مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 18


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    64MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سهيلا اسماعيلي گفته:
    مدت عضویت: 3106 روز

    دوستان سلام میخواستم ببینم کسی هست ک مهاجرت کرده باشه امریکا ؟بتونه منو راهنمایی کنه ک چیکار کنم؟؟؟من مجردم و میخوام مهاجرت کنم ولی یکم میترسم و خیلی نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      امیر غفاری گفته:
      مدت عضویت: 4094 روز

      سلام

      وقت بخیرو شادی

      خیلی وقت پیشا یه فایل رایگان در مورد کشتی کروز از استاد دیدم

      از قستهای مختلف کشتی فیلمبرداری کرده بودن ، یه قسمتی از فیلمبرداری از دریا بود

      قشنگ یادمه اینقدر از دیدن این تصویر لذت بردم و از اعماق وجودم از خدا درخواست کردم میخوام برم خارج و همچین صحنه ایرو (دریا) از نزدیک ببینم

      کلا این درخواست یادم رفت

      بعد از یک هفته پسردایم امد خونمون و بهم گفت میخوام برم تایلند میخوام با تو برم تو پایان خدمت داری و مجردی و … کلا با تو راحتم، داشت منو قانع میکرد و توضیح میداد که خرجش چقدره، چند روز میمونیمو ، عکس از اونجا نشونم داد ما بریم اونجا میتونیم جشن آب بازیشونم شرکت کنیم و …

      همون موقع حسم (خداوند) گفت یادته میخواستی بری خارج، از من درخواست کردی الان وقتشه برو کیف کن

      پسرداییم هنوز داشت توضیح میداد منم اشک ذوق داشتم بهش گفتم دیگه نمیخواد توضیح بدی من اماده هستم کارهای لازمرو انجام بده و بریم تمام کارهارو انجام داد بلیط گرفت، کارهای پاسپورت انجام داد، کلی خوراکی (پسته آجیل ، تن ماهی و غذاهای مختلف تهیه کرد، میگفت اونجا میریم باید تقویت کنیم

      مشابه همون صحنه دریارو تو تایلند دیدم.

      جای دوستان عزیز خالی 8 روز اونجا فقط عشقو حال کردیم حتی تو هواپیما از میهماندار درخواست کردم غذای اضافه میخوام و اون خانم زیبا قبول کردن به قول استاد خوردن غذای اضافه حال میده

      دوست عزیز پیشنهاد میکنم از خداوند درخواست کنید

      خدایا بی نهایت سپاسگزارم که شرایط مهاجرت به آمریکا برای من فراهم کردی

      وقتی ذهنت مقاومت کرد گفت چجوری میخوای بری

      فقط بهش بگو چمیدونم چجوری ، وظیفه خداست خودش به بهترین شکل انجام میده

      و از زندگیت لذت ببر

      در پناه خدا شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مسعود شهلی بر نیا گفته:
    مدت عضویت: 3935 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستای مهربانم

    دیروز باید یه کارشناسی رو میبردم که کارم رو تایید کنه اما از قبل نوشته بودم که این کارشناس بدون اینکه مسیر 25کیلومتر ی و صعب العبور کوهستانی در گرمای بالا47 درجه رو طی کنه کارم رو تایید میکنه

    دوستان همینکه بازید بقیه تموم شد و نوبت به من رسید خواستیم تغییر مسیر بدیم سمت محل بازید یهو گفت مگه شرایط کارتون مثل قبل نیست گفتم چرا

    گفت پس نیازی نیست توی این گرما 4 ساعت رو طی کنیم فقط بخودم میگفتم مسعود ببین قانونه چطور جواب میده

    هه هه هه هه

    خدایا شکرت بابت قوانین فوق العاده ات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    استاد عزیزم سلام ، من یکی از کسانی هستم که بارها به نقش باورها و حرکات فیزیکی و ارتباط اونها با هم فکر کرده بودم و هرچه بیشتر فکر میکردم کمتر نتیجه میگرفتم ، حتی در قالب چند سوال از بچه های عقل کل پرسیدم ولی اصلا جوابهایی که بچه ها می دادند را باور نمی کردم حتی گفته های شما در دوره عملی دستیابی به رویاها را هم باور نمی کردم ، باورم نمی شد که تغییر باورها ، باعث جهت گیری جسم ما و ایجاد حرکات فیزیکی بشه ، مدام به فکر این بودم که چند روز در هفته سرکار برم(من کسب و کار مستقل دارم) ، چه ساعت هایی برم ، صبحها برم یا بعد از ظهر ها یا هم صبح ها برم هم بعد از ظهر ها ، مشاوره رایگان بدم یا ندم ، منشی بگیرم یا نگیرم ، با قرار قبلی برم یا برم منتظر مشتری بنشینم ، چکار کنم که درآمدم بیشتر بشه ، خدا میدونه که چقدر به این چیزها فکر میکردم ، هرچی میخواستم به حرف شما گوش کنم و فقط روی باورها م کار کنم نمی تونستم ، یه حسی توی وجودم بود که میگفت با نشستن و فکر کردن به جایی نمیرسی و باید یه حرکتی هم بکنی ، یه حسی بمن می گفت آخه کدوم یک از اطرافیانت با کار کردن روی باورها شون پولدار شدن که تو دومیش باشی ، گاهی عذاب وجدان میگرفتم و بخودم می گفتم اصلا میرم توی دفترم میشینم روی باورها م کار میکنم که یه حرکتی هم کرده باشم و نمیتونستم در آرامش توی خونه و زیر کولر یا بخاری بنشینم و روی خودم کار کنم ولی بعد کم کم بهم ثابت شد که افزایش درآمد هیچ ربطی به تلاش فیزیکی نداره حتی نیم درصد هم تلاش فیزیکی موثر نیست ، تنها عاملی که در چند برابر شدن درآمد موثر هست از بین بردن باورهای غلط و ایجاد باورهای ثروت آفرین هست ، الان دیگه کار کردن روی باورها برام به یک لذت بزرگ تبدیل شده ، وقتی روی خودم کار میکنم اتفاق هایی برام میفته که منو وادار به حرکت میکنه گاهی آنقدر حرکت ها زیاد میشه که وقت کم میارم ، جریاناتی برام پیش میاد که خودمم باورم نمیشه ، انقدر عزیز و محبوب شدم که خودم هم نمیدونم چ کسی از من و کار من تعریف کرده که باعث جذب مشتریهای جدید شده …. تمام اینها را مدیون خدایی هستم که وقتی تصمیم گرفتم از شرک پاک بشم ، منو پذیرفت ، وقتی تصمیم گرفتم به عالم غیب ایمان بیارم ، از غیب برام مشتری فرستاد ، از غیب بمن محبوبیت داد ، از غیب منو دستی کرد برای حل مشکلات مردم و همون مردم دستهایی از خودش شدند برای افزایش درآمد من … استاد عزیزم هرچه بیشتر پیش میرم ، بیشتر به تو و خدایی که بمن نشان دادی ایمان میارم ، خدا تو را در مسیر زندگی من قرار داد که با دستان تو به خودش وصل شوم …. استاد عزیزم من به ازای هر یک کامنتی که اینجا می گذارم ، دهها کامنت از دل و جانم میگذرد که در طول شبانه روز با تو حرف میزنم و بخاطر داشتنت خدا را سپاس می گویم….سپاس میگویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فهیمه خانوم گفته:
    مدت عضویت: 2978 روز

    سلام یه سوال دارم ازتون استاد.من یه بچه مریض دارم که مریضیش اختلال اتیسم هستش..ایا عوض شدن باورهای من در مورد خوب شدن یا نشدن تاثیر داره؟اگه داره.باید روی چه باوری کار کنم تا نتیجه بهتربشه.یانه فقط باید همین روندکاردرمانی و…..پیش بگیرم تا خوب بشه.اخه واقعا کم آوردم هم از مالم گذاشتم براش،هم وقتم، فکر کردن به مریضیش هم آرامشمو ازم گرفته.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • ناشناس گفته:
      مدت عضویت: 3385 روز

      فهیمه طهانی عزیز و ارجمند

      درود بر شما

      خداوند چقدر زیبا مرا به این کامنت شما هدایت کرد

      دوستان سایت شاهد هستند فقط و فقط زمانی که الهامی دریافت کنم کامنت می گذارم

      این یکی از همان لحظات است…

      خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر آنکه خودشان بخواهند تغییر کنند

      این عبارت را به دقت بخوانید : شما ولی و وصی فرزندان نیستید

      شما نمیتوانید با هیچ تلاش فیزیکی و هزینه و صرف وقت و آزار روانی خودتان تغییری ایجاد کنید وقتی که کودک نازنین شما آمادگی تغییر و دریافت نداشته باشد

      ما انسانها عجولیم ، ناسپاسیم ، زود نا امید می شویم ، زود جوش می آوریم

      ، زود قضاوت می کنیم

      خداوند این را خوب می داند برا همین می گوید : لاتقنطوا من رحمت الله ( از رحمت من نا امید مباش بنده ی من )

      کودک مهربان شما به یک اختلال کوچک دچار شده است

      ریشه های اوتیسم در تمام انسانهای جهان وجود دارد فقط شدت آن فرق دارد .

      من کودک اوتیسم را می شناسم که الان گیتار می نوازد ، ویالن می نوازد ، نقاشی می کشد ، فرش می باشد ، شعر می سراید ، برنامه نویسی کامپیوتر در سطح پیشرفته انجام می دهد .

      در صورتی که میلیونها انسان بدون اختلال هرگز به این سطح از توانایی نرسیدند

      کودک شما مریض نیست ، بیمار نیست ، کمبودی ندارد

      به بندهی نازنین خداوند برچسب می زنیم و با باور های محدودمان آنقدر ادامه می دهیم که توانایی اش را کور می کنیم

      او اگر فقط یک بار این واژه را شنیده باشد که بیمار است و آن را پذیرفته باشد باید 17 با توسط 17 نفر مختلف به او تاکید کنید که سالم است و هرگز نقصبی در او نیست ، تا کم کم باورش شود می تواند تغییر کند .

      ما راحت قضاوت می کنیم و برچسب می زنیم چون باور های محدود ما اجازه نمی دهد با چشم دل ببینیم

      خداوند موقعی که کودک شما را خلق کرد به خودش آفرین گفت ، او رب العالمین است او با نهایت ظرافت انسانی را خلق کرد که هرگز کمبودی نخواهد داشت ، نیاز هایش را می فهمد با خودش در صلح است و خودش را دوست دارد

      این ما هستیم که کودکان را بمباران باور های محدود می کنیم

      به خودتان برگردید ، اگر فقط یک بار به شما بگویند درک ندارید چقدر از قضاوت نادرست آنها به خودتان نهیب می زنید

      چند بار آن جملات مرگبار را تکرار می کنید ؟

      باورتان را راجع به مریضی تغییر دهید

      کودکتان را رها کنید ا در آغوش خالقش هدایت شود

      به او نچسبید او را با خواسته هایی که خودتان آرزو داشتید تجربه کنید آزار ندهید

      کودک شما همه اینها را می فهمد ، او فرکانس شما را دریافت میکند و اثر می پذیرد

      برای همین بیشتر از کودکان دیگر گریه می کند

      برای همین بیشتر در خودش است

      برای همین اینقدر ساده صحبت می کند

      می دانم سخت است اما بپذیرید شما مسئول زندگی هیچ کس نیستید

      حتی فرزند نازنینتان ، حتی خانواده

      شما فقط مسئول زندگی خودتان هستید

      دقیقا این جمله را بگویید : خداوند با این تضاد می خواهد چه چیزی را به من یادآوری کند

      شما اختلال و نارسایی در فرزندتان را دوست ندارید پس چرا راجع به آن همه جا صحبت می کنید؟

      چرا گله می کنید پول و وقت و کار شما تلف شده است؟

      چرا راجع به نا خواسته ها همیشه برای خدا شکایت می کنید ؟

      خواسته شما چیست ؟

      اگر خدا را تنها نیروی مطلق جهان می دانید چرا از او خواسته ی خود را با ایمان نمی خواهید ؟

      مگر خدا را قدرت مطلق جهان نمی دانید ؟

      اینکه شما راهی ندارید بنا بر این نمی شود که خداوند راهی نداشته باشد

      او خدای معجزه گر است

      چند میلیون مثال و نتایج را از خودشفادهی برای شما مطرح کنم تا باور کنید انسانها قدرت این را دارند خودشان را شفا دهند ؟

      چندین هزار مثال بیارم تاشما ایمان بیاورید که انسانها هرگز نقصی نداشتند ووقتی باورهایشان کم کم تغییر کرد و کار درمانی شدند به اسطوره ی زندی میلیونها انسان تبدیل شدند ؟

      من با چندی نفر کار کردم و معجزاتی دیدم که هنوز از گفتنشان بدنم مور مور می شود

      من بیمار سرطانی درجه 4 را دیدم که خودش را شفا داد

      تمام پزشک هایی که می گفتند او یک هفته ی دیگر می میرند . خودشان الان مرده اند !

      او 9 سال است سالم زندگی می کند. ازداوج کرده است . کارگاه دارد و. کارآرفرین شده است .

      فقط و فقط زمانی تغییرات را مشاهده می کنید به قدرت خود و فرزندتان بی قید و شرط اعتماد کنید

      اما شما اجازه نمی دهید ، از آن فکر های منفی بیرون نمی آیید ، دست از گله و شکایت بر نمیدارید و هر روز چیزی را می بینید که نه دوستش دارید و نه آرزویش را داشتید !

      تقدیر زندگی شما و فرزندتان و تمام انسانهای روی زمین این است که سالم و سلامت باشید .

      هرگز نپذیرید این عامل اوتیسمی کودک نازنین شما باعث می شود او نقصی را تجربه کند.

      هر چه باشد این برایش خوب است .

      ما نمیدانیم چون ما خدا نیستیم

      کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است :

      ما اعتماد می کنیم به تکاملش

      اعتماد می کنیم بهبود درمانش

      اعتماد می کنیم به زندگی اش و لذت می بریم

      چون خداوند یک ثانیه هم دیر نمی کند

      چون خداوند قوانینی را وضع کرده است که هرگز برای هیچ کس قابل تغییر نیست

      چون سیستم خداوند عادلانه است و او برای هر کس با تضاد هایش خواسته هایش را نمایان میکند

      به محض تغییر فرکانس فرزند شما تغییرات زا همان لحظه آغاز می شود .

      پس نگران نباشید

      به او اجازه دهید تکاملش طی شود

      رهایش کنید که خودش باشد ، مشت گره کرده را باز کنید و با لبخند با او صحبت کنید

      از روندی که دارید لذت ببرید چون فقط با احساس خوب است که تغییرات آغاز می شود

      به لطف الله مهربان کتاب من راجع به همین موضوع خودشفادهی با عنوان ” فراسوی شفای زنگی” تا یک ماه آینده منتشر می شود

      دوست دارم دوره های صوتی آن را هم تهیه کنم و در سایتم منتشر کنم ، تا اینقدر در این موضوع سنگ تمام گذاشته باشم که از شوق خدمت مست شوم

      آنقدر که من در این روند معجزه دیدم نمی توانم تک تک آنها را بازگو کنم چون خودشان چندین کتاب می شوند.

      فقط میگویم به روند زیبایی هدایت شدید

      به شما تبریک می گویم

      خدا پاسخ درخواست ای شما را زیبا داد.

      در این عشق بدرخشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
      • -
        رویای آرام گفته:
        مدت عضویت: 3399 روز

        سلام جناب همتی بلند همت با خوندن متنتون بی اراده اشک چشمانم جاری شد و بینهایت ممنونم برای توصیف لطیفتون از موهبت سلامتی و مطمین باشید کتاب ارزشمندتان را حتما مانند گنج خواهم یافت و به یکی از عزیزانم که از بیماری ناشناخته در رنج است هدیه میدهم.

        بیصبرانه منتظر شنیدن موفقیت هایتان هستم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • ناشناس گفته:
          مدت عضویت: 3385 روز

          رویای آرام عزیزم

          دوست خوش قلب و مهربان

          درود بر ساحت پذیرای قلب شما . درود بر محبت که الهی است و در قلب شما جریان دارد

          از این ابراز لطف شما خرسند شدم

          از شما سپاس گزارم که متن را با دقت مطالعه کردید

          .

          فقط خدای من شاهد است که شبانه روز ، تمام فقط و فقط وجودم الهام بود و مستی بود و خلسه بود

          من روی زمین نبودم

          به وجودم قسم وقتی متن کتاب را می خوانم نمی توانم تصور کنم این متن را لحظاتی قبل خودم با دستانم نوشته ام

          روز هایی بود که ساعتها در بی غذایی و بی صحبتی با هیچ کس به سر بردم.

          سکوت بوم . سکوت محض

          چه شب هایی که از خواب بیدار شدم و تا خود صبح فقط و فقط الهامات را نوشتم

          چه کشفیت نابی که به من الهام شد و در قالب دریافت قلبی در کتاب نوشتم

          وقتی مستند ها و کلیپ های علمی اش را دیدم بی اختیار اشک هایم جاری شدند

          نمی توانستم این کتاب را ننویسم چون آنقدر این درخواست درون شدید بود که به مرز دیوانگی ام می کشید

          به من گفت بنویس ، می گفتم وقت ندارم . می گفت رسالت توست ، انجامش بده .من با قلم تو همراه می شوم .

          وقتی فصل 2 کتاب را می نوشتم ، الهامی در قالب یک تئوری فیزیک جهانی به من شد . همان را یادداشت کردم

          آنقدر کلمات ساده بود که 100 بار وقتی می خواندم نمی فهمیدم موضوع از چه قار است

          از خدا خواستم هدایتم کند واضح تر صحبت کند تا من بفهمم :

          فقط چند دقیقه بعد در یوتیوب مستند خبر اثبات آن را در سال 2018 دیدم ، فقط به واسطه ی 1 روز اختلاف آن دریافت به من الهام شد !

          نمی دانم چه بگویم ، حالا من ماده ام و یک عالمه شگفتی که هرگز مانند آن را در هیچ زندگی نامه ای تجربه نکردم

          وقتی از دریافت هایم با خودم صحبت کردم ، شفا درونم آغاز شد!

          از من خواستند روش را بگویم وقتی گفتم . شفا را در زندگی چند صد نفر دیدم

          حالا روزانه چندین نامه و ایمیل دارم که مرا غرق محبت بی پایانشان می کنند.

          با خودم می گویم : من که کاری نکردم . من وسیله ای بودم که دریافت ها را بیان کردم .

          جالب است بگویم اسم کتاب را هم توسط الهام درونی دریافت کردم. در خواب بودم

          کتاب خاک گرفته روی زمین دیدم . به من گفت برش دارم و اسم آن را روی کتابم بگذارم

          با فونت بزرگ انگلیسی روی جلد کتاب نوشته بود :

          ” بعد از خواندن این کتاب مانند گذشته فکر نمی کنید (فراسوی شفای زندگی) ”

          .

          .

          خدای دوست داشتنی ام

          چه بگویم که در کلام و در وصف نمی گنجی

          من تو را می بینم ، کیست که بتواند حس مرا درک کند ؟

          چه کسی در جهان است آرامش مرا داشته باشد؟

          چه کسی در جهان است مانند من تو را اینقدر صمیمی دیده باشد ؟

          نه . نه

          دیگر مثل قبل سپاس نمیگویم

          می خواهم خاص بگویم : خدایا واقعا شکرت

          این ها را گفتم که با احساس زیبای شما هم پیمان شده باشم

          شما نیز هدایت شدید.چون دراین سایت با این همه حجم مطلب درست این کامنت را خواندید .

          به شما تبریک می گویم

          در این عشق بدرخشید دوست مهربانم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            رویای آرام گفته:
            مدت عضویت: 3399 روز

            جناب همتی از خواندن حرفهایتان تعجب نمیکنم چون از استادم آموخته ام(در خدایی خدا چه چیز میخواهید که یافت نمیشود ؟) این خلسه عاشقانه با معبود گوارای وجودتان باد….

            واقعا خدایا شکرت برای این آگاهی های ناب….

            جناب همتی من را از موفقیت ها و چاپ کتابتان بیخبر نگذارید لطفا.

            سپاسگزارتان هستم.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • ناشناس گفته:
              مدت عضویت: 3385 روز

              رویای آرام ارجمند و خوش قلب

              از تایید زیبای شما سپاس گزارم

              الان ساعت 2 بامداد هست . الهامی به من گفت این متن رو برای شما پیغام بگذارم . امیدوارم به موقع به نظاره ی نگاه مهربان شما برسد

              دوست دارم شما و دوستان عزیزم از این الهام بهره مند شوید:

              موقعی که فصل چهارم کتاب رو می نوشتم دوستی به من مراجعه کرد که از من درخواست می کرد که راهنماییش کنم.

              در مشکلاتش می لولید . همه جانبه به بن بست خورده بود .

              میخواست گلایه کنه که صحبتش رو با این کلام قطع کردم :

              چقدر خدا رو می شناسی؟ چقدر باورش داری؟

              چشاش گرد شد : گفت: خدا مال ما فقیر بیچاره ها نیست که …

              صد یلیون بار صداش زدم پس چرا مریضیم خوب نشد ؟

              هزاران شب ازش خواستم فقط یه امشبه رو دعوا نشه ، حالم خوب باشه ، پس چرا نشد؟

              از کودکیم تا حالا ازش خواستم یه پولی چیزی راهی برام بذاره بلکه از گشنگی نمیرم ، پس چرا هر روز بیشتر آبروم رفت ؟

              به چشام زل زدم برق عجیبی داشت . حرفاش برام آرامش بخش بود . چون میدونستم آماده اس خیلی چیزا بشنوه

              گفت : میدونی خیلی وقتا فکر می کنم اصلا خدا وجود نداره …

              با لبخندی دلنشین تاییدش کردم .

              دست رو قلبش گذاشتم ،گفتم : خدا همین جاست. تو آسمونا دنبالش نگرد!

              از خدا می خوای فقط بیماریتو شفا بده؟

              از خدا می خوای فقط یه امشب رو اتفاق بدی نیافته؟

              از خدا می خوای قرض هات رو بدی؟

              از خدا می خوای کاش یه کشور دیگه بودی؟

              اصلا حواست هست چقدر چقدر کوچک درخواست می کنی ؟

              شاید دلیل تمام مشکلاتت همینه !

              تعجب کرد ! گفت یعنی چی ؟ من همیشه مشکلاتمو گفتم اون نشنیده به من چه ؟

              گفتم : خدا که حسود بخیل نیست … او بی نهایت می بخشه این تویی که کم می خوای چون باورش نداری!

              چرا نمیخوای در اوج سلامتی به هزارن نفر خدمت کنی و فقط می خوای شفا بگیری ؟

              چرا نمیخوای کسب و کاری داشته باشی که به صد ها نفر روش ثروتمندی رو بیاموزی و فقط فقط میخوای از گشنگی نمیری؟

              چرا بزرگ درخواست نمیکنی که هم شاد باشی هم سالم باشی هم ثروتمند هم در نهایت ایمان از چیز هایی که دوست داری ببخشی و فقط میخوای خدا یه جوری با یه راهی قرض هات رو بده ؟

              چرا بزرگ درخواست نمیکنی که از هین لحظه ی اکنونت لذت ببری ، درکی داشته باشی که از مسیر لدت ببری و همهی فکر و ذکرت مهاجرت و تیکاف زدن در زندگی دیگران به سر میشه و میخوای با خلافم که شده اونور آب باشی؟

              چرا خدا رو به قدر رفع کوچک ترین نیاز هات کوچک کردی؟

              سرت رو بالا بگیر .

              سرش روبالا آورد. اشکاش رو دیدم که روی صورتش لیز می خورد .

              گفتم همین آسمون پر ستاره اگر هدایتت نکنه یعنی هنوز خیلی چکش کاری لازم داری؟

              گفت ساده تر بگو… دلم داره میلرزه .

              گفتم :

              تو کجای این سقفِ بلندِ ساده ی بسیار نقش ، گُم شدی؟

              خواسته های تو چه هستند در برابر خدایی که این میلیارد میلیارد کهکشان ها رو با کوچکترین خللی هدایت می کنه ؟

              تو چقدر میتونی بزرگ بخوای ؟ وقتی حتی نقطه ای روی کرده ی زمین نیستی ؟

              تو چقدر میتونی بزرگ فکر کنی؟ وقتی کهکشان ما نقطه ای در جهان بزرگترش نیست ؟

              تو در برابر کسی هستی که با تموم بهونه های تو کنار اومد . الان زنده ای پس معجزه هنوز ادامه داره.

              نمی دانم کی رفت . کجا رفت .

              اما این را خوب می دانم . وقتی برگردد خدا را در قلبش برایم کادو می آورد.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • ناشناس گفته:
              مدت عضویت: 3385 روز

              غرق این الهامات بودم پاک یادم رفت .

              دوست دارم فایل های صوتی کتاب رو با صدای خودم تولید کنم . این برای من یک نوع عبادته.

              به لطف الله یگانه همین روزها تولید محتوا صوتی و برگزاری دوره ی تصویری آموزشی همین کتاب رو آغاز می کنم .

              کتاب حاوی 250 تست شناخت باور سلامتی هست که نیاز به تحلیل و تایید و تمرین داره .

              به امید خدای دوست داشتنی ؛ شما رو حتما در جریان این روند قرار میدم.

              خوش بدرخشید بانو رویای ارجمند.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            رویای آرام گفته:
            مدت عضویت: 3399 روز

            جناب همتی بینهایت بینهایت سپاسگزارتان هستم که الهاماتتان را با من در میان گذاشتید ممنونم که مرا در جریان موفقیت هایتان میگذارید .

            هر بار که کامنت شما را در سایت میبینم فقط تحسین میکنم که شاگرد اول مکتب خانه مان هستید براستی استاد عباسمنش را شاگردانی چون شما را سزاست….

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • ناشناس گفته:
              مدت عضویت: 3385 روز

              رویای آرام نازنین و خوش قلب

              درود بر قلب مهربان شما که جایگاه درک الهامات ناب الهی

              از شما ممنونم که باعث شدید بار دیگر قوانین را به خودم یادآوری کنم

              از وجود شما سپاس گزارم که دستی از دستان خداوند هستید که محبت را هدیه می دهد و تاییدی بر مهر الهی در سیمای بندگانش است

              د این ضیافت پر برکت غرق شعف و شور بمانید بانو

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • ناشناس گفته:
          مدت عضویت: 3385 روز

          مریم رضوی خوش قلب

          درود بر شما دوست مهربانم

          از ابراز لطف شما سپاس گزارم .

          نشانه های درک عشق الهی در فرکانس خالص شما برای بیان کلمات زیبا هوایداست

          به شما تبریک می ویم اینقدر زیبا و عاشقانه به این مسیر زیبا هدایت شدید

          فقط خدا می داند چه در های رحمت و نعمتی د زندگی شما آماده گشوده شدن است

          من مسخ این نعمت ها شده ام

          من مات این شگفتی ها و معجزه ها شده ام

          برای شما آرزوی ساده درم :

          امیدوارم آنقدر با خدا صمیمی باشید که روزی از ناب ترین الهاماتش دریافت کنید

          آنقدر ذوق کنید که بخواهید فریاد بزنید ،

          آنقدر حس خوبی داشته باشید که بخواهید با شوق گریه کنید

          بخواهید به خود و جهان خود خدمت کنید

          در این عشق بدرخشید دوست خوبم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            عباسعلی ملک گفته:
            مدت عضویت: 4188 روز

            به نام خداوند رحمان

            امیر عزیز

            متن های زیبا و لطیف شدنت من را یاد استاد صحبت های استاد می اندازد که میگفت لطیف شده بودم.

            قسمتی که از فصل 4 کتاب برای دوستمان نوشتی بسیار زیبا بود و من را یاد داستانی از راکفلر انداخت که خواندنش برای شما و سایر دوستان خالی از لطف نیست (به واقعی و غیر واقعی بودنش کاری نداریم، احساس خوبی که در ما ایجاد میکند مهم است):

            از دیوید راکفلر پرسیدند:

            چگونه به این ثروت و شوکت رسیدی؟

            گفت: از خدا خواستم و خودم بدست آوردم.

            گفتند چگونه؟

            گفت: من بیکار بودم. گفتم خدایا کاری برایم پیدا کن تا در آمد کافی برای پرداخت اجاره ی یک منزل نقلی را داشته باشم.

            چون از طرف خدا اقدامی انجام نشد، خودم دست به کار شدم و به خدا گفتم: خدایا تو به این نیازهای کوچک رسیدگی نکن. من خودم کار پیدا میکنم. تو فقط حقوقم را افزایش بده.

            کاری در راه آهن پیدا کردم. کارگری. در کوره ی لوکوموتیو ذغال سنگ می ریختم. اما حقوقش اندک بود.

            به خدا گفتم تو سرت شلوغ است و کارهای مهم تری داری. تو خانه ی نقلی مناسبی برایم پیدا کن و من تلاش ام را بیشتر میکنم و بیشتر کار میکنم تا درآمد بیشتری کسب کنم.

            پس از پیاده شدن از قطار، به ذغال فروشی پرداختم. اندکی درآمدم اضافه شد ولی از خانه نقلی خبری نشد.

            گفتم خدایا میدانم خانه ی نقلی پیدا کردن در مقام و شأن تو نیست. من خودم آن را پیدا میکنم. در عوض تو شریک زندگی مرا پیدا کن.

            اگر میخواستم منتظر خدا بشوم هنوز هم مجرد بودم. پس دختر مناسبی پیدا کردم و با او دوست، و سپس نامزد شدیم و ازدواج کردیم.

            هرچه را از خدا خواستم، به نوعی به من گفت، خودت میتوانی، پس زحمت آن را به دوش من نیانداز و روی پای خودت بایست.

            رابطه ی من و خدا هنوز به همین صورت پیش می رود و او هنوز به من اعتماد کافی دارد که میتوانم قدم بعدی را هم خودم بردارم.

            همین اعتماد او به من قوت قلب میدهد و من با پای خویش جلو میروم.

            خدایا متشکرم که به جای گدا، مرا همچون خودت کردی تا متکی به کسی یا چیزی نشوم

            —-

            پیوسته در حال خوب باشید.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
            • ناشناس گفته:
              مدت عضویت: 3385 روز

              عباسعلی عزیز ، دوست خوش قلب و مهربان

              درود بر درک و درایت شما

              خدا را سپاس که با بی نهایت دستش همواره هادی رسالت متعالی ماست.

              متنت جان مرا تازه کرد .

              تایید زیبایی بود . از آنهایی که ساعت ها می شود راجع به آن فکر کرد .

              از اینکه با نگاه زیبایت در متن تامل کردی سپاس گزارم

              در عشق الهی بدرخشی ، نازنین بنده ی خداوند

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            مریم رضوی گفته:
            مدت عضویت: 3772 روز

            آقای همتی عزیز…

            بسیااااااار سپاسگزارم بابت آرزوهای زیبای شما و تمام انچه که با حس عمیق قلبی نوشتید رو برای شما هم ارزومندم.

            منتظر نظرات زیبای شما هستیم.

            در پناه خدا باشید

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      اندیشه افشین گفته:
      مدت عضویت: 3213 روز

      سلام دوست عزیزم ، کاردرمانی را با باور اینکه سلامتی حق طبیعی فرزند من و آرامش حق طبیعی خود من است ، انجام دهید ، اگر هرکاری را بدون داشتن باورهای درست و صرفا با حرکتهای جسمی و تلاشهای فیزیکی انجام بدید نه تنها نتیجه نمی گیرید بلکه شرایط بدتر و سخت تر میشه ، مطمئن باشید کارکردن روی باورها هر بیماری و ناهنجاری جسمی را درمان میکنه

      همواره احساس خوب داشته باشید و خوشحال و سرحال باشید و کانون توجه خودتون را از روی بیماری و افسردگی و ناامیدی و هزینه‌های درمان بردارید و به داشته ها تون توجه کنید ، خدا را بخاطر داشتن فرزندتون روزی هزاربار شکر کنید ، باور کنید که خداوند به جز سلامتی و خوشبختی چیز دیگری برای ما نمیخواد ، باور کنید که بچه تون خوب میشه ، حتما از نتایج خودتون بنویسید ، موفق و شاداب و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3540 روز

    سلام به همگی

    همین الان ی اتفاقی افتاد که گفتم خالی از لطف نیستش که اینجا مطرح کنم. البته موضوعش در موردش کانون توجه. ولی خب چون اخرین فایل استاد همین فایل بود گفتم شاید افراد بیشتری بتونن بخونن و شاید ی کمکی به دوستانی بکنه که باید……

    امروز وقتی بعد از پارک اومدم خونه بینیم شدید گرفت و کلا نمیتونستم با بینی نفس بکشم و البته ابریزش بینی هم داشتم و یجوری بود که قشنگ رو نرو میرفت. منم هی بهش توجه میکردم و این موضوعم داشت بدتر می شد. خب واس اینکه کمتر این حالت اذیتم کنه دراز کشیدم و بعد خوابم برد که دیگه بهو از کمبود اکسیژن از خواب بلند شدن (:

    اصلا ی وضعی کلا بینیم گرفته بود بدتر صبح. خب هز نجوی میومد و حرف میزد و من یکی به میخ بکوب و یکی ب نعل داشتم با خودم کلنجار میرفتم. اخرش به خدا گفم اقا مگه نمیگی توجه مثبت. توجه ثبت. خب همین ی کم توجه مثبت و همین سوال و همینکه میخوام اگاهانه رو نکات مثبت توجه کنم. شمام ی لطفی بکن ی حرکتی بزن یکم این وضع بهتر بشه. ک قشنگ 10 ثانیم نشد گوشیم زنگ خورد. ی دو دقیقه ای طول کشید و منم کلا حواسم رفت پی صحبت کردن و بعد وقتی که حرفمون تموم شد و گوشیو قطع کردم. اولش گفتم الان وقت زنگ خوردن بود من تو این وضعیت نمیتونم حرف بزنم و صدامم گرفته. ک یهو دیدم ئههههههه حالم بهتر شد. یکم میتونم با بینیم نفس بکشم. قشنگ میفهمید کی خود خدا داره میگه ببین حواست هس چی شد!!!!!!!

    این لحظم دققیقا از اون لحظه ها بود (:

    ک گفتا خدایا دمد گرم قشنگ ی وقتایی نمیدونم چی میشه ک سوال خوبه میپرسم. ارتباط خوب میگیرم فوری جواب میدی اونم خیلی ساده و راحت و کار درست.

    ک گفتم بله اقای حمید جاوید توجهت. کانونه توجهت رو درست کن همه چیز خیلی ساده تر از اونیکه فک بکنی ردیف میشه.

    و خدا هست و سریع الجوابه و کارش هم خیلی درسته

    اراه دوستان من میدونم میدونین. ولی باز بدونین همه چی کانون توجهه. همه چی احساسه. همه چی حال خوبه….

    خداوند برای من کافی است

    شاد باشید (:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سلطان گفته:
    مدت عضویت: 4048 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم و گروه تحقیقاتی عباسمنش و کسانیکه تو این مجموعه تلاش میکنن سپاسگذارم از همتون.نتایجی من از فایلها و آموزه ها گرفتم خیلی خوب بوده واقعا از ته دلم از خداوند مهربان سپاسگذارم که منو هدایتم کرد به سمت عباسمنش و باعث شد مسیر زندگیمو در جهت پیشرفت و موفقیت عوض کنم.نمیدونم اگه با عباسمنش آشنا نمیشدم و طبق عقاید سالهای قبل پیش میفرفتم چه چیزی انتظارمو میکشید.مثلا یکی از نتایجی که از سه برابر کردن درآمد گرفتم اینه بعد از اینکه تعهد دادم و روزی چند بار تعهدرو خوندم و احساس کردم تو همون 15 روز اول درآمدم جهش خیلی زیادی کرد از چندین طرف پول وارد زندگیم شد یه مدت کوتاهی غافل شدم از فایلها و تمرینات دوباره درآمدم سیر نزولی پیدا کرد ولی سریع دوباره 24 ساعته تمرکز کردم رو تمرینات ….بعد از 3 ماه متوجه شدم درآمدم ماهی بیشتر از 12 میلیون شده از ماهی دو تومان ..بابت این پیشرفت از خداوند هر لحظه سپاسگذاری میکنم امیدوارم این روند رو بتونم ادامه بدم پسرفت نکنم همچنان درآمدم رو دوباره به چن ین برابر برسونم..واقعا از ته دلم میگم استاد عباسمنش خیلی دوستتون دارم .من غیر از پیشرفت مالی روابطم خوب شده دیگه عصبانی نیستم همه رو دوست دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    شهرام خسروی گفته:
    مدت عضویت: 3656 روز

    سلام استاد سوال مهمی دارم

    شما در یک فایل زیبا گفته اید که ما فکر نیستیم فکر کننده هم نیستیم ما ان کسی هستیم که شاهد بر افکارمان هستیم.من این رو باور کردم و بقول اوشو در خلوت مینشینم تا افکارم رو مشاهده کنم ولی تکنیک انرا نمیدانم لطفا هدایت کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3032 روز

    بنام خداوند بی نهایت و وهاب

    استاد عزیز و دوستان واقعی ام سلام

    دیشب تو خونه بودم که نمیدونم چیشد که یهو حرف از ثروتمندا و پولدارا شد و من اومدم یکم سربسته از قوانین توضیح بدم و از باور ها بگم و اینکه باورهای ماست که زندگیمون رو میسازه ولی دیدم اصلا در مدارش نیستن و من هم دارم برای قانع کردنشون به ناخواسته ها توجه میکنم و از مدار درست خارج میشم و نشونه اش هم این بود که احساسم داشت بد میشد.وقتی دیدم فایده نداره بهشون گفتم اون روزی رو میبینم که ثروتمند هستم و میاید میگید مرتضی چیکار کردی که تو این مدت کوتاه به این همه ثروت رسیدی و منم میگم با همون اصلی که ان شب بهتون میگفتم.با یه لحنی گفتن امیدواریم.بخاطر کارهای نصفه و نیمه ای که در گذشته شروع کرده بودم و رها کرده بودم داشتن قضاوتم میکردن ولی اونا نمیدونستن که من قوانینی ثابت الهی رو فهمیدم و اینبار و این روزها بجای تکیه به قدرت خودم و بقیه مردم به قدرت قادرمطلق تکیه کردم و باورم اینه که وظیفه من فقط بندگی کردن خداونده و یکتاپرستی است و وظیفه خداوند اجابت کردن خواسته هام و ثروت های بی پایان بخشیدن به من است.یاد حرف استاد افتادم که هروقت کسی بهتون گفت نمیشه یا نمیتونید شما قدرت بگیرید و بجای اینکه بحث کنید با طرف تمرکز رو بزارید روی ادامه مسیر و کار کردن رو خودتون.بلافاصله بحث رو عوض کردم و خودم رفتم تو اتاق سراغ دفترم که خواسته ها و سناریو هامو مینویسم.شروع کردم به نوشتن این حرفهایی که رد و بدل شد و اینکه در حال حاضر سرمایه ام چقدر هست و بعدش سناریو روزی رو نوشتم که به خیلی از آرزوهام رسیدم .ننوشتم که به فلانی و فلانی ثابت کردم بلکه نوشتم با ثروتمند شدنم نزد خداوند محبوبتر شدم و باوری شدم برای کسانیکه میخوان ثروتمند باشن ولی بخاطر باورهای محدودکننده و شرک آلودشون مثل قبلا من ثروتمند نیستن.

    وقتی شروع میکنم به نوشتن و توجه به داشته ها و دست آوردهام تو این مدت کوتاه که قوانین کیهانی رو درک و به اندازه تمرینم اجرا کردم دیگه شک و تردید جاشون رو به یقین و ایمان میدن.هرچند نجواها هنوز هم به کار خودشون ادامه میدن و میگن اینا اتفاقاتی بوده که اتفاقی افتاده ولی من بهش میگم اخه چرا تو این 27 سال نیفتاد.آخه مگه یکی دوتاس.خلاصه اینکه صداش هرروز ضعیف تر و کمتر میشه.

    حالا بحث مالی رو بخوام بگم اینه که من به لطف خدای مهربانم پیشرفت های فوق العاده ای داشتم و از راه هایی که اصلا تصورشون رو هم نمیکردم بهم پول و ثروت بخشیده.استاد تو فایل رایگان سه برابر کردن درامد گفتن تعهد بنویسید.من در تاریخ 10 دی ماه سال 96 این تعهد رو دادم.در شرایطی که 3 ماه اول سال رو بیکار بودم میانگین درامدم ماهیانه در طول یکسال قبلش یعنی از 10 دی ماه 95 تا 96 حدود 400هزار تومان بود.و اونروز که این تعهد رو نوشتم حقوقم 800 تومن بود.به لطف خدا در دی‌ماه حقوقم درصدی شد و تا روز عید حقوقم به مرز 1400 رسید.که البته ذهنم میگفت این ربطی به برنامه های استاد نداره و تو قبل از اشناییت با سایت و استاد و قوانین درمورد درصدی شدن حقوقت با مارفرمات حرف زده بودی.خلاصه عید شد و بعداز تعطیلات من 20میلیون تومان پول نقد گیرم اومد.از کجا؟من سالهای قبل به پدرم خورد خورد پول قرض داده بودم و نه اون حساب زو داشت و نه من.و چندوقتی بود که من پیش خودم میگفتم فعلا قید پول رو باید بزنی.و واقعا قیدش رو زده بودم تا اینکه بعداز عید شرایطی پیش اومد که پدرم پول خوبی بدستش رسید و منم ازش درخواست کردم و اونم بیش از طلبم بهم داد.

    بعداز عید حقوقم اضاف نشد.ولی پولمو تو بانک گذاشتم و سود هیلی کمی اومد رو پولم.گذشت تا یکی دوماه جسارت و ایمانم به خدا بیشتر شد و خواستم از خداوند تا هدایتم کنه.یهو یه فکر به ذهنم رسید و گفتم خدایا روشن تر و واضح تر بهم بگو.بعد تونستم پیام خداوند رو شفاف تر ببینم و بشنوم.از زبان شخصی بهم گفت.منم همون کار رو با اندک ترسی که داشتم انجام دادم و همش صدای خدا رو میشنیدم که نترس و حرکت کن.یاد حرف استاد می افتادم که دیگه قرار نیست اتفاقات گذشته رو تجربه کنیم چون فرکانس و باورمون داره عوض میشه.و به لطف خدا تا امروز سود خیلی خوبی داشتم از سرمایه گذاریم.یه گوشی خریدم 6میلیون و نیم و حالا قیمتش حدود 9میلیون شده(خرید به موقع،در شرایطی که خیلیا گفتن خرید نکن،گرون شده و بزار ارزون میشه ولی خدا هدایتم کرد و بهم میگفت بخر).بعداز اینکه مصمم شده بودم برای خرید گوشی اپل فهمیدم که تو لیست 107 آرزوم نوشتمش و یکیشون همینه.وقتی فهمیدم دیگه یقین پیدا کردم باید بخرمش.

    چندروز پیش وقتی نشستم ببینم چرا حقوقم و درآمدم زیاد نمیشه دیدم 10تیرماه نوشتم میخوام درآمدم 2 بربرا بشه ولی هنوز نشده.چون تیرماه حقوقم 1300 شده بود.ولی یهو متوجه شدم این فقط حقوقم بوده و سرمایه گذاری ای که کردم تا الان حدود 7 الی 8 میلیون تومان برام پول ساخته.یعنی بیش از 4 برابر شده.ینقد خداروشکر کردم و گفتم خدایا منو ببخش که خیلی وقتا نمیبینم نعمت هایی که بهم میدی رو.و اینقد میخوام به فقط از طریقی که خودم میدونم کارهارو درست کنم که انگار کور میشم.من پارسال در دیماه 96 همه سرمایه ام یه موتور قسطی بود که 1فکر کنم حدود 1300 هنوز ازش بدهکار بودم و کل حساب بانکیم زیر 500تومن بود.(البته موتورم رو هم در تاریخ 24بهمن ماه دزدیدن و من به لطف آموزه های استاد تونستم ذهنم رو کنترل کنم.بخصوص با این فایل رایگان استاد که تئوری سطل اب بود و وقتی تونستم بفهمم که باید باور کنم باران رحمت الهی بی نهایته و همیشه در حال باریدنه و بقول استاد اگرم سطلت به هردلیلی افتاد و اب های سطلت ریخت دوباره میتونی سطل بزگتر یا همون اندازه ای برداری و پر کنی.)

    دوستان اتفاق جالب دیگه و معجزه دیگه اینه که چندروز پیش یکسال از ترک وابستگیم به نیکوتین گذشت و وقتی تو خونه مطرحش کردم و به شوخی از بابام درخواست هدیه کردم 900هزار تومان(که دوستم یه وسیله ای ازمون خریده بود و پولشو بحساب من ریخت تا بدم به بابام) رو گفت برای خودت.معجزه اش اینجاس که من تا اونروز از بابام هیچوقت کادو نگرفته بودم.باورتون نمیشه حتی یکبار هم به من عیدی نداده بود.منظورم این نیست که اصلا پول بهم نداده منظورم اینه که هیچوقت چیزی بعنوان هدیه و کادو نداده بود بهم.و من اینو میفهمم که بخاطر کار کردنم روی باورهامه.و خیلی باحاله وقتی میفهمی خودت داری اتفاقات خوب و بد زندگیتو رقم میزنی و خداوند این قدرت رو به هممون داده.خوشا به سعادت ماها که اینو میفهمیم و باور داریم.

    اتفاق دیگه اینکه چندروز پیش بازم از کارفرمام درخواست اضافه کردن حقوق کردم و 200تومن دیگه به حقوق ثابتم اضافه کرد.یعنی در مدت یکسال 3بار حقوقم رو اضاف کرده.پارسال تیرماه حقوقم ماهی 700هزار تومن بود.

    جالب اینجاست که من هنوز بصورت متمرکز روی باورهای ثروت کار نکردم و این نتایج رو میگیرم.هنوز دوره های ثروت رو نگرفتم و فقط با خوندن کامنت دوستان تو قسمت نظرات دوره ها و مطالبی که استاد بصورت رایگان در اختیار همه قرار داده این نتایج رو گرفتم.

    روز جمعه برای اولین بار تو عمرم خودم تنها رفتم لباس بخرم.قبلا همیشه باید یکی رو میبردم تا اون اوکی رو بده و عملا نظر خودم اصلا برام مهم نبود.و از وقتی فهمیدم باید قائم به ذات باشم و روی اعتماد به نفسم کار کنم تنهایی رفتم‌.اتفاق خیلی جالبی افتاد دوستان.اتفاقی که فقط شما درکش میکنید.چندروز قبلی که بخوام برم از چندنفر پرسیدم کجا برم لباس خوب داره(باور لایق بهترین ها بودن رو دارم کار میکنم).و یکی دونفر که فقط دنبال ارزونی هستن گفتن فلان جا و فلان جا هم لباساش خوبه هم ارزون.منم به یکیشون گوش کردم و رفتم.ی حسی بهم میگفت اونم خودت میتونی پیدا کنی و هدایت بشی از طرف خداوند ولی توجه نکردم و رفتم.لباساش اصلا مورد پسندم نبودن و فقط یه شلوار خریدم که اونم نباید میخریدم و خلاصه اومدم بیرون و گفتم خدایا تو هدایتم کن به یه مغازه پوشاک خوب.باور کنید یهو مغازه ای که نزدیک خونمونه تومد تو ذهنم.مغازه ای که تو چندوقته بارها از بیرون لباس هاشو نگاه میکردم و هربار میگفتم یه بار میرم میبینم لباساشو.تو مسیر مغازه های زیادی رو دیدم و هی میخواستم بایستم ولی یه نیرویی انگاری داشت منو میکشید بسمت اون مغازه نزدیک خونمون.همون موقع تو ماشین بلند گفتم چرا من دارم جذب میشم به اون مغازه.رسیدم اونجا و واااای خدای من بعداز خرید فهمیدم ازت هدایت خواستم و هدایتم کردی.هر لباسی که میپسندیدم و پرو میکردم همونی بود که برای من ساخته شد بود.به قیمت عالی خرید کردم.و گفتم ببین چقد رو خودت مار میکنی که برای لباس خریدن هم از خدا هدایت میخوای و هدایت میشی.چون رو این باورم که خداوند همیشه و در هرلحظه منو هدایت میکنه بسیار کار میکنم و نشونه های کوچیک و بزرگش رو میبینم.

    اینا بخش کوچیکی از اتفاقاتی بود که تو این مدت کوتاه برام افتاده.همش در مورد مسائل مالی نوشتم چون نمیتونم از آرامش و حالات روحانی ای که برام اتفاق می افته توضیح بدم.هرچند همه این مسائل مالی هم اتفاقات روحانی و معنوی هستن.چون معنوی ترین کار جهان و خداپسندانه ترین کار جهان ثروتمند شدنه.

    از وقتی شروع کردم به نوشتن ذهنم شروع کرد به مقاومت ولی گفتم باید بنویسم.

    ببخشید اگر طولانی شد و امیدوارم کسل کننده نبوده باشه

    همگی شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    صادق صادقی گفته:
    مدت عضویت: 3092 روز

    سلام به دوستان فرکانس بالا و سلام به استاد عزیز . مثل همیشه این فایلتون هم عالی بود .

    بدون شرح

    باور غلط : همه ثروتمندان فاسد هستند .

    باور صحیح : همه ثروتمندان سالم و خوب هستند .

    باور غلط : هر چیزی قیمتی داره .

    باور صحیح : هر چیزی ارزشی داره .

    در مورد باور اشتباه هر چیزی قیمتی داره لازمه یخورده توضیح بدم ، به این دلیل که این باور رو خیلی ظریف روش کار کردن ، اگه در اکثر فیلم یا سریال های ایرانی توجه کرده باشین بصورت خیلی ظریف اومدن پول رو کثیف نشون دادن که این باور رو در مخاطب ایجاد کنند که با پول میشه یک انسان رو خرید ، میشه یک انسان به قتل رسوند ، یک انسان خلاف کار رو از اعدام نجات داد و یا به یک شخصیت تو فیلم میگن ارزشت چقدره تا من پولشو بدم که مثلا تو دهنتو ببندی و چیزی رو لو ندی و … و بی نهایت مثال دیگه که خودتون در فیلم و سریال های ایرانی و خارجی مشاهده کردین .

    باور غلط : من برای کسی ارزشی قائل نیستم .

    باور صحیح : من برای تمامی مخلوقات خدا ارزش قائلم .

    باور غلط : من تنبل هستم .

    باور صحیح : من پر انرژی و زرنگ هستم .

    باور غلط : من یک شکست خورده هستم .

    باور صحیح : من همیشه پیروز و موفق هستم .

    باور غلط : من زشت هستم .

    باور صحیح : من زیبا هستم .

    باور غلط : زندگی سخت است .

    باور صحیح : زندگی بسیار آسان و لذت بخش و زیبا هست .

    باور غلط : من دیگه پیر شدم .

    باور صحیح : من جوان و سرحال و پر انرژی هستم .

    باور غلط : من خجالتی هستم .

    باور صحیح : من روابط عمومی و عزت نفس عالی دارم .

    باور غلط : دنیا جای امن نیست .

    باور صحیح : دنیا مکانی امن ، زیبا و آرامی هست .

    باور غلط : اول کار، سپس لذت .

    باور صحیح : کار یا شغل من لذت بخش هست ، من هم زمان کار کردن لذت میبرم و هم زمان تفریح ، من در تمام لحظاتم از زندگی لذت میبرم .

    باور غلط : نمیتوانم احساس خوبی داشته باشم .

    باور صحیح : من هر ثانیه احساس خوب دارم و از زندگی لذت میبرم .

    باور غلط : به اندازه کافی نعمت وجود ندارد .

    باور صحیح : بی نهایت نعمت و فروانی و ثروت وجود داره در دنیا و هیچ وقت تموم نمیشه .

    باور غلط : پول ریشه همه بدبختی ها هست .

    باور صحیح : پول ریشه رشد این جهان است و باعث میشود به خدا نزدیکتر شیم و هر چه پولدارتر باشیم نزد خدا محبوب تریم .

    باور غلط : من بی ارزش هستم .

    باور صحیح : من بار ارزش ترین انسان رو زمیم هستم .

    باور غلط : اشتباهات و شکست ها بد هستند .

    باور صحیح : اشتباهات و تجربه ها و تضادهای زندگی باعث موفقیت و رشد من هستند .

    باور غلط : من نمیتوانم به آروز ها و خواسته هام برسم .

    باور صحیح : من میتوانم به تمام آرزوها و خواسته هایم برسم چون من خالق زندگی خودم هستم .

    باور غلط : من شایستگی ثروت و فراوانی رو ندارم .

    باور صحیح : من شایسته تمامی نعمت ، ثروت و فراوانی های خداوند هستم .

    باور غلط : من به پدر و مادرم نیاز دارم .

    باور صحیح : من به پدر و مادرم و هیچ انسانی نیازمند نیستم ، من فقط به خالقم نیازمندم .

    باور غلط : من از خودم نفرت دارم .

    باور صحیح : من عاشق خودم هستم .

    ????????????????

    در مورد سوالی که یکی از دوستان در مورد اینکه چرا کلا یهودیان ثروتمندترین افراد دنیا هستند، از استاد در این فایل پرسیدن بودن که ما تحقیق کردیم اما چیزی گیرمون نیومد و استاد عزیز پاسخ دادن که اطلاعات هست باید بیشتر سرچ کنید و خوب توضیح دادن استاد که باور اصلیشون در مرود ثروت اینه که هر چه ثروتمندتر باشی نزد خدا عزیز تری .

    دوستان عزیز من تجربه خودمو واستون میگم ، ببینید در مورد هر موضوعی که میخواهید اطلاعات پیدا کنید فقط کافی از خدا درخواست کنید بهتون الهام میکنه که چطوری اون اطلاعات رو پیدا کنید ، من الان به جرات میتونم بگم زبونش رو خیلی خوب میفهمم و الهامتش رو میبینم کافی فقط نجوای منفی ذهنتون رو کنترل کنید ، وقتی نجواهای منفی کم میشه صدا و الهامات خدا رو متوجه میشین اولش یخورده سخته ولی کم کم میتونید تشخیص بدین ، حتی برای اینکه زبون خدا رو متوجه بشین هم از خودش بخواین همه چیز از خودش بخواین همه چیز .

    من هر دفعه که بشتر روی ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم و رو باور هام کار میکنم الهامات خدا را واضح تر و با کیفیت بهتری دریافت میکنم .

    براتون لینک یک منبع خبری که ثروتمند ترین افراد یهودی رو معرفی کرده میزارم تا بدونید هیچ چیزی غیر ممکن نیست . فقط یک توضحی بدم تمامی این افراد تمرکزشون رو خرید ملک در تمام نقاط دنیا بوده و نه فروش ملک این یک باور قدرتمند ثروت که یهودی از همان زمان تشکیل قوم یهود در بین این قوم وجود داشته . و من دارم با تمام قدرت این باور رو بصورت ریشه ای در ذهنم میسازم که شروع کنم پول ساخت و خرید ملک و زمین و از شهر خودم شروع کنم ملک بخرم و این خرید ملک رو در تمام کشور ها عملی کنم . و این نکته یادتون نره به قول استاد پولشو یسازین بعد ملک خریداری کنید که لازم اینو هم باورشو رو ایجاد کنید .

    به قول رابرت کیوساکی میگه تعداد ستون های سرمایه گذاری خودتون رو افزایش دهید تا درآمدتون افزایش پیدا کند و پولتون واسه شما کار کنه نه شما برای پول .

    لینک منبع یهودی های ثروتمند : ( جزئیات بشتر این افراد را میتونید در ویکی‌پدیا پیدا کنید البته ویکی‌پدیا انگلیسی . ) اگر هم زبانتون ضعیف از مترجم گوگل استفاده کنید . این فقط یک منبع بود بی نهایت منبع در مورد یهودیت وجود داره که میتونید از خدا بخواهید تا خدا راه پیدا کردن این اطلاعات را بهتون الهام کنه .

    …………

    در پناه خدا موفق ، سلامت ، ثروتمند و شاد باشید .???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    رضا سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 2930 روز

    سلام استاد عالی وهمیشه پرانرژی باشین این حرف های که میخوام بزنم شاید ارتباطی به این فایل نداشته باشه ولی احساس کردم باید بیانش کنم چون خیلی برام مهم وضرروری بود استاد من وقتی فایل رایگان درامد خودمون 3 برابر کنیمو گوش میدم وحتی فایل های رایگان دیگرو گوش میدم به یک نکته ای عجیب که البته برای من عجیب بود اینک شما تمرکز خیلی عالی رو موفقیتتون داشتین ورفتم دنبال اینک تمرکز چیه واصلا چه جوری به وجود میاد اولین چیزی که فهمیدم از تعهدی که به خودمون میدیم مثلا این تعهد که من تاسال دیگ همین موقع درامدمو مثلا 10میلیون کنم و این تعهد باعث میشه که ما تمرکز کنیم وموقع تمرکز توجه واحساس خوبم پشت سرش میاد و وقتی که شما باور غلط رو پیدا میکنی میای ی باور درست رو جایگزین باور غلط میکنی مثلا همون باور که میگ اگ من ثروتمند بشم ادم بدی میشم و اینک شمااومدین این باورو جایگزین کردی که نه اگ ثروتمند بشم بخدا نزدیکترمیشم وقتی این باور به وجود میارین تعهد میدین بعد تمرکز میزارین شاید برای خیلی ها ازجمله شما عجیب نیاد وبگین عادیه اما به نظرم جز کلید های مهمه یعنی باور -تعهد -تمرکز اینا مهمترینن چون به نظرم باتمرکزه که شما توجه میکنین به چیزی که میخواین بعد احساس خوبم همراهش میاد وقتی که شما توخیابونای بندعباس راه میرفتین وگریه میکردین یا روحتون لطیف شده بود تمرکزتون روی خدا بوده و فقط وفقط خدارو میدیدن میدونین مشکل ماها چیه اینک باورو میسازیم اما تمرکز نمیکنیم حتی شاید تعهدم بدیم اما تمرکز نمیکنیم یادمه وقتی اولین بار که داشتم توخیابون میگشتم وویس گرفته شده خودمو وفایل های شمارو گوش میدادم ذهنم هی مثل کش شلوار درمیرفت و سعی میکرد تمرکزمو بهم بزنه ولی با این وجود گوش میدادم وانقدراین کارو کردم که درونم ذهنم و احساساتم مثل یک گروه سرود بامن همخوانی میکنن کلیم حال میده احساس کردم باید این قضیه رو بگم وگفتم برای من خیلی مهم بود شاید برای یکسریا نه و دراخر بگم که من هرروز دارم فایل گوش میدم چه تو خواب چه توبیداری شماگفتین روزی 12 ساعت گوش میدادین شاید من 24 ساعت فایل گوش میدم وهنوز 1ماه کامل نشده چه برسه به 3ماه اما باورتون نمیشه تو مداری افتادم که دورم فقط ادمهای هستن که درامدهای فوق العاده دارن ادمهای هستن که دوسم دارن رفتار همه بامن فرق کرده رفتار خودم فرق کرده وجز باورهای غلطم این بود که بهم میگفتن تو توسن 60 سالگی ثروتمند میشیو نمیدونم باید پوستت کنده شه اما همیشه ی چیزی انگار به من میگفت وای یعنی باید تا 60سالگی صبر کنم وتلاش کنم اما وقتی فایلاتونو گوش دادم رفتم تحقیق کردم باورتون نمیشه انقدر ادم دیدم که تو سن 24 -27-30 -26- وغیره … به ثروت رسیده بودن که به من این انرژِرو داد نه پس توام میتونی رضا زیر 30 سال ثروتمند شی وخیلی جالبه الان تو مداریم که یک دوستی پیدا کردم که 23 سالشه ودرامدش به 20 میلیون درماه رسیده و یک دوست دیگی دارم تو سن 27 سالگی مولتی میلیاردر شده وتو مداره فوق العاده ایم وهروزم بیشتر دارم روخودم کارمیکنم وباورتون نمیشه ایده ای دارم نه یکی نه دوتا اگ بگم بالای 1000تا ایده دارم که بگم با صفرریال سرمایه میتونم شروع کنم اصلا باورتون نمیشه من اهل یک روستام و دیروز یک ایده ای به ذهنم اومد با بادوم تلخ درست کنم و انقدر ایده زیاده که نمیدونم کدوم یکیشو شروع کنم هروز پیشنهاد کاری پیشنهاد مشارکت بهم میشه دوستانی اومدن تو مدارم که ایدهای عالی دارن وبهم التماس میکنن که تو بیا ایده ای مارو شروع کن ومارو هم شریک کن تو مدار ارامش – خنده-شادی -عشق -نعمت -برکت وفراوانی هستم وچقدرحالم خوبه چقدر لذت میبرم وقتی که میرم توطبیعت وباغ های روستامون انقدر زیبای میبنم از انگو -بادام -سیب وچیزای دیگ از باد خنکی که میوزه تا هرچی که بگین لذت میبره وخداروشکرمیکنم که منو اینجا افریده و خداروشکرمیکنم که منو توخانواده ای فقیر افریده چون من هستم که قرار زندگیمو تغییر بدم چون منم که قرار بگم که چیزی به نام نشد وجود نداره و هرچیزی که درذهنم هست میتونم بهش دست پیدا کنم الان مطمئنم که میتونم به هدفهام دست پیدا کنم ومطمئنم که میرسم بهش من هیچی از مارک زاکربرگ کم ندارم و باورتون نمیشه بچه که بودم همیشه بهترینارو میخواستم وبزرگترکه شدم بازم بهترینارو میخواستم از سال 93 این توذهنم به وجود اومد که باید سرمایه بالغ بر 790تریلیارد تومان پول داشته باشم ولی چون باورهای غلط داشتم فکر میکردم که اینک اومده به ذهنم نشدنیه اما وقتی مارک زاکربرگو دیدم که سرمایه ای 100میلیارد دلاری داره وقتی به پول ایران حساب کردم دیدم تازه از پولی که من میخوامم زیادتره و اون روز کلی خندیدم که زضا سلیمی پس این شدنیه بعد دیدم خوب پس به دلار باید هدف بزارم این پولو چون خیلی دلار دوست دارم خخخ منم گفتم باید 100میلیارد باید سرمایمم باشه بادرامد روزانه 50میلیون دلار و رفتم دنبال اینک ببینم چه کسای این سرمایه واین درامد و دارن و انقدر ثروتمند پیدا کردم مثل اقای زاکربرگ مثل بیل گیتس وخیلیای دیگ کلی حال داد جاتون خالی دیگ الان که دارم اینو براتون مینویسم دوست دارم پرواز کنم از شدت ذوق و خنده و اینک الان حس میکنم خیلی نزدیکم بخدا و از شماخیلی ممنونم استاد عباسمنش چون شما بودین که زندگی منو تغییر دادین با فایلهاتون و به من گفتین میشه تغییر کرده کافیه بخوای بازم ارادت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: