مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 42


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسداله زرگوشی گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    بنام خداوند بخشنده ی هدایتگر

    سلام و درود بر استاد عباسمنش عزیز، خانم شایسته گرامی، تلاشگران سایت و همراهان هم فرکانس

    در مورد اینکه چگونه به الهامات و راهنمای درون پی ببریم میخواستم بگم که این نیروی هدایتگر همون نیرویی است که ما تو یه

    شرایطی به خودمون یا دیگران میگوئیم ( به دلم افتاده بود اینکارو انجام بدم ) یا بدون هیچ دلیل منطقی برای انتخاب یک گزینه از

    میان چندین گزینه که به ظاهر یکسان هستند بهترین گزینه ممکن را انتخاب می کنیم و به سمت آن گزینه کشش و تمایل

    داریم.این نیرو همان نیروی هدایتگر درونی ما است که ما را هدایت می کند و هر موقع از آن سوال بپرسیم و تقاضای راهنمایی

    کنیم به ما پاسخ می دهد و ما را هدایت می کند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1812 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به تک تک دوستانم

    روز شصت و هفتم سفرنامه:

    استاد من هم قبلا همین اشتباه رو داشتم و انقدر به فکر این و اون بودم و فکر میکردم من باید کاری برای این و اون انجام بدم و فکر میکردم این قدرت رو دارم که زندگیشون رو عوض کنم.

    این موضوع چنتا مشکل برام ایجاد کرد که اولینش این بود که خودم همیشه در اولویت چندم بودم و این برای عزت نفسم اصلا خوب نبود. از مشکلات دیگه این بود که تمام وقتم رو از دست میدادم. سعی میکردم این و اون رو راضی نگهدارم. هرجا اشتباهی رخ میداد و من اونجا بودم فکر میکردم بخاطر کم کاریه منه. اما بعد متوجه شدم که من مسئول زندگی هیچکس نیستم و هر کس اتفاقاتی از جنس فرکانسهاش رو تجربه میکنه.

    وقتی تصمیم به تغییر گرفتم ابتدا ذهنم خیلی باهام کلنجار میرفت و خیلی زور میزد. اما خداروشکر بالاخره تونستم این موضوع رو برای خودم حل کنم. وقتی این موضوع رو حل کردم و دارم روش کار میکنم،آرامش و آزادی و رهایی خیلی زیادی رو حس میکنم.

    وقتی مواقعی پیش میومد که باید به شهر دیگه ای مهاجرت میکردم،اوایل ترک و تنها گذاشتن پدر و مادر برام سخت بود. اما گفتم بالاخره این مسیر من هست و هرکس مسیر خودش رو داره.

    خداروشکر میکنم بخاطر اگاهی های ناب هر جلسه این سایت

    ممنونم از استاد نازنینم و خانم شایسته گرامی

    شاد سلامت و ثروتمند و خوشبخت باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    هوتن فرخی گفته:
    مدت عضویت: 3212 روز

    درود به همه

    این فایل دقیقا من بودم چقدر به موقع دیدمش چقدر فکر میکردم تو این کار خوب شدم ولی نه هنوز ایراد هایه قشنگم هستن که باید رفعشون کنم با کمک الله ، استاد من برادرم با هم موسیقی کار میکردیم اون گوش موسیقیایی خیلی قوی داره هرچیز که گوش میداد رو سریع بدونه این که چیزی از تئوری موسیقی بدونه میزد یه چند ماه کارمیکردیم بعد یواش یواش دیگه ملودیکاش رو که ساز میزد باهاش رو گذاشت کنار کلا موسیقی رو حذف کرد از زندگیش که گناهه و فلان و بهمان حالا من دلیلشو هر بار میپرسم چیزی نمیگفت اما از زمانی که رفت سمت مسجد نماز و روزه و همون چیز ها این به ظاهر نماده خدا شناسی هست گذاشت کنار اوایل باهاش کمی بحث میکردم میدونستم نباید کاری داشته باشم ولی مدام سره این موضوع دعوا بود حاله خودم رو بد میکردم اما الان دیگه کاری ندارم چه اشکالی داره دوست نداره، اونم از اون موضوع خوشش میاد منم از این موضوع ،هی میخواستم قانعش کنم اوایل فکر میکردم من اطلاعات خوبی ندارم نمیتونم قانعش کنم اما الان شما گفتین مادرتون از مسیر دیگه میره شما که اطلاعش رو دارین پس چرا نمیتوتین قانعش کنین چون اصلا ربطی به اطلاعات ما نداره قانون میگه تو زندگی دیگران رو نمیتونی تغیر بدی و تمام، هر کس نتیجه فرکانس هایه خودش رو میگیره این تنوع ها هستن که جهان رو زیبا کردن و باعث پیشرفتش شدن

    من خودم مذهبی درجه یک بودم اگه تو خونمون مهمون بود میرفتم حیاط نماز میخوندم مسجد میرفتم اما الان اصلا دلم نمیخواد این کار هارو انجام بدم چون نتیجه نداد بهم من خیلی ضعیف بودم الان قدرت رودحس میکنم الله که منبع تمام چیزه رو حس میکنم ،رابطمم با خدا از قبل خیلی بهتر شده شرایط زندگیم از هر نظر عالی تر شده بقیه ارزوشونه مثله من زندگی کنند از وقتی که باور هام تغیر کرد همه چیز عوض شد کیفیت زندگی من عوض شد ،

    من پدرم فوت کرد خیلی راحت بااین موضوع کنار امدم اوایل ادم ناراحت میشه گاهی اوقات الان هم ناراحت میشم خوب اینم طبیعی هست ادمم دلش تنگ میشه ولی میدونم دیگه ماجرا چیه کلا با یک مرگ بهم نمیریزم خدا هست این همه نعمت هست زندگی که خودم قراره هر روز بهترش کنم هست و هست و هست

    🙏🏽❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    علیرضا نقدیان گفته:
    مدت عضویت: 1982 روز

    خدایا شکرت فصل سوم رد پای ۶۷

    .

    .

    خدایا شکرت که هنوز توی این مسیر هستم و کلی درس بهم آموزش دادید استاد عزیز امیدوارم که بتونم به همش عمل کنم این سوال ته ذهنم بود که خیلی ها مهاجرت میکنند افراد پشت سرشون میگویند که نگاه مثلا پدر و مادرش رو ول کرده رفته و اصلن سر نمیزنه بهشون و… و میگفتم شاید هم درست میگن الان دقیقا متوجه شدم که باید چجوری ذهنم رو بچینم وقتی این فکر میاد تو ذهنم و چه مدلی فکر کنم این خیلی عالیه

    .

    داشتن آگاهی درست و اجرا کردن اون خیلی خوبه به آدم کمک میکنه که از سردرگمی در بیاد و خیلی ذهن آدم رو آروم میکنه تا اینکه نگران و آشفته باشه که ندونه باید چیکار کنه خدا رو شکر از وقتی با شما آشنا شدم خیلی کم پیش اومده که ندونم چیکار باید انجام بدم که بعدش از خدا خواستم و راحت بهم پاسخ داده و به بهترین شکل ممکن پاسخ داده به خواسته هام

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    اکرم قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1602 روز

    به‌نام‌خدا

    روز۶۷سفرنامه

    سلام‌به‌استادعزیزوفوق‌العاده‌ام

    ما‌مسئول‌هیچ‌کسی‌تودنیانیستیم،حتی‌فرزندمون.

    چون‌اساس‌جهان‌برپایه‌فرکانس‌بناشده‌وهرکسی

    داره‌فرکانس‌خودشوبه‌جهان‌میفرسته،پس‌کاری‌که

    به‌نظرمون‌درسته‌راانجام‌دهیم‌ونگران‌هیچچچچچ

    چیزوهیچ‌کسی‌نباشیم.

    خداراشکرکه‌به‌مسیردرست‌هدایت‌شده‌ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهرا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1795 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام و درود به همه عزیزان

    💚شصت و هفتمین روز از روز شمار تحول زندگی من💚

    از نظر من یکی از باورهای فوق العاده، باور “ما توانایی تغییر زندگی هیچ کس به جز خودمون رو نداریم” هست.

    بخصوص برای منی که در تمام سال‌های زندگیم دوست داشتم بقیه رو نجات بدم و بهشون کمک کنم و زندگی خوبی براشون ایجاد کنم.

    الان خیلی آسوده‌ام و به جای اینکه انرژیم رو برای تغییر زندگی اطرافیانم هدر بدم (چون خب تاثیری نداره) تمام تمرکزم رو بر زندگی خودم گذاشتم و میدونم دیدن پیشرفت‌های فوق العاده ناب من اطرافیانم رو هم مشتاق میکنه تا زندگیشون رو به طرز دیگه‌ای رقم بزنن.

    من به چنین چیزی اعتقاد دارم چون رابطه‌ای که با خدا دارم مورد تایید هیچ کدوم از اطرافیانم نیست و حتی به شدت اون رو بد میدونن. البته این تنها در مورد رابطه ام با خدا صدق نمیکنه بلکه خیلی از موارد دیگه‌ای که به تازگی و پس از ورود به این مسیر انجام میدم و یا حرف‌هایی که میزنم رو اصلا نمی‌تونن بپذیرن.

    اوایل خیلی پافشاری داشتم روی باورهام و میخواستم به همه بگم که بابا خودتون دارین زندگیتون رو رقم میزنید و دست از این همه انرژی منفی و حال خرابی بردارین. اما هر بار با مقاومت رو به رو شدم و دیدم تازه حس خودمم دارم بد میکنم و بعد از اون هیچ چیزی در این مورد بهشون نگفتم و تصمیم گرفتم مسیر خودم رو پیش برم و قطعا نتایج من گویای درست بودن مسیرم هست و همه قطعا شاهد اون هستن.

    الان خداروشکر با دیدن تضادها ناراحت نمیشم و حتی فوق العاده حس خوبی به من میده چون درست بودن مسیرم هزاران بار برام مرور میشه و دیگه وارد بحث نمیشم و فقط و فقط شکرگزاری میکنم که من به این گنجینه خدا دست یافتم و امیدوارم تمااام انسان های جهان وارد این مسیر بشن و اگاهانه لذت ببرن.

    به شدت به زندگی و مسیری که دارم طی میکنم امیدوارم. یعنی کاملا مطمئنم که زندگیم در تمام ابعاد بهترین هست و میشه و حتی ۱ هزااااااااارم هزاارم هزااارم هم شک در وجودم نیست.

    من با پیش رفتن در این مسیر هر روز عالی تر و عالی تر از قبل میشم و خداوند در این مسیر تماما من رو هدایت میکنه و بهترین ها برای من هست چون من لایق و شایسته‌ی بهترین ها و عزیز دردونه‌ی خدا هستم.

    زندگیتون سرشار از عشق به خدا💚🌱

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علیرضا بهادری گفته:
    مدت عضویت: 1566 روز

    روز شصت و هفتم

    با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مدار

    قبل از هر چیز اقرار میکنم که ظرف وجودی من به وسیله آموزه های استاد که درباره قوانین آفرینش هست بسیار رشد کرده است.

    من استادم را قبول دارم چراکه نتایج ایشان بیانگر این ادعای من است و زندگی امروز من که سرشار از آرامش و احساس خوب است نشان دهنده این است که من در مسیر درست قرار گرفته ام.

    و اینکه هر نکته ای که استاد بیان میکنند دقیقا از گفته های قرآن سرچشمه گرفته و نتایج ایشان مرا شگفت زده کرده است.

    من چشم بسته به استاد و آموزه های ایشان ایمان نیاوردم.من راههای زیا ی را رفتم تا بتوانم تغییر کنم .تا بتوانم با خدا و قرآن انس بگیرم.تا بتوانم خودم را متحول کنم. اما هیچ راهی منو منقلب نکرد.

    وقتی استاد گفت فقط سه ماه در این مسیر با من باشید و بعد تصمیم به بودن یا نبودن در کنار من بکنید.من تصمیم به این امر گرفتم .

    و زندگیم متحول شد.

    احساس خوبی دار م و این نشان دهنده این است که من در مسیر درست قرار دارم.

    دوستان من پذیرفتم که هر انسانی ازاد است تا راه خودش را پیدا کند و من نمیتوانم دیگران را خوشبخت یا بدبخت کنم .هر کس بنا به باورها و فرکانس های خودش زندگیش را خلق میکند.حتی همسر و فرزندانم .

    خدایا شکرت که در مسیر درست هستم.

    خدایا شکرت که تغییرات من در مسیر درست هست.

    خدایا شکرت که منو به راه راست هدایت کردی.

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    کامبیز گفته:
    مدت عضویت: 1947 روز

    با سلام و درود فراوان خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و همه دوستان

    خدا رو شکر که اولین کامنت خودم رو مینویسم،واقعا خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که تو این مسیر قرار گرفتم تا با شناخت قوانین ثابت و دائمی جهان هستی به میزان درکم،زندگی خوب و هدفمندی داشته باشم.به یاری خدا خیلی جدی و مصمم میخوام روی دوره هایی که خریدم و همینطور فایلهای ارزشمند دانلودی سایت،وقت بزارم و روی رشد خودم کار کنم.

    این قسمت از سریال مصاحبه با استاد(نیروی هدایتگر درونی) واقعا عالی بود؛الان که فکر میکنم میبینم در مواردی از تجربه های زندگی این حس رو داشتم که یه چیزی برخلاف رویه عادی و منطقی به دلم میوفتاد که خیلی بهش توجه نمیکردم و به تبع نتیجه جالبی هم تو اون مورد کسب نمیکردم.مهمترین قسمتش اینه که باور قلبی داشته باشی همچین نیرویی تو وجودمون هستش که استاد بسیار عالی توضیح دادند.در هر صورت بینهایت سپاسگزارم از این سایت بینظیر که واقعا آگاهیهای نابی رو در اختیار افرادی که در مدارش هستند،قرار میده.

    در پناه الله یکتا همیشه سرفراز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2473 روز

    قسمت یازدهم

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    بنام خدای مهربانم که امروز هم یک فرصت طلایی دیگری رو به

    من داد تا برای دنبال کردن و بروزرسانی در این قسمت از مصاحبه با استاد باورهای توحیدی که در این مبحث یاد گرفتم اینجا کامنت بذارم..

    و برای آگاهی های روز افزونم از استاد عزیزم بی نهایت ممنون و سپاسگذارم..

    این قسمت بیشتر در مورد تضادهایی است که ما رو به سمت و سوی باورهای توحیدی هدایت میکند…

    چقدر این قسمت از فایل با زندگی من هخوانی دارد..

    کلا وارد شدن من در این سایت بخاطر تضادهای مالی و تجربه های ورشکستگی های اساسی و بنیادین در زندگیم بود که بدنبال این تضادها … تضادهای دیگری هم بدنبال داشت .. یعنی دقیقا همون قانونی که میگه … احساس بد مساوی اتفاق ها و نتایج بد

    خوب قبل از اینکه من وارد این سایت ارزشمند و پر محتوا بشم از این قانون خبر نداشتم هر چند با کتاب های انگیزشی قانون توانگری کاترین پاندل و چهار اثر از اسکاول شین آشنایی داشتم ولی آگاهی های آنموقع من خیلی محدود و سطحی بود ولی همین آگاهی های سطحی منو آماده کرده بود که به چنین سایت پر عظمتی هدایت شوم..

    من بخاطر آن تضادهایم بغیر از اینکه از نظر مالی به زیر صفر رسیده بودم در تمام موارد و جنبه های زندگیم بخصوص عزت نفس و تضاد در روابط با افراد خانواده و فرزندانم و سایرین و دوست وآشنا …. تضاد در سلامتی و تندرستی … و هر آنچه که بشود به یکباره در آنها غوطه ور شدم.. بعدها که در این سایت حضور پیدا کردم فهمیدم که هر آنچه که تجربه ی زندگیم بود رو بواسطه ی باورهای خودم بوجود آوردم پس باید در درجه ی اول مسعولیت این تضادهایم رو میپذیرفتم و تغییراتی بنیادین در زندگیم بوجود می آوردم پس نیاز به جهاد اکبری داشتم و باید این وضعیت رو تغییر می دادم و مهمتر از تمام اینها باید باور می کردم که این خراب کاری ها و تضادها و آن باورهای درب و داغون به تلاش های شبانه روزی نیاز دارد…. آنقدر تضادهای من در هر جنبه ای از زندگیم زیاد بود که اصلا نمیدونستم از کجا این گند کاری ها رو درست کنم … 👩‍🎨🙄😏🤔 خلاصع ریزه ریزه روی هر مبحثی روی باورهایم کار می کردم و در واقع خودمو شناسایی می کردم و مهمتر از همه این باورهای مخرب مذهبی گریبانمو گرفته بود که آن هم بلطف آموزه های استاد و تحقیقاتی که در این زمینه کردم کلی از این باورهای اسارت گونه و قول زنجیر شده ها بیرون آمدم خلاصه آنقدر روی تمام جنبه هام زندگیم کار کردم که الان بیشتر از هر زمانی دیگری دوست دارم روی این مباحث کار کنم ….ا…. و الان در این قسمت یازدهم مصاحبه با

    استاد که ما هیچکس رو نمی توانیم تغییر دهیم ما فقط می توانیم مسعول زندگی خودمان باشیم .. موضوع فوق العاده مهمی برای من هست .. هر چند قبلنا این فایل ها رو دیده بودم و روی خودم کار کرده بودم و تبدیل به باورهام شده بود ولی بازم باید بیشتر روی این باورهای توحیدی ام کار کنم .. چون این ذهن استدلالی و منطقی و اغوا گر تا فرصت رو غنیمت میشماره سرو کله اش پیدا میشه و هی میگه آره تو چه مادر دل سنگی هستی .. چه مادری هستی که در بی خبری از بچه هات زندگی میکنی .. و یا چرا این کاررو نمی کنی و یا برو تماس بگیر … خلاصه کلی شیطنت میکنه … ولی اون خدای هدایتگرم منو بسمتی هدایت کرد که فقط و فقط خودش برام همه کارها رو هندل میکنه و تنها وظیفه ای که دارم اینه که من بندگی شو بکنم و خداوند هم خدایی شو بکنم و وظیفه ی من این هست همه چیر به خداوند بسپارم و تسلیم هدایت های بینظیر اون باشم و از زندیگیم لذت ببرم و شاد باشم و در واقع عملگرا باشم …

    دقیقا این مبحث رو واقعا قبول دارم و باور دارم که من حتی نزدیکترین افراد که فرزندان و یا خواهرم باشند رو نمی توانم با ایده ها و دیدگاه های خودم همراستا کنم .. هر چند این تغییرات عظیمی که در خودم و زندگیم بوجود آوردم برای کسی قابل لمس نیست ولی من خودم میدانم که توی چه جهنمی از دره های تاریکی می سوختم .. خدا رو شکر اون کابوس ها تمام شد.. ولی من تازه از اون سیاه چال ها بیرون آمدم و روشنایی رو میبینم و الان تازه باید شروع کنم به حرکت کردن به موفقیت و رشد و پیشرفت تا همان فرزندان و اطرافیانم باور کنند که من با کار کردن روی باورهای مخربم به رشد و پیشرفت هایی هدایت می شوم..

    منم مثل استاد هیچ یک از این تلاش هامو باور ندارند .. و خدا رو اعراض کردن رو خیلی وقته توی روند و سبک زندگیم گنجاندم و چقدر هم راحت تر از گذشته با آرامش و آسایش دارم زندگی میکنم شکر خداااااا

    ..

    پسرم که بمدت دو سه ساله که رفته کیش زندگی میکنه و شکر خدا ارتباطشو با من قطع کرده بخاطر همان تضادها و من اصلا ناراحت و نگران نیستم با اینکه خیلی دوسش دارم و فرزند دوم من هست . ولی خدارو شکر بخاطر بحث ها و حرف ونقل ها روابطمون تیره و تار شده و از جهان هستی ممنون وسپاسگذارم که خودش دست بکار شد و از من دورش کرد.. انشاِاِله هر کجا هست سلامت باشع ..🤭 دخترم هم از من جدا زندگی میکنه ولی هر وقت میاد پیشم ولی برافروخته و عصبانی و غرغرو و نا سازگار بودن با همه چی برای من هست …. حتی وقتی میاد میبینه که من دارم فایل ها رو نگاه میکنم کلی غر غر میکنه و میگه بازم داری اینارو نگاه میکنی 😏 و منم مخفیانه اینارو گوش میکنم و با هندس فری که صدای این فایل ها رو هم نشنوه … و من یاد گرفتم که باید فقط از افرادی که هم فرکانس با افکار مون نیستند اعراض کنم و چقدر قشنگ بطور طبیعی این اتفاق در زندگیم افتاد .. بدو ن اینکه من کار خاصی بکنم …. و فهمیدم که باید دنبال اهداف و خواسته های خودم باشم و به آنها هم اجازه بدم

    که با سبک خودشان به تجربیات خودشان برسند … ولی قبلنا همش میگفتم .. این کار بخاطر این میکنم و یا این کار رو بخاطر اون میکنم و یا بخاطر بچه هام این کار رو میکنم و اینقدر غرق این و اون بودم که کلا خودمو فراموش کرده بودم😏🙏🙏🙏🙏 ولی الان شکر خدا خیلی وقته که بجز خداوند روی هیچکسی حساب نمی کنم و با این تضادها باورهای توحیدی ام قوی و قوی تر شده و این تضادها آمده اند که سبب رشد و پیشرفت های من برای خواسته هایم شوند…

    و با فرصت های غنیمتی که نصیبم شده فقط و فقط روی باورهای قدرتمند کننده ام کار می کنم برای خلق بهترین ها در جهت رسیدن به اهداف و خواسته هایم …. و من هم با این دیدگاه هایی که از آموزش های استادم یاد گرفتم به نتایجی که دور از دسترس نیست هدایت می شوم ..

    هر چند من خیلی خیلی از روند پیشرفت های زندگیم خیلی راضی هستم چون خیلی در تضاد بودم ولی الان خیلی خیلی در آرامش و آسایش هستم و الان با تنهایی هام کلا حال میکنم و به خود شناسی و خدا شناسی هدایت شدم … و بیشتر به الهام و شهود و نشانه های زندگیم توجه دارم و خدا رو شکر از تنهایی هام استفاده میکنم و لذت میبرم .. خدا رو شکر تضادهایی که برای سلامتی ام بوجود آمده بود .. کلا بهبود پیدا کردم و اینها نتایج بزرگی بود که فقط خودم میدونم که چقدر لطف خداوند شامل حالم شده و الان شکر خدا با مدیتیشن و مراقبه و پیاده روی و ورزش و خواب و استراحت و آرامش وآسایشم هر روز هزاران بار از خداوند تشکر و قدردانی می کنم که این فرصت های طلایی و رویایی رو در زندگیم دارم خدارو شکر و برای تمام این موهبت هایم از خداوند مممنون و سپاسگذارم ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2473 روز

    قسمت دهم

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    با سلام و بنام خدای مهربانم که امروز هم من را به سمت بهترینع بهترین آگاهی ها هدایت کرد خدایاااا شکرت

    خدا رو شکرت که امروز هم یک فرصت طلایی دیگری را به من هدیه دادی تا در مسیر آگاهی بیشتری هدایت شوم..

    مبحث این قسمت بعد از دوباره و بروزرسانی ام من رو به آگاهی های بیشتری در مورد الهام و شهود و نشانه های واضح و آشکاری هدایت کرد

    راستش من همیشه این جمله ی طلایی رو در دفتر شکرگزاری صبحگاهی ام می نویسم و از شروع صبح از خداوند درخواست می کنم که هر لحظه منو بسمت بهترین ها هدایت کنه…

    و واقعا هم این اتفاق ها میوفته..

    من با هر چیزی و هر اشیایی و هر

    وسیله ای صحبت میکنمم … مثلا وقتی شیر قهوه رو میذارم روی شعله ی کم گاز خوراک پزی بهش میگم بهم یاد آوری کنی هاااااا صدام کن … مواظب خودت باش.. بعدش میرم دنبال یک

    کارایی یادم میره بعدش یهو نمیدونم چی میشه به دلم الهام میشه و یا یک چیزی توی آشپزخانه صدا میاد که من می فهمم و یادم میوفته که شیر قهوه رو برم بردارم … البته این یکی از چیزهای کوچکی هست که من همیشه بهم الهام میشه .. ویا یک سوال هایی داشتم و همیشه ازش

    سوال میکنم و بطور زیبا و نرمی منو بسمت اون جواب و پاسخ هدایت میکنه…. حتی هر وقت دوست داشتم کسی با من تماس بگیره دقیقا در یک موقعیت مناسب اون شخص به من زنگ زده وووووووو و خیلی چیزهای کوچک و بزرگی هست که بطور مداوم برام پیش میاد و یا هر چیزی رو گم کنم و یا جایی گذاشتم یادم نمیاد و هر چقدر دنبالش میگشتم پیدا نمی کردم و شاید هر روز به همین روال دنبالش میگشتم ولی خبری نبود تا اینکه دیگه خسته میشم و با خودم حرف میزنم میگم چه میدونم کجاست خودت باید پیدا بشی … خلاصه رها میکنم و میسپرم به خداوند بعد از یک مدتی بطور اتفاقی و یا بعبارتی هدایتی برای یک کاری و یا ترو تمیزی میرم که یهو اون وسیله مو پیدا میکنم ..

    ولی یک اتفاق جالبی که همین چند وقت پیش ها برام اتفاق افتاد در مورد یک خواستگاری بود که خیلی مواردش توی لیست اهدافم بود .. یعنی فوق العاده ثروتمند و با سواد و بیوه و کلی خصلت های خوب وجتی سیتیزن آمریکا بود و تصمیم داشت منو ببره آمریکا ..( چیزی که من آرزوشو داشتم ) ولی وقتی ملاقاتش کردم از نظر ظاهری به دلم نچسبید و یک چیزهایی که برام مهم بود به دلم ننشست.. و همه می گفتند که چه اشکالی داره حالا این ظاهرش و یا سنش رو دوست نداری عوضش خیلی حُسن ها داره …. خلاصه اومدم چند روزی رو با خودم خلوت کردم و از خداوند هدایت خواستم و ذهن منطقی و استدلا گر و نجواگر من هم مدام منو تحریک می کرد و میگفت خب چه اشکالی داره عوضش به خیلی از اهدافت در کنار این شخص میرسی حتی تمام اطرافیان و اون واسطه که مُعرف بود همین ها رو میگفت. و حتی خواهرم میگفت دیگه خیلی طول میکشه آنچیزی که میخوایی رو بدست بیاری ( باورکمبود).. ولی قلبم احساسش خوب نبود.. بعد به یک فایل استاد هدایت شدم که میگفت خداوند همه چی رو از یک پکیج کامل به من داده چون لایق بهترین ها هستم و همین بحث عزت نفس برام خیلی پر رنگ شد .. و بخدا گفتم منم میخوام اون چیزی که می خوام رو بهم بدی ولی تو بهترینع میتونی بهم بدی که فراتر از حد تصور م رو بهم بدی و تو هستی که قدرت داری که می تونی و میدونی در مسیر زندگیم قرار بده و سپردم بخودش و رها کردم .. و بعد از گوش دادن به تعدادی از فایل های استاد برام حجت شد که باید به حرف دلم گوش کنم تا در زندگیم خوشحال باشم تا به احساس بهتری برسم.. و تا الان هم بسیار از این تصمیم خوشحال هستم که قبول نکردم و به احساس خوبم توجه کردم و بنظر من این یک نشونه ای برام بود ک باید روی باورهای روابط و عشق و مودت بیشتر کار کنم تا به خواسته درست و مناسبم برسم و حتما در زمان درست و مناسب ودر شرایط درست و مناسب هدایت شده و برای تممام هدایت های الهی ام از جهان هستی ممنون و سپاسگزارم

    با توجه به باور فراوانی میدونم مرد مورد پسند من با تمام ویژگی هایی که دلبخواهم هست در این جهان بفور پیدا میشه و الگوهای زیادی رو دیدم که برای من شدنی است به آسونی و به زیبایی و عزتمندانه … پس صبوری میکنم و به خداوند هدایتگرم میسپرم

    خدایاااا شکرت

    💐💐💐👏👏👏👩‍🎨🇺🇸🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      منصور رشیدی گفته:
      مدت عضویت: 1940 روز

      سلام خیلی لذت بردم از کامنت قشنگتون

      بلع وقتی همه چیز و به خدا میسپاری و تسلیم اون میشی و پکیجی رو برات مهیا میکنه ک تو حتی تو رویاهات هم نمی تونستی تصورش و بکنی

      پس با باور به فراوانی همه چیزو به اون بالایی بسپر و اون خودش در زمان و مکان مناسب شمارو بهم میرسونه و باید روی خودت هم کار کنی یعنی حس به خودت عالی باشه توجه به نکات مثبت زندگیت بکنی از اخلاق خوبی ک داری از ویژگیهای خوبی ک داری و در کل به چیزهای خوب توجه بکنی آدمی رو دریافت می‌کنی که تو رویاها دنبالش می گشتی

      پیروز و سربلند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        رویا مهاجرسلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2473 روز

        سلام دوست عزیز و فوق العاده و بینظیرم

        آقای منصور رشیدی ..

        ممنونم که کامنت من مورد توجه شما قرار گرفت و ممنونم که کامنت شما انرژی و انگیزه ی خوبی برام داشت و از راهنمایی های خوب شما هم ممنونم .‌

        بعله درسته باید روی ویژگی ها و خصوصیات خودم کار کنم و به نکات مثبت زندگیم و اطرافم بیشتر توجه کنم …

        واقعا که شکرگذاری یکی از کارهای مورد علاقه ام شده و هر روز و شب صبح زود و همچنین موقع خواب دفتر شکرگذاری هامو می نویسم یعنی ی جورایی عادتم شده و هر جا که میرم دفترهامو با خودم میبرم و حتما می نویسم و خدارو شکرگذارم که در این مسیر الهی هستم و دوستان خوب و مطمعن و مشاور های صادقی مثل شما ها رو دارم خدایا ممنون و سپاسگذارم

        بهترینع بهترین ها و زیباترین هدایت های الهی رو برای شما دوست عزیز و برای همه مون آرزومندم

        🙏🙏🙏💐💐💐🌼🌱🌷

        روز و شبتون به خوبی و خوشی و شادمانی

        👏👏👏💐💐💐

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: