اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز و همفرکانسی ها روز شصت و هفتم از سفر
خدایا شکرت که هر کس توانایی خلق زندگی دلخواه خودش را داره و هیچ عامل بیرونی در خوشبختی و بدبختی کسی کوچکترین اثری نداره
هیچکس نمیتواند زندگی کسی را به سمت خوشبختی یا بدبختی سوق دهد و کوچکترین تاثیری در زندگی کسی ندارد هرکس باتوجه به فرکانس ها و باورها و ایمانی که به خداوند دارد و اورا درک کرده و قدم های عملی بر میدارد میتواند زندگی دلخواه خودش را خلق کند و همه به یک اندازه به نعمت ها و ثروت ها و فرصت ها وخداوند دسترسی دارند و هر کس مسئول زندگی خودش است و هیچکس هیچ مسئولیتی در قبال هیچ کس ندارد و هر کس باتوجه به مدار خود میتواند از شرایط به ظاهر بد هم حداکثر استفاده را ببرد و از ان شرایط برای خود فرصت بسازد.
چقدرر این موضوع بحث نکردن با دیگران مهم و حائز اهمیت هست! من خودم گاهی اوقات بحث میکردم، اما بلااستثناء هردفعه بعد از بحث کردن احساس به شدت بدی پیدا میکردم. وقتی فکر کردم، دیدم بحث کردن نه تنها سودی نمیرسونه به کسی بلکه احساس خودم رو به شدتت بد میکنه تا جایی که چندساعت طول میکشه تا احساسم رو بهتر کنم!! از طرفی، اومدم و برای خودم منطقی کردم این موضوع رو که اولویت اول من بعد از روبرو شدن با تضاد و احساس بدی که درنتیجه بحث کردن بود، احساس آرامش و شادی هست. وقتی جهان بر پایه و اساس تنوع افکار و عقاید چیده شده، چرا من بخوام کس دیگه ای رو تغییر بدم و بحث کنم سر دیدگاهش؟! اگر دوست ندارم، اعراض کنم! در هرصورت من نه ضرر میکنم و نه سود از زاویه دید یک فرد دیگه چون هرکس مسئول ۱۰۰درصد زندگی خودش براساس باورها، افکار و فرکانسهای ارسالیاش به جهان هست و نتیجه اون رو در زندگیش میبینه. پس من چرا باید نگران یا ناراحت باشم که بقیه چه نوع طرز تفکری دارن؟ من بیام روی خودم و باورهام بیشتر کار کنم و خالص تر بشم و نتیجه بگیرم.
دلیل دیگهای که برای خودم آوردم یک مثال رایج هست، خیلی اوقات ما درگیر بحث میشیم تا به زعم خودمون وقت بزاریم برای طرف مقابل، همدردی کنیم و راهکار بدیم بهش و.. خلاصه که تأثیرگذار باشیم. اما چند نفر از افرادی که ما این همه وقت گذاشتیم براشون واقعا بنیادی تغییر کردن؟؟ هیچ کدوم! هیچ کدوم!!! شاید صحبت های ما به شکل یک مسکن بوده باشه بیشتر تا اینکه بخواد دلیلی بر تغییر و بهتر شدن باشه و این یک آلارم بود برای من، یک زنگ هشدار. اینکه چرا بیام عملا انرژی و زمان با ارزش خودم رو تلف کنم و اسم کمک کردن و تأثیرگذاری رو روش بزارم؟ که در آخر هم، اون فرد دوباره به روال قبلی خودش برگرده!؟ پس بیام دخالتی نداشته باشم در مسائل دیگران و باور کنم که انها هم خدایی دارند که بهشون نزدیکه و هرموقع که درخواست کنند، خداوند آنها رو هدایت میکنه حتی صدها برابر بهتر از من…
وقتی به یکی دیگه از ریشه های اینکه چرا انقدر دوست داریم بحث کنیم فکر کردم، دیدم که همش به این خاطر هست که به بقیه ثابت کنیم که من درست میگم، من بلدم، من میدونم ولی این تویی که اشتباه فکر میکنی، اشتباه از تو هست و… یه جورایی مثل اینه که خودت رو سر تر از بقیه بدونی و بخوای این موضوع رو بکوبی تو سر همه که من همه چی میدونم و آگاهی های من در هر زمینهای از تو بیشتره! چرا باید انقدر دیگران برامون مهم باشن که بخوایم اصلا باهاشون بحث کنیم و خودمون رو بهشون ثابت کنیم؟ اگر قرار بر ثابت کردن خودمون به کسی هست، اون فرد فقط وفقط خودمون هستیم. فقط باید به خودمون ثابت کنیم. من واقعا لذت میبرم از افرادی که هیچوقت با کسی در هیچ موردی بحث نمیکنن و با اینکه باورهای قدرتمندکننده خودشون رو دارند، به نظر بقیه افراد احترام گذاشته و اگر خوششون نیومد به راحتی اعراض میکنند و به راحتی به روند خودشون برمیگردن! به روندی که ازش نتیجه گرفتن و احساس خوب و آرامش دارند باهاش، بدون هیچ گونه بحثی یا توضیحی. من لذت میبرم از افرادی که با نتیجه هاشون میان حرف میزنند و نه اینکه آگاهی هاشون رو به رخ بقیه بکشند فقط برای اینکه بگن ما میدونیم و این شما هستید که در مسیر اشتباه هستید و وقتی به نتیجه زندگی شون نگاه میکنی، می بینی که هیچی برای گفتن ندارن..!!
درهرصورت سپاسگزار خداوندم که فقط به لطف اون بود که من هدایت شدم و درحال حاضر نسبت به قبل خیلیی بهتر شدم و البته که هنوز خیلی جا داره برای بهتر شدنم. برام جالبه که هروقت بهش فکر میکنم، نمیدونم چطور انقدر آروم تر شدم نسبت به قبل و در زمان اعراض، کنترل ذهنم رو به دست میگیرم و کانون توجهام رو معطوف به خواسته ها و کارهام میکنم و هیچ بحثی هم با کسی ندارم. فقط متمرکز میشم روی خودم و لذت بردن از انجام دادن کارهای موردعلاقم و به قولی دور میشم از منبع احساس بد. این بذرهای احترام رو خیلی دوست داشتم در وجودم بکارم و پرورش شون بدم، واقعا خداروشکر میکنم که انقدر بدیهی و طبیعی دارند در وجودم شکل میگیرند:)
حالا خیلی بیشتر معنی اعراض رو درک کردم و معنی قضاوت نکردن عقاید دیگران رو و چقدر خوشحالم که با این آگاهیم در مسیر بهتری صد در صد قدم بر می دارم
نیازی به توضیح دادن و اثبات نظرم به کسی ندارم و نیازی به مراوده اجباری با کسانی که نظراتشون هم فرکانسم نیست هم ندارم
و مسئله ای که خیلی خیلی خیلی برام ارزشمند بود این باور که من دنبال هدف هام نمیرم چون اگر برم اگر فلان اتفاق بیفته من مسئولشم و چقدر این باور در ما نهادینه شده که ما مسئول زندگی همه هستیم ، ما به دنبال نشانه های تو مسیرمون نمیریم چون می ترسیم که اگر فلان بشود یا بهمان بشود ، در حالی که هر کسی در این دنیا مسئول زندگی خودش هست
باور جایگزین همینه من مسئول زندگی هیچ کس نیستم ، من اومدم به این دنیا که رسالتم رو پیدا کنم ، از مسیر خوشبختی و فراوانی که خداوند برام مهیا کرده لذت ببرم و در این مسیر رسالتم رو به نحو احسن انجام بدم و تمام
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی
خدا رو سپاسگزارم به خاطر شصت و هفتمین فایل روز شمار تحول زندگی مون. خدا رو شکر که این فایل چه قدر عالی و آگاهی دهنده بود. واقعا تحسین میکنم تون استاد عزیز بابت این نگاه توحیدی و عزت نفس بی نظیرتون. اینکه دیدگاه هر کسی برای هر خودش محترمه و قرار نیست همه مثل شما یا مثل همدیگه فکر کنند چه قدر عالی و بی نظیره. چیزی که واقعا در مورد شما با همه اساتید دیگه تو این حوزه یا حتی همه آدم های موفق تو حوزه های مختلف متفاوته این نگاه توحیدی و ارزشمند دونستن خودتون فارغ از اینکه دیگران چه فکری در مورد شما میکنند هستش. خوب این واقعا خیلی هیوجه که یه استاد این طور با عزت نفس صحبت میکنه و نگران این نیست که دیگران بخوان ترکش کنند یا فالوورش نباشند و از این صحبتا، در صورتی که شاید 99.99 % مردم دنیا همش افتادن دنبال تأیید نظر دیگران و فالوور گرفتن و خودشون رو بکشند برای طرفداران شون که یه موقع ترک شون نکنند و آن فالو نکنند اونا رو. به هر ضرب و زوری شده طرفدار جمع کنند و مطابق میل اونا عمل کنند و حرفی نزنند و حرکتی انجام ندن که مخالف نظر طرفداران شون باشه. چه قدر این نگاه تون رو دوست دارم استاد و تحسین تون میکنم و هر روز باید روی خودم کار کنم تا بتونم یه ذره نزدیک تر بشم به این دیدگاه و این شکل از زندگی.
موضوع مهم بعدی این فایل بحث مسئولیت در برابر دیگران، به خصوص افراد نزدیک مون مثل خانواده و همسر و فرزندان مون بود که چه قدر عالی استاد در موردش توضیح دادن. البته تو دوره عشق و مودت در روابط هم استاد این موضوع رو خیلی عالی و کامل توضیح دادن. من خودم موقعی که میخواستم از همسر قبلیم جدا بشم، چون یه فرزند کوچک داشتیم، خیلی ها میگفتن که نه! به خاطر بچه تون و این حرفا این کار رو نکنید، ولی من در نتیجه تغییر باورهایی که داشتم این موضوع رو پذیرفته بودم که فرزند من خودش مسیر خودش رو انتخاب میکنه و من نمیتونم خوشبختی یا بدبختی اونو بسازم. بلکه اون خودش با باورهای خودش میتونه زندگی خودش رو اون طوری که میخواد بسازه. این نگاه مسئولیت پذیری در مورد فرزندان از جایی نشأت میگیره که ما فکر میکنیم که اونا بچه اند و چیزی نمیفهمند، در حالی که خدا به یک اندازه به همه ما نزدیکه، و هیچ فرقی بین یک آدم بالغ با کودکی که هنوز به نظر ما چیز خاصی نمیدونه از نظر ارتباط و نزدیکی به خدا وجود نداره. و اون بچه هم هدایت الله رو دریافت میکنه و اگه تو مدار درستی حرکت کنه به سمت تجربه های بهتر هم هدایت میشه.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و دوستان هم فرکانسی
شصت و هفتمین ردپای من، خدایا شکرت
من کلا آدم تغییر پذیری ام و خیلی راحت تغییرات رو قبول میکنم شاید هم بخاطر همینه که در مقابل اکثر حرف های شما مقاومتی نداشتم و قبول میکردم
اون اوایلی که با شما آشنا شده بودم تو چند تا فایل این جمله که “ما فقط مسئول خودمون هستیم نه دیگران” رو بارها شنیدم و ثبت شده بود تو یه گوشه ای از ذهنم
حتی اگه کسایی که تو این مسیر بودن میگفتن نه خانواده هست، نه فلان هست بهمان هست! میگفتم نه اونم تو جای درستیه با توجه به فرکانس های خودش، و ما مسئولیتی درمورد اون شخص نداریم
بعضی جاها مسیر و اشتباه رفتم و با بقیه بحث کردم و خواستم بهشون ثابت کنم که ما مسئول دیگران نیستیم و اصلا نمیتونیم نقشی تو بهتر شدن یا بدتر شدن زندگیشون داشته باشیم! و در نهایت خودم بودم که ناراحت شدم و فهمیدم که اشتباه کردم
خداروشکر الان نه با کسی در این موارد بحث میکنم نه دوس دارم که بهشون ثابت کنم، حتی اگه بخواد بحثی هم پیش بیاد من فقط گوش میکنم و لبخند میزنم
میدونم که اگر حرفی زده نشه، اگه اصرار بر ثابت کردن نداشته باشم، در نهایت نتایج من، همه چی رو نشون خواهد داد حالا کسی که دوس داره این مسیر و باور کنه و بیاد تو این مسیر، نمیخواد هم که نتایج خودش رو میگیره
استاد عزیزم خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا با شما هستم و قدم به قدم با گفته هاتون پیش میرم و حالم عالیه، خدایا سپاسگزارم
سلام بر شما من تازه با سایت شما آشنا شدم و فقط خداروشکر میکنم که واقعا این نتیجه خواسته من از خداست که میگفتم خدایا فقط کمکم کن خودتو و خودمو بشناسم و خوده خدا میداند که این حرفها و دیدگاه اونم از نگاه قرآن چقدر دلنشین و کمک کننده بود ولی نمیدانم چرا اینهمه دیر ودیر برایم اتفاق افتاد منی که از سال ۸۶ به موضوع جذب و قدرت ذهن پی بردم و میشناختم و کلاسها و کتابهاشو خوندم هیچوقت و هیچ صحبتی اینطور برام روشن و کلیدی نبود که متوجه بشم قدرت ذهن و اون قدرت جذب به تکرار کلمات نیست اصل تغییر در دل و فرکانس است چرا اینقدر دیر برام جا افتاد و چه عالی که فقط استاد عباسمنش حرفهایی زد که قفل دلم برای پیدا کردن و پذیرفتن ذهنم را باز کرد خدایا شکرت اگر دیر ولی ممنونم که شد این حرفها فقط جهت یه آشنایی مختصر از خودم بود دیدگاه من به این مصاحبه این است که من شدیدن با نظر استاد موافقم که چرا جنگ چرا جدال که آقا چی درسته چی غلط اگر دلی پذیرای چیزی بود که با جان و دل میپذیرد وگرنه چرا باید جدال کنیم و فحش ووووو که بگیم اشتباست یا درسته رفتارت فلانی……من این موضوع را خیلی قبول دارم و دوست دارم ولی نمیدونم پس موضوع امر به معرکف و نهی از منکر که اینهمه هم سفارش شده چی میشه؟ آیا این فکر و رفتاری که مورد قبول ماست در اجرای امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نمیشه؟؟ قطعا یکی از اهدافم بعد از درست شدن باورهام و دست یابی به خیلی چیزها مطالعه کامل قرآن و تحقیق هست ولی الان این سوال برام پیش آمد خواستم بپرسم با تشکر و سپاس و احترام فراوان خدمت استاد و همه دوستادن
سلام استاد عزیزم خداروشکر خداروهزاران مرتبه شکر که درست زمانی که فکر میکردم قانون جذب جواب نمیده ومن باید مثل آدمای معمولی یه زندگی معمولی داشته باشم از کل زندگیم ناامید شده بودم به صورت کاملا هدایتی من رو به سمت سایت شما هدایت کرد
دوهفته ای میشه که به صورت جدی شب و روزم شده فایل های توحیدی شما وقتی میگفتید اگه شروع کنی وروی خودت کار کنی بعد یه هفته معجزه ها شروع میشه باورم نمیشد ولی استاد عزیزم الان تمام حرفاتون داره بهم ثابت میشه
وتمام کارهام براحتی داره درست میشه
امروز معده دردشدید داشتم گفتم استاد میگه برای چیزای کوچکی هم از خدا الهام بگیر گفتم خدایا چیکار کنم معده دردم خوب شه یه چیز درونم گفت
یه لیوان آب ولرم بخور گفتم مگه میشه با به لیوان آب خوب شه ؟نکنه آب بخورم دردم بیشتر شه ؟درکمال ناباوری با به لیوان آب معده درد من کلا برطرف شد
خداروشکر خداروشکر خداروشکر که منم دارم نتیجه میگیرم
تو تمام لحظه هام وجود خدارو حس میکنم .تمام کارهامون خدا برام براحتی انجام میده استادم عزیزم خیلی دوست دارم
وایمان دارم بزودی نتایج خیلی بزرگی برام رقم میخوره
سلام به استاد جانم مریم بانو مهربانم و خانم فرهادی و آقا ابراهیم عزیز و تمام بچه های خانواده بزرگ عباسمنش
استاد جان شما دست گذاشتید دقیقاً روی یکی از پاشنه آشیل های من.همیشه در تلاش بودم که دیگران را تغییر دهم راهنمایی کنم بدون اینکه حتی نظر من را خواسته باشند.اما دریغ از اینکه یک بار هم به خودم نگاه کنم و ببینم که چه عیب هایی را باید برطرف کنم.نمی دونم که چرا اینقدر خودم را کامل می دونستم.البته هنوز هم این پاشنه آشیل را دارم اما خیلی وقت ها می گویم که خدا به همه به یک اندازه دسترسی دارد.هر کس نیاز به راهنمایی دارد خداوند حتما بهترین را در مسیرش قرار می دهد. با تشکر علی
سلام بنام خدا بنام خدای مهربان وهدایتگرمن درلحضه به لحضهای زندگی من
سلام به استادعزیزم و خانم عزیز شایسته ودوستان هم فرگانسیم خب وامافایل برگی از سفرنامعه ۶۷ام روز که معبودم این لطف شامل حالم کرد پیغامش روارطرف استادعزیزم به من گفت وخداروصدهزاران بارشکروسپاسگزارم
واقعا حرفهای نابی هست و این اموزهابهترین درس میده اینکه هیچ کس مسئول کار کسی نیست که خدا بارها درقران میفرماید به پیغمبرکه تومسول کار کسی نیستی تو فقط بهشون بگوحالااونکه بهش عمل میکنن یانمیکنن دیگه با خودشون هست واینکه من خودم این سوال همیشه در ذهنم بود که نمیخام بچهام درسختی باشن واینکه تابتونم کاری میکنم که امکانتشون رو فراهم کنم ولی میدونم که نباید چنین باشم اگر بعضی از امکاناتشونونمیتونم فراهم کنم نباید حتمی جور بشه به قول استاد که میگن طوری نیست اگردرشرایط سختی قرارمیگیریم اتفاقا این باعث میشه که ما متوجه خواستهامون بشیم
و این تضادها خوب هست واقعا خداجونم کمکم کن تا بتونم دربدترین شرایط هم با خودم در صلح باشم بچها واقع ما در خانواده ای قرارداریم که به نظر خودم که واقعا همینجورهست داریم از بندهای خاص رب جلیل میشیم چونکه توحید واقعی رو داریم میفهمیم شرک میفهمیم وواقعا تا زمانی که تو این سایت نبودم متوجه نبودم این سایت کلی وجزیی رو به ما آموزش والهام میده وخداروصدهزاران با شکر که تو این مسیرهای ناب قرارم داده وچون دوستم داشته این جایزه باارزش بهم داده یا رب جلیل کمکم کن به غیرتو به هیچ کس نه متکی باشم نه دست نیاز داشته باشم ونه خواسته ای داشته باشم یا الله همه ی شما عزیزان دوست داشتی وهم فرگانسیم رو به رب جلیل میسپارم موفق شاد پیروز سلامت پرانرژی ثروتمند باشید
به نام خالق اسمان ها و زمین
سلام استاد عزیز و همفرکانسی ها روز شصت و هفتم از سفر
خدایا شکرت که هر کس توانایی خلق زندگی دلخواه خودش را داره و هیچ عامل بیرونی در خوشبختی و بدبختی کسی کوچکترین اثری نداره
هیچکس نمیتواند زندگی کسی را به سمت خوشبختی یا بدبختی سوق دهد و کوچکترین تاثیری در زندگی کسی ندارد هرکس باتوجه به فرکانس ها و باورها و ایمانی که به خداوند دارد و اورا درک کرده و قدم های عملی بر میدارد میتواند زندگی دلخواه خودش را خلق کند و همه به یک اندازه به نعمت ها و ثروت ها و فرصت ها وخداوند دسترسی دارند و هر کس مسئول زندگی خودش است و هیچکس هیچ مسئولیتی در قبال هیچ کس ندارد و هر کس باتوجه به مدار خود میتواند از شرایط به ظاهر بد هم حداکثر استفاده را ببرد و از ان شرایط برای خود فرصت بسازد.
در پناه الله یکتا ❤🧡❤🧡⚘🌷🧡🌷❤🧡
سلام استاد عباسمنش عزیز و همه خانواده بزرگ عباسمنش
وقتی توی خودِ قرآن توی سوره ی بقره خدا بگه که برای هیچ کسی اجباری نیست که ایمان بیاره یا نه ، در اصل داره فرهنگ احترام گذاشتن به دیدگاه ها رو یاد میده
چون واقعاً هر کسی تا زمانیکه توی فرکانس اون موضوع قرار نگیره نمیتونه درکش کنه بابت همین بهتره فقط ازش رد شد
مرسی از استاد عزیز
در پناه خداوند رحمان
🎆شصت و هفتمین برگ از سفرنامه من
به نام یگانه عشق الهی؛
چقدرر این موضوع بحث نکردن با دیگران مهم و حائز اهمیت هست! من خودم گاهی اوقات بحث میکردم، اما بلااستثناء هردفعه بعد از بحث کردن احساس به شدت بدی پیدا میکردم. وقتی فکر کردم، دیدم بحث کردن نه تنها سودی نمیرسونه به کسی بلکه احساس خودم رو به شدتت بد میکنه تا جایی که چندساعت طول میکشه تا احساسم رو بهتر کنم!! از طرفی، اومدم و برای خودم منطقی کردم این موضوع رو که اولویت اول من بعد از روبرو شدن با تضاد و احساس بدی که درنتیجه بحث کردن بود، احساس آرامش و شادی هست. وقتی جهان بر پایه و اساس تنوع افکار و عقاید چیده شده، چرا من بخوام کس دیگه ای رو تغییر بدم و بحث کنم سر دیدگاهش؟! اگر دوست ندارم، اعراض کنم! در هرصورت من نه ضرر میکنم و نه سود از زاویه دید یک فرد دیگه چون هرکس مسئول ۱۰۰درصد زندگی خودش براساس باورها، افکار و فرکانسهای ارسالیاش به جهان هست و نتیجه اون رو در زندگیش میبینه. پس من چرا باید نگران یا ناراحت باشم که بقیه چه نوع طرز تفکری دارن؟ من بیام روی خودم و باورهام بیشتر کار کنم و خالص تر بشم و نتیجه بگیرم.
دلیل دیگهای که برای خودم آوردم یک مثال رایج هست، خیلی اوقات ما درگیر بحث میشیم تا به زعم خودمون وقت بزاریم برای طرف مقابل، همدردی کنیم و راهکار بدیم بهش و.. خلاصه که تأثیرگذار باشیم. اما چند نفر از افرادی که ما این همه وقت گذاشتیم براشون واقعا بنیادی تغییر کردن؟؟ هیچ کدوم! هیچ کدوم!!! شاید صحبت های ما به شکل یک مسکن بوده باشه بیشتر تا اینکه بخواد دلیلی بر تغییر و بهتر شدن باشه و این یک آلارم بود برای من، یک زنگ هشدار. اینکه چرا بیام عملا انرژی و زمان با ارزش خودم رو تلف کنم و اسم کمک کردن و تأثیرگذاری رو روش بزارم؟ که در آخر هم، اون فرد دوباره به روال قبلی خودش برگرده!؟ پس بیام دخالتی نداشته باشم در مسائل دیگران و باور کنم که انها هم خدایی دارند که بهشون نزدیکه و هرموقع که درخواست کنند، خداوند آنها رو هدایت میکنه حتی صدها برابر بهتر از من…
وقتی به یکی دیگه از ریشه های اینکه چرا انقدر دوست داریم بحث کنیم فکر کردم، دیدم که همش به این خاطر هست که به بقیه ثابت کنیم که من درست میگم، من بلدم، من میدونم ولی این تویی که اشتباه فکر میکنی، اشتباه از تو هست و… یه جورایی مثل اینه که خودت رو سر تر از بقیه بدونی و بخوای این موضوع رو بکوبی تو سر همه که من همه چی میدونم و آگاهی های من در هر زمینهای از تو بیشتره! چرا باید انقدر دیگران برامون مهم باشن که بخوایم اصلا باهاشون بحث کنیم و خودمون رو بهشون ثابت کنیم؟ اگر قرار بر ثابت کردن خودمون به کسی هست، اون فرد فقط وفقط خودمون هستیم. فقط باید به خودمون ثابت کنیم. من واقعا لذت میبرم از افرادی که هیچوقت با کسی در هیچ موردی بحث نمیکنن و با اینکه باورهای قدرتمندکننده خودشون رو دارند، به نظر بقیه افراد احترام گذاشته و اگر خوششون نیومد به راحتی اعراض میکنند و به راحتی به روند خودشون برمیگردن! به روندی که ازش نتیجه گرفتن و احساس خوب و آرامش دارند باهاش، بدون هیچ گونه بحثی یا توضیحی. من لذت میبرم از افرادی که با نتیجه هاشون میان حرف میزنند و نه اینکه آگاهی هاشون رو به رخ بقیه بکشند فقط برای اینکه بگن ما میدونیم و این شما هستید که در مسیر اشتباه هستید و وقتی به نتیجه زندگی شون نگاه میکنی، می بینی که هیچی برای گفتن ندارن..!!
درهرصورت سپاسگزار خداوندم که فقط به لطف اون بود که من هدایت شدم و درحال حاضر نسبت به قبل خیلیی بهتر شدم و البته که هنوز خیلی جا داره برای بهتر شدنم. برام جالبه که هروقت بهش فکر میکنم، نمیدونم چطور انقدر آروم تر شدم نسبت به قبل و در زمان اعراض، کنترل ذهنم رو به دست میگیرم و کانون توجهام رو معطوف به خواسته ها و کارهام میکنم و هیچ بحثی هم با کسی ندارم. فقط متمرکز میشم روی خودم و لذت بردن از انجام دادن کارهای موردعلاقم و به قولی دور میشم از منبع احساس بد. این بذرهای احترام رو خیلی دوست داشتم در وجودم بکارم و پرورش شون بدم، واقعا خداروشکر میکنم که انقدر بدیهی و طبیعی دارند در وجودم شکل میگیرند:)
سلام استاد عزیزم
سپاسگزارم بابت رسوندن پیام خدا به ما
سپاسگزارم از خدا که این جایگاه رو به من نشون داد
حالا خیلی بیشتر معنی اعراض رو درک کردم و معنی قضاوت نکردن عقاید دیگران رو و چقدر خوشحالم که با این آگاهیم در مسیر بهتری صد در صد قدم بر می دارم
نیازی به توضیح دادن و اثبات نظرم به کسی ندارم و نیازی به مراوده اجباری با کسانی که نظراتشون هم فرکانسم نیست هم ندارم
و مسئله ای که خیلی خیلی خیلی برام ارزشمند بود این باور که من دنبال هدف هام نمیرم چون اگر برم اگر فلان اتفاق بیفته من مسئولشم و چقدر این باور در ما نهادینه شده که ما مسئول زندگی همه هستیم ، ما به دنبال نشانه های تو مسیرمون نمیریم چون می ترسیم که اگر فلان بشود یا بهمان بشود ، در حالی که هر کسی در این دنیا مسئول زندگی خودش هست
باور جایگزین همینه من مسئول زندگی هیچ کس نیستم ، من اومدم به این دنیا که رسالتم رو پیدا کنم ، از مسیر خوشبختی و فراوانی که خداوند برام مهیا کرده لذت ببرم و در این مسیر رسالتم رو به نحو احسن انجام بدم و تمام
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی
خدا رو سپاسگزارم به خاطر شصت و هفتمین فایل روز شمار تحول زندگی مون. خدا رو شکر که این فایل چه قدر عالی و آگاهی دهنده بود. واقعا تحسین میکنم تون استاد عزیز بابت این نگاه توحیدی و عزت نفس بی نظیرتون. اینکه دیدگاه هر کسی برای هر خودش محترمه و قرار نیست همه مثل شما یا مثل همدیگه فکر کنند چه قدر عالی و بی نظیره. چیزی که واقعا در مورد شما با همه اساتید دیگه تو این حوزه یا حتی همه آدم های موفق تو حوزه های مختلف متفاوته این نگاه توحیدی و ارزشمند دونستن خودتون فارغ از اینکه دیگران چه فکری در مورد شما میکنند هستش. خوب این واقعا خیلی هیوجه که یه استاد این طور با عزت نفس صحبت میکنه و نگران این نیست که دیگران بخوان ترکش کنند یا فالوورش نباشند و از این صحبتا، در صورتی که شاید 99.99 % مردم دنیا همش افتادن دنبال تأیید نظر دیگران و فالوور گرفتن و خودشون رو بکشند برای طرفداران شون که یه موقع ترک شون نکنند و آن فالو نکنند اونا رو. به هر ضرب و زوری شده طرفدار جمع کنند و مطابق میل اونا عمل کنند و حرفی نزنند و حرکتی انجام ندن که مخالف نظر طرفداران شون باشه. چه قدر این نگاه تون رو دوست دارم استاد و تحسین تون میکنم و هر روز باید روی خودم کار کنم تا بتونم یه ذره نزدیک تر بشم به این دیدگاه و این شکل از زندگی.
موضوع مهم بعدی این فایل بحث مسئولیت در برابر دیگران، به خصوص افراد نزدیک مون مثل خانواده و همسر و فرزندان مون بود که چه قدر عالی استاد در موردش توضیح دادن. البته تو دوره عشق و مودت در روابط هم استاد این موضوع رو خیلی عالی و کامل توضیح دادن. من خودم موقعی که میخواستم از همسر قبلیم جدا بشم، چون یه فرزند کوچک داشتیم، خیلی ها میگفتن که نه! به خاطر بچه تون و این حرفا این کار رو نکنید، ولی من در نتیجه تغییر باورهایی که داشتم این موضوع رو پذیرفته بودم که فرزند من خودش مسیر خودش رو انتخاب میکنه و من نمیتونم خوشبختی یا بدبختی اونو بسازم. بلکه اون خودش با باورهای خودش میتونه زندگی خودش رو اون طوری که میخواد بسازه. این نگاه مسئولیت پذیری در مورد فرزندان از جایی نشأت میگیره که ما فکر میکنیم که اونا بچه اند و چیزی نمیفهمند، در حالی که خدا به یک اندازه به همه ما نزدیکه، و هیچ فرقی بین یک آدم بالغ با کودکی که هنوز به نظر ما چیز خاصی نمیدونه از نظر ارتباط و نزدیکی به خدا وجود نداره. و اون بچه هم هدایت الله رو دریافت میکنه و اگه تو مدار درستی حرکت کنه به سمت تجربه های بهتر هم هدایت میشه.
خدا رو شکر که تو این مسیر زیبا هستیم.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
خدا رو شکر که برگی دیگه از سفرنامم رو نوشتم.
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و دوستان هم فرکانسی
شصت و هفتمین ردپای من، خدایا شکرت
من کلا آدم تغییر پذیری ام و خیلی راحت تغییرات رو قبول میکنم شاید هم بخاطر همینه که در مقابل اکثر حرف های شما مقاومتی نداشتم و قبول میکردم
اون اوایلی که با شما آشنا شده بودم تو چند تا فایل این جمله که “ما فقط مسئول خودمون هستیم نه دیگران” رو بارها شنیدم و ثبت شده بود تو یه گوشه ای از ذهنم
حتی اگه کسایی که تو این مسیر بودن میگفتن نه خانواده هست، نه فلان هست بهمان هست! میگفتم نه اونم تو جای درستیه با توجه به فرکانس های خودش، و ما مسئولیتی درمورد اون شخص نداریم
بعضی جاها مسیر و اشتباه رفتم و با بقیه بحث کردم و خواستم بهشون ثابت کنم که ما مسئول دیگران نیستیم و اصلا نمیتونیم نقشی تو بهتر شدن یا بدتر شدن زندگیشون داشته باشیم! و در نهایت خودم بودم که ناراحت شدم و فهمیدم که اشتباه کردم
خداروشکر الان نه با کسی در این موارد بحث میکنم نه دوس دارم که بهشون ثابت کنم، حتی اگه بخواد بحثی هم پیش بیاد من فقط گوش میکنم و لبخند میزنم
میدونم که اگر حرفی زده نشه، اگه اصرار بر ثابت کردن نداشته باشم، در نهایت نتایج من، همه چی رو نشون خواهد داد حالا کسی که دوس داره این مسیر و باور کنه و بیاد تو این مسیر، نمیخواد هم که نتایج خودش رو میگیره
استاد عزیزم خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا با شما هستم و قدم به قدم با گفته هاتون پیش میرم و حالم عالیه، خدایا سپاسگزارم
عاشقتونم استاد جانم
سلام بر شما من تازه با سایت شما آشنا شدم و فقط خداروشکر میکنم که واقعا این نتیجه خواسته من از خداست که میگفتم خدایا فقط کمکم کن خودتو و خودمو بشناسم و خوده خدا میداند که این حرفها و دیدگاه اونم از نگاه قرآن چقدر دلنشین و کمک کننده بود ولی نمیدانم چرا اینهمه دیر ودیر برایم اتفاق افتاد منی که از سال ۸۶ به موضوع جذب و قدرت ذهن پی بردم و میشناختم و کلاسها و کتابهاشو خوندم هیچوقت و هیچ صحبتی اینطور برام روشن و کلیدی نبود که متوجه بشم قدرت ذهن و اون قدرت جذب به تکرار کلمات نیست اصل تغییر در دل و فرکانس است چرا اینقدر دیر برام جا افتاد و چه عالی که فقط استاد عباسمنش حرفهایی زد که قفل دلم برای پیدا کردن و پذیرفتن ذهنم را باز کرد خدایا شکرت اگر دیر ولی ممنونم که شد این حرفها فقط جهت یه آشنایی مختصر از خودم بود دیدگاه من به این مصاحبه این است که من شدیدن با نظر استاد موافقم که چرا جنگ چرا جدال که آقا چی درسته چی غلط اگر دلی پذیرای چیزی بود که با جان و دل میپذیرد وگرنه چرا باید جدال کنیم و فحش ووووو که بگیم اشتباست یا درسته رفتارت فلانی……من این موضوع را خیلی قبول دارم و دوست دارم ولی نمیدونم پس موضوع امر به معرکف و نهی از منکر که اینهمه هم سفارش شده چی میشه؟ آیا این فکر و رفتاری که مورد قبول ماست در اجرای امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نمیشه؟؟ قطعا یکی از اهدافم بعد از درست شدن باورهام و دست یابی به خیلی چیزها مطالعه کامل قرآن و تحقیق هست ولی الان این سوال برام پیش آمد خواستم بپرسم با تشکر و سپاس و احترام فراوان خدمت استاد و همه دوستادن
ارادتمند همگی بنده خوب خدا
سلام استاد عزیزم خداروشکر خداروهزاران مرتبه شکر که درست زمانی که فکر میکردم قانون جذب جواب نمیده ومن باید مثل آدمای معمولی یه زندگی معمولی داشته باشم از کل زندگیم ناامید شده بودم به صورت کاملا هدایتی من رو به سمت سایت شما هدایت کرد
دوهفته ای میشه که به صورت جدی شب و روزم شده فایل های توحیدی شما وقتی میگفتید اگه شروع کنی وروی خودت کار کنی بعد یه هفته معجزه ها شروع میشه باورم نمیشد ولی استاد عزیزم الان تمام حرفاتون داره بهم ثابت میشه
وتمام کارهام براحتی داره درست میشه
امروز معده دردشدید داشتم گفتم استاد میگه برای چیزای کوچکی هم از خدا الهام بگیر گفتم خدایا چیکار کنم معده دردم خوب شه یه چیز درونم گفت
یه لیوان آب ولرم بخور گفتم مگه میشه با به لیوان آب خوب شه ؟نکنه آب بخورم دردم بیشتر شه ؟درکمال ناباوری با به لیوان آب معده درد من کلا برطرف شد
خداروشکر خداروشکر خداروشکر که منم دارم نتیجه میگیرم
تو تمام لحظه هام وجود خدارو حس میکنم .تمام کارهامون خدا برام براحتی انجام میده استادم عزیزم خیلی دوست دارم
وایمان دارم بزودی نتایج خیلی بزرگی برام رقم میخوره
به نام خدای مهربان
برگ شصت و هفتم از سفرنامه
سلام به استاد جانم مریم بانو مهربانم و خانم فرهادی و آقا ابراهیم عزیز و تمام بچه های خانواده بزرگ عباسمنش
استاد جان شما دست گذاشتید دقیقاً روی یکی از پاشنه آشیل های من.همیشه در تلاش بودم که دیگران را تغییر دهم راهنمایی کنم بدون اینکه حتی نظر من را خواسته باشند.اما دریغ از اینکه یک بار هم به خودم نگاه کنم و ببینم که چه عیب هایی را باید برطرف کنم.نمی دونم که چرا اینقدر خودم را کامل می دونستم.البته هنوز هم این پاشنه آشیل را دارم اما خیلی وقت ها می گویم که خدا به همه به یک اندازه دسترسی دارد.هر کس نیاز به راهنمایی دارد خداوند حتما بهترین را در مسیرش قرار می دهد. با تشکر علی
سلام بنام خدا بنام خدای مهربان وهدایتگرمن درلحضه به لحضهای زندگی من
سلام به استادعزیزم و خانم عزیز شایسته ودوستان هم فرگانسیم خب وامافایل برگی از سفرنامعه ۶۷ام روز که معبودم این لطف شامل حالم کرد پیغامش روارطرف استادعزیزم به من گفت وخداروصدهزاران بارشکروسپاسگزارم
واقعا حرفهای نابی هست و این اموزهابهترین درس میده اینکه هیچ کس مسئول کار کسی نیست که خدا بارها درقران میفرماید به پیغمبرکه تومسول کار کسی نیستی تو فقط بهشون بگوحالااونکه بهش عمل میکنن یانمیکنن دیگه با خودشون هست واینکه من خودم این سوال همیشه در ذهنم بود که نمیخام بچهام درسختی باشن واینکه تابتونم کاری میکنم که امکانتشون رو فراهم کنم ولی میدونم که نباید چنین باشم اگر بعضی از امکاناتشونونمیتونم فراهم کنم نباید حتمی جور بشه به قول استاد که میگن طوری نیست اگردرشرایط سختی قرارمیگیریم اتفاقا این باعث میشه که ما متوجه خواستهامون بشیم
و این تضادها خوب هست واقعا خداجونم کمکم کن تا بتونم دربدترین شرایط هم با خودم در صلح باشم بچها واقع ما در خانواده ای قرارداریم که به نظر خودم که واقعا همینجورهست داریم از بندهای خاص رب جلیل میشیم چونکه توحید واقعی رو داریم میفهمیم شرک میفهمیم وواقعا تا زمانی که تو این سایت نبودم متوجه نبودم این سایت کلی وجزیی رو به ما آموزش والهام میده وخداروصدهزاران با شکر که تو این مسیرهای ناب قرارم داده وچون دوستم داشته این جایزه باارزش بهم داده یا رب جلیل کمکم کن به غیرتو به هیچ کس نه متکی باشم نه دست نیاز داشته باشم ونه خواسته ای داشته باشم یا الله همه ی شما عزیزان دوست داشتی وهم فرگانسیم رو به رب جلیل میسپارم موفق شاد پیروز سلامت پرانرژی ثروتمند باشید