اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم بابت شنیدن این اگاهی ها بابت دیدن استادی به این زیبایی و کلامی به این قدرت و سرشار از نتیجه های مختلف
ی نکاتی رو یادداشت کردم در مورد این فایل ارزشمند استاد و من هم همین طرز فکر رو داشتم و هنوز هم شاید باهام باشه ولی روش کار میکنم تا بهتر باشم و مهم نباشه نظر دیگران تغییر دیگران
خیلی میخواستم با وسواس نکاتی که یادداشت کرده بودم رو بنویسم اینجا صد البته برای تکرار خودم و تبدیل شدن به باور قدرتمند کننده مینویسم اما ی چیزی بهم گفت بزار هرچی درک کردی رو بنویسی
نمیدونم شاید اون میخواد بگه و من بنویسم
همین دیروز بود توی مسیری که داشتم میومدم به یکی از مشتری هام برخوردم که منتظر تاکسی بود خوب این دوستمون خیلی ادم مذهبی از غذا روزه بود سوارش کردم اهنگی که پخش میشد ی اهنگ خوب و جدید و شاد بود که خیلی دوسش دارم و اهنگ های که دوست دارم رو میزارم روی تکرار که اون اهنگ خوانندش خانم بود
اون دوست من که خیلی انسان مذهبی بود تا نشست گفت وای صدای خانم من خندم گرفت ولی خدا شاهده چون چند روزی دارم روی این فایل ها به صورت تمرکزی کار میکنم بلافاصله قطعش کردم و بهش گفتم احترام میزارم به عقایدت و گفت چرا خندیدی گفتم هیچی حالا اون اوایل اگه بود کامل همه چیز رو براش توضیح و حتی رگ گردنم باد میکرد
حالا من که نمیدونستم که قراره توی فایل امروز این حرف ها رو بشنوم این اگاهی ها رو مرور کنم اما اون نیروی هدایتگر که میدونه چی به چیه و حس و حالم قشنگ شد لذت بردم از این شیوه
باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز بابت ابتدای فایل های دانلودی که این قدر درست و خوب و عالی این هارو مینویسه و چقدر این کلمه
راهکار هدایت منو به فکر فرو برد و دقیقا اولین چیزی که بهم گفته شد این بود که چقدر این الگو برداری از روی قران هستش و دقیقا یاد سوره بقره افتادم
ذالک کتاب لا ریب فیه هدی للمتقین {این کتاب که شکی دران نیست برای هدایت کسانیست که میترسند از خدا یا به معانی مختلف تقوا دارند }
و بعدش میاد میگه که اون افراد کیا هستند
الذین یومنون بالغیب و یقیمون صلاه و مما رزقناهم ینفقون
و حالا مریم عزیز بعد کلی توضیح میاد مینویسه حالا راهکار هدایت چیه
بدون قضاوت به وسیله ذهنیت قبل و باور های قبل اگاهی ها رو بپذیریم و به این اگاهی ها فرصت بده تا نشون بدن نتایج رو
خدارو صد هزار مرتبه شکر که میتونم ببینم و بنویسم و درک کنم و از خودش میخوام قدرتی بهم اعطا کنه که انجام بدم در زندگیم تا بتونم جهان رو جای بهتری برای زندگی کنم
همه عزیزان رو عاشقانه دوست دارم و به خدای مهربون میسپارمتون
سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزانم من هم عضو کوچکی از این خانواده پر شوق و با انرزی هستم که دوست دارم اینجا باشم تا هم از فایل های استاد استفاده کنم هم از این انرزی و شادی و عشق و ایمان تک تک عزیزان لذت ببرم
خدارو صد هزار مرتبه شکرت که میتونم کامنت بنویسم اون انگیزه و شور و شوق برای ادامه دادن به مسیر زیبایی که ردپای استاد نازنین درش هست داره برمیگرده و خدارو شکر که این خواستن و من میتوانم هزار برابر قدرت گرفته
باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز که به این زیبایی ابتدای فایل ها رو درکی کامل و جامع در دل کلمات کوتاه و مفید مینویسه تا بدونم قانون این فایل ها چیه و به چه موضوعاتی پرداخته میشه
خدارو شکر پیگیر فایل های مصاحبه با استاد هستم و امروز به کمک الله مهربان رسیدم به دهمین بخش این مصاحبه و میخوام درکی از خودم با مثال های خودم در این مورد رو بنویسم تا جا بیوفته برای خودم وصد البته رد پایی از خودم برای عزیزان به جای بگذارم
راهنمای درون و راه های ارتباط با اون ؟شاید از همون دوران کودکی با این نیرو اشنا بودم و همزمان از دو جا ی چیزایی بهم گفته میشد یکی به سمت خوبی و سلامتی و دیگری به سمت بدی و شیطان اون موقع کسی نبود که اینجوری جا بندازه که بله میشه با استفاده و باور کردن به این نیروی هدایت گر درونی به خواسته ها به صورت خیلی طبیعی اسون و راحت در کمال ارامش رسید اما راه های ارتباط با اون به قول سید نازنین اولین راهش باور به وجود همچنین نیرویی هست چه وقت من استفاده کردم و نتیجش کلی برام شادی اور بوده زمانی که در هر حال ازش میخوام و نتیجه درست رو بهم میده یا زمانی که این الهام اومد که در مغازه پرچ پلاک کنم و اومدم توی عقل کل دیدم حتی بچه ها در مورد دستگاه پرچ نوشتن و انجامش دادم و کلی درامد از این راه با سرمایه دویست هزار تومن به دست اوردم و خیلی برام جالبه مثلا به یکی از دوستان گفتم به یک نفر نیاز دارم که بتونه کار دودی ماشینها رو انجام بده و بعدش دیگه از یادم رفت تا اینکه به ی هفته نکشیده اون دوستم اومد شماره اون رو بهم داد باز گفتم بزار نشونه بیاد و زنگ نزدم بعد ی مدت خود اون ادم اومد و باز گفتم بزار نشونه بیاد دوباره بعد یه هفته ی خودش زنگ زد و گفتم بیا همین که اومد نشونه اومد و مشتری برا دودی اومد بدون هیچ تبلیغاتی بنری چیزی و فهمیدم که این مسیر باید ادامه پیدا کنه
و الان این دوستمون حسابی داره روی خودش کار میکنه و شدیدا پیگیر کار های استاده چقدر میگفت استاد جهان کبوتر با کبوتر رو همیشه رعایت میکنه و چجوری من میتونستم ینفر رو استخدام کنم که مقاومتی نصبت به این اموزه ها نداشته باشه و تشنه یادگیری باشه بجز این که ی الهام اومد منم به دوستم گفتم و دیگه پیگیر نبودم تا اون نیروی هدایتگر اون رو برام انجام بده
خیلی خوشحالم و سپاسگذار که اینجا هستم میتونم کامنت بنویسم و از خداوند برای انجام این کار سپاسگذارم خدایا صد هزار مرتبه شکر که منو هدایت کردی به این مسیر زیبا خدایا شکرت که خیلی راحت دسترسی دارم به این اگاهی ها و میتونم روی خودم کار کنم
ممنون برای این یادآوری من اکثر وقتا عذاب وجدان میگرفتم برای اینکه میدیدم پدر و مادرم چقدر زحمت و سختی میکشند به خاطر ما. اونا واقعا خیلی مهربون و دلسوزن برای بچههاشون، همیشه همه تلاششون میکنن تا آسایش رو برای ما فراهم کنن ،سختی شون رو میدیدم ولی نمیتونستم کاری براشون بکنم.
گاهی خواهرم بهم میگفت که بیشتر از بقیه اونا برای من خرج میکنن. حتی گاهی پدرم اینو بهم میگفت. و این منو دیوونه میکرد و کلی عذاب وجدان میگرفتم و ناراحت میشدم.
من فقط برای تحصیل و درس خوندنم خرج رو دستشون میگذارم. همیشه آدم به اصطلاح قانع- بودم. از همون بچگی فقط عاشق یاد گرفتن و کتاب خوندن بودم. بیشتر پولی که برام خرج کردن سر همینا بوده. چون من حتی به اندازهی انگشتای یه دستم هم از مامانم نخواستم واسم لباس جدید بخره، همیشه قانع بودم ب اونچه که داشتم، هیچوقت هیچ چیز اضافهای نمیخواستم، چیزایی ک بقیه هم سن و سالام خیلی راحت از خانواداشون درخواست میکردن اما من به خاطر احساس گناهی که کمکم تو وجودم ریشه میدووند ازشون نمیخواستم. و خب برام مهم نبودن، من فقط برام کافی بود ک شرایط تحصیلم رو فراهم کنن، تا بتونم وقتی بزرگ شدم یه آدم موفق بشم، اون موقع پولدار میشم و میتونم هرچی که قبلا ها میخواستمو هم داشته باشم – هم خانوادهم هم میتونستن تو رفاه باشن-
وقتی برای اولین از زبون شما فهمیدم که ما توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران و ظلم کردن ب اونا رو نداریم، عذاب وجدانم کمتر شد. دیگه فهمیدم حقیقت اینه و فقط موندهبود قانع کردن ذهنم و باورش.
تو اینکار تاحدودی موفق شدم ولی هنوز هم اون باور نادرست رو دارم که گاهی وقتا واقعا کلافه و ناراحتم میکنه. با کار کردن بیشتر روی این باور میتونم درستش کنم.
تا اونجائی که یادمه اعظم گفتگوهای ذهنی من مربوط به زیرسوال بردن کسانی میشه که مثل من فکر نمیکنن. چقدر این گفتگوها ازم انرژی میگیره. روزها و ساعتها مشغولم میکنه و مانع پیشرفتم میشه. مانع تمرکزم روی خودم میشه. استاد عالی فرمودید. من باید از تغییر دیگران دست بر دارم و نظر دیگران باید برام بی اهمیت بشه. اگر بتونم به این درجه برسم مطمئنا پیشرفت بسیار زیادی میکنم و ذهنم آزاد میشه. باید دست از مباحثه بردارم. دست از به کرسی نشوندن حرفم بردارم. باید بتونم یک دموکرات واقعی بشم. اگه از چیزی خوشم نیومد رومو ازش برگردونم اینطوری قدرتشو از دست میده. خدایا کمکم کن. از خدا میخوام روزی برسه که وقتی عقیده ای خلاف نظر خودم دیدم اگر حرفی نزدم درونم عقده نشه و خودخوری نکنم و اگر حرفی زدم با آرامش واقعی بیان کنم و نظرمو تحمیل نکنم و آروم باشم.
ممنونم استاد و خانم شایسته ی عزیزم🍀🍀🍀💖💖💖💖💖💖💖💖🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
توی سایت هایی که در مورد خداوند هم نوشته شده فکر نمیکنم انقدر به حقانیت خداوند باور داشته باشند که استاد عزیز این باور و دارند.
خدارو هزاران بار شاکرم به خاطر آرامشی که دارم و این هم مدیون خداوند هستم که منو توی مسیر خود شناسی قرار داد و الان اینجا کنار شما هستم.
واقعا بحث عالی و خوبی بود اینکه ما مسوول خوشبختی یا بدبختی دیگران نیستیم و هرکسی به این نکته میرسه که تمام چیزهایی که توی زندگیش انجام شده خودش به سر خودش آورده و هیچکسی مسوولش نیست واقعا .
ما فقط میتونیم زندگی خودمون و بهترین شکل بسازیم .
همون جوری که موقع مرگ و از دنیا رفتن تنهای تنهاییم و خودمون مسوول اعمالمون هستیم .
یک داستان نقل هست از پیامبر اسلام که عدهای در کشتی بودند و هر کسی در این کشتی مشغول کار خودش بود و کسی به کسی کاری نداشت و گوشه ای از این کشتی فردی نشسته بود و داشت کف کشتی را سوراخ میکرد و در نهایت باعث غرق شدن کشتی با همه سرنشینان شد
که پیامبر فرمودند که همه ما نسبت هم دیگر هم مسؤول هستیم
من امروز ازمون داشتم و هیچی نخونده بودم حتی یک کلمه،،،، این فایل و دیشب گوش دادم با اینکه بحث ابروم بود ولی شرکت کردم گفتم خدا بهم الهام میکنه ولی نتیجه افتضاح بود یعنی از ۴۵ سوال ۳۰ تا بهم الهام شد ۲۵ تاش غلط بود😂😂😂😂 نمیدونم گریه کنم بخندم،،،، الان نمیدونم با چه رویی نتیجه رو بفرستم واسه بابام….
استاد من حس کردم شاید به خاطر اینه که خدا میخواد بهم میگ خودت باید جواب بدی یا یاد میگیری دیگ درس نمیخونی یا چیزای دیگ درواقع دقیق نمیدونم چرا دقیقا اینجوری شد درصدم منفی شد واقعا موندم چجور نتیجه رو اطلاع بدم به قانون شک نکردم فقط توضیح منطقیی هم برای خودم ندارم میشه بگید چرا اینجوری شد؟
شاید هدایت و در مسیر اشتباه استفاده کردم یا مثلا حتما باید بهاشو بپردازم خودم بخونم و خودم جواب بدم
الان ک داشتم می نوشتم یه لحظه اومدین جلو چشمم و گفتید تو درسو میخونی و جایی ک گیر میکنی هدایت میخوای و غافلگیرت میکنه ولی خب حرفای دیگ هم میاد توی ذهنم ک مگ حضرت محمد(ص) چیزی بلد بود؟ واقعا موندم استاد از یه طرفم بحث آبرومه
چقدر این دیدگاه جالب و توحیدی است که ما نه میتوانیم کسی را خوشبخت کنیم و نه بدبخت که این مهم در مورد نزدیکان هم صادق است.اینجوری ما فقط به خداوند تکیه میکنیم و به فرزندانمان هم یاد میدهیم که مستقل باشند و فقط به خود خداوند متکی باشند نه هیچ کس دیگه. خودم هنوز در ته ذهنم این است که اگر خانواده ام فلان کارو میکردن و یا……..وضع من الان این نبود.البته که با آموزه های استاد خیلی نسبت به قبل بهتر شدم و میشوم.و این ریشه در این باور دارد که دیگران در زندگی ما تاثیر دارند.و ماهم نمیخواهیم مسولیت زندگیمان را به عهده بگیریم.
خدایا بابت خلق تمام اتفاقات زندگیم توسط خودم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
به نام الله یکتا
سلام به همه عزیزانم
خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم بابت شنیدن این اگاهی ها بابت دیدن استادی به این زیبایی و کلامی به این قدرت و سرشار از نتیجه های مختلف
ی نکاتی رو یادداشت کردم در مورد این فایل ارزشمند استاد و من هم همین طرز فکر رو داشتم و هنوز هم شاید باهام باشه ولی روش کار میکنم تا بهتر باشم و مهم نباشه نظر دیگران تغییر دیگران
خیلی میخواستم با وسواس نکاتی که یادداشت کرده بودم رو بنویسم اینجا صد البته برای تکرار خودم و تبدیل شدن به باور قدرتمند کننده مینویسم اما ی چیزی بهم گفت بزار هرچی درک کردی رو بنویسی
نمیدونم شاید اون میخواد بگه و من بنویسم
همین دیروز بود توی مسیری که داشتم میومدم به یکی از مشتری هام برخوردم که منتظر تاکسی بود خوب این دوستمون خیلی ادم مذهبی از غذا روزه بود سوارش کردم اهنگی که پخش میشد ی اهنگ خوب و جدید و شاد بود که خیلی دوسش دارم و اهنگ های که دوست دارم رو میزارم روی تکرار که اون اهنگ خوانندش خانم بود
اون دوست من که خیلی انسان مذهبی بود تا نشست گفت وای صدای خانم من خندم گرفت ولی خدا شاهده چون چند روزی دارم روی این فایل ها به صورت تمرکزی کار میکنم بلافاصله قطعش کردم و بهش گفتم احترام میزارم به عقایدت و گفت چرا خندیدی گفتم هیچی حالا اون اوایل اگه بود کامل همه چیز رو براش توضیح و حتی رگ گردنم باد میکرد
حالا من که نمیدونستم که قراره توی فایل امروز این حرف ها رو بشنوم این اگاهی ها رو مرور کنم اما اون نیروی هدایتگر که میدونه چی به چیه و حس و حالم قشنگ شد لذت بردم از این شیوه
باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز بابت ابتدای فایل های دانلودی که این قدر درست و خوب و عالی این هارو مینویسه و چقدر این کلمه
راهکار هدایت منو به فکر فرو برد و دقیقا اولین چیزی که بهم گفته شد این بود که چقدر این الگو برداری از روی قران هستش و دقیقا یاد سوره بقره افتادم
ذالک کتاب لا ریب فیه هدی للمتقین {این کتاب که شکی دران نیست برای هدایت کسانیست که میترسند از خدا یا به معانی مختلف تقوا دارند }
و بعدش میاد میگه که اون افراد کیا هستند
الذین یومنون بالغیب و یقیمون صلاه و مما رزقناهم ینفقون
و حالا مریم عزیز بعد کلی توضیح میاد مینویسه حالا راهکار هدایت چیه
بدون قضاوت به وسیله ذهنیت قبل و باور های قبل اگاهی ها رو بپذیریم و به این اگاهی ها فرصت بده تا نشون بدن نتایج رو
خدارو صد هزار مرتبه شکر که میتونم ببینم و بنویسم و درک کنم و از خودش میخوام قدرتی بهم اعطا کنه که انجام بدم در زندگیم تا بتونم جهان رو جای بهتری برای زندگی کنم
همه عزیزان رو عاشقانه دوست دارم و به خدای مهربون میسپارمتون
به نام خالق زیبایی و خدای بخشنده و مهربان
سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزانم من هم عضو کوچکی از این خانواده پر شوق و با انرزی هستم که دوست دارم اینجا باشم تا هم از فایل های استاد استفاده کنم هم از این انرزی و شادی و عشق و ایمان تک تک عزیزان لذت ببرم
خدارو صد هزار مرتبه شکرت که میتونم کامنت بنویسم اون انگیزه و شور و شوق برای ادامه دادن به مسیر زیبایی که ردپای استاد نازنین درش هست داره برمیگرده و خدارو شکر که این خواستن و من میتوانم هزار برابر قدرت گرفته
باز هم تشکر میکنم از مریم خانم شایسته عزیز که به این زیبایی ابتدای فایل ها رو درکی کامل و جامع در دل کلمات کوتاه و مفید مینویسه تا بدونم قانون این فایل ها چیه و به چه موضوعاتی پرداخته میشه
خدارو شکر پیگیر فایل های مصاحبه با استاد هستم و امروز به کمک الله مهربان رسیدم به دهمین بخش این مصاحبه و میخوام درکی از خودم با مثال های خودم در این مورد رو بنویسم تا جا بیوفته برای خودم وصد البته رد پایی از خودم برای عزیزان به جای بگذارم
راهنمای درون و راه های ارتباط با اون ؟شاید از همون دوران کودکی با این نیرو اشنا بودم و همزمان از دو جا ی چیزایی بهم گفته میشد یکی به سمت خوبی و سلامتی و دیگری به سمت بدی و شیطان اون موقع کسی نبود که اینجوری جا بندازه که بله میشه با استفاده و باور کردن به این نیروی هدایت گر درونی به خواسته ها به صورت خیلی طبیعی اسون و راحت در کمال ارامش رسید اما راه های ارتباط با اون به قول سید نازنین اولین راهش باور به وجود همچنین نیرویی هست چه وقت من استفاده کردم و نتیجش کلی برام شادی اور بوده زمانی که در هر حال ازش میخوام و نتیجه درست رو بهم میده یا زمانی که این الهام اومد که در مغازه پرچ پلاک کنم و اومدم توی عقل کل دیدم حتی بچه ها در مورد دستگاه پرچ نوشتن و انجامش دادم و کلی درامد از این راه با سرمایه دویست هزار تومن به دست اوردم و خیلی برام جالبه مثلا به یکی از دوستان گفتم به یک نفر نیاز دارم که بتونه کار دودی ماشینها رو انجام بده و بعدش دیگه از یادم رفت تا اینکه به ی هفته نکشیده اون دوستم اومد شماره اون رو بهم داد باز گفتم بزار نشونه بیاد و زنگ نزدم بعد ی مدت خود اون ادم اومد و باز گفتم بزار نشونه بیاد دوباره بعد یه هفته ی خودش زنگ زد و گفتم بیا همین که اومد نشونه اومد و مشتری برا دودی اومد بدون هیچ تبلیغاتی بنری چیزی و فهمیدم که این مسیر باید ادامه پیدا کنه
و الان این دوستمون حسابی داره روی خودش کار میکنه و شدیدا پیگیر کار های استاده چقدر میگفت استاد جهان کبوتر با کبوتر رو همیشه رعایت میکنه و چجوری من میتونستم ینفر رو استخدام کنم که مقاومتی نصبت به این اموزه ها نداشته باشه و تشنه یادگیری باشه بجز این که ی الهام اومد منم به دوستم گفتم و دیگه پیگیر نبودم تا اون نیروی هدایتگر اون رو برام انجام بده
خیلی خوشحالم و سپاسگذار که اینجا هستم میتونم کامنت بنویسم و از خداوند برای انجام این کار سپاسگذارم خدایا صد هزار مرتبه شکر که منو هدایت کردی به این مسیر زیبا خدایا شکرت که خیلی راحت دسترسی دارم به این اگاهی ها و میتونم روی خودم کار کنم
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایستهی دوست داشتنی
ممنون برای این یادآوری من اکثر وقتا عذاب وجدان میگرفتم برای اینکه میدیدم پدر و مادرم چقدر زحمت و سختی میکشند به خاطر ما. اونا واقعا خیلی مهربون و دلسوزن برای بچههاشون، همیشه همه تلاششون میکنن تا آسایش رو برای ما فراهم کنن ،سختی شون رو میدیدم ولی نمیتونستم کاری براشون بکنم.
گاهی خواهرم بهم میگفت که بیشتر از بقیه اونا برای من خرج میکنن. حتی گاهی پدرم اینو بهم میگفت. و این منو دیوونه میکرد و کلی عذاب وجدان میگرفتم و ناراحت میشدم.
من فقط برای تحصیل و درس خوندنم خرج رو دستشون میگذارم. همیشه آدم به اصطلاح قانع- بودم. از همون بچگی فقط عاشق یاد گرفتن و کتاب خوندن بودم. بیشتر پولی که برام خرج کردن سر همینا بوده. چون من حتی به اندازهی انگشتای یه دستم هم از مامانم نخواستم واسم لباس جدید بخره، همیشه قانع بودم ب اونچه که داشتم، هیچوقت هیچ چیز اضافهای نمیخواستم، چیزایی ک بقیه هم سن و سالام خیلی راحت از خانواداشون درخواست میکردن اما من به خاطر احساس گناهی که کمکم تو وجودم ریشه میدووند ازشون نمیخواستم. و خب برام مهم نبودن، من فقط برام کافی بود ک شرایط تحصیلم رو فراهم کنن، تا بتونم وقتی بزرگ شدم یه آدم موفق بشم، اون موقع پولدار میشم و میتونم هرچی که قبلا ها میخواستمو هم داشته باشم – هم خانوادهم هم میتونستن تو رفاه باشن-
وقتی برای اولین از زبون شما فهمیدم که ما توانایی خوشبخت یا بدبخت کردن دیگران و ظلم کردن ب اونا رو نداریم، عذاب وجدانم کمتر شد. دیگه فهمیدم حقیقت اینه و فقط موندهبود قانع کردن ذهنم و باورش.
تو اینکار تاحدودی موفق شدم ولی هنوز هم اون باور نادرست رو دارم که گاهی وقتا واقعا کلافه و ناراحتم میکنه. با کار کردن بیشتر روی این باور میتونم درستش کنم.
ممنون برای توضیح این موضوع. باورم قویتر شد
براتون بهترینهارو آرزومندم. 💗
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
روز ۶۸ام از روزشمار زیبای تحولم
تا اونجائی که یادمه اعظم گفتگوهای ذهنی من مربوط به زیرسوال بردن کسانی میشه که مثل من فکر نمیکنن. چقدر این گفتگوها ازم انرژی میگیره. روزها و ساعتها مشغولم میکنه و مانع پیشرفتم میشه. مانع تمرکزم روی خودم میشه. استاد عالی فرمودید. من باید از تغییر دیگران دست بر دارم و نظر دیگران باید برام بی اهمیت بشه. اگر بتونم به این درجه برسم مطمئنا پیشرفت بسیار زیادی میکنم و ذهنم آزاد میشه. باید دست از مباحثه بردارم. دست از به کرسی نشوندن حرفم بردارم. باید بتونم یک دموکرات واقعی بشم. اگه از چیزی خوشم نیومد رومو ازش برگردونم اینطوری قدرتشو از دست میده. خدایا کمکم کن. از خدا میخوام روزی برسه که وقتی عقیده ای خلاف نظر خودم دیدم اگر حرفی نزدم درونم عقده نشه و خودخوری نکنم و اگر حرفی زدم با آرامش واقعی بیان کنم و نظرمو تحمیل نکنم و آروم باشم.
ممنونم استاد و خانم شایسته ی عزیزم🍀🍀🍀💖💖💖💖💖💖💖💖🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
من متعهد به تغییر در سرنوشت خود هستم
استاد عزیز من از اون دسته افرادی هستم که صحبتهای شما رو مثل وحی منزل میپذیرم
اصلا نمیدونم خودمم متحیرم که انگار صحبتهای شما حرفهایی هستند که یک عمر میخام فریاد بزنم و نمیتونم
انگار تو فطرت ما همه اینا بوده و داره زنده میشه
میدونی استاد با این فایل امروزت چه باری چه بار اضافه ای از رو دوش من برداشته شد!
میدونی چقدر راحت شدم
چقدر شیطان از این ترفند استفاده میکنه که تو رو گرفتار کنه
ممنونم نمیدونم چی بگم فقط
خدا را هزاران بار شکر که سر راه من قرار گرفتید
به نام خداوندی که از همه بهتر است
واقعا کجای دنیا انقدر حرف از خدا هست ؟؟
توی سایت هایی که در مورد خداوند هم نوشته شده فکر نمیکنم انقدر به حقانیت خداوند باور داشته باشند که استاد عزیز این باور و دارند.
خدارو هزاران بار شاکرم به خاطر آرامشی که دارم و این هم مدیون خداوند هستم که منو توی مسیر خود شناسی قرار داد و الان اینجا کنار شما هستم.
واقعا بحث عالی و خوبی بود اینکه ما مسوول خوشبختی یا بدبختی دیگران نیستیم و هرکسی به این نکته میرسه که تمام چیزهایی که توی زندگیش انجام شده خودش به سر خودش آورده و هیچکسی مسوولش نیست واقعا .
ما فقط میتونیم زندگی خودمون و بهترین شکل بسازیم .
همون جوری که موقع مرگ و از دنیا رفتن تنهای تنهاییم و خودمون مسوول اعمالمون هستیم .
در پناه خداوند باشید.
به نام الله 🌸🌸🌸
روز شصت و هفتم .
من مسئول زندگی ،هیچ کس نیستم .هیچ توانایی برای تغییر زندگی دیگران ،ندارم
بحث کردن من رو به فاز منفی میبره ،اگه چیزی رو دوست ندارم ،تنها کارم اعراض کردن هست.
من مسیر درستی که هستم میرم ،و خانوادم هم اگه دوست داشتن با من یا همراه میشن ،
یا بعد از دیدن نتایج من همراه میشن . اگر هم نشن من اونها رو قضاوت نمیکنم .
سلام و عرض ادب
یک داستان نقل هست از پیامبر اسلام که عدهای در کشتی بودند و هر کسی در این کشتی مشغول کار خودش بود و کسی به کسی کاری نداشت و گوشه ای از این کشتی فردی نشسته بود و داشت کف کشتی را سوراخ میکرد و در نهایت باعث غرق شدن کشتی با همه سرنشینان شد
که پیامبر فرمودند که همه ما نسبت هم دیگر هم مسؤول هستیم
سلام استاد عزیزم
من امروز ازمون داشتم و هیچی نخونده بودم حتی یک کلمه،،،، این فایل و دیشب گوش دادم با اینکه بحث ابروم بود ولی شرکت کردم گفتم خدا بهم الهام میکنه ولی نتیجه افتضاح بود یعنی از ۴۵ سوال ۳۰ تا بهم الهام شد ۲۵ تاش غلط بود😂😂😂😂 نمیدونم گریه کنم بخندم،،،، الان نمیدونم با چه رویی نتیجه رو بفرستم واسه بابام….
استاد من حس کردم شاید به خاطر اینه که خدا میخواد بهم میگ خودت باید جواب بدی یا یاد میگیری دیگ درس نمیخونی یا چیزای دیگ درواقع دقیق نمیدونم چرا دقیقا اینجوری شد درصدم منفی شد واقعا موندم چجور نتیجه رو اطلاع بدم به قانون شک نکردم فقط توضیح منطقیی هم برای خودم ندارم میشه بگید چرا اینجوری شد؟
شاید هدایت و در مسیر اشتباه استفاده کردم یا مثلا حتما باید بهاشو بپردازم خودم بخونم و خودم جواب بدم
الان ک داشتم می نوشتم یه لحظه اومدین جلو چشمم و گفتید تو درسو میخونی و جایی ک گیر میکنی هدایت میخوای و غافلگیرت میکنه ولی خب حرفای دیگ هم میاد توی ذهنم ک مگ حضرت محمد(ص) چیزی بلد بود؟ واقعا موندم استاد از یه طرفم بحث آبرومه
به نام خدا
ردپای ۶۷
چقدر این دیدگاه جالب و توحیدی است که ما نه میتوانیم کسی را خوشبخت کنیم و نه بدبخت که این مهم در مورد نزدیکان هم صادق است.اینجوری ما فقط به خداوند تکیه میکنیم و به فرزندانمان هم یاد میدهیم که مستقل باشند و فقط به خود خداوند متکی باشند نه هیچ کس دیگه. خودم هنوز در ته ذهنم این است که اگر خانواده ام فلان کارو میکردن و یا……..وضع من الان این نبود.البته که با آموزه های استاد خیلی نسبت به قبل بهتر شدم و میشوم.و این ریشه در این باور دارد که دیگران در زندگی ما تاثیر دارند.و ماهم نمیخواهیم مسولیت زندگیمان را به عهده بگیریم.
خدایا بابت خلق تمام اتفاقات زندگیم توسط خودم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.