مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 14


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    64MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا رستمی گفته:
    مدت عضویت: 2987 روز

    سلام استاد محترم واقعا سپاس راحت وصاف وساده تجربه هاتونو میگید خودتتان پیشرفت کردید ودوست دارید ما هم پیشرفت کنم وحسود نیستید این یعنی واقعا خدا رو شناختید و میخواهید ماهم از این جهان لذت ببریم واقعا عاشقتتون هستم من از وقتی باشما اشنا شدم یکی از تفریحاتم گوش کردن به فایلهای شما هست واقعا انرزی میگیرم دارم لذت میبرم همیشه به سوالاتم جواب میدهید

    دوستتون دارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3619 روز

    سلام

    آرزو دارم برای جنابعالی بهتر و بهتر شدن همیشه در همه موارد.

    دیروز یک کامنت در سایت گذاشته بودم برای باور و عمل که همراه هم هستند بعد به خودم گفتم شاید نمی نوشتم بهتر بود بعد به خودم گفتم چون نظر من این است خوب است که نوشتم استاد ببینند درست نیست تایید نمی کنند خیلی خوشحالم که در این فایل خیلی زود جواب خود را گرفتم. اصلا خدا خیلی مهربانه کافیست شک کنم فوری جوابم را می دهد. خدایم تشکر استادم متشکرم

    همه چیز را برایمان راحت می کنید ممنونم

    سوالی که دوستمان در مورد یهود پرسیده بودند مرا وا داشت که مختصر تحقیقی انجام دهم و در جایی خوندم که نوشته بودم قوم یهود درک درستری از خدای خود داشتند . قضاوت با خود شما من فقط نوشتم.

    ما در دنیای نسبیت هستیم پس جادارد که صفر ویکی به زندگی نگه نکنیم.

    استعداد میشود همان علاقه و عشق همراه با پرورش خود در همان زمینه که می خواهیم.

    استاد عاشقتم رک حرف می زنید گفتید تنهایی گریه نکنند با هم گریه کنند این قدر خندیدم که نگو.

    در مورد عمل کردن جنابعالی راستش من که همیشه شما چیزی می گویید به خودم می گم یا علی استادرفت تو مسیر و سریع هم اقدام میکنید . همیشه می گم استاد جونه من یک ذره یواشتر بزارید ما هم به شما برسیم. یعنی می دواما.

    من فکر می کنم و خواندم شما از فصل ایمان راستین در رویاهایی که رویا نیستند، ترس دیگر برای شما مفهمومی ندارد چون خدای یکتا را شناختید.

    مچ گیری شما هم عالی است مرسی استاااااااااد چون خیلی تجربیات دارد خدایا مرسی که استاد را دارم

    به قول یکی از دوستان که کامنتشون را خواندم این فایل نکات زیادی داشت عالی بود ممنون . و سوالات هم خوب بودند.

    استاد تشکر از پاسخهای قشنگتون از این سوالات زیاد ما ، قدر شما را می دانیم.

    Good luck

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مسعود شهلی بر نیا گفته:
    مدت عضویت: 3934 روز

    سلام

    بنده لیسانس معماری هستم

    لحظه هایی رو مرور میکنم از لحظه ای تحصیل دبیرستان تا دانشگاه و سربازی میکنم میبینم به سمت این رشته هدایت شدم

    از تمام دوستانی که بدون مهرنظام مهندسی از این رشته پولسازی میکنند لطفا بنده را راهنمایی بکنند

    اللخصوص در زمینه های نرم افزاری 2بعدی و 3بعدی و…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      امیر غفاری گفته:
      مدت عضویت: 4094 روز

      سلام

      وقت بخیرو شادی

      بنده دیپلم ندارم به لطف خدا ماه به ماه درامدم بیشترو بیشتر میشه

      و دلیلش اینه که 24 ساعته فایلهای صوتی محصولات استاد عزیزمو گوش میدم

      تمرینهارو انجام میدم، تمام فایلهای رایگان استادو دنبال میکنم

      تمام کامنتهارو مطالعه میکنم

      به لطف خدا نتیجه ها بهترو بهتر میشن

      باورهای عالی =

      ثروت ساختن اسانترین کار دنیاس

      ثروت خودش دنبال من میاد

      خداوند وهاب =بی نهایت بخشندس

      خدا خودش کارهای منو انجام میده

      خدا خودش منو حمایت و هدایت میکنه

      و ……

      در پناه خدا شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سارا خیاط گفته:
    مدت عضویت: 2858 روز

    سلام سلام

    مثل همیشه فوق العاده

    ی خبر خیلی خوب دارم

    استاد جان به من هم الهام شد

    الان میفهمم جنسه الهام چه شکلیه

    دوروز پیش وقتی داشتم مینوشتم (من خیلی این کارو انجام میدم چندین ساله) به خدا گفتم من بنده توام و تک تکه خواستهامو میخام ونمیدونم چجوری و تو خدایی و تویی که باید خواسته های منو براورده کنی

    باورش هنوز برام سخته من تو دفترم خیلی با خدا حرف میزنم همیشه مخاطبم خدا بوده

    ولی این بار من نبودم که نوشتم

    ی لحظه ی حسی میگفت و من مینوشتم

    و بعد تموم شد

    اونقدر پاسخش برام روشن بود

    نزدیک به یک ساعت فقط گریه میکردم

    در کل گفت ایمان بیار من کمکت میکنم

    جالبش اینه که بعد از دورروز باز امروز توو ی مبحثی که قصد انجامشو داشتم(پیشنهاد کاری بود)

    قبل اینکه کامل خابم ببره باز اومد بهم گفت که این کارو نکنم و تمرکزمو رو ی کار دیگه بزارم

    من جنس این حرفارو شناختم

    ی جور دیگست جدا از حرفهایی که همیشه با خودم میزنم

    حسم خیلی عوض شده

    اروم اروم شدم

    یکی که همه چیزومیدونه

    داره میگه من چکار کنم چکار نکنم

    فقط ی سوالی برام پیش اومده

    خدا همیشه به ادمها الهام میکنه همیشه حالا به هر طریقی

    ولی من انگار همین دوبار این حس رو داشتم و قبلا اینقد واضح نبوده

    (نه اینکه بگم به طریق عجیب و عریبی ولی ی لحظه انگار من خاموش میشم و ی حسی بهم ی چیزی میگه و با هم گفتگو میکنیم)

    من یقین دارم که الهامه چون حسم متفاوته

    ولی همیشه به ادم الهام میشه و خدا مارو به حال خودمون واگذار نمیکنه

    چرا این دوبار برای من متفاوت بود؟؟

    اون لحظه که بهم الهام میشد پس ذهنم هی میگفتم این خداست یا خودمم نکنه خدا نیست

    بعد جواب اومد که من خدام خدایی که خلقت کرده و اون قسمت ذهنم ساکت شد

    حسیه که من باهاش اشنا نیستم ولی بهش یقین دارم وبه نظرم خیلی حق با اونه

    میخام بدونم ایا شما هم همچین حسی رو تجربه کردین؟؟

    ی حسی که یباره اومد سراغتون و بعد از اون هی تکرار شد ایا؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4077 روز

    سلام به بهترین روزهای زندگیم ، سلام به استاد عشقم ، سلام به دوستان عزیزم

    سللااااااااااااااااااااااام

    توضیح :

    از زمانی که دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شد و دوستان عزیزم توی این دوره نظرات بسیار ارزشمندشون قرار دادن ، من هم شروع به مطالعه تک تک نظرات کردم و با هدایت فرمانروای کل کیهان هر نکته مثبت ، باوری خوب و کلا هرچیزی خوبی که توی نظرات بود به صورت 100 نکته 100 نکته روی آخرین فایلهای رایگان سایت قرار دادم.

    این 100 نکته نهم از آخرین پیام قبلی تا صفحه 316 دوره جهان بینی توحیدی 1 که شامل جلسه نهم و قسمتهایی از نکات جلسه دهم دوره جهان بینی میباشد

    “”””” نکات جلسه 10 از شماره 85 شروع میشود “””””

    100 نکته هشتم به دلیل تعداد بالای کلمات شامل 8 صفحه میباشد.

    لینکهای 100 نکته های قبلی :

    100 نکته اول :

    https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-4/#comment-300417

    100 نکته دوم:

    https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-11/#comment-301816

    100 نکته سوم:

    https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-14/#comment-302700

    100 نکته چهارم:

    https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-17/#comment-303548

    100 نکته پنجم:

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-1/comment-page-53/#comment-305508

    100 نکته ششم:

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-2/comment-page-11/#comment-308185

    100نکته هفتم:

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-5/comment-page-16/#comment-311695

    100 نکته هشتم:

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-7/comment-page-8/#comment-314159

    100 نکته نهم :

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-14/comment-page-4/#comment-317192

    ————————————————————————————————————————————————————————————-

    1- جلسه 9

    بخش اول

    موضوع جلسه:

    ایجاد یک باور توحیدی برای هدایت به مسیر الهامات و استفاده از این نیرو برای تحقق هر خواسته ای.

    طی این چندروزه برای انجام چند کار، به کسب و کارهای مختلفی مراجعه کردم که یکی از سوالات مشترک آن کسب و کارها از من به عنوان یک مشتری این بود که:

    “از چه طریق با ما آشنا شده ای؟”

    این سوال، روزهای شروع کار خودم در تهران را به یادم آورد و ایده هایی که برای جذب مشتری داشتیم. ما نیز چنین سوالاتی از مشتریان می پرسیدیم تا با تجزیه و تحلیل آنها، بدانیم کدامیک از شیوه های جذب مشتری مان، موثر تر بوده است.

    در واقع، مهم ترین دغدغه هر فردی که تصمیم به ایجاد کسب و کاری می گیرد، “تأمین و جذب مشتری” است.

    دلیل اینکه افراد زیادی، با وجود دانش و مهارت کافی درباره انجام آن کار مورد علاقه شان، باز هم برای شروع اش مردداند یا کلاً بی خیال انجامش شده اند، این است که نتوانسته اند پاسخ قانع کننده ای برای این سوال بیابندکه:

    چگونه مشتری های لازم را وارد کسب و کارشان نمایند!!

    قصدم از بازگویی این تجارب و مأموریت این جلسه، این است که ، “استفاده از قدرت الهامات بعنوان بهترین راه حل هر مسئله” را درک نمایی و قادر به شناسایی الهامات بشوی، نحوه نحوه عمل به آنها را جزو عادات خود نمایی و مهم تر از همه، ارتباط میان باورهایی که داری و الهاماتی که دریافت می کنی را بیابی و به این وسیله متعهد به ساختن باورهای قدرتمند کننده تر برای ایجاد نتایج بهتر درباره هر خواسته ای بشوی.

    خواه جذب مشتری به کسب و کارت باشد، ورود به رابطه ای عاشقانه، یافتن سلامتی ات یا هر خواسته دیگر

    اما پیام مهم این جلسه اینجاست: “مأموریت هر الهام، هدایت تو به یک مرحله بالاتر است”

    یادم می آید در اوایل شروع کار که قطعاً باورهای قدرتمند کننده ای در زمینه مالی نداشتم، یکی از الهاماتی که به آن عمل نمودم، طراحی، و پخش پوسترهای تبلیغاتی همایش ها بود. بنابراین چندین پرینتر خریده و شبانه روز مشغول انحام این کار بودیم تا بتوانیم با هزینه کمتری این کار را انجام دهیم.

    خودم طراح پوسترها بودم و شیوه انجام این کار نیز از جملاتی که نوشته می شد تا رنگ مورد استفاده و حتی مکان نصب، دقیقاً بر اساس الهاماتی بود که آنها را جدی می گرفتم.

    در حقیقت،“عمل به الهامات”، یکی از مهم ترین ویژگی هایی بوده که به محض آشنایی با قوانین کیهانی، آن را درک و به خوبی در هر برهه ای از زندگی ام اجرا نموده ام. مهم ترین موفقیت های زندگی من، بدون شک حاصل عمل به یک الهام بوده است.

    درست است آن روزها نتایج مالی خوبی نداشتم، اما دلیلش، اشکال در آن الهامات یا نحوه عمل به آنها نبود. بلکه اشکال در باورهایم بود. سپس هرچه بیشتر این قانون را درک نمودم که “جهان در هر لحظه به باورهایمان واکنش نشان می دهد و بازتاب آنها را وارد زندگی مان می کند”، بیشتر توانستم رابطه میان الهاماتی که دریافت می کنیم و نوع مداری که به خاطر باورهایمان در آن قرار گرفته ایم، را درک نمایم. اما نکته مهم اینجاست که: در صورت عمل به آن الهامات، بهترین نتیجه ی موجود در آن مدار را قطعاً دریافت می کنید.

    به همین دلیل مطمئن شدم وضعیت مالی من با تغییر باورهایم تغییر می کند، نه یافتن یک روش تبلیغاتی بهتر یا استفاده از نظرات کارشناسان و خبره گان این حوزه. زیرا مطمئن شدم که عوامل موفقیتم، بیرون از من نیست، بلکه همه نتایج بیرونی، در درون من و توسط باورهایم شکل می گیرد. این درک از قوانین، اعتماد کردن به خداوند و بیشتر حساب کردن روی هدایت او و کمتر حساب کردن روی عقل و منطق انسانی را عمیقاً به من آموخت.

    به من آموخت که اگر به جای صرف زمان برای چسباندن پوستر و تکیه کردن بر عقل و منطق انسانی، بیشتر روی باورهایم کار کنم، بیشتر روی دریافت هدایت خداوند به مسیر نعمت ها و هماهنگی با قوانینش حساب باز کنم و در برابر این قدرت و این خِرَد که “برگی به اذن او به زمین نمی افتد” تسلیم شوم، آنوقت این نیرو از هزاران طریق، مشتری ها و رونقی را به کسب و کار من هدایت می کند که بالاترین سطح از عقل و منطق انسانی من، نمی تواند هیچ ایده ای برایش داشته باشد.

    دلیل تأکیدم در همه این سالها، بر ساختن باورهایی توحیدی، این است که به شما بگویم هرچه به این نیرو بیشتر اعتماد نمایی و در برابرش تسلیم تر باشی، موهبت ها و برکات بیشتری را به زندگی ات روانه می سازی و هرچه برعقل و منطق انسانی خودت تکیه نمایی، خود را از موهبت ها و برکات بیشتری محروم می سازی.

    اعتماد به این نیرو، شما را به بیش از خواسته هایتان می رساند، همانگونه که درباره من و هزاران نفر اتفاق افتاده.

    وقتی به مسیر زندگی و کسب و کارم نگاه می کنم، به وضوح نتایج اعتماد به این نیرو را می بینم که چگونه از طریق دستان بی شمارش، افراد آماده و علاقه مند به آموزش هایم را به راحتی وارد کسب و کارم نموده و مهم ترین شیوه تبلیغاتی ام شده است.

    اگر به شیوه آشنایی خودت با مباحث آموزشی من نگاهی بیاندازی، متوجه می شوی که ذهن شما اول آماده ی شنیدن شد و سپس به سمت دریافت این آگاهی ها هدایت شدی. یعنی ورود تو به جمع خانواده صمیمی عباس منش و شنیدن این مباحث آموزشی، پاسخ خداوند به درخواست هایی بوده که قبلاً داشته ای. برای همین است که همواره تأکید دارم:

    “مدیریت مشتری در کسب و کارت را به خدا بسپار”

    “استخدام نیروهای مناسب را به خدا بسپار”

    “هدایت به ایده ها و راهکارهای نتیجه بخش، افراد عالی را در هر جنبه های از زندگی ات، به خدا بسپار”

    منظورم این نیست که یک گوشه بنشینی و منتظر فرو افتادن یک گونی پول از آسمان باشی. برای درک بهتر این موضوع، لازم است متذکر شوم که منطق و قانون “دریافت الهامات” و هدایت به مسیر خواسته ها، این است که:

    اولاً:

    الهاماتی که دریافت می کنی، همیشه هم جنس با مداری است که در آن قرار داری و به اندازه ظرف باورهای شماست. اما عمل به آن الهام، شما را بهترین نتیجه ای می رساند که در آن مدار می توانستی دریافت نمایی.

    ثانیاً:

    الهامات، همیشه قرار است قدم بعدی را به شما بگوید، نه کل مسیر و مقصد را. اما نتیجه عمل به آن الهام، ورود به یک مدار بالاتر است که هم باورهای شما قدرتمند کننده تر شده و هم ظرف وجودتان برای دریافت الهامات نتیجه بخش تر، رشد نموده.

    نتیجه درک منطق الهامات:

    1٫ وقتی بدانی که الهامات قرار است یک مرحله و یک قدم شما را پیش ببرد و به الهام بعدی هدایت کند، آنوقت در مسیر خواسته هایت صبورتر می شوی یعنی نمی خواهی یک شبه، ره صدساله بروی

    2٫ از آنجا که ایمان داری در طی مسیر، قدم های بعدی به تو الهام می شود، از مسیرت لذت می بری زیرا نگران آینده نیستی

    3٫ ب الهاماتی که دریافت می کنی را، بی چون و چرا عملی می سازی. یعنی دیگر حساب و کتاب نمی کنی و شک و تردیدی درباره اجراشان نداری. زیرا می دانی این الهام فقط برای این لحظه و این مرحله است و تنها به وسیله انجامش به مرحله بعدی هدایت شوی.

    سرفصل های جلسه هشتم:

    بررسی اصل و اساس گسترش اسلام در زمان پیامبر با نگاه قوانین کیهانی و استفاده از این اصل درباره چگونگی تحقق خواسته ها

    توضیح مهم ترین باور توحیدی که منشأ اصلی دریافت الهامات برای هدایت به مسیر خواسته هاست.

    توضیح باورهای توحیدی ای که سبب افزایش فروش و افزایش مشتری به کسب و کار می گردد

    چرا کار کردن روی باورها، برای همیشه یک الزام است؟

    مراحل تکاملی ای که هر فرد در دریافت الهامات طی می نماید

    2- به قول استاد نگران سوالات بی جوابت نباش هدایت میشی و بهت گفته میشه و به همون اندازه ای که خدارو باور میکنی بهت نعمت داده میشه و هرروز بیشترش میشه

    3- از جایی که هستی شروع کن، از وسایلی که داری استفاده کن، آنچه که تواناییش رو داری انجام بده!!!

    Start where you are, Use what you have, Do what you can!!!

    «Arthur Ashe»

    4- خدا رو شکر من راجب این باور که خدا باهامون دوسته و ما رو کلا بخشیده هیچ مقاومتی ندارم و اعتقادم اینه که خدا حتی اشتباهات آینده ی منو هم که ممکنه انجام بدم بخشیده ………. خدا همون موقع که دارم اشتباه میکنم منو میبخشه ……….

    این شعرو نوشتم و زدم به کمدم و بارها و بارها خوندمش :

    دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش / که از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش / گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش

    و این شعری که الان برامون توضیحش دادین : هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم / هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

    5- استاد خوبم متشکرم ازتون ……یادمه یه روزی گفتید شما مثل آدمی هستید که روی برف راه رفتید و جا پای شما روی برف مونده و به ماها میگید بیاییم جا پای شما رو روی برفا پیدا کنیم و به همون نتایجی برسیم که شما رسیدید ……. چه قدر الان این حرفو درک میکنم …… آروم آروم اومدم و جا پاهای شما رو روی برفا پیدا کردم و آروم آروم دارم پیش میرم ………..

    6- استاد جونم دیشب بخش اول فایل 9 رو گوش کردم و صبح که بیدار شدم و رفتم پیاده روی مدام یه جمله از این فایل توی ذهنم تکرار میشد که تمام وجودمو غرق خوشحالی کرده بود، گفتید بعد از اینکه دوره های شما رو خیلی خوب کار کردیم و مدارمون بالاتر رفت به سمت کسی هدایت میشیم که آگاهیش از شما بالاتره، احساس کردم که به سمت آرزوم هدایت میشم و نزدیکه اون روز و هرگز محبت و مهربونی های شما رو از یاد نمی‌برم

    7- رب جهانیان رو بسیار شاکرم که به هدایت بندگانش بیشتر از خودشون مشتاقتره

    خدایی که میگه اگر تو یه قدم بیایی من 100 قدم میام

    خداوندی که عاااااااااااادل هست

    خداوندی که خیییییییلی مهربون هست

    به قول حضرت ابراهیم

    خداوند من همواره نسبت به من بسیار رحیم بوده ( خیییییییییییییییییییییلی خیییییییییییییییییلی مهربان )

    خدا خیرتون بده

    از شما ممنونم

    خیییییییلی .

    این جمله ای که خدا بهتون الهام کرده بود که به شما ثروت فراوانی میدهد شبیه اون برای من هم بود

    تقریبا 8 ماه پیش .

    من شنیدم که خدا به کل کائنات با این مضمون گفت : این بنده ی من هر چه بخواهد به او ارزانی بدارید

    8- آگاهانه سعی که به نکات مثبت و اتفاقات خوبی که تو سال جدید برات افتاده فکر کنی و دائمن در حال شکر گذاری و تصویر سازی اون اتفاقات و اون احساسای خوب باشی و ببینی که شرایط کاریت و فروشت مثل همیشه و خوب داره پیش میره.واحساست رو در هر لحظه روی فرکانس خوب و عالی نگه دار.

    ایمان دارم که تنها در این شرایط میتونی از این مسئله به بهترین شکل و بهترین نتیجه عبور کنی.چون سیستم و قانون اینو میگه و نه قانون تغییر میکنه و نه سیستم اشتباه میکنه.و تو با احساسات مثبت هست که شرایط و اتفاقات خوب رو رقم میزنی.

    با در احساس خوب بودن بهت ایده های مثبت الهام خواهد شد و نتیجه 100‎٪ به نفع تو خواهد بود.

    فقط با اجرای قانونه که سیستم کار میکنه و سیستم به احساس تو واکنش نشون میده

    احساس خوب=نتایج خوب

    احساس بد=نتایج بد

    خداوند از سنتهایش عدول نمیکند

    9- یه فایل رایگانی تو سایت هست که اسمش کم برده میشه به اسم “بررسی موردی یک دوست در موردقوانین ثروت” چقدر من عاشق این فایلم ! کلی هم واسه خودم جملات عالی ازتوش دراوردم و هرروز بهشون گوش میدم. اونجا هم استاد در مورد الهامات حرف میزنه و دقیقا همین بحث مدارها در الهامات رو هم میگه در مورد دوستشون : که انتظار داشته ایده مدارهای بالاتر بهش برسه و خب طبیعیه که نمیرسیده. بخاطر همین منتظر میمونده و اصلا به اون الهاماتی که مربوط به مدار خودش میشده عمل نمیکرده و اخر و عاقبتشم که معلومه… اگه دوست دارید جملات عالی برای باورسازی الهامات با صدای استاد داشته باشید اون فایلو بارها و بارها گوش بدید..

    10- جلسه چهارم در مورد بی نهایت بودن موقعیتها برای کسب و کار بود… یه مورد جالبی رو توی نت دیدم که طرف اومده بود “جناغ مرغ مصنوعی!!!” تولید کرده بود و خیلیییی زیاد هم استقبال شده ازش ! همون سنت شکستن جناغ رو ازش استفاده کرده و داره پول درمیاره ! یاد حرف استاد افتادم که شما اگه بخوای منجوق دوزی رو پرتغال رو هم یاد بدی یه عده هستن که مشتری میشن ! واقعا از هرچیزی میشه پول دراورد..

    11- جلسه نهم هم در مورد الهامات… که یه تمرین داشت و اونم اینکه بگیم چطوری به این سایت هدایت شدیم و یادمون بیاد که خدا همیشه در حال هدایت ماست…

    12- وسط حرفاش یه جایی گفت که اگه قانون جذب رو سرچ کنید اسم ما اوله توی گوگل و.. . منم از سر کنجکاوی رفتم سرچ کردم و تو صفحه اول علاوه بر سایت ایشون ؛ دیدم یه جا نوشته گروه تحقیقاتی عباسمنش و….. خلاصه اومدم و فایلها رو دیدم و…….! یعنی فکر کنید ایشون اومد برای خودش تبلیغ کنه که ببینید من اولم و فلانم و…. در واقع تبلیغی شد برای استاد ! ( واقعا حرف استاد درسته که نیازی به تبلیغ نیست و خدا برام میفرسته! یکی از بینهایت راه خدا هم همین بود!)

    13- یه چیز خیلی جالب توی صحبتهای اون خانوم هم بود ..اونم اینکه میگفت من همیشه ادمهای خوب رو ملاقات میکنم و…. ( و این باورش بود که ادمهایی که باهاش برخورد میکنن همه خوبن). ببینید واقعا باور چه میکنه ! ! این خانوم بیاد توی اون استیت پارک و استاد هم همونجا باشه و بهش الهام بشه در مورد سبک شخصی بگه و بیاد سراغ ایشون و… ! باور داشته همه ادمهاییکه میبینه خوبن و باورش هم بهش ثابت میشه و استاد میاد سراغش برای مصاحبه… افتاب امد دلیل افتاب ! خیلی برام جالب بود این تیکه اش…

    14- موضوع : نکته های قسمت 9

    توی این چند روز توی هر شرکتی میرفتم یا کسی میومد برای ما کاری انجام بده ازم می پرسید شما از چه طریق با ما آشنا شدید این سوالی ک تو ایران هم میپرسند مثلا از طریق اینترنت از طریق تبلیغات فلان روزنامه فلان مجله خلاصه دوست دارند بودند ک شما از چه طریق با اونها آشنا شدید ک بدونند کدوم یکی از تبلیغات معاصر تر کدوم بهتره بعد من یادم اومد اوایل هم من کارم و شروع کرده بودم ما هم همین کار و میکردیم اس ام اس میفرستادیم پوستر میچسبوندیم وقتی بچه ها ثبت نام میکردند تو دوره های حضوری ما ,ما یه سوال داشتیم شما از چه طریق با ما آشنا شدید مثلا اگر میگفت پوستر می گفتیم از کدوم منطقه برای اینکه بدونیم کدوم منطقه بیشتر دیده میشود من خیلی سال پیش این کارها رو میکردم بعد داشتم فکر میکردم ک چی شد دیگه این کارو نکردم بعد یادم اومد دلیلش این بود ک من یه سری باورها رو در خودم ایجاد کردم ک من وقتی روی خودم کار میکنم روی باورهام کار میکنم توی مداری قرار میگیرم ک یه سری از آدم ها وقتی یک سری سوال دارند به اون مدار هدایت میشن با من یا برنامه های من آشنا میشن از وقتی من این قانون و درک کردم یعنی قانونی ک همه چیز از درون من داره اتفاق می افته نه بیرون من اون وقت بود ک من هیچ تبلیغی نکردم برای کار خودم به هیچ عنوان نمیخوام بگم تبلیغات چیز خوبی نیست میخوام بگم موضوع سر یه چیز دیگست یه اساس دیگه ای رو میخوام توضیح بدم وقتی این باور رو در خودم ایجاد کردم فقط نشستم روی خودم کار کردم و اجازه دادم الهامات منو هدایت کنه و بعد این الهامات به من میگفت روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار این دوره رو آماده کن این فایل رایگان و بزار و همه کارهایی ک انجام شده یعنی اینا به من گفته میشد و من انجام میدادم

    الهامات یه تصویر یه صدا یک جمله تو کتاب یه صحبت بین دو نفر یه چیزی ک یه لحظه بلد میشه و یه حسی تایید ش میکنه یعنی اصلا چیز متافیزیکی و عجیب و غریب نیست من در مورد پیامبر اسلام هم مطمئنم اون جبرئیل ک گفت اقرار بسم ربک الذی خلق اصلا این جور نبوده ک فقط تو غار حرا بوده باشه یا یه صدای عجیب و غریب بوده باشه یه چیزی با قلب پیامبر صحبت کرده ک با قلب همه ی ما صحبت میکنه اصلا یه چیز عجیب و غریب ک فقط مختص یه سری ها باشه نیست یه حالت طبیعی از حیات مثل همون الهامی ک به گلبول های سفید میشه وقتی یه ویروس یا یه باکتری وارد بدن میشه و اونا میرن سریع سراغش و جلوشو میگیرند مثل الهامی ک به قلب ما میشه و قلب ما می تپه یعنی این طبیعی هست

    هر چقدر شما بیشتر روی خودتون کار کنید بیشتر می فهمیدش و الا بودنش ک همیشه بوده و به قول خداوند تو قرآن مشخصه حق از باطل جدا میشه مشخصه قابل درک میشه بخاطر همین دوست دارم این باور رو به شما بدم ک این خیلی طبیعیه با شما هست بوده و خواهد بود فقط موقعی ک شما روی خودتون کار میکنید صداش بلندتر میشه تصویرش واضح تر میشه مطمئن تری ک این الهام مطمعن تری ک این مسیری هست ک باید بری

    این کارهایی ک من انجام میدادم طبق اون باوری ک گفتم خداوند همه ی این کارها رو انجام میدهد

    وقتی من روی خودم کار میکنم خداوند افراد و وارد زندگی من میکنه وارد کسب و کار من میکنه

    من نمیخواد کار بیرونی خاصی انجام بدم کل کار درونی من باید روی خودم کار کنم باورهام و درست کنم همون باورهایی ک تو دوره ها گفتم من باید روی اون باورها کار کنم بعد وقتی ک مدارم می ره بالاتر افرادی ک به اون جوابها نیاز دارند اون ها منو پیدا میکنند یعنی خدا اون ها رو ,ما رو باهم ارتباط میدهد به بینهایت طریق ک من عقلم هم نمیرسه اصلا از اون موقع بود ک دیگه تبلیغات نکردم و فقط روی خودم کار کردم

    تمام اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق می افته خداوند داره همه کارها رو مدیریت میکنه وقتی تو باورهات و درست میکنی وقتی روی خودت کار میکنی همه ی اتفاقات برات ایجاد میشه خداوند این کار و انجام میده یعنی اون کسی ک کشتی رو داره تو بیابون می سازه اون حضرت نوحی ک کشتی رو وسط بیابون می سازه خداوند آب رو میاره برای اون کشتی تا اون کشتی شناور بشه خداوند کارها رو انجام میده اما کی این کارها اتفاق می افته موقعی ک تو رو خودت داری کار میکنی موقعی ک تو میای باورهات و درست میکنی موقعی ک تو میای دنیا رو جور دیگه ای میبینی و آرام آرام هدایت میشی به راههای بهتر

    هر کسی ک میخواد یه شغلی بزنه هر کدوم از شما ها و هر فردی تو جهان ک میخواد یه بیزینس ایجاد کنه اولین سوال ش اینه ک من چجوری خودمو معرفی کنم به دیگران من چجوری به دیگران بفهمونم ک من یه سری خدمات یا یه محصول دارم ارائه میکنم اینو چیکار کنم یعنی همه ی سوال اصلیشون تو بیزینس تو درآمد و کسب و کارشون اینه و چون جواب این سوال و نمیدونند و چون اون راه رو هم بسیار پر هزینه هست تبلیغات بیلبورد اس ام اس ووووو خیلی چیزهای دیگه تبلیغات پر هزینه ای هست احتمال اینکه از همون اول بیخیال این کار بشه خیلی خیلی زیاده و میگن ما همه کارها رو کردیم مغازه گرفتیم وسایل گرفتیم حالا مشتری رو چیکار کنیم اینو چیکار کنیم این سوالی ک خیلی ها نمیدونند و من میخوام بگم ک این سوال هم از درون ما اتفاق می افته و جوابش تو درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتری ها هدایت میشن

    ما باید روی خودمون کار کنیم و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند ما تقسیم کار میکنیم با خداوند یه سری کارها رو ما انجام میدیم یک درصد کارها رو ما انجام میدیم نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام میده اون یک درصد کارها هم یه کار درونی هست یه کاری هست ک باید روی باورهامون کار کنیم بعد یه سری الهامات به ما داده میشه و ما انجام میدیم یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افته اما اعمال کی اتفاق می افته بعد از دریافت الهامات اتفاق می افته یعنی شما تو مسیری حرکت میکنید به شما گفته میشود و بعد شما انجامش میدید تاکید میکنم انجامش میدید مثلا در مورد کار من همون فایل ها فیلم برداری میشه تدوین میشه تولید میشه یعنی یه سری کارها داره انجام میشه حالا تو کار هر کسی بستگی به اون فضای کاریش متفاوت میتونه باشه اما چه کاری داره انجام میشه اون کاری ک الهام میشود چه چیزی الهام میشود این خیلی مهمه با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو چیزهایی به شما الهام میشود ک قدم بعدیه یعنی بعضی ها فکر میکنند اون الهام کل مسیره

    یعنی الهامات اون جور نیست ک کسی ک توی اون فرکانس چیزی بهش الهام شود ک مربوط به ده تا مدار بالا تره

    این ک من انقدر در مورد تکامل حرف میزنم در مورد مدارها حرف میزنم ک بگم این مدارها متفاوتند و با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شید و تو مدارهای بالاتر چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست برای اینکه این موضوع رو درک کنید

    اون چیزی ک به شما الهام میشود بستگی داره به فضای فکری تو بستگی داره به ظرف تو بستگی داره به اندازه تو بستگی داره به موقعیت تو بستگی داره به خواسته های تو یعنی همه ی اینها مشخص میکنه ک قدم بعدی رو چی برداری حالا تو قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه موقیعتت عوض میشه ظرفت بزرگتر میشه خواسته هات تغیر میکنه و بعد دوباره قدم بعدی بهت گفته میشه و همین جور قدم بعدی و بعدی همه چی تغییر میکنه اگر شما اینو درک کنید چند تا اتفاق می افته یکی خیلی صبورتر عمل میکنی یعنی نمیخوای یه دفعه از صفر به صد برسی دو خیلی از زندگی لذت میبری بخاطر اینکه مطمئنی در زمان مناسب به شما گفته میشه سه به الهاماتت عمل میکنی چون مطمعنی این الهام برای این لحظه هست و باید عمل کنی تا قدم بعدی بهت گفته بشه

    یعنی خیلی دو دوتا چهار تا نمیکنی خیلی فکر نمیکنی ک این قدم چجوری میخواد منو به خواستم برسونه یعنی خواسته شما با چیزی ک العان توش هستی خیلی فاصله داره و الهام تو رو از این مدار به یه مدار بالاتر میبره نه به اون خواسته ای ک بسیار بسیار متفاوت از اون چیزی ک العان هستی برای خودت در نظر گرفتی بعد اون الهامات ک بهت گفته میشه هر چی فکر میکنی میگی این چیزی ک العان به من گفته شد یک میلیارد وم اون خواسته منو هم نمیتونه تامین کنه اصلا برای چی برم دنبالش

    ولی وقتی قانون و درک میکنی خیلی بهتر اون مسیر و ادامه میدی بنابراین اون چیزی ک به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به مدار شماست و بعد قدم بعدی گفته میشه و شما میری جلوتر

    این خدایی ک من دارم در موردش صحبت میکنم اون داره همه کارها رو انجام میده این ک من دارم انقدر در مورد توحید صحبت میکنم این قدر میگم آقا ما باید بفهمیم ک هیچ چیزی نیستیم همه ی کارها رو اون داره انجام میده این که ما کردیت و اعتباری ک خدا انجام میده میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک

    نمی دونید چقدر آدم ها دنبال یه سری از افراد هستند تا یه سری کارها رو براشون انجام بدن برای اینکه شناخته بشن تو حوزه خودشون مشتری پیدا کنند در صورتی ک همه ی این کارها رو خدا انجام میده برای شما

    کی انجام میده موقعی ک تو داری روی خودت کار میکنی موقعی ک تو این موضوع رو باور میکنی ک اصلا خدا میتونه این کار و انجام بده اصلا اصولا آیا کسی باور میکنه این قضیه رو ک خدا میتونه این کارو انجام بده یا باور نمیکنه

    بحث سر اینه ک اصلا ما فکر میکنیم ک جهان داره چه جوری کار میکنه اگر ما بفهمیم جهان داره با فرکانس های ما کار میکنه نه با چیز دیگه ای اون وقت ما خیلی راحت میتونیم خداوند و باور کنیم قدرت شو باور کنیم توحید و باور کنیم یکتا پرستی رو باور کنیم و اون موقع ما بیایم روی خودمون کار کنیم خدا رو باور کنیم و به خدا بگیم خدایا میدونم ک تو این توانایی رو داری ک افراد و وارد بیزینس من کنی و منو بشناسونی و دل افراد و نسبت به من نرم کنی همون چیزی ک بارها تو قرآن گفته شده دل افراد و به سمت من نرم کنی منو محبوب کنی و تو این کارو میتونی انجام بدی همین ک شما اینو باور داشته باشید این میتونه اتفاق بی افته و خداوند میتونه این کارو انجام بده و این کار زمانی اتفاق می افته ک تو باور کنی این قضیه رو با باورهای مناسب بدون ک اون خداوندی ک این جهان و خلق کرده با این دقت با این ظرافت ما داریم نفس می کشیم قلب مون داره می تپه این زمین داره به دور خورشید می چرخه این گیاهان دارند رشد میکنند اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد این مغز جواب نمیده من بخوام بگم چه اتفاقاتی تو جهان هستی داره می افته ک اصلا ما هیچ خبری نداریم هیچ کاری براش انجام نمیدیم با دقتی ک هیچ کامپیوتری در جهان نمیتونند همچین دقتی رو درک کنند و داشته باشند داره اتفاقات رخ میده داره انجام میشه همه چی

    این خدایی ک داره انجام میده خیلی راحته براش ک آدم هایی رو وارد حوزه کسب و کار شما بکنه ک هدایت شون کنه سمت کسب و کار شما و تبدیلشون کنه به مشتری

    وقتی باور تو در مورد ثروت ایراد داره اصلا ته باورهات اینه ک من اگر پول دار بشم آدم بدی میشم یا از خدا دور میشم یا هر ک بامش بیشتر برفش بیشتر حالا یه زره هم مشتری برای من زیاد بشه کلی دردسر داره حسابداری داستان داره یا اگر مشتری برای من زیاد بشه من بلد میشم واسه رقیب هام میریزند سرم اگر العان کاری باهام ندارند بخاطر اینه یه گوشه ای دارم کارم و انجام میدم یه زره معروف بشم آدم حسابی بشم کله گنده بشم همه ی اون ها روم زوم میکنند

    میدونید چقدر باورهای شرک آلود ما داریم در مورد موضوع های مختلف ک باعث میشه ما به خواسته هامون نرسیم این که من میگم با توجه به مداری ک توش هستی بهت گفته میشه منظورم این هاست تا وقتی این باورها وجود دارند با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی تو باورهات و بهتر میکنی اون قدم هی بزرگتر میشه اون مشتری ها هی بیشتر و بیشتر میاد بخاطر همین ما نیاز داریم این باورها رو ایجاد کنیم اون باورهایی ک در مورد ثروت هست حالا در مورد سلامتی هر چی ک هست اون ها رو باید درست کنیم تا ترکیب همه ی اونها باعث بشه مدار ما تغییر کنه در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیرهای درست رو و قدم بعدی به ما میگه و بعد اتفاقات و مشتری ها و درآمد ها رو برامون بوجود میاره ترکیب همه ی اینها هی مرحله به مرحله ما رو میبره جلوتر

    اگر اصل و ساختار جهان رو و سیستم خداوند رو درک کنیم توی هر بهره ای میتونی اون نتیجه ای ک میخوای رو بگیری

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم

    15- فایل نهم که مثال اسب رو زدید که باید بهمون اعتماد کنه و ایمان بیاره و وحشی بازی در نیاره و نمیدونید این مثال چقدر ارزشمند بود….واقعا ما باید به خدا اعتماد کنیم و خودمونو در دستانش رها کنیم و بذاریم که کارشو بکنه و وحشی بازی در نیاریم و همه چیزو با ذهن محدود و منطقیمون که خیلی از جاها با روحمون فاصله ی زیاد گرفته نخوایم حل کنیم و تسلیم بشیم در برابر خدای یکتا و چقدر من آرومم و چقدر همه چیز دوست داشتنیه و چقدر شما عااااالی هستید……

    16- بعد ازشنیدن قسمت نهم یه سوال قدیمی تو ذهنم زنده شد و برگشتم یه فایل قدیمی رو گوش کردم؛ اما بازم نتونستم جوابم رو پیدا کنم.

    اونجایی که استاد میگن دوستاشون به ایشون میگفتن : اون موقه گفتی اون الهامه، اما الان میگی این یکی الهامه، چجوری میشه اینا که باهم جور در نمیان!

    و ایشون به ما جواب میدن اون موقه مدار من اون بوده و اون راه بهم الهام شده و الان چون فرکانسم تغییر کرده یه راه خیلی بهتر (و حتی متفاوت با قبلی) به من گفته شده…

    این جواب، منو یاد توضیح استاد در مورد استخاره انداخت؛ جایی که میگن خداوکیلی شما چن نفر سراغ دارین که استخاره بهشون گفته این ازدواج خوبه و الان از زندگیشون راضی نیستن؟ یا چن نفر جواب استخاره شون برای بیزینسشون مثبت اومده اما الان به بدترین صورت ورشکست شدن؟!!

    و این موضوع تو این سه روزی که فایل جدید روی سایت قرار گرفته ذهن منو خیلی درگیر کرده که با این اوصاف تفاوت بین نشونه و استخاره چی میتونه باشه وقتی هردوشون با توجه فرکانس فعلی مون بهمون پاسخ میدن؟

    (تو فایل استخاره استاد خیلی رو این موضوع مانور میدن که اگه برای گرفتن استخاره به کسی قدرت بدیم یا اون رو از خودمون بالاتر ببینیم این شرکه. خوب بله دقیقا همینطوره.)

    17- بعدش اونجا کنار دو خانم نشسته بودم و اصلا هوای کولر به ما نمیزد و گفتم که برم صندلیهای اونور و بعدش چاخان گفت برم اون ور چی اونور اون اقا پسرا نشستن الان میگن عمدا میخواد بره اونورو من جوابشو ندادم و بعدکه توضیحات اون اقای مدرس تموم شد بهشون گفتم ببخشین هوای اینجا خیلی گرمه انگار کولر تون هوای خنکم نداره گفتن ببخشید راس میگین ولی همین قضیه صرفه جوییی در مصرف برق و ایناست و منم گفتم به یه اقا پسری که رو به روم بود گفتم ببخشین اون کولر هواش میزنه به شما گفتن بله اینجا بهتره و منم خیلی با اعتماد به نفس پاشدم و رفتم اون ور نشستم و بعدش گفتم خدایا شکرت اگه قبلنا بود خدااا شاهده تا اخر جلسه اصصصصصصلا روم نبود نه درخواست کنم نه یه کلام حرف بزنم ولی خیلی عالی شد ….همه نجواهای ما به خاطر فرهنگ غلط و باورهای اشتباهمونه که انقدر در موردد جنس مخالف اشتباه بهمون اموزش دادند …..انقدر باورهای اشتباه به خوردمون دادند به قول دوستان باور کنین منم استرس اینو داشتم که اگه اقا پسرای سایتو و اینجا رو به اسم کوچیک صدا بزنم چاخان بهم میگفت الان در موردت چی فکر میکنند ……خلاصه اینکه انقدر خوشحال بودم

    ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      عادله ملکی گفته:
      مدت عضویت: 4043 روز

      سلام آقا مهرداد عزیز

      مرسی از اینکه این زحماتتون را در اختیار ما هم گذاشتین

      بسیار عالی بود

      لذت بردم

      دوست داشتم 100 نکته های قبلی هم میخوندم که متاسفانه لینکایی که گذاشتین باز نمیشه ….

      در کل ممنونم از این همه انرژی و لطفتون

      در پناه خدا شاد و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        مهرداد مرادی نظیف گفته:
        مدت عضویت: 4077 روز

        سلااااام به عادله عزیز

        آره این مشکل بقیه بچه ها هم داشتن که دفعه بعد حتما راهکاراش زیرش مینویسم

        وقتی متنی مینویسی و توش از اعداد استفاده میکنی و روی سایت قرار میدی اگه اون اعداد انگلیسی نوشته باشی به صورت فارسی روی سایت نشون میده ، الان اگه توجه کنی هیچ عددی روی توی متنهای بقیه دوستان نمیبینی که انگلیسی باشه .

        برای همین اون لینکهایی که قرار دادم هرچی عدد توش هست به فارسی تبدیل شده

        و وقتی شما رووش میزنی میگه ” صفحه ایی پیدا نشد ”

        برای حلش شما اون لینکهارو کپی کن و روی یه سربرگ جدید از مرورگرتون paste کنید و هرچی عدد توی لینکها هست پاک کنید و به انگلیسی وارد کنید و بعدش اجرا کنید اون صفحه رو

        به این روش میتونید لینکهای دیگه رو هم ببینید.

        ممنونم که این نکته رو گفتید

        و منم ممنونم از محبت و انگیزه شما

        همیشششه شاااد و سعادتمندددد و سلاااامت و ثروتمننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4077 روز

    ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????

    18- به نام خدای مهربان

    موضوع :جلسه نهم جهان بینی توحیدی یک

    همه شرکت ها و افکار وقتی یه کاری رو انجام می دهند به شکل های مختلف خودشون و کارشون رو تبلیغ می کنند تا افرادی که به اون محصول نیاز دارند بیان و اون رو خریداری کنند

    من هم در شروع کارم تبلیغات می کردم به شکل های مختلف و خیلی برام مهم بود که کدوم روش تبلیغاتی موثر تر هست که بتونم روی همون تمرکز کنم و از یه جایی به بعد دیگه تبلیغات نکردم میدونین چرا؟!!!

    چون اومدم روی باورهام کار کردم و این باور رو ساختم که وقتی روی باورهام کار می کنم و روی خودم کار میکنم در مداری قرار می گیرم که افرادی که یه سری سوالات دارند به اون مدار هدایت می شوند و با برنامه های من آشنا می شوند

    وقتی به این آگاهی رسیدم که هر اتفاقی میافته در درون من هست نه در بیرون من از اون وقت به بعد دیگه هیچ وقت برای کار خودم تبلیغ نکردم.

    موضوع این نیست که تبلیغات خوب نیست چرا گاهی تبلیغات لازم هست موضوع چیز دیگه ای هست.

    وقتی این باور رو ایجاد کردم فقط و فقط روی خودم کار کردم و اجازه دادم که الهامات من رو هدایت کنه.

    این الهامات به من می گفت مثلا روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار یه همچین کاری رو انجام بده.

    تو این لوکیشن فایل ضبط کن ،درباره همچین موضوعی صحبت کن ،

    این دوره رو آماده کن ،این فایل رایگان رو اماده کن و…

    اینا به من گفته می شد و من انجام میدادم

    نمیخوام موضوع رو سخت کنمکه تو ذهنتون ایجاد بشه یه فضای روحانی و خاص یا قدیس گونه تو ذهنتون ایجاد بشه نه خیلی ساده و راحت قضیه.

    ارتباط خاص و عجیب غریب نیست و نمی خواد.

    الهامات یه تصویر،یه حرف،یه جمله ای توی یه کتاب،یه صحبت بین دو تا دوست،یه چیزی که برجسته میشه توی ذهنت و یه حسی تاییدش می کنه،

    چیز متافیزیکی عجیب و غریبی نیست.

    فکر می کنم در مورد پیامبر اسلام هم وقتی جبرئیل گفته اقر بسم ربک الذی خلق یه صحبتی با قلب پیامبر بوده که با همه ما هم صحبت می کنه.

    که قبلا هم با قلب پیامبر صحبت شده اما اون زمان چون داشته روی خودش کار می کرده تونسته واضح بشنوه و بفهمه و درکش کنه .

    و بگه بقیه بنویسنش.

    اصلا موضوع متافیزیکی و عجیب و غریب نیست.

    یه چیز طبیعی و جزئی از طبیعت هست مثل الهامی که به گلبول های سفید میشه و اونا میرن سراغ میکروب ها.

    مثل الهامی که به قلب ما میشه و قلب ما می تپه

    مثل وقتی توی خواب آب دهانت راه هوایی رو بسته و شروع می کنی به سرفه کردن و بیدار میشی.

    مثل الهامی که وقتی شیر میپره توی گلوی کودک واکنش نشون میده که مادرش بفهمه.

    این الهام همیشه هست جزئی از طبیعت جهان هستی این الهام.

    مثل الهامی که به زنبور عسل میشه

    خیلی راحت چیز عجیب و غریبی نیست که یه آدم خاص دین دار توی کوهستان سالها مراقبه کنه و دریافتش کنه

    نه همیشه هست فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید بیشتر می فهمیدش و درکش می کنید. و گرنه همیشه هست

    فقط وقتی روی باورهاتون کار می کنید واضح تر میشه.

    و گرنه خداوند در قرآن می فرماید مشخص هست حق از باطل مشخصه و جدا میشه.

    قابل درک میشه.

    این خیلی طبیعیه همیشه بوده هست و خواهد بود.فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید صدا بلند تره، تصویر واضح تره،مطمئن تری که این الهام هست،مطمئن تری که این مسیری هست که باید بری،احساس ارامش درونی بیشتری داری.

    وقتی من روی خودم کار می کنم خداوند همه کارها رو انجام می دهد خداوند افراد رو وارد زندگی من می کند. وارد کسب و کار من می کند.

    نیاز به کار بیرونی خاصی نیست باید کار درونی انجام بشه باید روی باورها کار کرد همون باورهایی که در دوره های مختلف گفته شد.

    وقتی روی خودم کار می کنم مدارم بالاتر میره و افرادی که نیاز دارند من رو پیدا می کنند خدا اونها رو هدایت میکنه به سمت من

    خدا مارو به هم ارتباط می دهد به بی نهایت طریقی که من عقلم هم نمی رسد.

    من دیگه تبلیغات نمیکنم چون الان جواب داده یه نفر که توی ایران هم نیست و بدون اینکه راههای معمولی که همه می روند رو رفته باشه بیزینسش جواب داده است.

    اونایی که تبلیغات کار کرده اند گوگل اد ورز ،بنر ایمیل مارکتینگ و… میدونن که کار خیلی هزینه بری هست.و کاملا ریسک بالایی دارد.

    من با این باور در این مسیر قرار گرفتم بدون هیچ گونه تبلیغاتی.

    یه زمانی خیلی روی تبلیغات وقت گذاشتم و هزینه کردم و دردسر کشیدم.که صد نفر دویست نفر،سیصد نفر بیان توی یه معارفه رایگان که از اون تعداد چند نفر بیان توی دوره ثبت نام کنن.

    البته که الهاماتی هم تو این مسیر دریافت می کردم توی طراحی پوستر و بقیه موارد

    همه این درد سر ها رو داشته باشین با کلی بدهی و زحمت و رنج

    این رو هم ببینید که تو میای روی باورهات کار می کنی و هیچ کدوم از اون کارها نباشه هیچ کدوم از اون تبلیغات،اون پوستر چسبوندن ها ،اون هزینه کردن ها و…

    همه اون ها کلا حذف شود و افراد به بی نهایت طریق با شما آشنا شوند.

    همین الان خود شما که داری این فایل رو گوش می کنی و این پیام رو می خونی می تونی بگی کع چطور خداوند به بی نهایت طریق شما رو هدایت کرده به این جا.

    هر کسی یه داستان متفاوت داره از اشناییش با این سایت.

    وقتی این باورها شکل گرفت و من باور کردم و عمل کردم و تمرکز کردم فقط روی خودم کار کردن و مطمئن بودم این اتفاق میافته.

    اونوقت این اتفاق افتاد که از جاهای مختلف دنیا که من فکرش رو هم نمی کردم از ژاپن ،کانادا،استرالیا،هلند از جاهایی که اصلا من چجوری می خواستم تبلیغ کنم!!!

    میان توی سایت ما و از برنامه های سایت ما استفاده می کند و از فایل ها و دوره ها و محصولات استفاده می کنند و کامنت میزارن.

    این نشون میده که تموم اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق میافته.

    توسط باورهای ما داره اتفاق میافته

    خداوند داره همه ما رو هدایت می کنه وقتی که تو باورهات رو تغییر می دهی و درست می کنی و روی خودت کار می کنی همه اتفاقات برات ایجاد میشه .

    خداوند این کار رو انجام می دهد.

    خداوند این کار رو انجام می دهد.

    اون حضرت نوح که داره کشتی میسازه وسط بیابان خداوند اون آب رو میاره که اون کشتی شناور بشه

    خداوند کارها رو انجام می دهد کی این اتفاقات میافته وقتی تو داری روی خودت کار می کنی

    وقتی تو باورهات رو تغییر می دهی.

    وقتی تو سعی می کنی جهان رو جور دیگه ای ببینی و آرام آرام هدایت میشی به سمت باورهای بهتر.

    در مورد بیزینس هر کسی هر کاری می خواد انجام بده اولین سوالش اینه که چجوری مشتری ها من رو پیدا کنن؟!!!

    بقیه موارد و کارها مشخص هست برای افراد اما جواب این سوال رو نمیتونن بدهند.

    و راههایی که میدونن هم بسیار پر هزینه هست احتمال اینکه همون اول بیخیال اون کار بشن خیلی زیاد هست که چجوری مشتری جذب کنم؟!!

    جواب این سوال در درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتریها هدایت می شوند ما فقط باید روی باورهامون کار کنیم

    و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند

    در دوره روانشناسی ثروت 3در مورد تقسیم کار با خداوند بسیار صحبت شد که ما تقسیم کار می کنیم با خداوند

    یک درصد کارها رو ما انجام میدهیم و نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام می دهد. اون یک درصد هم یه کار درونی هست

    باید روی باورهامون کار کنیم،وقتی روی باورهامون کار می کنیم یه سری الهامات به ما داده می شود،و ما به اون الهامات عمل می کنیم

    یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افتاد،اما اعمال بعد از دریافت الهامات اتفاق می افتد.

    یعنی در مسیر که حرکت می کنید و به شما گفته می شود و انجامش می دهید.

    تا کید ،تاکید و تاکید می کنم انجامش می دهید!!!

    یعنی اینطور نیست که من نشسته باشم تو خونه و روی خودم کار کرده باشم فقط و هیچ عملی رو هم انجام ندهم.

    از اون بالا آدم ها من رو بشناسند

    مثلا در مورد کار من فایل ها آماده میشه ضبط میشه تدوین میشه روی سایت قرار داده میشه.

    یه سری کارها انجام می شود و در مورد کار هر کسی میتونه متفاوت باشه

    چه کاری انجام می شود؟آنچه الهام می شود

    چه چیزی الهام می شود؟

    با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو یه چیزهایی بهت الهام می شود که قدم بعدی است.

    برای مداری که من بودم برای موقعیتی که من بودم برای باورهایی که من داشتم

    توی اون مسیر به من الهام شد که از این کلید واژه ها توی پوسترت استفاده کن که بهره وری پوسترت چندین برابر شود.و همین اتفاق هم می افتاد هرچند اون مسیر مسیر خیلی عالی نبود اما برای اون فضا ی فکری من و اون فضای فرکانسی من و اون مداری که در اون قرار داشتم اون قدم اول بود.

    یا بهترین کار تو اون فرکانس بود

    یعنی اینطور نیست که فردی در فضای فرکانسی الانش چیزی بهش الهام شود مربوط به ده مدار بالاتراست.

    اینکه من اینقدر در مورد تکامل و مدارها صحبت می کنم می خوام بگم که مدارها متفاوت از هم هستند.

    با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شوید و درهر مدار چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست. برای اینه که این موضوع رو درک کنید.

    اون زمان هم از طرف همین خدا به من الهام می شد اما جنس الهامات متناسب بود با فضای فرکانسی که در اون قرار داشتم.

    در قرآن ترتیب نزول آیات هست،سوره های جز سی قرآن و سوره های کوتاه دراوایل رسالت پیامبر بهش الهام شده و سوره های توضیح دار و بلند در اواخر رسالت پیامبر بهش الهام شده.

    خود خدا هم در قرآن این رو گفته که ما این کتاب رو آرام آرام به تو الهام کردیم

    یعنی با توجه به ظرف فکری و باوری که پیامبر داشت بهش الهام شد نه اینکه در همون ابتدا یه آیه سنگین و با یک مفهوم سنگین بهش گفته بشه و بعد

    با توجه به شرایط زمانه آیه ها بهش گفته شد

    و اگر قرآن رو با توجه به ترتیب نزول آیات قران رو مطالعه کنید کاملا متوجه می شید که اون الهامی گه به پیامبر اسلام شده کاملا بستگی داشته به فضای فکری پیامبر یعنی به ظرفی که داره اماده میشه یعنی به اندازه ای که پیامبر میتونسته دریافت کنه و به شرایطی که پیامبر توی اون قرار داشته.

    اینقدر این مدارها دقیق هستند

    در آیه هفت سوره آل عمران که خداوند میگه بعضی آیات محکم و برخی متشابه هستند و در ادامه میگه اونایی که مرضی در قلبشون هست میرن سراغ تفسیر آیات متشابه و کسانی که راسخون فی العلم هستند می گویند همه این آیات از طرف خداوند است بستگی به ظرف پیامبر در اون لحظه به شرایط در اون لحظه،

    این نکته خیلی مهم است که درک کنید چجوری جهان اطراف رو می شناسید و درک می کنید.

    بعضی دوستان می پرسند که یه زمانی یه کارهایی رو گفتین به من الهام شد که اون کار روانجام بده و به زمان بهم الهام شد اون کار رو انجام نده کدومش الهام بوده ؟؟؟

    جواب اینه که هردو الهام بوده بستگی به ظرف من داشته،بستگی به شرایط و موقعیت من داشته،بستگی به باورهای من داشته بستگی به فضای فرکانسی داشته که در اون قرار داشتم.

    اینکه این متن رو بنویس این کلمات رو بلد کن این رنگ ها رو استفاده کن اون برای اون زمان من با اون باورها خیلی هم عالی بوده

    که همون موقع که ما این کارها رو انجام می دادیم یه بدعتی توی طراحی پوستر اتفاق افتاد و بقیه افراد هم همون طرح ها رو استفاده کردند چون جواب داده بود.

    اما زمانی که بیشتر روی خودم کار کردم و روی باورهایم کار کردم و ظرفم بزرگ تر شد من هدایت شدم به مسیر های بهتر.

    تو هر برحه ای از زمان الهاماتی که به من شده چندین هزار کیلومتر من رو جلو تر برده برای رسیدن به خواسته هام.

    بعضی افراد میگن اونچه به من الهام شد و من رفتم و اون نتیجه ای که می خواستم رو نداد.

    اون الهام که کل نتیجه نیست که اون یه قدم هست وقتی میری قدم بعدی بهت گفته میشه وقتی انجامش میدهی قدم بعدی بهت گفته میشه و این قدم ها تا بی نهایت ادامه دارد و بستگی دارد به اندازه ظرف تو

    1400 سال قبل مردم یه ظرفی داشته اند برای درک مفاهیم

    الان خودمون رو با بچه های الان مقایسه کنیم هرچی زمان می گذره ظرف درک افراد بیشتر میشه مغزشون بهتر عمل میکنه

    هر نسلی یه چیز هایی رو بهتر درک می کنه

    این کتاب در زمانی و در منطقه ای اومده که باید با توجه به فضای فکری و ظرف افراد اون منطقه گفته می شد.

    اینکه توی قرآن در باره آووکادو نیومده درباره کیوی نیومده درباره عدس درباره خرما اومده ،درختان سر سبز

    مثالهایی که خداوند درباره بهشت میزنه:درختان سر سبزی که از زیر آنها نهر هایی جاری است از شیر و عسل

    متالی زده میشه که برای مردم اون منطقه جغرافیای چیز جذابی بوده باشه،اگه مثلا مردم عربستان در جنگهای آمازون زندگی می کردند این خبر بدی بود که بهشت جای سر سبزی که سایه است و نهر ها جاری است و …

    چون اونا اینقدر عطش آفتاب دارند که اگه بهشون می گفتند بهشت یه صحرایی پر از گرمای انرژی بخش

    یا افرادی که در قطب زندگی می کردند اصلا علاقه ای ندارند به این چیزها فضای باز و گرمی رو دوست دارند نه جنگل های پوشیده و درختان در هم تنیده

    اینا رو میگم که منطق خداوند رو درک کنید منطق این سیستم رو درک کنیم .هرآنچه گفته می شود با توجه به فضای فرکانسی شماست.با توجه به مدار شما و با توجه به خواسته های شماست.

    اونچه که بهت گفته می شود بستگی داره به ظرف تو به فضای فرکانسی تو به باورهای تو.

    همه این موقعیت ها قدم بعدی رو مشخص می کنه در قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه ظرفت بزرگ تر میشه باروهات تغییر می کنه.خواسته هات تغییر میکنه.

    اگه این رو درک کنید:

    1٫خیلی صبورتر عمل می کنید ،نمیخواید یک دفعه از صفر به صد برسید.

    2٫خیلی بیشتر از زندگیتون لذت میبرید چون مطمئن هستید در زمان مناسب بهتون گفته می شود.

    3٫به الهاماتتون عمل می کنید چون مطمئن هستید این الهام برای این لحظه است باید بری و قدم بعدی بهت گفته می شود ،خیلی دو دوتا چهارتا نمی کنید.خیلی فکر نمی کنید که حالا این قدمه چجوری میخواد من رو به خواسته ام برسونه

    وقتی خواسته ات خیلی خیلی بزرگ هست و با مداری که توش هستی خیلی خیلی فاصله داره ،و این الهامه برای اینه که تورو به مدار بالاتر ببره نه اینکه وقتی که هنوز خونه نداری ماشین نداری حقوقت خیلی خیلی پایین هست خواسته ات یه خونه ویلایی فلان یه ماشین فوق العاده یه تصویر بسیار بسیار متفاوت با اون موقعیتی که الان داری

    وقتی الهام بهت گفته میشه هرچی فکر می کنی می بینی که آخه چجوری این قدم من رو به خواسته ام می رسونه این الهام اصلا یک میلیاردم اون خواسته ام رو هم نمیتونه تامین کنه اصلا چرا برم دنبالش؟

    وقتی قانون رو درک می کنی خیلی بهتر اون مسیر رو ادامه می دهی کاری که من هم انجام می دهم ،البته که منم یه جاهایی کم میاوردم یه جاهایی شک می کردم ولی به نسبت خیلی ها کمتر

    اینطور نبوده که بگم من بدون شک و بدون تردید به الهاماتم عمل کردم نه اینطور نبوده

    اما نسبت به خیلی ها بهتر عمل کردم.

    بنابراین آنچه که به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به باورهای شماست با توجه به مدار شماست و البته قدم بعدی هست و قدم به قدم بهت گفته میشه.

    در مورد تبلیغات این تفکر رو ایجاد کردم که خداوند داره همه کارها رو برام انجام میده همونطور که من به طرز عجیب غریبی با بعضی چیزها و بعضی افراد آشنا شدم افراد هم به طرز عجیب و غریبی که الان برای من ناشناخته است با من آشنا می شوند.

    کی این اتفاق میافته وقتی دارم روی خودم کار می کنم و یه سری باورها رو نهادینه می کنم به اتدازه ای که این کار رو انجام میدهم این اتفاق میافته افراد میان و با برنامه های من آشنا میشن و استفاده می کنن

    الان اونایی که توی حوضه کامپیوتر و اینترنت هستند بهتر این حرف من رو درک می کنن

    الکسای سایت مارو ببینید( یه افزونه ای هست وقتی نصبش می کنی روی مرورگر بهت آمار رتبه سایت و بازدید کاربران رو نشون میده)

    با اینکه کاربران سایت فارسی زبان هستند و در مقایسه با سایتهای انگلیسی که زبان های دیگه سایت انگلیسی رو سرچ می کنند اما سایت فارسی رو فقط فارسی زبانان سرچ می کنند

    رتبه الکسا رو که ببینید چقدر تفاوت دارد

    اونوقت متوجه می شوید که اون خدایی که داریم در باره اش صحبت می کنیم اینهمه از توحید داریم میگیم .باید بدونیم که ما هیچی نیستیم همه اون کارهارو اون داره انجام میده.

    اینکه اعتبار کارهایی که خدا داره انجام میده رو میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک.

    چقدر آدم ها دنبال این هستند که افراد یه کارهایی رو براشون انجام بدهند برای اینکه شناخته بشوند و تو حوزه کاری خودشون مشتری پیدا کنند.

    در صورتی که همه این کارها رو خدا داره انجام میده برای شما چه وقت این کار رو انجام میده ؟ وقتی تو داری روی خودت کار می کنی.

    وقتی که باور می کنی که خدا میتونه این کار رو انجام بده

    اصولا آیا کسی باور می کنه که خدا میتونه این کار رو انجام بده یا باور نمی کنه؟

    بحث سر اینه که جهان چجوری داره کار می کنه؟

    اگه بفهمیم که جهان داره با فرکانس های ما کار می کنه اونوقت خیلی راحت می تونیم خداوند رو باورکنیم،

    قدرتش رو باور کنیم

    توحید رو باور کنیم

    یکتاپرستی رو باور کنیم

    اونوقت که خدا رو باورکردیم به خدا بگیم خدایا من میدونم که توانایی این رو داری که افراد رو وارد بیزینس من کنی و بیزینس من رو به افراد بشناسونی . دل افراد رو نسبت به من نرم کنی

    چیزی که بارها در قرآن گفته شده دل افراد رو نسبت به من نرم کنی،من رو محبوب کنی و

    تو میتونی این کار رو انجام بدهی همین که باور داشته باشید که می شود

    و خداوند میتونه این کار رو انجام بده و زمانی که باور کنی این قضیه رو و مثال های مناسب برای خودت بزنی تا باور پذیر تر بشه برات.

    به این دلیل من اینقدر در باره خودم مثال میزنم که باور پذیر بشه برات به عینه ببینی که اتفاق افتاد از وقتی من باور کردم اتفاق افتاد.

    این خدایی که این همه اتفاقات در جهان رو با چه دقت و چه نظمی داره اداره می کنه زنبورها عسل تولید می کنن،درختان رشد می کنن،کوه ها دریاها و…

    خیلی راحت براش که افراد رو وارد کسب و کار شما کنه.

    که افراد رو هدایت کنه به سمت کسب و کار شما که تبدیلشون کنه به مشتری مگه کاری داره براش

    کسی که این قلب شما رو این مغز شما رو به این دقت و ظرافت داره کارش رو انجام میده میتونه کار من رو هم مدیریت کنه.

    وقتی منطقی بهش نگاه میکنی درک نمی کنی و باورت نمیشه که می شود میگی مگه میشه من روی خودم کار کنم یکی بیاد من رو پیدا کنه؟

    من باید برم داد و فریاد بزنم تا من رو بشناسند.

    من اون زمان این آگاهی رو نداشتم و تکاملم رو طی کردم اما به این معنا نیست که شما هم باید این سختی ها رو بکشین نه من اگه اون زمان یه نفر بود که این ها رو به من می گفت خیلی مسیرم راحت تر بود و سریع ترمی شد

    البته نداشتن راهنما و الگو هم به مدارمن بر می گرده چون اون اوایل خیلی مقاومت ها داشتم خیلی ذهن منطقی داشتم و نگاه می کردم که بیزینس چجوری داره شکل میگیره تو تهرام من هم همون کارها رو انجام بدهم.

    حرف من اینه که:

    1٫در هر مداری که هستی با توجه به ظرفت با توجه به فرکانست داره مسیر های بعدی بهت گفته میشه

    2٫اون خدایی که داره همه این کارها رو انجام میده که مغزت نمیتونه درکش کنه کارهای ساده تر از این کارها رو هم میتونه انجام بده

    مثل اینکه کسب و کار شما رو به همه معرفی کنه

    توی همه زمینه های دیگه هم همینطور هست

    میتونه رابطه شما رو با همسرت زیباتر کنه

    میتونه بچه سالم و صالح بهت بده

    میتونه جسم تو رو سالم کنه

    میتونه این بیماری که همه دنیا میگن لا علاجه رو درمان کنه

    وقتی اون خدا رو باور میکنی که داره همه اون کارها رو انجام میده کاری نداره که اون مقدار انسولین مورد نیاز بدنت رو تامین کنه که دیگه مشکل دیابت نداشته باشی وقتی باور کنی هدایت می شوی بهت گفته میشه به اندازه ای که باور میکنی بهت گفته میشه عمل میکنی میگه فلان میوه رو بخور فلان ورزش رو بکن به سری اتفاقات بهت گفته میشه انجام میدهی یهو می بینی اااا اصلا نه خبری از بیماری هست و نه هیچی

    و داری همه چی می خوری و لذت می بری و سالم سالمی

    حالا این در مورد روابط عاطفی باشه در مورد بیزینس باشه در مورد سلامتی باشه درس خوندن باشه در مورد همه چی

    اون خدا همه کار رو میتونه انجام بده فقط به اندازه باور تو

    اولین مشکلی که کسب و کارهای تازه تاسیس و همه کسب و کارها دارند

    اینه که مشتری چجوری ایجاد کنیم؟؟؟؟!!!!

    خداوند خودش افراد رو وارد کسب و کارت می کنه کارت رو درست انجام بده روی باورهات همیشه کار کن

    کارت رو به بهترین شکل ممکن انجام بده باورت رو در مورد پول درست کن که ثروت اصولا خوب هست که وارد زندگیت بشه

    وقتی باورت درباره ثروت ایراد دارده

    که هرکی بامش بیش برفش بیشتر حالا هرچی بیزینس من بیشتر رشد کنه کلی دردسر حسابداری و داستان و فلان داره

    یا من بولد می شم یه سری رقیب ها میریزن سرم اگه الان کاری بهم ندارند به این خاطر هست که یه گوشه ای دارم کارم رو انجام میدم یه ذره معروف بشم و آدم حسابی بشم و کله گنده بشم همه روم زوم می کنن و دولت زوم و میکنه و فلان ارگان روم زوم میکنه

    چقدر باور شرک آلود داریم که باعث میشه به خواسته هامون نرسیم وقتی که بهت میگم با توجه به مداری که توش هستی بهت گفته میشه منظورم ایناست تا وقتی این باورها وجود داره با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی باورهات رو تغییر میدی و بهترشون میکنی قدم ها بهت گفته میشه قدم ها بزرگتر میشه مشتری ها بیشتر و بیشتر میان به سمتت وقتی داری این فایل رو بارها و بارها گوش میکنی و درموردش می نویسی و در موردش صحبت می کنی مشتری های جدید وارد کسب و کارت میشن

    بعد میگی دیدی !!دیدی!! همین اتفاق افتاد !!!

    اما اون مشتری های جدید به اندازه ای که باورت تغییر کرد رخ می دهند دو روز بعد که این فایل ها و حرف ها رو فراموش کنی و از این فضا دور بشی اونا هم براحتی میرن

    به همین خاطر است که نیاز داریم باورهارو رو خودمون ایجاد کنیم

    باورها در مورد سلامتی و ثروت و روابط رو هم باید درست کنیم تا ترکیب همه اونها باعث بشه مدارمون تغییر کنه و در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیر های درست رو و قدم بعدی رو به ما میگه واتفاقات جدید و مشتری ها و در آمدها رو برامون میاره ترکیب همه اینها مرحله به مرحله ما رو میبره جلو تر

    دوست دارم اصل چیزی رو که از جهان درک کردم و نتیجه گرفتم رو به شما بگم اون ساختار کلی جهان رو به قول انیشتین بتونم فکر خدا رو بخونم اون چیزی که از فکر خدا درک کردم رو به شما بگم و شما بتونید به روش خودتون ازش استفاده کنید حالا هر کسی یه سبکی داره

    و در هر برحه ای یه سری خواسته داره موقعیتش که عوض میشه خواسته هاش هم تغییر میکنه.

    اما اگر اصل و ساختار کلی جهان رو درک کنی توی هر برحه ای میتونی اون نتیجه ای که می خوای رو بگیری

    بنابراین اون فردی که باورهاش در مورد ثروت ایجاد کنه وقتی این باور رو ایجاد کنه که خداوند مشتری هم می شود مشتری هاش زیاد میشن اما نه خیلی زیاد

    چون یه عالمه باور ایراد دار در مورد شرک دارند مثلا:

    اگه مشتری زیاد بشه درد سر هاش هم بیشتر میشه سیستم حسابداری باید درست کنم رقیب ها فلان میشن دولت رو من زوم میکنه یه باورهای شرک آلودی که هرکسی یه ذره گنده بشه جلوشو می گیرن تا وقتی هنوز خبری نیست ویه گوشه ای داری کار می کنی کاری بهت ندارند اما همین که ببینن یه ذره گنده شدی و یه ذره معروف شدی همچین می زننت زمین که نتونی بلند بشی مواظب باش خیلی گنده نشی چون اینا نمیتونن تحمل کنن یه نفر خیلی رشد کنه و گنده بشه پاشو از گلیم خودش دراز تر کنه.

    چقدر مردم راحت دارن خوشبختی و سعادت رو از خودشون دور می کنند به خاطر این منبع آلودگی و شرک که تو وجود همه ما هست

    بعید میدونم توی امریکا این تفکر باشه که اگه من رشد کنم و گنده بشم یکی جلو من رو می گیره و نمیزاره رشد کنم.یه همچین رد پایی رو تو امریکا ندیدم

    چرا اکثر کسب و کارهای زنجیره ای در جهان تو امریکاست؟ چون این باور مضخرف رو ندارند.

    اینکه میگی چرا نتیجه نمی گیرم؟؟!!!

    وقتی روی الهامات کار می کنی به تدریج به این باور میرسی که خدا میتونه به من الهام کنه

    وقتی روی باورهای توحیدی بیشتر کار میکنی به این باور میرسی که خدا میتونه مشتریها رو برای من بیاره

    از اون طرف این باور رو داری که اگه مشتری زیاد بشه رقیب ها فلان میشن ،کارهای حسابداری پیچیده میشه، نمیزارن بری بالاتر ،باید باج بدیو از این چرت و پرت ها

    این دوتا نمیتونن کنار هم بگنجند برای همین که میگم به اندازه ظرفت دریافت می کنی

    در مورد پیامبر اسلام هم همین بود جهان یکسان عمل میکنه اگه فکر می کنی که پیامبر اسلام یه آدم خیلی خاص هست همینقدر بهت بگم که در مورد پیامبر هم به اندازه ظرفش بهش گفته شد این که خدا تو قرآن میگه پیامبر هم مثل خودتونه تو بازار راه میره مثل شما احتیاج داره غذا می خوره این یه آدم هست دقیقا مثل شما فقط داره روی خودش کار می کنه

    یه نفر هست در حال حاضر یه کلیپی میزاره روی اینترنت خیلی سریع مشهور میشه ،این رو الان میتونیم درک کنیم .

    ولی اون زمان که نه اینترنت بوده نه هواپیما بوده نه تلویزیون بوده هیچی نبوده همه هم با هاش مشکل داشتن یه نفر اینقدر مشهور میشه و از سراسر دنیا از چین و افریقا و مصر و ارو پا و هند و ایران کرور کرور آدم بلند میشن پای پیاده از صحرا و بیابون عبور می کنن میان و پیداش می کنن !!تا پیامش رو در یافت کنن با اون سختی مسیر که قابل تصور نیست !!!الان یه نفر از چین بلیط میگیره دو ساعت بعد توی فرودگاه جده هست توی هوا خوب که فرقی نمیکنه زمستون باشه یا تابستون ولی اون زمان تصورشم سخته الان.

    تو زمانی که اینترنت نیست که یه دکمه بزنی یه میلیون نفر پیام رو ببینند

    تو زمانی که مکه مرکز مقاومت بود همه مخالف پیامبر بودن و اول دعوت پنهان بود بعد آشکار شد و کسانی که بارها و بارها می خواستن پیامبر رو بکشن میان می گن این فرش قرمز نوکرت هم هستیم تو بیا و پرده دار کعبه شو اصلا این شهر و این کشور هرچی هست مال تو باشه

    چی میشه که این همه آدم پیداش کنن قلبشون بخوادتش برن سمتش و بهش ایمان بیارن اصلا فکرش رو بکنید کی این کار رو کرد؟ پوستر چسبوند توب اینترنت کلیپ پخش کرد؟ تو امریکن گت تلنت مثلا یه جمله توحیدی گفت ملت همه شنیدن گفتن بریم ببینیم این بابا کیه؟

    کی این کارهارو براش انجام داد؟همون قدرتی که براش این کارها رو انجام داد برای من هم میتونه انجام بده برای تو هم میتونه انجام بده

    همون قدرتی که ژنتیک انسان ها رو نسل به نسل داره منتقل می کنه همون قدرتی ک سیارات رو با نظم دقیق نگه داشته و مدیریت می کنه منظومه ها و کهکشان ها رو داره اداره می کنه همون کاری کرد که مردم این پیام رو بشنون

    مغز آدم جواب نمیده که اون زمان محمد 23 سال پیامبر اسلام بوده چجوری!!!

    همین الانش قابل تصور نیست با این همه امکانات و تکنولوژی و اینترنت و …یه آدمی بیزینسش رو شروع کنه 23 سال بعد بشه جهان شمول کل جهان بشناسنش همین الان با این همه تبلیغات تصورش سخته.

    ترامپ تو سن 70 سالگی دو سال تمام شبانه روز کار کرد و هزینه کرد و تبلیغات و سمینار و… که بشه رئیس جمهور اینقدر هم معروف باشه اینقدر تلاش کرد تازه رای بیشتر هم نتونست بگیره ابن قدر زحمت کشید

    حالا تو 1400 سال قبل پیامبر چیکار کرد مگه؟ شما هیچ تفاوتی با پیامبر ندارید فقط به اندازه ای که پیامبر روی خودش کار کرد باید کار کنی و ایمان بیاری .

    شرکت هایی که توی تبلیغات دارن متفاوت عمل می کنن شرکت تسلا هست.

    اصلا تبلیغات نداره شرکت تسلا با باورها و ایده های جدید برای R&D(تحقیق و توسعه )هزینه میکنه اما برای تبلیغات هزینه نمیکنه شرکتی که بزرگترین پیش فروش تاریخ جهان رو داره در یک هفته شرکتی که تبلیغ نمیکنه.

    اعتقادشون به اینه که قیمت محصول رو بیاریم پایین تر و قیمتش رو ببریم بالاتر هزینه ها رو تو این زمینه ها صرف کنیم نه تبلیغات.

    که خود مردم میان برای تسلا تبلیغ می کنن رایگان برای این کمپانی تبلیغ می کنن اینقدر تاثیر گذار هست. روی یو تیوپ چقدر اومدن ویدیو گذاشتن خود مردم.

    همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت هست نسبت به باورهای اکثریت جامعه.

    همه چیز میتونه تغییر کنه

    همه چیز از درونه

    همه چیز از درونه

    همه چیز رو شما دارید بهش شکل میدید

    همه چیز رو شما دارید خلق و ایجاد می کنید همه چیز از درون شما شکل می گیره

    هیچ چیز در بیرون نیست

    هیچ کاری در بیرون اگر تغییر کنه نتیجه ایجاد نمیکنه

    اونچه ازدرون تغییر میکنه نتایج بیرون رو ایجاد میکنه

    اون خدایی که تمام این کهکشان ها رو خلق کرده و داره مدیریت می کنه اون تمام کارها رو برای من و شما میتونه انجام بده

    به شرط این که ما باور کنیم که میتونه این کار رو انجام بده و باورهای درستی رو بزاریم

    من سالهاست که یک ریال تبلیغ نکردم که خودم و کسب و کارم رو معرفی کنم

    هرکسی که الان این حرف هارو می شنوه و این مطالب رو می خونه فکر کنه که چجوری آشنا شده با این سایت !!!!

    و فکر کنید و باور کنید که همونطور که شما با این سایت و این مطالب آشنا شدید مشتریان شما هم میتونن با شما و خدمات شما و محصولات شما آشنا بشن.

    این توی بحث مشتری هست این رو تعمیم بدید توی همه کارهایی که خداوند میتونه برای شما انجام بده.

    و همه چی رو میتونید از طریق الهامات دریافت کنید الهامات قدم اول به شما گفته میشه وقتی انجام میدهید توی الهام بعدی قدم بعدی به شما گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات که این چجوری میتونه من رو به خواسته ام برسونه با این چیزی که الان داره به من میگه اون در اون زمان با توجه به ظرفت بهت گفته می شود اون مرحله ایه که باید انجام بشه و بعد که طرفت بزرگتر میشه باورهات بهتر میشه الهامه یه مسیر دیگه رو بهت میگه یه چیز دیگه ای رو نشونت میده.

    متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست که اون مسیر که رفتی اشتباه بود نه اون مسیر باید می رفتی تا به اینجا میرسیدی تا بهت گفته می شد اینها رو می خوام که قشنگ و درست و اساسی درک کنید نمی خوام اشتباه متوجه قضیه بشید

    که مسیرتون طولانی بشه هرچند که هر کس با تمام وجود از خدا بخواد که هدایت بشه هرچقدر مسیر رو اشتباه بره هرچند که مسیر اشتباهی رو هم بره بازم هدایت میشه به مسیر درست مخصوصا شماها که دارید روی این فایل ها کار می کنید و دارید روی باورهاتون کار می کنید هرچقدر هم گم کنید مسیر رو بازم پیدا میکنید

    تا وقتی که روی خودتون کار میکنید تا وقتی که خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمیره اصلا نگران نباشید که کاش اون مسیر رو میرفتم به الهامم عمل نکردم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع که گفته بود دلار بخر نخریدم دلار رفت بالا

    اون موقع که گفته بود فلان چیز رو بفروش نفروختم اومد پایین

    اون موقع که گفته بود فلان کسب و کار رو بزنم نزدم

    اون موقع که گفته بود فلانی رو اخراج کن نکردم ببین چه بلایی سرم آورد.

    اصلا نگران نباشید هرجا که گوش نکردید و هر اتفاقی که افتاد میتونید با وارد شدن به مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنید.

    فقط روی خودت کار کن و ایمان داشته باش این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو ارسال می کنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده چطور رخ میده من نمیدونم چطور رخ میده

    هیچ کس نمیدونه چطور رخ میده

    افراد مورد نیاز میان

    الهامات بهت گفته میشه

    شرایط برات فراهم میشه

    اگه جایی هم مسیر رو اینور اونور رفتی اصلا خودتو تقطعه نکن درونت و قلبت و روحت رو سرکوب نکن و انتقاد نکن نسبت به خودت و بگو خداوند صدها برابر برای من جبران میکنه یه جایی حواسم پرت شد.

    مثل رانندگی نیست که اولین اشتباه آخرین اشتباه اگه رفتی تو دره هرچی بگی غلط کردم فایده نداره نه اصلا اینطور نیست اصلا اینطور نیست.

    وقتی در مسیر درست قرار میگیری یه کوچولو هم حواست پرت بشه یه ذره هم انحراف پیدا کنی از مسیر دوباره مسیرت رو پیدا می کنی و بر می گردی و بارها و بارها نتایج بزرگتر می گیری

    به خاطر جاهایی که گوش نکردی ،به خاطر جاهایی که مسیر رو اشتباه رفتی،من بارها و بارها توی زندگیم توی کسب و کارم این اتفاق افتاد اما تهش اینه که الان دارم با همه اون کفر و شرک که گاها داشتم با تمام اون بی ایمانی که داشتم اما به اندازه ای که ر وی خودم کار کردم توی زندگیم جواب داده مسیر مشخص شده و گفته شده بهم

    در مورد الهامات صحبت کردیم در مورد اینکه چطور خداوند با انسان صحبت می کنه اما تاکید می کنم به این معنا نیست که بشینی توی خونه و همینجوری فکر کنی که هیچ کاری نمی خواد بکنی و خدا خودش همه کار رو درست می کنه.

    بارها و بارها گفتم بازهم میگم ایمانی که عمل نیاورد ایمان نیست حرف مفته

    وقتی به شما الهام میشه این کار رو انجام بده باید اینکار رو انجام بدهی تا نتایج اتفاق بیافته اگه انجام نمیدی یعنی باور نداری

    پیامبر اسلام اون کارها رو انجام داد گفت این کار و انجام بده ای اینجا برو این حرف رو بزن اینو بنویس انجام داد

    به نوح گفته شد در بیابان کشتی بساز نوح کشتی رو ساخت و بعد بقیه کارها انجام شد

    به ابراهیم گفته شد خانه بساز ابراهیم خانه را ساخت

    به ابراهیم گفت بچه رو بزار و برو ابراهیم انجام داد بعد چشمه زمزم جوشید.

    به مادر موسی گفت بچه رو رها کن ما حمایت و هدایتش می کنیم انجام داد و این اتفاق افتاد اگه انجام نمیداد سرش میبریدن مثل بقیه

    هر قدم رو که انجام می دهی قدم بعدی گفته می شود در هر قدم یه میلیارد برابر خدا داره کارها رو انجام میده

    اینهمه آدم صبح تا شب دارن می دوند هیچ اتفاقی نمی افته

    حالا شما میای یه سری کارها رو انجام میدهی که به مراتب آسون تر و راحت تر و سریع تر هست و نتایج کاملا متفاوت با دیگران دریافت می کنی چون خدا داره بقیه کارها رو انجام میده.

    من این باور رو دارم که تا وقتی که دارم روی باورهایم کار می کنم

    خداوند داره افراد رو به سمت من هدایت می کنه.

    این که دارم اینهمه روی توحید دارم پافشاری می کنم به خاطر اینه که به وضوح بهم گفته شد تا وقتی که خدا رو داری فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدهیم.

    وقتی فکر کردی یه آدمی هستی و همه کارها رو خودت انجام میدهی و خودت رو به آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارهارو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه که این هارو یکی دیگه داره برات انجام میده نیاز نیست به بقیه بگی تا وقتی خودت اینها رو می فهمی و درک می کنی کارها برات انجام می شود.

    ولی اگه یه روزی به این نتیجه رسیدی که من خودم من هوشم من یه ادم فلانم و باهوش و توانمندم و رمز و رازهایی رو کشف کردم وقتی که به اینجا رسیدی خودت برو انجام بده ما دیگه برات کار انجام نمیدیم مثل بقیه برو خودت کارهات رو انجام بده .

    اون بابایی که صبح تا شب داره میدوه دنبال یه لقمه نون خودش داره انجام میده جهان این جوری عمل نمیکنه خودت برو بدو یه لقمه نون با زجر و بد بختی دربیار که نتونی ازش استفاده کنی نه بتونی خوشیش رو ببینی خودت برو انجام بده.

    من قشنگ این پیام رو درک کردم اینقدر واضح بود که حد نداشت این که من همش دارم میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده چون از همون روز اول گفت یا این رو باور می کنی و ما برات انجام میدهیم یا فکر می کنی خودت یه کاره ای هستی خودت برو انجام بده.

    با خدا باش و پادشاهی کن

    با خودت باش و هرچه خواهی کن

    تا وقتی می فهمی که خداوند داره این کار رو برای شما انجام میده کردیتش رو اعتبارش رو میدی به خداوند.سپاسگذاریش هم مال خداوند هست.

    این که میگم من از تعریف های شما خوشحال نمیشم به این خاطر که اون این کارها رو کرده اون این حرف ها رو زده بعد اعتبارش رو من بگیرم ؟!!!

    من به خودن غره بشم؟؟؟ که واوووو من چه آدم خاصی هستم؟

    اون همه کارها رو انجام میده اون داره اون گیاه و دانه رو تبدیل به درخت میکنه تو چیکار میکنی؟

    تو فقط حالا یه هرس اگه بکنی که اونم با قدرت اونه که بدنت رو به این شکل داره مدیریت میکنه وگرنه آفتاب و آب و خاک و ژنتیک گیاه و نور و هوا و همهش رو اون فراهم کرده حتی مغز توروهم اون داره مدیریت می کنه چه اعتباری به خودت میدی؟

    فردی که کشاورزی می کنه می خواد بگه من چیکار کردم در مقابل کاری که خدا انجام داده اصلا قابل مقایسه است؟

    اون مادری که بچه رو به دنیا میاره چیکار کرده در برابر کاری که خدا انجام داده نه ماه جنین رو حمل کرده با خودش فقط بقیه کارها رو کی انجام داده بعد اعتبارش رو بدیم به مادر؟؟؟!!!

    همه چی پدر مادر برادر دوست خواهر

    اونا چیکار کردن؟؟؟ خدا چیکار کرده؟؟؟؟

    بحث سر سپاسگذاری نیست!!! من سپاسگذار هستم اما تو قلبم اعتبارش رو به کس دیگری می دهم

    چون من این کارها رو نکردم که از تعاریف شما خوشحال بشم.

    مثل این میمونه که یه نفر دزدکی کتاب یکی دیگه رو گرفته از روش نوشته بعد کتاب شده بهترین کتاب سال

    همه جادعوتش می کنن آیی تو نابغه نویسندگی هستی و فلانی اون درونن میدونه که من اینارو ننوشتم که رفتم تو کتابخونه یه کتاب دست نویسی پیدا کردم نویسنده اشم مرده خبر نداره اومدم چاپ کردم

    خودش میدونه که هیچ کار نکرده چرا باید خوشحال باشه از تشویق ها

    وقتی این رو میدونید و درک می کنید که خداوند همه کارها رو انجام میده بسیار یر به زیر و به قول قرآن خداوند می فرماید خاشع هستند مومنین،تقوا دارند مومنین

    خیلی خاشعانه می فهمی و می پذیری که خداوند این کارها رو انجام داده مشتری هارو آورده ایده هارو بهت گفته کارمند خوب برات پیدا کرده اینکه کارمندات خوب کار کنن خداوند داره اینکار رو برات انجام میده.

    همه اینارو که کنار هم میزاری درکت نسبت به جهان بهتر میشه درکت نسبت به خواسته هات بهتر میشه

    درکت نسبت به مسیر رسیدن به خواسته هات بهتر میشه

    همه چیز رو باید در درون تغییر بدهی و بعد دنیای بیرونت تغییر میکنه

    کی این تغییر رو ایجاد میکنه؟ خداوند ایجاد میکنه

    سپاسگذار کی باید باشیم ؟سپاسگذار خداوند باید باشیم.

    و تا وقتی درک می کنیم این قضیه رو و باورش می کنیم این نتایج می تونه بزرگ و بزرگ و بزرگ تر بشه تا بی نهایت بزرگ همونجور که برای پیامبر اسلام اتفاق افتاد تا کجا پیش رفت؟

    یه آدم معمولی به قول خود قرآن یه آدم امی یه آدم معمولی مثل شما مثل بقیه مردم به خاطر ایمانش به این جایگاه رسید همه ما وقتی میایم روی باورهامون کار می کنیم

    وقتی نگاهمون رو متفاوت می کنیم از راههایی که شاید بقیه بهش فکر نکنن نتیجه می گیریم حالا توی بیزینس و تبلیغات این مثال رو زدم.

    با هر منطقی سایت مارو بررسی کنید به چیزی میرسید که برای شما جای سوال داره برای خیلی ها که تو بیزینس کار می کنن

    پلن کسب و کار می نویسن تو بیزینس من هیچ کدوم از اون کارها رو انجام ندادم

    اصلا نمیدونم بیزینس پلن چی هست یه کتاب خوندم الانم یادم نمیاد پی نوشته بود توش

    یا اون استارت آپ هایی که می رفتم اصلا بهشون عمل نکردم چون خیلی پیچیده و منطقی بود و سیستماتیک بود و من از قلبم تبعیت می گرفتم نه از مغزم و به من گفته می شد و من انجام میدادم و الان که چند سال از اون قضیه گذشته میتونی تفاوت نتایجی که من گرفتم رو با میلیون ها نفر که به شیوه های مرسوم کار کردند یعنی خودشون تلاش کردند زحمت کشیدن نه اینکه خدا براشون پیش ببره

    برای من خدا پیش برد برای تو هم خدا پیش میبره من با همه افراد کار نمی کنم من با تعداد خیلی اندکی کار دارم که می تونن جهان رو اینجوری باور کنند

    و اونهایی که توی این مدار قرار می گیرند که میتونند جهان رو جور دیگه ای باور کنند با برنامه های من آشنا میشن

    اول اون آمادگی ایجاد می شود و بعد با برنامه های من آشنا می شوند

    اول آماده شدید و بعد به یه طریق عجیب غریبی با این سایت آشنا شدید

    امکان نداره یه نفر که توی این مدار نباشه و این چیزها رو قبول نداشته باشه و باور نداشته باشه یهویی منقلب بشه و بگه واوو من فهمیدم جهان چجوری عمل میکنه بریم که اینجوری عمل کنیم امکان نداره امکان نداره این اتفاق افتاده باشه.

    برای همین میگم فردی که توی این مدار نیست اگه این حرف هارو بهش بگید چهارتا فحش و دری وری می شنوید مسخره تون می کنه.

    کسی که تو این مدار نیست بارها و بارها تا کید میکنم که فقط و فقط روی خودتون کار کنید و اصلا نمی خواد بگین به بقیه عباس منش کیه!!!

    این برخلاف اصول بیزینس هست توی همه بیزینس ها میگن مت رو معرفی کنید.

    البته توی حوزه تغییر باورها به این شکل هست توی کسب و کارهای دیگه فرق می کنه اشتباه نکنید.

    اگه آماده باشه خودش پیدا میکنه نیاز نیست کسی رو زوری بیاری تو این حوزه اگر کسی صد درصد آمادگی نداشته باشه این حرف ها رو بهش بزنید بد میشه براتون مسخره اتون میکنه اذیتتون

    ولی وقتی آماده باشه خودش پیدا میکنه همونطور که شما پیدا کردید.

    باید آماده دریافت باشی بعد به این جنس از صحبت ها هدایت می شوی

    افرادی که در مدار پایین تر هستند اول با افراد دیگه ای تو حوزه کاری ما آشنا میشن که در مدار پایین تر هستند آمادگی پیدا می کنند بعد با ما آشنا میشن این در حالتی هست که من در مدار بالاتر باشم

    اگه من در مدار پایین هم باشم همینه اول با من آشنا میشید بعد به مدار بالاتر و افراد بالاتر هدایت می شید.

    در واقع یه نفر با برنامه های یه دوستی آشنا میشه و بعد می خواد بره بالاتر اگه من بالاتر باشم وارد مدار من میشه یا مدار هر کسی دیگه ای ممکنه باشه.

    کلیت ماجرا می خوام بگم اگه به نحوه آشناییتون نگاه کنید بهتر میتونید قوانین رو درک کنید و قوانین بهتر خودش رو نشون میده.

    یه جورایی اونایی که در مدار پایین تر از من هستند برای من هم تبلیغ می کنند چون یه سری افراد وارد اون مدار و آموزش ها میشن و آمادگی پیدا می کنند بعد که می خوان به مدار بالاتر برند خداوند هدایتشون میکنه به سمت آموزش های من. و این روند به مدارهای بالاتر از من هم ادامه دارد.از بی نهایت طریق .

    جهان این کار رو انجام میدهد ،جهانی که مبتنی بر قانون مدار ،مبتنی بر قانون فرکانس،

    وقتی این اصول رو درک می کنید:

    رابطه عاطفی شما ساده تر میشه

    خوشبختی شما ساده تر میشه

    سلامتی شما ساده تر میشه

    کسب و کار شما ساده تر میشه

    پول دراوردن شما ساده تر میشه

    همه چی ساده تر میشه به اندازه ای که این قانون رو درک می کنی خوشبختی به مقدار بیشتری وازد زندگیتون میشه

    هم خوشبختی هم سلامتی هم ثروت همه چی همه چی

    مطمئن هستم این فایل رو باید بیش از صد بار گوش کنیم شاید هزار بار

    من اگه جای شما باشم فایل هارو که گوش می کنم،من کلا اینجوریم هر فایلی که از خودم گوش می کنم یا هر مطلبی خوبی یا یه آیه از قرآن هر جا که یه نکته ای داره یه چراغ روشن میکنه برام استاپ می کنم پاز می کنم و ممکنه دوروز راجع بهش فکر کنم بعد میرم سراغ آیه بعدی یا جمله بعدی و به همین طریق یعنی ممکنه یه فایل یک ساعتی دو ماه طول بکشه و قدم به قدم گوش می کنم و دوباره از اول و هرجا یه نکته داره و بهش فکر می کنم و ایده کشف میکنم و پلن میریزم

    هر فایلی رو دریافت می کنید برای هر یه جمله ای که چراغی رو تو ذهنت روشن می کنه ساعت ها بهش فکر کن و تکرارش کن و ببین چه الهامی رو دریافت می کنی و برو جلو سریع نگذر ازشون که فقط گوش کرده باشی

    در پناه الله یکتا شاد باشید سالم باشید ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت خدا نگهدارتون باشه

    ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عل اصغر قلعه نوئی گفته:
    مدت عضویت: 2801 روز

    سلام استاد عزیز

    صبوریتون در پاسخگویی به سوالات. استفاده از مثالهای قابل لمس. سادگی و شیوایی کلامتون و انرژی نهفته در صداتون ، بسیار بسیار بسیار در حال خوب بنده تاثیر گزار بوده. با اینکه حدود یک هفته است که به طرز عجیب و شیرینی با خانواده عباس منش آشنا شدم. حال زندگیم عالی شده و هر روز در حال پیگیری و رصد مطالب و آموزه هاتون عستم. مطمئنم بی دلیل به جمع خانواده پانگذاشتم و مطمئنم دیری نمیگذره که آرزوهای دیرینم تبدیل به موفقیت های پی در پی میشه و روز به روز این آرزوها در کنار خانواده و با آموزه های شما بزرگتر و دست یافتنی تر میشن. تنتون سالم. دلتون شاد. امیدوارم همیشه پر انرژی و پرتوان به راهتون ادامه بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4077 روز

    ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????

    19- توی یکی از فایلای رایگان استاد در مورد یه الهامی که بهشون شده بوده و گفته بوده به هرچی بخوای میرسی ؛ صحبت کردن و گفتن این الهام به خیلیاتون شده ولی جدی نمیگیرن خیلیا… از همونجا یه خواسته ای تو من شکل گرفت و گفتم خدایا به هر زبونی که خودت میخوای بهم بگو من به خواسته هام حتما میرسم.. دلم میخواد از زبون تو بشنوم و حس کنم …

    چندروز بعد داشتم استراحت میکردم که یهو اسم “طه” جلوی چشمم برق زد! من اصلا به فکر قران و.. نبودم اون لحظه و برای خودمم جالب بود. گفتم حتما این الهامه… برم بخونم ببینم چه پیامی واسم داره. سوره طه رو خوندم ولی تمام فکرم رفته بود طرف موسی و مار و … و اصلا اصلا اون ایه واضحی که الان میگم چی بود رو ندیدم! به خودم گفتم عجب! این چی بود دیگه !!!

    گذشت تا امروز که داشتم کانالهارو جابجا میکردم رسیدم به شبکه قران.. دوست داشتم گوش بدم تلاوت قرانیکه پخش میشد رو ؛ ولی یه حسی بهم گفت اینجا رو ول کن و بزن شبکه نهال (که مال کودک و نوجوانه)!! زدم و دیدم ااا داره سوره طه پخش میشه! (همش کارتون میده ها! ولی اون لحظه چون دقیقا قبل اذان بود داشت قران پخش میکرد)

    اینجا بود که جناب چاخان اومد و دقیقا تو گوشم گفت هههههه اینم از حست! طه رو که قبلا خوندی ؛ چیزی نداشت برات. الهام و اینارو ول کن بابا و… منم با تکنیک جلسه ششم کاملا خاموشش کردم و گفتم ساکت باش ببینم چی میگه! و گوش کردم…

    اونجایی که موسی داشت به خدا درخواستاشو میداد : رب اشرح لی صدری ویسر لی أمری واحلل عقده من لسانی … خیلی حس و حال خوبی پیدا کرده بودم تا اینکه رسید به این ایه :

    قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَا مُوسَى….گفت : ای موسی ، هر چه خواستی به تو داده شد ….

    وای خدای من به اینجا که رسدی واقعا خشکم زد… من به خدا گفته بودم بهم بگو به خواسته هام میرسم … بعد یکبار هم نه… دوبار این سوره رو جلوی چشمم میاره.. سوره ای که توی اون حضرت موسی خواسته هاشو داره میگه و خدا هم میگه هرچه خواستی بهت داده شد…

    اگه یه وقت خسته شدم ؛ اگه نجواهای شیطان اومد و گفت به رویاهات نمیرسی میخوام با خودم حرفی که خدا خودش مستقیم بهم گفتو با خودم تکرار کنم : قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ ….

    20- استاد شما اونقدر تو مدار خوبی هستین

    که کانالهایی هم که دارن از محصولات شما استفاده سوء میکنند

    سبب خیر میشن براتون

    من از طریق کانالهای فیک شما با محصولاتتون اشنا شدم وبعد هدایت شدم به سوی سایت شما و بعد خرید محصول شما

    گفتم کار خدارو ببین یکی دیگه کانال درست کرده یکی دیگه داره تبلیغ میکنه یکی دیگه کلی وقت گذاشته برا کانالش

    ولی هدایت خدا به سمت درست وبه سمت شماست

    میگن عدو سبب خیر شود

    دقیقا مثل شما و این کانالهای فیک از محصولات شماست

    21- از پسر عموم راجب قانون جدب پرسیدم هیچ اطلاعی نداشت و اساتید خارجی هم نمیشناخت

    ولی عجیب هماهنگ بود با قوانین از لحاظ سلامتی روابط و مالی فوق العاده عالی بود

    ی حرفی هم بهمون زد که همش با خودم تکرارش میکنم

    گفت فکر مجانیه میتونی صبح تا شب فکر کنی و بابتش هیچی ازت نمیگیرن(منظورش فکر منفی بود)

    میگفت ولی بعداز 20سال همون فکر همه چیزو ازت گرفته روحیتو شادی تو زندگیتو و تو افسرده وناامید شدی

    تو زندگی تا میتونین شادباشین و فکر نکنین(یعنی تمرکزتون روی افکار منفی نباشه ، روی خوشی ها و زیبایی ها و روی نکات مثبت و…)

    این عین هماهنگی با قوانینه

    22- در مورد قانون تکامل وای که چقد فوق العادست و چقدر برای من شندیدن این حرفها لازم بود

    خیلی چیزهارو از ذهنم ریختم بیرون و گفتم اول تکامل

    فوق العاده عالی بود مطالب

    این مطالب ادمو از ورشکستگی نجات میده

    از ایده های میلیاردی

    وادمو متوجه مدارها میکنه

    میتونم بگم من تکاملمو توی روابط طی کردم

    وقتی اقای عباس منش از روابط خانوادگی گدشتشون صحبت میکنن تمامی گذشته من هم برام تداعی میشه

    دقیقا من هم جو خانوادگی پر تنشی رو داشتم مادرم فوت شده بود و پدرم همسری دیگرداشت

    و روابط فوق العاده افتضاح با پدری دهن بین و بسیار اهل تنبیه جسمی

    خلاصه از لحاظ مالی جانی وروانی اسایش نداشتیم

    از زمانی که سعی کردم توجه نکنم

    و از زمانی که متوجه قوانین شدم

    باور نمیکنید همان خانه ایی که برایم جهنم بود محیط امن و اسایشم شده

    همان پدر و همان همسرش الان برایم دوسداشتنی اند

    الان اذعان دارم که شاید بهترین زن بابای عالم رو دارم

    نمیدونم چجوری عوض شد فقط تغییر کرد

    فقط میدونم الان در این شرایطم

    و الان گدشته برام عجیب و بعید شده

    خدارو هزار مرتبه شکر روابطم در کل از زمین تا اسمان فرق کرده

    و این موضوع در گذر زمان و با تغییر من اتفاق افتاد

    از روابط افتضاح به روابط خوبی رسیدم و باتغییر مدارهایم یقین دارم به روابط عالی میرسم همان گونه که تا بحال همه چیز عوض شده در اینده هم خواهد شد

    برایم جالب این است که من در گذشته هیچ وقت فکر نمیکردم که حتی یک روز در خانه پدرم ارامش داشته باشم و حال این موضوع را کاملا بدیهی میدانم

    الان به دنبال تکامل سیر مالی ام هستم

    که فعلا جملات تاکیدی را صبط کردم و هر روز ساعتها انها را گوش میدهم

    به امید موفقیت برای همگی دوستان

    شاد باشید

    23- استاد اللن دارم فایل 9 رو گوش میکنم برای اولین بار و اون قسمتیش هستم که میگید اصلا نگران نباش تا وقتی که داری روی خودت کار میکنی واز خدا هدایت میخوای قطعا هرایت میشی حتی اگه راه رو هم اشتباه رفتی یه موقعی و به الهاماتت عمل نکردی بازهم نگران نباش چون هدایت میشی و فقط دارم اشک شوق میریزم به قدری احساسم در این لحظه عااااااالیه که نمیتونم توصیفش کنم باور کنید همین لحظه همینجا تو بهشت امن الهی ام استاد قربون اون خدایی برم که این حرفها رو به زبان شما جاری کرده و منو توی این لحظه توی این مکان قرار داده که این حرفها رو بشنوم استاد خیلی حالم خوبه اونقدر این احساس در وجودم در این لحظه قوی بود که مثل شعله های عظیم آتش زبانه میکشه و بهم گفت بیام این احساس خوبمو بهتون بگم. خدایا شکرت. اولین روزایی که با تعهد تازه این مسیرو شروع کرده بودم توی خواب با شما سوار یه لیموزین مشکی شدم توی یه شب بارونی شما منو بردید پیش یه آقایی که شبیه پیرمردای کاوویی بود و ریشای بلند داشت توی یه مزرعه بزرگ و خونه اش زیر زمین بود از یه پنجره ی کوچیک وارد اون زیر زمین شدیم و اون آقا با اون کلاهش که مثل کلاه لوک خوش شانس بود و ریشای بلند داشت اومد و من ازش پرسیدم چطوری به این همه نعمت رسیدید شماها به من گفت هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی و من از خواب بیدار شدم و فقط تکرار میکردم هذا من فضل ربی. استاد خیلی احساسم خوبه از خدا میخوام با تمام وجود میخوام که هممونو همواره به راه راست هدایت کنه و یقیین دارم تا وقتی که ما بخوایم خدا مشتاقه که مارو به راه راست هدایت کنه اصلا خدا میخواد که عاشقانه مارو به مسیر ثروت و نعمت و عشق خودش هدایت کنه فقط منتظره که ما بخوایم. استاد خیییییلییییی حالم خوبه خیییییلی دوستون دارم خییییییلی خوشبختیم که یه همچین خدایی داریم… خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا شکررررررتتتتتتت

    24- موضوع : نکته های قسمت 9

    همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت نسبت به باورهای اکثریت جامعه همه چیز میتونه تغییر کنه

    همه چیزو از درون شما دارید بهش شکل میدید شما دارید همه چیزو خلق میکنید شما دارید همه چیزو ایجاد میکنید همه چیز داره از درون شما شکل میگیره هیچ چیز از بیرون نیست هیچ کاری

    اگر از بیرون تغییر کنه نتیجه نمیکنه. اون چه ک از درون تغییر میکنه نتایج بیرون و ایجاد میکنه اون خدایی ک تمام کهکشانها رو خلق کرده و مدیریت میکنه اون همه کارها رو میتونه برای من و شما انجام بده به شرط اینکه ما باور کنیم ک میتونه انجام بده و باورهای درستی بسازیم

    من در مورد سایت خودم واضح دارم میگم من سالهاست ک یک ریال تبلیغ نکردم برای اینکه سایت و معرفی کنم من اومدم کار خودم و انجام دادم و فایل هامو گذاشتم و شما با بینهایت طریق آشنا شدید هر کسی ک میشنوه این فایل و فقط فکر کنه ک چجوری با من آشنا شده اون وقت میفهمه

    ک جهان چجوری داره عمل میکنه و میتونید بفهمید و درک کنید به همون شکلی ک شما با من آشنا شدید افراد میتونند با خدمات و محصولات شما یا کسب و کار شما آشنا بشند حالا این تو بحث مشتری حالا من میگم اینو تعمیم بدید تو همه ی کارهایی ک خداوند میتونه برای شما انجام بده و همه چیزو از طریق الهامات دریافت کنید و باز هم تاکید میکنم الهامات قدم اول و به شما میگه اگر انجام بدید تو الهام بعدی قدم بعدی گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات ک آقا این چجوری میخواد منو به خواستم برسونه با این چیزی ک العان داره به من میگه اون در اون زمان با ظرف شما اون مرحله ای ک باید انجام بشه و بعد ک ظرفت بزرگتر شد باورهات بهتر میشه الهام یه مسیر دیگه ای رو بهت میگه متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست ک اون الهام اشتباه بود نه اون مسیر و باید میرفتی تا به اینجا برسی تا بهت گفته میشد یعنی دوست دارم اینا رو درست و اساسی درک کنی نمیخوام اشتباه بفهمید ک مسیرتون طولانی بشه هر چند ک من مطمئنم کسی ک با تمام وجود از خدا بخواد ک هدایت بشه حتی اگر چند روز مسیر و هم اشتباه بره در نهایت هدایت میشه و بر میگرده به مسیر درست مخصوصا ک شما دارید روی این باورها کار میکنید هر چقدر ک گم کنید مسیر و بازم پیدا میکنید تا وقتی ک دارید روی باورهاتون کار میکنید تا وقتی ک خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمی ره اصلا نگران نباشید ک آقا من اشتباه کردم کاشکی اون موقع به اون الهام م گوش میکردم اون مسیر و خدا به من گفت من نرفتم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع ک گفته بود دلار بگیر نگرفتم العان دلار رفت بالا چه بلایی سرم اومد نه اصلا نگران نباشید هر کجا ک گوش نکردید یا هر اتفاقی ک افتاد هیچ اشکالی نداره میتونی با وارد شدن تو مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنی و فقط روی خودت کار کنی و ایمان داشته باشی این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو داری ارسال میکنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده

    چطور رخ بده من نمیدونم چطور رخ میده هیچ کس نمی دونه چطور رخ میده اصلا موقیعتتون مهم نیست شرایط تون مهم نیست اتفاقات برات رخ میده آدم های مورد نیاز ت میان الهامات مورد نیاز بهت گفته میشه

    ایمانی ک عمل نیاره حرف مفت هست وقتی به شما الهامی گفته میشه باید اونو انجام دهید تا نتایج اتفاق بی افته اگر انجام نمیدی یعنی باور نداری ک این کارو انجام نمیدی به نوح گفت کشتی بساز کشتی ساخت و بعد بقیه کارها رو انجام داد به ابراهیم گفت این خانه رو بساز ابراهیم ساخت به ابراهیم گفت این بچه رو بزار برو و بعد اون چشمه زمزم و وسط بیابون ایجاد شد به مادر موسی گفت این بچه رو رها کن ما حمایتش میکنیم هدایتش میکنیم انجام داد و بعد اون اتفاق افتاد اگر انجام نمی داد میومدن سرشو میبریدن مثل همه بچه های بنی اسرائیل در اون زمان یعنی این کارها انجام شد الهامات به شما گفته میشود و شما انجام میدید قدم اول و و بعد قدم بعدی گفته میشه انجام میدهی و بعد دوباره قدم بعدی گفته میشه و انجام میدهی در همین حین ک داری انجام میدی خداوند داره یک میلیارد برابر تو کارها رو انجام میده یک میلیارد چیه اصلا نمیشه مقایسه کرد مگه کاری ک من انجام دادم با کاری ک خدا انجام میده قابل مقایسه هستند من چیکار کردم اون چیکار کرد

    هزاران هزار میلیون ها نفر از من یک میلیارد کار سخت تر انجام دادند اونا چرا این نتیجه براشون اتفاق نیافتاد یعنی بازم تاکید میکنم انجام کار به تنهایی جواب نمیدهد و الهام دریافت کردن و انجام ندادن هم جواب نمیدهد ترکیب این دوتا ست ک کارها رو انجام میده والا چند میلیارد نفر هستند ک صبح تا شب می دوند فعالیت میکنند کار میکنند برای بیزینس حالا به هر شکلی تبلیغ میکنند این ور اون ور و هیچ اتفاق خاصی براشون اتفاق نمی افته همش درگیری همش دویدن

    اما اینکه تو بیای یه سری از کارها رو انجام بدی ک به مراتب کمتر از اون کارهایی بود ک بقیه انجام میدهد و آسون تر بوده چرا آسون تر بوده چون خدا انجام میداده و نتایج هم به مراتب بزرگتر از نتایجی بوده ک اونا داشتند

    چرا چون خدا داشته انجام میداده و این باور و ساخته بودم ک من تا وقتی ک دارم روی باورهای خودم کار میکنم خداوند داره افراد و به طرف من هدایت میکنه اینکه من انقدر روی توحید پافشاری میکنم بخاطر اینکه همون روز اول خدا به من گفت به وضوح شنیدم به من گفته شد تا وقتی ک فقط خدا رو فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدیم وقتی ک فکر کردی خودت یه آدمی هستی ک این کارها رو کردی و خودتو یه آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارها رو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه ک اینارو یکی دیگه داره برات انجام میده تا وقتی این یادته اصلا مهم نیست به بقیه بگی یا نگی تا وقتی خودت اینو می فهمی تا وقتی خودت اینو درک میکنی کارها برات انجام میشود ولی اگر روزی به این نتیجه رسیدی ک نه بابا من بودم این کارها رو انجام دادم من یه آدم باهوش و توانمندی بودم اون موقع ما دیگه کاری برات انجام نمیدیم خودت برو انجام بده کاری ک بقیه دارند انجام میدند خودشون انجام میدن اون بابایی ک صبح تا شب داره می دود دنبال یه لقمه نون در بیاره با زجر و بدبختی ک نه میتونی ازش استفاده کنی نه میتونی و نه میتونی خوشی شو ببینی انقدر قشنگ من اینو درک کردم و این پیام چقدر واضح بود و من مدام میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده این ک من میگم با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن همینه روز اول اینو به من گفت یعنی تا وقتی ک تو میدونی کارها رو خدا انجام میده کردیت شو میدی به خدا و سپاسگزارش میشی وقتی می فهمی اون خداوند ک همه کارها رو برای شما انجام میده اون وقت سر به زیر و به قول قرآن خاشعانه می فهمی و می پذیری ک خداوند این کارو برای تو انجام داده

    همه ی اینها رو کنار هم بزارید اون وقت درون به جهان و بیزینس ت به مسیر رسیدن به خواسته ها ت بهتر میشه اون وقت می فهمی ک همه چی از درون و از درون ک تغییر میدی دنیای بیرون ت هم تغیر میکنه و کی این تغییر و انجام میده خداوند انجام میده

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم

    25- به قول اون خانوم که در فایل سبک شخصی صحبت می کنن: وقتی عاشق کارت باشی همیشه یک خنده ی بزرگ روی صورتت هست

    26- سلااااام، هنوز فایل 2 جلسه 9 رو ندیدم ولی به قدری فایل اول تاثیرش عاااالی بود که میدونم کلی با این فایل کار دارم و باید حسابی گوشش بدم. چقدر باورهای عاااالی توی این فایل هست. خدا همه کار برامون میکنم فقط به شرطی که اجازه بدیم به شرطی که نخوایم رو خودمون و عقلمون حساب باز کنیم به شرطی که ما قدمی رو که بهمون میگه رو برداریم و خودش دیگه 99 درصد کارارو برامون به هزار طریق که تو عقل ناقص مانمیگنجه انجام میده. تصور کنید که چقدر کار راحت میشه وقتی که اینو باورش کنیم دیگه ترسی نمیمونه دیگه نگرانی وجود نداره ما فقط کاری رو که بهمون گفته میشه رو میکنیم و اون نیروی قدرتمند اون خدایی که همه چیزو داره در جهان مدیریت میکنه اون خدایی که سیستم دقیق و بدون نقصی رو طراحی کرده تا جهان رو به بهترین شکل ممکن اداره کنه همون همه شرایط و موقعیت هارو برامون فراهم میکنه آدمها و شرایط رو به سمت ما هدایت میکنه اون همه کار برامون میکنه فقط کافیه که باور کنیم که همه کار برامون میکنه اونوقت فقط باید بشینیم و تماشا کنیم و لذت ببریم از حضورش اون به ما میگه و ما انجام میدیم و بقیه اش دیگه دست خودشه وای خدای من تو چقدر قدرتمندی چقدر بزرگی چقدر با تو بودن خوبه چقدر پادشاهی با تاجی که تو بر سر ما میزاری لذت بخشه خدای خوبم تو همه چیزی نمیدونین چقدر احساس خوشبختی میکنم که این قوانین و درک کردم چقدر سوالات توی ذهنم به جواب رسیدن دیگه هیران و سرگردان از کار دنیا نیستم دقیقا استاد یه کاتالوگ یه نقشه تمام عیار دست من دادی از دنیایی که توش زندگی میکنم خدایا ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی کافیه از خدا بخوایم اون با عشق با دست و دلبازی تمام هدایتمون میکنه راهنماییمون میکنه اصلا مهم نیست اگه زمانهایی از مسیر خارج بشیم به راحتی به مسیر بازمیگردیم به سرعت بازهم هدایت رو دریافت میکنیم چون اون خدا خیلی خیلی مهربونه خیلی خیلی بخشنده است خیلی خیلی نزدیکه. دوستای خوبم نمیدونم چطوری و با چه زبانی از خدا تشکر کنم که منو از معدود افرادی قرار داده که توی این خانواده حضور پیدا کنم همه دارو ندارم از خودشه همه وجودم از اونه اونه که منو به همه چیزهایی که میخواستم رسونده استاد من عاااااشق این خدام من عاااااشق این وجود همیشه حاضرم این وجودی که به محضی که میگیم موجود باش موجود میشه این وجودی که همیشه وجود داشته و داره از ازل بوده و تا ابد هم هست اونی که تمام قدرت جهان و کیهان در دستانشه اونی که اگه طبق قوانینش حرکت کنیم غیر ممکنه به بینهایت خوشبختی هدایتمون نکنه اونی که اونقدر عادله که قوانینش برای همه حتی پیامبرش یکسانه خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم بهترین سرمایه گذاری های دنیا و آخرت سرمایه گذاری روی شناخت و درک عظمت و خوبی و قوانین توه. من واقعا یک برنده ام چون خدا رو دارم وقتی ایمان داری که باعشق هدایتت میکنه به زیباترین و بهترین مسیرها توی فرکانسی که هستی و آرام آرام هدایتت میکنه به فرکانس بالاتر و بازهم بهترین حالت در همون فرکانس و بازهم مدار بالاتر و این روند تا بی نهایت ادامه داره یعنی دنیا پر از موقعیته پر از فراوانیه پر از خوشبختیه، قدرت چیه حکومت کیه نظام چی میگه تا قدرت دست اونه هیچکس هیچ کاره نیست حتی به باور خیلیا بزرگترین قدرتها هم پشیزی در مقابل عظمت و قدرت اون ارزش ندارن. واقعا فکرش و بکنید اون کسی که اعتماد و ایمان پیامبر اسلام بهش تونست پیامبرو به اون جایگاه در اون موقعیت برسونه تو شرایطی که هیچ رسانه ای نبوده همه کار میتونه برای ما بکنه فقط کافیه مثل پیامبر باورش کنیم وای خدا عااااااشقتم تو خیلی خوبی. استاد ممنون که هستید و به الهاماتتون عمل میکنید دوستون دارم بنده ی خوب خدا.

    27- هررر تضادی که پیش بیاد باعث رشد و برای پیشرفت ماست

    شما اصلا نباید نگران و ناراحت بشید و به قول استاد باید بگید اخ جون یه فرصت دیگه برای رشد

    مگه تا حالا کم بوده از این جنس اتفاق!؟ در نهایت چی شده؟ برند اصلی با قدرت به فروش خودش ادامه داده

    شما باید این اتفاق رو یه فرصت ببینی، یه موقعیت برای متفاوت شدن و ببینی مثلا میتونی چیکار کنی که محصول اصلی یه وجه تمایز داشته باشه با این مدل فیکش

    و با این کار برند خودتون رو معتبرتر کنید و عاملی بشه برای فروش بیشتر.

    به قول استاد میگه از دل تضادها راه موفقیت بیشتر رو پیدا کنید، تضادها اومدن برای رشد ما نه ضربه زدن به ما.

    پس دوست من شما توجه ات رو از ناخواسته ها و کم شدن فروش و رقیب و … بردار و فقط تمرکز کن روی رشد بیشتر، روی فروش بیشتر و از خدا بخواه که بهترین راه رو براتون روشن کنه تا از دل این تضاد به رشد بیشتری برسید

    خدایی که همه چیز میشه همه کس را پس میتونه برای شما هم مشتری بیشتر بشه به شرطی که بهش اعتماد کنی ، قدرتش رو باور کنی و ازش هدایت بخوای

    تا از دل این شرایط به ظاهر بد شما رو به مرفقیت بیشتر برسونه ،تفاوت ادم های موفق و غیر موفق توی همین لحظه هاس و نحوی برخورد با همین تضادها

    موفق و سربلند باشید

    28- سلاااااام و صد سلام. فایل 2 جلسه 9 رو تا ساعت 4 صبح داشتم میدیدم و کلیییی لذت بردم. تسلیم شدن در برابر پروردگار به معنای پذیرفتن تقدیری که خدای مهربون برامون مقدر کرده و تقدیر همه ی ما انسانهای روی کره ی زمین سعادت و خوشبختی و ثروت و سلامتی و آرامش بی نهایته، تقدیر همه ی ما زندگی در بهشت دنیوی و اخروی خداونده فقط ما باید بپذیریم و تسلیم باشیم تا خداوند ما رو به تقدیرمون که همون خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرته برسونه توی شرایط به ظاهر سخت تسلیم شدن در برابر امر پروردگار کار هرکسی نیست کار راحتی نیست نیاز به یک ایمان قوی داره نیاز داره که رو خودمون کار کنیم تا بتونیم با تمام وجود ایمانمون رو حفظ کنیم و تسلیم خداوند باشیم و بدونیم که خدا فقط و فقط برای ما خیر مطلق میخواد و اونه که به همه ی امور آگاهه و هدایت همه چیز دست اونه ما فقط باید روی خودمون و ایمانمون و باورهای خودمون کار کنیم وقتی که ما روی توحید و قدرت خدا حساب کنیم وقتی که فقط خدا رو ببینیم و تسلیم امر اون باشیم وقتی توی هر شرایطی تمرکزمون روی توحید و یگانگی و درک عظمت و قدرت خدای توانمندمون باشه و تسلیمش باشیم اونوقته که به اون تقدیر اصلیه که خدا برامون مقدر کرده و خوشبختی و سعادت ما در دنیا و آخرته دست پیدا میکنیم. پیروز باشید.تسلیم باشید تسلیم باشیم.

    29- اگر 20 بار این دوره رو گوش کنید دفعه 21 ام چیزای جدیدی میشنوید!

    یه جای دیگه گفتی طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، طبیعیه که خوشبخت باشیم . همین که مقاومتی نباشه کافیه، به قول استاده عزیزم : این طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، این طبیعیه که ما سلامت باشیم ، این طبیعیه که ما خوشبخت باشیم

    طبیعیه

    طبیعیه

    طبیعیه

    30- نکات جلسه 9 قسمت دوم (1)

    هر کاری که اولش سخته و پیچیدست با تمرین راحت میشه انقدر راحت میشه که اصلا باور نمیکنی که این کار قبلا چه غولی بوده برات،هر کاری که میبینید یه نفر داره عالی انجام میدهدو شما تعجب میکنید که چطور اون فرد انجام میده حالا مثلا میتونه از رو طناب رد شدن باشه،یا یه حرکت آکروباتیک،یا یه زبان خاصی صحبت میکنه،یا ریاضی مسئله خاصی رو حل میکنخ اولش اینطوری نبوده ..اول از حرکتهای ساده شروع کرده و با تمرین و تکرار و ممارست به اون مهارت رسیده..

    هر کاری که شما بخواید انجام بدید خیلی خیلی راحت میتونید انجامش بدید به شرط اینکه قدمهارو دونه به دونه بردارید و نخواید از همون اول به پله آخر برسید..

    چون خیلی وقتا وقتی میخوابن یه کاری رو شروع کنید یکی رو میبینین که داره روی طناب راه میره،یا رو پایی با توپ میزنه،یا انگلیسی صحبت کنه،یا هر کار دیگه ای میره کلاس و دوره میبینه بعذ مثلا 5 دقیقه،ده دقیقه،ببیست دقیقه اون کارو انجام میده بعد میبینن نه نمیتونن مث اون یارو انجامش بدن،اما واقعیت اینجاست که اونم عین شما بوده،با همین توانایب ها فقط به خاطر علاقه ای که داشته ،به خاطر عشقی که داشته گفته من حتما باید این کارو انجام بدم و صبر کرده و قدمهای کوچولو کوچولو شروع کرده و الان بعد این همه قدم برداشتن به اینجا رسیده..خیلی از ماها یه چیزایی رو تو دنیا میبینیم خیلی خوشمون میاد ،خیلی دوس داریم (مثلا یکی گیتار خوب میزنه،یا یه کار مذیریتی رو خوب انجام میده یا هر چیز دیگه) بعد خودمون میایم انجام میدیم یه ذره کار میکنیم میبینیم نمیتونم با اون کیفیت انجام بدیم و ناامید میشیم غافل از اینکه هر کاری هر کاری که شما میبینید یک نفر داره عالی انجام میده از ساده ترین حرکتها شروع کرده و تکرار کرده و تمرین کرده و تونسته انجامش بده..و شما هم میتونید انجام بدید به چه شرطی ؟؟؟ به شرطی که از همون مسیر برید.عشق و علاقه ای که اون داره رو داشته باشید،اون تکراره،اون تمرین و ممارست و پشتکاری رو که اون داشته شمام داشته باشید،به این شکل شمام به اون نتایج میرسید.

    بارها و بارها شده یه چیزی برای شما غول بوده و انجامش دادیم و تکرارش کردیم و الان برامون راحت شده،و فکر میکنیم که چه جوری من فکر میکردم فلان کار سخت بوده؟ چرا فکر میکردم پیچیدست؟ الان که عین آب خوردن دارم انجامش میدم و تمرین کردم و الان قشنگ راه افتادم..

    خیلی خوبه که ما در مورد چیزایی که بقیه دارن انجام میدن فکر کنیم که اون کار پیچیده نیست فقط اشتیاق،علاقه و تمرین میخواد…دلیل اینکه افراد تمرین نمیکنن اینه که اون اشتیاق و علاقه کافی نیست و گرنه اگر اشتیاق و علاقه به اندازه کافی باشه ،اون فرد انقدر شوق و شور و انرژی داره که میره تمرین میکنه،صبر میکنه،و حاضره زمان بذاره..انرژی بذاره،و حاضره خواب و خوراک نداشته باشه که اون کارو انجام بده یعنی قدرتی که شور و شوق داره هیچ چیزی نداره،برای انجام یه کار ،بحث ،بحث تنبلی نیست که آدما یه سری کارارو انجام نمیدن بحث بحث انگیزست اگر انگیزه نباشه هیچ کاری انجام نمیشه…

    اما اگر انگیزه باشه هر کاری رو انسان میتونه انجام بده،به شرطیکه انگیزه داشته باشه،و البته باورهای درست داشته باشه.یعنی کسی که انگیزه داره برای دیدن غروب خورشید مهم نیست با چه سرعتی به سمت شرق حرکت میکنه در هر صورت به هدفش نمیرسه ولی اگر انگیزه + باورهای درست داشته باشه و در مسیر درست حرکت کنه خیلی زود به هدفش میرسه،پس اینکه یه سری کارارو انجام نمیدیم بخاطر تنبلی نیست به خاطر بی انگیزگیمونه ،به خاطر نداشتن شور و شوقه،شور و شوق باعث میشه هر کاری برامون راحت میشه و از انجام هیچ کاری نترسید ..اگر کسی داره داره کاری رو انجام میده بدونید قانونش چی بوده،صبر داشته باشید و باورهای درست ایجاد کنید و تمرین کنید شمام میتونین به اون شکل عمل کنید

    ادامه دارد….

    31- تازگیا یکی از نزدیکانم بچه دار شده …… با عمل سزارین بچه رو به دنیا آورده و طفلک به هر حال درد کشیده و الانم که اون بچه تقریبا 7-8 روزه هست به هر حال مامان بچه هنوز خیلی درد داره و باید غذاهای خاصی رو بخوره و دارو بخوره و هنوز وقتی میخواد بچه رو شیر بده نمیتونه بچه رو کامل بقل کنه چون جای عملش درد میکنه و نمیتونه هنوز درست راه بره و به هر حال درهایی که یه مادر متحمل میشه واسه به دنیا آوردن بچه …… قبلش هم که باردار بود 3-4 ماه آخر که شکمش بزرگ شده بود طفلک راه رفتن واسش سخت بود و با اینکه دلش میخواست بره باشگاه ولی نمیتونست و خلاصه اون مادر خوش هیکل با اون اندام متناسبش به خاطر به دنیا آوردن بچه الان مجبوره دوباره اندامش رو بسازه ………….. داشتم به این فکر میکردم که این بچه خیلی کوچیکه و هنوز حتی تو دست هم نمیاد و باید با احتیاط فراوان بقلش کرد و چه قدر بچه بزرگ کردن سخته و همش باید حواس مامان و بابا بهش باشه ……. داشتم به این فکر میکردم که این مادر و پدر چرا این قدر بچه شونو دوست دارن ؟ واقعا جز خدا کی میتونه مهر این بچه رو این طوری بندازه تو دل مامان و باباش که الان نه زبونی داره نه میتونه کاری کنه و الان جز زحمت چیزی نداره واسه مامان و باباش ………..شاید اگه یه کم بزرگ تر بود دلبری میکرد شیرین زبونی میکرد ….. ولی الان مامانش هنوز درد زایمان داره و نمیتونه طفلک درست بشینه و باباهه بچه رو بقلش میکنه و به خانمش کمک میکنه به بچه شیر بده ………….. میخوام بگم خدا مهر بچه رو میندازه تو دل مادر و پدرش …………..و همه ی ما …………خیلی خوبه از مامان وباباهامون قدردانی کنیم ولی باید یادمون باشه ته دلمون قدرت و باید بدیم به خدا ……. اصلا چرا اطرافیان ما ما رو دوست دارن ؟ کی مهر ما رو میندازه تو دل اطرافیانمون ؟ استاد خوبم این قضیه که کردیت رو باید بدیم به خدا پاشنه ی آشیل من بود ……………. وقتی خدا مهر منو میندازه تو دل دیگران اعتبار دادن به دیگران نامردیه ………. استاد خوبم گاهی میگفتم واااای این آدم چه قدر منو دوست داره و کارایی که برام کرده برای خیلی ها عجیبه و میگن سمانه فلانی خیلی دوست داره هاااااااا …….. حالا میفهمم چرا …………… حالا میفهمم کار کی بوده ……….و من چه قدر غافل بودم ……… همین چند ماه پیش که من رو رابطه ام با خدا کار کردم و سعی کردم توحید رو بیارم تو ی زندگیم دیگه گفتم من چه بنده ی خوبی هستما …… خداییش خیلی خوب بحث توحید و فهمیدم …… گاهی تو اوج روزمره گی های زندگیم با خودم تکرار میکردم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ……گاهی که تو دلم قدرت رو میدادم دست خدا از اینکه تو اون لحظه ی خاص تونستم یاد خدا باشم به خودم میبالیدم …………… استاد این بحث کردیت رو از کجا آوردین ؟ که یهو آوار شد روی سرم ……و گفتم واااااااای وااااااااای سمانه از این همه غفلت …………من سرم تو برف بوده ………….چه طور این همه سال نفهمیدم خدا که تو بودی که مهر منو انداختی تو دل آدمها ……….. خدا یه تیشه گرفتی و داری میزنی به ریشه ی باورهای من ……

    32- نکته دوم trust )اعتماد

    جلسه نهم بخش دوم

    (استاد تو مصاحبه ای که با اون خانوم داشتن اون خانوم راجب اسبشون صحبت میگنن که این حیوون باید به من اعتماد کنه،چون من میخوام بهش محبت کنم،میخوام تمیزش کنم پس باید افسارشو به من بسپاره و برای اینکه اعتماد ایجاد بشه باید صبر کنم ،تلاش کنم،تا بتونم بهش کمک کنم و اون بهم اعتماد کنه)

    رابطه ما با خداوند هم همینه ،خداوند بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم چرا؟ چون این ابزار گسنرش جهان هست،خوشبختی شما،سعادت شما،ثروتمنذ شدن شما همه اینها ابزار گسترش جهان هست،به همین دلیل خدا بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم،اما آیا شما اعتماد میکنی که این اتفاق بیفته؟ همونجوری که صاحب این اسب از اسب میخواد که بهش اعتماد کنه و بذاره تا بهش کمک کنه خداوند هم اعتماد ما رو میخواد..تسلیم بودن ما رو میخواد ،این همه توی قرآن راجب این موضوع صحبت شده که وقتی تسلیم میشید بهتون گفته میشه ،تسلیم شدن یعنی اعتمادکردن ..یعنی باور کردن خداوند ..

    هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

    آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم

    هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر

    رنج از پی رنج آید ،،زنجیر پی زنجیر

    تقدیر همه ما خوشبختیه،تقدیر همه ما ثروتمند شدنه،تقدیر همه ما سلامتی،فراوانی ،نعمت و ثروته..خداوند برای همه ما فقط اینارو میخواد..اما اینکه شما اجازه میدید دریافتش کنید این به خودتون برمیگرده..قرار بوده که ما شاد باشیم،قرار بوده که ما خوشبخت باشیم،قرار بوده که ما ثروتمند باشیم،و این چیزیه که قبل تولد میدونستیم و با این شور و شوق وارد این دنیا شدیم.اما اینکه اجازه بدیم این اتفاق بیفته این برمیگرده به خودمون..

    هر لحظه که تسلیممدر کارگه تقدیر

    آرامتر از آهو ،بی باک تر از شیرم

    دو تضاد با هم آورده،یعنی هم از آهو آرامترم هم از شیر نترس ترم‌یعنی هر دوتارو دارم..شجاعت و آرامش..چرا؟

    چون میدونم اون داره اون کارارو انجام میده ،اینکه شما فکر کنید و باور کتید که قدرت برتر جهام پشت شماست،،چقدر آرامید..چقدر نترسید..چقدر شجاعید..

    مثلا طرف رفته بانک رییس بانک بهشش قول داده بهش وام میده چقدر اون شخص خوشحال میشه و سرشو میگیره بالا و مطمن قدم برمیداره به خاطر اینکه قول و وعده رو گرغته !حالا شما حساب کن خداوند به شما گفته باشه،ببین چقدر آرام هستی،چقدر مطمنی،چقدر شجاعی…

    هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید ….زنجیر پی زنجیر

    هر وقت که میگم عقل من باید بهم بگه،من باید یه راهی پیدا کنم…من …من ….من…هر وقت من میخوام مسائلو حل کنم اوضاع خیلی سخت میشه چون من نمیتونم این کارو انجام بدم..هر وقت که من میخوام این کارو انجام بدم ،هر وقت تنخا بدون اون قدرت خداوند بخواممشکلاتو حل کنم من ناتوان میشم…رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر..

    یعنی یک دریایی از مسائل و مشکلات پیش میاد،به خاطر همینم میگم هر موقع رو خودتون حساب میکنید همه چیز رو برای خودتون سخت میکنید..شما فرض کنید یه حیوونی دازید و به زعم خوذدتون میخواین بهش کمک کنین ولی اون حیوون ممکنه بترسه،ممکنه نفهمه این قضیه رو،و ممکنه بخاطرجثه و هیکلی که داره بالا بپره،لگد بزنه،گاز بگیره،وحشی بازی کنه ،بعد شما اعصابت خورد میشه میگی حیوون ساکت شو…من میخوام بهت کمک کنم،اصلا وقتی تو داری این کارارو میکنی من نمیتونم بهت کمک کنم..ما به عنوان یک انسان در مورد حیوون خونگیمون اینجوری فکر میکنیم و میگیم إ من میخوام کمکش کنم چرا انقدر مقاومت میکنه،چرا؟؟؟؟ چون اون حیوون داره از عقل خودش استفاده میکنه،از چیزی که به عنوان عریزه بهش گفته میشه داره استفاده میکنه،اون اصلا نمیدونه بعد اینکه افساره باز میشه چی کار میتونه بکنه،اون فقط اینو میدونه که یکی اومده گرفتتش،بستتش،و اینجوری قضیه رو میبینه..و نمیدونه چه اتفاقی قراره بیفته و نمیدونه صاحبش میخواد کمکش کنه..

    همین نگاه رواگر ما به خالقمون داشته باشیم خیلی از مسائل رو میتونیم درک کنیم،که خیلی موقع ها ما نمیذاریم کار انجام بشه،اون یه راهی باز کرده،یه دری پیش روی ما باز شده ،یه اتفاق به ظاهر سختی رخ داده میخواد کلی نعمت و ثروت پشتش به ما بده

    این تضاده میخواد خواسته های ما رو مشخص کنه ،ما رو به کلی ثروت و نعمت برسونه اما ما وحشی بازی میکنین،،ما مقاومت میکنیم ،ما دست و پا میزنیم،نمیدونیم بعد این چه اتفاقی میخواد برامون بیفته..

    در صورتی که اگر تسلیم باشیم ،اگر بدونیم الخیر فی ما وقع میدونیم هر اتفاقی که بیفته به نفع منه …

    ایمان یعنی چی؟؟؟ توکل یعنی چی؟؟توکل یعتی اینکه من چیزی که نمیبینم بهش ایمان دارم،خداوندی که برگی بدون اذنش به زمین نمیفته اون داره از من حمایت میکنه…اون گفتهاگر به من ایمان بیاری هیچ نگرانی واندوهی نداری

    آیه صریح قرآنه که میگه

    ((اون کسانیکه به من ایمان می آورند در دنیا و آخرت اندوهگین نمیشوند)) لا خوف علیهم و لا هم یحزنون…

    آرامتر از آهو…بی باکتر از شیرم

    نه ترس دارن،نه رنج دارن…کیا؟ اونایی که اجازه میدن خداوند کارشون رو انجام بده

    اونایی که قبول میکنن که خداوند میتونه این کارا رو انجام بده…

    اونابی که اجازه میدن این اتفاق براشون بیفته…

    اونایی که تسلیم میشن

    و نشانه تسلیم بودن چی هست؟؟؟

    نشانش آرامشه …

    وقتی افکاری وارد ذهن شما میشه که ایجاد آرامش میکنه ،زمانی که شما با تمرین و ممارست افکاری رو تکرار میکنی که بهت احساس آرامش میده،یعنب داری تسلیم میشی..

    تو هر موقعیتی هر اتفاقی که میفته به خودت میای جوری به قضیه نگاه میکنی که میگی خدا هوامو داره،،همه چیز عالی میشه…من میدونم یه چیز بهتر قراره برام پیش بیاد..

    اگه یه مشتری اومد و خرید نکرد میگی اشکالی نداره،حتما یه اتفاق بهتر میخواد بیفته..حتما یه راه بهتری هست،من سر در نمیارم،من تسلیمم..این فکر به شما آرامش میده..به این معناست که شما در مسیر رسیدن به خواسته هات قرار گرفتب..

    تمام داستان اینه که آیا ما تسلیم هستیم یا نیستیم؟؟ میذاریم خداوند کارشو بکنه؟ ما اجازه میدیم خداوند ما رو هدایت کنه؟ ما قبول میکنیم که بهتر از ما میتونه به ما کمک کنه؟

    وقتی احساس آرامش داریم،یعنی تسلیمیم…

    یعنی اجازه دادیم خداوند همیشه در کاره

    .اما نتیجه موقعی اتفاق میفته که ما اجازه میدیم ولی وقتی تسلیم نیستیم رنج از پی رنج آید و زنجیر پی زنجیر..

    اینکه افعال مضارع تو قرآن هست هم تو بحث ایمان وهم تو بحث کفر دلیلش اینه که وقتی شما میری تو مدار نادرست زنجیر پی زنججیر ،رنج پی رنجه..وقتی میری تو مدار درست ثروت پشت ثروته،سلامتی پشت سلامتیه…خوشبختی پشت خوشبختیه..به خاطر همین هم در وعده های بهشتی افعال مضارع هست.

    وقتی که رو اون چیزی که خودت میدونی حساب میکنی نمیذاری خداوند هدایتت کنه…

    و چون نمیتونی راهشوپیدا کنی کم میارب،سردرگم میشی..دیوانه و عصبی میشی ..ما تو این مسیر باید حرکت کنیم …

    تسلیم یعنی این…..

    (ادامه دارد)

    ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4077 روز

    ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????

    33- ترس از شب و تاریکی قایل مقایسه با ترسهای اساسی وجود انسان نیست. اگر می خواهید پیشرفت بیشتری داشته باشید سراغ ترسهایی بروید که تحت هیچ شرایطی جرات نزدیک شدن به آن را ندارید.

    34- کار را اگه به خداوند بسپاریم و نه به عقل و منطق محدود خودمون ،همه چیز را در بهترین زمان به بهترین نحو برامون انجام میده.

    35- در مورد بحث انگیزه داشتن و اینکه گفتین هر کسی که علاقه و انگیزه داشته باشه واقعا هر کاری حاضره برای اون علاقش انجام بده و هیچ کس تنبل نیست و اگه کسی کاری رو انجام نمیده بخاطر اینه که اون شوق و شور و انگیزه رو نداره

    قبلا که میرفتم کلاس 3 ماه بود که رفتم ولی حتی یه ترانه رو به سختی میزدم اون موقع من فقط عشق داشتم ولی باورم این بود که نت خوانی سخته،حتما باید زمان بذاری ،حالا کوو تا من راه بیفتم دقیقا مثال همون شخصی که گفتید استاد که کسی که عاشق اینه غروب خورشید رو ببینه مهم نیست با چه سرعتی میره به هدفش نمیرسه ولی اگه با همون عشق و باورای درست بره به هدفش میرسه..الان میفهمم دلیل اون درجا زدنا تو علاقه هام همین بود که باورای درستی نداشتم و کند و دیر دیش میرفتم ،جوری که زده میشدمو ادامه نمیدادم،و جهان هم که همیشه به باور ما پاسخ میده منو تو شرایطی میذاشت که دقیقا همسو با باورهام بود ولی الان بعد گذشت 4 جلسه انقد اتفاقات خوب برام افتاده،انقد خوب راه افتادم،انقد مربیم خانوم خوبیه و انرژیش مثبته که هر وقت میرم واقعا از بودن تو اون کلاس لذت میبرم و الان دوتا دوست خوب شدیم برای هم ،من زبان بهش آموزش میدم اون گیتار..و من حالم خوبه،چون خوشبختی همین حال خوبمه ،حال خوبمه که همه چیزو خلق میکنه،خوشبختی یعنی حس کنی خدارو تو هر لحظت،انقد قشنگ همه چیزو برنامه ریزی میکنه که حد نداره،و یه اتفاق قشنگ دیگم که دیروز افتاد این بود که مربیم گفتش که همزمان با گیتارت آوازم بهت آموزش میدم اونم مجانی و واقعا مث یه دوستی که سالهاست منو میشناسه داره کمکم میکنه ،و قطعاا ایشون دستی هست از طرف خدا ،کسی که همهمفرکانسمه،و من واقعا خوشحالم از این موضوع..قبل این اصلا این چیزارو تجربه نمیکردم قبل این همیشه آدمایی که فکرشون منفی بود سر راهم قرار میگرفتن ،و اینکه من دوس داشتم آهنگایی که کار میکنم موزیکای شاد باشه و یه ویژگی مثبت دیگه هم که این دوست و مربی عزیزم داره همینه که مانورش فقط رو موزیکای شاده و باورش اینه که آدم باید همیشه حتی برای دل خودشم که میخواد بنوازه شاد بزنه،و خیلی رو متن ترانه ها حساسه ..وااقعااا تغییر فرکانس چه کارایی که نمیکنه..خیلی خوشحالم که تو مسیر علایقم دارم حرکت میکنم و با طی کردن تکاملم مطمنم نتایج خیلی خوبی میگیرم که حتما مینویسمش..دوستتون دارم و به خدا میسپارمتون

    36- شما در هر لحظه با گفتارتون، یا دارید به نجواهای شیطان قدرت میدهید و یا به الهامات درونتان.

    37- بعضی وقتها خدا کامنت یه دوست می‌شه تا لبخند بیاره روی لب بنده اش، یا نور می‌شه برای ادامه ی مسیر، یا امید و ایمان برای یه قلب که مشتاق هدایته، و خدا اون لحظه به دل دوستت میندازه و توی ذهنش جاری میشه تا بنویسه و تو یا هر کسی که نیاز داره بخونی و خدا رو شکر کنی و اون دوست به قول استاد فقط یه دست از طرف خدایی بوده که عاشقانه تو رو دوست داره و میخواد که باهاش بمونی…

    38- من یه باور غلط توی ذهنمه در مورد رابطه میشه خواهش کنم کمکم کنید و باور درست رو بهم یاد بدید؟ شاید خنده دار باشه ولی از بچگی بارها اینو شنیدم و البته هنوز دوره عشق رو کامل گوش ندادم شاید استاد داخل اون دوره گفته باشن ولی ممنونت میشم اگه استاد نگفته کمکم کنی و یه باور مناسب رو بهم بگی جای این باور بگذارم، بارها شنیده بودم که مردی که شلوارش دوتا میشه زیر سرش بلند میشه???البته آقایون و استاد جان ببخشند???

    جواب

    این جمله دراثر باورهای محدود جامعه در ذهن اجداد ما یاهمون مادرو مادربزرگهای ماشکل گرفته..زمانی که زن باورداشته که هیچ قدرتی نداره و مرد تنها قدرت وصاحب اختیار اونه (که البته این باورنوعی شرک خفی هستش)

    مااگر روی باورهای توحیدیمون کارکنیم وباورکنیم که مرد هم یک انسانه و درکنارماست نه در بندما وهمچنین همسرما صاحب ما و اختیاردار ما نیست بلکه فقط همدم و رفیق ماست..اگر باورکنیم بهترین رابطه ما رابطه باخداست و هرانسان حتی اگر همسرماباشه هرلحظه که بهردلیلی بخواد بره باید بتونه بره..دیگه این مسائل در ذهن ما حل میشه..نگران دوتا شدن شلوارواین مسائل نیستیم..ماباید انقدر عزت نفس داشته باشیم وانقدر ایمان که اجازه بدیم همسر ماهم بعنوان یک انسان برای زندگی ورابطه خودش تصمیم بگیره (والبته متقابلا این حق روبرای خودمون قایل باشیم) اونوقت دیگه هرگز نگران حرف مردم نیستیم..و بی شک این حس رهایی باعث میشه هیچوقت نه دو همسری بوجود بیاد نه یک زن انقدر حقیرانه فکرکنه که باید این مساله روحتی یک شب تحملش کنه حالا بهردلیلی…پس همه چیز به باورهای ما برمیگرده../تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز.

    39- قسمت نهم …بخش دوم ..

    نکات (3)

    بعضی موقع ها هم ما اشتباه میکنیم

    خیلی خوبه که آدم بپذیره که اشتباه میکنه،اشتباه میکنیم بعد دوباره برمیگردیم هیچ اشکالی نداره،،اصلا به خودتون سخت نگیرید که اگه یه راهی رفتم دیگه راه برگشت نداره ،،دیگه تمومه..نه بعضی موقع ها آدم اشتباه میکنه،تجربه کسب میکنه،راهو پیدا میکنه..پس نباید خودمونو سرزنش کنیم،و اشتباهاتمونو باید بپذیریم و نباید نسبت به اشتباهاتمون احساس گناه داشته باشیم و بگیم عیبی نداره،مهم نیست اشتباهت تو چه حوزه ای باشه،کوچک یا بزرگ ..خیلی راحت خودمونو باید ببخشیم و بپذیریم وججود انسانی خودمون رو که ممکنه خطا کنه،ممکنه اشتباه کنه،چون اینجوری اگر فکر کنیم تعداد خطاهامون کمتر میشه و درسهای خیلی خوبی میگیریم از اون اشتباهات.

    خیلی مهمه که شما به عنوان یک انسان بپذیری که آقا من فلان جا ممکنه اشتباه کرده باشم یا ممکنه اشتباه بکنم یا اشتباه کردم حالا درسش چیه؟ چی میتونم یاد بگیرم ازش؟ و بگذرم و برم جلو..

    انسانهای موفق،انسانهایی که پیشرفت میکنن،خیلی تو این زمینه با خودشون در صلحن.خیلی خودشونو دوست دارن،خیلی خودشونو میپذیرن،اون ویژگی های انسانیشون رو..واقعا نکته مهمی هست واقعا دلیل اینکه خیلیا یه اشتباهو بارها و بارها تکرار میکنن اینه که خودشونو نمیبخشن ،انقدر میگن من فلان،من بهمان،انقد خودشونو تخریب میکنن قبلاپدر مادرشون تخریبشون میگرده حالا که اونا نیستن خودشون خودشونو تخریب میکنن،،مثل یه زندانبان خودشونو زندانی میکنن،خودشون دارن مث یه قاضی،یه قاضی بسیار سخت گیر خودشون رو مجکوم میکنن،در واقع به همین دلیله که خیلی از افراد اشتباهاتو تکرار میکنن،و این عین چیزیه که من به خودم میگم

    ((هیچ اشکالی نداره،یه چیزی یاد گرفتم،دفعه بعد بهتر عمل میکنم)) حالا هر اتفاقی بیفته من همینو میگما اصلام مهم نیست اتفاقه چقدر بزرگ یا چقدر کوچک باشه ها..این کلامیه که ورد زبون منه..

    و باید راحت خودتو ببخشی چون وقتی نبخشی یعنی داری بهش توجه میگنی و طبق قانون توجه به هر چیزی که توجه کنی وارد زندگیت میکنی و جذبش میکنی،و طبق این قانون اون اشتباهی کع اژش فراری بودی باز به شکلهای مختلف تو زندگیت تکرار میشه و تعجب میکنی که چرا این کار اشتباهو دوباره انجام دادم ..اصلا مهم نیست که چه اشتباهی کردید با احساس گناهی مقابله کنید و خیلی راحت خودتونو در آغوش بگیرید،ببوسید،و بگید یه درسی یاد گرفتم دیگه ام تکرار نمیشه

    این نکته بسیار بسیار مهمیه اگر میخوای پیشرفت کنی ،مردم دوست دارن به آدم احساس گناه بدن ،یعنی وقتی شما یه اشتباهی میکنی همه دوس دارن بگی که من چقدر اشتباه کردم،چقدر حماقت کردم،مثل همین فوتبال جام جهانی ،وقتی یه بازیکن توپو خراب میکنه مردم دوس دارن بازیکنه آخر بازی گریه کنه،سرشو بزنه زمین،اشک بریزه،بیاد تو صفحه های اجتماعی بگه من اشتباه کردمو این حرفا،،مردم دوست دارن این اتفاق بیفته و مردم اگه یکی این کارو کنه میگن عیبی نداره میبخشیمش ..اما اونایی که بالاترین ظرفیتای فکری رو دارن اونایی که بالاترین توانایی های ممکن رو دارن اونا خیلی راحت خ.دشونو میبخشن و به بازیشون ادامه میدن حالا میخواد پنالتی رو خراب کرده باشن یا هر چیز دیگه..ؤ همون لحظه به خودش میگه اشتباه کردم،اشکال نداره ازش درس میگیرم دفعه بعد بهتر عمل میکنم…یعنی مردم خیلی پذیرفتس براشون که وقتی شما اشتباه میکنی خیلی ضجه بزنی،مثلا بگی من خاکبرسر،من نفهم،من فلان..این چیزاروخیلی دوس دارن بشنون ،اما بر عکسش شما باید نهتنهانخواید به اونا همچین چیزی رو نشون بدید بلکه بگید اشتباه کردم تموم شد رفت..فکرتو پاک کن،سالم کن،و اون مسیر درست رو ادامه بده ..مردمم میخوان خوششون بیاد از این نگاه میخواد بدشون بیاد،تو راه درستو برو،تو فکر درستو بکن،تو مسبر درستو برو،نخواه که از نگاه مردم اون آدم خوبه باشی،نه اشتباه کردی خیلی راحت خودتو ببخش،با خودت در صلح باش،و مسیرتو برو،

    ریشه خیلی از اشتباهات همینه که فکر کنیم مردم چی میگن،مردم چه فکری میکنن..

    ازتون میخوام که خودتونو ببخشید خیلی ساده و راحت اگر میخواید پیشرفت کنید و اصلام براتون مهم نباشه که از نظر مردم شما یه آدمی هستی که به اشتباهاتت پی بردی یا نبردی و اشتباه جزیی از زندگی آدمه..و این مهم نبودن نظر آدما بسیار بسیار میتونه تو زندگی کمکتون کنه

    45- ز جلسه نهم یاد گرفت برای اینکه موفق باشم در زندگی باید از ذهن مراقبت ویژه نمود مانند یک نوزاد که نیاز به مراقبت ویژه ای دارد

    46- دنیای درونیِ هر انسانی زیباست و قسمتی از خداوندِ.سعی کن توجهت رو بذاری رو نکاتِ مثبتت.بازهم اینو میگم که یاداوری باشه برای ذهن فرار و چموشِ ما(من مشکلاتِ زیادی تو زندگیم دارم ولی حتی لبهای منم ازشون خبر ندارن)چاپلین اینو گفته و جمله ای هست که همیشه در ذهنِ من مثلِ ترموستات عمل میکنه و کمکم میکنه تا بالانس کنم افکارم رو و اجازه ندم حالم رو بد کنم.

    شیطان همیشه در کمین نشسته و با بیشتر شدن آگاهیهای تو اونم آگاهتر میشه و میگرده تا روزنه ای پیدا کنه و نفوز کنه به ذهنت,به دنیایِ آرامشِ مادی.ولی به اون وجودِمعنویت که همیشه با منبآ در ارتباط هست دسترسی نداره.از تمامِ نقطه ضعفهات خبر داره و وقتی میبینه که طعمه آگاهیش بالا هست وحالت خوبه,وجودِ معنوی با مادی در یک راستا دارن حرکت میکنن و حالِت خوبه صریع از اون نقطه ضعفت استفاده میکنه تا حالِت و بد کنه و ارتباطت رو با منبآ قطع کنه.و قطع ارتباط با منبع نتیجه ای جز حال و احساسِ بد نداره.این جور مواقع سعی کن توجهت رو ببری روی نکاتِ مثبتی که داری,اتفاقای خوب و قشنگی که برات رُخ داده,موهبتها و نعمتهایی که داری,و اونا رو ببین.با درونت در ارتباط باش.شاید منم از نظر ظاهری ایراداتی داشته باشم ولی اصلن بهشون فکر نمیکنم.روزانه انقدر اتفاقای خوب میوفته برام که وقت نمیشه به اونا فکر کنم

    در جهانِ من همه چیز زیباست خداوندا سپاسگذارم

    این جمله خیلی پر محتواست.ی شکر گذاریِ معمولی نبینش

    منظورش از دنیای من,لحظاتیِ که من با افکارم و چشمام و گوشهام و لبهام دارم بهش توجه میکنم

    خبرای خوب رو میشنوم.به نکاتِ مثبتِ خودم و اتفاقای مثبتی که روزانه برام پیش میاد دائمن فکر میکنم و توجه میکنم.در مورد چیزایی که میخوام حرف میزنم و فکر میکنم.فرکانسِ فکریت و خودت باید تنظیم کنی.رو هر موجی تنظیم کنی همون موج میشه دنیات همون موج میشه چیزایی که تو دنیای تو دارن اتفاق میوفتن و امواجِ ارسالیِ تو رو تشکیل میدن.و نتیجه هم که بستگی به ارسالهای تو داره

    47- واقعااااااا این جلسه 8 چقدر عااااالیه خیلی عااااالیه ، خدا خیر و برکت به زندگیت بده!

    بخشی از صحبت های سید حسین عباسمنش در جلسه 8 دوره جهانبینی توحیدی 1:

    نباید با چیزی که الان هستید بیایید به خودتون بگید که ای بابا، من چجوری میخوام به اون خواسته ام برسم!!!

    اون چیزی که الان هست، بخاطر باورهای قبلی توست. بخاطر عملکرد قبلی توست، اون چیزی که الان هست رو اصلا روش حساب نکن، اینا تغییر میکنه!

    ینی بدون این چیزی که الان هست نتیجه ی یکسری باورهاست!!!!!! شما باورهارو تغییر بده نتیجه هم تغییر خواهد کرد.

    حالا که داری قوانین رو درک میکنی، نیا بگو آقا پس چجوری؟؟؟ من با این شرایط خانوادگی، با این وضعیت مالی و …. چجوری میتونم به خواسته ام برسم!

    بحث اینجاست که آقا این چیزی که الان در زندگی تو هست، بخاطر باورهای قبلی که دارید!! این نتیجه اون باورهاست!

    اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه هم تا ابد ادامه پیدا میکنه، اما اگر اون باورها رو تغییر بدی و بشینی روش کار کنی و متعهد باشی ! این نتیجه آرام آرام

    تغییر میکنه، یکسری ابزارها وارد زندگیت میشه، که با اون ابزاره میتونی به خواسته ات برسی!

    مثال: فرض کن وسط یک بیابون نشستی، دست خالی و هیچی هم نداری، ولی میدونی که اگه چند متر زمین رو حفر کنی، به آب و آبادانی و خوشبختی میرسی، اما الان هیچی نداری و با پنجه خالی هم نمیتونی این کار رو بکنی!!!

    میای میگی آقا من با پنجه خالی چطور میتونم این کار رو انجام بدم؟ بعد چون فکر میکنی نمیتونی این کار رو انجام بدی و اوضاع همیشه همینه و تغییر نمیکنه!!! پس اون هدف و اون خواسته رو بیخیالش میشی!

    ولی اگه باورهات درست باشه، هدایت میشی به 4 متر اونطرف تر و پشت تپه ای، بین علفها و … یه ابزاری، بیلی، وسیله ای پیدا میکنی که باهاش میتونی خیلی راحت زمین رو حفر کنی و به اون خواسته ات برسی!!!

    اما چون آدما با اون وضعیت فعلی که دارند ، میخواهند با همون وضعیت به خواسته هاشونم برسند و چون نمیتونن ارتباطی بین وضعیت فعلی شون و رسیدن به اون خواسته ها پیدا کنن، هیچ جوره نمی تونن درک کنن!!!

    مگه میشه کسی که الان پول بلیط مترو هم نداره به این فکر کنه که یه ماشین داشته باشه که فقط تعویض روغنش 8-9 میلیون پولش باشه؟؟؟؟!!!! بعد اون نفر میگه آقا من حیرون 50 هزارتومنم، پول مترو ندارم بدم، بعد پول تعویض روغن ماشینم 9 میلیون باشه؟؟؟؟؟ چجوری میتونم به یه همچین خواسته ای فکر کنم؟؟؟

    و چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلیش، و اون چیزی که میخواد بنابراین کلا خواسته اش رو فراموش میکنه و حذفش میکنه! بعد به فردی که اون ماشینو داره یا فحش میده یا تهمت میزنه و … اگه هم خیلی ادم خوبی باشه میگه که این خواسته مال از ما بهترونه و من لیاقتش رو ندارم خدا واسه من نخواسته!

    * حرف اینجاست، صحبت من اینجاست، اون نگاه توحیدی این جاست، که باور کنید خداوند رو، باور کنید دستان خداوند رو، باور کنید که اگر به اون داده است، پس نتیجه اش اینه که به من هم می تواند بدهد. باور کنید که میتونه زندگی شما تغییر کنه، باور کنید که اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی که الان هست نتیجه افکار و باورهای خودتونه و نه هیچ چیزی خارج از این دایره!!!

    اگر شما این رو باور کنید، اونوقت خواسته هاتون رو زنده نگه میدارید، میروید سراغ قدم های کوچک تر،‌ میگین من به اون قدم بزرگه میتونم برسم، به اون ماشین خاص و …! حالا آرام آرام با باورام اول میام به یه خواسته کوچکتر که واسه ذهنم منطقی هست میرسم. بعد که به اون رسیدم ، از رسیدن به اون و از انرژی و اشتیاق و قدرت باوری که از رسیدن به اون ایجاد شده استفاده میکنم و می روم سراغ خواسته بزرگتر و همینطور ادامه میدم تا به خواسته ام که اون ماشین خاص هست برسم. (تو مثال قبل اون فردی که پول مترو هم نداشت اول باوراش رو درست میکنه و به یک پراید میرسه، بعد از انرژی رسیدن به اون به یه ماشین بهتر و همینطور ادامه میده تا به اون ماشین خاص و گرون قیمت میرسه!!!)

    سوال اینجاست که چه وقت به خواسته بزرگ و خاص خودت میرسی؟؟؟

    وقتی که باور داشتی شرایط خودت رو داری خودت رقم میزنی!!! باور داشتی خداوندی که به اون داده به تو هم میدهد!!! و باور داشته باشی که شرایط فعلی تو قراره تغییر کنه، وقتی که تو تغییر میکنی! ابزارهات قراره تغییر کنه! آدم هایی که تو زندگیت میان قراره تغییر کننن!

    ینی همه چیز تغییر میکنه اینقدر ایستا نبینید شرایط فعلی تون رو، اینقدر غیرقابل تغییر نبینید شرایط الان خودتون رو!!! بابا همه چیز تغییر میکنه وقتی باورهای تو تغییر میکنه!

    شرایط فعلی تو ماحصل باورای گذشته تو هست ماحصل فرکانس های گذشته تو هست! به ماقدمت ایدیهم هس به قول قرآن، به واسطه آنچه که ارسال کرده ای هست!!!

    بارها و بارها خداوند در قران میفرماید که هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمی کند، هر آنچه بدست میاری و روبرو میشی باهاش، به ما قدمت ایدیهم، به ما کانو یعملون هست.

    اینا اون نگاه توحیدی هست که میشه تو زندگی فردی ازش استفاده کرد!!!‌ نگاه توحیدی فقط بحث این نیست که ما تو کلاممون بیاییم خدا خدا کنیم و بگیم خدایا تورا دوست دارم ، خدایا تورا میپرستم و … نگاه توحیدی ینی باورکنیم دست خداوند رو در زندگی خودمون، که وقتی باورمیکنی عمل میکنی!!!!

    بحث اصلا بحث حرف نیست، وقتی که من باور میکنم، من دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو تو زندگی من میاره،‌پس اتفاقات میتونه تغییر کنه!!! اونوقت هست که من بلند میشوم و حرکت میکنم، اونوقت هست که من اون ایده های جدید رو ایجاد میکنم!‌ اونوقت هست که من قدم هارو برمیدارم، وقتی که خدارو باور کرده باشم!!!!!!

    وقتی که باورکرده باشم این اتفاق میوفته، اگر باور نکرده باشم که من قدم برنمی دارم!!!!‌ میگم آقا اول اون اتفاقه بیوفته بعد من قدم هارو برمیدارم. مثل همون داستان بنی اسرائیل: که به موسی گفتن از خدای خودت بخواه که به ما مرغ و عدس و غذاهای خوب بده، خدا به موسی گفت، برید وارد این شهر بشید همه چیزایی که میخواهید اونجا واستون هست!!!

    از اون بالا که مرغ و غذاهای خوب نمیندازن پایین براتون!!!‌ بهتون گفتم چیزی از اون بالا نمیوفته پایین از طرف خدا(منظور معجزه به این شکل که یه کیسه پول از بالا بیوفته پایین وجود نداره) موقعیتش فراهم شده و تو مدارت رو تغییر میدی! حالا تو باید باور داشته باشی که بخوای حرکت کنی دیگه! باید باور داشته باشی که تو اون شهره هست . بنی اسرائیل گفتند نهههههه!!!! اون شهر یک حاکم قوی داره که ما بریم اونجا تیکه پاره مون میکنه! موسی تو بیا با خدای خودت برو تو اون شهر و بزن همه چی رو درست کن، اون غذای خوشمززه رو هم بزار رو گاز بپزه، زعفرونم بهش بزن، آماده شد یه تک زنگ بزنی یا پیامک بدی ما همه با هم میریزیم تو شهر!!!!

    خدا هم گفت بخاطر این بی ایمانی تون تا ابد باید سرگردان باشید!!!

    ایمان ینی که من میدونم ، به من گفته اون موقعیت هست! تو حرکت کن!!!‌ وقتی ما میگیم شرایط تغییر میکنه، اگر تو باور داشته باشی اینو شروع میکنی به کار کردن روی خودت ولی اگر باور نداشته باشی میگی: آقای عباسمنش!!! یچیزی میگیا! حالا من بیام رو باورام کار کنم ، نگاهم رو عوض کنم و… من که میدونم همه چی همین جوری میمونه!! و تغییر نمیکنه پس چرا رو خودم کار کنم؟؟؟؟؟؟

    ولی وقتی من باور داشتم که آقا شرایط تغییر میکنه، حالا که من یه کوچلو رو خودم کار کردم و یه عالمه اوضاع من بهتر شد، پس من اگر یذره بیشتر و با اطمینان و باور بیشتر رو خودم کار کنم چقدر میخواد اوضاع بهتر شه؟؟؟؟؟

    این کار کردن رو باورها هم ذهنی هست و هم عملی . هم اینکه رو باورات کار میکنی، خدا واقعا گفته که توی اون شهر غذا هست و هم اینکه بلند بشی بری تو اون شهره! بری و حرکت کنی! ولی بعضیا میگن نه! اول اتفاقه بیوفته بعد من باور میکنم. نخیر اینجوری اتفاق نمیوفته!!!!

    به همین دلیل من تمام سعی ام این بوده که در شما این باور رو ایجاد کنم که شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید. آگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام می دهید، من سعی میکنم اون قسمتی رو که ناآگاهانه داره اتفاق میوفته رو به شما بگم که شما اون قسمتارو هم آگاهانه به نفع خودتون تغییر بدید.

    بعد به این شکل می تونید زندگیتون رو به اون شکل که میخواهید خلق کنید، یکی از اون راه هایی که خواسته های شما رو ایجاد میکنه،‌اینه که شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و بجای حسرت خوردن، لذت ببرید و باور کنید و اینو سنده واقعی بودن خواسته هاتون بدونید. اگر برای فلانی اتفاق افتاده پس برای منم میتونه واقعی بشه! من فقط باید تو مدار قرار بگیرم.

    همه چی تغییر میکنه وقتی تو مدارت رو تغییر میدی! تو به همه چی میتونی برسی! همه چیز رو میتونی داشته باشی! ولی باید بتونی مدارت رو تغییر بدی. راهش اینه و راه دیگه ای هم نداره، به همین دلیل هست من دوست دارم یسری الگوهارو به شما نشون بدم حالا هم از زندگی خودم هم از زندگی دیگران!!! که اولا بدونی میشود به این خواسته ها رسید و اینکه باید چه باورهایی ایجاد کنی تا به اون خواسته برسی، این مسیری هست که من دارم طی میکنم و امیدوارم که شما هم با من طی کنید.

    48- خدا رو شکر که ایران خودمون اینقدر قشنگه، چهارتا فصل داره، تویه زمستون برف داریم، جنگل داریم، کویر داریم، کلی جزیره داریم، بناهای تاریخی داریم که قدمت چند هزار ساله داره، اینقدر مردم خونگرم و صبور داریم و کلی نعمتهای کوچیک و بزرگ دیگه که خدا رو صد هزار مرتبه شکر………. وقتی که نعمتها همیشه جلوی چشممون هستن و برای ما عادی میشن و ما میخوایم ازشون فرار کنیم و به جای دیگه پناه ببریم، حکایت من و هم کلاسی های مدرسه زبانمون بود. خوشبختانه من از هر کشوری یه اطلاعات جزیی و مختصری دارم و باعث میشد که سریع سر صحبت رو باز کنم. آقا من با این تایلندی ها که ماشالا تعداد قابل توجهی هم بودن که صحبت میکردم، یکی دوتاشون جمله خیلی عجیبی گفتن، گفت به من که دبی از تایلند خیلی قشنگ تره، منو میگین : واااااا ، مگه میشه ، مگه داریم، چطوری حساب میکنی؟ این بنده خدا گفت که تایلند همش درخت داره، همش بارون داره، همش سبزه …… ولی دبی قشنگتره چون درخت نداره، بارون نداره، همش آفتابه …… یا یه همکلاسی برزیلی داشتم که عاشقانه دبی رو دوست داشت و با برج خلیفه حااااال میکردا و مثلا میگفت که نمایش فواره ها رو دیدی که نور پردازی و رقص داشت؟ خیلی محشره …… واااااا ……. بابا همه مردم دنیا عاشق فستیوال رقص برزیل هستن ، اونوقت داداشمون میگه که این رقص نور فواره ها محشره، بی نظیره، خارق العادست …..

    “اول باید با محیطی که الان هستی در صلح باشی و لذت ببری” ، همون جا بود که من این جمله استاد رو بهتر فهمیدم و درک کردم.

    49- استاد دیروز نجواهای شیطان اومده بود سراغم یه ذره حالموو بد کرد و هر کاری میکردم اونجوری که باید آروم نمیشدم،رفتم یه دوش گرفتم ،استاد شاید راتون عجیب باشه ولی من همیشه وقتی زیر دوش آب هستم کلی احساسم خوب میشه،یعنی تا یه کم حالم گرفته میشه میرم دوش میگیرم،دیروز یه عالمه با خدا حرف زدم اصلا دلم نمیخواست از حموم بیام بیرون انقد قشنگ و بلند صداشو میشنیدم که حد نداره،بهم میگفت من همیشه هواتو دارم،نگران چی هستی؟تو بنده خوب منی،من تو رو هدایت کردم مگه میشه ازت غافل باشم و من فقط اشک میریختم دوست داشتم ساکت باشم تا اون حرف بزنه ولی باورتون نمیشه اونم از من سوال میپرسید ،یه مکالمه طولانی داشتیم،جوری که وقتی دوش گرفتنم تموم شد دیگه حتی یه ذره هم حسم بد نبود ،قبلا فک میکردم این نجواها توهمات ذهن خودمه ،ولی نه…دیروز خیلی نزدیک بود ،ازش پرسیدم کجایی،گفت من از رگ گردن بهت نزدیکترم ،اصلا من خودتم ،درون خودت ،،گفتم خدایا هدایتم کن اگه این ندا و صدا متعلق به خودته،،گفت نشونه ها…همه جا پر از نشونست،مث یه دوست بهم آرامش داد ،دلداری داد..صبر کن من همه چیز رو برات هموار میکنم ،تو بنده خوب منی،تو اون چند دیقه من انگار تو خواب بودم باورتون نمیشه حتی الان مکالمه دقیقمون هم یادم نیست فقط همین چندتا جمله یادم بود که نوشتمش ،آخرش هم خواستم برام یه نشونه بفرسته که نشونش رو خیلی سریع برام فرستاد..آخر شب موقع خواب فایل جلسه 6 رو گوش کردم و استاد واااقعااا با تمام وجود درکش کردم ،هر وی بگم این جلسه عالیه کم گفتم ،اون جایی که میگین حتی وقتی شرایط زندگیت هم خوبه میاد و تراژدیای عجیب غریب درست میکنه دقیقا دیروز همین کارو داشت میکرد ولی همون لحظه یاد حرفای شما افتادم ،که تا نجواها اومد باید باورای خوبتو تکرار کنی باید کنترلش کنی،وگرنه انقد میترسونتت که حست بد میشه ،خیلی خوشحال شدم که دیروز خدا کمکم کرد و باهام عاشقانه حرف زد..خدارو شکر میکنم که این دوره رو تهیه کردم واقعا ارزش این جلسات از مبلغی که براش در نظر گرفته شده خیلی بیشتره ،،و اگه کسی این دوره رو نگرفته پیشنهاد میکنم تعلل نکنه ،این دوره ده جلسه نیست بیست جلسست بیست جلسه ای که ارزشش رو تا نشنوی درک نمیکنی .که هر بار بخشای اولو دومو گوش میکنی واقعا چیزای جدیدی میفهمی،و باید تکرار کنی اونقدر تکرار کنی که با گوشت و پوست و استخونت عجین بشه ..این سفری که شروع کردیم شاید با جلسه دهم ظاهرا تموم بشه ولی در واقع این سفر بی انتهاست،سفری نیست که تمومی داشته باشه،فقط میتونم بگم بهترین سفری بوده که تو عمرم تجربه کردم..وقتی خودمو با قبل دوره مقایسه میکنم میبینم چقد تو طول مسیر اتفاقات خوب برام افتاد ..چقد به خدای خودم نزدیک شدم ..و اینا همش لطف و رحمت خدا بود ..

    50- جلسه 9 رو امروز داشتم میدیدم و قسمت دومش تکمیل کننده ی بخش اول بود.یعنی تا اعتمادِ من نباشه بازم سیستم کار نمیکنه تو زندگیم.باید من اعتماد کنم و خودم رو در اختیارش قرار بدم تا اون بتونه کارش رو انجام بده.مثلِ دکتری که اجازه میدم تا عملم کنه.مثل پولی که پرده میذارم بانک تا سود بیاد روش.تا من اون پول رو نذارم که سودی تعلق نمیگیره بهش.

    وقتی از درون به خدا میسپارم همه چیز اوکی میشه و سیستم شروع میکنه به کار کردن.حتی هدایت شدنها و الهامات هم تا بهشون عمل نکنم کار ساز نمیشن.

    فایلِ اولِ جلسه 9 که آخرش استاد گفتن باید مو به مو به فیلها گوش بدم و نکته برداری کنم و باورها رو بکشم بیرون واقعآ عالی بود اینم خیلی قفلها رو باز کرد برام که چجوری از فایلها بیشترین استفاده رو ببرم

    ممنونم استاد که انقدر صریح و ساده سیستم و برام توضیح میدی.این جلسه 9 ی جورایی گفت کمتر حرف بزن و عمل کن به دونسته هات.

    51- عباسمنش ولی تو خیلی با معرفتی که از ترسهایت شکست هایت و زندگیت صادقانه میگویی از ارتباطت با پدرت و… صادقانه میگویی تا به دیگران کمک شود اهل ژست و فیلم و کلاس نیستی اینها عالی است

    من در این دوره خیلی چیزها فهمیدم اما مهمتر از همه اینکه خیلی از نرسیدنهایم بخاطر طی نکردن تکاملم بوده و دیگر اینکه همیشه دنبال جادو و فرمولی بودم که وجود نداشت هم در nlpهم در هیپنوتیزم وهم در cbtو هم در اناگرام و… بیش از 20 مدرک معتبر دارم و بخاطر همین وقتی میگویی جادو نیست وباید سیر تکامل طی شود را می فهمم و به نشانه ی عمر تلف شده سر تکان میدهم وقتی در مورد باورهایی میگویی که زورمان می آید تغییر دهیم وهمان ها مانع می شود می فهمم چه میگویی

    آن فردی که در موردش گفتید که قرار بود دیوید کاپرفیلد ساز شود را من هم دیدم و با او صحبت کردم یکی از همایش هایش در همان ساختمان بعد از میدان ولیعصر بود که من کلاس nlpمی رفتم 50 هزارتومان آن زمان برای هرجلسه می گرفت ولی یادمه هیچ کس پیشش نرفت یا اگر هم رفت من ندیدم ولی پرسروصدا آمد و غیب شد مثل خیلی از دروغهای دیگر

    در کل من هنوز هروقت شما را می بینم آن جوان از بندرعباس آمده را به یاد می آورم و به مرور میخواهم محصولات شما راتهیه کنم وگاهی فکر میکنم اگر آن سال از بندرعباس به تهران نمی آمدی چقدر الان جایت خالی بود و چه آدمهایی که نیامدند ، اقدامی نکردند والان جایشان خالی است آخرین توصیه استیو جابز را از شما می خواهم:

    سید جان همیشه دیوانه بمان وهمیشه گرسنه بمان

    52- دوست عزیزم سلام برات آرزوی تندرستی و دنیایی از آرامش دارم با خودم فکر میکنم خدایی که میتونه از هیچ خلق کنه، خدایی که میتونه از یه نطفه کودکی رو بیافرینه و بهش دست و پا و قلب و چشم و…بده حتما میتونه مورد تو رو هم حل کنه چه اهمیت داره که دکترها چی میگین اونها وقتی علمشون قد نده به چیزی که می بینند میگن دیگه راهی نداره، (با احترامی که برای همه ی دکترها قائلم) ولی مادرم بارها شد که بیماری هایی گرفته بود که دکتر ها کامل جوابش کرده بودند و گفته بودند تا چند روز دیگه بیشتر زنده نمی مونه ولی هر بار معجزه وار سلامتی شو به دست آورد، تو میگی موردت مادر زادیه ولی شاید یه کودک تازه متولد شده بتونه یه الگوی خوبی باشه برای تو تا سلامتیتو به دست بیاری، این خدا همه کاره ست، این خدا بهترین طبیبه،احساس میکنم این خدایی که میتونه یک کودک رو در تاریکی شکم مادرش بسازه بتونه سلامتی رو به تو برگردونه،

    53- سلام استاد عزیزم و دوستای خوبم از وقتی اولین جلسه فایل 9 رو دیدم مرتب دارم گوشش میکنم و نشانه های خیلی عاااالی دارم میبینم و این بهم نشون میده که راه و درست دارم میرم و آرام ارام باورهام داره تغییر میکنه، مرتب با خودم تکرار میکنم که ستاره خودتو به خدا بسپار و به الهاماتی که بهت گفته میشه عمل کن و تو یک درصد کارارو انجام بده خدا 99 درصد کارارو برات میکنه، مدام با خودم زمزمه میکنم خدا راه رو نشونت میده خدا به بی نهایت طریق درهارو برات باز میکنه میگم ستاره تو عقل ناقصت به خیلی چییییزا نمیرسه ولی خدایی داری که از همه چیز آگاهه میتونی به اون توکل کنی و به همه چیز برسی و اون همه درها رو برات باز کنه و همه دلهارو برات نرم کنه یا اینکه میتونی رو عقل خودت حساب کنی و با اون پیش بری و به ناکامی ها برسی. بچا فکر میکنید چی شد؟ دیروز یکی از دوستام زنگ زد و گفت ستاره دختر خاله ام توی اینترنت خیلی فعاله و خیلی خوب میتونه کارای فروش رو انجام بده و به من پیشنهاد داده گفته من هنرشو ندارم شما که هنرشو دارید بیاین با هم یه تیم تشکیل بدیم شما به من کار برسونید و من میفروشم. حتی گفته یه سری مشتری خاص دارم که یه سری لباسهای خاص میپوشند و درویش مسلک اند و اونا دنبال یه سری لباسهای چاپی اند بیاین روی تیشرتا چاپ بزنید و فروشش با من و من خیلی خنده ام گرفته بود گفتم خدا جونم تو به هزاران طریق میتونی به ما روزی برسونی، من فقط یکم روی این باور کار کردم و نشانه هاشو دیدم. حتی توی این اوضاعی که همه دارن از کارشون مینالن شوهرم کلی سفارش کار داره میگیره به لطف خدای مهربون هرروز میاد و میگه رفته بودم اندازه گیری و کلی سفارش میگیره، همه چیز باوره همه چیز ایمانه همه چیز توکل به رب العالمینه خدایا شکرت که نتیجه توکل و کار کردن روی خودمو همیشه داری نشونم میدی خدایا شکرت که من میتونم به تو توکل کنم و خیللم راحت باشه که تو همه کار برام میکنی. استاد ممنونم که به ندای قلبیتون گوش میکنید و به ما هم یاد دادین که همه ی ما این خدارو این ندارو بهش دسترسی داریم ممنون که خدا رو بدون هیچ پیچیدگی باور کردید و به ما همیاد دادین که این خدای ساده و بدون هیچگونه پیچیدکی رو باور کنیم و به سعادت برسیم. ممنون که راه تکامل رو درک کردید و یاد ما هم دادین که این مسیر یه سیر تکاملی داره و باید قدم به قدم این مسیرو طی کنیم تا آرام آرام مدارمون بالاتر بره. ممنون که یادم دادین توی هر مداری که قرار بگیرن خدای من بهترین مسیر رو نصبت به همون مدارم بهم الهام میکنه و من عمل میکنم و یه قدم بالاتر میرم و بعد دوباره بهترین الهام در مدار بعدی ووو…. این مسیر همینطور طی میشه و قدم قدم مسیر طی میشه. استاد چقدر این دوره منو رشد داد خداروشکر که در فرکانس دریافتش بودم از خدا میخوام همواره کمکم کنه تا توی این مسیر ثابت قدم باشم و به آنچه که آموختم عمل کنم. خدایاشکررت.

    54- سلام

    از کامنتهای دوره جهان بینی خیلی چیزا یاد گرفتم خیلی مواقع اسکرین شات میگرفتم و امروز همه رو مرور کردم ،و حسم گفت اونهارو بنویسم،خیلی از ماها یه لحظه یه احساسهایی میاد سراغمون یه الهاماتی بهمون میشه که تو قسمت نظرات مینویسیمش و شاید بعدا یادمون بره چی گفتیم،چی نوشتیم..امروز وقتی داشتم اسکرین شاتهارو میخوندم با خودم میگفتم باباااا دمتون گررم چقد نکات مهمی نوشتین و دلم خواست خلاصه همشونو بنویسم البته خیلی خلاصست..نمیشد همه رو نوشت ،بعضیاش باوره،بعضیاش شعره،بعضیاش یه آیه از قرآنه بعضیاش حرف دله.بعضیاشم جمله های خود استاده…ببخشید اگه اسمهارو نمینویسم چون اسکرین شاتهارو فقط از متن گرفتم ولی میخوام از همتون تشکر کنم که انقد آگاهین و تسلط دارین بر قوانین …اینها همه حرفاییه که شما نوشتین و یه حسی بهم گفت باید بنویسیش و تشکر کنی..از کامنتها خیلی چیزها یاد گرفتم پس به نام الله یکتا شروع میکنم و امیدوارم لذت ببرید

    √و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو من نزدیکم…و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند

    از کامنتها یاد گرفتم که :

    √هیچ تجربه و اتفاقی در زندگی ما بی دلیل نیست و زمانبندی خداونددقیقه و همه اتفاقات زندگیمون مثل زنجیر به هم متصلن

    √آموختم:

    اگر هر قدمی که بر میدارین یا هر پولی که هزینه میکنین یا هر آموزشی که ثبت نام میکنین اصلا به نتایج متعارف و روتین اون موضوع نگاه نکنید ،شما فقط حرکت کنید و اصلا نوع و مقدار نتیجه را تعیین نکنید اونوقت از تودل اون ماجرا یه دری براتون باز میشه که شگفت زدتون میکنه پش شما فقط حرکت کنید

    √آموختم:

    تو پای در راه بنه و هیچ مپرس

    خود راه بگویدت که چون باید کرد

    آموختم

    √خدا همیشه همراه منه،از همه چیز آگاهه،جواب همه سوالات رو میدونه و در حل مسائل میتونه کمکت کنه،هیچ وقت منو ترک نمیکنه هیچ وقت رابطش با من قطع نمیشه

    آموختم:

    √وقتی احساست خوب باشه اونوقته که رسیدن به هدف برات طبیعیه

    آموختم:

    √هر سرمایه گذاری که رو خودت انجام بدی بهترین سرمایه گذاریه،و یه کار رو فقط بخاطر پولش قبول نکن.

    آموختم

    √باید مثبت فکر کنی،باید مثبت حرف بزنی،مثبت ها رو بخونی و ببینی تا درونت و روحت بزرگ شه …وقتی چشمات فراوونی رو میبینه ،گوشهات فراوونی رو میشنوه ،توجه به فراوانی داری دیگه چیزی به نام کمبود تو ذهنت باقی نمیمونه چون دائما داری فراوانی رو میبینی،وقتی تمام مویرگهای افکارت رو با باور فراوانی پر میکنی به طرف فراوانی کشیده میشی

    آموختم:

    √نشونه ها واضح هستن،مثل معجزه میمونن اما کوچیکن…و تو باید تاییدشون کنی،یادداشتشون کنی و سپاسگزار باشی.

    آموختم√

    خواسته هاتو بنویس:تصور کن،و ازشون لذت ببر اما خودت رو رها کن

    آموختم√

    ایمان داشته باشیم،و دقیقا به وقتش به خواسته هامون میرسیم و پاداش ایمانمون رو میگیریم و این وعده خداست

    آموختم √

    از اتفاقات کوچیک کیف کن و لذت ببر انقدر که کل صورتت رو لبخند بپوشونه

    آموختم:

    همیشه باید به کار کردن روی باورهات ادامه بدی حتی بعد اینکه به خواسته هات رسیدی

    آموختم:

    روش رشد کردن چند مرحله اس:

    حذف علفهای هرز(افکار منفی) ..دادن کود و موادمغذی(باورهای درست) …کنترل ونظارت (کنترل ورودیهای ذهن) …تمرکز بر رویش گیاهان و میوه ها (تحسین موفقیت ها،نعمتها،ثروتها،و شکرگزاری بابت آنها) این انتخاب ماست که تبدیل بشیم به علف هرز یا یه درخت پربار..

    آموختم√

    خدا به هزاران طریق به من نعمت میده ..من خالق زندگی خودمم ..من اونچه رو که میحوام خلق میکنم و لذت میبرم..

    آموختم:

    خدا به بنده اش میگوید

    مهربان باش…با دیگران مهربان باش،زیرا من آنهارا نیز به اندازه تودوست دارم ..مممکن است مثل تو لباس نپوشند،یا مثل تو صحبت نکنند یا به شیوه تو زندگی نکنند ..اما من عاشق همه شما هستم

    آموختم:

    برای بهترین بودن باید تمام وجودترو روی اون کار بذاری،و فقط روی اون کار تمرکز کنی و رمز موفقیت ایجاد باورهای درسته ،باید تصمیم بگیری و رها کنی چیزایی رو که مانعت هستن ..

    آموختم:√

    خدا دلهارو برام نرم میکنه…

    خوشبختی همین قطعات کوچک خوشی و شادیست که خداوند وارد زندگی من میکنه

    آموختم√

    راه حل صحیح موفقیت اینه که اشتیاق شما به پیروزی بیشتر از ترس شما از شکست باشد

    آموختم:

    آگاهانه هر لحظه دنبال نشانه های فراوانی در زندگیم باشم

    آموختم:

    من از هر چه در این دنیا رنگ تعلق داره آزادم …من فقط روی خدا حساب میکنم

    آموختم √

    من به همه خواسته هام در زمان و مکان مناسب میرسم

    آموختم √

    باید برای خودمون و به سبک خودمون زندگی کنیم

    آموختم√

    کل زندگی همینه،خواسته هاتو مشخص کن ،باورهاتو درست کن،و خلق کن اون چیزی رو که میخوای ،و با خلق هر کدوم یه پله به خدا نزدیکتر شو..

    آموختم :

    انسانها نه دوستان تواند و نه دشمنان تو آنها فقط معلمان تو هستند

    آموختم: √

    هر اتفاقی که میفته همواره به نفع منه ،من همیشه در مکان مناسب در زمان مناسب و در روابط درست هستم

    آموختم :√

    هیچ چیز نیست که نتونی باشی،،هیچ کاری نیست که نتونی انجام بدی،هیچچیزی نیست که نتونی داشته باشی…

    تو باشکوه ترین ،عالی ترین ،پر رزق و برکت ترین موجودی هستی که خدا خلق کرده،اما خودت نمیدونی چی هستی..و تو تصور میکنی خیلی کمتری..بذار اینو بهت بگم این تو هستی که انتخاب میکنی که چه کسی و چه چیزی هستی و میخوای باشی

    √آموختم:√

    شاید من مشکلات زیادی داشته باشم ولی حتی لبهای من هم از اونها بیخبرند.

    آموختم:√

    [نخواه که ترسی نباشد فقط ایمانی راسخ را بخواه که بر ترسهایت غلبه کند]

    و آموختم و آموختم و آموختم…خیلی وقتها با کامتتهاتون خندیدم،اشک شوق رریختم،افتخار کردم،و کلی با خوندن کامتهاتون حسم عالی شد..خیلی چیزارو یاد گرفتم که اسکرین شات نگرفتم …یاد گرفتم فقط خدا رو ببینم حتی تودل تاریکی شب،و توکلم فقط به خودش باشه..

    یاد گرفتم وقتی سفر میکنم فقط به زیبایی ها توجه کنم..

    یاد گرفتم نشونه هارو هر چند کوچیک تایید کنم..و چشمم فقط زیبایی هارو ببینه ..ممنونم از استاد عزیزم و همه خواهر و برادرای خوبم که تو این سفر همراه بودن چه اونایی که دوره رو تهیه کردن و چه اونایی که دورادور کامتتارو خوندن و تشکر کردن..آقای مرادی نظیف،آقای حکمت،تینا خانوم …براتون شادی و سلامتی و ثروت رو از خدا میخوام

    و آخر کامنتتم با شعر زیبایی که یکی از دوستان نوشته بود تموم میکنم

    خواجه مقبل که ز خود غافلی…

    خواجه نه ای..بنده ناقابلی

    از ره غفلت به گدایی رسی

    ور به خود آیی،به خدایی رسی…

    55- یه پیام از حاج اسماعیل دولابی بهم رسید… اگر یک شخص غنی که به او اطمینان داری به تو بگوید نگران نباش و غصه ی بدهی هایت را نخور خیالت راحت باشد من هستم… ببین این حرف چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت میشوی، خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته «آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست»

    56- سلام

    دیشب یه مستند داشت از تلوزیون پخش میشد نمیدونم کدوم شبکه بود ولی خیلی باورای قشنگی میشد از توش پیدا کرد..جالبه من اصن تلوزیون نمیبینم ولی دقیقا دیشب اون حرفی که تو جلسه یک قانون آفرینش گفتین برام تداعی شد ((اگه لازم باشه چیزی رو از تلوزیون بشنوم میشنوم که همراستا با قوانین باشه)) خلاصه این مستند مربوط میشد به یه روستا تو خراسان که مردمش کاشت زرشک داشتن و یه نفر تو اون روستا اومده بود یه کارگاه کوچیک درست کرده بود و 25 نفر رو تو همون کارگاه استخدام کرده بود برای اینکه این زرشکارو بسته بندی کنن البته به گفته خودش این 25 نفر فقط داخل کارگاه کار میکردن و اشخاص دیگه ای هم بودن که خارج کارگاه بقیه کارارو انجام میدادن ،خیلی برام جالب بود،حسم گفت ببین این برنامه رو باید ببینی،خلاصه نشستم و تا آخرشو نگاه کردم یه زمین خیلی بزرگ پر از زرشک که باور فراوانی رو تقویت میکرد اونم تو یه منطقه ای که بیشترش بیابون بود و جای فوق العاده گرمی بود …و مردم اون روستام راضی بودن از کسب و کارشون بعد از اون با یه آقایی مصاحبه کردن که این آقا اومده بود از انرژی خورشید برق تولید میکرذ و میفروخت به اهالی اون روستا ،و جالب بود میگفت شما اگه یه خونه 500 تومنی داشته باشی نهایتا هر ماه یه اجاره کمی رو میتونی ازش در بیاری و این پولت راکد میمونه و 500 تومنت در عرض دو سال نهایت دویست تومن میاد روش ولی من با این کار در عرض دو سال میتونم این 500 تومن رو دو یا سه برابر یا حتی بیشتر کنم،و با اینکه تو منطقه محرومی زندگی میکرد چقد ذهن این آدم باز بود ،باورش این بود که از هر چیزی میشه پول درآورد …یه قسمت دیگه از برنامه رفتن تو کویر همین آقا میگفت اینجا زیاد گردشگر میاد ایرانی و خارجی،و میگفتش که به یه جوون سپردم که بره موتور چهارچرخ بخره و بیاره و ساعتی اجاره بده و از اجاره اون پول منو هم بهم بده..اینجوری هم دست یه آدم دیگه رو دادم به کار هم خودم سود میکنم..

    یه قسمت دیگش اینا سوار ماشین بودن و از کلی کویر و بیابون گذشتن و رسیدن به یه جایی که پر از درحت و آب بود باز همین آقا میگفت اینجا رو کمتر کسی میشناسه ولی اهالی همین منطقه و گردشگرای خارجی میشناسنش و گونه های خاص جانوری و گیاهی اینجا هست ،میگفتش که اینجا یه چشمست که شما حتی اگه یه ذره از خاک اینجا رو بزنی کنار از زیرش آب در مباد بعد میگفتش که تنها مسئله که برای گردشگرا وجود داره اینه که وقتی میان اینجا نمیتونن شب بمونن چون جایی درست نشده که بتونن شب اتراق کنن برای همین تصمیم گرفتم یه چندتا کلبه و اتاق بسازیم که بتونیم اجارش بدیم..حالا فک کنین این آقا از چندتا چیز ساده چقد راحت تبدیل به کارآفرین شده بود ،اون قسمت سرسبزی که تو بیابون بودو داشتن با ماشسن میرفتن همش تو ذهنم میگفتم اینا چه کار مزخرفیدارن میکنن این همه بیابونودارن میرن که به کجا برسن خب معلومه همش خشکیه دیگه..ولی وقتی رسیدن به اون جای سرسبز واقعا تعجب کردم چطور تو دل بیابون یه عالمه درخت و تازه یه چشمه وجود داره که انقد زیباست..و جالبتر اینکهگردشگرای خارجی میشناسنش ولی ما که تو ایرانیم هنوز نفهمیدیم که همین مملکت خودمونم پر از زیبایی و ثروت و فراوانیه و یه آدم تونسته از همین محدودیتهایی که به چشم ما محدودیته کلی پول دربیاره..اسم مستنده نمیدونم چی بودولی چندتا درس داشت برام

    1..مهم نیست تو چه منطقه جغرافیایی داری زندگی میکنی مهم اینه که باورت راجب پول درآوردن چیه

    2.از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین چیزا میشه پول ساخت

    3.ثروت و فراوونی همه جا هست کافیه بخوای ببینیش و باورش کنی…

    خدایا شکرت که قدرت درک این مسائلو بهم دادی و شکرت که بهم فهمونذی باید جور دیگه ای ببینمو درک کنم .

    ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: