اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من
روز چهل و نهم از سفرم به درون
فایل: آرامش در پرتو آگاهی/ قسمت 5
————————————————–
الهی فدای خدای مهربان و سخاوتمندم بشم که اینقدر توانایی و قدرت به ما داده،
واقعا چطور تو را سپاس بگویم ؟؟؟
جسممون که خودش یک کارخانه است که هر لحظه بدون اینکه ما بخوایم کاری کنیم به خوبی هر سلول وظایفش را انجام میدهد
اماااااااااااا
ی شرط داره
به شرط آرامش ذهن
به شرط اتصال به مبدا و منبع انرژی
مگه میشه برق یک لامپ رو از مدار خاموش کنیم و اون لامپ روشن بشه؟؟ یا قطع و وصل نشه؟؟
و چقدر زیباست و چقدر این خدا عاشقانه ماهارو میخواد که برای اینکه هر چیزی بخواد به ما بده،میگه با من باش،حپاست به من باشه و….
قبول دارید خیییلی عاشقانه است؟؟!!!
ریش و قیچی رو داده به خودمون ولی گفته به شرطی میتونی استفاده کنی که توجه ات به من باشه،،
چطوری؟
با حال خوش
شکر گذاری
آرامش
عبادت
تفکر و تعمق در این جهان و هستی
بررسی قوانین جهان در همه اتفاقات اطرافت
لبخند زدن
بخشیدن و گذشت کردن
طبیعت گردی
و…..
به راستی که نشانه آدم مومن آرامش است
وقتی وصلی،وقتی متوکلی،وقتی خیالت راحته ،آراااامی
از درون
از بیرون ارتعاش آرامش ساطع میکنی
و این یعنی همانی که در غوغای زمان آرامش دارد،و در سلامت است
من تجربه خودم رو می خوام بگم خدمتتون:
سال96 شخصی که به من خیلی نزدیک بود و برای من خیلی عزیز هم بود داستانی رو برای من از روی قضاوت خودش ساخت و به تعداد زیادی از دوستان و آشنایان تحویل داد و بدون اینکه کسی حقیقت رو از من بپرسه ، با من قهر کردن و پشت سرم حرف میزدن و…..
این طرف داستان منی که از همه جا بی خبر بودم دیدم خانواده ام پدرم،مادرم،خواهرهام به من زنگ میزدن و میگفتن چرا با فلانی اینکارو کردی گناه داشته بیچاره!!!! خب تو کارشکنی نمیکردی میذاشتی کارش انجام بشه و….
خلاصه که سرتونو درد نیارم
روزگار من شد روزگار تیره و تار،من هییییچ کاری نکرده بودم و اونقدر لجم گرفته بود که حاضر نشدم برم توضیح بدم….
هر شب تا صبح تو خواب باهاشون بحث میکردم،صبح تا بیدار میشدم جلو آینه داشتم با اونا بحث میکردم و صبح تا شب اوضاعم همین بود
من کم کم جسمم بیمار شد،ازین دکتر به اون دکتر،این آزمایش،اون آزمایش و….دستی دستی فقط با نداشتن آرامش در ذهن و روحم داشتم بیماری میگرفتم که در جامعه به عنوان لاعلاج میشناسن..حدودا یکسال دستم بند بود تا اینکه خدای مهربان هدایتم کرد
ی روزی میون همون گریه ها و… رفتم تلگرام و ی کانال دیدم که درباره مراقبه بود..
یادمه اونزمان شروع کردم 40 روز هر روز در 2 یا 3 نوبت مراقبه انجام میدادم،
اشک می ریختم و سبک میشدم،خودم را بخشیدم و احساس گناهی که اطرافیان به من داده بودند رو از بین بردم..از آن زمان شروع به شکرگذاری کردم و هر روز حالم بهتر شد،دیگه دارو نخوردم،آخرین آزمایشات رو که دکتر واسم نوشته بود و می گفت جوابش مهمه رو اصلا انجام ندادم و الان سالها میگذره که حالم عااااایه و همین موضوع باعث شد که کم کم توی این مسیر قرار بگیرم،کتابهای مختلف خواندم،مراقبه های مختلف انجام دادم و الان هم که دیگه در بهترین جمع هستم و افتخار شاگردی استاد عزیزم رو دارم..
و خدمتتون عرض کنم که وقتی من همه اونها رو بخشیدم از تهِ دل بعد از مدتی،اون شخص و همه اون آدمها اومدن و حقیقت رو فهمیدن،مدت کوتاهی رابطه داشتیم ولی چون به هیچ عنوان در مدار هم نبودیم به راحتی و بودن هیچ بحثی از هم جدا شدیم..خدارو شکرررر برای قوانین ثابتش کن به درستی عمل میکنند..
خلاصه که من به خوبی نتیجه ذهن شلوغ که جز بیماری جسم و روح و روابط و….نیست را لمس کردم
و الان هم که خیلی تلاش میکنم طبق آموزشهای استاد عزیزم کنتر ل ذهن انجام بدم و حالم رو خوش نگه دارم ،بسیار بسیار حالم از نظر جسمی و روحی و نشاط و شادی عااااالیه
————————————————–
استاد عزیزم،خدارا شکرررررر میکنم که هستی،،،عااااااشقتم
مریم عزیزم خیلی خیلی سپاس اسباب این سفر رویایی و الهی رو برای ما فراهم کردید…دوستون دارم،،بووووووس
همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید
👑به نام خدایی که زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می کند👑
دوس دارم حال الانمو بنویسم یادم بمونه.
تا همین ۲۰ دقیقه پیش انقد خسته بودم که وقتی داشتم راه میرفتم انگار یه جسد داشت راه میرفت ،
والا اصلا مغزم کار نمیکرد ، رفتم سوپرمارکت خرید کردم ، نصف چیزایی که لازم بود رو اصلا کلا فراموش کردم ، فقط تو فکرم این بود که با این حجم از خستگی تو بدنم که دیگه حتی فکرمم کار نمیکنه باید الان فقط برسم خونه بخوابم.
آقا اومدم دراز کشیدم واقعا مثل یه جسد بی جون و بی حال بودم.
فایلو پلی کردم و چقد جالب که امروز هم درباره ی سلامتی بود این قسمت آرامش در پرتو آگاهی.
وقتی تا آخر گوش کردم احساس کردم خستگیم کمتر شده ، جالب بود حسش.
ولی بازم خوابم میومد و خستگی رو توم احساس میکردم.
فایل رو دوباره پلی کردم و اینبار همزمان متنشو هم خوندم.
به آخرش که رسیدم احساس کردم اصلا با ۲۰ دقیقه قبلم خیلی فرق کردم.
در حین گوش دادن فایل که استاد داشت میگفت جسم تو بزرگ ترین دارو خانه جهان است تو ذهنم اگاهانه با خودم گفتم اصلا خستگی معنی نداره برای منی که بزرگترین داروخونه رو دارم.
گفتم الان یه سری سلول ها شروع میکنن که منو سرحال و سلامت کنن.
واقعا حالم خیلی بهتر شد ، با خودم گفتم چرا من این فایل های آرامش رو هر روز گوش نمیدم پس 🤔
به قول استاد :«انگار بدن من ، روح من نیاز داشت به این آگاهی ، به انرژی خداوند»
بابا اصلا یه چیزایی به آدم یادآوری میکنه که به صد تا قرص و مکمل تغذیه ای و هزار تا دارو و این چیزا برای ریکاوری بدن می ارزه.
تازه خیلیاشون شیمیایی ان و ضرر دارن.
انقد با این فایل حال کردم ، گفتم اصلا مغزم کار نمیکنه یعنی چی ؟ نداریم اصلا همچین چیزی .
من همیشه سالم و تندست و قوی ام .
من همیشه در صحت و سلامت عقلی و ذهنی و روحی و جسمی و روانی ام .
من اصلا از هر لحاظی سالم و فوق العاده ام.
جسم من توانایی اینو داره که از پس هر چیزی بربیاد و …
خدای من واقعا چقد تاثیر داره این افکار رو آدم.
اصلا تاثیر چیه بابا ، کلش همینه
این هست و جز این نیست.
اول افکار درست میشه ، اول ذهن آروم میشه ، اول من هماهنگ میشم بعد هدایت میشم به سمت سلامتی ، بعد هدایت میشم به اون ماده ی غذایی که نیاز بدنمه ، بعد هدایت میشم به سمت هر چیزی که برای طبیعی زندگی کردن منه.
با این که میگفتم فردا صبح کامنت میزارم ولی انقد لذت بردم ازین اتفاق که دلم نیومد ننویسم.
مینویسم که یادم بمونه ، مینویسم که اگه کسی داره اینو میخونه واقعا باور کنه همه چی همینه.
فقط باید رو باور هامون کار کنیم ، البته که من خودم هم گاهی فراموش میکنم ولی عیب نداره ، سعی میکنم بهتر عمل کنم.
از هر وقت که برگردم به مسیر ، از همون جا دوباره نتایج میاد ، به خدا اصلا تو این ۲۰ دقیقه احساس میکنم جون دوباره گرفتم بعد از دوبار گوش دادن به این فایل.
حالا اگه این باور هارو هر روز با خودم تکرار و تکرار و تکرار کنم ببین چی بشه دیگه.
خدایا دمت گرم ، چه قانون باحالی داری.
خداشاهده تو هر زمینه ای فکرشو میکردم نتیجه گرفته بودم ، ولی این یه دونه رو تا حالا اصلا بهش اینجوری پی نبرده بودم ، اونم فک کنم برای اینه که بیماری نداشتم به اون صورت و باور های مربوط به سلامتی رو روش کار نمیکردم ولی این تضاد امشب و هدایتم به این فایل منو به این وادار کرد که بشینم باور های قدرتمند کننده در مورد سلامتی ایجاد کنم و روشون کار کنم.
یه گنجی دارم به اسم سایت عباسمنش دات کام که هر چی بخوام توش داره ، میرم تو قسمت عقل کل این سایت پیداشون میکنم 😉
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت
استاد جان بازم ممنونم ازت زیاااااد ❤️
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از خدا میخوام به هممون سلامتی بده.
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام کمک کنه فقط خودشو بپرستیم و فقط از خودش یاری بجوییم.
که بدنی سالم وزیبا به دور از تمام امراض بهم هدیه دادی
چقدر این فایل بااینکه کوتاه است اما زیباست ومطالب مهم واصلی رو استاد بیان کردید
من طی این 2سالی که عضو سایتم چندصدبار این فایل رو گوش دادم اماوامروز مطالب رو خوب درکشون کردم وفکر کنم دلیلش بالا رفتن مدارم باشه وهرچقدر باز مدارم بالاتر بره اگر بازهم گوش کنم مطالب برام عمق درکشون بیشتر میشه
خداروشکر،،
که من طی چندسال گذشته تا جایی که یادم میاد آدم دکتر رفتن نبودم ودربرابر مریضی ها مقاومتم خوب بود اما مصرف قرص ودارو زیاد داشتم که دیگه الان حدود2سالی میشه فقط داروهای ویتامینه مصرف میکنم وکلا 2بارکلا مرض شدم اونم سرماخوردگی بوده که آبلیمو عسل خوردم ورفع شده
اما متاسفانه طی چندسال گذشته ورودی های ذهنم رونتونستم کنترل کنم وباعث ازهم پاشیدن زندگیم ونابود کردن خودم وروحم شدم
وغذایی که با روحم میدادم مملواز آلودگیهای منفی بود
البته که بعلت ناآگاه بودنم بود از قوانین بدون تغییر خداوند وجهان که همیشه خلاف عمل میکردم ونتیجه هم بسیار بد میشد
ولی الان دیگه کلا با قبلم بسیار تغییرکردم ودیگه اون آدم قبل نیستم
وخداوندروسپاسگذارم بابت تمام هدایتهایش
خیلی زیباست که به آرامش درون برسی وداشتن مراقبه روح وجسمتو آروم میکنه
واین آرامش به منبع وصلت میکنه والهامات رو به خوبی دریافت میکنی وایده ها برات میاد
معجزات وارد زندگیت میشه
هرروزت زیباترازروز قبلت میشه
خدایاشکرت،،خدایاشرت،،
سکوت زبان خداوند است
هرجایی که آدمها درحال غیبت یا نالیدن ازاوضاعشون بودندومن حضور داشتم تنها کارم کنترل ذهن بود که گوش ندم به حرفاشون وسکوت کنم وجالبه که به طرز عجیبی پراکنده شدند وازمن جداشدند
وهمین کنترل ذهن وسکوت باعث میشه که بدندسالمی داشته باشی
ودیگه مریض نباشی
جسممان بزرگترین داروخانه جهان است
من این جمله روتجربه کردم واززمانیکه روی خودم وباورهام کارمیکنم جسمم سالم وکوچکترین دردیا مشکلی رو درمان میکنه
خدایاشکرت
آدمهای زیادی رو در اطرافم هرروز میبینم کهاز دردها وامراضشون مینالند
وبامصرف قرص ودارو فقط دارن به جسمشون صدمه بیشتری رو واردمیکنن،،
واین روند رواینقدر ادامه میدهند که اون مریضی را بزرگترش میکنند ومراجعه میکنند به پزشک وحتی دربیمارستانها بستری میشوند
وحتی افرادی رو دراطرافم دیدم که فقط به خاطر بیتوجهی افراد جامعه وخانواده دست به تمارض میزنند وخودشون رو مریض جلوه میدهند واینقدر این کارراتکرارمیکنند که ذهن باور میسازد وبراشون به واقعیت تبدیل میشه
واین سری آدمهاروکه میبینم خداوند راهزاران بارشکرمیکنم که من روهدایت کردوآرامشی به من عطاکردکه حتی تصورش روهم نمیتوانستم بکنم
سلام استاد عزیز من امروزم اولین تمرین رو با آرامش در پرتو آگاهی ۵از صبح 8شروع کردم و نزدیک هست نه ساعت گوش دادم نوشتم و جملات تاکیدی برای سلامتی گفتم امروز برای اولین بار در طول شش سال از صبح تا شب بدون استرس وبا حس حضور وشادی وعشق به شب رساندم الهی شکر و سپاس البته یادم نره چهار روز از ستاره قطبی استفاده میکنم
شما بی نظیری بیش از یک ساله که روانشناسی ثروت یک را خریدهام و با شما اشنا شذم واقعا خدا پرستی رااز شما یادگرفتم ا باور دارم که بسیار موفق و سربلند می شوم و در تمام جنبه های زندگی موفقیت از انه منه ومن مادر یک پسرنابینا و دختر عزیزی هستم که روزی میشه که به داشتن هر دوی انها افتخار میکنمو خدا با ماست و هردوی انها دست در دست پروردگار دارند و پیشرفت میکنن
پسرم عاشق ماشین است از روزی که تسلا را معرفی کردین پسرم که اکنون 10 سالشه میگه من بزرگ شدم تسلا میخرم.
بعد ار چندبار گوش کردن این فایل برایم این نکته جالب اومد که هر سال ما هم عین طبیعت نو میشویم.
نکته مهمیه . ما هم مثل درختان مثل طبیعت هستیم با یک نگاه میبینیم مثلا یک درخت از یک دانه تبدیل به درخت شد در بهار شکوفه داد و در تابستان میوه و در پاییز کم کم تمام برگهایش میریزد و میماند شاخه و در زمستان استراحت میکند و دوباره در بهار زندگی مجدد.
یعنی ما هم هرساله از نو ساخته میشیم ولی فقط حافظه ما مانده است مثلا یک بیماری را بخاطر حافظه هر ساله با خودمون حمل میکنیم .
و چه زیباست با طبیعت بودن مثل طبیعت بخشنده بودن مثل طبیعت در سکوت بودن.
فایل کوتاه اما پر از درس.
داشتم گوجه سبز میخوردم خیلی بهم مزه داد داشتم ازش تشکر میکردم و از خدای خودم. فکر کردم که چقدر درخت بخشنده است. این درخت گوجه اول دانه ای بیش نبوده و در دل خاک تلاش کرد و انرژی های لازم برای رشد را از خاک گرفت و آرام آرام سر از خاک درآورد و جوانه زد و نور را دریافت کرد اکسیژن را گرفت آب را گرفت و خودش را قوی کرد و در برابر هر سختی دوام آورد و بزرگ شد مسیر تکاملی خودش را طی کرد و بزرگ شد در زمستان شاخه هایش را حفظ کرد در برابر طوفان و برف و باران قوی تر شد و در بهار شکوفه داد. چه شکوفه های زیبایی و چه زیبا شکوفه ها را از تگرگ و باران های بهاری حفظ کرد و آن را تبدیل به میوه کرد و شروع کرد به میوه ها جان دادن و رشد کردن تا زمانی که کامل رسیده شد و این میوه ها را با بخشندگی کامل به ما داد که لذت ببریم و فقط ازش تشکر کنیم. خدایا چه عظمتی داری چقدر زیبا همه چیز در کنار هم چیده شده تا به من آموزش بدی . این درخت فقط فقط بخشنده است نعمت را میدهد و این بخشندگی درسی برای من است.
وقتی خوب دقت کردم دیدم ما انسان ها هم بخشنده ایم. چون ما هم در آخر جسممان را به خاک میسپاریم و آنهم تجزیه میشه به بهترین مواد برای رشد . پس همه ما به هم وصلیم و این چرخه زندگی چقدر قشنگه.
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی این فایل و درسی که من از یک گوجه سبز گرفتم.
“بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود ”
درس من از این فایل این بود که کل جهان بخشنده است . چون ماه همیشه میتابد خورشید همیشه میدرخشد و باران همیشه میبارد پس تمام نعمتهای خدا همیشه جاری است . منهم اگر مثل طبیعت بخشنده باشم همیشه جاری باشم همیشه سبحان گویان باشم جهان هم در من جاری میشود. عشق در من جاری میشود . ثروت بر من جاری میشود . قدرت در من جاری میشود.
نمیدونم این ها را که مینویسم حس های قشنگی در من بوجود اومده. شکرگزاریم فرق کرده. هرآنچه که استفاده میکنم ریشه دار در موردش فکر میکنم و شکرگزاری میکنم. یک چای که مینوشم از گیاه چای تشکر میکنم که چقدر به من آرامش داده. به دستان خدا که برای این چای زحمت کشیدند تا به دست من برسه. خدایا شکرت 🙏
استاد عزیزم واقعا سپاسگزارم.
مریم جانم واقعا متشکرم بخاطر آگاهی شما برای این سفر سبز الهی.
سلام به همه دوستای عزیزم. به استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته عزیزم
روز چهل و نهم
خداروشکر میکنم که در نسلی از جهان به دنیا آمده ام و زندگی میکنم که پر از پیشرفت ها و اطلاعات و آگاهی های واضح است. برخلاف تمام داروهایی که برای برای انواع بیماری ها کشف شده و در سراسر دنیا پخش هستند، توجه به این نکته که جسم هر انسانی بزرگترین داروخانه جهان است، نگاهی کاملا توحیدی میطلبد. نگاهی که از تمام و کمال بودن خلقت خدا سرچشمه میگیرد. مکر میشود خدا چیزی در این دنیا خلق کرده باشد و در عالی ترین و کاربردی ترین حالت خود خلق نشده باشد؟! اگر به جوابی به غیر این رسیدیم، صد در صد مطمئن باشیم که با توجه به قانون احساس خوب = اتفاق خوب، احساس بد= اتفاقات بد، خودمان از جهان درخواست کردیم که در مقابل عالی ترین، بدترین رو بفرسته و خدا از آنجایی که عادله، هرکسی رو سرنوشت ساز سرنوشت خودش قرار داده و هرکی بخواد میتونه از عالی ترین حد خلقت خودش لذت ببره و یکی دیگه از بدترین حالتی که خودش از سیستم درخواست کرده!! وگرنه خدا به درست ترین گونه با درنظر گرفتن تمام جوانب بدنمون رو خلق کرده و یقین دارم این بدن خیلی فوق العاده تر از درمان بیماری آپشن داره. حتی این بدن نیز به صورتی طراحی شده تا من بتونم با استفاده از اون از زندگی و دنیا و نعمت های خدای بزرگ لذت ببرم. مثلا با چشمانی که خدا بهم داده و نحوه قرار گیری اون میتونم دنیا رو در قالب زیبا ببینم. تصوراتم رو که به صورت لمسی تو زندگیم اومده رو ببینم. با دستانی که عصب هایش به شکل فوق العاده ای با هم هماهنگ هستن و در آن واحد تمام حس ها و تجربه ها رو به ذهن میفرستن، اون تجارب رو لمس کنم و لذت ببرم و خیلی کاربرد های دیگه. پس اگر بدن من مشکلی داره، ذهن و باورهای من مشکل داره، مشکلی از خلقت نیست چون جهان در استوار ترین و عالی ترین حالت خودش خلق شده و این من هستم که باید با افزایش آگاهی و درک بیشتر خودم رو به حد فهم اون هماهنگی و استفاده از اون برسونم.
خیلی جالبه، قبل اینکه صفحه این روز رو باز کنم، با خودم میگفتم حتما راجب یه تجربه شیرینی که مربوط به صورتم هست رو میگم، حالا هرچقد مرتبط تر یا غیر مرتبط تر دوست داشتم بگم و ذوق داشتم که وقتی صفحه رو باز کردم، دیدم فایل دقیقا راجب همین موضوعه!!
دوست دارم تجربه شیرین کوچکی براتون تعریف کنم که دیروز بهش پی بردم. من از یه برندی یه صابون و آبرسان گرفته بودم.باورم رو این بود که این صابون فوق العادس و …. و به همه هم توصیه میکردم. تا اینکه چن روز پیش صورت خواهرمو دیدم که برخلاف اینکه هر روز داره از اون صابون استفاده میکنه، نتیجه ای نگرفته. بعد ازم پرسید صورت تو هم در اوایل مصرف اینجوری میشد که من گفتم اره ولی بعدش جوشا رفت و باید همزمان با مصرف صابون، آب هم بخوری چون لازمه تا پوست از اون آبی که میخوری استفاده کنه و شفاف بشه و اونجا به فکر فرو رفتم و با خودم گفتم بذار آب بیشتری بخورم و ببینم تاثیرش چیه(بدون صابون و آبرسان) که بعد به طور کاملا اتفاقی رو آورده بودم به دمنوش پونه که تو حیاط عموم فک و فراوونه و هر بار که میدیدمشون با خودم میگفتم اینا چه کاربردی دارن و… که یهو به ذهنم رسید که خوب بیام دمنوش درس کنم ازشون. البته یاداور بشم که خداروشکر با تمام وجودم دارم جوری زندگی میکنم که بتونم تو هر لحظه حس خوب داشته باشم و سپاسگذار خدا باشم. که این اتفاق شیرین کوچیک رو هم به دید احساس خوب=اتفاق خوب میبینم.
خلاصه بعد اینکه یکی دو روز دمنوش پونه خورده بود و اتفاقا همون روز نه از صابون استفاده کرده بودم و نه آبرسان، صورتمو داشتم میشتم که متوجه شدم صورتم ۹۰ درصد صافه!!! اتفاقی که از ۲۰ سالگی تا ۳۰ سالگی حتی یه بار هم رخ نداده بود. اینقد ذوق داشتم سری رفتم تو آینه نگا کردم و دیدم، حتی اون چروک بین دو ابرومم رفته و اثری ازش نیست.دوباره به صورتم دست زدم و از این همه صافی لذت بردم. هی دلم میخواست صوتمو بشورم و از صاف بودنش لذت ببرم. برام عجیب تر اینکه من هر برا صابون میزدم این چروک و این حد صافی نبود. بعد تصمیم گرفتم روز بعد صابون و آبرسان بزنم تا اثرشو ببینم، روز بعد که اینکار رو کردم، دیدم بلههه چروکه برگشته و صورتم زمخت تر شده!!!! خیلی برام جالب بود که صورت من تنها با نوشیدن آب و دمنوش پونه اینقد میتونه سری خودشو بازیابی کنه و حتی جوون تر از حالتی باشم که در دوران جوانی تجربه کردم. و البته آدم وقتی تو مدار درست و حس خوب باشه، الهامات در جهت تجربه اتفاقات شیرین، خودکار از طرف جهان بهت میرسه. من هر روز بعد مصرف صابون و آبرسان از خدا بابت داشتنشون تشکر میکردم، نگو که من با یه راهکار دیگه میتونستم بدنم رو به حرکت دربیارم تا خودش دست به کار بشه!!!! چقد همه خوبی ها و لذت ها ساده بدست میاد. چقد مسیر لذت کلا سادس!!! دیگه نیازی نیست هر روز صابون بزم و یا هی با خودم این ور و اون ور ببرم تا استفاده کنم! و تصمیم گرفتم دیگه استفادخ نکنم و بیشتر رو مایعات بدنم کار کنم.
خدایا شکرت که دنیا رو جوری خلق کردی که هرچی لذت بیشتر ببرم= لذت بیشتر های دیگه با توان ها و شدت بالاتر هستش. ممنونم که جهان رو سرتاسر خیر و شادی و مهمتر از همه احساس خوب بنا نهادی. ممنونم که هستی تا با درک و شناخت بیشترت، آرامش بگیرم و رهاتر حرکت کنم. خیلی ممنونم که صورتی صاف و شفاف بهم دادی و این یه نعمت فوق العادس.
اما روز چهل و نهم از سفری رویایی و جادویی برای ساختن انسانی متعالی به لطف خدا ی مهربان و استاد عزیزم و مریم جان
شکر خدا که توفیق نوشتن کامنتی دیگر رو پیدا کردم.
مجموعه فایلهای آرامش در پرتوآگاهی با اینکه زمانی کوتاهتر از بقیه فایلها دارند ولی بسیار پر مغز و هدایتگر هستند.
بویژه وقتی استاد یک برنامه ی سه روزه میدن ، که اگر اجرا شود حتما تاثیری شگرف خواهد داشت.
اگر سه روز هر لحظه حواسمون باشه که آگاه باشیم که بدنمان بزرگترین داروخانه ی جهان است و هیچ نیازی به هیچ عامل بیرونی ندارد برای سلامت بودن ، چقدر احساس رها بودن و قدرت و سلامتی و شادابی خواهیم داشت.
بله ، واقعا زندگی همینقدر زیبا و ساده است و خداوند همه چیز رو برای تجربه ی زندگی متعالی و خوشبختی در وجود ما گذاشت ، فقط ما کنترل را به دست ذهن دادیم و همه چیز از یادمان رفت و وقتی خداوند انسان را آفرید و به خودش «فتبارک الله احسن الخالقین » گفت ، برای این بشر ضعیف و افسرده و نا امید و بیمار و بی ایمان و مشرک و… نبوده حقیقتا. که برای انسانی بوده که برای هرچه بهتر زیستن در هر زمینه ای هیچچچچچ نیازی به هیچچچچچ عامل بیرونی نداشته ،بلکه همه چیز را درون خودش دارد . که این قدرت درصورت اتصال به منبع و رب العالمین ایجاد میشود و عمل به هدایتهای هر لحظه اش. پس این بشر واقعا چه نیازی به عوامل بیرونی از خود خواهد داشت برای شادی ، برای ثروت ، برای عشق ، برای امید ، برای توحید و … که روح خدا را درون خود دارد و راهنمایی به عظمت و قدرت و مهربانی الله یکتا در هر لحظه از زندگیش حاضر است.
مگر میشود خدایی با این عظمت که کهکشانها و کائنات و کوهها و درختان و پرندگان و … را آفریده از آفرینش تو به خودش تبریک بگوید و تو بیمار باشی و درمانت با عوامل بیرونی باشد؟ تو افسرده و نگران باشی و منتظر چیزی از بیرون برای خوب کردن حالت ؟ تو فقیر باشی و منتظر عوامل بیرونی برای ثروتمند شدنت؟ و…
وایییی که چقدر جهان زیباست و زندگی راحت و شگفت انگیز است. وقتی استاد میگه همه چیز به فرکانس و احساس درون تو بستگی داره ، اگر در زمینه ای از زندگیت هنوز مشکل داری بدون باورهای درستی نداری ،یعنی باید درونتو درست کنی.
اگر فقیری ،باورهاتو درست کن
اگر رابطه ات بده ، باورهاتو درست کن
اگر ناامیدی، باورهاتو درست کن
اگر افسرده ای ، باورهاتو درست کن
اگر بیماری ، باورهاتو درست کن ، باور کن که بزرگترین کارخانه ی جهان درون توست ، باور کن که هر سال نود و هشت درصد سلولهای بدن تو عوض میشن ، پس طبیعیه که همیشه سلامت باشی ، مگر اینکه کنترلتو بدی به دست اون دو درصد که حافظه ی توست.
اگر نظر منو میخوای این کارو نکن رفیق، سخته ولیییییی شدنیه
من تونستم ، تو هم میتونی
من چند سال پیش که تازه با قانون آشنا شدم ، ( تازهههه هنوز با استاد عباس منشِ عشق که استاد استادان هستن ، آشنا نشده بودم) دچار فلج مری بودم و موقع بلع غذا بسیار مشکل داشتم و باید با آب لقمه رو پایین میدادم و با اینکه عمل جراحی کرده بودم باز هم فایده نداشت. و به مرور باعث درگیری معده ی من هم شده بود. و هر غذایی رو نمیتونستم بخورم و گاهی معده و مری من به شدت درد میگرفت و مجبور بودم همیشه قرص و شربت معده بخورم و … که نمیخوام خیلی بازش کنم.
من باور کردم که میتونم بدن سالمی داشته باشم و هرچی دلم میخواد بخورم و سلامت باشم و درد نداشته باشم و اینو همش با خودم میگفتم و هر کس هم به یادم میآورد من با قاطعیت میگفتم که ، نه من کاملا خوبم و مشکلی ندارم و اونقدر گفتم تا باورم شد و حالا کاملااااا خوبم و خدارو شکر چند ساله که معده و مری و گوارش سالمی دارم به لطف خدا و قانون بدون تغییرش .
و از همین ترفند استفاده کردم و منی که هر سال موقع نوروز مریض میشدم امسال کاملا سالم بودم و حالم عالی بود ، چون باور کردم که آخه دلیلی نداره که من سرما بخورم ، خب هوا سرد باشه ، بدن من از همه چیز قویتره و هر چیزی رو برای سالم بودن خودش درونش داره.
آخه وقتی نگاه میکنم که وقتی جایی از بدن زخم میشه ، چقدرررررر قشنگ و بدون دخالت و نگرانی ما ، خودش ترمیم میشه ، چون ما باور داریم که خوب میشه ، میگم که خب پس همش همینه دیگه سیمین جان.
راستی حالا که جریان خوب شدن بیماریم رو گفتم ، یادم اومد که به قول استاد جان ، از همین روش برای باور سازی در بقیه زمینه های زندگیم هم استفاده کنم.
همه ی اینها رو خدا فرمود و من فقط نوشتم ، چون موقع شروع کار هیچ ایده ای برای نوشتن نداشتم.
خدایا شکرت که هر لحظه داری منو به بهترین ها و راحتترینها و ساده ترینها و زیباترین ها هدایت میکنی.
من چند وقت پیش به این فایل هدایت شدم خیلی عالیه و برام جالب بود
که بچه که بودیم بابام خدا بیامرز بهم می گفت
که تو شکممون کلی سرباز هست که از مون مواظبت می کنند و دفاع می کنند و می گفت غدا بخور تا سرباز هایت قوی بشوند
و این شده بود باور واسه من و همیشه
تو همون دوران با سربازها یم صحبت می کردم و بهشون قدرت می دادم و می گفتم شما باید قوی باشید
واقعا بعضی وقتها یک باورهای قشنگی رو بهمون دادند و من با همون باور بزرگ شدم و خدا روشکر همیشه سالم و سرحال بودم و همین اصطلاح و باور رو هم به بچه هایم دادم و اونها هم باور کرد بودند
وقتی این فایل رو گوش کردم
گفتم پس یک چیزی بود که اون زمان به ما هم می گفتند
ولی درست درکش نکردند
و از زمانی که این فایل رو گوش کردم و قانون سلامت هم از طریق خواهر شوهر بهم معرفی شد اون ها هم عضو سایت هستند
و برام کمی از مواردش رو تعریف کردند و باز من که خیلی تشنه این مطالب بودم و دوست داشتم و یکی از هدف هایم بود که تو دفتر اهدافم نوشته بودم که به وزن دلخواهم برسم سال 1401
و پارسال از اردیبهشت ماه با فایل ها استاد که بصورت رایگان دوره مقدماتی بود آشنا شدم و شروع کردیم من و پسرم
به انجام دادند
اون دوره و وعده های غذایی مان رو کم کردم و بقیه مراحلش رو
قبل از این دوره خیلی پا درد بودم و زانوهایم صدا می کرد وقتی راه می دفتم
و مریضی رحم داشتم
و وزنم هم سنگین بود حدود 87 کیلو
و ما شروع کردیم
طی چند ماه کلی وزن کم کردم و کلی از مشکلات جسمی که داشتم و بخصوص ایام خاص کلا دردها کنار رفت و در اون ایام دیگه درد نداشتم
و کلا ما تو این یک سال خداروشکر هیج دکتری نرفتیم و هیج دارویی
اگر هم کمی سرما می خوردیم با لیمو عسل حلش می کردیم
خلاصه وزن من رسید و حتی از اون که می خوستم هم رد شد یعنی تارگتمم رو هم رد کردم تارکت من 78 بود
ولی رسوندمش به 71 و 70 کیلو
و خیلی خوشحال بودم که سال گذشته این هدف رو که اول سال نوشته بودم که از لحاظ جسمی سالم و پر انرژی باشم و وزن بشه 78
تیکش زدم و اکنون هم وزنم همون 70 کیلو هست و خیلی پر انرژی هستم همیشه صبح ها کسل بودم ولی حالا نه کلی انرژی دارم مشکل کبد داشتم برطرف شد و خیلی چیزهای دیگه وای از پوستم اینقدر زیباتر شده و جوانتر شده و خیلی خوشتیپ هم شدم و کلی ذوق می کنم هرچند هدف اصلی من فقط سلامتی بوده و هست
و اکنون یکی از هدف هایم اینکه دوره قانون سلامت رو خریداری کنم
یادم شد بگم من این باور رو که از کودکی همراهم بود
حتی تو دورانی که پندامیک همه جا گیر شده بود و ما کارمون طوری بود که رفت آمد زیاد داشتیم با بچه های سازمانم و جاهای میرفتیم که درگیر کرونا بودند
خداروشکر من و همسرم و بچه هام تو این چند سال درگیرش نشدیم
و همین این باور رو قویتر می کردم که بدنمان خیلی قوی هست
حتی اطرافیانم خواهر برادرهایم و دوستانم مبتلا شدن ولی خداروشکر ما مبتلا نشدیم
همه اینها به خاطر اون باور قدرتمند بود
یک خاطر دیگه هم بابت اون مطلب و ازمایش پلاسیبو بگم که من امتحانش کردم
روی بابام خدابیامرزم
بابام چند وقتی بود که شب ها نمی خوابید و همش به مادرم می گفت قرص خواب بهم بده من هم به مادرم گفته بودم که این قرص ها رو بهش نده
اعصابش خرابتر میشه و چند جای دیگش هم خراب میشه
این رو بگم بابام چون خودش اون باور رو داشت زمانی که برده بودیمش پیش دکتر گفت بود ایشون سالم سالم هستند
خلاصه بابت اون ماجرا ی خوابش من به مادرم گفتم بیا از این قرص ها آهن
بهش بده هر شب که یادش بود
بهش بده
مادرم هم هر شب که بابام می گفت قرص خواب بده از همون قرص های ویتامینه یا قرص اهن می داد و بابام باور کرده بود که این قرص خواب هست هم می خورد بلافاصله خوابش می برد
و این برای ما خیلی جالب بود و خداروشکر بابام خیلی سالم بودند و مریضی خاصی نداشتند و به دلیل کهولت سن فوت کردند
روحش شاد
بابت مبحث مراقبه که استاد تو این فایل و مقاله شان بیان کردند
این دفعه بیشتر درکش کردم
که واقعا در سکوت و ارامش میشه با خدا بیشتر ارتباط گرفت
پس من باید یاد بگیرم که ذهنم رو بیشتر کنترل کنم و تا می توانم ساکتش کنم
و باید مراقبه کردن رو انجام دهم
تا حالا چند بار تصمیم گرفتم که هرروز انجامش بدهم ولی متاسفانه در این مورد متعهد نبودم
اما گفتم بیاییم اینجا به خودم قول بدهم که از این به بعد هرروز شده ده دقیقه
وقت بزارم و بشه جز روتین زندگیم
چون می خواهم به سکوت بیشتر و ارامش بیشتر برسم و قلبم بازتر بشه برای دریافت الهامات خداوند
و بیشتر به خدواند وصل بشوم
این هم ردپای از امروز من که 49 روز هست که در روز شماره می ایم کامنت می نویسم و این حس قشنگ رو تجربه می کنم و لذت می برم و هرروز متعهدتر میشوم و اشتیاقم بیشتر به شناخت قوانین جهان هستی شده و وقتی می نویسم فکر می کنم بیشتر درک می کنم و در حال رشد هستم
چون واقعا چرخ زندگیم روغن کاری شده و زندگی و تصمیماتی که می خواهم بگیرم خیلی راحتر وبهتر شده
و می خواهم بابت مراقبه انجام دادن هم اینجا ردپای بزارم که یادم بمونه که تعهد دادم به خودم
سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من
روز چهل و نهم از سفرم به درون
فایل: آرامش در پرتو آگاهی/ قسمت 5
————————————————–
الهی فدای خدای مهربان و سخاوتمندم بشم که اینقدر توانایی و قدرت به ما داده،
واقعا چطور تو را سپاس بگویم ؟؟؟
جسممون که خودش یک کارخانه است که هر لحظه بدون اینکه ما بخوایم کاری کنیم به خوبی هر سلول وظایفش را انجام میدهد
اماااااااااااا
ی شرط داره
به شرط آرامش ذهن
به شرط اتصال به مبدا و منبع انرژی
مگه میشه برق یک لامپ رو از مدار خاموش کنیم و اون لامپ روشن بشه؟؟ یا قطع و وصل نشه؟؟
و چقدر زیباست و چقدر این خدا عاشقانه ماهارو میخواد که برای اینکه هر چیزی بخواد به ما بده،میگه با من باش،حپاست به من باشه و….
قبول دارید خیییلی عاشقانه است؟؟!!!
ریش و قیچی رو داده به خودمون ولی گفته به شرطی میتونی استفاده کنی که توجه ات به من باشه،،
چطوری؟
با حال خوش
شکر گذاری
آرامش
عبادت
تفکر و تعمق در این جهان و هستی
بررسی قوانین جهان در همه اتفاقات اطرافت
لبخند زدن
بخشیدن و گذشت کردن
طبیعت گردی
و…..
به راستی که نشانه آدم مومن آرامش است
وقتی وصلی،وقتی متوکلی،وقتی خیالت راحته ،آراااامی
از درون
از بیرون ارتعاش آرامش ساطع میکنی
و این یعنی همانی که در غوغای زمان آرامش دارد،و در سلامت است
من تجربه خودم رو می خوام بگم خدمتتون:
سال96 شخصی که به من خیلی نزدیک بود و برای من خیلی عزیز هم بود داستانی رو برای من از روی قضاوت خودش ساخت و به تعداد زیادی از دوستان و آشنایان تحویل داد و بدون اینکه کسی حقیقت رو از من بپرسه ، با من قهر کردن و پشت سرم حرف میزدن و…..
این طرف داستان منی که از همه جا بی خبر بودم دیدم خانواده ام پدرم،مادرم،خواهرهام به من زنگ میزدن و میگفتن چرا با فلانی اینکارو کردی گناه داشته بیچاره!!!! خب تو کارشکنی نمیکردی میذاشتی کارش انجام بشه و….
خلاصه که سرتونو درد نیارم
روزگار من شد روزگار تیره و تار،من هییییچ کاری نکرده بودم و اونقدر لجم گرفته بود که حاضر نشدم برم توضیح بدم….
هر شب تا صبح تو خواب باهاشون بحث میکردم،صبح تا بیدار میشدم جلو آینه داشتم با اونا بحث میکردم و صبح تا شب اوضاعم همین بود
من کم کم جسمم بیمار شد،ازین دکتر به اون دکتر،این آزمایش،اون آزمایش و….دستی دستی فقط با نداشتن آرامش در ذهن و روحم داشتم بیماری میگرفتم که در جامعه به عنوان لاعلاج میشناسن..حدودا یکسال دستم بند بود تا اینکه خدای مهربان هدایتم کرد
ی روزی میون همون گریه ها و… رفتم تلگرام و ی کانال دیدم که درباره مراقبه بود..
یادمه اونزمان شروع کردم 40 روز هر روز در 2 یا 3 نوبت مراقبه انجام میدادم،
اشک می ریختم و سبک میشدم،خودم را بخشیدم و احساس گناهی که اطرافیان به من داده بودند رو از بین بردم..از آن زمان شروع به شکرگذاری کردم و هر روز حالم بهتر شد،دیگه دارو نخوردم،آخرین آزمایشات رو که دکتر واسم نوشته بود و می گفت جوابش مهمه رو اصلا انجام ندادم و الان سالها میگذره که حالم عااااایه و همین موضوع باعث شد که کم کم توی این مسیر قرار بگیرم،کتابهای مختلف خواندم،مراقبه های مختلف انجام دادم و الان هم که دیگه در بهترین جمع هستم و افتخار شاگردی استاد عزیزم رو دارم..
و خدمتتون عرض کنم که وقتی من همه اونها رو بخشیدم از تهِ دل بعد از مدتی،اون شخص و همه اون آدمها اومدن و حقیقت رو فهمیدن،مدت کوتاهی رابطه داشتیم ولی چون به هیچ عنوان در مدار هم نبودیم به راحتی و بودن هیچ بحثی از هم جدا شدیم..خدارو شکرررر برای قوانین ثابتش کن به درستی عمل میکنند..
خلاصه که من به خوبی نتیجه ذهن شلوغ که جز بیماری جسم و روح و روابط و….نیست را لمس کردم
و الان هم که خیلی تلاش میکنم طبق آموزشهای استاد عزیزم کنتر ل ذهن انجام بدم و حالم رو خوش نگه دارم ،بسیار بسیار حالم از نظر جسمی و روحی و نشاط و شادی عااااالیه
————————————————–
استاد عزیزم،خدارا شکرررررر میکنم که هستی،،،عااااااشقتم
مریم عزیزم خیلی خیلی سپاس اسباب این سفر رویایی و الهی رو برای ما فراهم کردید…دوستون دارم،،بووووووس
همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید
دوستتون داااااااااارم
در پناه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی
بِه نامِ خُداوَندِ بی نَهایَتُ لامَکانُ لازَمان
بهِ نامِ خُداوَندی کِه هَمه چیز می شَود هَمه کَس را…
سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
برگ چهل و نهم از سفرنامه من
دوشنبه 1403/4/18
ساعت 20:34
یکسری از باورها واقعا مثل سیمان چسبیده به ذهن
برای من باور سلامتیه ک مقاومت دارم در مقابلش
خیلی از باورها مثل باور به خداوند
باور ثروت و فراوانی
باور روابط ….
برای من خیلی راحت بود واقعا پذیرفتم چون اعتقاد داشتم
اما در برابر سلامتی همچین چیزی نبود
عبارت تأکیدی سلامتی را اعتقادی بهش نداشتم برام منطقی نبود
فقط تکرارش میکردم.
اما احساس میکنم امروز اون سیمان کمی نرم تر شد
احساس میکنم با خوندن کامنت و عملکرد صحیح سیستم ک استاد فرمودند
برای من قابل فهم و منطقی شد
و امروز باورها برای من شیرین تر شد با حس خوب تکرار میکردم
بیماری مزمن ک چند ساله بامنه
و یادش منو میترسونه
و تمام تلاشم را میکنم
تمرکزم را نسبت به بیماری کم کنم و توجه و تمرکزم را بزارم روی سلامتی
اما نتونستم موفق باشم
اما خداروشکر میکنم احساس میکنم بخاطر اینکه برای من منطقی شد
بتونم تمرکزم را از روش بردارم
من تقریبا سه ماهه دارم روی خودم کار میکنم
خیلی موفقیت کسب کردم
اما نتایجی روی سلامتی نداشتم
و بخاطر باورهای خودمه
بخاطر تمرکزم روی بیماریه
از خدا کمک میخام تو این مسیر کمکم کنه
دستمو بگیره
چون واقعا دوست دارم در فرکانس سلامتی قرار بگیرم
و اینو هم میدونم باید تکاملم را طی کنم
و امیدوار حتما ادامه خواهم داد
خداوندا من سپاسگزارم ک من را در این مسیر قرار دادی
استاد عزیزم ممنونم
روز شمار تحول زندگی من
روز چهل و نهم
👑به نام خدایی که زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می کند👑
دوس دارم حال الانمو بنویسم یادم بمونه.
تا همین ۲۰ دقیقه پیش انقد خسته بودم که وقتی داشتم راه میرفتم انگار یه جسد داشت راه میرفت ،
والا اصلا مغزم کار نمیکرد ، رفتم سوپرمارکت خرید کردم ، نصف چیزایی که لازم بود رو اصلا کلا فراموش کردم ، فقط تو فکرم این بود که با این حجم از خستگی تو بدنم که دیگه حتی فکرمم کار نمیکنه باید الان فقط برسم خونه بخوابم.
آقا اومدم دراز کشیدم واقعا مثل یه جسد بی جون و بی حال بودم.
یهو یادم اومد کامنت نذاشتم امروز🤦🏻♂️
با خودم گفتم والا مغزم کار نمیکنه چی بنویسم اصلا.
گفتم حالا بزار فایلو گوش کنم ولی صبح بیدار میشم کامنت میزارم.
فایلو پلی کردم و چقد جالب که امروز هم درباره ی سلامتی بود این قسمت آرامش در پرتو آگاهی.
وقتی تا آخر گوش کردم احساس کردم خستگیم کمتر شده ، جالب بود حسش.
ولی بازم خوابم میومد و خستگی رو توم احساس میکردم.
فایل رو دوباره پلی کردم و اینبار همزمان متنشو هم خوندم.
به آخرش که رسیدم احساس کردم اصلا با ۲۰ دقیقه قبلم خیلی فرق کردم.
در حین گوش دادن فایل که استاد داشت میگفت جسم تو بزرگ ترین دارو خانه جهان است تو ذهنم اگاهانه با خودم گفتم اصلا خستگی معنی نداره برای منی که بزرگترین داروخونه رو دارم.
گفتم الان یه سری سلول ها شروع میکنن که منو سرحال و سلامت کنن.
واقعا حالم خیلی بهتر شد ، با خودم گفتم چرا من این فایل های آرامش رو هر روز گوش نمیدم پس 🤔
به قول استاد :«انگار بدن من ، روح من نیاز داشت به این آگاهی ، به انرژی خداوند»
بابا اصلا یه چیزایی به آدم یادآوری میکنه که به صد تا قرص و مکمل تغذیه ای و هزار تا دارو و این چیزا برای ریکاوری بدن می ارزه.
تازه خیلیاشون شیمیایی ان و ضرر دارن.
انقد با این فایل حال کردم ، گفتم اصلا مغزم کار نمیکنه یعنی چی ؟ نداریم اصلا همچین چیزی .
من همیشه سالم و تندست و قوی ام .
من همیشه در صحت و سلامت عقلی و ذهنی و روحی و جسمی و روانی ام .
من اصلا از هر لحاظی سالم و فوق العاده ام.
جسم من توانایی اینو داره که از پس هر چیزی بربیاد و …
خدای من واقعا چقد تاثیر داره این افکار رو آدم.
اصلا تاثیر چیه بابا ، کلش همینه
این هست و جز این نیست.
اول افکار درست میشه ، اول ذهن آروم میشه ، اول من هماهنگ میشم بعد هدایت میشم به سمت سلامتی ، بعد هدایت میشم به اون ماده ی غذایی که نیاز بدنمه ، بعد هدایت میشم به سمت هر چیزی که برای طبیعی زندگی کردن منه.
با این که میگفتم فردا صبح کامنت میزارم ولی انقد لذت بردم ازین اتفاق که دلم نیومد ننویسم.
مینویسم که یادم بمونه ، مینویسم که اگه کسی داره اینو میخونه واقعا باور کنه همه چی همینه.
فقط باید رو باور هامون کار کنیم ، البته که من خودم هم گاهی فراموش میکنم ولی عیب نداره ، سعی میکنم بهتر عمل کنم.
از هر وقت که برگردم به مسیر ، از همون جا دوباره نتایج میاد ، به خدا اصلا تو این ۲۰ دقیقه احساس میکنم جون دوباره گرفتم بعد از دوبار گوش دادن به این فایل.
حالا اگه این باور هارو هر روز با خودم تکرار و تکرار و تکرار کنم ببین چی بشه دیگه.
خدایا دمت گرم ، چه قانون باحالی داری.
خداشاهده تو هر زمینه ای فکرشو میکردم نتیجه گرفته بودم ، ولی این یه دونه رو تا حالا اصلا بهش اینجوری پی نبرده بودم ، اونم فک کنم برای اینه که بیماری نداشتم به اون صورت و باور های مربوط به سلامتی رو روش کار نمیکردم ولی این تضاد امشب و هدایتم به این فایل منو به این وادار کرد که بشینم باور های قدرتمند کننده در مورد سلامتی ایجاد کنم و روشون کار کنم.
یه گنجی دارم به اسم سایت عباسمنش دات کام که هر چی بخوام توش داره ، میرم تو قسمت عقل کل این سایت پیداشون میکنم 😉
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت
استاد جان بازم ممنونم ازت زیاااااد ❤️
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از خدا میخوام به هممون سلامتی بده.
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام کمک کنه فقط خودشو بپرستیم و فقط از خودش یاری بجوییم.
به نام هدایتگرم
درودبه استادم وخانم شایسته گرامی دستان خداوند
درودبه خانواده عزیزانم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
که بدنی سالم وزیبا به دور از تمام امراض بهم هدیه دادی
چقدر این فایل بااینکه کوتاه است اما زیباست ومطالب مهم واصلی رو استاد بیان کردید
من طی این 2سالی که عضو سایتم چندصدبار این فایل رو گوش دادم اماوامروز مطالب رو خوب درکشون کردم وفکر کنم دلیلش بالا رفتن مدارم باشه وهرچقدر باز مدارم بالاتر بره اگر بازهم گوش کنم مطالب برام عمق درکشون بیشتر میشه
خداروشکر،،
که من طی چندسال گذشته تا جایی که یادم میاد آدم دکتر رفتن نبودم ودربرابر مریضی ها مقاومتم خوب بود اما مصرف قرص ودارو زیاد داشتم که دیگه الان حدود2سالی میشه فقط داروهای ویتامینه مصرف میکنم وکلا 2بارکلا مرض شدم اونم سرماخوردگی بوده که آبلیمو عسل خوردم ورفع شده
اما متاسفانه طی چندسال گذشته ورودی های ذهنم رونتونستم کنترل کنم وباعث ازهم پاشیدن زندگیم ونابود کردن خودم وروحم شدم
وغذایی که با روحم میدادم مملواز آلودگیهای منفی بود
البته که بعلت ناآگاه بودنم بود از قوانین بدون تغییر خداوند وجهان که همیشه خلاف عمل میکردم ونتیجه هم بسیار بد میشد
ولی الان دیگه کلا با قبلم بسیار تغییرکردم ودیگه اون آدم قبل نیستم
وخداوندروسپاسگذارم بابت تمام هدایتهایش
خیلی زیباست که به آرامش درون برسی وداشتن مراقبه روح وجسمتو آروم میکنه
واین آرامش به منبع وصلت میکنه والهامات رو به خوبی دریافت میکنی وایده ها برات میاد
معجزات وارد زندگیت میشه
هرروزت زیباترازروز قبلت میشه
خدایاشکرت،،خدایاشرت،،
سکوت زبان خداوند است
هرجایی که آدمها درحال غیبت یا نالیدن ازاوضاعشون بودندومن حضور داشتم تنها کارم کنترل ذهن بود که گوش ندم به حرفاشون وسکوت کنم وجالبه که به طرز عجیبی پراکنده شدند وازمن جداشدند
وهمین کنترل ذهن وسکوت باعث میشه که بدندسالمی داشته باشی
ودیگه مریض نباشی
جسممان بزرگترین داروخانه جهان است
من این جمله روتجربه کردم واززمانیکه روی خودم وباورهام کارمیکنم جسمم سالم وکوچکترین دردیا مشکلی رو درمان میکنه
خدایاشکرت
آدمهای زیادی رو در اطرافم هرروز میبینم کهاز دردها وامراضشون مینالند
وبامصرف قرص ودارو فقط دارن به جسمشون صدمه بیشتری رو واردمیکنن،،
واین روند رواینقدر ادامه میدهند که اون مریضی را بزرگترش میکنند ومراجعه میکنند به پزشک وحتی دربیمارستانها بستری میشوند
وحتی افرادی رو دراطرافم دیدم که فقط به خاطر بیتوجهی افراد جامعه وخانواده دست به تمارض میزنند وخودشون رو مریض جلوه میدهند واینقدر این کارراتکرارمیکنند که ذهن باور میسازد وبراشون به واقعیت تبدیل میشه
واین سری آدمهاروکه میبینم خداوند راهزاران بارشکرمیکنم که من روهدایت کردوآرامشی به من عطاکردکه حتی تصورش روهم نمیتوانستم بکنم
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
باآرزوی سلامتی ازخداوند براتون دوستان عزیزم
استادومریم خانم شمابینظیر هستیدودوستتان دارم
سپاسگذارم
سلام استاد عزیز من امروزم اولین تمرین رو با آرامش در پرتو آگاهی ۵از صبح 8شروع کردم و نزدیک هست نه ساعت گوش دادم نوشتم و جملات تاکیدی برای سلامتی گفتم امروز برای اولین بار در طول شش سال از صبح تا شب بدون استرس وبا حس حضور وشادی وعشق به شب رساندم الهی شکر و سپاس البته یادم نره چهار روز از ستاره قطبی استفاده میکنم
سلام استاد جان
شما بی نظیری بیش از یک ساله که روانشناسی ثروت یک را خریدهام و با شما اشنا شذم واقعا خدا پرستی رااز شما یادگرفتم ا باور دارم که بسیار موفق و سربلند می شوم و در تمام جنبه های زندگی موفقیت از انه منه ومن مادر یک پسرنابینا و دختر عزیزی هستم که روزی میشه که به داشتن هر دوی انها افتخار میکنمو خدا با ماست و هردوی انها دست در دست پروردگار دارند و پیشرفت میکنن
پسرم عاشق ماشین است از روزی که تسلا را معرفی کردین پسرم که اکنون 10 سالشه میگه من بزرگ شدم تسلا میخرم.
به نام الله
به نام خدای بخشنده
سلام بر استاد عزیز
روز چهل و نهم سفرنامه من
بعد ار چندبار گوش کردن این فایل برایم این نکته جالب اومد که هر سال ما هم عین طبیعت نو میشویم.
نکته مهمیه . ما هم مثل درختان مثل طبیعت هستیم با یک نگاه میبینیم مثلا یک درخت از یک دانه تبدیل به درخت شد در بهار شکوفه داد و در تابستان میوه و در پاییز کم کم تمام برگهایش میریزد و میماند شاخه و در زمستان استراحت میکند و دوباره در بهار زندگی مجدد.
یعنی ما هم هرساله از نو ساخته میشیم ولی فقط حافظه ما مانده است مثلا یک بیماری را بخاطر حافظه هر ساله با خودمون حمل میکنیم .
و چه زیباست با طبیعت بودن مثل طبیعت بخشنده بودن مثل طبیعت در سکوت بودن.
فایل کوتاه اما پر از درس.
داشتم گوجه سبز میخوردم خیلی بهم مزه داد داشتم ازش تشکر میکردم و از خدای خودم. فکر کردم که چقدر درخت بخشنده است. این درخت گوجه اول دانه ای بیش نبوده و در دل خاک تلاش کرد و انرژی های لازم برای رشد را از خاک گرفت و آرام آرام سر از خاک درآورد و جوانه زد و نور را دریافت کرد اکسیژن را گرفت آب را گرفت و خودش را قوی کرد و در برابر هر سختی دوام آورد و بزرگ شد مسیر تکاملی خودش را طی کرد و بزرگ شد در زمستان شاخه هایش را حفظ کرد در برابر طوفان و برف و باران قوی تر شد و در بهار شکوفه داد. چه شکوفه های زیبایی و چه زیبا شکوفه ها را از تگرگ و باران های بهاری حفظ کرد و آن را تبدیل به میوه کرد و شروع کرد به میوه ها جان دادن و رشد کردن تا زمانی که کامل رسیده شد و این میوه ها را با بخشندگی کامل به ما داد که لذت ببریم و فقط ازش تشکر کنیم. خدایا چه عظمتی داری چقدر زیبا همه چیز در کنار هم چیده شده تا به من آموزش بدی . این درخت فقط فقط بخشنده است نعمت را میدهد و این بخشندگی درسی برای من است.
وقتی خوب دقت کردم دیدم ما انسان ها هم بخشنده ایم. چون ما هم در آخر جسممان را به خاک میسپاریم و آنهم تجزیه میشه به بهترین مواد برای رشد . پس همه ما به هم وصلیم و این چرخه زندگی چقدر قشنگه.
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی این فایل و درسی که من از یک گوجه سبز گرفتم.
“بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود ”
درس من از این فایل این بود که کل جهان بخشنده است . چون ماه همیشه میتابد خورشید همیشه میدرخشد و باران همیشه میبارد پس تمام نعمتهای خدا همیشه جاری است . منهم اگر مثل طبیعت بخشنده باشم همیشه جاری باشم همیشه سبحان گویان باشم جهان هم در من جاری میشود. عشق در من جاری میشود . ثروت بر من جاری میشود . قدرت در من جاری میشود.
نمیدونم این ها را که مینویسم حس های قشنگی در من بوجود اومده. شکرگزاریم فرق کرده. هرآنچه که استفاده میکنم ریشه دار در موردش فکر میکنم و شکرگزاری میکنم. یک چای که مینوشم از گیاه چای تشکر میکنم که چقدر به من آرامش داده. به دستان خدا که برای این چای زحمت کشیدند تا به دست من برسه. خدایا شکرت 🙏
استاد عزیزم واقعا سپاسگزارم.
مریم جانم واقعا متشکرم بخاطر آگاهی شما برای این سفر سبز الهی.
خیلی خیلی دوستتون دارم ❤
سپاسگزارم🙏
سلام به همه دوستای عزیزم. به استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته عزیزم
روز چهل و نهم
خداروشکر میکنم که در نسلی از جهان به دنیا آمده ام و زندگی میکنم که پر از پیشرفت ها و اطلاعات و آگاهی های واضح است. برخلاف تمام داروهایی که برای برای انواع بیماری ها کشف شده و در سراسر دنیا پخش هستند، توجه به این نکته که جسم هر انسانی بزرگترین داروخانه جهان است، نگاهی کاملا توحیدی میطلبد. نگاهی که از تمام و کمال بودن خلقت خدا سرچشمه میگیرد. مکر میشود خدا چیزی در این دنیا خلق کرده باشد و در عالی ترین و کاربردی ترین حالت خود خلق نشده باشد؟! اگر به جوابی به غیر این رسیدیم، صد در صد مطمئن باشیم که با توجه به قانون احساس خوب = اتفاق خوب، احساس بد= اتفاقات بد، خودمان از جهان درخواست کردیم که در مقابل عالی ترین، بدترین رو بفرسته و خدا از آنجایی که عادله، هرکسی رو سرنوشت ساز سرنوشت خودش قرار داده و هرکی بخواد میتونه از عالی ترین حد خلقت خودش لذت ببره و یکی دیگه از بدترین حالتی که خودش از سیستم درخواست کرده!! وگرنه خدا به درست ترین گونه با درنظر گرفتن تمام جوانب بدنمون رو خلق کرده و یقین دارم این بدن خیلی فوق العاده تر از درمان بیماری آپشن داره. حتی این بدن نیز به صورتی طراحی شده تا من بتونم با استفاده از اون از زندگی و دنیا و نعمت های خدای بزرگ لذت ببرم. مثلا با چشمانی که خدا بهم داده و نحوه قرار گیری اون میتونم دنیا رو در قالب زیبا ببینم. تصوراتم رو که به صورت لمسی تو زندگیم اومده رو ببینم. با دستانی که عصب هایش به شکل فوق العاده ای با هم هماهنگ هستن و در آن واحد تمام حس ها و تجربه ها رو به ذهن میفرستن، اون تجارب رو لمس کنم و لذت ببرم و خیلی کاربرد های دیگه. پس اگر بدن من مشکلی داره، ذهن و باورهای من مشکل داره، مشکلی از خلقت نیست چون جهان در استوار ترین و عالی ترین حالت خودش خلق شده و این من هستم که باید با افزایش آگاهی و درک بیشتر خودم رو به حد فهم اون هماهنگی و استفاده از اون برسونم.
خیلی جالبه، قبل اینکه صفحه این روز رو باز کنم، با خودم میگفتم حتما راجب یه تجربه شیرینی که مربوط به صورتم هست رو میگم، حالا هرچقد مرتبط تر یا غیر مرتبط تر دوست داشتم بگم و ذوق داشتم که وقتی صفحه رو باز کردم، دیدم فایل دقیقا راجب همین موضوعه!!
دوست دارم تجربه شیرین کوچکی براتون تعریف کنم که دیروز بهش پی بردم. من از یه برندی یه صابون و آبرسان گرفته بودم.باورم رو این بود که این صابون فوق العادس و …. و به همه هم توصیه میکردم. تا اینکه چن روز پیش صورت خواهرمو دیدم که برخلاف اینکه هر روز داره از اون صابون استفاده میکنه، نتیجه ای نگرفته. بعد ازم پرسید صورت تو هم در اوایل مصرف اینجوری میشد که من گفتم اره ولی بعدش جوشا رفت و باید همزمان با مصرف صابون، آب هم بخوری چون لازمه تا پوست از اون آبی که میخوری استفاده کنه و شفاف بشه و اونجا به فکر فرو رفتم و با خودم گفتم بذار آب بیشتری بخورم و ببینم تاثیرش چیه(بدون صابون و آبرسان) که بعد به طور کاملا اتفاقی رو آورده بودم به دمنوش پونه که تو حیاط عموم فک و فراوونه و هر بار که میدیدمشون با خودم میگفتم اینا چه کاربردی دارن و… که یهو به ذهنم رسید که خوب بیام دمنوش درس کنم ازشون. البته یاداور بشم که خداروشکر با تمام وجودم دارم جوری زندگی میکنم که بتونم تو هر لحظه حس خوب داشته باشم و سپاسگذار خدا باشم. که این اتفاق شیرین کوچیک رو هم به دید احساس خوب=اتفاق خوب میبینم.
خلاصه بعد اینکه یکی دو روز دمنوش پونه خورده بود و اتفاقا همون روز نه از صابون استفاده کرده بودم و نه آبرسان، صورتمو داشتم میشتم که متوجه شدم صورتم ۹۰ درصد صافه!!! اتفاقی که از ۲۰ سالگی تا ۳۰ سالگی حتی یه بار هم رخ نداده بود. اینقد ذوق داشتم سری رفتم تو آینه نگا کردم و دیدم، حتی اون چروک بین دو ابرومم رفته و اثری ازش نیست.دوباره به صورتم دست زدم و از این همه صافی لذت بردم. هی دلم میخواست صوتمو بشورم و از صاف بودنش لذت ببرم. برام عجیب تر اینکه من هر برا صابون میزدم این چروک و این حد صافی نبود. بعد تصمیم گرفتم روز بعد صابون و آبرسان بزنم تا اثرشو ببینم، روز بعد که اینکار رو کردم، دیدم بلههه چروکه برگشته و صورتم زمخت تر شده!!!! خیلی برام جالب بود که صورت من تنها با نوشیدن آب و دمنوش پونه اینقد میتونه سری خودشو بازیابی کنه و حتی جوون تر از حالتی باشم که در دوران جوانی تجربه کردم. و البته آدم وقتی تو مدار درست و حس خوب باشه، الهامات در جهت تجربه اتفاقات شیرین، خودکار از طرف جهان بهت میرسه. من هر روز بعد مصرف صابون و آبرسان از خدا بابت داشتنشون تشکر میکردم، نگو که من با یه راهکار دیگه میتونستم بدنم رو به حرکت دربیارم تا خودش دست به کار بشه!!!! چقد همه خوبی ها و لذت ها ساده بدست میاد. چقد مسیر لذت کلا سادس!!! دیگه نیازی نیست هر روز صابون بزم و یا هی با خودم این ور و اون ور ببرم تا استفاده کنم! و تصمیم گرفتم دیگه استفادخ نکنم و بیشتر رو مایعات بدنم کار کنم.
خدایا شکرت که دنیا رو جوری خلق کردی که هرچی لذت بیشتر ببرم= لذت بیشتر های دیگه با توان ها و شدت بالاتر هستش. ممنونم که جهان رو سرتاسر خیر و شادی و مهمتر از همه احساس خوب بنا نهادی. ممنونم که هستی تا با درک و شناخت بیشترت، آرامش بگیرم و رهاتر حرکت کنم. خیلی ممنونم که صورتی صاف و شفاف بهم دادی و این یه نعمت فوق العادس.
به نام الله یکتا
سلام استاد عزیزم
سلام مریم مهربان و دوستان گرامی
اما روز چهل و نهم از سفری رویایی و جادویی برای ساختن انسانی متعالی به لطف خدا ی مهربان و استاد عزیزم و مریم جان
شکر خدا که توفیق نوشتن کامنتی دیگر رو پیدا کردم.
مجموعه فایلهای آرامش در پرتوآگاهی با اینکه زمانی کوتاهتر از بقیه فایلها دارند ولی بسیار پر مغز و هدایتگر هستند.
بویژه وقتی استاد یک برنامه ی سه روزه میدن ، که اگر اجرا شود حتما تاثیری شگرف خواهد داشت.
اگر سه روز هر لحظه حواسمون باشه که آگاه باشیم که بدنمان بزرگترین داروخانه ی جهان است و هیچ نیازی به هیچ عامل بیرونی ندارد برای سلامت بودن ، چقدر احساس رها بودن و قدرت و سلامتی و شادابی خواهیم داشت.
بله ، واقعا زندگی همینقدر زیبا و ساده است و خداوند همه چیز رو برای تجربه ی زندگی متعالی و خوشبختی در وجود ما گذاشت ، فقط ما کنترل را به دست ذهن دادیم و همه چیز از یادمان رفت و وقتی خداوند انسان را آفرید و به خودش «فتبارک الله احسن الخالقین » گفت ، برای این بشر ضعیف و افسرده و نا امید و بیمار و بی ایمان و مشرک و… نبوده حقیقتا. که برای انسانی بوده که برای هرچه بهتر زیستن در هر زمینه ای هیچچچچچ نیازی به هیچچچچچ عامل بیرونی نداشته ،بلکه همه چیز را درون خودش دارد . که این قدرت درصورت اتصال به منبع و رب العالمین ایجاد میشود و عمل به هدایتهای هر لحظه اش. پس این بشر واقعا چه نیازی به عوامل بیرونی از خود خواهد داشت برای شادی ، برای ثروت ، برای عشق ، برای امید ، برای توحید و … که روح خدا را درون خود دارد و راهنمایی به عظمت و قدرت و مهربانی الله یکتا در هر لحظه از زندگیش حاضر است.
مگر میشود خدایی با این عظمت که کهکشانها و کائنات و کوهها و درختان و پرندگان و … را آفریده از آفرینش تو به خودش تبریک بگوید و تو بیمار باشی و درمانت با عوامل بیرونی باشد؟ تو افسرده و نگران باشی و منتظر چیزی از بیرون برای خوب کردن حالت ؟ تو فقیر باشی و منتظر عوامل بیرونی برای ثروتمند شدنت؟ و…
وایییی که چقدر جهان زیباست و زندگی راحت و شگفت انگیز است. وقتی استاد میگه همه چیز به فرکانس و احساس درون تو بستگی داره ، اگر در زمینه ای از زندگیت هنوز مشکل داری بدون باورهای درستی نداری ،یعنی باید درونتو درست کنی.
اگر فقیری ،باورهاتو درست کن
اگر رابطه ات بده ، باورهاتو درست کن
اگر ناامیدی، باورهاتو درست کن
اگر افسرده ای ، باورهاتو درست کن
اگر بیماری ، باورهاتو درست کن ، باور کن که بزرگترین کارخانه ی جهان درون توست ، باور کن که هر سال نود و هشت درصد سلولهای بدن تو عوض میشن ، پس طبیعیه که همیشه سلامت باشی ، مگر اینکه کنترلتو بدی به دست اون دو درصد که حافظه ی توست.
اگر نظر منو میخوای این کارو نکن رفیق، سخته ولیییییی شدنیه
من تونستم ، تو هم میتونی
من چند سال پیش که تازه با قانون آشنا شدم ، ( تازهههه هنوز با استاد عباس منشِ عشق که استاد استادان هستن ، آشنا نشده بودم) دچار فلج مری بودم و موقع بلع غذا بسیار مشکل داشتم و باید با آب لقمه رو پایین میدادم و با اینکه عمل جراحی کرده بودم باز هم فایده نداشت. و به مرور باعث درگیری معده ی من هم شده بود. و هر غذایی رو نمیتونستم بخورم و گاهی معده و مری من به شدت درد میگرفت و مجبور بودم همیشه قرص و شربت معده بخورم و … که نمیخوام خیلی بازش کنم.
من باور کردم که میتونم بدن سالمی داشته باشم و هرچی دلم میخواد بخورم و سلامت باشم و درد نداشته باشم و اینو همش با خودم میگفتم و هر کس هم به یادم میآورد من با قاطعیت میگفتم که ، نه من کاملا خوبم و مشکلی ندارم و اونقدر گفتم تا باورم شد و حالا کاملااااا خوبم و خدارو شکر چند ساله که معده و مری و گوارش سالمی دارم به لطف خدا و قانون بدون تغییرش .
و از همین ترفند استفاده کردم و منی که هر سال موقع نوروز مریض میشدم امسال کاملا سالم بودم و حالم عالی بود ، چون باور کردم که آخه دلیلی نداره که من سرما بخورم ، خب هوا سرد باشه ، بدن من از همه چیز قویتره و هر چیزی رو برای سالم بودن خودش درونش داره.
آخه وقتی نگاه میکنم که وقتی جایی از بدن زخم میشه ، چقدرررررر قشنگ و بدون دخالت و نگرانی ما ، خودش ترمیم میشه ، چون ما باور داریم که خوب میشه ، میگم که خب پس همش همینه دیگه سیمین جان.
راستی حالا که جریان خوب شدن بیماریم رو گفتم ، یادم اومد که به قول استاد جان ، از همین روش برای باور سازی در بقیه زمینه های زندگیم هم استفاده کنم.
همه ی اینها رو خدا فرمود و من فقط نوشتم ، چون موقع شروع کار هیچ ایده ای برای نوشتن نداشتم.
خدایا شکرت که هر لحظه داری منو به بهترین ها و راحتترینها و ساده ترینها و زیباترین ها هدایت میکنی.
استادم سپاسگزارم
در پناه خدا پاینده باشید
به نام خداوند هدایتگر
سلام به همگی
روز 49 از روز شماره تحول زندگی من
من چند وقت پیش به این فایل هدایت شدم خیلی عالیه و برام جالب بود
که بچه که بودیم بابام خدا بیامرز بهم می گفت
که تو شکممون کلی سرباز هست که از مون مواظبت می کنند و دفاع می کنند و می گفت غدا بخور تا سرباز هایت قوی بشوند
و این شده بود باور واسه من و همیشه
تو همون دوران با سربازها یم صحبت می کردم و بهشون قدرت می دادم و می گفتم شما باید قوی باشید
واقعا بعضی وقتها یک باورهای قشنگی رو بهمون دادند و من با همون باور بزرگ شدم و خدا روشکر همیشه سالم و سرحال بودم و همین اصطلاح و باور رو هم به بچه هایم دادم و اونها هم باور کرد بودند
وقتی این فایل رو گوش کردم
گفتم پس یک چیزی بود که اون زمان به ما هم می گفتند
ولی درست درکش نکردند
و از زمانی که این فایل رو گوش کردم و قانون سلامت هم از طریق خواهر شوهر بهم معرفی شد اون ها هم عضو سایت هستند
و برام کمی از مواردش رو تعریف کردند و باز من که خیلی تشنه این مطالب بودم و دوست داشتم و یکی از هدف هایم بود که تو دفتر اهدافم نوشته بودم که به وزن دلخواهم برسم سال 1401
و پارسال از اردیبهشت ماه با فایل ها استاد که بصورت رایگان دوره مقدماتی بود آشنا شدم و شروع کردیم من و پسرم
به انجام دادند
اون دوره و وعده های غذایی مان رو کم کردم و بقیه مراحلش رو
قبل از این دوره خیلی پا درد بودم و زانوهایم صدا می کرد وقتی راه می دفتم
و مریضی رحم داشتم
و وزنم هم سنگین بود حدود 87 کیلو
و ما شروع کردیم
طی چند ماه کلی وزن کم کردم و کلی از مشکلات جسمی که داشتم و بخصوص ایام خاص کلا دردها کنار رفت و در اون ایام دیگه درد نداشتم
و کلا ما تو این یک سال خداروشکر هیج دکتری نرفتیم و هیج دارویی
اگر هم کمی سرما می خوردیم با لیمو عسل حلش می کردیم
خلاصه وزن من رسید و حتی از اون که می خوستم هم رد شد یعنی تارگتمم رو هم رد کردم تارکت من 78 بود
ولی رسوندمش به 71 و 70 کیلو
و خیلی خوشحال بودم که سال گذشته این هدف رو که اول سال نوشته بودم که از لحاظ جسمی سالم و پر انرژی باشم و وزن بشه 78
تیکش زدم و اکنون هم وزنم همون 70 کیلو هست و خیلی پر انرژی هستم همیشه صبح ها کسل بودم ولی حالا نه کلی انرژی دارم مشکل کبد داشتم برطرف شد و خیلی چیزهای دیگه وای از پوستم اینقدر زیباتر شده و جوانتر شده و خیلی خوشتیپ هم شدم و کلی ذوق می کنم هرچند هدف اصلی من فقط سلامتی بوده و هست
و اکنون یکی از هدف هایم اینکه دوره قانون سلامت رو خریداری کنم
یادم شد بگم من این باور رو که از کودکی همراهم بود
حتی تو دورانی که پندامیک همه جا گیر شده بود و ما کارمون طوری بود که رفت آمد زیاد داشتیم با بچه های سازمانم و جاهای میرفتیم که درگیر کرونا بودند
خداروشکر من و همسرم و بچه هام تو این چند سال درگیرش نشدیم
و همین این باور رو قویتر می کردم که بدنمان خیلی قوی هست
حتی اطرافیانم خواهر برادرهایم و دوستانم مبتلا شدن ولی خداروشکر ما مبتلا نشدیم
همه اینها به خاطر اون باور قدرتمند بود
یک خاطر دیگه هم بابت اون مطلب و ازمایش پلاسیبو بگم که من امتحانش کردم
روی بابام خدابیامرزم
بابام چند وقتی بود که شب ها نمی خوابید و همش به مادرم می گفت قرص خواب بهم بده من هم به مادرم گفته بودم که این قرص ها رو بهش نده
اعصابش خرابتر میشه و چند جای دیگش هم خراب میشه
این رو بگم بابام چون خودش اون باور رو داشت زمانی که برده بودیمش پیش دکتر گفت بود ایشون سالم سالم هستند
خلاصه بابت اون ماجرا ی خوابش من به مادرم گفتم بیا از این قرص ها آهن
بهش بده هر شب که یادش بود
بهش بده
مادرم هم هر شب که بابام می گفت قرص خواب بده از همون قرص های ویتامینه یا قرص اهن می داد و بابام باور کرده بود که این قرص خواب هست هم می خورد بلافاصله خوابش می برد
و این برای ما خیلی جالب بود و خداروشکر بابام خیلی سالم بودند و مریضی خاصی نداشتند و به دلیل کهولت سن فوت کردند
روحش شاد
بابت مبحث مراقبه که استاد تو این فایل و مقاله شان بیان کردند
این دفعه بیشتر درکش کردم
که واقعا در سکوت و ارامش میشه با خدا بیشتر ارتباط گرفت
پس من باید یاد بگیرم که ذهنم رو بیشتر کنترل کنم و تا می توانم ساکتش کنم
و باید مراقبه کردن رو انجام دهم
تا حالا چند بار تصمیم گرفتم که هرروز انجامش بدهم ولی متاسفانه در این مورد متعهد نبودم
اما گفتم بیاییم اینجا به خودم قول بدهم که از این به بعد هرروز شده ده دقیقه
وقت بزارم و بشه جز روتین زندگیم
چون می خواهم به سکوت بیشتر و ارامش بیشتر برسم و قلبم بازتر بشه برای دریافت الهامات خداوند
و بیشتر به خدواند وصل بشوم
این هم ردپای از امروز من که 49 روز هست که در روز شماره می ایم کامنت می نویسم و این حس قشنگ رو تجربه می کنم و لذت می برم و هرروز متعهدتر میشوم و اشتیاقم بیشتر به شناخت قوانین جهان هستی شده و وقتی می نویسم فکر می کنم بیشتر درک می کنم و در حال رشد هستم
چون واقعا چرخ زندگیم روغن کاری شده و زندگی و تصمیماتی که می خواهم بگیرم خیلی راحتر وبهتر شده
و می خواهم بابت مراقبه انجام دادن هم اینجا ردپای بزارم که یادم بمونه که تعهد دادم به خودم
دوستتتتتتون دارم
ممنون از همگی