اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سعی کنیم این جور فکر نکنیم که اگه خانوادمون در رفاه نباشه، بد باشه.
من همیشه گفتم،نه من فکر میکنم مرگ بده،نه مسائلی که آدم در زندگی بهش برمیخوره بده،
اینها مسیر زندگیه
با این تضاد هاس که آدم خواسته هاشو میشناسه
اینها محرکهای پیشرفت هستن
و از این زاویه نگاه نمی کنم که همسرم و فرزندم اذیت بشه، اگر هم اذیت بشن براشون خوبه، خواسته هاشون رو پیدا میکن.
هرکسی پاسخ کانون توجه و باورها و فرکانسهای خودش رو تجربه میکنه
کلا مسئولیت زندگی و خوشبخت کردن دیگران رو باهاش موافق نیستم
اون دوستانی که فکر میکنن باید بحث کرد در مورد یکسری ایده هاشون، اصلا از مسیر اصلی خارج شدن
اگر کسی فکر میکنه حرفی اشتباه یا درست نیست اصلا انجامش نده و اجباری در کار نیست
مثل قرآن میمونه، که یکسری آگاهیها رو به ما داده، مگه اجبار کرده که یا اینها رو عمل می کنی یا من خدا هستم و قدرت مرگ و زندگی شما دست منه و اگر به قرآن عمل نکنی من می کشمت
کجا این اتفاق افتاده، کجا اینجوری بوده، ما آزادیم برای اینکه انتخاب کنیم، همه آزادن که دیدگاه شون رو بگن، همه هم آزادن به اون دیدگاهی که طرف میگه عمل کنن یا نکنن.
تنها کاری که می کنیم اینه که اگه یک دیدگاهی رو دوست نداریم، ازش اعراض کنیم و باهاش بحث نکنیم. که تو چرا این دیدگاه رو داری.
به قول قرآن که به پیامبر می گفت؛ تو وکیل کسی نیستی، رسالت تو ابلاغ پیام است، دیگه اینکه بقیه گوش میدن یا نه، یا مسخره میکنن، این دیگه کاری نیست که به تو ربطی داشته باشه
تو وکیل وصی مردم نیستی، ما تو رو وکیل کسی قرار ندادیم، تو کارت رو انجام بده ،کاری هم به بقیه نداشته باش
هیچ وقت نخواهیم که همدیگه رو قانع کنیم
وقتی از چیزی خوشمون نمیاد ازش دوری کنیم، من اگه فیلم یا فایلی رو ازش خوشم نمیاد، اصلا نمی رم توی صفحه اش پیدا کنم و بهش فحش بدم
چقدر خوبه که بتونیم تحمل کنیم دیدگاههای افراد رو
در مورد دیدگاه ها و بحث های توحیدی، مادرم خیییلی آدم مذهبیه
و دیدگاههای توحیدی منو قبول نداره و خیلی هم بد میدونه و به من میگه دعا می کنم خدا تو رو ببخشه که توی مسیر دیگه رفتی
منم کاری به دیدگاههای مادرم ندارم
حالا من برم بگم، مادرمن، شما هم که اون دیدگاه ها رو داری که فکر می کنی مسیرت درسته، برو قرآن رو بخون، بحث توحیدی رو بخون، اصلاً مسیری که میری درست نیست و اشتباهه
رابطهای که حالا فکر میکنی توسط دیگران باید با خدا داشته باشی، این درست نیست. بارها توی قران گفته شده، من یکی دوبار اون وقت که ناآگاه بودم به مادرم گفتم، بعدشم دیدم نه،
وقتی علاقه ای نداره، یا اصلاً قبول نداره، نه من کاری داشتم و نه اون با من کاری داره
حالا مادر من دوست داره بره توی اون مسیر حرکت کنه، من هر چقدر از لحاظ مالی بتونم کمک کنم به این مسیری که اون دوست داره بره، بهش کمک میکنم.
حتی هزینه اش رو پرداخت میکنم که توی اون مسیری که دوست داره بره، و اینجور نیست که بگم
نه مسیرت اشتباهه یا شما اون نگاه رو بدین داری،تازه براش هزینه هم میخوای بکنی
این کار و اصلاً نمی کنم حتی براش هزینه هم می کنم، با اینکه اصلا هم اعتقادی ندارم به اون مسیری که داره میره، ولی چون اون دوست داره، من نوکرشم هستم.
به همین دلیل، در کل اگر شما با یک دیدگاهی موافق نیستین، اعراض کنین
و اعرض عنهم ،به قول قرآن اعراض کنید ازش
توی کل دنیا از همه بدتر، ایرانیها هستن، که میفتن
توی شبکههای مجازی اون بنده خدا، که فلان دیدگاه رو داره و فحش میدن و نابودش می کنن
تو وقتی با کسی حال نکردی، با دیدگاهی که داره خوب چرا فایلش رو ادامه دادی، چرا نگاهش کردی چرا اصلاً وقت میذاری بهش فحش بدی، اصلا اون رو فالو نکن،
بذار این آدم هم زندگی کنه، اصلاً کاری نداریم که شیطان پرسته یا خداپرسته، این آدم هر کی که هست با هر دیدگاهی، این حق داره که اینجوری فکر کنه، نظر بده، تو چرا ناراحت میشی
سعی کنیم کلیت بحث موافقت و مخالفت با دیدگاه دیگران رو فرهنگش رو یاد بگیریم
در همین آمریکا هر کسی با هر دیدگاهی داره، برای خودش زندگی میکنه، و همه در کنار هم مثل همان دوران پیامبر، که مسیحیها و یهودیها و مسلمانها توی همون مکه و مدینه، کنار هم با دیدگاه های خودشون، با دین خودشون، با باورهای خودشون داشتن زندگی میکردن، و با صلح و صفا زندگی میکردن،
الان هم همون حالته و هیچ ادعایی هم در مورد دین ندارن و واقعاً هم دارن عمل میکنن به این دیدگاه ناب پیامبر، که لا اکراه فی دین
من کلاً اعتقاد ندارم که ما مسئول همسر و فرزند خواهر، برادر ،ملت باشیم،
ما مسئول نیستیم، ما فقط مسئول خودمون هستیم بارها خداوند در قرآن به پیامبر فرموده :آنهایی که فلان مسیر رو میرن، اونا خودشون مسئولن، شما هم خودتون مسعول کارهای خودتون هستین، شما مسئول اونها نیستین
هیچکس بار دیگری رو بر دوش نمیکشه، هر کسی هر مسیری میره، خودش مسئولشه
در نگاه خیلی از پدر و مادرها اینه که من این بچه رو به دنیا آوردم و مسئول خوشبخت کردنشم هستم
شما مسئول خوشبخت کردنه حتی فرزند خودت هم نیستی ،حتی تواناییش رو هم نداری
تو توانایی اینکه کسی رو خوشبخت یا بدبخت یا حتی توی مسیر خودت ببری، نداری اصلاً
ما خیلی علاقه داریم که خودمون رو مسئول بدونیم که نه
من باباشم، مامانشم ،خواهرشم، برادر شم، من باید این کارو بکنم
نه شما در مسیر درست برو، راه درست رو که فکر می کنی برو،
اون ها هم باید خودشون زندگی خودشون رو رقم بزنن
ما باید کار خودمون رو انجام بدیم و این شرایطی که ما داریم به نفع بچمون هم میتونه باشه، اگه خودش توی مسیر درستی باشه، اگر هم که در مسیر غلطی باشه
شما ۵۰ سال هم در یک مدرسه بزاریش، همه سال هم در یک مکان یکسان باشه، باز هم دلیل بر موفقیتش نمیشه
من برای اینکه مسیرم رو برم، اصلاً این ملاحظات رو نداشتم و آن مسیری که میخواستم می رفتم
حالا هر اتفاقی هم میخواد بیفته، ولی میدونستم که در نهایت زندگی همسر و فرزندم، مادرم یا پدرم برمیگرده به خودشون، نه به من
که با تصمیمات من خراب بشه
تصمیمات ما چیزی رو خراب نمیکنه، شاید ظاهر قضیه این باشه که من باعث شدم که بچم ثبات نداشته باشه، یا دوستی نداشته باشه، اما در نهایت فرزند من ،میتونه از این مسیری که من رفتم، به نفع خودش استفاده کنه، یا به ضرر خودش استفاده کنه
شاید یه جوری بشه که این توانایی تغییر و وارد محیط های جدید شدن، بهش کمک کنه، که توی زندگیش خیلی هم پیشرفت کنه، به جای اینکه براش بد بشه
و من اینجور فکر نمیکنم که من دنبال هدف هام نرم به خاطر اینکه اگه من دنبال هدفهام برم، همسرم یا فرزندم، مستأجر بشن، یا بی پول بشن
هر چند که فکر می کنم اگه باورهامون درست باشه و توی مسیر حرکت کنیم
دردها ورنجها، اولاً به وجود نمیاد
اگر هم به وجود بیاد، با تغییر باور ها ،خیلی خیلی زود حل میشه و همه ی اون روزهای سخت هم به نفعمونن
با سلام به استاد عزیزم.خیلی ممنون که هستین و این آگاهی ها رو به ما انتقال میدین.
این موضوع یک مقاومت بزرگ در ذهن من بوده و هست که همیشه خواستم کاری برای خوشبخت کردن عزیزانم بکنم و این را یک رسالت میدانستم از سوی خدا که آدمی پیش خدا عزیزتره که از خودش بگذره و اول برای خوشبخت کردن پدر و مادرش تلاش کنه بعد همسر و خانواده و فامیل و افراد دیگر و آخر سر خودش.و فکر میکنم با توجه به ارزشهای مشترکی که در اکثر خانواده های ایرانی هست (که عمدتا بر پایه برداشتهای غلط دینی است) همه ما انسانهایی را نزد خدا ارزشمند میدانیم که همه زندگی خود را وقف دیگران کرده و آرزوهایش را نادیده گرفته تا اسباب خوشبختی دیگران باشد و اکثرا این افراد انسانهایی معمولی و زجرکشیده و خسته هستند که با اینکه الان چیزی ندارند و لذتی از زندگی نبرده اند اما در عوض جایگاهی عزیز نزد خدا دارند و خدا در آن دنیا برایشان جبران میکند و برعکس افرادی که بدنبال علایق و خوشبختی خودشون رفتن و کمی باعث سختی کشیدن خانوادشون شده افرادی خودخواهی هستند که خدا هم از آنها بیزار است.حداقل این باور از بچگی در ذهن من و شاید خیلی از ماها شکل گرفته و یک ترمز بسیار بزرگ و قوی برای رفتن ما به سمت الهامات و هدایتهای خداوند برای رسیدن به ثروت و خوشبختی است.
اما الان دارم با توجه به پایه صحبتهای شما با این منطق ها این ترمز را ضعیف میکنم که
1.من اصولا توانایی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی را ندارم
2. وقتی تصور میکنم فردی هستم که فقط عهده دار زندگی و عاقبت خودم هستم احساس رهایی راحتی و احساس عالی به من دست میدهد که این همان هدایت خداست که با احساس خوب به من میگوید که این راه درست است و وقتی خودم را عهده دار زندگی و سرنوشت خانواده و دیگران میبینم احساس سنگینی و اضطراب به من دست میدهد که گویی خدا به من میگوید این کار تو نیست
باید ////باور به هدایت /////را در خودت ایجادکنی تا نتیجه اش را ببینی
در هر چیزی باور کار خودش رو می کنه اینم همین طوریه باید هدایتی که به شما میشه رو باور کنی تا هدایت بشی
استاد در قدم ششم جلسه اول خیلی خوب توضیح دادن در مورد موضوع هدایت خداوند که حقیقت داره و باید خودت باورش داشته باشی
باید برای ذهنت تا می تونی مثال بیاری تا ذهنت به اون عادت کنه وهمیشه رعایت کنه وبدونه که همیشه روند هدایت هست یعنی اول باور و بعد مثال
من وقتی باور کردم و فایل را گوش کردم یه لحظه بهم گفت پاشو و برو توی آشپزخونه من که رفتم دیدم غذای الانه که بسوزه و خاموش کردم وهمون لحظه خنده ام گرفته بود
اگه روی خودت کار کنی خودش معلوم میشه که هدایت از سمت خداونده
خدایا شکرت
من خیلی این موضوع هدایت از خداوند رو دوست دارم و خوب زمان می بره تا تکامل طی بشه
سپاسگزار خداوندی هستم که دستانی از دستانش را بر روی این کره خاکی به من نشون داد که من را به مسیر درست هدایت کند
در مورد الهامات من همیشه شک داشتم که ایا شیطان داره میگه یا الهامی از سمت خداونده ولی کم کم متوجه شدم و فرق اونا رو فهمیدم خدا راشکر هنوز جای کار دارم…….. جنسس حرف الهامات الان که دارم میگه حسم خوب میشه جنسش آرومه یه جورایی لحظه ایه همش بهم میگه من هستم تو به همه چیزی می رسی
من خواهرم زایمان کرده بود و قدم سوم را تهیه کرده بودم و خیلی روی خودم کار می کردم و خواهرم اصلا از اون ادمایی نیست که کاری براش بکنی و اون جبران کنه یعنی خیلی بی خیال خیلی ……………ولی من یه ندایی بهم می گفت تو نگاه به کسی نکن ………تو برو و من می رفتم بیمارستان می رفتم پیشش و اونجا چند تا دوست خوب پیدا کردم بعد دیگه وقتی اومد خونه من هر روز می رفتم پیشش و بهش سر می زدم و بعد دیگه هر روز کسی میومد ببیندش منم بودم با من حرف می زدن از زندگیشون می گفتن می خندیدیم وووووو اونقدر چیزی یاد گرفتم و تجربه کسب کردم خدا را شکر می کنم چون با الهام می رفتم و با حال خوب خدا را شکر خیلی برام درس داشت
تا الان هم خدا خیلی با من بوده و هست که در قدم دهم هستم و خیلی سعی می کنم روی خودم کار کنم خدا را شکر
سلام بازم اومدم با اینکه حدسش رو نمیزدم و حالش رو نداشتم 😂😂
اصلا عجیب من میام به نیت دیدن ولی اون خدای درون میگه حداقل اینجا رو یه کامنت بنویس که بعدها هم به خودت و هم به بقیه کمک کنه!
ما هم میگیم چشم هر چی ما بگی اطاعت امر میکنیم!
اومدم در مورد همین بحث تناقض حرف های استاد حرف بزنم!
منم خودم اوایل میگفتم ای بابا چه داستانی داریم با این عباس آقا هر بار یه چیز میگه!
اصولا از همون اول هم تو مدرسه جوری بودم اگر حرف معلم دو تا میشد قاطی میکردم!
ولی بعدها رفته رفته تکامل خب طی شد به صورت خودکار و به قول یه عزیزی هر کسی در زندگی جای پیشرفت داره و این نیست که یکی به ته خط علم و دانش برسه!
اگر حرف استاد دو تا میشه چه خوب این نشون میده فعال و پیشنهاد من این که اون حرف جدید رو سرمشق قرار بدیم!
یه چیز دیگه هم این بحث زاویه دیدگاه بود که استاد در مورد عزت نفس گفت!
استاد میگه برای حرکت باید بگیم اگر فلانی رسیده به 1 المپیک پس منم میتونم!
این ابزار ما رو تا نصفه های راه همراهی میکنه!
از اون به بعد ادامه دادن با این ابزار مثل سم خوردن میمونه!
باید تغییرش بدیم و بگیم که آقا دارم تو یه مسیر تکاملی زیبا حرکت میکنم پس فارغ از نتایج هر کسی من به اون درجه ای که می خوام میرسم کِی و کجا نمیدونم اما میشود!
دقیقا مثل این مسابقات فرمول 1 میمونه
وقتی زمین خشک برای برنده شدن با تایرهای سافت یا سوپر سافت مسابقه رو شروع میکنن!
وسط های بازی اگر زمین خیس بشه و بارون بیاد
میان تو پیت لِین (سرویسگاه) و تایرهای رِین میزارن!
حالا اگر کسی بگه نه من سوپر سافت میزارم چون سرعتی تره؛ صد درصد تو اون جاده ی خیس کنترل ماشین رو از دست میده و فاتحه!!!
پس همیشه اینقدر انعطاف پذیر باشیم که اگر لازم بود راه و روش رو عوض کنیم، بهمون فشار نیاد!
در پناه الله مهربان منم که آرین همیشگی هستم و 17 سالم و تو تهرانم!
چقدر عالیه این مصاحبه با استاد و چقدر عالیتر که هر روز بهتر از دیروزی
استاد من با مادر و خواهرم یه برنامه ای چیدیم که سر صبحانه روزهای تعطیل که خونه ام نوبتی یه نیتی می کنیم و سوالی رو از شما می پرسیم بدون اینکه به همدیگه بگیم بعد روی دگمه ی نشانه ی امروز من و به سوی نشانه ام هدایتم کن می زنیم و عاشقانه و مشتاقانه صحبتهای شما رو گوش می دیم. و چقدر زیبا و عالی که امروز به جلسه دهم مصاحبه با استاد هدایت شدیم و دقیقا در مورد هدایت درونی و گوش کردن به ندای درون صبحت شد. خدایا شکرت . استاد باورتون نمیشه همین اتفاق برای خواهرم افتاد وقتی به سفری رفته بودن و خواهر دیگه ام رو در سفر گم کرده بود و مستآصل شده بود و دنبالش می گشت یه ندایی درون قلبش بهش گفته بود برو کنار اون دیوار که یه نفر نشسته و شالش رو روی سرش کشیده و شالش رو بده بالا و صورتش رو ببین (اون لحظه خواهرم میگه من کلی با خودم سرو کله زدم که بابا الان طرف یه چیزی بهم میگه که تو دیونه ای مگه برم یهویی شال طرف رو از سرش بردارم چه اتفاقی ممکنه بیوفته ) ولی با این حال یه چیزی درونش همش تکرار می کرد که این کار رو انجام بده خواهرم میگه رفتم و با همه تفکراتم شال رو از سر اون خانم برداشتم و ناباورانه دیدم که خواهرم جایی که اصلا فکرش رو نمی کردم دچار افت قند شده و اونجا نشسته و حتی توان کشیدن شالش رو نداره و صورتش پنهان بوده و من اونجا تمام بدنم یخ کرد و فقط با خودم گفتم که خدایا این ندا چی بود و خدایا شکرت که به اون حرف عمل کردم.
استاد ازت ممنونم که به ما یادآوری می کنی که آگاهانه زندگی کنم.
این فایل هم مثل فایل های دیگه ی استاد پر از نکات ارزشمند و نابی بود که اگه در زندگی مون به تک تک اون آگاهی ها عمل کنیم واقعا زندگی ما بهشت میشه
خدایا شکرت که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم و همه ی تلاش خودمو میکنم که به هر آنچه که استاد عزیزم میگوید عمل کنم
✍تضادها جز مسیر زندگی ما هستن و محرک پیشرفت ما هستن و باعث میشن که ما خواسته هامون و واضح تر بشناسیم
پس نتیجه میگیریم که اگه بتونیم با این دیدگاه به تضاد های زندگی نگاه کنیم خیلی راحت تر میتونیم ازشون بگذریم
✍همه آزاد هستن که دیدگاه شون و بگن و تنها کاری که باید انجام بدیم در مورد دیدگاهی که باهاش مخالف هستیم اینه که اعراض کنیم همین.
✍ما فقط مسئول زندگی خود هستیم و کوچکترین تاثیری در زندگی بقیه افراد (پدر،مادر،خواهر،برادر،همسر،فرزند)نداریم
زیرا هر کسی داره نتایج باورها و فرکانس های خودشو دریافت میکنه
ما تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که راه درست و بریم و کسانی هم که در زندگی ما هستن اگه در مسیر درست باشن تصمیمات ما به نفع آنها خواهد بود
اگه در مسیر درست باشیم اون مشکلات و تضادها پیش نمیاد اگه هم پیش بیاد با تغییر باورهامون خیلی راحت تر میشه از این روزهای سخت گذشت و این روزها پلی هستن برای رسیدن به نتایج خوب و پایدار.
وقتی از استاد در این فایل شنیدم که گفتن هیچکس هیچکس در زندگی من چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی هیچ نقشی نداره ارامش خاصی گرفتم . خیلی از کارایی که قبلا براساس باورهای قبل میکردم رو دیگه حالا انجام نمیدم . مثلا وقتی در روابطم به ناخواسته ای برمیخورم سریع اعراض میکنم و قانون برانگیختگی یادم میاد وازخودم میپرسم من چه فرکانسی به جهان هستی فرستادم که این ویژگی فرد مقابلم رو جذب کردم ، احساس قربانی بودن نمیکنم اصلا در شاءن من نیست که خودمو از کسی پایینتر ببینم به کسی حسودی نمیکنم چون احساس لیاقت دارم .
ارامش گرفتم بخاطر اینکه فهمیدم در جایگاهی که الان قرار دارم فقط بوسیله فرکانس های ارسالی شخص خودم بوده که منو به اینجارسونده . خانواده ، دولت ، دوست ، همسایه ، استاد ،فامیل هیییییچ نقشی نمیتونن در زندگی من داشته باشم تاوقتیکه خودم نخوام .
این طرز جهان بینی بسیار عالی و حکیمانه ست باور کنم این خودم هستم که مسئول زندگی خودم هستم و هرکس با فرکانس ها و شایستگی هایی که داره ،جذب میکنه .
باشنیدن این اگاهی ها تمرکز روی خودم میذارم تا هرروز بهتر از دیروز باشم و شایستگی خوبی هارو داشته باشم .
وقتی بتونم در این دنیا به ارامش و پول سلامتی و روابط عالی برسم یعنی خدا رو پیداکردم و قطعا زندگی زیباتر از این دنیا در انتظارمه .
یک جمله در این فایل گفتین که دقیقا امروز برای من اتفاق افتاد من حدود ۲۷ روز هست که در سایت عضورم و فایل هارو نگاه میکنم و اولین فصل رویاهایی که رویا نیستند رو خریدم و دیروز به پایان رسوندم و تمرین هاش رو هم انجام دادم هم دیروز هم امروز
شما گفتین کع اگر رو باور هامون کار کنیم نشونه ها میان ممکنه پول پیدا کنیم تو خیابون یا حالا هر نشانه دیگه ای
من هفته پیش یک لیوان خریده بودم که امروز دستم رسید و وقتی بازش کردم دیدم یه گوش درش کلا شکسته و جدا شدا علت رو از فرشنده جویا شدم گفتن که ما چک کردیم سالم ارسال کردیم ولی احتمالا تو پست شکستن و از من شماره کارت گرفتن و کل پول لیوانم که ۱۶۰تومن بود رو بهم مرجوع کردن و ازشون پرسیدم که آیا ارسال کنم بهشون گفتن خیر و من الان که شب اونروز هست و داشتم فایلتون رو گوش میکردم فهمیدم که این یه نشونس که خدا در مسیر تغییر باور هام واسم فرستاده 😍😍😍
من حدود ۴ ماه پیش توسط خواهرم با شما آشنا شدم و در عرض یک هفته شاید کمتر به شدت متحول شدم طوری که هر روز اشک میریختم و احساس میکردم از شدت انرژی مثبتی که توی سلولهای بدنم پیدا شده بود قدرتی ماورای بشری پیدا کرده بودم . من چند کسالت داشتم که بعضا از یکسال قبل با من بودن . خلاصه بعد از دو سه هفته توی خونه نشسته بودیم که دختر کوچیکم گفت مسافرت ! و چون تصمیم گرفته بودم تسلیم باشم گفتم بریم و همسرم هم اومد خونه و گفت نمیدونم چرا ولی چون مرخصی زیاد داشتم ۱۰ روز مرخصی گرفتم ! همین باعث شد یقین پیدا کنم باید بریم مسافرت و باورتون نمیشه اگه بگم چقدررر این مسافرت معجزه داشت برام . الان که شما فرمودید درمورد ندای درونتون یاد این افتادم که چقدر توی سفر ندای درون کمکم کرد . منو همسرم رسیدیم به شهر کوچکی که هتل نداشت و به همسرم گفتم جلوی این سوپری بایست تا یه سوییت پیدا کنم همینکه داشتم میرفتم سمت سوپری یه آقا دیدم که با گوشیش حرف میزد درونم خیلی واضح گفت برو ازین بپرس و من گفتم بابا این که املاکی نیست برم از عابر پیاده بپرسم خونه داری زشته ! خلاصه از من انکار و از ندای درون اصرار ! همش توی صدم ثانیه اتفاق افتاد . رفتم توی مغازه گفتم آقا سوییت سراغ ندارید گفت از همین آقا بپرس گفتم کدوم ؟؟؟ گفت همین که بیرونه دیگه 😦 یعنی مو به بدنم سیخ شد اون آقا املاکی بود که با قیمت خیلی مناسب برامون سوییت جور کرد . خلاصه شب اول که موندیم من دچار دلدرد شدیدی شدم که بشدت هم ببخشید بالا میاوردم و هم آبکی شده بود معدم (کرونا نبود نگران نباشید 😅)و درونم پر از آتش شده بود و به همسرم گفتم یقین دارم خیری در این هست و باورتون نمیشه فردا ظهر که دلدردم خوب شد تمام کسالتهای چند ساله به همراهش از بدنم خارج شدند برای همیشه ! الهی شکرت چقدر تسلیم بودن فوق العادست .. و چه اتفاقات بینظیری در این سفر پیش اومد از ابری که فقط بالای سر ما میبارید تا چیزهای فوق العاده دیگر .
الهی شکر درآمدم بدون هیچ تلاشی دوبرابر شد ثروتم توی همین چندماه خیلی بیشتر شده و به هرکجا سفرمیکنم خیر و برکت همراهم هست به لطف خداوند . بهم الهام شد روزه گوشت بگیرم و من ۱۰ روز گوشت نخوردم و اونهم خیلی بهم کمک کرد.
شروع کردم ترجمه قرآن رو با ترجمه حدیث دهلوی خوندم و هیچ عجله ای هم ندارم زود تمومش کنم چون میخوام با تمام وجودم درکش کنم . باورتون نمیشه خداوند خردی فرابشری به من عطا کردند که به نکات بسیتر عمیقی فرابشری رسیدم و دارم به این کار ادامه میدم .
مراقبه زیاد انجام میدم و حافظه گذشته من رو پاک میکنه که خیلی آرومم میکنه و مطالعه کتب مختلف هم خیلی کمکم میکنه . خوابهای صادقه میبینم که قبلا کمتر میدیدم .
خداوند بهم بصیرتی داده که انسانها و انرژیشون رو بهتر میفهمم . من از ابتدایی که آقای عرشیانفر رو دیدم حس خوبی بهشون نداشتم مخصوصا که صحبتهای آقای عباس منش رو تکرار میکردن و میدونستم انقدر که ایشون تشنه قدرت و پیشرفت سریع و پول هستن سعی میکنن از آقای عباس منش هم در جهت رسیدن به خواسته شون استفاده کنن و اتفاقا خیلی اتفاقی دیدم با شما لایو گذاشتن و آخر لایو هم چند بار تکرار کردن شما کسالت دارید که طرفداراتون رو زده کنن (لطفا جناب عباس منش عزیز درمورد ارتباطتون با سایر انسانها خیلی دقت کنید و اونها رو لز روی خوبی خودتون قضاوت نکنید) و اینکه دیدم انقدر خشم و کینه چشماشون رو کور کرده که با عصبانیت میگن من انسانهایی که کارامو میفروشن به زانو درمیارم و به زندان میندازم درصورتیکه شما که به کسی کار ندارید چقدررر اتفاقا پیشرفت عالی دارید و اصلا خودتون رو در مدار خشم و نفرت و جدال با انسانها قرار نمیدید همین هم من رو هنوز در کنار کاراتون قرار داده . این رو لز من داشته باشید با همین سرعتی که باد شدن با همین سرعتم بادشون خالی میشه فقط اجازه ندید از شما استفاده ابزاری کنن که خدا با شماست . عذرخواهی میکنم وقتتون رو گرفتم
از الله مهربان و یگانه براتون سربلندی بیشتر تمنا دارم .
سلام استاد عزیز وخانم شایسته جان ودوستان سایت
سفرنامه روز ۶۷ ام:
سعی کنیم این جور فکر نکنیم که اگه خانوادمون در رفاه نباشه، بد باشه.
من همیشه گفتم،نه من فکر میکنم مرگ بده،نه مسائلی که آدم در زندگی بهش برمیخوره بده،
اینها مسیر زندگیه
با این تضاد هاس که آدم خواسته هاشو میشناسه
اینها محرکهای پیشرفت هستن
و از این زاویه نگاه نمی کنم که همسرم و فرزندم اذیت بشه، اگر هم اذیت بشن براشون خوبه، خواسته هاشون رو پیدا میکن.
هرکسی پاسخ کانون توجه و باورها و فرکانسهای خودش رو تجربه میکنه
کلا مسئولیت زندگی و خوشبخت کردن دیگران رو باهاش موافق نیستم
اون دوستانی که فکر میکنن باید بحث کرد در مورد یکسری ایده هاشون، اصلا از مسیر اصلی خارج شدن
اگر کسی فکر میکنه حرفی اشتباه یا درست نیست اصلا انجامش نده و اجباری در کار نیست
مثل قرآن میمونه، که یکسری آگاهیها رو به ما داده، مگه اجبار کرده که یا اینها رو عمل می کنی یا من خدا هستم و قدرت مرگ و زندگی شما دست منه و اگر به قرآن عمل نکنی من می کشمت
کجا این اتفاق افتاده، کجا اینجوری بوده، ما آزادیم برای اینکه انتخاب کنیم، همه آزادن که دیدگاه شون رو بگن، همه هم آزادن به اون دیدگاهی که طرف میگه عمل کنن یا نکنن.
تنها کاری که می کنیم اینه که اگه یک دیدگاهی رو دوست نداریم، ازش اعراض کنیم و باهاش بحث نکنیم. که تو چرا این دیدگاه رو داری.
به قول قرآن که به پیامبر می گفت؛ تو وکیل کسی نیستی، رسالت تو ابلاغ پیام است، دیگه اینکه بقیه گوش میدن یا نه، یا مسخره میکنن، این دیگه کاری نیست که به تو ربطی داشته باشه
تو وکیل وصی مردم نیستی، ما تو رو وکیل کسی قرار ندادیم، تو کارت رو انجام بده ،کاری هم به بقیه نداشته باش
هیچ وقت نخواهیم که همدیگه رو قانع کنیم
وقتی از چیزی خوشمون نمیاد ازش دوری کنیم، من اگه فیلم یا فایلی رو ازش خوشم نمیاد، اصلا نمی رم توی صفحه اش پیدا کنم و بهش فحش بدم
چقدر خوبه که بتونیم تحمل کنیم دیدگاههای افراد رو
در مورد دیدگاه ها و بحث های توحیدی، مادرم خیییلی آدم مذهبیه
و دیدگاههای توحیدی منو قبول نداره و خیلی هم بد میدونه و به من میگه دعا می کنم خدا تو رو ببخشه که توی مسیر دیگه رفتی
منم کاری به دیدگاههای مادرم ندارم
حالا من برم بگم، مادرمن، شما هم که اون دیدگاه ها رو داری که فکر می کنی مسیرت درسته، برو قرآن رو بخون، بحث توحیدی رو بخون، اصلاً مسیری که میری درست نیست و اشتباهه
رابطهای که حالا فکر میکنی توسط دیگران باید با خدا داشته باشی، این درست نیست. بارها توی قران گفته شده، من یکی دوبار اون وقت که ناآگاه بودم به مادرم گفتم، بعدشم دیدم نه،
وقتی علاقه ای نداره، یا اصلاً قبول نداره، نه من کاری داشتم و نه اون با من کاری داره
حالا مادر من دوست داره بره توی اون مسیر حرکت کنه، من هر چقدر از لحاظ مالی بتونم کمک کنم به این مسیری که اون دوست داره بره، بهش کمک میکنم.
حتی هزینه اش رو پرداخت میکنم که توی اون مسیری که دوست داره بره، و اینجور نیست که بگم
نه مسیرت اشتباهه یا شما اون نگاه رو بدین داری،تازه براش هزینه هم میخوای بکنی
این کار و اصلاً نمی کنم حتی براش هزینه هم می کنم، با اینکه اصلا هم اعتقادی ندارم به اون مسیری که داره میره، ولی چون اون دوست داره، من نوکرشم هستم.
به همین دلیل، در کل اگر شما با یک دیدگاهی موافق نیستین، اعراض کنین
و اعرض عنهم ،به قول قرآن اعراض کنید ازش
توی کل دنیا از همه بدتر، ایرانیها هستن، که میفتن
توی شبکههای مجازی اون بنده خدا، که فلان دیدگاه رو داره و فحش میدن و نابودش می کنن
تو وقتی با کسی حال نکردی، با دیدگاهی که داره خوب چرا فایلش رو ادامه دادی، چرا نگاهش کردی چرا اصلاً وقت میذاری بهش فحش بدی، اصلا اون رو فالو نکن،
بذار این آدم هم زندگی کنه، اصلاً کاری نداریم که شیطان پرسته یا خداپرسته، این آدم هر کی که هست با هر دیدگاهی، این حق داره که اینجوری فکر کنه، نظر بده، تو چرا ناراحت میشی
سعی کنیم کلیت بحث موافقت و مخالفت با دیدگاه دیگران رو فرهنگش رو یاد بگیریم
در همین آمریکا هر کسی با هر دیدگاهی داره، برای خودش زندگی میکنه، و همه در کنار هم مثل همان دوران پیامبر، که مسیحیها و یهودیها و مسلمانها توی همون مکه و مدینه، کنار هم با دیدگاه های خودشون، با دین خودشون، با باورهای خودشون داشتن زندگی میکردن، و با صلح و صفا زندگی میکردن،
الان هم همون حالته و هیچ ادعایی هم در مورد دین ندارن و واقعاً هم دارن عمل میکنن به این دیدگاه ناب پیامبر، که لا اکراه فی دین
من کلاً اعتقاد ندارم که ما مسئول همسر و فرزند خواهر، برادر ،ملت باشیم،
ما مسئول نیستیم، ما فقط مسئول خودمون هستیم بارها خداوند در قرآن به پیامبر فرموده :آنهایی که فلان مسیر رو میرن، اونا خودشون مسئولن، شما هم خودتون مسعول کارهای خودتون هستین، شما مسئول اونها نیستین
هیچکس بار دیگری رو بر دوش نمیکشه، هر کسی هر مسیری میره، خودش مسئولشه
در نگاه خیلی از پدر و مادرها اینه که من این بچه رو به دنیا آوردم و مسئول خوشبخت کردنشم هستم
شما مسئول خوشبخت کردنه حتی فرزند خودت هم نیستی ،حتی تواناییش رو هم نداری
تو توانایی اینکه کسی رو خوشبخت یا بدبخت یا حتی توی مسیر خودت ببری، نداری اصلاً
ما خیلی علاقه داریم که خودمون رو مسئول بدونیم که نه
من باباشم، مامانشم ،خواهرشم، برادر شم، من باید این کارو بکنم
نه شما در مسیر درست برو، راه درست رو که فکر می کنی برو،
اون ها هم باید خودشون زندگی خودشون رو رقم بزنن
ما باید کار خودمون رو انجام بدیم و این شرایطی که ما داریم به نفع بچمون هم میتونه باشه، اگه خودش توی مسیر درستی باشه، اگر هم که در مسیر غلطی باشه
شما ۵۰ سال هم در یک مدرسه بزاریش، همه سال هم در یک مکان یکسان باشه، باز هم دلیل بر موفقیتش نمیشه
من برای اینکه مسیرم رو برم، اصلاً این ملاحظات رو نداشتم و آن مسیری که میخواستم می رفتم
حالا هر اتفاقی هم میخواد بیفته، ولی میدونستم که در نهایت زندگی همسر و فرزندم، مادرم یا پدرم برمیگرده به خودشون، نه به من
که با تصمیمات من خراب بشه
تصمیمات ما چیزی رو خراب نمیکنه، شاید ظاهر قضیه این باشه که من باعث شدم که بچم ثبات نداشته باشه، یا دوستی نداشته باشه، اما در نهایت فرزند من ،میتونه از این مسیری که من رفتم، به نفع خودش استفاده کنه، یا به ضرر خودش استفاده کنه
شاید یه جوری بشه که این توانایی تغییر و وارد محیط های جدید شدن، بهش کمک کنه، که توی زندگیش خیلی هم پیشرفت کنه، به جای اینکه براش بد بشه
و من اینجور فکر نمیکنم که من دنبال هدف هام نرم به خاطر اینکه اگه من دنبال هدفهام برم، همسرم یا فرزندم، مستأجر بشن، یا بی پول بشن
هر چند که فکر می کنم اگه باورهامون درست باشه و توی مسیر حرکت کنیم
دردها ورنجها، اولاً به وجود نمیاد
اگر هم به وجود بیاد، با تغییر باور ها ،خیلی خیلی زود حل میشه و همه ی اون روزهای سخت هم به نفعمونن
هم به نفع ما هم به نفع اونها خواهدشد.
😊😊😊🙏💖💖🙏🙏😊🙏
با سلام به استاد عزیزم.خیلی ممنون که هستین و این آگاهی ها رو به ما انتقال میدین.
این موضوع یک مقاومت بزرگ در ذهن من بوده و هست که همیشه خواستم کاری برای خوشبخت کردن عزیزانم بکنم و این را یک رسالت میدانستم از سوی خدا که آدمی پیش خدا عزیزتره که از خودش بگذره و اول برای خوشبخت کردن پدر و مادرش تلاش کنه بعد همسر و خانواده و فامیل و افراد دیگر و آخر سر خودش.و فکر میکنم با توجه به ارزشهای مشترکی که در اکثر خانواده های ایرانی هست (که عمدتا بر پایه برداشتهای غلط دینی است) همه ما انسانهایی را نزد خدا ارزشمند میدانیم که همه زندگی خود را وقف دیگران کرده و آرزوهایش را نادیده گرفته تا اسباب خوشبختی دیگران باشد و اکثرا این افراد انسانهایی معمولی و زجرکشیده و خسته هستند که با اینکه الان چیزی ندارند و لذتی از زندگی نبرده اند اما در عوض جایگاهی عزیز نزد خدا دارند و خدا در آن دنیا برایشان جبران میکند و برعکس افرادی که بدنبال علایق و خوشبختی خودشون رفتن و کمی باعث سختی کشیدن خانوادشون شده افرادی خودخواهی هستند که خدا هم از آنها بیزار است.حداقل این باور از بچگی در ذهن من و شاید خیلی از ماها شکل گرفته و یک ترمز بسیار بزرگ و قوی برای رفتن ما به سمت الهامات و هدایتهای خداوند برای رسیدن به ثروت و خوشبختی است.
اما الان دارم با توجه به پایه صحبتهای شما با این منطق ها این ترمز را ضعیف میکنم که
1.من اصولا توانایی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی را ندارم
2. وقتی تصور میکنم فردی هستم که فقط عهده دار زندگی و عاقبت خودم هستم احساس رهایی راحتی و احساس عالی به من دست میدهد که این همان هدایت خداست که با احساس خوب به من میگوید که این راه درست است و وقتی خودم را عهده دار زندگی و سرنوشت خانواده و دیگران میبینم احساس سنگینی و اضطراب به من دست میدهد که گویی خدا به من میگوید این کار تو نیست
انشالله هممون هر روز بهتر و بهتر بشیم
دوستون دارم
باید ////باور به هدایت /////را در خودت ایجادکنی تا نتیجه اش را ببینی
در هر چیزی باور کار خودش رو می کنه اینم همین طوریه باید هدایتی که به شما میشه رو باور کنی تا هدایت بشی
استاد در قدم ششم جلسه اول خیلی خوب توضیح دادن در مورد موضوع هدایت خداوند که حقیقت داره و باید خودت باورش داشته باشی
باید برای ذهنت تا می تونی مثال بیاری تا ذهنت به اون عادت کنه وهمیشه رعایت کنه وبدونه که همیشه روند هدایت هست یعنی اول باور و بعد مثال
من وقتی باور کردم و فایل را گوش کردم یه لحظه بهم گفت پاشو و برو توی آشپزخونه من که رفتم دیدم غذای الانه که بسوزه و خاموش کردم وهمون لحظه خنده ام گرفته بود
اگه روی خودت کار کنی خودش معلوم میشه که هدایت از سمت خداونده
خدایا شکرت
من خیلی این موضوع هدایت از خداوند رو دوست دارم و خوب زمان می بره تا تکامل طی بشه
به نام خدای مهربان
سپاسگزار خداوندی هستم که دستانی از دستانش را بر روی این کره خاکی به من نشون داد که من را به مسیر درست هدایت کند
در مورد الهامات من همیشه شک داشتم که ایا شیطان داره میگه یا الهامی از سمت خداونده ولی کم کم متوجه شدم و فرق اونا رو فهمیدم خدا راشکر هنوز جای کار دارم…….. جنسس حرف الهامات الان که دارم میگه حسم خوب میشه جنسش آرومه یه جورایی لحظه ایه همش بهم میگه من هستم تو به همه چیزی می رسی
من خواهرم زایمان کرده بود و قدم سوم را تهیه کرده بودم و خیلی روی خودم کار می کردم و خواهرم اصلا از اون ادمایی نیست که کاری براش بکنی و اون جبران کنه یعنی خیلی بی خیال خیلی ……………ولی من یه ندایی بهم می گفت تو نگاه به کسی نکن ………تو برو و من می رفتم بیمارستان می رفتم پیشش و اونجا چند تا دوست خوب پیدا کردم بعد دیگه وقتی اومد خونه من هر روز می رفتم پیشش و بهش سر می زدم و بعد دیگه هر روز کسی میومد ببیندش منم بودم با من حرف می زدن از زندگیشون می گفتن می خندیدیم وووووو اونقدر چیزی یاد گرفتم و تجربه کسب کردم خدا را شکر می کنم چون با الهام می رفتم و با حال خوب خدا را شکر خیلی برام درس داشت
تا الان هم خدا خیلی با من بوده و هست که در قدم دهم هستم و خیلی سعی می کنم روی خودم کار کنم خدا را شکر
برای همه آرزوی بهترین ها رو از خدای خودم دارم
سلام بازم اومدم با اینکه حدسش رو نمیزدم و حالش رو نداشتم 😂😂
اصلا عجیب من میام به نیت دیدن ولی اون خدای درون میگه حداقل اینجا رو یه کامنت بنویس که بعدها هم به خودت و هم به بقیه کمک کنه!
ما هم میگیم چشم هر چی ما بگی اطاعت امر میکنیم!
اومدم در مورد همین بحث تناقض حرف های استاد حرف بزنم!
منم خودم اوایل میگفتم ای بابا چه داستانی داریم با این عباس آقا هر بار یه چیز میگه!
اصولا از همون اول هم تو مدرسه جوری بودم اگر حرف معلم دو تا میشد قاطی میکردم!
ولی بعدها رفته رفته تکامل خب طی شد به صورت خودکار و به قول یه عزیزی هر کسی در زندگی جای پیشرفت داره و این نیست که یکی به ته خط علم و دانش برسه!
اگر حرف استاد دو تا میشه چه خوب این نشون میده فعال و پیشنهاد من این که اون حرف جدید رو سرمشق قرار بدیم!
یه چیز دیگه هم این بحث زاویه دیدگاه بود که استاد در مورد عزت نفس گفت!
استاد میگه برای حرکت باید بگیم اگر فلانی رسیده به 1 المپیک پس منم میتونم!
این ابزار ما رو تا نصفه های راه همراهی میکنه!
از اون به بعد ادامه دادن با این ابزار مثل سم خوردن میمونه!
باید تغییرش بدیم و بگیم که آقا دارم تو یه مسیر تکاملی زیبا حرکت میکنم پس فارغ از نتایج هر کسی من به اون درجه ای که می خوام میرسم کِی و کجا نمیدونم اما میشود!
دقیقا مثل این مسابقات فرمول 1 میمونه
وقتی زمین خشک برای برنده شدن با تایرهای سافت یا سوپر سافت مسابقه رو شروع میکنن!
وسط های بازی اگر زمین خیس بشه و بارون بیاد
میان تو پیت لِین (سرویسگاه) و تایرهای رِین میزارن!
حالا اگر کسی بگه نه من سوپر سافت میزارم چون سرعتی تره؛ صد درصد تو اون جاده ی خیس کنترل ماشین رو از دست میده و فاتحه!!!
پس همیشه اینقدر انعطاف پذیر باشیم که اگر لازم بود راه و روش رو عوض کنیم، بهمون فشار نیاد!
در پناه الله مهربان منم که آرین همیشگی هستم و 17 سالم و تو تهرانم!
فعلا خداوند یار و نگهدارتون!
چقدر عالیه این مصاحبه با استاد و چقدر عالیتر که هر روز بهتر از دیروزی
استاد من با مادر و خواهرم یه برنامه ای چیدیم که سر صبحانه روزهای تعطیل که خونه ام نوبتی یه نیتی می کنیم و سوالی رو از شما می پرسیم بدون اینکه به همدیگه بگیم بعد روی دگمه ی نشانه ی امروز من و به سوی نشانه ام هدایتم کن می زنیم و عاشقانه و مشتاقانه صحبتهای شما رو گوش می دیم. و چقدر زیبا و عالی که امروز به جلسه دهم مصاحبه با استاد هدایت شدیم و دقیقا در مورد هدایت درونی و گوش کردن به ندای درون صبحت شد. خدایا شکرت . استاد باورتون نمیشه همین اتفاق برای خواهرم افتاد وقتی به سفری رفته بودن و خواهر دیگه ام رو در سفر گم کرده بود و مستآصل شده بود و دنبالش می گشت یه ندایی درون قلبش بهش گفته بود برو کنار اون دیوار که یه نفر نشسته و شالش رو روی سرش کشیده و شالش رو بده بالا و صورتش رو ببین (اون لحظه خواهرم میگه من کلی با خودم سرو کله زدم که بابا الان طرف یه چیزی بهم میگه که تو دیونه ای مگه برم یهویی شال طرف رو از سرش بردارم چه اتفاقی ممکنه بیوفته ) ولی با این حال یه چیزی درونش همش تکرار می کرد که این کار رو انجام بده خواهرم میگه رفتم و با همه تفکراتم شال رو از سر اون خانم برداشتم و ناباورانه دیدم که خواهرم جایی که اصلا فکرش رو نمی کردم دچار افت قند شده و اونجا نشسته و حتی توان کشیدن شالش رو نداره و صورتش پنهان بوده و من اونجا تمام بدنم یخ کرد و فقط با خودم گفتم که خدایا این ندا چی بود و خدایا شکرت که به اون حرف عمل کردم.
استاد ازت ممنونم که به ما یادآوری می کنی که آگاهانه زندگی کنم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام میکنم به استاد عزیزم و دوستان خوبم
این فایل هم مثل فایل های دیگه ی استاد پر از نکات ارزشمند و نابی بود که اگه در زندگی مون به تک تک اون آگاهی ها عمل کنیم واقعا زندگی ما بهشت میشه
خدایا شکرت که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم و همه ی تلاش خودمو میکنم که به هر آنچه که استاد عزیزم میگوید عمل کنم
✍تضادها جز مسیر زندگی ما هستن و محرک پیشرفت ما هستن و باعث میشن که ما خواسته هامون و واضح تر بشناسیم
پس نتیجه میگیریم که اگه بتونیم با این دیدگاه به تضاد های زندگی نگاه کنیم خیلی راحت تر میتونیم ازشون بگذریم
✍همه آزاد هستن که دیدگاه شون و بگن و تنها کاری که باید انجام بدیم در مورد دیدگاهی که باهاش مخالف هستیم اینه که اعراض کنیم همین.
✍ما فقط مسئول زندگی خود هستیم و کوچکترین تاثیری در زندگی بقیه افراد (پدر،مادر،خواهر،برادر،همسر،فرزند)نداریم
زیرا هر کسی داره نتایج باورها و فرکانس های خودشو دریافت میکنه
ما تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که راه درست و بریم و کسانی هم که در زندگی ما هستن اگه در مسیر درست باشن تصمیمات ما به نفع آنها خواهد بود
اگه در مسیر درست باشیم اون مشکلات و تضادها پیش نمیاد اگه هم پیش بیاد با تغییر باورهامون خیلی راحت تر میشه از این روزهای سخت گذشت و این روزها پلی هستن برای رسیدن به نتایج خوب و پایدار.
سپاسگزارم از استاد عزیزم بخاطر این فایل عالی
موفق و پیروز باشید.
بنام الله یکتا
روز ۶۷ سفرنامه
وقتی از استاد در این فایل شنیدم که گفتن هیچکس هیچکس در زندگی من چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی هیچ نقشی نداره ارامش خاصی گرفتم . خیلی از کارایی که قبلا براساس باورهای قبل میکردم رو دیگه حالا انجام نمیدم . مثلا وقتی در روابطم به ناخواسته ای برمیخورم سریع اعراض میکنم و قانون برانگیختگی یادم میاد وازخودم میپرسم من چه فرکانسی به جهان هستی فرستادم که این ویژگی فرد مقابلم رو جذب کردم ، احساس قربانی بودن نمیکنم اصلا در شاءن من نیست که خودمو از کسی پایینتر ببینم به کسی حسودی نمیکنم چون احساس لیاقت دارم .
ارامش گرفتم بخاطر اینکه فهمیدم در جایگاهی که الان قرار دارم فقط بوسیله فرکانس های ارسالی شخص خودم بوده که منو به اینجارسونده . خانواده ، دولت ، دوست ، همسایه ، استاد ،فامیل هیییییچ نقشی نمیتونن در زندگی من داشته باشم تاوقتیکه خودم نخوام .
این طرز جهان بینی بسیار عالی و حکیمانه ست باور کنم این خودم هستم که مسئول زندگی خودم هستم و هرکس با فرکانس ها و شایستگی هایی که داره ،جذب میکنه .
باشنیدن این اگاهی ها تمرکز روی خودم میذارم تا هرروز بهتر از دیروز باشم و شایستگی خوبی هارو داشته باشم .
وقتی بتونم در این دنیا به ارامش و پول سلامتی و روابط عالی برسم یعنی خدا رو پیداکردم و قطعا زندگی زیباتر از این دنیا در انتظارمه .
سلام استاد عزیزم⚘
یک جمله در این فایل گفتین که دقیقا امروز برای من اتفاق افتاد من حدود ۲۷ روز هست که در سایت عضورم و فایل هارو نگاه میکنم و اولین فصل رویاهایی که رویا نیستند رو خریدم و دیروز به پایان رسوندم و تمرین هاش رو هم انجام دادم هم دیروز هم امروز
شما گفتین کع اگر رو باور هامون کار کنیم نشونه ها میان ممکنه پول پیدا کنیم تو خیابون یا حالا هر نشانه دیگه ای
من هفته پیش یک لیوان خریده بودم که امروز دستم رسید و وقتی بازش کردم دیدم یه گوش درش کلا شکسته و جدا شدا علت رو از فرشنده جویا شدم گفتن که ما چک کردیم سالم ارسال کردیم ولی احتمالا تو پست شکستن و از من شماره کارت گرفتن و کل پول لیوانم که ۱۶۰تومن بود رو بهم مرجوع کردن و ازشون پرسیدم که آیا ارسال کنم بهشون گفتن خیر و من الان که شب اونروز هست و داشتم فایلتون رو گوش میکردم فهمیدم که این یه نشونس که خدا در مسیر تغییر باور هام واسم فرستاده 😍😍😍
با آرزوی عشق ثروت شادی برای همه شما⚘
سلام و درود فراوان بر جناب عباس منش عزیز .
من حدود ۴ ماه پیش توسط خواهرم با شما آشنا شدم و در عرض یک هفته شاید کمتر به شدت متحول شدم طوری که هر روز اشک میریختم و احساس میکردم از شدت انرژی مثبتی که توی سلولهای بدنم پیدا شده بود قدرتی ماورای بشری پیدا کرده بودم . من چند کسالت داشتم که بعضا از یکسال قبل با من بودن . خلاصه بعد از دو سه هفته توی خونه نشسته بودیم که دختر کوچیکم گفت مسافرت ! و چون تصمیم گرفته بودم تسلیم باشم گفتم بریم و همسرم هم اومد خونه و گفت نمیدونم چرا ولی چون مرخصی زیاد داشتم ۱۰ روز مرخصی گرفتم ! همین باعث شد یقین پیدا کنم باید بریم مسافرت و باورتون نمیشه اگه بگم چقدررر این مسافرت معجزه داشت برام . الان که شما فرمودید درمورد ندای درونتون یاد این افتادم که چقدر توی سفر ندای درون کمکم کرد . منو همسرم رسیدیم به شهر کوچکی که هتل نداشت و به همسرم گفتم جلوی این سوپری بایست تا یه سوییت پیدا کنم همینکه داشتم میرفتم سمت سوپری یه آقا دیدم که با گوشیش حرف میزد درونم خیلی واضح گفت برو ازین بپرس و من گفتم بابا این که املاکی نیست برم از عابر پیاده بپرسم خونه داری زشته ! خلاصه از من انکار و از ندای درون اصرار ! همش توی صدم ثانیه اتفاق افتاد . رفتم توی مغازه گفتم آقا سوییت سراغ ندارید گفت از همین آقا بپرس گفتم کدوم ؟؟؟ گفت همین که بیرونه دیگه 😦 یعنی مو به بدنم سیخ شد اون آقا املاکی بود که با قیمت خیلی مناسب برامون سوییت جور کرد . خلاصه شب اول که موندیم من دچار دلدرد شدیدی شدم که بشدت هم ببخشید بالا میاوردم و هم آبکی شده بود معدم (کرونا نبود نگران نباشید 😅)و درونم پر از آتش شده بود و به همسرم گفتم یقین دارم خیری در این هست و باورتون نمیشه فردا ظهر که دلدردم خوب شد تمام کسالتهای چند ساله به همراهش از بدنم خارج شدند برای همیشه ! الهی شکرت چقدر تسلیم بودن فوق العادست .. و چه اتفاقات بینظیری در این سفر پیش اومد از ابری که فقط بالای سر ما میبارید تا چیزهای فوق العاده دیگر .
الهی شکر درآمدم بدون هیچ تلاشی دوبرابر شد ثروتم توی همین چندماه خیلی بیشتر شده و به هرکجا سفرمیکنم خیر و برکت همراهم هست به لطف خداوند . بهم الهام شد روزه گوشت بگیرم و من ۱۰ روز گوشت نخوردم و اونهم خیلی بهم کمک کرد.
شروع کردم ترجمه قرآن رو با ترجمه حدیث دهلوی خوندم و هیچ عجله ای هم ندارم زود تمومش کنم چون میخوام با تمام وجودم درکش کنم . باورتون نمیشه خداوند خردی فرابشری به من عطا کردند که به نکات بسیتر عمیقی فرابشری رسیدم و دارم به این کار ادامه میدم .
مراقبه زیاد انجام میدم و حافظه گذشته من رو پاک میکنه که خیلی آرومم میکنه و مطالعه کتب مختلف هم خیلی کمکم میکنه . خوابهای صادقه میبینم که قبلا کمتر میدیدم .
خداوند بهم بصیرتی داده که انسانها و انرژیشون رو بهتر میفهمم . من از ابتدایی که آقای عرشیانفر رو دیدم حس خوبی بهشون نداشتم مخصوصا که صحبتهای آقای عباس منش رو تکرار میکردن و میدونستم انقدر که ایشون تشنه قدرت و پیشرفت سریع و پول هستن سعی میکنن از آقای عباس منش هم در جهت رسیدن به خواسته شون استفاده کنن و اتفاقا خیلی اتفاقی دیدم با شما لایو گذاشتن و آخر لایو هم چند بار تکرار کردن شما کسالت دارید که طرفداراتون رو زده کنن (لطفا جناب عباس منش عزیز درمورد ارتباطتون با سایر انسانها خیلی دقت کنید و اونها رو لز روی خوبی خودتون قضاوت نکنید) و اینکه دیدم انقدر خشم و کینه چشماشون رو کور کرده که با عصبانیت میگن من انسانهایی که کارامو میفروشن به زانو درمیارم و به زندان میندازم درصورتیکه شما که به کسی کار ندارید چقدررر اتفاقا پیشرفت عالی دارید و اصلا خودتون رو در مدار خشم و نفرت و جدال با انسانها قرار نمیدید همین هم من رو هنوز در کنار کاراتون قرار داده . این رو لز من داشته باشید با همین سرعتی که باد شدن با همین سرعتم بادشون خالی میشه فقط اجازه ندید از شما استفاده ابزاری کنن که خدا با شماست . عذرخواهی میکنم وقتتون رو گرفتم
از الله مهربان و یگانه براتون سربلندی بیشتر تمنا دارم .