مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 60


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا نوری گفته:
    مدت عضویت: 1850 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام و صد سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته مهربون

    استاد من 4 ساله بسیار از کلیپ های رایگان شما استفاده کردم و دوره عشق و مودت را خریداری نمودم و همیشه به قلبم و هدایت ها توجه میکنم اما نشانه ای در ماه دی 1402 دریافت کردم که نمیدونم پیام خداوند متعال چی هست ؟

    ممنون میشم که راهنمایی ام بکنید چون شما و اطلاعات و مسیرتون را باورم دارم

    من 4 دی ماه 1402 تا 23 دی 1402 ، 5 بار ناگهان صوت بسم الله الرحمن الرحیم شنیدم

    اولین بار گوشی من در حال شارژ بود چون 3 بعد از ظهر بود فکر کردم شاید فیلتر شکنم روشن بود و تبلیغ پخش شده اما دیدم فیلتر شکن خاموشه و احتمال دادم شاید اپارتمان هستم یکی از همسایگان در پاگرد بوده و دفعه دوم میخواستم اهنگ انگیزشی گوش کنم هزاران بار اونو گوش کرده بودم اما ناگهان همون صوت پخش شد سومین بار صوت زبان گوش میکردم وسط درس مجدد همون صدا پخش شد و چهارمین دفعه در اسکایپ تعبیر خواب یکی از اقوام را با پیام صوتی میگفتم که آخرهای صحبت هایم بود که مجدد صوت پخش شد و اون صوت ضبط شده را دارمش و پنجمین دفعه هم با اسکایپ با یکی از اقوام صحبت می‌کردم که مجدد پخش شد و فقط من شنیدم ، من هیچگونه نرم افزار قرآنی و یا اذان و یا در رابطه با مذهب در گوشیم ندارم

    شما همیشه در مورد توجه به نشانه ها تاکید داشتین اما در مورد این نوع نشانه ها صحبت نشده .

    من در تمام شنیده ها بشدت هیجان زده و مبهوت بودم نمیدونم خداوند عزیز به من چه هدایت و پیامی داده

    از شما استاد عزیز که من را با خدای واقعی آشنا کردین و زندگی من متحول شد در خواست میکنم به سوالم جواب بدین .

    با تشکر از شما و تیم عالی تون

    همه دوستان گروه تحقیقاتی استاد عباس منش را به خدای بزرگ میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    امیر تابع گفته:
    مدت عضویت: 3815 روز

    به نام خدا

    سلام به استادعزیزم

    روزشمار تحول زندگی من روز 110

    چه هدایت خوبی و موضوع امروز سفرنامه هم در مورد نیروی هدایتگر درون هست که دوستی سوالی پرسید و استاد پاسخ دادن . همه ما در درونمون نیروی هدایتگر هست .من هم شده که وقتی تصمیمی دارم و یا قراره مثلا هدیه ای که در نظر گرفتن برای چند نفر ومن هم جز اونها هستم و به قرعه کشی اسم باشه شده که قلبم صددرصد مطمن شده و حسم خوب بوده و قرعه و هدیه به اسم من در اومده. مثال زیاده در زندگی همه ما . بعضی وقتها واقعا نمیدونم که از چه راهی برم و چه تصمیمی بگیرم و ازخدا خواستم اما شده که واضح نبوده ولی خوشبختانه قطب نمای درونی در وجود همه ماست و از طریق احساس میتونم بفهمم که در تصمیم و یا مسیر درست هستم یا نه . حالا با هرمنطقی که ذهن بیاره من باید فقط به احساسم توجه کنم .

    خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    به نام رب وهاب و هدایتگرم

    سلام به دوستان عزیزم

    روز 110 ام سفرنامه

    خدایاشکرت برای بودن و حضور در این سفرنامه

    از وقتی وارد این سفرنامه فوق العاده روزشمار تحول زندگی شدم به معنای واقعی کلمه میزان انرژی من افزایش پیدا کرد

    یادم میاد وقتی صبحا بیدار میشدم همش میگفتم احتیاج به یه چیزی دارم، احساس می کنم بیشتر دوست دارم فایل گوش بدم و علاوه بر دوره ای که دارم میگذرونم و فایل هایی که استاد بارگزاری می کنن چیز بیشتری باشه

    احساس می کردم جای چیزی در زندگیم خالیه، و قشنگ یادمه شب بود، زدم نشانه من و بعد این روزشمار از نشانش بود خیلی خوشحال شدم و لذت بردم

    یعنی فایلی رو برام آورد که مربوط به تنظیم فرکانس بود و دوره رویاها رو استاد اونجا گفتن برای توضیحات بیشتر در مورد فرکانس دنبال کنیم و بعد که کامنت بچه ها رو خوندم همه بچه های روزشمار بودن و گفتم عه این نشانه من هست روزشمار که تمام فایل های استاد داره مرور میشه و من به عینه دیدم که چفدر فرکانسم داره تغییر می کنه

    از فصل اول آورم و آروم و تا فصل سوم به طور محسوس تغییر کرد و الان در فصل چهارم به لطف الله و با تشکر از شما استاد فوق العاده من و خانم شایسته معرکه، از سطح انرژیه بسیار بالایی برخوردارم و احساسم خوبه

    و یجوری هست این سفرنامه که هر لحظه قانون و اصل رو بم یادآوری میگنه و در مواقع لازم بعضی جاها فکر می کنم و اون صحبت های استاد یادم میاد و گاهی همینطوری خودکار طبق قانون انجام میدم و میفهمم نتیجش همین سفرنامه و خوندن کامنت های بچه ها بوده، واقعا خدایا شکرت برای این هدایت

    الهامات اینجوره که اول باید باور کنی هست، و وقتی این باور در من شکل گرفت که خداوند هر لحظه جواب سوال هام و درخواست هام رو میده و خوشحالم میکنه، وضوح الهامات و هدایت های خداوند و پاسخ هاش برای من بیشتر شد

    خداوند همیشه داره حرف میزنه، وقتی من آروم باشم، احساسم خوب باشه و امیدوار باشم به جواب خداوند و امیدوار باشم که خداوند نمیزاره در احساس نیاز بمونم، حتما میتونم هدایت رو بشنوم، و با عمل کردن بش خواستم تجربه کنم

    و یا اینکه با شنیدن صدا حالم بهتر بشه، امید و ایمانم افزایش پیدا کنه

    من همیشه باور دارم خدا همیشه هر جور شده در حد و حدود خودم و فرکانس فعلیم ایده میده، الهام می کنه و هرگز من رو به حال خودم واگذار نمی کنه و این بهترین احساس دنیاست که خداوند برای اینکه هدایت بشم خیلی خیلی بم نشونه میده و از راه های مختلفی یک هدایت رو به گوشم میرسونه. خدایاهزاران بار شکرت

    دیروز از خدا خواستم که آگاهی هام بشه

    دیروز یک هو شد که به خواهرم گفتم بریم بیرون و تا هوا روشنه و هوا خوبه بریم بیرون لذت ببریم تو خونه نمیتونم بمونم

    و بعد اصرار نکردم چون اون حالش رو نداشت و فقط تو دلم گفتم من میخوام بیرون و خدا تو درستش کن

    خلاصه بعد چند ثانیه گفت اوکیه بریم و از خدا خواستم خداجون خودت ما رو به زیبایی ها هدایت کن و هر لحظه ما رو در بهترین زمان در بهترین مکان و با بهترین افراد قرار بده و دقیقا اینطور شد همه چیز به موقع بود و عالی و میدونستم همه اینا پاسخ های خدا به درخواستهام بود و بعد واقعا خوش گذورندیم

    وقتی تو کافه نشسته بودیم و در فاصله ای که خواهرم رفت سفارش رو بده

    من در ذهنم به خواسته ای چسبیده بودم که از باد بودن در آموزه های استاد میدونستم این چسبندگی هست و کسی که قانون رو میدونه، یک خواسته داره، ترمزهاش رو برای اون خواسته شناسایی می کنه، رفعشون می کنه، باورهای هم جهت برای اون خواسته میسازه با رعایت قانون تکامل و بعد لذتمند میشه از حال الانش و بعد دیگه خواسته رو رها می کنه و من در اون حالت نبودم هنوز، و همون لحظه گفتم درست نیست و از تلگرام اومدم بیرون و یک هو چشمم به پیامی ار پیام هایی که با پروکسی های تلگرام منتشر می کنن خورد که هرگز من پیام هاشون رو نمیخونم سعی می کنم فقط پروکسی رو وصل کنم چون از نظرم چرت و پرتن و سعی می کنم نخونم که وارد ذهنم نشن، و اینبار عجیب چشمم بع این نوشته خورد و نوشته بود “کار خدا نشد نداره، خداوند خوب میدونه در و تخته رو چجور جور کنه، تو اگر کامل همه چی رو به خدا بسپاری، خداوند حتما راه رسیدن به خواستت و آرزوت رو بت نشون میده” و من همون لحظه متوجه هدایت خدا شدم، که از من دعوت می کرد در لحظه باشم و از حضورم در همین لحظه لذت ببرم این مهمه

    و بعد خواهرم اومد و براش گفتم و بعد همینطور آگاهی ها میومدن که همین بیرون اومدن رو ما که خونه هستیم، همش برنامه میریزیم که بزنامه بزاریم یه روزی بریم فلان جا، برنامه بزاریم یه روزی بریم برای این خوش گذارنی و … و همش یه روزی یه روزی و اصلا به فکر الان نیستیم و به شدت روی آینده و یه روزی حساب باز می کنیم و از الان غافل میمونیم

    مثلا همین کافه قرار بود یه روزی باشه، ولی بعد دیروز یک هو به خواهرم گفتم بیا همین امروز بریم، امروز بریم لذت ببریم

    روح آدم هر لحظه میگه به چه چیزی نیاز داره و باید بش گوش کرد

    و الان این حس خوبی که داریم و این لذتی که الان داریم تجربه می کنیم بخاطر این هست که در لحظه عمل کردیم ما یه خواسته ای داشتیم لذت بردن، و باید هر قدمی که میتونیم در حد و حدود خودمون براش برداریم همین حالا همین الان، و همینطور وقتی قدم اول رو برداری، قدم بعدی میاد و با قدم بعدی باز قدم بعدی و بعدی و همینطور میشه که تجربه می کنیم خواسته ها و لذت هامون رو

    و واقعا این آگاهیه بزرگی بود برام که در همین الان باش و نه فکر کردن به آینده و چیزی که معلوم نیست بیاد یا نه، همین الان رو لذت ببر و قدم بردار همین الان خوبه

    و واقعا چقدر لذتبخش بود همه چیز همه خیلی خوب و دوستانه بودن آدم ها همه شریف و عالی

    آسمون در زیباترین حالت ممکنش بود، تابش و رنگ طلایی خورشید که روی ساختمون ها میتابید معرکه بود، نم نم باورن عالی بود، نسیم خنک که به پوستم میخورد معرکه بود

    و اینکه استاد چقدر خدا خوب هدایت می کنه، درست به موقع، یادمه من خیلی خیلی پیاده روی و کلا دوندگی رو دوست داشتم، و همیشه بچه که بودم و نوجوون بودم میدویدم و در دو عالی بودم و همینطور میتونستم مسافت هایی رو بدون خستگی پیاده روی کنم

    و یادمه همه همیشه بم میگفتن چقدر لاغری و این افراد افرادی بودن که خودشون به شدت چاق :)

    ولی یادمه پدرم کلا همیشه از تناسب اندام برخوردار بود و هرگز تو زندگیش چاق نبوده و الانم نیست، همیشه بم میگفت اسماء خوش اندامه و اصلا خودمم تو وایب قیافه و توجه کردن به اینکه چجور باشم و اندام چجور باشه نبودم اصلا

    و دانشگاه که رفتم خیلی از دوستان که خودشون اضافه وزن داشتم و یا پر بودن به اصطلاح، همش میگفتن چقدر لاغری و … و من متوجه شده بودم که بخاطر تایم کلاس ها و کلا تو داشنگاه دوره لیسانس و حجم پیاده روی ای که هست لاغرتر شده بودم ولی برام مهم نبود واقعا، اونقدر که ذوق و شوق وارد شدن به محیط جدید و دوره جدیدی از زندگیم رو داشتم و یا اینکه این باور از خواهرهام بم رسید که دانشگاه لاغر می کنه بخاطر حجم مشغله ای که ایجاد می کنه

    و خلاصه از هون موقع توجه من به این مسئله زیاد شد، لاغری قیافه و … و به شدت از پیاده روی کردن میترسیدم و این کارو باترس انجام میدادم و چون میترسیدم بدنم هم جوری رفتار میکرد که واقعا نباید پیاده روی کنی، یعنی بدن میاد در جهت باورهای تو عمل می کنه، میگه پیاده روی خوب نیست، اونم برات وضعیتی رو به وجود میاره که پیاده روی نکنی

    مثلا موقع پیاده روی بعد از پیاده روی دیگه کمردرد میگرفتم و حوصلم سرمیرفت

    بعد بعد از اون همه باز در دوران ارشد بهتر شدم چون پیاده روی برای من لذتی دیگر داشت گاهی در تنهایی خودم و برای لذت خودم و گاهی هم همراه دوستی که تازه پیدا کرده بودم و تجربه جدیدی بود برام در دوستی، ولی هنوز اون باور یکم ترس اون زیر کار میکرد هر چند به شکلی که روی بدنم عمل کنه نبود ولی ترسه بود

    تا اینکه با استاد آشنا شدیم و استاد آگاهی های دوره سلامتی رو ارائه کردن و در مورد پیاده روی صحبت کردن و خواهرم کلی از این صحبت ها رو بم انتقال داد و من برای این لذت پیاده روی که خودم رو ازش محروم کرده بودم حالا منطق پیدا کرده بودم اونم چه منطقی اینکه با پیاده روی تازه عضلانی تر هم میشی و یا کلی خوبی های دیگه در ریز به ریز بدن

    و الان با اون هدایت ها و آگاهی ها در مرحله ای از زندگیم هستم که به جد پیاده روی به شدت بدنم رو قوی کرده به شدت انرژیم بالاست و مسیر هایی رو با خواهرم پیاده روی می کنیم و همین دوستم، که باور نکردنی هست برای منی در گذشته ، و چقدر آدم میتونه تغییر کنه و چقدر حالم خوبه و چقدر بعد از پیاده روی تازه میام خونه انرژیم صدبرابر شده

    انگار این پیاده روی باعث میشه بدنم روغنکاری بشه

    تازه یه مدت پیاده روی نکنم اصلا تو ورزش کردن احساس میکنم عضلاتم گرفته که بعد با هدایت خدا به باز باورم بهتر شد که پیاده روی باعث میشه حتی ورزش هام و نتایجی که میزارن هم بهتر بشه

    همه اینها هدایتی بود وقتی درخواست کردیم که بهتر زندگی کنیم وقتی با تمام وجودمون خواستیم تغییر کنیم

    خداوند ما رو به این مسیر هدایت کرد آروم آروم بمون آگاهی رسوند

    این مسیر زیبا با وجود بزرگوارانی چون استاد و خانم شایسته گرانقدر که دارن رویاهای ما رو زندگی می کنن و چه کسی از این افراد بهتر برای اینکه این مسیر رو بمون نشون بدن

    این مسیر که شما همیشه وصلین به خدا همیشه داره صحبت می کنه با ما

    ما باید گوش بدیم

    ما باید آروم باشیم

    بدون ترس با ایمان با امید در هر لحظه

    اونوقته که آروم آروم هدایت میشیم به بهترین ها به خواسته هایی که داشتیم

    خدایاشکرت برای این مسیر برای این سایت

    استاد این چند وقت همش هر جا تصویرتون رو میبینم تو گوشی خواهرم که داره فایل میبینه همش میگم عاشقتمممممم استاد

    استاد واقعا عاشقتونم مریم خانم شایسته من واقعا عاشقتونم

    و همینطور بچه های ساست که چقدر برام تحسین برانگیزن که مینوسین و میخونم و لذت میبرم و یاد میگیرم و عمل می کنم

    عاشقتم خدااااا

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مهناز دژبانی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 931 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان

    و سلام به همه ی شما دوستان همراهم در این لحظه

    این فایل نشانه دیروز من بود که من شک و دودلی شدیدی داشتم برای ادامه کسب و کارم و این فایل رو دانلود کردم

    کامنت نوشتم ولی خوب نتم تموم شد و نتونستم منتشر کنم و متفاوت با کامنت امروزم هست

    من چند ماهی بود که تصمیم داشتم محصول متفاوتی رو به مشتری عرضه کنم که آماده سازیش تایم کمتر و هزینه کمتری برای من داشته باشه و البته که علاقه بیشتری به اون محصول تولیدی داشته باشم و بتونم به صورت مجازی هم فروشم رو شروع کنم (محصول قبلی بازارپسند بود و خودم دوست نداشتم )

    با این فایل ، یک سال اخیری که چالش های بزرگی رو پشت سر گذاشته بودم یادآوری شد و متوجه شدم که تغییراتی که حالا یا به اجبار و یا به انتخاب خودم برام پیش اومده بود نتایج خیلی بزرگ و ارزشمندی برای من داشته .

    مهمترینش نقل مکانم به خونه پدریم بود که اطرافیانم و همینطور همسر و دخترم خیلی خوب و عالی با این موضوع کنار اومدن و یه جورایی همه با خواسته من هماهنگ شدن

    مصمم شدم محصول جدیدم رو عرضه کنم و دیگه سراغ محصولات قبلی نرم و این مشتریه که باید با محصول جدید من کنار بیاد

    بلافاصله بعد از دیدن این فایل ، به صورت کاملا اتفاقی اصلا تصمیم نداشتم اما یه فایل دیگه رو دانلود کردم که معرفی دوره 12 قدم بود از قسمت روز شمار تحول زندگی من (همون جدیدترین فایلی که روی سایت در این قسمت قرار گرفت شمارش یادم نیست )

    من میخواستم تا زمانیکه فایلهای دانلودی رو تموم نکردم سراغ محصولات نرم ، اما این فایل جوری روی من تاثیر گذاشت که انگیزه گرفتم تمام کارهای نیمه تموم رو تا آخر اسفند انجام بدم و دوره دوازده قدم رو با شروع سال جدید ثبت نام کنم و با این دوره پیش برم یه جورایی احساس کردم این یه نشانه است

    به نظر خودم تو این چند ماهی که وارد سایت شدم به اندازه کافی آگاهی لازم رو دریافت کردم و حالا آماده پذیرش آگاهی های جدید هستم و البته که درآمدم بیشتر شده و میتونم از محصولات شروع کنم

    در آخر یه نکته خیلی جالبی رو میخوام بهتون بگم سریالها رو که نگاه میکردم دخترم 8 سالشه میومد کنار من با من نگاه میکرد بعد شما رو معرفی میکردم سفرهایی که میرفتینو با هم نگاه میکردیم اولش میگفت برو بابا اینا الکیه ، خوب که چی و مقاومت میکرد ولی الان میگه مامان استادت مسافرت نرفته بریم نگاه کنیم ، ببین فایل جدید نیومده من نگاه کنم؟

    میگفتم نه بعد میگه برو دوباره از اول دانلود کن با هم بشینیم نگاه کنیم گفتم تکراریه که میگه اشکال نداره دوباره ببینیم .

    دخترم زمانیکه من میخوام محصول جدید آماده کنم یا محتوا بگیرم اذیتم میکرد و خوب من کارمو عقب مینداختم ولی الان هم کمکم میکنه به اندازه خودش و هم اینکه با هم شروع کردیم و تولید محتوا میکنیم و مقدمات فروش مجازی رو داریم میچینیم .

    اگه هر روز نتونم به سایت سر بزنم ، یا فایل صوتی شما رو گوش میدم یا سریال میبینم و این موضوع روی دخترم تاثیر گذاشته

    امیدوارم نتایج فوق العاده ای که سال جدید قراره بهشون برسم اینقدر بزرگ باشه که بتونم روی همسرم تاثیر بذارم و ایشون رو هم با خودمون همراه کنیم فعلا مقاومت خیلی شدیدی با دیدگاه من دارن و من خیلی با ایشون در رابطه با اینجور مسائل صحبت نمیکنم

    بهترینها رو برای شما استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم و دوستان همراهم آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Ati گفته:
    مدت عضویت: 1781 روز

    به نام الله یکتا

    ردپای شماره 67

    مصاحبه با استاد

    خداوندا ازت سپاسگزارم برای تجربه یه روز جدید و کلی آگاهی جدید که با ایمان به تو حتما بهترین چیزی هست که میتونه برام اتفاق بیفته .‌‌

    خداوندا سپاسگزارم برای تمام نعمت های مادی،معنوی و سلامتی که در این لحظه دارم ،همسری که عاشقمه و مسئولیت پذیر و متعهد،فرزندانی سالم و باهوش ،زندگی مرفه و امکانات خوب ،رفاه حال که هرچه دارم از جانب توست و همچنان به هر خیری که از تو بهم برسه فقیرم …

    نکات مهم این فایل از روزشمار:

    بپذیریم هر فردی آزاد است به شیوه خودش زندگی کند

    بارها و بارها در این تله گیر کردیم که قضاوت کردیم کسانی رو که به شیوه ما فکر و عمل نمی کنند ،به شیوه ما خداوند رو عبادت نمیکنند و عقاید خاص خودشان رو دارند ،واقعا به چه دلیلی به خودمون اجازه میدیم درست و غلط خودمون رو به اونا دیکته کنیم و در مقام خداوند برای کسی حکم صادر کنیم !

    یادم باشه از امروز بیشتر حواسم به قضاوت نکردن دیگران باشه حتی اگر از نظر من راه و عمل اونا کاملا غلط باشه…

    نکته دوم:

    ما هرگز توانایی خوشخبت نمودن فردی غیر از خود را نداریم زیرا ما هیچ قدرتی در خلق تجربه های زندگی دیگران که خودشان فرکانس دارند و طبق قانون، زندگی شان فقط با فرکانس های خودشان رقم می خورد، نداریم.

    در جهانی که بر پایه فرکانس و مدار ساخته شده تا فرکانس ها و باورهای هر فرد را به شکل تجربه به زندگی اش بازگرداند، ما توانایی پذیرش مسئولیت در خوشبختی دیگران را نداریم. ساختار این جهان چنین اجازه ای نمی دهد.

    افرادی که در مسیر زندگی با شما همراه هستند و تصور می کنید فقط به خاطر ماجراجویی ها یا تصمیمات شما این مسیر را تجربه می کنند، نه تنها یک شاهد بیرونی در برابر آن تجارب نیستند، بلکه خودشان بخشی از روند آن مسیر و تجربه هایی هستند که در آن مسیر رخ می دهد و آنها به واسطه ی فرکانس ها و باورهای شان با آن جنس از تجارب هم-مدار شده اند.

    یعنی بودن در آن شرایط و تجربه آن روند، حاصل فرکانس های خودشان است.

    الهی شکر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1079 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم

    سلام خدا جونم سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم سلام دوستان معنوی ام در این مسیر زیبا و الهی

    خدایا شکرت برای امروزم فرصتی طلایی در این سفرنامه روز 67 ام که باز هم مثله همیشه کلی آگاهی و آسانی و شناخت از خودم را سرلوحه کار و زندگی ام کردی

    مصاحبه با استاد قسمت 11

    خدایا شکرت که باز هم به یادم آوردی که سرم در زندگی خودم باشد و کار به هیچ کسی نداشته باشم

    من فقط مسئول خودم هستم

    من ن در خوشبختی یگران ‌ و ن در بدبختی دیگران هیچ سهمی ندارم

    اگر من تغییر کنم جهان بقیه کارها را انجام میدهد

    نیازی به تلاش من نیست برای تغییر دیگران

    خدایا شکرت که مرا اسان کردی براسانی ها و آگاه کردی بر علم و دانش و آگاهی قوانین بدون تغییر ت

    خدایا شکرت که مرا به دستان خوبت هدایت کردی و کلام استاد کلام حق است در زندگی ام

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    خدایا شکرت که آگاهم کردی کت تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و فرکانس های من بوجود میآید

    من آگاهانه کانون توجهم و افکارم و باورها و فرکانس های خودم را با قدرت خدا یکی کرده ام

    خداوند صاحب کل کیهان هم قدرتمند و هم بخشنده ترین است

    تمام وجودم را با خدا هماهنگ کرده ام

    هر چقدر با قوانین جهان خداوند یکی باشم خوشبین تر و سپاسگزارتر قلبی آرام و آسوده دارم

    قطب نمای اصلی را در درونم پیدا کرده ام

    احساس خوب اتفاقات خوب

    با داشتن الگوی خوبی چون استاد عزیزم ومریم نازنینم من بهترین خودم هستم

    منم که باید با قوانین جهان یکی باشم تا ورق به نفع من بر گردد

    تمام اتفاقات زندگی ام الخیر و فی ما وقع شده است

    خدایا شکرت که با نیروی برتر در وجودم آگاه‌تر شده ام و کریدیت تمام کارهام رو بخدا سپردم

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست

    خدایی که آسمان ها وزمین وهرانچه بین آنهاست را مسخر من کرده

    من فقط باید بندگی خدا را بجا آورم بقیه کارها را بسپارم بخدا

    من با شکر گذاری با تغییر زاویه دید با اعراض از ناخواسته ها با توجه به خواسته ها با توجه به زیبای ها و نعمتها و داشته هایم با تمرکز برافکار و باورها و فرکانس های خودم با احساس خوب داشتن با ایمان و اعتماد و توکل و امید بخدا خودم

    سمت خودم را انجام دهم

    خدا سمت خودشو خوب بلده

    منم که باید با خدا هماهنگ باشم

    خدا همیشه هست من باید در جهت رشد الهی باشم

    خداوند هر لحظه در حال پاسخ دادن به افکارم باورها وفرکانس های من است جهان هر لحظه به من پاسخ میدهد جهان اینه من است

    الهام خانم داری به چی توجه می‌کنی از همان جنس داری به زندگیت دعوت میکنی داری به چی فکر می‌کنی کانون تمرکزت را روی چه چیزی گذاشته ای داری به خواسته هات توجه می‌کنی یا به تضاد های بیشتر

    خب عزیزم تویی که خالق زندگی خودت هستی بن درونت نگاهی بنداز ببین داری به چه چیزی توجه می‌کنی که از همان جنس بیشتر وارد زندگی ات میشود

    الی جونم حواست به اتفاقات زندگیت باشه

    تو دیگه آگاهی که خودت خالق زندگی ات هستی

    کانون توجه و تمرکزت را روی خودت بزار

    ببین چی میخوای ببین جنس افکار و باورهایت خدایی و در جهت الهی و رشد و گسترش هستی یا در جهت شیطان و ناخواسته ها داری میری

    اگر آرامی و ایمان و توکل داری و قلبت با الا بذکرالله تطمئن و القلوب است پس راهت درسته

    اگر غم و نگرانی داری پس راهت اشتباهه عزیزم

    از قلبت دیگه میفهمی چی داره از ذهنت میگذره

    الهام جون تو در درونت قطب نما داری پس به حرف قلبت گوش کن آرام باش تا صدای خداوندبالا رود و صدای شیطان پست شود که همیشه از غم از گذشته و ترس از آینده میاد

    عزیزم در لحظه زندگی کن و لذت ببر از اینکه فقط داری نفس میکشی بخدا اعتماد کن تو ارزشمندی تو پاره ای از خداوند متعال هستی تو لایتناهی هستی

    هر لحظه بیاد بیار که خداوند در درون تو ودر قلبت و در وجودت نشسته ومیگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را واذا سالک عبادی اجیب دعوه داع إذا دعان فانی قریب

    هرگاه بندگان من ازتو از من پرسیدند بگو خدا نزدیک است

    خدا نزدیکه دختر خوب خدا را در وجودت پیدا کن

    خدا هست و خدا هست و خدا هست

    خدایا شکرت روی نیازم فقط بتوست

    من بخدای خودم ایمان و اعتماد وباور دارم

    خدایی که از رگ گردن نزدیکتر است

    خدایا شکرت که روحم را لطیف کرده ای که با دیدن هر نشانه و زیبایی و لطف و مهربانی ات اشک شوق میریزم

    خدایا شکرت که تورا دارم و هر لحظه به صدای قلبم گوش میدهم و این توانایی شنیدن صدای خداوند را تو بهم دادی

    مرا شنوا وبیناترم کردی

    مرا با قوانین جهان هستی آگاه کردی . تو دستم را گرفتی و هدایتم کردی همانطور که به این خواسته من در لحظه پاسخ دادی و مسیر رشد و تکاملم رابا هدایت خودت یکی و هماهنگ کردی من ایمانم قوی تر شده که از هدایت یافتگان و بندگان خاص خودت قرارم دادی

    میخوانمت هر لحظه با تمام وجودم اجابتم کن

    میخواهم هم خودم خوب زندگی کنم و هم کمک کنم که جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشد

    خدایا شکرت که توانایی ها و قدرت و بخشندگی بی انتهای خودت را در من جاری کردی

    من بخدای درونم ایمان دارم امیدم تویی

    خدایا شکرت که قدرت کنترل ذهن را بهم دادی و بصدای قلبم گوش میدهم

    خدایا شکرت که تمام وجودم عشق الهی است

    خدایا شکرت که با خودم آشناتر شده ام

    خدایا شکرت که بخدای خودم نزدیکتر شده ام

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار دارم

    خدایا شکرت که در این سایت الهی و توحیدی و افراد درست و روابط عالی قرارم دادی

    ک

    خدایا همه کاره تویی و من هیچ

    من با خدا پادشاهی میکنم

    خدایا شکرت که یادم دادی که من ارزشمندم وله اندازه ای که من برای خودم ارزش قائل باشم جهان هم به همان اندازه برای من ارزش قائل است

    پس من برای آرامش و شادی و لذت بردن از زندگی ام ارزش قائل هستم و هیچ گونه کاری با افکار و عقاید دیگران ندارم

    هر انسانی آمده که خودش را تجربه کند همه آزاد و رها هستیم هر کسی هر جور دوست دارد با هر دیدگاهی قابل احترام است

    منم که باید اعتراض کنم آنچه که نمیخواهم و توجه کنم آنچه که میخواهم

    همه چی در درون من اتفاق می افتد

    منم خالق زندگی خودم هستم پس خوب بسازمش

    هم به خودم کمک کنم و هم به رشد و گسترش جهان خداوند

    که خداوند بیشتر از من دوست دارد که من رشد وپیشرفت داشته باشم

    خدایا شکرت که تورا دارم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    پریسا شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 2935 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان ،خداوند خوبیها و برکتها

    استاد عزیزم سلام خدمت شما

    تک تک این فایلها راه چاره و حل مسئله فکری من هستند

    من هم میگم‌نمیتونم یه کاری انجام بدم ب خاطر فرزندم

    اما تو این فایل شما اشاره کردین که ما مسئول زندکی و خوشبختی کسی نیستیم

    همه چیز ار تغییر افکار پیش میاد

    من در تمام دورهمی ها دخترم و میبرم یعنی یه پیش زمینه فکری دارم

    اما 2 تا از دوستهام میگن ما بچه به دنیا آوردیم شیر دادیم تا یه جایی رسوندیم حالا یه شب پدرشون داشته باشن

    البته دوستای منم همینجوری بزرگ شدن

    برای من هم باید اینجوری باورسازی بشه اما من از همین العان این باور و ساختم طی تکامل این باور و منطق سازی میکنم و تو ذهنم خیلی طبیعی شکلش میدم تا به مرحله اجرا برسه

    در نهایت تمام محدودیتها در ذهن خودمه ،در باورهای خودمه ،در باورهایی و الگوهایی که در گذشته دیدم و شنیدم‌

    و من فقط باید‌برای زندگی بهتر این زنجیرها رو باز کنم ،همین

    من هم مسئول و مراقب کسی نیستم و مسئول مراقب افراد خداونده بلند مرتبه هست

    خدایا سپاسگذارم ازت به خاطر همه نعمتهات

    سپاسگذارم از دوستانم

    پریسا شعبانی از شهر زیبا و ثروتمند آمل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهسا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 921 روز

    سلام وقت شما بخیر

    بسیار متشکر از آگاهی ها و تجربیاتی که سخاوتمندانه در اختیارمون قرار میدید.

    آقای عباسمنش در این فایل گفتن که به خاطر بچه از اهدافشون کوتاه نمیان و اون بچه س که باید از هر شرایطی بتونه به نفع خودش بهره ببره. سوالم اینه اگه بچه نخواد بیاد چی میشه؟ منظورم بچه زیر پونزده ساله، یعنی اون نمی تونه به هاطر اهداف و تصمیمات خودش بمونه؟

    چون در مورد با آقای عباسمنش شباهت دارم پرسیدم.

    اهداف همسرم تو شهر دیگه س و اهداف منم تو شهر دیگه..تا زمانی که بچه نبود با صلح و صفا هر کس میرفت پی اهداف خودش و آخر هفته ها همو میدیدیم. اما الان سه تا بچه دارم. بردن بوه ها ممکن نیست. یکی شون نوزاده. الان دیگه خودم نمیرم شهر دیگه و از کارمم مرخصی گرفتم و مراقب بچه هام. چطوری با وجود بچه ها می تونم برم شهر غریب؟ الان مامانم همراهمه…گاهی نگهشون میداره و من میرم اما در کل واقعا ممکن نیس که بچهارو بردارم و برم سراغ اهدافم یا بچه هارو بزارم و برم…

    ممکنه بهم ایده بدید یا حرف آقای عباسمنش رو بهم روشن کنید؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2597 روز

    به نام معبود هدایتگرم

    سلام به تمام هم فرکانسیهای نازنینم

    بله استاد این درسته که آدم در درجه اول باید باور کنه که همچنین نیروی هدایتگری وجود داره چون همه چی تمام موفقیتها و زیبایی ها از وصل شدن به این نیروی هدایتگر شروع میشه.

    واقعا استاد خیلیا اصلا انگار بار اولشونه که وقتی بهشون میگی این نیروی هدایتگر وجود داره که هر لحظه در حال هدایت ما هستش میشنون و انگار بار اوله که به گوششون میخوره .برای شنیدن و دریافت این هدایتها باید درونمون کاملا آروم باشه یعنی صداهای اضافه خاموش باشه به قول استاد باید لطیف بشیم .

    بعدش دیگه می شنویم همچین صدایی رو

    و بر اساس قانون تکامل کم کم به موفقیتهای بزرگتر خواهیم رسید در صورتیکه بشنویم و بهش عمل کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1387 روز

    سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت منو میخونند

    آقا ی نگرانی وجود داره که چطوری بفهمیم فکری که میاد الهام یا ساخته ذهن

    آقا اگر به طور کلی نگاه کنیم و از دیدگاه روح نگاه کنیم یعنی دیدگاهی که جنسش آرامشه با باور آن لله و انا الیه راجعون نگاه کنیم هیچ نگرانی در مورد این موضوع وجود نداره

    یعنی روح ک دیدگاه صحیحی داره چیزی در مورد موضوع میدونه که هیچ نگرانی نداره

    آقا تمام ابهاماتی که برای من اومده بسیار شفاف و واضح بوده که نیاز نبوده بخام فکر کنم آیا این الهام یا چیز دیگری

    خیلی واضح به قول حرف های استاد میگه خب ای کارو بکن بعد تو شگفت زده میشی که تو فراموش کرده بودی این موضوع رو و اون به یادت میاره

    آقا مثلا جایی که قبلا کار می‌کردم خیلی حالم خوب بود و لذت پیبردم وقتی برایپیشرفت از خدا هدایت خواستم فیلمی تو همین سایت باز شد که اون بنده خدا دفتر کارو عوض کرده بود و پیشرفت کرده بود

    بعد به خودم گفتم یعنی خدا داره میگه آقا محل کار رو عوض کن بعد ی سوال پرسیدم که آقا اگر من از اینجا برم خب کجا برم

    بعد الله اکبر خیلی جالب گفت خب به فلانی زنگ بزن

    من اصن یادم نبود که فلانی چند روز قبلش بهم گفته بود که فلان جا ی رفیق داره که تو همین زمینه کار میکنه و موفقه

    بعد بهش گفتم جرا فلانی خیلی واضح بهم گفت که یادت رفته که اون روز بهت گفت رفیق داره

    الله اکبر

    گفتم یعنی اینجا جای خوبیه بعد گفتم شک نکنم که حتما خیلی بهتر از اینجاس چون خدا معرفی کرده

    بعد رفتم و چقدر به پیشرفتم کمک کرد

    خداروشکر

    خدایا همش لطف توست

    اگر من تو اون دفتر پیبودم معلوم نبود که چقدر عقب میفتادم

    خدایا شکرت که هدایتم کردی

    باز هم هدایتم کن

    من به هر خیری که از بهم برسه فقیرم تا آخر عمرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: