مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آزاده معصوم جماعت گفته:
    مدت عضویت: 1039 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان سلام و درود خدمت استاد عزیز و مریم شایسته ی عزیز استاد عزیزم چقدر زیبا سخن گفتین در مورد الهامات درونی، هدایت های درونی که همیشه مارا به سمت بهترین اتفاق ها بردن خدایی که درون ماست بیش از هرکس و هرچیزی مارا دوست دارم و بهترین هارا برای ما می‌خواهد. منطقی که خیلی وقت ها سعی کرده جلوی مارو برای انجام کاری بگیرد در صورتی که اگر اون کار انجام می‌شد بعدش کلی دستاورد به همراه داشته. من مدت هاست که به صدای درونم گوش میدم واسه کارام و دارم بهترین نتایج رو هم میگیرم. باور اینکه من نه میتونم تو زندگی کسی تاثیر بذارم و نه کسی تو زندگی من تاثیر گذارد خیلی باوری هست که تو زندگی من بولد شده است. یادمه یک زمانی خیلی تلاش میکردم یک عزیزی سرکار برود و برای خودش پول و ثروت بسازد تا زندگی بهتری داشته باشد ساعت ها با او حرف میزدم سخن میگفتم اما هیچ تاثیری نداشت و این شاید موضوعی بود که من 2_3 سال درگیرش بودم دیگه یک جایی خسته شدم و از خدا قدرتی خواستم که من دیگه نه به این موضوع فکر کنم نه کاری داشته باشم. همین که این تصمیم را گرفتم یک هفته هم نشد که اون شخص خودش تصمیم گرفت سرکار برود و مشغول شود. فهمیدم که من فقط میتوانم مسئول زندگی خود باشم و نه میتوانم کسی را خوشبخت کنم و نه کسی را بدبخت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زهره زیدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1684 روز

    برای تو که راه میگشایی

    برای تو که رُخ مینمایی با تابش نور خورشیدت بر روی فرش منزلم

    در قامت رعنای دخترکانم

    در طعم خوش چای تازه دم

    در گرمای بخاری

    در ضربان قلبم

    در لمس انگشتان ظریف دخترم

    در صدای پر مهر مادرم از پشت خط تلفن

    در تارهای صوتی بچه های نازم ، هر کدام طنینی دل انگیز

    در قدرت راه رفتنم

    در رشد گل درون گلدان

    در یا کریمی که هر صبح مرا در بالکن به نظاره مینشیند

    در چیدمان وسایل منزلم

    در خشک شدن لباسهای روی رخت آویز

    در کم شدن ارتفاع هواپیما و رفتن به سمت باند فرودگاه

    در اتصال سیم کابل برای شارژ شدن گوشیم

    در پخت آبگوشت درون قابلمه

    در گذر زمان و تیک تیک ساعت

    در لاک نشسته روی ناخنم

    در مزه ی متفاوت میوه های درون یخچال

    برای تو میخواستم بنویسم

    اما چه بنویسم که خود با تجلی بهترین ها را  نوشته ای با زیباترین خط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2802 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز سایت

    به نام خدا

    نکات مهم گام ششم

    مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمان اینه که باور کنیم این ارتباط وجود دارد و نیروی هدایتگر را باور کنیم و باور‌کنیم که اگر از او درخواست کنیم و ایمان داشته باشیم که پاسخ می دهد ، قطعا پاسخ می دهد .

    به اندازه ای که انسان ایمان داشته باشد و تسلیم باشد و روی عقل خودش حساب نکند می تواند به راحتی هدایت شود و ایمان داشته باشد که جواب می دهد به شرط اینکه به حس درونمان گوش کنیم و عمل کنیم .

    نباید به تجربه های گذشته اکتفا کنیم و روی عقل خود حساب نکنیم و تسلیم خداوند باشیم و ایمان داشته باشیم که مارا هدایت می کند .

    ذهن منطقی ما جلوی مارا می گیرد که از الهاماتمان استفاده کنیم که راهکار احساس خوب یا ترس به ما می دهد مشخص می کند که مسیر کدام است و چه کسی با ما صحبت می کند هر احساس خوب ناشی از الهامات خداوند است .

    باید همیشه گفتگوهای ذهنی را کار کنیم و خود به خود رها نکنیم که خوب باشیم بلکه باید هر لحظه روی باورها و ورودی های ذهنمان کار کنیم .

    بعد از کار کردن روی خودمان نشانه ها به محض قدم برداشتن می آید و نشانه هارا خواهیم گرفت .

    از تضادها ما خواسته هایمان را پیدا می کنیم و خواسته هایمان واضح و شفاف می شود و محرک های پیشرفت ما هستند .

    مسئولیت خوشبختی و زندگی دیگران خودشان هستند و هر کس مسئول زندگی خودش است و بدون استثنا حاصل باورها و شخصیت خودش است.

    در قرآن هیچ اجباری نیست و همه انسان‌ها آزاد و دارای اختیار هستند که به دیدگاه خود عمل کنند یا نکنند آزاد هستند هر طوری که دوست دارند فکر کنند و عمل کنند .

    خداوند به پیامبر هم گفته است که رسالت تو ابلاغ پیام است باور کردن آنها به خودشان مربوط است “لا اکراه فی الدین “هر کس کاری که فکر می کند از نظر خودش درست است را انجام دهند و نخواهیم همدیگر را قانع کنیم و دیگران را تغییر دهیم .

    اگر با دیدگاهی موافق نیستیم از آن اعراض کنیم و نجنگیم و مبارزه نکنیم بلکه در قرآن هم گفته که از ناخواسته هایمان اعراض کنیم .

    توانایی خوشبخت و بدبخت کردن دیگران را نداریم و ناتوان از تغییر دیگران هستیم .

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    عبدالله سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 756 روز

    بسم الله هدایت دهنده

    که هر لحظه الهاماتش رابرای همه ارسال میکند

    میخواستم از الهامی که در همین لحظه برایم شد برایتان بگویم

    من داشتم قرآن می‌خواند یعنی سوره النحل آیه های 60 تا 70 را که خداوند یک حسی عجیبی برایم دست داد و مرا به تفکر به این آیه ها برد

    که در کم این بود هر چند که استاد این حرف را هزاران بار گفته که همه چیز باور هایمان هست

    اما که در مدارش نبودم درک نکردم

    اما درین آیه بل خصوص آیه که در باره زنبور عسل گفته است من به این درک رسیدم مثل این که در فزیک می‌خوانیم که واحد ساختمانی تمام کیهان اتوم است و اتوم عبارت از زره است که در تعاملات نه از بین می‌رود ونه به‌ وجود می آید

    و ما در فزیک تعریف انرژی را هم داریم که انرژی نه از بین می رود و نه به وجود می آید

    از این فهمیدم که من با توی که می خوانی اون آفتابی که فعلا در حال طلوع هست یک چیزی مشترک در وجود خود داریم که اون انرژی هست

    و من هر باوری که نسبت به خود دارم را وقتی باتو برخورد کنم تو و یا فرد مقابل همچنان میتونم بگویم جهان هستی از جنس همان باور شرایط پاسخو…. چیز ها را وارد زندگیم می‌کند

    تشکر که کمنتم را خواندید چشم های زیبایتان را می بوسم

    داشتم فکر میکردم که یهو الهام شد که در سایت بنویسم

    واگر خواستید آیه های 60 تا 70 سوره النحل را مطالعه و تفکر کنید

    سپاس از استاد ام که اینقدر قانون را درک کرده ولذتش را می برد.

    1403/12/16

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 3011 روز

    سلاااااااام استاد عزیزم هرچند که هنوز به خواسته ام نرسیدم که البته باتوکل به خدای رحمان وراهنمایی های

    شما خواهم رسید وروی باورهایم دارم کار میکنم وخواهم کرد اما خبر مهم اینه که حالم خوبه وخدارو شکر می کنم که شما درمسیر زندگیم قرار گرفتی من به سخنان خیییلی ها گوش دادم اما بدون اغراق صحبتهای فقط شما بر روح وجانم تاثیر می گذارد ونه تنها فایل های شما رودرتمامی حوزها مکرر گوش میدهم بااشتیاق منتظر سه شنبه وجمعه هستم که فایل مصاحبه باشما رو گوش کنم من باور دارم به خواسته هام میرسم ومیخوام این خبر رواول به شما بگم خیییییلی دوستتون دارم از خدای رحمان برای شما وخانواده محترمتون آرزوی بهترینها را دارم ازاین فایل صوتی که روی سایت گذاشتی ونکات مهم هم داشت ازتون ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    بنام خدای محقق کننده خواسته هایم بزیبایی و عزت و آسانی

    من قدردان خدایی هستم که من را به مسیر الهی هدایت میکند

    خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم

    باید به چنین نیرویی باورعمیق و قلبی داشته باشیم

    اینکه هرلحظه هدایت برما جاریست

    کافیه بپرسیم و منتظر پاسخ باشیم و ایمان داشته باشیم پاسخ هست

    پاسخ گفته میشود

    و خداوند ازراههای متعددی به ما پاسخ میدهد

    هدایتهااا منطقی نیستن

    پاسخهای خداوند از طریق تصویری

    از طریق فردی

    از طریق کتابی

    از طریق تلفنی

    و یا هرنشانه دیگری با ماحرف میزند

    هدایتهای خداوند درمااحساس خوبی ایجاد میکند

    احساس امید و عشق و انگیزه و شکر

    و عمل به هدایتها هم داستان خودش رو داره

    باید به نشانه ها اعتماد کنیم و دست به عمل بزنیم

    شاید ظاهرا هیچ ارتباطی بین نشانه و خواسته مان پیدا نکنیم اما در راستای عمل به ان قطعا میفهمیم که علت چی بوده

    هدایت در ابتدا منطقی نیست اما وقتی نتایج خلق میشه و به عقب نگاه کنیم میفهمیم همه چیز کاملا منطقی بوده

    باور به چنین نیرویی مثل باور به اصل من خالق هستم باید در ما نهادینه شود

    و در عمل نشان دهیم

    ایمانی که عمل اورد اصل هست

    خدایاشکرت از دریافت این آگاهی ها

    سپاسگزارم از شما برای انتشار این آگاهی هااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1207 روز

    به نام خدای مهربانم خدایا کمکم کن یادم نره که هر چه دارم رو تو به من دادی من هیچم در برابرت

    سلام و درود به اساتید عزیزم

    خدایا ممنونتم برای هدایت امروزم که‌ نشانه روز من است دیدن زیباییها و توجه بر نکات مثبت خداوند چون خالق من است و منو خالق آفریده پس میگم امروز تمام آدمها و تمام شرایط به نفع من است خدایا شکرت سپاسگزارتم من‌ایمان دارم

    فایل بسیار ارزشمندیست و استاد عزیز تو تمام فایلها هزاران بار توضیح داده و گفته به کسی کاری نگیرین شما کسی رو نمیتونین تغییر بدین مگر خودش بخواد این اشتباهه که بخواین کسی رو تغییر بدین ما توانایی نداریم به جز اینکه انرژی الکی صرف میکنیم همان انرژی روبیایم آگاهانه برای تغییر خودمون صرف کنیم و نتیجه هم داره بیایم برای خودمون ارزش قائل بشیم

    چون استاد الگوی ما هستن خودمون به وضوح می‌بینیم تو این سایت عظیم استاد برای تغییر کسی کاری نداره فقط فایل میذاره صحبت میکنه توضیح میده راه درست و اشتباه رو هم نشون میده دیگه نمیاد یکی یکی پیگیر باشه یا انرژی زیاد برای هر نفر صرف کنه هر کسی خودش خواست میاد جلو و قدم برمی‌داره برای تغییرش

    خدارو شکر که من دارم برای تغییر خودم انرژی میذارم و دارم رشد هم میکنم اونم آگاهانه یه ماه میشه دوره زیبای کشف قوانین و کار میکنم با تمرین حل کردن و تمرکزی و عمل هم کنارش هست قوانین رو سعی میکنم در زندگیم عملی کنم و جلو برم و خداوند هم دستاشو میفرسته برام

    اگه من هر اندازه فرکانس مثبت بفرستم به همان اندازه جهان پاسخ به من میده

    شکر خدا دارم روی ترمزهام کار میکنم

    و سعی و تلاشمو بر اینکه اونا رو پیدا کنم و حذفشون کنم و پارو از روی ترمز بردارم و به جلو حرکت کنم خدایا شکرت سپاسگزارتم

    من دیشب یه خوابی دیدم که خداوند تو خواب منو هدایت کرد و فهموند که راهت درسته و ادامه بده که نتایج داره میاد

    و دوست داشتم با شما هم به اشتراک بذارم

    خواب دیدم درختهای حیاطمون رو هرس میکنم صبح که بیدار شدم و با خودم گفتم حتما خیره

    و اومدم تعبیرش نگاه کردم آره عالی بود تعبیرش این بود اگه در خواب ببینی داری درخت هرس میکنی به این معناست که داری بر ای بهبود خودت کار میکنی و فهمیدم که راهم درسته و از صبح احساسم عالیه و با ایمان بیشتر قدم برمیدادم و ایمان صد درصد دادم خداوند هم کمکم میکنه

    وقتی من روی خودم کار کنم و از درون درست بشم و به کسی کاری نگیرم جهان هم پاسخ مثبت میده و درهایی از نعمت و ثروت و سلامتی به رویم باز میشود

    خدایا ممنونتم که هر لحظه منو هدایت میکنی و قلبمو به نور آگاهی روشن میکنی

    سکرت سپاسگزارتم

    استاد عزیزم ممنونتم دوستتون دارم من از آموزهای شما و کامنت خوندن و نوشتنو موندن در این سایت رشد کردم و بهتر از این میشوم

    خدایارو نگهدارتون باشه بهترینها نصیبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و بچهای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    و سلام به خودم که دارم این کامنت را مینویسم

    گام 6- فرهنگ ناب لااِکراه فی الدین

    در دین هیچ اکراهى نیست.به تحقیق هدایت، از گمراهى روشن شده است، بنابراین هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، پس بى گمان به استوارترین دستاویز که هیچ گسستنى براى آن نیست چنگ زده است و خدا شنواى داناست.

    چقدر جالب بود وقتی گفتم لا اکراه فی الدین بقیهشو ناخوداگاه خوندم نمیدونم کجا حفظش کردم کی حفظش کردم ولی مثل بلبل به زبون اوردم

    خدایا کمکم کن انچه که باید به زبان بیارم نه اون چیزی که خودم میخوام و فکر میکنم درسته

    امروز وقتی به خودم فکر کردم و سری به ذهنم زدم دیدم نه حرفهای والدینم قبول دارم

    نه حرفهای عباسمنش

    حداقل این دو مورد توی روز توی گوشم یا والدینم دارن افکارشون فریاد میزنن توی خونه

    یا عباسمنش سر میزمه و داره باهام حرف میزنه

    و این وسط یه منی هست که فکر میکنه خودش درست میگه و میخواد به همه ثابت کنه شما اشتباه میگید چرت و پرت میگید من درست میگم، من بلدم، من میدونم

    و این من از راه روش خودش پایین نمیاد تا متوجه بشه چه عواقبی داره این راه رفتن

    چه عواقبی داره اصرار ورزیدن بر منی که میخواد به همه بگه من بلدم اما تجربه زندگیش ناکام موندنش نشون میده

    برگشتم به قبل وقتی توی 17 سالگی توی دل یه خانواده مذهبی که پر از شرک بود و هنوزم هست دنبال راهی گشتم برای نجات خودم

    خانواده ای که به عالم ادم قدرت داده بود

    از افراد نظامی گرفته توی مملکت تا افرادی که سواد دانشگاهی دارند تا افرادی که دو رقم بیشتر توی حسابشون هست

    خانواده ای که جور دیگر فکر کردن یه کار وحشتناک بود به نظر نمیرسید واقعا بود

    استاد الان دارم فکر میکنم اگر همین یک مورد را عمل کنم و آزاده باشم برای من بس است

    همین را تیتر زندگی ام قرار دهم برای من ارتباط میشود

    حال خوب میشود

    پول میشود

    زندگی و سفر به مکان های دیگر میشود

    وسط یه خانواده ی مذهبی که همه میخواستن همرو کنترل کنن من تصمیم جدید گرفتم که ازاده باشم، ازاده بودن از دنبال کردن علاقم شروع کردم

    به من میگفتن هر کی دانشگاه و تحصیل را رها کند یعنی میخواد کمونیست بشه از راه خدا دور بشه از راه انقلاب فلان بهمان دور بشه

    استاد شاید باورت نشه وقتی گفتم من کنکور نمیدم بابام گفت داعشی شدی از دین خارج شدی

    باورم نمیشه این چه حرفهایی بود که شنیدم چه حرفهایی بود که باور کرده بودم

    امروز نگاه میکنم میبینم وحید شمسایی سرمربی تیم ملی فوتسال ،بهترین مهاجم جهان، بازیکنی که چندین سال پشت سرهم بهترین و اقای فوتسال اسیا شده هم دیپلم داره

    سید امیر میر جلیلی دربازه فوتبال ساحلی ام

    مدرک دانشگاهش غیر حضوری توی شهر کوچیک گرفت اصلا وقتی برای دانشگاه نذاشت تازه هم سن خودمم هست

    اینا از راه اسلام دور شده بودند؟؟

    یا داعشی شده بودن؟؟

    نه چقدر مزخرفات باور کرده بودم

    باید بیاد بیارم دلیل اصلی موفقیت ادمها رو مخصوصا فوتسالیست ها رو

    باید بیارم بیارم نتیجه فقط بازی کردن توی فلان تیم یا بهترین بازیکن فلان مسابقه و مسابقات نیست

    باید بیارم که موفقیت توی علاقه یکی از نتایج ازاده بودنم است

    چرا فکر میکنم نتیجه فقط اینکه بشم بازیکن تیم ملی یا توی فلان تیم بخوام بازی کنم و بدرخشم

    امروز اینو دیدم که اینقدر این موضوع توی وجودم ریشه ای هست که وقتی مسیر رو رها کنم و کار نکنم روی خودم دوباره همه چیز برمیگرده همه اون باورهایی که توی بچگی نوجوانیی و اول جوانی داشتم

    درسته توی 17 سالگی این جسارت به خرج دادم و مسیر ازاده بودن دنبال کردم ولی این دلیل نمیشه که هوا برم داره فکر کنم من خیلی اماده هستم نهه

    وقتی کار میکنم روی ذهنم و تلاش میکنم که خوراک متفاوت بدم اماده پذیرش هستم شجاعت را در وجودم میتونم پیدا ببینم

    امروز متزلزل بودن خودم دیدم

    امروز فهمیدم که برای جور دیگر فکر کردن چه قدرتی به بیرون دادم

    چقدر فراره استاد عزیز ،دلم میخواد بدونم شما چطور توی این مسیر محکم ادامه دادین و پای اصولتون موندین

    دلم میخواد بدونم چطور اینقدر ادامه دادین که متزلزل نشدین

    واقعا این کارهرکسی نیست

    ازاده بودن کار هر کسی نیست

    من توی این ازمون نتونستم قبول بشم

    من اینقدر ذهنم بمباران شده بود توی نوجوانی و شرایطی که داشتم که امروز به این فکر میکنم لعنتی مریم اگر از این مسیر فاصله بگیری

    اگر خودتو بسازی و زندگیتو تغییر بدی ولی بخوای باز ول کنی بدون که باز این باورها برمیگردن باز میان و کل زندگیتو فرا میگیره.

    با ایمان

    مریم درویشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1445 روز

    سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .

    استاد عزیز تو این فایل در مورد الهامات و اجبار نبودن دین و مسئول نبودنمون در برابر دیگران صحبت کردن.گ به خصوص فرزندانمون .

    الهامات رو وقتی دریافت می‌کنیم و زمانی به ندای درونیمون توجه می‌کنیم که آروم باشیم و آگاهانه در لحظه از خداوند درخواست کمک داشته باشیم اینجور وقتا وقتی صدایی می‌شنویم یا یه چیزی رو حس می‌کنیم بهش توجه می‌کنیم ولی وقتایی که به هر دلیلی تو احساس بد هستیم و در حالتهایی مثل غم و ناراحتی و اضطراب و ناامیدی به سر می‌بریم هر چقدرم این صدا به گوشمون برسه نسبت بهش بی‌توجه هستیم.

    وقتایی که حالمون خوبه و اعتماد و ایمانمون به جهان بیشتره یشتر به این الهامات بیشتر توجه می‌کنیم و کمتر مقاومت می‌کنیم .این صداها همیشه هستن منتها بستگی به میزان ایمان من میشه بهش توجه کرد یا بی‌توجه ازش گذشت.

    وقتی که ‌میخوام ازش بی‌توجه بگذرم به نظرم اون‌ها رو یه جور نجوا و صدایی از سمت شیطان می‌بینم ، با وجود اینکه حس می‌کنم داره درست میگه اما اعتنایی بهش نمی‌کنم و مشغول کار خودم میشم . یه ذره که زمان بهش می‌خوره می‌فهمم که چ اشتباهی کردم. به خودم میگم به خدا تو ذهنم اومد که فلان کارو انجام بدم اما گفتم ولش کن دقیقاً خودمون متوجه میشیم که اشتباه کردیم.

    در طول روز بارها و بارها می‌شود به این الهامات توجه کرد و با اطمینان خاطر بیشتری میشود به امورات زندگی رسید اما امان از این نجواها که بهمون حمله ور میشن و شک و تردید تو دلمون را میندازن .

    برای اینکه بتونیم درست پیش بریم باید تمرین کنیم و آگاهانه وقت برای دریافت الهامات بزاریم می‌تونیم هر بار با توجه کردن بهش ، تجربه کنیم که به چ میزان می‌تونه درست باشه یا نباشه که اکثر مواقع جنس احساس ما بیانگر درستی یا نادرستی عملکردمون میشه.

    در قرآن اومده هیچ اجباری در دین نیست در حالی که دقیقاً ما برعکسشو باور داشتیم که اتفاقاً خیلی بر قبول و پذیرش دین اجباری هست. فک میکردیم ما وظیفه داریم چ دلمون بخواد چ دلمون نخواد باید از دینمون تبعیت کنیم. به خاطر همین اکثرن مسیرمونو گم کردیم. چون استدلالمون بر این بود که ما مهم نیستیم. احساسات و عواطف ما مهم نیستن . عقل و منطق ما هم دخلی تو این موضوع نداره . گفته شده و ما باید بی چون و چرا بپذیریمش. و اینکه من گارد داشته باشم یا در مورد موضوعاتی مقاومت داشته باشم اصلاً مهم نیست اینکه من در انجام خیلی از کارهای دینیمون احساس خوبی نداشته باشم باز مهم نیست.

    اتفاقاً می‌گفتن کسانی که به اجبار و برخلاف میلشون کاری انجام بدن اجر و ثواب بیشتری می‌برن. به قول خودشون چون این دست افراد با شیطون مبارزه کردن و این مسیرو انتخاب کردن بیشتر مورد رضایت خداوند هستن.

    دقیقاً پذیرش دینمون به این معنا بود که فقط گوش بدیم و سکوت کنیم و بعد اطاعت کنیم .

    به علت عدم آگاهی و عدم شناختمون به قوانین و خدای بزرگمون یه جور بازیچه دست این و اون بودیم و دیگران به هر حالتی که می‌خواستن ما رو می‌چرخوندن .

    خیلیامون شاکی بودیم از این جریان و خیلیامون خوشحال و سرمست می‌پذیرفتیم و خیلیامون مثل من ، حالت خنثی داشتیم مثل کسی که دنبال یه چیزیه اما خیلی سردرگمه نمی‌دونه چ کاری درسته و چ کاری غلط.

    اینکه احساسات ما واقعیت رو نشون میدن خیلی بهم کمک کرد دست از انجام کارهایی که به خاطر ترس و نگرانی انجامشون می‌دادم بردارم . به خودم قول بدم که هر کاری رو که می‌تونم با عشق انجام بدم و با انجام دادنش حالم خوب میشه همون کار می‌تونه کار درستی باشه . بنابراین به احساساتم بیشتر توجه کردم و سعی کردم برای انجام هر کاری کمی با عقل خودم بسنجمش . و انقدر تاکید روی این موضوع نداشته باشم که خیلیا فلان کارو انجام میدن پس یعنی انجام تعداد زیادی از آدمها دلیل و صحت درستی اون کارو نشون بده. خیلی جاها می‌تونه نباشه یه جاهایی هم می‌تونه باشه اما اکثراً جایی که اکثریت یه چیزی رو می‌پذیرن و به یه چیزی گرایش میارن به نظر نمیاد مسیرشون درست باشه. تجربه اینو نشون داده . دلم نمی‌خواست اینم به عنوان یه جمله کلیشه‌ای بگم دوست داشتم خودم تجربش کرده باشم و بعد در موردش حرفی زده باشم . می‌بینم تو اجتماع کارهایی که اکثراً در موردش فکر می‌کنن و باورش دارن چقدر می‌تونه ما رو از مسیر دور کنه بنابراین سعی می‌کنم از این دست آدمها دوری کنم و دنبال کند و کاوه مسیر درست خودم باشم. یادم میاد اوایلی که با استادعزیز آشنا شده بودم بی‌نهایت نسبت بهش تعصب داشتم به خاطر آگاهی‌های جدید و نابی که ازش دریافت می‌کردم و ایشونو به عنوان راهنما و الگوی خودم انتخاب کرده بودم اصلاً دوست نداشتم کسی در موردش انتقادی کنه بنابراین اگه از کسی ، چیزی می‌شنیدم به شدت ناراحت می‌شدم و جبهه می‌گرفتم و سینه سپر می‌کردم ،می‌گفتم در مورد استادم اینجور حرف نزنید.

    کم کم از خود استاد یاد گرفتم که اجازه بدم دیگران هرچی که میخوان بگن ، بگن .چون من دیگه کسی نیستم که به قضاوت کسی اهمیت بدم. اصلاً برام مهم نباشه که دیگران راجع به من یا مسیری که انتخاب کردم چ صحبتی می‌کنن.‌ اگه اجازه بدم ، گذر زمان درستی یا نادرستیه مسیر هر کسیو نشون میده.

    به قول استاد عزیز این نتایج هستن که جای ما صحبت می‌کنن. قرار نیست خودمونو درگیر حرفهای پوچ و توخالی دیگران کنیم که بیخود و بی جهت احساسمون بد بشه و در فرکانس بد قرار بگیریم.

    از وقتی که این تعصبات رو کنار گذاشتم حتی در مورد حرف‌هایی که راجع به خودم زده می‌شد تمرکزم بیشتر سمت تغییرات خودم رفت . سمت اینکه دنبال انجام مسئولیتهای خودم باشم .

    وقتی با استاد عزیز باشی و دوره‌هاشونو درست کار کنی ناخودآگاه نگاهت از سمت دیگران برداشته میشه و بیشتر سمت مسئولیتهای خودت میره.

    حتی نگرانی و دغدغه‌هایی که نسبت به فرزندانت داری از بین میره . متوجه میشی که زور زدن و تقلا زدن برای تغییر کسی و برای اینکه مسئولیت کسی رو به عهده بگیری فایده‌ای نداره.

    تو فقط می‌تونی الگوی خوبی برای فرزندانت باشی . اون‌ها با نگاه کردن به الگوی مناسبی مثل تو یاد میگیرن که نسبت به مسئولیت‌هایی خودشون متعهد باشن و بی‌تفاوت نگذرن و به جای اینکه منتظر باشن شما جای اونها مسئولیتی رو بپذیرید خودشون مسئولیت تمام کارهاشونو می‌پذیرن.

    استاد عزیز عرض کردن ما مسئول کسی نیستیم حتی فرزندانمون . خواستم بگم که گاهی اوقات این حس مسئولیت پذیریمون به خاطر ترس درست انجام ندادن وظیفه ی خودمون نیست، بلکه نگرانیمون به خاطر اینه که می‌ترسیم اونها مسیر درستی انتخاب نکنن و بیشتر زمین بخورن . از اونجایی که فکر می‌کنیم مسیر خودمون درسته می‌خوایم تحمیل کنیم که بچه‌هامونم شکل خودمون باشن .

    هر چقدر بالغ‌تر و عاقل‌تر میشیم بیشتر متوجه میشیم که همین اجازه دادنها برای زمین خوردنشون بیشتر باعث رشد و ترقی اونها میشه .نباید در هر کاری دخالت کنیم و امر و نهی کنیم .

    حق انتخاب خودشون بدیم حتی اگر به غلط .

    این به این معنا نیستش که بچه‌هامونو رها کردیم اتفاقاً حواسمون بهشون هست و سعی می‌کنیم از دور مدیریت و حمایت کنیم ازشون .

    هر چقدر آزادی بیشتری بهشون بدیم و بیشتر یاد بدیم که خودشون مسئول کارهای شخصی خودشون هستن بیشتر رشد می‌کنن.

    هرجا نگران بودیم و هرجا ترسیدیم بهتره از خداوند درخواست کمک کنیم برای هدایت خودمون و بچه‌هامون .

    اعتماد کردن به قوانین جهان و درست عمل کردن به قوانین جهان صددرصد ما رو با نتایج خوبی مواجه می‌کنه.

    بهتره صبور باشیم و خارج از سهم و نقش خودمون کاری نکنیم هر جایی که خواستیم بیشتر از حد و مرز خودمون کاری برای کسی انجام بدیم به خودمون ایست بدیم و بگیم ما کاره‌ای نیستیم بهتره رهاش کنیم و به خدا بسپاریمش.

    برای اثبات عملکرد درستمون باید به احساسمون رجوع کنیم اگر احساس خوبی داریم در آرامش به سر می‌بریم یعنی در مسیر درستی هستیم انشالله که همگی بتونیم با ایمان و توکل به خداوند بیشتر تمرکز روی خودمون بزاریم تا الگوی مناسبی برای دیگران باشیم.

    ممنون از سپاس از استاد عزیزم که همیشه به خاطر آگاهی‌های نابی که در اختیار ما قرار میدن ما رو یه قدم برای رشد و پیشرفت بیشتر جلو می‌برن.

    استاد جونم عاشقتم .

    مرسی که هستی .

    الهی که باشی همیشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    عشق زندگی گفته:
    مدت عضویت: 3375 روز

    سلام

    استاد گرامی لطفا در مورد شرایط کشور و اینکه چگونه افکار و ذهن خود را در شرایط بحرانی به خوبی ها و بهتر زندگی کردن در ایران تمرکز بدهیم و راهکارهای پیشنهاد بدهید که نگرانی ها و نجواهای نگران کننده را از خود دور کنیم.

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: