اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت حجره ی خورشید استاد عباس منش نازنینم و مریم بانوی مهربان که روضه ی امید استاد جانه….
و دوستان هم قدمی گلم….
مریم جونم ممنونم بابت تهیه و تدارک این گام بسیار عالی و فوق العاده
استاد جانم منم لطیف…همون لطیفی ک با پیدا کردن شما داره ب لطف الله تک تک خواسته هاشو خلق میکنه.میسازه.و در آرامش بیشتری سپری میکنه
جمله ی تکان دهنده و تاثیر گزار توی زندگی من همین بود ک استاد گفتند
تنها مسئولیت زندگی ما از دیدگاه قوانین؛ فقط خودمونیم
ما توانایی خوشبختی یا گمراهی یا هدایت هیچ فردی غیر از خودمان را نداریم…
و این منو راحت و رها کرد…چون من با باور مخرب چشم زخم و حسادت بزرگ شدم
از این معزل رها شدم.
و یکی از بهترین دوستام ک باهاش خیلی راحت بودم و واقعا دوسش داشتم.فقط بخاطریکه ب چشم شوری در کل شهرمون معروف بود و خودشم توو زندگیش شکست های بزرگی خورده بود رو قطع رابطه کرده بودم و برای اینکه بخودم نشون بدم باورم تغییر کرده یبار دعوتش کردم خونه مون و حتی شب رو تا صبح کنار هم موندیم اونم بعد 9ساااال……
خدایا بی نهایت شکرت بابت این مسیر زیبا
خدایا بی نهایت شکرت بابت درک این آگاهی ها
بی نهایت شکرت بابت پیدا کردن استاد
بی نهایت شکرت ک دیدن استاد رو داری برام مقدر میکنی
بی نهایت شکرت ک اینقد دوستم داری
استاد جانم .مریم جانم.و دوستان هم قدمی ام در پناه خدای منان و حنان شاد باشید و سلامت و ثروتمند و سرشار از آگاهی منتظر نتایج های فوق العاده من باشین.
از وقتی که دوباره به مسیر برگشتم و الان گام 6 هستم و جلسه سوم رویاها- راستش یه سری اتفاقات زیبا افتاد که میخوام اینجا بنویسمش
رفتم فروشگاه خرید کنم و دیدم کسی که داشت قفسه هارو می چید گوشی اش گذاشته روی یکی از قفسه ها و یه اهنگ لایت از بیلی ایلیش گذاشته واسه خودش و با لذت کار میکنه . میدونین یاد چی افتادم؟ وقتی خانم شایسته و استاد داشتن اسباب کشی میکردن و اون تیمی که پک کردن وسایل رو به عهده داشتن و میبردن تو کامیون و دقیقا یه گوشی داخل کامیون بود و یه اهنگ ارامش بخش داشت پخش میشد و خانم شایسته این کار رو تحسین کردن – بعدش صندق دار اون فروشگاه که چقدر با احترام و دوست داشتنی باهام برخورد کرد و بهم رسید تخفیف برای خرید بعدی داد
ماه ها بود یه سری کتاب درسی داخل دیوار اگهی کرده بود که خیلی هاش فروش ترفته بود و جالبه که چند روز پیش فروخته شد چهارتاش – خیلی راحت و اسان و همینطور شخص خریدار خیلی محترم و مودب بود و همون قیمتی که من تعیین کرده بودم با کمال میل پرداخت کرد و یه معامله ای بود که خدا فروخت برام
وقت کردم تو مسیر رفت و امدم به امورشگاهی میرم حتی اگه ساعت خلوت باشه یا چپ مسیر باشه بازم برای من ماشبنی هست که در امنیت و سلامت منو برسونه- تازه این اواخر خیلی سر وقت ار میرسم اموزشگاه ، قبلا هر کاری میکردم بازم دیر میرسیدم.
راستش کرایه تاکسی اون مسیری که من میرم رند نیست یعنی به خاطر اینکه رانتده ها خورد ندارن یا هرچیز دیگه ای ، اون پولی که باید پس میدادن گاهی پس نمیدادن و تجربه ی جدید من اینه که الان حتی کمتر هم ازم کرایه میگیرن و این برام خیلی لذت بخش بود
و یه چیز دیگه من از اعماق وجودم این ارس داشتم که زهرا پول خورد داشته باش که بدی به راننده که نکنه اون خورد نداشته باشه و پول اضافه ازت بگیره ، استاد یه حسی این اواخر انگار داد میزد که تو میترسی تو میترسی و بیا همون پول رند رو بده و با ترس هات مواجه شو و اعتماد کن
استاد من اون لحظه واقعا شجاع میشدم به جوری انگار هیجان داشتم که نتیجه رو ببینم و چند بار امتحان کردم دیدم بللللهه راننده باقی پولم بدون اینکه من درخواست کنم پس داد
این روزا یکم بیشتر درخواست میکنم و یه چند باری هم بیش از حد معمولی که تو ذهنم بود درخواست کردم
عابر بانگ ها وقتی میخوای پول برداری دیگه 10 هراری ندارن معولا و چولاشون درشته در صورتی که من برای رفت و امدم پول خورد لیتر به کارم میاد، دیروز تو مسیر برگشت که داشتم می هومدم هندزفری گذاشته بودم و گوش میدادم و یهویی دیدم جلوی یه عابر یانک متوقف شدم و سرم سمت چپ چرخوندمدو عابر هم خلوت هیشکی نبود
یه حسی گفت پول بردار و یه حس دیگه گقت بابا نداره که
یهو من کارتدزدم و قصدم این بود 70 بردارم که خورد بهم بده ولی یهو چشمم افتاد به گزینه برداشت 40 هزار تومن و زدمش و یه حس خنثی و ارام داشتم و در کمال حیرت دیدم عابر پول رو داد
یه بارم سوار تاکسی شدم دیدم راننده داره این جنلات رو به اون یکی مسافر میگه که ادم باید هرچی میخواد به خدا بگه از خدا بخواد و اون بهش میده ، چرا بگی امام حسین تو از خدا برای من بخواه؟ تو داری از امام حسین میخوای به خدا بگه خب چرا خودت بهش نمیگی؟ از بنده های خدا تباید درخواست کنی باید از خودش بخوای و همینطور اینم گفت که قران یه کتابیه که باید بخونیش و مو رو از ماست میکشه بیرون اینقدر که دقیقه ، و راستش من احساس کردم تنم داره مور مور میشه چون اولین بار همچین جملاتی در محیطی خارج از شایت میشنیدم به خصوص راجب قران اونم به این شکل!!!
احساس میکنم این بار خیلی بهتر دارم روی خودم کار میکنم یا نمیدونم شاید دارم روی باور مناسب تری کار میکنم که این نشونه 6ا بیشتر به چشمم میاد یعنی اون لحظه حسش میکنم و تایید میکنم
و یه بارشم خواهرم دقیقا این جمله رو بهم گفت که زهرا میدونی تو این مدت کوتاه اخیر به چمد تا از خواسته هات رسیدی ؟ هدفون خریدی ، ساعت دار شدی و ….. و این حرفو تا حالا به من نزده بود ک این حرفش دقیقا در لحظه توجهه ام برد روی صمردن نعمت هام و حال خوب
از اتفاقات خوب دیگه اینکه من دوره رویاها رو چند ماه پیش تهیه کردم و دو جلسه رفتم و ول کردم ولی بعد شروع این پروژه خیلی اشتیاق کرفتم که دوباره شروعش کنم و ادامش بدم و تمرکز بزارم روش و این بهم اعتماد به نفس میده که دارم انجلمش مبدم ، طبق حرف شما استاد واقعا کارهای نیمه تمام اعتماد به نفش ادم رو خش میندازه
خیلی خوشحالم بابت این اتفاقات زیبایی که گفت که تا اونجایی که حضور ذهن داشتم هینجا نوشتم ولی نشانه ها بیشتر از چیزیه که اینجا نوشتم
سلام به دوستان گلم که اینقدر عالی روی خودشون کار کردند و نتیجه گرفتند
راهنمای درون
مهم ترین باور اینه که اعتقاد داشته باشیم که یک نیرویی هست درون ما که خیر و شر ما رو بهمون میگه اینکه همه راه هارو میدونه و خیر مطلقو برامون میخواد
اینکه ما باور کنیم همچین نیرویی وجود داره و اینقدر روی عقل و منطق خودمون حساب نکنیم و اجازه بدیم به ما بگه و راه راستو نشونمون بده
دومین موضوع اینکه ما همیشه باید روی نجواهای ذهنی روی باورامون کار کنیم و هر لحظه سعی کنیم احساس خوبی داشته باشیم
سومین موضوع درمورد اینکه ما مسئول خوشبخت کردن دیگران نیستیم خیلی این موضوع سخته ادم دوست داره عزیزانش هم موفق باشه پیشرفت کنه ولب خب تا وقتی توی اون مدار نباشه همچین اتفاقی نمیفته
توی قران میگه هیچکس بار دیگری رو به دوش نمیکشه
تو تغییر میکنی و جهان اطرافتم تغییر میکنه و هر چیزی تغییر نکرد از زندگیت میره
راهنمای درون خدای درون همون خودمون که تکه ای از خدا در ما دمیده شده
ما باید قدرت شیطان رو پایین بیاریم و کلام خدا و هدایت خدا و خدای درون و همون راهنما رو بالا ببریم
وقتی کاری میخوایم انجام بدیم. ذهنی که بسیار نجوا میکنه. اونجاست که باید راهنمای درونمو فعال داشته باشیم و هدایت بخوایم. و همیشه صحبت کنیم. از طریق قرآن
ی نکته خیلی جالب من دوره دوازده قدم رو طلا فروختم خریدم الان دوسال هست قدم اول هستم ولی چیزی متوجه نمیشم یعنی درک نمیکنم تا ی جایی از استاد شنیدم که میگفت چیزی رو نفروشید که محصولات منو بخرید از رایگان شروع کنید با تغیرات مالی از اونا محصولات رو اومم اگر دوست داشتید و من از خدا خواستم که خدایا هدایتم کن که من برم تو فرکانس بالاتری تا بفهمم از کجا شروع کنم و دوازده قدم رو گذاشتم کنار و آمدم دیدم به به پروژه شروع شده و قلب من تایید کرد و گفت از همینجا باید شروع کنی. و چقدر احساس آرامش دارم و چقدر راضیم از خودم. و ی چیز جالب اینه که حرف زدنم کمتر شده و بیشتر دارم فکر میکنم و قرآن رو شروع کردم به خواندن معانی فارسیش بیشتر فکر میکنم. و چقدر حسم عالیه و انگار تازه متولد شدم.
داشتم کامنت نفیسه جان رو میخوندم که برای این فایل گذاشته بودند، به این قسمت متنشون که رسیدم به یکباره کلی از این دست هدایتها ومثالها و خودمحوریها و توکل کردنها و بر عقل خود تکیه کردنها ، هجوم اوردند به ذهنم!!!!!
متنی که نفیسه جان نوشتند این بود!!
(((یک داستانی به خاطرم اومد . یکی از پیامبر های الهی بیمار می شود از خدا می پرسد چکارکنم خوب بشوم ؟ راهنمایی می شود به سمت گیاهی و مصرف می کند و خوب میشود. بعد چند وقت دوباره بیمار میشود با تجربه قبلیش میرود سراغ همون گیاه ،می خورد خوب نمیشود! می پرسد چرا خوب نشدم این دفعه ؟ بهش گفته میشود اون گیاه تو اون موقع با توجه به شرایط و وضعیت اون موقعَت بوده الان برات مناسب نبوده ! جواب نمیداده ولی تو نپرسیدی چکار کنم !! با عقل و منطق خودت رفتی جلو!!))))
این شاید یه داستان باشه، خیلی معمولی وپیش پا افتاده، که وقتی افرادی که توی این مسیر واین فرکانس نیستند بشنوند یا بخونند میگن خب که چی؟؟؟؟!!!!
مثل گذشته ی خود من، که وقتی قران میخوندم و میدیدم انقدر داستانهاش تکراریه، وتو چندتا سوره یه موضوع ویه داستان در مورد پیامبری تکرار شده، میگفتم خب که چی؟؟.!!!!!
خدا چرا هی یه چیز رو چندبار تکرار میکنه؟؟!!!
ولی از وقتی که به لطف خودش وبه لطف آموزه های ناب شما استاد عزیزم بدون تعصب وبدون در نظر گرفتن باورهای قبلی خودم رفتم سراغ خوندن معانی قرآن، وقتی به لطف خدا یه کم درکم بیشتر شد نسبت به قوانین جهان هستی و ظرف وجودیم بزرگ شد برای دریافت الهامات، هربار که قرآن رو میخوندم یه معنی تازه ای برام داشت…
هربار که هدایت میخواستم برام حرف تازه ای داشت…
نه حرفی تکراری بود و هست نه چیزی که نتونم درکش کنم…
میخوام بگم این داستانی که نفیسه جان تعریفش کردند هزار بار برای خودم پیش اومده..
خواستم کاری انجام بدم هدایتی طلب کردم رفتم سراغ قرآن مثلا جواب این بود که نباید برم سراغ اون مسئله وگرنه دچار ظلم به خودم میشم!!!
ومن گفتم چشم و انجامش ندادم…
بعد مثلا یه مدتی گذشت، مثلا دوهفته ده روز، دوباره همون سوال رو از خدا پرسیدم وهدایت خواستم ورفتم سراغ قرآن که ببینم چی میگه خدا، دیدم به طور واضح گفته انجامش بده، از حمایت من برخورداری؟!!!!!
اوایل مغزم هنگ میکرد، میگفتم یعنی درست متوجه نشدم؟
یعنی خدا داره امتحانم میکنه؟
نکنه یه بارش خدا بوده یه بارش کار شیطان؟؟.
خلاصه تو ازمون وخطاهایی که داشتم توی مسیر درک ودریافت الهامات الهی، کم کم تونستم قوانین جهان هستی رو بهتر درک کنم، خصوصا که شما استاد قشنگم همیشه تاکید دارید که خدا چیزی رو برامون نمیخواد خدا چیزی رو که ما میخوایم برامون رقم میزنه، یعنی اگر من در فرکانس درستی باشم جهان هم شرایط واتفاقات خوبی رو برام رقم میزنه یعنی میفتم تو مداری که خواسته ای من هست، یعنی از قبل بوده ولی چون من اون تایم اماده دریافتش نبودم خداوند گفته الان نه…
و وقتی من آماه دریافتش شدم بعد چند وقت به همون سوالی که جواب منفی داده بود جواب مثبت داده …
خب بدون شک وقتی کسی داره زندگیش رو با هدایت الهی پیش میبره کسی هست که سر سپرده وتسلیم هست در بیشتر اوقات زندگیش…
ودیگه مقاومت زیادی در برابر الهاماتی که دریافت میکنه نداره…
چون میدونه احساسش خوبه، داره با توکل پیش میره، هوشیار و اگاه هست در برابر نشانه های الهی،پس هر الهامی دریافت کنه می پذیره، وهر اتفاقی بیفته میگه الخیر فی ماوقع(حتما خیری درش هست)
خب این یعنی من دیگه نمیخوام با عقل خودم جلو برم، چون میدونم عقل من قدرت اینو نداره که بتونه همه ی اوضاع وشرایطرو بررسی وکنترل کنه، اون تایمی که بهم گفته شد الان نباید انجامش بدی، چون اون هوش برتر ، اون صاحب جهان هستی و من، به همه چیز هم خودم هم اوضاع وشرایط من و هم به هرکسی وهر چیزی که میخواد مربوط به من باشه اشراف داره، یعنی همه چیز رو میدونه و چون می دونه من برخودش توکل کردم واز خودش خواستم پس بهترین مسیر رو برام در نظر میگیره، چون میدونه من خودم رو بهش سپردم..
وخودش هم که اصلا کارش هدایت بنده هاشه، اصلا کارش مراقبت از بنده هاشه، اصلا خواسته اش رشد وپیشرفت ودیدن شادی و سعادت بنده هاشه… و وظیفه ی خودش میدونه مراقبت ومحافظت کردن از بنده هاشو….
خب دیگه دلیلی نداره که من نگران چیزی باشم؟؟
هر جاهم که حتی از وقتی تواین مسیر هستم اومدم گفتم خب منکه بلدم، قبلا انجامش دادم، باز همونه دیگه، از همون روش تکراری وقلبی استفاده میکنم، دقیقا همونجا اشتباه کردم و حسابی خورد تو ذوقم، چون نتیجه دلخواه رو نگرفتم!!!
چون روی عقل خودم حساب کردم وروی توانایی خودم…
رو این حساب نکردم که من نمی تونم من نمی دونم، رو این حساب نکردم که شرایط هر لحظه داره تغییر میکنه، ومن باید هر لحظه هدایت بخوام….
درست مثل پیامبر این داستانی که نفیسه جان تعریف کردند!!!!!
تو بهم بگو، تو انجامش بده، اصلا بیا دوتایی انجامش بدیم ولی مثل همیشه سهم بیشتر مال توباشه……
این تمرین ستاره قطبی، واقعا بی نظیره، هم کمک میکنه به یاد بیاری دفعه قبل چطوری همه کارهارو برات انجام داده که حس خوب سپاسگزاری داشته باشی و هم اینکه بهت شوق وانگیزه ای میده که دوباره ازش بخوای، دوباره بهش بسپاری، دوباره رها بشی از انتظار و دلت قرص باشه که اونچه اتفاق میفته برات بهترینه وباعث پیشرفت میشه و روحت رو ارتقا میده تازه باعث میشه فعالیت مغزی وجسمی کمتری هم داشته باشی…
برعکس گذشته که وقتی بار روی دوش خودم بود و منم منم هام گوش فلک رو کر کرده بود ، و در اکثر مواقع هم با خودمحوریهام وخدایی مردنهام، متضرر میشدم وکلی در حق خودم ظلم میکردم و گند میزدم به همه چیز و همیشه ناراضی بودم وخسته از اونهمه تلاش وسختی های بی نتیجه….
الهی هزاران بار شکر الله مهربان رو، به خاطر اینکه منو از جهل ونادانی واز ترسها ونگرانی های بی حدو حساب، از درد ورنجهای پی در پی، واز ناامیدی ها، اورد به مسیری پر از اگاهی پر از آرامش وامنیت ، به مسیری روشن….
که هر لحظه طبق قوانین بدون تغییرش من خودم به اختیار خودم در نهایت تسلیم بودن وسر سپردگی، وبا علم بر اینکه من باید درخواست کنم و اجابت کننده همیشه برام خیر وخوشی میخواد، دارم زندگیم رو شکل میدم…
استاد قشنگ ومهربونم ان شالله همیشه وهر لحظه کنار مریم جان در پناه امن خداوند غرق شادی وخوشبختی وسلامتی وثروت و نورالهی باشید، که تمام این سالها وهمیشه تلاش می کنید خدایی رو بهمون بشناسونید که سراسر خیر هست وسعادت، و بیشتر از ما عاشق اینه که ما شاد و خوشبخت وسلامت وسعادتمند و ثروتمند باشیم. وبرای رسیدن به این سعادت تنها چیزی که از ما میخواد اینه که بهش باور وایمان داشته باشیم وتنها از خودش بخوایم.
و سلام و درود بر همراه مهربان و دوست داشتنی اش مریم عزیز
و سلام و درود بر دوست جونی های خوب توحیدی خودم در بهترین سایت دنیا و زیباترین…
خداروشکر که بعد 8سال حرکت در مسیر تغییر و از وقتی که با آگاهی های اینجا بمباران شدم صدرصد به این راهنمای درون ایمان دارم چون ازش خیلی جواب گرفتم خصوصا این چند ماهی و امروز تو مسیری رفتیم که همیشع بخاطر دست انداز و خرابی جاده حالم خراب میشد و قبل رفتن بقول معروف عزادار میشدم که ماشینم خراب میشه ولی امروز آرامش و همه چیمو بند او کردم و گفتم کاری کن در این مسیر جز زیبایی چیزی نبینم که خیلیییی بهم حال داد اصلااا نه دست انداز نه جاده نتونست حالمو خراب کنه هم رفت هم برگشت خیلییی حالم خوب بود دیگه یاد گرفتم چیجوری باهاش حرف بزنم و چیجوری باورش کنم که هست و هم سمیع هم بصیر خداجونم شکرت که داری ایمانمو بیشتر میکنی کمکم کن بیشتر درکت کنم ممنونم و استادم بابت این فایل بینهایت ممنونم امروز روز پدر بود رفتیم ده مون خیلی حال داد خیلی خوش گذشت در کنار پدر ومادرم و همه عزیزانم و چقد خدا اینروزا داره بهم حال میده از هرلحاظ نشانه های مالی هم داره از راه میرسه با این فایل بیشتر دارم به نشانه ها ذوم میکنم خداروشکررررررر
تو مسیرم چون حالم خوب بود رسیدم پمب بنزین هم لاینی که باکم بود سریع خالی شد هم میخواستم از کارت پمب استفاده کنم دیدم که کارت بنزین آزاد برخلاف قبلنا همیشه پشت نوبت بودم گرفتم زدم رفتم یعنی اصلا هیج معطلی نداشتم اینم هدیه خدا بود بخاطر حال خوبم برای اولین بار از وقتی که ماشین گرفتم این یکسالی تو این جاده حالم خوب بود اونم سپردن و کمک خواستن از راهنمای درونم بود که هر لحظه در حال هدایت ماست به سمت خواسته هامون الهی شکررررررت
الحمدالله رب العالمین بابت این مکان مقدس بابت این بهشت صدقین
سپاس مختص توست فقط تووووو که این این فایل و بهم الان هدیه دادی بهم گفتی حالا وقتشه بری تو گام شیشم که یچیز محشر برات دارم ،به حرفش گوش دادم اومدم و دیدم بلهههه محشر محشررررر نیمساعته ولی به اندازه یه دنیا آگاهی توشه گنج توشه هر کلمه اش از دُرّ گرانبهاست.
سپاس مختص توست فقط تووووو که حال مرا با این فایل دگرگون کردی همه چی از توست منشاء همه چی تویی پس بایدم سپاس مختص تو باشه نه کس دیگه یک فرمانروا یک رب تو دنیا هست اونم تویی که سپاس مختص توست که حال خراب مرا با این آگاهیی ناب از توحیدی ترین انسانت خوب کردی عجب آگاهی نابی عجب چشمه زلال و پاکی عجب باوری عجب ایده ای خیلی لذت بردم و نوش جانم شد
با این فایل در درس امروزم خدا بهم یادآوری کرد که دیگه و دیگههههه تو کار هیچکس حتی فرزندانم همسرم پدرو مادرم برادر و خواهرام دخالت نکنم خیلی نااگاه بودم ولی دیگه این فایل تیر خلاص بود بر تمام آنچیزایی که تا امروز آموختم و جسته گریخته انجامش میدادم دیگه حواسم هست نگران فرزندانم نباشم بزارم اونا هم زندگی خودشونو و افکار خودشونو تجربه کنن تا یاد بگیرن دیگه نگران نیستم دیگه تو حرفای پدرو مادرم یا خواهربرادرام نمیپرم که شما دارین اشتباه میکنین نه این حرفا درست نیست بیاین به حرف من گوش بدین آخه بنده خدا اینا که یکعمر اونجوری برنامه ریزی شدن تو میخوای با یکی دو روز چیو عوض کنی جز اینکه خودتو خسته کنی و ناراحتی پیش بیاد و حالت گرفته بشه و پشیمون بشی سودی نداره پس بهتره کنار وایستی و بزاری هم خدا کارشو انجام بده هم اونا افکارشونو زندگی کنن و با هرچی دوست دارن حال کنن و لذت ببرن منم با افکار خودم لذت ببرم و با صلح و عشق در کنار هم زندگی رو زندگی کنیم خداجونم چشممممم از امروز با آگاهیی این فایل بهم تزریق کردی دیگه حواسمو بیشترررر جمع میکنم که نگران هیچی نباشم من مسول هیچکسسسس نیستمممم و نحواهم بود من فقطططط مسول افکار خودم هستم و ازاین به بعد بیشتر به زن و بچهام آزادی میدم دیگه نمیزارم تو کارشون دخالت کنم دیگه با آگاهی ناب این فایل یاد گرفتم همه چی و بسپارم به خود خدا اون هرگز کاری نمیکنه که من داغون بشم خراب بشم غصه بخورم اون خودش مراقب همه ما هست من فقط باید بیشتر از قبل انرژی مو بزارم رو تغییر باورهام تا بتونم هم برای خودم هم خانوادم رفاه ایجاد کنم حالا تونستم رفاه ایجاد کنم اونا اگه لایقش هستن از این رفاه بهره میبرن اگه ندارن که من نمیتونم کاری بکنم بهتر که خودم آزاد و رها باشم و به اونا هم اجازه بدم آزاد باشن …
استاد مثال آزادی که به میکاییل دادین و فرودگاه و این الهامی که بهت رسید و انجام دادی درس بسیااااااار خوب و عالی بهم داد که دیگه نگران بچهام نباشم و سلب آزادی نکنم براشون و بهشون اجازه بدم زندگیشونو بهتر و زیباتر زندگی کنن خدایا شکرررررت خدایا شکرررررت که این آگاهی ناب و امشب بهم تزریق کردی تا حالم خوب بشه و از این طنابی که بدور گردن خودم و خانوادم انداختم که همه رو امر ونهی میکنم و فکر میکنم خودم عقل کل هستم خداجونم امشب بیشتر از هر شب فهمیدم که هیچی نمیدونم و هیچی نیستم تا تو دستمو نگیری تا دستت رو شونه هام نباشه من یک عاجز ناتوانم بیا و مرا دریاب الهی مرا دریاااااااب
الحمدالله رب العالمین
چقد زودتر میتونستم موفق بشم اما این انرزی های نابمو با دخالت در زندگی این و اون به نشتی انرژی ایجاد کردم و رشدم و تاخیر انداختم خدایا مرا ببخش خدایا مرا ببخش خدایا مرا ببخش الهی خودت هدایتم کن و بهم بگو چیکار کنم مثل امشب که منو آوردی اینجا تا حالمو با تو خوب کنم همیشه همین کارو بکن خودت میدونی بی تو می میرم بی تو نابودم بی تو هیچممممم هیچچچچچچ
استاد باعشق و مریم عزیز چی بگم ازاین پروژه زیبا
و چقد زیبا گفتین که براتون مهم نیست که ما این حرفا رو بپذیریم یا نپذیریم بدلم نشست چون کاملاااااا این حرفتون درسته و بحقه درست ترین حرفه یا قبول میکنیم یا دلیتش میکنیم همین وسلام ….
درووووود که بوسیله قرآن به کمک خدا کارایی رو داری انجام میدی که پیامبر توش مونده بود البته خیلی زرنگی از داستان قرآن و تجریبات پیامبران تونستی چیزایی رو یاد بگیری درس بگیری که شدی همینی که هستی غرق آرامش غرق حال خوب غرق آزادی غرق رهایی غرق زیبایی و غرق ثروت و خداااااااا نوش جونت که چقد قشنگ داری از تمام تضاد هایی که قرآن گفته اعراض میکنی و زیبایی های فراوان و تجربه میکنی دمتگرررررم که بهترین درس و امروز بهم یاد دادی…متشکررررررم و خداروسپاااااااس
سلام خدمت همه شما عزیزان،نمیدونم چی بنویسم ولی واقعا به خاطر اینکه به قول یکی از دوستان از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم برای نوشتن میخوام رد پا بذارم،واقعا همینه ما تو هرکاری اصلا دین که هیچی کار شخصی اگه بخوایم هر کسی رو مجبور به انجام دادنش کنیم یا انجام نمیشه یا بدترین شکل انجام میگره،دین که دیگه بحثش به نظر من بحثش جداست و باید با لذت تمام انجام بشه،سپاس از همتون امیدوارم بتونیم کامنت بذاریم و روز به روز پیشرفت کنیم و جلو بریم..
گام پنجم مهاجرت به مدار بالاتر: فرهنگ ناب لا اکراه فی الدین
– مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون، باور به وجود این نیروی هدایتگر درونی است و باور داشته باشید که هر وقت از این نیرو درخواست کنید،حتی در کوچکترین مسائل زندگی، پاسخ خواهد داد. به اندازه ای که باور داشته باشید و تسلیم باشید و روی تجربه های گذشته و ذهن منطقی خود حساب نکنید و به ندای قلب گوش کنید، از این نیرو جواب خواهید
گرفت. ذهن منطقی ما جلوی استفاده از الهامات را می گیرد. جنس احساس ایجاد شده از گفتگوهای ذهنی هم مشخص می کند که این گفتگوها نجوای
شیطان هستند یا الهام خداوند.
– همیشه باید روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم و باورهای مناسب را جایگزین باورهای محدود کننده کنیم.
– وقتی روی باورها کار کنیم از همان اول نشانه ها را می بینیم، البته این نشانه ها کوچک هستند ولی وجود دارند و نشان می دهند که کار کردن روی باورها جواب داده و باید همان مسیر را ادامه دهیم تا نتایج بزرگتر شوند.
– تضاد ها برای پیشرفت هستند. در برخورد با تضاد ها در مورد خواسته ها به وضوح می رسیم و می فهمیم واقعا چه می خواهیم. پس نباید فکر کنیم که تضادها برای اذیت شدن ما و خانواده ماست، بلکه برای پیشرفت و رسیدن به خواسته ست.
– ما مسئول خوشبخت کردن هیچ کس نیستیم، حتی خانواده مان. ما فقط مسئول خودمان هستیم و هر کسی هم مسئول زندگی خودش است و هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمی کشد. حتی در قرآن هم بارها به پیامبر گفته شده که رسالت تو فقط ابلاغ پیام است و تو وکیل مردم نیستی.
– هر کس می تواند هر دیدگاهی داشته باشد و هر کسی هم مختار است که به آن دیدگاه عمل کند یا اگر موافق آن نیست از آن اعراض کند. به طور کلی بهترین برخورد با ناخواسته ها و دیدگاههای مخالف، اعراض از آنهاست نه بحث و جدل با آنها. چون با هرچه بجنگی قویترش می کنی.
– هر اتفاقی هم بیفتد هر کسی از افراد خانواده مسئول زندگی خودش است و ما باید دنبال هدفهای خودمان برویم و اگر در مسیر درست باشیم و روی باورهای خودمان کار کنیم دردها و رنجها یا بوجود نمی آیند یا در صورت ایجاد ، خیلی زود با تغییر باورها رفع خواهند شد.
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و دیگر دوستان سایت
به نظرم فعال کردن راهنمای درون اول با توکل و ایمان به قادر بدون همتاست.باید اول بتونیم به منبع وصل بشیم اونم با توکل .وقتی توکل کنیم یعنی اون نیرو رو بهش اجازه ورود به زندگیمون دادیم و وقتی خدا وارد زندگیمون بشه هدایت شروع میشه.توکل یعنی خدایا بهت اعتقاد واطمینان دارم و تنها تو رو دارم پس هدایتم کن.وقتی آدم مثبت نگری باشیم اون راهنمای درون همیشه مارو به مسیرهایی هدایت میکنه که احساس خوب بیشتری بهمون بده.یه مطلبی رو استاد در یکی از فایلها گفته بودند که مثلا وقتی بچمون نیم ساعت تأخیر داره از رسیدن مدرسه تا خونه چطور ما فکر مثبت نمیکنیم؟چرا نمیگیم شاید داره تو راه با بچه ها بازی میکنه به جای اینکه هزارجور فکر نامناسب بکنیم .این دقیقا همون دیدگاه مثبتی بود که استاد نسبت به گم شدن میکاییل داشتن و فکر میکردن شاید این بچه یه جایی یه بازی رو دیده و سرگرم اون شده و همین فکر مثبت ایشون رو هدایت کرده تا جاییکه در لحظه آخر اسم پسرشون رو بلند صدا بزنند و نتیجه بگیرند.
خدایا ما رو به راه کسانی هدایت کن که به آنها نعمت داده ای.
مهمترین باوربرای فعال کردن راهنمای درون باور ب این است که این راهنما وجوددارد فارغ ازاینکه مذهبی یاغیرمذهبی هستیم این نیروی هدایتگروحامی در وجودمان است و باایمان ازش میخوایم ب ماکمک میکنه سیستمی وار این اتفاق میفته خب شرطش اینه ک اول باورکنیم هست دروجودمان همچین نیرویی و اینک مالیاقت داریم و به ماکمک خواهدکرد و پاسخ میدهد و این مهمترین باوره که وجود داره و پاسخ میدهد و پاسخ خواهد داد
و ازتجربیات گذشتمون استفاده نکنیم حتی اگ پاسخ گرفته باشیم ب نظر من همیشه هدایت بخواهیم برای هر پلن مان و برای هرقسمت ازکارهایمان این هدایت روبخوایم تا پاسخ های هر باربهتربگیریم
چون خداوند طبق فرکانس هاو مدار خودمان ب ما هدایت و راهنمایی میده و کمک میکنه و هربار ک ب مدار بالاتر بریم پاسخ هاو هدایت ها هم بهتر خواهد شد..ذهن منطقی ماجلوی مارو میگیره درمقابل استفاده از الهاماتمان ازکجابفهمیم ک الهاماته یا نجواهای شیطان ب این صورت که این ایده یاالهام احساس خوبی ب مامیده یاترس ونگرانی جنس احساس ب مامیگه ک کی داره صحبت میکنه باما
جایگزین کردن باورهای قدرتمندکننده بانجواهای ذهنی باید کارهمیشگی ماباشه چون خود بخود احساس بدمیشه ولی خودبخود خوب نمیشه
باتغییرباورها نتایج تغییرمیکنند و امکان داره درابتدا کوچک باشن ولی هستن و اینهارو ک دیدیم باید تایید کنیم و ادامه بدیم چون این مسیر درسته ک این نتایج متفاوت باگذشته رو میبینیم
واون نتیجه در رابطه باثروت واستقلال مالی امکان داره بیکارشدن باشه و این تضاد ی جور نتیجه س ک داره نشون میده ک مسیر درسته باید این روند تغییر باورها رو ادامه بدیم تا ب شغل جدید و کسب وکار شخصی هدایت بشیم با روند تغییرباورها و شخصیت
اعراض _و جهان ب همه ی دیدگاه ها و تفاوت انسانها نیاز داره و ما ن توان تغییر کسی جز خودمان رو داریم حتی ب اندازه پوست نازک هسته ی خرما ب قول قرآن و نه وظیفه ی ماست و احساسات رو ک نشانه ی جهالت انسان (منظورم احساساتی شدن درمقابل دیگران)است رو بذاریم کنار و تمرکزمون رو روی تغییر شخصیت خودمان و ایجاد سبک شخصی برای زندگی خودمان بگذاریم
حجره ی خورشید تویی…خانه ی ناهید تویی
روضه ی اومید تویی…راه ده ای یار مرا…
گام ششم
سلام خدمت حجره ی خورشید استاد عباس منش نازنینم و مریم بانوی مهربان که روضه ی امید استاد جانه….
و دوستان هم قدمی گلم….
مریم جونم ممنونم بابت تهیه و تدارک این گام بسیار عالی و فوق العاده
استاد جانم منم لطیف…همون لطیفی ک با پیدا کردن شما داره ب لطف الله تک تک خواسته هاشو خلق میکنه.میسازه.و در آرامش بیشتری سپری میکنه
جمله ی تکان دهنده و تاثیر گزار توی زندگی من همین بود ک استاد گفتند
تنها مسئولیت زندگی ما از دیدگاه قوانین؛ فقط خودمونیم
ما توانایی خوشبختی یا گمراهی یا هدایت هیچ فردی غیر از خودمان را نداریم…
و این منو راحت و رها کرد…چون من با باور مخرب چشم زخم و حسادت بزرگ شدم
از این معزل رها شدم.
و یکی از بهترین دوستام ک باهاش خیلی راحت بودم و واقعا دوسش داشتم.فقط بخاطریکه ب چشم شوری در کل شهرمون معروف بود و خودشم توو زندگیش شکست های بزرگی خورده بود رو قطع رابطه کرده بودم و برای اینکه بخودم نشون بدم باورم تغییر کرده یبار دعوتش کردم خونه مون و حتی شب رو تا صبح کنار هم موندیم اونم بعد 9ساااال……
خدایا بی نهایت شکرت بابت این مسیر زیبا
خدایا بی نهایت شکرت بابت درک این آگاهی ها
بی نهایت شکرت بابت پیدا کردن استاد
بی نهایت شکرت ک دیدن استاد رو داری برام مقدر میکنی
بی نهایت شکرت ک اینقد دوستم داری
استاد جانم .مریم جانم.و دوستان هم قدمی ام در پناه خدای منان و حنان شاد باشید و سلامت و ثروتمند و سرشار از آگاهی منتظر نتایج های فوق العاده من باشین.
بدرود
سلام به استاد عزیزم
از وقتی که دوباره به مسیر برگشتم و الان گام 6 هستم و جلسه سوم رویاها- راستش یه سری اتفاقات زیبا افتاد که میخوام اینجا بنویسمش
رفتم فروشگاه خرید کنم و دیدم کسی که داشت قفسه هارو می چید گوشی اش گذاشته روی یکی از قفسه ها و یه اهنگ لایت از بیلی ایلیش گذاشته واسه خودش و با لذت کار میکنه . میدونین یاد چی افتادم؟ وقتی خانم شایسته و استاد داشتن اسباب کشی میکردن و اون تیمی که پک کردن وسایل رو به عهده داشتن و میبردن تو کامیون و دقیقا یه گوشی داخل کامیون بود و یه اهنگ ارامش بخش داشت پخش میشد و خانم شایسته این کار رو تحسین کردن – بعدش صندق دار اون فروشگاه که چقدر با احترام و دوست داشتنی باهام برخورد کرد و بهم رسید تخفیف برای خرید بعدی داد
ماه ها بود یه سری کتاب درسی داخل دیوار اگهی کرده بود که خیلی هاش فروش ترفته بود و جالبه که چند روز پیش فروخته شد چهارتاش – خیلی راحت و اسان و همینطور شخص خریدار خیلی محترم و مودب بود و همون قیمتی که من تعیین کرده بودم با کمال میل پرداخت کرد و یه معامله ای بود که خدا فروخت برام
وقت کردم تو مسیر رفت و امدم به امورشگاهی میرم حتی اگه ساعت خلوت باشه یا چپ مسیر باشه بازم برای من ماشبنی هست که در امنیت و سلامت منو برسونه- تازه این اواخر خیلی سر وقت ار میرسم اموزشگاه ، قبلا هر کاری میکردم بازم دیر میرسیدم.
راستش کرایه تاکسی اون مسیری که من میرم رند نیست یعنی به خاطر اینکه رانتده ها خورد ندارن یا هرچیز دیگه ای ، اون پولی که باید پس میدادن گاهی پس نمیدادن و تجربه ی جدید من اینه که الان حتی کمتر هم ازم کرایه میگیرن و این برام خیلی لذت بخش بود
و یه چیز دیگه من از اعماق وجودم این ارس داشتم که زهرا پول خورد داشته باش که بدی به راننده که نکنه اون خورد نداشته باشه و پول اضافه ازت بگیره ، استاد یه حسی این اواخر انگار داد میزد که تو میترسی تو میترسی و بیا همون پول رند رو بده و با ترس هات مواجه شو و اعتماد کن
استاد من اون لحظه واقعا شجاع میشدم به جوری انگار هیجان داشتم که نتیجه رو ببینم و چند بار امتحان کردم دیدم بللللهه راننده باقی پولم بدون اینکه من درخواست کنم پس داد
این روزا یکم بیشتر درخواست میکنم و یه چند باری هم بیش از حد معمولی که تو ذهنم بود درخواست کردم
عابر بانگ ها وقتی میخوای پول برداری دیگه 10 هراری ندارن معولا و چولاشون درشته در صورتی که من برای رفت و امدم پول خورد لیتر به کارم میاد، دیروز تو مسیر برگشت که داشتم می هومدم هندزفری گذاشته بودم و گوش میدادم و یهویی دیدم جلوی یه عابر یانک متوقف شدم و سرم سمت چپ چرخوندمدو عابر هم خلوت هیشکی نبود
یه حسی گفت پول بردار و یه حس دیگه گقت بابا نداره که
یهو من کارتدزدم و قصدم این بود 70 بردارم که خورد بهم بده ولی یهو چشمم افتاد به گزینه برداشت 40 هزار تومن و زدمش و یه حس خنثی و ارام داشتم و در کمال حیرت دیدم عابر پول رو داد
یه بارم سوار تاکسی شدم دیدم راننده داره این جنلات رو به اون یکی مسافر میگه که ادم باید هرچی میخواد به خدا بگه از خدا بخواد و اون بهش میده ، چرا بگی امام حسین تو از خدا برای من بخواه؟ تو داری از امام حسین میخوای به خدا بگه خب چرا خودت بهش نمیگی؟ از بنده های خدا تباید درخواست کنی باید از خودش بخوای و همینطور اینم گفت که قران یه کتابیه که باید بخونیش و مو رو از ماست میکشه بیرون اینقدر که دقیقه ، و راستش من احساس کردم تنم داره مور مور میشه چون اولین بار همچین جملاتی در محیطی خارج از شایت میشنیدم به خصوص راجب قران اونم به این شکل!!!
احساس میکنم این بار خیلی بهتر دارم روی خودم کار میکنم یا نمیدونم شاید دارم روی باور مناسب تری کار میکنم که این نشونه 6ا بیشتر به چشمم میاد یعنی اون لحظه حسش میکنم و تایید میکنم
و یه بارشم خواهرم دقیقا این جمله رو بهم گفت که زهرا میدونی تو این مدت کوتاه اخیر به چمد تا از خواسته هات رسیدی ؟ هدفون خریدی ، ساعت دار شدی و ….. و این حرفو تا حالا به من نزده بود ک این حرفش دقیقا در لحظه توجهه ام برد روی صمردن نعمت هام و حال خوب
از اتفاقات خوب دیگه اینکه من دوره رویاها رو چند ماه پیش تهیه کردم و دو جلسه رفتم و ول کردم ولی بعد شروع این پروژه خیلی اشتیاق کرفتم که دوباره شروعش کنم و ادامش بدم و تمرکز بزارم روش و این بهم اعتماد به نفس میده که دارم انجلمش مبدم ، طبق حرف شما استاد واقعا کارهای نیمه تمام اعتماد به نفش ادم رو خش میندازه
خیلی خوشحالم بابت این اتفاقات زیبایی که گفت که تا اونجایی که حضور ذهن داشتم هینجا نوشتم ولی نشانه ها بیشتر از چیزیه که اینجا نوشتم
سلام به استاد عزیزم
سلام به دوستان گلم که اینقدر عالی روی خودشون کار کردند و نتیجه گرفتند
راهنمای درون
مهم ترین باور اینه که اعتقاد داشته باشیم که یک نیرویی هست درون ما که خیر و شر ما رو بهمون میگه اینکه همه راه هارو میدونه و خیر مطلقو برامون میخواد
اینکه ما باور کنیم همچین نیرویی وجود داره و اینقدر روی عقل و منطق خودمون حساب نکنیم و اجازه بدیم به ما بگه و راه راستو نشونمون بده
دومین موضوع اینکه ما همیشه باید روی نجواهای ذهنی روی باورامون کار کنیم و هر لحظه سعی کنیم احساس خوبی داشته باشیم
سومین موضوع درمورد اینکه ما مسئول خوشبخت کردن دیگران نیستیم خیلی این موضوع سخته ادم دوست داره عزیزانش هم موفق باشه پیشرفت کنه ولب خب تا وقتی توی اون مدار نباشه همچین اتفاقی نمیفته
توی قران میگه هیچکس بار دیگری رو به دوش نمیکشه
تو تغییر میکنی و جهان اطرافتم تغییر میکنه و هر چیزی تغییر نکرد از زندگیت میره
باید کاملا وابستگیتو از بین ببری !
و فقط تمرکز کنی روی خودت
همه انسان ها ازاد هستند دربیان دیدگاهاشون
خدایا شکرت
به نام خدا
سلام به همه دوستان و استاد عزیزم
راهنمای درون خدای درون همون خودمون که تکه ای از خدا در ما دمیده شده
ما باید قدرت شیطان رو پایین بیاریم و کلام خدا و هدایت خدا و خدای درون و همون راهنما رو بالا ببریم
وقتی کاری میخوایم انجام بدیم. ذهنی که بسیار نجوا میکنه. اونجاست که باید راهنمای درونمو فعال داشته باشیم و هدایت بخوایم. و همیشه صحبت کنیم. از طریق قرآن
ی نکته خیلی جالب من دوره دوازده قدم رو طلا فروختم خریدم الان دوسال هست قدم اول هستم ولی چیزی متوجه نمیشم یعنی درک نمیکنم تا ی جایی از استاد شنیدم که میگفت چیزی رو نفروشید که محصولات منو بخرید از رایگان شروع کنید با تغیرات مالی از اونا محصولات رو اومم اگر دوست داشتید و من از خدا خواستم که خدایا هدایتم کن که من برم تو فرکانس بالاتری تا بفهمم از کجا شروع کنم و دوازده قدم رو گذاشتم کنار و آمدم دیدم به به پروژه شروع شده و قلب من تایید کرد و گفت از همینجا باید شروع کنی. و چقدر احساس آرامش دارم و چقدر راضیم از خودم. و ی چیز جالب اینه که حرف زدنم کمتر شده و بیشتر دارم فکر میکنم و قرآن رو شروع کردم به خواندن معانی فارسیش بیشتر فکر میکنم. و چقدر حسم عالیه و انگار تازه متولد شدم.
سپاسگزارم ازتون استاد خانوم شایسته مهربان
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
داشتم کامنت نفیسه جان رو میخوندم که برای این فایل گذاشته بودند، به این قسمت متنشون که رسیدم به یکباره کلی از این دست هدایتها ومثالها و خودمحوریها و توکل کردنها و بر عقل خود تکیه کردنها ، هجوم اوردند به ذهنم!!!!!
متنی که نفیسه جان نوشتند این بود!!
(((یک داستانی به خاطرم اومد . یکی از پیامبر های الهی بیمار می شود از خدا می پرسد چکارکنم خوب بشوم ؟ راهنمایی می شود به سمت گیاهی و مصرف می کند و خوب میشود. بعد چند وقت دوباره بیمار میشود با تجربه قبلیش میرود سراغ همون گیاه ،می خورد خوب نمیشود! می پرسد چرا خوب نشدم این دفعه ؟ بهش گفته میشود اون گیاه تو اون موقع با توجه به شرایط و وضعیت اون موقعَت بوده الان برات مناسب نبوده ! جواب نمیداده ولی تو نپرسیدی چکار کنم !! با عقل و منطق خودت رفتی جلو!!))))
این شاید یه داستان باشه، خیلی معمولی وپیش پا افتاده، که وقتی افرادی که توی این مسیر واین فرکانس نیستند بشنوند یا بخونند میگن خب که چی؟؟؟؟!!!!
مثل گذشته ی خود من، که وقتی قران میخوندم و میدیدم انقدر داستانهاش تکراریه، وتو چندتا سوره یه موضوع ویه داستان در مورد پیامبری تکرار شده، میگفتم خب که چی؟؟.!!!!!
خدا چرا هی یه چیز رو چندبار تکرار میکنه؟؟!!!
ولی از وقتی که به لطف خودش وبه لطف آموزه های ناب شما استاد عزیزم بدون تعصب وبدون در نظر گرفتن باورهای قبلی خودم رفتم سراغ خوندن معانی قرآن، وقتی به لطف خدا یه کم درکم بیشتر شد نسبت به قوانین جهان هستی و ظرف وجودیم بزرگ شد برای دریافت الهامات، هربار که قرآن رو میخوندم یه معنی تازه ای برام داشت…
هربار که هدایت میخواستم برام حرف تازه ای داشت…
نه حرفی تکراری بود و هست نه چیزی که نتونم درکش کنم…
میخوام بگم این داستانی که نفیسه جان تعریفش کردند هزار بار برای خودم پیش اومده..
خواستم کاری انجام بدم هدایتی طلب کردم رفتم سراغ قرآن مثلا جواب این بود که نباید برم سراغ اون مسئله وگرنه دچار ظلم به خودم میشم!!!
ومن گفتم چشم و انجامش ندادم…
بعد مثلا یه مدتی گذشت، مثلا دوهفته ده روز، دوباره همون سوال رو از خدا پرسیدم وهدایت خواستم ورفتم سراغ قرآن که ببینم چی میگه خدا، دیدم به طور واضح گفته انجامش بده، از حمایت من برخورداری؟!!!!!
اوایل مغزم هنگ میکرد، میگفتم یعنی درست متوجه نشدم؟
یعنی خدا داره امتحانم میکنه؟
نکنه یه بارش خدا بوده یه بارش کار شیطان؟؟.
خلاصه تو ازمون وخطاهایی که داشتم توی مسیر درک ودریافت الهامات الهی، کم کم تونستم قوانین جهان هستی رو بهتر درک کنم، خصوصا که شما استاد قشنگم همیشه تاکید دارید که خدا چیزی رو برامون نمیخواد خدا چیزی رو که ما میخوایم برامون رقم میزنه، یعنی اگر من در فرکانس درستی باشم جهان هم شرایط واتفاقات خوبی رو برام رقم میزنه یعنی میفتم تو مداری که خواسته ای من هست، یعنی از قبل بوده ولی چون من اون تایم اماده دریافتش نبودم خداوند گفته الان نه…
و وقتی من آماه دریافتش شدم بعد چند وقت به همون سوالی که جواب منفی داده بود جواب مثبت داده …
خب بدون شک وقتی کسی داره زندگیش رو با هدایت الهی پیش میبره کسی هست که سر سپرده وتسلیم هست در بیشتر اوقات زندگیش…
ودیگه مقاومت زیادی در برابر الهاماتی که دریافت میکنه نداره…
چون میدونه احساسش خوبه، داره با توکل پیش میره، هوشیار و اگاه هست در برابر نشانه های الهی،پس هر الهامی دریافت کنه می پذیره، وهر اتفاقی بیفته میگه الخیر فی ماوقع(حتما خیری درش هست)
خب این یعنی من دیگه نمیخوام با عقل خودم جلو برم، چون میدونم عقل من قدرت اینو نداره که بتونه همه ی اوضاع وشرایطرو بررسی وکنترل کنه، اون تایمی که بهم گفته شد الان نباید انجامش بدی، چون اون هوش برتر ، اون صاحب جهان هستی و من، به همه چیز هم خودم هم اوضاع وشرایط من و هم به هرکسی وهر چیزی که میخواد مربوط به من باشه اشراف داره، یعنی همه چیز رو میدونه و چون می دونه من برخودش توکل کردم واز خودش خواستم پس بهترین مسیر رو برام در نظر میگیره، چون میدونه من خودم رو بهش سپردم..
وخودش هم که اصلا کارش هدایت بنده هاشه، اصلا کارش مراقبت از بنده هاشه، اصلا خواسته اش رشد وپیشرفت ودیدن شادی و سعادت بنده هاشه… و وظیفه ی خودش میدونه مراقبت ومحافظت کردن از بنده هاشو….
خب دیگه دلیلی نداره که من نگران چیزی باشم؟؟
هر جاهم که حتی از وقتی تواین مسیر هستم اومدم گفتم خب منکه بلدم، قبلا انجامش دادم، باز همونه دیگه، از همون روش تکراری وقلبی استفاده میکنم، دقیقا همونجا اشتباه کردم و حسابی خورد تو ذوقم، چون نتیجه دلخواه رو نگرفتم!!!
چون روی عقل خودم حساب کردم وروی توانایی خودم…
رو این حساب نکردم که من نمی تونم من نمی دونم، رو این حساب نکردم که شرایط هر لحظه داره تغییر میکنه، ومن باید هر لحظه هدایت بخوام….
درست مثل پیامبر این داستانی که نفیسه جان تعریف کردند!!!!!
چقدر حس خوبیه، چقدر حس ارامش وامنیت داره این تسلیم بودن…
گفتن قلبی من نمیدونم من نمی تونم، من بلدش نیستم…
تو بهم بگو، تو انجامش بده، اصلا بیا دوتایی انجامش بدیم ولی مثل همیشه سهم بیشتر مال توباشه……
این تمرین ستاره قطبی، واقعا بی نظیره، هم کمک میکنه به یاد بیاری دفعه قبل چطوری همه کارهارو برات انجام داده که حس خوب سپاسگزاری داشته باشی و هم اینکه بهت شوق وانگیزه ای میده که دوباره ازش بخوای، دوباره بهش بسپاری، دوباره رها بشی از انتظار و دلت قرص باشه که اونچه اتفاق میفته برات بهترینه وباعث پیشرفت میشه و روحت رو ارتقا میده تازه باعث میشه فعالیت مغزی وجسمی کمتری هم داشته باشی…
برعکس گذشته که وقتی بار روی دوش خودم بود و منم منم هام گوش فلک رو کر کرده بود ، و در اکثر مواقع هم با خودمحوریهام وخدایی مردنهام، متضرر میشدم وکلی در حق خودم ظلم میکردم و گند میزدم به همه چیز و همیشه ناراضی بودم وخسته از اونهمه تلاش وسختی های بی نتیجه….
الهی هزاران بار شکر الله مهربان رو، به خاطر اینکه منو از جهل ونادانی واز ترسها ونگرانی های بی حدو حساب، از درد ورنجهای پی در پی، واز ناامیدی ها، اورد به مسیری پر از اگاهی پر از آرامش وامنیت ، به مسیری روشن….
که هر لحظه طبق قوانین بدون تغییرش من خودم به اختیار خودم در نهایت تسلیم بودن وسر سپردگی، وبا علم بر اینکه من باید درخواست کنم و اجابت کننده همیشه برام خیر وخوشی میخواد، دارم زندگیم رو شکل میدم…
استاد قشنگ ومهربونم ان شالله همیشه وهر لحظه کنار مریم جان در پناه امن خداوند غرق شادی وخوشبختی وسلامتی وثروت و نورالهی باشید، که تمام این سالها وهمیشه تلاش می کنید خدایی رو بهمون بشناسونید که سراسر خیر هست وسعادت، و بیشتر از ما عاشق اینه که ما شاد و خوشبخت وسلامت وسعادتمند و ثروتمند باشیم. وبرای رسیدن به این سعادت تنها چیزی که از ما میخواد اینه که بهش باور وایمان داشته باشیم وتنها از خودش بخوایم.
قربون خدای بخشنده ومهربونم برم من.
بسم الله الرحمن الرجیم
هست کلید در گنج حکیم
سلام و درود بر بززگمرد عشق و معرفت و توحید
و سلام و درود بر همراه مهربان و دوست داشتنی اش مریم عزیز
و سلام و درود بر دوست جونی های خوب توحیدی خودم در بهترین سایت دنیا و زیباترین…
خداروشکر که بعد 8سال حرکت در مسیر تغییر و از وقتی که با آگاهی های اینجا بمباران شدم صدرصد به این راهنمای درون ایمان دارم چون ازش خیلی جواب گرفتم خصوصا این چند ماهی و امروز تو مسیری رفتیم که همیشع بخاطر دست انداز و خرابی جاده حالم خراب میشد و قبل رفتن بقول معروف عزادار میشدم که ماشینم خراب میشه ولی امروز آرامش و همه چیمو بند او کردم و گفتم کاری کن در این مسیر جز زیبایی چیزی نبینم که خیلیییی بهم حال داد اصلااا نه دست انداز نه جاده نتونست حالمو خراب کنه هم رفت هم برگشت خیلییی حالم خوب بود دیگه یاد گرفتم چیجوری باهاش حرف بزنم و چیجوری باورش کنم که هست و هم سمیع هم بصیر خداجونم شکرت که داری ایمانمو بیشتر میکنی کمکم کن بیشتر درکت کنم ممنونم و استادم بابت این فایل بینهایت ممنونم امروز روز پدر بود رفتیم ده مون خیلی حال داد خیلی خوش گذشت در کنار پدر ومادرم و همه عزیزانم و چقد خدا اینروزا داره بهم حال میده از هرلحاظ نشانه های مالی هم داره از راه میرسه با این فایل بیشتر دارم به نشانه ها ذوم میکنم خداروشکررررررر
تو مسیرم چون حالم خوب بود رسیدم پمب بنزین هم لاینی که باکم بود سریع خالی شد هم میخواستم از کارت پمب استفاده کنم دیدم که کارت بنزین آزاد برخلاف قبلنا همیشه پشت نوبت بودم گرفتم زدم رفتم یعنی اصلا هیج معطلی نداشتم اینم هدیه خدا بود بخاطر حال خوبم برای اولین بار از وقتی که ماشین گرفتم این یکسالی تو این جاده حالم خوب بود اونم سپردن و کمک خواستن از راهنمای درونم بود که هر لحظه در حال هدایت ماست به سمت خواسته هامون الهی شکررررررت
الحمدالله رب العالمین بابت این مکان مقدس بابت این بهشت صدقین
سپاس مختص توست فقط تووووو که این این فایل و بهم الان هدیه دادی بهم گفتی حالا وقتشه بری تو گام شیشم که یچیز محشر برات دارم ،به حرفش گوش دادم اومدم و دیدم بلهههه محشر محشررررر نیمساعته ولی به اندازه یه دنیا آگاهی توشه گنج توشه هر کلمه اش از دُرّ گرانبهاست.
سپاس مختص توست فقط تووووو که حال مرا با این فایل دگرگون کردی همه چی از توست منشاء همه چی تویی پس بایدم سپاس مختص تو باشه نه کس دیگه یک فرمانروا یک رب تو دنیا هست اونم تویی که سپاس مختص توست که حال خراب مرا با این آگاهیی ناب از توحیدی ترین انسانت خوب کردی عجب آگاهی نابی عجب چشمه زلال و پاکی عجب باوری عجب ایده ای خیلی لذت بردم و نوش جانم شد
با این فایل در درس امروزم خدا بهم یادآوری کرد که دیگه و دیگههههه تو کار هیچکس حتی فرزندانم همسرم پدرو مادرم برادر و خواهرام دخالت نکنم خیلی نااگاه بودم ولی دیگه این فایل تیر خلاص بود بر تمام آنچیزایی که تا امروز آموختم و جسته گریخته انجامش میدادم دیگه حواسم هست نگران فرزندانم نباشم بزارم اونا هم زندگی خودشونو و افکار خودشونو تجربه کنن تا یاد بگیرن دیگه نگران نیستم دیگه تو حرفای پدرو مادرم یا خواهربرادرام نمیپرم که شما دارین اشتباه میکنین نه این حرفا درست نیست بیاین به حرف من گوش بدین آخه بنده خدا اینا که یکعمر اونجوری برنامه ریزی شدن تو میخوای با یکی دو روز چیو عوض کنی جز اینکه خودتو خسته کنی و ناراحتی پیش بیاد و حالت گرفته بشه و پشیمون بشی سودی نداره پس بهتره کنار وایستی و بزاری هم خدا کارشو انجام بده هم اونا افکارشونو زندگی کنن و با هرچی دوست دارن حال کنن و لذت ببرن منم با افکار خودم لذت ببرم و با صلح و عشق در کنار هم زندگی رو زندگی کنیم خداجونم چشممممم از امروز با آگاهیی این فایل بهم تزریق کردی دیگه حواسمو بیشترررر جمع میکنم که نگران هیچی نباشم من مسول هیچکسسسس نیستمممم و نحواهم بود من فقطططط مسول افکار خودم هستم و ازاین به بعد بیشتر به زن و بچهام آزادی میدم دیگه نمیزارم تو کارشون دخالت کنم دیگه با آگاهی ناب این فایل یاد گرفتم همه چی و بسپارم به خود خدا اون هرگز کاری نمیکنه که من داغون بشم خراب بشم غصه بخورم اون خودش مراقب همه ما هست من فقط باید بیشتر از قبل انرژی مو بزارم رو تغییر باورهام تا بتونم هم برای خودم هم خانوادم رفاه ایجاد کنم حالا تونستم رفاه ایجاد کنم اونا اگه لایقش هستن از این رفاه بهره میبرن اگه ندارن که من نمیتونم کاری بکنم بهتر که خودم آزاد و رها باشم و به اونا هم اجازه بدم آزاد باشن …
استاد مثال آزادی که به میکاییل دادین و فرودگاه و این الهامی که بهت رسید و انجام دادی درس بسیااااااار خوب و عالی بهم داد که دیگه نگران بچهام نباشم و سلب آزادی نکنم براشون و بهشون اجازه بدم زندگیشونو بهتر و زیباتر زندگی کنن خدایا شکرررررت خدایا شکرررررت که این آگاهی ناب و امشب بهم تزریق کردی تا حالم خوب بشه و از این طنابی که بدور گردن خودم و خانوادم انداختم که همه رو امر ونهی میکنم و فکر میکنم خودم عقل کل هستم خداجونم امشب بیشتر از هر شب فهمیدم که هیچی نمیدونم و هیچی نیستم تا تو دستمو نگیری تا دستت رو شونه هام نباشه من یک عاجز ناتوانم بیا و مرا دریاب الهی مرا دریاااااااب
الحمدالله رب العالمین
چقد زودتر میتونستم موفق بشم اما این انرزی های نابمو با دخالت در زندگی این و اون به نشتی انرژی ایجاد کردم و رشدم و تاخیر انداختم خدایا مرا ببخش خدایا مرا ببخش خدایا مرا ببخش الهی خودت هدایتم کن و بهم بگو چیکار کنم مثل امشب که منو آوردی اینجا تا حالمو با تو خوب کنم همیشه همین کارو بکن خودت میدونی بی تو می میرم بی تو نابودم بی تو هیچممممم هیچچچچچچ
استاد باعشق و مریم عزیز چی بگم ازاین پروژه زیبا
و چقد زیبا گفتین که براتون مهم نیست که ما این حرفا رو بپذیریم یا نپذیریم بدلم نشست چون کاملاااااا این حرفتون درسته و بحقه درست ترین حرفه یا قبول میکنیم یا دلیتش میکنیم همین وسلام ….
درووووود که بوسیله قرآن به کمک خدا کارایی رو داری انجام میدی که پیامبر توش مونده بود البته خیلی زرنگی از داستان قرآن و تجریبات پیامبران تونستی چیزایی رو یاد بگیری درس بگیری که شدی همینی که هستی غرق آرامش غرق حال خوب غرق آزادی غرق رهایی غرق زیبایی و غرق ثروت و خداااااااا نوش جونت که چقد قشنگ داری از تمام تضاد هایی که قرآن گفته اعراض میکنی و زیبایی های فراوان و تجربه میکنی دمتگرررررم که بهترین درس و امروز بهم یاد دادی…متشکررررررم و خداروسپاااااااس
دوستتون دارم
سلام خدمت همه شما عزیزان،نمیدونم چی بنویسم ولی واقعا به خاطر اینکه به قول یکی از دوستان از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم برای نوشتن میخوام رد پا بذارم،واقعا همینه ما تو هرکاری اصلا دین که هیچی کار شخصی اگه بخوایم هر کسی رو مجبور به انجام دادنش کنیم یا انجام نمیشه یا بدترین شکل انجام میگره،دین که دیگه بحثش به نظر من بحثش جداست و باید با لذت تمام انجام بشه،سپاس از همتون امیدوارم بتونیم کامنت بذاریم و روز به روز پیشرفت کنیم و جلو بریم..
به نام خدای هدایتگر ( ان علینا للهدی)
سلام به استاد عباسمنش عزیز
سلام به خانم شایسته ی واقعا شایسته
سلام به خانواده عباسمنشی عزیز
گام پنجم مهاجرت به مدار بالاتر: فرهنگ ناب لا اکراه فی الدین
– مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون، باور به وجود این نیروی هدایتگر درونی است و باور داشته باشید که هر وقت از این نیرو درخواست کنید،حتی در کوچکترین مسائل زندگی، پاسخ خواهد داد. به اندازه ای که باور داشته باشید و تسلیم باشید و روی تجربه های گذشته و ذهن منطقی خود حساب نکنید و به ندای قلب گوش کنید، از این نیرو جواب خواهید
گرفت. ذهن منطقی ما جلوی استفاده از الهامات را می گیرد. جنس احساس ایجاد شده از گفتگوهای ذهنی هم مشخص می کند که این گفتگوها نجوای
شیطان هستند یا الهام خداوند.
– همیشه باید روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم و باورهای مناسب را جایگزین باورهای محدود کننده کنیم.
– وقتی روی باورها کار کنیم از همان اول نشانه ها را می بینیم، البته این نشانه ها کوچک هستند ولی وجود دارند و نشان می دهند که کار کردن روی باورها جواب داده و باید همان مسیر را ادامه دهیم تا نتایج بزرگتر شوند.
– تضاد ها برای پیشرفت هستند. در برخورد با تضاد ها در مورد خواسته ها به وضوح می رسیم و می فهمیم واقعا چه می خواهیم. پس نباید فکر کنیم که تضادها برای اذیت شدن ما و خانواده ماست، بلکه برای پیشرفت و رسیدن به خواسته ست.
– ما مسئول خوشبخت کردن هیچ کس نیستیم، حتی خانواده مان. ما فقط مسئول خودمان هستیم و هر کسی هم مسئول زندگی خودش است و هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمی کشد. حتی در قرآن هم بارها به پیامبر گفته شده که رسالت تو فقط ابلاغ پیام است و تو وکیل مردم نیستی.
– هر کس می تواند هر دیدگاهی داشته باشد و هر کسی هم مختار است که به آن دیدگاه عمل کند یا اگر موافق آن نیست از آن اعراض کند. به طور کلی بهترین برخورد با ناخواسته ها و دیدگاههای مخالف، اعراض از آنهاست نه بحث و جدل با آنها. چون با هرچه بجنگی قویترش می کنی.
– هر اتفاقی هم بیفتد هر کسی از افراد خانواده مسئول زندگی خودش است و ما باید دنبال هدفهای خودمان برویم و اگر در مسیر درست باشیم و روی باورهای خودمان کار کنیم دردها و رنجها یا بوجود نمی آیند یا در صورت ایجاد ، خیلی زود با تغییر باورها رفع خواهند شد.
در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند باشید
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و دیگر دوستان سایت
به نظرم فعال کردن راهنمای درون اول با توکل و ایمان به قادر بدون همتاست.باید اول بتونیم به منبع وصل بشیم اونم با توکل .وقتی توکل کنیم یعنی اون نیرو رو بهش اجازه ورود به زندگیمون دادیم و وقتی خدا وارد زندگیمون بشه هدایت شروع میشه.توکل یعنی خدایا بهت اعتقاد واطمینان دارم و تنها تو رو دارم پس هدایتم کن.وقتی آدم مثبت نگری باشیم اون راهنمای درون همیشه مارو به مسیرهایی هدایت میکنه که احساس خوب بیشتری بهمون بده.یه مطلبی رو استاد در یکی از فایلها گفته بودند که مثلا وقتی بچمون نیم ساعت تأخیر داره از رسیدن مدرسه تا خونه چطور ما فکر مثبت نمیکنیم؟چرا نمیگیم شاید داره تو راه با بچه ها بازی میکنه به جای اینکه هزارجور فکر نامناسب بکنیم .این دقیقا همون دیدگاه مثبتی بود که استاد نسبت به گم شدن میکاییل داشتن و فکر میکردن شاید این بچه یه جایی یه بازی رو دیده و سرگرم اون شده و همین فکر مثبت ایشون رو هدایت کرده تا جاییکه در لحظه آخر اسم پسرشون رو بلند صدا بزنند و نتیجه بگیرند.
خدایا ما رو به راه کسانی هدایت کن که به آنها نعمت داده ای.
سلام و عرض ادب خدمت استادعزیزم و مریم عزیزم
ودوستان گلم درسایت عالی مون
مهمترین باوربرای فعال کردن راهنمای درون باور ب این است که این راهنما وجوددارد فارغ ازاینکه مذهبی یاغیرمذهبی هستیم این نیروی هدایتگروحامی در وجودمان است و باایمان ازش میخوایم ب ماکمک میکنه سیستمی وار این اتفاق میفته خب شرطش اینه ک اول باورکنیم هست دروجودمان همچین نیرویی و اینک مالیاقت داریم و به ماکمک خواهدکرد و پاسخ میدهد و این مهمترین باوره که وجود داره و پاسخ میدهد و پاسخ خواهد داد
و ازتجربیات گذشتمون استفاده نکنیم حتی اگ پاسخ گرفته باشیم ب نظر من همیشه هدایت بخواهیم برای هر پلن مان و برای هرقسمت ازکارهایمان این هدایت روبخوایم تا پاسخ های هر باربهتربگیریم
چون خداوند طبق فرکانس هاو مدار خودمان ب ما هدایت و راهنمایی میده و کمک میکنه و هربار ک ب مدار بالاتر بریم پاسخ هاو هدایت ها هم بهتر خواهد شد..ذهن منطقی ماجلوی مارو میگیره درمقابل استفاده از الهاماتمان ازکجابفهمیم ک الهاماته یا نجواهای شیطان ب این صورت که این ایده یاالهام احساس خوبی ب مامیده یاترس ونگرانی جنس احساس ب مامیگه ک کی داره صحبت میکنه باما
جایگزین کردن باورهای قدرتمندکننده بانجواهای ذهنی باید کارهمیشگی ماباشه چون خود بخود احساس بدمیشه ولی خودبخود خوب نمیشه
باتغییرباورها نتایج تغییرمیکنند و امکان داره درابتدا کوچک باشن ولی هستن و اینهارو ک دیدیم باید تایید کنیم و ادامه بدیم چون این مسیر درسته ک این نتایج متفاوت باگذشته رو میبینیم
واون نتیجه در رابطه باثروت واستقلال مالی امکان داره بیکارشدن باشه و این تضاد ی جور نتیجه س ک داره نشون میده ک مسیر درسته باید این روند تغییر باورها رو ادامه بدیم تا ب شغل جدید و کسب وکار شخصی هدایت بشیم با روند تغییرباورها و شخصیت
اعراض _و جهان ب همه ی دیدگاه ها و تفاوت انسانها نیاز داره و ما ن توان تغییر کسی جز خودمان رو داریم حتی ب اندازه پوست نازک هسته ی خرما ب قول قرآن و نه وظیفه ی ماست و احساسات رو ک نشانه ی جهالت انسان (منظورم احساساتی شدن درمقابل دیگران)است رو بذاریم کنار و تمرکزمون رو روی تغییر شخصیت خودمان و ایجاد سبک شخصی برای زندگی خودمان بگذاریم
با تشکر از خداوند و اساتید عزیزم