مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 88


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدیه حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2239 روز

    به نام خدا

    با سلام و خداقوت به استاد و مریم عزیزم

    اگاهیهای فایل ششم:

    مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اول از همه باور کنیم که همچین نیرویی هست بعد باور کنیم که پاسخ میده و بعد نتایج میاد و تو این مسیر حواسمون باشه که روی تجربیات گذشتمون حساب نکنیم و هرچی بهمون الهام میشه رو بی قید و شرط بپذیریم چون ذهن منطقیمون اینجور وقتا هی میخواد بهمون بگه که نه تو قبلا این مسیر رو رفتی و جواب نمیدهد پس حواسمون باشه که تو تله نیوفتیم.

    برای اینکه بتونیم از الهاماتمون استفاده کنیم باید دائم گفتگو های درونیمون رو مدیریت کنیم واین کار همیشگی هست.

    برای رسیدن به ثروت باید صبر کنیم و عجول نباشیم

    نشانه های کوچیک رو ببینیم و تائیدشون کنیم نه اینکه فکر کنیم که این ی امر طبیعی بوده باید حواسمون باشه که اومدن نشانه ها به خاطر اینه که ما داریم تغییر میکنیم و به اندازه ای که تغییر میکنیم ظرفمون بزرگ میشه.

    در مسیر رسیدن به اهدافمون شاید یه جاهایی خانواده هم درگیر تضادهایی بشن نباید به خاطر این تضادها در مسیر سست بشیم و عقب بکشیم چون این تضادها ممکن اتفاقا محرک پیشرفتشون باشه و متوجه این موضوع باشیم که ما کلا مسئول خوشبختی یا بدبختی کسی نیستیم.

    ادمهایی که فکر میکنند باید بحث کنن برای یکسری ایده هاشون از مسیر اصلی خارج میشن اگر دیدگاهی رو دوست ندارین اعراض کنید یعنی بهش توجه نکنید، نخواهیم همدیگه رو قانع کنیم.

    به امید پیشرفت همگی در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    سلام و وقت‌بخیر و تشکر از استاد عزیز و همسر گرامی ایشون

    اینکه به خودمون و منطقمون و تجربیات قبلیمون زیادی اتکا نکنیم و اجازه ندیم که اتفاقات گذشته نگرش فعلی مارو شکل بدن از چیزهاییه که خیلی دوست دارم یاد بگیرم توش بهتر بشم… درمورد بحث داشتن مسئولیت درقبال زندگی دیگران هم من باتوجه به اینکه یه‌خواهر کوچکتر دارم باورهای اشتباه درمورد خوشبخت‌کردنش زیاد داشتم اما به تدریج روی خودم کار کردم و هنوزم جادارم که خیلی بهتر بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2879 روز

    به نام خدای روزی رسان

    درود و احترام

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    خداوند با قلبم داره با من صحبت می‌کنه . اگر من قلبم باز باشه اون ندای آرامش بخش خداوند رو با قلبم حس میکنم . ندایی که به من امید میده و به من آرامش میده .

    برای اینکه بتونم این حس رو قویتر کنم من باید همیشه روی باورهام کار کنم و همیشه باور داشته باشم که خدا با منه و من از خدا دور نیستم ،، اگر من باور داشته باشم که این کیهان و این هستی یک فرمانروا داره و تمام قدرت از آن اونه و من دستم توی دست اون هست ،، من دیگه از چیزی نمی‌ترسم و نگران آینده نخواهم بود .

    واقعا شنیدن این آگاهی ها حس خاصی در آدم ایجاد میکنه که متفاوت هستش .

    بعضی وقت ها به خودم میگم این ملت چقدر سر مباحث پوچ و بیهوده با همدیگه بحث و جدل دارن و نمیتونن از لحظه های زندگیشون لذت ببرن .. انگار از همه چی غافل هستن ،، از خودشون و از دنیای اطرافشون کاملا غافل هستن و گمراه و سردرگم هستن .

    خدایا هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان و نه غضب شدگان

    خدایا هدایتم کن به مسیر درست که از گمراهان نباشم.

    خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    خدایا شکرت برای این فرصت که‌ در اختیارم قرار دادی برای اینکه بتونم بنویسم

    خداوندا‌سپاس برای این‌ اکاهی ها برای درک‌کردنش برای فهمیدنش

    شکر رب من:)

    امروز توی گام‌ ششم یادگرفتم‌بتونم‌ با راهنمای‌درونم‌بیشتر‌ازتباط بگیرم

    یاد گزفتم که همه میتونند با راهنمای‌درونشون ارتباط بگیرن

    ولی قبلش باید باور‌کنند یه همچین خدایی‌ وجود داره

    یه همچین انرژی وجود داره

    الهی شکر‌رب من برای دریافت این‌اکاهی ها

    من حذود یه هفته است که‌ وقتی فهمیدم احساسم خوب‌نیس دست از ادامه مسیر برداشتم

    چون‌تصمیم داشتم چنل یوتیوبمو‌راه‌بندازم و‌همنیطور اینستاگراممو‌ا استارت کنم

    اما احساسی کع داشتم حس نگرانی ترس و‌بی ایمانی بود

    حس‌بدو بدو که‌دیرشده دیگه وقتت‌تمومه

    با این احساس دست نگه‌داشتم

    گفتم باید احساسم‌خوب بشع این حس خدایی من‌نیس

    این‌ شیطانه داره ایمجوری میره جلو

    هدایت شدم‌به‌گام به گام و عمینطوری که‌دارم‌این‌دوره‌ رو‌میبرم‌جلو

    دوره ثروت یک و هم دارم میرم جلو

    و گفتم باید به ارامش برسم تا تصمیم بگیرم باید جیکار کنم

    از خودش خواستم باورش دارم که بهم میکه

    مثل هر دفعه دیگه که ازش خواستم و‌هدایتم کرد

    من هر روز گفتگوهای ذهنی مثبتمو‌تکرار میکنم

    باشگاه که میرم تو‌ی گوشم باورهای پلی هست و‌یه سره زمزمه میکنم

    خونه که‌میام هم همینطور یه سره یا صدای من‌ توی‌خونه پلی هست یا صدای استاد

    اینم به لطف الله هست

    یه روزی این ارزوم بود الان دارم زندگیش میکنم

    ما خانوادکی داریم روی خودمون کار میکنیم

    جیزی به اسم‌تی‌وی نداریم ینی داریما ولی وصل نیست و‌فقط به اسپیکر‌خونه فایل پلی هست

    خدایا شکرت خدایا شکرت:)

    مورد بعدی راجب فالعرض عنهم هست

    اوایل خیلی تلاش میکردم توجیه کنم خودمو یا برم به قول استاد بهشون توضیح بدم

    کارشون درست هست یا نیس

    از یه جایی به بعد گفتم‌تور سننه مائده

    کسی که بخواد هدایت میشه نخوادم نمیشه

    تو‌مسئول زندگی‌خودت هستی

    و اللن تلاش میکنم اکر‌تلاش نکنم بازم‌برمیگردم به ادم‌قبل

    تلاش میکنم‌بتونم‌ سرم‌تو‌ زندگی‌خودم‌باشه

    و به کسی کاری نداشته باشم

    و‌ فعرض عنهم و اولویت زندگیم قرار بدم

    خدایا شکرت

    از استادم ممنونم برای این مسیر الهی

    سپاسگژارم ازت استاده جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 253 روز

    به نام خدا

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که مهم‌ترین راه ارتباط با «راهنمای درون» و «راهنمایی درون»، باور به راهنمای درون و هم‌چنین باور به این است که راهنمای درون به درخواست من برای راهنمایی من، پاسخ می‌دهد. برای استفاده از راهنمای درون، من باید خودم را خالی از ذهنم، تجربه‌ام و منطقم و تفکر کنم و در این خلاء درونی، درخواست مطلق داشته باشم که راهنمایی شوم. شرط شنیدن راهنمای درون، ایجاد آمادگی و قابلیت در خودم برای شنیدن است و نه اراده راهنمای درونم؛ زیرا راهنمای درونم همواره من را راهنمایی می‌کند و این من هستم که نمی‌شنونم یا اعتنا نمی‌کنم یا عمل نمی‌کنم و در کل، قابلیت ندارم. دامنه این راهنمایی می‌تواند از کوچک‌ترین و جزئی‌ترین مسائل تا بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مسائل زندگی من باشد. من باید راهنمایی درونم را قطع نظر از قضاوت ذهنم یا داوری دیگران درباره چگونگی و نتیجه اجرای راهنمایی، اجرا کنم؛ یعنی ایمان صددرصد به راهنمای درونم داشته باشم که آن‌چه می‌گوید درست است و باید آن را اجرا کنم. گفت‌وگوی درونی یک تمرین همیشگی است و باید باور به آن را با اعتماد و عمل به آن، تقویت کنم. تشخیص این که آیا این راهنمایی از جانب راهنمای درون من است یا از جانب شیطان، بر عهده قطب‌نمای احساس من است؛ زیرا راهنمایی درون، فقط با احساس امنیت، آرامش و اطمینان همراه است و نه با ترس و نفرت و طمع و دلهره.

    وقتی روی باورهایم کار می‌کنم، نشانه‌های آن از همان آغاز ظهور می‌کند؛ همان طور که در مدتی که در این سایت ثبت نام کرده و مشغول کار و تمرین روی خودم هستم، این نشانه‌ها را تقریباً هر روز دیده‌ام. این نشانه‌ها، همانند پدیده‌های طبیعی و عادی هستند و نباید انتظار داشته باشم که معجزه یا اتفاق غیرعادی رخ دهد تا آن را نشانه ظهور باورهای درونی و اجرای قوانین الهی تلقی کنم. نشانه‌های باورها با رعایت قوانین کره خاکی پدیدار می‌شوند؛ ولی این من هستم که با تمرکز و استمرار بر فرکانس ذهنی روی خواسته‌هایم، سازنده و نگهدارنده و تقویت‌کننده این باورها هستم. اگر به نتیجه نرسم و نشانه‌های ثمردهی باورم را با وجود صبر نبینم، اشکال در چگونگی باور من است و نه عوامل دیگر و باید مانع و ترمز ذهنی‌ام را بشناسم و رفع کنم.

    مسئولیت من در زندگی و مسیر هدایت و سرنوشتم، فقط در برابر خودم است و هیچ فرد یا موقعیت یا شرایط یا دولت یا حادثه یا … مسئولیت آن را بر عهده ندارد. من هم در برابر هیچ فردی مسئولیتی برای تعیین سرنوشت یا خوش‌بختی یا بدبختی او ندارم. این یک حقیقت و یک قانون است؛ هر چند ممکن است افراد نسبت به این حقیقت و قانون آگاه باشند و یا نباشند. البته این قانون به معنای بی‌اعتنایی یا آسیب به دیگران یا نادیده گرفتن جامعه نیست. ما انسان‌ها در جامعه زندگی می‌کنیم و نعمت‌های خداوند هم از «طریق» همین انسان‌ها و با زندگی در جامعه به هر یک از ما می‌رسد.موضوع درباره مسئولیت من در باره خودم و نتایج آن در شیوه تفکر و طرز رفتارم با خودم است؛ والّا من مکلف به اجرای تمامی قوانین و مقررات و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی‌ام در برابر همه افراد و از جمله در برابر خانواده‌ام هستم؛ ولی این تفکر که من مسئول سرنوشت و خوش‌بختی همسرم یا فرزندم باشم، تفکر درستی نیست. من مسئول خودم و رفتارم با خودم و جامعه و افراد هستم؛ ولی تنها کسی که در برابر خودش باید پاسخگو باشد؛ من هستم و نه دیگران. البته بسیاری از افراد ممکن است این را ندانند و مانند من که زمانی از این موضوع آگاه نبودم، در جهل مرکب باشند و بر ایشان (افراد ناآگاه) حرجی نیست. همین الان هم بسیاری موارد است که من نسبت به آنها جهل مرکب دارم و امیدوارم در مسیر هدایت الهی از آنها آگاه شوم.

    فکر می‌کنم بزرگ‌ترین لحظه در زندگی هر انسان، آن لحظه بی‌همتا و شگفت‌انگیز است که بر جهل خود واقف می‌شود؛ آن لحظه‌ شکوهمندی که درمی‌یابد تا کنون در چاه تاریکی قرار داشته و در جایی نوری وجود دارد و راهی هست که به سمت آن نور هدایت شود. بدون شک، در آن لحظه، نظر الهی به آن انسان انداخته شده و آن قدر نزد حضرت حق قابل بوده و آن خواست در او جوشیده است که حق تعالی او را از جهل مرکب خارج کند و به اشاره‌ای او را از وجود آن چیز دیگر، از آن نور خبر دهد. چه سعادتمند انسانی است آن که حضرت حق به او نظر کند. فکر می‌کنم بزرگ‌ترین توفیق من هم در زندگی‌ام، تمام آن لحظاتی بوده که بارقه آگاهی و خروج از جهل مرکب را دیده‌ام و جست‌وجو و غوغایی در دلم افتاده است. پس از آن بوده که بر خودم تکلیف کردم تا بجویم، به یاد بیاورم، بیاموزم، درک کنم، باور کنم، تجربه کنم و به قرب الهی برسم. خداوندا از تو سپاسگزارم که نظر لطفت را بر من تمام کردی و به من آموختی که از غیر تو دوری کنم، فقط بر تو توکل کنم و فقط از تو یاری بجویم تا در مسیر هدایت و نعمت بی‌کران تو قرار گیرم. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فائزه گفته:
    مدت عضویت: 2066 روز

    بنام رب خالق

    گام ششم

    ـ مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه ک باور کنیم ک این راهنما و این نیروهدایتگر درون ماست. و همواره مارو هدایت میکنه. در کوچکترین مسائل حتی بازی میتوان ازاین نیرو استفاده کرد. جنس احساسی الهامات، حس خوبه.

    ـ ب اندازه ای ک ادم رو منطق و تجربیاتش حساب نکنه، میتونه از الهامات استفاده کنه.

    ـ سبک رابطه با فرزند میتونه طوری باشه ک بزاری مستقل و ازاد باشه خودش کشف و شهود کنه

    ـ برای احساس خوب دائمی، همیشه باید رو گفتگوهای ذهنی کار کنیم

    ـ وقتی رو باورات کار میکنی، نشونه هاش میاد چرخ زندگی روانتر میشه، و این نشونه ها نشون میدن ک باورهای درست داره کار میکنه و فقط باید همون مسیرو ادامه داد.

    ـ برا رسیدن ب هدف و پرداخت بها اگ خانواده تحت تاثیر تضادی قرارمیگیرن ایراد نداره. چه بسا ک اون تضادو نبودِ رفاه براشون خوب هست تضادها محرک پیشرفتن. تضادها باعث میشه خواسته ها واضح بشن برامون. من مسئول خوشبختی یا بدبختی فرزند و خانواده و دیگران نیستم. من تنها مسئول زندگی خودم هستم. خداوند بارها گفته ک هیچ کس بار دیگری رو بردوش نمیکشد. ما مسئول خوشبختی فرزندمون نیستیم و توانایی شوهم نداریم.حضرت نوح هم نتونست بچه شو تغییر بده چون توانایی شو نداشت.

    ـ همه ادما آزادن ک دیدگاه خودشون رو داشته باشن و اونو بیان کنن. دیدگاه های مختلف رو تحمل کنیم بپذیریم ادما متفاوتن. اگ با دیدگاهی مخالفم اعراض کنم و حتی یه بارهم با کسی بحث نکنم‌.

    در کاردین اجباری نیست. حتی خدا هم نمیخاد چیزی رو تحمیل کنه ب بنده هاش. در زمان پیامبرهم همین بوده و فرموده ک وظیفه تو ابلاغ پیامه. و تو وکیل وصی کسی نیستی.

    این فرهنگ ناب لااکراه فی الدین رو درخود ایجاد کنیم سرمون تو زندگی خودمون باشه و کاری ب بقیه نداشته باشیم.

    خدایاشکرت براهمه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 766 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام 6

    سوره مائده

    قَالَ اللَّهُ هَذَا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿119﴾

    خدا فرمود این روزى است که راستگویان را راستی‏شان سود بخشد براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند این است رستگارى بزرگ (119)

    لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِیهِنَّ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿120﴾

    فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداست و او بر هر چیزى تواناست (120)

    خدا یا شکرررررررررت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت که همواره نیروی خیر حاکم بر جهان هستی در درون من وجود دارد و همواره به سوالات و خواسته های من پاسخ می‌دهد

    خداوند همواره در حال هدایت کل کیهان است

    خدایا شکرت که برای هر کاری این اجازه را بهم دادی که راه درست راه لذت و شادی و آرامش و آسایش و خوشبختی و ثروت و فراوانی را از تو بپرسم

    خدایا شکرت کمکم کن تا روی عقل خودم حساب نکنم

    فقط و فقط با نیروی آرامش بخش الهی ات حرکت کنم و عمل کنم به الهامات قلبی ام

    دقیقا امروز چندبار که بهش گوش دادم برای انجام کارها بخدا که عالی و راسترین و سودمندترین برام بوده

    امروز میخواستم یه کار انجام بدم ولی چون میدونستم باورهام تقویت نشده و ترس داشتم

    بهم گفت صبر کن منم صبر کردم

    و اومدم تو عقل کل و سرچ کردم و کلی باورهای من تقویت شد در اون مورد و الان بلطف خداوند و هدایت های همواره اش بهتر میتونم تصمیم بگیرم که فقط و فقط روی خداو هدایت های خداوند حساب باز میکنم که همون لحظه هم که قصد انجامش هست بازم خودش بهم بگه من تسلیم باشم و بت جریان الهی اش ایمان داشته باشم

    خدایا شکرت

    امروز باز با گوش دادن به هدایت خداوند دخترم رو می‌خواستیم کلاس موسیقی ثبت نام کنیم

    من قرارشد برم دنبال کار خودم

    و همسرم آرشیدا خانم رو ببره کلاس

    من مشغول خواندن کامنت های عقل کل بودم

    و دیدم زمان رفتنه من و دخترم تقریبا نزدیکه بهم گفت آرام باش و خودت هم با دخترت برو کلاس و همسرم با موتور اومد ما را رساند به کلاس و چون خودش کار داشت من موندم کنار دخترم و کلی تو کلاس موسیقی لذت بردم و کامنتم اونما نوشتم و بعد از کلاس با دخترم پیاده روی رفتیم خیابون هم کتاب جدید رو دادیم براش فنر بزنن

    هم من فروش داشتم و هم تونستم به نکات مثبت مغازه ای که رفته بودم تا محصول رو تحویل بدم اشاره کنم و کلی هم خودم و هم اون عزیزان حالشون خوب شد و اومدیم دخترم یه مداد تراش هم دید و دوست داشت خریدش و کلی ذوق داشت براش

    اومدیم تو مسیر نزدیک به خیابون بهم گفت که دوستت گفته فلان وسیله ای که میخواستم رو آورده و همونجا سر مسیر خودش بهم گفت برو بگیر

    و از مغازه قهوه فروشی که رد شدیم بوی قهوه رو حس کردم

    اولش عدم لیاقت انگار نمیزاشت از پولی که خودم بلطف خداوند ساخته بودم قهوه بگیرم

    ولی با عشق برای خودم قهوه خریدم تا با دستگاه خودم آماده کنم ولذتشو ببرم

    و یه وسیله دیگه هم که لازم داشتم با پولی که از فضل و فراوانی خداوند بهم از فروش محصولم داشتم خرید کردم و خیلی خوشحالم

    خدایا شکرت

    برای هر آن چه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    برای خوب شدن همیشگی احساس خوب باید همیشه روی آن‌کار کنم و با باورهای توحیدی به احساس خوب برسم

    برای رسیدن به ثروت باید روی باورهای خوب کار کنم

    وقتی روی ثروت کار میکنم باید نشونه هاش بیاد

    و بلطف خداوند این روزها دارم نشونه هاشو میبینم

    خدایا شکرت کمکم کن تا این مسیر درست و مومنتوم مثبت را تقویت و ثابت قدم باشم.ادامه بدم عمل کنم و حرکت کنم خدایا شکرت کمکم کن تا با ذوق و شوق همواره ادامه بدم

    با منطق خودم جلو نرم با هدایت خداوند حرکت کنم .خدایا قدم به قدم منو در مسیر درست هدایت کن

    استاد سوال این دوستمون که پرسیده شده منم یه جورایی دارمش

    و اینکه منم میگم اگه من برم دنبال علایقم اول اینکه شرک دارم و میگم همسرم نمیزاره من چند روز اگه لازم باشه برای کاری تنهایی جایی برم و یکی اینکه بچه‌ها کوچیک هستند و کسی نیست ازشون مراقبت کنه

    این افکار درستی نیست خدایا کمکم کن تا بتونم درست فکر کنم

    خدایا شکرت که این تضادها باعث رشد و پیشرفت من هستند و من باید بگم که اتفاقا برای عزیزانم هم خیلی خوبه که خودشون مستقل می‌شوند خودشون راحتر میتونن کارهاشون رو انجام بدن

    خدایا شکرت که عزیزانم در نبود من هم کنارشون قوی هستند و از پس کارهای خودشون بر میان.

    همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم

    من باید برای عشق و علایقم قدم بردارم

    و ترس‌های واهی ذهنم را محکوم کنم

    آره استاد اینم یکی دیگه از ترس‌های منه

    پس با تمام وجودم میرم تو دلش

    هر کجا لازمه تنهاشون میزارم و البته نیاز به تکامل دارد

    که بلطف خداوند دارم بهش عمل میکنم

    پسرم را تنها می‌فرستم باشگاه که باید تاکسی بگیره و فقط میگم خدایا من تسلیمم صاحب این هدیه تو هستی خودت از عزیزانم مراقبت و محافظت کن من نمیتونم من وکیل و محافظ کسی نیستم

    خدایا شکرت کمکم کن تا دیدگاه های روحم را عمل کنم

    فقط در حد یک حرف نباشه

    خدایا شکرت استاد عزیزم بخدا تمام حرفهای شما وحی منزل است برای من با هیچ کدومش مقاومت ندارم

    قشنگ قلب من می‌پذیرد و آرام میگیرد و گوش می‌دهد تا دوباره دیدگاه های روحم بشینه سر جای درستش

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم

    من به هر خیری از جانب تو نازل شود فقیرترینم

    خدایا شکرت برای پذیرفتن تمام نگاه های دیگران

    باید به همه نوع اعتقاد و دیدگاهی احترام گذاشتم و ازش اعراض کرد

    و نخواهم که کسی را مجبور کنم که مثله من فکر کند و عمل کند.زیبایی جهان به همین تصادهاست خدای مهربانم کمکم کن تا درکم بیشتر شود

    هر کسی حق انتخاب دارد

    هر جور که دوست داره نظر و دیدگاهش را بگوید کاری به کسی نداشته باشیم

    فقط از چیزی که خوشم نمیاد اعراض کنم

    مثلاً چند روز پیش که مادرم نذری داشت

    و چون می‌گفت برای فلان امامه

    فقط گفتم قبولت باشه

    خودم هم نرفتم

    و کاری نداشتم که چی شد و چکار کردن

    و آگاهانه نپرسیدم.

    خدایا شکرت چون مادرم اعتقاد اتش اون جوره

    من نمیتونم به زور دیدگاه خودمو غالب کنم به دیگران.

    من مسئول شخص خودم هستم

    من مسئول هیچ کس دیگری نیستم

    هیچ کس باردیگری را بر دوش نمیکشد .

    منه مادر مسئول خوشبختی یا بدبختی عزیزانم نیستم

    من فقط مسئول شخص خودم هستم

    خدایا شکرت کمکم کن تا در مسیر درست الهی ثابت قدم باشم و مثله شمعی باشم که اطرافم را روشن میکنم .

    هر کسی خودش داره اتفاقات زندگی خودشو رقم می‌زند

    من خالق زندگی خودم هستم.

    خدایا شکرت من براحتی دنبال اهدافم میرم و در مسیر درست هستم که خداوند تمام کارهای مرا آسان و راحت و زیبا و لذت بخش میکند.

    خدایا شکرت که مرا آسان کردی بر آسانی ها

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم.

    خدایا شکرت که کارم و زندگی ام و آرامشم و تفریح و ثروت ساختن و روابط عالی ام همه و همه بلطف خداوند با هم هستند.

    خدایا شکرت که تمام انسان ها و شرایط و اوضاع وسیله ای است برای رساندن موهبت های الهی به من

    خدایا شکرت که دارمت همواره هدایت گرم هستی به مسیر درست الهی ات خدایا شکرت.

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1853 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    2=رفتار هماهنگ با قانون در مواقع برخورد با ناخواسته ها چیست؟؟

    خیلی طول کشید وتکاملم زمان برد تا بتونم راهکار مناسبی در مواقع برخورد با ناخواسته ها پیدا کنم..

    چون یک عمر باورم این بود که این ناخواسته ها از بیرون اتفاق افتاده، و خب منکه مقصرش نبودم!!

    با این تفاصیل بازم در درون خودم قدرتی احساس میکردم برای مبارزه ومقابله با تضادها ونخواسته ها، که هر طور شده با زور بازوم با زور کلامم بازور رفتارم با تکیه بر عقل خودم اون تضاد وناخواسته رو از جلوی پام بردارم وهر طور شده ازش عبور کنم.

    فقط خدا میدونه که چه زجرها کشیدم و چه سختی ها به خودم دادم همه عمر که کاری کنم اون بیرون همه چیز وهمه کس خوب وبی نقص باشند تا من هم بتونم نفس راحتی بکشم!!

    ولی هر چقدر تلاش من بیشتر میشد تغییر مثبت بیرونی کمتر…و حتی اوضاع وشرایط بدتر وسخت تر هم میشد برام.

    تا اینکه وارد این مسیر پرخیر وبرکت اگاهی وشناخت قوانین جهان هستی شدم..

    وقتی از قوانین سر در آوردم، وقتی شما استاد قشنگ ومهربونم فکر خدا رو بهم گفتید وقتی بهم یاد دادید که بازی زندگی چطوریه وراهش چیه، تازه یه کم از مقاومتهام کم شد..

    اونجاها که هربار میگفتید هر کسی مسئول صد درصد اتفاقات زندگیش هست، اونجاها که میگفتید برید گذشتتون رو نگاه کنید ببینید که چطور خودتون اون اتفاقات رو وارد زندگیتون کردید خواسته یا ناخواسته…

    با تمام اما واگرها ومقاومت ها، من یه کم تونستم دست از سر کچل سرنوشت وتقدیر و خدا و خانواده و جامعه و …بردارم.

    اونجا تازه تونستم بعد صدها بار که این جمله رو ازتون شنیدم، یه کم بهش یقین هم پیدا کنم وقتی گذشتمو کنکاش کردم و رد پای گند زدنهای خودم رو توی همه اتفاقات زندگیم دیدم…

    اونجها که با ترسها وعجله ها ودودلی ها، با تکیه بر عقل ناقص خودم ویا تکیه بر عقل ناقص کسایی مثل خودم، همیشه زره به تن کرده وشمشیر به دست آماده باش نشسته بودم که برم به جنگ خدا وتقدیر وسرنوشت و آدمها وشرایط وحتی زمان ومکانها …

    که نتونند زندگیمو، حالمو خراب کنند ومانع پیشرفت و شادی و خوشبختی من نباشند!!!!

    یه کم که آگاه شدم گفتم بذار بیام از این به بعد از راه وروشهای استادم استفاده کنم ببینم استاد راست میگن؟ آیا قانون توی زندگی منم جواب میده؟

    خب خیلی سخت بود برام که برعقل و حرف کس دیگه ای تکیه کنم، برای منی که عقل کل تر از خودم در جهان نمی دیدم، و باورم بر این بود که کسی نیست که بتونه خوب وبد من وزندگیم رو برام تشخیص بده!!

    ولی بدون شک درست در نقطه عجز زندگیم وارد این مسیر شده بودم ودیگه راهی جز اینکه به حرفی کسی که کلی نتیجه توزندگیش گرفته از عمل به قوانین،گوش کنم.

    از کارهای کوچیک ومسائل ومشکلات جزئی شروع کردم، یادمه اون موقعه ها داشتم خدا وقوانینش رو محک میزدم وتست میکردم، پیش خودم میگفتم ببینم خدای عباسمنش خدای منم هست؟

    منم دوست داره؟ به منم کمک میکنه؟ مشکلات منم حل میکنه؟

    شروع کردم تقلید کردن از شما ومریم جان در کل زندگیم، از نوع فکر کردن در مورد مسائل و از نوع حرف زدن و بیان و حتی از نوع رفتارهاتون، درسته که تقلید بود و قلبی نبود واز روی یقین نبود ولی خیلی کمک کننده بود.

    اولین راهکاری که خیلی خیلی خیلی بهم کمک کرد تا بتونم به قوانین اعتماد کنم و اجراش کنم این بود که در مقابله با تضادها وناخواسته ها، دنبال حل کردن سریع ودفع ورفع کردن مشکل ومسئله دیگه نباشم.

    که مثل گذشته بدو بدو استرس بگیرم که چرا اینطوری شد وای حالا چی میشه پاشم یه کاری بکنم که همه چیزو روبراه کنم….

    همین کاری نکردن وبه قول خودم شیشه قورت دادن ونشستن بزرگترین قدم من وبا ارزشترین کار من در اوایل این مسیر بود.

    خیلی سختم بود ولی میگفتم مینا یا باید انجامش بدی یا بمیری!!

    چون سالها همه کاری کردی جز اینکه اوضاع رو بدتر کنی اتفاق مثبتی رخ ندادپس لطفا بشین سرجات وفقط هیچ کاری نکن…هیچ حرفی نزن..

    سکوت کردن، نشستن به عنوان مشاهده گر اجازه داد من بتونم قلم بدست بگیرم وبنویسم، میشد روزها وشبها ساعت ها مینوشتم.

    تمام چیزهایی که توی ذهنم بود، حرفهایی که با خودم وخداوند ودیگران وحتی در مورد شرایط داشتم…

    شاید اون روزها از روی اجبار وبرای کنترل ذهن اینکارو میکردم ولی همون کار یا همون تمرین باعث شد من خیلی از رفتارها و گفتارهای غلط واشتباه و بد وآسیب زننده رو که همه ی عمر انجامش میدادم دیگه انجام ندم وتکرارشون نکنم.

    وهمین تمرین باعث شد من یاد بگیرم نشستن و هیچ کاری نکردن رو!!!! در اصل نکردن وانجام ندادن کارهایی که در گذشته باعث بدتر شدن اوضاع وشرایط میشد.

    یادمه اون تقلید کردن در رفتار وگفتار انقدر ادامه دار شد که شد جزئی از عادتهام ..

    یادمه وقتی می دیدم اوضاع خوب پیش نمیره پامیشدم به زور هم شده میزدم از خونه بیرون، میرفتم توی مردم توی بازار توی فروشگاهها ، میرفتم قدم میزدم، میرفتم سمت طبیعت تا فکرم رو از اون موضوع دور کنم چون استادم بهم گفته بود اینکار جواب میده…

    شاید داشتم به زور کنترل ذهن میکردم ولی در نهایت جواب میداد و من می دیدم تایم بیشتری تونستم تلاش بیخودی برای حل کردن ناخواسته ها وتضادهام نکنم.

    چون اون اوایل هنوز بلد نبودم که جوری ذهنم رو مدیرییت کنم ویا جوری از کلام ورفتارم استفاده کنم که طبق قوانین همه چیز به نفع من رقم بخوره، پس بهترین کار همون هیچ کاری نکردن بود برام.

    جلوتر که اومدم از سپردن چیزهای کوچیک کوچیک شروع کردم، اینکه بتونم با خداوند در اموراتم وحل مسائلم شریک باشم، به قول خودم اونموقعه ها که هنوز این خدای امروزم رو نشناخته بودم، بهش میگفتم خدایا 90 درصد کارو من جمع وجور میکنم 10 درصدشم شما زحمتشو بکش!!!!!!

    میدونم که خدا اونموقعه ها کلی خندش میگرفت از حرفم ومیگفت بچه جان 100 درصد کارو من گردن گرفتم دارم انجامش میدم، شما یه دقه هیچی نگو فقط هیچ کاری نکن ، بشین سرت جات، نمیخواد شما کاری انجام بدی والله…که گند نزنی انقدر به کارای من!!!

    هرچقدر بیشتر نشستم وبیشتر سکوت کردم وبیشتر خودم رو دیدم ودرونم رو، بیشتر برام روشن شد که همه چیز خودم هستم وهمه چیز رو خودم دارم وارد زندگیم میکنم.

    سرسوزن که مسئولییت خودم وافکارم وگفتارم ورفتارم رو گردن گرفتم، فقط همون سرسوزن باعث شد، 90 درصد از اون اتفاقات وناخواسته های بد وتضادها وشرایط وآدمهای بد، از زندگیم حذف بشند.

    اونجاها که من میگفتم ولش کن من نه میدونم نه می تونم، خدا خودش باید بیاد ودرستش کنه، من که فقط بلدم گند بزنم!!

    اونجاها که میرفتم وهنوزم توشرایط ناخواسته اینکارو میکنم ولی آگاهانه، که میرم خودم رو سرگرم میکنم با دیدن فیلم کمدی یا رفتن به طبیعت یا خرید ویا هرکاری که بهم حس خوب میده،وقتی دیگه از دستم کاری برنمیاد واگه سهمی در اون مورد داشتم انجام دادم ….سعی می کنم اجازه ندم منتظر نتیجه موندن منو از پادر بیاره….

    در گذشته همه کاری میکردم همه گندی میزدم بعد که همه چیز بدتر میشد نهایتش مجبور میشدم موضوع رو رها کنم برم یه قرصی چیزی بخورم بخوابم که نفهمم دوروبرم چه خبره تا بلاخره یه فرجی بشه!!

    وحالا مدتهاست وهربار بهتر هم می تونم انجامش بدم، اینکه سهم خودم رو به کمک خداوند با پذیرش صد درصد مسئولیت اون موضوع وکل زندگی واتفاقاتش، انجام بدم و باقیشو اجازه بدم زمان درستش کنه، چون به زمان بندی خداوند اعتماد دارم.

    حتی الان مدتهاست به خودم هم اعتماد دارم، چون میدونم من در حال خودمراقبتی هستم ودر مسیر درست ودارم آگاهانه زندگی می کنم و اگر ناخواسته ای پیش اومده بدون شک اومده به من درسی شیرین بده، این موضوع این آدم این شرایط اومده تا بهم بگه چطوری از زندگیم بعد عبور از این شرایط بیشتر لذت ببرم وبیشتر طعم خوشبختی رو بچشم وچطور به خواسته های قلبیم نزدیکتر بشم یا بهشون برسم.

    وقتی آدم خودش میدونه داره با توکل وایمان پیش میره داره صدخودشو میذاره که درست زندگی وبندگی کنه، وهیچ عذاب وجدانی نداره، وقتی از خودش ومسیرش مطمعن هست دیگه به تضادها وناخواسته ها به چشم یه عذاب ویا بلاء نگاه نمی کنه…

    بلکه اون رو نعمت وموهبتی از سمت خداوند می بینه که روحش ارتقاء پیدا کنه تا به اصل خودش نزدیکتر بشه، تا بتونه خیر وخوشی وشادی وسلامتی وثروت وعشق و معنویت بیشتری رو تجربه کنه….

    به دوستانم پیشنهاد می کنم که برند فایل ظلم به خود از دیدگاه قرآن، رو گوش بدند، این آگاهیها کمک میکنه تا متوجه این باشیم که هیچکس در این دنیا اندازه خودمون به ما ظلم نمی کنه..

    به خدا قسم که من بارها امتحان کردم تا زمانیکه این دهنم رو باز نکردم یا حرکتی انجام ندادم ونشستم کار خودمو کردم وداشتم زندگی خودمو پیش میبردم کاری به کسی نداشتم به الله قسم که کسی هم کاری بهم نداشته…

    واین نشونه میده این منم که اتفاقات رو رقم میزنم، وگرنه حتی اگه حرف یا حرکت یا اتفاق ناخواسته ای پیش بیاد، اونقدری نمی تونه منو اذییت کنه یا ذهنم رو درگیر کنه، به جاش ازش استقبال می کنم و از خدا میخوام که بهم بصیرتی عطاء کنه تا بتونم حکمت ماجرارو درک کنم تا به نفع خودم همه چیز رقم بخوره…

    این مینای الان که اینجوری مینویسه وداره سعی میکنه خیلی از این آگاهی های که درک کرده در زندگش استفاده کنه…

    4 ساله داره شبانه روز فایلهای این سایت رو می بینه میشنوه ….

    12 قدم منو متولد کرد وحرف زدن وراه رفتن یادم داد…فایلهای هدیه سایت وکامنت خوندن ونوشتن خوراکم توی این مسیر شدند و دوره ی بی نظیر هم جهت با جریان خداوند داره منو به استقلال کامل میرسونه….

    جوریکه حتی پلک زدنم ونفس کشیدنم رو هماهنگ با ربم پیش ببرم چه برسه به افکارم وگفتارم ورفتارم…..

    حتی اگه همیشه وهر روز توی این دل سپردگی وسر سپردگی موفق نباشم ولی خسته نمیشم، من انقدر باید این کارو ادامه بدم تا باهاش یکی بشم، چیزیکه هم باعث رضایت درونی منه وهم باعث رضایت ربم.ان شالله.

    این (((دوره هم جهت با جریان خداوند)))لطف ورحمت وبرکتی از سمت خداوند بود و هدیه ای ارزشمند از سمت شما استاد قشنگم به من، که بتونم جوری زندگی وبندگی کنم که حس کنم جهان تماما خلاصه شده در من وخداوند.

    مثل دعای توی مراسم ازدواج توی کلیساها که عروس ودامادها بهم میگن در هر شرایطی در سختی و اسانی ، در شادی و غم و….

    دوره هم جهت با جریان خداوند منو به شکلی تغییر داد به لطف الله که توی خواب وبیداری رابطه ی منو خداوند به این شکل پیش میره، همینقدر صمیمی وعاشقانه وبا تعهد از روی مهر ومحبت…..دوتایی باهم وبا لذت….در تمام لحظه ها چه در شادی وغم..

    وچه در سختی وآسانی…

    باهم این مسیر رو طی می کنیم..

    تنها شریک ورفیق و همراه وزوج و همدم و مونس ویار ویاوری، که می تونی صد درصد بهش تکیه کنی، هیچوقت رهات نمی کنه، هیچوقت تنهات نمیذاره، برای خودش چیزی رو نمیخواد و تمام هم وغمش خوشحالی توهست، بارها وسختی ها وناراحتی ها وبیماریهاتو گردن میگیره، تا تهش باهات میاد در طول مسیر زندگی حتی لحظه ای ازت غافل نمیشه، واز شادی وذوق کردنت انقدر خوشحال میشه که همش دوست داره کاری کنه که بیشتر شاد باشی بیشتر کیف کنی بیشتر لذت ببری…تازه هرجا خسته بشی کم بیاری بغلت میکنه توی مسیر ومیبردت به سمت جلو…

    برات توی مسیر آواز هم میخونه ونوازشتم میکنه..

    برکات ونعمت هایی که به شکل ارامش وامنیت واسودگی وخواب راحت وروان شدن کارها وآسانی در امورات زندگی وبه شکل آدمهای خوب ومهر ومحبتشون، به شکل سلامتی به شکل شادی به شکل پول ومادیات و امکانات زندگی …بهت عطاء میکنه میخواد بگه اینها منم، در همشون من رو ببین من رو حس کنم…من در همه چیز هستم و همه چیز از منه، تا توی ای بنده ی من در خوشبختی زندگی کنی.

    دیگه واقعا چی میخوام؟؟؟

    خدایا مهربانم پروردگارم حالا که هدایتم کردی حالا که منو در پناهت گرفتی، کمکم کن حتی لحظه ای ازت دور وجدا نشم. یاری ام کن قدردان نعمت های بیشمارت باشم وهمیشه به یاد داشته باشم که باتوست که من شاد وخوشبخت وسلامت وثروتمند و ارامم…

    یاری ام کن تا در ناملایمات زندگی ملایم وصبور وآرام باشم ودر شادیها وخوشیها بسیار سپاسگزار وقدردان، که بدون شک هر دو گذرا هستند و زندگی هر لحظه در حال تغییر ودگرگونی هست، پس یاری ام کن، تا من در ایمان وتوکل و اعتماد به تو همواره ثابت قدم باشم.چون میدانم تویی تنها صاحب اختیارم و قدرت تمام جهان در دستان پر مهر توست.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان آگاه این مسیر

    خیلی خوشحالم که در کنار شما هستم…

    اینجا جاییه که آدم احساس می‌کنه تنها نیست؛

    هر جمله، هر تجربه، هر فایل… یه نوری داره که آدمو به خودش نزدیک‌تر می‌کنه.

    از خدا ممنونم که منو به این مسیر هدایت کرد

    .هر انسانی مسیر خاصی برای ارتباط با خدا دارد.

    گاهی این مسیر، آن‌قدر صمیمی و کودکانه است که از دید دیگران «کفر» به‌نظر می‌رسد…

    اما در حقیقت، آن کلمات ساده، ممکن است زیباترین عبادت باشد.

    این داستان، ما را با چنین لحظه‌ای روبه‌رو می‌کند:

    موسی و چوپان

    حضرت موسی در بیابان در حال عبور بود که شنید چوپانی با دل و زبان ساده‌اش، با خدا راز و نیاز می‌کرد:

    می‌گفت با خود، ساده و بی‌ریا:

    “ای خدا! ای خالق جان و جهان

    کجایی تا شوم قربانِ تو؟

    شانه بر گیرم زنم بر جان تو

    کفشَت آرم، جامه‌ات شویم پاک

    موهات شانه کنم، برگردم خاک

    شیر پیشت آرم از بزهای خویش

    دست بوسم، پاک دارم جای خویش

    هرکجا باشی، بیام پیشت شتاب

    تا کنم خدمت، نَدارم هیچ خواب…”

    موسی با شنیدن این حرف‌ها خشمگین شد و گفت:

    این چه حرف‌هایی‌ست؟!

    تو خدا رو با بنده‌هات اشتباه گرفتی؟

    خدا از جسم و نیاز به این چیزها پاک است…

    چوپان ناراحت شد، دلش شکست، و از ترس، سکوت کرد و رفت.

    اما همان شب، ندا آمد از سوی خدا:

    > “ای موسی، تو بنده‌ی ما را از ما جدا کردی…

    ما به دل او نگاه می‌کنیم، نه به زبانش.

    ما از نیّت او راضی بودیم، تو ما را ناراضی کردی.”

    خدا دنبال کلمات قشنگ و ظاهر آراسته نیست…

    او دنبال دلِ آگاه و عاشق است.

    ممکنه کسی ساده، عامی، یا حتی به زبان اشتباه حرف بزنه،

    ولی اگر از سر عشق و صداقت باشه،

    برای خدا ارزشمندتر از هزار خطبه‌ و دعای از روی ترس یا ریا است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2879 روز

    به نام خدای روزی رسان

    دزود واحترام

    هدایت خداوند همواره وجود دارد . هر وقت که میخوام کاری رو انجام بدم قبلش میگم خدایا توکل بر تو کارهام به نحو عجیبی راحت انجام میشه. و کاملا حمایت و هدایت خداوند رو احساس میکنم .

    قبل از زانندگی،، قبل از مسابقات ،، قبل از هر کاری وقتی میگم خدا توکل بر تو کاملا میفهمم دارم حمایت میشم.

    من فقط مسیول زندگی خودم هستم و من منجی و نجات بخش زندگی دیگران نیستم .. من وظیفه ی ارشاد دیکران را ندارم. من اول باید زندگی خودم رو بسازم و بعد اون وقت خود به خود الهاک بخش دیگران میشم.

    خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: