مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 64


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1279 روز

    بنام خداوند هدایت گر

    سلام استاد عزیزم

    روزشمار تحول زندگی من روز 67

    چند روزی درگیر یه سفر کاری بودم که نشد چیزی بنویسم چون جایی بودم که نت وجودداشته باشه من فقط کل مسیر فایلها رو گوش میدادم ولی چند ساعت که ارتباطم قطع شده بود واقعاً داشتم خراب میکردم

    چون زمان هایی هست که من توشرایط جسمی وروحی سخت هستم وبودن بااین برنامه باعث میشه این مرحله رو راحت تر بدون اشتباه تر بگذرونم

    خب من نیاز دارم که کنترل ذهن بیشتری داشته باشم واین گاهی امکان پذیر نیست

    جز با صحبت های استاد حتی فایلی که فکر میکنی به خوبی گوش دادی وبلدی

    جالبه دیروز به جای بحث من هندزفری گذاشتم توگوشم وجلسه اول قدم هفت رو گوش دادم چقدر ربط داشت به اون مساله که تواون موقعیت توش بودم

    صدای استاد واقعا ذهنمو اروم میکنه ،

    من بارها وبارها به معجزه تحول حالم ازمنفی به مثبت رسیدم فقط کافیه توی اون لحظه اگاهانه یک لحظه مکث کنم ،وانتخاب کنم ایا میخام به حرفهای منفی گوش کنم یا صحبتهای استاد

    من خیلی خسته شدم توی این دوروز همه خواب وروتین روزانه م رو نمیتونستم انجام بدم

    ولی حواسم بود که باید وصل باشم مثل وصل شدن به وای فای که تا کانکت میشی ذهنت باز میشه

    من خیلی دارم روی یه ضعفم توی رفتارم کار میکنم ولی باز تکرار میکنم بااینکه میدونم

    ولی خب تفاوتش دراینه چیزی مدام بهم یاداوری میکنه که داری اشتباه میکنی

    یک میلی غیر قابل کنترل تووجودم وادارم میکنه اون کارو انجام بدم اونم بدگویی ازکسی که بابت رفتاراش اذیت شدم

    خوشبختانه مثل هردفعه زیاد نبود ولی باز هم بود

    روی خشمم دارم کار میکنم اینکه وقتی خسته وگرسنه میشم عصبی میشم

    من دارم بااهرم رنج ولذت روی اینا کار میکنم اینکه اگه نتونم این رفتارو متوقف کنم توی چند سال آینده چه تاثیرات وحشتناکی میتونه روی روابطم روحم وسلامتیم بزاره

    ولی مثل رانندگی میمونه بااینکه من گواهینامه گرفتم بازهم باید خیلی آروم وبااحتیاط رانندگی کنم

    صحبتهای استاد همینه تا عمل نکنی به درکش نمیرسی وتا وقتی که روش کار نکنی نمیفهمی چقدر مهمه واوایلش سخته واقعا

    مثل ورزش وباشگاه رفتنه عضلاتت درد میگیره تغییر شکل بده منم ذهنم وجودم عادت کرده حالا که دارم روی باورام کار میکنم کمی مقاومت ودرد هست

    باید صبورانه دوره تکاملم رو طی کنم

    کمال طلبی ،عجله،نداشتن صلح باخود همه مانع میشه

    امروز راجب شرک ونگاه توحیدی پیام دریافت کردم ،ودوره هفت کار میکنم ،ودارم روان شناسی ثروت یک رو گوش میدم واینجا روزشمار تحول زندگی مو مینویسم وباقی روزم صرف خودم زندگیم وخواب وخوردنم میشه

    میخام شدیدا تمرکزم روی بهبودی وتغییرم باشه چون واقعاً دارم نتیجه تغییر باورامو میبینم امروز عصبی نشدم فریاد نزدم خداروشکر وموقع خواب هم تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم

    امروز چند لحظه کوتاه رفتم انلاین خرید کنم که توی اینستاگرام چرخیدم دیدم وای خدا چقدر محتواش مسخره س

    باورم نمیشه قبلاً من حتی مفید توی اینستا بودم

    اینم یک تغییر اساسی راجب منه که امروز متوجه شدم

    خدایا شکرت استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2587 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به استاد عزیزم ومریم جانم

    سلام باتمام دوستان نازنینم

    طبق تعهدی که به خودم داده بودم امروزمو با نشاته امروزم شروع می کنم.

    خب بعداز گوش دادن به این فایل متوجه شدم کاری که امروز باید انجام بده اعراض کردن هستش.هرچیز ناخوشایندی دیدم حالا محل کارم و خونه،از اون اتفاق ناخوشایند اعراض کنم دوری کنم وتمام توجهم بزارم رو قسمت‌های مثبت امروزم

    خداجونم سپاسگزارم که هرلحظه داری هدایتم میکنی

    به امید یه روز پراز تجربه های جدید وپراز اتفاّقات مثبت وجدید داشته باشم.یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1279 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم مثل هرروز روزمو متبرک میکنم با حرفهای استاد

    خداروشکر برای امروز

    دیروزمو نوشتم بهترین روز زندگیم بود ،بعدازظهر برخلاف همه روزها دخترم هم همراهی کرد وباهمسرم رفتیم کنار دریا وکلی خوش گذشت وشب هم خرید خونه وپرداخت یک پولی که انجام شد یک شب عالی ویک خواب خوب

    ولی دیروز باهمه مثبت هاش یک ناخواسته ای پیش اومد که خیلی بهتر از قبل بودم ولی باز بهم ریختم چند ساعت ولی امروز کمی فکر کردم راه کارشو بدست اوردم

    وتصمیم گرفتم به جای واکنش منفی میام کاری که باعث این قضیه شده رو انجام نمیدم

    فهمیدم مقصر خودمم اینجا مسولیت کارمو به عهده گرفتم ودیگران مقصر نمیدونم

    خب تضاد بزرگی بود توی ذهنم که این مساله رو داشت بزرگ میکرد ولی اومدم ازدید منطق نگاه کردم دیدم نباید احساس خطر کنم ،نباید بترسم

    واین نتیجه تغییرات من توی دوازده قدم وروان شناسی ثروت یک

    خیلی از دوستان فکر میکنن که روان شناسی ثروت یک راجب ثروت ولی یک آگاهی ناب وباورسازیه

    خداروشکر برای تغییراتم

    خداروشکر برای عشقی که تو وجودمه

    برای سلامتیم ،زیباییم،زندگیم،دخترم،برای بودنم

    برای تضادها که باعث میشه فکر کنم

    امروزمو شروع کردم تمرین ستاره قطبی روانجام دادم

    استاد ممنونم بابت این فایل اعراض کردن نکته مهمیه که به قول شما ما ایرانی ها تعصب بیمارگونه داریم به چیزی که میگیم واگر کسی مخالفش بگه بریم دفاع منفی کنیم

    من باید اعراض کنم ازحرفهایی که احساسمو بهم میریزه وحالمو بد میکنه

    چون دارم روی خودم کار میکنم ،وباید حواسم به ورودی هام باشه

    استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1591 روز

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگر.

    بنام خداوندی که هر لحظه در حال هدایت منه!

    پروردگارا تنها ،تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم!

    ما را براه راست راه کسانیکه که نعمت بخشیده ایی..

    سلام و درود به خدا،’بر نشانه هایم…

    این فایل نشانه،’امروزم را ب قلبم مهر زد..تا سر تا پا گوش و چشممو ،’باز نماییم تا درگیر،خرافه پرستی و دلسوزیهای بیجا نشوم..

    و اینم لطف خداوند شامل حالم شد که من در مدار این صحبت قرار بگیریم..صحبتی که نقطعه عطف،’برای پیروزی من در تمامی جنبه ها باشد…

    نکته ایی که استاد اشاره کردن…

    تضادها!…من خودم به شخصه در طی سالها مشکلات و بدبختی بخاطر وجود شخصیتی ناپایدار..یسری تضادها،’دامنگیرم شده بود..

    و لطف خداوند شامل حالم شد که بیام در مکتب عشق ،درس توحیدی خداوند را در درونم و شخصیتم و جنبه های زندگیم گسترش بدم…

    و باز لطف پروردگار باعث شد همون روز اول..این صحبتها با وجود اینکه مقاومتهای ذهنی شدید داشتم،’در برابر این گفته های الهی تسلیم باشم…

    این فایل خیلی نکتهدها رو برام بولد کرد..

    اول اینکه …

    تضادها.و شرایط کنونی من..درسته یسری تضادها هست..و من دارم،دست پنجه نرم میکنم..و باعث شده…خیلی شخصیتم بالانس داشته باشه….

    خیلی آرامتر شدم در برابر عقاید خانواده ام..که واقعا از اطرافیانم بهم گفته میشه که تو چقدر..بقول ما..(دلت گته).همون قلبت سخته!

    دیگه واقعا اینقدر از قانون و خداوند و صحبتهای قرآن ترس دارم..چون میدونم دنیا دنیای فرکانسیه…من هیچ دلسوزی در برابر دیگران نمیتونم داشته باشم..

    .یادمه گذشته ها وقتی از طرف دیگران مورد انتقاد بخاطر شخصیتم میشدم…

    یا، دلسوزی نسبت به دیگران داشتم یا صحبتی میشد که بهشون کمک میکردم…خیلی احساس بد داشتم.خیلی توقعم زیاد بود..خیلی روشون حساب میبردم..

    اون گذشته هام.و اون چک و لگدها..باعث شد.در برابر امر کردن دیگران و توی زندگی اطرافیان نزدیکم دخالت کردن.با رویی خنده..از خودم دورشون کنم..و اعراض کنم.و هر بار این اعراض داره بیشتر برام بولد میشه.صداش قوی تر میشه..

    .

    و دقیقا از دیروز با صحبت دوست عزیزم…راجع به شرک این موضوع خیلی برام پر رنگ شد..

    احساس کردم خداوند از طریق این کامنت بهم میگه…فکر نکن فقط شرک نسبت به منه…

    حتی دلسوزی برای دیگرانم شرکه..

    که همون میشه خدایی کردن به دیگران..

    من همیشه مثال انگشت.دست، رو میزنم..که وقتی بهش نگاه کن.هر کدومش یه شکل و قیافه هست…ما انسانها هم همینجورییم..

    حتی افکار ما تو یه خانواده…

    حدودا چند روزه یه تضادی تو خانوادمون پیش اومده..من لحظه ایی درنگ نکردم ،’که از قانون خدا سرپیچی کنم.چون هراسان بودم.چون میدونم اون شخص تا باوراش درست نشه…هیچی تو زندگیش تعقییری نخاهد کرد..و ایشون تا زنده هست با همین فکر و عقایدش..به دام بلای قانون الهی دچار هست..

    و ناگفتنه نمونه یه حس دلسوزی اون اومد سراغم.ولی خدادند بهم نشانه میفرستاد،’مواظب باش که نیفتی تو دام شیطان!

    و امروز مادرم،’با همون طرز فکر مرا وادار نمود..فقط با رویه خنده و توکل بخدا دورش کردم..

    چون گذشته هام،’بخاطر این نوع تفکر..بعضا تا پای دام ،کتکخوریم رسیدم..

    میخام بگم…زندگی دیگران.حتی عزیزترینتم،’به ما ربطی نداره….و نخاییم بیفتم تو این کتگوری که،’آسیبش خیلی زیاده..

    و دلسوزیها رو کاملا بزارییم کنار…

    چون ما هر کدوممون موجودات جدا،با فرکانسهای جدا هستیم..قانون یکیه..

    قانون خداوند با عدالته…و درست برای ما هر لحظه ،’برقرار هست…

    نکته بعد…..

    صحبت دوست عزیزمون…

    دقیقا استاد منم با شما هم رای هستم…میدونی چرا!

    چون ما وجودمون الهی گونه هست…درسته ما اعضای خانواده از پدرو مادر خواهر برادر همسر و فرزند هستیم…

    ولی چیزی که مهمه…ما اومدیم برای رشد جهانمون و گسترش وجود الهیمون برسیم..

    من تکه ایی از خداوندم..

    من اومدم تو این حهان تا تکه ارزشمند وجودیمون ارتقا بدم..

    و وجود خودمو بشناسم..

    وقتی یچیزی رو خلق میکنم اینقدر احساسش خوبه..که حتی افراد نزدیکم و دوستان افراد غریبه میبینن..میگن چقدر جالب و زیبا!

    من اومدم پا گذاشتم تو این دنیا..که هر چی که میخام برای خودم،’ بهرمند کنم.و لذت ببزم..

    دنیای خداوند لذته..دنیای خداوند پیدا کردن درونمونه..

    مثل گذشته ها که نیست..که همه چیز یه کتگوری خاص اون شخص بزرگ خانواده بود….

    دیگه سال به سال داره دیدگاه ها تعقییر میکنه..

    و همه دارن به نوعی خودشونو پیدا میکنن..

    دارن وجودشونو میشناسن…

    از نظر منم..نباید.فکر کنیم ما میتونیم عامل خوشبختی یا بدبختی افراد نزدیکمان باشیم..

    و واقعا ناتوانیم در برابر اصلاح و امورات زندگیشون..

    پس بیاییم خودمونو بشناسیم..از خداوند کمک بخاهیم..خدادند راه رو بهمون نشون میده بهمون کمک میکنه….

    و اونم با شناخت باورهای قدرتمند کننده ،که من باور دارم میتونم هر چیزی که بخاییم رو برای خودمون خلق کنیم و خداوتد تو اینراه بهم کمک میکنه…

    همین باعث میشه تو مسیر قدم بردارییم..و چیزی که خیلی برام خوشایند شد تو حرفهای استاد اون رنج و ملایمت..اون مشقتها.اصلا پیش نمیاد..مسیر اسان و راحت میشه..

    اگه هم چنین نگرشی پیش اومد که بازم بخاطر باورامون هست..و باز اصلاح میکنیم و قدم برمیداریم..وقتی نگاه میکنیم..در تمامی جنبه ها همه چیز عالی پیش رفته…

    پس همه چیز به باورا تبدیل میشه..باورایی که با شناخت خودشناسی میشه به درک رسید..

    وقتی خودشناسیت قوی شد..و باگها و اون دیوارها برداشته شد..باعث میشه قدم به قدم بری جلو و خودتو پیدا کنی..

    دقیقا برای منم همینجور بود…

    وقتی خودشناسی رسیدم و کم کم شخصیتم تعقییر کرد..به اندازه ایی که تونستم روی باورام کار کنم.بهمون اندازه زندگی شخصیم.در تمامی جنبه ها تعقییر کرد..

    و لطف خداوند شامل حالم شد که با تضادهای این چند روزم،’مواظب اعمال و رفتارم باشم..

    چون ما مسئول بدبختی و خوشبختی هیچکسی نیستیم..

    و ما وقتی درونی تعقییر می کنیم.همه چیز در اطرافمان به طرز شگفت انگیری تعقییر میکند..

    شاید یه مدت کمتر شود..ولی چون باورامون از درون مشکل داره..بصورت الگوی تکرار شونده.بازم وارد چرخه زنگ زده کهنه میشی..

    پس همه اطرافمون از درون ما هست..و تبدیل میشه به فرکانس.قانون خداوند.مثل آیینه هست بخودت برمیگردونش…

    خداوند تو سوره نور به این صحبت استاد اشاره می کند…

    که دلسوزی تو باعث نشود.که از قانون الهی بازداری….

    باید سعی کنیم…سعی کنیم..باورهای گذشتگانمونو ،’هر بار از درون بیرون کنیم.تا درهای رحمت الهی بیشتر برومون باز شود..

    و این بیماری دلسوزی.بدبختی .فقر شخصیتی رو دور کنیم..

    یادمه مدرسه ایی که بودییم..افرادی که زرنگ و معدل بالا و درس خون بودن.اعتماد بنفس خیلی زیادی داشتن..همیشه هم مورد تشویق ومعلم و مدیر بودن.و همیشه خوشبحالشون بودن..

    و افرادی که خیلی ضعیف بودن همیشه مورد تنبیه و اذیت شدن و مسخره و مضحکه کلاس میشدن..

    پس قانون الهی دقیقا مثل همون کلاس درسه..کلاسهی که معلمش،به اون دانش اموزانی کار میکنه که افراد زرنگ ،کاربلد هستند..

    و حس دلسوزی،بدبخت بودن.کم حرف بودن.و مورد تنبیه بودن…هیچ سودی که نداره هیچی..مورد ایی که هیچ خاصیتی تو کلاس ندارن..

    بهمین دلیل معلم هیچ کاری بهشون نداره..

    پس نتیجه!…..

    دقیقا برمیگرده بهمین!که بیاییم..این شخصیت خرد شونده رو بزارییم کنار،شاید از نظر جامعه فردی بدبخت.یکم دلسوزی از نظر انسانها بوجود بیاره…ولی اینگونه قانون خدا کار نمیکنه..

    بیاییم باورامونو قوی کنیم.جسارت رو در درونمون پرورش بدییم..عزت نفس بالا داشته باشیم اعتماد بنفس زیاد داشته باشیم.هر روز روی شخصیتمون کار کنیم.مخصوصا ما ایرانیها..و دهه شصتیها..که خدای کمبود بودن…

    بیاییم پرورش بدییم این نوع تفکر درست و صحیح رو…

    استاد یاد گرفت و تحقیق کرد و راه درست رو پیشه وجودیش قرار داد..الان میوه هاشو ما میبینیم…

    و تونست قهرمان کلاس با معدل بالا بشه…

    و هر روز پاداش خداوند شامل حالشه…

    و ما هم بیاییم قوی عمل کنیم..وقتی ما قوی میشیم..خدای درونمون بکمکمون میاد..و افراد نزدیکمونم.با ما همیار میشن.و اونا هم تو این مسیر میان.و پا به پای ما قدم برمیدارن..(منظورم….شهامت ما باعث میشه دیگه اون سختیها نباشن.و هیچ مشکلی در این موضوع پیش نمیاد)…و بقول استاد هر کسی جواب باوراشو میگیره…

    ولی در اخر همه چیز بنفع ما تموم میشه..چرا؟

    چون ما یه فرد قوی شدیمم..

    و ما به خاستمون میرسیم.

    فقط نیاز به یه جهاد اکبر درونیه..که این خودش من بصورت تکامل تو زندگیم میتونم شاهدش باشم…

    وقتی که من تعقییر کردم.باورام تعقییر کرد.زندگی شرایط.افراد موقعیتهایم تعقییر کردن.به نسبت کار کردنم روی قانون الهی..

    پس خوشبختیمون،’خاسته هامونو ربط ندییم به عوامل بیرون..

    هر عوامل بیرونی،’یعنی شرک..شرک فقط نسبت بخداوند نیست..

    شرک یعنی دلسوزیهایی که باعث بشه..ما خودمونو وابسته به اطرافیانمون ،’بکنیم

    وابستگیهایی که جز تلخی و احساس بد چیز دیگری نداره..که اینو میتونم به ضرس و قاطع.تو تمام جنبه های زندگی تو زندگی افراد مثال بزنم..

    که طرف له شده زیر دنده ‘های جهان!

    استادم بی نهایت سپاسگزار شما و پروردگارم.رب العالمینم هستم.که مرا هدایت نمود..که خودمو کندو کاو کنم..تا همیشه در مسیر هدایت شونده قرار بگیرم!

    مسیری که فقط احساس خوب و حال خوبه.

    مسیری که فقط وجود الهی گونه هست..

    پس بیاییم خداوند رو بشناسیم..خداوند اینقدر بزرگه،و ما را هدایت میکنه.دقیقا به اونچیزی که ما میتونیم از زندگیمون لذت ببریم….

    و این لذت..باعث میشه اهدافمون با اون موقعیتمون همخوانی داشته باشه و پله پله رشد کنیم..

    خیلی خیلی خوشحالم.که هر لحظه در حال حمایت و هدایت پروردگارم هستم.و شبانه روز در درگاهش ،’میخام تسلیم باشم!

    چون وقتی من تعقییر کنم و باورش کنم.خودش کارها رو بصورتی برای من انجام میده،’که آخر سر بنفع من تمام میشود..

    و بازم در پایان صحبتم این جسارت الهی گونه توحیدی استادمو تشویق و تحسین میکنم…که همجوره داره از زندگیش در تمامی جنبه ها لذت میبره…و همیشه پاداشهای الهی بر سرش جاری میشود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    Vafa Vafa گفته:
    مدت عضویت: 1081 روز

    سلام به استاد عزیزم

    نچ نچ واقعا گاهی من فکر میکنم کاش این درس و تو زندگیم مثل بچه آدم همونطور که یاد گرفتم بهش عمل کنم

    مثال

    من چند روز پیش تو یک روز هیچ مشتری نداشتم و از خودم پرسیدم چیکار کنم بهم الهام شد که کف سالنت یه آب بزن گفتم ولش کن من دارم دعا میکنم و .. مشتری میاد اصلا میخام آب نزنم تا باورم عوض شه که واسه مشتری نباید زحمت سالن شستن به خودم بدم و چرت و پرت

    فرداش شد کل روز 1 مشتری عصر داشتم بازم پرسیدم چیکار کنم بهم گفته شد کف سالنت بشور شب بخاطر نداشتن مشتری باورتون میشه با گریه رفتم خونه

    و روز سوم مثل بچه آدم صبح سالن شستم و عصر سالن شلوغ شد

    مثال

    یک صندلی اصلاح قدیمی داشتم که بهش نیاز نداشتم گذاشتم تو برنامه دیوار یک ماه گذشت و باید دوباره تبلیغ تکرار میکردم گفتم چیکار کنم فروش بره بهم گفته شد بزار تو قسمت نردبان چون باید 70 هزار می‌دادم گفتم نه بابا خودش فروش میره الان دوماه میشه دیگه براش مشتری پیدا میشه

    و رفتم تو ماه سوم باورتون میشه دوباره گفتم پس چرا این فروش نمیره خسته شدم چیکار کنم گفت بزار نردبان گذاشتم قسمت نردبان باورتون میشه مشتری زنگ زد حالا آدرس میخواد

    استاد گاهی خدا علمی یا راه حل مهمی از طریق فرشته ای مثل شما بهم یاد میده من خوب گوش میدم و ولی چوب انجام ندادنش هم زیاد میخورم تا خوب که اشکم دراومد بعد بهش عمل میکنم

    یاد اون حرفتون افتادم که میگفتین گاهی آدما باید انقد از دنیا بخورن خوب که له و داغون شدن بعد خودشون میرن سراغ انجام دادن به قوانین زندگی

    من بسیار ممنونم از شما بخاطر یاد دادن استفاده از الهامات درونی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 898 روز

    به نام خداوند جان

    قدم 67

    خداروشکر هرچقدر در این مسیر جلوتر میروم با تکرار و به صورت تکاملی هر روز دریچه های جدیدی به رویم گشوده میشود .

    باگ هام رو میفهمم که این برای من خیلی مهم است چون سالها باهاشون زندگی کردم و نمیفهمیدم که دلیل این رفتارها چیه و اصلا بهشون فکر نمیکردم که اشتباه باشه.

    توضیحات این جلسه خیلی تلنگر ذهنی بود با اینکه این مطالب رو میشنیدم ولی امروز که استاد پاسخ به این سوال رو دادن چقدر میشه به فلسفه وجودی و افرینش پی برد که با انچه که باذهن داریم متفاوته.

    اینکه این زندگی یه سفر است که هرکس خودش باید مسیرش رو بره و کشفش کنه

    ما از خداییم بنابراین ما روح های مجردی هستیم

    تفکر تو این اگاهی ها خیلی درها رو داره برام باز میکنه الله اکبر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1589 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    خداروشکر میکنم امروز هم در مدار شنیدن و آگاهی های ناب قرار گرفتم تا از نعمت‌های بی‌شمار خداوند بهره ببرم کی از مهم ترین باورهای توحیدی که موجب هدایت ما به مسیر صحیح می شود و کمک می کند تا همواره در زمان مناسب در مکان مناسب باشیم، استفاده از نیروی هدایت گر درونی مان است. همان نیرویی که به قول خداوند، خیر و شرمان را به ما الهام می کند.

    اولین قدم برای ارتباط با این نیرو، این است که: فارغ از اینکه چقدر انسان مذهبی ای هستید، وجود چنین نیرویی را در درون خود باور کنید ذهن منطقی ما بیشتر از ما جلوی الهامات مارو میگیره،چون قبلاً کاری رو چندبار انجام دادیم نتیجه بخش نبوده،بخاطر همین دیگه نمی‌خواد اون تجربه رو تکرار کنه و جلوی الهامات رو میگیره احساس خوب ایده ها بعنوان الهامات شناخته میشه،و اگر جنس الهام بد باشه یا احساس خوبی از دستاوردش دشت نمیکنی نجواهای شیطانی نام برده میشه،که با تمرینات مکرر میتونی این دو رو از هم تشخیص بدی،و الهامات رو بدون شک و شبهه اجرا کنی

    باید همیشه گفتگوها و پچ پچ های ذهنی تان را مدیریت کنید،برای رسیدن به ثروت باید باور درست داشته باشید،که نشانه های خود را نمود پیدا میکند،در اوایل نتایج، منشأ عملکرد ذهن در مورد باورها و تغییرات فرکانسی و مداری میباشد،برای رسیدن به ثروت باید با باورهای همراستا با خواسته ات پیشروی کنی،و بمرور با تکامل یافتن میتوان برخواسته هات لبیک بگی و دست‌یافتنی شه برات

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ماکان الیکایی گفته:
    مدت عضویت: 772 روز

    110مین تحول روز من با89مین نشانه روز من تلاقی شد

    موضوع فایل: مصاحبه با استاد قسمت10

    با سلام و احترام به استاد عباس منش و بانوشون

    ذهن منطقی ما جلوی مارومیگیره که از الهامات استفاده نکنیم،هر چقدر بیشتر از الهامات استفاده کنی بیشتر قبولش داری،احساس خوب و احساس ترس و گفتگوی ذهنی و با جنس احساس میفهمی که الهام هست یا نجواهای شیطانی،جایگاه شیطان در ذهن می‌باشد باید اونقدر کار کنی روی ذهنت و ورودیهای مناسب بدی به ذهنت که برات راحتتر قابل درک باشه،باید همیشگی روی ذهنت کار کنی وگرنه خودبخود باورمان درست نمیشه البته خودبخود از مسیر می‌تونه خارج بشه،

    ذهن منطقی ما بیشتر از ما جلوی الهامات مارو میگیره،چون قبلاً کاری رو چندبار انجام دادیم نتیجه بخش نبوده،بخاطر همین دیگه نمی‌خواد اون تجربه رو تکرار کنه و جلوی الهامات رو میگیره،

    احساس خوب ایده ها بعنوان الهامات شناخته میشه،و اگر جنس الهام بد باشه یا احساس خوبی از دستاوردش دشت نمیکنی نجواهای شیطانی نام برده میشه،که با تمرینات مکرر میتونی این دو رو از هم تشخیص بدی،و الهامات رو بدون شک و شبهه اجرا کنی.

    باید همیشه گفتگوها و پچ پچ های ذهنی تان را مدیریت کنید،برای رسیدن به ثروت باید باور درست داشته باشید،که نشانه های خود را نمود پیدا میکند،در اوایل نتایج، منشأ عملکرد ذهن در مورد باورها و تغییرات فرکانسی و مداری میباشد،

    برای رسیدن به ثروت باید با باورهای همراستا با خواسته ت پیشروی کنی،و بمرور با تکامل یافتن میتوان برخواسته هات لبیک بگی و دست‌یافتنی شه برات.

    مثال الهامات قبل اینکه من وارد سایت بشم و آگاهی کافی در مورد قوانین داشته باشم برام اتفاقی افتاد که خودم الهام و پیام الهی ذهن رو لمس کردم، حدود ماه رمضان 2سال قبل سال1401 من در منزل پدری بودم پدر بنده دامدار هستند و گوساله ای داشتن از طویله بیرون کردن با مادرش که در فضای آزاد از علفزار و چمنزار استفاده کنه و لذت ببره،متاسفانه دم غروب مادر گوساله اومد و گوساله نیومد،تمام جاهای روستا داخل جنگل پایین محل و بالای ده رو هم گشتیم پیدا نشد،شب تا صبح بابام نگران بود می‌گفت مادرش گمش کرده داره بی‌قراری میکنه،

    صبح که سحری خوردیم به بابام گفتم منم میام میگردم،تو راه با زبون روزه داشتم میرفتم با خودم میگفتم،خدایا دارم بندگی ت بجا میارم،و بمن ثابت کن هوامو داری و یک نجوایی و الهامی اومد که همین مسیر ادامه بده پیداش میکنی،خداشاهده اولین جاییکه رفتم داخل یه زمین روی بلندی لای یه بوته نشسته بود از وضیعت اونجا متوجه شدم حداقل بیشتراز 24ساعت اینجا خوابیده،و خداروشکر گرگ و جانوری اذیتش نکرده،

    از اون ببعد الهامات داره میاد برام و الان که تو سیستم هستم و قوانین رو درک کردم،میتونم بهتر متوجه این موضوعات بشم اگه تو مسیر زندگی راه درست رو داری میری و به هدایت پروردگار عالم یقین و باور داری مطمئنا در مسیر الهاماتی غیبی دریافت می‌کنی و راه خودتو پیدا میکنی.

    سپاسگزار خالق بی همتا بخاطر وجود نازنین انسانهای بزرگ و عالی مرتبه،برای دریافت آگاهی های سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2141 روز

    امروز میخوایم یاد بگیریم که چطور با خدا حرف بزنیم و هدایت هاشو بشنویم.

    شاید اینو ندونید ولی

    ما میتونیم با خدا حرف بزنیم! میتونیم صداشو بشنویم.

    هر کجا شک داریم هر کجا مستاصلیم هر کجا نیاز داریم یکی بهمون بگه چیکار کنیم و خودمون نمیدونیم باید چیکار کنیم.

    به راحتی میتونیم ازش کمک بخوایم.تازه زبان خاصی هم نداره.

    خیلی راحت انگار از دوست صمیمیت کمک میخوای با همون اطمینانی که مطمینی دوست صمیمیت کمکت میکنه و جواب سوالتو میده.

    میگی خدایا من نمیدونم اینجا باید چیکار کنم تو بهم بگو

    یا مثلا میگی من میخوام اون کارو انجام بدم اما نمیدونم زمان مناسبش کی هست تو بهم بگو

    و میبینی که واقعا جوابتو میده

    یه سری وقتا همون لحظه جوابتو میده یه سری وقتا میگه صبر کن به وقتش بهت میگم و تو باید تا زمان مورد نظر صبر کنی.

    اما

    شنیدن صداش یه سری شرط و شروط داره؟

    1) ایمان به اینکه همچین چیزی وجود داره و بله شما میتونی با اصل خودت در ارتباط باشی با همونی که همه چیز و میدونه

    2) خودت و باید لایق همصحبتی با خدا بدونی

    ما از بچگی تو گوشمون خوندن که فقط اماما و پیامبرا میتونن با خدا حرف بزن و تو اگر کمکی هم از خدا میخوای باید به پیامبرا واماما بگی تا اونا به خدا بگن.

    این باور به ما این احساس و میده که ما لایق نیستیم.

    اما تو باید باور کنی که انسانی و بی نهایت باارزشی و خدا بشدت به تو و خواسته هات اهمیت میده.

    تو لایق همصحبتی با خالق جهان و تنها قدرت دنیا و اخرت هستی

    3) به خودت مغرور نشی . تو هر کاری که خیلی خوب هستی هم خدارو فراموش نکن و بگو خدایا من نمیدونم تو دانایی تو کمکم کن تو امروز بهم بگو چه کار کنم. حالا اگر سخنرانی هست بهم بگو حرفایی رو که باید بگم

    اگر تدریسه بهم بگو اون روشی رو که باید درس بدم و اون مطالبی رو که باید بگم

    .

    .

    .

    من به نسبت ایمانی که داشتم این همصحبتی با خدا رو به لطف خدا تجربه کردم و حس فوق العاده ای میده.

    علاوه بر اینکه کارت راه میفته بی نهایت احساس نزدیکی به خدا میکنی احساس میکنی رفیقته و بخاط این احساس خیلی اعتماد به نفسم و احساس لیاقتم هم زیاد میشه و روزم ساخته میشه.

    هر چقدر ایمانمون به خدا بیشتر باشه و احساسمون خوب باشه میتونیم صداشو واضح تر بشنویم.

    مثلا استاد موقع گم شدن میکاییل ارامش داشتن که صدای خدا رو شنیدن. اگر اون لحظه احساسشون بد بود و فکرای منفی میگفتن میکاییل یه بلایی سرش اومده استاد اصلا در مداری نبود که الهام خدا رو بشنوه و درنتیجه میکاییل هم خیلی دیر پیدا میشد و از سفرشون هم جا میموندن

    ممنونم از استاد عزیزم که با وجودش شخصیتمون توحیدی تر میشه و راه و رسم رفاقت با خدا رو یادمون میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1518 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر بخواهیم قدمی برداریم ولی باعث اذیت خانواده ما شود چه اقدامی باید انجام دهیم؟

    اگر خانواده رفاه نداشته باشد تضادی است که به رشد و پیشرفت آنها کمک می کند و خواسته های اصلی خود را می شناسند.

    هر تضادی از بیماری بیکاری گرفته تا طلاق بدهکاری… قسمتی از مسیر زندگی و محرکی برای پیشرفت است باید زاویه ی نگاه خود را نسبت به تضادها تغییر دهیم .

    ما مسئول خوشبخت کردن دیگران حتی اگر فرزندان ما باشند نیستیم.ما تنها مسئول زندگی خود هستیم . خداوند بارها به پیامبر فرموده :

    کسانی که این مسیر را طی می کنند خودشان مسئول هستند.

    ما مسئول کارهای خود هستیم و مسئول هیچ کسی نیست.

    هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمی کشد

    هر کسی هر مسیری طی می کند خودش مسئول است.

    نگاهی که ما به عنوان والدین دلسوز داریم :

    من مسئول خوشبخت کردن فرزند خود هستم

    ما توانایی خوشبخت کردن دیگران را نداریم و نمی توانیم هیچ کسی را در مسیر خود ببریم اما علاقه داریم خود را مسئول بدانیم.

    مسیر درست را طی کنیم هر اتفاقی رخ داد خودشان زندگی خودشان را رقم می زنند ما نمی توانیم زندگی فرزندان خود را رقم بزنیم.اگر فرزندان در مسیر درست باشند وجود این تضادها به رشد و پیشرفت بیشتر آنها منتهی می شود و اگر در مسیر اشتباه باشند تضادها باعث بدتر شدن وضعیت آنها خواهد شد و دلیل بر موفقیت او نیست.

    ما برای طی کردن مسیر خود نباید ملاحظه ی هیچ کس را داشته باشیم مسیر مورد نظر خود را طی کنیم هر اتفاقی که رخ دهد باید بدانیم زندگی دیگران به خودشان باز می گردد نه به ما که با تصمیماتمان درست یا غلط شود تصمیمات ما چیزی را خراب نمی کند شاید ظاهر این قضیه اینگونه باشد اما در نهایت خود اشخاص هستند که می توانند از تضادها به نفع یا ضرر خود استفاده کنند.

    اگر باورهای درست داشته باشیم و در مسیر صحیح حرکت کنیم:

    درد ها و رنجها به وجود نمی آید و یا بسیار زود حل خواهد شد و روزهای سخت به نفع ما و آنها خواهد شد.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: