مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 41


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2183 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به همه عزیزانم

    خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم بابت شنیدن این اگاهی ها بابت دیدن استادی به این زیبایی و کلامی به این قدرت و سرشار از نتیجه های مختلف

    ی نکاتی رو یادداشت کردم در مورد این فایل ارزشمند استاد و من هم همین طرز فکر رو داشتم و هنوز هم شاید باهام باشه ولی روش کار میکنم تا بهتر باشم و مهم نباشه نظر دیگران تغییر دیگران

    خیلی میخواستم با وسواس نکاتی که یادداشت کرده بودم رو بنویسم اینجا صد البته برای تکرار خودم و تبدیل شدن به باور قدرتمند کننده مینویسم اما ی چیزی بهم گفت بزار هرچی درک کردی رو بنویسی

    نمیدونم شاید اون میخواد بگه و من بنویسم

    همین دیروز بود توی مسیری که داشتم میومدم به یکی از مشتری هام برخوردم که منتظر تاکسی بود خوب این دوستمون خیلی ادم مذهبی از غذا روزه بود سوارش کردم اهنگی که پخش میشد ی اهنگ خوب و جدید و شاد بود که خیلی دوسش دارم و اهنگ های که دوست دارم رو میزارم روی تکرار که اون اهنگ خوانندش خانم بود

    اون دوست من که خیلی انسان مذهبی بود تا نشست گفت وای صدای خانم من خندم گرفت ولی خدا شاهده چون چند روزی دارم روی این فایل ها به صورت تمرکزی کار میکنم بلافاصله قطعش کردم و بهش گفتم احترام میزارم به عقایدت و گفت چرا خندیدی گفتم هیچی حالا اون اوایل اگه بود کامل همه چیز رو براش توضیح و حتی رگ گردنم باد میکرد

    حالا من که نمیدونستم که قراره توی فایل امروز این حرف ها رو بشنوم این اگاهی ها رو مرور کنم اما اون نیروی هدایتگر که میدونه چی به چیه و حس و حالم قشنگ شد لذت بردم از این شیوه

    باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز بابت ابتدای فایل های دانلودی که این قدر درست و خوب و عالی این هارو مینویسه و چقدر این کلمه

    راهکار هدایت منو به فکر فرو برد و دقیقا اولین چیزی که بهم گفته شد این بود که چقدر این الگو برداری از روی قران هستش و دقیقا یاد سوره بقره افتادم

    ذالک کتاب لا ریب فیه هدی للمتقین {این کتاب که شکی دران نیست برای هدایت کسانیست که میترسند از خدا یا به معانی مختلف تقوا دارند }

    و بعدش میاد میگه که اون افراد کیا هستند

    الذین یومنون بالغیب و یقیمون صلاه و مما رزقناهم ینفقون

    و حالا مریم عزیز بعد کلی توضیح میاد مینویسه حالا راهکار هدایت چیه

    بدون قضاوت به وسیله ذهنیت قبل و باور های قبل اگاهی ها رو بپذیریم و به این اگاهی ها فرصت بده تا نشون بدن نتایج رو

    خدارو صد هزار مرتبه شکر که میتونم ببینم و بنویسم و درک کنم و از خودش میخوام قدرتی بهم اعطا کنه که انجام بدم در زندگیم تا بتونم جهان رو جای بهتری برای زندگی کنم

    همه عزیزان رو عاشقانه دوست دارم و به خدای مهربون میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2183 روز

    به نام خالق زیبایی و خدای بخشنده و مهربان

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزانم من هم عضو کوچکی از این خانواده پر شوق و با انرزی هستم که دوست دارم اینجا باشم تا هم از فایل های استاد استفاده کنم هم از این انرزی و شادی و عشق و ایمان تک تک عزیزان لذت ببرم

    خدارو صد هزار مرتبه شکرت که میتونم کامنت بنویسم اون انگیزه و شور و شوق برای ادامه دادن به مسیر زیبایی که ردپای استاد نازنین درش هست داره برمیگرده و خدارو شکر که این خواستن و من میتوانم هزار برابر قدرت گرفته

    باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز که به این زیبایی ابتدای فایل ها رو درکی کامل و جامع در دل کلمات کوتاه و مفید مینویسه تا بدونم قانون این فایل ها چیه و به چه موضوعاتی پرداخته میشه

    خدارو شکر پیگیر فایل های مصاحبه با استاد هستم و امروز به کمک الله مهربان رسیدم به دهمین بخش این مصاحبه و میخوام درکی از خودم با مثال های خودم در این مورد رو بنویسم تا جا بیوفته برای خودم وصد البته رد پایی از خودم برای عزیزان به جای بگذارم

    راهنمای درون و راه های ارتباط با اون ؟شاید از همون دوران کودکی با این نیرو اشنا بودم و همزمان از دو جا ی چیزایی بهم گفته میشد یکی به سمت خوبی و سلامتی و دیگری به سمت بدی و شیطان اون موقع کسی نبود که اینجوری جا بندازه که بله میشه با استفاده و باور کردن به این نیروی هدایت گر درونی به خواسته ها به صورت خیلی طبیعی اسون و راحت در کمال ارامش رسید اما راه های ارتباط با اون به قول سید نازنین اولین راهش باور به وجود همچنین نیرویی هست چه وقت من استفاده کردم و نتیجش کلی برام شادی اور بوده زمانی که در هر حال ازش میخوام و نتیجه درست رو بهم میده یا زمانی که این الهام اومد که در مغازه پرچ پلاک کنم و اومدم توی عقل کل دیدم حتی بچه ها در مورد دستگاه پرچ نوشتن و انجامش دادم و کلی درامد از این راه با سرمایه دویست هزار تومن به دست اوردم و خیلی برام جالبه مثلا به یکی از دوستان گفتم به یک نفر نیاز دارم که بتونه کار دودی ماشینها رو انجام بده و بعدش دیگه از یادم رفت تا اینکه به ی هفته نکشیده اون دوستم اومد شماره اون رو بهم داد باز گفتم بزار نشونه بیاد و زنگ نزدم بعد ی مدت خود اون ادم اومد و باز گفتم بزار نشونه بیاد دوباره بعد یه هفته ی خودش زنگ زد و گفتم بیا همین که اومد نشونه اومد و مشتری برا دودی اومد بدون هیچ تبلیغاتی بنری چیزی و فهمیدم که این مسیر باید ادامه پیدا کنه

    و الان این دوستمون حسابی داره روی خودش کار میکنه و شدیدا پیگیر کار های استاده چقدر میگفت استاد جهان کبوتر با کبوتر رو همیشه رعایت میکنه و چجوری من میتونستم ینفر رو استخدام کنم که مقاومتی نصبت به این اموزه ها نداشته باشه و تشنه یادگیری باشه بجز این که ی الهام اومد منم به دوستم گفتم و دیگه پیگیر نبودم تا اون نیروی هدایتگر اون رو برام انجام بده

    خیلی خوشحالم و سپاسگذار که اینجا هستم میتونم کامنت بنویسم و از خداوند برای انجام این کار سپاسگذارم خدایا صد هزار مرتبه شکر که منو هدایت کردی به این مسیر زیبا خدایا شکرت که خیلی راحت دسترسی دارم به این اگاهی ها و میتونم روی خودم کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1561 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته‌ی دوست داشتنی

    ممنون برای این یادآوری من اکثر وقتا عذاب وجدان میگرفتم برای اینکه میدیدم پدر و مادرم چقدر زحمت و سختی میکشند به خاطر ما. اونا واقعا خیلی مهربون و دلسوزن برای بچه‌هاشون، همیشه همه تلاششون میکنن تا آسایش رو برای ما فراهم کنن ،سختی شون رو میدیدم ولی نمیتونستم کاری براشون بکنم.

    گاهی خواهرم بهم میگفت که بیشتر از بقیه اونا برای من خرج میکنن. حتی گاهی پدرم اینو بهم میگفت. و این منو دیوونه میکرد و کلی عذاب وجدان میگرفتم و ناراحت میشدم.

    من فقط برای تحصیل و درس خوندنم خرج رو دستشون میگذارم. همیشه آدم به اصطلاح قانع- بودم. از همون بچگی فقط عاشق یاد گرفتن و کتاب خوندن بودم. بیشتر پولی که برام خرج کردن سر همینا بوده. چون من حتی به اندازه‌ی انگشتای یه دستم هم از مامانم نخواستم واسم لباس جدید بخره، همیشه قانع بودم ب اونچه که داشتم، هیچوقت هیچ چیز اضافه‌ای نمیخواستم، چیزایی ک بقیه هم سن و سالام خیلی راحت از خانوادا‌شون درخواست میکردن اما من به خاطر احساس گناهی که کم‌کم تو وجودم ریشه میدووند ازشون نمیخواستم. و خب برام مهم نبودن، من فقط برام کافی بود ک شرایط تحصیلم رو فراهم کنن، تا بتونم وقتی بزرگ شدم یه آدم موفق بشم، اون موقع پولدار میشم و میتونم هرچی که قبلا ها میخواستمو هم داشته باشم – هم خانواده‌م هم میتونستن تو رفاه باشن-

    وقتی برای اولین از زبون شما فهمیدم که ما توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران و ظلم کردن ب اونا رو نداریم، عذاب وجدانم کمتر شد. دیگه فهمیدم حقیقت اینه و فقط مونده‌بود قانع کردن ذهنم و باورش.

    تو اینکار تاحدودی موفق شدم ولی هنوز هم اون باور نادرست رو دارم که گاهی وقتا واقعا کلافه‌ و ناراحتم میکنه. با کار کردن بیشتر روی این باور میتونم درستش کنم.

    ممنون برای توضیح این موضوع. باورم قویتر شد

    براتون بهترینهارو آرزومندم. 💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1673 روز

    به نام خداوند بخشاینده و مهربان

    روز ۶۸ام از روزشمار زیبای تحولم

    تا اونجائی که یادمه اعظم گفتگوهای ذهنی من مربوط به زیرسوال بردن کسانی میشه که مثل من فکر نمیکنن. چقدر این گفتگوها ازم انرژی میگیره. روزها و ساعتها مشغولم میکنه و مانع پیشرفتم میشه. مانع تمرکزم روی خودم میشه. استاد عالی فرمودید. من باید از تغییر دیگران دست بر دارم و نظر دیگران باید برام بی اهمیت بشه. اگر بتونم به این درجه برسم مطمئنا پیشرفت بسیار زیادی میکنم و ذهنم آزاد میشه. باید دست از مباحثه بردارم. دست از به کرسی نشوندن حرفم بردارم. باید بتونم یک دموکرات واقعی بشم. اگه از چیزی خوشم نیومد رومو ازش برگردونم اینطوری قدرتشو از دست میده. خدایا کمکم کن. از خدا میخوام روزی برسه که وقتی عقیده ای خلاف نظر خودم دیدم اگر حرفی نزدم درونم عقده نشه و خودخوری نکنم و اگر حرفی زدم با آرامش واقعی بیان کنم و نظرمو تحمیل نکنم و آروم باشم.

    ممنونم استاد و خانم شایسته ی عزیزم🍀🍀🍀💖💖💖💖💖💖💖💖🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    من متعهد به تغییر در سرنوشت خود هستم

    استاد عزیز من از اون دسته افرادی هستم که صحبتهای شما رو مثل وحی منزل میپذیرم

    اصلا نمیدونم خودمم متحیرم که انگار صحبتهای شما حرفهایی هستند که یک عمر میخام فریاد بزنم و نمیتونم

    انگار تو فطرت ما همه اینا بوده و داره زنده میشه

    میدونی استاد با این فایل امروزت چه باری چه بار اضافه ای از رو دوش من برداشته شد!

    میدونی چقدر راحت شدم

    چقدر شیطان از این ترفند استفاده میکنه که تو رو گرفتار کنه

    ممنونم نمیدونم چی بگم فقط

    خدا را هزاران بار شکر که سر راه من قرار گرفتید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1508 روز

    به نام خداوندی که از همه بهتر است

    واقعا کجای دنیا انقدر حرف از خدا هست ؟؟

    توی سایت هایی که در مورد خداوند هم نوشته شده فکر نمیکنم انقدر به حقانیت خداوند باور داشته باشند که استاد عزیز این باور و دارند.

    خدارو هزاران بار شاکرم به خاطر آرامشی که دارم و این هم مدیون خداوند هستم که منو توی مسیر خود شناسی قرار داد و الان اینجا کنار شما هستم.

    واقعا بحث عالی و خوبی بود اینکه ما مسوول خوشبختی یا بدبختی دیگران نیستیم و هرکسی به این نکته میرسه که تمام چیزهایی که توی زندگیش انجام شده خودش به سر خودش آورده و هیچکسی مسوولش نیست واقعا .

    ما فقط میتونیم زندگی خودمون و بهترین شکل بسازیم .

    همون جوری که موقع مرگ و از دنیا رفتن تنهای تنهاییم و خودمون مسوول اعمالمون هستیم .

    در پناه خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    ســــــمـــــیـــه گفته:
    مدت عضویت: 1741 روز

    به نام الله 🌸🌸🌸

    روز شصت و هفتم .

    من مسئول زندگی ،هیچ کس نیستم .هیچ توانایی برای تغییر زندگی دیگران ،ندارم

    بحث کردن من رو به فاز منفی میبره ،اگه چیزی رو دوست ندارم ،تنها کارم اعراض کردن هست.

    من مسیر درستی که هستم میرم ،و خانوادم هم اگه دوست داشتن با من یا همراه میشن ،

    یا بعد از دیدن نتایج من همراه میشن . اگر هم نشن من اونها رو قضاوت نمیکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فضل اله زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    سلام و عرض ادب

    یک داستان نقل هست از پیامبر اسلام که عده‌ای در کشتی بودند و هر کسی در این کشتی مشغول کار خودش بود و کسی به کسی کاری نداشت و گوشه ای از این کشتی فردی نشسته بود و داشت کف کشتی را سوراخ میکرد و در نهایت باعث غرق شدن کشتی با همه سرنشینان شد

    که پیامبر فرمودند که همه ما نسبت هم دیگر هم مسؤول هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ترنم گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    سلام استاد عزیزم

    من امروز ازمون داشتم و هیچی نخونده بودم حتی یک کلمه،،،، این فایل و دیشب گوش دادم با اینکه بحث ابروم بود ولی شرکت کردم گفتم خدا بهم الهام میکنه ولی نتیجه افتضاح بود یعنی از ۴۵ سوال ۳۰ تا بهم الهام شد ۲۵ تاش غلط بود😂😂😂😂 نمیدونم گریه کنم بخندم،،،، الان نمیدونم با چه رویی نتیجه رو بفرستم واسه بابام….

    استاد من حس کردم شاید به خاطر اینه که خدا میخواد بهم میگ خودت باید جواب بدی یا یاد میگیری دیگ درس نمیخونی یا چیزای دیگ درواقع دقیق نمیدونم چرا دقیقا اینجوری شد درصدم منفی شد واقعا موندم چجور نتیجه رو اطلاع بدم به قانون شک نکردم فقط توضیح منطقیی هم برای خودم ندارم میشه بگید چرا اینجوری شد؟

    شاید هدایت و در مسیر اشتباه استفاده کردم یا مثلا حتما باید بهاشو بپردازم خودم بخونم و خودم جواب بدم

    الان ک داشتم می نوشتم یه لحظه اومدین جلو چشمم و گفتید تو درسو میخونی و جایی ک گیر میکنی هدایت میخوای و غافلگیرت میکنه ولی خب حرفای دیگ هم میاد توی ذهنم ک مگ حضرت محمد(ص) چیزی بلد بود؟ واقعا موندم استاد از یه طرفم بحث آبرومه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    به نام خدا

    ردپای ۶۷

    چقدر این دیدگاه جالب و توحیدی است که ما نه می‌توانیم کسی را خوشبخت کنیم و نه بدبخت که این مهم در مورد نزدیکان هم صادق است.اینجوری ما فقط به خداوند تکیه میکنیم و به فرزندانمان هم یاد می‌دهیم که مستقل باشند و فقط به خود خداوند متکی باشند نه هیچ کس دیگه. خودم هنوز در ته ذهنم این است که اگر خانواده ام فلان کارو میکردن و یا……..وضع من الان این نبود.البته که با آموزه های استاد خیلی نسبت به قبل بهتر شدم و میشوم.و این ریشه در این باور دارد که دیگران در زندگی ما تاثیر دارند.و ماهم نمی‌خواهیم مسولیت زندگیمان را به عهده بگیریم.

    خدایا بابت خلق تمام اتفاقات زندگیم توسط خودم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: