اماده این میکنم که قسط بدم یعنی هندازه توانم ضامن میشم و در رابطه پول قرض هم اصلا اینکه برگرده حساب نمیکنم و کمتر پول دستی به کسی میدم خود به خود
بنام رب خالق
گام سیزدهم
ـ قانون رهایی یعنی نچسبیدن بخواسته یعنی فک نکنم تا وقتی ب ان هدف نرسیدم زندگی مزخرفه. یعنی سپاسگزاری توجه ب داشته ها و لذت بردن از زندگی.
ـ افکارو باورهاست ک اتفاقات رو رقم میزنه
ـ مکان هیچ تاثیری در موفقیت نداره از همون جایی ک هستیم شروع میکنیم و شرایط بهتر میشه.
ـ اون مهاجرتی خوبه ک تو شرایط عالی باشیم و بخوایم بیشتر پیشرفت کنیم و یه پله بالاتر بریم و مهاجرت کنیم. مهاجرتی ک از روی اجبار و فرار از مسائل باشه فایده ای نداره. فک نکنیم با مهاجرت همه چی درست میشه. ادم بدبخت هرجا بره بدبخته چون ما هرجا بریم شخصیتمون رو باخودمون میبریم.
ـ همه ادما یه شخصیت باحال دارن و یه شهصیت مزخرف. این ماهستیم ک شخصیت مدنظر رو برانگیخته میکنیم با فرکانسامون. ادمی ک براخودش ارزش قائل شه و خودش رو دوست داشته باشه همون رفتارو از جهان میبینه
ـ باور ، عمل بوجود میاره تا زمانیک احتمال ندیم باور نداشته باشیم فلان کار جواب میده اونکارو انجامش نمیدیم. اگ عمل نمیکنیم یعنی باور نکردیم
ـ کار کردن رو ذهن، مثل اب خوردن و غذاخوردنه باید همیشه تکرار بشه بالذت انجام بشه هیچ وخت نمیگیم ای بابا دوباره باید اب بخورم .. کار کردن روذهنم همینه باید لذت بخش باشه و با تکرار در کنترل ذهن مهارت برسیم.
ـ بدونم ک توجه ب ناخواسته منو از مسیر دور میکنه دست تو اتیش کردنه.
ـ هرچه ثروتمندتر شوی نزد خدا عزیزتر میشی
ـ همه تو یه چیزی استعداد دارن باید حرکت کرد تا فهمید ب چی علاقه داریم خیلیا حرکت نمیکنن ایمان ندارن و فقط میگن چجوری ب چی علاقه دارم
ـ تنهایی میشه ب ثروت رسید خداوند گروه ها و دستانش رو برامون میفرسته تا در مسیر بما یاری رساند.
خدایاشکرت هرانچه دارم از ان توست.
سلام استاد عزیز و بزرگوارم واقعا سپاسگزارم اول از خداوند به خاطر وجود دستی از دستانش چون شما ودوم از شما سپاسگزارم که خالصانه حتی در فایل های رایگان نیز ما را راهنمایی میکنید با اینکه تعدادی از دوره ها ومحصولات شما را استفاده کرده ام ولی هنوز به استقلال مالی نرسیدم انهم به خاطر باور هایم ولی از خیلی جهات دیگر مثل سلامتی ،از سلامتی گفتم زمانی را یادم امد قبل از اشنایی با شمابا اینکه جوان بودم در درد های شدید مفاصل غوطه ور بودم واز این دکتر به ان دکتر و از دکتر طب سنتی به ان یکی میرفتم و فایده ی انچنانی نداشت واز زندگی سیر شده بودم و نمیدانستم که تمام این درد ها را خودم با افکار و باور هایم به وجود اورده ام ،تا زمانی که باشما اشنا شدم و اعتماد به نفسم تغییر کرد ،خدا را بهتر از قبل شناختم ،خودم را مسئول زندگیم دانستم وواو را مهربان یافتم وخودم را نسبت به اشتباهاتم بخشیدم و بعد از چند ماه به ورزش ووشو رفتم واکنون خیلی نسبت به گذشته تغییر کرده ام و از ناامیدی به امید رسیدم ،هدفهای زیادی دارم ، هدف اصلیم در حال حاضر رسیدن به ثروت است اول به خاطر اینکه به خداوند نزدیکتر شومو در رفاه زندگی کنمودوما به این خاطر که دیگران که در اطرافم بودن هیچ گذشته ی مرا به یاد نمیاورند و میگویند اینها جواب نمیدهد ،ولی خدا را به خاطر زندگی کنونیم که از درون تغییرات بسیاری کرده است سپاسگزارم ،استاد فایل فوق العاده ای بود سپاسگزارم امیدوارم هرروز ثروتمند تر وسلامتتر شوید