مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار - صفحه 30


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار
    94MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهایی برای روان شدن چرخ کسب و کار
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

428 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    خدایا شکرت بابت این لحظه و شنیدن این فایل

    خدایا شکرت بابت این الگوی آزادی و زمانی در کسب کار که از زبان شما استاد عزیز دارم هر روزه می‌شنوم

    زمانی که خداوند منو به اینجا هدایت کرد یکی از خواسته های مهمم همین بود استاد آزادی زمانی و مکانی در کار

    و دقیقا 12 قدم رو که شروع کردم یک آرزوی بزرگ بود برام که آزاد بشم توی کار و من اون زمان تو شرکتی به عنوان کارگزار کار می‌کردم و 24 ساعت شبانه روزم درگیر بودم یعنی میگم 24 ساعت 24 ساعت ها حتی خیلی مواقع شب ها خواب بودم تلفن میزدم فلانی پول میخواد تو جاده و دیگه به جایی رسیده بود که واقعا آرامش ازم گرفته شده بود وقتی ورود کردم به 12 قدم این یکی از درخواست ها و نگرانی هام بود که خدایا منو به آزادی زمانی و مکانی برسون که یه سفر عالی داشته باشم با آرامش

    بلاخره پایان 12 قدم اتفاقاتی افتاد که فرزندم به دنیا اومد و من اینقدر عزت نفس و اعتماد بنفسم بالا رفت که تونستم خیلی واضح از آرامش خودم و فرزندم دفاع کنم و بعد همینطور با دوره احساس لیاقت و دوره های ناب دیگه اینقدر کار کردم تا اینکه بلاخره از اون کار بیرون اومدم و الان تو مسیر علاقه ام هستم و دارم کار میکنم خداروشکر و هر روز نعمت ها و ثروت ها داره تو زندگیم بیشتر میشه به آزادی زمانی و مکانی عالی رسیدم

    و هر روز بابت این یکسره خداروشکر میکنم

    خدایا شکرت مجدد هدایت شدم به این فایل و این دست آوردها رو برای خودم یادآوری کردم

    هر لحظه هر جایی بخوای خداوند راه باز می‌کنه و هدایت میکنه کافیه دل بدیم به این آگاهی های ناب

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    Vafa Vafa گفته:
    مدت عضویت: 1076 روز

    به نام خدا

    سلام

    فاطمه یاد بگیر هر کاری که میخای انجام بدی اگز کسی میبینه یا نه صاحب کار متوجه میشه یا نه ت. کارت درست انجام بدی تا همیشه هدایت بشی به جایی که کار ها برات درست انجام دادن و میدن

    فاطمه اگر میخوای خودت برای خودت ملک و مغازه بخری باید رو فایل های روانشناسی ثروت کار کنی

    فاطمه هیچ وقت شریک نگیر شریکتان تو هر کاری خدا باشه

    فاطمه تمرکزت وقتی روی یک کار باشه اون کار خیلی بهتر جلو میره

    فاطمه سرعت زیادی داشته باش تو ایده هایی که بهت داده میشه

    فاطمه به بینهایت برس تو مال تو زمان و لذت و زندگی

    فاطمه تو اگر درامدت 50 م نیس اگر تو شهر مورد علاقت در خونه مورد علاقت زندگی نمیکنی واسه اینه که تقصیر خودت تقصیر باورهای اشتباهت هست

    فاطمه چه باوری باعث شده که تو درآمد بالایی نداشته باشی ؟

    محیط اینجا نمیطلبه هر روز مشتری داشته باشم که منو به درآمد بالا برسونن

    من خسته میشم و نمیتونم اینقدر بیشتر کار کنم کار کنم تقریبا برای این درآمد 2 برابر باید کار کنم

    تو روانشناسی ثروت استاد میگه به مکان ربطی نداره که چقد درآمد داشته باشی خدایا من تسلیمم تو منو هدایت کن به درآمد 50 میلیونی هر چی تو بگی

    قرار نیس ساعت کاری تو بیشتر بشه یا مقدار کارت بیشتر بشه اگر اینطوری باشه الان درآمد یک کارگر که اسباب و لوازم سنگین خونه ها جابجا میکنه و سوار کامیون ها یا پیاده میکنه باید درآمدش از یک مدیر بانک که پشت میز نشسته بیشتر باشه

    ولی آخه مدیر بانک درسته کار بدنی نمیکنه ولی اعصابش. فکرش خیلی در گیر حساب کتاب هست ببین کسی که این کار براش راحت و انجام پذیر نباشه تو قسمت های پایین تر مثل باجه ها میشینه پس یعنی این مدیر تکامل طی کزده و کار بشکل عالی درست میتونه انجام بده که اونجا گذاشتنش

    خدایا کمک کن من به روشی عالی در زمان کمتر کاری مثل خانم محمدی که فقط مدیریت میکنه و درآمد چند صد میلیونی داره درآمد بالایی داشته باشم

    چه باوری باعث شده تو خونه مورد علاقت زندگی نکنی ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم

      کامنتت عالی بود دوست خوبم

      ما اگه درآمد بالا میخواین خونه خوب و بزرگ میخوایم

      اکر کشور با شهر مورد علافه مون رو میخوایم

      فقط و فقط باید ما تغییر کنیم به محض تغییرات در درون ما شرایط بیرون در هر زمینه ای تغییر خواهد کرد لازم نیست تلاش فیزیکی انجام بدیم تلاش ذهنی لازم ست

      کامنتت خیلی خوب بود و به من بعضی از مطالب رو یاد آوری کرد

      من باید شخصیتم و احساسه لبافتم و عزت نفسم رو بالا و بالا تر ببرم

      تا درآمدم بالا برود

      و در کسب و کار و زندگی صادق باشم با خودم و خدا رو همیشه نظاره گر خودم ببینم

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2083 روز

    سلام و درود

    امروز صبح که رفتم سرکار چون شرکت ما تو سرای محله هست بخاطر همین تعطیل بود به علت گرما و روز قبلش هم بهم گفتن امکان داره فردا تعططیل باشه ولی قطعی اعلام نکردن صبح با این امکان که ممکنه تعطیل باشه دیرتر رفتم و قتی فهمیدم تعطیله همون و با ذوق برگشتم دیگه گرما برام مطرح نبود و داشتم تو راه به این فکر میکردم که فقط انگیزه میتونه اینجوری کاری کنه که بدون اینکه غر بزنی همون مسیر و برگردی و حتی برای خواهرم وویس گذاشتم و گفتم علاقه داشتن به کسب و کارت واقع مهمه اگه من علاقه داشتم و کسب و کار برای خودم بود قطعا میتونست خبر تعطیلی من و ناراححت کنه پس یه اتفاق برای یه نفر دوجور معنا پیدا میکنه یه تعطیلی عده ای رو خوشحال میکنه و عده دیگه رو ناراحت

    بعد اومدم خونه چند ساعت بعدش خوردم به این فایل و همزمانی حرفهای استاد

    من عشقم کارمه کارم عشقمه زمانی که تو کارم تو استراحتم همه ش باهمه *

    واقعا چند درصدمون داریم اینجوری زندگی میکنیم؟

    یه عالمه نکات عالی رو استاد تو این فایل توضیح دادن که من بارها و بارها همش برای خودم تکرارش کردم و این فایل مصاحبه استاد جز فایل هایی بود که تقریبا 30بار گوشش دادم تابحال با امروز شد 31 بار :))) و دلم میخواد همه صحبتهاشون و زندگی کنم نه صرفا گوش کنم و دانش کسب کنم مثل عالم بی عمل

    استاد جانم ممنونم بابت حضورتتون و این اگاهی های ناب دوستتون دارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام.

    میشه با همین نگاه سیستمی به رب و قوانین جهان هستی، هم به ثروت ، سلامتی. خوشبختی، روابط زیبا رسید.

    ربی که بهت سلامتی داده که ارزشش میلیاردها میلیارد دلار هست بهت پول هم می‌دهد آنقدری که به بی‌نیازی برسی بیشتر از آنچه که بتوانی فکرش را کنی بهت ثروت می‌دهد.

    هی نگو پس کی به خواسته‌ام می‌رسم همین، آرامشی که وارد زندگیت شده، همین که روابطت بهبود پیدا کرده، همین که می‌توانی. حرف بزنی و راه بری و صداها رو بشنوی بزرگ‌ترین نعمت است.

    ایمان داشته باش ربی که این‌ها رو بهت داده که با هیچ ثروتی نمیشه مقایسه اش کرد چرا که خود همین هت یعنی ثروت و اگه یک ذره ایراد پیدا کند می‌بینی زندگیت چقدر سخت میشه و لنگ می‌زند؛ همین خدا بهت پول می‌دهد، بهت موفقیت مالی می‌دهد، همین خدا تو را هدایت می‌کند به سمت مسیر درست به سمت شغل مناسب همین خدا تو را به خواسته‌های مختلف و مالی می‌رساند.

    متوقف نشو، حرکت کن ادامه بده، شاد باش و شاد زندگی کن و نگران هیچ چیز نباشه، هدف تو در این دنیا شاد بودن و شاد زندگی کردن هست که به وسیله همین نگرش استاد و بسیاری از بچه‌ها زندگی‌ که روزی رویاش رو داشتن و رویای الان تو هست رسیدن. پس می‌شود می‌شود، می‌شود.

    چرا باید چندتا کسب و کار داشت؟ وقتی با همین کاری که داری با تغییر نگرشت، باورهات می‌توانی به ثروت برسی، اگر شهرت هست با کاری که بهش علاقه داری می‌توانی به شهرت برسی چرا که علاقه تمرکز و خلاقیت را در کار با خود به همراه می‌آورد.

    روی یک کار که حداقل احساس بدی نسبت بهش نداری که یعنی حالت باهاش خوب هست تمرکزت رو بزار انجامش بده، واینسا بگو چی‌کارکنم….. باورهات رو راجب ثروت درست کن، با همان کار می‌توانی بهثروت برسی، وقتی تمرکزت رو پخش می‌کنی. اولا نتیجه‌ای که باید نمی‌گیری دوما زمانی که می‌توانی در کنار خانوده باشی و از بودن درکنارشان لذت ببری. سلامتی و آرامش و …. داشته باشی می‌زنی.

    همان ایده‌های خام رو عملی کن، ایده‌هایی که در مسیر پخته می‌شوند با برداشتن قدم های کوچک و مستمر در مسیر و آن وقته که می‌توانی نتیجه رو ببینی. همان ابتدا تا قدم اول کع بهت گفته شده برنداری، نمی‌توانی قدم اوی بعدی رو ببینی، این قانون تکامل.

    سرعت بالای موفقیت‌ یا طی کردن سریع تکامل

    =

    خوب کارکردن روی باورها + سریع‌ اجرا کردن ایده

    این که در مسیری که می‌خواهی بری، ایده‌ای که بهت گفته میشه خیلی زیاد محاسبه گر باشی، به نتیجه نمی‌رسی مثل الان. ایده‌هات رو اجرایی کن در مسیر بهت گفته میشه.

    مریم به هدایت رب ایمان داشته باش مطمئن باش ربی که تا اینجا رو گفته از اینجا به بعد هم می‌گی، عمل کن عمل کن عمل کن به ایده‌ها، نترس و حرکت کن. کاری که استاد کرد و می‌کند و نتیجه گرفته و می‌گیرد و خواهد گرفت.

    در هر حالتی که باشی، حتی بدترین حالت جسمی و مالی و روابط باید بپذیری که 100٪ باعث و بانیش خودت هستی به وسیله‌ی افکاری که داشتی‌ داری حال آگاهانه یا ناآگاهانه و اگر شروع کنی به تغییر افکارت، شرایط به راحتی تغییر خواهد کرد. اما خوب همه‌چیز از همین پذیرش اولیه شروع می‌شود. یادت باشه این جور هم نباشه که بخواهی خودت سرزنش کنی وقتی می‌دانی اشتباه از باورت اشکال نداره حالا به راحتی با تغییر باورهات می‌توانی نتیجه رو عوض کنی، همین مسئله باعث شده تو بفهمی ایراد کار کجاست.

    با همین فرمان که باعث شد بری جاده خاکی و خودت بدبخت کنی با همین فرمان می‌توانی از جاده خاکی بیای جاده اسفالت و خودت رو خوش بخت کنی، تو توانایی و قدرت خوش بخت کردن و بد بخت کردن خودت رو داری

    درسته، تغییر باور وقتی شرایط ناجور هست، سخت هست اما شدنی هست، میشه با تغییر نگرش از فقر به ثروت، از بیماری به سلامتی ، از روابط افتضاح به روابط ایده آل رسید. شدنی هست.

    آرام آرام با گرفتن افسارِ افکار می توانی مثلا در مورد سلامتی از بیماری ، به کمتر و کمتر شدنش و بعد متوقف شدنش، برای همیشه برسی.

    سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 295 روز

    سلام استاد بزرگوار و شایسته جون

    از این فایل یاد گرفتم که مسیر کار و لذت زندگی یکی هست. کار و لذت بردن از زندگی از هم دیگه جدا نیستن.

    بدون اینکه نیازی به گرفتن وام و قرض و … داشته باشیم می تونیم ملک تهیه کنیم. نیازی به وام نیست بلکه باور هامون رو درست کنیم میتونیم ملک تهیه کنیم‌.

    یکی از انگیزه های استاد برای افزایش ثروت این بوده که به دیگران نشون بدن که مسیر درست هست و از این مسیر می توان به هر آنچه میخواهی برسی.

    استاد هیچ اعتقادی به شریک ندارند چون کسی که شریک داره باور های نا مناسب داره

    افرادی که چند کسب و کار دارند بیشتر فکر میکنند که خودشون رو بخوان به دیگران ثابت کنند وگرنه از هر کسب و کاری که داری می توانی به ثروت برسی

    از هر موضوعی که علاقه داری می توانی به ثروت برسی.

    در مسیر، ایده ها داده میشن.

    مهم ترین نکته ای که از این فایل متوجه شدم این هست که لذت و عشق و لذت و کار و …. همه یکی هستن و از هم جدا نیستن

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 761 روز

    با سلام و احترام به استاد عزیزم، مریم جانم و همه ی دوستان خوبم در سایت

    خداروشکر میکنم که تعهدم رو برای نکته برداری ودرک گام های پروژه نگه داشتم این روزها که تمرکز بر نکات مثبت سخت تر شده و همه دنبال یک گوش شنوا برای شنیدن استرس ها و افکار منفیشون هستن تمام وجودم رو گذاشت که نشنوم، بحثو عوض کنم و قاتی نشم حتی اینستاگرامم رو پاک کردم و چقدر باعث خیر شد برای من الهی شکرت

    اگاهی های فایل :

    در زندگی استاد کار و تفریح یکی هستند و جدا از هم نیستند . استاد هر روز روی سایت کار می‌کنن، کامنت‌ها را مطالعه می‌کند و با همکارانشون در ارتباط هستند و از لحاظ ذهنی همیشه با کار درگیرند اینطور نیست که “از بس کار کردم خسته شدم باید یه مدتی تفریح کنم” نه ؛ از تک تک لحظات کار کردن لذت بردن چون مثل همان تفریح کردن است . مسیر درست اینه که کار و تفریح و عشقمون با هم یکی باشه . یکی از دلایل احساس خوشبختی عمیق حتی نسبت به افرادی که خیلی ثروتمندتر هستند، همینه که کار و عشقمون یکی باشه . اگر باورهای درستی داشته باشیم خداوند افرادی رو سر راه ما قرار میده که خیلی خوب و درست، کارشون رو انجام میدن و باعث پیشرفت و کمک به کار ما میشن و نیازی به دوربین گذاشتن یا هر جور نظارت خاصی نیست البته در کشورهای پیشرفته این فرهنگ بابه که افراد کارشون رو عالی انجام میدن بدون اینکه کسی کنترلشون کنه .

    چطور وقتی سرمایه کافی نداریم اقدام به خرید ملک کنیم؟؟

    اگر باورهامون درست باشه شرایط طوری رقم می‌خوره که بدون نیاز به بدهکاری، وام و… می‌تونیم ملک بخریم اینکه اگر الان نخریم سال بعد گرون می‌شه و دیگه نمی‌شه خرید، از باور کمبود میاد . اگر ما باورهامون درست باشه اونقدر پول می‌سازیم و در طی چند سال اونقدر وضع مالیمون بهتر میشه که تورم اهمیتی نداره و می‌تونیم اون چیزی که نیازه رو بخریم

    آیا شما با نمایش نتایج مالی خود به افراد القا میکنید که با استفاده از محصولات شما به این نتایج میرسند؟؟

    اینکه به دستاوردهای دیگران و نتایج آنها توجه کنیم، باعث انگیزه گرفتن ما و ایجاد این باور میشه که “می‌شود” و اینکه “اگر اون تونسته من هم می‌تونم” حالا باید به چگونگی رسیدن آنها فکر کرد . استاد نحوه رسیدن به نتیجه‌هاشون رو در دوره‌ها و فایل‌های رایگان آموزش دادند و 100٪ مطمئن هستند که با کار کردن روی آنها به نتیجه می‌رسیم . هرچه بیشتر ذهنمون رو کنترل کنیم و روی خودمون کار کنیم به بیش از آنچه که فکر می‌کردیم می‌رسیم چون محدودیت فقط در ذهن ماست . خیلی از دوستان برای اینکه این دیدگاه‌ها رو باور کنند باید نتایج مادی مثل خانه، ماشین و در کل ثروت رو ببینند و در واقع حکم معجزه ی پیامبران رو داشت تا مردم ایمان بیارند یعنی افراد ثروت رو ملاک موفقیت می‌دونستند مهم نیست چقدر یک فرد روابط عالی، آرامش و سلامتی داره چون نمیدونستند روابط عالی و سلامتی چقدر ارزشمنده حتی دلیل خیلی از خواسته‌های استاد این بود که بقیه با دیدن نتایج مالی ایشون، ایمانشون قوی بشه که “می‌شود” و این یک انگیزه قوی برای رسیدن به ثروت بود برای استاد تا به بقیه بگن همون خدایی که سلامتی، آرامش و عشق میده ثروت هم میده .

    آیا شریک داشتین؟؟

    استاد کلاً به هیچ عامل بیرونی برای پیشرفت اعتقادی ندارند . اینکه کسی دنبال شریک می‌گرده حتماً از یک باور اشتباه نشأت می‌گیره مثلاً اون فرد پارتی داره، اون سرمایه داره یا خلاقیت داره یا اینکه اگر موفق نشدند کسی باشه که گردن او بیندازد یا با هم برای عدم موفقیتشون گریه کنن .

    میشه همزمان چند کسب و کار داشت؟

    اگر ما دنبال ثروت یا شهرتیم، می‌تونیم با همان کسب و کاری که آن را دوست داریم بهش برسیم و به نظر میاد داشتن چند کسب و کار بیشتر برای جلب توجه دیگرانه . قطعاً وقتی روی یک موضوع که مورد علاقه‌مون نیز هست تمرکز کنیم به نتایج بزرگی می‌رسیم و به هر حال همه ما می‌خواهیم از زندگیمون لذت ببریم نه اینکه فقط درگیر کار باشیم .

    شما بلافاصله ایده‌هاتون رو عملی می‌کردید؟؟

    استاد سرعت زیادی در اجرای ایده‌ها دارند . اینکه صبر کنیم تا یک ایده پخته بشه سپس اقدام کنیم اینطور نیست چون ایده “در طی مسیر اجرای آن” پخته می‌شود و در ابتدا فقط قدم اول به ما الهام میشه بعد از برداشتن قدم اول، قدم دوم به ما گفته میشه و … . دو علت اصلی سرعت موفقیت استاد اینهاست 1. کار کردن مداوم روی باورها 2.اجرای سریع ایده‌ها و طی کردن سریع تکامل آنها

    چند ساعت درروز کار میکنید؟؟

    کار و زندگی برای استاد یکیه همیشه هم دارن کار میکنن هم دارن زندگی میکنن . وقتی روی خودمون کار می‌کنیم به مرور زندگی ما از اون قوانین عرف جامعه جدا می‌شه و اینکه روزی فلان ساعت کار کردن لازمه بی‌معنی میشه چون با استفاده از قوانین و باورهای درست در هر زمینه ای میتونیم به بی نهایت برسیم .

    آیا اهل ریسک بودین؟؟

    استاد این اعتقاد رو ندارند که برای شروع یک مسیر باید خیلی به آن فکر کرد و بررسی کرد و سریع عمل میکنن و دیگران که از بیرون میبینن فکر میکنن ریسک بوده ولی استاد باور داشتند که موفق میشن . در مسیر حرکت می‌کنیم و مرحله به مرحله به ما گفته می‌شه . ممکنه یک کاری از نظر بقیه ریسک باشه ولی باید از خود فرد پرسید که ریسک کرده یا نه چون ممکنه افراد کاری رو انجام بدن که اطمینان قلبی دارند به موفقیت می‌رسند و در این صورت ریسک نبوده چون فرد ایمان، امید و باور به موفقیت داشته ولی بقیه فکر می‌کنند که او ریسک بزرگی کرده است .

    چطور به موفقیت مالی برسیم وقتی تا خط ریش بدهکاریم؟؟!!

    توی هر حالتی که هستیم اول باید بپذیریم که مسبب آن خودمونیم به وسیله افکارمون حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه. حتی اگر ضامن کسی شدیم و او نتوانسته تعهد خود را بپردازد یا فوت شده و ما کلی بدهکار شدیم باز هم ما مقصریم چون باید ببینیم که این ضمانت کردن از کدام باور غلط ما سرچشمه می‌گیره مثل اینکه ما می‌تونیم با این کار زندگی فرد رو تغییر بدیم . در واقع اصلاً نباید پول قرض بدیم نه پول قرض بگیریم مگر اینکه بعد از قرض دادن روی پس گرفتن آن حساب نکنیم و در راه خدا الحسنه بدهیم . پس حالا که این شرایط نامناسب به علت باورهای غلط ما بوده و تحت کنترل ما نیز هست، با همان قدرتی که باعث بدبختی خودمون شدیم خوشبختی رو برای خودمون خلق می‌کنیم.

    لذا حتی در بدهکاری نیز با تغییر باورها و کنترل افکار می‌شود نتایج تغییر کنه هرچند که سخت باشه .

    خیلی از استادای عزیزم سپاسگزارم واقعا سایت پناهگاه من شده از هر نجوا و احساس بدی بهش پناه میبرم انگار آغوش خدا در این سایت به روم باز میشه

    خیلی ممنونم از همگی الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2682 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره: من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم.

    خوشحالم که خواسته‌هام دارن یکی یکی خودشون رو بهم نشون میدن. این پروسه برای منی که حتی نمی‌دونستم از این زندگی چی می‌خوام واقعاً حیاتی و مهم و ارزشمند و قابل تقدیره. خدا رو بی‌نهایت بابتش سپاسگزارم.

    من مطمئنم که مهمترین فرایند برای خلق خواسته این هست که تو واضح بدونی چه چیزی را از این زندگی می‌خوای و دقیقاً چه خواسته‌هایی رو تو زندگی داری. به عنوان یکی از اهدافی که برای سال 1404 برای خودم مشخص کردم و خواستم که خواسته‌های زندگیم رو به طور کلی، جزئی، دقیق، مفصل، خواسته‌های کوچک، خواسته‌های بزرگ و غیره بشناسم و دقیقاً بدونم چی به چیه و با خودم چند چندم، باید بگم الان توی مسیری قرار گرفتم که یکی یکی خواسته‌هام دارن خودشون رو بهم نشون میدن و این برای من خیلی ارزشمنده و واقعاً بابتش خوشحال هستم.

    مطمئنم که توانایی خلقشون رو دارم. توانایی خلقشون رو دارم چون انسان توانایی هستم. چون تو زندگیم به خواسته‌های زیادی رسیدم. و اگه بخوام، واقعا اگه بخوام به چیزی برسم هیچ چیزی نمی‌تونه جلوی منو بگیره. مطمئنم که خیلیا این خصوصیت رو دارند و اگه واقعاً از اعماق قلبشون یه چیزی رو بخوان مطمئناً بهش می‌رسند.

    باورهای این فایل؛

    _ تمامی ثروتمندان از راه درست به پول رسیدند؛

    خدای من چقدر قشنگ. چقدر وقتی اینطوری نگاه می‌کنم ثروتمندان توی چشمم آدم‌های درست و خلاق و ایده پرداز و شجاع و با ایمانی به نظر می‌رسند.

    در حال حاضر ثروتمندترین فرد دنیا ایلان ماسک هست. خب این آدم اگه از راه درست به پول نرسیده پس چه جوری به ثروت رسیده؟! واقعا به هر ایده‌ای که بهش الهام میشه داره عمل می‌کنه و از چیزی نمی‌ترسه، میاد خیلی اصولی مسائل رو شناسایی می‌کنه و براشون راه حل پیدا می‌کنه، باورهای درستی داره، خانواده خودش رو داره مرتباً گسترش میده و هزاران ویژگی مثبت دیگه که این آدم تو وجود خودش داره.

    یا مثلاً همین استاد عباس منش مگه از راه نادرست به پول رسیده؟! به نظرم درست‌تر از این روش دیگه وجود نداره. همه کسایی که محصولات ایشون رو می‌خرند نه تنها از پرداخت پولی که بابت محصول میدن رضایت دارند، بلکه انقدر پشت سرش دعای خیر هست که؛ بابا دمت گرم همچین چیزی رو درست کردی و به ما داری می‌فروشی.

    منم می‌خوام، منم می‌خوام که از درست‌ترین راه که بسیار بهش علاقه دارم و اشتیاق سوزان و عشق فراوانی بهش دارم پول بسازم. مخصوصاً به اون قسمت برسم که استاد می‌گفت شما از یه مدت به بعد دیگه برای پول کار نمی‌کنید و برای اینکه درآمدتون بیشتر بشه نمیرید سراغ کارتون، بلکه به این دلیل میرید سراغ کارتون که نمی‌تونید بدون اون زندگی کنید.

    منم می‌خوام به همچین جایی برسم.

    _ بی‌نهایت ثروت در جهان وجود دارد؛

    می‌دونم به خدا می‌دونم ولی نمی‌دونم چرا هنوز این باور توی وجودم ریشه نکرده. باید در موردش خیلی بیشتر روی خودم کار کنم. من مطمئنم که روی باور به فراوانی دارم می‌لنگم چون نشونه‌هایی که تو زندگیم هست بیشترش کمبوده. چون وقتی عملکرد خودم رو می‌بینم تهش می‌رسم به اینکه من به فراوانی باور ندارم. باور به فراوانی یکی از پاشنه‌های آشیل من هست که باید روش کار کنم.

    ممنونم ازتون که توی این فایل این نکته رو بهم یادآوری کردید.

    بله بی‌نهایت ثروت در جهان وجود دارد.

    از همه چیز بی‌نهایت در جهان وجود دارد.

    خدایا شکرت بابت این جملات قشنگ.

    _ هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خداوند محبوب‌تر هستم؛

    یعنی این جمله رو وقتی میگم دلم می‌خواد فقط بلند شم یه کاری انجام بدم که به پول برسم. چقدر انرژی این جمله بالاست خدایا شکرت.

    چقدر قشنگه این عبارت.

    معلومه که اگه پولدار بشم خدا بیشتر دوسم داره. چون سیرترم، شاکرترم، خیّرترم، بیشتر می‌تونم برم مسافرت. مگه خدا نگفته در زمین خدا سفر کنید، می‌تونم برم خونه خدا، آرومترم، استرس ندارم، محزون نیستم، غمگین نیستم، می‌تونم به پدر و مادرم نیکی و احسان کنم، می‌تونم خمس مالم رو بپردازم، می‌تونم زکات بدم، می‌تونم انفاق کنم و هزاران کار دیگه که قطعاً منو به خدا نزدیک‌تر می‌کنه و باعث می‌شه نزد خدا محبوب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر بشم.

    خدایا شکرت که داری بهم یاد میدی چیکار کنم تا رابطمون عاشقانه‌تر بشه.

    خدایا شکرت به خاطر همه نعمت‌هایی که بهم دادی،

    خدایا شکرت به خاطر همه نعمت‌هایی که هنوز بهم ندادی،

    خدایا شکرت به خاطر پاهام که کمکم می‌کنه سرپا بایستم،

    خدایا شکرت به خاطر دستام که کمکم می‌کنه راحت‌تر زندگی کنم،

    خدایا شکرت که چهار ستون بدنم سالمه،

    خدایا شکرت به خاطر هوای قشنگ، آسمون پاک، ابرای گوگولی، خورشید یواش، باد ملایم، صدای قشنگ پرنده‌ها و هزاران دلیل دیگه برای دیدن و لذت بردن.

    خدایا شکرت به خاطر چیزای قشنگی که تو زندگیم وجود دارند و من می‌تونم بهشون توجه کنم.

    خدایا شکرت به خاطر اینکه ورودی مثبت توی زندگیم فراوانه.

    به خاطر مصاحبه‌های ارزشمندی که دارم نگاشون می‌کنم، به خاطر پادکست‌های باحال و مفیدی که دارم گوش میدم، به خاطر فایل‌های فوق‌العاده‌ای که استاد روی سایت قرار میدن، به خاطر گفتگوهای ذهنی که می‌تونم آگاهانه کنترلشون کنم، به خاطر زندگی زیبایی که می‌تونم برای خودم بسازم.

    خدایا شکرت به خاطر همه چیزهایی که نمی‌تونم شکرشون رو به جا بیارم.

    من رو در پناه خودت حفظ کن.

    چون تنها تو را می‌پرستم و تنها از تو یاری می‌جویم.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مجید نازقلیچی گفته:
    مدت عضویت: 754 روز

    با سلام خدمت دوستان عزیزم تجربه شخصی در مورد این فایل با توجه به کاری که دارم هست، من با مشتری و مسافر های زیادی سر و کار دارم هر موقعی می‌خوام برای همیشه مشتری داشته باشم در طول هفته و روی امکانپذیر بودن مشتری و منطق هایی که امکانپذیر میکند که این اتفاق رخ بدهد کار میکنم و اینکه ویژگی های که خودم دارم برای جذب مشتری و دنبال سوابق گذشته خودم در شرایط مشابهه و دیگرانی که در کار مشابهی خودم همیشه ودر مدت زمانهای بیشتری مشتری دارنند توجه میکنم بیشتر امیدوار میشم که میشود و درجه یقینم بیشتر میشود چون کارم گردشگری و سوئیت اجاره دادن هست و بیشتر اعتقاد دارند که کار فصلی هست و مردم تعطیلات فرصت مسافرت دارنند و من این را باور نکردم خودم را به کارم بستم و روی پودن و شدن مشتریها وقت گذاشتم و دیدم که خودبخود کارهایم روان میشه و مشتری خودبخود برای من پیدا میشه و بهترین شرایط با بهترین قیمت بمن پیشنهاد همکاری داده میشه بارها بارها رخ داده است حتی جزئات و ویژگی های که می‌نویسم و حتی بهتر از آن هم پیدا شد ،،البته زمانهایی که خودم را وابسته و در رقابت با هم صنفی هایم قرار ندادم کارهایم خوب پیش رفت عجله نداشتم و تمام راها را باز گذاشتم و اعتماد به هدایت لطف و عنایت پروردگار م گذاشتم و خودم را بیمه مدیریت خداوند و نیروهایش قرار دادم هم احساس خوب داشتم هم کارهایم با مدیریت بهتری پیش رفت و همیشه باورهای خوب نسبت به نیرویی که مدیر برنامه هایم هست را دارم و یقین و توکلم را بیشتر میکنم بهتر و اسونتر و روانتر چرخ خواسته هایم چرخید مقاومتهایم را کمتر کردم و بیشتر تسلیم این نیرو شدم بیشتر هدایتها و الهامات را دریافت کردم و روی ریل های هموارتری قرار گرفتم ،،مرسی از دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1047 روز

    11مین گام مهاجرت به مداربالا تر .

    به نام عشق وسلام به عشقم.

    سلام به استادومریم وکلیه ی اعضای سایت بهشتی.

    خدایابابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته ی الهیم توراسپاسگذارم.

    دیروزاین فایل رو دانلودکردم وهندزفری توگوشم گذاشتم رفتم .

    گفتم هم پیاده روی وهم یک پیرزن دست فروش کنارایستگاه مترو مشغول فروش لوازم هست برم ببینمش.

    حدویک ماه بودندیده بودمش دیروزغروب رفتم خیلی خوشحال شد.

    پرسیدننه: چندروزی هست کم پیداشدی!!!؟؟؟

    دلم تنگ شده گفتم دیگه ننه ،مشغول زندگی هستم.

    بنده ی خدا گفت: ننه یک کیسه برنج چندوقت پیش به من هدیه دادن بردم خونه حالاسرکیسه روبازکردم دخترم گفته ماازاین برنجهانمیخوریم، ننه حیف فردا بیااین کیسه ی برنج رو ببر به هرکس میخوای بده یابخورین.

    گفتم باشه خوب این یک هدیه س حالاتافردابشه.

    امروزصبح عزیزدلم وبچه هارفتندسرکار

    گفتم بهترجاروکنم بعدبرم خانه ی بی بی جان.

    جاروتمام شدهرچی به گوشی خانم تماس گرفتم جواب ندادمنم گفتم هرچی هست خیره حتماکیسه ی برنج رو هم دادن به کسی!!!!!

    بازگفتم بذاراستراحت کنم.

    بهم گفت فقط نیتت خیرباشه بروپیاده روی.

    رفتم مارکت گفتم اون روزاومدم وانیل گرفتم ولی اصلا بویی از وانیل نبرده گفت روش نوشته وانیل گفتم نه عودت بدین منم میارم گفت مشکلی نداره بیارین (عزت نفسم)بودکه این کارو کرد.

    رفتم ایستگاه ازخانهاپرسیدم فلان خط ردشده گفتندهمین الان ردشد.

    به من گفته شدپیاده برو ازسمت چپ توی سایه داشتم به مسیرادامه میدادم دیدم یک نهال خیلی خیلی کوچک ازدل دیوارجوانه زده انگارمیگفت آب میخوام منم که قصدخیس کردن جلوی کفشم رو داشتم چون یکم کفشم به انگشت پاهام فشارمیومد رفتم پام رو ، روی نهال گرفتم وآب ریختم یک تیرودونشان هم کفشم خیس شدهم اون جوانه آب خورداینجا خودِ خدارو دیدم که برای این آبیاری منو مامور کرد.این نشانه اول که خدارودرک کردم.

    منم تاخانه ی بی بی جان پیاده رفتم تازنگ آیفون رو زدم صداش اومدکه این دختره کیسه ی برنج رو داده کسی.

    درب رو بازکردخیلی خوش آمدگویی کردوگفت به خداببخشیددیروزمن نبودم دخترم کیسه ی برنج رو داده کسی گفتم خدایاشکرت که قسمت هرکس که بوده نوشجانش.

    گفت بیالااقل توحیاطمون روببین خانه یک طبقه ی ویلای قدیمی ولی بحال بودتوی بهترین نقطه ی شهرکه آپارتمانهاسربه فلک کشیده سریع نگاه کردم وازاعماق وجودم هم خوشحال شدم هم به بی بی جان تبریک گفتم هم تحسینش کردم و باعشق خداروشکرکردم.

    گفت ننه حالاکه اومدی بیایکم قندوشکرهست ببرهرکس شربت استفاده میکنه مال خداروبخورن ودعامیکنند.

    دوتابسته قندویک بسته شکر بود.گذاشتم تونایلون ازماموریتی که به عهده من بودوجورچین خدابراتون بگم وگرنه اون کیسه ی برنج وقندوشکربهانه بود.

    بی بی جان پرسیدباچی برمیگردی گفتم یاپیاده یااتوبوس گفت آره فلان خط سرکوچه نگه میداره.

    گفتم نه این خط واحدازخونه ی مادورمیشه حالابرم یک کاریش میکنم سر4راه رسیدم خدایاازکدام طرف برم گفت روبرو از4راه ردشدم به ایستگاه رسیدم ازیک خانم جوان پرسیدم کدوم خط ازاینجارد میشه دیدم واحدخط رسیدباخودم گفتم نه اینم ازخونه ی مادورِ.

    به من گفته شدپیاده برو جلوتررفتم یک آقایی نون دستش بودیک پسربچه ی 4الی5ساله پشت سرش بودفکرکردم باهم هستن منواون آقااز خیابون ردشدیم دیدم این آقاهیچ تفاوتی نسبت به این بچه نداشت!!!

    پشت سرم رو نگاه کردم دیدم ازدوچرخه پیاده شده هی این پاواون پامیکنه که ازخیابون خیلی معمولی بودمیخواست ردبشه ولی واهمه داشت .

    پرسیدم میخوای ردبشی گفت آره گفتم وایستا دوباره برگشتم دسته ی دوچرخه شو گرفتم گفتم بیاباهم بریم

    پرسیدم مادرت میدونه آمدی بیرون گفت آره میخوام برم دنبال نمیدونم چی گفت ؟؟؟!!!

    گفتم مواظب خودت باش وباکسی جایی نری گفت باشه.

    یادم ازکودکی بچه های خودم اومدمیگفتم هروقت ازخیابون میخواین ردبشین ازکسی کمک بگیرین.

    یادم ازاستاداومدکه ازروی کانال آب جرات نداره بپره که عموی استادکمکش میکنه هم خوشحال بودم که خودِ خدارودروجوداین کودک دیدم وباز همین خدا منوسرظهرهوای گرم بعدازکلی نظافت مامورکردبیادست منوبگیروازخیابون ردم کن.گفتم اینم برای 2مین بارخودت رادرک کردم.

    رفتم جلوتر از خیابان بعدی عبورکردم .

    گفتم ازکدوم طرف بریم گفت سمت راست این میلانی که اوریب هست برو باخودم گفتم آره این مسیربهتره دوباره سر3راه رسیدم گفت بروسمت راست ازسایه خداشاهدکه اینجاخیلی به ندرت کسی عبورکنه فقط ماشین‌ها رفت وآمددارند.

    دیدم یک خانم جوان گندم رو، روی یک سکوپشت درب یک حیاط نشسته ازدورآمدم ازنگاهش فهمیدم کمک میخوادتارسیدم جلودستش رو دراز کرد گفت خانم یک کمکی به من بکن گفتم من فقط قندگرفتم میتونم قندبهت بدم سرش رو به عنوان رضایت تکان داد ویک بسته قند رو گذاشتم توی دستش گفتم خدایااین برای بارسوم هست که تورافهم کردم.

    الان4ساله ماتوی این محله هستیم تاحالاسراین خیابون خلوت کسی رو ندیده بودم برای کمک بنشینه اصلا گفتم خدایااین پلن رو توریختی اگه نه همون اول چرابی بی جان جواب گوشی رو ندادواین همه راه بااین همه که به استراحت نیازداشتم نمیرفتم چی واجب بودوبه من گفته شد همین3بارکه به وضوح خدارامشاهده کردی کافیس.الله اکبرازاین عظمت شایدازدیدهرکسی دیگریک کارپیش پاافتاده باشدولی من این نگاه الهی رابه زندگیم به فال نیک میبینم عجب هدیه ی پربرکتی که توی مسیرمیگفتم یک بسته ی دیگه خودم شکر میگیرم روش میذارم به فلانی میدهم.

    خداگفت لیلاجان شما اصلا زحمت نکش چون تویک وسیله بیشترنیستی تمام ازقبل اینهابه صاحب اصلیش رسیده است.

    عاشقتونم استاد ازخدا رهبریت وهدایت بیشترمیخوام برای ساخت وساززندگی دنیوی واخروی.

    وبابت تمام داشته هام وخواسته هام خداراسپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم می‌کند ممنونم ای خدای خوبم سپاسگزارتم برای قدرت و مهربانیت در زندگیم و کسب و کارم

    سلام به استاد مهربان و توحیدیم که چراغ راه من هستن در هر لحظه زندگیم سلام مریم جانم عزیزدلم

    الان اومدم اینجا از روان بودن مسیر و قرار گرفتن در این مسیر براتون چیزی رو تعریف کنم اینکه کنترل ذهن داشته باشیم و به خدا بسپاریم و از قانون رهایی استفاده کنیم وقتی در مومنتوم مثبت هستی و توجهتو آگاهانه بر روی زیباییها و خوبیها میبری خداوند هم برات قشنگ میچینه

    دیروز که جمعه بود من و همسرم رفتیم بجنورد و تفریح دونفری کلی خوش گذشت

    تو شهر ما بعداظهرش باد شدید اومده بود و بنر بزرگ روی سر در مغازه ام کنده شده بود

    صبح که اومدم مغازه متوجه اش نشدم

    اما بعداظهر امروز که اومدم فهمیدم و یکم دنبالش گشتم پیدا نکردم گفتم حتما باد برده عیب نداره میرم دوباره میزنن برام

    و ذهنمو و نجواهاشو کنترل کردم و گفتم حتما خیری هست و رها کردم

    و مشتریهای نازنینمو راه انداختم و دیگه از ذهنم بیرون بردم

    یه دفعه ای خانم همسایه اومد منم تا حالا ندیدمشون بنده خدا رو

    و گفت این بنر شماست دیروز باد شدید انداخت وسط خیابون منم جمع کردم بردم توپارکینیگ گذاشتم تا شما بیاین

    و خیلی خوشحال شدم ازش بی نهایت تشکر کردم

    و بعد هم اومدم تو دفترم شکر گزاری از خدا تشکر کردم و گفتم بیام تو سایت هم بنویسم و دوستانم بخونن این کامنته منو که وقتی به خدا میسپاری قشنگ برات جور میکنه

    خدایا شکرت برای بی نهایت عشق و دوست داشتنت

    خدایا شکرت برای این قانون زیبایت

    خدایا من لایق هم صحبتی تو را دارم

    خدایا ممنونتم که کنارمی و با منی

    الهی شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: