مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 48


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2118 روز

    به نام مهربان پروردگارِ هدایتگرم

    استادعزیزم خییییلی دوستدارم که این حسم رو تقویت کنم و .راغ راه هر لحظه از زندگیم باشه ،چون می‌دونم اگه به اونجا برسم چرخ زندگیم هزاران بار روانتراز الان خواهد چرخید

    چون می‌دونم اگه به اونجا برسم همیشه در آرامش و صلح خواهم بود چون قلبم آرومه و یقین داره که خداوند درهر لحظه در حالت هدایتشه

    الان که پنج ساله با آگاهی های شما زندگی میکنم تازه از شنیدن به مرحله ی درک رسیدم و ابتدای مسیر درک هستم

    الان قلبا باور دارم که هر لحظه خیرو شر بهم الهام میشه اما چون تمرکزم رو هزاران چیز بی فایده ی دیگه هست نمیتونم این الهامات رو درک کنم

    اما چون بسسسیار مشتاقم پس حتما به مسیر درک الهامات هم هدایت میشم

    درست مثل هدایت شدنم به این فایل….

    من بارها و بارها این هدایت هارو دریافت کردم و مزه و طعم بهشتی این هدایت هارو چشیدم به همین خاطر آنقدر مشتاق تقویت این حسم هستم .

    خداروشکر که چون شاگرد حاضر باشه استاد هم از راه میرسه واین نشان‌دهنده فراوانی در جهان هستیه….

    من حاضرم و استادمم هست و آموزشهاشم هست ،چه خبری بهتر ومسرت بخش ترازاین ….

    خدایا شکرت که هدایتم کردی به این سایت توحیدی

    استادعباسمنش عزیزم سپاسگزارم که این آکاهی هارو دراختیارمون قرارمیدین

    واز خودم سپاسگزارم که روز ششم عید همینطور که تو مهمونی هستم متعهدانه این آگاهی هارو دنبال میکنم چون می‌دونم وباورکردم که این ورودی هاست که باورهامو میسازن و این باورهای کنه که تجربیات زندگیمو خلق کرده

    پس منطقه که حتی تو مهمونی ،بشبنم و متعهدانه ورودی های مناسب به خودم بدم تا سال جدید سال کنفیکون شدن زندگیم از لحاظ باشه.‌‌

    دوستتون دارم عشق برای همه ی بچه‌های سایت توحیدی عباسمنش 🟢🟢🟢🟢🟢

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهدی رجبی گفته:
    مدت عضویت: 4124 روز

    درود و ارادت خدمت استاد گرامی

    واقعا ممنونم از شما دمتون گرم

    این موارد چیزی نیستند که کسی بتونه انکارشون کنه.

    برای هر کدام از ماها میلیون بار اتفاق افتاده و اگر یه ذره به گذشته و کارها و نتایج و اتفاقات دقت کنیم و بیاد بیاریم می تونیم بهتر اثر قانون رو در زندگی مون بفهمیم که…

    (آآآآراااامششش و حال خوب و رهایی و تسلیم بودن همه چیز است.)

    دقیقا هر وقت بابت چیزی مثل گم شدن وسایل یا زمانیکه نیاز به چیزی، ایده ای، یا یک تاکسی یا یک شرایطی، یا یک مشتری، یا هر چیز دیگری داریم مهم ترین چیز اینه که لحظاتی فقط مکث کنیم، به ذهن مون که داره افکار منفی و ترس و نگرانی و ناامیدی رو القا می کنه بگیم:

    صبر کن چند لحظه صبر کن. واکنش نشون نده آروم باش و آروم بگیر مشکلی نیست همه چیز تحت کنترل خداونده. فلان چیز بزودی میاد، از راه میرسه، خودش پیداش میشه. الان تو راهه. خدایا ممنونم که برام بسادگی انجامش میدی دمت گرم. پیشاپیش ازت سپاسگزارم. آخیش خیالم راحت شد پس خدا انجامش میده. (همون کنترل ذهن، همون گفتگوهای آگاهانه درونی در مقابل نجوای شیطانی و گفتگوهای برنامه های کهنه ی ناخودآگاه)

    راستی وقتی فلان کار انجام شد میخوام بعدش چیکار کنم؟(اینجا از قدرت تصویر سازی و تجسم استفاده میتونیم بکنیم حتی برای چند لحظه که اون کار انجام شده است و خوشحالیم و آرام.)

    من ساعاتی امروز حسم زیاد خوب نبود همش در رفت و آمد بود بعضی از ساعتها و لحظات حسم بد میشد.

    سعی میکردم کامنت بخونم و ..

    بالاخره اومدم گفتم خدایا بهم بگو هدایتم کن چه محتوایی، چه کامنتی، چه فایل و ویدئویی الان بیشتر نیازم را پاسخ میده و من را به سمت حس بهتر و آرامش و امید و سبکی بیشتر هدایتم کن، کدام محتوا به هر صورتی (ویدئویی یا متن) بهم آرامش و امید بیشتر میده و چیزی که الان میتونه بهم کمک کنه چیه؟ داخل سایت شدم و چیزی به ذهنم نرسید وحسم گفت از (مرا به سمت نشانه ام هدایت کن) کمک بگیرم و دکمه آن را زدم هدایت شدم به همین ویدئو.

    با اینکه حدود یک هفته یا ده روز پیش این ویدئو رو دیده بودم ولی گفتم دوباره حتما الان نیاز داشتم پس ببینم. و اعتماد کنم (همون عمل گرایی به مرحله بعد وارد شدن) و دقایقی اولیه هنوز افکار منفی و حس بد طوری بود که زیاد نمیتونستم تمرکز کنم و ذهنم اجازه تمرکز نمی داد تا لذت ببرم و عجله وار در این مواقع ذهن میخواد زودتر رد بشه و نیازم عجله وار به آرامش است.

    و انگار میگه این هم الان مرا ارضا نمیکنه چطور پس هدایت شدم؟

    ولی گفتم یکم صبر کن

    یکم که جلوتر رفتم بتدریج بعد از چند لحظه یا چند دقیقه یکم یکم حسم بهتر شد ضمن اینکه جواب سوالات و اصلا کل مبحث مربوط به مساله من بود با اینکه درونم میدونستم که تکاملی ذهنم به ارامش میرسه و باید با تعهد و جدیت تمرکزم رو روی ورودی ها نگه دارم ولی انگار ذهنم قانع نمیشه نه از نظر منطقی بلکه حس بدم اجازه نمیداد

    ولی بهر حال رفته رفته متوجه شدم که حسم چقدر آرام تر شد.

    و تمام حرفهای گرانبهای استاد عزیز را پیش خودم همش تایید میکردم میگفتم درسته کاملا صد در صد.

    و خداروشکر بالاخره تمرکزمو تونستم بدست بیارم

    و انگیزه و تعهد مجددمو بدست آوردم برای تمرکز رو ورودی هام چون نشانه های خوب و زیادی طی این چند وقت دیدم و برام پیش اومده از خواب هایی که دیدم، بله خواب هم خودش نشانه ی خوبیه. من تقریبا کم خواب میبینم. ولی در 3 هفته گذشته چندین بار خواب های معنادار دیدم. از پولی که بدست آوردم از حس های خوبم حتی احساس خوشایند خودش نشانه تغییر است از اینکه بدون مقاومت کامنت میزارم و میخونم. این چیزها قبلا نبوده.

    خدایا شکرت

    بخاطر وجود استاد نازنین و آگاه و سایت عباسمنش دات کام و شما دوستان عزیز و مهربان وآگاهم که حس هم گروه بودن رفیق بودن و عضوی از یک جمعیت آگاه و با سواد بودن از نعمات و موهبت های این مسیر است که هر شخصی که دنبال رشد و تغییر هست را راضی میکنه.

    ممنونم

    خوب و شاد باشید

    ارادتمندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1123 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم خدارا شکر که این فایل بی نظیر را نگاه کردم هدایت الهی وقتی این باور اصلی را بسازیم که یک نیروی برتری در وجود ما هست که هر لحظه در حال هدایت و حمایت ماست و همواره با ماست این خودش یه باور قوی است و هر روز با ایمان به این باور حرکت کنیم به سمت خواسته وایمان داشته باشیم که این نیرو هر لحظه در جهت خواسته ها به من کمک می‌کند

    از این هدایت الهی من با این آموزش به صورت آگاهانه استفاده می‌کنم حتی برای نخ کردن سوزن

    باور تون نمی شه در کسری از ثانیه سوزن نخ می شود

    همه چی باور اگر ما روی باورهای خودمان کار کنیم

    وبه آنها ایمان داشته باشیم به خواسته ای میرسیم

    خدارا شکر من هر روز با گوش دادن فایل استاد عزیزم و ساختن باورهای جدید و با استمرار در این مسیر سعی می کنم که هر لحظه به احساس خوب برسم و همیشه مواظب ورودی ها باشم وهر روز روی باورها کار میکنم چرا که ذهن چموش هم

    با خوراک مناسب باید پر شود

    اگر به ذهن ورودی مناسب ندهیم مثل غذایی که بیرون بماند فاسد می‌شود مثل ما انسانها اگر حرکت رو به جلو نداشته باشیم فاسد می‌شود

    ما درخت نیستیم که مجبور به بی حرکتی باشیم

    هر روز را بهتر از دیروز حرکت کنیم و هر رو به جلو حرکت کنیم رو به پیشرفت خودمان و جهان با این کار هم خودمان خوب زندگی می کنیم و هم جهان را جای بهتری برای زندگی کردن می کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Raha گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان و تمام دوستان هم فرکانسی

    این فایل رو خیلی دوست داشتم چون یکی از عوامل بد کردن احساسم که تلاش برای کمک به دیگران برای تغییر هست و اینکه چقدر خودمو مقصر میدونستم برای بچه هام رو با این آگاهیها میتونم حذف کنم

    من از بچگی همیشه خودمو ناجی همه میدونستم از مادر و پدر و خواهر و برادر تا همسر و فرزندانم و همیشه کلی با آدمها صحبت میکردم تا حالشونو خوب کنم یا کمک کنم مسیر درست رو انتخاب کنن این موضوع واقعا روی زندگیم و احساساتم خیلی تاثیر بدی گذاشته و همین که باعث احساس بد در من میشه یعنی اشتباهه ولی من همیشه فکر میکردم که مسئول عزیزانم هستم و مخصوصا بچه هامو باید به مسیر درست راهنمایی کنم و چقدر من حرص خوردم سر این مساله حتی هفته پیش یه دعوای بدی هم با همسرم داشتم و اصرار من به ایشون برای ورود به مسیری که از نظرم درسته باعث شد که ناراحت بشن و کلی بحث بینمون پیش بیاد

    این مساله خیلی در ذهن من قویه و کنترلگری و هدایت دیگران در درونم هست که خب نیازه با تکرار ویس این جلسه به خودم کمک کنم و باور قدرتمندکننده رو جایگزین باور مخربم کنم که فکر میکنم این منم که باعث خوشبختی با بدبختی بچم میشم

    مهمترین باوری که باید بسازم اینه که خداوند هدایت کننده تمام انسانها و از جمله بچه هامه نه من و اصلا الان که عمیق تر شدم این‌کار من میتونه شرک باشه چون من این قدرتو به خودم میدم که میتونم روی زندگی بچم تاثیر داشته باشم و زندگی اون تحت تاثیر رفتارهای منه

    پناه میبرم به خداوند از شرک هایی که درونمون هست و هنوز موفق به شناساییش نشدیم

    خدایا شکرت که منو با یکی از باورهای شرک الودم اشنا کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Raha گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان و تمام دوستان هم فرکانسی ام

    استاد چند روزه که لیزری تمرکزمو گذاشتم روی خودم و گوش کردن به فایلهای شما و سیر نمیشم این فایل تموم میشه سریع میرم سراغ فایل بعدی و از صبح تا شب صداتون توی گوشمه خدا رو شکر بابت وجودتون

    استاد واقعا چجوری انقدر توانایی کنترل ذهن دارید چطور وقتی پسرتون گم شد فکر منفی نیومد سراغتون واقعا تحسین برانگیزه این حجم از توانایی در کنترل ذهن همه اینها فقط و فقط از ایمان و اعتماد به قوانین خدا میاد و هر چی ایمان ما بیشتر باشه شیطان کمتر میتونه با نجواهاش ما رو آزار بده وقتی به نیروی برتر اعتقاد و اعتماد داشته باشیم و فرکانس هامون هم خوب باشه میدونیم که اصلا و به هیچ وجه اتفاق بدی برای ما رخ نخواهد داد و همین اطمینان از اینکه چون فرکانسام خوبه و خدا هم خیر مطلقه پس اتفاق بدی نمیفته به ما قدرتی میده که میتونیم راحت تر ذهنمون رو کنترل کنیم یعنی میخوام بگم که اعتماد شما به خدا و قانون باعث شده خیالتون انقدر راحت باشه که اتفاقی برای پسرتون نیفتاده و نگران نشدین

    یه حرف عالی دیگه که زدین این بود که گفتید تجربه قبلی ما قرار نیست دوباره اتفاق بیفته و چقدر این مساله تو فرهنگ ما عمیقه و فکر میکنم ریشه مذهبی هم داره

    که پدر ومادرها مدام تجربیات خودشون رو عنوان میکنن و بچه ها رو مجبور میکنن از اون مسیری حرکت کنن که تجربیات اونها تایید میکنه در حالیکه ممکنه اون بچه با باورهای بهتر وارد یک مسیر متفاوت بشه و موفقیتهای خیلی بیشتری کسب کنه ولی به قول خودتون چون ما وقتی یک مسیری رو میریم دیگه مسیرهای دیگه رو نمیتونیم تجربه کنیم نمیشه فهمید که چقدر مسیرهای دیگه میتونسته بهتر باشه

    پدر خود من یکی از همین آدمهایی هست که فکر میکنه هر تجربه ایی خودش به دست آورده درسته و از بچگی ما رو هم به همون سمتی سوق میداد که فکر میکرد درسته و با اینکه خیلی اطمینان داشت که اگه از راهی که ایشون میگه بریم حتما موفق میشیم ولی هیچکدوم از ما خواهر برادرها به اون هدفی که پدرم فکر میکرد درسته و بالاترین حد موفقیت محسوب میشه نرسیدیم یعنی میخوام بگم لزوما راهی که پدر منو موفق کرده قرار نیست منو هم موفق کنه اون نتیجه باورهای خودشو دیده منم نتیجه باورهای خودمو میبینم فقط باعث شد که ما در مسیر علاقمون حرکت نکنیم و از زندگیمون لذت نبریم که البته اینم نمیخوام بگم تقصیر پدرمه بلکه بازم خودم و باورهای خودم منو به اون مسیر کشوند اون عزت نفس پایین و عدم خودباوری باعث شد که هر چی اونا میگن من بگم چشم و چشممو روی علاقم ببندم و اینطور فکر کنم که من ممکنه اشتباه کنم

    بازم خدا رو شکر که حداقل عمری باقیست و من به این اگاهیها رسیدم و حداقل بقیه عمرمو میتونم اون جوری که دوست دارم زندگی کنم

    دوستتون دارم و ممنون از عزیزانی که وقت گذاشتن و کامنتم رو خوندن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1275 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد نازنینم و خانم شایسته عزیز و دوستان گلم

    روز 110

    مصاحبه با استاد

    چقدررر عاشق فایل های مصاحبه با استاد حس میکنم صد بارم گوش کنم تمومی ندارن این آگاهی ها

    وقتی باوراول گوش میکنم یه چیز می‌شنوم وقتی نکاتش رو می‌نویسم یه چیز دیگه می‌شنوم و وقتی مرورش میکنم یه چیز دیگه همش در حال تعجبم که چرا من اینو نشنیدم و توی این فایل خیلی بیشتر برام این موضوع پیش اومد

    راه های ارتباط با راهنمای درون

    مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که اول باور کنیم که چنین راهنمایی هست فارغ از اینکه چقدر آدم مذهبی هستیم یا نه باور کنیم این راهنما در وجودمون هست و هر وقت ازش درخواست کنیم پاسخ میده

    این مهمترین باوری هست که باید بسازیم

    به اندازه ای که ایمان داشته باشیم و رو‌عقل خودمون حساب باز نکنیم و رو تجربیات گذشته حساب نکنیم جواب میده

    ذهن منطقی ما برای اینکه از الهامات استفاده کنیم جلوی ما رو میگیره

    وقتی این صحبت ها رو کردید نشستم و فکر کردم تا برای خودم مثال توی زندگیم بیارم که کجا ها من به راهنمای درونم گوش کردم و نتیجه دیدم یه مثالی یادم اومد من چند مدت پیش یه حسی تو وجودم گفت یه دوره ای رو بخر که خیلی قیمت مناسبی داشت هیچ وقتم نشد از اون دوره استفاده کنم ولی همون که اون دوره رو خریدم دقیقا به اندازه مبلغ اون دوره سود سهام برام ریخته شد با فاصله 5 دفه ای که من حتی فکر کردم پول دوره به حسابم برگشت زده شده ولی از همون روز به بعد این باور تو من ساخته شد که هر پولی که خرج کنی خدا برات می‌فرسته نگران نباش از جایی که فک نمیکنی بهت روزی میده

    ذهن منطقی من خیلی سعی میکرد این کار رو بی ارزش کنه یعنی مدام بهم میگفت چه تو دوره رو میخریدی یا نه این پول میاومد تازه تو پول دوره رو از دست دادی و اگر داشتیتش الان مثلا پولت بیشتر میشد ولی یه حسی بهم میگفت اگه تو اون دوره رو نمی‌خریدی این پول به حسابت نمیاومد و همونجور‌که استاد میگن جنس گفتگوهای درونی مشخص می‌کنه کی داره صحبت می‌کنه البته من خودم هنوز خیلی ایراد دارم تو تشخیص این مورد ولی سعی خودم رو میکنم به هر طریقی شده بهتر از قبل بشم

    اون گفتگو ها حس منو بد میکرد پس صددرصد نجوا بود ولی وقتی به این فکر میکردم که این کار چقدر باور منو قوی کرد و خدا از جایی که من فکرشو نمیکنم بهم می‌رسونه خیلی حسم رو خوب میکرد و این یعنی راهنمای درون

    ذهن منطقی من می‌گفت این دوره به دردت نمیخوره ولی یه حسی می‌گفت بخر و من گوش کردم بهش و نتیجه اش این بود باورم قوی تر شد تو این مورد و بعد اون چند بار برام اتفاقی افتاد جایی پولی خرج کردم که به نظرم خرج اضافه بود و پولش برام از یه جای دیگه که فکر نمی‌کردم اومد و هی داره این باور قوی میشه خدا رو شکر

    واییی استاد چه نکته ی عالی گفتید تو این فایل یعنی این از همون نکته هاست که هی میگم چرا من اینو با اینکه چند بار این فایل رو گوش کرده بودم نشنیدم

    جمله این بود که

    اصلا ایراد نداره که 5 سال پیش یه روزی پیش یه جور دیگه ای فکر میکردی و حالا که اشتباهند فهمیدی اصلاحش کنی

    وقتی تازه وارد مسیر شده بودم خوب با توجه به مدارک یه چیزی درک میکردم و بعد می‌فهمیدم اشتباه این چقدر حالمو بد میکرد همش میگفتم اههه من چرا آنقدر بد درک میکنم چرا نمی‌فهمم و کلی انگ به خودم میزدم و گفتگو شروع میشد که تو خنگی تو نمیفهمی ول کن این مسیر و……

    خدا نکنه اگه به یکی یه حرفی میزدم و میخاستم عوضش کنم ،اصلاا خیلی وقتا بخاطر حرف مردم سر حرفی که زده بودم میموندم که خدای نکرده نگن چرا حرفتو عوض کردی

    یه مثال میزنم خب توی ایران به نظرم بیشتر مردم یه ارادت خاصی به ائمه دارن و منم خوب از همون افراد بودم و داستان نذر و دخیل بستن به ائمه ،اول که درک کردم نباید از کسی بت بسازم گفتم خوب اونی که خواسته ها رو برآورده می‌کنه خداست نه ائمه ولی اینا واسطه ای هستن بین ما و خدا

    بعد که گذشت درکم بهتر شد و سعی کردم باورای توحیدی تر بسازم فهمیدم من اشتباه میکردم و هیچ واسطه ای نیس و من فقط میتونم از این آدما الگو بگیرم برای نزدیک تر شدن به خدا

    حالا اگر این دیدگاه رو مطرح کنم نگم از اطرافیان که چقدر حرف میزنن که توهم عوض شدی و نزار ایمانت رو از بین ببرن و‌ حرف هر کسی رو گوش نکن و خیلی حرفا ولی امروز فهمیدم این اصلا بد که نیست خیلی هم خوبه و اگه من دارم تغییر میکنم و آگاه تر میشه این نشونه ی خوبی ونظر دیگران مهم نیس

    این باور اتفاقا خیلی بهمون کمک می‌کنه دیگران رو هم کمتر قضاوت کنیم اگر میبینیم کسی حرفی زده و الان حرفشو عوض کرده بمبارانش نکنیم که فلانی قبلا یه چیز می‌گفت الان عوض شده ،بابا اونم آدمم می‌تونه تغییر کنه ولی چقدر از ماها بخاطر اینکه قبال یه حرفی گفتیم ولی چون نمی‌خواییم کم بیاریم عوض نمی‌کنیم حرفمون رو ولی من به خودم قول دادم اگر جایی اشتباه کردم خیلی راحت قبول کنم وسعی کنم تصحیح اش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1452 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    روز 110 سفرنامه

    مصاحبه با استاد10

    سلام استاد جانم چند روزی میشه که وارد شغل و محیط مورد علاقه ام شدم و با شور و اشتیاق فراوان دارم کار میکنم.استاد عزیزم این روزها معنی الهام رو خیلی خوب میفهمم خیلی خوب دارم میشنوم و سعی میکنم که خوب عمل کنم. در مورد مثالی که تو فرودگاه زدید در رابطه با الهامی که بهتون شد و مقاومت های ذهنتون این روزها بارها و بارها داره برای من اتفاق میفته.یا بهتره بگم که همیشه اتفاق میفتاده ولی من تازه داره میفهمم و درک میکنم.هر بار به الهامی که بهم گفته میشه عمل میکنم بر خلاف نجواهای ذهنم شگفت زده میشم از نتیجه اش.

    خداوند همیشه بامن بوده همیشه خواسته هدایتم کنه ولی من خودمو لایق نمیدیدم.حالا دارم خوب درک میکنم که خداوند هیچ وقت از دست من ناراحت و عصبی نبوده هیچ وقت منو قضاوت نکرده.این روزا بیشتر از اینکه فکر بکنم دارم عمل میکنم‌.به محض اینکه ایده ای میاد عملیش میکنم.تازه میفهمم که تمام این مدت که عمل نمیکردم همش تو در و دیوار بودم.و منتظر بودم یه اتفاق خاصی برام بیفته و هیچ وقت نیفتاد ولی از زمانی که دست به عمل تر شدم انگار همه چی داره تو زندگیم تغییر میکنه.

    یکتای مهربانممممم بی نهایت شکرت.

    استاد جانم به قدررری به لحاظ فیزیکی خستم که چشمامو به زور باز نگه داشتم ولی به قدرییی اشتیاق و انگیزه دارم که دلم نیومد این کامنت رو الان ننویسم.

    عاشقتونم.

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1951 روز

    ب نام الله هدایتگر ب سمت زیبایی شادی سلامتی ثروت و حال خوب

    سلام ب استاد عزیز در این فایل زیبا

    نکات مهم

    =تضادها خوب هستن و با بر خوردن ب تضادها خواسته ها پیدا میشن

    =هر دیدگاهی دوست نداشتیم باهاشون بحث نکنیم و هر جوری خودمون دوست داریم زندگی کنیم

    =ب دیدگاهای دیگه کار نداشته باشیم و انرژیمونو برای دیدگاه ها بقیه صرف نکنیم

    =هر کسی با هر دیدگاهی برای خود محترم و هیچ کسیو نباید قضاوت کنیم

    =و در دین هیچ اجباری نیست

    =ما مسئول خودمونیم و مسئپل کسی نیستیم

    =هیچ‌کس بار دیگری را بدوش نخواهد کشید

    =ما حتی توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن کسیو نداریم

    =ما باید مسیر درست بریم و هر کسی خودش میتونه مسیر زندگی خودشه درست کنه

    =با تغییر باورها همه چیز در زندگی درست میشه

    سپاسگذارم برای این فایل زیبا

    آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محسن سعیدی گفته:
    مدت عضویت: 1148 روز

    سلام بر دوستان و استاد عزیز جناب عباس منش بنده تازه عضو شدم و خیلی توی سایت سرچ میکردم ولی خیلی جالب بود که تا به امروز این دکمه را ندیده بودم بنظر بنده خود هدایت شدن به سمت این آپشن و دکمه سایت بزرگترین و بهترین هدایت ونشانه بود سپاس از خداوند و بندگان خوبش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    فرزانه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1368 روز

    سلام به همگی

    احساس گناه می‌تونه از تجسم آینده هم بیاد.

    بعضی اوقات در تصمیم گیری ها و عمل کردن به اون ها، نجواهایی به شکل سناریوهایی در ذهن شکل می‌گیرند که محتواش این هست که در اگر آینده ثابت بشه که این تصمیمی که الان دارم می‌گیرم و این کار من اشتباه بوده باشه چی و ترس اینکه من در قبال دیگران احساس گناه و عذاب وجدان خواهم کرد.

    فکر میکنم این نجواها ریشه شون اشتباهاتی هست که رها نکردم و درک درستی نسبت به اون ها پیدا نکردم.

    برای همین شده ترس هایی که عضله تصمیم گیری من رو ضعیف و ضعیف تر کرده و ترمزی که جلوی حرکت من رو گرفته‌.

    ترمز : اگر اشتباه کرده باشم چی؟

    نگاه درست اینه که هر تصمیمی که من اون لحظه گرفتم و بهش عمل کردم، متناسب با شرایط اون زمان تصمیم به جایی بوده‌.

    و گاهی اگر تصمیمی اشتباه از آب درمیاد، به خاطر اهمیت دادن به همین نجوا و احساس ترس و نگرانی و عدم یقین اون نتایج رقم خورده.

    پس حداقل اگر تصمیمی گرفتم دیگه باید اون “اگر… چی ها” رو رها کنم و حرکت کنم و حسم رو خوب نگه دارم که توی مسیر بتونم اگر تغییر مسیر لازم بود هدایت بشم.

    و البته که باید باور های مناسب رو بسازم به خصوص باور اینکه من فقط مسئول زندگی خودم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: