اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مهمترین باوربرای فعال کردن راهنمای درون باور ب این است که این راهنما وجوددارد فارغ ازاینکه مذهبی یاغیرمذهبی هستیم این نیروی هدایتگروحامی در وجودمان است و باایمان ازش میخوایم ب ماکمک میکنه سیستمی وار این اتفاق میفته خب شرطش اینه ک اول باورکنیم هست دروجودمان همچین نیرویی و اینک مالیاقت داریم و به ماکمک خواهدکرد و پاسخ میدهد و این مهمترین باوره که وجود داره و پاسخ میدهد و پاسخ خواهد داد
و ازتجربیات گذشتمون استفاده نکنیم حتی اگ پاسخ گرفته باشیم ب نظر من همیشه هدایت بخواهیم برایهر پلن مان و برای هرقسمت ازکارهایمان این هدایت روبخوایم تا پاسخ های هر باربهتربگیریم
چون خداوند طبق فرکانس هاو مدار خودمان ب ما هدایت و راهنمایی میده و کمک میکنه و هربار ک ب مدار بالاتر بریم پاسخ هاو هدایت ها هم بهتر خواهد شد..ذهن منطقی ماجلوی مارو میگیره درمقابل استفاده از الهاماتمان ازکجابفهمیم ک الهاماته یا نجواهای شیطان ب این صورت که این ایده یاالهام احساس خوبی ب مامیده یاترس ونگرانی جنس احساس ب مامیگه ک کی داره صحبت میکنه باما
جایگزین کردن باورهای قدرتمندکننده بانجواهای ذهنی باید کارهمیشگی ماباشه چون خود بخود احساس بدمیشه ولی خودبخود خوب نمیشه
باتغییرباورها نتایج تغییرمیکنند و امکان داره درابتدا کوچک باشن ولی هستن و اینهارو ک دیدیم باید تایید کنیم و ادامه بدیم چون این مسیر درسته ک این نتایج متفاوت باگذشته رو میبینیم
واون نتیجه در رابطه باثروت واستقلال مالی امکان داره بیکارشدن باشه و این تضاد ی جور نتیجه س ک داره نشون میده ک مسیر درسته باید این روند تغییر باورها رو ادامه بدیم تا ب شغل جدید و کسب وکار شخصی هدایت بشیم با روند تغییرباورها و شخصیت
اعراض _و جهان ب همه ی دیدگاه ها و تفاوت انسانها نیاز داره و ما ن توان تغییر کسی جز خودمان رو داریم حتی ب اندازه پوست نازک هسته ی خرما ب قول قرآن و نه وظیفه ی ماست و احساسات رو ک نشانه ی جهالت انسان (منظورم احساساتی شدن درمقابل دیگران)است رو بذاریم کنار و تمرکزمون رو روی تغییر شخصیت خودمان و ایجاد سبک شخصی برای زندگی خودمان بگذاریم
راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست
مهمترین راه ارتباطی با راهنمای درون اینکه باور داشته باشیم همچین هدایتی هست فارغ از اینکه آدم مذهبی ای هستیم یا نه
من از وقتی با شما آشنا شدم سعی میکنم بیشتر این باور رو تکرار میکنم که خداوند با منه هدایتم میکنه این نیروی هدایت گری که کیهان رو مدیریت میکنه منم هدایت میکنه
وقتی روی خودت کار میکنی نشانه ها میاد مثلاً تو محیط کاری خودم کار م همون کاره فقط افرادی که باهاشون کار میکنم عوض شدند واز وقتی اومدند کار من کمتر شده وحتی کار من رو هم انجام میدهند واقعا آدم ها خوبند
جهان سرشار از مردمانی نازنین مهربان ودوست داشتنی است که از هر طریق به من کمک میکنند که زندگی ام را زیبا تر کنند
اون جایی که گفتید اگر مخالف دیدگاه من باشه درگیر نمیشم ونمیخوام قانع کنم طرف رو،واقعا این کار درست تمرین موضعی است که میتونیم داشته باشیم
میپذیرم که هر کسی آزاد است دیدگاه خودش رو داشته باشه حتی اگر حرف های من و دیدگاه من رو دوست نداره میتونه کلید dletرو بزنه نیاز نیست پای صحبت های من بشینه خخخخواقعا احسنت
خدا رو شکر زیبا بینی ام بیشتر شده خیلی وقته تمرکز کردم روی نکات مثبت رییس وهی به خودم یاد آوری میکنم آدم خوبیه توانمنده ،مدیریت خوبی داره هواسش به همه چیز هست آدم آسون گیریه ،خوش اخلاقه و روی ذهنم کار میکنم میدونم زیبا بینی جواب میده البته روی همه چیز میتونم زیبا بین باشم توجه کنم به خوبی ها ولی در این زمینه ضعف دارم که سعی میکنم بیشتر تمرکز کنم به امید الله
من سمت خودم رو درست انجام بدهم خداوند سمت خودش رو انجام میده نشونش اینکه احساس خوبی دارم و کارها روانتر انجام میشه و نتیجه دهنده است
اگر من مسیر ثروت رو برم یا تو مسیر به تضادی بخورم که رفاه خانواده کم بشه فکر نمیکنم بد هست خود من هم در رفاه نبودم بدنشد اتفاقا همین تضاد باعث پیشرفت من شد
این دیدگاه شما خیلی دیدگاه خوبیه وباعث میشه انسان آزادی عمل داشته باشه ،تمرکزش روی کار خودش باشه وبدونه خدایی که من رو هدایت میکنه فرزند من رو هم هدایت میکنه واین براشون خوبه حتی اگر ظاهر جالبی نداشته باشه
من مسئولیت خوشبخت کردن دیگران رو ندارم من در مقابل خودم مسئول هستم اتفاقا امروز قرآن رو میخوندم یه آیه ای برام باز شد با این مضمون که کسی بار دیگری رو به دوش نمی کشه وشفیعی از کسی قبول نمیشه هر کسی مسول خودشه
البته جامعه جور دیگری برامون گفتند یادمه بچه که بودم میگفتند مواظب آبجی کوچیکه باش مسئولش تویی یا خیلی شنیدم اگر فرزند خانواده به جایی نرسیده خانواده مسئولشن وحتی مقصرن که با آیات قرآن در تضاد هست
من خودم مسیولیت 100درصد زندگیم رو دارم
من باید فرکانس های درست بفرستم تا اتفاقات خوبی برام رقم بخوره به قول قرآن ببینید برای فردایتان چه پیش فرستاده اید
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست وهر شری به شما برسد از طرف خودتان است
سلام به مریم جان واستاد بزرگ وتمام بچه های این سایت
گام 6فرهنگ لااکره فی الدین
سوال در مورد راهنمای درون
را ه های ارتباطی با اون
جواب : مهم تربن باور ،به این که ،این نیرو در درون ما هست در همه موارد
فقط باید ایمان داشته باشی و تجربیات گذشته نگاه نکنیم .
باید به این شهود که خداوند هر لحظه با ما صحبت میکنه ،ایمان داشته باشیم ( مثل تو قرآن کریم که میگه ما به زنبور عسل هم وحی میکنیم )
که خودم خیلی تجربه کردم این صدا رو ….و بار ها در مورد همه چیز با من صحبت میکنه
مثلا زمانی که با شوهرم بحث میشه ،همش بهم میگه آروم باش فاطمه زبانت وذهن تو کنترل کن .
ذهن منطقی خیلی ما رو درگیر میکنه گاهی اوقات
گفتگوی درونی که احساس خوب به ما میده .
همیشه باید روی باور خودمون کار کنیم .
سوال 2 .
نشانه ثروت ،،،موبایل بانک ،وکادوو،،،،وپاداش و…..
این ها نشون میده که دارم روی خودم کار میکنم
باور های قدر تمند کننده …
مسیر نشونه ها رو برو
سوال 3
بهای رسیدن به موفقیت ،چه باوری جای گزیین کنم ؟!
با تضاد ها ،خواسته مون بهتر شکل میگیره
سختی ها هم جزی از نعمت ن
قرآن حتی میگه ما آزاد هستیم در هر دیدگاه باید یا عمل کنیم یا اعراض کنیم .
ما انت علیکم به حفیض،
استاد عزیزم من که عاشق شما ومریم جان وتمام فایل های شما هستم اگه یک روز صدای شما تو گوشم نپیچه احساس میکنم حالم بده من با فایل های شما زنده شدم .استاد شما زندگی منو نجات دادید با تمام مشکلاتی که داشتم
من کاملا دیدگاه شما رو قبول دارم و حاضرم هر کاری انجام بدم تا باور های شما رو بشنوم وعمل کنم وخیلی شما رو دوست دارم استاد عزیزم ،من عاشق شما هستم من خدا را با شما پیدا کردم
وچقدر قشنگ که هر کس تو هر مسیری که دوست داره حرکت کنه .
شیوا : به نام خداوند بخشنده و مهربان خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان خداوند برنامه ریز هدایتگر خیرخواه خداوند شگفتی ها
*الهامات و گفت و گوهای درونی
اولین قدم برای ارتباط با درون اینه که باور کنید همچین راهنمایی هست و باور کنید فارغ از این که شما چه انسانی هستید ، این نیروی هدایتگر در وجود شما هست. و باور کنید که وقتی ازش درخواست کنید و ایمان داشته باشید که وجود داره و پاسخ میده ، به شما پاسخ خواهد داد.این مهم ترین باوره.
همیشه در هر شرایطی میتونیم بپرسیم که خدایا الان چه کار کنم ؟ حتی تو بازی ! اما ایمان داشته باش باور داشته باش و تسلیم باش و روی خودت حساب نکن روی عقل و منطق و تجربیات گذشته ت حساب نکن .حتی اگر قبلا همون کارو کردی و جواب نداده ، اون لحظه گوش کن و عمل کن. جواب می دهد.
ذهن منطقی ما جلوی مارو میگیره برای این که از الهاماتمون استفاده کنیم .
جنس گفت و گوهای ذهنی مشخص میکنه که کی داره با شما صحبت میکنه.
همیشه باید حواسمون به گفت و گوهای ذهنیمون باشه و نجواهای مناسب رو با باورهای درست جایگزین کنیم نجواها خود به خود بد میشن ولی خود به خود خوب نمیشن.
*مسؤول دیگران بودن
حتی خداوند هم انسان رو مجبور نکرده . ما آزادیم همه آزادن که دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به دیدگاهی که دارن عمل کنن. اما اگر تو دیدگاهی رو دوست نداری ، ازش اعراض کن بحث نکن.تو وکیل دیگران نیستی تو کارخودت رو انجام بده نخوایم همدیگه رو قانع کنیم. نه شما قراره من و ببری بهشت و نه من قراره شمارو ببرم بهشت.هرکسی نتیجه ی اعمال خودش رو میگیره.تو مسیر درست رو برو تو راهی که فکر میکنی درسته رو برو هرکسی باید خودش زندگی خودش رو رقم بزنه.
استاد : فرزند من اگر الان تو رفاهه و بعدا تو رفاه نباشه من فکر نمیکنم براش بده! نه من تو رفاه نبودم و بدم نبود برام!بذار فرزندت آزاد باشه مستقل باشه و خودش خودش و جمع و جور کنه. ما مسوول دیگران نیستیم ما مسوول خودمون هستیم هیچکس بار دیگری را بردوش نمی کشد ما اصلا توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.
نه مرگ بده نه مسائلی که بهش برمیخوری بده. این مسیر زندگیه. هر تضادی مریضی بیکاری طلاق بی پولی مستاجری بدهکاری و … هرچیزی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، قسمتی از زندگیه آدم خواسته هاش رو میشناسه و می فهمه چی میخواد و این ها محرک پیشرفت هستن. هم برای خودت و هم برای همه.
* جملات تأکیدی امروز:
ما مسؤول دیگران نیستیم. ما توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم. ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.ما مسؤول خودمون هستیم.
خدایا ادعایی ندارم که چیزی بلدم هر چه هست از آن تو هست هر چی بلدم علم و اگاهی هست که تو بهم دادی هر چه دارم از آن تو هست هر موفقیتی به دست میارم هدایت و رحمت تو هست
خدایا من رو هدایت کن به راه راست راه کسانی که بهشون نعمت و ثروت دادی نه راه کسانی که در فقر و گمراهی به سر میبرند
خدایا همونجور که بهم الهام کردی بنویسم هدایتم کن که چی بنویسم تا باورهام برای دریافت نعمت اماده تر و بهتر بشوند
1:راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست؟
به نظرم تنها راه ارتباط با خدای درونمون ارامش و احساس خوب هست ما وقتی در ارامش باشیم وقتی احساسمون خوب باشه وقتی سپاسگزار نعمتهامون باشیم به خدای درونمون بیشتر وصلیم بیشتر و بلندتر صداش رو میشنویم و مهمترین باور برای فعال کردن راهنمای درونمون اینه که من لایق ارتباط با خدا هستم خداوند در هر لحظه من رو هدایت میکنه خداوند بارها در قرانش تاکید کرده که من شمارو رها نکردم و شمارو هدایت میکنم
گفتیم: همگى از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوى من هدایتى براى شما آمد، پس کسانى که از هدایتم پیروى کنند نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگین شوند
سوره لیل
إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ(١٢)
بى تردید هدایت کردن بر عهدۀ ماست
2:رفتار هماهنگ با قانون در مواقع برخورد با ناخواسته ها چیست؟
اگر ما همواره توجهمون به زیبایی ها و نعمتهای خداوند باشه اگر همواره سپاسگزار نعمتهای خداوند در زندگیمون باشیم زندگی ما روان و اسان میشود به قول قران اسان میشویم برای اسانی ها همونجور که استاد میگه من بعد از درک قوانین و استفاده صحیح از قوانین به تضاد خاصی نخوردم توی زندگیم ولی چنان چه به تضادی بر بخوریم که صد در صد برمیخوریم و این قانون جهان هستی هست وظیفه ی ما چیه ؟ وظیفه ی ما اینه که به همون روند قبلی ادامه بدیم یعنی همچنان سعی کنیم توجهمون روی زیبایی ها باشه همچنان شاکر نعمتهامون باشیم و سعی کنیم به نکات مثبت تضادمون توجه کنیم سعی کنیم نیمه ی پر لیوان رو ببینیم اگر توان اون کار رو نداشتیم توجه نکنیم به تضادمون و حواس خودمون رو پرت کنیم از اون تضاد به قول قران فعرض عنهم تا به احساس خنثی برسیم و بعد بتونیم احساسمون رو خوب کنیم در کل وقتی من میدونم اگر به هرررررررر دلیل من احساسم بد باشه اتفاقات بد برام میفته و وقتی احساسم بده انگار دستم رو کردم توی اتش پس تمام تلاشم رو میکنم که احساسم رو خوب میکنم
من هر وقت به تضادی بر میخورم و میخام ذهنم رو کنترل کنم به خودم میگم محمد مهم نیست به چه دلیل حالت بده مهم نیست که چقدر حق با توعه و دلیل و منطق داری که حالت بد باشه اگر احساست بد باشه اتفاقات بدتری برات میفته پس ارامشت رو حفظ کن و تو اون لحظه سعی میکنم به زیبایی های اطرافم توجه کنم
سوره لیل
وَ اللَّیْلِ إِذَا یَغْشَىٰ(١)
سوگند به شب هنگامى که فرو پوشد
وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ(٢)
و به روز هنگامى که آشکار شود
وَ مَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنثَىٰ(٣)
و به آنکه نر و ماده آفرید؛
إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّىٰ(4)
همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است؛
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ(5)
اما کسى که [ثروتش را در راه خدا] انفاق کرد و پرهیزکارى پیشه ساخت
وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ(6)
و وعده نیکوتر را [که وعدۀ خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزکارى است] باور کرد؛
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ(٧)
پس به زودى او را براى راه آسانى [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده مى کنیم
وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنَىٰ(٨)
و اما کسى که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بى نیاز نشان داد
وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ(٩)
و وعدۀ نیکوتر را تکذیب کرد،
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ(١٠)
پس او را براى راه سخت و دشوارى [که سلب هرگونه توفیق از اوست] آماده مى کنیم،
وَ مَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ(١١)
و هنگامى که [به چاه هلاکت و گودال گور] سقوط کند ثروتش [چیزى از عذاب خدا] را از او دفع نمى کند
به نظرم خداوند حجت رو در مورد ما در این آیات تموم کرد و مسیر درست رو به راحتی نشونمون داد انشالا که در مدار انجام این اگاهی ها قرار بگیریم
3:آیا لازمه ماندن در احساس خوب، مدیریت کردن همیشگی گفتگوهای ذهنی است؟ اگر بله آیا این امر اصولاً امکان پذیر است و چگونه؟
صد در صد همینطوره ما همیشه باید گفتگو های ذهنیمون رو کنترل کنیم و ما همیشه میتونیم گفتگو های ذهنیمون رو کنترل کنیم به شرط اینکه ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم چی داریم میبینیم ؟ چی داریم گوش میدیم؟ در مورد چه چیزی داریم صحبت میکنیم؟ به چه چیزی داریم توجه میکنیم؟ اینها ورودیهای ذهنمون رو دارن کنترل میکنن تا زمانی که من دارم اخبار گوش میدم در مورد بی پولی و فقر صحبت میکنم میشینم پا دردو دل مردم خب معلومه که نمیتونم گفتگو های ذهنیم رو کنترل کنم و بر عکس اگر فایلهای استاد رو گوش بدم کامنتهای سایت رو بخونم به زیبایی های اطرافم توجه کنم در موردشون با خودم و افراد مناسب صحبت کنم میتونم گفتگو های ذهنیمم کنترل کنم
4:آیا باوری وجود دارد که با ایجاد آن، به صورت خود به خود گفتگوهای ذهنی ما مدیریت شود؟
به نظرم اصلا خود به خودی وجود نداره هیچ چیزی خود به خود به وجود نیومده هیچ ماشینی خود به خود ساخته نمیشه هیچ کارخونه ای خود به خود کار نمیکنه هیچ سلامتی خود به خود به وجود نمیاد همشون مستلزم انجام کارهای درست و ادامه داری هستن تا نتیجه رخ بده من اگر بخام گفتگو های ذهنیم رو کنترل کنم باید ورودی های ذهنم رو کنترل کنم
5:وقتی با اینکه روی باورهای خود درباره ثروت کار می کنیم اما هنوز به موفقیت مالی نرسیده ایم، از کجا بدانیم که هنوز ایراد کار، از باورهای محدود کننده ما درباره ثروت است تا نا امید نشویم و مسیر را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهیم؟
من موفقیتهایی که در گذشته با استفاده از قانون به دست اوردم مرور میکنم و به خودم میگم همونطور که از خدا خواستم وباورهامو درست کردم تا وارد یک رابطه ی عاطفی فوق العاده شدم همونطور که با کار کردن روی احساس لیاقتم و هدایت خواستن از خداوند وارد شغل مورد علاقم شدم در مورد ثروت هم از خدا هدایت میخام و مطمئنم که خداوند پاسخ بهم میده و اجابتم میکنه و میدونم که باورهای ثروت ما یه مقدار بیشتری نیاز داره تا کار بشه روش استاد هم توی دوره راهنمای عملی میگه که به این دلیل که باورهای مخربتر و ریشه دارتری توی حوضه مالی نسبت به بقیه باورهای دیگه داریم یخورده دیرتر نتایج مالی قابل لمس به وجود میاد و نیازه که بیشتر روشون کار کنیم
6:من به شدت دوست دارم در مسیر علاقه هایم حرکت کنم اما یکی از باورهایی که مرا متوقف نگه داشته این نگرانی است که اگر من بر مسیر خواسته های خودم تمرکز کنم یا آن را اصل قرار دهم، ممکن است در این مسیر به عزیزانی مثل همسر و فرزندم آسیب بزنم. چون من به شخصه از عهده مدیریت تضادهای احتمالی در مسیر بر می آیم اما نگرانم که این تضادها به همسر و فرزندم آسیب وارد کند. با چه منطقی این نگرانی را از ذهنم دور کنم و احساس عذاب وجدان نداشته باشم؟
ما مسئول زندگی خودمون هستیم ما هیچ تاثیری توی زندگی ادمهای اطرافمون نمیتونیم بذاریم ما نه میتونیم دیگران رو خوشبخت کنیم نه میتونیم دیگران رو بدبخت کنیم هر کسی برای خودش خدا داره و خدا ازش محافظت میکنه اینها باورهایی هستن که من از استاد عباسمنش یاد گرفتم و خیلی خیلی بهم کمک میکنه که تصمیمات درست بگیرم و احساسات بهم غلبه نکنه
ما از نوح بزرگتر که نیستیم نوح هر کاری کرد که فرزندش راه درست رو پیدا کنه و از نجات یافتگان باشه نتونست چه برسه به ما اگر کاری به ما الهام میشه که مطمئنیم راه درسته و احساسمون نسبت بهش خوبه صد در صد باید انجامش بدیم نگران عزیزانمون نباشیم خداوند محافظ اونهاست ما نباید نقش خدارو برای اونها بازی کنیم
7:چگونه هم در مسیر خوشبختی خودم حرکت کنم و هم مراقب باشم که این مسیر مانع خوشبختی خانواده ام نشود؟
همونطور که در بالا گفتم ما مسئول خوشبخت کردن یا بدبخت کردن دیگران نیستیم ما هنر کنیم خودمون توی مسیر درست حرکت کنیم و خودمون رو خوشبخت کنیم اطرافیانمون هم اگر خودشون بخان با ما هم مسیر میشن اگرم نخان ما خودمون رو هم بکشیم نمیتونیم کاری براشون بکنیم
و اگر ما نوشته اى روى صحفه اى بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند، باز کفر پیشگان مى گویند: این جز جادویى آشکار نیست!!
خدایاشکرت که بهم الهام کردی و من فقط نوشتم
خدایاشکرت که آیه هارو هم بهم الهام کردی و یادم اوردی ایات مناسب رو همه ی علم و اگاهی ها نزد تو هست و تمام
من هنوز فایل استاد رو گوش ندادم و نمیدونم پاسخ استاد به سوالات چی بوده فقط طبق اموزشهایی که توی این چندساله از استاد عباسمنش یاد گرفتم و سعی کردم خودم در حد تکاملم عمل کنم پاسخ دادم انشالا که اول از همه باعث رشد و ارتقاع خودم و بعد عزیزانی که میخونن بشه
من باور دارم که راهنمای درون وجود داره و خیلی وقت ها که ازش سوال میپرسم و بهش توجه میکنم خیلی زیبا بهم جهت درست رو میگه
چند روز پیش داشتیم میرفتیم بیرون راهنمای درون بهم گفت تو پشت فرمون نشین بذار همسرت بشینه ولی من بهش گوش نکردم چون تازه رانندگی یادگرفتم و دلم میخواست تمرین بیشتری داشته باشم
خلاصه من نشستم و کمی که جلوتر رفتیم دیدیم متاسفانه سرکوچه ی ما به کامیون 18 چرخ چپ کرده و کلی بی نظمی و شلوغی و ترافیک اون اطراف بود که من باید از وسط لاین آروم میومدم کنار و میرفتم داخل یکی از کوچه و مسیرمون رو از اونجا ادامه میدادیم که این کار بهم استرس زیادی داد و سختی رو تحمل کردم و در نهایت تو اون کوچه به همسرم گفتم بشینه پشت فرمون
و اونجا بود که فهمیدم چرا راهنمای درونم بهم گفته بود نشینم پشت فرمون
به نظرم تو هر لحظه ای باید بهش اعتماد کنم
اون صدایی که بهم احساس خوب و آرامش میده رو دنبال کنم و اون صدایی رو که بهم ناراحتی و استرس میده رو رها کنم که صدای شیطانه
من احساس میکنم استفاده از راهنمای درون نیاز به تکامل داره و ما با توجه به رشدی که میکنیم میتونیم از راهنمای درون استفاده کنین و ازش بهره ببریم
هرچی بیشتر رشد کنیم بیشتر هم میتونیم باهاش مشورت کنیم و ازش استفاده کنیم
2_ برخورد با تضاد ها
استاد میفرمایند که وقتی ما به تضاد ها برمیخوریم خواسته هامون رو پیدا میکنیم
من معلم هستم 11 سال سابقه ی تدریس در آموزش و پرورش رو دارم که البته امسال مرخصی گرفتم
میخوام راجع به تضاد هایی بگم که خواسته ی اصلی من رو بهم نشون داد
2 سال قبل از گرفتن مرخصی مشکلات خیلی زیادی برام پیش اومد
سال دهم خدمتم با مدیرم در حد خیلی زیادی به اختلافات شدید خوردیم
به خاطر اینکه مدرسه ی ایشون مهد کودک برای نگهداری کودکان داشت و اصلا به خاطر همین موضوع من رفته بودن مدرسه شون و پسر منم حدودا 3 سال داشت و تو مهد کودک خیلی بهانه میگرفت
در نتیجه من تصمیم گرفتم از یه مدرسه با مدیر و کادر عالی که داشت بیرون بیام و برن به مدرسه ی ایشون که مهد کودک داره تا پسرم پیش خودم باشه
از قضا خواهر مدیرمون هم اونجا بود و 2 تا بچه هاش رو در مهد کودک نگه داری میکرد
اوایل ورود به مدرسه بود که متوجه شدم اینا خیلی علاقه دارن که ما سه همکاری که بچه داشتیم و نیاز داشتیم بچه هامون پیش ما باشن رو اذیت کنن و مهد کودک به طور خصوصی برای خواهرزاده های مدیر و خواهرشون باشه که راحت باشن
معاون پرورشی و یکی از معلمان و من بچه داشتیم
معاونمون که زود تسلیم شد و بچه هارو گذاشت خونه و با معرفی مدیر یه پرستار گرفت و بچه هارو دیگه به مدرسه نیاورد ولی من و همکارم که بچه هامون کوچک تر بودن و بیشتر به تون مهد کودک نیاز داشتیم مقاومت بیشتری کردیم تا اینکه یه روز جلسه تشکیل دادن و به طور واضح گفتن که از این به بعد شما بچه هاتون رو نیارید یا یک هفته شما برید نمازخونه ی مدرسه و یک هفته خواهرم و بچه هاش برن نماز خونه
ما هم هرچی میگفتیم همه باهم باشن اینا قبول نمیکردن چون اونجا رو ملک باباشون تصور میکردن خلاصه به ما گفتن هفته های صبحی شما برید نمازخونه
که اتفاقا هفته های صبحی نماز خونه خیلی سرد بود بچه هامون مریض میشدن
خلاصه من و همکارم هم دیگ نتونستیم ادامه بدیم و گفتیم میخوایم بچه هامون رو ببریم خونه و مثل معاون واسشون پرستار بگیریم همکارم هم بچه اش رو آورد خونه ی ما و ما دو نفر یه پرستا. گرفتیم که میومد خونه ی ما
بماند که چه مشکلاتی رو تحمل کردیم…
از یه جایی به بعد دیگ بچه هامون تو خونه نموندن و دوباره ما تصمیم گرفتیم که برگردیم مدرسه ولی اینا گفتن شما باید برید نمازخونه
خلاصه اونقدر مشکلات رو تحمل کردیم که حد نداشت
بماند که در نهایت من با کمک خدا این مدیر رو تو اداره رسوا کردم و آبروش کامل رفت
خیلی همه رو اذیت میکرد به هر بهونه ای تا اینکه آخر سال بهمون گفت شما باید یک ماه بیشتر از همه ی معلم ها بیاید مدرسه
یعنی میخواست یک ماه از تابستون مارو حروم کنه و با ما لج کنه و هرچی ما بهش بخشنامه نشون مبدادیم که اینکارو نکنه فایده ای نداشت
خلاصه بهش گفتیم ما میریم اداره و گفت برید الیته فکر نمیکرد کسی بره
یه روز پنجشنبه همهی معلم های مدرسه رفتیم اداره و آبرویی از این خانم رفت که با هیچی نمیتونست جمعش کنه
تمام بد رفتاری هاش تمام سخت گیری هاش واسه مهد تمام بی احترامی هاش همه رو گفتیم و گفتیم و رئیس فقط داشت گوش میکرد و حرص میخورد
تا اینکه به ما گفتن شما برید و ما رسیدگی میکنیم
ما اومدیم خونه و دوست همسرم که تو اداره بود به همسرم گفت جوری آقای رئیس سر این خانوم داد میزد که من تو تمام این سال ها ایشون رو اینجوری ندیده بودم و میگفت اون اینقدر تمرد بود که نمیگفت چشم و آقای رئیس بهش میگفت بلند بگو چشم تا بشنوم
مدیریتش رو تا پایان مدرسه ضمنی ازش گرفتن و گفتن حق نداری تا پایان مدارس به معلم ها چیزی بگی و ما خودمون مدرسه رو از طریق نماینده ی معلم ها اداره میکنیم ک اونم میموند تو اتاق خودش و روی نحسش رو دیگ ندیدیدم و به وقتش هم تعطیل شدیم
و سال بعد هم از اون مدرسه پرتش کردن بیرون و رقت مدیر یه مدرسه ی دیگ شد به خاطر کمبود نیرو چاره ی دیگ ای نداشتن
داشتم راجع به تضاد ها حرف میزدم
مشکلاتی که این دوسال آخر تو مدرسه واسم به وجود اومد بهم گفت باید یه شغل دیگ داشته باشی و وسط همون مشکلات سال دهم من استارت شغل جدیدم رو زدم و الان به حدی رسیده که دیگ اصلا نیازی نیست برم مدرسه و تو خونه کنار بچه ام دارم کار میکنم و از زندگی لذت میبرم
خدایا شکرت
واقعا تضاد ها خواسته های مارو روشن میکنن
باید باور هامون رو تغییر بدیم و به مسائل جور دیگه ای نگاه کنیم تا شرایط برامون بهتر و بهتر بشه
3_ ما مسئول تغییر زندگی هیچکس نیستیم حتی فرزند و همسر
حتی خداوند به پیامبرش گفته تو مسئول تغییر زندگی بنده ها نیستی و فقط باید اونارو راهنمای کنی
این خیلی باور قدرتمندی هست و باید اینو بدونم که من فقط مسئول تغییر زندگی خودم هستم و بس
خدایا شکرت که یه کامنت دیگ نوشتم و این باور ها واسم قدرتمند تر شد
گام 6،رد پای امروز. راهنمای درون،من به صورت ناآگاهانه خیلی زیاد توسط این راهنما یاری شدم که قبلاً فکر میکردم من آدم خاصی هستم پیش خدا برای همین توی موقعیت های مهم به من کمک میکنه ولی الان علتشو میفهمم،چند تا مثال میزنم که هم برای خودم یاد آوری بشه و هم برای دوستان باور پذیرتر،توی مواقعی که عزیزانم رفتن مشکل بیماری پیدا کردن همیشه به من الهام میشد که فلان موضوع ممکنه به چه علتهای ممکنه طبیعی باشه فلان کلماتو سرچ کن و همون موقع از طریق دوستی همکاری و … جواب میگرفتم که آره این مشکل نیست و طبیعیه خیلی موارد بوده،یا توی مصاحبه شغلی درسی خیلی وقت ها جواب ها بهم الهام میشد بدون این توی عمرم اون جوابو خونده باشم یا شنیده باشم. اما گفتگوهای ذهنی برای مقابله با نجواهای ذهنی،روش جالبیه که احساستو از بد عوض کنی به خوب یا به حالتی که بد نباشه و باید همیشه تکرار بشه،چون نجواهای ذهن که هیچ وقت از بین نمیره
اینان از جانب پروردگارشان از هدایتى برخوردارند و هم اینان رستگارانند
قربونت برم من ….
خلاصه که فایل رو استوپ کردمو با خدا حرف زدم …
یعنی اون حرف زد …
اون گفت ببین …ایمان داشته باش که من همه جا باهاتم …منو ببین …دست منو توی دستت ببین …صدای من توی قلبت بشنو …جریان بی نهایت هدایت منو توی زندگیت ببین …در هر لحظه …من تو رو قضاوت نمیکنم …پس بپرس …حتی برای چیز های بی ارزش البته از نظر تو …
به حرفم گوش کن …اصلا ول کن اون تجربیاتی که داشتی…
طبق تجربه ها و منطق پیش نرو …با هدایت من با صدای من پیش برووو
من هستم …من هواتو دارم …
تمرین من ؛ بنویس چه تصمیماتی در زندگی ات باید بگیری والهامات و هدایت را دریافت میکنی ولی اون بر خلاف تجربیات توست …آنها را بنویس و تصمیم بگیر به الهامات عمل کنی …
تجربیاتی که قبلا داشتی که برخلاف تجربیاتی از الهامات عمل کردی و موفق شدی یا عمل نکردی و بعد متوجه شدی چقدر اون الهام درست بوده …
…..
…
..
برای خوب شدن درونی احساس …
باید همیشه گفت و گوی ذهنی رو کنترول کنی …و باوری که از اون نجوا های میاد که به تو احساس بد میده رو با باور درست جایگزین کنی ….
تمرین ؛ در روز چه نجواهایی تو را آزار میدهد …باور مخفی آن را پیدا کن و باور درست را بنویس و تکرار کن تا اون کم کم محو بشه ….
….
…
..
باید برای دریافت ثروت صبر کنیم ….
البته این یه قسمتی از کاره باید روی باورمون هم کار کنیم و اجازه بدیم نتایج رخ بده …
نه اینکه یه دکمه بزنیم درست بشه ….
تمرین ؛
روی باورای ثروتت کار کن …و نشونه ها رو ببین و تایید کن …
و بدون که به خاطر تغییراتی هست که داری در درونت انجام میدی …
……
….
..
اگر در یک سختی هستی و یا عزیزانت در سختی اند این بد نیست …
این تضاد اتفاقا خوبه …تو مسئول خوشبختی خودت هستی نه کس دیگری ….
نمیتونی هم کسی رو خوشبخت کنی …
اصلا بحث هم نکن که بخوای به کسی ثابت کنی …
هر کسی فکر خودش زندگی خودش …خوشبختی خودش …
میدونید وقتی به اینجای فایل رسیدم یادم افتاد به اون حرف پیامبر توی قران …که برای اینکه سر دعوا رو هَم بیاره …گفت …
لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ﴿6﴾دین شما براى خودتان و دین من براى خودم (6)
چقدر قشنگ اینجا خدا میگه ببین بحث نکن …بحث کردهکارتو میسازه …تو رو میندازه توی چاه …ولش کن …
لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿256﴾در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بیراهه به روشنى آشکار شده است، پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خداوند ایمان آورد، به راستى که به دستاویز استوارى دست زده است که گسستى ندارد و خداوند شنواى داناست
…..
همه ازادن دیدگاهتان رو بگن ….
دیدگاهی رو دوست نداری …اعراض کن …
ولی خودت به دیدگاه زندگی خودت برس…..
•••••••••••••••••••••••••••••••
ما مسئول نیستیم ….ما مسئول خودمون هستیم …
هیچ کس بار دیگری رو بردوش نمیکشد…
تو راه درستو برو ….
اونا خودشون باید خودشون رو خوشبخت کنند …
اگر باورت درست باشه و حرکت کنی درد ها و رنج ها زود برطرف میشه …
تمرین من :
1. چند درصد خودتو مسئول زندگی خودت میدونی …مطمئنم نمیگی صد درصد …خی حالا چرا …
مسئولیت زندگیتو بپذیر و حالا ببین باید برای خوش بخت کردن خودت چیکار کنی …
2. چند درصد خودتو مسئول چه افرادی میبینی …اونو به صفر برسون و این باور بساز کخ تو مسئول زندگی خودتی نه کس دیگه …
هر کاری هم میکنی ..فقط به خاطر خودته نه کسی …
………
حتما تمارین رو انجام میدم و میام در پاسخ به کامنت خودم مینویس …
سلام و عرض ادب خدمت استادعزیزم و مریم عزیزم
ودوستان گلم درسایت عالی مون
مهمترین باوربرای فعال کردن راهنمای درون باور ب این است که این راهنما وجوددارد فارغ ازاینکه مذهبی یاغیرمذهبی هستیم این نیروی هدایتگروحامی در وجودمان است و باایمان ازش میخوایم ب ماکمک میکنه سیستمی وار این اتفاق میفته خب شرطش اینه ک اول باورکنیم هست دروجودمان همچین نیرویی و اینک مالیاقت داریم و به ماکمک خواهدکرد و پاسخ میدهد و این مهمترین باوره که وجود داره و پاسخ میدهد و پاسخ خواهد داد
و ازتجربیات گذشتمون استفاده نکنیم حتی اگ پاسخ گرفته باشیم ب نظر من همیشه هدایت بخواهیم برایهر پلن مان و برای هرقسمت ازکارهایمان این هدایت روبخوایم تا پاسخ های هر باربهتربگیریم
چون خداوند طبق فرکانس هاو مدار خودمان ب ما هدایت و راهنمایی میده و کمک میکنه و هربار ک ب مدار بالاتر بریم پاسخ هاو هدایت ها هم بهتر خواهد شد..ذهن منطقی ماجلوی مارو میگیره درمقابل استفاده از الهاماتمان ازکجابفهمیم ک الهاماته یا نجواهای شیطان ب این صورت که این ایده یاالهام احساس خوبی ب مامیده یاترس ونگرانی جنس احساس ب مامیگه ک کی داره صحبت میکنه باما
جایگزین کردن باورهای قدرتمندکننده بانجواهای ذهنی باید کارهمیشگی ماباشه چون خود بخود احساس بدمیشه ولی خودبخود خوب نمیشه
باتغییرباورها نتایج تغییرمیکنند و امکان داره درابتدا کوچک باشن ولی هستن و اینهارو ک دیدیم باید تایید کنیم و ادامه بدیم چون این مسیر درسته ک این نتایج متفاوت باگذشته رو میبینیم
واون نتیجه در رابطه باثروت واستقلال مالی امکان داره بیکارشدن باشه و این تضاد ی جور نتیجه س ک داره نشون میده ک مسیر درسته باید این روند تغییر باورها رو ادامه بدیم تا ب شغل جدید و کسب وکار شخصی هدایت بشیم با روند تغییرباورها و شخصیت
اعراض _و جهان ب همه ی دیدگاه ها و تفاوت انسانها نیاز داره و ما ن توان تغییر کسی جز خودمان رو داریم حتی ب اندازه پوست نازک هسته ی خرما ب قول قرآن و نه وظیفه ی ماست و احساسات رو ک نشانه ی جهالت انسان (منظورم احساساتی شدن درمقابل دیگران)است رو بذاریم کنار و تمرکزمون رو روی تغییر شخصیت خودمان و ایجاد سبک شخصی برای زندگی خودمان بگذاریم
با تشکر از خداوند و اساتید عزیزم
بنام الله باری تعالی
سلام
راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست
مهمترین راه ارتباطی با راهنمای درون اینکه باور داشته باشیم همچین هدایتی هست فارغ از اینکه آدم مذهبی ای هستیم یا نه
من از وقتی با شما آشنا شدم سعی میکنم بیشتر این باور رو تکرار میکنم که خداوند با منه هدایتم میکنه این نیروی هدایت گری که کیهان رو مدیریت میکنه منم هدایت میکنه
وقتی روی خودت کار میکنی نشانه ها میاد مثلاً تو محیط کاری خودم کار م همون کاره فقط افرادی که باهاشون کار میکنم عوض شدند واز وقتی اومدند کار من کمتر شده وحتی کار من رو هم انجام میدهند واقعا آدم ها خوبند
جهان سرشار از مردمانی نازنین مهربان ودوست داشتنی است که از هر طریق به من کمک میکنند که زندگی ام را زیبا تر کنند
اون جایی که گفتید اگر مخالف دیدگاه من باشه درگیر نمیشم ونمیخوام قانع کنم طرف رو،واقعا این کار درست تمرین موضعی است که میتونیم داشته باشیم
میپذیرم که هر کسی آزاد است دیدگاه خودش رو داشته باشه حتی اگر حرف های من و دیدگاه من رو دوست نداره میتونه کلید dletرو بزنه نیاز نیست پای صحبت های من بشینه خخخخواقعا احسنت
خدا رو شکر زیبا بینی ام بیشتر شده خیلی وقته تمرکز کردم روی نکات مثبت رییس وهی به خودم یاد آوری میکنم آدم خوبیه توانمنده ،مدیریت خوبی داره هواسش به همه چیز هست آدم آسون گیریه ،خوش اخلاقه و روی ذهنم کار میکنم میدونم زیبا بینی جواب میده البته روی همه چیز میتونم زیبا بین باشم توجه کنم به خوبی ها ولی در این زمینه ضعف دارم که سعی میکنم بیشتر تمرکز کنم به امید الله
من سمت خودم رو درست انجام بدهم خداوند سمت خودش رو انجام میده نشونش اینکه احساس خوبی دارم و کارها روانتر انجام میشه و نتیجه دهنده است
اگر من مسیر ثروت رو برم یا تو مسیر به تضادی بخورم که رفاه خانواده کم بشه فکر نمیکنم بد هست خود من هم در رفاه نبودم بدنشد اتفاقا همین تضاد باعث پیشرفت من شد
این دیدگاه شما خیلی دیدگاه خوبیه وباعث میشه انسان آزادی عمل داشته باشه ،تمرکزش روی کار خودش باشه وبدونه خدایی که من رو هدایت میکنه فرزند من رو هم هدایت میکنه واین براشون خوبه حتی اگر ظاهر جالبی نداشته باشه
من مسئولیت خوشبخت کردن دیگران رو ندارم من در مقابل خودم مسئول هستم اتفاقا امروز قرآن رو میخوندم یه آیه ای برام باز شد با این مضمون که کسی بار دیگری رو به دوش نمی کشه وشفیعی از کسی قبول نمیشه هر کسی مسول خودشه
البته جامعه جور دیگری برامون گفتند یادمه بچه که بودم میگفتند مواظب آبجی کوچیکه باش مسئولش تویی یا خیلی شنیدم اگر فرزند خانواده به جایی نرسیده خانواده مسئولشن وحتی مقصرن که با آیات قرآن در تضاد هست
من خودم مسیولیت 100درصد زندگیم رو دارم
من باید فرکانس های درست بفرستم تا اتفاقات خوبی برام رقم بخوره به قول قرآن ببینید برای فردایتان چه پیش فرستاده اید
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست وهر شری به شما برسد از طرف خودتان است
سپاسگزارم
به نام خالق جهان
سلام به مریم جان واستاد بزرگ وتمام بچه های این سایت
گام 6فرهنگ لااکره فی الدین
سوال در مورد راهنمای درون
را ه های ارتباطی با اون
جواب : مهم تربن باور ،به این که ،این نیرو در درون ما هست در همه موارد
فقط باید ایمان داشته باشی و تجربیات گذشته نگاه نکنیم .
باید به این شهود که خداوند هر لحظه با ما صحبت میکنه ،ایمان داشته باشیم ( مثل تو قرآن کریم که میگه ما به زنبور عسل هم وحی میکنیم )
که خودم خیلی تجربه کردم این صدا رو ….و بار ها در مورد همه چیز با من صحبت میکنه
مثلا زمانی که با شوهرم بحث میشه ،همش بهم میگه آروم باش فاطمه زبانت وذهن تو کنترل کن .
ذهن منطقی خیلی ما رو درگیر میکنه گاهی اوقات
گفتگوی درونی که احساس خوب به ما میده .
همیشه باید روی باور خودمون کار کنیم .
سوال 2 .
نشانه ثروت ،،،موبایل بانک ،وکادوو،،،،وپاداش و…..
این ها نشون میده که دارم روی خودم کار میکنم
باور های قدر تمند کننده …
مسیر نشونه ها رو برو
سوال 3
بهای رسیدن به موفقیت ،چه باوری جای گزیین کنم ؟!
با تضاد ها ،خواسته مون بهتر شکل میگیره
سختی ها هم جزی از نعمت ن
قرآن حتی میگه ما آزاد هستیم در هر دیدگاه باید یا عمل کنیم یا اعراض کنیم .
ما انت علیکم به حفیض،
استاد عزیزم من که عاشق شما ومریم جان وتمام فایل های شما هستم اگه یک روز صدای شما تو گوشم نپیچه احساس میکنم حالم بده من با فایل های شما زنده شدم .استاد شما زندگی منو نجات دادید با تمام مشکلاتی که داشتم
من کاملا دیدگاه شما رو قبول دارم و حاضرم هر کاری انجام بدم تا باور های شما رو بشنوم وعمل کنم وخیلی شما رو دوست دارم استاد عزیزم ،من عاشق شما هستم من خدا را با شما پیدا کردم
وچقدر قشنگ که هر کس تو هر مسیری که دوست داره حرکت کنه .
هرکس نتایج اعمال خودش میبینه
ما فقط مسئول خودمون هستیم
در پناه حق
شیوا : به نام خداوند بخشنده و مهربان خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان خداوند برنامه ریز هدایتگر خیرخواه خداوند شگفتی ها
*الهامات و گفت و گوهای درونی
اولین قدم برای ارتباط با درون اینه که باور کنید همچین راهنمایی هست و باور کنید فارغ از این که شما چه انسانی هستید ، این نیروی هدایتگر در وجود شما هست. و باور کنید که وقتی ازش درخواست کنید و ایمان داشته باشید که وجود داره و پاسخ میده ، به شما پاسخ خواهد داد.این مهم ترین باوره.
همیشه در هر شرایطی میتونیم بپرسیم که خدایا الان چه کار کنم ؟ حتی تو بازی ! اما ایمان داشته باش باور داشته باش و تسلیم باش و روی خودت حساب نکن روی عقل و منطق و تجربیات گذشته ت حساب نکن .حتی اگر قبلا همون کارو کردی و جواب نداده ، اون لحظه گوش کن و عمل کن. جواب می دهد.
ذهن منطقی ما جلوی مارو میگیره برای این که از الهاماتمون استفاده کنیم .
جنس گفت و گوهای ذهنی مشخص میکنه که کی داره با شما صحبت میکنه.
همیشه باید حواسمون به گفت و گوهای ذهنیمون باشه و نجواهای مناسب رو با باورهای درست جایگزین کنیم نجواها خود به خود بد میشن ولی خود به خود خوب نمیشن.
*مسؤول دیگران بودن
حتی خداوند هم انسان رو مجبور نکرده . ما آزادیم همه آزادن که دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به دیدگاهی که دارن عمل کنن. اما اگر تو دیدگاهی رو دوست نداری ، ازش اعراض کن بحث نکن.تو وکیل دیگران نیستی تو کارخودت رو انجام بده نخوایم همدیگه رو قانع کنیم. نه شما قراره من و ببری بهشت و نه من قراره شمارو ببرم بهشت.هرکسی نتیجه ی اعمال خودش رو میگیره.تو مسیر درست رو برو تو راهی که فکر میکنی درسته رو برو هرکسی باید خودش زندگی خودش رو رقم بزنه.
استاد : فرزند من اگر الان تو رفاهه و بعدا تو رفاه نباشه من فکر نمیکنم براش بده! نه من تو رفاه نبودم و بدم نبود برام!بذار فرزندت آزاد باشه مستقل باشه و خودش خودش و جمع و جور کنه. ما مسوول دیگران نیستیم ما مسوول خودمون هستیم هیچکس بار دیگری را بردوش نمی کشد ما اصلا توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.
نه مرگ بده نه مسائلی که بهش برمیخوری بده. این مسیر زندگیه. هر تضادی مریضی بیکاری طلاق بی پولی مستاجری بدهکاری و … هرچیزی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، قسمتی از زندگیه آدم خواسته هاش رو میشناسه و می فهمه چی میخواد و این ها محرک پیشرفت هستن. هم برای خودت و هم برای همه.
* جملات تأکیدی امروز:
ما مسؤول دیگران نیستیم. ما توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم. ما توانایی تغییر دیگران را نداریم.ما مسؤول خودمون هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا ادعایی ندارم که چیزی بلدم هر چه هست از آن تو هست هر چی بلدم علم و اگاهی هست که تو بهم دادی هر چه دارم از آن تو هست هر موفقیتی به دست میارم هدایت و رحمت تو هست
خدایا من رو هدایت کن به راه راست راه کسانی که بهشون نعمت و ثروت دادی نه راه کسانی که در فقر و گمراهی به سر میبرند
خدایا همونجور که بهم الهام کردی بنویسم هدایتم کن که چی بنویسم تا باورهام برای دریافت نعمت اماده تر و بهتر بشوند
1:راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست؟
به نظرم تنها راه ارتباط با خدای درونمون ارامش و احساس خوب هست ما وقتی در ارامش باشیم وقتی احساسمون خوب باشه وقتی سپاسگزار نعمتهامون باشیم به خدای درونمون بیشتر وصلیم بیشتر و بلندتر صداش رو میشنویم و مهمترین باور برای فعال کردن راهنمای درونمون اینه که من لایق ارتباط با خدا هستم خداوند در هر لحظه من رو هدایت میکنه خداوند بارها در قرانش تاکید کرده که من شمارو رها نکردم و شمارو هدایت میکنم
سوره بقره
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ(٣٨)
گفتیم: همگى از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوى من هدایتى براى شما آمد، پس کسانى که از هدایتم پیروى کنند نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگین شوند
سوره لیل
إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ(١٢)
بى تردید هدایت کردن بر عهدۀ ماست
2:رفتار هماهنگ با قانون در مواقع برخورد با ناخواسته ها چیست؟
اگر ما همواره توجهمون به زیبایی ها و نعمتهای خداوند باشه اگر همواره سپاسگزار نعمتهای خداوند در زندگیمون باشیم زندگی ما روان و اسان میشود به قول قران اسان میشویم برای اسانی ها همونجور که استاد میگه من بعد از درک قوانین و استفاده صحیح از قوانین به تضاد خاصی نخوردم توی زندگیم ولی چنان چه به تضادی بر بخوریم که صد در صد برمیخوریم و این قانون جهان هستی هست وظیفه ی ما چیه ؟ وظیفه ی ما اینه که به همون روند قبلی ادامه بدیم یعنی همچنان سعی کنیم توجهمون روی زیبایی ها باشه همچنان شاکر نعمتهامون باشیم و سعی کنیم به نکات مثبت تضادمون توجه کنیم سعی کنیم نیمه ی پر لیوان رو ببینیم اگر توان اون کار رو نداشتیم توجه نکنیم به تضادمون و حواس خودمون رو پرت کنیم از اون تضاد به قول قران فعرض عنهم تا به احساس خنثی برسیم و بعد بتونیم احساسمون رو خوب کنیم در کل وقتی من میدونم اگر به هرررررررر دلیل من احساسم بد باشه اتفاقات بد برام میفته و وقتی احساسم بده انگار دستم رو کردم توی اتش پس تمام تلاشم رو میکنم که احساسم رو خوب میکنم
من هر وقت به تضادی بر میخورم و میخام ذهنم رو کنترل کنم به خودم میگم محمد مهم نیست به چه دلیل حالت بده مهم نیست که چقدر حق با توعه و دلیل و منطق داری که حالت بد باشه اگر احساست بد باشه اتفاقات بدتری برات میفته پس ارامشت رو حفظ کن و تو اون لحظه سعی میکنم به زیبایی های اطرافم توجه کنم
سوره لیل
وَ اللَّیْلِ إِذَا یَغْشَىٰ(١)
سوگند به شب هنگامى که فرو پوشد
وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ(٢)
و به روز هنگامى که آشکار شود
وَ مَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنثَىٰ(٣)
و به آنکه نر و ماده آفرید؛
إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّىٰ(4)
همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است؛
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ(5)
اما کسى که [ثروتش را در راه خدا] انفاق کرد و پرهیزکارى پیشه ساخت
وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ(6)
و وعده نیکوتر را [که وعدۀ خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزکارى است] باور کرد؛
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ(٧)
پس به زودى او را براى راه آسانى [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده مى کنیم
وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنَىٰ(٨)
و اما کسى که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بى نیاز نشان داد
وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ(٩)
و وعدۀ نیکوتر را تکذیب کرد،
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ(١٠)
پس او را براى راه سخت و دشوارى [که سلب هرگونه توفیق از اوست] آماده مى کنیم،
وَ مَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ(١١)
و هنگامى که [به چاه هلاکت و گودال گور] سقوط کند ثروتش [چیزى از عذاب خدا] را از او دفع نمى کند
به نظرم خداوند حجت رو در مورد ما در این آیات تموم کرد و مسیر درست رو به راحتی نشونمون داد انشالا که در مدار انجام این اگاهی ها قرار بگیریم
3:آیا لازمه ماندن در احساس خوب، مدیریت کردن همیشگی گفتگوهای ذهنی است؟ اگر بله آیا این امر اصولاً امکان پذیر است و چگونه؟
صد در صد همینطوره ما همیشه باید گفتگو های ذهنیمون رو کنترل کنیم و ما همیشه میتونیم گفتگو های ذهنیمون رو کنترل کنیم به شرط اینکه ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم چی داریم میبینیم ؟ چی داریم گوش میدیم؟ در مورد چه چیزی داریم صحبت میکنیم؟ به چه چیزی داریم توجه میکنیم؟ اینها ورودیهای ذهنمون رو دارن کنترل میکنن تا زمانی که من دارم اخبار گوش میدم در مورد بی پولی و فقر صحبت میکنم میشینم پا دردو دل مردم خب معلومه که نمیتونم گفتگو های ذهنیم رو کنترل کنم و بر عکس اگر فایلهای استاد رو گوش بدم کامنتهای سایت رو بخونم به زیبایی های اطرافم توجه کنم در موردشون با خودم و افراد مناسب صحبت کنم میتونم گفتگو های ذهنیمم کنترل کنم
4:آیا باوری وجود دارد که با ایجاد آن، به صورت خود به خود گفتگوهای ذهنی ما مدیریت شود؟
به نظرم اصلا خود به خودی وجود نداره هیچ چیزی خود به خود به وجود نیومده هیچ ماشینی خود به خود ساخته نمیشه هیچ کارخونه ای خود به خود کار نمیکنه هیچ سلامتی خود به خود به وجود نمیاد همشون مستلزم انجام کارهای درست و ادامه داری هستن تا نتیجه رخ بده من اگر بخام گفتگو های ذهنیم رو کنترل کنم باید ورودی های ذهنم رو کنترل کنم
5:وقتی با اینکه روی باورهای خود درباره ثروت کار می کنیم اما هنوز به موفقیت مالی نرسیده ایم، از کجا بدانیم که هنوز ایراد کار، از باورهای محدود کننده ما درباره ثروت است تا نا امید نشویم و مسیر را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهیم؟
من موفقیتهایی که در گذشته با استفاده از قانون به دست اوردم مرور میکنم و به خودم میگم همونطور که از خدا خواستم وباورهامو درست کردم تا وارد یک رابطه ی عاطفی فوق العاده شدم همونطور که با کار کردن روی احساس لیاقتم و هدایت خواستن از خداوند وارد شغل مورد علاقم شدم در مورد ثروت هم از خدا هدایت میخام و مطمئنم که خداوند پاسخ بهم میده و اجابتم میکنه و میدونم که باورهای ثروت ما یه مقدار بیشتری نیاز داره تا کار بشه روش استاد هم توی دوره راهنمای عملی میگه که به این دلیل که باورهای مخربتر و ریشه دارتری توی حوضه مالی نسبت به بقیه باورهای دیگه داریم یخورده دیرتر نتایج مالی قابل لمس به وجود میاد و نیازه که بیشتر روشون کار کنیم
6:من به شدت دوست دارم در مسیر علاقه هایم حرکت کنم اما یکی از باورهایی که مرا متوقف نگه داشته این نگرانی است که اگر من بر مسیر خواسته های خودم تمرکز کنم یا آن را اصل قرار دهم، ممکن است در این مسیر به عزیزانی مثل همسر و فرزندم آسیب بزنم. چون من به شخصه از عهده مدیریت تضادهای احتمالی در مسیر بر می آیم اما نگرانم که این تضادها به همسر و فرزندم آسیب وارد کند. با چه منطقی این نگرانی را از ذهنم دور کنم و احساس عذاب وجدان نداشته باشم؟
ما مسئول زندگی خودمون هستیم ما هیچ تاثیری توی زندگی ادمهای اطرافمون نمیتونیم بذاریم ما نه میتونیم دیگران رو خوشبخت کنیم نه میتونیم دیگران رو بدبخت کنیم هر کسی برای خودش خدا داره و خدا ازش محافظت میکنه اینها باورهایی هستن که من از استاد عباسمنش یاد گرفتم و خیلی خیلی بهم کمک میکنه که تصمیمات درست بگیرم و احساسات بهم غلبه نکنه
ما از نوح بزرگتر که نیستیم نوح هر کاری کرد که فرزندش راه درست رو پیدا کنه و از نجات یافتگان باشه نتونست چه برسه به ما اگر کاری به ما الهام میشه که مطمئنیم راه درسته و احساسمون نسبت بهش خوبه صد در صد باید انجامش بدیم نگران عزیزانمون نباشیم خداوند محافظ اونهاست ما نباید نقش خدارو برای اونها بازی کنیم
7:چگونه هم در مسیر خوشبختی خودم حرکت کنم و هم مراقب باشم که این مسیر مانع خوشبختی خانواده ام نشود؟
همونطور که در بالا گفتم ما مسئول خوشبخت کردن یا بدبخت کردن دیگران نیستیم ما هنر کنیم خودمون توی مسیر درست حرکت کنیم و خودمون رو خوشبخت کنیم اطرافیانمون هم اگر خودشون بخان با ما هم مسیر میشن اگرم نخان ما خودمون رو هم بکشیم نمیتونیم کاری براشون بکنیم
سوره انعام
وَ لَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ(٧)
و اگر ما نوشته اى روى صحفه اى بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند، باز کفر پیشگان مى گویند: این جز جادویى آشکار نیست!!
خدایاشکرت که بهم الهام کردی و من فقط نوشتم
خدایاشکرت که آیه هارو هم بهم الهام کردی و یادم اوردی ایات مناسب رو همه ی علم و اگاهی ها نزد تو هست و تمام
من هنوز فایل استاد رو گوش ندادم و نمیدونم پاسخ استاد به سوالات چی بوده فقط طبق اموزشهایی که توی این چندساله از استاد عباسمنش یاد گرفتم و سعی کردم خودم در حد تکاملم عمل کنم پاسخ دادم انشالا که اول از همه باعث رشد و ارتقاع خودم و بعد عزیزانی که میخونن بشه
در پناه الله شاد و ثروتمند باشیم
به نام الله یکتا
سلام استادان عزیزم و دوستان خوبم
1_ باید باور کنیم راهنمای درون وجود داره
من باور دارم که راهنمای درون وجود داره و خیلی وقت ها که ازش سوال میپرسم و بهش توجه میکنم خیلی زیبا بهم جهت درست رو میگه
چند روز پیش داشتیم میرفتیم بیرون راهنمای درون بهم گفت تو پشت فرمون نشین بذار همسرت بشینه ولی من بهش گوش نکردم چون تازه رانندگی یادگرفتم و دلم میخواست تمرین بیشتری داشته باشم
خلاصه من نشستم و کمی که جلوتر رفتیم دیدیم متاسفانه سرکوچه ی ما به کامیون 18 چرخ چپ کرده و کلی بی نظمی و شلوغی و ترافیک اون اطراف بود که من باید از وسط لاین آروم میومدم کنار و میرفتم داخل یکی از کوچه و مسیرمون رو از اونجا ادامه میدادیم که این کار بهم استرس زیادی داد و سختی رو تحمل کردم و در نهایت تو اون کوچه به همسرم گفتم بشینه پشت فرمون
و اونجا بود که فهمیدم چرا راهنمای درونم بهم گفته بود نشینم پشت فرمون
به نظرم تو هر لحظه ای باید بهش اعتماد کنم
اون صدایی که بهم احساس خوب و آرامش میده رو دنبال کنم و اون صدایی رو که بهم ناراحتی و استرس میده رو رها کنم که صدای شیطانه
من احساس میکنم استفاده از راهنمای درون نیاز به تکامل داره و ما با توجه به رشدی که میکنیم میتونیم از راهنمای درون استفاده کنین و ازش بهره ببریم
هرچی بیشتر رشد کنیم بیشتر هم میتونیم باهاش مشورت کنیم و ازش استفاده کنیم
2_ برخورد با تضاد ها
استاد میفرمایند که وقتی ما به تضاد ها برمیخوریم خواسته هامون رو پیدا میکنیم
من معلم هستم 11 سال سابقه ی تدریس در آموزش و پرورش رو دارم که البته امسال مرخصی گرفتم
میخوام راجع به تضاد هایی بگم که خواسته ی اصلی من رو بهم نشون داد
2 سال قبل از گرفتن مرخصی مشکلات خیلی زیادی برام پیش اومد
سال دهم خدمتم با مدیرم در حد خیلی زیادی به اختلافات شدید خوردیم
به خاطر اینکه مدرسه ی ایشون مهد کودک برای نگهداری کودکان داشت و اصلا به خاطر همین موضوع من رفته بودن مدرسه شون و پسر منم حدودا 3 سال داشت و تو مهد کودک خیلی بهانه میگرفت
در نتیجه من تصمیم گرفتم از یه مدرسه با مدیر و کادر عالی که داشت بیرون بیام و برن به مدرسه ی ایشون که مهد کودک داره تا پسرم پیش خودم باشه
از قضا خواهر مدیرمون هم اونجا بود و 2 تا بچه هاش رو در مهد کودک نگه داری میکرد
اوایل ورود به مدرسه بود که متوجه شدم اینا خیلی علاقه دارن که ما سه همکاری که بچه داشتیم و نیاز داشتیم بچه هامون پیش ما باشن رو اذیت کنن و مهد کودک به طور خصوصی برای خواهرزاده های مدیر و خواهرشون باشه که راحت باشن
معاون پرورشی و یکی از معلمان و من بچه داشتیم
معاونمون که زود تسلیم شد و بچه هارو گذاشت خونه و با معرفی مدیر یه پرستار گرفت و بچه هارو دیگه به مدرسه نیاورد ولی من و همکارم که بچه هامون کوچک تر بودن و بیشتر به تون مهد کودک نیاز داشتیم مقاومت بیشتری کردیم تا اینکه یه روز جلسه تشکیل دادن و به طور واضح گفتن که از این به بعد شما بچه هاتون رو نیارید یا یک هفته شما برید نمازخونه ی مدرسه و یک هفته خواهرم و بچه هاش برن نماز خونه
ما هم هرچی میگفتیم همه باهم باشن اینا قبول نمیکردن چون اونجا رو ملک باباشون تصور میکردن خلاصه به ما گفتن هفته های صبحی شما برید نمازخونه
که اتفاقا هفته های صبحی نماز خونه خیلی سرد بود بچه هامون مریض میشدن
خلاصه من و همکارم هم دیگ نتونستیم ادامه بدیم و گفتیم میخوایم بچه هامون رو ببریم خونه و مثل معاون واسشون پرستار بگیریم همکارم هم بچه اش رو آورد خونه ی ما و ما دو نفر یه پرستا. گرفتیم که میومد خونه ی ما
بماند که چه مشکلاتی رو تحمل کردیم…
از یه جایی به بعد دیگ بچه هامون تو خونه نموندن و دوباره ما تصمیم گرفتیم که برگردیم مدرسه ولی اینا گفتن شما باید برید نمازخونه
خلاصه اونقدر مشکلات رو تحمل کردیم که حد نداشت
بماند که در نهایت من با کمک خدا این مدیر رو تو اداره رسوا کردم و آبروش کامل رفت
خیلی همه رو اذیت میکرد به هر بهونه ای تا اینکه آخر سال بهمون گفت شما باید یک ماه بیشتر از همه ی معلم ها بیاید مدرسه
یعنی میخواست یک ماه از تابستون مارو حروم کنه و با ما لج کنه و هرچی ما بهش بخشنامه نشون مبدادیم که اینکارو نکنه فایده ای نداشت
خلاصه بهش گفتیم ما میریم اداره و گفت برید الیته فکر نمیکرد کسی بره
یه روز پنجشنبه همهی معلم های مدرسه رفتیم اداره و آبرویی از این خانم رفت که با هیچی نمیتونست جمعش کنه
تمام بد رفتاری هاش تمام سخت گیری هاش واسه مهد تمام بی احترامی هاش همه رو گفتیم و گفتیم و رئیس فقط داشت گوش میکرد و حرص میخورد
تا اینکه به ما گفتن شما برید و ما رسیدگی میکنیم
ما اومدیم خونه و دوست همسرم که تو اداره بود به همسرم گفت جوری آقای رئیس سر این خانوم داد میزد که من تو تمام این سال ها ایشون رو اینجوری ندیده بودم و میگفت اون اینقدر تمرد بود که نمیگفت چشم و آقای رئیس بهش میگفت بلند بگو چشم تا بشنوم
مدیریتش رو تا پایان مدرسه ضمنی ازش گرفتن و گفتن حق نداری تا پایان مدارس به معلم ها چیزی بگی و ما خودمون مدرسه رو از طریق نماینده ی معلم ها اداره میکنیم ک اونم میموند تو اتاق خودش و روی نحسش رو دیگ ندیدیدم و به وقتش هم تعطیل شدیم
و سال بعد هم از اون مدرسه پرتش کردن بیرون و رقت مدیر یه مدرسه ی دیگ شد به خاطر کمبود نیرو چاره ی دیگ ای نداشتن
داشتم راجع به تضاد ها حرف میزدم
مشکلاتی که این دوسال آخر تو مدرسه واسم به وجود اومد بهم گفت باید یه شغل دیگ داشته باشی و وسط همون مشکلات سال دهم من استارت شغل جدیدم رو زدم و الان به حدی رسیده که دیگ اصلا نیازی نیست برم مدرسه و تو خونه کنار بچه ام دارم کار میکنم و از زندگی لذت میبرم
خدایا شکرت
واقعا تضاد ها خواسته های مارو روشن میکنن
باید باور هامون رو تغییر بدیم و به مسائل جور دیگه ای نگاه کنیم تا شرایط برامون بهتر و بهتر بشه
3_ ما مسئول تغییر زندگی هیچکس نیستیم حتی فرزند و همسر
حتی خداوند به پیامبرش گفته تو مسئول تغییر زندگی بنده ها نیستی و فقط باید اونارو راهنمای کنی
این خیلی باور قدرتمندی هست و باید اینو بدونم که من فقط مسئول تغییر زندگی خودم هستم و بس
خدایا شکرت که یه کامنت دیگ نوشتم و این باور ها واسم قدرتمند تر شد
6
مهم تمرین باور برای راهنمای درون
اینه که ما باور کنیم که یک نیروی برتری در ما و جود داره که همواره همواره ما رو هدایت میکنه
یک نیروی خیری که همواره ما رو به سمت خوبی ها هدایت میکنه
مثل امواج رادیویی این نیرو همواره در حال ارسال
موج های خیر خودشه
و این که ما در چه مداری باشیم مهمه
اگه ما در مدار آرامش باشیم در مدار احساس خوب باشیم
قطعا این امواج رو دریافت میکنیم
و اگه در مدار حال بد باشیم این امواج رو دریافت میکنیم اما توجهی به اونا نمیکنیم
چون بارها شده که ما هدایت ها رو دریافت کردیم
ولی چون باور درستی نداشتیم
ویا احساس خوبی نداشتیم
و افکار پریشان و بهم ریخته داشتیم متوجه هدایت نشدیم
خدا رو شکر بخاطر نیروی که در درون ممه با ممه
و همواره هدایت گر ممه به سمت خیر و خوبی
خدا رو شکر
گام 6،رد پای امروز. راهنمای درون،من به صورت ناآگاهانه خیلی زیاد توسط این راهنما یاری شدم که قبلاً فکر میکردم من آدم خاصی هستم پیش خدا برای همین توی موقعیت های مهم به من کمک میکنه ولی الان علتشو میفهمم،چند تا مثال میزنم که هم برای خودم یاد آوری بشه و هم برای دوستان باور پذیرتر،توی مواقعی که عزیزانم رفتن مشکل بیماری پیدا کردن همیشه به من الهام میشد که فلان موضوع ممکنه به چه علتهای ممکنه طبیعی باشه فلان کلماتو سرچ کن و همون موقع از طریق دوستی همکاری و … جواب میگرفتم که آره این مشکل نیست و طبیعیه خیلی موارد بوده،یا توی مصاحبه شغلی درسی خیلی وقت ها جواب ها بهم الهام میشد بدون این توی عمرم اون جوابو خونده باشم یا شنیده باشم. اما گفتگوهای ذهنی برای مقابله با نجواهای ذهنی،روش جالبیه که احساستو از بد عوض کنی به خوب یا به حالتی که بد نباشه و باید همیشه تکرار بشه،چون نجواهای ذهن که هیچ وقت از بین نمیره
سلام
سلام به خودم به آگاهی های جدیدم به حس های جدیدم
به خودم بابت کنترل احساسات درونی ام بی نهایت ممنونم
به خودم تبریک میگم که کمی حالمو بهتر نگه می دارم
تقوا پیشه کردم و مراقب ورودی های ذهنم هستم
برای اینکه می خوام و تلاش می کنم شاد باشم از خودم بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه در حال حاضر این فایل ی نشونه بود برام و من این نشونه رو دیدم از خدا سپاسگزارم
از خودم بابت اینکه خودمو یک درصد بیشتر به خدا سپردم و بهش کمی بیشتر توکل و اعتماد دارم سپاسگزارم
و مطمئنم این یک ذره یک ذره ها در مجموع شرایط من رو بهتر میکنه و لذت منو تو زندگی بیشتر میشه
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
به نام خدای قشنگم …
سلام استاد عزیزم
سلام مریم دوست داشتنی من
و سلام دوستان بی نظیر سایت عباسمنش
امیدوارم حالتون عالی باشه …
استاد وقتی اول داشتید درباره ی مهم ترین قانون که باور کنیم خدای هدایتگری هست …
یا لحظه انگار خدا بهم گفت ببین …
این همون ایمان به غیبی هست که میگم …
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان الم
﴿1﴾الم [الف لام میم] (1)
ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ﴿2﴾
این کتابى است که شک در آن روا نیست [که] راهنماى پرهیزگاران است (2)
الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿3﴾
همان کسانى که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه روزیشان دادهایم، انفاق مىکنند (3)
وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿4﴾
و کسانى که به آنچه بر تو نازل شده است و آنچه پیش از تو فرود آمده است، ایمان دارند و هم آنان به آخرت ایقان دارند (4)
أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿5﴾
اینان از جانب پروردگارشان از هدایتى برخوردارند و هم اینان رستگارانند
قربونت برم من ….
خلاصه که فایل رو استوپ کردمو با خدا حرف زدم …
یعنی اون حرف زد …
اون گفت ببین …ایمان داشته باش که من همه جا باهاتم …منو ببین …دست منو توی دستت ببین …صدای من توی قلبت بشنو …جریان بی نهایت هدایت منو توی زندگیت ببین …در هر لحظه …من تو رو قضاوت نمیکنم …پس بپرس …حتی برای چیز های بی ارزش البته از نظر تو …
به حرفم گوش کن …اصلا ول کن اون تجربیاتی که داشتی…
طبق تجربه ها و منطق پیش نرو …با هدایت من با صدای من پیش برووو
من هستم …من هواتو دارم …
تمرین من ؛ بنویس چه تصمیماتی در زندگی ات باید بگیری والهامات و هدایت را دریافت میکنی ولی اون بر خلاف تجربیات توست …آنها را بنویس و تصمیم بگیر به الهامات عمل کنی …
تجربیاتی که قبلا داشتی که برخلاف تجربیاتی از الهامات عمل کردی و موفق شدی یا عمل نکردی و بعد متوجه شدی چقدر اون الهام درست بوده …
…..
…
..
برای خوب شدن درونی احساس …
باید همیشه گفت و گوی ذهنی رو کنترول کنی …و باوری که از اون نجوا های میاد که به تو احساس بد میده رو با باور درست جایگزین کنی ….
تمرین ؛ در روز چه نجواهایی تو را آزار میدهد …باور مخفی آن را پیدا کن و باور درست را بنویس و تکرار کن تا اون کم کم محو بشه ….
….
…
..
باید برای دریافت ثروت صبر کنیم ….
البته این یه قسمتی از کاره باید روی باورمون هم کار کنیم و اجازه بدیم نتایج رخ بده …
نه اینکه یه دکمه بزنیم درست بشه ….
تمرین ؛
روی باورای ثروتت کار کن …و نشونه ها رو ببین و تایید کن …
و بدون که به خاطر تغییراتی هست که داری در درونت انجام میدی …
……
….
..
اگر در یک سختی هستی و یا عزیزانت در سختی اند این بد نیست …
این تضاد اتفاقا خوبه …تو مسئول خوشبختی خودت هستی نه کس دیگری ….
نمیتونی هم کسی رو خوشبخت کنی …
اصلا بحث هم نکن که بخوای به کسی ثابت کنی …
هر کسی فکر خودش زندگی خودش …خوشبختی خودش …
میدونید وقتی به اینجای فایل رسیدم یادم افتاد به اون حرف پیامبر توی قران …که برای اینکه سر دعوا رو هَم بیاره …گفت …
مِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ﴿1﴾بگو اى کافران (1)
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿2﴾آنچه مى پرستید نمى پرستم (2)
وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿3﴾و آنچه مى پرستم شما نمى پرستید (3)
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ﴿4﴾و نه آنچه پرستیدید من مى پرستم (4)
وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿5﴾و نه آنچه مى پرستم شما مى پرستید (5)
لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ﴿6﴾دین شما براى خودتان و دین من براى خودم (6)
چقدر قشنگ اینجا خدا میگه ببین بحث نکن …بحث کردهکارتو میسازه …تو رو میندازه توی چاه …ولش کن …
لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿256﴾در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بیراهه به روشنى آشکار شده است، پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خداوند ایمان آورد، به راستى که به دستاویز استوارى دست زده است که گسستى ندارد و خداوند شنواى داناست
…..
همه ازادن دیدگاهتان رو بگن ….
دیدگاهی رو دوست نداری …اعراض کن …
ولی خودت به دیدگاه زندگی خودت برس…..
•••••••••••••••••••••••••••••••
ما مسئول نیستیم ….ما مسئول خودمون هستیم …
هیچ کس بار دیگری رو بردوش نمیکشد…
تو راه درستو برو ….
اونا خودشون باید خودشون رو خوشبخت کنند …
اگر باورت درست باشه و حرکت کنی درد ها و رنج ها زود برطرف میشه …
تمرین من :
1. چند درصد خودتو مسئول زندگی خودت میدونی …مطمئنم نمیگی صد درصد …خی حالا چرا …
مسئولیت زندگیتو بپذیر و حالا ببین باید برای خوش بخت کردن خودت چیکار کنی …
2. چند درصد خودتو مسئول چه افرادی میبینی …اونو به صفر برسون و این باور بساز کخ تو مسئول زندگی خودتی نه کس دیگه …
هر کاری هم میکنی ..فقط به خاطر خودته نه کسی …
………
حتما تمارین رو انجام میدم و میام در پاسخ به کامنت خودم مینویس …
ممنون به خاطر فایل امروز …عاشقتونم …
در پناه لله …