مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است64MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است19MB21 دقیقه














به نام خدا
درود بر استاد عزیز
قانون رهایی:
من تا حالا فکر میکردم که وقتی یه خواسته ای دارم و بابتش نوشتم و پیشاپیش سپاسگزاری کردم، باید رهاش کنم تا اتفاق بیفتد به این معنی که دیگه بهش فکر نکنم و بزارم تا خداوند کارش رو انجام بده…
این فایل منو هدایت کرد به مسیر درست؛ قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی یعنی توجه به خواسته، یعنی لذت بردن از لحظه و در نهایت سپاسگزار بودن…
حالا میفهمم که چرا به یه سری خواسته هام نرسیدم، چون کاملا رهاش کردم و بدست فراموشی سپرده بودمش و توجه و تمرکزم رو از روش برداشتم. دقیقا درسته که وقتی تمام توجه و تمرکزمون رو توی روزهای مختلف روی یه موضوع بزاریم، دعوتش میکنیم به زندگیمون و نشد نداره.
در مورد روابط واقعا عالی بود حرفاتون، ما هممون وقتی این حرفارو میشنویم متوجه میشیم که بارها و بارها این روابط رو تجربه کردیم، با توجه به فرکانسی که میفرستیم شخصیت آدمها رو میبینیم.. برای خودم خیلی زیاد پیش اومده که نسبت به شخصی فکر خوب کردم و اخلاقهای خوبش مد نظرم بوده و وقتی یادش میفتم لبخند رو لبم میاد،، زمانیکه اون شخص رو میبینم همیشه تو بهترین حالت خودشه، خوش اخلاق و خوش رو و بامحبت و خونگرم و ……
اما برعکسش اگر از فردی چیزی ناراحتم کرده باشه که خیلی روش زوم شده باشم و به دفعات تو ذهنم یادش افتاده باشم،، هر بار که میبینمش یه موضوع جدید پیش میاد که به ناراحتی های قبلی اضافه میشه…
و اینها فقط فرکانسی که من به جهان میفرستم و دریافت میکنم..
و چقدر خوبه که وقتی ما فرمانده هستیم و دستور میدیم و مغز ما و جهان هستی اجرا میکنن و میگن چشم قربان،، فقط فرکانس های خوب به جهان بفرستیم و جذب خوبیهارو بیشتر و بیشتر کنیم و دنیای قشنگی برای خودمون بسازیم چه از لحاظ مالی، چه روابط و از همه جهات دنیامون رو بهشت کنیم.
سپاسگزارم استاد جان ذهنم رو باز کردین، مثل همیشه قدردان شما هستم.
خدایا هزاران بار شکرت
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام ساناز جان
من توی این مسئله یکم مشکل دارم هنوز راه شو یاد نگرفتم میشه توضیح بدی دقیقا باید چیکار کرد؟
من تا اینجا میدونم که باید با حال خوب و توکل به خداوند وهاب اون عملی که باید انجام بشه رو انجام داد و بعد بازم با امیدواری منتظر جذب خواسته شد. من چند بار نتایج بزرگی گرفتم که برام مثل معجزه ست اما یادم میره که دقیقا از چه روشی بوده
برات موفقیت آرزو میکنم
استاد عزیز و بزرگوار، از اینکه وقت می گذارید و به سؤالات دوستان جواب می دهید، سپاسگزارم. واقعا کار خیلی خوب و اثرگذاری دارید انجام می دهید و باعث شدید که ما به طور مرتب به سایتتون سر بزنیم و با اشتیاق منتظر برنامۀ بعدی تون باشیم و در جریان تحولات سایتتون قرار بگیریم و بهتر از همه اینکه چهره دوست داشتنی تون رو بیشتر ببینیم و انرژی بگیریم. خواهش می کنم به این کار زیباتون ادامه بدهید. خیلی دوستتون دارم و امیدوارم همیشه سالم، شاد و خوشبخت باشید.
سلام به بهترین روزهای زندگیم ، سلام به استاد عشقم ، سلام به دوستان عزیزم
سللااااااااااااااااااااااام
توضیح :
از زمانی که دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شد و دوستان عزیزم توی این دوره نظرات بسیار ارزشمندشون قرار دادن ، من هم شروع به مطالعه تک تک نظرات کردم و با هدایت فرمانروای کل کیهان هر نکته مثبت ، باوری خوب و کلا هرچیزی خوبی که توی نظرات بود به صورت 100 نکته 100 نکته روی آخرین فایلهای رایگان سایت قرار دادم.
این 100 نکته نهم از آخرین پیام قبلی تا صفحه 316 دوره جهان بینی توحیدی 1 که شامل جلسه نهم و قسمتهایی از نکات جلسه دهم دوره جهان بینی میباشد
“”””” نکات جلسه 10 از شماره 85 شروع میشود “””””
100 نکته هشتم به دلیل تعداد بالای کلمات شامل 8 صفحه میباشد.
لینکهای 100 نکته های قبلی :
100 نکته اول :
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-4/#comment-300417
100 نکته دوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-11/#comment-301816
100 نکته سوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-14/#comment-302700
100 نکته چهارم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-17/#comment-303548
100 نکته پنجم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-1/comment-page-53/#comment-305508
100 نکته ششم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-2/comment-page-11/#comment-308185
100نکته هفتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-5/comment-page-16/#comment-311695
100 نکته هشتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-7/comment-page-8/#comment-314159
100 نکته نهم :
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-14/comment-page-4/#comment-317192
————————————————————————————————————————————————————————————-
1- جلسه 9
بخش اول
موضوع جلسه:
ایجاد یک باور توحیدی برای هدایت به مسیر الهامات و استفاده از این نیرو برای تحقق هر خواسته ای.
طی این چندروزه برای انجام چند کار، به کسب و کارهای مختلفی مراجعه کردم که یکی از سوالات مشترک آن کسب و کارها از من به عنوان یک مشتری این بود که:
“از چه طریق با ما آشنا شده ای؟”
این سوال، روزهای شروع کار خودم در تهران را به یادم آورد و ایده هایی که برای جذب مشتری داشتیم. ما نیز چنین سوالاتی از مشتریان می پرسیدیم تا با تجزیه و تحلیل آنها، بدانیم کدامیک از شیوه های جذب مشتری مان، موثر تر بوده است.
در واقع، مهم ترین دغدغه هر فردی که تصمیم به ایجاد کسب و کاری می گیرد، “تأمین و جذب مشتری” است.
دلیل اینکه افراد زیادی، با وجود دانش و مهارت کافی درباره انجام آن کار مورد علاقه شان، باز هم برای شروع اش مردداند یا کلاً بی خیال انجامش شده اند، این است که نتوانسته اند پاسخ قانع کننده ای برای این سوال بیابندکه:
چگونه مشتری های لازم را وارد کسب و کارشان نمایند!!
قصدم از بازگویی این تجارب و مأموریت این جلسه، این است که ، “استفاده از قدرت الهامات بعنوان بهترین راه حل هر مسئله” را درک نمایی و قادر به شناسایی الهامات بشوی، نحوه نحوه عمل به آنها را جزو عادات خود نمایی و مهم تر از همه، ارتباط میان باورهایی که داری و الهاماتی که دریافت می کنی را بیابی و به این وسیله متعهد به ساختن باورهای قدرتمند کننده تر برای ایجاد نتایج بهتر درباره هر خواسته ای بشوی.
خواه جذب مشتری به کسب و کارت باشد، ورود به رابطه ای عاشقانه، یافتن سلامتی ات یا هر خواسته دیگر
اما پیام مهم این جلسه اینجاست: “مأموریت هر الهام، هدایت تو به یک مرحله بالاتر است”
یادم می آید در اوایل شروع کار که قطعاً باورهای قدرتمند کننده ای در زمینه مالی نداشتم، یکی از الهاماتی که به آن عمل نمودم، طراحی، و پخش پوسترهای تبلیغاتی همایش ها بود. بنابراین چندین پرینتر خریده و شبانه روز مشغول انحام این کار بودیم تا بتوانیم با هزینه کمتری این کار را انجام دهیم.
خودم طراح پوسترها بودم و شیوه انجام این کار نیز از جملاتی که نوشته می شد تا رنگ مورد استفاده و حتی مکان نصب، دقیقاً بر اساس الهاماتی بود که آنها را جدی می گرفتم.
در حقیقت،“عمل به الهامات”، یکی از مهم ترین ویژگی هایی بوده که به محض آشنایی با قوانین کیهانی، آن را درک و به خوبی در هر برهه ای از زندگی ام اجرا نموده ام. مهم ترین موفقیت های زندگی من، بدون شک حاصل عمل به یک الهام بوده است.
درست است آن روزها نتایج مالی خوبی نداشتم، اما دلیلش، اشکال در آن الهامات یا نحوه عمل به آنها نبود. بلکه اشکال در باورهایم بود. سپس هرچه بیشتر این قانون را درک نمودم که “جهان در هر لحظه به باورهایمان واکنش نشان می دهد و بازتاب آنها را وارد زندگی مان می کند”، بیشتر توانستم رابطه میان الهاماتی که دریافت می کنیم و نوع مداری که به خاطر باورهایمان در آن قرار گرفته ایم، را درک نمایم. اما نکته مهم اینجاست که: در صورت عمل به آن الهامات، بهترین نتیجه ی موجود در آن مدار را قطعاً دریافت می کنید.
به همین دلیل مطمئن شدم وضعیت مالی من با تغییر باورهایم تغییر می کند، نه یافتن یک روش تبلیغاتی بهتر یا استفاده از نظرات کارشناسان و خبره گان این حوزه. زیرا مطمئن شدم که عوامل موفقیتم، بیرون از من نیست، بلکه همه نتایج بیرونی، در درون من و توسط باورهایم شکل می گیرد. این درک از قوانین، اعتماد کردن به خداوند و بیشتر حساب کردن روی هدایت او و کمتر حساب کردن روی عقل و منطق انسانی را عمیقاً به من آموخت.
به من آموخت که اگر به جای صرف زمان برای چسباندن پوستر و تکیه کردن بر عقل و منطق انسانی، بیشتر روی باورهایم کار کنم، بیشتر روی دریافت هدایت خداوند به مسیر نعمت ها و هماهنگی با قوانینش حساب باز کنم و در برابر این قدرت و این خِرَد که “برگی به اذن او به زمین نمی افتد” تسلیم شوم، آنوقت این نیرو از هزاران طریق، مشتری ها و رونقی را به کسب و کار من هدایت می کند که بالاترین سطح از عقل و منطق انسانی من، نمی تواند هیچ ایده ای برایش داشته باشد.
دلیل تأکیدم در همه این سالها، بر ساختن باورهایی توحیدی، این است که به شما بگویم هرچه به این نیرو بیشتر اعتماد نمایی و در برابرش تسلیم تر باشی، موهبت ها و برکات بیشتری را به زندگی ات روانه می سازی و هرچه برعقل و منطق انسانی خودت تکیه نمایی، خود را از موهبت ها و برکات بیشتری محروم می سازی.
اعتماد به این نیرو، شما را به بیش از خواسته هایتان می رساند، همانگونه که درباره من و هزاران نفر اتفاق افتاده.
وقتی به مسیر زندگی و کسب و کارم نگاه می کنم، به وضوح نتایج اعتماد به این نیرو را می بینم که چگونه از طریق دستان بی شمارش، افراد آماده و علاقه مند به آموزش هایم را به راحتی وارد کسب و کارم نموده و مهم ترین شیوه تبلیغاتی ام شده است.
اگر به شیوه آشنایی خودت با مباحث آموزشی من نگاهی بیاندازی، متوجه می شوی که ذهن شما اول آماده ی شنیدن شد و سپس به سمت دریافت این آگاهی ها هدایت شدی. یعنی ورود تو به جمع خانواده صمیمی عباس منش و شنیدن این مباحث آموزشی، پاسخ خداوند به درخواست هایی بوده که قبلاً داشته ای. برای همین است که همواره تأکید دارم:
“مدیریت مشتری در کسب و کارت را به خدا بسپار”
“استخدام نیروهای مناسب را به خدا بسپار”
“هدایت به ایده ها و راهکارهای نتیجه بخش، افراد عالی را در هر جنبه های از زندگی ات، به خدا بسپار”
منظورم این نیست که یک گوشه بنشینی و منتظر فرو افتادن یک گونی پول از آسمان باشی. برای درک بهتر این موضوع، لازم است متذکر شوم که منطق و قانون “دریافت الهامات” و هدایت به مسیر خواسته ها، این است که:
اولاً:
الهاماتی که دریافت می کنی، همیشه هم جنس با مداری است که در آن قرار داری و به اندازه ظرف باورهای شماست. اما عمل به آن الهام، شما را بهترین نتیجه ای می رساند که در آن مدار می توانستی دریافت نمایی.
ثانیاً:
الهامات، همیشه قرار است قدم بعدی را به شما بگوید، نه کل مسیر و مقصد را. اما نتیجه عمل به آن الهام، ورود به یک مدار بالاتر است که هم باورهای شما قدرتمند کننده تر شده و هم ظرف وجودتان برای دریافت الهامات نتیجه بخش تر، رشد نموده.
نتیجه درک منطق الهامات:
1٫ وقتی بدانی که الهامات قرار است یک مرحله و یک قدم شما را پیش ببرد و به الهام بعدی هدایت کند، آنوقت در مسیر خواسته هایت صبورتر می شوی یعنی نمی خواهی یک شبه، ره صدساله بروی
2٫ از آنجا که ایمان داری در طی مسیر، قدم های بعدی به تو الهام می شود، از مسیرت لذت می بری زیرا نگران آینده نیستی
3٫ ب الهاماتی که دریافت می کنی را، بی چون و چرا عملی می سازی. یعنی دیگر حساب و کتاب نمی کنی و شک و تردیدی درباره اجراشان نداری. زیرا می دانی این الهام فقط برای این لحظه و این مرحله است و تنها به وسیله انجامش به مرحله بعدی هدایت شوی.
سرفصل های جلسه هشتم:
بررسی اصل و اساس گسترش اسلام در زمان پیامبر با نگاه قوانین کیهانی و استفاده از این اصل درباره چگونگی تحقق خواسته ها
توضیح مهم ترین باور توحیدی که منشأ اصلی دریافت الهامات برای هدایت به مسیر خواسته هاست.
توضیح باورهای توحیدی ای که سبب افزایش فروش و افزایش مشتری به کسب و کار می گردد
چرا کار کردن روی باورها، برای همیشه یک الزام است؟
مراحل تکاملی ای که هر فرد در دریافت الهامات طی می نماید
2- به قول استاد نگران سوالات بی جوابت نباش هدایت میشی و بهت گفته میشه و به همون اندازه ای که خدارو باور میکنی بهت نعمت داده میشه و هرروز بیشترش میشه
3- از جایی که هستی شروع کن، از وسایلی که داری استفاده کن، آنچه که تواناییش رو داری انجام بده!!!
Start where you are, Use what you have, Do what you can!!!
«Arthur Ashe»
4- خدا رو شکر من راجب این باور که خدا باهامون دوسته و ما رو کلا بخشیده هیچ مقاومتی ندارم و اعتقادم اینه که خدا حتی اشتباهات آینده ی منو هم که ممکنه انجام بدم بخشیده ………. خدا همون موقع که دارم اشتباه میکنم منو میبخشه ……….
این شعرو نوشتم و زدم به کمدم و بارها و بارها خوندمش :
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش / که از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش / گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
و این شعری که الان برامون توضیحش دادین : هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم / هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
5- استاد خوبم متشکرم ازتون ……یادمه یه روزی گفتید شما مثل آدمی هستید که روی برف راه رفتید و جا پای شما روی برف مونده و به ماها میگید بیاییم جا پای شما رو روی برفا پیدا کنیم و به همون نتایجی برسیم که شما رسیدید ……. چه قدر الان این حرفو درک میکنم …… آروم آروم اومدم و جا پاهای شما رو روی برفا پیدا کردم و آروم آروم دارم پیش میرم ………..
6- استاد جونم دیشب بخش اول فایل 9 رو گوش کردم و صبح که بیدار شدم و رفتم پیاده روی مدام یه جمله از این فایل توی ذهنم تکرار میشد که تمام وجودمو غرق خوشحالی کرده بود، گفتید بعد از اینکه دوره های شما رو خیلی خوب کار کردیم و مدارمون بالاتر رفت به سمت کسی هدایت میشیم که آگاهیش از شما بالاتره، احساس کردم که به سمت آرزوم هدایت میشم و نزدیکه اون روز و هرگز محبت و مهربونی های شما رو از یاد نمیبرم
7- رب جهانیان رو بسیار شاکرم که به هدایت بندگانش بیشتر از خودشون مشتاقتره
خدایی که میگه اگر تو یه قدم بیایی من 100 قدم میام
خداوندی که عاااااااااااادل هست
خداوندی که خیییییییلی مهربون هست
به قول حضرت ابراهیم
خداوند من همواره نسبت به من بسیار رحیم بوده ( خیییییییییییییییییییییلی خیییییییییییییییییلی مهربان )
خدا خیرتون بده
از شما ممنونم
خیییییییلی .
این جمله ای که خدا بهتون الهام کرده بود که به شما ثروت فراوانی میدهد شبیه اون برای من هم بود
تقریبا 8 ماه پیش .
من شنیدم که خدا به کل کائنات با این مضمون گفت : این بنده ی من هر چه بخواهد به او ارزانی بدارید
8- آگاهانه سعی که به نکات مثبت و اتفاقات خوبی که تو سال جدید برات افتاده فکر کنی و دائمن در حال شکر گذاری و تصویر سازی اون اتفاقات و اون احساسای خوب باشی و ببینی که شرایط کاریت و فروشت مثل همیشه و خوب داره پیش میره.واحساست رو در هر لحظه روی فرکانس خوب و عالی نگه دار.
ایمان دارم که تنها در این شرایط میتونی از این مسئله به بهترین شکل و بهترین نتیجه عبور کنی.چون سیستم و قانون اینو میگه و نه قانون تغییر میکنه و نه سیستم اشتباه میکنه.و تو با احساسات مثبت هست که شرایط و اتفاقات خوب رو رقم میزنی.
با در احساس خوب بودن بهت ایده های مثبت الهام خواهد شد و نتیجه 100٪ به نفع تو خواهد بود.
فقط با اجرای قانونه که سیستم کار میکنه و سیستم به احساس تو واکنش نشون میده
احساس خوب=نتایج خوب
احساس بد=نتایج بد
خداوند از سنتهایش عدول نمیکند
9- یه فایل رایگانی تو سایت هست که اسمش کم برده میشه به اسم “بررسی موردی یک دوست در موردقوانین ثروت” چقدر من عاشق این فایلم ! کلی هم واسه خودم جملات عالی ازتوش دراوردم و هرروز بهشون گوش میدم. اونجا هم استاد در مورد الهامات حرف میزنه و دقیقا همین بحث مدارها در الهامات رو هم میگه در مورد دوستشون : که انتظار داشته ایده مدارهای بالاتر بهش برسه و خب طبیعیه که نمیرسیده. بخاطر همین منتظر میمونده و اصلا به اون الهاماتی که مربوط به مدار خودش میشده عمل نمیکرده و اخر و عاقبتشم که معلومه… اگه دوست دارید جملات عالی برای باورسازی الهامات با صدای استاد داشته باشید اون فایلو بارها و بارها گوش بدید..
10- جلسه چهارم در مورد بی نهایت بودن موقعیتها برای کسب و کار بود… یه مورد جالبی رو توی نت دیدم که طرف اومده بود “جناغ مرغ مصنوعی!!!” تولید کرده بود و خیلیییی زیاد هم استقبال شده ازش ! همون سنت شکستن جناغ رو ازش استفاده کرده و داره پول درمیاره ! یاد حرف استاد افتادم که شما اگه بخوای منجوق دوزی رو پرتغال رو هم یاد بدی یه عده هستن که مشتری میشن ! واقعا از هرچیزی میشه پول دراورد..
11- جلسه نهم هم در مورد الهامات… که یه تمرین داشت و اونم اینکه بگیم چطوری به این سایت هدایت شدیم و یادمون بیاد که خدا همیشه در حال هدایت ماست…
12- وسط حرفاش یه جایی گفت که اگه قانون جذب رو سرچ کنید اسم ما اوله توی گوگل و.. . منم از سر کنجکاوی رفتم سرچ کردم و تو صفحه اول علاوه بر سایت ایشون ؛ دیدم یه جا نوشته گروه تحقیقاتی عباسمنش و….. خلاصه اومدم و فایلها رو دیدم و…….! یعنی فکر کنید ایشون اومد برای خودش تبلیغ کنه که ببینید من اولم و فلانم و…. در واقع تبلیغی شد برای استاد ! ( واقعا حرف استاد درسته که نیازی به تبلیغ نیست و خدا برام میفرسته! یکی از بینهایت راه خدا هم همین بود!)
13- یه چیز خیلی جالب توی صحبتهای اون خانوم هم بود ..اونم اینکه میگفت من همیشه ادمهای خوب رو ملاقات میکنم و…. ( و این باورش بود که ادمهایی که باهاش برخورد میکنن همه خوبن). ببینید واقعا باور چه میکنه ! ! این خانوم بیاد توی اون استیت پارک و استاد هم همونجا باشه و بهش الهام بشه در مورد سبک شخصی بگه و بیاد سراغ ایشون و… ! باور داشته همه ادمهاییکه میبینه خوبن و باورش هم بهش ثابت میشه و استاد میاد سراغش برای مصاحبه… افتاب امد دلیل افتاب ! خیلی برام جالب بود این تیکه اش…
14- موضوع : نکته های قسمت 9
توی این چند روز توی هر شرکتی میرفتم یا کسی میومد برای ما کاری انجام بده ازم می پرسید شما از چه طریق با ما آشنا شدید این سوالی ک تو ایران هم میپرسند مثلا از طریق اینترنت از طریق تبلیغات فلان روزنامه فلان مجله خلاصه دوست دارند بودند ک شما از چه طریق با اونها آشنا شدید ک بدونند کدوم یکی از تبلیغات معاصر تر کدوم بهتره بعد من یادم اومد اوایل هم من کارم و شروع کرده بودم ما هم همین کار و میکردیم اس ام اس میفرستادیم پوستر میچسبوندیم وقتی بچه ها ثبت نام میکردند تو دوره های حضوری ما ,ما یه سوال داشتیم شما از چه طریق با ما آشنا شدید مثلا اگر میگفت پوستر می گفتیم از کدوم منطقه برای اینکه بدونیم کدوم منطقه بیشتر دیده میشود من خیلی سال پیش این کارها رو میکردم بعد داشتم فکر میکردم ک چی شد دیگه این کارو نکردم بعد یادم اومد دلیلش این بود ک من یه سری باورها رو در خودم ایجاد کردم ک من وقتی روی خودم کار میکنم روی باورهام کار میکنم توی مداری قرار میگیرم ک یه سری از آدم ها وقتی یک سری سوال دارند به اون مدار هدایت میشن با من یا برنامه های من آشنا میشن از وقتی من این قانون و درک کردم یعنی قانونی ک همه چیز از درون من داره اتفاق می افته نه بیرون من اون وقت بود ک من هیچ تبلیغی نکردم برای کار خودم به هیچ عنوان نمیخوام بگم تبلیغات چیز خوبی نیست میخوام بگم موضوع سر یه چیز دیگست یه اساس دیگه ای رو میخوام توضیح بدم وقتی این باور رو در خودم ایجاد کردم فقط نشستم روی خودم کار کردم و اجازه دادم الهامات منو هدایت کنه و بعد این الهامات به من میگفت روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار این دوره رو آماده کن این فایل رایگان و بزار و همه کارهایی ک انجام شده یعنی اینا به من گفته میشد و من انجام میدادم
الهامات یه تصویر یه صدا یک جمله تو کتاب یه صحبت بین دو نفر یه چیزی ک یه لحظه بلد میشه و یه حسی تایید ش میکنه یعنی اصلا چیز متافیزیکی و عجیب و غریب نیست من در مورد پیامبر اسلام هم مطمئنم اون جبرئیل ک گفت اقرار بسم ربک الذی خلق اصلا این جور نبوده ک فقط تو غار حرا بوده باشه یا یه صدای عجیب و غریب بوده باشه یه چیزی با قلب پیامبر صحبت کرده ک با قلب همه ی ما صحبت میکنه اصلا یه چیز عجیب و غریب ک فقط مختص یه سری ها باشه نیست یه حالت طبیعی از حیات مثل همون الهامی ک به گلبول های سفید میشه وقتی یه ویروس یا یه باکتری وارد بدن میشه و اونا میرن سریع سراغش و جلوشو میگیرند مثل الهامی ک به قلب ما میشه و قلب ما می تپه یعنی این طبیعی هست
هر چقدر شما بیشتر روی خودتون کار کنید بیشتر می فهمیدش و الا بودنش ک همیشه بوده و به قول خداوند تو قرآن مشخصه حق از باطل جدا میشه مشخصه قابل درک میشه بخاطر همین دوست دارم این باور رو به شما بدم ک این خیلی طبیعیه با شما هست بوده و خواهد بود فقط موقعی ک شما روی خودتون کار میکنید صداش بلندتر میشه تصویرش واضح تر میشه مطمئن تری ک این الهام مطمعن تری ک این مسیری هست ک باید بری
این کارهایی ک من انجام میدادم طبق اون باوری ک گفتم خداوند همه ی این کارها رو انجام میدهد
وقتی من روی خودم کار میکنم خداوند افراد و وارد زندگی من میکنه وارد کسب و کار من میکنه
من نمیخواد کار بیرونی خاصی انجام بدم کل کار درونی من باید روی خودم کار کنم باورهام و درست کنم همون باورهایی ک تو دوره ها گفتم من باید روی اون باورها کار کنم بعد وقتی ک مدارم می ره بالاتر افرادی ک به اون جوابها نیاز دارند اون ها منو پیدا میکنند یعنی خدا اون ها رو ,ما رو باهم ارتباط میدهد به بینهایت طریق ک من عقلم هم نمیرسه اصلا از اون موقع بود ک دیگه تبلیغات نکردم و فقط روی خودم کار کردم
تمام اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق می افته خداوند داره همه کارها رو مدیریت میکنه وقتی تو باورهات و درست میکنی وقتی روی خودت کار میکنی همه ی اتفاقات برات ایجاد میشه خداوند این کار و انجام میده یعنی اون کسی ک کشتی رو داره تو بیابون می سازه اون حضرت نوحی ک کشتی رو وسط بیابون می سازه خداوند آب رو میاره برای اون کشتی تا اون کشتی شناور بشه خداوند کارها رو انجام میده اما کی این کارها اتفاق می افته موقعی ک تو رو خودت داری کار میکنی موقعی ک تو میای باورهات و درست میکنی موقعی ک تو میای دنیا رو جور دیگه ای میبینی و آرام آرام هدایت میشی به راههای بهتر
هر کسی ک میخواد یه شغلی بزنه هر کدوم از شما ها و هر فردی تو جهان ک میخواد یه بیزینس ایجاد کنه اولین سوال ش اینه ک من چجوری خودمو معرفی کنم به دیگران من چجوری به دیگران بفهمونم ک من یه سری خدمات یا یه محصول دارم ارائه میکنم اینو چیکار کنم یعنی همه ی سوال اصلیشون تو بیزینس تو درآمد و کسب و کارشون اینه و چون جواب این سوال و نمیدونند و چون اون راه رو هم بسیار پر هزینه هست تبلیغات بیلبورد اس ام اس ووووو خیلی چیزهای دیگه تبلیغات پر هزینه ای هست احتمال اینکه از همون اول بیخیال این کار بشه خیلی خیلی زیاده و میگن ما همه کارها رو کردیم مغازه گرفتیم وسایل گرفتیم حالا مشتری رو چیکار کنیم اینو چیکار کنیم این سوالی ک خیلی ها نمیدونند و من میخوام بگم ک این سوال هم از درون ما اتفاق می افته و جوابش تو درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتری ها هدایت میشن
ما باید روی خودمون کار کنیم و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند ما تقسیم کار میکنیم با خداوند یه سری کارها رو ما انجام میدیم یک درصد کارها رو ما انجام میدیم نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام میده اون یک درصد کارها هم یه کار درونی هست یه کاری هست ک باید روی باورهامون کار کنیم بعد یه سری الهامات به ما داده میشه و ما انجام میدیم یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افته اما اعمال کی اتفاق می افته بعد از دریافت الهامات اتفاق می افته یعنی شما تو مسیری حرکت میکنید به شما گفته میشود و بعد شما انجامش میدید تاکید میکنم انجامش میدید مثلا در مورد کار من همون فایل ها فیلم برداری میشه تدوین میشه تولید میشه یعنی یه سری کارها داره انجام میشه حالا تو کار هر کسی بستگی به اون فضای کاریش متفاوت میتونه باشه اما چه کاری داره انجام میشه اون کاری ک الهام میشود چه چیزی الهام میشود این خیلی مهمه با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو چیزهایی به شما الهام میشود ک قدم بعدیه یعنی بعضی ها فکر میکنند اون الهام کل مسیره
یعنی الهامات اون جور نیست ک کسی ک توی اون فرکانس چیزی بهش الهام شود ک مربوط به ده تا مدار بالا تره
این ک من انقدر در مورد تکامل حرف میزنم در مورد مدارها حرف میزنم ک بگم این مدارها متفاوتند و با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شید و تو مدارهای بالاتر چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست برای اینکه این موضوع رو درک کنید
اون چیزی ک به شما الهام میشود بستگی داره به فضای فکری تو بستگی داره به ظرف تو بستگی داره به اندازه تو بستگی داره به موقعیت تو بستگی داره به خواسته های تو یعنی همه ی اینها مشخص میکنه ک قدم بعدی رو چی برداری حالا تو قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه موقیعتت عوض میشه ظرفت بزرگتر میشه خواسته هات تغیر میکنه و بعد دوباره قدم بعدی بهت گفته میشه و همین جور قدم بعدی و بعدی همه چی تغییر میکنه اگر شما اینو درک کنید چند تا اتفاق می افته یکی خیلی صبورتر عمل میکنی یعنی نمیخوای یه دفعه از صفر به صد برسی دو خیلی از زندگی لذت میبری بخاطر اینکه مطمئنی در زمان مناسب به شما گفته میشه سه به الهاماتت عمل میکنی چون مطمعنی این الهام برای این لحظه هست و باید عمل کنی تا قدم بعدی بهت گفته بشه
یعنی خیلی دو دوتا چهار تا نمیکنی خیلی فکر نمیکنی ک این قدم چجوری میخواد منو به خواستم برسونه یعنی خواسته شما با چیزی ک العان توش هستی خیلی فاصله داره و الهام تو رو از این مدار به یه مدار بالاتر میبره نه به اون خواسته ای ک بسیار بسیار متفاوت از اون چیزی ک العان هستی برای خودت در نظر گرفتی بعد اون الهامات ک بهت گفته میشه هر چی فکر میکنی میگی این چیزی ک العان به من گفته شد یک میلیارد وم اون خواسته منو هم نمیتونه تامین کنه اصلا برای چی برم دنبالش
ولی وقتی قانون و درک میکنی خیلی بهتر اون مسیر و ادامه میدی بنابراین اون چیزی ک به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به مدار شماست و بعد قدم بعدی گفته میشه و شما میری جلوتر
این خدایی ک من دارم در موردش صحبت میکنم اون داره همه کارها رو انجام میده این ک من دارم انقدر در مورد توحید صحبت میکنم این قدر میگم آقا ما باید بفهمیم ک هیچ چیزی نیستیم همه ی کارها رو اون داره انجام میده این که ما کردیت و اعتباری ک خدا انجام میده میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک
نمی دونید چقدر آدم ها دنبال یه سری از افراد هستند تا یه سری کارها رو براشون انجام بدن برای اینکه شناخته بشن تو حوزه خودشون مشتری پیدا کنند در صورتی ک همه ی این کارها رو خدا انجام میده برای شما
کی انجام میده موقعی ک تو داری روی خودت کار میکنی موقعی ک تو این موضوع رو باور میکنی ک اصلا خدا میتونه این کار و انجام بده اصلا اصولا آیا کسی باور میکنه این قضیه رو ک خدا میتونه این کارو انجام بده یا باور نمیکنه
بحث سر اینه ک اصلا ما فکر میکنیم ک جهان داره چه جوری کار میکنه اگر ما بفهمیم جهان داره با فرکانس های ما کار میکنه نه با چیز دیگه ای اون وقت ما خیلی راحت میتونیم خداوند و باور کنیم قدرت شو باور کنیم توحید و باور کنیم یکتا پرستی رو باور کنیم و اون موقع ما بیایم روی خودمون کار کنیم خدا رو باور کنیم و به خدا بگیم خدایا میدونم ک تو این توانایی رو داری ک افراد و وارد بیزینس من کنی و منو بشناسونی و دل افراد و نسبت به من نرم کنی همون چیزی ک بارها تو قرآن گفته شده دل افراد و به سمت من نرم کنی منو محبوب کنی و تو این کارو میتونی انجام بدی همین ک شما اینو باور داشته باشید این میتونه اتفاق بی افته و خداوند میتونه این کارو انجام بده و این کار زمانی اتفاق می افته ک تو باور کنی این قضیه رو با باورهای مناسب بدون ک اون خداوندی ک این جهان و خلق کرده با این دقت با این ظرافت ما داریم نفس می کشیم قلب مون داره می تپه این زمین داره به دور خورشید می چرخه این گیاهان دارند رشد میکنند اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد این مغز جواب نمیده من بخوام بگم چه اتفاقاتی تو جهان هستی داره می افته ک اصلا ما هیچ خبری نداریم هیچ کاری براش انجام نمیدیم با دقتی ک هیچ کامپیوتری در جهان نمیتونند همچین دقتی رو درک کنند و داشته باشند داره اتفاقات رخ میده داره انجام میشه همه چی
این خدایی ک داره انجام میده خیلی راحته براش ک آدم هایی رو وارد حوزه کسب و کار شما بکنه ک هدایت شون کنه سمت کسب و کار شما و تبدیلشون کنه به مشتری
وقتی باور تو در مورد ثروت ایراد داره اصلا ته باورهات اینه ک من اگر پول دار بشم آدم بدی میشم یا از خدا دور میشم یا هر ک بامش بیشتر برفش بیشتر حالا یه زره هم مشتری برای من زیاد بشه کلی دردسر داره حسابداری داستان داره یا اگر مشتری برای من زیاد بشه من بلد میشم واسه رقیب هام میریزند سرم اگر العان کاری باهام ندارند بخاطر اینه یه گوشه ای دارم کارم و انجام میدم یه زره معروف بشم آدم حسابی بشم کله گنده بشم همه ی اون ها روم زوم میکنند
میدونید چقدر باورهای شرک آلود ما داریم در مورد موضوع های مختلف ک باعث میشه ما به خواسته هامون نرسیم این که من میگم با توجه به مداری ک توش هستی بهت گفته میشه منظورم این هاست تا وقتی این باورها وجود دارند با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی تو باورهات و بهتر میکنی اون قدم هی بزرگتر میشه اون مشتری ها هی بیشتر و بیشتر میاد بخاطر همین ما نیاز داریم این باورها رو ایجاد کنیم اون باورهایی ک در مورد ثروت هست حالا در مورد سلامتی هر چی ک هست اون ها رو باید درست کنیم تا ترکیب همه ی اونها باعث بشه مدار ما تغییر کنه در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیرهای درست رو و قدم بعدی به ما میگه و بعد اتفاقات و مشتری ها و درآمد ها رو برامون بوجود میاره ترکیب همه ی اینها هی مرحله به مرحله ما رو میبره جلوتر
اگر اصل و ساختار جهان رو و سیستم خداوند رو درک کنیم توی هر بهره ای میتونی اون نتیجه ای ک میخوای رو بگیری
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
15- فایل نهم که مثال اسب رو زدید که باید بهمون اعتماد کنه و ایمان بیاره و وحشی بازی در نیاره و نمیدونید این مثال چقدر ارزشمند بود….واقعا ما باید به خدا اعتماد کنیم و خودمونو در دستانش رها کنیم و بذاریم که کارشو بکنه و وحشی بازی در نیاریم و همه چیزو با ذهن محدود و منطقیمون که خیلی از جاها با روحمون فاصله ی زیاد گرفته نخوایم حل کنیم و تسلیم بشیم در برابر خدای یکتا و چقدر من آرومم و چقدر همه چیز دوست داشتنیه و چقدر شما عااااالی هستید……
16- بعد ازشنیدن قسمت نهم یه سوال قدیمی تو ذهنم زنده شد و برگشتم یه فایل قدیمی رو گوش کردم؛ اما بازم نتونستم جوابم رو پیدا کنم.
اونجایی که استاد میگن دوستاشون به ایشون میگفتن : اون موقه گفتی اون الهامه، اما الان میگی این یکی الهامه، چجوری میشه اینا که باهم جور در نمیان!
و ایشون به ما جواب میدن اون موقه مدار من اون بوده و اون راه بهم الهام شده و الان چون فرکانسم تغییر کرده یه راه خیلی بهتر (و حتی متفاوت با قبلی) به من گفته شده…
این جواب، منو یاد توضیح استاد در مورد استخاره انداخت؛ جایی که میگن خداوکیلی شما چن نفر سراغ دارین که استخاره بهشون گفته این ازدواج خوبه و الان از زندگیشون راضی نیستن؟ یا چن نفر جواب استخاره شون برای بیزینسشون مثبت اومده اما الان به بدترین صورت ورشکست شدن؟!!
و این موضوع تو این سه روزی که فایل جدید روی سایت قرار گرفته ذهن منو خیلی درگیر کرده که با این اوصاف تفاوت بین نشونه و استخاره چی میتونه باشه وقتی هردوشون با توجه فرکانس فعلی مون بهمون پاسخ میدن؟
(تو فایل استخاره استاد خیلی رو این موضوع مانور میدن که اگه برای گرفتن استخاره به کسی قدرت بدیم یا اون رو از خودمون بالاتر ببینیم این شرکه. خوب بله دقیقا همینطوره.)
17- بعدش اونجا کنار دو خانم نشسته بودم و اصلا هوای کولر به ما نمیزد و گفتم که برم صندلیهای اونور و بعدش چاخان گفت برم اون ور چی اونور اون اقا پسرا نشستن الان میگن عمدا میخواد بره اونورو من جوابشو ندادم و بعدکه توضیحات اون اقای مدرس تموم شد بهشون گفتم ببخشین هوای اینجا خیلی گرمه انگار کولر تون هوای خنکم نداره گفتن ببخشید راس میگین ولی همین قضیه صرفه جوییی در مصرف برق و ایناست و منم گفتم به یه اقا پسری که رو به روم بود گفتم ببخشین اون کولر هواش میزنه به شما گفتن بله اینجا بهتره و منم خیلی با اعتماد به نفس پاشدم و رفتم اون ور نشستم و بعدش گفتم خدایا شکرت اگه قبلنا بود خدااا شاهده تا اخر جلسه اصصصصصصلا روم نبود نه درخواست کنم نه یه کلام حرف بزنم ولی خیلی عالی شد ….همه نجواهای ما به خاطر فرهنگ غلط و باورهای اشتباهمونه که انقدر در موردد جنس مخالف اشتباه بهمون اموزش دادند …..انقدر باورهای اشتباه به خوردمون دادند به قول دوستان باور کنین منم استرس اینو داشتم که اگه اقا پسرای سایتو و اینجا رو به اسم کوچیک صدا بزنم چاخان بهم میگفت الان در موردت چی فکر میکنند ……خلاصه اینکه انقدر خوشحال بودم
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
سلام آقا مهرداد عزیز
مرسی از اینکه این زحماتتون را در اختیار ما هم گذاشتین
بسیار عالی بود
لذت بردم
دوست داشتم 100 نکته های قبلی هم میخوندم که متاسفانه لینکایی که گذاشتین باز نمیشه ….
در کل ممنونم از این همه انرژی و لطفتون
در پناه خدا شاد و پیروز باشید
سلااااام به عادله عزیز
آره این مشکل بقیه بچه ها هم داشتن که دفعه بعد حتما راهکاراش زیرش مینویسم
وقتی متنی مینویسی و توش از اعداد استفاده میکنی و روی سایت قرار میدی اگه اون اعداد انگلیسی نوشته باشی به صورت فارسی روی سایت نشون میده ، الان اگه توجه کنی هیچ عددی روی توی متنهای بقیه دوستان نمیبینی که انگلیسی باشه .
برای همین اون لینکهایی که قرار دادم هرچی عدد توش هست به فارسی تبدیل شده
و وقتی شما رووش میزنی میگه ” صفحه ایی پیدا نشد ”
برای حلش شما اون لینکهارو کپی کن و روی یه سربرگ جدید از مرورگرتون paste کنید و هرچی عدد توی لینکها هست پاک کنید و به انگلیسی وارد کنید و بعدش اجرا کنید اون صفحه رو
به این روش میتونید لینکهای دیگه رو هم ببینید.
ممنونم که این نکته رو گفتید
و منم ممنونم از محبت و انگیزه شما
همیشششه شاااد و سعادتمندددد و سلاااامت و ثروتمننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید
سلام استاد عزیزم و سلام گرم به خانواده عباسمنش
استاد عزیزم من هرروز و روز به روز به خدا نزدیک تر میشوم سپاسگزارم خدای مهربانم و من مدیون شماهستم یک خبربسیارخوب دارم براتون استاد من و هسمرم داریم روی کتاب قرآن کار میکنیم بسیار عالیه خیلی خوبه من به دوستان پیشنهاد میکنم قرآن رو باترجمه درست بخونید نمیدونید چه چیزهای زیبای تو قرآن پیدا میکنید بسیار زیباست انقدر به خدا نزدیک میشید که حد نداره استاد من اینو از شما یاد گرفتم که هر چقدر به خدا نزدیک تر بشیم همه چیز داریم
ی داستن جالب براتون بگم من پارسال خونه خرید و 30میلیون برای سند زدن گذاشتیم که اصلا نداشتم چون هرچیزی داشتم دادم برای تحویل خانه و یکی از بستگان هم ماشینم رو چپ کرد و بدون ماشین و من گفتم توکل به خدا تا پایان برج 3 / 97 هم ماشین میخرم و هم سند خونه رو به نام حالا من مونده بودم و این همه بدهکاری شاید باورتون نشه ماشینی که می خواستم رو عکس شو پیرینت گرفتم و اون مبلغی که میخواستم رو ی چک نوشتم و به راحتی هم ماشین خردیم و هم سند زدم البته خودمم هنوز باورم نمیشه چقدر راحت انجام شد ولی شد خدارو شکرم همه چیز عالی
بچها فقط احساس خوب داشته باشید همه چیز درست میشه مثل استاد آرامش داشته باید همه چیز عالی پیش میری نگران هیج چیز نباشید اگر قرار اتفاقی بیفته میفته پس نگران هیچ چیز تو این دنیا نباشید خدا همیشه هست من از استاد عزیزم تشکر میکنم من تو سال 93 بد جور تو باطلاق بودم ولی از وقتی که با خدا و استاد اشنا شدم دیگه بی نظیر شدم خدا نگهدار همتون باشه شادو ثروتنمد و سلامت باشد
سلام و درود بر استاد عزیز
سلام بر همه دوستانی که روزی این کامنت را می خوانند
همه چی فکر و باور خودمون است
بدون که این باور و ذهن خودت باعث همه اتفاقاته
اگر در هر شرایط ناخواسته هستی
اگر تا خط ریش تو بدهی هستی
اگر تو روابط داغون هستی
اگر تو سلامتی داغون هستی
اگر کار نداری
اگر هر چی که دوست نداری هست
خود خود خودت کردی
خوب حالا با همون قدرت و با همون فرمونی که خراب کردی
بگو حالا درستش می کنم
قدرت درست کردن هم داری
اما این بار آگاهانه ذهن و فکرت را هدایت کن به سمت خواسته
به سمت ثروت
به سمت روابط عاشقانه
به سمت سلامتی
به سمت تخصص و کار
به سمت هر آنچه دوست داری
همین آگاهانه بودنش لذت بخشه
دیگه شخصیت آدم تغییر می کنه
دیگه به قدرتی میرسی که کسی جلودارت نیست
دیگه مطمئن میشی که می تونی و می شود
دیگه کنترل زندگیت در دستان خودته
دیگه اوقات خودت را در شرایط ناخواسته تلخ نمی کنی
حس خودت را خوب می کنی
و میگی این هم یک مسئله است که با حل اون کلی نکات جدید یاد می گیرم و ذهنم گسترش مییابد و اعتماد به نفسم افرایش پیدا می کنه
و من تغییر می کنم و باز هم کلی برکت و نعمت که پشت این در هست میاد تو زندگیم
عاشقتم استاد
سلام دوست هم فرکانسی عزیز .کامنت بسیار خوب وتاثیر گذار شمارا خواندم وبه من امید داد ومرا کمک کرد تا ادامه بدم ونامید نشم.واقعا خیلی خوشحال شدم ولذت بردم از این مطالب ارزشمند شما دوست عزیز.سپاسگزارم. برایت آرزوی بهترین روزهای زندگی از خداوند بزرگ خواستارم.همیشه شاد .ثروتمند وسالم باشید.
سلام استاد جان.
وااای استاد تا ابد باید یکی کنار من باشه و بهم بگه ببین اینا همرو تو بخاطر احساس خوب میخوای. یادت نره تو چرا این نتایج رو میخوای.
ما هممون در هر لحظه یا داریم ب اینده فکر میکنیم یا به گذشته.
حتی برای تمریناتمونم همینطوره
مثلا من همین الان بیدار شدم مسواک زدم در ظاهر داشتم مسواک میزدم اما تو ذهنم هی میگفتم کدوم کارو اول انجام بدم. خب باید برم اول دفترچه سپاسگزاریمو بیارم بعد فلان کنم
بعد فلان کارو برا بیزینسم بکنم بعد اون پولو اینکار کنم بعد این کار کنم.
یا مثلا چرا دیشب اون کارو کردم
چرا اونجا خوابیدم دیروز عصر چی شد؟
و جالبه ک فکرم میکنیم ک ما ادمای برنامه ریز و متفکری هستیم ک همه چیو تحت کنترل داریم این یعنی ادم هدفمند ک تااخر شبش برنامه داره.
ولی بنظر من این ینی رباط بودن.
بارها شده قبل سفر هممممش داشتم ب سفر فکر میکردم ک چ کاری انجام بدم چ کاری انجام ندم
و از توخونه بودنم
توخونه ی خوب و پرارامشم بودن در اون لحظه لذت نبردم
بعد رفتیم توجاده هی توفکر این بودم برسم هتل اونجااادیگ عالیه اون ثانیه دیگ خوش میگذره.
هه. من رسیدم هتل بعدشم داشتم به یچیز دیگ فکر میکردم ک اره چ غذایی بخورم
و لذت بردنو موکول میکردم ب وقتی ک خواستم غذا بخورم.
بعد وقتی رسیدم ب غذا تو فکر یچیز دیگ بودم
بعد رسیدم ب جایی ک خیلیی ارزوشو داشتم اما بازم تو فکر یچیز دیگه بودم
هیییچوقت تو لحظه نبودم
همش دنبال پلن بعدی بودم ک خب بعدش چی میشه بعدشم دوس داشتم برگردم خونه
خونم ک رفتم باز حواسم یجا دیگ بوده
بنظر من این بزررگ ترین فریب بشریته.
ماها باید روزی یک میلیون بار به خودمون بگیم قربونت برم زندگی همین لحظس
ببین زندگی همین لحظست که تو خوابیدی روی تخت قشنگ و زیبایی که خودت درست کردی پنجره رو باز گذاشتی و صدای جیک جیک گنجشکارو میشنوی.
ببین زندگی ینی همین جیغ جیغای نی نی. کوچولوی همسایه. زندگی یعنی قلب پاک و زلالت که میتپه. زندگی یعنی این لحظه تورو خدا ی لحظه همه چیو بذار کنار توی همین لحظه باش.
حتی وقتی میخای تایپ. کنی. اروم این کارو انجام بده نخواه تند تند کامنت بنویسی و ردشی.
نخواه ب عنوان تکلیف ب کارای روزمرت نگاه کنی. ازش لذت ببر.
از لمس دستت با شیشه گوشیت لذت ببر
بخدا این حس لامسه خیلیی چیز باحالیه.
اینک تو میتونی این هوای تازه رو استشمام کنی خیلی چیز باحالیه
تو میتونی ی لیمو ترش تازه خوشرنگ و کوچولو برداری با دست تواناو قدرتمندت چاقویی ک انسانها درست کردن خدا در اختیارت گذاشته ک کارارو راحت تر انجام بدی.
اون لیمو ترش رو ببری. تومییتونی از اون لیموترش بخوری تو میتونی طعمشو کاااامل تو دهنت حس کنی این زندگیه. این لذته.
وقتی ارزش این احساس رو فهمیدم که سرما خورده بودم. همتون این تجربه رو داشتین. وقتی سرما خوردین و حس چشایی ندارین ارزو میکنین ک بتونین فقط طعم اون نونی ک تو صبحانه عاشقشین بچشین.
زندگی براتون بی معنی میشه. فکن فقط با ازبین رفتن ی حسی ک اصلاهم تاقبلش برامون مهم نیست چقدر عصبی میشیم.
همه چی برامون بی مزه س.
و اون لحظه خوشبختی رو در داشتن حس بویایی و چشایی میبینیم اما وقتی خوب میشیم میگیم خب ک چی.
دائم دنبال چیزایی هستیم ک نداریم.
تااحالا سعی کردیم بشینیم در لحظه از وجود خودمون لذت ببریم؟.
اصن وسایلمون و خونه و ماشینو ول کن.
تاحالا شده بخاطر وجود خودت سپاسگزار باشی؟
تاشخصیت عوض نشه
وسط بهشتم خوشبخت نیستی.
طبق قانون بدون تغییر خداوند
رسیدن به خواسته ها برابراست با لذت بردن در مسیر از داشته ها.
ماهمه چیو برای حال خوب خودمون میخوایم ن کور کردن چشم بقیه.
خواسته ها درزمان مناسبش میاد
خدا هیییچ وقت خلف وعده نمیکنه.
لذت ببر ببین چقدررر نعمت داری.
بذار ظرفت بزرگ شه. بذار قوی ترشی
بذار امادهشی برای لذت بردن از خواستت پس پاشو شروع کن ب انجام کارات.
اماقول بده فقط و فقط توی همون لحظه باشی
مگ ایمان نداری ک قدم بعدی رو اون بهت میگه؟؟؟
پس دیگ فکر نکن
اگ داری ظرف میشوری فقط ظرف بشور.
داری رانندگی میکنی؟
*فقط رانندگی کن و لذت ببرر.
داری غذا میخوری؟
از غذات لذت. ببر.
این یعنی مراقبه این یعنی کنترل ذهن این یعنی ب سرعت نور دارم ب سمت خواسته هام حرکت میکنم اما من عجله ی ندارم.
چرا؟
چون همین الانم حالم خوبه.
اگ اونام باشن حالم خوبه.
من ب چیزی نمیچسبم همین الانشم خوشبختم
خداروشکر
دوستون دارم استاد جان
به نام خدای رحمانم
سلام به استادان عزیز و بچه های هم پروژه ای
مصاحبه با استاد قسمت سیزدهم :
قانون رهایی همون کار ذهنی است که تک تک ما توی زندگی مون آگاهانه یاناآگانه انجام دادیم.
قانون رهایی نقطه مقابل چسیبدن به یک خواسته است.
وقتی تمام دغدغه و غالب افکار روزانه یک نفر بشه رسیدن به یک خواسته (مثل ازدواج یا مشتری و فروش بیشتر یا سلامتی)
یعنی دچار چسبندگی شده و داره هر روز از خواسته اش دور تر میشه.
وقتی حال خوبش در گرو اون خواسته است.
وقتی یه جورایی تمام دنیا براش شده همون خواسته
یعنی زندگی رو زندگی نمیکنه و لذت نمیبره.
و فکر میکنه اگر فقط به همون خواسته برسه دیگه خوشبختی رو در تمام ابعاد به دست آورده.
این موارد همش چسبیدن به خواسته و رعایت نکردن قانون رهاییه. و قانون رهایی یک کار و تلاش ذهنیه.
و اصلا قانون رهایی به این معنا نیست که ما هیچ کار فیزیکی انجام ندیم و دست روی دست بگذاریم.
و از سوال اینگونه برداشت میشه که تا یک جایی باید تلاش جدی و فیزیکی کرد و از یه جایی دیگه باید رها کرد و رفت سراغ قانون رهایی.
این گونه نیست به نظر من باید به اقدامات و ایده ها عمل کنیم ولی با یک دیدگاه ذهنی جدید که در آن چسبندگی و حس اضطرار و درماندگی نیس بلکه رهایی و ارامش و حس خوب است.
همین که برای داشته ها سپاسگذار باشی و تمرکز از روی ناخواسته ها برداری و روی خواسته ها بزاری و در لحظه زندگی کنی و لذت ببری و شاکی و ناراحت از نداشته هایت نباشی یعنی قانون رهایی را انجام داده ای.
حالا دو راه هست وقتی شرایط جوری هست که با ناخواسته مواجهه می شوی، یا خودت اگاهانه رها میکنی و هدایت می شوی به خواسته ات، خیلی راحت و عالی و سریع چون مقاومت های ذهنی را برداشته ای.
و راه دوم رها نمیکنی و ادامه می دی و بعد ها و با گذشت زمان زیاد که خودتو کلی اذیت کردی و خسته شدی و اهمیت موضوع برات کم شد طبق قانون هدایت می شی و به خواسته ات نهایتا می رسی.
من خودم هر دو مورد را تجربه کردم ولی اعتراف می کنم وقتی
راه اول را رفتم، رفتارم اگاهانه نبوده. شرایط زندگی جوری پیش رفته که ناخودآگاه تمرکزم از روی خواسته برداشته شده و اصلا نفهمیدم که کی خواسته ام محقق شد.
پس اگه بتونیم با علم به قانون خواسته مون رو اگاهانه رها کنیم
حتما خیلی زود پاداش جهان را دریافت میکنیم. که لازمه اش توحید و ایمان به خدایی که وقتی سپردی بهش و رها کردی اون خواسته ات رو اجابت میکنه.
و در ادامه فایل به نظر من این باور که ما خالق تمام اتفاقات و شرایط زندگی مون هستیم خودِ خود توحیده واقعیه.
همین باور را اگر نهادینه و درونی کنیم یعنی دیگه شرکی نمیورزیم و یا خیلی کم تر درگیر قدرت دادن به عوامل بیرون از خودمان می شویم چون می دونیم ما با فرکانس هامون این شرایط را برای خومان خلق کردیم.
در مورد مهاجرت هم باید از همان جایی که هستیم و با همان شرایط شروع کنیم و نتایجی را خلق کنیم و بعد در زمان مناسب
که اماده باشیم گفته می شود که مهاجرت کن. و بدانیم که وقتی میریم هر مکانی شخصیت خودمان را نیز میبریم. همان شخصیتی که خالق شرایط هست.
در مورد روابط هم بحث برانگیخته گی مطرح است یعنی ما با افکار و فرکانس ها و باورهایی که در مورد یک فرد خاص داریم، رفتارهای اونو نسبت به خودمان برانگیخته میکنیم.
پس اگر کسی رفتار نامناسب با ما دارد به خاطر رفتار و دیدگاه خودمان است. و باید به جای تلاش برای تغییر دیگران، تغییر را از خودمان شروع کنیم.
از نظر من در حوزه روابط باید بدون قید و شرط خودتو هر طور که هستی دوست داشته باشی و برای خودت ارزش قائل باشی،
و در ذهنت برای بقیه احترام قائل باشی ولی همیشه خودت و خواسته ات و هدفت در اولویت باشه با این دیدگاه خواهی دید که چقدر روابط با دیگران عالی می شود.
وقتی در مورد سقف اهداف از استاد پرسیدن و استاد جواب دادن که سعی کنیم هر روز بهتر از دیروز باشیم و سعی کنیم شخصیت بهتری نسبت به قبل از خودمان بسازیم.
و میشه اینو درک کرد فقط خودتو با خودت مقایسه کن و سعی کن یکم بهتر از روز قبلی باشی. یعنی در حال زندگی کردن و سپاسگذار بودن. و بدون هیچ سقفی برای موفقیت نیست و تا زنده ایم می توتیم با ارسال فرکانس درست بهتر و بهتر شدن در تمام حوزه ها رو تجربه کنیم.
سوال اینکه بشینیم باور بسازیم و یا حرکت کنیم و عمل کنیم!!
این دو موضوع عمل کردن و باور داشتن با هم دیگه صورت میگیره و جدا از هم نیست.
و عمل کردن و اقدام کردن با باور به وجود میاد. یعنی اگر کسی باور به بهبود یک شغلی را نداشته باشه و یا اون فرد باور به موفق شدن در یک شغل را نداشته باشد هرگز در راستای اون شغل قدم از قدم بر نمی دارد و حرکت نمی کند.
پس موضوع باور و اقدام کردن همراه هم است و چیزی جدا از هم نیست.
و اگر فکر می کنی باور برات ساخته شده ولی اقدام و عمل نمی کنی بدون توهم است اگر واقعا باورهات عوض شده و ساخته شده بدون شک انسان وادار به اقدام می شود. و در این مسیر هدایت می شود.
در ادامه فایل وقتی سوال شد که باید همیشه روی خودمان کار کنیم و اگر کار نکنیم نتایج از دست می رود.
چه هوشمندانه استاد پاسخ دادن که اولا: وقتی کسی به میزان کافی روی خودش کار می کند و نتایج هم میگیرد همانند ورزشکار بدنسازی هست که سال ها باشگاه رفته و بدنی عالی شاخته حالا اگر تمرین نکند یه دفه که بدنش از دست نمیره و کسی ام که رو باورهاش کار کرده با کار نکردن یهو همه چیزشو از دست نمیده.
دوما : وقتی به میزان طولانی توی مسیر درست و کار کردن روی خودت باشی دیگه حرفه ای میشی و نیاز نیس مثل روز اول مبتدی ها تلاش زیادی کنی که یه مدت مقاله مریم جان یا یک فایل استاد رو بفهمی. چون دیگه مهارتت توی قانون بالا رفته و از طرفی چون نتایج هم اومده پس همون نتایج میشه شارژ انرژی و انگیزه واست. پس هرچی بیشتر ادامه بدی و استمرار بورزی کار برات راحت تر می شه.
و به نظر من دیگه اون موقع صدای الهامات خداوند را واضح تر می شنویم و چه حسی بالاتر از اینکه اتصال پیدا کنیم به فرمانروای مطلق جهان و چه زندگی بهتر از این که سراسر هدایت است و حس خوب.
خداوند توفیق ماندن در این مسیر را به من و همه بچه ها عنایت کند انشاا…
سلام خدمت استاد عزیزم وتمام برادران وخواهران ایمانی عزیزم،راستش یه مدتیه حضورم تو سایت کمرنگ شده ،آخه تصمیم گرفته بودم باوجود در دست داشتن نتیجه ها در زمینه سلامتی و روابط ومعنویت ،تا زمانی که نتیجه مالی خیلی خوب نگرفتم هیچ پیامی تو سایت نزارم،که ناشی ازباور اشتباه کمالگرایی هستش ،تصمیم گرفتم با تعهد خیلی بیشتری روی خودم کار کنم وتصمیم گرفتم به کوچکترین نشانه هاو الهامات توجه کنم وبهش عمل کنم که امروز به این فایل هدایت شدم ،دوستان عزیزم تنها وتنها مسیری که ما باید بریم مسیر توحیده ،هیچ شک وتردیدی نداشته باشیم صد البته که تو مسیر ذهن نجواگر بیکار نمینشینه،هیچ اشکالی نداره اونم بگو کار خودش رو بکنه ،اتفاقا این ذهن مثل چاقوی دولبه ست ومن از قدرتش برای تجسم خواسته هام استفاده میکنم ولذت میبرم،دوستان عزیزم قانون تکامل بزرگترین قانون بعد از قانون فرکانس هستش ،هیچ عجله ای در کار نیست قدم به قدم به تمام خواسته هامون میرسیم،دوستان عزیزم فقط این تعهد رو به خودمون بدیم که در هر شرایطی تو این مسیر بمونیم وذهنمون رو با ورودیهای این سایتِ توحیدی و محصولات وفایلهای دانلودی تغذیه کنیم،همه چیز تغییر میکنه همانطور که برای استاد وهزاران نفر دیگر تغییر کرده ،باز هم میام کامنت میزارم واز تغییرات ونتیجه هام بخصوص در زمینه مالی صحبت میکنم
در پناه حق شاد وپیروز باشین
سلام دوست عزیز حتما خبرهای خوبی رو از سمت شما میشنوم بابت پیشرفت های مالی تون
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 1 اسفند رو با عشق مینویسم
من با این روشی که در گوگل درایوم نوشتم و تمرین ستاره قطبی رو هر روز صبح بلافاصله بعد از خواب انجام میدم
و بعد یه فایل که با صدای خودم ضبط کردم گوش میدم که تحسین و نکات مثبت هست
یه سری درخواست ها رو مینویسم و ثابت هست برای هر روزم، که تیکشون همیشه کنار خواسته ها هست
چون من هرچی از خدا خواستم درمورد خودش ، به من یاد داده
مثلا نوشتم یادم بده تسلیمت باشم تا جایی که میتونم و عمل میکنم و به این روند سرعت ببخش
یا اینکه تمرکز رو یادم بده
مسیر رو هموار کن برای من
با نگاه کردن به آدما ،تو رو در وجودشون ببینم
در هر کاری تو رو به یاد بیارم
در کل روز ریز ترین هدایت هاتو درک کنم و شاخکام تیز باشه برای دریافتش
توجهم به نکات مثبت باشه و سپاسگزاری کنم
و فقط و فقط در همه چیز تو رو ببینم
و خیلی خواسته های دیگه که نوشتم
تیک همه اینارو زدم ، چون از روزی که من با احساس خوب تجسم میکردم دقیقا همون روز همه اینا رخ میداد و منم تا جایی که میتونستم عمل میکردم
مثلا آگاهانه توجهمو میدادم به نکات مثبت و سپاسگزاری و یا آگاهانه سعی میکردم در هر کاری تمرکز کنم
به همین خاطر تیک رو گذاشتم ، تا هر روز که میخونمشون ، دیگه باور دارم که همه اینا رخ میدن
به طرز عجیبی تمرکزم بالاتر رفته در هر کاری و در کل روز سعی و تلاش میکنم
و بعد برای درخواست های دیگه ام مینویسم که در طول روز میخوام چی رخ بده
نزدیک ظهر بود ، جلوی آینه وایستادم و فقط با خدا صحبت کردم و اشک ریختم ، چقدر لذت بخش بود من تو خونه تنها بودم و فقط حرف زدم و گریه کردم
اینکه وقتی من جلو آینه وایمیستم دیگه فقط خوبی و عشق میبینم و خدارو میبینم
تا اذان نیم ساعتی با خدا صحبت کردم و جلو آینه گریه کردم از این همه حال خوبم سپاسگزاری کردم
بعد که نمازمو خوندم قرار بود برم گالری هنرجوی استادم که دو تا تابلویی که گفته بود من و داداشم کار کنیم تحویل بدم
دیشب تا نصف شب بیدار موندم و داشتم تابلو رو کار میکردم و برادرم هم خطاطی تابلو رو تموم کرد و روی نقاشی منم یه بیت شعر نوشت
وقتی حاضر شدم و رفتم ، وقتی رسیدم گالری آهنگ باب دلمی رو گذاشته بودن
تو دلم خوشحالی میکردم چون این آهنگ و خدا بهم نشونه داده بود
یه خانم تو گالریشون بود که نقاشی مینیاتور شو آورده بود تا بذاره تو گالری هنرجوی استادم که براش هنرجو بگیرن
من تابلومو نشونش دادم و گفت خوبه و شنبه به سازمانی که باهاشون کار میکنه نشون میده
خودشم 15 تا تابلو داشت کار میکرد
که شنبه تحویل بده
و به من گفت وقتی کارتو با کار داداشت تایید بکنن شماره تماستم بهشون میدم تا خودشون مستقیم باهاتون تماس بگیرین و سفارش بدن و همه چی رو خودشون میدن
بوم و رنگ و همه چی
شما فقط کار رو تحویل میدین و پولش رو بهتون پرداخت میکنن
یکمنشستم و دخترش کار میکرد و تمرین رنگ روغنش رو انجام میداد یکم صحبت کردیم و وقتی مهمونشون رفت اومد نشست پیشم و نمیدونم چی شد یهویی گفت طیبه من دوست دارم به همه خیر برسونم و چون گالری دارم و به یه سازمان داریم کار نقاشی سفارش میگیریم ،دوست دارم بقیه هنرجوهایی که دوست دارن مثل تو کار کنن بتونن که درآمد داشته باشن
و گفت به همکلاسیای خودم هم گفتم اما کسی جدی نگرفت
و حرف من اینه ، وقتی فرصتی پیش میاد برات و خدا میخواد کاری برات انجام بده حالا از طریق من یا یه فرد دیگه ،اون کمک خدا رو پس نزن
میدونی که چی میگم
انگارخدا داشت به وضوح بهم میگفت که از این نعمتی که بهت دادم استفاده کن
برگشتنی از خدا نشونه خواستم و تو دلم گفتم قلبمو آروم کن و بهم بگو یهویی بعد چند دقیقه یه موتور رد شد از قسمت بی آر تی
پلاکش 974 بود
و تاییدش رو گرفتم که تکرار باورهای ثروت از نقاشی جواب میده
کافیه که من هماهنگ بشم با خدا
وقتی برگشتم خونه دوره طراحی اسکچ و فیگور رو خریدم و خیلی خوشحال بودم و از اینکه خریدمش خوشحال بودم
و مروز خیلی خیلی روز خوبی بود با خانواده ام ،تولد برادرم رو دوباره جشن گرفتیم و دور هم بودیم خیلی حس خوبی داشتم
امروز خیلی خوشحال بودم وقتی رد پای روزم رو برای دوره جدید نوشتم گفتم کاش از پیامای من استاد صحبت کنن و چند رور بعدش دیدم پیام منو تو تجربیات دانشجویان دوره نوته بودن
خیلی حس خوبی داشتم گفتم و شد پس اگر ادامه بدم صد در صد میشه
از خدا بی نهایت سپاسگزارم
و نورش رو به شکل ثروت و شادی و سلامتی و آرامش و عشق در زندگیتون جاری بشه
سلام به استاد نازنینم من امشب یک سوال مهم ذهنم رو مشغول کرده بود یکی از اشناها که فرد معتبری هم بود امروز تماس گرفت و از من ١٠٠ میلیون تومان پول درخواست کرد به شرط یک ماهه و سود ٧ میلیون تومان . اول قبول کردم ولی خوب بعدش کلی حسم بد شد چون باید از اون پول حداقل ماهی ۶ میلیون درامد به دست میاوردم طبق هر ماه و بهش نیاز داشتم که اگر از دستم میرفت و اون فرد نمیتونست سر موقع پول رو برگردونه خیلی خیلی برام گرون تموم میشد چون تازه یکی دو سال هست که با اموزه های شما دارم کم کم کل پس انداز ١٠ ساله ام رو که خیلی راحت تو یک کلاهبرداری از دست دادم، به دست میارم و جایی برای شکست دوباره ندارم. به سایت مراجعه کردم و روی نشانه من برای هدایت زدم با حس خیلی قوی و کمک از خداوند و این قسمت اومد. منتظر شدم تا در بین صحبت های استاد نشانه ای پیدا کنم و از تردید در بیام تا به سوال اخر در مورد قرض دادن رسیدم اشک در چشمام جمع شد نمیدونم چی بگم هر چند قبلا شنیده بودم که استاد شرایط قرض دادن رو گفته بودن ولی همش ایندفه با خودم میگفتم این که شامل قرض دادن نیست و سرمایه گذاریه ولی حسم خیلی بد بود چندین ساعت هست که درگیرم از خدام بود فامیلمون تماس نگیره که یک ساعت پیش زنگ زد و شماره شبا داد. خیلی خوشحالم که قبل از واریز پول خودم رو از ورود به یک دردسر بزرگ رها کردم . چون خودم در این دو سال یاد گرفتم چطور بتونم پول بسازم از پولم و نیازی نداشته باشم بقیه این کار رو بکنن .
خیلی ممنونم استاد خیلی شوکه شدم امشب خیلی حالم خوبه متشکرم