مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1545 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر در رسیدن به اهدافم خانواده ام اذیت شوند چه باوری را جایگزین کنم؟

    اگر ما مسیری را طی کنیم و خانواده اذیت شوند برای آن ها بد نیست و شاید یکی از دلایل پیشرفت و موفقیت قرار گرفتن در تضادها است مرگ مسائل مشکلات بیماری ها بی پولی .. هیچ یک بد نیست تضاد است و قسمتی از زندگی که به وسیله ی آن خواسته های خود را می شناسیم بنابراین از زاویه ای دیگر به تضادها نگاه کنیم. اذیت شدن برای آن ها خوب است و خواسته های خود را می شناسند ما مسئول خوشبت کردن دیگران نیستیم. ما هیچ مسئولیتی در مقابل هیچ کسی نداریم ما تنها مسئول خودمان هستیم بارها خداوند فرموده هر کسی مسئول کار خودش است و هیچ کسی بار دیگری را بر دوش نمی کشد هر کسی مسئول مسیری است که انتخاب کرده است این نگاه که در ما به عنوان والد دلسوز است کاملا غلط است و ما هرگز نمی توانیم کسی را خوشبخت و بدبخت کنیم و او را به مسیر درست ببریم ما علاقه داریم دیگران را به مسیر درست هدایت کنیم. باید مسیر درست را طی کرده و افراد خودشان زندگی خودشان را رقم بزنند ما توانایی رقم زدن زندگی دیگران را نداریم ملاحظه ای برای دیگران نداشته باشیم در نهایت هر کسی نتیجه ی اعمال خود را خواهد گرفت تصمیمات ما چیزی را خراب نمی کند در نهایت هر فردی می تواند به نفع یا ضرر خود نتیجه بگیرد. اگر باورهای ما درست و در مسیر صحیح حرکت کنیم سختی و مشکلات به وجود نیامده و یا با تغییر باورها خیلی زود برطرف می شود. روزهای سخت نیز هم به نفع ما و هم به نفع دیگران خواهد شد.

    اگر از دیدگاهی ناراضی هستیم تنها کافی است از آنها اعراض کنیم لازم به اثبات نیست هر کسی نتیجه ی اعمال خودش را خواهد گرفت هر کسی آزاد است نظر و عقیده خود را بیان کند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم مثل هرروز روزمو متبرک میکنم با حرفهای استاد

    خداروشکر برای امروز

    دیروزمو نوشتم بهترین روز زندگیم بود ،بعدازظهر برخلاف همه روزها دخترم هم همراهی کرد وباهمسرم رفتیم کنار دریا وکلی خوش گذشت وشب هم خرید خونه وپرداخت یک پولی که انجام شد یک شب عالی ویک خواب خوب

    ولی دیروز باهمه مثبت هاش یک ناخواسته ای پیش اومد که خیلی بهتر از قبل بودم ولی باز بهم ریختم چند ساعت ولی امروز کمی فکر کردم راه کارشو بدست اوردم

    وتصمیم گرفتم به جای واکنش منفی میام کاری که باعث این قضیه شده رو انجام نمیدم

    فهمیدم مقصر خودمم اینجا مسولیت کارمو به عهده گرفتم ودیگران مقصر نمیدونم

    خب تضاد بزرگی بود توی ذهنم که این مساله رو داشت بزرگ میکرد ولی اومدم ازدید منطق نگاه کردم دیدم نباید احساس خطر کنم ،نباید بترسم

    واین نتیجه تغییرات من توی دوازده قدم وروان شناسی ثروت یک

    خیلی از دوستان فکر میکنن که روان شناسی ثروت یک راجب ثروت ولی یک آگاهی ناب وباورسازیه

    خداروشکر برای تغییراتم

    خداروشکر برای عشقی که تو وجودمه

    برای سلامتیم ،زیباییم،زندگیم،دخترم،برای بودنم

    برای تضادها که باعث میشه فکر کنم

    امروزمو شروع کردم تمرین ستاره قطبی روانجام دادم

    استاد ممنونم بابت این فایل اعراض کردن نکته مهمیه که به قول شما ما ایرانی ها تعصب بیمارگونه داریم به چیزی که میگیم واگر کسی مخالفش بگه بریم دفاع منفی کنیم

    من باید اعراض کنم ازحرفهایی که احساسمو بهم میریزه وحالمو بد میکنه

    چون دارم روی خودم کار میکنم ،وباید حواسم به ورودی هام باشه

    استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1103 روز

    خدایااا…

    امشب اومدم فقط یه تشکر درست و حسابی ازت بکنم… یه جورایی دلی، یه جورایی خودمونی…

    مرسی که این دوشنبه‌مو انقدر قشنگ ساختی.

    از صبح که بیدار شدم یه حس خوبی داشتم، یه انرژی خاص…

    کارای خونه رو یکی‌یکی انجام دادم، بدون غر، بدون خستگی… انگار خودت داشتی کمکم می‌کردی.

    بعدش وای به ناهاررر!

    زرشک‌پلو با مرغ!

    نه که بخوام از خودم تعریف کنم‌هاا، ولی واقعاً خوشمزه شد.

    ولی می‌دونم اون دست‌پخت واقعی، اون حال خوبی که داشتم، اون عطر و طعم غذا…

    همش از تو بود خداااا… تو بودی که دلمو گرم کردی، که حال خوبو ریختی توی روزم.

    مرسی که تو جزئی‌ترین چیزای زندگیمم دخیل می‌شی، حتی تو بوی برنجی که دَم می‌کشه…

    مرسی که هستی…

    خدایااا…صبر کن صبر کن ..میخوام یه جور دیگه باهات حرف بزنم..

    نه فقط واسه یه دوشنبه‌ی قشنگ، نه فقط واسه زرشک‌پلوی خوشمزه‌ای که پختم…

    بلکه بیشتر، خیلی بیشتر… واسه اینکه امروز با قدرت بی‌نهایتت، نجاتم دادی.

    یه لحظه بود، فقط یه لحظه… همه‌چی می‌تونست تموم شه.

    یه تصادف که می‌تونست سرنوشتمو عوض کنه، ولی تو گفتی: «نه! هنوز وقتشه که زندگی کنه.»

    خدایا شکرت که هنوز هستم، نفس می‌کشم، می‌نویسم، اشک می‌ریزم، زنده‌م.

    ماشینم چیزی نشد، اما دلم لرزید… هنوزم وقتی یادش می‌افتم، بغض می‌گیرم.

    خیلی ترسیدم… خیلییی…اون لحظه دوس داشتم عشقم کنارم بود، بغلش بود، صداشو می‌شنیدم که می‌گفت: «تموم شد، الان امنی.»

    ولی نبود… تو بودی… فقط تو… و دیدم که بازم کافی بودی.

    مرسی که منو تنها نذاشتی.

    مرسی که نذاشتی بد بشه.

    مرسی که زندگی رو دوباره نشونم دادی.

    خدایا…

    ازت ممنونم، با همه‌ی وجودم

    اشکام از درد نیست، از آرامشه از شوق حضور توعه …

    دوستت دارم. خیلی زیاد..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      پدرام فصیح زاده گفته:
      مدت عضویت: 1505 روز

      سلام و درود نجمه خانم

      خداروشکر که تونستید از این جریان به سلامت رد بشید

      کامنتتون به دستم رسید و دوس داشتم اینجا جوابتون رو بدم

      هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمیفته

      اینکه کجا نوتیف پروفایل من روشن بشه مهم نیست، مهم اینه که خدا دقیقا در بهترین زمان بهترین چیزی که نیازش داریم رو به ما میرسونه،بهترین کامنتی که نیاز داریم، بهترین آدمی که باید باهاش صحبت کنیم، بهترین کاری که باید واردش بشیم، بهترین جایی که باید حضور داشته باشیم.

      من وقتی الان به خدا میگم خدایا من فلان خواسته رو دارم، همون لحظه خدا اجابت میکنه ،فقط باید ما مدارمون رشد کنه تا برسیم به اون خواسته.

      اگه فاصله ی بین مدار ما و خواسته مون خیلی کم باشه، خیلی زود محقق میشه.

      این همون چیزیه که دل ما رو خوش میکنه به آینده و امید داشتن.

      من میگم خدایا من یه پژو پارس میخوام… خدا میگه الان اوکی شد

      یعنی اینکه خدا نقشه راه رسیدن من به پژو پارس رو ترسیم کرد و 10 کیلومتر جلوتر برام گذاشته کنار

      اگه پیاده برم نصف روز طول میکشه تا خواسته ام برسم

      اگه با دو چرخه برم 1ساعت دیگه میرسم

      اگه ماشین دربست کنم 5 دقیقه دیگه میرسم.

      خواسته همونه،ولی تایم رسیدنش فرق داره.

      خدا همون لحظه خواسته های ما رو اجابت میکنه، فقط ما بر اساس مدارمون فاصله داریم به خواسته مون.

      نمیدونم این حرفا چرا نوشته شد الان، فقط میتونم بگم حسم گفت و منم نوشتم.

      امیدوارم زندگیتون پر از احساس خوشبختی باشه.

      و ما میت اذ رمیت

      لکن الله رمی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سید جواد مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 3848 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی من برای شما احترام قائلم و هزاران هزار بار شکر که خدا شما رو سر راه من قرار داد

    استاد عزیزم شما استاد من هستین ولی من بر اساس آموزش های شما عزیز دل یک نقد کوچیک دارم، شما بنظرم با اینکه میگید باید در مقابل ناخواسته یا بحث های مخالف احراز کرد متاسفانه شما در مقابل حرفهای مخالف این مورد رو هنور باهاش درگیری هستید و این در هر 11 قسمت مصاحبه با شما مخصوصا چند قسمت آخر خیلی مشهوده

    بنظرم شما به زیبایی در همون اوایل پاسخی خیلی زیبا به مخالفان یا منتقدان دادین و پیشنهاد میکنم درگیر حواشی نباشین و مسیر پر از موفقیت و توحیدیتون رو برید که من و هزاران نفر مثل من عاشقانه قدم های شما رو دنبال میکنیم

    انشاالله روز به روز خداوند بر موفقیت شما بی افزاید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مریم یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3218 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    واقعا همه حرفهاتون و قبول دارم.به شخصه اصلا از بحث کردن برای اینکه خودم و مسیرم و بخوام ب کسی ثابت کنم اصلا خوشم نمیاد.و هیچوقت هیچ اصراری ب قبول عقایدم از جانب دیگران ندارم. خیلی خوشحالم ک باورهام توسط صحبتهای شما تایید میشه و خوشحالم از اینکه اینجا هستم و میتونم با دوستانی ک همفکر و هم مسیر هستیم همراه باشم و خدا رو بابتش شکرگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2132 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوب سایت

    استاد بعد از دیدن فایل شما چندین تا باور در من مستحکم تر شد یک اینکه خدایی که هدایت گره منه هدایت گره شماهم هست هدایت گره میکائیل هم هست هدایت گره همه ماهست پس دیگه نیازی نیست ک من به مامانم یا بقیه عزیزانم فکر کنم که قراره چیکار کنن چون اونا خدا دارن من دخالت نکنم تو کار کل

    دو اینکه واقعا چه جمله خوبی گفتین از این تجارب گذشته دقیقا وقتی داشتین میگفتین من از تجربه های گذشته حدس زدم ک میکائیل داره بازی میکنه ولی اخر سر متوجه شدین که خواب بوده منم چندین تا مورد اینجوری داشتم درباره فردی ک طبق تجارب گذشتم فکر میکردم الان داره فلان کارو میکنه درحالی که داشت بیسار کارو میکرد خیلی خوشحالم که باورهامو دارین دستکاری میکنید دقیقاااا ستاد من از وقتی رو باورام کار کردم از همون شب اول کوچولو کوچولو پشت سر هم پول ب حسابم واریز میشد و به گفته شما هی میگفتم قانون داره جواب میده پس ادامه بده و ادامه دادم و حالممممممم بسیار بسبار عالیه خدارو واقعا شکر میکنم دوستون دارم زیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    روز شمار تحول زندگی من فصل سوم

    روز 67

    مصاحبه با استاد قسمت 11

    خدایا خودت کمکم کن که درک درستی برای این آگاهی ها داشته باشم

    این جمله کاملا درسته که :آزادی و رهایی چیزی نیست جز آگاهی . وقتی از نظر ذهنی آگاه باشی دیگر قضاوت دیگران رو کنار میگذاری و نمی‌خواهی که شیوه ی خودت را به دیگران تحمیل کنی

    اول از همه باید بپذیریم که هر فردی آزاد است تا به شیوه ی خودش زندگی کند و هرگز نخواهیم که دیگران رو وادار کنیم که به شیوه ی خودمان کنیم طبق قانون ما هیچکس رو نمی توانیم تغییر دهیم

    ما فقط و فقط با تغییر خودمان و تغییر شخصیت خودمان می توانیم زندگی بهتر و با کیفیت تری برای خودمان و دنیای اطرافمان داشته باشیم

    اصلا وقتی همه چی سر جای درستش باشد همه اتفاقات خوب به موقع رخ میده اینم یکی دیگر از باورهایی هست که دارم روش کار می کنم

    باز هم مثل همیشه این باور رو آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من در این 67. شصت و هفت روز من بوده است

    .تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است چه آگاهانه و چه ناآگاهانه

    به  هر  آنچه  که  توجه  می کنیم  از  ریشه  و  اساس  همون  موضوع  وارد  زندگی مون میشه

    پس طبق این قانون ما در هر لحظه داریم اتفاقات مون رو خلق می‌کنیم، بنابراین اگر می‌خواهیم نتایج نتایج پایداری باشه باید همیشه روی خودمون کار کنیم

    اینکه پاسخ کانون توجه مون رو می گیریم

    اینکه پاسخ افکارمون رو می گیریم

    اینکه پاسخ باورها مون رو می گیریم

    پس باید همیشه روی باورها مون کار کنیم

    وقتی کامنت قبلی خودم رو در این قسمت خواندم متوجه شدم که چقدر تغییر کردم .. در قسمتی گفته بودم که پسرم دو سه ساله از من فاصله گرفته و قهر و از این حرفها که بخاطر تضادهای مالی که برامون بوجود آمده بود و هنوز هم این جدایی ها ادامه داره و فکر کنم حدود پنج سالی شده که من اصلا پسرمو ندیدم ولی گهگاهی تلفنی صحبت می کنم و بعنوان یک مادر جویای احوالش میشم ولی خب هنوز اون تخم کینه و دلخوری نسبت به من و خواهرش در وجودش هست پس من هم بدون اینکه بخوام بحثی کنم به شیوه ی خودم زندگی می کنم یعنی من پذیرفتم که اصلا توانایی خوشبختی و یا بدبختی هیچکسی رو ندارم اصلا وقتی من نتونم خودم رو تغییر بدم چطوری می تونم فرد دیگری رو تغییر بدم حتی اگر آن شخص نزدیکترین فرد زندگیم باشد گاهی فکر می کنم نزدیکترین فرد زندگیم آنقدر از من دور است که اصلا قابل تصور نیست… پس در این مورد موقعیتم مشخص هست و من آن را آزاد گذاشتم تا به شیوه ی خودش زندگی کند و مسیرش رو ادامه بده و نتایج اعمال و رفتار خودش رو خواهد دید ..

    در کامنت قبلیم هم در مورد دخترم نوشته بودم که لینگش رو اینجا گذاشتم

    https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-11/#comment-924689

    البته دخترم دیگه مثل گذشته نیست دو سه سالی هست که پیش من برگشته و بخاطر تضادهای خودش در مسیر کاریش و زندگیش بوجود آمده بود دیگه پیش من زندگی می کنه البته اخلاقش خیلی خیلی بهتر از گذشته اش شده و خیلی بفکر خونه و زندگی مون هست ولی من دیگه مثل گذشته ام نیستم دیگه هیچ اصراری ندارم که بزور بخوام کانون خانواده رو به هم متصل کنم و یا بخوام مشکلات دیگران رو حل و فصل کنم و یا بخاطر باورهاشون بخوام مسعله های فرزندانم و یا دیگران رو حل کنم و با هیچکس کاری ندارم و دارم روی خودم و باورهای خودم و فایل های استادم کار می کنم .. و الان این برگشتن دخترم سبب خیر براش شده .. یعنی آرامش بیشتری داره و من هم با آرامش ذهنی بیشتر و بهتری دارم روی خودم کار می کنم و شکر خدا بقول استاد تضادها خواسته هامون رو برامون شفاف تر می کنه..

    اینکه هر تضادی برای ما خوب هست و خواسته هامون رو پیدا می کنیم و بنفع ما هست و می فهمیم که چی می خوایم .. و من این تضادها رو در روابط خانوادگی ام خوب درک کردم .. برای هیچ چیزی نباید باکسی بجنگیم و بحث و دعوا داشته باشیم چون میریم توی حاشیه ها و از اصل هدفمون دور میشیم من با این رهایی و آزادی افکارم دارم هم به خودم و هم به دیگران احترام میزارم و احساس عزت و احترام و ارزشمندی بیشتری می کنم..

    استاد گفتند که ما هیچکس رو نمی توانیم تغییر دهیم ما فقط می توانیم مسعول زندگی خودمان باشیم .. هیچکس بار دیگری رو بدوش نمی کشه… موضوع فوق العاده ای بود که با مثال استاد دقیقا این باور رو در من کاملا نهادینه کرد .. اینکه آدم های معروفی هستند و ما هم شاید خیلی از آنها را در دوست و آشنایان بشناسیم که بچه هاشون کاملا توی دیدگاه ها و مسیرهای متفاوتی جدا از دیدگاه خانواده شون هستند..

    حتی پیامبر هم نمی تونن وکیل وصی کسی باشع .. خداوند به پیامبر می فرماید ای پیامبر رسالت تو فقط ابلاغ پیام است

    خدایاااا من ترا وکیل خودم میدانم پس وکالت منو قبول کن و خودت همه ی کارهامو انجام بده .. من به وکالت تو ایمان و یقین دارم ..من به تو اعتماد دارم ..

    خدایاا می خوام با بهترین ها دیده بشم

    خدایا خودت زیبای های بیشتر این جهان را بر من آشکار کن تا بتونم بذر خواسته هام را در دلم بذارم و رشد کند و شکوفا شود و وارد تجربه ی زندگیم شود که رسیدن به هر خواسته ای امکان پذیر است آمین

    خدایاااا شکرت ممنون و سپاس

    خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1288 روز

    به نام خداوند جهان آفرین

    جهان آفرین را هزار آفرین

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من

    روز شصت و هفتم از سفرم به درون

    فایل: مصاحبه با استاد،11

    ————————————————–

    یکی از شکرگذاریهای من اینه که من دیگه مثل قبلم راجب به خدا و مسائل الهی فکر نمیکنم و خیلی آگاهانه تر جهان و خدا را درک میکنم.

    من کسی بودم که همیشه میخواستم همه آدمهای اطرافم را باب میلم تغییر بدم و دیگران رو مجبور میکردم که مثل من بپوشن،مثل من پذیرایی کنن و …..حتی برای این مسئله خیییلی از پولم را میدادم که اونا هم از امکاناتی که من دارم ،تهیه کنند و لذت ببرند و مثلا اگر رستورانی میرفتم زهر مارم میشد چون فکر میکردم الان مامان و بابام چی میخورن؟ آخه اونا هم این غذا رو دوستدارن و اگر شرایطش بود تهیه میکردم واسشون…

    خلاصه که هم اینقدر به ناخواسته توجه میکردم،هم غصه میخوردم،هم میخواستم واسه همه خدایی کنم و هم از جیبم اونقدر مایه میگذاشتم که تا به خودم اومدم دیدم چقدرررر شرایط زندگی من تغییر کرد..من نه پس انداز دارم ،نه طلایی و نه دیگه سفر و رستورانی و دیدم حالا هیچکس واسه من خدایی نمیکنه،،هیچکدام از اون آدمها که من دارو ندارم را به دلخواه خودم،خرجشون کردم حال مالی ام رو نمیپرسن!!!!!!!!!!!

    حالا منی که خدای همه بودم و میخواستم شرایط زندگی همه رو تغییر بدم تحت فشار مالی و توقع از کمک دیگران داشتم له میشدم…

    واقعا خدارا بارها و بارها خودش میدونه چقدررر عمیق سپاسگزاری میکنم که من رو به این مسیر توحیدی هدایت کرد..به من گفت سپیده من یگانه قدرت و خدای جهانیان هستم خودتو بکش کنااااار،،، بهم گفت مننننن خدای تو هستم فقط از من توقع داشته باش….

    استاد اگر مادرتون بدونه شما با زندگی تک تک ما چه کردید واسه شما طلب بخشش نمیکنند،نمیگن شما به بیراهه رفتید..

    اصلا اگر این بیراهه است من میخوام تو بیراهه باشم تا ابد،

    من خانواده خیلی مذهبی دارم که هر چه مردم از نظر مثلا حجاب بازتر میشن اونا بسته تر میشن ،،، به من و خواهرم که هر دو از شاگردان شما هستیم و از نظر پوششی راحتتر هستیم تذکر میدن ولی ما کار خودمونو میکنیم یعنی تازه یادگرفتیم اونطور که دوستداریم زندگی کنیم…البته هنووووز خیلی جای کار داریم اما ما در مسیر رشد هستیم خداراشکر..

    چند روز پیش ی جا بودم تلویزیون روشن بود و تصویر حرم امام رضا رو نشان میداد و که خییلی شلوغ بود، عزیزی داشت به امام رضا میگفت: آقا درهم بخر،،فقط خوبها رو نخر،،ما رو هم بخر!!!!! عین همین جملات!!!!!

    گفتم پس اگر این شرک نیست چی شرکه؟؟ اگر این بی خدایی نیست چی بی خداییه؟؟

    چه فرقی میکنه من خودم را مسئول زندگی دیگران بدونم یا اینکه دیگران رو مسئول و شفی و خریدار و اعتبار خودم بدونم؟؟!!

    همین آدم روزی هزار رکعت نماز میخونه و دایما ذکر و…..

    استاد همون موقع اومدم ی چیزی بگم و بعد به خودم گفتم به منچه،،هرکس پاسخ فرکانس خودش رو میگیره،،این آدم در جهل داره خدارا میپرسته و مدار آگاهی اش همینه اگر من باش بحث کنم میگه تو اشتباه میکنی بنابراین از سالن رفتم تو اتاق و هنزفری گذاشتم تو گوشم و فایلهای شما را پلی کردم این برای من بهترین راه اعراض هست….البته بگم خانواده من اصلا به ما بی احترامی نمیکنند و ماهارو خیلی هم دوستدارن ما هم دوستشون داریم ولی این اختلافات عقیده ای و ظاهری هست دیگه اما داریم مسالمت آمیز با هم رفت و آمد میکنیم ،،

    استاد همینکه تا میخوام غصه شرایط کسی رو بخورم یا به کسی تذکری بدم به خودم میگم به توچه؟ اون پاسخ فرکانس خودش رو میگیره و تو هم همینطور..ادای خدارو در نیار ،،، با این تذکرات به خودم، هم کلی بی خیال میشم و هم من رو آرام میکنه و دیگه غصه ای نمیخورم حتی برای مامان عزیزم چون با پوست و استخوان تجربه کردم من زندگی هیچکس رو نمیتونم تغییر بدم و هر چی که بخوام تغییر بدم چون به نا خواسته های اونها دارم توجه میکنم دقیقا هم جنس همان ناخواسته ها رو دعوت میکنم به زندگی خودم..همینطور که من فکر نمیکردم از نظر مالی اینقدر ضعیف بشم و شدم و خدای اونها بهشون کلی رشد مالی داده نوش جانشون…

    با شما یادگرفتم تمرکزم فقط روی خودم باشه،حتی به کسی نمیگم دارم دوره های شما را میگذرونم و یا چه عقایدی دارم،،و این خییلی خوبه و داره به رشدم کمک میکنه..

    خدایاااااا شکرت شکرت شکرت برای رسول زمانت سید حسین عباسمنش،،دوستدااااااارم

    خداجونم شکررررررت برای اینکه این آگاهی های ارزشمند رو روزی من قرار دادی تا بتونم آنطور که لایقش هستم زندگی کنم و جهان زیبایت را در همه جوانب و عمیقتر تجربه کنم..دوستدارم رفیق

    عااااااااااااااااااشقتم استاد که چراغ راه ما شدی و مسیر رسیدن به خدای واقعی رو واسمون هموار و روشن کردی، عاشقتم

    مریم جااانم خیلی ممنونم برای وجود پر از عشق و مهرتون که تلاش میکنید به شکلهای مختلف تا ما بهتر قوانین رو درک کنیم..ممنونم برای تدارک این سفر رویایی و روحانی

    همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید

    دوستتون داااااااااارم

    در پناه یگانه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1174 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به بهترین استاد و یار همیشگی شون خانم شایسته مهربون

    روز 67 سفرنامه

    خدای مهربونم ازت ممنونم که همیشه من رو هدایت میکنی به بهترین ها، بهترین استاد، بهترین سایت،بهترین دوستان و بهترین آموزش ها

    همون طور که استاد عزیز گفتند ما نمی‌تونیم زندگی کسی رو تغییر بدیم

    هر کسی با توجه به فرکانس هایی که به جهان ارسال می‌کنه زندگی خودشو رقم می‌زند

    ما هیچ تأثیری تو خوشبخت شدن یا بدبخت شدن دیگران حتی خونواده خودمون نداریم

    ما نباید نظر، عقاید و طرز فکر خودمون رو به دیگران تحمیل کنیم

    هر کس آزاده هر جور که میخواد زندگی کنه، هر عقیده و مذهبی که میخواد داشته باشه

    به قول استاد اگه اختلاف نظر و عقیده با کسی داشتیم نباید بحث کنیم که طرف رو راضی کنیم مثل ما رفتار کنه. باید اعراض کنیم

    یه مثال از خودم بزنم

    من توی دوران دانشجویی باردار شدم، به خاطر شرایطم بیخیال مدرکم شدم و ادامه ندادم که بشینم تو خونه و بچه هامو بزرگ کنم.

    فکر میکردم اگه ادامه بدم به بچه هام ظلم کردم و کمتر بهشون رسیدگی میکنم

    الان خیلی پشیمونم که اون موقعیت رو از دست دادم بعد از گذشت 12 سال بچه‌ها خیلی به من وابسته هستند و از پس خودشون بر نمیان حتی فرزند بزرگترم

    اگه مدرکمو می‌گرفتم به راحتی سر کار می‌رفتم هم درآمدمون بیشتر بود هم بچه ها بهم افتخار می‌کردند و از همه مهم‌تر دنبال علاقم میرفتم. ولی از خودم گذشتم که به خیال خودم آیندشون رو خراب نکنم رو سرشون باشم به جای اینکه بفرستمشون مهد کودک.

    ممنونم استاد عزیز

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1997 روز

    به نام خدای مهربان

    پله ششم

    اعتماد به اولوهیت درون

    یعنی اعتماد به کسی که جزئی از ما هست

    البته ما جزئی و تکه ای از او هستیم

    وقتی این رو به خودم یادآوری میکنم که من تکه ای از الله هستم بهم آرامش و اطمینان خاطر میده

    به قول مولانا عزیز

    همه در حکم توام، تو همه در خون منی

    گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی

    مولانا تو یه شعر دیگه میگه من انگشت کوچک تو هستم که بریده شدم و جدا شدم ولی با بازگشت به تو اون انگشت بریده شده و جدا شده به اصل خودش وصل میشه به جای اول خودش برمیگرده

    حالا چرا نیاییم به اصل خودمون اعتماد کنیم

    من خودم وقتی به الهاماتم توجهم میکنم

    و نشانه الهام هم این هست که اون گفتگو درونی بهت آرامش میده

    ترسی نداری

    غمی نداری

    دوس داری که انجامش بدی

    و وقتی انجام میدی میبینی واووو چقدر خوب شد

    مثلا وقتی واضح و مشخص بهم میگه که فلان جا برو میگم الان اصلا منطقی نیست من برم اونجا برای چی برم اخه

    میگه برو

    بعد میرم

    میبینم چقدر خیر بود برای من

    من که به شخصه از طریق الهاماتم زندگی میکنم و این لذت بخش ترین کاری که دوس دارم

    ممنونم استاد عزیزم

    در پناه یکتا بی همتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: