آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 3 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

715 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 1144 روز

    استااااااد :) چقدر نیاز داشتم ب شنیدن این حرفا ،چقد من عاشق این هماهنگی ها هستم،من دختر خدام ،عزیز دردونه اونم ،تعجبی نداره ،و این پاداش باوریه ک بهش دارم ،چند وقته رابطه ام با یکی از دوستام ک برام مهم بود مثل قبل نیس ،و میدونم باعثش خودم بودم ،هروقت از اصل دور شدم،تعادل همه چیز رو از دست دادم ،حتی همین دوستم بهم گفت باید تمرکزتو بذاری روی خودت،چون هدفات مهمه

    این رفیقم مهربونه،خوش قلبه،نیت صافه،یه رنگه،رابطه ما سراسر احترام و رشده ،سراسر اعتماد و حال خوبیه ،جفتمون میخواهیم خنده های بعد از رسیدن ب خواسته هامونو ببینیم،باهم جشن موفقیتا رو بگیریم،واقعا پرتلاشه،قویه،عاقله،مثبت اندیشه،و من از خیلی جهات تحسینش میکنم

    رفاقت واقعی زمان و مکان نمیشناسه، و من ویژگی های خوبشو نوشتم ک ب خدا بگم حواسم هست چه ادمای خوبی سر راهم گذاشتی ،استاد عباسمنش رو گذاشتی ،خانوادم،استاد های حرفه ای ک دارم داخلش مهارت کسب میکنم و دیوانه وار میدونم تو این کار بهترینم،زمان ازاد ،سلامتی ،غذاهای سالم و خوشمزه،شهری زیبا و ادمایی زیباتر ک اطرافم هستن و همیشه تحسینم میکنن،رفیقایی ک اگ بزنم جاده خاکی بهم هشدار میدن ،حواسم هس ک همه چیز رو تو بهترین حالت ممکن قرار دادی تا به هدفم برسم،حواسم هست ک قبلا ارزوم بود ب یه کار علاقه پیدا کنم و داخلش بهترین باشم و تو این فرصتو بهم دادی،حواسم هس ک با بودنت دیگه حس تنهایی ندارم،حواسم هس با وجود اشتباهام دوسم داری و اروم اروم منو داری سمت لمس رویاهام میبری

    حواسم هست ک از روز اولی ک رفتم پای کار ،استعدادمو نشونم دادی و همونجا انگیزم هزار برابر شد ،خدایا من حواسم هست … من تو رو دارم ،هر اتفاقی بیوفته تو رو دارم ،هرکی بیاد و بره تو میمونی برام ،تو ارامشم هستی ،میدونم این مدت کمتر باهات حرف زدم،و الان ب حرف تو گوش کردمو این سه دقیقه انقد حالمو قشنگ کرد :)

    میدونم تو همیشه از ساده ترین و کاراترین راه ها منو ب سمت عشق و سلامتی و ثروت میبری

    من دوست دارم …با هر اشتباهی ک داشتم دوست دارم ،و میدونم ک تو هم دوسم داری،

    من حواسم ب همه کارات هس ،ب عشق و توجه و خیر خواهی ای ک از سمت بقیه میبینم،شاید این مدت ناسپاسی کردم،شاید یادم رفت نباید نگران چیزی باشم چون تو رو دارم ،نگرانی برای چی وقتی تو رو دارم؟الان خیلی وقته من فقط خوبی میبینم ،شاید بخاطر بعضی باورهای اشتباهی ک قبلا بوده ،دوس داشتم واقعیت رو جوری جلوه بدم ک نیس ،و بگم خب تنهام ،اما تو اگاهی ک الان حتی اگ بخوامم نمیتونم اینطوری فکر کنم،الان باور من اینه ک من لایقم ،و از خودم مطمئنم،از اینکه دوست داشتنی ام،از اینکه خاصم،پس هرکس هر ادمی دوس داره کنار من باشه ،دوس داره همکار،دوست ،و … باشه ،دیدم ک ادمایی ک خیلی عصبی و مغرورن با من چقدر خوبن ،دیدم من اون عشق خالصه شدم ک هر بدی ای ،از بین میره ،و اینا لطف توعه ب من …میخوام خالص تر شه این عشق،ن برای کسی،برای تشکر از تو …

    دوس دارم رابطمون برگرده مث اون موقع ها ک کلی باهات حرف میزدم و ارامش خالص بودم ،دوس دارم جوری زندگی کنم ک لبخندتو داشته باشم ،دیدگاهم نسبت ب نعمتا اینه ک شکر ک هس،و میدونم بهترشو برام چیدی :)

    ازت ممنونم ک با این تضادها،خیلی ساده و راحت منو هدایت کردی ب سمت خودت،الان خودمو تو بغل تو حس میکنم ،هدایتم کن،باز هم و بیشتر

    میدونم ب اندازه ای ک روی خودم کار کنم ،بیشتر از این زندگی لذت میبرم

    به خاطر داشته باش که همه پریشانی‌های تو فقط و فقط وقتی آغاز می‌شوند که فراموش می‌کنی لایتناهی هستی و تو تنها وقتی سقوط می‌کنی که از ابدیت خود‌، از اصل خود‌، از توی لایتناهی‌، از من‌ دور شوی و آنچه تو را به سعادت می‌رساند بازگشت تو به اصل خویش است.

    عاشقتونم :)

    خدایا شکرت

    خدایا دوست دارم

    هرچه آگاهتر،آزادتر …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    Rojina گفته:
    مدت عضویت: 2083 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم

    دلیل اینکه بعد از یه مدت، خیلی چیزا برامون عادی میشه و نتایج افول میکنه، اینه که اولش همه چیز هر آگاهی و هر جمله ای برام جدیده پس جدیش میگیرم و کلی روش انرژی میذارم و کم کم توی ذهنم شکل میگیره که اینه و جز این نیست. اما بعد از یه مدت اگه افسار رو شل بگیرم، نتایجم هم رَم میکنه و همه چیز به هم می‌ریزه.

    الان من خوب فکر کردم.

    گفتم خدایا چرا من زمان شروع تغییراتم یعنی حدود یکی دو سال پیش اینقدر با هر فایل حالم خوب می‌شد اینقدر خوب مسئولیت خودم رو قبول کرده بودم و باورهای قبلیم رو با منطق له و لورده میکردم و هر بار حالم بهتر می‌شد. از یه جایی به بعد هم دیگه نیاز به زور من نبود و انگار دریچه ی ذهنم باز شده بود و فقط می‌شنیدم و باور میکردم.

    دیدم من اون زمان حداقل روزی دو سه ساعت روی خودم کار میکردم با جدیت تمام ورودی هام رو کنترل میکردم و نمیذاشتم هیچ کس روی چینی نازک وجودم خط بندازه با حرف ها یا ورودی هایی که فقط یک درصد ممکنه حالم رو بد کنه، و نتیجه این بود که من هر روز قوی تر می‌شدم با اینکه قبلش هم مستقل و هم قوی بودم ولی این ویژگی ها داشت به شکل درستی در من تقویت می‌شد و من رو پیش می‌برد.

    اما مشکل اینجا بود که عمل نمی‌کردم. درک کرده بودم ولی عمل نمیکردم.

    به خاطر کمالگرایی ام پسرفت و پسرفت کردم و درکم هم از بین رفت.

    تا رسیدم به الان،

    یه نگاه به خودم کردم و دیدم خدای من! دختر! من دیگه اصلا تمرکز بر نکات مثبت و خودم باید حالم خودم رو خوب کنم و … تمام این مسائل به باد فراموشی سپرده شده!!

    هر چیزی رو حتی حرفای استاد، از بدترین زاویه ممکن دیدمش!

    حالا دیگه هر چیزی بوده تموم شده رفته.

    مهم الانه.

    اینا رو هم دارم می‌نویسم که برام رد پا بشه چون همین الانش هم توی این یک ماه خیلی بهتر شدم.

    کاری که الان باید بکنم اینه:

    با کنترل دوباره ورودی هام شروع کنم. هر حرف منفی و بدبینانه ای که هر کسی با هر توجیح و دلیل و منطق و سرپوشی که میزنه رو نشنوم و اگه احیانا به دلیل عدم تثبیت فرکانسم شنیدم، سریع با ورودی های خوب خنثی اش کنم.

    یادم باشه کمال گرایی رو کنار بذارم و به خودم سخت نگیرم و توی شروع از ورودی های صوتی و تصویری استفاده کنم تا راحتتر بتونم خودم توی خلوت خودم برای نجواها دلیل و منطق بیارم و سریعتر ذوبشون کنم.

    خدایا ببین،

    من دارم قدمم رو بر می‌دارم

    تعهدم رو میدم و دوباره شروع میکنم.

    بقیش با تو

    هدایتم کن و مسیر رو برام آسون و زندگی رو لذتبخش کن.

    الهی شکرت

    شاد و سلامت باشید؛)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام .

    روز 28 .

    خدارو هزاران بار شکر برای حضورم در این سایت توحیدی.

    این فایل دقیقا شرح حال من قبل از ورود به سایت بود عادت کرده بودیم وقتی مشکلی پیش می یومد می گفتیم همه مشکل دارن مگه ادم بی درد هم هست .

    یا وقتی مریض می شدیم مامانم می گفت همه مریض می شن ادمیزاد هستیم چغندر که نیستیم.

    یا وقتی صحبت از مشکلات مالی می شد می گفتند این روزها همه می نالن همه درگیرند دل خوش نیست.

    اما وقتی اومدم توی این سایت استاد رو می بینم که می گن سالهاست بیمار نشدند اصلا مشکل مالی براشون معنا نداره درعین خوشی وخوشبختی زندگی می کنند.

    کامنتها رو می خونم ودوستانی رو می بینم که با استفاده از همین قانون به ارامش وخوشبختی وثروت رسیدند.

    آره باور می کنم که کسانی هم در این دنیا هستند که دارن مثل دوران کودکی فارق از هر قیل وقال ومشکلی زندگی می کنند ودرست مثل بچگی هاشون از هر چیز این جهان لذت می برن.

    به خودم می گم ببین تو نیومدی که زجر بکشی تو نیومدی ریاضت بکشی تو اومدی به دنیا وانتخاب کردی که خلیفه خدا باشی شاد وارام وخوشبخت وثروتمند باشی.

    وکسی که در این دنیا بدبخت باشه اون جهان هم در بدبختی خواهد بود چون خداوند می گه می خواستی زندگیت رو تغییر بدی ودر رنج نباشی من زندگیت رو دست خودت دادم.

    ما موجودات ابدی هستیم تموم نمی شیم ودنیای بعد ادامه این جهان هست هر کس در خوشی بوده ادامه خوشی رو می بینه.

    حدایا شکرت که جهان رواینقدر قانونمند افریدی.

    خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر زیبا و در جهل ونادانی نموندم.

    استاد متشکرم.

    مریم جان متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1484 روز

    روز سی و هشتم از سفرنامه من؛

    من لاینتاهی و ابدی هستم، من از جنس نورم، من مسافری برای کسب تجارب در این دنیام و من خالق زندگی خودم هستم…

    اگر اینارو با جون و دل باور داشته باشیم و در ذهن و روح و قلبمون حسش کنیم، یعنی ما خدایی شدیم و در مسیر سعادت داریم پیش میریم…

    مسیری که اگه سنگلاخ و سربالایی و طوفان هم داشته باشه، باز ما دلمون قرصه به نور درونمون، به قدرت مطلق جهانیان، به اینکه همه چیز برای ما خیرست و بس…

    من هر لحظه و هرجا ، در دل طبیعت، در قالب یک کودک که از ته دل میخنده، در رقص یک پروانه زیبا به دور گلها، در باران و برف، در شکل یک پیرمرد ناتوان که لبخند بر لب داره، یا یک کارمند بانک صبور، یه سرایدار خوش انرژی، یا فروشنده مارکت خوش برخورد، یک نگهبان خوش قلب، یک راننده تاکسی مهربون، یک متن زیبا، یک شعر و غزل ،یک فیلم و موسیقی و حتی یک موش کوچولو که از منطقه امنش بیرون میاد و جون خودشو در خطر میندازه که برای بچه هاش غذا ببره خدارو پیدا میکنم…

    من خدارو در تک‌تک لحظات زندگیم میبینمو حس میکنمو آرامش میگیرم، چون من خدایی هستم ،من از جانب قدرت مطلق ،قدرتمند شدم تا خالق زندگی خودم باشم، تا بخواهم تا به من داده بشه، تا زمین و زمان به سخره من دربیان، تا فرشتگان بر من زانو زنن، چون من اشرف مخلوقاتم و لایتناهی…

    من خدایی را میپرستم که همتا ندارد و یکتاست… اوست که آسمان و زمین را آفریده و جهان را چنین منظم خلق کرده…اوست که اگر نخواهد برگی از درخت نمیفتد…اوست که آتش را بر ابراهیم گلستان میکند…اوست که عیسی را در قنداق به سخن میاورد…اوست که رود را بر موسی میگشاید، اوست که یوسف را عزیز مصر میکند…اوست که یونس را در دل نهنگ زنده نگه میدارد…اوست که اصحاب کهف را به خوابی طولانی میبرد…اوست که محمد را در چهل سالگی پیامبر میکند…

    اوست که و اوست که و اوست…

    سپاس خدای را که خالق جهانیان است و فرمانروای عالمیان…

    نمیدونم اینارو واقعا خودم نوشتم!!!!

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشین…

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2042 روز

    ّبسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار روز سی و هشت من

    وقتی که نوشته های خانم شایسته را که برای این روز بود خواندم که ایشان نوشته بودند

    باور دارم که این خداست که به شکل این واژه ها بر قلمم می آید

    ناخودآگاه یاد این آیه فوق العاده ۱۷ سوره انفال افتادم که میگه

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

    ای مؤمنان نه شما ، بلکه خدا کافران را کشت و ای محمد تو تیر نیانداختی بلکه خدا تیر انداخت

    عاشق این آیه قرآن هستم و سعی دارم این آیه را تعمیم دهم به تمام زندگی ام مثلا با خودم میگم

    ای رضا این تو نیستی که می نویسی بلکه خدا می نویسد

    ای رضا این تو نبودی که گفتی بلکه خدا گفت

    و….

    یادمه در زمانی که فوتبال بازی میکردم ، هر از چند گاهی یه پاس های میدادم و گل هایی میزدم که همه حیرت میکردند، اصلا با منطق خودم چنین چیزی را نمیتوانستم انجام بدهم ولی الان میفهمم اون پاس ها و گل ها کار کی بوده و الان از صمیم قلبم میگم که

    ای خدا این از فضل تو بود و شکر بی پایان برای توست و من به هر خیری از سمت تو نیازمندم

    آری این خداست که در تک تک لحظات زندگی ما وارد میشود به شرط اینکه قلبمان را که جایگاه اوست با یادش جلا دهیم همانطور که یک تراشکار یه قطعه زنگ زده را تراش میدهد و جلا میبخشد ، وقتی هم که وارد قلب ما شد دیگه …

    و این همان بازگشت به اصل خود که لایتناهی هستیم هست و آن وقت است که باید بگیم

    تا خدا هست به غم وعده این خانه مده

    در پایان میخوام این آگاهی الهی را اینجا ثبت کنم با این سوال که

    چرا خداوند درباره ویژگی صابرین در برابر مصیبت ها میفرماید

    الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

    إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یعنی چی؟

    آیا غیر از این است که ما را نسبت به اصل لایتناهی خود آگاه می سازد؟

    و این همان چیزی است که خدا از ما میخواهد که در موقع مصیبت ها و مشکلات با توجه به اصل خود ، به خود ساده بگیریم و احساس خود را کنترل کنیم تا شامل حال وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ باشیم

    و وقتی که خدا بشارت دهد دیگر…

    اصلا چه کسی جز خدا به وعده خود وفادارتر است؟

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت

    مرسی استاد عزیز و خانم شایسته نازنین که عطر خدا را در این عالم پخش میکنید ، آن هم خدایی جدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سارا شکری گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    به نام الله یکتایم

    خداوندم را سپاسگزارم. که مرا از همچون خودش لایتناهی و ابدی آفرید

    و این زندگی ،فرصت زمانی بسیار کوچک در مقایسه با زندگی ابدی من است

    گاهی آنقدر در این زندگی دنیایی و هیاهوی آن فرو میرویم و باورش میکنیم این توهمات و این ظواهر دنیایی را که ابدیت خود رو فراموش میکنیم و از اینجا مشکلات ما شروع میشود

    گاهی باید سکوت کرد ،در سکوت نشست و هیچ نگفت

    فکر نکرد،فقط آرام بود ،آنگاه‌ صدای روحمان،صدای قلبمان‌،صدای عشقمان،صدای وحی پروردگارمان را خواهیم فهمید که بی نهایت در همان لحظه آرامش را تجربه خواهیم کرد و یاد خدا آرامش بخش قلب هاست

    خدایا سپاسگزارم که همیشه هستی و نزدیکترینی

    ولی من فراموشکارم ،ولی در عوض تو همواره آگاهی مطلقی و مشتاق دیدارم با آنکه هیچ نیازی به دیدار و راز و نیاز و ستایش و عبادت من نداری و بخشنده و توبه پذیر و هدایتگر و اجابت کننده

    پروردگارا میخواهم مدت زمان بیشتری، نه نه اصلا همیشه ی همیشه به تو وصل باشم و آرام ،خداوندا کمکم کن تا بهشت را همینجا و در همین دنیا هم تجربه کنیم پروردگارا مسیرها رو بهمون نشون بده و کمکمون کن تا در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم

    خداوندا کمکم کن تنها تو را بپرستیم و تنها از تو یاری بجوییم و از حرفا و کارها و رفتارهای بندگانت در روی زمین و آسمان ها ذره ای ترس در وجودمان نیاد

    که تویی قدرت مطلق آسمان ها و زمین و به تو پناه می‌بریم از هر چه غیر خودت

    سپاسگزار تمام دوستانی که اینجا هستند و حرکتی میکنند تا جهان جای زیباتری برای هممون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1262 روز

    بنام یکتای بی همتا

    درودبه استاد عزیزم ومریم بانوی زحمتکش

    درود به خانواده عباس منشی عزیز

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که هرروز رابا انرژی فوق العاده ای که توبهم دادی راتاشب سپری میکنم وبادیدن زیبایی هاوفراوانیهایت لذت میبرم ازحضورت درزندگی ام

    خدایاشکرت،،

    چقدر دلنشین وآرامبخش است این فایل زیبای آرامش درپرتوی آگاهی

    حقایق پنهانی هم هست که من هم سالها نمیدانستم ومشکلات زندگی ام را پذیرفته بودم

    ودر این باور بودم که طبیعی است که چنین مشکلاتی را درزندگی ام داشته باشم

    طبیعی است که همیشه درغم واندوه باشم

    طبیعی است که همیشه عصبانی وپریشان حال باشم

    وفکرمیکردم که برای همه همین است وهمه در اینطور مواقع پریشان حالند ودارای استرسهای درون اند

    وقتی نزدیکترین فرددرزندگی ات را ازدست میدادم

    تا مدتها حالم بد بود

    وغافل ازاینکه تمام امراض درونی ام همین استرسها واضطراب های است که درطول روز

    وبیخوابی های شب من رادچارش کرده است

    وایجاست که اگر ازآن حقایق پنهانی آگاه میبودم

    دچار اینهمه مشکلات نبودم

    البته که ناآگاه بودم وحتی تصورش هم نمیتوانستم بکنم

    درروابطم باخانواده دچارمشکلات بودم

    بااقوام وخویشانم ودوست وهمکار دچار مشکلات روابط بودم

    وتهمت خوردن های بی دلیل

    نفرت وحسادتهای درونم

    ناآرامش بودنم

    وچیزی هایی که فکرمیکردم همه آدمهادچار اینها هستند

    وجالب اینکه خودم راهم آدم عاقلی میدانستم وبقیه را سعی میکردم آگاه کنم وراه وروش درست رابه آنها نشان بدهم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که من رابه راه راست هدایت کردی وآگاهم ساختی ازقوانین جهان هستی تا بتوانم اول خودم را پیداکنم وبشناسم

    ودرمسیر زیبای الهی وخوشبختی قرارم دادی تا بتوانم به آرامش برسم

    ودیگر دچار استر وغم واندوه درزندگی ام نباشم

    خدایا شکرت که توانستم اول خودم راببخشم وآدمهای زندگی ام

    بتوانم کنترل کنم حسادت درونم را ورهاکنم تمام نفرتها وکینه هارا

    خدایاسپاسگذارم که کلید تمام گنجها وثروتهارابمن دادی

    توانستم وجودتورادرخودم بیابم ولذت ببرم

    خدایاسپاسگذارم که خود لاینتناهیم را یافتم وبه وجود خلقت جهان هستی وسیستم پی بردم

    ودیگر با داشتن احساس خوبم در تمام لحظات زندگی ام میتوانم خلق کنم تمام اتفاقات زیبای زندگی را

    خدایاسپاسگذارم بخاطر تمام انسانهای زندگی ام که دستان پرمهر توهستندوباعشق بمن در پیشرفتم من رایاری میکنند

    ومن باخوب زندگی کردنم جهان راجای بهتری خواهم کردبرای زیستن

    درپناه الله مهربان شادباشیدوروزگارتان بروفق مراد دلتان

    استادومریم خانم عزیزانم دوستتان دارم وسپاسگذارتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    جمال گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    (الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) سوره الرعد:آیه ۲۸

    (هدایت شدگان) کسانی هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام می‏گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‏گیرد.

    سلام؛عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم، خدمت خانم شایسته عزیز و خدمت تمامی دوستان و همسفران گرامی.

    کسی که از یاد خدا غافل است، آرامش ندارد و زندگی بدون آرامش زندگی نکبت باری است.

    استادعزیزم وقتی متن این فایل رو میخوندم ، وقتی میفرمایید “همان اطمینانِ لابه لای همه نگرانی هایت که‌ تو را به هیجان می آورد‌، خداست.” یا میفرمایید “همان عشقی که موجب فراموشی تمام دردسرهایت می شود، خداست.” اصلا جنس این حرفاتون برای من خیلی فرق میکنه، یعنی حرفای معمولی زمینی نیست، حرفی نیست که همه بگن، جنسش خداییست ، انگار خدا میخواد خودش رو بیشتر معرفی کنه ، تو این جور جملات حضور خدا برام پررنگ تر هستش، من چندبار متن شما رو خوندم و هربار تازه بود ، هربار بار آگاهیش برام بیشتر بود. خیلی لذتبخش بود خیلی آرامش بخش بود، این متن باعث شد ایمانم قویتر بشه، خدا رو شکر که فرصت پیش اومد و من این متن رو خوندم ، استاد عزیزم شمارو سپاسگزارم برای بودنتون ، سپاسگزارم برای عشقی گه در سایت جاری کردین و ما بهرهمند میشیم.

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم بخاطر نعمتی بنام استاد عباس منش.

    موفق و پیروز باشید💖🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوبم در مجموعه استاد عباس منش

    امروز روز سی وهشتم از روزشمار تحول زندگی من است

    چقدر زیبا چقدر آرام بخش

    چقدر حقایق و چقدر واقعی استاد عزیز برای ما خوانش می کنند

    هر بار

    هر بار

    این موزیک را گوش می گیرم احساس می کنم به خدای خودم نزدیکتر شده ام

    الان که دارم دیدگاه را می نویسم بار دوم است که دارم فایل صدای استاد را گوش می دهم و حس و حالم واقعا خوب می شود

    احساس می کنم که خدا باز به من نزدیکتر است

    دلنوشته ای به ذهنم آمد و اینحا برای دوستانم می نویسم

    سلام بر تو

    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    به تو سلام می کنم که جواب سلامم را بی پاسخ نمی گذاری.

    به تو نگاه می کنم که نگاهم را بی مخاطب قرار نمی دهی.

    به تو فکر می کنم که فکرم را منحرف نمی کنی.

    باتو حرف می زنم که حرفهایم را گوش می دهی.

    با تو درد و دل می کنم که صبور هستی و آرام.

    با تو راز و نیاز می کنم که شنونده خوبی هستی.

    برای تو کار می کنم که مزد دهنده خوبی هستی.

    برای تو می روم که هموار کننده راه خوبی هستی.

    برای تو می پوشم که پوشاننده بی نقصی هستی.

    با تو که حرف می زنم،آنقدرخوب می شنوی که حرفهایم رنگ و بوی عاشقی می گیرد.

    آنقدر خوب گوش می دهی که از خوب بودن تو اشکهایم جاری می شود.

    نمی بینمت،نیستی ، اما همیشه حضور داری.

    آنقدر حضور داری که از تمام کم و کاستی ما خبر داری.

    با این همه حضور،

    با این همه کم و کاستی ،

    اما هیچ بر لب نمی آوری و کلام نمی گشایی.

    تو چه هستی که همه دنبال تو می گردند.

    هیچ جا نیستی ولی همه جا هستی.

    تو چه هستی که وجود نداری اما در عین بی وجودی قابل لمس هستی.

    هر جا نگاه می کنم از تو نشانه ای است.

    از تو رد پایی است.

    انگار قبل از ما آمده ای و رفته ای.

    اما ، اما ، اما

    هرجاکه رد پای تو بود ، نیستی محو شد و هستی، آغاز شد.

    هرجا که نام تو بر در و دیوار آن حک شد، خانه تو شد ، ماءوای تو شد

    هر جا که با نام تو ،برای، تو خشتی روی خشتی قرار گرفت،

    آنجا آهو رمیدگان پناه و آرام گرفت.

    چرا همه چیز به تو ختم می شود و با تو آغاز می شود.

    چرا هر آغازی که با نام تو است، سرانجام آن خوش است.

    چرا هر خوشی که با نام تو همراه است ، لذت بخش است.

    چرا هر لذتی که با نام تو همراه است ، وصف ناپذیر است.

    در یادها می ماند و غیر قابل فراموشی است.

    تو چه هستی که همه هستی از تو است؟

    تو چه هستی؟

    چه هستی؟

    چه؟

    امیدوارم که لذت برده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا

    روز 38 ام و تعهد من!

    «««خدای من در همه ی انچه که، بمن حس خوب میدهد ،حاضر و موجب لذته من میشود»»»

    مثل همون قهوه صبحگاهی ،حین نوشتن ستاره قطبی

    مثل همون ، اب پاشی گلهای کنار دیوار

    مثل شستن ظرفهای سینک ک بهم لذت میده برای تمیزی

    مثل همون روغن ماشینی ک عوض کردمو در کمتر از 5 دقیقه ،عوض کرد ،چون بجای یه نفر،سه نفر اومدن برای تعویض و‌کمک بهم تا من زودتر برسم به برنامه های بعدیم

    مثل همون چیکن گریل و سبزیجات کنارش که مشرف به کوهای داراباد نشستمو خوردم

    مثل همون کافه ای که هرروز از کنارش رد میشدم اما هیچوقت ندیده بودمش خیلی هدایتی رفتم داخلش ،خدارو در برخورد اون گارسون دیدم

    خدارو در قهوه و وافلو توت فرنگیا دیدم

    خدارو در رنگین کمان بالای سرم دیدم

    خدارو وقتی دیدم ک میگفتم ایکاش میشد سقف کافه باز بودو رنگین کمونو کامل ببینم و یهو دیدم صاحب کافه ،سقفو باز کرد

    در لحظه من رنگین کمونو کامل دیدمو دوباره بست

    به دلیل بارش بارون

    خدارو در اون زمینی دیدم ک با اون مساحت و زیبایی ها،فقط منو دوستم اونجا بودیم و من حس و لذتی داشتم که اون ویوی کل تهران و اون ساختمونو موزه ،خونه ی منه!مثل پارادایس

    خدارو در اون اسمون رنگین،یه طرف غروب ،یه طرف ابرهای گوله ایه سفید،یه طرف ابرهای مشکی ،اسمونه بهار دیدن داره

    خدارو در اون طاووس ها و عقاب ها و کبوترهای اون حیاط دیدم که به صورت رایگان و در نبود هیچ ادمی،دیدمو و لذت بردم

    خدارو در اون قطرات بارون دیدم که وقتی دوییدم برم زیر درخت از شدتش،سرمو بلند کردم دیدم زیر درخت توت هستمو دستمو دراز کردمو توت خوردم

    خدارو در اون چمن های سبز و درختایی با رنگ خاص،درخت گوجه سبز دیدم

    خدایااااا این ها فقط یکروز و یک هزارم احساس من و دیدهای من ازون لحظاته اون یکروزه!

    خدا تو همه جا هستی

    تو همون هستی ک من فرکانسشو‌ میفرستم

    به شکل همونی در میای ک من میخوامو بهم احساس لذت میدی

    خدایا ،،،

    اون رنگین کمان،همونی بود ک وقتی داشتم فیلم های شمارو همین چندروز پیش میدیدم بغل ابشار،با پسر و عزیز دلتون

    دلم خواست

    گفتم رنگین کمون چقدررررر جذابه و دیدمش

    تمام اون کبوترها و جوجه ها،همین پریروز داشتم فیلمیو میدیدم از زندگی در بهشت،رفتین کلی جوجه خریدین و من داشتم لذت میبردم از رفتارتون باهاشون

    خدایاا اسمونه امروز،مثل هموون اسمونی بود ک چندروز پیش.توی یکی از فایلا با مریم جان داشتین پیاده روی میکردین و شما در وان بخواب رفته بودین و مریم جان به عنوان جایزه یک گل برای شما اورده بود…

    خدای من ،من از قبل همه ی این پکیجه باور نکردنیو دیدمو از قبل فرکانسها رو با دیده هام،از فایل و سایت شما فرستاده بودم

    پس چقدر برام منطقی تر شد که ورودی ها در لحظه ،دارن ایندرو میسازن و چقدر خوشحالم این سفرنامه داره هروز ورودی های ناب، به خورده وجودم میده

    استاد یه دنیا ممنونتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: