مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 72


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2906 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست

    سلام استاد گرانقدرم و بانو شایسته عزیز

    مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه :::

    وقتی ازش درخواست میکنی و ایمان و باور داشته باشید و به حرفش گوش میدی آدرس‌های بهت میده که بهت خوش میگذره وقتی فعالش کنی با سکوت وقتی سکوت کنی وحالت خوب باشه بهش وصل بشی باهات حرف میزنه و ایده میده که چیکار کنی وقتی باورش داری ازش سوالهای خوب میپرسی بی جواب نمیمونی و بشرط اینکه وقتی گفت در لحظه بی چون و چرا عمل کنی به اون خدای درونت وتسلیم باشی و روی خودش حساب کنی

    خیلی جاها جوری هدایتم کرده که بعضی وقتها به یاد میارم اشک میریزم یادم میاد ی شب وقتی خواب بودم دیدم ی صدای توی خواب منوبیدارم کرد و دوباره سرم گذاشتم رو بالش بخوام دیدم میگه پشت بخاری رو نگاه کن و من غلت خوردم به طرف دیگه که بخوام دیدم بازم اون صدا هست میگه برو برو دوباره بلند شدم همسرم عزیزم گفت چرا نمیخوابی گفت ی صدایی میگه پشت بخاری رو نگاه کن و رفتم چراغ روشن کردم دیدم شلنگ گاز در حال سوختن شدن بود و خاموش کردم بخاری رو و تا صبح اشک می‌ریختم و همینطور همسر عزیزم و سجده شکر کردیم که چقدر حواسش بما هست

    از کجا بفهمیم الهامات هست یا نجوای شیطان؟

    اگر ایده یا راهکار برای انجام ی کاری بهت میده به قلبت نگاه میکنی میفهمی که داره خدا حرف میزنه یا شیطان برمیگرده به احساسی ک داریم اگه احساسمون خوبه همون موقع عمل میکنی و باور داری خدا این راه رو نشون داده و اگه حست بده اصلا نباید انجام داد چون داره شیطان میگه

    یعنی توی هر خرید هر کاری اگه دارم انجام میدم فقط از خودش کمک بخوام یعنی بشه جزئی از شخصیتم که ناخودآگاه از خودش سوال بپرسم در مورد خرید یا هر چیز دیگه خیلی جواب میده بشرطی که همیشه قبل از انجام هر کاری بپرسی بهت میگه البته وقتی حالت خوبه بلافاصله جواب میده من خودم ی اسم گذاشتم براش شده رفیق فابریک ازش میپرسم جواب میده

    برای خوب شدن احساس خوب همیشگی باید دائما گفتگوهای درونی رو مدیریت کنم وکار همیشگیمون باشه

    یعنی ی موقعی که نجواها شروع میکن به وراجی کردن همونجا هست که با کلام خودت صحبت هایی کنی باخودت که مثبت باشه و کلا قطع بکنیم ک بیشتر وراجی نکنه وقتی باهاش هم کلام میشیم شروع میکنه به ترسوندن اگه باهوش باشم بمحض اینکه میخواد حرف مفت بزنه همون اول کلام رو بر زبان بیارم و خودم رو مشغول کامنت کنم کلا محو میشه و کمتر میام طرف ما بشرطی که هر روز ادامه بدیم

    وقتی هر روز دارم روی خودم کار میکنم نشونه هایی میبینم مبلغ هایی از جایی که فکرش رو نمی‌کنم میاد بحسابم و دنبالش نیستم که چطور و از کجا اومده همون موقع اشک شوق میریزم و این باور رو دارم که خدا روزی رسان بی حساب من است و از فضل خودش از راه‌های حکیمانه و عزتمندانه و مثبت خودش برای هر خریدی که دارم اون مبلغ رو مینویسم و حتی بالاتر از اون مبلغی که میخواستم اومده بحسابم

    چون ی تجربه بمن شد ی مبلغی اومد بحسابم بجایی اینکه رها باشم و خدا رو شکر کنم و خوشحال باشم پیگیر بودم چطور این مبلغ اومده بحسابم وقتی دنبالش اینطوری میگرفتم میدیم یکی ی بیعانه برای ی کاری ریخته بود بعد میومد بیعانه رو می‌گرفت و از همون موقع هر پولی میومد بحسابم فقط میگفتم خدایا تو هستی که این پول آوردی تو زندگیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    در پناه خداوند یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2476 روز

    به نام خدای هدایتگر مهربانم

    با نام تو شروع میکنم و از خودت هدایت می‌طلبم تا درسها و تمرین‌هایی ک در این گام باید انجام دهم رو به من الهام کنی .

    سپاسگزار خداوند هستم که به گام ششم از «مهاجرت به مدار بالاتر» وارد شدم. خیلی متن رو بالا و پایین کردم تا ببینم به رسم قدم‌های قبل آیا مریم عزیزم به من تکلیف و تمرینی دادن یا ن ک چیزی پیدا نکردم و اونوقت تصمیم گرفتم به نشانه ی عمل کردن به آگاهی های ناب این فایل از خداوند هدایت بطلبم و بنویسم .

    راستش استاد من باید اعتراف کنم ک تا مدتها با این الهام و وحی خداوند به خودم ناباور بودم و حتا در خودم احساس لیاقت نمی‌دیدم از بس ک از نوزادی در گوشمان خواندند ک خداوند دوست بنده های متفاوتی چون پیامبران و امامان است و اگر با آنها صحبت میکرده به دلیل معصوم بودن آنها بوده و ما بندگان گناهکار اصلا در جایگاه دوستی و رفاقت و هم‌صحبتی با خدا نبوده و نیستیم ما ک بود و حضورمان در جهان طفیلی وجود از ما بهتران است . حقیقتا که این باور که خداوند به همه ی ما نزدیک هست و همه ی ما خداوند رو به عنوان یک راهنما در درون خودمون داریم ک در دسترس هست و همواره آماده ی پاسخ ، باوری بود ک در این سالها و با شنیدن لحظه ب لحظه ی فایل های شما برایم بدیهی شد و باورکردنی و پذیرفتنی و دیگر در تمام بند بند وجودم باور دارم که من راهنمایی در دسترس در درون خودم دارم ک اگر از او هدایت بخواهم در آنی من رو هدایت خواهد کرد و با من همصحبت میشه و با خودم هزاران بار تکرار کرده ام که : من باور میکنم که راهنمایی در درونم دارم ک وقتی از او درخواست کنم به من پاسخ می‌دهد . اما باز هم وقتی خودم را مورد بررسی قرار میدم احساس میکنم هنوز خجالت میکشم ک با خدا هم‌صحبت شوم ، هنوز هم احساس میکنم لیاقت این رو ندارم ک من بگویم و او گوش دهد و من بخواهم و او پاسخ دهد و این موضوع بسیار پنهان و در لایه های زیرین وجود من قرار دارد و گاهی ترمزی می شود و مانعی برای دسترسی من این نیروی هدایتگر و به همین دلیل میدانم چرا اولین و مهمترین شرط بهره بردن از این راهنمای قدرتمند را «باور کردن» برشمردید ‌. من هنوز هم از اینکه بخواهم بگویم: خداوند به من الهام کرد تا از این مسیر بروم ،یا خداوند به من الهام کرد که این غذا را بپزم ،یا خداوند به من الهام کرد تا این حرکت را انجام دهم ابا دارم و گاهی مکث میکنم تا مطمین شوم ک آیا درست است به کار بردن این جمله ؟ آیا اصلا من ، نرگس ،با تمام پیش زمینه های رفتاری و گذشته ای ک داشته و دارد شایسته ی این هست ک چنین ادعایی بکند ک خداوند با او سخن می‌گوید و راه را به او نشان می‌دهد ؟! و خب قطعا باز هم میرسیم به ساختن و تکرار همواره ‌ی این باور قدرتمندکننده من باور میکنم که راهنمایی در درونم دارم ک وقتی از او درخواست کنم به من پاسخ می‌دهد . و همینطور احساس لیاقت ، احساس لیاقت به خودی خود ، احساس لیاقت بدون قید و شرط … خیلی خیلی در این زمینه بهتر شدم و با این باور راحتتر اما بسیار بسیار جای تکامل دارم تا بتونم از این راهنمای بینظیر درونم در همه جنبه‌های زندگی‌ام یاری بگیرم و در تصمیماتم بکار ببندم و نتایج عالی برای خودم خلق کنم .

    هدایت‌های خداوند در بسیاری مواقع با منطق و تجربیات گذشته جور درنمیاد و به همین دلیل ذهن منطقی مانع عمل کردن به الهامات میشه و راهش این هست ک بدون چون و چرا تسلیمش باشم و به آنچه از طریق قلبم به من الهام میشه و به من احساس خوبی میده عمل کنم .

    جنس احساس گفتگوهای ذهنی تعیین کننده ی این است که آیا الهام است یا نجوای شیطان . استاد من متوجه شدم ک وقتی شیطان به من چیزی میگه و یا از من میخواد ک کاری انجام بدم یه حالتی از بیقراری و ناآرامی وجودم رو فرا می گیره و شناخت این حالت باعث شده تا متوجه تفاوت کلام خدا و نجوای شیطان در وجود خودم بشم و سعی کنم که با این تشخیص بهتر عمل کنم و کمتر در دام شیطان گرفتار بشم ک نتیجه ش غم و نارضایتی هست همواره …

    کار کردن روی باورها و کنترل ذهن و هدایت اون به سمتی که به احساس بهتری برسم یه کار دائمی هست باید همیشه انجام بشه و هیچوقت خود به خود اتفاق نمی افته . شاید به همین دلیل قرآن از کلمه ی تقوا استفاده کرده و کلمه ی ذکر یکی از کلمات پرکاربرد در قرآن هست ، چرا که باید همیشه پرهیز کرد از ورودیهای نامناسب و همواره ذهن رو کنترل کرد و همیشه یادآور شد نعمات و قدرت خداوند و داشته ها و اتفاقات خوب و … این کاری همیشگی است مثل نفس کشیدن و غذا خوردن ک برای همیشه تا زمانی ک زنده هستیم نیاز است .

    نتایج کوچک و بزرگی ک اتفاق می افتند نشانه‌ی تغییر باورهاست و تشویق گر اینکه مسیر را باید ادامه داد . پس کار من دیدن و تایید کردن این نشانه هاست تا با انگیزه و ایمان و امید بیشتر همین مسیر کار کردن روی باورها و کنترل ذهن رو ادامه بدم و این نتایج رو پایدار و ثابت کنم برای خودم . من هم استاد یکی از اون مثالهای شما هستم از افرادی ک مدتی کار کرد و نتیجه گرفت و این نتیجه ها رو بدیهی دید و دیگه رها کرد و همه چیز به عقب برگشت اما هربار ک اومد و دوباره شروع کرد این اهرم رنج و لذت بهتر و بیشتر ساخته شده تا من رو به درک بهتری از عمل ب قانون همیشگی بودن کار روی باورها برسونه و بیشتر و برای مدت طولانی تر در مسیر بمونم و همواره مراقب خودم و افکار و احساسم باشم چرا ک نتایجش آشکارترین دستاورد برای من هست از جمله احساس سبکی و آرامش .

    «لا اکراه فی الدین»

    همه آزادند که دیدگاههای خودشون رو اعلام کنند و همه آزادند که اون دیدگاه رو بپذیرند یا اگر موافق نیستند اعراض کنند . این قشنگی جهان هست . اینکه هیچ اجباری در دین نیست . اینکه هرکس می‌تونه هرچه ک میخواد باشه و هرراهی ک میخواد رو انتخاب کنه و خداوند با تمام قدرتی ک داره هم انسان ها رو آزاد گذاشته در انتخاب هاشون .

    حالا کار من اینه که اگر با دیدگاهی موافق نیستم ازش اعراض کنم . اگر از چیزی خوشم نمیاد باید بهش توجه نکنم … من در این موضوع هم خیلی بهتر شدم استاد . قبلاً اگر می‌دیدم خلاف آنچه من درست می‌دونم کسی داره عمل می‌کنه یا حرف نمیزنه خیلی گارد می‌گرفتم و سعی میکردم ک اون بنده خدا رو بیارم به راه درست ، راهی ک از دید من درست بود … اما با آموزه های شما بیشتر و بهتر متوجه شدم ک باید اجازه بدم هرکس راه خودش رو بره . اشتباه فکر کردن و عمل کردن دیگران تاثیری در زندگی و موفقیت و خوشبختی من نخواهد داشت و من خودم و خودم خالق زندگیم هست و باید کانون توجه م رو به سمتی ببرم ک دوست دارم برام پر تکرار بشه نه اینکه بگذارم بر چیزی ک دوستش ندارم و تازه بخوام با ضرب و زور درستش کنم به دید خودم . این باعث یه آرامش خیلی قشنگی در من شد . باعث شد تا از لباس مسول درست کردن جهان بودن بیام بیرون و این بار سنگین رو از دوشم بردارم و بشنوم سخن خدا رو ک ما انت علیکم بحفیظ … و این تغییر روش چقدر از هدر رفت انرژی من رو اصلاح کرد خدا رو شکر. و این باور هرجیز در هرجایی ک هست جای درستشه خیلی تاثیرگذار بود در پذیرش من .

    این باور که:

    من مسؤل خوشبخت کردن خودم هستم فقط . و توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران رو ندارم . قشنگترین قسمت ماجرای قانون هست ک باعث میشه روح مجرد و منفرد بودن خودم رو به یاد بیارم و بدونم ک اگر هم می‌خوام حرکتی برای بقیه بزنم با خوشبخت شدن خودم اتفاق می افته نه با رفتن در پوست دلسوزی و از خود گذشتگی و …

    خدایا شکرت برای اینکه نوشتن اینقدر می‌تونه به درک بهتر من از قوانین و آموزه های استادم کمک کنه . یاری ام کن تا بتوانم آموخته‌هایم را درک کنم و در عمل اجرا نمایم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    بنام خدای وهاب

    سلام ب همگی عزیزانم

    گام 6

    لا اکراه فی الدین

    در دین هیچ اجباری نیست

    دیشب داشتم فکر میکردم ب داستان آشناییم با این مسیر و سایت

    یادم اومد ک چقدررر سعی میکردم بقیه رو هم بیارم تو مسیر

    شد بود 2 ساعت هم توضیح میدادم و یک بند صحبت میکردم براشون

    ک راضی بشن و بیان

    این فکر اومد تو سرم زکیه تو خواستی ک بیایی تو مسیر تو قلبا میخواستی و دوسداشتی ک زندگیت تغییر کنه و هدایت بشی

    مسیر برات باز شد و خداوند هدایتت کرد

    فقط تو رو ن خواهرت ن برادرن و ن مادرت

    نخواستن و درمدارش نبودن

    من آماده شدم و خداوند هم هدایتم کرد

    الهی صدهزار مرتبه شکر

    خداوند ب حضرت نوح میگه ک فرزندت از اهل تو نیست با تو هم فرکانس نیست

    هم مسیر نیست ک نجات پیدا کنه

    از جاهلان نباس

    کسی ک تو مسیر نیست در مدار دریافت آگاهی های الهی نیست تو نمیتونی بیاریش تو مسیر حتی اگه فرزندت باشه

    و خداوند سیستمه عین آینه عمل میکنه

    هرچی ک بهش نشون بدی همون و بهت نشون میده

    و پاسخ میده ب درخواستهای ما

    وقتی ک داشتم این فایل و گوش میدادم هی تایید میکردم ک اررره درسته درسته

    استاد راست میگه

    یادم اومد روز اولی ک اومدم تو سایت عین ی تشنه ک رسیده بود ب اقیانوسی از آگاهی

    چقددد ذوق داشتم و هیجان

    و نتایج هم زود و سریع رخ می‌داد نشانه ها میومد

    دیروز باز حین خوندن کامنت ها و گوش دادن فایل ها همون احساس بهم دست داد

    و خداروشکر کردم بابت این ک هنوز تو مسیرم و دارم ادامه میدم

    دیشب و امروز ب تعهدم عمل کردم و رفتم آیاتی و از قرآن ک هدایت شدم بهش خوندم

    چقد قشنگ خدا هدایتم کرد ب آیه

    انعام آیه 46

    بگو نظر خود را بگویید اگر خداوند گرفت شنوایی و بینایی چشم هایتان راو مهر نهاد بر دلهای شماکیست اله غیرالله ،کیست معبودی جز خدا ، آورد برای شما آن رابنگر چگونه ب گوناگونی بیان میکنیم نشانه هارا

    سپس ایشان روی می‌گردانند

    اینکه بینایی چشام

    شنوایی گوشهام

    و قلبم و باز شدنش همه ازآن خداست

    مالکیت اینا ازآن اوست

    از رگ گردن بهم نزدیک تره

    ضربان منظم قلبمه

    غروب رفتم تو باقجه مون ک طبیعت اطراف و ببینم و غروب و نگاه کنم و لذت ببرم

    و سپاسگزاری کنم

    خییلی حسم عالی شد

    بعد ضربان قلبم و حس کردم

    دست گذاشتم روی قلبم

    دیدم داره تند تند میزنه

    گفتم خدایا شکرت بخاطر این ضربان قلبم

    سپاسگزارم بخاطر فرصت زندگی ک بهم دادی

    هرموقع ک اراده کنی متوقف میشه این قلب و دیگه نمیزنه و فرصتم تموم

    چرا من از زندگیم لذت نبرم

    چرا دنبال رویاهای دور و دراز باشم

    چرا تو لحظه زندگی نکنم.

    من نمیدونم کی این قلب از کار میفته و دیگه نمیزنه

    چرا اینقد ب خودم و زندگی سخت گرفتم

    خداوند همیشه ازم محافظت کرده

    و بهترین نگهبانم بوده

    همیشه بهم رزق داده چ موقعی ک تو شکم مادر بودم چ این 33 سال

    همیشه هرچیو خواستم ب راحتی بهم بخشیده

    الهی صدهزار بارشکرت

    من ازت راضی ام و سپاسگزار

    توهم ازم راضی باش

    سپاسگزارم ک بهم اجازه دادی ک همدار بشم بااین مسیر زیبا و هدایتم کردی ب خوندن قرآن خودت ظرف وجودم و بزرگتر کن

    تا بهتر درک کنم و عمل کنم

    موقعی ک فایل و پلی کردم گفتم من این فایل و تاحالا گوش ندادم و با دقت داشتم گوش میدادم

    تا جایی ک رسید ب اونجا ک استاد درمورد مادرشون و مسیر متفاوتی ک دارن میرن گفتن

    حس کردم اینو قبلا ی جایی شنیدم

    بعد ک فایل تموم شد دیدگاه های من رو سرچ کردم

    دیدم بععععله دوتا رد پا اینجا گذاشتم از مسیری ک اومدم تو روزشمار تحول زندگی من

    چقددد ذوق کردم

    چقد انرژی گرفتم.

    اول اینکه مدارم بالاتر رفته

    بعد نحوه ی هدایتم ب دوره ی احساس لیاقت و تو کامنتم نوشته بود

    ک چقد معجزه گونه اتفاق افتاد بماند ک ذهنم بعدها گفت همین جوری اتفاق افتاد

    درصورتی ک من ی تغییراتی توی افکارم و زاویه دیدم داده بودم و تسلیم شده بودم ک خداوند در زمان مناسب هدایتم میکنه

    .و ب محض اینکه تسلیم شدم خواسته ام محقق شد الهی صدهزار مرتبه شکر

    بابت قانون ثابت بدون تغییرت ک همیشه جواب میده فقط من باید ایمانم و قوی تر کنم

    سپاسگزارم رب وهاب هدایتگر قشنگم

    عاشقتمممم

    درمورد نشانه ها من ب محض اینکه کار میکنم رو باورهام سریع نشانه ها میاد بعد ی مدت ول میکنم و اونا هم ناپدید میشه

    درسی ک امشب گرفتم این بود ک ادامه بدم مسیر رو و نشانه هارو هم هی تایید کنم

    تا پایدار بشه فرکانسم و نتایج

    و اینکه مهمترین راه برای فعال کردن راهنمای درون اینه ک، اصلا باور کنید ی همچین راهنمایی هست و باور کنید شما فارغ از اینکه چقد انسان مذهبی هستید یا نیستید

    این نیروی هدایتگر در وجود شما هست و باور کنید وقتی ک ازش درخواست میکنید و ایمان داشته باشید ک وجود داره و پاسخ میده ،ب شما پاسخ خواهد داد

    ادعونی استجب لکم

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم; دعاى دعاکننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم

    سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم نازنین

    مرسی ک هستین

    عاشقتونمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2037 روز

    سلام به استاد عزیز خانم شایسته و همه ی دوستان

    نشونه هایی که من فقط توی همین دوروز دریافت کردم از اینکه مسیرم درسته و باورهام داره تغییر میکنه

    یکیش مربوط به فایل مرغ همسایه غازه هم بود اتفاقا

    چند هفته پیش من استوری استادم رو دیدم که داخل تهران توی یک همایش مربوط به کارآفرینان و استارتاپ ها شرکت کرده بودن ، اون لحظه من واقعن دلم خواست اینو که تو یه همچین جمعی باشم یکمم واقعیت دلم سوخت که من باید کلی راه برم تا برسم به همچین چیزهایی ، جالبه من پس فردا ، به رایگان دارم به یک سمینار و برنامه ای مشابه با همین برنامه میرم

    در صورتی که تا دو روز قبل حتی روحمم خبر نداشت تو شهر خودمون همچین برنامه ای اجرا میشه که تو کل جهان هم هست و یکی از این دورهمی هاش تو این شهر قراره اجرا بشه و هر ساله اجرا میشده!

    نشونه ی بعدی که دیدم اولین سفارش مجسمم بود که وجهش هم واریز شد و برای اولین بار رفتم روی مرز ملیون برای فروش مجسمه

    نشونه بعدیم یک میزی هست که من خیلی وقت بود دلم میخواست داشته باشمش و با عزیزدلم راجبش حرف زدیم و خودش خودجوش گفت من میخوام برات بسازم ، و این میز قراره به من هدیه داده بشه

    نشونه بعدی دیشب اتفاقی تصویر یک دستگاهی که خیلی ساله ما داشتیم و حتی یکبار هم تا به الان ازش استفاده نشده بود اومد تو ذهنم ، حتی جاشم فهمیدم کجاش تو چند ثانیه پیداش کردم و دیدم کار میکنه و امروز صبح ازش استفاده کردم ، همین یه دستگاه تقریبا هزینه ی چند ملیونی من رو کم کرد ، چیزی که از قبل داشتیم و من اتفاقا الان اگر میداشتم کارم خیلی راحتتر میشد و میشه و از قضا اصلا کسی ازش استفاده نمیکرده حتی یک بار

    پس من تو مسیر درستم

    توی فایل استاد گفتین بعضی از ماها قبلن یه تجربه هایی داشتیم و براساس اون تجربه های قبلی یه سری ایده ها رو انجام نمیدیم

    بلافاصله وقتی این حرفتونو گفتین من یاد همچین مدل تجربه ای تو کارم افتادم

    بعد بلافاصله یهو یادم افتاد که عه سارا تو اینکارم میتونی بکنیا

    هزینه ی خاصیم که اصلا نداره اگه جواب نده ، خب بزار انجامش بدیم یکبار دیگه

    موصوع این بود که من چند سال پیش. آثارمو غیراورجینالهاشو چاپ کرده بودم و آماده کرده بودم برای فروش ، حتی یدونشونم فروش نرفت به خاطر باورهایی که خراب بودن

    از اون روز به بعد انگار ذهن من اینطوری شد که ، این ایده رو دیگه انجام نمیدی چون نتیجه بخش نیست

    ولی زمانی که داشتم مینوشتم بهم گفت ببین اون کارهاییتو بزن که فروش رفتن یا قصد فروششون رو نداری

    رو اون فلان مقواهه بزن که قبلن پوستر زدی

    برو همینجا زیر خونتون جای دور نمیخواد بری

    یک برگم بیشتر چاپ نکن

    چنتا کنار هم بزار

    در حدی دو تا نسخه کافیه کمترم شد اشکال نداره

    بعدم اعلام کن که برای فروش هستن اینکارا دوباره

    مورد بعدی استاد این بود که درسته من الان اطرافم پر هست از کسایی که دوست دارن با من بحث کنن و من دیدگاهم رو تغییر بدم

    ولی من میتونم خودم رفتار خودمو تغییر بدم و رفتار برعکس اونها رو داشته باشم

    این حداقل کاریه که میتونم بکنم و بعد جهان جواب تغییرمو میده

    همونطوری که تغییر کردم و گفتم نه هنر میتونه برای من پول بسازه و شغلم رو هنرمند بودن انتخاب کردم و الان دارم ازش پول میسازم و جهان کمک کرد که این نتیجه رو تجربه کنم

    همونطوری هم من باز تغییر میکنم ، اعراض میکنم ، میزارم هر کسی دیدگاه خودش رو داشته باشه و باز جهان ازم حمایت میکنه و نتیجه ی دلخواهم که بودن بین آدمایی با این فرهنگ احترامه رو به سمتم هدایت میکنه

    تمرین بعدیم که مربوط به گام قبلی هست ، بررسی ایه دوم با موضوع هدایت هست

    بقره:16

    آنها همان کسانند که گمراهی را به هدایت خریدند، از این رو تجارتشان سودی نکرد و رهیافته هم نبودند.

    این ایه و چند آیه قبلش در مورد افرادی داره حرف میزنه که فقط لفظی میگن ایمان اوردیم و وقتی بهشون میگن ایمان بیارین میگن ما ته ایمانیم

    این افراد بارها بهشون گفته میشه ایمان بیارین ، ولی خودشون هی میگن نه ما خیلی خوبیم ، در واقع انگار غرور دارن و نمیپذیرین

    خود قرآن میگه اینا نمیفهمن ، متوجه نمیشن

    و داره میگه این افراد خودشون این راه رو انتخاب کردن که گمراه بشن

    پس حتی اینکه من بخوام هدایت بشم یا گمراه بشم هم انتخابش با خودمه و جالبه به مسئله تجارتم ربط داده میگه این ادما حتی کارشونم پول ساز نیست!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 65 رای:
  5. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1341 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    راهنمای درون

    همونیه که ما را به این راه به این استاد و به این سایت رهنمون کرده . همونی که تو بچگی بیشتر باهاش حرف میزدی وقتی تجربه و منطقت پایین تر بود وقتی بیشتر شاد بودی و رها.

    حالا هم دیر نشده میشه دوباره بچه شد میشه دوباره باور کرد وجود دارد دوباره یادش بیاریم ازش سوال بپرسیم ، الان چکارکنم بهتره ؟ و بعد تسلیم بشو( رو خودت حساب نکن ). کلا عقل و منطق و تجربه های قبلی اینطور بوده و ،بگردم راهکاری پیدا کنم ُ ، همه را بگذار کنار.

    یک داستانی به خاطرم اومد . یکی از پیامبر های الهی بیمار می شود از خدا می پرسد چکارکنم خوب بشوم ؟ راهنمایی می شود به سمت گیاهی و مصرف می کند و خوب می‌شود. بعد چند وقت دوباره بیمار می‌شود با تجربه قبلیش می‌رود سراغ همون گیاه ،می خورد خوب نمی‌شود! می پرسد چرا خوب نشدم این دفعه ؟ بهش گفته می‌شود اون گیاه تو اون موقع با توجه‌ به شرایط و وضعیت اون موقعَت بوده الان برات مناسب نبوده ! جواب نمیداده ولی تو نپرسیدی چکار کنم !! با عقل و منطق خودت رفتی جلو!!

    حتی ارتباط گرفتن و حرف زدن و سوال پرسیدن از خدا هم تمرین و تکامل می خواهد باید تمرین کنی تا متبحر بشوی و جواب ها را بشنوی، عمل کنی، دوباره …

    جنس احساسی که گفتگو های ذهنی بهت می دهد مشخص می کند کی با هات صحبت می کند

    باید باید باید همیشه همیشه همیشه روی گفتگو های ذهنی کار کنی . نجواها یی که بهت احساس نامناسب می‌دهد با باور مناسب جایگزین کنی.

    این جملتون استاد عالی بود “اتفاقا خود به خود بد می شود اما خود به خود خوب نمی شود!” یعنی دائمی باید روی نجواها و گفتگو های ذهن کار کرد.

    وقتی روی باوها کار می کنی نشانه هاش می آید . نشانه اش ذوق زدگی از اینکه جواب می دهد. چرا اون اوایل نتایج بهتر معلوم می‌شود چون با ذوق و شوق رو خودت کار می کنی، بعدش عادی میشود دیگر با اون ذوق و شوق رو خودت کار نکردی . منشأ نتایج روی خود کار کردن است وگرنه خود به خود بد می‌شود اما خود به خود خوب نمی شود (:

    تضاد خواسته ایجاد می کند، خواسته ها را واضح می کند، وگرنه نه مرگ بد است ، نه بدهکاری، نه بی پولی نه طلاق، نه بیکاری، نه بیماری، نه مستأجری. این‌ها همه محرکهای پیشرفت هستند . پس اگر فرزندت هم تو رفاه نیست براش بد نیست محرک پیشرفت دارد. کلا وظیفه من کار کردن روی خودم است چون اصلا توانایی خوشبخت کردن هیچ احد الناسی را ندارم ، حتی عزیزانم ، هر کس نتیجه اعمال خودش را می گیرد. ولا تزر وازره وزر أخرى هیچکس بار کس دیگری را به دوش نمی کشد.

    ببین عمل به کدوم حرف ها چه نتایجی برات بوجود آورده، مسیر درست خودت را برو اگر دیدگاهی را خوشت نیومد اعراض کن بحث نکن هر کس زندگی خودش را خودش رقم می‌زند.

    خداجونم شکرت که امروز به قلبم تابیدی ، دلم را روشن کردی با نور امیدت . امروز که کسل بودم سر حالم آوردی کاش همیشه یادم می موند بیشتر باهات حرف بزنم بیشتر ازت بپرسم چکار کنم بهتره؟

    خدایا خودت منو از ظلمات به سمت نورت هدایت کن که من همیشه به نورت به امیدت به بودن با تو محتاجم ولی چکار کنم انسانم و فراموشکار . یادم می‌رود همه چی من تویی اصلا همه اش تویی ، غیر توئی وجود ندارد. خودت درستم کن برای خودت بسازم ، خودت بهم گوشزد کن خودت دستم را بگیر خودت همه کاره ام شو

    خودت نشاط زندگیم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
  6. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1781 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    گام 6

    راهنمای درون به قول استاد که در دوره ی دوازده قدم شرح دادن عین جی پی اسه و میشه همواره و برای هر موضوع و مسئله ای اونو روشن گذاشت من قبلنا از این قدرت استفاده میکردم ولی نمیدونستم که میشه برای هر لحظه ازش استفاده کرد و از این بابت از استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم

    یه بار همسرم داشت آرام بند در کابینت که خراب شده بود رو درست میکرد که یه پیچ از دستش افتاد زمین و هر چی گشت پیدا نکرد و منو صدا زد که بیا این پیچ رو برام پیدا کن منم تو دلم گفتم خدایا تو میدونی کجا افتاده بهم بگو فورا حسم بهم گفت یه سیخ کباب بردار بنداز زیر ماشین ظرفشویی همونجاست منم همین کار رو کردم و پیچ پیدا شد

    و دیگه همیشه برای پیدا کردن هر چیزی که گم بشه اینجوری سوال می پرسم

    و من حتی وقتی می خوام کادو یا پول نقد به کسی هدیه بدم باز از این راهنما استفاده میکنم

    تولد دخترم بود رفتم بازار کادو براش بخرم آخه همیشه پول نقد بهش میدادم

    منم گفتم خدایا چی براش بخرم خوشحال میشه ؟ منو هدایت کن قربون خدا برم دو سال از اون روز میگذره هنوز دخترم اون کادوها رو خیلی دوست داره میگه مامان چجور فهمیدی من این چیزا رو دوس دارم خودم خواستم پول دستم بیاد از این اکسسوری ها بخرم

    یه بار مهمون داشتم رفتم قنادی شیرینی بخرم خیلی انتخاب برام سخت بود هی می گفتم چی بخرم ؟ مهمونا از چی خوششون میاد چون مهمونامون چند سال یه بار میان خونمون حسم گفت تو کاری به مهمونا نداشته باش خودت از کدومشون خوشت میاد منم یه نوع رو انتخاب کردم گفتم اگه برا خودم بخرم این نوع رو می خرم و گفت پس همون رو بخر و خریدم و جالبه همه خوششون اومد و هیچی ازش باقی نموند خخخخخخ

    و در مورد آیه ی لا اکراه فی دین داشتم فکر میکردم که چی بنویسم یه حسی بهم گفت این آیه خیلی کلی هستش مثلا خیلی خوبه که بدونید وقتی خداوند در مهمترین موضوع به بندگانش اجبار نمیکنه شما هم در بحث انتخاب رشته تحصیلی در بحث شغل در بحث ازدواج در بحث سبک زندگی در بحث نوع چیدمان منزل و سلیقه افراد ووووووخیلی چیزای دیگه آها و حتی نوع ذائقه افراد اینقدر خودمون رو علامه دهر ندونیم و اجبار نکنیم من چقدر به بچه هام به زور غذا می خوروندم و بعدها چقدر از این بابت عذاب وجدان به سراغم میومد که البته باز به لطف آموزه های استاد الان اثر این عذاب وجدان کم شده یعنی کمی هست زیاد نیست خخخخخ

    استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام از همه شما سپاسگزارم و شما رو به خداوند بزرگ می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  7. -
    مریم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 3187 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همه دوستان و اساتید عزیزم

    خدا را شکر در این مسیر الهی هستم من این فایلو گوش دادم و خیلی لذت بردم و خیلی چیزها هم یاد گرفتم به نظر من مهمترین کار این هست که بیاییم باور کنیم که یک خدایی هست که همیشه در حال هدایت ما به مسیر درست است و حالا سوال اصلی این هست که چگونه این را باور کنیم من نظر خودم رو می‌نویسم و برداشت من این هست که الگو پیدا کنیم مهمترین الگو خودمان هستیم تا به حال توجه کردید که استاد چقدر از خودش به عنوان الگو نام می‌بره دلیلش این هست که خودم باور پذیر تر هستم برای خودم خب همه ما تا حدودی کم و زیاد مزه هدایت رو چشیدیم و الان یک مسئله ای ذهن من رو به خودش درگیر کرده و من این درخواست رو از خداوند داشتم که این مسئله رو من حل کنم و گفتم بیام به یاد بیارم هدایت‌هایی که قبلاً شدم من در مورد خیلی از چیزها هدایت شدم هدایت هام اکثرا اینجوری بوده که یک مقطعی روی آن موضوع خیلی فکر میکرد و راه حل های که ذهنم می‌داده عمل میکردم و بعد ولش میکردم هدایت میومده مثلاً من یک وقتی از خدایم خواستم که پولی به من بدهد و من به آسانی یک پول خوبی بسازم و نه کاری داشتم نه میدونستم که چگونه و خواب دیدم که یکی بهم گفت این کار رو بکن و من اینقدر احساس خوبی گرفتم که فورا انجام دادم و در عرض چند روز یک پول خوبی وارد حسابم شد

    یا مثلاً حامله بودم و نمی‌دونستم اسم دخترم رو چی بزارم باز یکی اومد و بهم گفت فلان اسم رو بزار

    یا به یک مسئله ای بر خورد کرده بودیم که باید با وکیل و دادگاه اینجور مسیری می‌رفتیم و من توی همان زمان یک مسافرت ده روزه رفتم و توی مسافرت همش با خودم فکر می کردم که این مسئله چه راه حلی داره و ما چکار کنیم بعد از مسافرت یک آرامش عمیقی سراغ من اومد و چنان این مسئله حل شد که اصلا باورش امکان نداشت بدون شکایت بدون وکیل بدون همه اینه یعنی هر وقت یاد این جریان و بقیه جریان‌ها می‌افتم خیلی دلم باز میشه و بهتر میتونم بگم که این مسئله هم حل میشه و من فقط باید برم را باور کنم و دلایل ذهنم رو اصلا قبول نکنم و هدایت رو درخواست کنم و باور کنم که من میتونم این مسئله رو حل کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    مبین گفته:
    مدت عضویت: 588 روز

    سلام استاد عباسمنش

    امروز خیلی از خدا نشونه گرفتم و میخوام الان راحبشون صحبت کنم

    اول اینکه وقتی موقع نهار اومدم تا نشانه امروزمو چک کنم دیدم فایل معرفی بخش عقل کل سایت اومد بالا. واقعیتش خیلی جا خردم ولی گفتم حتما توش نشونه ای وجود داشته. لپ تاپو بستم و رفتم نهار خوردم. بعد از دلم خواست به یاد قدیم یه فیلم سینمایی ترسناک ببینم. خدا شاهده وقتی فیلم تموم شد چنان جرقه ای تو ذهنم خورد که منشا اکثر درگیری های ذهنیم رو پیدا کردم(منظورم اینه که یک باور غلطم رو پیدا کردم) و از خدا خواستم هدایتم کنه تا این باور غلط رو ضعیفش کنم. بعدش رفتم تا فایل نشونه امروزمو که گفته بودم معرفی بخش عقل کل سایت بود رو ببینم و اونجا بهم الهام شد که از دوستات کمک بخواه تا اونا راه حل مشکلت رو بهت بگن. خلاصه اینکه منم رفتم تو بخش عقل کل و از دوستان کمک خواستم و منتظر نظرات ارزشمندشون هستم.

    دومین هدایتی که امروز رقم خورد. گوش دادن به این فایل بود. من تازه شروع به تغییر کردم و الان متوجه شدم این باور رو دارم که تغییر من باعث ناراحتی خانوادم میشود. چون مسیری که انتخاب کردم خارج از باور ها و آرمان های پدر مادرم هستش و من میترسیدم تا با تغییر کردم اون هارو اذیت کنم و چندین روز بود از خدا میخواستم تا بهم بگه چجوری بدون اذیت کردنشون تغییر کنم و الان با گوش دادن این فایل فهمیدم که اصلا من اذیتشون نمیکنم. کی گفته اینکه من خارج از مسیری که مادرم برام مشخص کرده حرکت کنم باعث ناراحتیش میشه؟ شاید لازمه باشه من تغییر کنم و طبق اصول جهان هستی من نمیتونم رو کسی تاثیر بگذارم. برای همین احساس گناهم بعد از گوش دادن این فایل بسیار و کم شد و سعی میکنم این باور رو که با تغییر کردن من کسی آسیب نمیبیند و کسی اذیت نمی شود رو ایجاد کنم و قویترش کنم.

    این کامنت رو خیلی الهامی نوشتم و اصلا باورم نمیشه که تونستم این همخه بنویسم. از شما دوست عزیز ممنون که کامنتم رو تا آخر خوندید.

    خدایا سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 772 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام ششم

    فرهنگ ناب«لا اکراه فی الدین »

    سوره مومنون

    قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿1﴾

    به راستى که مؤمنان رستگار شدند (1)

    الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿2﴾

    همانان که در نمازشان فروتنند (2)

    وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿3﴾

    و آنان که از بیهوده رویگردانند (3)

    وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاهِ فَاعِلُونَ ﴿4﴾

    و آنان که زکات مى ‏پردازند (4)

    وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿5﴾

    و کسانى که پاکدامنند (5)

    خدایا شکرت برای این فایل بینظییییر

    من با تمام وجودم باور دارم که خداوند در وجودم هست و هر لحظه مرا راهنمایی و هدایت میکند

    این نیرو هر لحظه داره با من حرف میزند

    من با کم کردن صدای نجواها

    قطعا صدای این نیری مطلق خیر را می‌شنوم

    خدایا شکرت

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    واقعا احساس می کنم که مهاجرت کرده ام به مدار بالاتر بلطف خداوند

    ایمانم قوی تر شده توکلم بیشتر اعتمادم بالاتر رفته و تسلیم و متواضع و فروتن و خاشع هستم

    همین دیشب که پسرم در تضادی هست

    و کنی اذیت بود

    از خداوند کمک خواستم و گفتم من تسلیمم بارها و بارها باهام حرف زدی و هر وقت گوش کردم به نفعم شده

    پس الآنم یه راه حل بگو تا کاری که من باید انجام بدم برای بهتر شدن پسرم را بهم بگو تو دانا و توانا هستی

    بخدا همون لحظه چیزی بهم گفت

    که چند ثانیه جدال داشتم که نه بابا مادر شوهرم هم از اون یکی راه حل استفاده کرده براش جواب نداد

    و سریع گفتم مقاومت نکن انجامش بده

    یعنی بخدا انگار آب روی آتیش بود برای پسرم

    خدایا شکرت

    امروز دوباره به تضادی خوردم

    و بلطف خداوند و ایمان و توکل برخدا کنترل ذهنم قوی تر شده و خیلی سریع تر از اون چیزی که قبلنا تو در و دیوار بودم امروز با یه گفتگوی مثبت ذهنی خییییلی زود خودمو جمع و جور کردم و در نهایت همه چی به نفع من میشود

    خدایا شکرت بخدا وقتی پذیرفتم من تسلیمم هیچی نمیدووووونم هر آنچه دارم از آن توست

    این تضاد اومده یه پیغام و درس عالی برای من داره و بهش خوش آمد گفتم و برای نعمتها و داشته ها

    و بارها هدایت‌های خداوند و قدرتش را در زندگی ام بیاد آوردم و خیلی عالی تونستم ذهنم را کنترل کنم و از همه مهمتر آرامش

    آرامش آرامش این کلمه اینقدر برام عمیق و جذابه که دوست دارم بارها تکرارش کنم که اینقدر کنترل ذهن و تقوا داشتن چه آرامشی را برایم مقدر میکند.

    خدایا شکرت وقتی امروز نشانه های ثروت را می‌دیدم بخدا فقط کریدتشو بخدا میدهم

    وقتی با پسرم خواستیم بریم بیرون و می‌خواستیم آژانس بگیریم که همسرم گفت خودم میام سراغتون

    وقتی به همسرم گفتم پول بریز رو کارتم و اون کارتشو بهم داد

    وقتی از راه برگشت آژانس نبود و خداوند بهترینها را برایمان در نظر داشت و بهم گفت من هستم خودم هواتو دارم

    و یه تاکسی عالی برامون رسوند که فقط پول یه ایستگاه رو ازم گرفت

    و تو ماشینش صدای صوت قرآن پخش بود

    بخدا که فقط داشتم از وجود این قدرت برتر این راهنمای درونی عشق بازی و لذت می‌بردم و با احترام منو پسرم رو پیاده کرد .

    خدایا شکرت همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم منننننن

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و هر لحظه بندگی کنم خدا را

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان.

    خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم که من مسئول شخص دیگری نیستم

    من فقط مسئول شخص خودم هستم

    تضاد امروزم هم با همین موضوع ربط داشت

    که بلطف خداوند تونستم با کنترل ذهن و باورهای توحیدی خودم را آرام کنم و اتفاقات الخیر و فی ما وقع است

    خدایا شکرت که این تضادها موهبتی است که من را به خواسته هایم برساند

    خدایا شکرت برای تمام تضاد های زندگی ام که موهبت‌های الهی هستند که من با ایمان تر و فروتن و تسلیم تر و متوکل تر و اعتماد بخدای درونم بیشتر و بیشتر شود

    خدا یا شکرررررررررت که من با تمام وجودم پذیرفتم که من خالق زندگی خودم هستم

    هیچ عامل بیرونی وجود ندارد

    هر اتفاقی بیوفته بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید

    خدایا شکرت من تسلیمم

    خدایا شکرت که بهم یاد دادی

    بحث کردن ممنوع

    توجه کردن به ناخواسته ها ممنوع

    انتقاد نابود کننده ممنوع

    سرزنش خودم و دیگران ممنوع

    قضاوت ممنوع

    توهین و افترا و تمسخر ممنوع

    غیبت ممنوع

    خدایا شکرت برای در صلح بودن با خودم

    خدایا شکرت که من ارزشمندم بی قید و شرط

    من لایق دریافت الهامات الهی ات هستم

    من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خداوند هستم

    من لایتناهی هستم

    من پاره ای از خداوند هستم

    به دیدگاه خودم و دیدگاه دیگران احترام بگذارم

    خدایا شکرت کمکم کن که روی اصولم بمونم

    فقط در حرف نباشد در عمل اقدام کنم

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.

    خدایا شکرت که باورهای توحیدی داره در وجودم قدرت بیشتری می‌گیرد

    خدایا شکرت که هر کسی هر جایی هست دقیقا جای درستشه

    خدا یا شکرررررررررت که امروز بهم یاد دادی فرکانس دلسوزی و ترحم ممنوع

    چون تمام فرکانسهایم بخودم برمیگرده با توجه به شرایطم

    طبق قانون جهان به هر چیزی توجه کنم از همان جنس بیشتر وارد زندگی ام میشود.

    هر موضوعی را دوست ندارم بجای بحث و توجه کردن

    خیلی راحت اعراض کنم

    دقیقا امروز من با اون تضاد خوشگله از ناخواسته ها اعراض کردم

    بخدا در هر زاویه ای بهش نگاه کنم منو در تمام جنبه ها رشد داده

    خدایا شکرت من تسلیمم هرآنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت من به هر خیری از تو بهم برسد سخت محتاجم و فقیر و نیازمندم

    مرا دریاب خدای مهربانم شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  10. -
    مریم اسمعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2411 روز

    به نام خدای بسیار مهربان و بسیار غنی

    سلام ودرود مریم عزیز و استاد بسیار بسیار گرانقدرم استاد عباس منش

    راهنمای درون به اندازه ایی که باور داشته باشی و تسلیم باشی و روی عقل و منطق خودت حساب نکنی وطبق روال گذشته توی تجربیات قبل ات نمونی و به ندای درونت اعتماد کنی و هرچی میگه رو گوش بدی ،بهترین نتیجه رو بهت میده و مسیرت رو درست نشون میده مثل قطب نما عمل میکنه.

    درصورتی که گفتگوی ذهنی خاموش باشه و یا آگاه باشی بهش می تونی متوجه بشی الان این چیزی که اومد از ذهن شلوغ بود یا از دل آرام و بدون استرس ونگرانی ،من برای اینکه ندای درونم رو بشنوم و تشخیص بدم ،روزی یک ساعت سکوت میکنم و بیشتر اوقات تمایل به سکوت پیدا میکنم و این راهی هست که پیدا کردم برای بهتر متوجه شدن صدای درونم که بهم چی میگه و هر کدوم از این راهنماهارو انجام دادم برام عالی بوده و به موقع و جنس اش ،انقدر ساده و راحت و دم دستی هست که فکر منطقی میگه مگه میشه مگه امکان داره این راه حل درست باشه ،درصورتی که همین بهترین راه بوده .

    درمورد اینکه مواردی که دیگران و یا نزدیکانم برداشت های غلط دارن ویا هرکسی که داره راه رو اشتباه میره ،باعث ناراحتی ام میشه ویه وقتا بهش اشاره میکنم و جمله ایی رو بهش میگم تا بفهمه که روی خودش کار کنه،ولی متوجه شدم زیاد خوششون نمی یاد و منم دارم سعی میکنم که این عادت و یا دلسوزی رو حذف کنم و این انرژی رو برای خودم نگه دارم و رها کنم قانون جهان اینه اون سرجای درست اش هست و من چیکاره هستم بخوام حالشون خوب کنم ویا تعیین مسیر کنم براشون و کسی که خوابه رو نمی شه بیدار کرد.

    سپاسگذارم از فایل بسیار عالی و به موقع که حالمو دگرگون کرد،جواب سوالاتی که توی ذهنم بود و بهشون پاسخ داده شد سپاس سپاس سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: