اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا میلیاردها بار شکرت که باز هم فرصت پیدا کردم یک فایل جدید یک آگاهی جدید دریافت کنم
درمورد تلاش برای خوشبخت کردن دیگران میخوام بنویسم که چطور بارها به شکل های مختلف تلاش میکردم همسرم رو به سمت موفقیت هول بدم یعنی به معنای کلمه هول میدادم و میدیدم که اگر طرف خودش نخواد و آماده تغییر نباشه به هیچ عنوان هیچ کس نمیتونه ذره ای بهش کمک کنه
مثلا بارها به کارآفرینی و داشتن کسب و کار خودش تشویق کردم بهش انگیزه میدادم اما نتیجه عکس میگرفتم
درمورد سلامتی تشویقش میکردم به سبک قانون سلامتی عمل کنه اما نهایتش یک ماه بود و دوباره برگشت به روال سابق
درمورد افکار و رفتار منفی گرایانه ش سعی میکردم ارشادش کنم، تصحیحش کنم و میدیدم که اصلا انگار حرفای منو نمی شنوه و اصلا تو مدارش نیست
دیگه از جایی به بعد تصمیم گرفتم این دست و پا زدن برای تغییر دیگران رو متوقف کنم
دیگه کافیه چون نه تنها اونا ذره ای تغییر نمیکردن بلکه بحث کردن و سعی در قانع کردنشون انرژی منو میگرفت احساسم رو خراب میکرد و میرفتم تو بیراهه…
تو این فایل بیشتر یاد گرفتم که اعراض کنم و هر چقدر اون فرد بهم نزدیک هم باشه برام مهم نباشه که چطوری فکر میکنه و چطوری عمل میکنه
و چه فرهنگ نابیه فرهنگ “لا اکراه فی الدین” که مهمترین و بیشترین سودش به خودم میرسه چون با درک این فرهنگ آرام و رها هستم
چون درک میکنم هر کسی اختیار داره سرنوشت خودش رو خودش رقم بزنه، خدا که خالقمونه این اختیار رو به هممون داده با اینکه قادر مطلقه و میتونه در آنی همه رو هدایت کنه اما این کار جزو قوانینش نیست، پس من چیکاره باشم که خودم رو هلاک کنم تا بقیه به راه راست هدایت بشن…
من باید درک کنم که من یک مسئولیت بیشتر ندارم اونم تمرکز روی زندگی خودم و تغییرش به زندگی دلخواهم همین…
وقتی میفهمم که من مسئول زندگی کسی نیستم و اینکه هرچی پیش میاد برامون خوبه و جزئی از مسیره که بزرگمون کنه رشدمون بده، با خودم با درونم به صلح میرسم و یک احساس سبک بالی درونی دارم
بچه ها نمیدونم شما هم این احساس رو دارین یا نه مخصوصا تو این روزای پروژه که مداوم رو خودم کار میکنم احساس میکنم یه فاصله فرکانسی عمیقی بین من و اطرافیانم ایجاد شده، اصلا حرفای همدیگه رو نمیفهمیم، وقتی بینشون هستم احساس غریبگی دارم، وقتی اونا دارن نق و ناله میکنن از وضعیت مملکت و بی پولی و بدبختی، با خودم میگم اخه من بین این آدما با این طرز فکرشون چیکار میکنم…
البته که وقتی میبینم یه روزی منم جزو همین جمع بودم و تازه بیشتر از همشون بحث سیاسی میکردم و الان احساس غریبگی میکنم و وقتی این حرفارو میشنوم احساس خفگی میکنم و دلم میخواد از اون جمع فرار کنم، کلی خداروشکر میکنم که چقدر روحم پاک تر شده چقدر چشم و گوش هام باز تر شده برای دیدن اینهمه نعمت و فراوانی و رشد و گسترش جهان، وقتی میبینم متوکل تر شدم، توحیدی تر شدم و…
خدایا هزاران بار شکرت که همه جهات زندگیم رو زیر و رو کردی و ایمان دارم اگر این مسیر الهی رو ادامه بدم از لحاظ فیزیکی هم با افراد بهتر و با ایمان تر هم فرکانس میشم…
خدایا شکرت که من هر لحضه دارم با شهودم با راهنمای درونیم عشق میکنم و چراغ راهم شده و برام مسیر یابی میکنه و بهترین مسیر رو بهم میگه
من جنس این الهامات و هدایت هارو خوب شناختم: الهاماتی از جنس آرامش، رهایی، سبکی، حال خوب، رضایت… که نتیجش بلا استثنا سوده و سوده و ســــــود…
خدایا شکرت برای تک تک هدایت هات که همیشه از روی فضلت باهام رفتار کردی نه از روی عدلت…
عاشقتونم به خدا… عاشقتونم که میتونم راحت اینجا از احساسم بگم از الهاماتم از هدایت هام بگم از نعمت ها و فراوانی ها و زیبایی ها بگم و بقیه درک کنن چی میگم متوجه حرفام بشم آخه وقتی یهو احساساتی میشم و ناخودآگاه به اطرافیانم از این حرفا میزنم اصلا میبینم که تو باغ نیستن یهو سکوت میکنم میبینم اصلا ما تو دوتا دنیای متفاوت هستیم و تنها جایی که درک میشم این سایت نورانی و الهی هست…
خدایا از تمام وجودم ازت ممنونم که استاد رو هدایت کردی به این مسیر و من رو هم در فرکانس شنیدن حرف های استاد قرار دادی تا متفاوت فکر کنم، متفاوت عمل کنم و متفاوت نتیجه بگیرم تا من جزو اون “اکثرهم لا یعقلون” و “اکثرهم لا یفکرون” نباشم و با مغز آکبند از دنیا نرم…
خب راجب این فایل زیبا و پر از آگاهی میام تجربه های خودمو مینویسم که هم یاد آوری بشه واسه خودمو باورام قوی تر بشه با نوشتنش هم شاید یک نشونه یا جواب باشه واسه دوستانم
خب سوال اول راجب راهنمای درون :
من نزدیک پنج ساله با فایلای استاد آشنایی دارم و اولین بار دوره افرینش رو که برادر شوهرم واسمون فرستاد و گوش دادیم و آشنا شدیم قسمت جلسه ششم یا هفتوم بود که اولین بار راجب راهنمای درون شنیدم و بعد هم اولین بار زمانی بود که با نوشتن تو قسمت یادداشت گوشیم نوشتم تو حامله ای و خداوند فرزند پسری به تو داده و من در کمال ناباوری که فک میکردم توهمات ذهنمه و دیوونه شدم تست زدم و بله باردار بودم و فرزند پسر خداوند بهمون هدیه داده بود الاهی شکر
2-رفتار هماهنگ موقع برخورد با ناخواسته یا تضاد
من یادمه وقتی با این موضوع آشنا شدم و درکش کردم و خیلی چیزای کوچیک و بزرگی که با این قانون درست برخورد کردم در مقابله تضاد عاااالیه عالی جواب داد مثلا ما طبقه چهارم بودیم و وقتی از پله ها میومدم بالا مخصوصا اوایل بارداریمم بود سخت بود واسم وقتی میومدم بالا به خونمون که نزدیک میشدم که دیگه به نفس نفس میوفتادم جای اینکه غر بزنم یا ناله کنم چون احساس خوبی داشتم چون روزمو با فایل و شکرگزاری شروع کرده بودم یادم میوفتاد این تضاده باید بگم خونه بعدیمون آسانسور دار باشه و واقعا میشد یعنی یادمه اون خونمون که دوره افرینشو گوش دادیم 80متری طبقه چهارم بدون آسانسور سرویساش کوچیک بود و چند تا چیز دیگه بود اما من عااااشق اون خونه بودم با تمام تضاداش حالم اونجا خوب بود شکرگزار نوری بودم ک ازپنجره میزد به خونمون هر روز تمام خونه رو با عشق تمیز میکردم و انرژی فوق العاده ای داشت از لحاظ تمیزی از لحاظ اینکه با شکرگزاری برکت میدادم به وسیله های خونم و انرژیشو احساس میکردم و بعد اون رفتیم به یک خونه 120متری فول کاغذ دیواری پارکت دو خواب بزرگ اتاق خوابا پنجره های بزرگ داشت حال 3تا پنجره فوق العاده عالی بزرگ و رو به فضای سبز از همه لحظ عاااالی بود و من قبل رفتن به اون خونه تضادای خونه قبلیو درک کردم و راجب خونه جدیدم با عشق تجسم میکردم راجب متراژش و رنگ دیوارا و همه چیش مینوشتم و درک کردم با حال خوب باید درک بشه و بعد درخاست بشه به جاش چی میخایم
3-کنترل گفتگوهای ذهنی
من حدود پنج سالی که با استاد و مسیرشون آشنام و تلاش کردم تو مسیر بمونم و روی بهبود خودم کار کنم
واقعا به این درک رسیدم که بله من اگه امروز که از خواب بیدار میشم به ذهنم جهت ندم ذهنم به هرجایی میره و افسارش دسته منه من باید با نوشتن شکرگزاری ذهنمو کنترل کنم با گوش دادن دوره ها یا فایلای بی نظیر رایگان استاد که از دوره ها هیچی کم ندارن با الگو گرفتن مثل خانوم شایسته در زندگی در بهشت و خودم به ذهنم خوراک بدم اگه نه هرجایی میره به غمه گذشته به ترس آینده ولی باکنترل آگاهانه منو تو زمان حال نگه میداره که نتیجش حاله خوبه
4-تازنده ایم باید رو باورامون کار کنیم
5-باور ثروت
به قول استاد باورها کلید نیستن و نیاز به تکامل دارن من امشب مثلا یک باوری ک راجب ثروت بود و من نادید گرفته بودمو درک کردم خب که قبلا درون خودم به این درک نرسیده بودم این بود که خونه ما یک منطقه تازه سازه و خیلی قسمتا و کوچه هاش خالی و در حال ساخته و مغازه ها از هم با فاصله خیلی زیاد هستن و بینشون میبینی یک مسافت خاکی و تاریکه
خب من وقتی این مسیرا رو میخاستم رد شم همیشه ته دلم ترسه بود که دزد نباشه نمیدونم چرا (ایموجی خنده)امشب وقتی داشتم رد میشدم گفتم دختر ببین چقدرررر ماشینای خارجی گرون قیمت اینجا پارکن چقدر این منطقه ثروت و پول زیاده چقدر خونه های نوساز هر روز بیشتر ساخته میشه چقدر آدم ثروت مند اینجا زندگی میکنه یکم که تو ذهنم داشتم تحسین میکردم یهو به خودم اومدم گفتم چرا من اینهمه ثروت و فراوانی و پولو شبای دیگه درک نمیکردم و نمیدیدم و نگرانه یک نفر که پول نداره و به من برخورد میکنه بودم )ایموجی خنده) زیرا ذهنه من هنوز و هنوز و هنوز ترمز داره برای ثروت و ترمزای کوچیک و بزرگی که تو مسیر تکامل و کار کردن رویه ذهنم بهشون میرسم و تغییرشون میدم و به اندازه ای که تغییرشون بدم و ایمانم بیشتر بشه درهای نعمت بیشتری به روم باز میشه
خب اینا تجربه ها و درک من بود
در لاینتاهی حیات آنجا که ساکنم همه چیز عالی کامل و تمام عیار است
سلام بر استادان عزیزم و دوستان همراه در این سایت الهی
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون این است که ما اصلا باور داشته باشیم که چنین راهنمایی هست و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم این نیروی هدایتگر در وجود ما هست و باور کنیم وقتی که ازش درخواست کنیم و ایمان داریم که هست و پاسخ می دهد به ما پاسخ خواهد داد. این مهمترین باور است.
یکی از عواملی که انسان ها از راهنمای درونشان استفاده نمی کنند فکر کردن به تجربه های قبلیشون هست .
نکته دیگر اینکه باید همیشه گفتگوهای ذهنیمان را روش کار کنیم و نجواهایی که به ما احساس بد می دهد با باورهای مناسب جایگزین کنیم
این کار همیشگی است.
وقتی روی باورهامون کار کنیم نشانه ها از همان اول می آید مثل اس ام اس واریز پول یا گرفتن هدیه یا ….ما باید این نشانه های کوچک را تایید کنیم و به کار کردن روی باورهایمان ادامه دهیم تا نتایج بزرگ هم با طی کردن تکامل اتفاق بیوفتند.
نکته دیگر اینکه اگر با دیدگاهی موافق نیستیم باید از آن اعراض کنیم
ما مسئول هییییچ کس نیستیم جز خودمان
بپذیریم که ما توانایی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی را نداریم حتی فرزندمان را
آگاهی های این فایل من را از یک زنجیر ضخیم آگاه کرد و به طبع من به آیاتی از قرآن هدایت شدم که این آگاهی را برای من منطقی تر کاملتر کرد از جمله این آیات این بود
ما زندگی و مرگ را خلق کردیم تا بیازماییم که چه کسی بهتر عمل میکند
پس در خلقت آسمان وزمین بنگر آیا خلل و شکافی میبینی پس دوباره با چشم عقل بنگر هیچ خللی وجود ندارد سوره ملک
استاد نمیدانید چه قدر این آیات و تکرار آن ها با خودم به احساس آرامش من کمک کرده چقدر رب را بهتر درک کرده تم و چهقدر میتوانم اجازه بدهم که اطرافیانم آزاد باشند استاد عزیزم میدانید که ازاین دست آیات خیلی زیاد در قرآن است
این آیات شهامت انجام کارهای زیادی را به من داده تا بتوانم بدون نگرانی از حرف مردم اقدام کنم البته این کارها برای من بزرگ است ودر کل خیلی راه دارم
سلام استاد عزیز و سلام بانو مریم شایسته عزیز و سلام دوستان عزیز همراه
راهنمای درونرا چگونه فعال کنم؟ برای رسیدن به هر خواسته و ظهور آن در زندگی اول باید وجود خود آن پدیده و امکان وجود آن در زندگیمان را باور کنیم. فارغ از اینکه چه دین و مذهبی داریم. بحث باور هاست و باور همان ایمان است. به همان اندازه که ایمان داشته باشیم، تسلیم باشیم، بهگفتگوهای ذهنی( رجوع به تجربه های قبلی و گرفتن نتایج منطقی بر اساس رخدادها و تجربه گذشته) توجه نکنیم و احساس را خوب،نگه داریم، آن خواسته در زندگی ما نمودار میشود.
بخواهید تا به شما داده شود
از کجا مطمئن شویم که آن ندای درونیمن است نه شیطان؟ مبنای تشخیص احساس ماست. از جنس گفتگوی ذهنی میتوان منباء آن راتشخیص داد.
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اصلاً باور کنیم، همچین راهنمایی هست.
وقتی باور داشته باشیم که خداوند جواب خواسته هامون رو میده و منتظر هستیم، خدا جواب خواسته هامون رو میدهد. باید ایمان داشته باشیم خداوند سریع جواب درخواست های ما را میدهد. فقط کافیه در برابر خدا خضوع داشته باشیم و اصلاً روی خودمون حساب نکنیم.
ما باید خودمون رو از قضاوت ها و تجربه های گذشته جدا کنیم. یعنی ذهنمون رو پاک کنیم. بگیم خدایا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو.تو هدایتم کن.
باید در هر کاری، حتی کارهای کوچک در طول روز هدایت بخوایم. مثل استاد که حتی توی بازی پینگ پنگ از خداوند هدایت میخواد.
به اندازهای که ایمان داشته باشیم، باور داشته باشیم، به اندازهای که تسلیم باشیم، به اندازهای که روی عقل و منطق خودمون و تجربه های خودمون حساب نکنیم، هدایت میشیم.
نه مرگ، نه مسائلی که بهش بر میخوریم، بد هست. این ها همون تضادهایی هستند که باعث میشه ما خواسته هامون رو شناسایی کنیم. و بفهمیم چه چیزی میخواهیم. مثلاً اگه به تضاد فقر و بیماری بر خورد میکنیم تو زندگی. میفهمیم که ما دوست داریم تو زندگی ثروت و سلامتی داشته باشیم.
ما آزادیم انتخاب کنیم. همه آزادند دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به اون دیدگاه که طرف میگه عمل کنن یا عمل نکنن.
حتی خداوند هم میگه هیچ اجباری تو دین نیست در زمان پیامبر، مسلمانان به همراه یهودیان و مسیحیان در کنار هم با صلح و صفا زندگی میکردند و کسی کاری به دیگری نداشت. و پیامبر کسی رو به اجبار و زور به اسلام دعوت نمیکرد.
اگه ما دیدگاهی رو دوست نداریم، تنها کاری که باید انجام بدیم اعراض کردن هست. چقدر خوبه که به دیدگاه همدیگه احترام بزاریم. اگه مخالف دیدگاهی باشیم نباید بریم با طرف جر و بحث کنیم و بخوایم دیدگاهمون رو به اون ثابت کنیم. فقط و فقط اعراض کنیم.
همون طور که خداوند در قرآن به پیامبر گفته اعراض کنه از نا خواسته ها.
ما مسؤل همسر ، فرزند، خواهر، برادر و کشورمان نیستیم و خداوند بارها در قرآن فرموده هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمیکشد. هر کس هر مسیری میره خودش مسؤله.
ما توانایی خوشبخت کردن و یا بدبخت کردن هیچ کسی رو نداریم حتی فرزندانمان.
من تصمیم گرفتم از این لحظه فقط و فقط تمرکزم رو خودم باشه و نخوام که همسرم رو با خودم همراه کنم. یا بچهها رو راهنمایی کنم که چه کاری انجام بدن واسه آیندشون خوبه، درس بخونن و یا هر کاری که فکر میکنم خوشبخت میشن.
سپاس فراوان خانم شایسته عزیز و توحیدی که این فرصت رو به ما دادی که روی خودمون کار کنیم تا وارد مدار بالاتری بشیم.شاد و سلامت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام الله که بخشاینده و با رحمت است و بسیار وهاب
سلام صبحتون بخیر وشادی وثروت خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و آخرت
خدا قوت بده به شما استاد بزرگوار وتوحیدی و خانم شایسته مهربان و بزرگوار و همه دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی
عرض کنم استاد عزیز من که مهمترین باور به اینکه این خدای مهربانم همیشه هست کنارم وباور داشته باشم که او در هر ثانیه با من حرف میزنه و به من الهام میکنه و خدارو شکر دارم خوب روی خودم کار میکنم تا جای که این ذهن منطقی من بزار و من افسارشو بگیرم در همه امور زندگی از خداوند کمک گرفتم و میگیرم خدارو بینهایت سپاسگزارم که منو لایق دریافت الهاماتش دونست تا راه درست رو انتخاب کنم
دوم .وقتی من به ناخواسته ای بر خورد میکنم همیشه به خودم میگم طبق قوانین الهی وغیر قابل تغییر خداوند من تو چه مداری بودم که به این ناخواسته برخورد کردم مشکل از منه نه از هیچ کسی دیگر ویاد گرفتم که فکر کنم ببینم چه عمل های رو انجام بدم که دوباره وارد این ناخواسته یا مدار نشم خدارو بینهایت سپاسگزارم که منو هرروز به مدار بالاتر میبره خدایا مچکرم
ویاد گرفتم که احساسمو همیشه خوب نگه دارم ویادم نمیاد که احساسم بد بوده که اتفاقات بد بیاد تو زندگیم واگر هم احساسم بد شده با سپاسگزاری کردن از نعمتهای که خداوند به من داده با فکر کردن به رویاها وارزوهام به احساس خوب خداوند منو رسونده کلا یه درک دیگه از زندگی و گفتگو با خدا پیدا کردم این جهان و همه نعمتهای خداوند رو بهش نچسبیدم وفقط دارم لذت میبرم از این همه فراوانی خداوندا سپاسگزارم از لطف و محبتی که به من داری .
یادم استاد یکی از فرزندانم تو مدرسه یه خرابکاری کرده بود ونارحت وگریان که این هزینه داره و باید پرداخت بشه همون جا با اینکه 8سالش هست گفتم (یعنی خداوند به من گفت بگو )ناراحتی وگریه نداره برو به معلم و مدیر مدرسه بگو من خسارتشو میدم وگفت بگو از پول توجیبی خودت باید پرداخت کنی واین حرفو خداوند به من گفت ومن به پسرم انتقال دادم یعنی یه جور حالش خوب شد و به احساس خوبی رسید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده وباز ده ها گفتگوی دیگه بین من وخدا که هم باعث عزت نفسم شد وهم باعث حفظ آبروی من شد وهم باعث عزت من بین انسانها وهم باعث شده تا احساسم خوب خوبتر بشه خدارو سپاسگزارم که منو لایق دریافت الهامات خودش میدونه .و اینکه هم عزت نفس بچه هام بالاتر رفته خودشون دارن زندگی خودشونو میسازند با افکار درست وعالی خدایا ممنونم
و اینکه استاد عزیز از روزی که قوانین خداوند رو درک کردم دیگه خیلی کمتر عجله میکنم. کمتر حرس میزنم سپاسگزار تر شدم خیلی راحت تر به همه چیز میرسم خیلی بدیعی وراحت خیلی مهربونتر شدم خیلی امید وار تر شدم خیلی راحتر دارم زندگی میکنم خدارو سپاسگزارم بابت این مسیر زیبا و توحیدی که منو لایق این مدار زیبا دونست ممنونم از تو ای رب قدرتمندم .
چون این همه نتیجه کار کردن روی نجواهای ذهنم هست که دارم خوب کنترشون میکنم خدایا مرسی که همیشه هستی کنارم .
رسیدیم به موضوع شیرین و بینظیر هدایت و قدرتی که هر لحظه کنار ماست با ماست و آماده خدمت رسانی با ماست
استاد قطعا همه ما این قدرت رو درک کردیم و حتی یک جاهایی بهش عمل هم کردیم و نتیجه هم گرفتیم ولی به خاطر باورهای جامعه اسمش رو ممکنه شانس گذاشتیم و یا حتی حس ششم که واقعا من خودمم درک درستی از حس ششم نداشتم .
و وقتی به این هدایت باور داشته باشیم واقعا از حل هیچ مسئله ای هراس نداریم
استاد من خودم هنوز تشخیص خیلی خوبی در این موضوع ندارم و یا حتی گاهی وقتها نمیتونم پیام های هدایت رو درک کنم که قطعا مسئله از سمت منه که خوب تنظیم نیستم یا صدای پیام رو خش دار میشنوم یا اصلا نمیشنوم و البته جاهایی رو هم مثال دارم که خیلی خوب شنیدم و حس کردم و عمل کردم و نتیجه گرفتم که براتون مینویسم
من خیلی سفر به شمال کشور رو در فصل پاییز دوست داشتم . دلم میخواست برگ ریزان پاییز و این زیبایی رنگارنگ زرد و نارنجی و قرمز و سبز برگهای پاییزی جنگل های شمال رو ببینم و هر روز که برای اجرای پروژه ویلایی مون در منطقه شاندیز مشهد میرفتم درختها رو میدیدم و لذت میبردم و تحسین میکردم . من همیشه فکر میکردم آبان ماه ، ماه زیبای پاییز جنگل های شماله . و به دلایل اتفاقاتی که در آبان ماه تجربه کرده بودیم بیخیال دیدن و سفر به شمال شده بودم . از طرفی همسر نازنینم هم موافق سفر نبود و برنامه های دیگه ای رو مد نظرش داشت .
تا اینکه در روزهای اول آذر ماه یک پنجشنبه در تایم ظهر که رفتم به دنبال همسرم باهم بیایم خونه، توی مسیر باهم صحبت میکردیم و من داشتم از تجربیات قشنگم در گفتگو خودم با خدا تعریف میکردم و میگفتم الهه جان مثلاً تو خدایی و من هم بنده . من بهت میگفتم خدایا این آرزو رو دارم بعد تو میگی عالیه بیا باهم بسازیمش یا میگم فلان خواسته رو دارم تو با خنده میگی این فوق العاده است بیا باهم خلقش کنیم و تا رسیدم به این خواسته که من دوست دارم سفر به شمال رو در پاییز تجربه اش کنم و عشقم گفت آره بیا تجربه اش کنیم و بعدش من گفتم آره خداییش بیا تجربه اش کنیم و بعد همسرم گفت به نظر منم عالیه و منی که تا الان بیخیالش شده بودم در یک لحظه قلبم برای انجام این اقدام باز شده بود انگار هیچ ترمزی برای انجامش نداشتم و با تمام وجودم آماده شدم اون هم فقط در یک لحظه . استاد این دریافت رو من در اون لحظه خیلی خوب درک کردم انگار خود خدا گفت الان وقتشه برید و تجربه اش کنید و اینقدر این پیام در قلبم واضح بود که شک و تردید نداشتم این سفر یک سفر فوق العاده ایه و قراره تجربیات بینظیری رو خلق کنیم و جالب اینکه حتی همسرم هیچ گاردی نداشت که هیچ، تازه همراه و مشوق من هم شده بود و استاد میتونم بگم بهترین سفر زندگی من و همسرم تا الان بود و در این سفر چند روزه چه تجربیات و ماجراجویی های فوق العاده ای رو خلق کردیم و چه زیبایی های از جنگل های شمال رو تجربه و تحسین کردیم و چرخ این سفر برامون روان روان روان بود .
استاد جنس هدایت خیلی خاصه
و چیزیه که فقط خودت میتونی اونو درک کنی و هر کسی باید خودش اینو لمس کنه
یا یک مثال دیگه بگم
در زمان بیماری همه گیر ، من چند ماهی کار اجرا نداشتم و البته داشتم روی خودم کار میکردم تا اینکه ایده ای به ذهنم رسید و شروع کردم به تماس گرفتن با مالکین پروژه های نظارتی که اولا اطلاع بدم اگر قصد شروع به کار دارن به من اطلاع بدن و در همین حین بگم که اگر بخوان، میتونن اجرای کارشون رو هم به ما بسپارند. و من به این ایده که انجام اون به تغییر هیچ عامل بیرونی نیاز نداشت عمل کردم و بعد از دو ماه یکی از همین مالکین به من زنگ زد و خودشو معرفی کرد و یهویی گفت آقا ما آماده آیم تا پروژه مون رو برامون اجرا کنین و گل از گل من شکفت و از همین نقطه به واسطه ایشون چند تا پروژه اجرایی بزرگ دیگه هم اوکی شد که تا الان هنوز درگیر اونها هستیم و اونجا هم بخوبی جنس الهام و هدایت خدا رو درک کردم و چقدر من سپاسگزار خدا هستم
و تکرار تجربیاتی از این دست این باور رو در ما ایجاد میکنه که اولا همچین راهنمایی هست فارغ از اینکه ما چقدر مذهبی هستیم یا نیستیم یا هر جوری که هستیم یا هر جایی که هستیم و ما رو در هر لحظه که بخواهیم هدایت میکنه فقط باید در مدار و فرکانس شنیدن جواب اون پیام باشیم . و چقدر قشنگ گفتین که به اندازه ای که تسلیم باشیم و ایمان داشته باشیم و خیلی روی عقل و تجربیات گذشته مون حساب نکنیم میتونیم روی این نیرو و این قدرت حساب باز کنیم
کی تسلیم هستیم ؟ وقتی عجله نکنیم وقتی نق نزنیم و صبور باشیم و in god we trust رو تکرار کنیم و باور کنیم وقتی به زمان بندی خدا ایمان داشته باشیم وقتی به قانون فرکانس باور داشته باشیم و مطمئن باشیم هدایت میشویم و با تکرار این مثال های هدایت جلوی نجواهای ذهنی رو بگیریم و وقتی همه این کارها رو انجام بدیم در احساس خوب خواهیم بود که البته این احساس خوب شرط لازم برای بودن در مدار و فرکانس دریافت هدایت است و اون لحظه هدایت رو دریافت میکنیم . و وقتی از قدرت ذهن در یادآوری شکست های قدیم و تجربیات تلخ استفاده میکنیم خودمون رو آماده خارج شدن از مدار هدایت میکنیم و بعد هیچ پیامی از سمت خدا دریافت نمیکنیم یا پیام های شیطان را دریافت میکنیم که نتیجه اش شکست های بعدی هست .
استاد هفته پیش هم یک تجربه داشتم که گفتن اون هم خالی از لطف نیست
با خانوم گلم قصد رفتن به رستوران داشتیم و نمیدونستیم کجا بریم
به خانومم گفتم من تبلیغ یک رستوران رو توی تابلوی تبلیغاتی دیدم حسم بهش خوبه بیا بریم اونجا. و رفتیم اونجا و اون مسیر . خلاصه اینکه غذای اونجا خوب بود ولی اون چیزی که میخواستم نبود . ذهنمون درگیر بود که چرا حسم گفت برین اونجا و پاسخی پیدا نکردم . در مسیر برگشت از خیابانی میگذشتیم که خانومم گفت حالا که از اینجا داریم رد میشیم بیا بریم میزهای تحریر و صندلی های اونجا رو ببینیم و من هم خیلی استقبال کردم و رفتیم و چقدر لذت بردیم و خواسته خرید اون در قلبمون خیلی پر رنگ تر از قبل شد و بعد تصمیم گرفتیم برای دیدن میزهای غذاخوری هم به فروشگاه فوق العاده ای که نزدیک اونجا بود هم بریم و اتفاقا یکی از میز و صندلی های اونجا رو هم خیلی پسند کردیم و بعد رفتیم خونه و بعدِ اون خواسته داشتن TV و میز تی وی هم برامون پر رنگ تر شد و جالبه که اینقدر این موضوع برامون مهم شد که فردای اون روز یک خونه تکونی اساسی کردیم و دکور خونه رو عوض کردیم و دیزاین جدید مبل هامون رو هم که باز هدایت شدیم به چیدمانی که تا حالا اونجوری نچیده بودیم و فکر هم نمیکردیم بشه اینجور هم چید . و فضای خالی و عالی برای میز تلویزیون و میز و صندلی غذاخوری و میز تحریر باز کردیم و آماده شدیم تا در زمان مناسب اونها رو به خونمون دعوت کنیم .
روزی که داشتیم با عزیز دلم خونه تکونی میکردیم راجع به اتفاقات روز قبل با عشقم صحبت میکردم یهویی گفتم الهه جان اصلا ببین علت اینکه ما به اون رستوران هدایت شدیم این بود که ما برای این خواسته هامون مصمم تر بشیم و براشون این اقدامات انقلابی رو انجام بدیم و روی تخته وایت برد هم این خواسته هامون رو نوشتیم تا خلقش کنیم .
استاد همینجا دوست دارم بگم ما بخاطر کنترل ورودی تا الان تلویزیون نخریدیم و نگاه هم نمیکنیم ولی برای دیدن سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت این خواسته در وجودمون شکل گرفت که اونها رو توی تلویزیون با کیفیت 65 اینچ نگاه کنیم و بخاطر همین میخوایم تلویزیون بخریم . خدایا شکرت
در ادامه فایل شما به این موضوع اشاره کردین که کنترل ذهن باید همیشه باشه و اینکه خودبخود همه چیز خراب میشه ولی خودبخود درست نمیشه و این بهتر شدن نیاز داره به کنترل ذهن و کار کردن هر روزه و همیشگی .
و این در ذهن من شکل گرفت که نماز خواندن هم در پنج نوبت انجام میشه در تایم های مختلف و بعد به مفاهیم اون توجه کردم دیدم جملاتی که گفته میشه باورهای توحید و سپاسگزاری رو داره یاد آوری میکنه
جالبه تا حالا از این زاویه به اون نگاه نکردم
حتی در اذان هم همینه
انگار خدا میخواد بگه لازمه هر روز روی خودتون کار کنید حالا به هر شیوه که دوست دارید
لازمه که این باورها رو بسازید
لازمه که الله اکبر ( خدا از همه چیز بزرگتر است ) یا اشهد آن لا اله الله رو تکرار کنید ( توحید )
لازمه هر روز 10 بار سوره حمد و مفاهیم فوق العاده اونو تکرار کنید . با یادآوری رحمانیت خدا فراوانی رو باور کنید با گفتن اهدانالصرلط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم معنوی بودن ثروت رو تکرار کنید با ایاک نعبد و ایاک نستعین توحید رو تکرار کنید و در جای جای نماز از حمد و سپاس گفته که همیشه سپاسگزار باشیم و …..
جالبه که در اذان گفته حی علی خیر العمل ( بشتاب به سوی بهترین عمل ) . من یاد صحبت شما و خانوم شایسته می افتم که همیشه میگین بهترین و مهمترین کار ساختن باورهاست و حتی اینکه بهترین زمانها رو به این کار اختصاص بدین تا با انرژی بالا و تمرکز بالا روی خودتون کار کنید و جالبه که میگه حی علی الفلاح ( بشتاب به سوی رستگاری ).
استاد تا حالا اینجوری نگاه نکرده بودم و همیشه از نماز فراری بودم و این درک خیلی برام جالب و زیبا بود که باید هر روز و همیشه روی باورها کار کرد و دوم اینکه من با گوش کردن فایل ها و نوشتن کامنت ها و توجه به زیبایی ها و سپاسگزاری کردن ها و عمل کردن به آگاهی ها هم در حال نمازخواندن هستم هم عمل به اون آگاهی ها.
و این ایده به ذهنم رسید در تایم های مختلف روزم با توجه و تمرکز آگاهانه تمریناتم رو انجام بدم .
در قسمت آخر صحبت هاتون هم در مورد اینکه ما مسئول خوشبخت کردن و هدایت کردن دیگران نیستیم و نباید نقش منجی رو در خودمون بسازیم .
موضوعی که تا چند سال پیش من بااین موضوع خیلی درگیر بودم و چقدر خدا رو سپاسگزارم که منو رها کرد و هدایتم کرد که من فقط مسئول زندگی خودم هستم و من فقط قدرت خلق زندگی خودم رو دارم و خودم رو از خوشبخت کردن دیگران عاجز ببینم
استاد استاد این موضوع برای من پاشنه آشیله
در مورد نزدیکانم خیلی دوست دارم هدایتشون کنم
البته خیییییییلی بهتر شدم ولی باز باید اونو کنترل کنم تا به هیچ عنوان نخوام کسی رو هدایت کنم
و شاید علتش این باشه که خوشبختی خودم رو در خوشبختی دیگران گره زده میبینم
و چقدر قشنگ گفتین این فرهنگ ناب رو در خودمون نهادینه کنیم که انسانها حق دارند هر جور دوست دارند فکر کنند و حتی نظراتشون رو ابراز کنند و ما ناراحت نشویم و حتی هیچ تلاشی برای تغییر اونها انجام ندیم و ضمن احترام به اونها از افکار و نظراتشون اعراض کنیم
لا اکراه فی الدین ، همه در کنار هم با هر عقیده و نظری در صلح و صفا زندگی کنیم
و در آخر باز هم خدا رو هزاران بار سپاسگزاری میکنم که منو به این دوره ارزشمند مهاجرت به مدار بالاتر هدایت کرد و البته از استاد بینظیر و خانم شایسته بینظیر و دوست داشتنی هم بینهایت سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار وتمام هم کلاسی های توحیذی دانشگاه عباس منش
زمانی که واقعی واگذار میکنیم وخودمون را دلی به جریان هدایت میسپاریم این اتفاق به زیبایی خواهد افتاد
فرق بین هدایت ونجوا را احساس ما تععین میکند وزمانی که الهامی به قلب ما میشود وما درمورد اون ایده احساس خوبی داریم هدایته و اگر هم احساس خوبی نداریم در موردش اون نجواس
زمانی به هدایت ها عمل کنیم قطعا نتایج رو خواهیم دید و اوایل کوچیکترن و با تکرار و تمرین و استمرار ما بزرگ وبزرگتر خواهد شد وبا یکبار اتفاق افتادن قرار نیست که ما دیگه روی خودمون کار نکنیم واون اتفاق خود به خود تکرار شود وباید تکرار شود .
زمانی که ماتصمیم به یک کاری درمسیر پیشرفت وموفقیت داریم قرار نیست به اطرافیانمون صدمه ای بزنیم اگر باورمون درست باشه وقطعا با موفق شدن ما خانواده ما هم قرارهست لذت ببرن .
زمانی که به یک موضوع نادلخواهی برمیخوریم باید اون تضاد رو نقطه ای برای رشد بینیم وهرگز وهرگز درگیر اون موضوع واصلاح کردن اون موضوع نشویم واز کنارش بگذریم تا احساسمون رو خوب نگه داریم واتفاقات خوب را رقم بزنیم .
ما هرگز مسءول زندگی هیچ کس غیر از خودمون نیستیم وبا درست رفتار کردن خودمون قطعا توی زندگی افراد تاثییر خواهیم گذاشت
در پناه خداوند یکتای رحمان و رحیم ورزاق شاد وسلامت باشید
به نام خدای مهربان و هدایتگر
گام ششم
خدایا میلیاردها بار شکرت که باز هم فرصت پیدا کردم یک فایل جدید یک آگاهی جدید دریافت کنم
درمورد تلاش برای خوشبخت کردن دیگران میخوام بنویسم که چطور بارها به شکل های مختلف تلاش میکردم همسرم رو به سمت موفقیت هول بدم یعنی به معنای کلمه هول میدادم و میدیدم که اگر طرف خودش نخواد و آماده تغییر نباشه به هیچ عنوان هیچ کس نمیتونه ذره ای بهش کمک کنه
مثلا بارها به کارآفرینی و داشتن کسب و کار خودش تشویق کردم بهش انگیزه میدادم اما نتیجه عکس میگرفتم
درمورد سلامتی تشویقش میکردم به سبک قانون سلامتی عمل کنه اما نهایتش یک ماه بود و دوباره برگشت به روال سابق
درمورد افکار و رفتار منفی گرایانه ش سعی میکردم ارشادش کنم، تصحیحش کنم و میدیدم که اصلا انگار حرفای منو نمی شنوه و اصلا تو مدارش نیست
دیگه از جایی به بعد تصمیم گرفتم این دست و پا زدن برای تغییر دیگران رو متوقف کنم
دیگه کافیه چون نه تنها اونا ذره ای تغییر نمیکردن بلکه بحث کردن و سعی در قانع کردنشون انرژی منو میگرفت احساسم رو خراب میکرد و میرفتم تو بیراهه…
تو این فایل بیشتر یاد گرفتم که اعراض کنم و هر چقدر اون فرد بهم نزدیک هم باشه برام مهم نباشه که چطوری فکر میکنه و چطوری عمل میکنه
و چه فرهنگ نابیه فرهنگ “لا اکراه فی الدین” که مهمترین و بیشترین سودش به خودم میرسه چون با درک این فرهنگ آرام و رها هستم
چون درک میکنم هر کسی اختیار داره سرنوشت خودش رو خودش رقم بزنه، خدا که خالقمونه این اختیار رو به هممون داده با اینکه قادر مطلقه و میتونه در آنی همه رو هدایت کنه اما این کار جزو قوانینش نیست، پس من چیکاره باشم که خودم رو هلاک کنم تا بقیه به راه راست هدایت بشن…
من باید درک کنم که من یک مسئولیت بیشتر ندارم اونم تمرکز روی زندگی خودم و تغییرش به زندگی دلخواهم همین…
وقتی میفهمم که من مسئول زندگی کسی نیستم و اینکه هرچی پیش میاد برامون خوبه و جزئی از مسیره که بزرگمون کنه رشدمون بده، با خودم با درونم به صلح میرسم و یک احساس سبک بالی درونی دارم
بچه ها نمیدونم شما هم این احساس رو دارین یا نه مخصوصا تو این روزای پروژه که مداوم رو خودم کار میکنم احساس میکنم یه فاصله فرکانسی عمیقی بین من و اطرافیانم ایجاد شده، اصلا حرفای همدیگه رو نمیفهمیم، وقتی بینشون هستم احساس غریبگی دارم، وقتی اونا دارن نق و ناله میکنن از وضعیت مملکت و بی پولی و بدبختی، با خودم میگم اخه من بین این آدما با این طرز فکرشون چیکار میکنم…
البته که وقتی میبینم یه روزی منم جزو همین جمع بودم و تازه بیشتر از همشون بحث سیاسی میکردم و الان احساس غریبگی میکنم و وقتی این حرفارو میشنوم احساس خفگی میکنم و دلم میخواد از اون جمع فرار کنم، کلی خداروشکر میکنم که چقدر روحم پاک تر شده چقدر چشم و گوش هام باز تر شده برای دیدن اینهمه نعمت و فراوانی و رشد و گسترش جهان، وقتی میبینم متوکل تر شدم، توحیدی تر شدم و…
خدایا هزاران بار شکرت که همه جهات زندگیم رو زیر و رو کردی و ایمان دارم اگر این مسیر الهی رو ادامه بدم از لحاظ فیزیکی هم با افراد بهتر و با ایمان تر هم فرکانس میشم…
خدایا شکرت که من هر لحضه دارم با شهودم با راهنمای درونیم عشق میکنم و چراغ راهم شده و برام مسیر یابی میکنه و بهترین مسیر رو بهم میگه
من جنس این الهامات و هدایت هارو خوب شناختم: الهاماتی از جنس آرامش، رهایی، سبکی، حال خوب، رضایت… که نتیجش بلا استثنا سوده و سوده و ســــــود…
خدایا شکرت برای تک تک هدایت هات که همیشه از روی فضلت باهام رفتار کردی نه از روی عدلت…
عاشقتونم به خدا… عاشقتونم که میتونم راحت اینجا از احساسم بگم از الهاماتم از هدایت هام بگم از نعمت ها و فراوانی ها و زیبایی ها بگم و بقیه درک کنن چی میگم متوجه حرفام بشم آخه وقتی یهو احساساتی میشم و ناخودآگاه به اطرافیانم از این حرفا میزنم اصلا میبینم که تو باغ نیستن یهو سکوت میکنم میبینم اصلا ما تو دوتا دنیای متفاوت هستیم و تنها جایی که درک میشم این سایت نورانی و الهی هست…
خدایا از تمام وجودم ازت ممنونم که استاد رو هدایت کردی به این مسیر و من رو هم در فرکانس شنیدن حرف های استاد قرار دادی تا متفاوت فکر کنم، متفاوت عمل کنم و متفاوت نتیجه بگیرم تا من جزو اون “اکثرهم لا یعقلون” و “اکثرهم لا یفکرون” نباشم و با مغز آکبند از دنیا نرم…
الهی شکرت…
سلام به استاد عزیزم و دوستای گلم
خب راجب این فایل زیبا و پر از آگاهی میام تجربه های خودمو مینویسم که هم یاد آوری بشه واسه خودمو باورام قوی تر بشه با نوشتنش هم شاید یک نشونه یا جواب باشه واسه دوستانم
خب سوال اول راجب راهنمای درون :
من نزدیک پنج ساله با فایلای استاد آشنایی دارم و اولین بار دوره افرینش رو که برادر شوهرم واسمون فرستاد و گوش دادیم و آشنا شدیم قسمت جلسه ششم یا هفتوم بود که اولین بار راجب راهنمای درون شنیدم و بعد هم اولین بار زمانی بود که با نوشتن تو قسمت یادداشت گوشیم نوشتم تو حامله ای و خداوند فرزند پسری به تو داده و من در کمال ناباوری که فک میکردم توهمات ذهنمه و دیوونه شدم تست زدم و بله باردار بودم و فرزند پسر خداوند بهمون هدیه داده بود الاهی شکر
2-رفتار هماهنگ موقع برخورد با ناخواسته یا تضاد
من یادمه وقتی با این موضوع آشنا شدم و درکش کردم و خیلی چیزای کوچیک و بزرگی که با این قانون درست برخورد کردم در مقابله تضاد عاااالیه عالی جواب داد مثلا ما طبقه چهارم بودیم و وقتی از پله ها میومدم بالا مخصوصا اوایل بارداریمم بود سخت بود واسم وقتی میومدم بالا به خونمون که نزدیک میشدم که دیگه به نفس نفس میوفتادم جای اینکه غر بزنم یا ناله کنم چون احساس خوبی داشتم چون روزمو با فایل و شکرگزاری شروع کرده بودم یادم میوفتاد این تضاده باید بگم خونه بعدیمون آسانسور دار باشه و واقعا میشد یعنی یادمه اون خونمون که دوره افرینشو گوش دادیم 80متری طبقه چهارم بدون آسانسور سرویساش کوچیک بود و چند تا چیز دیگه بود اما من عااااشق اون خونه بودم با تمام تضاداش حالم اونجا خوب بود شکرگزار نوری بودم ک ازپنجره میزد به خونمون هر روز تمام خونه رو با عشق تمیز میکردم و انرژی فوق العاده ای داشت از لحاظ تمیزی از لحاظ اینکه با شکرگزاری برکت میدادم به وسیله های خونم و انرژیشو احساس میکردم و بعد اون رفتیم به یک خونه 120متری فول کاغذ دیواری پارکت دو خواب بزرگ اتاق خوابا پنجره های بزرگ داشت حال 3تا پنجره فوق العاده عالی بزرگ و رو به فضای سبز از همه لحظ عاااالی بود و من قبل رفتن به اون خونه تضادای خونه قبلیو درک کردم و راجب خونه جدیدم با عشق تجسم میکردم راجب متراژش و رنگ دیوارا و همه چیش مینوشتم و درک کردم با حال خوب باید درک بشه و بعد درخاست بشه به جاش چی میخایم
3-کنترل گفتگوهای ذهنی
من حدود پنج سالی که با استاد و مسیرشون آشنام و تلاش کردم تو مسیر بمونم و روی بهبود خودم کار کنم
واقعا به این درک رسیدم که بله من اگه امروز که از خواب بیدار میشم به ذهنم جهت ندم ذهنم به هرجایی میره و افسارش دسته منه من باید با نوشتن شکرگزاری ذهنمو کنترل کنم با گوش دادن دوره ها یا فایلای بی نظیر رایگان استاد که از دوره ها هیچی کم ندارن با الگو گرفتن مثل خانوم شایسته در زندگی در بهشت و خودم به ذهنم خوراک بدم اگه نه هرجایی میره به غمه گذشته به ترس آینده ولی باکنترل آگاهانه منو تو زمان حال نگه میداره که نتیجش حاله خوبه
4-تازنده ایم باید رو باورامون کار کنیم
5-باور ثروت
به قول استاد باورها کلید نیستن و نیاز به تکامل دارن من امشب مثلا یک باوری ک راجب ثروت بود و من نادید گرفته بودمو درک کردم خب که قبلا درون خودم به این درک نرسیده بودم این بود که خونه ما یک منطقه تازه سازه و خیلی قسمتا و کوچه هاش خالی و در حال ساخته و مغازه ها از هم با فاصله خیلی زیاد هستن و بینشون میبینی یک مسافت خاکی و تاریکه
خب من وقتی این مسیرا رو میخاستم رد شم همیشه ته دلم ترسه بود که دزد نباشه نمیدونم چرا (ایموجی خنده)امشب وقتی داشتم رد میشدم گفتم دختر ببین چقدرررر ماشینای خارجی گرون قیمت اینجا پارکن چقدر این منطقه ثروت و پول زیاده چقدر خونه های نوساز هر روز بیشتر ساخته میشه چقدر آدم ثروت مند اینجا زندگی میکنه یکم که تو ذهنم داشتم تحسین میکردم یهو به خودم اومدم گفتم چرا من اینهمه ثروت و فراوانی و پولو شبای دیگه درک نمیکردم و نمیدیدم و نگرانه یک نفر که پول نداره و به من برخورد میکنه بودم )ایموجی خنده) زیرا ذهنه من هنوز و هنوز و هنوز ترمز داره برای ثروت و ترمزای کوچیک و بزرگی که تو مسیر تکامل و کار کردن رویه ذهنم بهشون میرسم و تغییرشون میدم و به اندازه ای که تغییرشون بدم و ایمانم بیشتر بشه درهای نعمت بیشتری به روم باز میشه
خب اینا تجربه ها و درک من بود
در لاینتاهی حیات آنجا که ساکنم همه چیز عالی کامل و تمام عیار است
شاد و پیروز باشین
گام 6 : فرهنگ ناب لا اکراه فی الدین
به نام الله مهربان
سلام بر استادان عزیزم و دوستان همراه در این سایت الهی
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون این است که ما اصلا باور داشته باشیم که چنین راهنمایی هست و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم این نیروی هدایتگر در وجود ما هست و باور کنیم وقتی که ازش درخواست کنیم و ایمان داریم که هست و پاسخ می دهد به ما پاسخ خواهد داد. این مهمترین باور است.
یکی از عواملی که انسان ها از راهنمای درونشان استفاده نمی کنند فکر کردن به تجربه های قبلیشون هست .
نکته دیگر اینکه باید همیشه گفتگوهای ذهنیمان را روش کار کنیم و نجواهایی که به ما احساس بد می دهد با باورهای مناسب جایگزین کنیم
این کار همیشگی است.
وقتی روی باورهامون کار کنیم نشانه ها از همان اول می آید مثل اس ام اس واریز پول یا گرفتن هدیه یا ….ما باید این نشانه های کوچک را تایید کنیم و به کار کردن روی باورهایمان ادامه دهیم تا نتایج بزرگ هم با طی کردن تکامل اتفاق بیوفتند.
نکته دیگر اینکه اگر با دیدگاهی موافق نیستیم باید از آن اعراض کنیم
ما مسئول هییییچ کس نیستیم جز خودمان
بپذیریم که ما توانایی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی را نداریم حتی فرزندمان را
سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم
آگاهی های این فایل من را از یک زنجیر ضخیم آگاه کرد و به طبع من به آیاتی از قرآن هدایت شدم که این آگاهی را برای من منطقی تر کاملتر کرد از جمله این آیات این بود
ما زندگی و مرگ را خلق کردیم تا بیازماییم که چه کسی بهتر عمل میکند
پس در خلقت آسمان وزمین بنگر آیا خلل و شکافی میبینی پس دوباره با چشم عقل بنگر هیچ خللی وجود ندارد سوره ملک
استاد نمیدانید چه قدر این آیات و تکرار آن ها با خودم به احساس آرامش من کمک کرده چقدر رب را بهتر درک کرده تم و چهقدر میتوانم اجازه بدهم که اطرافیانم آزاد باشند استاد عزیزم میدانید که ازاین دست آیات خیلی زیاد در قرآن است
این آیات شهامت انجام کارهای زیادی را به من داده تا بتوانم بدون نگرانی از حرف مردم اقدام کنم البته این کارها برای من بزرگ است ودر کل خیلی راه دارم
خدایا به خاطر این آگاهی ها از تو سپاسگزارم
سلام استاد عزیز و سلام بانو مریم شایسته عزیز و سلام دوستان عزیز همراه
راهنمای درونرا چگونه فعال کنم؟ برای رسیدن به هر خواسته و ظهور آن در زندگی اول باید وجود خود آن پدیده و امکان وجود آن در زندگیمان را باور کنیم. فارغ از اینکه چه دین و مذهبی داریم. بحث باور هاست و باور همان ایمان است. به همان اندازه که ایمان داشته باشیم، تسلیم باشیم، بهگفتگوهای ذهنی( رجوع به تجربه های قبلی و گرفتن نتایج منطقی بر اساس رخدادها و تجربه گذشته) توجه نکنیم و احساس را خوب،نگه داریم، آن خواسته در زندگی ما نمودار میشود.
بخواهید تا به شما داده شود
از کجا مطمئن شویم که آن ندای درونیمن است نه شیطان؟ مبنای تشخیص احساس ماست. از جنس گفتگوی ذهنی میتوان منباء آن راتشخیص داد.
امروز تصمیم دارم کلمه وحی رو در قران سرچ کنم.
یا حق
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته
سلام به دوستان گرامی
گام ششم/ فرهنگ ناب” لا اِکراهَ فِی الدّین ”
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اصلاً باور کنیم، همچین راهنمایی هست.
وقتی باور داشته باشیم که خداوند جواب خواسته هامون رو میده و منتظر هستیم، خدا جواب خواسته هامون رو میدهد. باید ایمان داشته باشیم خداوند سریع جواب درخواست های ما را میدهد. فقط کافیه در برابر خدا خضوع داشته باشیم و اصلاً روی خودمون حساب نکنیم.
ما باید خودمون رو از قضاوت ها و تجربه های گذشته جدا کنیم. یعنی ذهنمون رو پاک کنیم. بگیم خدایا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو.تو هدایتم کن.
باید در هر کاری، حتی کارهای کوچک در طول روز هدایت بخوایم. مثل استاد که حتی توی بازی پینگ پنگ از خداوند هدایت میخواد.
به اندازهای که ایمان داشته باشیم، باور داشته باشیم، به اندازهای که تسلیم باشیم، به اندازهای که روی عقل و منطق خودمون و تجربه های خودمون حساب نکنیم، هدایت میشیم.
نه مرگ، نه مسائلی که بهش بر میخوریم، بد هست. این ها همون تضادهایی هستند که باعث میشه ما خواسته هامون رو شناسایی کنیم. و بفهمیم چه چیزی میخواهیم. مثلاً اگه به تضاد فقر و بیماری بر خورد میکنیم تو زندگی. میفهمیم که ما دوست داریم تو زندگی ثروت و سلامتی داشته باشیم.
ما آزادیم انتخاب کنیم. همه آزادند دیدگاهشون رو بگن و همه آزادن به اون دیدگاه که طرف میگه عمل کنن یا عمل نکنن.
حتی خداوند هم میگه هیچ اجباری تو دین نیست در زمان پیامبر، مسلمانان به همراه یهودیان و مسیحیان در کنار هم با صلح و صفا زندگی میکردند و کسی کاری به دیگری نداشت. و پیامبر کسی رو به اجبار و زور به اسلام دعوت نمیکرد.
اگه ما دیدگاهی رو دوست نداریم، تنها کاری که باید انجام بدیم اعراض کردن هست. چقدر خوبه که به دیدگاه همدیگه احترام بزاریم. اگه مخالف دیدگاهی باشیم نباید بریم با طرف جر و بحث کنیم و بخوایم دیدگاهمون رو به اون ثابت کنیم. فقط و فقط اعراض کنیم.
همون طور که خداوند در قرآن به پیامبر گفته اعراض کنه از نا خواسته ها.
ما مسؤل همسر ، فرزند، خواهر، برادر و کشورمان نیستیم و خداوند بارها در قرآن فرموده هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمیکشد. هر کس هر مسیری میره خودش مسؤله.
ما توانایی خوشبخت کردن و یا بدبخت کردن هیچ کسی رو نداریم حتی فرزندانمان.
من تصمیم گرفتم از این لحظه فقط و فقط تمرکزم رو خودم باشه و نخوام که همسرم رو با خودم همراه کنم. یا بچهها رو راهنمایی کنم که چه کاری انجام بدن واسه آیندشون خوبه، درس بخونن و یا هر کاری که فکر میکنم خوشبخت میشن.
سپاس فراوان خانم شایسته عزیز و توحیدی که این فرصت رو به ما دادی که روی خودمون کار کنیم تا وارد مدار بالاتری بشیم.شاد و سلامت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
در پناه الله
به نام الله که بخشاینده و با رحمت است و بسیار وهاب
سلام صبحتون بخیر وشادی وثروت خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و آخرت
خدا قوت بده به شما استاد بزرگوار وتوحیدی و خانم شایسته مهربان و بزرگوار و همه دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی
عرض کنم استاد عزیز من که مهمترین باور به اینکه این خدای مهربانم همیشه هست کنارم وباور داشته باشم که او در هر ثانیه با من حرف میزنه و به من الهام میکنه و خدارو شکر دارم خوب روی خودم کار میکنم تا جای که این ذهن منطقی من بزار و من افسارشو بگیرم در همه امور زندگی از خداوند کمک گرفتم و میگیرم خدارو بینهایت سپاسگزارم که منو لایق دریافت الهاماتش دونست تا راه درست رو انتخاب کنم
دوم .وقتی من به ناخواسته ای بر خورد میکنم همیشه به خودم میگم طبق قوانین الهی وغیر قابل تغییر خداوند من تو چه مداری بودم که به این ناخواسته برخورد کردم مشکل از منه نه از هیچ کسی دیگر ویاد گرفتم که فکر کنم ببینم چه عمل های رو انجام بدم که دوباره وارد این ناخواسته یا مدار نشم خدارو بینهایت سپاسگزارم که منو هرروز به مدار بالاتر میبره خدایا مچکرم
ویاد گرفتم که احساسمو همیشه خوب نگه دارم ویادم نمیاد که احساسم بد بوده که اتفاقات بد بیاد تو زندگیم واگر هم احساسم بد شده با سپاسگزاری کردن از نعمتهای که خداوند به من داده با فکر کردن به رویاها وارزوهام به احساس خوب خداوند منو رسونده کلا یه درک دیگه از زندگی و گفتگو با خدا پیدا کردم این جهان و همه نعمتهای خداوند رو بهش نچسبیدم وفقط دارم لذت میبرم از این همه فراوانی خداوندا سپاسگزارم از لطف و محبتی که به من داری .
یادم استاد یکی از فرزندانم تو مدرسه یه خرابکاری کرده بود ونارحت وگریان که این هزینه داره و باید پرداخت بشه همون جا با اینکه 8سالش هست گفتم (یعنی خداوند به من گفت بگو )ناراحتی وگریه نداره برو به معلم و مدیر مدرسه بگو من خسارتشو میدم وگفت بگو از پول توجیبی خودت باید پرداخت کنی واین حرفو خداوند به من گفت ومن به پسرم انتقال دادم یعنی یه جور حالش خوب شد و به احساس خوبی رسید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده وباز ده ها گفتگوی دیگه بین من وخدا که هم باعث عزت نفسم شد وهم باعث حفظ آبروی من شد وهم باعث عزت من بین انسانها وهم باعث شده تا احساسم خوب خوبتر بشه خدارو سپاسگزارم که منو لایق دریافت الهامات خودش میدونه .و اینکه هم عزت نفس بچه هام بالاتر رفته خودشون دارن زندگی خودشونو میسازند با افکار درست وعالی خدایا ممنونم
و اینکه استاد عزیز از روزی که قوانین خداوند رو درک کردم دیگه خیلی کمتر عجله میکنم. کمتر حرس میزنم سپاسگزار تر شدم خیلی راحت تر به همه چیز میرسم خیلی بدیعی وراحت خیلی مهربونتر شدم خیلی امید وار تر شدم خیلی راحتر دارم زندگی میکنم خدارو سپاسگزارم بابت این مسیر زیبا و توحیدی که منو لایق این مدار زیبا دونست ممنونم از تو ای رب قدرتمندم .
چون این همه نتیجه کار کردن روی نجواهای ذهنم هست که دارم خوب کنترشون میکنم خدایا مرسی که همیشه هستی کنارم .
فعلآ خدا یار ونگهدار همه شما عزیزان
یا حق
سلام سلام استاد پیشرو و عملگرای من
سلام سلام به خانم شایسته همراه و قدرتمند
رسیدیم به موضوع شیرین و بینظیر هدایت و قدرتی که هر لحظه کنار ماست با ماست و آماده خدمت رسانی با ماست
استاد قطعا همه ما این قدرت رو درک کردیم و حتی یک جاهایی بهش عمل هم کردیم و نتیجه هم گرفتیم ولی به خاطر باورهای جامعه اسمش رو ممکنه شانس گذاشتیم و یا حتی حس ششم که واقعا من خودمم درک درستی از حس ششم نداشتم .
و وقتی به این هدایت باور داشته باشیم واقعا از حل هیچ مسئله ای هراس نداریم
استاد من خودم هنوز تشخیص خیلی خوبی در این موضوع ندارم و یا حتی گاهی وقتها نمیتونم پیام های هدایت رو درک کنم که قطعا مسئله از سمت منه که خوب تنظیم نیستم یا صدای پیام رو خش دار میشنوم یا اصلا نمیشنوم و البته جاهایی رو هم مثال دارم که خیلی خوب شنیدم و حس کردم و عمل کردم و نتیجه گرفتم که براتون مینویسم
من خیلی سفر به شمال کشور رو در فصل پاییز دوست داشتم . دلم میخواست برگ ریزان پاییز و این زیبایی رنگارنگ زرد و نارنجی و قرمز و سبز برگهای پاییزی جنگل های شمال رو ببینم و هر روز که برای اجرای پروژه ویلایی مون در منطقه شاندیز مشهد میرفتم درختها رو میدیدم و لذت میبردم و تحسین میکردم . من همیشه فکر میکردم آبان ماه ، ماه زیبای پاییز جنگل های شماله . و به دلایل اتفاقاتی که در آبان ماه تجربه کرده بودیم بیخیال دیدن و سفر به شمال شده بودم . از طرفی همسر نازنینم هم موافق سفر نبود و برنامه های دیگه ای رو مد نظرش داشت .
تا اینکه در روزهای اول آذر ماه یک پنجشنبه در تایم ظهر که رفتم به دنبال همسرم باهم بیایم خونه، توی مسیر باهم صحبت میکردیم و من داشتم از تجربیات قشنگم در گفتگو خودم با خدا تعریف میکردم و میگفتم الهه جان مثلاً تو خدایی و من هم بنده . من بهت میگفتم خدایا این آرزو رو دارم بعد تو میگی عالیه بیا باهم بسازیمش یا میگم فلان خواسته رو دارم تو با خنده میگی این فوق العاده است بیا باهم خلقش کنیم و تا رسیدم به این خواسته که من دوست دارم سفر به شمال رو در پاییز تجربه اش کنم و عشقم گفت آره بیا تجربه اش کنیم و بعدش من گفتم آره خداییش بیا تجربه اش کنیم و بعد همسرم گفت به نظر منم عالیه و منی که تا الان بیخیالش شده بودم در یک لحظه قلبم برای انجام این اقدام باز شده بود انگار هیچ ترمزی برای انجامش نداشتم و با تمام وجودم آماده شدم اون هم فقط در یک لحظه . استاد این دریافت رو من در اون لحظه خیلی خوب درک کردم انگار خود خدا گفت الان وقتشه برید و تجربه اش کنید و اینقدر این پیام در قلبم واضح بود که شک و تردید نداشتم این سفر یک سفر فوق العاده ایه و قراره تجربیات بینظیری رو خلق کنیم و جالب اینکه حتی همسرم هیچ گاردی نداشت که هیچ، تازه همراه و مشوق من هم شده بود و استاد میتونم بگم بهترین سفر زندگی من و همسرم تا الان بود و در این سفر چند روزه چه تجربیات و ماجراجویی های فوق العاده ای رو خلق کردیم و چه زیبایی های از جنگل های شمال رو تجربه و تحسین کردیم و چرخ این سفر برامون روان روان روان بود .
استاد جنس هدایت خیلی خاصه
و چیزیه که فقط خودت میتونی اونو درک کنی و هر کسی باید خودش اینو لمس کنه
یا یک مثال دیگه بگم
در زمان بیماری همه گیر ، من چند ماهی کار اجرا نداشتم و البته داشتم روی خودم کار میکردم تا اینکه ایده ای به ذهنم رسید و شروع کردم به تماس گرفتن با مالکین پروژه های نظارتی که اولا اطلاع بدم اگر قصد شروع به کار دارن به من اطلاع بدن و در همین حین بگم که اگر بخوان، میتونن اجرای کارشون رو هم به ما بسپارند. و من به این ایده که انجام اون به تغییر هیچ عامل بیرونی نیاز نداشت عمل کردم و بعد از دو ماه یکی از همین مالکین به من زنگ زد و خودشو معرفی کرد و یهویی گفت آقا ما آماده آیم تا پروژه مون رو برامون اجرا کنین و گل از گل من شکفت و از همین نقطه به واسطه ایشون چند تا پروژه اجرایی بزرگ دیگه هم اوکی شد که تا الان هنوز درگیر اونها هستیم و اونجا هم بخوبی جنس الهام و هدایت خدا رو درک کردم و چقدر من سپاسگزار خدا هستم
و تکرار تجربیاتی از این دست این باور رو در ما ایجاد میکنه که اولا همچین راهنمایی هست فارغ از اینکه ما چقدر مذهبی هستیم یا نیستیم یا هر جوری که هستیم یا هر جایی که هستیم و ما رو در هر لحظه که بخواهیم هدایت میکنه فقط باید در مدار و فرکانس شنیدن جواب اون پیام باشیم . و چقدر قشنگ گفتین که به اندازه ای که تسلیم باشیم و ایمان داشته باشیم و خیلی روی عقل و تجربیات گذشته مون حساب نکنیم میتونیم روی این نیرو و این قدرت حساب باز کنیم
کی تسلیم هستیم ؟ وقتی عجله نکنیم وقتی نق نزنیم و صبور باشیم و in god we trust رو تکرار کنیم و باور کنیم وقتی به زمان بندی خدا ایمان داشته باشیم وقتی به قانون فرکانس باور داشته باشیم و مطمئن باشیم هدایت میشویم و با تکرار این مثال های هدایت جلوی نجواهای ذهنی رو بگیریم و وقتی همه این کارها رو انجام بدیم در احساس خوب خواهیم بود که البته این احساس خوب شرط لازم برای بودن در مدار و فرکانس دریافت هدایت است و اون لحظه هدایت رو دریافت میکنیم . و وقتی از قدرت ذهن در یادآوری شکست های قدیم و تجربیات تلخ استفاده میکنیم خودمون رو آماده خارج شدن از مدار هدایت میکنیم و بعد هیچ پیامی از سمت خدا دریافت نمیکنیم یا پیام های شیطان را دریافت میکنیم که نتیجه اش شکست های بعدی هست .
استاد هفته پیش هم یک تجربه داشتم که گفتن اون هم خالی از لطف نیست
با خانوم گلم قصد رفتن به رستوران داشتیم و نمیدونستیم کجا بریم
به خانومم گفتم من تبلیغ یک رستوران رو توی تابلوی تبلیغاتی دیدم حسم بهش خوبه بیا بریم اونجا. و رفتیم اونجا و اون مسیر . خلاصه اینکه غذای اونجا خوب بود ولی اون چیزی که میخواستم نبود . ذهنمون درگیر بود که چرا حسم گفت برین اونجا و پاسخی پیدا نکردم . در مسیر برگشت از خیابانی میگذشتیم که خانومم گفت حالا که از اینجا داریم رد میشیم بیا بریم میزهای تحریر و صندلی های اونجا رو ببینیم و من هم خیلی استقبال کردم و رفتیم و چقدر لذت بردیم و خواسته خرید اون در قلبمون خیلی پر رنگ تر از قبل شد و بعد تصمیم گرفتیم برای دیدن میزهای غذاخوری هم به فروشگاه فوق العاده ای که نزدیک اونجا بود هم بریم و اتفاقا یکی از میز و صندلی های اونجا رو هم خیلی پسند کردیم و بعد رفتیم خونه و بعدِ اون خواسته داشتن TV و میز تی وی هم برامون پر رنگ تر شد و جالبه که اینقدر این موضوع برامون مهم شد که فردای اون روز یک خونه تکونی اساسی کردیم و دکور خونه رو عوض کردیم و دیزاین جدید مبل هامون رو هم که باز هدایت شدیم به چیدمانی که تا حالا اونجوری نچیده بودیم و فکر هم نمیکردیم بشه اینجور هم چید . و فضای خالی و عالی برای میز تلویزیون و میز و صندلی غذاخوری و میز تحریر باز کردیم و آماده شدیم تا در زمان مناسب اونها رو به خونمون دعوت کنیم .
روزی که داشتیم با عزیز دلم خونه تکونی میکردیم راجع به اتفاقات روز قبل با عشقم صحبت میکردم یهویی گفتم الهه جان اصلا ببین علت اینکه ما به اون رستوران هدایت شدیم این بود که ما برای این خواسته هامون مصمم تر بشیم و براشون این اقدامات انقلابی رو انجام بدیم و روی تخته وایت برد هم این خواسته هامون رو نوشتیم تا خلقش کنیم .
استاد همینجا دوست دارم بگم ما بخاطر کنترل ورودی تا الان تلویزیون نخریدیم و نگاه هم نمیکنیم ولی برای دیدن سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت این خواسته در وجودمون شکل گرفت که اونها رو توی تلویزیون با کیفیت 65 اینچ نگاه کنیم و بخاطر همین میخوایم تلویزیون بخریم . خدایا شکرت
در ادامه فایل شما به این موضوع اشاره کردین که کنترل ذهن باید همیشه باشه و اینکه خودبخود همه چیز خراب میشه ولی خودبخود درست نمیشه و این بهتر شدن نیاز داره به کنترل ذهن و کار کردن هر روزه و همیشگی .
و این در ذهن من شکل گرفت که نماز خواندن هم در پنج نوبت انجام میشه در تایم های مختلف و بعد به مفاهیم اون توجه کردم دیدم جملاتی که گفته میشه باورهای توحید و سپاسگزاری رو داره یاد آوری میکنه
جالبه تا حالا از این زاویه به اون نگاه نکردم
حتی در اذان هم همینه
انگار خدا میخواد بگه لازمه هر روز روی خودتون کار کنید حالا به هر شیوه که دوست دارید
لازمه که این باورها رو بسازید
لازمه که الله اکبر ( خدا از همه چیز بزرگتر است ) یا اشهد آن لا اله الله رو تکرار کنید ( توحید )
لازمه هر روز 10 بار سوره حمد و مفاهیم فوق العاده اونو تکرار کنید . با یادآوری رحمانیت خدا فراوانی رو باور کنید با گفتن اهدانالصرلط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم معنوی بودن ثروت رو تکرار کنید با ایاک نعبد و ایاک نستعین توحید رو تکرار کنید و در جای جای نماز از حمد و سپاس گفته که همیشه سپاسگزار باشیم و …..
جالبه که در اذان گفته حی علی خیر العمل ( بشتاب به سوی بهترین عمل ) . من یاد صحبت شما و خانوم شایسته می افتم که همیشه میگین بهترین و مهمترین کار ساختن باورهاست و حتی اینکه بهترین زمانها رو به این کار اختصاص بدین تا با انرژی بالا و تمرکز بالا روی خودتون کار کنید و جالبه که میگه حی علی الفلاح ( بشتاب به سوی رستگاری ).
استاد تا حالا اینجوری نگاه نکرده بودم و همیشه از نماز فراری بودم و این درک خیلی برام جالب و زیبا بود که باید هر روز و همیشه روی باورها کار کرد و دوم اینکه من با گوش کردن فایل ها و نوشتن کامنت ها و توجه به زیبایی ها و سپاسگزاری کردن ها و عمل کردن به آگاهی ها هم در حال نمازخواندن هستم هم عمل به اون آگاهی ها.
و این ایده به ذهنم رسید در تایم های مختلف روزم با توجه و تمرکز آگاهانه تمریناتم رو انجام بدم .
در قسمت آخر صحبت هاتون هم در مورد اینکه ما مسئول خوشبخت کردن و هدایت کردن دیگران نیستیم و نباید نقش منجی رو در خودمون بسازیم .
موضوعی که تا چند سال پیش من بااین موضوع خیلی درگیر بودم و چقدر خدا رو سپاسگزارم که منو رها کرد و هدایتم کرد که من فقط مسئول زندگی خودم هستم و من فقط قدرت خلق زندگی خودم رو دارم و خودم رو از خوشبخت کردن دیگران عاجز ببینم
استاد استاد این موضوع برای من پاشنه آشیله
در مورد نزدیکانم خیلی دوست دارم هدایتشون کنم
البته خیییییییلی بهتر شدم ولی باز باید اونو کنترل کنم تا به هیچ عنوان نخوام کسی رو هدایت کنم
و شاید علتش این باشه که خوشبختی خودم رو در خوشبختی دیگران گره زده میبینم
و چقدر قشنگ گفتین این فرهنگ ناب رو در خودمون نهادینه کنیم که انسانها حق دارند هر جور دوست دارند فکر کنند و حتی نظراتشون رو ابراز کنند و ما ناراحت نشویم و حتی هیچ تلاشی برای تغییر اونها انجام ندیم و ضمن احترام به اونها از افکار و نظراتشون اعراض کنیم
لا اکراه فی الدین ، همه در کنار هم با هر عقیده و نظری در صلح و صفا زندگی کنیم
و در آخر باز هم خدا رو هزاران بار سپاسگزاری میکنم که منو به این دوره ارزشمند مهاجرت به مدار بالاتر هدایت کرد و البته از استاد بینظیر و خانم شایسته بینظیر و دوست داشتنی هم بینهایت سپاسگزارم
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست.
سلام به استادان گرانقدر
سلام به دوستان هم مسیر
گام ششم
مهمترین باور برای فعال کردن راهنمای درون
باور به وجود این نیرو درون ماست.
و همه ما به یک اندازه به این نیرو دسترسی داریم.
خیلی جالبه ذهن منطقی من مخالف صد درصد این نیروست.
پس دوباره اینجا هم میطلبه که من از عهده کنترل ذهنم به خوبی بربیام.
و تا خواست دلیل بیاره با فکت های آماده ذهنی که بارها در مورد موضوعات خاص برام پیش اومده بکوبم تو صورتش
و اما دوباره به خودم یادآوری میکنم:
آقا میثم قانون تکامل یادت نره
تو با شنیدن این فایل نمیتونی مثل استاد از این نیرو استفاده کنی
ولی میتونی بیشتر از قبل باورش کنی
اصلا مطمئن تر شو که همچین نیروی هست وجود داره و تو هم داریش و میتونی ازش استفاده کنی فقط گام به گام.
در دین اجباری نیست جمله ای که ما عکسش رو تو جامعه دیدیم و اما اعراض کنیم
برا خودم یاد بگیرم.
خودم همسر،فرزند،دوست و……… اجبار نکنم به شیوه من عمل کنند و این کافیست.
تازه خدا میگه من از شما بیشتر از توان و اون چیزی که درک کردین توقع ندارم ولی من توقع دارم.
خدایا کمکم کن تا بیشتر و بهتر باور کنم تو هر لحظه منو هدایت و راهنمایی میکنی.
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار وتمام هم کلاسی های توحیذی دانشگاه عباس منش
زمانی که واقعی واگذار میکنیم وخودمون را دلی به جریان هدایت میسپاریم این اتفاق به زیبایی خواهد افتاد
فرق بین هدایت ونجوا را احساس ما تععین میکند وزمانی که الهامی به قلب ما میشود وما درمورد اون ایده احساس خوبی داریم هدایته و اگر هم احساس خوبی نداریم در موردش اون نجواس
زمانی به هدایت ها عمل کنیم قطعا نتایج رو خواهیم دید و اوایل کوچیکترن و با تکرار و تمرین و استمرار ما بزرگ وبزرگتر خواهد شد وبا یکبار اتفاق افتادن قرار نیست که ما دیگه روی خودمون کار نکنیم واون اتفاق خود به خود تکرار شود وباید تکرار شود .
زمانی که ماتصمیم به یک کاری درمسیر پیشرفت وموفقیت داریم قرار نیست به اطرافیانمون صدمه ای بزنیم اگر باورمون درست باشه وقطعا با موفق شدن ما خانواده ما هم قرارهست لذت ببرن .
زمانی که به یک موضوع نادلخواهی برمیخوریم باید اون تضاد رو نقطه ای برای رشد بینیم وهرگز وهرگز درگیر اون موضوع واصلاح کردن اون موضوع نشویم واز کنارش بگذریم تا احساسمون رو خوب نگه داریم واتفاقات خوب را رقم بزنیم .
ما هرگز مسءول زندگی هیچ کس غیر از خودمون نیستیم وبا درست رفتار کردن خودمون قطعا توی زندگی افراد تاثییر خواهیم گذاشت
در پناه خداوند یکتای رحمان و رحیم ورزاق شاد وسلامت باشید