مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 27


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    64MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2472 روز

    قسمت سیزدهم

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    بنام خدای مهربانم که امروز بعد از چند روز تعطیلات در ماه رمضان سال ۱۴۰۱ در فصل اردیبهشت توانستم یک فرصت طلایی دیگری رو در جهت آگاهی بیشتری هدایت شوم به مسیرهای درست و مناسب با تغییر باورها هام بطور آگاهانه در جهت خلق خواسته هایم..

    البته دقیقا من هم بخاطر ورشکستگی های پی در پی که تا خط ریش بقول (اون دوستمون) دچار بدهکاری شده بودم اون هم بخاطر خیرخواهی و انسان دوستانه و دلسوزی که بخاطر ضمانت در مورد نزدیکترین فردی که بعنوان یک مادر برای پسرش انجام داد تمام اموالم رو از دست دادم ..

    حدودا بعد از بیش از سه سال آشنایی من با مباحث استاد عباسمنش امروز دوباره این قسمت رو برای خودم دوباره بروز رسانی کردم و تمام نکات رو در دفتر مخصوصم نوشتم که..

    اول از همه من باور دارم که هر اتفاقی که در زندگیم افتاده با باورهای خودم این شرایط بدهکاری رو برای خودم رقم زده بودم..

    چه از نظر مالی

    و چه از نظر روابط

    و چه از نظر سلامتی

    و چه از هر نظر دیگر…..

    هیچ اتفاقی وارد زندگیمان نخواهد شد مگر اینکه بوسیله ی باورهایمان آن فرکانس را به جهان هستی ارسال کرده باشیم ..

    در هر وضعیتی که بودم هر چقدر که بظاهر نامناسب بود از ترس و نگرانی و افسردگی و بیماری و ناامیدی پذیرفتم که خودم با باورهای نادرست و نامناسب نا آگانه خلق کرده بودم…

    ولی بعد از آشنایی من با استاد و تعهد آگاهانه برای تغییر آن باورها … شرایط دیگری رو برای خودم ایجاد کردم و آرام آرام شرایط تغییر کرد و هر بار بهتر شد تا جایی که در یک بازه زمانی متوجه تغییرات وسیعی در شرایط زندگیم شد که خودم با باورهایم ایجاد کردم .. .

    البته بعد از اینکه با سه فایل هدیه استاد که چطور در یکسال به سه برابر در آمد برسیم .. کلی به باورها و مسیر های درست هدایت شدم که اول از همه حقوق بلوکه شده ام بخاطر چک و چال ها آزاد شد و بعدش بعد از مدتی از خط ریش بدهکاری های وحشتناک نجات پیدا کرده و بعدش با فایل های هدیه در پرتو آگاهی

    و با آرامش کلی باورهای مخرب ترس و نگرانی و افسردگی و غیره به مدار بالاتری هدلیت شدم … به سلامتی و تندرستی و آرامش و آسایش هدایت شدم که البتع کار فوق العاده سختی بود ولی بقول استاد شدنی است.. خدارو هزاران بار شکر گذارم که بخاطر آن تضادهای بظاهر نامناسب به آموزه ها و سایت استاد عباسمنش هدایت شدم خدارو شکرتتتتتت🙏🙏🙏🙏🙏💐💐💐

    یعنی دقیقا ..

    اول از بدهکاری در مسیر بدهککاری کمتر هدایت شدم ..

    دوم.. بعد رسیدم به صفر از بدهکاری یعنی شکر خدا بدهکاریم تموم شد و بعدش به آرامش و آسایش رسیدم خدارو هزار مرتبه شکر..

    بعدش به در آمد رسیدم و خداروشکر نعمت و برکت از در و دیوار زندگی ام در جریان هستش و مهم تر از همه سلامتی و تندرستی ام رو بدست آوردم خدارو شکر .. و خدارو شکر خانه ای مناسب و خوبی رو اجاره کردم و زیر سقف خانه ام به ارامش رسیدم و بعدش با خلوت گزینی هام به خودشناسی و خدا شناسی هدایت شدم بع مسیرهای درست ومناسب برای کنترل ورودی ها یم و هنوز هم روی باورها و افکار و ذهنم بطور مداوم کار میکنم و کلا در این چند سال خیلی چیزها تغییر کرده..

    و الان شکر خدا روی خیلی از باورهام دارم کار میکنم

    بخصوص باور روابط و باور پول و ثروت

    باورهای من در مورد پول و ثروت تغییر کرد.. اینکه من باور دارم که برای ثروتمند شدن نیازی به پس انداز ندارم .. چون باور دارم که پول و ثروت مانند اقیانوسی از پول و ثروت و طلا و جواهر و اموال و املاک باید همین جوری بدنبال من بیاید .. یعنی باور فراوانی رو در خودم ایجاد کردم

    ( یعنی الرزق و رزقاً ..)

    پس انداز خوب است ولی عامل ثروتمند شدن نیست

    و باید روی این باور بطور عملی کار کنم و همش بفکر پس انداز کردن نباشم بلکه باید با پول راحت باشم ..

    تا بتوانم به مدارهای باِلاتری هدایت شوم ..

    البته شکر خدا به اندازه ای که روی باورهام کار کردم و با توجه به قانون تکامل نتیجه دیدم و خودم برای این باورهایی که بدست آوردم راضی هستم البته که جای کار کردن بیشتری رو در خودم میبینم و باید این مدار رو با تغییر باورهای بهتر و بیشتر به باورهای بهتر عوض کنم تا به مدار های موفقییت مالی و بعدش به فراوانی پولی ومالی و بعدش به بی نهایت و آزادی پولی ومالی و استقلال پولی ومالی و بعدش به بی نیازی هدایت شوم

    یعنی باید قانون رهایی رو رعایت کنم

    قانون رهایی چیست؟؟؟

    قانون رهایی یعنی تلاش فیزیکی و تلاش ذهنی

    تلاش فیزیکی چیست؟؟ یعنی از لحظات مون لذت ببریم و شکرگذاری کنیم و از همون داشته هامون لذت ببریم و قدرشناسی کنیم و شاد باشیم..

    تلاش ذهنی چیست ؟؟؟؟ یعنی همون خواسته ها و اهداف .. یعنی در ذهن مون به خواسته هامون توجه کنیم و توجه مون رو از ناخواسته ها برداریم و دقت و توجه و تمرکزمون رو بگذاریم روی خواسته ها با توجه به کنترل ورودی ها یی که از طریق چشم و گوش و زبان و حواس پنجگانه مون دریافت میکنیم و ورودی های زیبا و بهتری رو ببینیم و بشنویم ..

    و در واقع تلاش فیزیکی و تلاش ذهنی از همدیگر جدا نیستند و این دو با هم قانون رهایی رو ایجاد می کند..

    و باور کنیم که نباید بچسبیم به خواسته هامون و اینکه فکر کنیم که اول باید حتما به خواسته مون برسیم و بعدش لذت ببریم و شاد باشیم و خوشحال باشیم بلکه باید برای همون لحظات و همون داشته هامون از خداوند تشکر و سپاسگذاری کنیم و لذت ببریم و شاد باشیم و هر لحظه خوشحال باشیم برای تمام موهبت ها و نعمت هایی که داریم..

    و خدارو شکر که این باور رو در زندگیم بصورت عملی انجام میدهم و برای هر لحظه ای از زندگیم شکر گزاری می کنم حتی برای نوشیدن یک لیوان آب گوارا صد بار تشکر میکنم و با همون آب کلی صحبت میکنم و خدارو شکر این عمل رو در خودم نهادینه کردم و هر روز با خواندن کامنت های زیبا و پر محتوای این سایت گوهر بار به ورودی های ذهنم خوراک مناسب میرسونم و خدارو شکر با دیدن فایل ها و سریال های زیبا ی این سایت عزیزمون هر روز در مسیر آگاهی بیشتر و بهتر و قشنگتری هدایت می شوم

    از خانم شایسته عزیزم ممنون و سپاسگذارم برای تمام این مقاله های پیش نویس در این قسمت و همه ی قسمت های بینظیر و همچنین از استاد بینظیرم هم ممنون و سپاسگذارم که چنین فایل ارزشمندی رو در اختیار ما نو پا ها قرار دادند خدارو هزاران بار شکر گزارم برای داشتن چنین فرشتگان الهی ام

    خدارو شکرت

    ممنون و سپاس

    👏👏👌👌👌🙏🙏🙏🙏💐💐💐💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  2. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    به نام یگانه خالق کیهان

    سلام به دوستان نازنینم خدارو صد هزار مرتبه شکرت که اینجا هستم و دارم روی خودم کار میکنم و عزیزانی دارم که ندیدنشون دلیل بر نبودنشون نیست و انرزی و عشق و ارامشی که از کلامشون میگیرم رو کاملا احساس میکنم و از این بابت ممنون تک تک عزیزانم هستم

    سپاسگذارم از استاد نازنین که این فایل ها رو ضبط کردن و این اموزه های ارزشمند رو به رایگان در اختیار ما قرار میدن

    یعنی یه صبح دل انگیزی رو دارم تجربه میکنم و البته اینو بگم که بعد خوردن ی صبحانه مفصل که حسابی از خودم پذیرایی کردم و البته ی after raine عالی و پاک و صاف شدن هوا خنکی هوا و صدای زیبایی پرندگان شروع کردم به ادامه دادن سلسله فایل های مصاحبه با استاد

    خیلی جالبه من دارم روی فایل مصاحبه کار میکنم و الان روی بنر سایت مصاحبه با استاد قسمت 26 فکر کنم اومده باشه شاید نشونه باشه برام ولی این مهمه که من هستم و دارم پیگیری میکنم و خدارو از این بابت صد هزار مرتبه شکر میکنم

    استاد نمیدونم اون موقع داشته هاتون چی بوده توی سال 2018 اما الان خیلی از هر لحاظ تغییر کرده دیدگاهتون الهاماتی که دریافت میکنید سلامتی که دارین و دوره ها و فرم سایت کلی تغییر کرده و این همون چیزی بود که اون موقع گفته بودین چرا که سقفی برای خودتون نزاشتین و این یعنی عمل کردن و باور داشتن به اینکه بهت داده میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    به نام الله

    سلام به همه عزیزانم چقدر خوش حالم و شاد و سپاسگذار الله یکتا که باز هم میتونم اینجا باشم باز هم میتونم در مسیر توحید قدم بردارم

    خدارو صد هزار مرتبه شکرت که سالم هستم و دارم از قوانین به نحوی استفاده میکنم باور سازی میکنم و خدا میدونه که نتایجی قراره برام رقم بخوره چقدر شگفت انگیز و راحت و ارام به دست میاد

    عامل ثروت یا بهتره بگم عوامل ثروت ؟پس انداز کردن خوبه اما عامل اصلی نیست که توی قدم ها استاد به چگونگی و چرایی پس انداز کردن پرداخته و گفته چجوری و چرا بیایم این کار رو بکنیم که قبل دیدن این فایل من این موضوع رو انجام دادم و ی مقدار پولی بود برداشتم گفتم این کار رو بکنم و از این به بعد چجوری پول بدست بیارم و تا با پول راحت باشم پس هدف از پس انداز کردن راحت بودن با پول باشه

    استاد مثالت در مورد روابط خیلی من رو به فکر فرو برد و ی لحظه شاید اکثر روابطی که داشتم عین ی فیلم کوتاه جلوی چشمم رد شد اولین قدم برای درست کردن روابط خوب دوست داشتن خودم است و به میزانی که خودم رو دوست داشته باشم روابطی عالی ایجاد میکنم و اینو بارها بهش رسیدم و مثال های مختلفی دارم از حق خودم گذشتن به خاطر دیگران و بی مهری و کم لطفی دیگران و بارها بهم الهام شده که این کار رو نکن حق خودت رو کامل بگیر و مثال واضح دیگه ای که برای خودم میتونم بزنم برادر بزرگی دارم که عاشق خودشه از کوچکترین حق خودش گذشت نمیکنه و همیشه هم مورد تحسین و تایید دیگران هستش یا مثال پدرم رو میزنم که ی مقدار از خصوصیات رفتاری من رو داره یا من از خاین خصوصیت گذشت کردن و از حق خودت کذشتن رو از اون بیشتر به ارث بردم یا این باور رو شکل دادم پدر من هم بارها شده که گذشت کرده و ادم بده شده در صورتی که حقش بوده حالا شاید اون دیدگاهش این بوده در راه خدا که اگه اگه این بوده که خیلی پیشرفت داشته اما بحث ما الان انفاق نیست روابط صحیح و سالمی که بتونه خصوصیات خوب شاد با اانگیزه ادم ها رو بر انگیخته کنه که تا بحال

    من نمیدونستم یعنی میدونستم بهم گفته میشد و توی دوراهی بودم و عادت کرده بودم به انجام اون کار ها و همیشه هم توی اون روابط مشکل داشتم

    قانون رهایی :استاد تا بحال من قانون رهایی رو به منزله بی خیالی میدونستم یعنی بیخیالش بودن اما نمیدونستم این بیخیالی پلن اولش هست و در عین بیخیال بود باید لذت ببرم از زندگی توجه و کار ذهنی کنم و در لحظه باشم و سپاسگذار باشم به خاطر انچه که دارم

    خدارو شکر میکنم به خاطر کسب و کاری که دارم هر روز داره سود من بیشتر ارامش من بیشتر سلامتی من بیشتر و در صد رسیدن به خواسته های من بیشتر میشه و در عین حال اون حس و حال من میتوانم داره بیشتر میشه

    خدایا صد هزار مرتبه شکر داره نام و یاد خداوند باز در ذهنم متجلی میشه و نور داره جای تاریکی رو میگیره

    خیلی خوشحالم و سپاسگذار که در این مسیر زیبا هستم و دارم در کنار عزیزان و هم خانواده های عزیزم قدم بر میدارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز

    میدونین الان که بعد از ظهر بهاری سال ۱۴۰۰ دارم به صحبتاتون گوش میکنم داشتم با خودم میگفتم استاد مثل یه بابای مهربون ، مشاور دلسوز دارن مارو راهنمایی میکنند.

    ادم حس میکنه نشستین روبرومون دارین باهامون صحبت میکنین و من تند تند یاد داشت میکنم .

    استاد جان یک سوالی داشتم

    اینکه چرا یهو از مقصد و هدف دلزده میشیم ؟؟ چرا وقتی داریم کار میکنیم یهویی عصبی میشیم حتی با بقیه پر خاش میکنیم

    این اتفاقا یهویی برای من پیش اومده ، دلیلشو خودم اطلاعی ندارم و واقعا گیج شدم

    ممنونم که راهنمایی میکنین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1960 روز

    سلام ….عالی بود استاد

    واقعا از خواندن مطالب خانم شایسته و همچنین صحبت های توحیدی شما لذت بردم و بیشتر متعهد به ساخت باورهای مناسب و ماندن در احساس خوب شدم.

    من خودم هنوز می دانم که خیلی بیشتر باید روی خودم کار کنم تا نتایج بیاند و با گوش کردن به این فایل جواب یکی از سوالهای مهم ام را گرفتم

    بازم شکرگزار خداوندم به خاطر این مسیر و این سایت توحیدی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ناهید افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1663 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم.

    می خوام یک مثال کوچیک بزنم از اعتماد به پرورگار و سپردن به خودش.

    چند ماه پیش به خاطر یه مشکل کوچکی که برای بدنم اتفاق افتاده بود می خواستم برم سراغ داروهای گیاهی.

    اون زمان تازه شروع کرده بودم به گوش دادن به فایلهای استاد عباسمنش.

    یهو با خودم گفتم خدایا من این موضوع رو به خودت می سپارم و از خرید داروهای گیاهی منصرف شدم.

    و فردای اون روز به لطف پرودگارم، مسئله کاملا برطرف شد.

    امیدوارم که در تمام مسائل کوچک و بزرگ زندگی، با ایمان و توکل به پروردگار، همه امور رو به خودش بسپارم و با ارامش از کل اتفاقای خوبی که برام رقم میزنه لذت ببرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مجید شرافت گفته:
    مدت عضویت: 1958 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته

    فیلم مصاحبه زیبایی بود مفید بود

    نکته ایی که برای من خیلی مفید بود این است که ما باور کنیم ما همه چیز را با افکارمون در زندگی مان رقم می زنیم

    چه بخواهیم چه نخواهیم اگاهانه یا نااگاهانه رقم می زنیم این را اگر قبول کنیم و درک کنیم فرمان خودرو ی زندگیمان را بدست گرفتیم این موضوع را باید درک کرد بعضی وقتها ما مطالبی را می دانیم اما درک ان مهم است

    اون موقع ما راحت روی باورها کار میکنیم و کسی را مقصر نمی دانیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم جهانبخش گفته:
    مدت عضویت: 3349 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    خدای عزیزم مهربان من چقدر زیبا خودت رو معرفی کردی خدای که تمام عالم از توست ورب جهانیان هستی وما دربرابر تو هیچ قدرتی نداریم وسرتعظیم به درگاه تو فرود میارم وتسلیم تو هستم

    ای رب من ای که همه ی عالم ازتوست

    سلام به عزیزان .

    استادجان یک موضوعی که تازه برای اتفاق افتاده رو میخواستم براتون تعریف کنم

    چندماهی هست که اصلا احساس خوشحالی نمیکردم جای میرفتم توی مجالس شرکت میکردم بازم توی دلم غم بود همش ازخدا سوال میکردم خدایا چرا دیگه من احساس شادی ندارم چرا هرچیزی منو خوشحال نمیکنه ویک مدتی هست که دارم با این احساسات زندگی میکردم

    وامروز خدایم به من گفت

    مریم شادی رو دردرون خودت پیدا کن نه بیرون ازخودت

    مریم باید تو ازدرون شاد باشی زندگی تو تغییر کرده تو بعد از کشیدن این همه درد ورنج باید برات درس داشته باشه

    توی زمان حال باشه لازم نیست اوضاع وشرایط بیرونی خوب باشه که توهم شاد باشی تو باید خودت شاد باشی بدون توجه به شرایط بیرونی

    بخدا ازصبح که انقدرحالم خوبه انگار دیگ شرایط بیرونی برام مهم نیست که داره چه اتفاقاتی میفته من باید حالم خوب باشه چون من دارم خلق میکنم زندگی رو

    الان من باید بپذیرم که این شرایط رو خودم بوجود آوردم من هستم که با افکارم این شرایط رو خلق کردم

    احساس میکنم دارم به درک این موضوع میرسم که من هستم این شرایط رو بوجود اوردم پس خودم هم درستش میکنم

    اول سپاسگزاری دوم توجه نکات مثبت اطرافیانم سوم شادی درونی بدون عوامل بیرونی

    خدایا ازتو ممنونم بخاطر هرلحظه که هدایتم میکنی

    خدایا ازتو سپاسگزارم

    باآرزوی بهترینها

    استادجان سپاسگزارم ازشما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ادیب گفته:
    مدت عضویت: 1616 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و بقیه دوستان من تولین بارم هست که دارم کامنت میذارم توی سایت و اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم و ففط تایپ میکنم. من یک فوتبالیست هستم و عاشق فوتبال چندین سال هستش کع دارم حرفه ای کار میکنم و خیلی رویاها و اهداف برای خودم تو ذهنم ترسیم کرده ام ولی همیشه هر جایی میرفتم با هر تیپی بودم یا هر شرایطی برای من پیش میومد اون شرایط دلخواه من نبود و اصلا احساس راحتی یا پیشرفتی که دوست داشتم حاصل نمیشد و از زمان های خیلی قبل دنبال لژیونر شدن بودم و من هر روز فقط تمرین میکردم با این باور که همه چیز تمرینه و هنه چیز تمرینه و هنه چیز تمرینه با کلی ترمز های ذهنی با کلی باور نامناسب و بستن راه هایی که خداوند میتونه منو خیلی رتحت و سریع و بی خطر و مطمئن به خواستم هام قدم به قدم برسونه. من همیشه چشمم دنبال دست و کمک بقیه بود و همیشه شرک داشتم همیشه منتظر بودم بقیه برای من کاری انجام بدن همیشه روی حرف بقیه حساب میکردم و همیشه هم به محض اینکه موقع عمل میرسید همشون جا میزدن و این قضیه تکراری چندین سال برام اتفاق میوفتاد و خیلی حالم و احساسم بد میشد و به قولی میپاچیدم ولی به لطف خدا به مو میرسید که ول کنم فوتبالو ولی این عشق من که از قلبم بود و هست که نمیدونم چی بگم اسمشو شاید هنوز مدارم اونقدرا بالا نیومده ولی شاید بشه گفت خدای من، خدای درون من، نذاشتم بیخیال شم و تو مسیر نگهم داشت و من یه روز که دیگه از همه چیز و همه کس بریده بودم نشتم تو اشپزخونه فقط چشمامو بستم گفتم من دیگه به هیچکس کاری ندارم به هیچکس هیچکس و فقط روی خودم کار میکنم و روی توانایی هام و کار هایی که تحت کنترل منه و من میتونم و توانایی اینو دارم که انجامشون بدم و اصلا به اینکه حالا ایجنت از کجا بیاد یا تیم از کجا بیاد یا هر چیز دیگه فکر نکردم و واقعا روی کاغذ یه چیزی الهام شد بهم و من فقط نوشتم که تو روی خودت کار کنم هر چی بخوای و برای تو لازم باشه خودش میاد ولی تو لحظه ای نباید از مسیرت و هدفت تمرکزت رو برداری. ایجنت میخوای؟ خودش میاد

    تبلیغ میخوای؟خودش میاد

    تیم خوب میخوای؟خودش میاد

    تو ففط روی خودت کار کنم

    همدن لحظه که چشمامو باز کردم ایده اومد که به دوستان و اقوامی که خارج از ایران هستن پیام بدم و اصلا ببینم چجوری میشه رفت اونور نمیشه چجوریه

    مثلا پناهنده شپ از طریق درس برم یا هر راه دیگه ای

    ۴-۵نفر اولی که پیام دادم راه های مختلفی رو گذاشتن سر راهم و من تلزه همون موقع با سایت استاد اشنا شده بودم و داشتم فایل هارو گوش میکردم

    بعدش یکی از دوستام بلاروس بود و پیشنهاد داد که بیام اونجا و کلی برام تشریح کرد که جای پیشرفت داره و اب و هوا تمیز و فوثالعاده و تیم ها تو اروپا و همه چی عالی و منم گفتم خدایا چی بگم بهت که ۲روز نشد من از همه بریدم تو مسیری که من جند سال تو ذهنم بودو فقط تو دو روز برام هموار کردی

    بعد همه کارامو داشتم میکردم همه مدارکمو اوکی کردم و اواسط مدتی که داشتم مدارکمو اماده میکردم دوره راهنمای عملی وستیابی به رویاهارو خریدم و خیلی با شور وشوق داشتم میرفتم فقط یه جای کار میلنگید برای حساب باز کردن تو بانک که باید وثیقه بذارم همش اتفاقای عجیب میوفتاد الکی چکایی که قبلن به بقیه داده بودیم از طرف من با مبالغ کم برگشت میخورد هی کارم به تعویق میوفتاد برای کار پاسپورتمم که احتیاج بود وثیقه بذارم نمیتونم اصلا کارام پیچ تو پیچ شده بود ولب من این درکی که الان دارمو اون موقع نداشتم (کل این اتفاقاتی که دارم تعریف میکنم برای همین ۲ ماه هستش امروز ۸ دی هستش و من اوایل ابان این داستان بلاروس برام پیش اومد).بهد من بی توجه به این نشونه ها که خدا برام میفرستتد که فقط میخواست بهم بگه برای رفتن به اونور فقط باید باورات اوکی باشن نه چیز دیگه و این استارتش از بااروس خورده بود ولی من دیگه بالاتر از اونجا رو نمیتونستم باور کنم و مدام اصرار میکردم و فکر میکردم اونجا بهترین جاست

    تا با اصرار خودم و عدم توجه به ناخواسته یی که برای واضح شدن مسیر من و خواسته ی اصللی من بود من ادامه دادم و به دوستم گفتم که کارامو انجام بده و قرار بود یه همچین شبی من فرداشش پول رو واریز کنم براش و بره دانشگاه منو ثبت کنه و پذیرش تحصیلی بگیرمو برم ولی خدا باز نشونه فرستاد و یکی از دوستان خیلی اتفاقی با اینکه چندین هفته میخواستیم همدیگرو ببینیم ولی نمیشد همون شب پیام داد چه خبر و کجایی و بیا ببینمت و منم رفتم باهاش بیرون و کلا رای منو زد که اصلا کشوری که میخوای بری بلاروس نیست و اصلا به درد توو نمیخوره نه از نظر اب و هوا و نه کلی شرایط دیگه من جزو ملاکام بود و خداروشکر خداروشکر حداروشکر اون شب معجزه شد واقعا و واقعا معجزه شد و اینم بگم من قبلنا اگه یه همچین اتفاقی میوفتاد شاید ۲ ماه میپاچیدم و با این دوره ها و کار کردن روی خودم فقط یه روز حالم یه جوری ناخوش شد و سریع اوکی شدم خداروشکر

    بعد تو یه دفتر نشتم نوشتم اره من فلان کشور ها که از نظر فوتبالی قوی باشن و زیرساخت هاشون اوکی باشه و و و کلی ملاکای دیگه و از فرداش رفتم سراغ مووسات و تو نت هم گشتم و پرس و جو کردم و همزمان فایلای مهاجرت استاد هر لحظه تو گوشم بود که میگفت هر موقع هر جایی گفتنن نمیشه یا همیچن چیزی که احساس بد بهتون میده اصلا باور نکنید و همونطور که خدا یوسف رو کرد عزیز مصر همونطور که استاد عباسمنش رو خیلی راحت برد امریکا با اینکه مسئول مهاجرت فقط میگفت نمیشه همونطور هم بهترین اتفاق میوفته بعد با چنتا نوسسه صحبت کردم و دیدم مثلا مجارستان خوبه که عضو شینگن هستش و راه داره به اروپا و باز داشتم میگفتم اوکی ولی باز خدا نشونه اورد که نه هر چقد فک کنی خوبه بهترم میشه تو خونه نشسته بودم و صداهایی که از مسئولین مهاجرت ضبط کرده بودم رو گوش میکردم تا با هم مقایسه کنم (کلا هر جا میرفتم ضبط میکردم تا بیشتر و بهتر حرفاشون رو گوش کنم و بهترین تصمیم رو به نظر خودم بگیرم) تو همین بین مادرم تو یه تلگرامی از دوستانش پرسید که اگر کسی تو موسسات مهاجرتی کسی رو میشناسه معرفی کنه که اطلاعاتمون رو بیشتر کنیم و خیلی اتفاقی و لطف خدا خواهر یکی از دوستان صمیمی مادرم تو این موسسات کار میکرد گفتم خدایا ایمان دارم که میخوای راهمو بهم نشون بدی و ایمان دارم که الکی نیست الان یهو اینجوری شه اینم با توجه به حرفای استاد موقعی که اوایل اومده بودن تهران و کاغذی روی زمین پیدا کرده بودن و به سمت سالن تئاتر هدایت شدن و بقیه ماجرا الهام گرفتم جالبش این بود وقتی ما رفتیم خواهر دوست مادرم که با ما صحبت میکرد گفتش با فلان مبلغ به صورت پناهندگی میتونی بری به یه کشور تاپ فوتبالی علاوه بر اینکه هزینش خیلی از بودجه ذهنم و برنامه ریزی من بیشتر بود، این همه داستان و سختی که گفتن باید بری کمپ و اینا گفتم خدایا فک نمیکنم این راهش باشه ها تو استاد منو اینقد راحت بردی منم میخوام راحت برم و یه جوریا دودل بودم و بعدش که گفت این تنها راهه برای رفتن به اون کشور دیگه مطمئن شدم که راهش این نیست فقط دچار یه سردرگمی بودم که خدایا الکی نبوده من بیام اینجا منو هدایت کن راهو نشونم بده و روز بعدش با یه موسسه دیگه هماهنگ کرده بودیم ولی اصلا حوصله و حال رفتن و صحبت نداشتیم ولی گفتم مامان بیا اینم بریم حالا قول دادیم و وقت گرفتیم فوقش اطلاعاتمون بیشتر میشه بعد که رفتیم تازه اونجا مشاور دقیقا همون کشوری رو که گفتن تنها راهش پناهندگیه و اون شرایط سخت با یه شرایط فوق العاده که به من میخوررد هم از لحاظ مالی هم کشور عالی و بینَطیر پیش روم گذاشت و بهم پیشنهاد داد و من اونجا فهمیدم خدا میخواسته از طریق اون چیز به ظاهر ناخواسته که گفتن تتها راه رفتن همونه، مقصد منو مشخص کنه و من اونجا فهمیدم الانم دارم کارامو انجام و به لطف خدا قدم به قدم داره مسیرم طی میشه و به نظرم خیلی تغییر کردم همینکه ذهنمو کنترل کردم و تو تمام مسیرم تا الان روز به روز ارامشم بیشتر شده از ناخواسته هام خیلی بهتر و ببشتر حتی استقبال میکنم و مطمئنم و ایمان دارم که یا به خاطر چیزیه که خودم از قبل فرستادم یا اینکه میخواد مسرم و خواسته هامو واضح تر کنه فقط به شرط ایمان و اجازاه بدم خدا منو هدایت کنه چون اون همه چیو میدونه

    اون اگاهی کامله

    اون بهترین مسیرو میدونه

    همونجور که این همه تیم رفتم تست دادم و با شرایط خیلی خوب هم قبول نشدم تازه الان میفهمم و شکر میکنم که اگه میرفتم و باهاشون قرارداد میبستم شاید قضیه خارج رفتم منتفی یا عقب میوفتاد

    ولی خداشاهده همون موقع که خط میخوردم گفتم خدایا شکرت که من تونستم تو این سطح که تا حالا حتی تستم حداده بودم و قبلن حتی میترسیدم برم سر تستشون حالا اومدم و تجربه کسب کردم و شکر میکردم شاید اوایلش نمیدونستم چی کار میکنم و قانون رو مثل الان نمیدونستم و ادا در میاوردم ولی بعدا که قانون رو به اندازه ی فرکانس و مدار خودم درک کردم دیدم شاید نتیجه ی همون ارامشم همون حس خوب حتی بعد از خط خوردن این شرایط رو فراهم کرد

    در کل من نمیدونم🥺

    من هیچیو نمیدونم حتی وقتی فک میکنم این دیگه مسیر فوق العاده ایه باز خدا سوپرازم میکنه🥺

    احساس یه بچرو دارم که رهاست از همه چی از همه چززهای به ظاهر دغدغه از همه ادما از همه اتفاقا اصلا واسش مهم نیست چی میشه

    فقط شادی میکنه

    من ناتوانم

    من عاجزم در مقابل خدا

    من تسلیمم🥺

    دلم میخواد خودمو رها کنم

    مثل بادکنی که رهاهه و خدا داره با نسیم خودش این طرف و اون طرفش میکنه

    دوستا دارم صفر باشم

    و صدمو بدم خدا

    دوس دارم مدارم هر روز بره بالاتر و فقط قدرت جذب هدایتم بیشتر شه و فقط خدا منو هدایت کنه فقط خودش

    دوس دارم فقط رو خودم تمرکز کنم

    فقط رو تواناییام

    دوست دارم اون همه کارارو برام بکنه

    صفر تا صدشو این نهایت احساس خوبمه که همه چی با خدا من فقط عشق و حال کنم و رشد کنم

    خدایا شکرت🔮

    دوسِتون دارم ❤

    دوسِت دارم استاد عباسمنش❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ادیب گفته:
      مدت عضویت: 1616 روز

      امشب یه شب خاصه

      امشب یه شب بی نظیره

      امشب شبیه که قراره جهان کلی رشد کنه

      امشبو ثبتش میکنم اینجا چون احساس میکنم اینجا خوب جاییه برای مرور کردن مسیری که دارم میام

      اینجا خوب جاییه برای اینکه وقتی بعد از یکسال میام و اولین کامنتمو میبینم اروم میشم

      وقتی میبینم خدا روز اول بهم گفت تو فقط روی خودت کار من همه کارارو میکنم، چقدر نجوا فشار میاورد

      و هنوزم هر روز میگه تو فقط روی خودت کار کن کن همه کارهارو میکنم و من باز هم دوست دارم زور زدن رو و باز هم نجوا همیشه هست

      و میمونه این نوشته من اینجا که امشب من ط همکف ساختمونمون تو این روزی که خدا تو دفترم نوشت و نوشت و نوشت و افکاری اورد برام که بی نظیر بود برای ایندم، تا بعدا بیام و یه روزی مثل الان بنویسم و مرور کنم و مرور کنم این عشقی که به من داد رو و این عشقی که از استاد دریافت میکنم ار حرفاشو

      و فایل هایی که امروز دیدمو

      و مداری که امروز رفتم بالا و و تعهداتی که به خودم دادم.

      خدایا شکرت که همیشه همراه منی.

      تو همون خدایی هستی که وقتی من رفتم سوپر مارکت ستعت 11 شب و همون موقع یه بنده ی دیگت ازت درخواست کاپشن کرده بود تو سرما، به ذهن من انداختی که یه کاپشن بده بهش و به فرکانس اون پاسخ دادی، تو همون خدایی هستی که استاد رو فقط تو 7 ماه از اولین سخنرانیش رسوندی به اون سالن همایش

      تو تو تو

      فقط تو

      من ضعیفم

      من فراموشکارم

      من انسانم

      تویی قدرتمند، تویی فرمانروا، تویی که به من زمین دادی برای تمرین

      تچیی که همه کاره ی منی

      خدایا هر لحظه به یادم بیار دلیل اتفاقات زندگیم ففط تویی و یه اپسیلن حساب کردن رو قدرتی که داری و قدرتی که به من دادی برای درخواست ازت.

      خدایا تا ابد سپاسگگذارم ازت برای این قدرتی که به من دادی و از اون مهمتر اگاهی ای که استاد بهم داد از این قدرت

      ️خدایا.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    Sara Safari گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و عوامل دوست داشتنی سایت من حدود دو ماه میشه که عضو سایت شدم فایلهای رایگان رو دارم استفاده میکنم و از شنیدن صدای استاد انرژی میگیرم، من به شخصه آدم مضطربی هستم ،من یک کارمند هستم که از کارم رضایت ندارم و تصمیم دارم که از کارم استعفا بدم اما فکر هزینه های زندگی خیلی مضطربم میکنه شما به من کمک کنید که چطور با این مشکلم کنار بیام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: