مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 15


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا الطافی گفته:
    مدت عضویت: 3061 روز

    سلام استاد عزیزم

    مدت ها علاقه مند بودم به فرهنگ اروپایی و فکر می کردم مردم اروپا خیلی با ایمان، با عزت نفس بالا و باتقوا هستند. حالا یا آگاهانه یا ناآگاهانه. اما این ویژگی شادی و عشق و ایمان رو همیشه در نوع زندگیشون و رفتارشون میدیدم. و برعکسش رو در ایران میدیدم که چقدر مردم ناراحت و غمگین و گمراه شدن و در کلام ادعا میکنن که مسلمان و خداپرست هستند در حالیکه در عمل از غیبت و دروغ و شرک گرفته تا توهین و قضاوت و خودخواهی انجام میدن.

    استاد من از شما یاد گرفتم که حتی اگه توی جوب هم زندگی کردم، بلد باشم چطور حس شادی و خوشحالی رو در خودم بوجود بیارم. من از شما یاد گرفتم به هیچ کس وابسته نباشم و هرکس رو آزاد بزارم برای زندگی خودش. من از شما یاد گرفتم از هیچ کس جز خودم و خدای خودم انتظار و توقعی نداشته باشم و به دنبال تحقق اهدافم در دست دیگران نباشم. من یاد گرفتم که عاشق خودم باشم و برای خودم احترام و ارزش قائل بشم. من از شما یاد گرفتم که به دیدگاه و عقاید دیگران احترام بزارم و هیچ کس رو قضاوت نکنم.

    خیلی خوشحالم که ماه هاست شمارو دنبال میکنم. و تا ابد هم شمارو دنبال میکنم و از باورها و افکار شما استفاده خواهم کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      علیرضا مقدم نیا گفته:
      مدت عضویت: 2890 روز

      با سلام خدمت آقا محمد

      من چند نکته را می خواهم با شما متذکر شوم 1- از آنجایی که کل طز آقای عباس منش اینه که دنیای خوب در فکر خوب است و شما عزیزان شاگردان و مرید ایشان هستید .پس توی ذهن خودت هم بد افراد را قضاوت نکن چون نمی تونی صرف دیدن شما آمار کلی بدی .2- اینکه خارجی ها همه مردم خوب و شادیند و مردم ما غیبت کن و دروغ گو هستند اگر حرفت درست باشد پس برای شما هم صدق می کند ولی من فکر می کنم حداقل کلیه اعضای سایت عباس منش که تعدادشان هم کم نیست دلیل خوب بودن و شاد بودن مردم ما می باشد 3- همیشه برای همه خوب بخواه و سعی کن خوبی را ترویج بدهی تا در مسیر درست قرار بگیری و بدان که تن سالم در فکر سالم است . دوستت دارم موفق باشی و شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علیرضا فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 3398 روز

    استاد عزیز و دوست داشتنی ام

    با سلام

    این جلسه به نکته بسیار بسیار عالی و مهمی اشاره کردید و اون بحث مسئولیت ما در قبال خودمون و نه دیگران بود. بقول شما انگار ما یادمون رفته که قرار نیس کسی رو اجبار کنیم وارد مسیر خاصی بشه یا نشه. این صحبت شما رو با حرف مادرم تایید میکنم که ایشون چند روز پیش بهم گفت علیرضا تو به فلان موفقیت رسیدی ، فلان کارو کردی و… حالا تو مسئولی که داداشت رو که سربازه الان بعد از سربازی کسب و کاری براش راه بندازی منم که بلطف خدا قانون رو درک کردم به مادرم گفتم مادر داداشم خودش باید راهش رو پیدا کنه من نمیتونم کاری واسش انجام بدم حتی اگر من موفق ترین انسان روی کره زمین بشم اون خودش باید بخواد. اما مادرم که بنده خدا در مدار دیگه ای هستن اصرار میکرد و من هم رها کردم بحث با ایشون رو چون میدونم بحث یعنی توجه به ناخواسته و رفتن در مداری که دوست ندارم. و البته همونطور که استاد گفتن هرکس مختاره هر طوری بیاد فکر کنه و باور کنه و نتیجه باورهاشو هم صد البته میگیره دیگه(هر کس مسئول 100% زندگی خودشه و ما نمیتونیم زوری و بالاجبار کاری برای دیگران بکنیم.) استاد این قانون رو بوضوح درک کردم با توضیحات ارزندتون که : ما انت علیکم بوکیل و ما انت علیکم بحفیظ

    یعنی خود خداوندم به پیامبر میگه ما تو رو وکیل و محافظ کسی قرار ندادیم و تو از انجام اینکار ناتوان هستی.

    از همگی دوستانم که نظرات من رو میخونن صمیمانه سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
    • -
      محمدی وفا گفته:
      مدت عضویت: 1622 روز

      خیلی عالی بود پس منم یاد گرفتم که در جایی که مشغول به کار هستم وقتی همکارانم به من توهین یا از روی قصد نباشه یه چیزی رو بگن سعی کنم اعراض کنم و خودمو از اون محیط یا حالا فیزیکی یا محیطی دور کنم و به یاد بیارم سروکله زدن باعث پایین اومدن فرکانسم میشه و من باید در هرلحظه خودم رو در شرایط ایده آل نگه دارم و فرکانسم رو بالا نگه دارم تا بتونم به مرور زمان این شرایط رو بهبود ببخشم مرسی از شما که با مثال زندگی خودتون بهم اموختید که چجوری و چطوری با این مسئله روبرو بشم ممنونم❤️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    فردین وناهید گفته:
    مدت عضویت: 3795 روز

    سلام استاد عزیز

    سپاسگزارم بابت فایلهای بسیار ارزشمندی که برای ما تهیه میکنید

    استاد تمام صحبتهای شما رو قبول دارم وهر روز از این قوانین دارم نتیجه میگیرم هزاران هزار باراز خداوند رزاق بینهایت سپاسگزارم بخاطر قوانین بدون تغییرش

    واقعا همه چیز باوره

    من روانشناسی ثروت 1 رو به محض اینکه تقریبا حدود 4 5 روز تمرکز میکنم روی تمرینات ان جریانی از فراوانی خود به خود وارد زندگی ام میشود از راهای طبیعی

    خیلی عالیه خدایااااااشکرت بخاطر همه چیز واستادعزیزی که در راه من قرار دادی

    استاد تمام صحبتها ودیدگاهتون رو میپزیرم

    به این دلیل که از تمام صحبهاتون نتیجه بسیار عالی گرفتم (آرامش-شادی-سلامتی کامل-ثروت-اعتبار-رابطه خوب باخداوند-رابطه خوب بادوستان وخانواده ولذت بردن از زندگی)

    بخداوندی خدا اگه ما انسانها تمام کانون توجهمون رو در هر لحظه بزاریم روی خواسته هامون واین کار هر روزمان باشه این جهان میشه بهشت بهشت واقعی

    هیچ کار دیگری نمی خواد بکنید بقیه کار هارو خداوند انجام میده فقط لحظه اخر دروازه بان هم جا گذاشته گل رو تو باید بزنید همین کار لحظه اخر باماست بنظرم خوب روی باورهات کار کنی اونم خدا انجام میده

    خیلییییی خوشحالم با شما اشنا شدم ای استاد بزرگوار

    قانون خیلی ساده است اما باید باور کنیم که همه اتفاقها رو خودمون رقم میزنیم با فرکانسهامون

    با ارزوی سلامتی شادی ثروت بینهایت وعمری طولانی وباعزت برای استاد عزیزم که تمام صحبتهایت سرشاراز امیدوعشق

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  4. -
    رضا جابري گفته:
    مدت عضویت: 3818 روز

    سلام استاد عزیز

    واقعا دنیا دنیای شگفت انگیزی هست و من هم با راهنمایی های شما در حد مدار و فرکانس فعلی خودم دارم از قدرتی که به ما داده شده استفاده میکنم

    در جواب دوستانی که میگویند شما چرا نوشته های مخالفان را میخوانید تجربه من این هست که مخالفان به رشد و عمیق شدن ما کمک میکنند و شاید ما فقط انهایی را میبینیم که باید ببینیم اما قطعا دیدن نظرات مخالف مارا ناراحت نمیکند

    از اینکه هرروز به درک بهتر و بیشتری از حقیقت میرسیم خوشحالم

    برای همه دوستان ارزوی شادی و خوشبختی دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    خانوم موفق گفته:
    مدت عضویت: 2864 روز

    سلام استاد،همینطور که خودتون میگید همه چیز در باورهای ما خلاصه میشه پس لطفا بیشتر در مورد باورهای قدرتمند وصحیح مالی برامون بگید ،ازاوناهایی که انتقاد میکننداعراض کنید تا زمان برای توضیحات باور سازی صحیح وقدرتمند بیشتر باشه ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امین طاهری گفته:
    مدت عضویت: 3772 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی ، وقتی فایل های شما را می شنیدم هدفم فقط کسب درآمد و ثروت بود اما با شنیدن داستان زندگی شما متوجه شدم تغییر ی در شما ایجاد شده که من باورم نمی شد که شخصی در تمام زندگیش بتونه چنین تغییراتی بکنه و احساس کردم من هم در جوانب دیگر زندگی مانند : اخلاق و … باید تغییر کنم تا همه ی شرایط را موازی با هم تغییر دهم و وضعیت را به وضعیت بهتری در تمام جنبه ها تبدیل کنم . آیا این باور من صحیح است ؟؟؟ در واقع هدفم بزرگتر از اهداف مالی شده . با تشکر و حرف آخر به شما اینکه : وای خدایا (استاد ، حیرت انگیزی از این همه تغییر)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    محمدرضا ذوالفقاري گفته:
    مدت عضویت: 3850 روز

    سلام استاد

    سلام دوستان

    چند شب پیش داشتم قرآن رو میخوندم سوره صف.همون اول سوره به این آیه برخوردم :

    -ای کسانی که ایمان اورده اید چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید؟

    -نزد خدا موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید.

    بعدش واقعا من خیلی رفتم تو فکر که واقعا چرا ما این همه چیز یاد گرفتیم و خیلی جاهام دوست داریم به زور به دیگرانم این چیزارو یاد بدیم که اونام مثه ما باید فکر کنن ولی این در حالیه که ما خودمونم هنوز یا به اون اطلاعات عمل نمیکنیم یا در حد کم عمل میکنیم.

    و میبینم که هم خودم هم خیلی از دوستان واقعا به اون چیزی که بلدیم عمل نمیکنیم.و انتظار نتیجه فوقالعاده داریم.

    دوستان به نظر من استاد عباسمنش یه امتیاز خیلی بزرگی که داره اینه که واقعا دل و جرات داره واقعا ادم نترسیه که به اینهمه نتایج رسیده و هر کدوم از ما اگه نتونیم اون جسارته و اون جراته رو در خودمون ایجاد کنیم حتی اگه شاگرد خصوصی تریسی و کنفیلد و رابینزم باشیم 100% بعیده که بتونیم به جایی برسیم.این یه باور نیس که بخوایم ازش ایراد بگیریم این یه قانونه که جهان به آدمای نترس پاداش میده نه به عالم بی عمل.

    این دست به عمل زدن منه که نشون میده چقدر ایمان دارم چقدر جرات دارم چقدر از ناشناخته ها و نادیده ها نمیترسم.

    من یادمه چند سال قبل تو دانشگاه خیلی ادعا داشتم واسه دوستام که میتونم با کامیون رانندگی کنم تو جاده چون پدرم شغلش بود.ولی عملا نمیتونستم فقط در حد خیلی کم.هرموقعم به بابام میگفتم بذار بشینم اون خیلی سریع میگفت نه نمیشه.تو نمیتونی یا نیازی نیست یاد بگیری بچسب به درست. تو رو چه به رانندگی.

    و اتفاقا منم اصرار نمیکردم که بشینم زود تسلیم میشدم و یه نفس عمیق میکشیدم و میگفتم هااااای خوب شد نذاشت راست میگه نیازی نیس.چون ترس داشتم.

    چند سال بعد با یکی از دوستای بابام که اتفاقا یه اسکانیا جدید خریده بود و منم خیلی دوسداشتم سوار ماشین مدرنش بشم رفتم سرویس.از همون اول سرویس دوسداشتم ازش درخواست کنم که منم رانندگی کنم باهاش ولی باز اون ترسه نمیذاشت و مرتب منصرف میشدم.

    تا اینکه تو راه برگشت که ماشینشم بار نداشت یدفعه از زبونم پرید و گفتم عمو کرم میذاری یکم ماشینتو برونم؟و ایشونم از اونجایی که بسیار ادم با جسارت و با اعتماد به نفس و آرومیه خیلی راحت قبول کرد و من افتادم تو مخمصه و هیچ راه برگشتیم نبود به جز روندن تریلی 20 متری.

    دیگه باید کاری رو که درخواست کرده بودم انجام میدادمو پای حرفم میایستادم.

    یادمه وقتی نشستم پشت رول و شروع به حرکت کردم چنان عرق از سر و صورت و دستام میریخت و صدام در نمیومد که نگو.

    دیگه باهزار انا انزلنا و صلوات یه تیکه از اتوبان اومدم و خلاصه کلی با تشویقای عمو کرم روبرو شدم که وقتی از ماشین پیاده شدم واقعا احساس غرور خاصی داشتم.دوستداشتم به همه بگم که من تریلی روندم.مخصوصا دوستام که دیگه میتونستم بدون حس عذاب وجدان بهشون واقعیتو بگم.و از اون روز بود که دیگه هم به ماشین عمو کرم تسلط پیدا کردم هم ماشین بابام و دیگه انگار که داشتم با سواری رانندگی میکردم.

    میخام بگم که این داستان رو تعریف کردم که بگم نتیجه حمله به ترس و عمل کردن باور نکردنیه.مثه خود استاد که میگه من تو دانشگاه واقعا دستم نمیرفت روی دسته در کلاس که باز کنمو برم داخل و براشون حرف بزنم ولی همش به خودم میگفتم باید انجامش بدم.

    بنظر من بعضی وقتام که میخایم یکاری رو انجام بدیم و ازش فراری هستیم که نکنه جواب نده اتفاقا همون کارو باید انجام بدیم فارغ از اینکه نتیجه بدهد یاندهد.حتی با ترس حتی با لرز ولی انجام بدیم.

    به قول حضرت علی ع

    از هرچه میترسی در آن داخل شو.

    واقعا عمل کردن و حمله به ترس و تلفیقش با صحبتای استاد در فایل قبلی پیرامون ندای درون معجزه میکنه.

    باشد که همه ما جزء رستگاران باشیم.

    استاد یه نکته ای روهم میخاستم بگم و اونم اینکه شما در قسمت 9 مصاحبه گفتید که مثلا طرف میره سر یه کارپاره وقتی که بتونه هزینه فوتبال بازی کردنشو دربیاره که عشقشه چون باور نداره که میتونه از همون فوتبال پول بدست بیاره.خب خیلی وقتا واقعا طرف باید اینکاروبکنه چون از همون ب بسم الله که پول بهش نمیدن تا بازی کنه.حداقل باید دو سه سال روند تکاملشو طی کنه چه از نظر بدنی یا تکنیک و درک توپ و غیره تا به پول برسه.یا مثلا برای نقاشیم همینطور.

    میخام بگم نه که طرف باور نداشته باشه که میشه از فوتبال یانقاشی پول دراورد بلکه مجبوره یه چندسالی اینجوری بره جلو تا به پول برسه تو عشق اصلیش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1121 روز

      سلام دوست عزیز

      کاملا با شما موافقم که از هر چی ترس داری، باید بری توی دل ترسش و انجامش بدی

      حرف زدن آسان و عمل کردن سخت است

      من سالهاست نزدیک ده ساله که گواهینامه دارم ولی تا حالا رانندگی نکردم و هر دفعه به یه بهانه میزارمش عقب و انجامش نمی‌دم در حالی که هر روز دارم میبینم کلی خانوم دارن رانندگی میکنن و لذت میبرن

      ذهنم کلی آسمان ریسمان میبافه که بچه هات کوچیکن

      بزار پسر دار بشی بعد

      اگه تصادف کنی چی و کلی فکرای مسخره می‌دونم اینا هیچکدومش حقیقت ندارد و ساخته ی ذهن منفی بافی منه

      من ایمان دارم یه روز حتما حتما رانندگی میکنم مثل کلی خانوم دیگه

      ایمان دارم روی این ترسم میرم و خداوند حامی و پشتیبان من است

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: