اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز وسلام برهمه دوستان باران: خیلی عالی و اموزنده بود این گام استاد من قبل اینکه به این سایت بیام همیشه فکر میکردم من مسئول دیگرانم مثلا خواهرم ناراحتی و مشکلی داشت من خودمو به اب و آتیش میزدم تا مشکلات خواهرمو حل کنم احساس میکردم من میتونم مشکلاتشو حل کنم همیشه هم خودم احساس نا امیدی و افسردگی داشتم ولی از وقتی که با این سایت اشنا شدم دوره هاتونو تهیه کردم فایل های دانلودی گوش دادم کامل تغییر کردم ،دقیقا چند وقت پیش خواهرم پیش من غیبت یکی دیگه رو کرد از بدیهاش گفت ،واقعا از غیبت و قضاوت کردن خیلی بدم میاد گفتم باید مواظب ورودی هام باشم کنترلش کنم به خواهرم گفتم ببین اون ادم خیلی خوبی داره منم خیلی دوسش دارم چرا رو بدیهاش تمرکز کردی این ادم یه خوبی نداره روش تمرکز کنی گفت نه اصلا خوبی نداره گفتم باشه هرطور راحتی بعدپیش خودم گفتم خدایا چیکار کنم یهو بهم الهام شدگوشیمو قط کن منم قطع کردم چند دقیقه بعدش خودش زنگ زد گفت من فکر کردم واقعا اون ادم خیلی ادم خوبیه من چرا درموردش فکر بد کردم خدا منو ببخشه،یعنی استاد اگه من به اون الهاهمه گوش نمیکردم ادامه میدادم باهاش هم خودم حسم بد میشد اتفاقات بد برام میوفتاد هم خواهرم همچنان به غیبتش ادامه میداد،من قبلا اینجور نبودم میرفتم به اون طرف زنگ میزدم بیاین کینه از هم نداشته باشین دنیا ارزش نداره خودمو درگیر میکردم و خودمو مسئول صلح میدونستم وبه خدای احدوناس قسم خودم تا چندین روز تو اون حس بد بودم و خواهرمم چندین بار زنگ میزد و ادامه میداد. الان میگم هرکسی مسئول خودشه به من چه بقیه چیکار میکنن من خودم خوب و عالی باشم رعایت کن چیکار بقیه دارم . واقعا عالی بود این گام خداروهزاران مرتبه شکر ممنونم ازت استاد گلم و خانوم شایسته جان. خدانگهدار تا گام بعدی
سلام به همه هم مدارهای عزیزم بخدا که این جهان خیلی باشعور تر و دقیق تر از اون چیزی هست که ما بتونیم بفهمیم یا درکش کنیم. یعنی واقعا کار این جهان چیزی جز واکنش نشون دادن به فرکانس های ما اساس فرکانس های ما نیست بصورت کاملا دقیق و واضح و جالبه که بصورت جمع بندی یعنی تو داری چند تا فکر از چند جهت رو بیشتر تو ذهنت میچرخونی و اون یه مسیری رو باز میکنه و واکنشش به شکلی هست که کل اون افکار توش گنجونده بشه و جواب رو به تو برسونه. چرا اینو میگم چون دیشب بعد از یه گفتگویی با عشق به خودم گفتم ولم کن بابا این درک نمیکنه منم مسئول خوشبختی این آدم نیستم بخواد بفهمه جهان به یه طریقی حالیش میکنه و بهش میفهمونه دیگه من عاجزم از این کار من عاجزم از خوشبخت و خوشحال کردن این آدم من نه تواناییش رو دارم نه زورم میرسه و نه کار من هست و از لحاظ ذهنی خودم رو کامل کندم ازش بعد اتفاقی که افتاد زنگ زد گفت اولا یه فروش داشته بعد دیدم داره یک سری حرفها میزنه که خودش بخودش دلداری بده و حالشو خوب کنه از طرفی خدا باز آگاهی هایی برای من رسوند که اون افکار منو تایید میکرد و میگفت مسیر درست چیه منطق های قویتری تو دستم میگذاشت برای متعهدانه تر تو این مسیر کار کردن چون این یکی از اساسی ترین پاشنه های آشیل من هست و بصورت ریشه ای من خیلی نیاز دارم که آگاهانه تر و جدی تر روی این پاشنه اشیلم که من مسئول خوشبختی کسی نیستم من مسئول هیچ جنبه ای از زندگی هیچ کسی نیستم من فقط و فقط مسئول زندگی خودم هستم کار کنم.علاوه بر اون چون دارم رو بحث ثروت کار میکنم باز یک سری راهکارها رو بهم گفت که در عمل بتونم قویتر این کارو انجام بدم مسیر رو درست برم در واقع خلاصه یک پکیج عالی برام فرستاد مثل همیشه.
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
استاد عزیز تو این فایل در مورد الهامات و اجبار نبودن دین و مسئول نبودنمون در برابر دیگران صحبت کردن.گ به خصوص فرزندانمون .
الهامات رو وقتی دریافت میکنیم و زمانی به ندای درونیمون توجه میکنیم که آروم باشیم و آگاهانه در لحظه از خداوند درخواست کمک داشته باشیم اینجور وقتا وقتی صدایی میشنویم یا یه چیزی رو حس میکنیم بهش توجه میکنیم ولی وقتایی که به هر دلیلی تو احساس بد هستیم و در حالتهایی مثل غم و ناراحتی و اضطراب و ناامیدی به سر میبریم هر چقدرم این صدا به گوشمون برسه نسبت بهش بیتوجه هستیم.
وقتایی که حالمون خوبه و اعتماد و ایمانمون به جهان بیشتره یشتر به این الهامات بیشتر توجه میکنیم و کمتر مقاومت میکنیم .این صداها همیشه هستن منتها بستگی به میزان ایمان من میشه بهش توجه کرد یا بیتوجه ازش گذشت.
وقتی که میخوام ازش بیتوجه بگذرم به نظرم اونها رو یه جور نجوا و صدایی از سمت شیطان میبینم ، با وجود اینکه حس میکنم داره درست میگه اما اعتنایی بهش نمیکنم و مشغول کار خودم میشم . یه ذره که زمان بهش میخوره میفهمم که چ اشتباهی کردم. به خودم میگم به خدا تو ذهنم اومد که فلان کارو انجام بدم اما گفتم ولش کن دقیقاً خودمون متوجه میشیم که اشتباه کردیم.
در طول روز بارها و بارها میشود به این الهامات توجه کرد و با اطمینان خاطر بیشتری میشود به امورات زندگی رسید اما امان از این نجواها که بهمون حمله ور میشن و شک و تردید تو دلمون را میندازن .
برای اینکه بتونیم درست پیش بریم باید تمرین کنیم و آگاهانه وقت برای دریافت الهامات بزاریم میتونیم هر بار با توجه کردن بهش ، تجربه کنیم که به چ میزان میتونه درست باشه یا نباشه که اکثر مواقع جنس احساس ما بیانگر درستی یا نادرستی عملکردمون میشه.
در قرآن اومده هیچ اجباری در دین نیست در حالی که دقیقاً ما برعکسشو باور داشتیم که اتفاقاً خیلی بر قبول و پذیرش دین اجباری هست. فک میکردیم ما وظیفه داریم چ دلمون بخواد چ دلمون نخواد باید از دینمون تبعیت کنیم. به خاطر همین اکثرن مسیرمونو گم کردیم. چون استدلالمون بر این بود که ما مهم نیستیم. احساسات و عواطف ما مهم نیستن . عقل و منطق ما هم دخلی تو این موضوع نداره . گفته شده و ما باید بی چون و چرا بپذیریمش. و اینکه من گارد داشته باشم یا در مورد موضوعاتی مقاومت داشته باشم اصلاً مهم نیست اینکه من در انجام خیلی از کارهای دینیمون احساس خوبی نداشته باشم باز مهم نیست.
اتفاقاً میگفتن کسانی که به اجبار و برخلاف میلشون کاری انجام بدن اجر و ثواب بیشتری میبرن. به قول خودشون چون این دست افراد با شیطون مبارزه کردن و این مسیرو انتخاب کردن بیشتر مورد رضایت خداوند هستن.
دقیقاً پذیرش دینمون به این معنا بود که فقط گوش بدیم و سکوت کنیم و بعد اطاعت کنیم .
به علت عدم آگاهی و عدم شناختمون به قوانین و خدای بزرگمون یه جور بازیچه دست این و اون بودیم و دیگران به هر حالتی که میخواستن ما رو میچرخوندن .
خیلیامون شاکی بودیم از این جریان و خیلیامون خوشحال و سرمست میپذیرفتیم و خیلیامون مثل من ، حالت خنثی داشتیم مثل کسی که دنبال یه چیزیه اما خیلی سردرگمه نمیدونه چ کاری درسته و چ کاری غلط.
اینکه احساسات ما واقعیت رو نشون میدن خیلی بهم کمک کرد دست از انجام کارهایی که به خاطر ترس و نگرانی انجامشون میدادم بردارم . به خودم قول بدم که هر کاری رو که میتونم با عشق انجام بدم و با انجام دادنش حالم خوب میشه همون کار میتونه کار درستی باشه . بنابراین به احساساتم بیشتر توجه کردم و سعی کردم برای انجام هر کاری کمی با عقل خودم بسنجمش . و انقدر تاکید روی این موضوع نداشته باشم که خیلیا فلان کارو انجام میدن پس یعنی انجام تعداد زیادی از آدمها دلیل و صحت درستی اون کارو نشون بده. خیلی جاها میتونه نباشه یه جاهایی هم میتونه باشه اما اکثراً جایی که اکثریت یه چیزی رو میپذیرن و به یه چیزی گرایش میارن به نظر نمیاد مسیرشون درست باشه. تجربه اینو نشون داده . دلم نمیخواست اینم به عنوان یه جمله کلیشهای بگم دوست داشتم خودم تجربش کرده باشم و بعد در موردش حرفی زده باشم . میبینم تو اجتماع کارهایی که اکثراً در موردش فکر میکنن و باورش دارن چقدر میتونه ما رو از مسیر دور کنه بنابراین سعی میکنم از این دست آدمها دوری کنم و دنبال کند و کاوه مسیر درست خودم باشم. یادم میاد اوایلی که با استادعزیز آشنا شده بودم بینهایت نسبت بهش تعصب داشتم به خاطر آگاهیهای جدید و نابی که ازش دریافت میکردم و ایشونو به عنوان راهنما و الگوی خودم انتخاب کرده بودم اصلاً دوست نداشتم کسی در موردش انتقادی کنه بنابراین اگه از کسی ، چیزی میشنیدم به شدت ناراحت میشدم و جبهه میگرفتم و سینه سپر میکردم ،میگفتم در مورد استادم اینجور حرف نزنید.
کم کم از خود استاد یاد گرفتم که اجازه بدم دیگران هرچی که میخوان بگن ، بگن .چون من دیگه کسی نیستم که به قضاوت کسی اهمیت بدم. اصلاً برام مهم نباشه که دیگران راجع به من یا مسیری که انتخاب کردم چ صحبتی میکنن. اگه اجازه بدم ، گذر زمان درستی یا نادرستیه مسیر هر کسیو نشون میده.
به قول استاد عزیز این نتایج هستن که جای ما صحبت میکنن. قرار نیست خودمونو درگیر حرفهای پوچ و توخالی دیگران کنیم که بیخود و بی جهت احساسمون بد بشه و در فرکانس بد قرار بگیریم.
از وقتی که این تعصبات رو کنار گذاشتم حتی در مورد حرفهایی که راجع به خودم زده میشد تمرکزم بیشتر سمت تغییرات خودم رفت . سمت اینکه دنبال انجام مسئولیتهای خودم باشم .
وقتی با استاد عزیز باشی و دورههاشونو درست کار کنی ناخودآگاه نگاهت از سمت دیگران برداشته میشه و بیشتر سمت مسئولیتهای خودت میره.
حتی نگرانی و دغدغههایی که نسبت به فرزندانت داری از بین میره . متوجه میشی که زور زدن و تقلا زدن برای تغییر کسی و برای اینکه مسئولیت کسی رو به عهده بگیری فایدهای نداره.
تو فقط میتونی الگوی خوبی برای فرزندانت باشی . اونها با نگاه کردن به الگوی مناسبی مثل تو یاد میگیرن که نسبت به مسئولیتهایی خودشون متعهد باشن و بیتفاوت نگذرن و به جای اینکه منتظر باشن شما جای اونها مسئولیتی رو بپذیرید خودشون مسئولیت تمام کارهاشونو میپذیرن.
استاد عزیز عرض کردن ما مسئول کسی نیستیم حتی فرزندانمون . خواستم بگم که گاهی اوقات این حس مسئولیت پذیریمون به خاطر ترس درست انجام ندادن وظیفه ی خودمون نیست، بلکه نگرانیمون به خاطر اینه که میترسیم اونها مسیر درستی انتخاب نکنن و بیشتر زمین بخورن . از اونجایی که فکر میکنیم مسیر خودمون درسته میخوایم تحمیل کنیم که بچههامونم شکل خودمون باشن .
هر چقدر بالغتر و عاقلتر میشیم بیشتر متوجه میشیم که همین اجازه دادنها برای زمین خوردنشون بیشتر باعث رشد و ترقی اونها میشه .نباید در هر کاری دخالت کنیم و امر و نهی کنیم .
حق انتخاب خودشون بدیم حتی اگر به غلط .
این به این معنا نیستش که بچههامونو رها کردیم اتفاقاً حواسمون بهشون هست و سعی میکنیم از دور مدیریت و حمایت کنیم ازشون .
هر چقدر آزادی بیشتری بهشون بدیم و بیشتر یاد بدیم که خودشون مسئول کارهای شخصی خودشون هستن بیشتر رشد میکنن.
هرجا نگران بودیم و هرجا ترسیدیم بهتره از خداوند درخواست کمک کنیم برای هدایت خودمون و بچههامون .
اعتماد کردن به قوانین جهان و درست عمل کردن به قوانین جهان صددرصد ما رو با نتایج خوبی مواجه میکنه.
بهتره صبور باشیم و خارج از سهم و نقش خودمون کاری نکنیم هر جایی که خواستیم بیشتر از حد و مرز خودمون کاری برای کسی انجام بدیم به خودمون ایست بدیم و بگیم ما کارهای نیستیم بهتره رهاش کنیم و به خدا بسپاریمش.
برای اثبات عملکرد درستمون باید به احساسمون رجوع کنیم اگر احساس خوبی داریم در آرامش به سر میبریم یعنی در مسیر درستی هستیم انشالله که همگی بتونیم با ایمان و توکل به خداوند بیشتر تمرکز روی خودمون بزاریم تا الگوی مناسبی برای دیگران باشیم.
ممنون از سپاس از استاد عزیزم که همیشه به خاطر آگاهیهای نابی که در اختیار ما قرار میدن ما رو یه قدم برای رشد و پیشرفت بیشتر جلو میبرن.
سلام بر عزیزانم سلام بر استاد عزیزم سلام بر خانم شایسته عزیزم من خیلی خوشبختم که الان اینجام خدایا شکرت که تمام اینترنتم صرف این سایت توحیدی میشه و بی نهایت برام فایده داره خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون ممنونم برای گام ششم فقط فکر اینکه یه نیرویی درون من هست که همواره داره هدایتم میکنه و اون نیرو همه چیو میدونه و راحتترین و لذت بخش ترین راهارو بلده ، فقط فکر این فقط فکر این بینهایت به من احساس آرامش میده ، بهم احساس اطمینان میده، بهم امید میده اینروزا خیلی به این جمله که من لایق دریافت الهامات پاک الهی هستم فکر میکنم و این باور خیلی بهم کمک میکنه که آرام تر و بدون عجله قدم بردارم من عاشق صدایی ام که منو به صبر دعوت میکنه و میگه فقط از همین لحظه ت لذت ببر ، تو روو به رشد هستی دارم به این فکر میکنم که کجاها به الهاتم عمل کردم و میبینم تقریبا هیجا فقط گاهی وقتا شده که مثلا خواستم یه کاری رو انجام بدم بعد یه کار دیگه رو انجام دادم و بعد فهمیدم باید کار اولی رو انجام میدادم و اونجا بوده که به خودم گفتم ،یه دلم گفت اون کارو انجام بده ها اما من گوش نکردم و کار خودمو کردم ، الهام همینه مطمئنم که وجود داره اما در من صداش خیلی ضعیفه انقدر ضعیفه که جدی نمی گیرمش و بعدا که کار از کار گذشته میفهمم الهام بوده اما حالا میخوام دلو بزنم به دریا و به الهاماتم اعتماد کنم و مهمتر از همه در این باره احساس لیاقتم رو تقویت کنم با این باور که خداوند خودش در قرآن گفته ما خیر و شرتون رو بهتون الهام میکنیم با این باور که من به عنوان موجودی که پا به این زمین گذاشتم حق دارم که با خدای خودم در ارتباط باشم و از الهاماتش استفاده کنم ، الهاماتی که همیشه هست و برای همه هست و من میخوام باورش کنم و دریافتش کنم همونطور که استاد استفاده میکنن من میخوام به این خدای قدرتمند اعتماد کنم درمورد قسمت آخر فایل که درمورد مسئولیت پذیری بود ، وقتی به این سوال فکر کردم با خودم گفتم اگه آدم راه درست رو بره واقعا مسیر براش لذت بخش خواهد بود نه با رنج ، استاد یه مسیری رو رفتن و راه درست رو یاد گرفتن و حالا ما میخواییم راه درست رو از استاد یاد بگیریم که به تضادهایی که استاد در مسائل مالی برخوردن بر نخوریم و اینم یک باور جدید هست که متوجه شدم که در من به وجود اومده که اگر مسیر درست رو با آگاهی پیش بری نتایج هر روز بهتر رو بهتر میشه و حتی اگر به چالشی هم بربخوری حتما به نفعته و اگر نا امید نشی حتما میتونی از پس اون چالش به راحتی بربیای استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل عالی
بسم الله الرحمن الرحیم سلام برای استفاده از هدایت: باور کنید همچین راهنمایی هست باور کنید پاسخ میده بهتون ذهن منطقی جلو استفاده از الهام رو میگیره گفتگوهای ذهنی رو با باورهای مناسب جایگزین کنید باید روی باورهامون کار کنیم و وقتی نشانه اومد تاییدش کنیم. تضادها خواسته ها رو به ما میگن،محرک های پیش رفت هستند هیچ کس مسئول دیگری نیست. صدای الهامات :آرامش و احساس خوب صدای نجوا :احساس ترس سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم امروز هفتاد روز شد ک دوباره درمسیر مستمر هستم و اومدم کامنتم در مورد این فایل بنویسم چقد گذاشتن این فایل وامروز درمدارشنیدنش قرار گرفتم همزمانی داره با خریدن قدم پنجم دوازده قدم درمورد تغییر دیگران بزرگترین نشتی انرژی من همین موضوعه ک همه مثل من باید فکر کنن خیلی دوست دارم بپذیرم واگر بپذیرم مثل شما ک پذیرفته اید مادرتون وهرشخص دیگه ای چ فامیل چ غریبه طرز فکر متفاوت رفتار متفاوت حتی شیوه ی عبادت متفاوت داره یعنی من ارامشم برای همیشه شروع میشه وذهنم ک اینهمه انرژی داره تلف میکنه برای این افکار حداقل نگم بحث هست بیشتر فکر هست چون درمسیرهستم خیلی کمتر بامردم وارد بحث میشم این انرژی رو برای رشدم میذارم واصلا زندگی راحتتر میشه ورودی مالی سلامتی وروابط بهتر وبهتر میشه جوریکه زندگی قشنگترازین بارها وبارها میشه ودرمورد شیوه ی هدایت گرفتن از خداوند درمورد فرزندتون ک گم شده بود تعریف کردید بغضم گرفت چون واسه من هم بارها وبارها این اتفاق افتاده ک صدای خداوند خیلی بلند بوده بااینکه ذهنم نجوا کرده اما پذیرفتم هدایت رو عمل کردم ونتیجه شگفت انگیز بوده وچقد. ایمان ما هربار قوی ترمیشه جدیدا متوجه شدم من باید در کوچکترین موضوعی از خدا کمک وراهنمایی بخام و دارم این کاررو انجام میدم اما توی بعضی موارد طبق تجربه های قبلی عمل میکنم واز خدا نمیپرسم چیکار کنم درخواست نمیکنم واینجاست ک نجوا حالمو بد میکنه انگار خداوند رو دارم میشناسم از وقتی باشما هستم اما هنوز توی یکسری موضوعات مثلا تربیت فرزندم یک چارچوبی تعیین شده ک فراتر از اون نمیشه رفت وقراره همش من یکاری بکنم ک اوضاع درست پیش بره یا دوری از شخص نامناسب تاوقتی خوب کار میکنم عالی و اصلا نمیبینمش بعد ذهنم میگه بسه دیگه قرار نیس کلا دور باشی هرچندوقت یبار ببینیش مشکلی نیس یعنی اینجا هم یک چارچوبی ساخته شده یا بقول شما توی بحث ثروت یک ترموستات ساخته شده ک میگه حالا ب 10 میلیون درفلان مدت رسوندی ورودیتو بسه حالا یک مدت استراحت کن این مدلی هست شکل فکر کردن ذهنم بااین فایل متوجه شدم بیشتر وبیشتر اینکارو کنم کار کردن روی ذهنم بعد یکمدت نشانه ها میات ونشانه ها هربار پررنگتر میشه مثلا فرد نامناسب دورتر ودورتر میشه هرچی ادامه بدم کلا برای همیشه یا مدت سالها نمیبینمش یا یکسال وسالها ورودیم هی بیشتر هی بیشتر میشه یا رابطم با فرزندم هربار هرماه هرسال بهتر وبهتر میشه بعداینهمه مدت 3سال دارم کار میکنم الان متوجه شدم واقعا شما گفتید همه چیز تکاملیه الان متوجه شدم من چهله واسه خودم هربار میذاشتم واهدافم تیک میخورد اینها همه نشانه ی مسیر صحیح بوده همان صراط المستقیم بوده صراط الذین انعمت علیهم بوده قرار نبوده ترموستات ول کنم خاموش بشه برگردم مثل قبل عمل کنم اون مدلی فکر کنم رفتار کنم بااون اشخاص نامناسب حالا اشکال نداره یکبارهم چیزی نیس دوباره ارتباط بگیرم اشکال نداره یبارم از فقر بگم یا بشنوم اشکال نداره یبارم دلم بسوزه واسه یک بدبختی اینها نباید باشه سالها وسالها وسالها ن یک چهله ن دو چهله سالها………………. ادامه ادامه استمرار استمرار چسبیدن ب مسیر صحیح صراط المستقیم دیگه باید قید چیت کردن رو بزنم اگر میخام نتایجم بزرگ بشه اگر میخام برای همیشه بتونم ذهنم را کنترل وبیشتر مواقه حسم خوب باشه همیشه نعمت بیات ثروت بیات مشتری خوب بیات ارتباطاتم راضی کننده باشه استمرار استمرار استمرار قبلا سید علی خوشدل دراین مورد نوشته بود بارها وبارها اما من درمدار فهمیدن این موضوع اصلا نبودم فکر میکردم حالا اومدیم ب این مسیر یکسری خاسته ها هربار تیک بخوره ن یک زندگی داعما قشنگ رو تجربه کنم بااین راه زیبایی ک شما ب ما نشان دادی خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم ک این الهام جدید رو ب من داد خدایا هدایتم کن وحمایتم کن همیشه درمسیر درست بمانم سپاسگذارم استاد خیلی لطف کردید
به نام خداوند بخشاینده مهربان عزیزترینم ،ای اربابم ،خالق ،رب الاربابم ،زیباترین وقدرتمندترین در هستی وجودم را وقلبم را تسلیم تو می کنم که آرامش گیرد ذهنم از نجواها. ای پروردگار بی همتا آسان شو برای آسانی ها برایم وتو سکان زندگیم را به دست بگیر که تو بهترین راهنما و هدایتگری . لا اکراه فی الدین از این آیه درک هابی که درک میکنم قدرت اختیار که خداوند به ما داده برخلاف فرشته ها و حیوانات که اختیار ندارند . آزادی در دین ،ازادی در پرستش خدا ،ازادی در عبادت خدا ،ازادی راه و انتخاب هایی که داریم وخداوند بی هیچ دخالتی ما را آزاد آفریده وقدرت تصمیم گیری را به ما داده ،وهمراه ما میشه در هر مسیری که می خواهیم برویم . چقدر این دیدگاه را دوست دارم ،چقدر آرامش خیال میده ،چقدرعادل بودن خداوند را به یادم میآورد ،زمانی که خداوند میگه آیا بینا با نام بینا یکی است؟ ما راه خودمون را میریم واز خدا کمک می خوایم اگر در مسیر هدایت باشیم هدایت درست میشیم اگر نه که هیچ .
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش وهرچه خواهی کن
نکات کلیدی گام 6پروژه
1-مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درون،باور کنیم به همچین راهنمایی هست وباورکنید چقدر شما فارغ از اینکه چقدر انسان مذهبی هستید یا نیستید، این نیروی هدایتگر تو وجود شما هست. و باور کنید وقتی که ایمان داشته باشید و ازش درخواست کنید به شما پاسخ میده، به شما پاسخ میده. این مهمترین باور است که آدم راهنمای درونشو فعال کنه و از الهاماتش استفاده کند
. 2-به اندازه که آدم باور داشته باشه ایمان داشته باشه و تسلیم باشه و به اندازه که رو خودش حساب نکنه رو عقل و منطق و و تجربیات گذشتهاش, و یکی از عواملی که آدمها از الهاماتشون استفاده نمیکنند تجربیات گذشتهشان است.
3-هدایتهای خدا واضح است برخلاف منطق ذهن.
4ـ ذهن منطقی ما جلوی ما رو میگیره برای اینکه ما از الهاماتمون استفاده نکنیم.
5-الهامات احساس خوب میدهد و نجواهای ذهن احساس ترس و ناامیدی یدهد و جنس احساس مشخص میکنه که مسیر که مسیر کدام است کدام داره صحبت میکنه.
6-باید همیشه روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم و نجواهایی که همیشه با باورهای درست جایگزین کنیم و نجواها خود به خود بد میشوند اما خود به خود خوب نمیشوند.
7-وقتی روی باورهایمان کار میکنیم از همون اول نشانههایش میآید مثلاً پیدا کردن پول در خیابان،اس ام اس واریزی پول در حساب شما،گرفتن هدیه،افزایش حقوق، که که نشانهاش این است که همان مسیر را باید ادامه دهیم.
8-منشا نتایج این است که دائم روی خودمان کار میکنیم. 9ـ تو یک سری تغییرات رادر درون خودت ایجاد کردی که نتایج آمده است و بعد که روی خودش کار نمیکند نتایج کمرنگ میشود.
10ـ تضادهاست که باعث میشه انسان خواستهها پیدا میکندو تضادهاقسمتی از مسیر زندگیست که انسان خواستههایش را میشناسدو و محرکهای پیشرفت هستند.
11-مسئولیت خوشبخت کردن دیگران با ما نیست .
12-قرآن یک سری آگاهی ها به ما داده ولی اجبار نکرده،ما آزادیم برای اینکه انتخاب کنیم و همه آزادند که دیدگاههایشان را بگویند و همه آزادند که به دیدگاههایی که طرف میگوید عمل کنند یا نکنند.
13-اگر یک دیدگاهی را دوست نداریم از آن اعراض میکنم و با کسی بحث نمیکنم.
14-من یک پیامی را میگویم یک سری از آدمها میشنوند یک سری از آدمها در مدارش نیستند و نمیشنوندو به اندازهای که قبول میکنند نتیجه میگیرند.
15-خداوندبارهابه پیامبر اسلام میگفت که تو وکیل کسی نیستی،و رسالت تو ابلاغ پیام است, ما انت علیکم بحفیظ، ما انت علیکم بوکیل.
16-ببین کدوم حرفها چه نتایجی برات میآورد ،با ذهن پاک و بدون قضاوت و بدون استفاده از تجربیات قبلی از آن استفاده کن و تصمیم بگیر که این روند را میخوای ادامه دهی یا ادامه ندهی.
17-ما مسئول فرزند خواهر برادر همسر نیستیم،ما فقط مسئول خودمان هستیم .
18-هیچکس بار دیگری را بر دوش نمیکشدو ما اصلاً تواناییش را نداریم و ما نمیتوانیم کسی را خوشبخت کنیم و یا بدبخت کنیم.
19-شما مسیر درست را برو و کار و راه درست را که فکر میکنی برو ،اون افراد باید خودشون زندگی خودشون رارقم بزنند.
20-اگر باورهایمان درست باشد و در مسیر حرکت کنیم دردها و رنجها یا به وجود نمیآید یا و یا با تغییر باورها خیلی خیلی زود حل میشود.
به نام خداوند بخشاینده مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی خداروسپاسگذارم که امروز هم بهم فرصت داد که دراین مسیر قدم بردارم لا اکراه فی الدین هیچ اجباری در دین نیست به قول معروف موسی به دین خود وعیسی به دین خود من خودم تا چند ماه پیش به شدت میخواستم اعتقاد خودمو ونحوه تفکرمو به دیگران غالب کنم البته بیشتر ذهنی این کارو میکردم و دیگران رو بخاطر شخصیت نوع رفتار و تفکرشون قضاوت میکردم وچون توجه من میرفت روی مسیر نامناسب به همون میزان از مسیر خودم دور میشدم واقعا ما قدرت تغییر هیچ کس رو نداریم و بزرگترین درسی که میشه گرفت فاعرض عنهم یعنی هروقت رفتار یا چیز نامناسبی از دیگران میبینم به خودم یاداور میشم این جمله رو هرکسی صاحب فرکانس وافکار خودشه من نمیتونم به جای اون شخص فرکانس بفرستم پس نمیتونم به اون شخص حتی کمک بکنم حتی اگر بچه خودم باشه . پس من مسیر خودم رو میرم و دیگران هم مسیر خودشون رو میرند تمام مهم ترین باور که باور کنیم خدا در درون ماست وبه ما میگه چیکار کنیم و از چه مسیری بریم به نظرم تمام کارهایی که ما میکنیم بخاطر اینه که بتونیم صدای اون رو بشنویم وهیچ وقت هم ذهن دست بردار نیست همش میخواد جلوی مارو بگیره همش میخواد بگه که نه نمیشه منطقی نیست . ولش کن . واسه همینه که باید همیشه این گفت وگوهای ذهنی رو مدیریت کرد و یه جورای خلع سلاحش کرد چون وقتی گفت گوهای ذهنی دست اون باشه کارش فقط ترسوندنه که تورو فریز کنه . وقتی روی باورها کار میکنی نشونه ها میاد وباید این نشونه هارو دنبال کنیم و ادامه بدیم تا به نتایج بزرگ برسیم من خودم بارها که روی خودم کار کردم ونشانه ها اومده وادامه دادم ونتایج هم اومده اما دوباره ازمسیر دور شدم ودوباره ادامه دادم.اما این از مسیر دور شدن واقعا انرژی زیادی از ادم میگیره برای وارد شدن دوباره به مسیر ومن الا تمام سعی و تلاشم اینه که در مسیر درست بمونم و ادامه بدم وادامه بدم تا نتایج بزرگ درپناه حق
به نام خداوندی که قدرت اختیار داده بهمون خدایا شکرت مهم ترین باوری که امروز وتوی این جایگاهم صدای زنگ رو تو ذهنم به صدا در آورد این بود که باید همیشه روی خودم کار بکنم ونزارم عادی بشن برام نتایج وتوی ذهنم به این جوری بشه که بگم حالا این نتایج اومدن و اینا ادامه دارن وحالا حالا ها هستن وبی خیال کار کردن روی خودم بشم چون تا وقتی من دارم روی خودم کار میکنم نتایج می تونن رشد بکنن نه اینکه من دست بکشم از کنترل ذهنم وتوقع داشته باشم نتایجم بهتر وبهترم تازه بشه بهتر که چه عرض بکنم وقتی روی خودمون کار نکنیم طبق قانون نتایجم از دست میرن ورفته رفته اتفاقات نا جور سرکلشون پیدا میشه دقیقا مثل نفس کشیدنه تا وقتی دم وباز دم میکنیم زنده ایم اگر به هر دلیلی نفس نکشیم میمیریم به همین راحتی پس باید بیاد داشته باشم که کوچک ترین نتایج هم سرمنشعش از تغیراتیه که توی خودم بوجود آوردم پس اگر نتایج ادامه دار وبهتر وبزرگ تر رو می خوام باید بهتر وبیشتر وادامه دار روی باورهام کار بکنم توی رفتارم عمل بکنم به اون همه باوری که استاد دارن توی تک تک فایلها راجبش صحبت میکنن مثل همین باور که آقا من در هر صورتی هدایت خداوند رو با خودم دارم چه مذهبی باشم چه نباشم خداوند هدایت کنندست وباور بکنم تا نتیجه دیدن هدایت هارو ببینم و لذتشو ببرم یکی از بزرگترین هدایت هایی که می تونم اینجا ازش نام ببرم اینکه یه روز تصمیم گرفتم تغیر شغل بدم تصمیم که نه بهتره بگم هدایت خداوند رو شنیدم وپذیرفتمش که خود خدا بهم گفت اگر دلت می خواد بری توی حوضه مورد علاقت کافیه از العان دیگه نری سر کار فعلیت وبعدش من میگم چیکار بکنی تو فقط العان دیگه نرو سر کاری که زیاد دوستش نداری ومنم خیلی راحت گفتم چشم( چون قبل از این چشم گفتن کلی داشتم روی خودم ورابطه ام با خداوند ودیدن نشانه ها کار میکردم) وآقا بعد از اینکه خیلی جدی ومحکم بودنمو به جهان نشون دادم خداوند گفت حالا برو سراغ فلان کار پیش فلان آدم توی این زمان برو واین حرفارو هم بزن ودیگه تماااام العان چندین ماهه که اومدم توی شغلی که روحم به پرواز در میاد وقتی میرم سر کار سر کار که نمیشه گفت بهش باید بگم میرم پیش عشقم میرم جایی که دیگه اونجا برام جاایه که می خوام باشم نه هیچ جای دیگه نه هیچ فکر دیگه نه هیچ انتظاری کشیدن برای تعطیلی نه برای مرخص رفتن هیچ هیچ من عشق میکنم کل زندگیمو فقط توی شغلم بگذرونم وحتی برنامه ها ریختم با خداوند که حتی خونمم جوری بسازم یا بخرم که کارم کنارش باشه یه مزرعه که گلخونه بزنم کنارش وهمه زندگیم همونجا باشم چون چیز دیگه ای اینجوری نمی تونه منو راضی بکنه هرچی بخوام توی همینه برام چه پول باشه آرامش باشه وقت برای خودم وخانوادم باشه هرچی هرررچیو که میخوام می تونم توی این شغلی که عاشقشم داشته باشم ودر آخر از زندگیم لذت برده باشم اینه که خیلی مهمه استاد عزیزم سپاسگزارتونم خانم شایسته مهربون واقعا دست مریزاد از این حجرتی که برامون فراهم کردی امروز روز ششم حجرتمه به مدارهای بالا تر
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز وسلام برهمه دوستان باران: خیلی عالی و اموزنده بود این گام استاد من قبل اینکه به این سایت بیام همیشه فکر میکردم من مسئول دیگرانم مثلا خواهرم ناراحتی و مشکلی داشت من خودمو به اب و آتیش میزدم تا مشکلات خواهرمو حل کنم احساس میکردم من میتونم مشکلاتشو حل کنم همیشه هم خودم احساس نا امیدی و افسردگی داشتم ولی از وقتی که با این سایت اشنا شدم دوره هاتونو تهیه کردم فایل های دانلودی گوش دادم کامل تغییر کردم ،دقیقا چند وقت پیش خواهرم پیش من غیبت یکی دیگه رو کرد از بدیهاش گفت ،واقعا از غیبت و قضاوت کردن خیلی بدم میاد گفتم باید مواظب ورودی هام باشم کنترلش کنم به خواهرم گفتم ببین اون ادم خیلی خوبی داره منم خیلی دوسش دارم چرا رو بدیهاش تمرکز کردی این ادم یه خوبی نداره روش تمرکز کنی گفت نه اصلا خوبی نداره گفتم باشه هرطور راحتی بعدپیش خودم گفتم خدایا چیکار کنم یهو بهم الهام شدگوشیمو قط کن منم قطع کردم چند دقیقه بعدش خودش زنگ زد گفت من فکر کردم واقعا اون ادم خیلی ادم خوبیه من چرا درموردش فکر بد کردم خدا منو ببخشه،یعنی استاد اگه من به اون الهاهمه گوش نمیکردم ادامه میدادم باهاش هم خودم حسم بد میشد اتفاقات بد برام میوفتاد هم خواهرم همچنان به غیبتش ادامه میداد،من قبلا اینجور نبودم میرفتم به اون طرف زنگ میزدم بیاین کینه از هم نداشته باشین دنیا ارزش نداره خودمو درگیر میکردم و خودمو مسئول صلح میدونستم وبه خدای احدوناس قسم خودم تا چندین روز تو اون حس بد بودم و خواهرمم چندین بار زنگ میزد و ادامه میداد. الان میگم هرکسی مسئول خودشه به من چه بقیه چیکار میکنن من خودم خوب و عالی باشم رعایت کن چیکار بقیه دارم . واقعا عالی بود این گام خداروهزاران مرتبه شکر ممنونم ازت استاد گلم و خانوم شایسته جان. خدانگهدار تا گام بعدی
سلام به همه هم مدارهای عزیزم بخدا که این جهان خیلی باشعور تر و دقیق تر از اون چیزی هست که ما بتونیم بفهمیم یا درکش کنیم. یعنی واقعا کار این جهان چیزی جز واکنش نشون دادن به فرکانس های ما اساس فرکانس های ما نیست بصورت کاملا دقیق و واضح و جالبه که بصورت جمع بندی یعنی تو داری چند تا فکر از چند جهت رو بیشتر تو ذهنت میچرخونی و اون یه مسیری رو باز میکنه و واکنشش به شکلی هست که کل اون افکار توش گنجونده بشه و جواب رو به تو برسونه. چرا اینو میگم چون دیشب بعد از یه گفتگویی با عشق به خودم گفتم ولم کن بابا این درک نمیکنه منم مسئول خوشبختی این آدم نیستم بخواد بفهمه جهان به یه طریقی حالیش میکنه و بهش میفهمونه دیگه من عاجزم از این کار من عاجزم از خوشبخت و خوشحال کردن این آدم من نه تواناییش رو دارم نه زورم میرسه و نه کار من هست و از لحاظ ذهنی خودم رو کامل کندم ازش بعد اتفاقی که افتاد زنگ زد گفت اولا یه فروش داشته بعد دیدم داره یک سری حرفها میزنه که خودش بخودش دلداری بده و حالشو خوب کنه از طرفی خدا باز آگاهی هایی برای من رسوند که اون افکار منو تایید میکرد و میگفت مسیر درست چیه منطق های قویتری تو دستم میگذاشت برای متعهدانه تر تو این مسیر کار کردن چون این یکی از اساسی ترین پاشنه های آشیل من هست و بصورت ریشه ای من خیلی نیاز دارم که آگاهانه تر و جدی تر روی این پاشنه اشیلم که من مسئول خوشبختی کسی نیستم من مسئول هیچ جنبه ای از زندگی هیچ کسی نیستم من فقط و فقط مسئول زندگی خودم هستم کار کنم.علاوه بر اون چون دارم رو بحث ثروت کار میکنم باز یک سری راهکارها رو بهم گفت که در عمل بتونم قویتر این کارو انجام بدم مسیر رو درست برم در واقع خلاصه یک پکیج عالی برام فرستاد مثل همیشه.
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
استاد عزیز تو این فایل در مورد الهامات و اجبار نبودن دین و مسئول نبودنمون در برابر دیگران صحبت کردن.گ به خصوص فرزندانمون .
الهامات رو وقتی دریافت میکنیم و زمانی به ندای درونیمون توجه میکنیم که آروم باشیم و آگاهانه در لحظه از خداوند درخواست کمک داشته باشیم اینجور وقتا وقتی صدایی میشنویم یا یه چیزی رو حس میکنیم بهش توجه میکنیم ولی وقتایی که به هر دلیلی تو احساس بد هستیم و در حالتهایی مثل غم و ناراحتی و اضطراب و ناامیدی به سر میبریم هر چقدرم این صدا به گوشمون برسه نسبت بهش بیتوجه هستیم.
وقتایی که حالمون خوبه و اعتماد و ایمانمون به جهان بیشتره یشتر به این الهامات بیشتر توجه میکنیم و کمتر مقاومت میکنیم .این صداها همیشه هستن منتها بستگی به میزان ایمان من میشه بهش توجه کرد یا بیتوجه ازش گذشت.
وقتی که میخوام ازش بیتوجه بگذرم به نظرم اونها رو یه جور نجوا و صدایی از سمت شیطان میبینم ، با وجود اینکه حس میکنم داره درست میگه اما اعتنایی بهش نمیکنم و مشغول کار خودم میشم . یه ذره که زمان بهش میخوره میفهمم که چ اشتباهی کردم. به خودم میگم به خدا تو ذهنم اومد که فلان کارو انجام بدم اما گفتم ولش کن دقیقاً خودمون متوجه میشیم که اشتباه کردیم.
در طول روز بارها و بارها میشود به این الهامات توجه کرد و با اطمینان خاطر بیشتری میشود به امورات زندگی رسید اما امان از این نجواها که بهمون حمله ور میشن و شک و تردید تو دلمون را میندازن .
برای اینکه بتونیم درست پیش بریم باید تمرین کنیم و آگاهانه وقت برای دریافت الهامات بزاریم میتونیم هر بار با توجه کردن بهش ، تجربه کنیم که به چ میزان میتونه درست باشه یا نباشه که اکثر مواقع جنس احساس ما بیانگر درستی یا نادرستی عملکردمون میشه.
در قرآن اومده هیچ اجباری در دین نیست در حالی که دقیقاً ما برعکسشو باور داشتیم که اتفاقاً خیلی بر قبول و پذیرش دین اجباری هست. فک میکردیم ما وظیفه داریم چ دلمون بخواد چ دلمون نخواد باید از دینمون تبعیت کنیم. به خاطر همین اکثرن مسیرمونو گم کردیم. چون استدلالمون بر این بود که ما مهم نیستیم. احساسات و عواطف ما مهم نیستن . عقل و منطق ما هم دخلی تو این موضوع نداره . گفته شده و ما باید بی چون و چرا بپذیریمش. و اینکه من گارد داشته باشم یا در مورد موضوعاتی مقاومت داشته باشم اصلاً مهم نیست اینکه من در انجام خیلی از کارهای دینیمون احساس خوبی نداشته باشم باز مهم نیست.
اتفاقاً میگفتن کسانی که به اجبار و برخلاف میلشون کاری انجام بدن اجر و ثواب بیشتری میبرن. به قول خودشون چون این دست افراد با شیطون مبارزه کردن و این مسیرو انتخاب کردن بیشتر مورد رضایت خداوند هستن.
دقیقاً پذیرش دینمون به این معنا بود که فقط گوش بدیم و سکوت کنیم و بعد اطاعت کنیم .
به علت عدم آگاهی و عدم شناختمون به قوانین و خدای بزرگمون یه جور بازیچه دست این و اون بودیم و دیگران به هر حالتی که میخواستن ما رو میچرخوندن .
خیلیامون شاکی بودیم از این جریان و خیلیامون خوشحال و سرمست میپذیرفتیم و خیلیامون مثل من ، حالت خنثی داشتیم مثل کسی که دنبال یه چیزیه اما خیلی سردرگمه نمیدونه چ کاری درسته و چ کاری غلط.
اینکه احساسات ما واقعیت رو نشون میدن خیلی بهم کمک کرد دست از انجام کارهایی که به خاطر ترس و نگرانی انجامشون میدادم بردارم . به خودم قول بدم که هر کاری رو که میتونم با عشق انجام بدم و با انجام دادنش حالم خوب میشه همون کار میتونه کار درستی باشه . بنابراین به احساساتم بیشتر توجه کردم و سعی کردم برای انجام هر کاری کمی با عقل خودم بسنجمش . و انقدر تاکید روی این موضوع نداشته باشم که خیلیا فلان کارو انجام میدن پس یعنی انجام تعداد زیادی از آدمها دلیل و صحت درستی اون کارو نشون بده. خیلی جاها میتونه نباشه یه جاهایی هم میتونه باشه اما اکثراً جایی که اکثریت یه چیزی رو میپذیرن و به یه چیزی گرایش میارن به نظر نمیاد مسیرشون درست باشه. تجربه اینو نشون داده . دلم نمیخواست اینم به عنوان یه جمله کلیشهای بگم دوست داشتم خودم تجربش کرده باشم و بعد در موردش حرفی زده باشم . میبینم تو اجتماع کارهایی که اکثراً در موردش فکر میکنن و باورش دارن چقدر میتونه ما رو از مسیر دور کنه بنابراین سعی میکنم از این دست آدمها دوری کنم و دنبال کند و کاوه مسیر درست خودم باشم. یادم میاد اوایلی که با استادعزیز آشنا شده بودم بینهایت نسبت بهش تعصب داشتم به خاطر آگاهیهای جدید و نابی که ازش دریافت میکردم و ایشونو به عنوان راهنما و الگوی خودم انتخاب کرده بودم اصلاً دوست نداشتم کسی در موردش انتقادی کنه بنابراین اگه از کسی ، چیزی میشنیدم به شدت ناراحت میشدم و جبهه میگرفتم و سینه سپر میکردم ،میگفتم در مورد استادم اینجور حرف نزنید.
کم کم از خود استاد یاد گرفتم که اجازه بدم دیگران هرچی که میخوان بگن ، بگن .چون من دیگه کسی نیستم که به قضاوت کسی اهمیت بدم. اصلاً برام مهم نباشه که دیگران راجع به من یا مسیری که انتخاب کردم چ صحبتی میکنن. اگه اجازه بدم ، گذر زمان درستی یا نادرستیه مسیر هر کسیو نشون میده.
به قول استاد عزیز این نتایج هستن که جای ما صحبت میکنن. قرار نیست خودمونو درگیر حرفهای پوچ و توخالی دیگران کنیم که بیخود و بی جهت احساسمون بد بشه و در فرکانس بد قرار بگیریم.
از وقتی که این تعصبات رو کنار گذاشتم حتی در مورد حرفهایی که راجع به خودم زده میشد تمرکزم بیشتر سمت تغییرات خودم رفت . سمت اینکه دنبال انجام مسئولیتهای خودم باشم .
وقتی با استاد عزیز باشی و دورههاشونو درست کار کنی ناخودآگاه نگاهت از سمت دیگران برداشته میشه و بیشتر سمت مسئولیتهای خودت میره.
حتی نگرانی و دغدغههایی که نسبت به فرزندانت داری از بین میره . متوجه میشی که زور زدن و تقلا زدن برای تغییر کسی و برای اینکه مسئولیت کسی رو به عهده بگیری فایدهای نداره.
تو فقط میتونی الگوی خوبی برای فرزندانت باشی . اونها با نگاه کردن به الگوی مناسبی مثل تو یاد میگیرن که نسبت به مسئولیتهایی خودشون متعهد باشن و بیتفاوت نگذرن و به جای اینکه منتظر باشن شما جای اونها مسئولیتی رو بپذیرید خودشون مسئولیت تمام کارهاشونو میپذیرن.
استاد عزیز عرض کردن ما مسئول کسی نیستیم حتی فرزندانمون . خواستم بگم که گاهی اوقات این حس مسئولیت پذیریمون به خاطر ترس درست انجام ندادن وظیفه ی خودمون نیست، بلکه نگرانیمون به خاطر اینه که میترسیم اونها مسیر درستی انتخاب نکنن و بیشتر زمین بخورن . از اونجایی که فکر میکنیم مسیر خودمون درسته میخوایم تحمیل کنیم که بچههامونم شکل خودمون باشن .
هر چقدر بالغتر و عاقلتر میشیم بیشتر متوجه میشیم که همین اجازه دادنها برای زمین خوردنشون بیشتر باعث رشد و ترقی اونها میشه .نباید در هر کاری دخالت کنیم و امر و نهی کنیم .
حق انتخاب خودشون بدیم حتی اگر به غلط .
این به این معنا نیستش که بچههامونو رها کردیم اتفاقاً حواسمون بهشون هست و سعی میکنیم از دور مدیریت و حمایت کنیم ازشون .
هر چقدر آزادی بیشتری بهشون بدیم و بیشتر یاد بدیم که خودشون مسئول کارهای شخصی خودشون هستن بیشتر رشد میکنن.
هرجا نگران بودیم و هرجا ترسیدیم بهتره از خداوند درخواست کمک کنیم برای هدایت خودمون و بچههامون .
اعتماد کردن به قوانین جهان و درست عمل کردن به قوانین جهان صددرصد ما رو با نتایج خوبی مواجه میکنه.
بهتره صبور باشیم و خارج از سهم و نقش خودمون کاری نکنیم هر جایی که خواستیم بیشتر از حد و مرز خودمون کاری برای کسی انجام بدیم به خودمون ایست بدیم و بگیم ما کارهای نیستیم بهتره رهاش کنیم و به خدا بسپاریمش.
برای اثبات عملکرد درستمون باید به احساسمون رجوع کنیم اگر احساس خوبی داریم در آرامش به سر میبریم یعنی در مسیر درستی هستیم انشالله که همگی بتونیم با ایمان و توکل به خداوند بیشتر تمرکز روی خودمون بزاریم تا الگوی مناسبی برای دیگران باشیم.
ممنون از سپاس از استاد عزیزم که همیشه به خاطر آگاهیهای نابی که در اختیار ما قرار میدن ما رو یه قدم برای رشد و پیشرفت بیشتر جلو میبرن.
استاد جونم عاشقتم .
مرسی که هستی .
الهی که باشی همیشه.
سلام بر عزیزانم سلام بر استاد عزیزم سلام بر خانم شایسته عزیزم من خیلی خوشبختم که الان اینجام خدایا شکرت که تمام اینترنتم صرف این سایت توحیدی میشه و بی نهایت برام فایده داره خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون ممنونم برای گام ششم فقط فکر اینکه یه نیرویی درون من هست که همواره داره هدایتم میکنه و اون نیرو همه چیو میدونه و راحتترین و لذت بخش ترین راهارو بلده ، فقط فکر این فقط فکر این بینهایت به من احساس آرامش میده ، بهم احساس اطمینان میده، بهم امید میده اینروزا خیلی به این جمله که من لایق دریافت الهامات پاک الهی هستم فکر میکنم و این باور خیلی بهم کمک میکنه که آرام تر و بدون عجله قدم بردارم من عاشق صدایی ام که منو به صبر دعوت میکنه و میگه فقط از همین لحظه ت لذت ببر ، تو روو به رشد هستی دارم به این فکر میکنم که کجاها به الهاتم عمل کردم و میبینم تقریبا هیجا فقط گاهی وقتا شده که مثلا خواستم یه کاری رو انجام بدم بعد یه کار دیگه رو انجام دادم و بعد فهمیدم باید کار اولی رو انجام میدادم و اونجا بوده که به خودم گفتم ،یه دلم گفت اون کارو انجام بده ها اما من گوش نکردم و کار خودمو کردم ، الهام همینه مطمئنم که وجود داره اما در من صداش خیلی ضعیفه انقدر ضعیفه که جدی نمی گیرمش و بعدا که کار از کار گذشته میفهمم الهام بوده اما حالا میخوام دلو بزنم به دریا و به الهاماتم اعتماد کنم و مهمتر از همه در این باره احساس لیاقتم رو تقویت کنم با این باور که خداوند خودش در قرآن گفته ما خیر و شرتون رو بهتون الهام میکنیم با این باور که من به عنوان موجودی که پا به این زمین گذاشتم حق دارم که با خدای خودم در ارتباط باشم و از الهاماتش استفاده کنم ، الهاماتی که همیشه هست و برای همه هست و من میخوام باورش کنم و دریافتش کنم همونطور که استاد استفاده میکنن من میخوام به این خدای قدرتمند اعتماد کنم درمورد قسمت آخر فایل که درمورد مسئولیت پذیری بود ، وقتی به این سوال فکر کردم با خودم گفتم اگه آدم راه درست رو بره واقعا مسیر براش لذت بخش خواهد بود نه با رنج ، استاد یه مسیری رو رفتن و راه درست رو یاد گرفتن و حالا ما میخواییم راه درست رو از استاد یاد بگیریم که به تضادهایی که استاد در مسائل مالی برخوردن بر نخوریم و اینم یک باور جدید هست که متوجه شدم که در من به وجود اومده که اگر مسیر درست رو با آگاهی پیش بری نتایج هر روز بهتر رو بهتر میشه و حتی اگر به چالشی هم بربخوری حتما به نفعته و اگر نا امید نشی حتما میتونی از پس اون چالش به راحتی بربیای استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل عالی
بسم الله الرحمن الرحیم سلام برای استفاده از هدایت: باور کنید همچین راهنمایی هست باور کنید پاسخ میده بهتون ذهن منطقی جلو استفاده از الهام رو میگیره گفتگوهای ذهنی رو با باورهای مناسب جایگزین کنید باید روی باورهامون کار کنیم و وقتی نشانه اومد تاییدش کنیم. تضادها خواسته ها رو به ما میگن،محرک های پیش رفت هستند هیچ کس مسئول دیگری نیست. صدای الهامات :آرامش و احساس خوب صدای نجوا :احساس ترس سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم امروز هفتاد روز شد ک دوباره درمسیر مستمر هستم و اومدم کامنتم در مورد این فایل بنویسم چقد گذاشتن این فایل وامروز درمدارشنیدنش قرار گرفتم همزمانی داره با خریدن قدم پنجم دوازده قدم درمورد تغییر دیگران بزرگترین نشتی انرژی من همین موضوعه ک همه مثل من باید فکر کنن خیلی دوست دارم بپذیرم واگر بپذیرم مثل شما ک پذیرفته اید مادرتون وهرشخص دیگه ای چ فامیل چ غریبه طرز فکر متفاوت رفتار متفاوت حتی شیوه ی عبادت متفاوت داره یعنی من ارامشم برای همیشه شروع میشه وذهنم ک اینهمه انرژی داره تلف میکنه برای این افکار حداقل نگم بحث هست بیشتر فکر هست چون درمسیرهستم خیلی کمتر بامردم وارد بحث میشم این انرژی رو برای رشدم میذارم واصلا زندگی راحتتر میشه ورودی مالی سلامتی وروابط بهتر وبهتر میشه جوریکه زندگی قشنگترازین بارها وبارها میشه ودرمورد شیوه ی هدایت گرفتن از خداوند درمورد فرزندتون ک گم شده بود تعریف کردید بغضم گرفت چون واسه من هم بارها وبارها این اتفاق افتاده ک صدای خداوند خیلی بلند بوده بااینکه ذهنم نجوا کرده اما پذیرفتم هدایت رو عمل کردم ونتیجه شگفت انگیز بوده وچقد. ایمان ما هربار قوی ترمیشه جدیدا متوجه شدم من باید در کوچکترین موضوعی از خدا کمک وراهنمایی بخام و دارم این کاررو انجام میدم اما توی بعضی موارد طبق تجربه های قبلی عمل میکنم واز خدا نمیپرسم چیکار کنم درخواست نمیکنم واینجاست ک نجوا حالمو بد میکنه انگار خداوند رو دارم میشناسم از وقتی باشما هستم اما هنوز توی یکسری موضوعات مثلا تربیت فرزندم یک چارچوبی تعیین شده ک فراتر از اون نمیشه رفت وقراره همش من یکاری بکنم ک اوضاع درست پیش بره یا دوری از شخص نامناسب تاوقتی خوب کار میکنم عالی و اصلا نمیبینمش بعد ذهنم میگه بسه دیگه قرار نیس کلا دور باشی هرچندوقت یبار ببینیش مشکلی نیس یعنی اینجا هم یک چارچوبی ساخته شده یا بقول شما توی بحث ثروت یک ترموستات ساخته شده ک میگه حالا ب 10 میلیون درفلان مدت رسوندی ورودیتو بسه حالا یک مدت استراحت کن این مدلی هست شکل فکر کردن ذهنم بااین فایل متوجه شدم بیشتر وبیشتر اینکارو کنم کار کردن روی ذهنم بعد یکمدت نشانه ها میات ونشانه ها هربار پررنگتر میشه مثلا فرد نامناسب دورتر ودورتر میشه هرچی ادامه بدم کلا برای همیشه یا مدت سالها نمیبینمش یا یکسال وسالها ورودیم هی بیشتر هی بیشتر میشه یا رابطم با فرزندم هربار هرماه هرسال بهتر وبهتر میشه بعداینهمه مدت 3سال دارم کار میکنم الان متوجه شدم واقعا شما گفتید همه چیز تکاملیه الان متوجه شدم من چهله واسه خودم هربار میذاشتم واهدافم تیک میخورد اینها همه نشانه ی مسیر صحیح بوده همان صراط المستقیم بوده صراط الذین انعمت علیهم بوده قرار نبوده ترموستات ول کنم خاموش بشه برگردم مثل قبل عمل کنم اون مدلی فکر کنم رفتار کنم بااون اشخاص نامناسب حالا اشکال نداره یکبارهم چیزی نیس دوباره ارتباط بگیرم اشکال نداره یبارم از فقر بگم یا بشنوم اشکال نداره یبارم دلم بسوزه واسه یک بدبختی اینها نباید باشه سالها وسالها وسالها ن یک چهله ن دو چهله سالها………………. ادامه ادامه استمرار استمرار چسبیدن ب مسیر صحیح صراط المستقیم دیگه باید قید چیت کردن رو بزنم اگر میخام نتایجم بزرگ بشه اگر میخام برای همیشه بتونم ذهنم را کنترل وبیشتر مواقه حسم خوب باشه همیشه نعمت بیات ثروت بیات مشتری خوب بیات ارتباطاتم راضی کننده باشه استمرار استمرار استمرار قبلا سید علی خوشدل دراین مورد نوشته بود بارها وبارها اما من درمدار فهمیدن این موضوع اصلا نبودم فکر میکردم حالا اومدیم ب این مسیر یکسری خاسته ها هربار تیک بخوره ن یک زندگی داعما قشنگ رو تجربه کنم بااین راه زیبایی ک شما ب ما نشان دادی خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم ک این الهام جدید رو ب من داد خدایا هدایتم کن وحمایتم کن همیشه درمسیر درست بمانم سپاسگذارم استاد خیلی لطف کردید
به نام خداوند بخشاینده مهربان عزیزترینم ،ای اربابم ،خالق ،رب الاربابم ،زیباترین وقدرتمندترین در هستی وجودم را وقلبم را تسلیم تو می کنم که آرامش گیرد ذهنم از نجواها. ای پروردگار بی همتا آسان شو برای آسانی ها برایم وتو سکان زندگیم را به دست بگیر که تو بهترین راهنما و هدایتگری . لا اکراه فی الدین از این آیه درک هابی که درک میکنم قدرت اختیار که خداوند به ما داده برخلاف فرشته ها و حیوانات که اختیار ندارند . آزادی در دین ،ازادی در پرستش خدا ،ازادی در عبادت خدا ،ازادی راه و انتخاب هایی که داریم وخداوند بی هیچ دخالتی ما را آزاد آفریده وقدرت تصمیم گیری را به ما داده ،وهمراه ما میشه در هر مسیری که می خواهیم برویم . چقدر این دیدگاه را دوست دارم ،چقدر آرامش خیال میده ،چقدرعادل بودن خداوند را به یادم میآورد ،زمانی که خداوند میگه آیا بینا با نام بینا یکی است؟ ما راه خودمون را میریم واز خدا کمک می خوایم اگر در مسیر هدایت باشیم هدایت درست میشیم اگر نه که هیچ .
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش وهرچه خواهی کن
نکات کلیدی گام 6پروژه
1-مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درون،باور کنیم به همچین راهنمایی هست وباورکنید چقدر شما فارغ از اینکه چقدر انسان مذهبی هستید یا نیستید، این نیروی هدایتگر تو وجود شما هست. و باور کنید وقتی که ایمان داشته باشید و ازش درخواست کنید به شما پاسخ میده، به شما پاسخ میده. این مهمترین باور است که آدم راهنمای درونشو فعال کنه و از الهاماتش استفاده کند
. 2-به اندازه که آدم باور داشته باشه ایمان داشته باشه و تسلیم باشه و به اندازه که رو خودش حساب نکنه رو عقل و منطق و و تجربیات گذشتهاش, و یکی از عواملی که آدمها از الهاماتشون استفاده نمیکنند تجربیات گذشتهشان است.
3-هدایتهای خدا واضح است برخلاف منطق ذهن.
4ـ ذهن منطقی ما جلوی ما رو میگیره برای اینکه ما از الهاماتمون استفاده نکنیم.
5-الهامات احساس خوب میدهد و نجواهای ذهن احساس ترس و ناامیدی یدهد و جنس احساس مشخص میکنه که مسیر که مسیر کدام است کدام داره صحبت میکنه.
6-باید همیشه روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم و نجواهایی که همیشه با باورهای درست جایگزین کنیم و نجواها خود به خود بد میشوند اما خود به خود خوب نمیشوند.
7-وقتی روی باورهایمان کار میکنیم از همون اول نشانههایش میآید مثلاً پیدا کردن پول در خیابان،اس ام اس واریزی پول در حساب شما،گرفتن هدیه،افزایش حقوق، که که نشانهاش این است که همان مسیر را باید ادامه دهیم.
8-منشا نتایج این است که دائم روی خودمان کار میکنیم. 9ـ تو یک سری تغییرات رادر درون خودت ایجاد کردی که نتایج آمده است و بعد که روی خودش کار نمیکند نتایج کمرنگ میشود.
10ـ تضادهاست که باعث میشه انسان خواستهها پیدا میکندو تضادهاقسمتی از مسیر زندگیست که انسان خواستههایش را میشناسدو و محرکهای پیشرفت هستند.
11-مسئولیت خوشبخت کردن دیگران با ما نیست .
12-قرآن یک سری آگاهی ها به ما داده ولی اجبار نکرده،ما آزادیم برای اینکه انتخاب کنیم و همه آزادند که دیدگاههایشان را بگویند و همه آزادند که به دیدگاههایی که طرف میگوید عمل کنند یا نکنند.
13-اگر یک دیدگاهی را دوست نداریم از آن اعراض میکنم و با کسی بحث نمیکنم.
14-من یک پیامی را میگویم یک سری از آدمها میشنوند یک سری از آدمها در مدارش نیستند و نمیشنوندو به اندازهای که قبول میکنند نتیجه میگیرند.
15-خداوندبارهابه پیامبر اسلام میگفت که تو وکیل کسی نیستی،و رسالت تو ابلاغ پیام است, ما انت علیکم بحفیظ، ما انت علیکم بوکیل.
16-ببین کدوم حرفها چه نتایجی برات میآورد ،با ذهن پاک و بدون قضاوت و بدون استفاده از تجربیات قبلی از آن استفاده کن و تصمیم بگیر که این روند را میخوای ادامه دهی یا ادامه ندهی.
17-ما مسئول فرزند خواهر برادر همسر نیستیم،ما فقط مسئول خودمان هستیم .
18-هیچکس بار دیگری را بر دوش نمیکشدو ما اصلاً تواناییش را نداریم و ما نمیتوانیم کسی را خوشبخت کنیم و یا بدبخت کنیم.
19-شما مسیر درست را برو و کار و راه درست را که فکر میکنی برو ،اون افراد باید خودشون زندگی خودشون رارقم بزنند.
20-اگر باورهایمان درست باشد و در مسیر حرکت کنیم دردها و رنجها یا به وجود نمیآید یا و یا با تغییر باورها خیلی خیلی زود حل میشود.
به نام خداوند بخشاینده مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی خداروسپاسگذارم که امروز هم بهم فرصت داد که دراین مسیر قدم بردارم لا اکراه فی الدین هیچ اجباری در دین نیست به قول معروف موسی به دین خود وعیسی به دین خود من خودم تا چند ماه پیش به شدت میخواستم اعتقاد خودمو ونحوه تفکرمو به دیگران غالب کنم البته بیشتر ذهنی این کارو میکردم و دیگران رو بخاطر شخصیت نوع رفتار و تفکرشون قضاوت میکردم وچون توجه من میرفت روی مسیر نامناسب به همون میزان از مسیر خودم دور میشدم واقعا ما قدرت تغییر هیچ کس رو نداریم و بزرگترین درسی که میشه گرفت فاعرض عنهم یعنی هروقت رفتار یا چیز نامناسبی از دیگران میبینم به خودم یاداور میشم این جمله رو هرکسی صاحب فرکانس وافکار خودشه من نمیتونم به جای اون شخص فرکانس بفرستم پس نمیتونم به اون شخص حتی کمک بکنم حتی اگر بچه خودم باشه . پس من مسیر خودم رو میرم و دیگران هم مسیر خودشون رو میرند تمام مهم ترین باور که باور کنیم خدا در درون ماست وبه ما میگه چیکار کنیم و از چه مسیری بریم به نظرم تمام کارهایی که ما میکنیم بخاطر اینه که بتونیم صدای اون رو بشنویم وهیچ وقت هم ذهن دست بردار نیست همش میخواد جلوی مارو بگیره همش میخواد بگه که نه نمیشه منطقی نیست . ولش کن . واسه همینه که باید همیشه این گفت وگوهای ذهنی رو مدیریت کرد و یه جورای خلع سلاحش کرد چون وقتی گفت گوهای ذهنی دست اون باشه کارش فقط ترسوندنه که تورو فریز کنه . وقتی روی باورها کار میکنی نشونه ها میاد وباید این نشونه هارو دنبال کنیم و ادامه بدیم تا به نتایج بزرگ برسیم من خودم بارها که روی خودم کار کردم ونشانه ها اومده وادامه دادم ونتایج هم اومده اما دوباره ازمسیر دور شدم ودوباره ادامه دادم.اما این از مسیر دور شدن واقعا انرژی زیادی از ادم میگیره برای وارد شدن دوباره به مسیر ومن الا تمام سعی و تلاشم اینه که در مسیر درست بمونم و ادامه بدم وادامه بدم تا نتایج بزرگ درپناه حق
به نام خداوندی که قدرت اختیار داده بهمون خدایا شکرت مهم ترین باوری که امروز وتوی این جایگاهم صدای زنگ رو تو ذهنم به صدا در آورد این بود که باید همیشه روی خودم کار بکنم ونزارم عادی بشن برام نتایج وتوی ذهنم به این جوری بشه که بگم حالا این نتایج اومدن و اینا ادامه دارن وحالا حالا ها هستن وبی خیال کار کردن روی خودم بشم چون تا وقتی من دارم روی خودم کار میکنم نتایج می تونن رشد بکنن نه اینکه من دست بکشم از کنترل ذهنم وتوقع داشته باشم نتایجم بهتر وبهترم تازه بشه بهتر که چه عرض بکنم وقتی روی خودمون کار نکنیم طبق قانون نتایجم از دست میرن ورفته رفته اتفاقات نا جور سرکلشون پیدا میشه دقیقا مثل نفس کشیدنه تا وقتی دم وباز دم میکنیم زنده ایم اگر به هر دلیلی نفس نکشیم میمیریم به همین راحتی پس باید بیاد داشته باشم که کوچک ترین نتایج هم سرمنشعش از تغیراتیه که توی خودم بوجود آوردم پس اگر نتایج ادامه دار وبهتر وبزرگ تر رو می خوام باید بهتر وبیشتر وادامه دار روی باورهام کار بکنم توی رفتارم عمل بکنم به اون همه باوری که استاد دارن توی تک تک فایلها راجبش صحبت میکنن مثل همین باور که آقا من در هر صورتی هدایت خداوند رو با خودم دارم چه مذهبی باشم چه نباشم خداوند هدایت کنندست وباور بکنم تا نتیجه دیدن هدایت هارو ببینم و لذتشو ببرم یکی از بزرگترین هدایت هایی که می تونم اینجا ازش نام ببرم اینکه یه روز تصمیم گرفتم تغیر شغل بدم تصمیم که نه بهتره بگم هدایت خداوند رو شنیدم وپذیرفتمش که خود خدا بهم گفت اگر دلت می خواد بری توی حوضه مورد علاقت کافیه از العان دیگه نری سر کار فعلیت وبعدش من میگم چیکار بکنی تو فقط العان دیگه نرو سر کاری که زیاد دوستش نداری ومنم خیلی راحت گفتم چشم( چون قبل از این چشم گفتن کلی داشتم روی خودم ورابطه ام با خداوند ودیدن نشانه ها کار میکردم) وآقا بعد از اینکه خیلی جدی ومحکم بودنمو به جهان نشون دادم خداوند گفت حالا برو سراغ فلان کار پیش فلان آدم توی این زمان برو واین حرفارو هم بزن ودیگه تماااام العان چندین ماهه که اومدم توی شغلی که روحم به پرواز در میاد وقتی میرم سر کار سر کار که نمیشه گفت بهش باید بگم میرم پیش عشقم میرم جایی که دیگه اونجا برام جاایه که می خوام باشم نه هیچ جای دیگه نه هیچ فکر دیگه نه هیچ انتظاری کشیدن برای تعطیلی نه برای مرخص رفتن هیچ هیچ من عشق میکنم کل زندگیمو فقط توی شغلم بگذرونم وحتی برنامه ها ریختم با خداوند که حتی خونمم جوری بسازم یا بخرم که کارم کنارش باشه یه مزرعه که گلخونه بزنم کنارش وهمه زندگیم همونجا باشم چون چیز دیگه ای اینجوری نمی تونه منو راضی بکنه هرچی بخوام توی همینه برام چه پول باشه آرامش باشه وقت برای خودم وخانوادم باشه هرچی هرررچیو که میخوام می تونم توی این شغلی که عاشقشم داشته باشم ودر آخر از زندگیم لذت برده باشم اینه که خیلی مهمه استاد عزیزم سپاسگزارتونم خانم شایسته مهربون واقعا دست مریزاد از این حجرتی که برامون فراهم کردی امروز روز ششم حجرتمه به مدارهای بالا تر
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
راه های ارتباط با راهنمای درونتان را بفرمایید؟
مهمترین قدم برای برقراری ارتباط با راهنمای درون:
*باور به وجود آن و
*باور به این که فارغ از مذهبی بودن یا نبودن این نیروی هدایتگر همواره در درون ما و همراه ماست
*باور و ایمان به اینکه همواره تمام درخواست های ما را پاسخ می دهد
در تمام حوزه ها و زمینه ها:
-می توان از او درخواست هدایت کرد
به اندازه ای که به خداوند:
-ایمان داشته و
-قدرت او را در اجابت درخواستهایمان باور داشته و
-تسلیم خداوند باشیم
-بر روی عقل منطق و تجربیات گذشته ی خود حساب نکنیم و
از نیروی بی نهایت و قدرتمند خداوند بهره برداری کنیم
اگر به ایده های الهامی خداوند عمل کنیم:
-همواره نتیجه بخش خواهد بود
ذهن منطقی:
– جلوی دریافت الهامات الهی را می گیرد
تفاوت بین الهام و نجواهای شیطانی:
-اگر ایده یا راهکار در ما احساس خوب ایجاد کند:
*از طرف خداوند است
-اگر ایده یا راهکار در ما احساس بد ایجاد کند:
*از طرف شیطان است
جنس احساس گفتگوهای ذهنی:
*نشانگر تفاوت بین الهام الهی و نجواهای شیطانی است
آیا برای داشتن احساس خوب باید همیشه گفتگوهای ذهنی را به سمت مثبت جهت دهی کنیم؟
بله
باید همیشه:
*بر روی گفتگوهای ذهنی مثبت کار کنیم
*نجواها و گفتگوهای منفی ذهن را با گفتگوهای ذهنی مثبت جایگزین کنیم
هیچ گاه گفتگوهای ذهنی ما:
*خود به خود به سمت مثبت جهت دهی نخواهند شد
اگر هنوز به ثروت دست نیافته ایم چه زمانی متوجه خواهیم شد باید صبر کنیم یا ایراد از باورهایمان است؟
زمانی که بر روی باورهای خود در زمینه ی ثروت کار می کنیم:
*از همان لحظه نشانه های آن را می بینیم
نشانه های آن عبارتند از:
-مبلغی پول در خیابان پیدا می کنیم
-پیامی مبتنی بر واریز وجه دریافت می کنیم
-افزایش حقوق به ما تعلق می گیرد
……
رقم بانکی ممکن است بسیار کم و ناچیز باشد:
-اما نشانه ای است از اینکه کار کردن بر روی باورها نتیجه بخش بوده است
اگر چنین نشانه هایی دریافت کرده ایم:
-بر روی باورهای خود به خوبی کار کرده باید
-مسیر درست را ادامه دهیم و آن را رها نکنیم
-ارتباط بین تغییر باورها و ایجاد نشانه ها را به درستی درک کنیم
-نشانه ها را به عوامل بیرونی مانند شانس تصادف اتفاق… نسبت ندهیم
مشکل اساسی افراد :
-ادامه ندادن روند و مسیر درست تا تحقق نتیجه
-عدم درک ارتباط بین کار کردن بر روی باورها و تحقق نتیجه است
اگر باور داشته باشم که با ادامه ی مسیر تحقق اهدافم باعث آسیب به خانواده می شوم چه باوری را باید جایگزین آن کنم؟
اگر قصد طی کردن مسیری را داریم و فکر می کنیم:
باعث آسیب به رفاه خانواده می شویم کاملا باور نادرستی است
تضادها می تواند:
*به رشد و پیشرفت بیشتر افراد منجر شود
*باعث ایجاد خواسته ها شود
*محرک و انگیزه ای برای رشد و پیشرفت بیشتر شود
ما:
-مسئول خوشبختی دیگران نیستیم تنها مسئول خوشبختی خود هستیم
خداوند فرموده:
-هیچ کس بار هیچ شخصی را بر دوش نمی کشد
هر شخصی:
*مسئول مسیری است که طی می کند
همه ی افراد:
*آزاد هستند به سبک و شیوه ی شخصی خود عمل کنند
*دیدگاه خود را بیان کنند
اگر دیدگاه و سبک شخصی افراد را دوست نداریم:
-از آنها اعراض کنیم
-دیدگاه آنها را بپذیریم
-بدانیم هر کسی حق دارد به سبک و شیوه ی شخصی خود عمل کند
-بدانیم هر کسی نتیجه ی اعمال باورها و فرکانس های خود را دریافت می کند
-با آنها بحث و گفتگو نکنیم
-به آنها برچسب منفی نزنیم
-نخواهیم آنها را قانع کنیم که به سبک شخصی ما عمل کنند
رسالت پیامبر تنها:
-ابلاغ پیام است
بنابراین:
*ما مسئول خوشبخت کردن هیچ شخصی حتی فرزندان خود نیستیم
*ما توانایی خوشبخت کردن هیچ کس جز خودمان را نداریم
به جای دلسوزی کردن به حال دیگران:
*مسیر درست را طی کنیم و اجازه دهیم هر شخصی زندگی مورد دلخواه خود را خلق کند
با داشتن باورهای درست رخ دادن تضادها:
-به ندرت اتفاق می افتد
-به سرعت حل می شوند
-تضادها در نهایت به نفع ما تمام خواهد شد
خدایا شکرت
عاشقتونیم