مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 30


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مری گفته:
    مدت عضویت: 2563 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته ی دوست داشتنی .

    روز هفتم : مصاحبه با استاد {قسمت ۱۱}

    خدایا بخاطر اینکه مسئولیت زندگی ام در دست خودم است از تو سپاس گذارم

    {استاد خیلی از این فایل های مصاحبه با شما خوشم میاد}

    چیکار کنم که تو مسیر موفقیت خانواده ام رو اذیت نکنم؟ تضاد ها مسیر زندگی ما رو مشخص می کنن مسئولیت خوشبختی دیگران دست ما نیست. نظر بقیه اصن تو زندگی ما تاثیری نداره.

    همه ازادن دیدگاهشون رو داشته باشن . با کسی بحث نکن درباره ی دیدگاهت . وکیل کسی نیستیم. اگه با دیدگاهی راضی نیستی اعراض کن . گوینده می تونه هر چی می خواد بگه و هر کسی هم میتونه بشنوه یا نشنوه.

    ما مسئول زندگی دیگران نیستیم مسئول خودمون هستیم. ما مسیر درست رو می تونیم بریم و نتیجه بگیریم. نمی تونیم کسی رو مجبور کنیم مسیر درست رو بره. زندگی بقیه با تصمیمات ما نمی چرخه با تصمیمات خودشون می چرخه.

    {حرف های این فایل چیزی بود که تا الان بسیار بسیار زیاد تو کشور خودمون بین مردم و بین هم سن و سال های خودم دیدم حتی سر کوچیک ترین چیز ها تو کار همدیگه دخالت میکنن مثلا کسی اهنگ انگلیسی گوش بده بهش میگن غرب زده اس چینی گوش بده میگن وطن فروشه اهنگ سنتی گوش بده میگن عقب مونده اس حالا اینکه زبان اهنگ بقیه چه تاثیری تو زندگی شون داره معلوم نیست یا مثلا سر لباس پوشیدن بقیه بهم گیر میدن و…

    تاثیر تو زندگی بقیه هم که پایه اعتقادات خیلی هاس فکر می کنن کار هاشون بقیه رو خوشبخت یا بدبخت میکنه. مثال هاش رو هم همه دیدن خصوصا تو فیلما که اصن یه نفر یه کاری میکنه و دیگه زندگی ده نفر نابود میشه.

    یکی دیگه ازمشکلاتی که این دیدگاه ایجاد می کنه اینه که خیلیا فداکاری میکنن از زندگی و خوشی های خودشون می گذرن بخاطر بچه هاشون همسرشون و پدر و مادرشون بعد اون افراد براشون جبران نمیکنن. دو طرف متوقع میشن . یه نفر فکر میکنه چون خودش رو فدای اون فرد کرده طرف هم باید همین کار رو بکنه و جبران کنه براش. طرف هم دوست داره فرد بیش تر فداکاری کنه و گند می خوره به روابط :)

    یکی دیگه از مشکلات ناشی از این دیدگاه ایجاد احساس گناه و عذاب وجدان زیاده. طرف در راستای هدفش یه کاری انجام میده و یه نفر دیگه به تضاد میخوره فرد کلی به خودش احساس گناه میده که عجب ادم پستی بودم که باعث این اتفاق شدم مثلا طرف می خواد جلوی ورودی های منفی رو بگیره با یه دوستی که ادم منفی ای بوده قطع رابطه می کنه بعد اون ادم میاد ناراحت میشه و افسردگی میگیره که وای فلانی در حق من این کار رو کرد و… اون فرد میاد کلی به خودش احساس گناه میده. در حالی که اون فرد بخاطر دیدگاه های اشتباهش دچار این مشکل شده

    یکی دیگه از مشکلات احساس قربانی شدنه. مثلا طرف به خودش میگه اره من موفق نشدم چون دولت نذاشت اگه من تو سوئیس و امریکا بودم الان ترکونده بودم یا میگه موفق نشدم چون بابام نذاشت یا مامانم باید این کار رو می کرد نکرد و…}

    انجام تمرین :

    روز اول :

    یک : گوشی ام

    دو: ساعت و زمان که زندگی ما رو راحت تر کردن .

    سه : مفصل های بدنم که حرکت کردن رو برام ممکنه کردن

    چهار : اسید معدم ام که باعث هضم و تجزیه ی غذا میشه

    پنج: روده ام که غذا رو جذب میکنه .

    شش : روده ی بزرگم که اب رو جذب میکنه .

    هفت : گیرنده های چشاییم که باعث میشن مزه ی خوب غذا ها رو بفهمم

    هشت: استخوان جمجمه ام که از مغرم محافظت می کنه.

    نه: قفسه ی سینه ام که از ریه هام محافظت میکنه .

    ده : قفسه ی سینم که از قلبم محاظت میکنه.

    یازده : پرده ی صفاق که اندام های شکمم رو در جای خودشون ثابت نگه میداره.

    دوازده : سلول های عصبی ام که پیام ها رو تو مغرم منتقل میکنن.

    تمرین روز دوم:

    یک : قسمت۶۶ سفربه دور امریکا رو دیدم و خواسته ای که در من ایجاد کرد این بود که اشپزی که یکی از علایق قدیمی ام هست رو یاد بگیرم.

    دو : یکی از خواسته هام اینه که چند سانتی متر قد بکشم

    تمرین روز سوم :

    نظر فردی رو خوندم که شرکت عمران میخواست تاسیس کنه وتاسیس می کنه ولی یکی از پروژه هاش با شکست رو به رو میشه و تبدیل میشه به اخرین پروژه اش این دوست عزیزمون نوشته بود که بعد از اشنایی با سایت و بعد از کار کردن روی باور هاش پیشنهاد همکاری توی یه پروژه بهش داده میشه که سود زیادی هم داره . چقدر خوندن نظرات بچه های سایت که به نتیجه رسیدن امید ادم رو بیش تر میکنه .

    تمرین روز چهارم:

    من هنوز دارم زندگی نامه ی مایکل جکسون رو می خونم. چون به زبان انگلیسی دارم می خونم خوندم خیلی بیشتر از حد معمول طول میکشه.

    .

    BLH-aeri, Sat, Jan ۹, ۱۰:۵۴ pm

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 2126 روز

    بنام خدایی که وهاب است

    روز 67 م از سفر رویایی م

    خدایا شکرت بخاطر ی روز دیگه و ی آگاهی ناب دیگه

    استاد اینا که گفتی پاشنه آشیل من بود بشدت توش گیر کرده بودم انقد درگیر زندگی دیگران بودم که از زندگی خودم هیچی نمی فهمیدم

    همش نگران بقیه بودم هر کی هر مشکلی داشت من احساس مسئولیت میکردم فکر میکردم من باید به بقیه پول بدم تا مشکلشون حل بشه

    من باید ب بقیه راهکار بدم و نصیحت شون کنم تا تصمیم درست بگیرن

    من باید ب زور براشون وقت دکتر بگیرم و ببرمشون دکتر تا مشکل جسمی شون حل بشه

    من باید بشینم پای سجاده و گریه کنم و ذکر بگم تا فلان مشکل فلانی رو خدا حل کنه

    خلاصه ی وضعی داشتم استاد

    اما اما ب لطف خدای مهربانم از وقتی اومدم تو سایت یادم نمیاد به بقیه فکر کرده باشم یادم نمیاد نگران کسی بوده باشم ن اینکه آدم بی احساسی شده باشم نه

    آدم عاقلی شدم یاد گرفتم بابا اون خدایی که من ب درگاهش عجز و ناله میکنم خدای بقیه هم هست همون خدا گفته سرنوشت هیچ قومی تغییر نخواهد کرد مگر اینکه خودشان تغییر کنند

    یادگرفتم که نگرانی من سودی ب حال اونا نداشت که هیچ بلکه باعث شده بودم خودمم از زندگیم لذت نبرم

    یاد گرفتم که تلاش برای بهبود زندگی دیگران آب در هاون کوبیدن است

    من تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که خودم خوب زندگی کنم تا الگویی باشم برای بقیه همین

    خدارو شاکرم به من بصیرت عطا کرد تا از نادانان نباشم

    تا از گمراهان نباشم باشد که ثابت قدم بمانم

    شاد و ثروتمند باشید💖🧡💙💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    فاطیما گفته:
    مدت عضویت: 2583 روز

    وای که من دیوونه شدم از این فایل. دیروز جمعه قبل از اینکه برم مهمونی موقع حاضر شدن گفتم بزار یه فایلم گدش بدم انرژی بگیرم .فایل سفرنامه روز ۶۷ رو پلی کردم وای خدای من خدای من چی بود چی شنیدم. دمت گرم خدا تو دیگه کی هسی .داری به من میگی داری میری مهمونی ول کن رها کن دست از قضاوت دیگران واینکه اونا چی قضاوت میکنن بردار .هرچی دوس داری بپوش .لازم نیس منتظر باشی ازت سوال کنن چی کار میکنی چی بلدی خب تو برامون بگو تو خودت خوب شو رشد کن همه تو رو میبینن دست از سر اصلاح کردن مردم بردار .دست از سرخودتم بردار .تو فقط همونی باش که باید باشی. باید حال کنی .رشد کنی .خدااااای من خیلی مشتی هستی من یکی بمیرم برای این محبتای تو حقمه .ول کردم ول کردم بیا هرچی که هس برا خودت من نمیخوام .نه تایید نه تشویق نه تحسین نه هیچی نمیخوام فقط وفقط خودتو میخوام که اینقدر عشقی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    نرگس نوشادي گفته:
    مدت عضویت: 2673 روز

    به نام خدایی که هر لحظه با منه

    همراه منه

    درون منه

    منو دوست داره و همواره در حال هدایت منه

    سلام به بهترین استادم عباسمنش عزیزم

    روز شمار تحول من روز ۶٧

    خدایا شکرت برای هدایتم به این فایل

    عاشقتونم استاد که اینقدر عزت نفس بالایی دارین قشنگ میگین که من اصلا برام مهم نیست که شما باور کنید حرفامو ، عمل کنید به این حرفا ❤️عاشقتونم که میگین نمیخواین و قبول ندارین حرفاشو اعراض کنید چرا بحث و جدل میکنید ؟ عاشقتونم استاد که یه دوربین میزارین و پیام هاتونو میزارین یه سری آدما که اصلا نمیشنون یه عده دیگه هم که میشنون به اندازه ای که تو فرکانسش هستن عمل میکنند دقیقا مث پیامبر که خدا بهشون گفت ما تو رو وکیل کسی قرار ندادیم و وظیفه تو ابلاغ رسالت است و نه چیز دیگری

    نخوایم همدیگه رو قانع کنیم اگه دوست ندارین بشنوین ببندین این فایل رو و دیلیت کنین برای همیشه (عاشقتونم به معنی واقعی کلمه که اینقدر با عزت نفسین )

    جمله کلیدی :

    ✅بهترین راه برای هدایت :

    اولا: بپذیریم هر فردی آزاد است تا به شیوه خودش زندگی کند و هرگز نخواهیم دیگران را وادار به زندگی به شیوه خود نماییم.

    ثانیاً: بهترین شیوه زندگی برای هر فرد، شیوه ای است که موجب تجربه زندگی با کیفیت تری در تمام جنبه ها می شود و به او فرصت تجربه لذت های بیشتری در طی زندگی اش می دهد.

    چقدر آموزنده بود جملاتتون استاد عزیزم

    و جز فرکانس و مدار هیچ چیز دیگری نیست منو همسرم که سالهاست باهمیم ، من مرید و شاگرد عباسمنشم و ایشون کل این مسائل رو فانتزی میدونه و معتقده آدم خوش شانسی بوده عباسمنش که الان اینه وضعش و منم هیچوقت توضیح خاصی رو نمیدم و معتقدم هر وقت وارد این مدار شد ، وقت بزارم و کمکش کنم

    من مسول همسرم نیستم

    من مسول خودم هستم که هر لحظه در حال رشد و تکامل خودم باشم

    حتی مسول فرزندانمم نیستم

    توانایی ندارم که اونها رو به مسیر عباسمنش بیارم

    من مسیر درست رو میرم و اونها هم خودشون زندگیشونو رقم میزنن مث دخترم که با اینکه ١۵ سال بیشتر نداره از وقتی آرامش درون منو دیده و نتایج منو دیده اومده میگه کلیدواژه های استاد رو بهم یاد میدی مامان ؟ و کم کم داره فایل گوش میده و بسیار بسیار پیشرفت کرده

    و من باز هم معتقدم زندگی خانواده من نتیجه رفتار و فرکانس های خودشونه نه تصمیمات من

    در کل من باید دنبال اهدافم باشم در مسیر تکامل باشم به امید الله یکتا خانواده هم همراه خواهند شد

    خدایا شکرت برای هدایتم به شنیدن این فایل

    استادم بی نهایت از شما سپاسگزارم

    در آغوش خدای مهربان باشید ❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3205 روز

    سلام استاد فرزانه

    سلام خانم شایسته

    سلام دوستان عزیزم

    چقدر خوب بود این فایل اومد روی سایت

    دقیقا این ترمز من هم بود

    چون من شرایط این دوستم رو داشتم و دارم

    و جواب دندان شکن شما راهی روشن به من نشون داد که من باید برم دنبال ماجراجویی خودم و از زندگی خودم لذت ببرم و خانواده من راه خودشون رو پیدا خواهند کرد

    من نباید نگران اونها باشم

    چیزی که من درادامه این فایل زیبا برای خودم یادآوری شد این بود که مگر من چند بار به دنیا می آیم که نخواهم از زندگی براساس خواسته های خودم لذت نبرم و در حسرت آرزوهای خودم نباشم؟؟ ؟

    من به دنیا آمده ام که لذت ببرم

    از آنچه که خودم دوست دارم

    لذت بردن باید جزئی از زندگی من باشد

    فارغ از اینکه دیگران چه حالتی خواهند داشت و یا چه مسئله ای برای اونها بوجود میاد

    من برنامه خودم را دارم و برای خودم زندگی میکنم

    من لذت خودم را میبرم

    البته که مثل هر کار دیگه‌ای تکامل میخاد

    ولی نکته مثبتش اینه که من شروع کردمبرای اولین بار ساعتی را که خودم دوست داشتم خرید با توجه به اینکه همسرم دوست داشت بیاد و وقتی که متوجه شد کمی ناراحت شد ولی من با اعتماد به نفس بالا گفتم که خودم خوشم و خریدم

    شاید برای دیگران خنده دار باشه

    ولی من از وقتی ازدواج کردیم همه خرید های مون با هم بوده

    واین خرید تنهایی برای من یه کار بزرگ بود

    ترسهای هرکس متفاوت است

    و من بر اون غلبه کردم

    خدایا شکرت

    الهامات خوبی به من شده است که از نتیجه اقدامات در سایت خواهم گفت

    در آینده نزدیک

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند باشید

    💙💜💚💜💙💜💚💚💜💙

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1982 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم مهربانم و تمامی دوستان خوبم

    با توکل بر خدای مهربانم آگاهی هایی که من از این فایل دریافت کردم مینویسم

    روز ۶۷ امین از این سفرنامه ی پر ماجرا و ارزشمند و با یاری خداوند شروع میکنم

    تضادهایی که ما در زندگی با آنها مواجه میشیم باعث میشن که ما خواسته های خود را پیدا کنیم و همه این تضاد ها قسمتی از مسیر زندگی ما هستن و اتفاقا به پیشرفت ما کمک زیادی میکنن فقط کافیه که با ذهنی آرام و با دیدگاهی مثبت نگاه کنیم ما خواه ناخواه باید از این تضاد ها بگذریم و چقدر خوب میشه اگه بتونیم در هر شرایطی احساس خوب مون نگه داریم و از زاویه ای نگاه کنیم که احساس بهتری پیدا کنیم

    موضوع مهم دیگه ای که استاد بهش اشاره کردن بحث اینکه هیج اجباری در پذیرفتن هیج دیدگاهی از هیچکسی وجود نداره

    همه آزادن که دید گاه خودشون و بیان کنن و همه آزادن که به هر دیدگاهی که میخوان عمل کنن

    اگه هم از دیدگاهی خوشمون نیومد فقط باید اعراض کنیم لازم نیست چیزی رو به کسی ثابت کنیم

    به دنبال بحث کردن و حاشیه رفتن نباشیم چون با این کار فقط داریم انرژی مون و صرف یک کار بیهوده ای میکنیم که نه تنها به پیشرفت ما کمکی نمیکنه بلکه باعث میشه هم از مسیر درست خارج بشیم

    خود خدا هم به پیامبر اسلام گفته که رسالت تو فقط ابلاغ پیام من به مردم میباشد و اصلا به دنبال تغییر نگرش مردم نباش و تو وکیل وصی مردم نیستی

    این بهترین الگویی که میتونیم ازش کلی درس یاد بگیریم

    همیشه باید این نکته مهم و رعایت کنیم که هیچ وقت نخوایم همدیگه رو قانع کنیم

    در مورد دیدگاهی هایی که از نظر ما اشتباه هستن فقط باید اعراض کرد

    خدایا شکرت بخاطر قوانین بدون تغییرت

    خدایا شکرت که توانایی خلق زندگی خودمو بهم دادی

    خدایا شکرت که در نهایت عدل و درستی این جهانت را خلق کردی

    خدایا همه ی ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ونه گمراهان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2609 روز

    به نام یکتا خالق هستی

    به نام خدایی که دوستش دارم و ایمان دارم که دوستم دارد

    خدایا به امید هدایت تو مینویسم

    سلام استاد بزرگوارم و سلام مریم شایسته نازنین که کردیت این فایل ها همش به وجود نازنین و ارزشمند شما برمیگرده و سلام به دوستان عزیزم که همواره کامنت ها و تجربیات نابشون ایمانم هزاران برابر میکنه که این مسیر، مسیر حقه و هر کس به اندازه ایمان و باور و اقداماتش نتیجه میگیره

    همیشه میگیم و شما هم همیشه تاکید میکنید که آقا بیایم اصل رو بفهمیم و دیگه کاری به اون حاشیه ها نداشته باشیم

    آقا نباشیم از اون مدل بیمار دلانی که دوست دارن بچسبن به آیه های متشابه چون میتونن طبق اونا، تفسیر و علایق خودشون رو بگنجونن و به هر دری هم میزنن که بقیه رو قانع کنن

    اینکه استاد میگن همیشه از خودمون سوالای درست بپرسیم اینجاست. این سوال دوستمون با وجودیکه استاد با بیسش مخالفنمد اما باعث شد کهچه موارد اساسی گفته بشه. یعنی باعث شد استاد بره سراغ اصل

    در مسیر زندگی همه ما تا حالا تضضادهای متفاوت با درجه های متفاوت پیش اومده و هیچ کسی از این قاعده مستثنی نیست چون ما انسانیم و این خاصیت دنیای مادی است. ما ادعا داریم که هر چی از خدا برسه خیره ( اینو شدید دارم به خودم میگم تا همیشه یادم باشه) همون الخیرو فی ما وقع ( یادم به اون شعر بی نهایت زیبا و با معنی خانم پروین اعتصامی و برداشت استاد عزیزم افتاد که چقدر بی نظیر بود)، پس آقا نشینم زانوی غم بگیرم که چرا همیشه اگه کاری میکنم توی زندگی بچه هام یه موجی ایاد میشه؟؟؟ چرا ما شانس نداریم؟؟ چرا زن و بچه های من؟؟

    به نظر من ، اگه من چنین باوری رو دارم یعنی هنوز همون قدم اول اول هستم که آقا این من هستم که خالق اتفاقات زندگی خودمم و هیچ کسی توان اون رو نداره که زندگی من رو تغییر بده و منم توان اون رو ندارم که زندگی کسی رو تغییر بدم

    نمیخوام بگم که بله من به شخصه دیگه توی این زمینه عالیم و از این حرفا.. نه…. اما اگه اینجام و میوام تغییر بدم زندگی خودم و نتایجم رو، این اصل اساسی رو باید بپذیرم، که اگه بپذیرم که اونجوری واقعا خدا هدایتم کرده، دیگه نگران تغییر و تحولات و ناخواسته ها و تضادهای زندگیم نیستم که مبادا پیش بیان و خانوادم در قبال من و کارهام ضرر ببینن یا سختی بکشن…

    واقعا جای تامل داره، جای فر داره، جای این هست که با خودم و منطقم اینو برای ذهنم منطقی کنم 1 بار برای همیشه وگرنه مدام باید بجنگم و با هر چی هم که بجنگی اون رو ماندگار تر میکنم ( منکه که به این باور رسیدم که با هر چی بجنگم هی بیشتر توی زندگیم جذبش کردم آخه کانون توجهم میره به اون سمت و چون حس منفی دارم بهش و فرکانس منفی میفرستم، اتفاقاتی میفته برام که در همون مسیرا.. بارها و بارها دیدم و ایمان دارم بهش)

    حالا من که اینجا هستم باید روراست ببینم میخوام بپذیرم این رو یا نه..

    اگه نه، که دیگه برم پی کارم و دیگه این فایلو ببندم و بگم نه قبول ندارم و مسیر قبل رو ادامه بدم با نتایج قبل..

    اما اگه میخوام بپذیرم پس باید در این مسیر باورسازی کنمو طبق اون باورهای هماهنگ اقدام کنم، حرکت کنم و بدونم من و خواستم در راستای بهبود و پیشرفت هستیم و وقتی این اتفاق رخ بده، نه تنها خودم منفعت بردم بلکه قطعا باعث میشم افرادی هم که در مسیر من و هم مدار من هم هستن از این منفعت ایجاد شده بهره ببرن

    چقدر وقتا شده که یه اتفاقی افتاده بر اساس یه ناخواسته ( به ظاهر تضاد) که بعدش اینقدر راضی بودیم که نا خود آگاهگفتیم ” عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهدگ … یعنی وقتی هر فردی به شخصه در مدار درست باورها باشه، حتی کارهای دشمناش هم براش خیر پیش میاره چه برسه به اعمال نزدیکانش که حالا اینجا مثلا رفتار یه پدر در برابر خانوادشه

    استاد چقدر همیشه عالی میگید که اگر از چیزی خوشمون نمیاد، اعراض کنیم، مثلا یه کامنت که خوشمون نمیاد،یال نظر یه دوست یاغریبه که مطابق میل ما نیست و موارد این مدلی و هی قضاوت نکنم و با دید و نگاه خودم نخوام بسنجم…

    هر کسی آزاده که خودش فکر کنه، رفتار کنه و در نهایت نتیجه بگیره.. استاد هم همیشه اینو میگن که حرفای من برای همه نیست و هر کسی دوست داره بپذیر و هر کسی دوست نداره اعراض کنه که به نظر من، خیلی این مدلی بودن، عزت نفس میخواد که بپذیریم همدیگه رو حتی با عقاید متفاوت و خیلی نگاه عاقل اندر سفیه به بقیه نداشته باشیم

    آزادی عجب چیزیه که متاسفانه من خودم بعضی مواقع رعایتش نمیکنم و می خوام یه چیزایی رو تحمیل کنم حتی توی کوچکترین چیزا… مثلا لباس پوشیدن همسرم.. این دیگه ساده ترینشه که واقعا دارم سعی میکنم به نوع فکر و سلیقه همه احترام بذارم تا در مقابل به فکر و سلیقه منهم احترام گذاشته بشه و اینجوری دیگه نه کسی ناراحت میشه و نه به کسی بر میخوره..

    من آزادم طبق نظر خودم رفتار و عمل کنم ، ماها همه این آزادی رو داریم اما به شرط آزار نرساندن به بقیه… به شرط له نکردن بقیه در راستای خواسته خودمون

    چقدر تفاوت دیگاه خودتون و مادرتون رو عالی بیان کردید و یه مثال خوب و منطقی زدید که هر کردومتون به راه خودتون چون میدونید هر کسی در نهایت، نتیجه باورها نیات خودش رو برداشت میکنه حتی اگر مادر خود آدم باشه…

    من از خدای خودم میخوام که اینا فقط برای من حرف نباشه و عمل داشته باشه پشتش که چقدر میتونه منو راحت کنه، منو آزاد کنه از قضاوت کردن، از غیبت کردن

    من از خداوندم میخوام که بهم درک هضم این نکته رو بده که من خودم 100، اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم و اگر در مسیر درست باشم، اعمال حتی دشمنم، برام خیر و خوبی رو میاره

    من از خداوند میخوام که من رو در مسیر افزایش عزت نفسم هدایت کنه تا راحت نه بگم به سلایق بقیه که مخالف سلیقه منه و نخوام به اجبار و از روی ضعف بپذیرمش ( توانایی نه گفتن)

    خدایا شکرت که این فایل رو نصیب کردی و برای اولین بار دانلودش کردم وگوش دادم و خیلی خوب بود و درسها داشت در رستای افزایش اعتماد به نفسم، در راستای توحید عملی که قدرت رو فقط از جانب خداوند یکتا بدونم و بقیه رو فقط دستان کمکی اون ببینم

    خدایا همواره همه ما رو به مسیر صحیح سعادت، مسیر انسانهای شایسته که لایق نعمت های تو هستن هدایت کن و ما رو توی اون مسیر، ثابت قدم بدار

    خدایا چنان کن سرانجام کار….. تو خشنود باشی و ما رستگار

    تا بعد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3623 روز

    سلام

    آگاهیها باید با ذهن باز پذیرفته شوند و با تکرار در آنها به مهارت

    دست پیدا کنیم

    هر کسی مسئول زندگی خودش است و هر کسی هم فرکانسهای خاص خودش را دارد پس ما توانایی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی را نداریم

    ما مسیر زندگی هیچ کسی را نمی توانیم تعیین کنیم و کاری برای آن شخص انجام دهیم و هر کسی در هر مداری که هست همان اتفاقات را تجربه میکند و می بیند.

    اگر در مسیرمان تضادهایی داریم یا دیگران دارند این به معنای رشد است برای خودمان یا دیگران که لازم است این تضادها را داشته باشیم تا رشد کنیم

    برای اینکه به دیگران کمک کنیم لازم است که بزاریم آنها تجارب جدید داشته باشند و ازاین تجربه ها استفاده کنند.

    از نظر من همه چیز که برای ما پیش می آید برای ما لازم است و اصلا بدی نیست واگر هست به ظاهر است و در درونش برایمان پیامی دارد.

    محرکهای پیشرفت من همان تضادهایی هستند که در زندگی من پیش می آید که برای دیگرانی که با ما هم هستند حتما لازم است

    بحثهای شما به اندازه کافی برای من چالش بر انگیز است که با خودم صحبت کنم با خودم فکر کنم و با خودم صحبت کن که باید چه کار کنم ووو پس نیازی برای من ؛ صحبت کردن با دیگران نیست.

    این حرف همیشه من است هر کسی نون باورهای خودش را می خورد.

    هر چقدر بیشتر به این باورها عمل کنیم وعملگرایی داشته باشیم بیشتر به نتیجه میرسیم و این راه درست است یعنی عملگراییییی بودن

    اجبار به قبول کردن یا نکردن حرفهای ما بستگی به خود فرد دارد و ما باید موافقت و مخالفت را با دیگران یاد بگیریم وانتقاد پذیر باشیم و هر کسی با هر باوری وفکری در کنار هم زندگی می کنند و با هم هم در صلح هستند.

    بهترین خودت باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سیدمصطفی میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2166 روز

    سلام

    الله

    رب

    مهربان

    بخشنده

    حمید

    مجید

    نکاتی که درموردروزشمار67خواستم بنویسم

    خیلی صحبهای فوق العاده ای بودمن قبلا هم گوش داده بودم امروزبه نکات خیلی مهمتری پی بردم این که خودم رومتعهدکردم درگذاشتن کامنت حتی درحدیه جمله وچندخط

    مسئله تضادهاکه من امروزتونستم بیشتربپذیرم وقبول کنم هرچندمدتی بودسعی کرده بودقبول کنم ولی قبول کردنم سطحی بودنه به این اندازه عمقی این اعتیادمن درگذشته که باگوش دادن مجدداین فایل گفتم به جای اینکه مثل گذشته خودت روسرزنش کنی وعزت نفست روازبین ببری نکات مثبتش روببین

    آشناشدن من باجلسات وبرنامه های 12قدمی وهدایت شدن به سایت استاد

    گوش دادن به قرآن کاری که من قبلا چندباری بهم الهام شده بودولی عمل نکردم واین مدت که باسایت آشنا شدم دارم عمل میکنم به قرآن

    تضادهایی که بهش برخوردکردم وقبلا خیلی ضعیف بدوم مثل این که من یه الگوی اشتباه داشتم وبایدفقط برنج میخوردم ولی الان معده من باهمه غذایی لذت میبره آش باشه آبگوشت باشه سوپ باشه

    تضاددیگه ای که بودمن خودم روسرزنش میکردم به خاطرهمسروفرزندانم من باعث بدبختیشون نشده باشم ولی امروزمیبینم نه

    مثل مسواک زدن باره تشویقشون کردم سرزنششون کردم دندونهای خودم رونشونشون دادم فایده نداشت حتی یباربه پسرکوچیکم که 7سالش بود گفتم مسواک بزن گفت برو دندونای سیاه سوله خودت رودرست کن

    بارهااین جوراتفاقات افتاده

    درموردبهشت وجهنم هم خیلی استادقشنگ گفتن ومن خیلی خوشم آمدچون درکش کردم

    (نه شماقراره منببریدجهنم نه من قراره شماروببرم بهشت)این جمله خیلی معنا داره وساعتها میشه درموردش صحبت کردونوشت باورهای اشتباهی که ماقبلا داشتیم وفکرمیکردیم میتونیم زندگی دیگران روتغیربدیم به سمت مثبت ومنفی

    چقدرجالبه استادتویه خانواده ای بوده که خیلی ازصحبتهاش درموردپدرومادرخودش هست درموردباورهای اشتباه درموردثروت درموردخدا

    وازبه این جارسیدن خیلی عالی هست بدون جنگ ودعوا فقط من یه موردفهمیدم استادازخونه زده بیرون واین تضادباعث رشدش شده که الان کاری به دیدگاهشون نداره کاری که من مدتها میخواستم خونواده ام روتغیربدم

    به همسرم گیرمیدام چرا به بچه هازورمیگی میشستیم توماشین میگفت 10تاحمد بخونیدفلان کنیداین کارکنید دیدم بهترمن کارخودم روبکنم به جای تغیردادن اونا چون موارددیگه ای هم میگفت که خدارارو شکرمدتی هست خودم روازاین مسائل دورکردم یادم هم نیست

    شادثروتمندسالم باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    راضیه راضیه گفته:
    مدت عضویت: 3712 روز

    به نام او که همیشه هست….

    #روزشمار۶۷

    #مسئولیت زندگی دیگران….

    سوال: خودم حاضرم هر بهایی رو برای رسیدن به هدفم بپردازم ، اما اگرتصمیمی که می گیرم حس کنم ممکنه از لحاظ مالی خانوادم تحت فشار قرار بده عقب نشینی می کنم، چه باوری جایگزین این باور اشتباه کنم؟!!

    ۱-از خیلی جنبه ها باید این سوال جواب داد، من این جوری فکر نمی کنم که اگر خانوادم در رفاه نباشه بد باشه، در کل من همیشه گفتم نه فکر می کنم مرگ بده، نه مسائلی که آدم در زندگی بهش بر می خوره بده ، نه این ها مسیر زندگیه، با تضادهاست که ادم خواستهاش پیدا می کنه….. و‌محرکهای پیشرفت هستند….. و از این زاویه نگاه نمی کنم که همسرم و‌فرزندم اذیت بشه، اگر هم اذیت بشن براشون خوبه، خواستهاشون پیدا می کنند، من مسئولیت خوشبخت کردن دیگران باهاش موافق نیستم، حالا فرزند باشه یا همسر و‌…….

    ۲-اگر دیدگاهی دوست نداشته باشم، ازش اعراض می کنم، اصلا بحث نمی کنم، همه آزاد هستن هر دیدگاهی داشته باشند…

    ۳-اگر شما با دیدگاهی مخالف هستی اعراض کن، این ادم حق داره هر جوری می خواد زندگی کنه….. اجبار نکنیم که بقیه مثل ما فکر کنند….هر کسی نتیجه اعمال خودش میگره….

    ۴-ما مسئول کسی دیگر نیستیم، ما فقط مسئول خودمون هستین….هیچ‌کسی بار کسی دیگه رو به دوش نمی کشد…..

    ۵-ما اصلا تواناییی خوشبخت کردن یا بدبخت کردن کسی رو‌نداریم.

    ۶-زندگی همسر، فرزند، پدر و‌مادرم بر می گرده به خودش نه من ، تصیمات ما چیزی رو‌خراب نمی کنه ، شاید ظاهر این قضیه این باشه ،اما در نهایت فرزند من تصیمیم میگره از شرایط به نفع خودش استفاده کنه یا به ضررر خودش….

    ۷-این که دنبال هدفهام نرم به خاطر این که ممکنه همسر، فرزندم، اذیت بشند…. اشتباهه.

    ۸-اگر ما در مسیر درست باشیم و باورهای درست داشته باشیم به مسیر سخت نمی خوریم اگرم بخوریم با تغییر باورها سریع تغییر می کنه…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: