مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 47


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    سلام

    روز 67

    چقد خوبه این بحث نکردن و نخای قاتع کنی بقیه رو که بیا درست شو و …. اینو استاد عباسمنش میگه ها . دیگه من بماند بخدا .

    خدا هم گفته اعراض کنید از چیزی که نمیخایید

    همون حرفی که هرکی رو ریل خودشه و تا وقتی نخاد بیاد تو مدارب خب چه کاریه از ریل خودمون بخاییم اونو بهم بریزیم

    اینو.بفهمم . دونستنش اکی شدما . باید بفهممش و تو عمل انجامش بدم چقد آرامشم بیشتر و بهتر میشه خدایا

    هرکس نتیجه اعمال و باور و فکرای خودشو میبینه

    براساس نتیجه تصمیم بگیریم که من از نتایج این ریلی که اومدم انقد آرامشم واضح نسبت به قبل تغییر کرده که مطمینم از خودم رو همین ریل بمونم پس با بقیه کاری نداشته باشم.

    یه فرهنگه که واکنش ندیم و. نخاییم خودمونو مسیول دور و بریامون بدونیم . ما فقط مسیول خودمونیم و بس

    هیچکس بار دیگری را بردوش نمیکشد آیه قرآن

    حتی پدر و مادر و بچه . این خیلی خیلی مهم هم از دیدم بر پدر و مادرم هم برای دخترای عزیزم

    من مسیر درست رو برم . بقیه مسیر خودشونو میرن . حالا از نتایج مبتونن تاثیر اونم خودشون بخان بگیرن

    هر مسیری داری باید بری . وابسته نکن به پدر مادر همسر بچه

    مثال خود استاد رو به خودم بگم با پسرش …

    اشتباهه که دنبال هدفام ندم بخاطر همسر و فرزند و … که البته اگه تو مسیر. خوب بریم به نفع اونام هست

    خدایا ممنونم خدایا شکرت . استاد ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1385 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز صد و دهم

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و دوستان خوب و عزیزم

    شروع فایل با چگونگی استفاده از الهامات و باورهای مثبت هست و خدارو سپاسگزارم بخاطر هدایتم به این مسیر پر از نعمت و اتفاقات خوشایند و پر روزی

    میخوام بگم منم از ندای درونم در بازی هام هم یاری میخوام و خوشحالم استاد هم همینکار رو انجام میدن،این یعنی استفاده و یاری خواستن از ندای درونم هست پس در آشپزی حموم کردن لباس پوشیدن خرید کردن رانندگی کردن حتی در اجابت مزاج،و خلاصه هر کاری ک فکرشم شاید به ظاهر باعث خجالت بشه میشه و در واقع باید از خداوند و ندای درونمون یاری بخوایم ،خداوند به شکل ندای درونی با ما صحبت میکنه در واقع لازمه ادامه هدایتمون در مسیر خداوند استفاده از ندای درونیمون هست و خداروشکر مشخصه خوبی داره ،اینکه نجواها د ر حد پچ پچ و همراه با استرس اعصابخوردی و نگرانی هست

    والهامات حامل آرامش و اعتماد به خداوند هست ولی …..متاسفانه اینقدر با نگرانی و استرس زندگی کردیم به غلط برامون باور شده بود که نگرانی و استرس جزو لاینفک زندگی عادی مون هست!

    و خداروشکر میگم که دارم بیشتر بیشتر متوجه وجود الهامات میشم که از جنس آرامش و اعتماد هست و صداشم خیلی بلنده ولی باید بشنویم و عادت کنیم به شنیدنش

    امروز من به چیزی که خیلی وقت بود میخواستم از خدا، رسیدم. و جالبه قبل اینکه آگاه شم خیلی جنس احساسم فرق می‌کرد و خودم متوجه شده بودم طوریکه گفتم خدایا اگر این احساسی ک دارم نشانه برنده شدنم باشه پس دارم درکش میکنم و اینو باید یادم بمونه و بیشتر وبهتر درکش کنم وقتی داشتم نماز میخوندم دوباره ی ندا اومد که گفت به خواسته م رسیدم ولی همزمان ی گفتگویی میگفت بهش نرسیدم خلاصه منم گفتم مطمعنم موفق شدم ولی در هرصورت هر اتفاقی بیوفته به نفع من هست بخدا خیلی حسم اروم بود و جالبه بممحض تموم شدن نمازم متوجه رسیدنم به خواسته شدم و فهمیدم جنس الهامات خیلی پاک و آرومه و خداروشکر میکنم

    تفاوت استاد با خیلی های دیگه اینجاست ک استاد دیگه متوجه شدن جنس الهامات و نجواها رو ،و خداروشکر تحت هر شرایطی تا جایی ک بتونن به ندای درونشون گوش میدن و مهمتر از همه عمل میکنن ،خدایا شکرت و سپاسگزارم خدای وهابم

    و استاد احسنت به عزت نفس و لیاقتتون که بدون نگرانی و با اطمینان ازینکه مث هر شخصی خطا و اشتباه میکنید و مهم اینه هرلحظه در حال پیشرفت و گسترش خودتون هستید و قطعا هر بار بهتر از قبل خودتون هستید ،و ابایی ندارید ازینکه بگید در حال طی کردن تکامل هستید

    و نکته دیگه اینکه بهتره بجای بها دادن به اشتباهات و خطاهای خودمون و بقیه بریم و جنبه مثبت هر اتفاقی رو برداشت کنیم

    نمیگم آسونه ولی شدنیه چون ما میخوایم و خدا هم بهمون عطا میکنه

    خدایا شکرت و سپاسگزارم

    و بقول دوستمون باید برای شنیدن الهامات و نداهای درونمون از جنس خودشون شیم!

    یعنی سکوت کنیم چه در درونمون چه بیرونمون

    و برای رسیدن به این مهم تنها از خداوند یاری و کمک بخوایم

    بعدش تقسیم کار کنیم،وظیفه ما توکل بر خداست و تنها از خدا بخوایم و تنها خدارو بپرستیم ،و وظیفه خدا رسوندن ما به خواسته ها و فراوانی و نعمت هست.

    خدایا شکرت و سپاسگزارم برای تمام نعمت‌هایی ک بهم عطا کردی

    در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند وسعادتمند در دو دنیا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    Sos گفته:
    مدت عضویت: 2598 روز

    کلمات از جای از میان واژگان پروردگار هدایت میشن برای کسانی که در مسیر خلق روباهاشون در هر لحظه لذت می‌برند اون افراد به قوانین بدون تغییر ایمان دارند

    سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان

    روز 67 تحول زندگیم

    ………………..

    خدایا سپاسگزارم بابت امروزم که در بهترین حالت ممکن بیدار شدم چقد این روزها خیلی شادتر انگیزه ام برای کسب موفقیت های فوق‌العاده در احساس خوب هستم من به‌خودم ایمان دارم چون خدای دارم در هر لحظه منو هدایت راهنمایی میکنه سکوت میکنم جریان فکرها بسویم سرازیز میشن برای خلق های بی نظیر من قبل کجاست منه جدید خیلی فوق کرده آگاهانه تصمیمات زندگیم میگیرم من با برخورد به تضادها دارم بزرگ میشم الان درک بهتری از شرایط که توش هستم میفهم خودم با تنظیم فرکانس های مثبت روزهای خودم میسازم چقد لذت میبرم…..

    من کسی هستم که توی رفاه خاصی زندگی نکردم در یک خانواده معمولی بدنیا اومدم در یک خونه کوچیک بزرگ شدم حتا یک اتاق بیشتر نداشت همیشه دوست داشتم خونه مون بزرگ و اتاق های زیادی داشته باشه این خواسته توی دورنم شکل گرفته خونه بسیار بزرگ که در بهترین مناطق دنیا برای خودم بسازم مطمن به این خواستم میرسم ولی الان عاشقانه کار میکنم اینقدر کارم را دوست دارم که خیلی کم میخوابم گذار زمان حس نمیکنم این تضاد که من عاشق کسب درآمد انلاین بودم هدایت شدم به بهترینها….

    استاد من‌ پیام های شما را با روحم گوش میدم‌ و عمل میکنم به چیزهای که گفته میشم در فایلهای شما من در مدار آگاه های ناب برای دریافت هستم

    من تنها مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم …….

    میلاد پسری از نور

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    صدیقه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته عزیز

    و سلام به همه دوستان ناب و آگاه

    خداروشکر میکنم که باز هم به من نعمت دیدن و شنیدن یک فایل عالی دیگه رو داد

    خداروشکر میکنم که دوباره قانون برام مرور شد

    قانون اعراض کردن

    و قانون من فقط خالق زندگی خودم هستم و هیچ قدرتی در زندگی دیگران ندارم

    استاد اگر این حرفها رو هر روز و هر روز گوش کنم باز هم ممکنه یه جاهایی از دستم در بره و فراموش کنم که من هیچ قدرتی در زندگی دیگران ندارم

    من قدرت ندارم زندگی پسرم رو بسازم

    من قدرت ندارم زندگی دخترام رو بسازم یا حتی اون ها رو از راهی که من فکر میکنم نادرسته برگردونم .

    چون در نهایت اونها راهی رو میرن که خودشون فکر میکنن درسته .

    هیچ پدر و مادری هیچ قدرتی روی زندگی بچه هاش نداره ولی نمیدونم چرا ما با مادر شدن یا پدر شدن فکر میکنیم که بااااید و وظیفه الهی مونه که بچه هامونو به راهی هدایت کنیم که خودمون فکر میکنیم درسته .

    مخصوصا الان استاد یه جوی درست شده که بااااید مواظب بچه ات باشی ،باید بهش راه درست رو نشون بدی،باید حواست به رفت و امدش باشه , که خدای نکرده از راه بدر نره .

    ولی من خودم بارها و بارها شاهد سختگیری های والدینی بودم که بچه هاشون رو درست تربیت کنن ولی چیزی که بوجود اومده این شده که اون بچه به راحتی به راحتی دروغ میگه و هرکاری که دوست داره انجام میده .

    استاد من خودم هم قبلاً دقیقا همین دیدگاه رو داشتم و بشدت دخترام رو محدود کرده بودم هرچند که اونا هنوز خیلی کوچیک بودن .

    ولی از وقتی با شما آشنا شدم خیلی اونها در روابطشان آزادتر بودن و نکته جالب اینجا بود که اونها هر کاری میخواستن انجام بدن به من میگفتن .

    و من هم خیلی از این موضوع راضی هستم .

    و اتفاقا همین چند روز پیش که با دخترم از این موضوع صحبت میکردیم گفت مامان من واقعا با تو صادقم و هر اتفاقی بیفته برات تعریف میکنم و من خیلی لذت بردم

    و گفت یکی از دوستام که خانوادش بشدت محدودش کردن به راحتی بهشون دروغ میگه و کارهایی انجام میده که من اصلا بهشون فکر هم نمیکنم .

    استاد دخترم می‌گفت مامان، این دوستم اینقدر راحت دروغ میگه که من هم براحتی دروغ هاشو باور میکنم بعد خودش میگه که اینو بهت دروغ گفتم .

    یعنی این دختر اینقدر مجبور بوده بخاطر محدویتهای خانواده دروغ بگه که تبدیل شده به یک دروغگوی ماهر .

    و من چقددددر خداروشکر کردم که در زمانی که باید با دخترام رابطه بهتری برقرار کنم این آگاهی ها رو فهمیدم وگرنه من هم دقیقا مثل همون خانواده دوست دخترم میشدم و البته باید یادم باشه که اونا رو هم هیچ وقت قضاوت نکنم

    چون اون ها هم طی باورهایی که سالهای سال بهشون خوروندن اینجوری فکر میکنن.

    یه مثال دیگه بزنم از خانواده خودم .

    من برادر بزرگم در جوانی خیلی بقول ما مشهدی ها رفیق باز بود استاد باورتون میشه اگر بگم تمام تمرکز پدر و مادر من این بود که اون کار نادرستی انجام نده ولی اتفاقی که میفتاد این بود که هر روز یه کاری میکرد که اونها بیشتر تاسف میخوردن و باز نگرانی بیشتر و سوال و جواب بیشتر از طرف پدرو مادرم و سرکشی بیشتر از طرف برادرم .

    ولی خداروشکر بعد از یه مدتی دیگه اون کارهارو گذاشت کنار و الان یک خانواده دوست داشتنی داره و زندگی روبراهی داره

    یعنی می‌خوام بگم به خودم که هرکسی راهی رو میره که خودش فکر می‌کنه درسته نه راهی که من براش دیکته کنم .

    امیدوارم این درسها رو یادم باشه و هر روز به خودم بگم من مسئول زندگی دیگران نیستم

    من خیلی هنر کنم زندگی خودم رو بتونم درست کنم اون هم اگر به هدایت‌های خدا گوش کنم وگرنه من هم به راحتی از مسیر دور میشم .

    خداروشکر میکنم که امروز هم تونستم فایلی رو گوش کنم که ازش یک درس عالی دیگه بگیرم .

    استاد عزیزم ازت ممنونم برای همه این آگاهی های ناب که هیچ کجای دنیا بهشون نمیرسیدم

    خدایاشکرت برای مسیر درست

    خدایاشکرت برای مسیر الهی

    خدایاشکرت برای راه راست

    خدایا من به هر خیری از جانب تو فقیرم هدایتم کن الله مهربانم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوبم

    فایل های مصاحبه با استاد واقعا فایل هایی هستند که خیلی ارزشمند هستند

    چون نکته هایی عالی و کاربردی در آن مطرح می شود و استاد هم توضیحاتی عالی و جامع به آن می دهند

    نکته ای که یاد گرفتم این بود

    هیچ چیز بد نیست

    پس اگر من می خواهم کاری انجام بدهم که فکر می کنم خانواده ام به دردسر می افتند این تضاد شاید بظاهر بد باشد اما برای آنها در کل خوب است چرا که در دل آن تضاد برای خانواده هم راهکاری پیدا می شود که در مسیر رشد و پیشرفت بسیار کمک کننده است و بسیار مفید است

    قانون زیبایی استاد گفتند که هیچ وقت بحث نکنم و بحث کردن کامل اشتباه است

    دوست نداری خوب انجام نده به همین سادگی

    و وقتی که من دیدگاهی را دوست نداشته باشم به آن عمل نمی کنم و از آن اعراض می کنم

    هییچکس بار دیگری را بر دوش نمی کشد و این نکته بسیار عالی بود که من امروز شنیدم

    وقتی که من مسیر درست بروم و راه درست بروم افراد دیگر هم با دیدن این مسیر درست من مشتاق می شوند و آنها هم به مرور در مسیر من قرار خواهند گرفت

    هرگز نباید غصه بخورم بخاطر مسیر نادرست دیگران

    وقتی که من هدف دارم و می دانم که در نهایت راهم و مسیرم درست باشد پس باید به ان راه ادامه بدهم و به جلو حرکت کنم

    حال خوب دیگران هم در کنار من هستند هرچند ممکن است در تضاد قرار بگیرند اما آنها از همین تضاد ها می توانند به نفع خودشان استفاده کنند

    پس اینکه من می گویم بخاطر پدر و مادر و فرزند و همسرم فلان کار را انجام نمی دهم این کاملا اشتباه و غلط است

    هرکس مسئول سرنوشت خودش است

    ممنون از استاد عزیز بخاطر تهیه این فایل زیبا

    سپاس از خدای خوب خودم

    ممنونم از خدایی که من را به اینجا هدایت کرده است

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    Pari گفته:
    مدت عضویت: 3101 روز

    بنام خداجون مهربونم

    سلام استاد دوست داشتنی مریم جان عزیزم

    سلام دوستان گل

    روز 67 از سفرنامه بنده

    دیروز همش تو ذهنم بود که آیا من مسئولیت زندگی خودم رو پذیرفتم ؟

    امروز با این فایل روبرو شدم

    انگار استاد دیروز فکر منو خونده و امروز برام جواب فرستاده

    مطالبی که گفتین خیلی از سنگینی ها رو از رو دوشم ورداشت

    اون جمله از دل تضادها خواسته ها بوجود میاد

    یا مطالبی که گفتین مفهوم الخیر فی ما وقع

    این ماییم که باید بپذیریم نه دیگران مسئول ما هستند نه ما مسئول دیگران

    هر اتفاقی هم که تو زندگیمون میافته نتیجه باورها و فرکانس های خودمون هست حالا اگه اتفاق به ظاهر بد باشه حتما خیری درش هست این به ما بستگی داره که ازون اتفاق برای موفقیت خودمون استفاده کنیم یا برای شکستمون

    این فایل حتی احساس گناه احساس قربانی شدن ظلم کردن دیگران در حق ما همه اینا رو رد میکنه خط قرمزی روش میکشه و بزرگ و تیتر وار مینویسه

    هیچ کس مسئول کسی نیست

    جهان به فرکانس و باورهای هر کسی پاسخ میده

    مسئولیت زندگی خودمون رو بپذیریم

    استاد و مریم جانم سپاسگزارم ممنونم تشکر میکنم

    دیگه نمیدونم تشکرمو در قالب چه کلماتی بیان کنم

    خیلی دوستتون دارم

    خدایا شکرت میکنم بابت تمامی آگاهی هایی که هروز هروز در این مسیر بهم میدی شکرت خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان و دوستان نازنینم

    روز 67

    ما مسئول زندگی دیگران نیستیم ما فقط مسیول زندگی خودمون هستییم

    وقتی این جمله رو شنیدم گفتم صادق باشم با خودم و ببینم چقدر این جمله رو قبول کردم می‌دونم نمیشه یه شبه تغییر داد باور ها رو ولی بعضی وقتا نسبت به بعضی باورا خیلی بیش از اندازه مقاومت داریم و اینم یکی از اوناست ،بزای منی که چندین سال تو گوشم بوده که تو باید بچه ات رو درست تربیت کنی ،تو اونو به دنیا آوردی مسئول رفتارش هستی ،همیشه کسی خطایی کرده لعنت به پدر و مادر فرستاده شده

    اولش تا جلسه ی امروز رو گوش کردم آنقدر نجوا اومد باشه قبول عباس منش همه چی رو درست میگه ولی اونم آدم جایز الخطاست حتما اینجا داره اشتباه میگه مگه میشه تو مسئول زندگی بچه ات نباشی از زندگی اون بزنی و بری پی کار خودت این آخر خود خواهی و….

    همش از صبح میگفتم نه من دیگه تو این زمینه نمیتونم کاری کنم ولی وقتی یکم آروم تر شدم و فکر کردم دیدم قبل اینم خیلی از موارد بوده میگفتم نه من تو این زمینه تغییرنمیکنم مثلا شفاعت از امامان برای آمرزیده شدن تا بوده یادم میاد میگفتن برو امام حسین شفاعتت کنه وقتی با عقل فک کردم دیدم حرفایی که استاد میزنه یه جنس دیگه ای داره

    وقتی استاد گفتن ببنید فکرتیی که الان دارید چه نتیجه ای داره ،به نتیجه ی زندگیم که نگاه کردم دیدم این زندگی اون چیزی که من میخام نیس پس این طرز فکر صد در صد ایراد داره ولی نیاز داره من روش آروم آروم کار کنم همون جور که روی باورای قبلی کار کردم رو اینم میتونم فقط کافیه ادامه بدم و به خدا بسپارم

    نکته ی این فایل برای من که خیلییی باید تکرارش کنم

    من فقط مسئول زندگی خودم هستم فقط و فقط خودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حسل گفته:
    مدت عضویت: 2593 روز

    به نام خدا

    سلام به همه دوستای عزیزم، سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم.

    آگاهی های این فایل اینقد برام جدید بود و اینقد با باورهای من ناسازگار بود که انگار یه حرف عجیب غریب رو داشتم میشنیدیم. ذهنم به کل مقاومت نشون میداد و هی میگف چطوری!!! بعد به زندگی خودم فک کردم. به اینکه همیشه از خانوادم انتظار داشتم شرایط منو عوض کنن و یا اینکه هر بلایی سرم میومد یا هرجایی موفق نمیشدم، اعم از کنکور، کار و هزار جای دیگه، پناهگاهم و یا بهتر بگم بهترین بهانه ام این بود که بگم، خب من خانوادم و پدر و مادرم اینجوری بودن و منم اینجوری شدم و نمیشه دیگه کاریش کرد و خودم برا خودم دلسوزی یا همدردی میکردم. این کلمه دلسوزی رو دوست دارم بیشتر و بیشتر راجبش بگم چون جزو جدیدتری و مخفی ترین ترمز های زندگیم که کشفش کردم، هستش. من همیشه دوس داشتم فیلمهای مربوط به هولوکاست رو ببینم یا فیلم های جنگی راجب افغانستان و… و همیشه فک میکردم خیلی به فیلمای جنگی علاقه دارم ولی تازگیا با دیدن یه سری افکاری که تو ذهنم و تو ناخوداگاهم بود، فهمیدم من عاشق دل سوزوندن و ترحم کردنم!!! به عبارتی از این کار لذت میبرم‌. از اینکه میدیدم تو فیلما مورد ظلم واقع شدن و دلسوزی میکردم انگاری از اون دلسوزیه حس خوب میگرفتم و تو زندگی خودم هم اجراش میکردم! و این شاید بزرگترین ترمز زندگیم باشه که دوست داشتم عدم تغییر دیدگاهم رو بذارم پای اینکه تو زندگیم کجاها مورد ظلم و ستم واقع شدم و بگم چون این اتفاقات افتاده، منم قاعدتا یه فرد اوکی ای نیستم که بخوام حرکت کنم!!! الان که دارم اینا رو مینویسم خیلی برام واضحه که این یه باور غلطه ولی من فهمیدم باید این ترمز رو هر روز به خودم یاداور بشم و با ارزشمند بودن توانایی های حال حاضرم و ارزش دادن به خودم اونم آگاهانه و صحبت کردن های اگاهانه با خودم و تکرارشون پشت سر هم تا وقتی که از اون اگاهی ها حس خوب بگیرم، این ترمز رو نابود کنم.

    ترمز اینکه تمام اتفاقات بد زندگیم رو تقصیر خانواده بدونم عین شرکه ولی یه موضوع دیگه هم بود، خانواده من هم متقابلا از من انتظار داشتن یه سری از شرایط رو من براشون مهیا کنم تا حس خوب داشته باشن! اتفاقا این موضوع دوم خیلی منو درگیر کرده بود و واقعا دنبال یه جواب تکون دهنده و محرک میگشتم که دقیقا تو این فایل بهش رسیدم. به یه باور شاید تکراری ولی کامل تثبیت نشده که بشدت تو کل

    مراحل کارسازه و اونم اینه که همونطور که من مسول تمام و کمال زندگی خودم هستم. بنابراین هر فرد دیگه ای اعم از خواهر، فرزند و… اونا هم مسول زندگی خودشونن. این جزو برنامه الهی هستش و هر کی برخلاف این بخواد عمل کنه، یجورایی قدرت خدا و برنامهاش رو دست کم گرفته و به عبارتی شرک ورزیده، یه گناه عظیم رو مرتکب شده.

    همونطور که خدا منو هدایت کرده و میکنه، قدرت اینو داره که هر بنده ای که دست هدایت به سمتش میبره رو از بینهایت طریق که به مخیله هیچ بشری نمیرسه، هدایت کنه و من فهمیدم تو زندگی خودم فقط دخیلم و برای اعضای خانوادم و کل مردم دنیا فقط میتونم آرزوی اینو بکنم که واقعا بتونن مومن باشن و خدا کمکشون کنه و تمام و کمال به دستای خدا بسپارم مثل مادر موسی که بچشو به دستای خدا سپرد و گذاشت تو رود.

    چون بارها و بارها بهم ثابت شده که خدا ستارالعیوبه، وهابه، رزاقه، رحیمه، رحمانه، عالمه، غفاره و بینهایت ویژگی خوب دیگه که وقتی عمیق عمیق عمیق بهش فک میکنیم میبینیم که این خدا واقعا یه عاشق تمام و کماله‌. چون تنهای یه عاشق میتونه بیاد بگه دوست دارم برات یه کاری بکنم تا شاد باشی و اینکه حتی ما شاید خیلی چیزها رو ازش اصلا نخواستیم و همین جور دور و برمون ریخته و ما اصلا نمیبینیمش!!! مثل هوایی که داریم نفس میکشیم، نقاشی فوق العاده آسمون زیبایی که در بزرگترین تلویزیون طبیعی هر روزمون داریم زنده میبینیمش و زنده داره تغییر میکنه و تو لحظات مختلف یه فرم قشنگ دیگه ای بهمون نشون میده. قدرت حرکت دادن خورشید از شرق به غرب که تو هر جهتی که میره تا برسه، رنگ بندی فوق العاده و با بالاترین کیفیتی که میتونیم ببینیم رو بهمون نشون میده. نعمت خوردن یک جرعه آب و رفع تشنگی که وقتی خیلی تشنه ای تازه میفهمی که چقددددددررررر این آب لذیذه و برا کسی که تو اونموقع برامون اب میاره میگیم خدا خیرت بده.

    من زبانم، بیانم، توصیفهایم برای ذکر تک تک نعمتهایی که اصلا من علنا درخواستش نکردم و خدا بای دیفالت به من داده نیستم. دیگه چه برسه اون خواسته هایی که خواستم و داده.

    یه اتفاق جالبی هم که در این خصوص برام افتاده بود این بود که حمام و دستشویی خونه ما بیرون خونمون هستش و موقع زمستان من خیلی اذیت میشدم، خیلییی. ما از سال 1385 تا 1400 با این شرایط زندگی میکردیم و شده بود که تو دمای منفی باید میرفتی بیرون و مسواک میزدی و این واقعا خیلی سخته. من قبلا همیشه به بابام میگفتم چرا اینجوری خونه ساختین و چرا به فکر ما نبودین که همچین شرایطی پیش میاد و اینکه چرا ما باید اینجوری عذاب بکشیم و بیاین درست کنید و هزار تا غر زدن های دیگه. وقتی بیشتر با مباحث سایت آشنا شدم و فهمیدم که این من هستم که باید شرایط رو عوض کنم، شرو کردم راجب خواستن یه حمام و دستشویی و روشویی گرم و راحت صحبت کردن، هی پیش دوستام میگفتم که خیلی دوس دارم وقتی از حموم میام بیرون راحت و گرم باشم نه اینکه لرزون لرزون برم خونه، وقتی میخوام مسواک بزنم، هزار تا لباس نپوشیده باشم و به راحتی و با یه لباس راحت برم و مسواک بزنم و لذت ببرم از تمیزی دندونام نه اینکه لرزون لرزون و سریع مسواک بزنم و برم خونه و هی اینا رو میگفتم و واقعا لذت میبردم. ما روبری خونمون یه اتاقی هم بود که بیشتر انباری بود و جایی بود که من میرفتم درس میخوندم و کارامو انجام میدادم، بعد بهم الهام شد که بیام از کنار این اتاق یه حموم و دستشویی بسازم که درش از داخل اتاق باز میشه نه از بیرون که بتونم هر وقت خواستم با همون لباس راحت تو خونه برم داخلش. وقتی این ایده اومد خیلی برام لذت بخش بود و حتی یه تومن هم پول نداشتم! ولی همش بهش فکر میکردم و از بازگو کردنش برا بقیه لذت میبردم. بعد یهو برام پروژه اومد و من تونستم 5 تومن جور کنم که البته اونموقع که هیج پولی نداشتم یه بار از پسرعموم پرسیده بودم که چقد هزینش میشه و اونم بهم گفته بود 5 الی 6 میلیون و من به حساب اون حرفش رو 5 میلیون درخواست کرده بودم و قتی 5 تومن جور شد با کلی اصرار به بابام کار رو شرو کردیم، حتی اولش بابام ناراحت شده بود که باید کل پولایی که جم کرده رو برا این ساخت و ساز بده چون بعدا فهمیدیم این 5 تومن تقریبا یک سوم هزینه ها میشه ولی من گویی یه قوت قلبی داشتم که میشه و به بابام گفتم که فعلا از سرمایه خودت بده من بعدا بهت پس میدم و بابام شرو کرد به مصالح خریدن و پله پله پیش رفتن، اتفاقی که افتاد این بود که وقتی 5 تومن تموم شد و بابام از سرمایه خودش شرو به خرید مابقی وسایل کرد، برا منم به همون میزانی که خرج کرده بود، پروژه میومد!!! و من یک الی دو روز بعد براش واریز میکردم، خیلی اتفاق جالبی بود و من اونجا فهمیدم که وقتی به خدا ایمان میاری و باور میکنی که خدا خواسته هاتو اجابت میکنه، اینجوری نعمت بارونت میکنه. من تو عرض یه ماه اولین ساخت و سازمون رو انجام داده بودم اونم با 13 میلیون که 8 میلیونش تو یه ماه کاملا هدایتی و نقددددد جور شد. بدون اینکه سرمایه ای از بابام بره این اتفاق رو من گاهی وقتا که افکار شیطانی بهم هجوم میاره یاداور میشم و میگم خدا هست. مثل همون موقعی که اینجوری شد و خدا تمام و کمال کمکت کرد.

    همین دیشب دمای هوا منفی 4 درجه بود و من با یه تیشرت استین کوتاه تو این روشویی خوشگلی که ساخته بودم، مسواک میزدم و خدارو شکر میکردم که این خواسته ای که واقعا از اون تضادی که تو خونمون شکل گرفته بود، رسوند.

    واقعا خدا برای بنده هاش کافیه. وقتی خدا میتونه همه کار و همه کس برات بشه، انتظار داشتن از بقیه بخصوص پدر و مادر، شرک محضه و یه رفتار غیر منطقی. یاد گرفتم تو زندگیم از تضادهام فرصت ایجاد خواسته های جدید رو بسازم و یه خواسته دیگه خلق کنم. یاد گرفتم که فقط و فقط باید از خدا درخواست کنم تا بهم خواسته هامو بده که قطعا میده . این یه قانونه که خدا برا هر کسی که خالصانه خواسته داره و طبق قانون فرکانسی جهان، فرکانس خواسته هاشو ارسال میکنه و باورهاشو همجهت با اون خواسته تنظیم میکنه، خواسته هاشو 100 در 100 دریافت میکنه.

    خدایااا شکرت بابت تمام این اگاهی ها. بابت این یاداوری شیرین از تضاد و خواسته. این مسیر بندگی من و خداوندی تو. این دنیای شیرین و خوشگل که به هر طرفش نگا کنی مطمئنن یه خوشگلی و حس خوب نهفته داره. بخاطر همینه که تو قرآن میگی کدومش رو انکار میکنی چون میدونی تو هر لحظه ای که حتی 99/9999 درصد از زندگیمون غرق افکار شیطانی باشیم، باز هم با گفتن یه خدایا کمکم کن، یه شیرینی یا یه تصویر یا یه حس خوب میبینی. این نشون دهنده رحمت و لطف بی حد و نصاب خداونده. این سفره عظیم و بی انتهای نعمت خداونده. خدایا عاشقتم خیلی زیاد. ولی میدونم عشق من به پای عشق تو به من نمیرسه و میدونم این مسیرعاشقی هم تکاملیه و تا اخر عمرم این تکامل عشق ادامه داره چون انتهایی نداره. ولی اینکه میدونم تو منو از خودمم بیشتر دوس داری برام لذت بخشه. بازم میگم عاشقتم و دوستت دارم.

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم‌ خیلییییییی دوستتون دارم و از این همه عشقتون به پیشرفت و گسترش اگاهی های الهی و قدمهای خالصانه شما که میدونم از ته قلبتون نشات گرفته، خالصانه سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    الهه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1331 روز

    سلام سلام

    استاد گاهی از شنیدن فایلهاتون قلبم جوری میتپه انگار توی دستامه اشک از چشمام جاری میشه نفس به شماره میافته که خدایا چقدر تو دقیق جواب میدی امروز هم که روز 67 از روز شمار رو گوش دادم دقیقا همین حالت در من جاری شد

    از وقتی با این مسائل آشنا شدم حتی یه روز نشده که جا بزنم انقدر واسم درستی این راه واضح و آشکارِ که فقط علت تمام اتفاقات رو در خودم جستجو میکنم استاد من یه تک دختر یه خانواده تقریبا مرفه بودم که به مرور اوضاع بد و بدتر شد و من الان دقیقا با تمام وجودم علتش رو درک میکنم اوضاع مالی پدرم به مرور افت می‌کرد چون مدام بر سیاست و سیاستمداران تکیه می‌کرد هیچ شکر گزاری در اون بساط عالی دیده نمیشد و مادرم درگیر خدای دروغین بود و دین الکی که به خوردش داده شده بود و مدام در جلسات عزاداری معصومین و در گیر چشم و هم چشمی و غیبتها و قضاوتهای دائمی اطرافیان و تمرکز بر نکات منفی اهل خانه و خوراندن باورهای افتضاح به من و دو برادرم و خدایا الان که من حدود سی وسه سالم شده تازه دلیل تمام پس رفت های خانواده رو میفهمم

    استاد وقتی با این مسیر آشنا شدم چون خودم تجربه این حجم از پس رفت از عرش به فرش رو داشتم انگار همشو می‌فهمیدم هر استادی که توی مدارش میرفتم واسم واقعا معجزه وار گره ها رو از درون باز میکرد تا به شما رسیدم چقدر این تکاملم تا به شما رسیدن قشنگ طی شد خدایا صد هزار بار شکرت

    اما امروز که این فایل به شدت منو تحت تاثیر قرار داد این داستان بود که من خیلی وقته که یه خوابهایی میبینم که اتفاقات آینده رو بهم الهام میکنه از همون بچگی این خوابها رو میدیدم تا بعد از ازدواجم هنوز که بچه نداشتم فقط پسر اولم رو باردار بودم ماه‌های اولش بود خواب دیدم که بچه ای با نام حسینعلی داشتم و…

    در این مسیر خواستم همسرم رو متوجه این آگاهی ها کنم ولی ناموفق بودم تا جایی که می‌گفت دیگه حق نداری پول به اینترنت بدی که این چرت و پرتها رو گوش بدی و من فقط روی خودم کار کردم هر چی یاد گرفتم رو سعی کردم اجرا کنم با تمام قوا پای این راه واستادم به خاطر اول خوشبختی خودم که از اون وضعیت جهنمی بیام بیرون و معجزه پشت معجزه همشون دست شدن واسه رسیدن من به خواسته هام ….

    الان من با دو تا پسر 4ساله و دو ساله به نام‌های حسین و علی که من هیچ دخالتی در نام گذاریشون نداشتم حتی خوابم هم فراموش کرده بودم تا با این آگاهی ها آشنا شدم دوباره یاد خوابم افتادم وقتی باهاتون آشنا شدم و انگار خداوند برام رد پا گذاشته بود که من به روحم و هدایت‌های اون اعتماد کنم ببین چقدر درست بهت خبر داده بود ( اوست نشسته در نظر من به کجا نظر برم)که من خودم تو رو نجات میدم با اجرای قانون من الان واسه خودم یه جای خوش آب و هوا خونه دارم مغازه دارم کار دارم اما استاد واسه تجربه خوشبختی بیشتر چند وقتِ ندا میاد که از همسر و بچه هامم باید بگذرم استاد ندا واضح شده بارها و بارها….

    و دیشب و پریشب که ماه کامل بود یه حس عجیب غریبی از تماشاش داشتم من با خودم و خدای خودم سنگهامو واکندم و گفتم خدایا تسلیم اراده توام تو کاملا مشخصه واسه من برنامه ها داری من حتی زمانی که به قوانین آشنا نبودم تو واسم نشانه گذاشتی که بیا جلو هواتو دارم منم اومدم هیچ چیزی راهمو نبست به هر آنچه هدایتم کردی انجام دادم حتی چقدر بعضیهاش به ظاهر احمقانه بود ولی من انجام دادم تا رسیدم به اینجای راه که نسبت به بچه هام تسلیمت شدم و سپردمشون به خودت که خودت دادی و امروز که توی این حال و هوا بودم این فایل انگار واسه خودِ من بود که واسه بالاتر رفتن فقط خودمم و خودم نچسبم به هیچ کس من فقط مسئول خودمم

    استاد عاشق این صدای آرامش بخشتون هستم وقتی کلام خدا رو جاری میکنید این همزمان شدن این حالت درونیم واسه خانوادم و این فایل منو دگرگون کرد

    خدایا هزار بار ازت ممنونم که همیشه چراغ راهم رو روشن میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    علی خسروی گفته:
    مدت عضویت: 2496 روز

    سال 2016 تیم ملی فرانسه بسیار پر قدرت بود تیمی که اون زمان کلیان امباپه و بنزما رو نداشت ولی پر از ستاره بود یه تیم کامل بود بازی های یورو در پاریس برگذار میشد و همه از این تیم به عنوان مدعی اصلی یاد میکردن مقتدرانه فرانسه بازی هاشو تا فینال برد و همه بازی آسانی مقابل پرتغال برای این تیم متصور بودن شاید تنها امید پرتغالی ها کریستیانو رونالدو دقایق ابتدایی بازی مصدوم شد و نتونست هر کاری کرد به بازی ادامه بده و به اجبار تعویض شد شاید تا اینجای کامنتم ربطی به فایل مصاحبه استاد نداشته باشه ولی نکته جالب حرف استاد که اغلب افراد بخصوص اونا که تو زندگی شون نتیجه خاصی نگرفتن بخصوص ایرانی ها که گفتن استاد تا از یه دیدگاهی خوششون نمیاد یا یک شخصی یا یک فیلم و آهنگی هی بر علیه اون بیانیه یا حتی فحاشی میکنن که تو باید مثل ما باشی مثل من فکر کنی طرفدار تیمی که من هستم باشی کلی ایرانی ریختن صفحه بازیکن فرانسه و بی احترامی بهش کردن که چرا باعث شده رونالدو مصدوم بشه در حالی که این در آخر شاید به صلاح پرتغال شد و خیریتی توش بود و مصدومیت در فوتبال چیز عجیبی نیست و همیشه بوده عاشق دیدگاه استاد هستم آزادی تفکر، آزادی در نوع فکر کردن ،احترام به عقاید پدر مادر و حتی کمک بهشون در راه عقاید خودشان بخاطر همون فرکانس قطعا استاد به آمریکا هدایت شدن این بزرگ ترین درس بود برام بزار بقیه آزاد باشن هر طور دوست دارن زندگی کنن و خودت هم آزادانه زندگی کن و لذت ببر چقدر نکته داشت این فایل بخوام بنویسم هی تو ذهنم میاد علی به فلان موضوع که استاد گفتن هم بنویس فک میکنم از وجودم میاد این کلمات از درونم میجوشه که مینویسم این که ما مسئول خوشبختی دیگران یا بدبختی دیگران نیستیم ما هیچ قدرتی نداریم ناگهان جمله عدو شود سبب خیر میفتم وای اونجا که هواپیما در حال پروازه و استاد کلی برنامه ریزی کردن از گرفتن هتل و اجاره ماشین و احتمالا بلیط رفت و برگشت ولی خدای درون عباسمنش بهش کمک میکنه و عباسمنش میگه چشم اطاعت میکنم ببینید دوستان فکر کنین از بچگی تا الآنتون بعضی موقع ها که تسلیم بودیم یعنی میگفتیم هیچی نمی دونیم به کسی دل نبستیم بعد یه حسی جواب مسئله رو میداد میگفت فلان جا برو فلان کارو بکن به فلانی زنگ بزن برو پیش دوست قدیمیت اون خدا بود هر وقت تسلیم بودیم و ازش درخواست دادیم همیشه کمکمون کرده هر چقدر هم ما بنده حرف گوش کنی نباشیم هزار برابر نه من‌میگم بینهایت از پدر مادر مهربانه بخوام از تجربه خودم بگم در مورد الهامات برمیگرده دوم راهنمایی تست آزمون ناحیه بود یادم میاد هیچی نخونده بودم هیچی بلد نبودم قطعا عقل میگه ولش، منطق میگه بیخیال، ولی یه حسی بهم میگفت میتونی موفق باشی ،ازش کمک میخواستم یادم میاد یا اول شدم یا سوم تو کلاس منی که هیچی بلد نبودم ولی او بهم گفت همیشه کنارمونه از اول قبل خلقت بوده و تا آخر او خواهد بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: