اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وای خیلی ممنونم چقدر این فایل بهم کمک کرد ،،،،، خیلی …..سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگذارم
استاد بخاطر سایتتون abasmanesh.com
از شما بی نهایت سپاسگزارم هرگز برام قابل تصور نبوده ک همچین احساسی به یه سایت اینترنتی داشته باشم .اصلا با واژه قابل توصیف نیست .احساس کردم بخاطرش باید جداگانه تشکر کنم
آقای عباس منش به نظرمن شماازقسمت پنجم به بعد فایلهای مصاحبه بامن رفتیدتوهاشیه خواهشا لطفا یه سری حرفارو ول کنید به نظرمن اینکه شماپاشیدودرموردهرنظری که مامیزارییم یه فایل ظبطکنیدوبزاریدروی سایت که نمیشه که شماسهم خودتون روانجام بدین بقیشم همون دست خدابمونه بهتره تااینکه خودتون بخواین که صاحب نظرروتوجیه بکنین اینجوری بقیه هم احساس آزادی بیشتری میکنن
سلام خدمت استاد و خواهر ها و برادران عزیز و دوست داشتنی ام
همین چند دقیقه پیش یک اتفاق فوق العاده برای من افتاد که میخواهم برایتان بگویم چون داغ داغ است دوست داشتم که شما عزیزانم را هم شریک کنم و مطمئن هستم که لذت میبرید
من چند روزی است که دارم روی باور های مالی ام کار میکنم و امشب ساعت12و نیم بود که با پدرم دعوایم شد خیلی خیلی هم بد دعوا کردیم که تا بحال اینقدر با پدرم بد صحبت نکردم به جایی رسیدم که گفتم که فردا از این خونه میروم… حالا سرچی ببینید که چقدر مسخره است!!! من میخواستم بروم بیرون پیاده روی و پدرم گفت که نرو ومن هم گفتم که میخواهم بروم همین.
خلاصه پدرم رفت توی اتاق خواب خودشون تا بخوابد و من هم خیلی عصبانی بودم و میخواستم بروم که از دیجی کالا ساک بخرم که فردا وقتی آورد جمع کنم و بروم و حالا ذهنم رو ببینید چی میگفت… آره باید زودتر میرفتی ببین نرفتی حالا جهان داره با چک و لقد میبرتت بیرون من هم عصبانی!!
ولی این رو میدونستم که باید فقط بنشینم وهیچ کاری نکنم(فایل هشتم ارامش در پرتو آگاهی) .رفتم دوش آب سرد گرفتم و توی حمام هم کلی فکر کردم که کجا بروم و چیکار کنم . باورتون نمیشه اینقدر صحنه ها واضح بود که خودم باورم نمیشد . رفتم توی یک پیتزا فروشی و به صاحب ان گفتم که آقا کارگر نمیخواهید؟ من هیچ جایی ندارم که بخوابم یا زندگی کنم و… در این حد و خیلی بیشتر!!! و بعدش دیدم که چند سال گذشته ومادرم فوت کرده ومن دارم خودم رو مذمت میکنم که ببین چیکار کردی پسر!!!…اما من این رو میدونستم که باید کار خودم رو بکنم. برای همین کارهایم را کردم و برنامه ام این بود که الان باید ثروت 3 جلسه ی هفتم را ببینم…خب فایل رو گذاشتم و شروع کردم به دیدن و ذهنم نمیدونید داشت چیکارها میکرد انگار که مادرم داشت گریه میکرد..اینطوری میشنیدم حالا بعدا فهمیدم که مادرم خواب بوداما من میدونستم که فقط و فقط نباید کاری بکنم ویواش یواش نجواهای ذهنم کم شد بعد من رفتم توی جلسه ی هفتم و دیگه کم کم یادم رفت اما هنوز بود ولی خیلی ضعیف شده بود. دوستان عزیزم من انسانی هستم که اصلا و به هیچ عنوان آدم خیلی احساساتی ای نیستم و تا بحال در زندگی ام به تعداد خیلی اندکی گفتم که من به شما علاقه دارم یا دوستت دارم و تا بحال به پدرم نگفته بودم که دوستت دارم(فقط در سایت و با شما عزیزان وبا کسانی که در این مسیر هستند اینطور هستم و کاملا تغییر میکنم ) اما وقتی که فایل تمام شد دیدم که چنان علاقه ای از پدرم در دلم هست که اصلا حد نداشت در حدی بود که گریه ام گرفت سریع پاشدم و رفتم در اتاق پدرم را زدم و پدرم آمد بیرون و پدرم را بغل کردم و بهش گفتم که من اشتباه کردم و ایشون هم من رابغل کرد و خیلی محکم همدیگر را در آغوش گرفته بودیم خیلی صحنه ی عجیب و تازه ای بود و میخواستم بگویم که دوستت دارم اما نمیتونستم انگار زبونم قفل شده بود ولی بالاخره گفتم و انگار که یک بار سنگینی رااز روی دوشم برداشتند وبچه ها قشنگ احساس کردم که انگار ورق زندگی ام برگشت خیلی واضح بود و الان میخواستم بیایم بنویسم که دیدم که برادر عزیزم اقا محمد سرلک در سن بیست و سه سالگی درامدشون را 200 برابر شده است در یکسال و این اولین نشانه است از اینکه ورق برگشته و به نظرم این یک نشانه است از باور فراوانی چون چند روزی است که تمام وجودم را باور فراوانی فراگرفته است از موقعی که از خواب بلند میشوم تا موقعی که دوباره از خواب بلند شوم(شبها هم فایل در گوشم است) فقط وفقط دارم روی فراوانی کار میکنم به شکل دیوانه وار و بدون توقف.
خواستم که شما رو هم شریک بکنم در این احساس سبکی ام
خیلی زیاد دوستتون دارم هر کجا هستید سرشار از ثروت و فراوانی و شادی باشید. :)
من کاملا احساس شمارو درک میکنم .من دختر بیست و هفت ساله ای هستم که هیچ وقت نه پدرم منو در اغوش گرفته نه من .از همون بچگی دوران چهار پنج سالگی پدرم راننده کامیون بود همش تو جاده ها هفته ای یک شب خونه میومد اونم وقتی که میومد من همیشه فک میکردم غریبه اس بامن چون خسته بود میومد میخابید با ترس تلوزیون نگاه میکردم با صدای که رو یک بود همش میترسیدم الان بلند بشه و چش غره بره به من.بزرگتر شدم این فاصله خیلی بیشتر شد .خیلی وقتا میدیدم دخترای که با پدرشون میرفتن بیرون دست باباهاشونو میگرفتن حسرت میخوردم نمیفهمیدم حس اونا چیه ولی میدونستم خیلی احساس امنیت میکنن پیش باباشون .من الان بیستو هفت سالمه هنوز همون دخترم هیچ وقت دختر بابای نبودم هیچ وقت بابام با من دوست نبوده شاید باورتون نشه اما من وبابام انقدر فاصله بینمونه که من اصلا با بابام حرف نمیزنم اونم با من حرف نمیزنه .انقدر بابام جدیه و تندخو که فکرشم نمیکنم بخام بغلش کنم.من یه بار مجبور شدم یه مسیر شیش ساعته روبا بابام برم یه شهر دیگه توی مسیر همش با خودم میگفتم چرا نمیرسیم یه کلمه ام حرف نزدم باهاش نه اینکه نخام حرفی نداشتم بگم.
حالا میخام بهتون بگم خوشحالم که قفل زبونت شکست و محبت دلتو به پدرت گفتی .من میخام بابام بخنده انقدر تو اخم و جدی نباشه.انقدر تند نباشه….
اینم بگم من چون این محبتارو نداشتم خیلی دختر محکمی شدم و اصلا وابسته نیستم .افکار خیلی خوبی در زمینه ی موفقیت دارم .یادتونه استاد میگفت چیزای که فک میکنی به ضررت بودن در نتیجه به نفعت میشن .من از خیلی های همسنای خودم بهترم.
سلام خواهر عزیز و دوست داشتنی ام.مریم خانم بزرکوار.
من دیشب وقتی که با پدرم دعوا کردم به محض اینکه ازجایم باند شدم تا بروم توی اتاقم که ساک رو سفارش بدهم یک زنگی توی ذهنم به صدا در آمد و آن هم این بود که من این صحنه را قبلا در ذهنم ساخته بودم و به خودم گفتم که ببین اقا محمدرضا خودت بوجودش آوردیا!!!… . بله!! من بوجودش اوردم. درسته پدرم من خیلی ادم جدی ای هست و همش هم تلویزیون نگاه میکنه و خیلی خیلی کم با من یا خواهرم صحبت میکنه..اما..اما درسته که من نمیتونم پدرم رو تغییر بدهم ولی من هستم که میسازم که پدرم چگونه با من رفتار بکنه این رو دیشب فهمیدم و بهتره بگم که حسش کردم.
بهتون با تمام وجودم پیشنهاد میکنم که در اولین فرصت که پدرتان را دیدید در خلوتی ببریدش(اگر خجالت میکشید) و به ایشان بگوئید بابا من خیلی دوستت دارم .همین. هیچ چیز دیگری نمیخواهد بگوئید. من هم پدرم خیلی خیلی جدی است و خیلی کم میخندد اما دیشب اشک رو توی چشمانش دیدم وشنیدم که صدایش میلرزید و این یک چهره ی جدید از پدرم بود که در ذهنم نقش بست.
میدانم خیلی سخت است…حالا من که یک پسر هستم وخیلی هم انسان سردی هستم اینطورم نمیدانم که برای شما هم اینقدر سخت هست یا نه.وقتی که میخواهید اینکار رو بکنید نجواهای ذهنتان به شدت میخواهند که منحرفتان بکنند اما گوش ندهید.یادتون هم باشه خواهر عزیزم که تا چیزی رو نبخشید به دست نمی آورید .عشقی که به پدرتون دارید رو ببخشید تا بیشترش را دریافت کنید بی منت.
و یک چیز دیگر هم اینکه بسازید درذهنتان که چطوری دوست دارید که پدرتان با شما رفتار بکند(مثلا مواقعی که در سفر هست به شما زنگ بزند و …..)
خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد.
خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید
هر کجا هستید سرشار از فراوانی و نعمت وثروت بیهنایت خداوند باشید.
سلام اقای محمد رضا خیلی متشکرم که کامنت منو خوندید و وقتی گذاشتید برای جواب دادن .
کاملا حرفتون درسته منم همیشه قبل از اینکه پدرمو ببینم همیشه همون رفتار جدی و سرد رو تو ذهنم تجسم کردم بعد باهاش روبه رو شدم.این حرف کاملا درسته که ما تعین میکنیم دیگران با ما چه طور برخورد بکنند.
من فک نمیکنم به این سرعت بتونم در یه خلوتی به پدرم بگم دوست دارم .اما سعی و میکنم اروم اروم این اتفاق بیفته وروزی چندبار این احساس دوست داشتنو درون خودم به پدرم ابراز کنم .
خیلی خیلی خیلی ممنون ومتشکرم که به حرفای من جواب دادید و راه کار.
براتون ارزو میکنم به همه ی قوانین خدا و جهان هستی مسلط باشین.
خواهرم یک نکته رو خواستم یاد آوری کنم بهتون با توجه به کامنتی که گذاشتین ببینید ما یک قانونی داریم بنام قانون برانگیختگی
و اونم اینه که ما با توجه به باور فکر احساس مون برانگیخته میکنیم اون قسمتی از فرد رو کهدوست داریم باما خوب باشه و شما میتونید با هماهنگی در درونتون اون قسمت پاک ذلال اشخاص رو بکشید بیرون چون هر انسان دو وجه داره یک وجه زیبا و دوم وجه نا زیبا که این بدون استثناست
حالا هماهنگی چیه هماهنگی یعنی همفرکانس بودن با الله و چه وقت ما میتونیم هماهنگ باشیم با خودمون با خود متعالی مون. وقتی که در احساس خوب احساس عشق احساس شادی وصف ناپذیر در همه حال باشیم.
و اون وقت بدون شک محبت و پیشانی باز از همون پدری که سالهاست ازش محبت ندیدین میبینین
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
استاد، در گذشته که فیلم های خارجی رو نگاه میکردم و میدیدم که پدر و مادر به چه شکل از فرزندشون حمایت میکنند مثلا اگر فوتبالیست باشه کنار زمین تشویقش میکنند و پشتیبانش هستن، به ذهنمم خطور نمیکرد که از نظر روانی چقدر رویه فرزند تاثیر گذار باشه تا وقتی که برای بنده ام اتفاق افتاد و پدر مرحومم کنار زمین به دیدن تمرین بنده پرداخت،همین الان که اون لحظه به خاطرم اومد سرشار از انرژی شدم و خدا میدونه که چقدر مشتاق هستم اون تجربه مجدد تکرار بشه ولی … خدا میدونه دریافت عشق ناب و خالص از پدر و مادر چقدر در شکوفا شدن و خلاقیت و اعتماد بنفس فرزند تاثیر گذاره
در جواب صحبت های خواهرمون باید بگم محبت نکردن پدر و مادر به فرزند نه تنها باعث محکم تر شدن اونا نمیشه بلکه خیلی از لحاظ روحی روانی به فرزند اسیب میزنه و خلاهای جدی رو در فرزند ایجاد میکنه، یکی از مشکلات جوانان ما عدم ارتباط مناسب با والدین و دریافت عشق از اونا هست، و به نظر بنده یکی از دلایل اینکه جوانان در اروپا اینقدر با اعتماد به نفس و موفق هستن همین مسئله میتونه باشه، شما میبینن که جوان 15 ساله در بالاترین سطح فوتبال بازی میکنه و بسیار موفقه و نقش پدر و مادر و باورهای قدرت مندشون رو نمیشه دست کم گرفت. ممنونم از وقتی که برای خواندن دیدگاه بنده اختصاص میدین.
سلام دوست عزیز ، من هم از نوشته زیبای شما اشکم دراومد ، بسیار کار درستی کردید که در اون لحظه به فایل های استاد پناه آوردید و به آرامش رسیدید و خودتون را در دستهای جهان رها کردید و از بیراهه نجات یافتید ، امیدوارم خبر موفقیت های شما را درآینده بخونم ، موفق باشید
سلام دوست و خواهر عزیزم خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید امیدوارم که هر کجا هستید شاد و مو فق و ثروتمند باشید در پناه خداوند وهاب.
یکی از تجربیات من هم بعد از عضویت در این سایت اینه که خیلی راحت تر میتونم دیگران رو ببخشم و حس عصبانیتم به ارامش تبدیل کنم و دوست خوبم همینکه تونستید این قدم عالی رو بردارید و در عمل دانسته هاتون رو به اجرا بذارید نشان دهنده تغییر باورهاتونه.احسنت به شما و جسارت و شجاعتتون برای این تغییر دوست خوبم.
براتون دنیا دنیا سعادت ثروت و سلامتی رو از خداوند مهربان خواستارم.
سلام داداش محمد رضا، آفرین و هزار آفرین به تو مرد بزرگ???????خیلی لذت بردم از خوندن کامنتتون، از خدا برای خودتون و خانواده تون آرزوی بهترین ها رو دارم????????????????
واقعا کنترل ذهن در اون مواقع و یک چرخش کامل کار ساده ای نبود ایول واقعا این تجربیات دهن هر کسی که مشکل داره و مشکل رو میندازه گردن جامعه فرهنگ یا خانواده میبنده آدم میتونه افسار ذهنشو درد ست بگیره در حدی که به حالتی مثل شما برسه واقعا عالی ?
سلام بر دوست عزیزم باریکلا به شما نذاشتی پدر بیشتر ناراحت بشه ازتون خوشحابم که تونستم یه نشانه باشم فقط بهش عمل کن که خداوند برای همه ما کافیست در پناه الله باشید
سلام محمد جان من یه پدر هستم جالب من تو عمرم پدر نداشتم چون یتیم بودم داستان تو را خوندم و تا لحظه آخر ترس برم داشته بود نکنه اشتباه رفتار کرده باشی من تازه وارد جمع این سایت شدم زیاد هم وقت نمی کنم مطالب را بخونم ولی متوجه شدم این سایت پر از جوان های پر انرژی و موفق هست نمی خواهم زیاد حرف بزنم ولی یه چیز می خواهم بهت بگم همیشه پدرت را دوست داشته باش و سعی کن باهاش دوست باشی و صبر کن تا پدر بشی و احساس پدرت را متوجه می شی .موفق باشی دوستت دارم .
بسیار عالی بود دوست من به نکته خوبی اشاره کردی من لذت بردم از این دوستی و عشق پدر و پسری انشاءالله ک با همه عشق محبت داشته باشی همگی در پناه الله شاد،سالم،ثروتمند و سعادتمند در دنیا واخرت الله حافظ هممون🌷🌷🌷
سلام دوست عزیز سپاسگزارم ک تجربتون رو ب اشتراک گزاشتید
من نکته ای ک از تجربه شما دراوردم مربوط ب همین فایل بود و دریافت الهامات که ب نظرم زمانی برای ما میان ک اروم باشیم براهمینه ک نباید موقعی ک حالمون بده تصمیم بگیریم چون اون لحظه تحت تاثیر احساساتمون هستیم و در واقع همون نجواهای ذهن
و احساسی ک شما اون لحظه داشتین ک میگین ورق برگشته من فکر میکنم مربوط ب زمانیه ک یک باور محدودو میشکنیم من زمانی ک معمولا وارد ترسام میشم این احساس رو دارم
شمارو تحسین میکنم برای استمراری ک تو این مسیر ب خرج دادین شجاعتتون در ابراز محبت به پدرتون منم تو این مورد ضعف دارم که این تقصیر ما نیست برمیگزده ب رفتارخودشون بیشتر ک تو بچگی با ما داشتن براهمین اینو گفتم ک خودمونو سرزنش نکنیم اما از الان ب بعد باید ببینیم چی برای خودمون بهتره و حس ازادی ای بیشتری بهمون میده
و همینطور تحسین میکنم دوست عزیزی رو ک با وجود یکسال کوچیکتر از من تونسته درامدش رو تو یکسال 200 برابر کنه واقعا قابل تحسینه
آقای عباس منش ول کن این حرفاشکمت پره داری این حرفا میزنی زمانی که ایران بودی چراخبری ازاین حرفانبودمیفهمی که این حرفاهمش واسه تبلیغ خودته وکسب درآمد واسه مجموعته هرجاهستی به لطف خداوندسربلندوثروتمندوسعادتمنددردنیاوآخرت باشی
سلام استاد سلام وهزاران سلام چقدر این قسمت زیبای زیبا بود
چقدر زیباست که کسانی ؟بفهمند که ماتوانایی تغییر دیگران را نداریم ؟؟؟!!!مگراینکه خودشان بخواهند
چقدر مهم است که ما این موضوع رادرک کنیم. میدانید چقدرسرمایه این کشور به خاطر اینکه ؛ دیگران راتغییر بدهیم ازبین میرود. ایهاالناس خود خدا با آن همه قدرتش میگوید. من خدا ؛ من سلطان این جهان توانایی تغییر دیگران را ندارم. مگر خودشان بخواهند
چقدراین روزها برخلاف این سخن خدا دراین کشور سرمایه این کشور وخلاف این آیه عمل میشود (سوره رعد آیه 11)
استاد سخت است قبول این حرفها برای عده ای. آنها نمیتوانند حتی درک کنند که تغییر یک کار درونی وشخصی است..
دقیقا آن کسی که اشاره کردید از آدمها ورجال سیاسی این کشور بودند اما بچه های این آدم هرکدام طرز تفکری مخالف و180 درجه اختلاف باپدر داشتند
استاد از این حرفت فهمیدم که خیلی مطالعه کرده اید دمت گرم گرم
با سلام خدمت استاد عزیز.می خواستم واقعا بدونم شما که این قدر به همه جا سفر می کنید،این قدر رستورانهای متنوع ان قدر شهر ها و هتل های متفاوت،شما چگونه در کشور های غیر اسلامی گوشت حلال استفاده می کنید؟آیا همه جا گوشت حلال پیدا می شود؟در کشور های متنوع و مناطق مختلف از چه روشی گوشت حلال استفاده می کنید؟ ممنونم از اینکه پاسخ بدهید؛چون واقعا این چند روزه توی ذهنم می پیچهـ
مگرایرانه که مغازه سبزی فروشی گذاشته بغلش هم مرغ ونان خشک میفروشه
تاسفرنکنی به اروپا وآمریکا ؛ باورنمیکنی که چقدر زیبایند چقدر فراوانی ونعمت است
ماتابستان گذشته رفتیم آلمان (دعوتنامه داشتیم) .همین بحث گوشت که شما فرمودید اول نگاه من خیلی کوچک بود ولی وقتی اونجا رفتم دیدم که ما ایرانیها اززندگی واقعی 100 سال ازاروپا وآمریکا عقب هستیم
رفتیم مغازه گوشت فروشی ؛ گوشت به تاریخ روز واینقدر گوشت بود که آدم نمیدانست چی انتخاب کند انواع پرنده اهلی ووحشی انواع بزوگوسفند اهلی ووحشی
تمام گوشتهای به تاریخ روز ؛ روی کره زمین ؛ با لیبل وقیمت روی هرکدام موجود بود . وبه اندازه خوراک یک لشگر اون مغازه گوشت داشت
متاسفانه این کشور یه بهانه بدرد نخور به نام اسلام گیر آوردن وواقعا که کشور خیلی ازنظر زندگی وخوب زندگی کردن عقب افتاده ایم …..
استاد در فایل “رسالت من” راجع به ذبح اسلامی توضیح دادن . یک ایه از قران رو هم که راجع به همین موضوع اوردن الان فراموش کردم کدوم ایه و سوره بود. خودتون سرچ کنید.
در اون ایه چهار چیز رو خداوند حرام کرده: شراب مردار خوک و ذبح به نام غیر خدا.
منظور از ذبح به نام غیر خدا این هست که مثلا مشرکین برای بت ها شون قربانی کنند و ما اون گوشت رو مصرف کنیم نه اینکه مدل خاصی باید ذبح بشه تا حلال باشه.
اما چیزی که در فرهنگ ما جا افتاده این است که باید موقع ذبح بسم الله گفته بشه تا حلال باشه و چون خارجی ها نمیگن پس حلال نیست .
اگر قرار باشد یک کلمه گوشت را حلال یا حرام کند پس می توان به گوشت حرام همان کلمه بسم الله را خواند و حلالش کرد و نوش جان کرد .
اگر بخواهیم از منظر تاثیر کلمات بر مواد (مثل ازمایش دانشمند ژاپنی که تاثیر کلمات روی اب رو بررسی کرد) نگاه کنیم و اعتقاد داشته باشیم که یک کلمه میتونه ارتعاش مواد غذایی رو تغییر بده پس چه قبل ذبح بسم الله بگیم چه بعد ذبح اون کلمه اثرش رو میزاره و ارتعاش و شکل مولکول های غذا رو به حالت برتر برمیگردونه .
نیت ما یا همون باورما بر همه چیز اثر میزاره این به صورت علمی در فیزیک کوانتوم اثبات شده و ازمایش های زیادی انجام شده . بنابراین به نظر من حتی اگر گوشت ذبح اسلامی نداشته باشه همین که ما باور کنیم با گفتن کلمه بسم الله پاک و حلال میشه خواهد شد.
با سلام به استاد عباسمنش و دوستان عزیز
چقدر این جلسه هم دلنشین بود
دانستن این که ما فقط و فقط مسؤل زندگی خودمون هستیم چه آرامشی به آدم میده ها!
پس اینکه یک پسر میاد خواستگاری یه دختر و میگه قول میدم خوشـــــبختت کنـــــم چقدر خنده داره !
اینکه پذیرش اطرافیانمون رو با دیدگاه های متفاوت از خودمون داشته باشیم چه آرامشی به دنبال داره. دیگه آدم نمیخواد کلی انرژی بذاره واسه بحث کردن با طرف.
کلی استفاده کردم استاد.
درود بر شما
سلام استاد جون
وای خیلی ممنونم چقدر این فایل بهم کمک کرد ،،،،، خیلی …..سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگذارم
استاد بخاطر سایتتون abasmanesh.com
از شما بی نهایت سپاسگزارم هرگز برام قابل تصور نبوده ک همچین احساسی به یه سایت اینترنتی داشته باشم .اصلا با واژه قابل توصیف نیست .احساس کردم بخاطرش باید جداگانه تشکر کنم
باسلام خدمت جنابتان.
آقای عباس منش به نظرمن شماازقسمت پنجم به بعد فایلهای مصاحبه بامن رفتیدتوهاشیه خواهشا لطفا یه سری حرفارو ول کنید به نظرمن اینکه شماپاشیدودرموردهرنظری که مامیزارییم یه فایل ظبطکنیدوبزاریدروی سایت که نمیشه که شماسهم خودتون روانجام بدین بقیشم همون دست خدابمونه بهتره تااینکه خودتون بخواین که صاحب نظرروتوجیه بکنین اینجوری بقیه هم احساس آزادی بیشتری میکنن
سلام استادعزیزم سپاسگزارم که اینقدرباانرژی وعالی فایل برای مامیزاریدخداوندبهتون سلامتی وطول عمربده تااستفاده های بیشتری ازاموزشهای شماببریم یعنی امکان نداری فایلهای شمااموزشهای شماتکراری باشه درتمام فایلهاتون نکته زیادهست یک سوال داشتم ازتون نظزشمادرموردامام زمان چیست؟چجوری میتونم بیشتربدونم ازامام زمان ازبچگی این سوال توذهنم هست ونمیتونم باخودم کناربیام بسیاربسیارسپاسگزارم اززحماتتون????
سلام سید عشق عباس منش?????
اصلا از تعریف و تمجید و تشکر گذشته….
فقط مرسی که هستید!
سلام خدمت استاد و خواهر ها و برادران عزیز و دوست داشتنی ام
همین چند دقیقه پیش یک اتفاق فوق العاده برای من افتاد که میخواهم برایتان بگویم چون داغ داغ است دوست داشتم که شما عزیزانم را هم شریک کنم و مطمئن هستم که لذت میبرید
من چند روزی است که دارم روی باور های مالی ام کار میکنم و امشب ساعت12و نیم بود که با پدرم دعوایم شد خیلی خیلی هم بد دعوا کردیم که تا بحال اینقدر با پدرم بد صحبت نکردم به جایی رسیدم که گفتم که فردا از این خونه میروم… حالا سرچی ببینید که چقدر مسخره است!!! من میخواستم بروم بیرون پیاده روی و پدرم گفت که نرو ومن هم گفتم که میخواهم بروم همین.
خلاصه پدرم رفت توی اتاق خواب خودشون تا بخوابد و من هم خیلی عصبانی بودم و میخواستم بروم که از دیجی کالا ساک بخرم که فردا وقتی آورد جمع کنم و بروم و حالا ذهنم رو ببینید چی میگفت… آره باید زودتر میرفتی ببین نرفتی حالا جهان داره با چک و لقد میبرتت بیرون من هم عصبانی!!
ولی این رو میدونستم که باید فقط بنشینم وهیچ کاری نکنم(فایل هشتم ارامش در پرتو آگاهی) .رفتم دوش آب سرد گرفتم و توی حمام هم کلی فکر کردم که کجا بروم و چیکار کنم . باورتون نمیشه اینقدر صحنه ها واضح بود که خودم باورم نمیشد . رفتم توی یک پیتزا فروشی و به صاحب ان گفتم که آقا کارگر نمیخواهید؟ من هیچ جایی ندارم که بخوابم یا زندگی کنم و… در این حد و خیلی بیشتر!!! و بعدش دیدم که چند سال گذشته ومادرم فوت کرده ومن دارم خودم رو مذمت میکنم که ببین چیکار کردی پسر!!!…اما من این رو میدونستم که باید کار خودم رو بکنم. برای همین کارهایم را کردم و برنامه ام این بود که الان باید ثروت 3 جلسه ی هفتم را ببینم…خب فایل رو گذاشتم و شروع کردم به دیدن و ذهنم نمیدونید داشت چیکارها میکرد انگار که مادرم داشت گریه میکرد..اینطوری میشنیدم حالا بعدا فهمیدم که مادرم خواب بوداما من میدونستم که فقط و فقط نباید کاری بکنم ویواش یواش نجواهای ذهنم کم شد بعد من رفتم توی جلسه ی هفتم و دیگه کم کم یادم رفت اما هنوز بود ولی خیلی ضعیف شده بود. دوستان عزیزم من انسانی هستم که اصلا و به هیچ عنوان آدم خیلی احساساتی ای نیستم و تا بحال در زندگی ام به تعداد خیلی اندکی گفتم که من به شما علاقه دارم یا دوستت دارم و تا بحال به پدرم نگفته بودم که دوستت دارم(فقط در سایت و با شما عزیزان وبا کسانی که در این مسیر هستند اینطور هستم و کاملا تغییر میکنم ) اما وقتی که فایل تمام شد دیدم که چنان علاقه ای از پدرم در دلم هست که اصلا حد نداشت در حدی بود که گریه ام گرفت سریع پاشدم و رفتم در اتاق پدرم را زدم و پدرم آمد بیرون و پدرم را بغل کردم و بهش گفتم که من اشتباه کردم و ایشون هم من رابغل کرد و خیلی محکم همدیگر را در آغوش گرفته بودیم خیلی صحنه ی عجیب و تازه ای بود و میخواستم بگویم که دوستت دارم اما نمیتونستم انگار زبونم قفل شده بود ولی بالاخره گفتم و انگار که یک بار سنگینی رااز روی دوشم برداشتند وبچه ها قشنگ احساس کردم که انگار ورق زندگی ام برگشت خیلی واضح بود و الان میخواستم بیایم بنویسم که دیدم که برادر عزیزم اقا محمد سرلک در سن بیست و سه سالگی درامدشون را 200 برابر شده است در یکسال و این اولین نشانه است از اینکه ورق برگشته و به نظرم این یک نشانه است از باور فراوانی چون چند روزی است که تمام وجودم را باور فراوانی فراگرفته است از موقعی که از خواب بلند میشوم تا موقعی که دوباره از خواب بلند شوم(شبها هم فایل در گوشم است) فقط وفقط دارم روی فراوانی کار میکنم به شکل دیوانه وار و بدون توقف.
خواستم که شما رو هم شریک بکنم در این احساس سبکی ام
خیلی زیاد دوستتون دارم هر کجا هستید سرشار از ثروت و فراوانی و شادی باشید. :)
سلام برادر عزیزم محمد
من کاملا احساس شمارو درک میکنم .من دختر بیست و هفت ساله ای هستم که هیچ وقت نه پدرم منو در اغوش گرفته نه من .از همون بچگی دوران چهار پنج سالگی پدرم راننده کامیون بود همش تو جاده ها هفته ای یک شب خونه میومد اونم وقتی که میومد من همیشه فک میکردم غریبه اس بامن چون خسته بود میومد میخابید با ترس تلوزیون نگاه میکردم با صدای که رو یک بود همش میترسیدم الان بلند بشه و چش غره بره به من.بزرگتر شدم این فاصله خیلی بیشتر شد .خیلی وقتا میدیدم دخترای که با پدرشون میرفتن بیرون دست باباهاشونو میگرفتن حسرت میخوردم نمیفهمیدم حس اونا چیه ولی میدونستم خیلی احساس امنیت میکنن پیش باباشون .من الان بیستو هفت سالمه هنوز همون دخترم هیچ وقت دختر بابای نبودم هیچ وقت بابام با من دوست نبوده شاید باورتون نشه اما من وبابام انقدر فاصله بینمونه که من اصلا با بابام حرف نمیزنم اونم با من حرف نمیزنه .انقدر بابام جدیه و تندخو که فکرشم نمیکنم بخام بغلش کنم.من یه بار مجبور شدم یه مسیر شیش ساعته روبا بابام برم یه شهر دیگه توی مسیر همش با خودم میگفتم چرا نمیرسیم یه کلمه ام حرف نزدم باهاش نه اینکه نخام حرفی نداشتم بگم.
حالا میخام بهتون بگم خوشحالم که قفل زبونت شکست و محبت دلتو به پدرت گفتی .من میخام بابام بخنده انقدر تو اخم و جدی نباشه.انقدر تند نباشه….
اینم بگم من چون این محبتارو نداشتم خیلی دختر محکمی شدم و اصلا وابسته نیستم .افکار خیلی خوبی در زمینه ی موفقیت دارم .یادتونه استاد میگفت چیزای که فک میکنی به ضررت بودن در نتیجه به نفعت میشن .من از خیلی های همسنای خودم بهترم.
سلام خواهر عزیز و دوست داشتنی ام.مریم خانم بزرکوار.
من دیشب وقتی که با پدرم دعوا کردم به محض اینکه ازجایم باند شدم تا بروم توی اتاقم که ساک رو سفارش بدهم یک زنگی توی ذهنم به صدا در آمد و آن هم این بود که من این صحنه را قبلا در ذهنم ساخته بودم و به خودم گفتم که ببین اقا محمدرضا خودت بوجودش آوردیا!!!… . بله!! من بوجودش اوردم. درسته پدرم من خیلی ادم جدی ای هست و همش هم تلویزیون نگاه میکنه و خیلی خیلی کم با من یا خواهرم صحبت میکنه..اما..اما درسته که من نمیتونم پدرم رو تغییر بدهم ولی من هستم که میسازم که پدرم چگونه با من رفتار بکنه این رو دیشب فهمیدم و بهتره بگم که حسش کردم.
بهتون با تمام وجودم پیشنهاد میکنم که در اولین فرصت که پدرتان را دیدید در خلوتی ببریدش(اگر خجالت میکشید) و به ایشان بگوئید بابا من خیلی دوستت دارم .همین. هیچ چیز دیگری نمیخواهد بگوئید. من هم پدرم خیلی خیلی جدی است و خیلی کم میخندد اما دیشب اشک رو توی چشمانش دیدم وشنیدم که صدایش میلرزید و این یک چهره ی جدید از پدرم بود که در ذهنم نقش بست.
میدانم خیلی سخت است…حالا من که یک پسر هستم وخیلی هم انسان سردی هستم اینطورم نمیدانم که برای شما هم اینقدر سخت هست یا نه.وقتی که میخواهید اینکار رو بکنید نجواهای ذهنتان به شدت میخواهند که منحرفتان بکنند اما گوش ندهید.یادتون هم باشه خواهر عزیزم که تا چیزی رو نبخشید به دست نمی آورید .عشقی که به پدرتون دارید رو ببخشید تا بیشترش را دریافت کنید بی منت.
و یک چیز دیگر هم اینکه بسازید درذهنتان که چطوری دوست دارید که پدرتان با شما رفتار بکند(مثلا مواقعی که در سفر هست به شما زنگ بزند و …..)
خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد.
خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید
هر کجا هستید سرشار از فراوانی و نعمت وثروت بیهنایت خداوند باشید.
سلام اقای محمد رضا خیلی متشکرم که کامنت منو خوندید و وقتی گذاشتید برای جواب دادن .
کاملا حرفتون درسته منم همیشه قبل از اینکه پدرمو ببینم همیشه همون رفتار جدی و سرد رو تو ذهنم تجسم کردم بعد باهاش روبه رو شدم.این حرف کاملا درسته که ما تعین میکنیم دیگران با ما چه طور برخورد بکنند.
من فک نمیکنم به این سرعت بتونم در یه خلوتی به پدرم بگم دوست دارم .اما سعی و میکنم اروم اروم این اتفاق بیفته وروزی چندبار این احساس دوست داشتنو درون خودم به پدرم ابراز کنم .
خیلی خیلی خیلی ممنون ومتشکرم که به حرفای من جواب دادید و راه کار.
براتون ارزو میکنم به همه ی قوانین خدا و جهان هستی مسلط باشین.
سلام خدمت شما خواهر گرامی
خواهرم یک نکته رو خواستم یاد آوری کنم بهتون با توجه به کامنتی که گذاشتین ببینید ما یک قانونی داریم بنام قانون برانگیختگی
و اونم اینه که ما با توجه به باور فکر احساس مون برانگیخته میکنیم اون قسمتی از فرد رو کهدوست داریم باما خوب باشه و شما میتونید با هماهنگی در درونتون اون قسمت پاک ذلال اشخاص رو بکشید بیرون چون هر انسان دو وجه داره یک وجه زیبا و دوم وجه نا زیبا که این بدون استثناست
حالا هماهنگی چیه هماهنگی یعنی همفرکانس بودن با الله و چه وقت ما میتونیم هماهنگ باشیم با خودمون با خود متعالی مون. وقتی که در احساس خوب احساس عشق احساس شادی وصف ناپذیر در همه حال باشیم.
و اون وقت بدون شک محبت و پیشانی باز از همون پدری که سالهاست ازش محبت ندیدین میبینین
ممنون?
سلام دوست عزیز ممنون و متشکرم که دیدگاه تون رو نسبت به حرفای من به اشتراک گذاشتید .
براتون ارزوی تسلط بر همه ی قوانین خداوند وجهان هستی دارم.
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
استاد، در گذشته که فیلم های خارجی رو نگاه میکردم و میدیدم که پدر و مادر به چه شکل از فرزندشون حمایت میکنند مثلا اگر فوتبالیست باشه کنار زمین تشویقش میکنند و پشتیبانش هستن، به ذهنمم خطور نمیکرد که از نظر روانی چقدر رویه فرزند تاثیر گذار باشه تا وقتی که برای بنده ام اتفاق افتاد و پدر مرحومم کنار زمین به دیدن تمرین بنده پرداخت،همین الان که اون لحظه به خاطرم اومد سرشار از انرژی شدم و خدا میدونه که چقدر مشتاق هستم اون تجربه مجدد تکرار بشه ولی … خدا میدونه دریافت عشق ناب و خالص از پدر و مادر چقدر در شکوفا شدن و خلاقیت و اعتماد بنفس فرزند تاثیر گذاره
در جواب صحبت های خواهرمون باید بگم محبت نکردن پدر و مادر به فرزند نه تنها باعث محکم تر شدن اونا نمیشه بلکه خیلی از لحاظ روحی روانی به فرزند اسیب میزنه و خلاهای جدی رو در فرزند ایجاد میکنه، یکی از مشکلات جوانان ما عدم ارتباط مناسب با والدین و دریافت عشق از اونا هست، و به نظر بنده یکی از دلایل اینکه جوانان در اروپا اینقدر با اعتماد به نفس و موفق هستن همین مسئله میتونه باشه، شما میبینن که جوان 15 ساله در بالاترین سطح فوتبال بازی میکنه و بسیار موفقه و نقش پدر و مادر و باورهای قدرت مندشون رو نمیشه دست کم گرفت. ممنونم از وقتی که برای خواندن دیدگاه بنده اختصاص میدین.
سلام دوست عزیز ، من هم از نوشته زیبای شما اشکم دراومد ، بسیار کار درستی کردید که در اون لحظه به فایل های استاد پناه آوردید و به آرامش رسیدید و خودتون را در دستهای جهان رها کردید و از بیراهه نجات یافتید ، امیدوارم خبر موفقیت های شما را درآینده بخونم ، موفق باشید
سلام دوست و خواهر عزیزم خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید امیدوارم که هر کجا هستید شاد و مو فق و ثروتمند باشید در پناه خداوند وهاب.
خیلی دوستتون دارم
جناب احمدی سلام خیلی دیدگاه جالبی بود و امیدوارم مسیر زندگیتون همیشه پر از شادی و ایمان باشه.
در پناه خدا سعادتمند باشید.
سلام سمیرا خانم نازنین ودوست داشتنی.خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید.
خیلی دوستتون دارم خیلی خیلی زیاد.
امیدوارم که هر کجا هستید سرشار از فراوانی ثروت و نعمات مادی و معنوی خداوند وهاب باشید در دنیا و اخرت.
عالی بود اقای احمدی..????
یکی از تجربیات من هم بعد از عضویت در این سایت اینه که خیلی راحت تر میتونم دیگران رو ببخشم و حس عصبانیتم به ارامش تبدیل کنم و دوست خوبم همینکه تونستید این قدم عالی رو بردارید و در عمل دانسته هاتون رو به اجرا بذارید نشان دهنده تغییر باورهاتونه.احسنت به شما و جسارت و شجاعتتون برای این تغییر دوست خوبم.
براتون دنیا دنیا سعادت ثروت و سلامتی رو از خداوند مهربان خواستارم.
سلام خدمت خواهر عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی ام.خانم رضوی نازنین.
خیلی سپساگزارم که احساس خوبتو نرو با من به اشتراک گذاشتید.
هر کجا هستید شاد و موفق و ثروتمند باشید در پناه خدا.ند وهاب .
سلام داداش محمد رضا، آفرین و هزار آفرین به تو مرد بزرگ???????خیلی لذت بردم از خوندن کامنتتون، از خدا برای خودتون و خانواده تون آرزوی بهترین ها رو دارم????????????????
سلام خواهر دوست داشتنی وعزیزم .
خیلی ممنونم که احساس قشنگتون رو با من به اشتراک گذاشتید.
امیدوارم که هر کجا هستید همیشه شاد وسرشار از شادی ونعمت و ثروت و مثل تصویر پروفایلتون بلکه بیشتر خندان باشید در پناه خداوند وهاب.
خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد. :)
دوست عزیزم احمدی
واقعا کنترل ذهن در اون مواقع و یک چرخش کامل کار ساده ای نبود ایول واقعا این تجربیات دهن هر کسی که مشکل داره و مشکل رو میندازه گردن جامعه فرهنگ یا خانواده میبنده آدم میتونه افسار ذهنشو درد ست بگیره در حدی که به حالتی مثل شما برسه واقعا عالی ?
سلام داداش .خیلی ممنونم که من رو در احساس خوبتون شریک کردید.
همیشه و همواره ثروتمند وشاد وموفق در پناه خداوند وهاب باشید.
خیلی دوستتون دارم.
سلام خیلی ممنون از کامنتی که گذاشتید خیلی خوب بود همه چیز رو همونطوری تصور کردمو فهمیدم چه حسی داری ورق هر کی که با قانون پیش میره بر میگرده
سلام خدمت دوست و برادر عزیزم حسین آقای گل.
خواهش میکنم کاری نکردم قابلتون رو نداشت D: :) :)
خیلی ممنونم از اینکه من رو در احساس خوبتون شریک کردید
هر کجا هستید همیشه شاد و موفق و ثروتمند در پناه خداوند وهاب باشید.
سلام بر دوست عزیزم باریکلا به شما نذاشتی پدر بیشتر ناراحت بشه ازتون خوشحابم که تونستم یه نشانه باشم فقط بهش عمل کن که خداوند برای همه ما کافیست در پناه الله باشید
سلام محمد جان من یه پدر هستم جالب من تو عمرم پدر نداشتم چون یتیم بودم داستان تو را خوندم و تا لحظه آخر ترس برم داشته بود نکنه اشتباه رفتار کرده باشی من تازه وارد جمع این سایت شدم زیاد هم وقت نمی کنم مطالب را بخونم ولی متوجه شدم این سایت پر از جوان های پر انرژی و موفق هست نمی خواهم زیاد حرف بزنم ولی یه چیز می خواهم بهت بگم همیشه پدرت را دوست داشته باش و سعی کن باهاش دوست باشی و صبر کن تا پدر بشی و احساس پدرت را متوجه می شی .موفق باشی دوستت دارم .
سلام ب همگی خداقوت همه
بسیار عالی بود دوست من به نکته خوبی اشاره کردی من لذت بردم از این دوستی و عشق پدر و پسری انشاءالله ک با همه عشق محبت داشته باشی همگی در پناه الله شاد،سالم،ثروتمند و سعادتمند در دنیا واخرت الله حافظ هممون🌷🌷🌷
سلام آقای احمدی عزیز
سپاسگزارم بخاطر کامنت زیبایی ک نوشتین و کنترل ذهنی ک کردین
و ابراز محبتتون ب پدر بزرگوارتان دمتون گرم
خیییلی لذت بردم و خیییلی تحسینتون کردم
و کلی انرژی گرفتم
من هنوز ب این مرحله نرسیدم
ولی با عملم نشون میدم ک پشیمون شدم خخخ
چند روز پیش با مادرم بحثم شد و میخواستم ازش معذرت خواهی کنم ولی نتونستم
باید یاد بگیرم معذرت خواهی کردن رو
و ابراز محبت ب عزیزانم رو
سپاسگزارم بخاطر درس بزرگی ک بهم دادین
شاد و موفق و ثروتمند باشید
سلام دوست عزیز سپاسگزارم ک تجربتون رو ب اشتراک گزاشتید
من نکته ای ک از تجربه شما دراوردم مربوط ب همین فایل بود و دریافت الهامات که ب نظرم زمانی برای ما میان ک اروم باشیم براهمینه ک نباید موقعی ک حالمون بده تصمیم بگیریم چون اون لحظه تحت تاثیر احساساتمون هستیم و در واقع همون نجواهای ذهن
و احساسی ک شما اون لحظه داشتین ک میگین ورق برگشته من فکر میکنم مربوط ب زمانیه ک یک باور محدودو میشکنیم من زمانی ک معمولا وارد ترسام میشم این احساس رو دارم
شمارو تحسین میکنم برای استمراری ک تو این مسیر ب خرج دادین شجاعتتون در ابراز محبت به پدرتون منم تو این مورد ضعف دارم که این تقصیر ما نیست برمیگزده ب رفتارخودشون بیشتر ک تو بچگی با ما داشتن براهمین اینو گفتم ک خودمونو سرزنش نکنیم اما از الان ب بعد باید ببینیم چی برای خودمون بهتره و حس ازادی ای بیشتری بهمون میده
و همینطور تحسین میکنم دوست عزیزی رو ک با وجود یکسال کوچیکتر از من تونسته درامدش رو تو یکسال 200 برابر کنه واقعا قابل تحسینه
درووود بر شما استاد عزیزم دوستان عزیزم و گروه تحقیقاتی عباسمنش
سپاسگزارم استاد مثل همیشه عالی پایدار باشین
تنور دلتون گرم
???
آقای عباس منش ول کن این حرفاشکمت پره داری این حرفا میزنی زمانی که ایران بودی چراخبری ازاین حرفانبودمیفهمی که این حرفاهمش واسه تبلیغ خودته وکسب درآمد واسه مجموعته هرجاهستی به لطف خداوندسربلندوثروتمندوسعادتمنددردنیاوآخرت باشی
سلام آقای رحمانی
درود برشما
نمیدونم عقبه شما چطوری گذشته که اینجور گفتید ولی در جواب شما فقط یه چیز میتونم در قالب شعر بگم
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبدگردون بجهاند
……………
آنکس بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که پس خفته نماند
………..….
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
……….…
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا لصراط المستقیم
(آمین)
سلام استاد سلام وهزاران سلام چقدر این قسمت زیبای زیبا بود
چقدر زیباست که کسانی ؟بفهمند که ماتوانایی تغییر دیگران را نداریم ؟؟؟!!!مگراینکه خودشان بخواهند
چقدر مهم است که ما این موضوع رادرک کنیم. میدانید چقدرسرمایه این کشور به خاطر اینکه ؛ دیگران راتغییر بدهیم ازبین میرود. ایهاالناس خود خدا با آن همه قدرتش میگوید. من خدا ؛ من سلطان این جهان توانایی تغییر دیگران را ندارم. مگر خودشان بخواهند
چقدراین روزها برخلاف این سخن خدا دراین کشور سرمایه این کشور وخلاف این آیه عمل میشود (سوره رعد آیه 11)
استاد سخت است قبول این حرفها برای عده ای. آنها نمیتوانند حتی درک کنند که تغییر یک کار درونی وشخصی است..
دقیقا آن کسی که اشاره کردید از آدمها ورجال سیاسی این کشور بودند اما بچه های این آدم هرکدام طرز تفکری مخالف و180 درجه اختلاف باپدر داشتند
استاد از این حرفت فهمیدم که خیلی مطالعه کرده اید دمت گرم گرم
ای قربونت لر نترس
قربون آموزههات
با سلام خدمت استاد عزیز.می خواستم واقعا بدونم شما که این قدر به همه جا سفر می کنید،این قدر رستورانهای متنوع ان قدر شهر ها و هتل های متفاوت،شما چگونه در کشور های غیر اسلامی گوشت حلال استفاده می کنید؟آیا همه جا گوشت حلال پیدا می شود؟در کشور های متنوع و مناطق مختلف از چه روشی گوشت حلال استفاده می کنید؟ ممنونم از اینکه پاسخ بدهید؛چون واقعا این چند روزه توی ذهنم می پیچهـ
دوستتون دارم بی نهایتـ فعلا خدا نگهدارـ
سلام محمد امین جان
مگرایرانه که مغازه سبزی فروشی گذاشته بغلش هم مرغ ونان خشک میفروشه
تاسفرنکنی به اروپا وآمریکا ؛ باورنمیکنی که چقدر زیبایند چقدر فراوانی ونعمت است
ماتابستان گذشته رفتیم آلمان (دعوتنامه داشتیم) .همین بحث گوشت که شما فرمودید اول نگاه من خیلی کوچک بود ولی وقتی اونجا رفتم دیدم که ما ایرانیها اززندگی واقعی 100 سال ازاروپا وآمریکا عقب هستیم
رفتیم مغازه گوشت فروشی ؛ گوشت به تاریخ روز واینقدر گوشت بود که آدم نمیدانست چی انتخاب کند انواع پرنده اهلی ووحشی انواع بزوگوسفند اهلی ووحشی
تمام گوشتهای به تاریخ روز ؛ روی کره زمین ؛ با لیبل وقیمت روی هرکدام موجود بود . وبه اندازه خوراک یک لشگر اون مغازه گوشت داشت
متاسفانه این کشور یه بهانه بدرد نخور به نام اسلام گیر آوردن وواقعا که کشور خیلی ازنظر زندگی وخوب زندگی کردن عقب افتاده ایم …..
موفق باشید رفیق. …
سلام دوست گرامی
استاد در فایل “رسالت من” راجع به ذبح اسلامی توضیح دادن . یک ایه از قران رو هم که راجع به همین موضوع اوردن الان فراموش کردم کدوم ایه و سوره بود. خودتون سرچ کنید.
در اون ایه چهار چیز رو خداوند حرام کرده: شراب مردار خوک و ذبح به نام غیر خدا.
منظور از ذبح به نام غیر خدا این هست که مثلا مشرکین برای بت ها شون قربانی کنند و ما اون گوشت رو مصرف کنیم نه اینکه مدل خاصی باید ذبح بشه تا حلال باشه.
اما چیزی که در فرهنگ ما جا افتاده این است که باید موقع ذبح بسم الله گفته بشه تا حلال باشه و چون خارجی ها نمیگن پس حلال نیست .
اگر قرار باشد یک کلمه گوشت را حلال یا حرام کند پس می توان به گوشت حرام همان کلمه بسم الله را خواند و حلالش کرد و نوش جان کرد .
اگر بخواهیم از منظر تاثیر کلمات بر مواد (مثل ازمایش دانشمند ژاپنی که تاثیر کلمات روی اب رو بررسی کرد) نگاه کنیم و اعتقاد داشته باشیم که یک کلمه میتونه ارتعاش مواد غذایی رو تغییر بده پس چه قبل ذبح بسم الله بگیم چه بعد ذبح اون کلمه اثرش رو میزاره و ارتعاش و شکل مولکول های غذا رو به حالت برتر برمیگردونه .
نیت ما یا همون باورما بر همه چیز اثر میزاره این به صورت علمی در فیزیک کوانتوم اثبات شده و ازمایش های زیادی انجام شده . بنابراین به نظر من حتی اگر گوشت ذبح اسلامی نداشته باشه همین که ما باور کنیم با گفتن کلمه بسم الله پاک و حلال میشه خواهد شد.
موفق باشید