اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی این رو به خودم یادآوری میکنم که من تکه ای از الله هستم بهم آرامش و اطمینان خاطر میده
به قول مولانا عزیز
همه در حکم توام، تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی
مولانا تو یه شعر دیگه میگه من انگشت کوچک تو هستم که بریده شدم و جدا شدم ولی با بازگشت به تو اون انگشت بریده شده و جدا شده به اصل خودش وصل میشه به جای اول خودش برمیگرده
حالا چرا نیاییم به اصل خودمون اعتماد کنیم
من خودم وقتی به الهاماتم توجهم میکنم
و نشانه الهام هم این هست که اون گفتگو درونی بهت آرامش میده
ترسی نداری
غمی نداری
دوس داری که انجامش بدی
و وقتی انجام میدی میبینی واووو چقدر خوب شد
مثلا وقتی واضح و مشخص بهم میگه که فلان جا برو میگم الان اصلا منطقی نیست من برم اونجا برای چی برم اخه
میگه برو
بعد میرم
میبینم چقدر خیر بود برای من
من که به شخصه از طریق الهاماتم زندگی میکنم و این لذت بخش ترین کاری که دوس دارم
راه ارتباط با راهنمای درون و دریافت الهامات :اگر تو پیش فرض ها و تجربه های قبلی را کنار بگذاری او همیشه به تو الهام میکند و تو باید بتوانی به آن اعتماد کنی تا بتوانی به آن عمل کنی وقتی که تجربه های قبلی و ذهن منطقی ات را کنار بگذاری بهتر می توانی دریافت و عمل کنی به آن،اگر اون گفتگو به تو احساس خوبی می دهد یعنی الهامات است و تو باید به آن عمل کنی
با دیگران بحث و مخالفت نکن هر کسی هر جوری فکر کند زندگی کند به تو چه،تاثیری در زندگی تو ندارد هر کس نتیجه ی اعمال خود را می گیرد تو مسئول خودت و اعمال خودت هستی چه کار به دیگران داری ،تو نمی توانی دیگران و زندگیه دیگران را تغییر دهی، راه خودت زندگی خودت را بکن چه کار به دیگران داری ،مگر تو می توانی دیگران را خوشبخت یا بدبخت کنی ،هر کسی هر جوری هست زندگی می کند به خودش مربوطه نه به تو ،تو زندگیه خودت به خودت ربط دارد
اگر دیدگاهی ،تفکری به تو کمک می کند برای تو نتیجه می دهد به آن عمل کن، وگرنه اعراض کن از آن با آن نجنگ
اگر از چیزی یا کسی خوشت نمی آید اعراض کن از آن، همین!!!!!
1403/10/6به نام رب67مین قدم لحظات ناب زندگی توی رزشمارسایت بهشتی.سلام به صاحب بهشت وسلام به بنیانگذارسایت ودستیارش بانو،وسلام به خانواده گرم خودم که باموفقیتهای داغ وتازه مدام خبرهای توحیدی ناب ودست اول روبه هم میدن!دم همتون گرم!استادهمینکه ماروبه خودشناسی وخداشناسی وعلم وآگاهی الهی متذکرمیشی سپاسگذارم.به من چه که بقیه چه فکری دارن یابیام خودم وشماروبه چالش بکشم که اصلابلدنیستم انتقادی کنم!من اونقدرخوش باورم هرکس گفت برای ثروتمندشدن ازاین راهبری زودتربه خواستت میرسه میرفتم حتی پولی هم که داشتم ازدست میرفت یامقدارکمی برام میموندحیانمیکردم دست وپای خودم رومیزدم یابانتیجه یابدون نتیجه!حالاهم خداخودش درابعادیکی آمده مثل بچه ی آدم داره میگه لیلاجان باباجان این راهِ،این چاهِ من رفتم تجربه کردم نتیجه دیدم بدون معطلی راه مستقیم روجلوپام گذاشته بی منت!به صورت تصویری برام فیلم وفایل درست کرده هم به عنوان هدیه هم سرمایه گذاری کردن ولی توهردو یک حرف صادقانه داردیکتاپرستی وارتباط مستقیم باخودخداپادشاه اصلاکه چقدرهم ذوق زده میشه که کاراتوکلابسپری بهخودش بااون همه عظمتش راضیه که ماکوچکترین وبزرگترین کارهاروبهشواگذارکنیم که اون عزیزانجام بده وچقدرازاین واگذاری کارهای ماخوشحال میشه فقط منتظرنشسته بهش کارواگذارکنی!ازبس که ماعزیزکردش هستیم!حالالیلاخانم چی میخوای چراایندرواوندرمیزنی لقمه چرخوندن دورسرت برای چیست؟!به خودت اعتمادکن به خالقت اعتمادکن مشکلت پوله اونم جایزه ی درست بودن تومسیره خدایاخودت که میدونی قصدونیتم چیست!؟نه میخوام کسی رومسخره کنم نه موردتمسخردیگران قراربگیرم !وحرف هیچ کس هم برام مهم نیست آب ازسرم گذشته چه یک وجب چه100وجب هرکاروعملی که من وزندگی من روبه سعادت وخوشبختی برسونه انجام میدم.چون راه دوستی باخودوخداراانتخاب کردم. این جامصیری است که مقصدنداردولی به جاش لذت دارد.استادیک خاطره بگم یک شبی توخیابون میرفتیم خونه ماباماشین بودیم یادم نیست بابچه هایاباعزیزدلم ولی توخونه این ماجرای کثیف راتعریف کردیم وهمه مون درجریان هستیم.یک موتوردوپشته باصدای بلندبلندمیخندیدن ویک پیرمردکنارخیابان راه میرفت چنان این موتورسواربامسخره بازی کثیفشان زدن پس کله ی پیرمردکه کلاه ازسرپیرمردافتاد به زمین ،وحشتش زدبنده ی خدا!الان بعدحتما20سال هست یادم میادشرمم میادحالم واقعابدمیشه ازاین به ظاهرهوس بازی کثیف حرف بزنم وبچه هاهم واقعاناراحت شدن چون اون پیرمردمثل پدرمنوعزیزدلم بود!وبچه هاهم بجای پدربزرگشون توخاطرشان بودخیلی خاطره ی به ظاهربدی بودولی درس قشنگی به مادادندکه مامواظب رفتاروگفتارخودمان باشیم!عاشقتونم بااین تدریستون خداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم وکسانی که پشت صحنه کارمیکنن یاحق امیدوارم ردپام عالی بوده باشه.
خدایا شکرت که تو این سایت اللهی هستم استاد نازنینم شمایی و دوستانی فوق العاده و هم کلاسی های ارزشمندی دارم
راهنمای درون
تقریبا اینروزها خیلی حواسم و جمع کردم که بیشتر گوش بدم به راهنمای درونم و اگه احساس کردم داره باهام حرف میزنه و میگه چیکار کنم (برای کارهای روزانم بیشتر چون هنوز برای قدمهای خیلی بزرگتر تربیت نشده) همون موقع پامیشم و انجام میدم چون تاخیر بدم و لحظه ای بخوام صبر کنم نجواها فورا میان تا حرکتم و کند کنن
گفتگوهای ذهنی
اتفاقا همین امروز داشتم بهش فکر میکردم دیدم صبح که بیدار شدم بواسطه خواب پریشونی که دیدم داره احساسم بد میشه و نشستم بررسی ش کردم بقولی به تماشای افکارم نشستم خیلی کار جالبیه اگه آگاهانه کنترلش کنی و نظاره گرش باشی انگار خودش شرمنده میشه از افکار پوچ و بیهوده و کاملا ساکت میشه همون لحظه حسم تغییر میکنه جدیدا اینو کشف کردم تو خودم خب یه جاهایی هم پیش میاد ناخودآگاه با یه فکر وارد دنیای فکری دیگه میشم و بخودم میام میبینم ساعتها به یه موردی دارم فکر میکنم که ریشه ش نمیدونم از کجا اومده اما اگه اگاهانه کنترلش کنم و حواسم بهش باشه میبینم مسیر فکری م و شاید یکم سخت شد اصلا نمیدونم از کجا اومد و نوشتمش ولی درکش کردم و خدا رو ازین بابت شاکرم
استاد دیشب نشستم با خودم و خدای خودم و نیروی درونم هرچیزی که میشه اسمش و گذاشت صحبت کردم گفتم خب حالا باید چیکار کنم؟ چیجوری این اگاهی های رو که اینروزها بهش میرسم و خوب درکش میکنم و حس و حالم و عالی میکنه رو به مرحله عمل برسونم و تثبیتش کنم کمکم کن دیگه وارد عمل بشم هرچیزی رو که یاد میگیرم و خب یکم فکر کردم بعد ایده ای اومد تو ذهنم که بتونم آگاهی هایی که یکم برام تازه تره انگار اونارو هی تکرار کنم تا بتونم بهش عمل کنم مثلا چیکار کردم؟
اومد یه صفحه رنگی ساده بکگراند دانلود کردم برای گوشی م و نوشتم قوانینی که اینروزها و طی این ماه و این هفته یاد گرفتم و عمل کنم و نوشتم شماره زدم یکم فونتش و خوشگل کردم و گذاشتم روی صفحه گوشیم که هی چشمم بهش بخوره و یادم نره اعتراف میکنم همونایی که نوشته بودم مثلا نوشتم خوشبین باشم به مسائل و اتفاقات بعد پیش میومد چند ساعت بعدش عکسش و عمل میکردم بعد یهو یادم میفتاد و همون لحظه کنترل میکردم این امتحان های میان ترم خیلی زود میانا :))) همین دیشب که اینکارو کردم چنتا مورد پشت هم برای تست اومدن که ببینن حرف مفته یا عمل میاره این ایمان
حالا هرچیزی رو که بیشتر روش ترمز دارم و یادم میره و میخوام به این لیستم اضافه کنم
استاد عزیزم خیلی دوستتون دارم خیلی خوشحالم که اینجوری دارم ریکاوری میکنم شخصیتمو و براش بها پرداخت میکنم و چی ازین پر سودتر که وقت و زمان و انرژی و حتی هزینه ت و برای هدفت بدی هدفی والا و اصل
خدایا میلیاردها بار شکرت ممنونم از شما و مریم جانم و دوستانی که کامنتهایی عالی میزارن
و درود خدا بر شما استاد عالیقدر همیشه با کیفیت تک بینظیر ،
و درود خدا بر خانم شایسته گل نازنین قلم و صدای خدا،
استاد همه چیز شما خالص افکار حرف عمل قلب آموزش هاتون چنان به دل و قلب خودمون میکوبه هزاران بار هر لحظه بینهایت دفعه دوست دارم شب و روزمو بدوزم بهم فقط گوش بدم بره تو میتوکندری سلولهای بدنم به خدا
خدایا چقدر شکرت کنم از طریق استاد عباسمنش عزیز بینظیر نور خودت رو با استاد بینظیری برای راهنمایی و روشن راه فرستادی و آفریدی ،
استاد خداروشکر کنم هر چقدر بخاطر آفرینش شما برای آموزش هاتون وصف و وهم ادم نمیاد و نمیگنجد،
الله اکبر و لا اله الا الله
خانم شایسته شما چقدر نمونه عملی برای ما خانومها هستید والله میدونم خانوم و آقا نداره اما
خانومی نجابت روش منش آرامش احترامتون و لیاقتتون که با استاد گرانقدر پا ب پا درست عمل میکنید نشان از گوهر درونی با ارزش خودتون هست
من معجزات خدا به زندگیم روانه شدن دارم از خوشحالی میرقصم و مدام الحمدالله میگم و گریم میگیره از همین فایلهای دانلودی ،خودش الماسها هستن استاد کم نگذاشته استاد دعاگوتونم عمرتون با عزت طولانی سلامت شاد و پر برکت همیشه،
بقران بقران نوید خالصی داره درونم میگه میشه حتما میشه ادامه بده تینا، بیا جلو ادامه بده بقران اشک دارم میریزم آخه من یک قدم خدا هزاران قدم ،من کج و دست و پا شکسته خدا آنقدر دقیق بامرام و کامل و بی نظیر داره نعمت میده حتی بهتر از فکرهام چی بگم نمیاد تو کلمه و جملات حرفام به زودی نتایج عملیمو میگم مینویسم داد میزنم تا همه قلبشون مثل الان من پر از شادی آرامش و میزان و اندازه بشه که بقران راه رستگاری فقط خلوص نیت من آنروز بهترین روزم بود الهی همه روزهای همینجوری باشند دیگه میدونم هستن مطمئنم پیروزی با نوید حق خداوند بوده و هست ،اطمینان دارم تینایی که نمیدونیت اعتماد چیه چه حوریه الان داره داد میزنه مینویسه از درونش داره میگه خدا ممنونم قوربونت برم خدا،
خالصانه از خدا خواستم خالصم کنه تنها برای خودش از اول خواستم بسازیم با هم همه چیو اما بدست تنها عشق خودش من چکاره ام فقط میدونم عزیزشم هوامو خیلی داره، خدایااااا الله اکبر خدایا شکرت .بخاطره استاد عباسمنش و خانوم شایسته واقعا شایسته .
خدایا شکرت که من هیچ علاقه ای نه به اثبات، نه به نصیحت یا تحمیل باورهای خودم به دیگران ندارم. هروقت که ذره ای احساس میکنم دارم دیدگاهم رو بیان میکنم، ذهنم سریع هشدار میده که نه حدیث؛ نگو. چون میدونم هیچکس اون چیزی که من از اعماق وجودم درک میکنم رو واقعا نمیفهمه. یعنی انقدر که باورهای اشتباه در جهان وجود داره که من عملا میدونم فلان چیز درسته و تلاش برای اثباتش نادرسته. من میخوام فقط خودم رو ببینم و مسیر پیش روم رو. میخوام همهی تمرکزم رو بذارم روی خودم، مسیرم، اهداف و خواسته هام. میخوام چشممو ببندم رو اینکه دیگران چطور فکر میکنند و چطور عمل میکنند. و هیچ نگرانی هم بابت عقب موندن یا شبیه اونها نبودن ندارم.
سلام زیبا. چقدر قشنگ بود این دیدگاهت و چقدر لذت بردم. تاریخ رو ببین آخه، ده آبان چهارصد و سه.
یعنی وقتی پسر من 10 روزه بود. چه جالب چه قشنگ.
من که از نزدیک میشناسمت میدونم که واقعا این اخلاق رو داری، اینکه سعی نمیکنی عقاید خودت رو به دیگران تحمیل کنی و وقتی هم میبینی کسی داره این کار رو میکنه میتونم نگاه مخالفانهت رو بخونم.
دمت گرم واقعا.
دمت گرم که بیس و اصل و اساست آگاهیخورش خوبه :)))
خدایا شکرت که بازم هدایتم کردی و بازم این شکلی با من حرف زدی و بازم مشکل دیروز و روزهای قبلم رو با این فایل بهم گفتی اصلا انگار که استاد داره با من تلفنی حرف میزنه وای خدا چقد این سایت و این فایلها خوبه بخدا اصلا چرا باید من در روز 67 سفر باشم و دیشب یک تضادی رخ بده و صبح با این فایل بهم جواب داده بشه ؟ واقعا حیرت انگیزه .
اون جمله ای که استاد گفت رو یادم رفته بود که اخر فایل گفت . با این یاد آوری در این زمان خاص من درجا توبه کردم و به خدا گفتم هدایتم کنه و بازم مثل همیشه که استاد با فایلهای خودش انگار داره با من تلفنی حرف میزنه من فورا میرم مینویسم این بار هم دقیقا اینکارو کردم و نوشتم و کلی راهکار واسه خودم میخوام بنویسم و این موضوع رو برای همیشه حلش کنم . از خدای بزرگم سپاسگزارم که راهمو هموار میکنه و به من نشانه هایی میده که من بهتر بتونم برم جلو . خداروشکر میکنم که من را به مسیر های بهتر هدایت میکند .
تشخیص الهام قلبی: باید همراه با حس خوب باشه وامید باشه
اگر همراه با ترس و نگرانی و عجله است نجوای شیطان هستش
اگر اشتباه کردی و میپذیری اشتباهت و ازشون درس میگیری باید به خودت افتخار کنی و هیچ اشکالی نداره اشتباه کنی واصلا خجالت نداره
اگر دنبال …..ترین هستی برای شروع کار خوبه بهت انگیزه میده اما برای ادامه باید باورهاتو تغییر بدی
اصلا ما بهترین نداریم یکی ممکنه ازنظر من بهترین باشه یکی از نظر شما چون سلیقه ها متفاوت هست
اگر میخوای به …ترین ها برسی باید ذهنت و ازهرچی رقابت و چشم وهم چشمی و مقایسه و … خالی کنی و روش خاص و سبک خودتو پیش بری بدون اینکه برات مهم باشه دیگران چی میگن
ازتون ممنونم استاد چقدر این صحبت ها ناب بودن و دقیقا جواب سؤالهای چندروزه منو دادید خدایا شکرت که وقتی ازخودت کمک میخوام خودت چقدر قشنگ هدایت میکنی
هر لحظه که در مورد راهنمای درونی حرف میزدین مثال ها پشت سر هم میومد که فلان اتفاق یه حسی بهم گفت این کارو کن یا اونجا یه حسی گفت اینو بگو و …
یه تایمی که خیلی تمرکز کرده بودم که گوش بدم به این حس و بتونم بفهممش و درکش کنم یادمه میخواستم برم شهرستان و یه تایمی بود که اتوبوس خیی کم بود دم اربعین اکه اشتباه نکنم
گفتم با یکی از دوستام هماهنگ میکنم بیاد دم خونه وسایلو بذار تو ماشین بعد فردا من یه جایی قرار میذارم میرم سوار میشم یکی دیگه از دوستام رسول گفت که منم میام این سری گفتم چه بهتر پس من به عماد نمیگم
خلاصه گذشت و شب اومدم خونه که وسایل جمع کنم و اینا یه حسی هی از سر شب گفت به رسول زنگبزن ببین حتما میاد حالا
بعد باز میگفتم میاد دیگه خودش گفته هر بار بخواد بیاد میگه و میاد دقیقا همون طبق تجربه که شما گفتین صبح رفتم بازار و رسول اومد گفتم ماشین زدی دم خونه گفت نه نیاوردم کلا نمیام این هفته همونجا گفتم اااا پسر یه حسی بهم گفت زنگبزنما گوش نکردم بماند که بعدش عجله ای به عماد زنگ بزن و جا رزرو کن و بدو بدو برو خونه وسایل بردار و خسته و کوفته…واقعا همه چیز به ما گفته میشه فقط ما باید اماده شنیدنش باشیم
به قول معروف دریا که اروم باشه کشتی ها میرسن به ساحل
و چقدر نکته خوبی بود ک ذهن منطقی ما جلوی عمل به الهامات رو میگیره
وجنس الهامات رو میتونیم از احساسمون بشناسیم احساس خوب یا بد؟
برای داشتن احساس خوب باید همیشه کنترل داشته باشیم روی گفت و گوهای ذهنمیون تا بتونیم نجوا ها رو با باورهای مناسب عوض کنیم تا ابد تا بتونیم حس خوب داشته باشیم
چقدر خوب جواب سوال امروزمو گرفتم که پس کی میشه اون چیزی که میخوام ؟
چقدر صبر
بابا بحث صبر نیست ببین تو چقدر روی باور هات کار میکنی وحید
مثل روز اول ذوق و شوق داری؟ مثل قبل داری عمل میکنی؟که انتظار نتایج بهتر داری؟
بله صبر کنار عمل نتیجه میده
وقتی من واقعا تغییر کنم نتایج و نشونه ها میان بدون شک
و یه نکته خفن دیگه که من مسابقه با بقیه رو کلا بذارن کنار من باید خودمو با خودم مقایسه کنم من روش و سبک خودمو میرم
بدو بدو کردن و عجله و بهترین بودن فقط به خاطر حرف مردمه
منوباید ذهنمو خالی کنم که بقیه جی میگن رو باورهام کار کنم و صبر کنم تا نتایج بیان
و در اخر بحث اشتباهات که بپذریم و چه شجاعتی میخواد این کار و چه شجاعتی میده تو همه مراحل اگه بتونیم بیان کمیم که اشتباه از نا بوده و اصلاحش کنیم .به نظرم جزیی از تکامل رشد هست پذیرش و اصلاح اشتباهات
خدا حفظتون کنه استاد و بهتون قوت بده تا مثل همیشه مارو با این اگاهی ها سیراب کنین
به نام خدای مهربان
پله ششم
اعتماد به اولوهیت درون
یعنی اعتماد به کسی که جزئی از ما هست
البته ما جزئی و تکه ای از او هستیم
وقتی این رو به خودم یادآوری میکنم که من تکه ای از الله هستم بهم آرامش و اطمینان خاطر میده
به قول مولانا عزیز
همه در حکم توام، تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی
مولانا تو یه شعر دیگه میگه من انگشت کوچک تو هستم که بریده شدم و جدا شدم ولی با بازگشت به تو اون انگشت بریده شده و جدا شده به اصل خودش وصل میشه به جای اول خودش برمیگرده
حالا چرا نیاییم به اصل خودمون اعتماد کنیم
من خودم وقتی به الهاماتم توجهم میکنم
و نشانه الهام هم این هست که اون گفتگو درونی بهت آرامش میده
ترسی نداری
غمی نداری
دوس داری که انجامش بدی
و وقتی انجام میدی میبینی واووو چقدر خوب شد
مثلا وقتی واضح و مشخص بهم میگه که فلان جا برو میگم الان اصلا منطقی نیست من برم اونجا برای چی برم اخه
میگه برو
بعد میرم
میبینم چقدر خیر بود برای من
من که به شخصه از طریق الهاماتم زندگی میکنم و این لذت بخش ترین کاری که دوس دارم
ممنونم استاد عزیزم
در پناه یکتا بی همتا
سلام
راه ارتباط با راهنمای درون و دریافت الهامات :اگر تو پیش فرض ها و تجربه های قبلی را کنار بگذاری او همیشه به تو الهام میکند و تو باید بتوانی به آن اعتماد کنی تا بتوانی به آن عمل کنی وقتی که تجربه های قبلی و ذهن منطقی ات را کنار بگذاری بهتر می توانی دریافت و عمل کنی به آن،اگر اون گفتگو به تو احساس خوبی می دهد یعنی الهامات است و تو باید به آن عمل کنی
با دیگران بحث و مخالفت نکن هر کسی هر جوری فکر کند زندگی کند به تو چه،تاثیری در زندگی تو ندارد هر کس نتیجه ی اعمال خود را می گیرد تو مسئول خودت و اعمال خودت هستی چه کار به دیگران داری ،تو نمی توانی دیگران و زندگیه دیگران را تغییر دهی، راه خودت زندگی خودت را بکن چه کار به دیگران داری ،مگر تو می توانی دیگران را خوشبخت یا بدبخت کنی ،هر کسی هر جوری هست زندگی می کند به خودش مربوطه نه به تو ،تو زندگیه خودت به خودت ربط دارد
اگر دیدگاهی ،تفکری به تو کمک می کند برای تو نتیجه می دهد به آن عمل کن، وگرنه اعراض کن از آن با آن نجنگ
اگر از چیزی یا کسی خوشت نمی آید اعراض کن از آن، همین!!!!!
1403/10/6به نام رب67مین قدم لحظات ناب زندگی توی رزشمارسایت بهشتی.سلام به صاحب بهشت وسلام به بنیانگذارسایت ودستیارش بانو،وسلام به خانواده گرم خودم که باموفقیتهای داغ وتازه مدام خبرهای توحیدی ناب ودست اول روبه هم میدن!دم همتون گرم!استادهمینکه ماروبه خودشناسی وخداشناسی وعلم وآگاهی الهی متذکرمیشی سپاسگذارم.به من چه که بقیه چه فکری دارن یابیام خودم وشماروبه چالش بکشم که اصلابلدنیستم انتقادی کنم!من اونقدرخوش باورم هرکس گفت برای ثروتمندشدن ازاین راهبری زودتربه خواستت میرسه میرفتم حتی پولی هم که داشتم ازدست میرفت یامقدارکمی برام میموندحیانمیکردم دست وپای خودم رومیزدم یابانتیجه یابدون نتیجه!حالاهم خداخودش درابعادیکی آمده مثل بچه ی آدم داره میگه لیلاجان باباجان این راهِ،این چاهِ من رفتم تجربه کردم نتیجه دیدم بدون معطلی راه مستقیم روجلوپام گذاشته بی منت!به صورت تصویری برام فیلم وفایل درست کرده هم به عنوان هدیه هم سرمایه گذاری کردن ولی توهردو یک حرف صادقانه داردیکتاپرستی وارتباط مستقیم باخودخداپادشاه اصلاکه چقدرهم ذوق زده میشه که کاراتوکلابسپری بهخودش بااون همه عظمتش راضیه که ماکوچکترین وبزرگترین کارهاروبهشواگذارکنیم که اون عزیزانجام بده وچقدرازاین واگذاری کارهای ماخوشحال میشه فقط منتظرنشسته بهش کارواگذارکنی!ازبس که ماعزیزکردش هستیم!حالالیلاخانم چی میخوای چراایندرواوندرمیزنی لقمه چرخوندن دورسرت برای چیست؟!به خودت اعتمادکن به خالقت اعتمادکن مشکلت پوله اونم جایزه ی درست بودن تومسیره خدایاخودت که میدونی قصدونیتم چیست!؟نه میخوام کسی رومسخره کنم نه موردتمسخردیگران قراربگیرم !وحرف هیچ کس هم برام مهم نیست آب ازسرم گذشته چه یک وجب چه100وجب هرکاروعملی که من وزندگی من روبه سعادت وخوشبختی برسونه انجام میدم.چون راه دوستی باخودوخداراانتخاب کردم. این جامصیری است که مقصدنداردولی به جاش لذت دارد.استادیک خاطره بگم یک شبی توخیابون میرفتیم خونه ماباماشین بودیم یادم نیست بابچه هایاباعزیزدلم ولی توخونه این ماجرای کثیف راتعریف کردیم وهمه مون درجریان هستیم.یک موتوردوپشته باصدای بلندبلندمیخندیدن ویک پیرمردکنارخیابان راه میرفت چنان این موتورسواربامسخره بازی کثیفشان زدن پس کله ی پیرمردکه کلاه ازسرپیرمردافتاد به زمین ،وحشتش زدبنده ی خدا!الان بعدحتما20سال هست یادم میادشرمم میادحالم واقعابدمیشه ازاین به ظاهرهوس بازی کثیف حرف بزنم وبچه هاهم واقعاناراحت شدن چون اون پیرمردمثل پدرمنوعزیزدلم بود!وبچه هاهم بجای پدربزرگشون توخاطرشان بودخیلی خاطره ی به ظاهربدی بودولی درس قشنگی به مادادندکه مامواظب رفتاروگفتارخودمان باشیم!عاشقتونم بااین تدریستون خداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم وکسانی که پشت صحنه کارمیکنن یاحق امیدوارم ردپام عالی بوده باشه.
سلام بر همه عزیزان
خدایا شکرت که تو این سایت اللهی هستم استاد نازنینم شمایی و دوستانی فوق العاده و هم کلاسی های ارزشمندی دارم
راهنمای درون
تقریبا اینروزها خیلی حواسم و جمع کردم که بیشتر گوش بدم به راهنمای درونم و اگه احساس کردم داره باهام حرف میزنه و میگه چیکار کنم (برای کارهای روزانم بیشتر چون هنوز برای قدمهای خیلی بزرگتر تربیت نشده) همون موقع پامیشم و انجام میدم چون تاخیر بدم و لحظه ای بخوام صبر کنم نجواها فورا میان تا حرکتم و کند کنن
گفتگوهای ذهنی
اتفاقا همین امروز داشتم بهش فکر میکردم دیدم صبح که بیدار شدم بواسطه خواب پریشونی که دیدم داره احساسم بد میشه و نشستم بررسی ش کردم بقولی به تماشای افکارم نشستم خیلی کار جالبیه اگه آگاهانه کنترلش کنی و نظاره گرش باشی انگار خودش شرمنده میشه از افکار پوچ و بیهوده و کاملا ساکت میشه همون لحظه حسم تغییر میکنه جدیدا اینو کشف کردم تو خودم خب یه جاهایی هم پیش میاد ناخودآگاه با یه فکر وارد دنیای فکری دیگه میشم و بخودم میام میبینم ساعتها به یه موردی دارم فکر میکنم که ریشه ش نمیدونم از کجا اومده اما اگه اگاهانه کنترلش کنم و حواسم بهش باشه میبینم مسیر فکری م و شاید یکم سخت شد اصلا نمیدونم از کجا اومد و نوشتمش ولی درکش کردم و خدا رو ازین بابت شاکرم
استاد دیشب نشستم با خودم و خدای خودم و نیروی درونم هرچیزی که میشه اسمش و گذاشت صحبت کردم گفتم خب حالا باید چیکار کنم؟ چیجوری این اگاهی های رو که اینروزها بهش میرسم و خوب درکش میکنم و حس و حالم و عالی میکنه رو به مرحله عمل برسونم و تثبیتش کنم کمکم کن دیگه وارد عمل بشم هرچیزی رو که یاد میگیرم و خب یکم فکر کردم بعد ایده ای اومد تو ذهنم که بتونم آگاهی هایی که یکم برام تازه تره انگار اونارو هی تکرار کنم تا بتونم بهش عمل کنم مثلا چیکار کردم؟
اومد یه صفحه رنگی ساده بکگراند دانلود کردم برای گوشی م و نوشتم قوانینی که اینروزها و طی این ماه و این هفته یاد گرفتم و عمل کنم و نوشتم شماره زدم یکم فونتش و خوشگل کردم و گذاشتم روی صفحه گوشیم که هی چشمم بهش بخوره و یادم نره اعتراف میکنم همونایی که نوشته بودم مثلا نوشتم خوشبین باشم به مسائل و اتفاقات بعد پیش میومد چند ساعت بعدش عکسش و عمل میکردم بعد یهو یادم میفتاد و همون لحظه کنترل میکردم این امتحان های میان ترم خیلی زود میانا :))) همین دیشب که اینکارو کردم چنتا مورد پشت هم برای تست اومدن که ببینن حرف مفته یا عمل میاره این ایمان
حالا هرچیزی رو که بیشتر روش ترمز دارم و یادم میره و میخوام به این لیستم اضافه کنم
مثلا جدیدش الان مراقب گفتگوهای ذهنی باشم اینو برم اضافه کنم
استاد عزیزم خیلی دوستتون دارم خیلی خوشحالم که اینجوری دارم ریکاوری میکنم شخصیتمو و براش بها پرداخت میکنم و چی ازین پر سودتر که وقت و زمان و انرژی و حتی هزینه ت و برای هدفت بدی هدفی والا و اصل
خدایا میلیاردها بار شکرت ممنونم از شما و مریم جانم و دوستانی که کامنتهایی عالی میزارن
به نام خداوند جان آفرین
سلام استاد و مریم جان
نشانه امروز من
چقدر عالی است
دقیقا چرا میخواهیم دیگران مثل ما باشند و طبق روش ما عمل کنند
و این بی منطق ترین نگاه در جهان است
واقعا زیبایی جهان در تفاوت و نگاههای مختلف است
عدالت در نگاه و طرز فکر و روش زندگی ماست
درست میگید استاد
نباید نگران فرزندان بود
باید بسپاریم به خدا و خودشون و در کنارشان باشیم
اینطوری بهتر نتیجه میبینیم
احترام میبینیم
خدایا. کمک کن تا بهتر قوانین را درک و در زندگی اجرا کنم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
بنام خدای تک و همیشه ابرقدرتمند،
و درود خدا بر شما استاد عالیقدر همیشه با کیفیت تک بینظیر ،
و درود خدا بر خانم شایسته گل نازنین قلم و صدای خدا،
استاد همه چیز شما خالص افکار حرف عمل قلب آموزش هاتون چنان به دل و قلب خودمون میکوبه هزاران بار هر لحظه بینهایت دفعه دوست دارم شب و روزمو بدوزم بهم فقط گوش بدم بره تو میتوکندری سلولهای بدنم به خدا
خدایا چقدر شکرت کنم از طریق استاد عباسمنش عزیز بینظیر نور خودت رو با استاد بینظیری برای راهنمایی و روشن راه فرستادی و آفریدی ،
استاد خداروشکر کنم هر چقدر بخاطر آفرینش شما برای آموزش هاتون وصف و وهم ادم نمیاد و نمیگنجد،
الله اکبر و لا اله الا الله
خانم شایسته شما چقدر نمونه عملی برای ما خانومها هستید والله میدونم خانوم و آقا نداره اما
خانومی نجابت روش منش آرامش احترامتون و لیاقتتون که با استاد گرانقدر پا ب پا درست عمل میکنید نشان از گوهر درونی با ارزش خودتون هست
من معجزات خدا به زندگیم روانه شدن دارم از خوشحالی میرقصم و مدام الحمدالله میگم و گریم میگیره از همین فایلهای دانلودی ،خودش الماسها هستن استاد کم نگذاشته استاد دعاگوتونم عمرتون با عزت طولانی سلامت شاد و پر برکت همیشه،
بقران بقران نوید خالصی داره درونم میگه میشه حتما میشه ادامه بده تینا، بیا جلو ادامه بده بقران اشک دارم میریزم آخه من یک قدم خدا هزاران قدم ،من کج و دست و پا شکسته خدا آنقدر دقیق بامرام و کامل و بی نظیر داره نعمت میده حتی بهتر از فکرهام چی بگم نمیاد تو کلمه و جملات حرفام به زودی نتایج عملیمو میگم مینویسم داد میزنم تا همه قلبشون مثل الان من پر از شادی آرامش و میزان و اندازه بشه که بقران راه رستگاری فقط خلوص نیت من آنروز بهترین روزم بود الهی همه روزهای همینجوری باشند دیگه میدونم هستن مطمئنم پیروزی با نوید حق خداوند بوده و هست ،اطمینان دارم تینایی که نمیدونیت اعتماد چیه چه حوریه الان داره داد میزنه مینویسه از درونش داره میگه خدا ممنونم قوربونت برم خدا،
خالصانه از خدا خواستم خالصم کنه تنها برای خودش از اول خواستم بسازیم با هم همه چیو اما بدست تنها عشق خودش من چکاره ام فقط میدونم عزیزشم هوامو خیلی داره، خدایااااا الله اکبر خدایا شکرت .بخاطره استاد عباسمنش و خانوم شایسته واقعا شایسته .
به نام خدای یکتا
ردپای من از روز شصت و هفتم سفرنامه
خدایا شکرت که من هیچ علاقه ای نه به اثبات، نه به نصیحت یا تحمیل باورهای خودم به دیگران ندارم. هروقت که ذره ای احساس میکنم دارم دیدگاهم رو بیان میکنم، ذهنم سریع هشدار میده که نه حدیث؛ نگو. چون میدونم هیچکس اون چیزی که من از اعماق وجودم درک میکنم رو واقعا نمیفهمه. یعنی انقدر که باورهای اشتباه در جهان وجود داره که من عملا میدونم فلان چیز درسته و تلاش برای اثباتش نادرسته. من میخوام فقط خودم رو ببینم و مسیر پیش روم رو. میخوام همهی تمرکزم رو بذارم روی خودم، مسیرم، اهداف و خواسته هام. میخوام چشممو ببندم رو اینکه دیگران چطور فکر میکنند و چطور عمل میکنند. و هیچ نگرانی هم بابت عقب موندن یا شبیه اونها نبودن ندارم.
من فقط خدا رو میخوام.
هدایت خدا رو میخوام.
آرامش خدا رو میخوام.
حضور و وجود خدا رو در ذهن و قلبم میخوام.
میخوام فقط حس کنم تو آغوش خدام.
میخوام حس کنم در احاطهی کامل خداوندم.
که اون منو سخت بغل کرده و ازم محافظت میکنه.
میخوام حس کنم آرومم.
میخوام حس کنم ارزشمندم.
نمیخوام اجازه بدم هیچی اذیتم کنه.
میخوام ظرف وجودیم رو بزرگ کنم.
میخوام به خودم، افکارم و علایقم احترام بذارم.
میخوام دراز بکشم و به هیچی جز خدا فکر نکنم.
خدایا،
من عاشقتم. همین!
حدیثجونمممممم!
سلام زیبا. چقدر قشنگ بود این دیدگاهت و چقدر لذت بردم. تاریخ رو ببین آخه، ده آبان چهارصد و سه.
یعنی وقتی پسر من 10 روزه بود. چه جالب چه قشنگ.
من که از نزدیک میشناسمت میدونم که واقعا این اخلاق رو داری، اینکه سعی نمیکنی عقاید خودت رو به دیگران تحمیل کنی و وقتی هم میبینی کسی داره این کار رو میکنه میتونم نگاه مخالفانهت رو بخونم.
دمت گرم واقعا.
دمت گرم که بیس و اصل و اساست آگاهیخورش خوبه :)))
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.
در پناه الله باشی زیبااااااا.
بنام خدا
روز 67 سفر
خدایا شکرت که بازم هدایتم کردی و بازم این شکلی با من حرف زدی و بازم مشکل دیروز و روزهای قبلم رو با این فایل بهم گفتی اصلا انگار که استاد داره با من تلفنی حرف میزنه وای خدا چقد این سایت و این فایلها خوبه بخدا اصلا چرا باید من در روز 67 سفر باشم و دیشب یک تضادی رخ بده و صبح با این فایل بهم جواب داده بشه ؟ واقعا حیرت انگیزه .
اون جمله ای که استاد گفت رو یادم رفته بود که اخر فایل گفت . با این یاد آوری در این زمان خاص من درجا توبه کردم و به خدا گفتم هدایتم کنه و بازم مثل همیشه که استاد با فایلهای خودش انگار داره با من تلفنی حرف میزنه من فورا میرم مینویسم این بار هم دقیقا اینکارو کردم و نوشتم و کلی راهکار واسه خودم میخوام بنویسم و این موضوع رو برای همیشه حلش کنم . از خدای بزرگم سپاسگزارم که راهمو هموار میکنه و به من نشانه هایی میده که من بهتر بتونم برم جلو . خداروشکر میکنم که من را به مسیر های بهتر هدایت میکند .
1403/7/30
روز107
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد ومریم عزیز و دوستان گل
خدایا شکرت بخاطر این همه آگاهی
چقدر نیازداشتم به این صحبت ها
تشخیص الهام قلبی: باید همراه با حس خوب باشه وامید باشه
اگر همراه با ترس و نگرانی و عجله است نجوای شیطان هستش
اگر اشتباه کردی و میپذیری اشتباهت و ازشون درس میگیری باید به خودت افتخار کنی و هیچ اشکالی نداره اشتباه کنی واصلا خجالت نداره
اگر دنبال …..ترین هستی برای شروع کار خوبه بهت انگیزه میده اما برای ادامه باید باورهاتو تغییر بدی
اصلا ما بهترین نداریم یکی ممکنه ازنظر من بهترین باشه یکی از نظر شما چون سلیقه ها متفاوت هست
اگر میخوای به …ترین ها برسی باید ذهنت و ازهرچی رقابت و چشم وهم چشمی و مقایسه و … خالی کنی و روش خاص و سبک خودتو پیش بری بدون اینکه برات مهم باشه دیگران چی میگن
ازتون ممنونم استاد چقدر این صحبت ها ناب بودن و دقیقا جواب سؤالهای چندروزه منو دادید خدایا شکرت که وقتی ازخودت کمک میخوام خودت چقدر قشنگ هدایت میکنی
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
هر لحظه که در مورد راهنمای درونی حرف میزدین مثال ها پشت سر هم میومد که فلان اتفاق یه حسی بهم گفت این کارو کن یا اونجا یه حسی گفت اینو بگو و …
یه تایمی که خیلی تمرکز کرده بودم که گوش بدم به این حس و بتونم بفهممش و درکش کنم یادمه میخواستم برم شهرستان و یه تایمی بود که اتوبوس خیی کم بود دم اربعین اکه اشتباه نکنم
گفتم با یکی از دوستام هماهنگ میکنم بیاد دم خونه وسایلو بذار تو ماشین بعد فردا من یه جایی قرار میذارم میرم سوار میشم یکی دیگه از دوستام رسول گفت که منم میام این سری گفتم چه بهتر پس من به عماد نمیگم
خلاصه گذشت و شب اومدم خونه که وسایل جمع کنم و اینا یه حسی هی از سر شب گفت به رسول زنگبزن ببین حتما میاد حالا
بعد باز میگفتم میاد دیگه خودش گفته هر بار بخواد بیاد میگه و میاد دقیقا همون طبق تجربه که شما گفتین صبح رفتم بازار و رسول اومد گفتم ماشین زدی دم خونه گفت نه نیاوردم کلا نمیام این هفته همونجا گفتم اااا پسر یه حسی بهم گفت زنگبزنما گوش نکردم بماند که بعدش عجله ای به عماد زنگ بزن و جا رزرو کن و بدو بدو برو خونه وسایل بردار و خسته و کوفته…واقعا همه چیز به ما گفته میشه فقط ما باید اماده شنیدنش باشیم
به قول معروف دریا که اروم باشه کشتی ها میرسن به ساحل
و چقدر نکته خوبی بود ک ذهن منطقی ما جلوی عمل به الهامات رو میگیره
وجنس الهامات رو میتونیم از احساسمون بشناسیم احساس خوب یا بد؟
برای داشتن احساس خوب باید همیشه کنترل داشته باشیم روی گفت و گوهای ذهنمیون تا بتونیم نجوا ها رو با باورهای مناسب عوض کنیم تا ابد تا بتونیم حس خوب داشته باشیم
چقدر خوب جواب سوال امروزمو گرفتم که پس کی میشه اون چیزی که میخوام ؟
چقدر صبر
بابا بحث صبر نیست ببین تو چقدر روی باور هات کار میکنی وحید
مثل روز اول ذوق و شوق داری؟ مثل قبل داری عمل میکنی؟که انتظار نتایج بهتر داری؟
بله صبر کنار عمل نتیجه میده
وقتی من واقعا تغییر کنم نتایج و نشونه ها میان بدون شک
و یه نکته خفن دیگه که من مسابقه با بقیه رو کلا بذارن کنار من باید خودمو با خودم مقایسه کنم من روش و سبک خودمو میرم
بدو بدو کردن و عجله و بهترین بودن فقط به خاطر حرف مردمه
منوباید ذهنمو خالی کنم که بقیه جی میگن رو باورهام کار کنم و صبر کنم تا نتایج بیان
و در اخر بحث اشتباهات که بپذریم و چه شجاعتی میخواد این کار و چه شجاعتی میده تو همه مراحل اگه بتونیم بیان کمیم که اشتباه از نا بوده و اصلاحش کنیم .به نظرم جزیی از تکامل رشد هست پذیرش و اصلاح اشتباهات
خدا حفظتون کنه استاد و بهتون قوت بده تا مثل همیشه مارو با این اگاهی ها سیراب کنین
دس مریزاد
در پناه خدای یکتا شاد باشید و پیروز