اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز با ناخواسته ای مواجه شدم و عمیقا از خداوند طلب هدایت کردم
امشب اومدم و تو بخش مرا به نشانه ای هدایت کن با این فایل مواجه شدم و بخش آخر من را به فکر فرو برد
به خاطر داشته باش که همه پریشانیهای تو فقط و فقط وقتی آغاز میشوند که فراموش میکنی لایتناهی هستی و تو تنها وقتی سقوط میکنی که از ابدیت خود، از اصل خود، از توی لایتناهی، از من دور میشوی و آنچه تو را به سعادت میرساند بازگشت تو به اصل خویش است
از تجربه ی یک اتفاق بیرونی بهم ریختم زمانی حس و حال من بد شد که فراموش کردم من خالقم
فراموش کردم من دارم اتفاقات را با فرکانس خودم ، با آنچه از پیش فرستادم ، با فکرها و رفتارهای خودم رقم میزنم
تا اینجاش که ناخواسته ای را تجربه کردم درسته چرا که ذات جهان بر پایه ی تضاد بنا شده با برخورد به تضاد گسترش پیدا میکنیم و بخش های تاریک وجودمون را میشناسیم
تا اینجا هم که به احساساتم آگاه شدم باز هم درسته
اما از اینجا به بعد دیگه درست نیست تو احساس بد بمونم
اتفاق جدید میخوام باور جدید میسازم ، نگاهم را به اتفاقات تغییر میدم و به سادگی تجریش میکنم
یاد استاد عزیزم افتادم که میگفتن احساس بد مثل آتیش هست
اگر بدونی آتیش دستتو میسوزونه باز هم دستت را تو آتیش میبری؟
اگر این اتفاقات خوشایندم نیست ، به این خاطر هست که اصل و ریشه ی درونیم را فراموش کردم باید بتونم طوری به اتفاقات نگاه کنم که به من احساس خوبی بده
مثل درسی که تو حس لیاقت گرفتیم راجع به گفتگوهای درونی راجع به اینکه به اتفاقات جوری نگاه کنید که حس ارزشمندیتون زیر سوال نره
این ناخواسته هم حتما درسی داره و اومده من را رشد بده
اومده تا من را برای تجربه یک شخصیتی پخته تر و مدل جدیدی از زندگی آماده کنه
توی کامنت ها چشمم به کتاب رویاهایی که رویا نیستند خورد و برام چشمک زد و هدایتی شد برای خوندن دوباره ی این کتاب ، خیر است الهی به امید تو
دویی از خود برون کردن یکی دیدم دو عالم را / یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم
نه شرقیم نه غربیم ، نه بریم نه بحریم / نه ارکان طبیعیم، نه از افلاک گردانم
نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش / نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم
نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم / نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم
نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ / نه از آدم نه از حوا نه از فردوس رضوانم
هو الاول هو الاخر هوالظاهر هوالباطن / بغیر از هو و یا من هو دگر چیزی نمی دانم
اگر که من ذات خودم ذات پاک الهی را بشناسم دچار قعر و سقوط نمی شوم لاکن لختی در زمانی ممکن شود اما آن هنگام نباید دل چرکین شون که اگر ادامه دهم دل چرکین تر و انرژی های خوبی را دریافت نمی نمایم و حال بد بدی را می آورد و من فقط می توانم از خداوندم سپاسگزار باشم که در هر لحظه در هر ثانیه من را متوجه حال خودم بکند به خودم مسلط باشم و می دانم خیر و نیکی و ثروت فراوانی از آن همه هست
خدایا چقدر این فایل نشانه من بود؛چون قبل از اینکه وارد سایت بشم حالم یه کم خوب نبود وازخدا هدایت خواستم وچقدر خدا زیبا هدایتم کرد؛خدایا شکرت؛چندروز دارم روی کتاب رویاهای که رویا نیست کار میکنم ؛بخش 5 که فوقالعاده است ووقتی این بخش رامیخونم لذت میبرم ویه احساس عالی بهم دست میده استاد شما چیکار کردین بااین خدایا که اینقدر واضح باهات حر میزنه موبه تنم سیخ میشه دارم این کامنتا مینویسم؛وای خدای من،اینجا بهشته به خدا ؛اینجا تکیه هایشان خدا جمع شدن؛ازخود استاد گرفته تا تکتک دوستان؛وقتی بچه میگن الهام شد.بهم موبه تنم سیخ میشه؛اشک تو چشمام جمع میشه مگه میشه؛این چنین سایتی باشه ؛اینقدر همه قادق؛همه حرفهایی میزن که آدم احساس خوبی بهش میده؛خدایا شکرت که هدایت شدم به این بهشت الهی؛واین نشانه امروز واقعا متحیرم کرد؛قسمت 3کتاب وخوندم چقدر آگاهی داشت؛استاد تواین کتاب اولش گفته بود فقط اگه بتونین این فصل رادرک کنید کافیه؛خیلی زیبا بود این فصل؛ذهن وروح؛خیلی حرفه؛خدااینقدر مارا بالابرده اینقدر براما ارزش قائل است؛خدادوست داره ما ثروتمند بشیم تازه بیشتر ازخودمون؛خدابراماسلامت وسعادت میخواد؛خدایا شکرت ؛
استاد جان شما واقعا پیامبر زمانه ی ماییداونروز که اون کتابهارا خریدم این احساس ودرکی که این دفعه باخوندنش گرفتم ونداشتم؛امروز هم این فایل که پرازاگاهی وآرامش هست برام؛خدایا شکرت؛یک جمله از رزای عزیزم همیشه تو ذهنم هست که میگفت فقط وا بده پارو نزن؛بزار خداخودش ببردت؛چقدر این جمله قشنگه باد باطلانوشت؛نمیدونم چرا اینجا اینا را نوشتم انگار خدا بهم گفت برو واینجا بنویس؛؛احساسم خاص است؛توی یه یکی از قدم ها استاد گفتن احساس خوب پیدا میکنی قلبت باز میشه؛درکش نکردم اما امروز یه حس خوبی داشتم واون حرف استاد یادم آمد وگفتم انگار قلبم باز شده خیلی حس خوبیه؛واقعا اگه احساست خوب باشه همچی عالی میشه؛خدایاشکرت که تونستم این دوروزه حرفها ونوشته های استاد را اینقدر واضح درک کنم؛خدایا هرچقدر سپاس گزاری کنم کمه؛خدایا این استاد گرانبها وارزشمند ودوستان که گوهرهای از وجود خدایا هستن درپناه خودت حفظ بفرما وهرروز درک این صحبتها را بهمون بده؛خدایا تنها تورامیپرستم وتنها ازتویاری میجویم
سلام به استادان عزیزم
سلام به دوستان توحیدیم
امروز با ناخواسته ای مواجه شدم و عمیقا از خداوند طلب هدایت کردم
امشب اومدم و تو بخش مرا به نشانه ای هدایت کن با این فایل مواجه شدم و بخش آخر من را به فکر فرو برد
به خاطر داشته باش که همه پریشانیهای تو فقط و فقط وقتی آغاز میشوند که فراموش میکنی لایتناهی هستی و تو تنها وقتی سقوط میکنی که از ابدیت خود، از اصل خود، از توی لایتناهی، از من دور میشوی و آنچه تو را به سعادت میرساند بازگشت تو به اصل خویش است
از تجربه ی یک اتفاق بیرونی بهم ریختم زمانی حس و حال من بد شد که فراموش کردم من خالقم
فراموش کردم من دارم اتفاقات را با فرکانس خودم ، با آنچه از پیش فرستادم ، با فکرها و رفتارهای خودم رقم میزنم
تا اینجاش که ناخواسته ای را تجربه کردم درسته چرا که ذات جهان بر پایه ی تضاد بنا شده با برخورد به تضاد گسترش پیدا میکنیم و بخش های تاریک وجودمون را میشناسیم
تا اینجا هم که به احساساتم آگاه شدم باز هم درسته
اما از اینجا به بعد دیگه درست نیست تو احساس بد بمونم
اتفاق جدید میخوام باور جدید میسازم ، نگاهم را به اتفاقات تغییر میدم و به سادگی تجریش میکنم
یاد استاد عزیزم افتادم که میگفتن احساس بد مثل آتیش هست
اگر بدونی آتیش دستتو میسوزونه باز هم دستت را تو آتیش میبری؟
اگر این اتفاقات خوشایندم نیست ، به این خاطر هست که اصل و ریشه ی درونیم را فراموش کردم باید بتونم طوری به اتفاقات نگاه کنم که به من احساس خوبی بده
مثل درسی که تو حس لیاقت گرفتیم راجع به گفتگوهای درونی راجع به اینکه به اتفاقات جوری نگاه کنید که حس ارزشمندیتون زیر سوال نره
این ناخواسته هم حتما درسی داره و اومده من را رشد بده
اومده تا من را برای تجربه یک شخصیتی پخته تر و مدل جدیدی از زندگی آماده کنه
توی کامنت ها چشمم به کتاب رویاهایی که رویا نیستند خورد و برام چشمک زد و هدایتی شد برای خوندن دوباره ی این کتاب ، خیر است الهی به امید تو
دوستتون دارم
به وقت 20:34
دوازدهم بهمن ماه
درود و عشق و نیکی بر همگان ما
به هنگامه شنیدن این آگاهی این شعر در ذهنم جاری شد
دویی از خود برون کردن یکی دیدم دو عالم را / یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم
نه شرقیم نه غربیم ، نه بریم نه بحریم / نه ارکان طبیعیم، نه از افلاک گردانم
نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش / نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم
نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم / نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم
نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ / نه از آدم نه از حوا نه از فردوس رضوانم
هو الاول هو الاخر هوالظاهر هوالباطن / بغیر از هو و یا من هو دگر چیزی نمی دانم
اگر که من ذات خودم ذات پاک الهی را بشناسم دچار قعر و سقوط نمی شوم لاکن لختی در زمانی ممکن شود اما آن هنگام نباید دل چرکین شون که اگر ادامه دهم دل چرکین تر و انرژی های خوبی را دریافت نمی نمایم و حال بد بدی را می آورد و من فقط می توانم از خداوندم سپاسگزار باشم که در هر لحظه در هر ثانیه من را متوجه حال خودم بکند به خودم مسلط باشم و می دانم خیر و نیکی و ثروت فراوانی از آن همه هست
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
به نامخدایی که هرچه دارم ازاوست
سلام خدمت دواستاد عزیزم وهمه دوستان توحیدیم
خدایا چقدر این فایل نشانه من بود؛چون قبل از اینکه وارد سایت بشم حالم یه کم خوب نبود وازخدا هدایت خواستم وچقدر خدا زیبا هدایتم کرد؛خدایا شکرت؛چندروز دارم روی کتاب رویاهای که رویا نیست کار میکنم ؛بخش 5 که فوقالعاده است ووقتی این بخش رامیخونم لذت میبرم ویه احساس عالی بهم دست میده استاد شما چیکار کردین بااین خدایا که اینقدر واضح باهات حر میزنه موبه تنم سیخ میشه دارم این کامنتا مینویسم؛وای خدای من،اینجا بهشته به خدا ؛اینجا تکیه هایشان خدا جمع شدن؛ازخود استاد گرفته تا تکتک دوستان؛وقتی بچه میگن الهام شد.بهم موبه تنم سیخ میشه؛اشک تو چشمام جمع میشه مگه میشه؛این چنین سایتی باشه ؛اینقدر همه قادق؛همه حرفهایی میزن که آدم احساس خوبی بهش میده؛خدایا شکرت که هدایت شدم به این بهشت الهی؛واین نشانه امروز واقعا متحیرم کرد؛قسمت 3کتاب وخوندم چقدر آگاهی داشت؛استاد تواین کتاب اولش گفته بود فقط اگه بتونین این فصل رادرک کنید کافیه؛خیلی زیبا بود این فصل؛ذهن وروح؛خیلی حرفه؛خدااینقدر مارا بالابرده اینقدر براما ارزش قائل است؛خدادوست داره ما ثروتمند بشیم تازه بیشتر ازخودمون؛خدابراماسلامت وسعادت میخواد؛خدایا شکرت ؛
استاد جان شما واقعا پیامبر زمانه ی ماییداونروز که اون کتابهارا خریدم این احساس ودرکی که این دفعه باخوندنش گرفتم ونداشتم؛امروز هم این فایل که پرازاگاهی وآرامش هست برام؛خدایا شکرت؛یک جمله از رزای عزیزم همیشه تو ذهنم هست که میگفت فقط وا بده پارو نزن؛بزار خداخودش ببردت؛چقدر این جمله قشنگه باد باطلانوشت؛نمیدونم چرا اینجا اینا را نوشتم انگار خدا بهم گفت برو واینجا بنویس؛؛احساسم خاص است؛توی یه یکی از قدم ها استاد گفتن احساس خوب پیدا میکنی قلبت باز میشه؛درکش نکردم اما امروز یه حس خوبی داشتم واون حرف استاد یادم آمد وگفتم انگار قلبم باز شده خیلی حس خوبیه؛واقعا اگه احساست خوب باشه همچی عالی میشه؛خدایاشکرت که تونستم این دوروزه حرفها ونوشته های استاد را اینقدر واضح درک کنم؛خدایا هرچقدر سپاس گزاری کنم کمه؛خدایا این استاد گرانبها وارزشمند ودوستان که گوهرهای از وجود خدایا هستن درپناه خودت حفظ بفرما وهرروز درک این صحبتها را بهمون بده؛خدایا تنها تورامیپرستم وتنها ازتویاری میجویم