اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز که اومدم سراغ این سایت الهی دیدم فایل جدید گذاشتید استاد عزیزم
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های ناب که میشه گفت چکیده ایی از تمام دوره هاتون توی این فایل گفته شد
استاد عزیزم چقدر لذتبخش بود دیدن چهره شاداب و لباس زیبایی که به تن داشتید رنگ سبز از نظر روانشناسی رنگ. حس آرامش و حس طبیعت و القا میکنه و چقدر مناسب بود با این فایل بی نظیر
میتونم برای تک تک جملاتی که گفتید بنویسم اما از خدای مهربونم میخوام که هدایتم کنه که چی بنویسم
توجه کردن به نکات مثبت افراد و … باعث میشه که احساسمون خوب بشه و ارتباطمون هم به بهترین شکل بهبود پیدا کنه
من یه مفهومی و درک کردم اینکه اگر وجود من پر بشه از پاکی و احساس خوب میتونم به ویژگی های مثبت ادما توجه کنم
یعنی مثلا اگر من باخودم در صلح باشم و حسود نباشم میتونم ویژگی های مثبت ادمارو ببینم و تحسین کنم و حتی به زبان بیارم و به خودشون بگم
اینو قشنگ توی باشگاه که میرم تجربه کردم قبلا ها نمیتونستم افرادی که بدنهای خوب و زیبایی دارن و تحسین کنم یه جورایی حس حسادت یا رقابت یا حس مقایسه کردن بهم دست میداد
اما وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدنهای زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق میکنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدنهای زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون میکنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون میکنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه
چون من به ویژگی های خوبشون توجه میکنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت
درمورد اینکه به هرچی توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه دقیقا همینه
درمورد اینکه گفتید مرور گذشته فقط در جایی مجاز هست که ما ازش درس بگیریم و دیگه در آینده تکرار نکنیم و مرور مواردی که گذشته و هیچ بهبودی و درسی نمیشه ازش گرفت و باید اعراض کنیم
درسهایی که من از گذشته ام گرفتم
به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین
خب حالا نمیخواد حسرت بخوری که من در گذشته نتونستم و فلان تصمیم بگیر از الان به بعد دیگه اون طوری پیش نری و من دقیقا از 397روز پیش که این تصمیم و گرفتم زندگی تصویر دیگه ایی از خودشو بهم نشون داد خدایا شکرت
دیدی وقتی کارفرما میاد و نمیخواد قرارداد ببنده یا اینکه فکر میکنی چون دوست و اشناس و قوانین خودت و زیر پا میزاری و میری توی دل کار و بعد هم پولتو نمیدن هم دلخوری پیش میاد هم رابطه ات خراب میشه هم زحمتت بی ارزش میشه ؟ خب دیگه یادت باشه این یه نشونه اس اگر کارفرما گفت نه نیازی به قرارداد نیست و ما باهم آشناییم و به شما اعتماد داریم قبول نکن و حتما حتما حتی برای هزار تومان هم قرارداد بنویس چون باعث میشه که هم ارزش کارت حفظ بشه هم حق و حقوت هم اینکه رابطه کاری ات به بهترین شکل پیش بره ( پس الکی توی گذشته نمون و نگو پولمو خوردن و …یا کارفرماهای ارزش کار منو نمیدونن ) آقا درسش همینه دیگه بگیر و برو جلو
دیدی اونجایی که توی رابطه عاطفی هی گیر میدادی و هی وابسته بودی و زنگ میزدی و احساس قربانی بودن میکردی چیشد؟ هم رابطه ات خراب شد هم احساس قربانی بودنت بیشتر شد خب هی نشین و نگو من نمیتونم وارد رابطه خوبی بشم و شانس ندارم و …
بشین خلا های درونی ات و درست کن بشین به استقلال شخصی برس و از وابستگی هات کم کن بشین با خودت به صلح برس تا دیگه توی رابطه ها این شرایط و تجربه نکنی
دیدی وقتی غذاهای چرب میخوردی کربوهیدارات و برنج و نون زیادی میخوردی غذاهای فست فودی زیادی میخوردی چاق شدی و شکم آوردی خب هی نگو من لاغر نمیشم و نمیشه و … عزیزم حواست به ورودی هات باشه. هی نوشابه نخور هی تنقلات نخور و آروم آروم راهکار بده که چه چیزهای باید حذف کنی توی رژیمم و چه چیزهایی باید اضافه کنی مثلا باید بیشتر سبزیجات و پروتئین بخورم مثلا باید پیاده روی و ورزش کنم و…
خب همینا باعث شد که من 5سال پیش 15 کیلو کم کردم و ورزش و شروع کردم و یه بدن فیت و عضلانی دارم خداروشکر الان
یعنی از گذشته ایی که میرفتم جلو اینه و میدیدم شکم دارم و نمیتونستم لباس های مورد علاقه امو بپوشم درس گرفتم و راهکار عملی و اجرا کردم و به هدفم رسیدم
دیدی میگفتی باید پول بدم به کسی که کار نرم افزاری بلده و هی غر میزدی و میگفتی اون چیزی که میخوام و در نمیارن و کارفرما راضی نیست و خودمم همینطور
و به تضاد خوردی خب چه درسی گرفتی ؟
درس گرفتم که خودم باید مسولیت کارمو به عهده بگیرم و شروع کردم از اول و پایه یادگیری مهارتهای تخصصی رشته خودم و دیگه کارهام و برون سپاری نکردم خداروشکر
اینا بخشی از تجربیات و گرفتن درسهایی از گذشته ام بود که خداوند هدایتم کرد بنویسم
درمورد شرایط گذشته ایی که نمیتونم تغییر بدم هم خداروشکر راضی ام و هیچ کینه ایی هم از کسی ندارم چون میدونم که همه اون افراد و شرایط درقالب تضاد پیش اومدن که کمک کنند من رشد کنم و خودمو پیدا کنم مسیر مورد علاقه امو پیدا کنم و از طرفی خدای مهربونم و پیدا کنم و هدایتم کنه به راه راست به راه آنانی که نعمت داده
سلام سلام به آبجی عسل عشق نازنینم با این دلنوشتهای جذاب دوست داشتنیش
من یکی که خیلی درس گرفتم از دلنوشتای دوست نازنینم آفرین ای ول با تمام وجودم تحسینتون میکنم عشق خدا روح مقدس خدای عزیزم
خوب نکات عالی رو از دل آدمها میکشید بیرون آفرین معلومه قانون خوب داری درک میکنی به هر چی فکر وتوجع کنی داری به سمت خودت میاریش
وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدنهای زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق میکنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدنهای زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون میکنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون میکنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه
چون من به ویژگی های خوبشون توجه میکنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت
خیلی به نکته طلایی و کلیدی توجه کردین موافقم عزیزم
اینکه
به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین
خداجونم بینهایت شکرررررررررت
که الان جزو هدایتشدگانم
عشقی عشق عسل جان مثل عسل ناب سنتی باکیفیت و عالی بودن دستنوشتهای جذابتون
واین شما نیستی این روح مقدس شما هست که به زبان وکلامتون این الهامات رو میگذارد تا مطرحشون کنید و چراغی در این سایت روحانی روشن بشه
در پناه خداوند عزیزم همیشه شاد سالم سلامت ثروتمند خوشبخت پدر مسیروهم جهت خودش قرار بگیرید عزیزم
خیلی اتفاقی داشتم کامنت های قبلیم در سایت رو میخوندم، بدون نیت خاصی…
اما یکدفعه انگار پردهای کنار رفت. خودِ اون روزهام رو دیدم، با تمام دردها و تقلّاها.
اونوقتا خیال میکردم اگه نتیجهای خلق کنم، همه باید برام بلند شن، تشویقم کنن و بگن:
آفرین علی! تو هم کسی هستی!
تو هیچی نیستی علی
هیچی نبودی و نیستی علی
آخه برای چه،برای که،برای اینکه توجه و تأیید غیر خدا را گرفتن؟
دنبال توجهی بودم که جای خدا رو گرفته بود.
من اقیانوس رو رها کرده بودم، دنبال یک استکان نیمهخالی میدویدم…
هیچکس در این جهان نمیتونه ما رو ارضا کنه، جز خود خدا و نزدیکی به او.
این دنیا میدان نبرده؛ میدان انتخابه.
ذهن یا روح؟ شیطان یا خدا؟ غرور یا تسلیم؟
هرچه بیشتر به خدا نزدیک شدم، دیدم ذهن چطور همهچیز رو وارونه نشون میداد:
توهم رو حقیقت، سیاهی رو روشنایی، من رو خدا، و دیگران رو دلیل رزق…
کسی که در ذهنش غرق بشه، فقط صدای ذهنش رو میشنوه و هر روز شرکش بیشتر میشه.
هرچقدر به روح نزدیکتر شوی بیشتر میفهمی و میبینی که مردم در چه توهمات و خرافات و شرک هایی غرق شدند،میبینی که مردم سکه های طلایی را می دهند تا سکه های نقره تقلبی را با آه و سختی و حسرت بگیرند.
خداوندا اکنون میفهمم همان روز ها که خیال میکردم چقدر توحیدی عمل میکنم،پر از شرک بودم
اما به همون اندازه که غرورم رو ریختم، دردم کم و کمتر شد… و نعماتم بیشتر…
به قول استاد «به جای اینکه از خدا بخوای چیزی رو بهت بده، ازش بخواه ظرفیت دریافتش رو در تو ایجاد کنه.»
یکی از آشنایانم ارثی نسبتا عظیم گرفت… اما در نبود ظرفیت…. اون ثروت، مثل شن از بین انگشتانش گریخت
اون روزها فکر میکردم دارم برای خدا مینویسم ولی راستش الان میبینم و میفهمم که داشتم برای «منِ جعلی» مینوشتم؛
برای بالا بردن خودم، برای تعریف از ماشینم، ثروتم، دوستان معروفم، باشگاه گرونقیمتم… و حالا میفهمم:
اونی که مینوشت برای دیده شدن، داشت قلم شیطان رو به دست می گرفت
به والله که جز خدا خفنی نیست،به والله که جز خدا دوستی نیست
اگر عنایت خدا نباشه دور و ورت حتی خالی میشه از هر جانداری،آنها به اعتبار الله و به دستور الله کنارت هستند و می مانند و برایت میمیرند بی آنکه بدانند برای چه.
ما هیچی از خودمون نداریم،هیچ…
عرض کردم حتی شلوارمون هم نمیتونیم بالا بکشیم اگر عنایت خدا نباشه
اگر عنایت خدا و توفیق الهی نباشه نمیتونیم حتی محترم و با ادب و صادق رفتار کنیم،اگر لطف خدا نباشه نمیتونیم روی خودمون کار کنیم و درست رفتار کنیم
علی خیال کردی هرچه به دست آوردی،تو به دست آوردی؟
علی خیال کردی اگر روی خودت داری کار میکنی به اراده خودته؟
علی خیال میکنی اگر میتونی اسم خدا رو صدا بزنی به خواسته خودته؟
به والله که همش اجازه و لطف اوست
به والله که همه اش عنایت اوست
ما فقط نیت کننده هستیم و تمام.
این چند روز یکسری معاملات میلیاردی که فقط یکیش 120 میلیارد تومان هستش انجام دادم که هیچوقت اصلا فکر نمیکردم چنین معاملاتی هم وجود داره که خداوند اینقدر سریع همه چیز رو برام حل و فصل کرد،اینقدر آسان…
با گریه دارم مینویسم،اونم بنده ای که یادم نمیاد آخرین باری که گریه کرده ام رو
فقط یکیش اینجوری بود که رفیقم زنگ زد گفت علی یه پروژه ای هستش که مدتیه نتونسته فروش بره،گفت من بیشتر از هرکسی به تو ایمان دارم،همیشه از تو برای بقیه گفتم،میدونم با انرژیت میفروشی
گفتم درسته که من بهترین فروشنده جهانم و درسته که چیزها رو خیلی سریع و آسون جذب میکنم…
ولی یادت نره:
علی کسی نیست. علی و هرکسی در این جهان هستش رو هیچوقت کسی ندون بلکه خدای علی رو بشناس. اون عزیزه،اون خاصه،اون قدرته،اون تنها توانای جهانه… فقط اون.
باور میکنی؟ فقط با یه تماس، پروژه فروش رفت.نه با زور نه با تکنیک بلکه با لطف خدا، عنایت خدا، مرحمت خدا.
آسون شدیم برای آسانی ها،چنان آسان که انگشت به دهان مانده ام…
یه جا به شوخی به دوستم گفتم من گرگ بازارم،گفت آره..گفتم اتفاقا هرچقدر گرگ باشی از تو گرگ تر هم هستش و از جاهایی میخوری که اصلا فکرشو نمیکردی و خورد میشی…مامورانی از خدا میان که میخوان از طرف خدا پیامی را برسانند که ای انسان،تو از خودت چیزی نداری…تو هیچی… میخوای مکار باشی؟ بیا جلو ببین مکارتر کیه… من فرمانروای جهانیانم،مکارترین مکاران هستم
مغرور شدی از نتایج؟
فکر کردی دستاوردها، افتخارها، شهرت و پولها رو خودت خلق کردی؟
به والله اگر اجازه و تأیید من نباشه،تو حتی نمیتونی نیت کنی، چه برسه به اقدام یا موفقیت.
پادشاه یکیست،قدرت یکیست،زیبا یکیست،دانا یکیست،دوست و یاور ما در جهان یکیست…
تمام این جهان برای توست فقط باید بدونی که خودت هم برای کسی هستی،تو هم یه صاحبی داری
تو پدری داری که عاشقته…
تو رهبری داری که 7 بار قسم خورده هررر لحظه هدایت تو بر من واجب است.
و معشوقی داری که از رگ گردنت بهت نزدیکتره…هر لحظه کنارته،هر لحظه مراقبته،هر لحظه عین مجنون داره نگاهت میکنه و قربون صدقت میره ولی به شرطی که تو هم اجابتش کنی
عاشقی که بدون کمک و هدایت اون نمیتونی کوچکترین کاری کنی،اگر لطفش نباشه به چنان شرایطی میوفتی که از هر کابوسی بدتره.
تو فقط باید با پاکی و صداقت و چون شیر رفتار کنی تا ببینی چطور روی دوش خودش به پرواز در میاردت
به والله این معاملات خیلی وقت بود که حتی ریش سفید های ایران نتونسته بودن خرید فروش کنن اما من فقط به لطف فرمانروای هستی با یه تماس حلش کردم
چون 2 طرف بی نهایت به من اعتماد داشتن معامله بی نهایت سریع و آسان حل شد
خدایاااااااا آخه ما و اعتماد؟ ما چیکار میتونیم بکنیم؟ چی داریم از خودمون؟
چهکسی میتونه محبت منو در دل دیگری بندازه جز او؟
چهکسی میتونه صدای مرا در گوش دنیا بندازه جز او؟
چهکسی میتونه دلها رو نرم کنه برای معامله جز او؟
اونم معامله ای که هیچوقت در این حد آسان و سریع و بزرگ تجسم نکرده بودم،آخه اصلا نمیدونستم مگههههه میشه….
الهی شکرت برای فهموندن این حقیقت که علی هیچ نیست و فقط تویی که همه چیز هستی.
یاد حکایت ابوالحسن خرقانی افتادم…
گفت: خدایا! نشونم بده که به چه مقامی رسیدم…
خوابش برد…
بیدار شد، دید در بسترش ادرار و مدفوع کرده…
ندا رسید که: فلانی، تو اینی… بیش از این نیستی…
هر چه هست، به لطف و عنایت ماست.
ما هیچی از خودمون نداریم
هیچ آگاهی،هیچ مقامی،هیچ ثروتی،هیچ رابطه ای،هیچ سلامتی و هیچ موفقیتی..
هرچه هست از خودشه
از فرمانروایی که بزرگترین داراییشو یعنی تکه ای از وجودشو در تو دمید.
دوست من «هرچقدر رازدار باشی راز های بیشتری بهت گفته میشه»
ممکنه با هر دختر یا پسر معروف و موفقی در جهان رابطه داشته باشی
ممکنه شرکت های معروف و بزرگی که در زمینه خودشون خیلی موفق و در جهان بسیار شناخته شده هستند باهات کار کنن
ممکنه چیز های خاص و عجیب و بی نظیری از سمت الله ببینی
هرگاه چیزی را تعریف کردی که برای ذهنت و ذهن دیگران جالب بود اما سودی برای خود حقیقی ات و نزدیکی به روحت نداشت،بدان شرک عظیمی ورزیده ای
نه اینکه آنها بزرگ هستند و تو کوچک،اولا همه یکی هستیم و دوما تو بزرگتر از این حرفایی..
چون این اولا نشان دهنده شرک ورزیدن و مهم کردن دیگران و قدرت دادن به دیگران که یعنی کسی جز خدا مهم هست یعنی کسی یا کسانی جز خدا قدرت دارن در صورتیکه یک قدرت بیشتر در جهان نیست و آن قدرت خداست،هیچکس جز خدا مهم نیست و هیچکس جز خدا بزرگ نیست
یک مثالی الان به یادم اومد
3 سال پیش داشتم به شدت روی توحید کار میکردم و احوالات بسیار خوبی رو سپری میکردم…
یک شب دیدم یک بازیگر معروفی من رو فالو کرده،برام عادی بود
صبحش اومدم یکی از دوستانم رو دیدم که به شدت به این خانم بازیگر علاقه مند هستش و هر روز به ایشون پیام میده دریغ از اینکه حتی یکی از پیاماش سین بخوره توسط ایشون…
وسوسه شدم که برم بهش بگم قضیه رو که ببینم چه عکس العملی داره اما نگفتم،گفتم چرا بگم؟ مگه مهمه؟ چرا اصلا من باید در مورد اون صحبت کنم؟
خلاصه سه چهار روز گذشت و بالاخره وسوسه شدم رفتم به این دوستم گفتم,گفتم فلان بازیگر که براش میمیری و هر روز بهش پیام میدی و آرزو داری که جوابتو بده اومده منو فالو کرده و استوری های من در اینستا رو میبینه و لایک میکنه و آمار میده به قول معروف…
شاید به چند ساعت بعد از اون حرفم نکشید که دیدم منو آنفالو کرده:)
و انگار خدا گفت:
علی،این یه هدیه بود برای تو، نه برای دهن بقیه!چرا آمدن انسان ها برایت چیز عجیب غریبی است؟
الهیترین رابطهها،اتفاقها،همکاریها،ثروت ها وقتی شکل میگیرن که افکار و اعمال توحیدی در اون موج میزده
رازدار که باشی، خدا برات بیشتر رو میکنه…
رازها، نعمات، رابطهها، موقعیتها…
ولی شرطش اینه که دیگه فریاد نزنی، که ببینی فقط یک بزرگی در این عالم وجود داره… و اون خودشه.
منظور این نیست که موفقیت هامون رو برای دیگران تعریف نکنیم،تعریف کنیم اما نه برای جلب توجه و تأیید گرفتن و بزرگ کردن من جعلی..
رازدار باش، تا رازهای بیشتر بر تو گشوده شود..این از آشکارترین و در عین حال پنهانترین قانونهای جهانه
وقتی فالو شدن توسط معروفترینها، همکاری با قدرتمندترین شرکتها، رابطه با خاصترین آدمها(از دید جامعه) برات «عادی» بشه، یعنی تو به سطحی رسیدی که: دیگه چیزی از غیر خدا نمیخوای، چون خود خدا در دلت جا گرفته…
هرچقدر راز دارتر میشی یعنی داری نشون میدی که خدایا من حس لیاقت و جنبه بیشتری دارم برای دریافت نعمت ها و راز های بیشتر.
درک و عمل کردن به این موضوع از بالاترین سطح عزت نفس هستش.
عزت نفس زیر مجموعه و جزئی از توحید هستش و به میزان توحیدی بودنت نتایج خلق میکنی
اتفاقاتی برایت میوفتد که برای ذهن و من قبلی ات یک افسانه ای بیش نبود اما اکنون طبیعی ترین و پیش پا افتاده ترین اتفاق ممکنه.
به من وعده داد که توبه پذیر، مهربان و بخشنده هست و هیچ گناهی بر من نیست جز شرک ورزیدن به او و قدرت دادن به کسی به غیر از او.
ببین طبیعییییییییییه هر اتفاقی که در جهان برات میوفته
وقتی خدا انتخابت میکنه، حتی اگر هیچکس تو رو انتخاب نکنه، باز هم انتخاب شدی!
میدونی، داستان داوود برام همیشه الهامبخشه… چون اون نشون داد که وقتی خدا یه چیزی رو برات در نظر گرفته، حتی اگر بهظاهر هیچ صلاحیتی نداشته باشی، باز هم اون وعده انجام میشه!
در زمان سموئیل نبی، خداوند بهش گفت: برو یکی از پسران یِسا را برای پادشاهی انتخاب کن.” سموئیل رفت خونه یسا. یسا، هفت تا از پسران خوشتیپ و قوی و آموزشدیدهاش رو آورد جلو. هرکدوم رو که سموئیل دید، گفت: «حتماً اینه! این قطعاً همونیه که خدا انتخاب کرده»
اما خدا گفت: نه… نه… نه…
خدا به سموئیل گفت:
من به ظاهر نگاه نمیکنم، من به دل نگاه میکنم.
وقتی همه پسرها رد شدن، سموئیل پرسید: پسر دیگهای هم داری؟
یسا با بیحوصلگی گفت: آره، یه پسر کوچولو دارم که گوسفندها رو مراقبت میکنه، ولی اون که… نه، اون اصلاً پادشاه نمیتونه بشه.
اما میدونی چیه؟ اون «پسر گوسفندبان» همون کسی بود که خدا دیده بود. نه به خاطر مهارتهاش، نه به خاطر قدرت نظامی یا تحصیلاتش… بلکه به خاطر دلش.
و وقتی داوود اومد، خدا به سموئیل گفت:
او را مسح کن، زیرا این همان است.
هیچکس اونو انتخاب نکرد، ولی خدا انتخابش کرده بود.
عشق من،عاشقان خدا
شاید امروز مردم به تو بگن که صلاحیت نداری، که گذشتهات تو رو لایق نمیکنه، که تحصیلات یا روابط کافی نداری…
اما خبر خوب اینه: اونا خدا نیستن!
وقتی خدا نقشهای برای زندگیت داره، لازم نیست تو در چشمان مردم صلاحیت داشته باشی… فقط کافیه در دل خدا جایی داشته باشی.
شاید تو هم الان مثل داوود، جایی دور از صحنه باشی. گوسفندها رو میچَری، کسی حتی اسمت رو به زبون نمیاره… ولی خدا داره نگاهت میکنه. داره تو رو آماده میکنه. داره راهو باز میکنه. و وقتی زمانش برسه میگه:
او را بیاورید. این همان است!
پس دست از مقایسه کردن خودت با دیگران بردار. تو قراره کاری بکنی که هیچکس تو نسل تو نکرده.
خدا داره کسی رو بلند میکنه که دنیا ردش کرده!
تو ممکنه الآن هیچ پست و مقامی نداشته باشی، ولی پادشاهی آیندهات تو آسمون مهر خورده. فقط ایمان داشته باش… خودتو دست کم نگیر، چون خدا انتخابت کرده…
و اگر او (محمد) چیزی از جانب خودش به ما نسبت میداد، ما بیدرنگ دست راستش را میگرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع میکردیم، و هیچکس از شما نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.
کامنتت بوی خدا رو میداد اشکم در اومد دو بار خوندم کامنتت رو البته همه دوستان کامنت های خوبی مینویسن اما جنس این فرق میکرد خیلی جاهاش انگار خطاب به من بود که خدا با من حرف میزد
پس دست از مقایسه کردن خودت با دیگران بردار. تو قراره کاری بکنی که هیچکس تو نسل تو نکرده.
خدا داره کسی رو بلند میکنه که دنیا ردش کرده!
تو ممکنه الآن هیچ پست و مقامی نداشته باشی، ولی پادشاهی آیندهات تو آسمون مهر خورده. فقط ایمان داشته باش… خودتو دست کم نگیر، چون خدا انتخابت کرده…
سلام به علی اقای توحیدی شما چقدر قلم زیبای توحیدی دارید بی نهایت شما را تحسین میکنم برای درک خالص قوانین به دور از حاشیه ها فقط در اصل جای دادی خودتو خیلی از دل نوشته های شما لذت میبرم این دومین کامنتی است که از شما خوندم واقعا قلبم به طور کامل باز میشه وقتی کسی که از قلبش مینویسه و به دور از حاشیه ها به نوشتن خودش میپردازه شما فوق العاده هستید خدای شما فوق العاده است که شما را خلق کرده امیدوارم همیشه در اصل بمانید و از توحید برایمان بنویسید شما بسیار قلب پاک و خالص از نور خداوند را دارید امیدوارم همیشه مثل خورشید بدرخشید در تمام زمینه های زندگی موفق خوشبخت توحیدی باشید
با اختلاف بهترین کامنت توحیدی بود که در فهم و مدار من بوده
بسیار خوشحال شدم از خوندن کامنت شما با خوندن کامنت های شما حس بسیار خوبی میگیرم و ایمانم قوی تر میشه که پس برای من هم میشه من هربار که ایمیل کامنت شما میاد میام میخونم و خداروشکر امروز هم دریافت کردم خیلی خیلی دوست دارم که منم دراین حد در زندگیم و درکارموردعلاقه ام پیشرفت کنم اما واقعا نمیدونم که باید چیکار کنم ذهنم خیلی به دنبال اینه که آخه چطور منم بتونم پیشرفت کنم درآمدداشته باشم اوضاع مالیم عالی بشه فقط از خداوندم میپرسم که خدایا خودت هدایتم کن به مسیر درست و تمام سعیم رو دارم میکنم که به الهاماتم عمل کنم اگر که امکان داشته باشه سپاسگذارمیشم ازتون که بیشتر از روند رشد و پیشرفت تون در دوره هم جهت باخداوند هم صحبت کنید قطعا که کمک بزرگی در ادامه این روند و ایمان بیشتر در همه ی ما میشید باآرزوی موفقیت و سلامتی روزافزون برای شما دوست عزیز
به نام خداوند وهاب و رزاق رئوف خودم که هرچه دارم از آن اوست.
برادر معنوی من چقدر خوب که خواستم عصر بخوابم و خوابم نبرد و گفتم بزار چند تا کامنت بخونم و هدایت شدم سمت کامنت زیبای شما. من مسخ این زیبا بینی شما شدم و واقعا اشک منو دراورد،خیلی لذت بردم .
سلام علی عزیز، دوست توحیدی خوبم، به قول معروف شاگرد زرنگ استاد عباسمنش، یک هفته ای میشه که درگیره دوتا کامنتهایی هستم که اخیرا توی سایت نوشتی، چندین باره خوندمشون و فکرم رو درگیره کرده… اینکه توی همه کامنتهات میگی فقط باید به یاد خدا باشیم، در لحظه زندگی کنیم، کنترل ذهن کنیم، آرام باشیم، مثبت باشیم، همه رو قبول دارم اما اینکه تاکید داری که (به یاد خدا باشیم هرلحظه) این رو میشه لطفا بیشتر توضیح بدی…. منظورم اینه که منم میخوام مثل تو توحیدی عمل کنم،( چطوری باید هرلحظه به یاد خدا باشم؟؟) توی عملکردم، توی ذهنم باید چکار کنم؟؟ به یاد چه چیز خدا باشم؟؟ با خدا چه گفتگویی داری؟؟ خواهش میکنم لطفا اینو برام بیشتر بازش کن و با مثال توضیح بده….. قطعا خودت هم یک روزی از یک جایی این توحیدی شدن در عمل رو استارت زدی….لطفا (دقیقا بگو باید چطور رفتار کنم و به یاد خدا باشم؟ به یاد نعماتش باشم؟؟)
بعد اینکه میگی هرچقدر رازدارتر باشی خدا بیشتر برات رو میکنه، اینو هم لطفا بیشتر توضیح بده.
میدونم سرت خیلی شلوغه بخاطره بیزینست، ولی خوهش میکنم این کامنت منو جواب بده که خیلی خیلی برام مهمه….
اینو بدون بیصبرانه منتظر پاسخت هستم…. پیشاپیش ازت سپاسگذارم.
از نتایج مالیت خیلی شگفت زده شدم، بهت تبریک میگم. وقتی برای تو شده…. قطعا برای من هم میشه. من توی همه زمینه ها نتیجه گرفتم بجز موفقیت مالی.راستی آهنگ خیال آرمان موسی پور رو هم دانلود کردم، خیلی آرامش بخش و خدایی هستش، لذت بردم.
سلااااام دوست خوبم درود خدا بر قلب پاک و الهی ات درود بر آن چشمه درونت که درش الماس جاریه
بقول روانشاد بیژن پاکزاد بزرگترین طراح و فوق تخصص در تولید عطر و ادکلن در دنیا به خبر نگار گفته که در درون رگهای من خون جاری نیست بلکه الماس که تونسته منو به اینجا برسونه که دارم میدرخشم تمام دیپلمات های خارجی و ثروتمندان متمول مشتریش بودن و با وقت قبلی مشتری هاشو قبول میکرد
شما هم تو رگهات داره در می چکه الماس جاریه برادر چه کردی با ما چه کردی با قلب بیمار ما با ذهن گناه الود ما چه کردی دست مریزاد این کلمات از کجا جاری میشن از کدام آسمان اول یا دوم یا….هفتم خدایاااااا اینا چی هستن که دیشب و امروز منو در مدار دریافتش قرار دادی خداجونم شکررررر که از دوره جدید تغییر را در آغوش بگیر مرا بردی در فایل درد دوران کودکی تا آزادی درون اگه اشتباه نکنم اونجا زیباترین کامنت دنیا رو خوندم که الان کامتتشو موفق شدم پایان برسونم خواستم برم دوباره از اول شروع کنم بخونم یه حسی گفتم بیام رو پروفایلت ایمل تو برای خودم باز بزارم بعد گفتم برم روی پاسخ ها که در فایل های دانلودی هدیه گذاشتی اولیش این بود که قصد دارم تمام کامنتاتو بخونم و عشق کنم و عشق کنم و عشقققققق
من دیشب و امروز هر دفعه که بیحال بودم اومدم کامنتونو خوندم حالم بهتر و بهتر شد برای همین فهمیدم این کامنت از یجای خوب و پاک و خالص جاری شده که اینجوری رومن داره تاثیر مثبت میزاره علی آقا گل بنده مومن خدا دوست توحیدی من این کلمات و از کجا آوردی مارکو….خخخخخ
خداروشکرررر که اینجام اون کامنت اولی که ازت خوندم باعث شد بیام اینجا اصلاااا دلم نمیخواست تموم بشه خیلی طولانی بود ولی برای من اصللالا طولانی نبود هیچ بسیار لذت بخش بود واقعااااا بلید هزارباراینو بخونم این کمکم میکنه من تغییر را با تمام وجودم بغل کنم و در آغوش بگیرم این فایلی که کامتت شمارو خوندم تو فایل نشانه امروز و بزن بود که چی خواستم و خدا بهم چه جوابی داد وااااااای خدایااالا شکررررررت که نوش جونم شد و جوابمو گرفتم فعلا میخوام تو کامنتای علی عزیزت زندگی کنم میخوام روزها اینجا تو این اقیانوس آرامی که مرا انداختی توش وقت سپری کنم تا بیشتر بفهمم و درک کنم که چی؛
که من هیچی نیستم من هیچییییی نیستم من هیچیییس نمیفهمم من هیچیییی نمیدونم من هیچییییی بلد نیستم خدایااااااا صدای منو داری من امروز فهمیدم که هیج پخی نیستمممم من حتی نمیتونم شلوارم و بالا بکشم نمیدونم دماغم و بالا بکشم اگه تو نباشی میشیم مثل آقای خراقانی که لحاف کثیف کنیم خدایااااا تا امروز فکر میکردم همه چی در اختیار منه نخیرررررر سخت در اشتباه بودم همه چی در اختیار توست درسته جهان در اختیار منه ولی مهم اینه که من در اختیار خودم نیستم من در اختیار تو هستم خدای بزرگم خدایاشکررررررت از طریق علی آقای عزیزت بهم فهموندی که من هیچ پخی نیستم اینقدر زر نزنم منم منم نکنم اینقد آگاهی های که اینجا کسب کردم و به رخ اطرافیانم نکشم ایتقد خودم و دانا ندونم که عضو سایت عباسمنش هستم و استادم بهترین استاد دنیاست دیگه تمومه من از همه بلدترم نه خیرررررر سخت در اشتباه هستم یعنی اشتباه بهم رسوندن من هیچ پخی نیستم من هیچ پخی نیستم خدااااااا من هیچی نیستم من هیچی نمیدونم نمیدونم نمیدونم علی جون ممنوووونم که بهم بهترین چیز و یاداوری کردی که حرف اضافه نزنم من حتی شلوارمو نمیتونم بالا بکشم این همه ادعا واسه چیه اینهمه منم منم کردن واسه چیه خدایااااا من میخوام جمله تاکیدیم این باشه که خدایا من هیچ پخی نیستم من هیچی نمیدونم هچی بلد نیستم هرچی هستم و دارم تویی وتووووووو الهی شکرررررت
علی جان ممنونم که بهم یاداوری کردی کی هستم فهمیدم که من هیچی جز خدا نیستم من هرچی هستم اونه از خودم هیج اختیاری ندارم میخوام اینو با تمام سلولهای تنم بفهمم خدایا کمکم کن
تبریک جوان زیبا رو موهات چقد قشنگه و تو این سن کم چیجوری به اینهمه موفقیت رسیدی واقعا دم خدات گرم که کار نمیکنه بلکه شاهکار میکنه
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،شوق غیر ممکن
زندگی بستری از گلهای سرخ نیست
زندگی پیچیده ومعما است
زنده بودن به معنای واقعی کلمه بسیار نادر است
متولد شدن شوق غیر ممکن
زندگی بستری از گلهای سرخ نیست
زندگی سخت و پیچیده است
زنده بودن به معنای واقعی کلمه بسیار نادر است
متولد شدن یک چیز است؛
زنده بودن چیزی کاملاً متفاوت.
متولد شدن، فقط بودن زیست شناسانه در اینجاست
اما زنده بودن یک بعد کاملاً متفاوت است،
بعد معنوی یا روحی
تا زمانیکه انسان معنوی نباشد، هنوز زنده نیست. ولی حرکت از حیطه ی زیست شناختی به حیطه ی روحانی بسیار سخت و طاقت فرسا است. بزرگترین چالش موجود است
این بزرگترین جهش کوانتومی است، از بدن به روح، از ماده به غیرمادی، از دیدنی به نادیدنی، از زمان به بی زمانی، از بیرون به درون، این حرکتی طاقت فرسا است
این یک دعوت برای رشد است، یک چالش
یک دعوت عظیم که در امنیت های دروغیتان باقی نمانید، در آن امنیتهای کاذب بسیار راحت زندگی میکنید و راحت میمیرید ولی رشد نخواهید کرد
پیر خواهید شد، ولی رشد نخواهید کرد.
رشد فقط وقتی رخ میدهد که تو چالش را پذیرفته باشی
رشد فقط وقتی رخ میدهد که شروع کنی به خطرناک زندگی کردن
و فقط یک راه برای زندگی کردن واقعی وجود دارد و آن زندگی باشهامت و در خطر زیستن است
تو فقط وقتی یک انسان حقیقی خواهی شد که وارد چالشهای زندگی شوی.
و آگاه باشید که جستجوی حقیقت جستار برای غیر ممکن است. خودِ دیانت چیزی نیست
جز اشتیاقی برای غیرممکن
ولی زیبایی آن در این است که غیر ممکن اتفاق میافتد، که غیر ممکن نیز ممکن میشود، ولی باید بهای آن را پرداخت کنید، و باید بسیار گران پرداخت کنید
باید خودتان را کاملاً فدا کنید
باید تمام زندگیتان را به مخاطره بیندازید
اگر زندگی خود را به مخاطره بیندازید،
آنگاه یک بعد کاملاً جدید و یک کیفیت تماماً تازه در شما برخواهد خاست،
آلود نشده توسط زمان و مکان،
نیالوده توسط هیچ چیز
جاودانه،
پس، شوق غیر ممکن پیدا کنید، غیر ممکن را
زنده بودن چیزی کاملاً متفاوت.
متولد شدن، فقط بودن زیست شناسانه در اینجاست
اما زنده بودن یک بعد کاملاً متفاوت است،
بعد معنوی یا روحی
تا زمانیکه انسان معنوی نباشد، هنوز زنده نیست. ولی حرکت از حیطه ی زیست شناختی به حیطه ی روحانی بسیار سخت و طاقت فرسا است. بزرگترین چالش موجود است
این بزرگترین جهش کوانتومی است، از بدن به روح، از ماده به غیرمادی، از دیدنی به نادیدنی، از زمان به بی زمانی، از بیرون به درون، این حرکتی طاقت فرسا است
این یک دعوت برای رشد است، یک چالش
یک دعوت عظیم که در امنیت های دروغیتان باقی نمانید، در آن امنیتهای کاذب بسیار راحت زندگی میکنید و راحت میمیرید ولی رشد نخواهید کرد
پیر خواهید شد، ولی رشد نخواهید کرد.
رشد فقط وقتی رخ میدهد که تو چالش را پذیرفته باشی
رشد فقط وقتی رخ میدهد که شروع کنی به خطرناک زندگی کردن
و فقط یک راه برای زندگی کردن واقعی وجود دارد و آن زندگی باشهامت و در خطر زیستن است
تو فقط وقتی یک انسان حقیقی خواهی شد که وارد چالشهای زندگی شوی.
و آگاه باشید که جستجوی حقیقت جستار برای غیر ممکن است. خودِ دیانت چیزی نیست
جز اشتیاقی برای غیرممکن
ولی زیبایی آن در این است که غیر ممکن اتفاق میافتد، که غیر ممکن نیز ممکن میشود، ولی باید بهای آن را پرداخت کنید، و باید بسیار گران پرداخت کنید
باید خودتان را کاملاً فدا کنید
باید تمام زندگیتان را به مخاطره بیندازید
اگر زندگی خود را به مخاطره بیندازید،
به آن چیزی که آن را زنده بودن میخوانند ، به آنچه که مسیح دوباره زاد شدن میخواند
آنگاه یک بعد کاملاً جدید و یک کیفیت تماماً تازه در شما برخواهد خاست،
آلود نشده توسط زمان و مکان،
نیالوده توسط هیچ چیز
و جاودانه،
پس، شوق غیر ممکن پیدا کنید، غیر ممکن را بخواهید،در زندگی باید دنبال جست وجو ها رفت خودمان را پیدا کنیم وفقط ایمان داشته باشیم ایمان که خدا درهر زمان ومکان پیش ماست
داشتم فک میکردم چقد ذهنم سبک بود و احساس میکردم خانواده خوبی دارم و خودمم فرد مناسبی هستم واسه ایجاد شادی و زندگی دلخواه و لذت بردن
اما همه چی ی جایی از زندگی برعکس شد و من خانواده امو جوری دیدم ک باید ازشون فرار کمم و بعد خودمو و برچسب هایی زدم که دیگه به استعدادم و توانایی هام شک کرده بود و همه اینا یهویی نبود طی چندین سال بصورت تکرارشونده من الگو پیدا کردن مشکلات رد دنبال کردم بدون آگاهی به رفتارم و کنترل رفتارم
با خواهرام با دوست و آشنا و تایید اونا
همه همه باعث این اتفاق شد
طی این سال ها برای شادی هم تلاش کردم هم ی پام رو ترمز بود یکی گاز
چون کنارش عادت ها اشتباه اینشکلی هم داشتم
دیگه نمیخوام این روندو ادامه بدم چون هنوزم ته وجودم به باور های قبل این ماجرا ایمان دارم که هرچیزی نیازه تو این دنیا ک من بخوام برام فراهم و عشق و محبت و ثروت رو من از هزاران دریچه در جهان دریافت میکنم و محدود به شخص خاصی نیستم
سلام مریم جان شایسته عزیزم دلم براتون تنگ شده کاش دوباره سریال زندگی دربهشت رو راه بندازین تا صورت مثل ماهتون رو ببینیم
سلام دوستان خوشکل و توحیدی عزیزم ممنونم ازتون بابت کامنت های زیباتون که درشون گنج هایی از اگاهی نهفته است
وسلام به خدای عزیزم خدایی که شب تصمیم میگیرم و فرداش بهم میگه چکار باید انجام بدم واقعا ازت سپاسگذارم خدای مهربانم بازهم جواب سوالم رو به موقع دادی عاشقتم
الهه هستم
دیشب تصمیم گرفتم بیام مرور کنم چرا من نمیتونم ازلحاظ مالی رشد کنم و تصمیمم براین بود بیام کلا گذشتمو مرور کنم و به یاد بیارم چه ترمزهایی دارم و امروز که استاد عزیزم این فایل زیبا و ارزشمند رو روی سایت گذاشتند متوجه شدم ریشه یابی کردن بحث مسائل مالی بیشتر باعث میشه ازاون دست مسائل بیشتر وارد زندگیم بشه و همینکه بدونم ریشه تمام بی پولی ها برمیگرده به باورهای مذهبیم و باور کمبود خب بیام هرروز روی همین دومورد کار کنم درکنار اموزش های دیگه و استاد ولی دیشب ذهنم میگفت نه باید بری به گذشتت اصلا ببینی چرا این زندگی رو انتخاب کردی چرا این پدرومادر رو یعنی همون به یاد اوردن تمام مسائل و مشکلاتی که تموم شده رفته و دیشب خیلی درگیرش بودم و با خوابیدنم به این موضوع خاتمه دادم و امروز خدای مهربانم از طریق شما بهم جواب داد اصل رو بچسب به خاطراتت توجه نکن که میری تو حاشیه واقعا استاد شما بهترین هستین و من باعث افتخارمه دانشجوی شما شدم و ازتون ممنونم که این فایل های ارزشمند رو برامون گذاشتید عاشقتونم
خدای وهابم سپاسگذارتم که همیشه هوامو داری عاشقتم رب العالمینم
چه سعادتی بالاتر از اینکه به محض بیدار شدن از خواب،چشممون به جمال نورانی استاد روشن بشه با اون پیراهن خوشرنگ و زیبای برگ برگی.
خدا رو شاکرم که امروز هم هدیه دیگری از دستان استادم دریافت کردم.
چیزی که برام جالب و تامل برانگیزه اینه که استاد میگن،گذشته حتی میتونه یک دقیقه پیش باشه!
نه صرفا چند سال پیش یا حتی زمان کودکی.
وقتی بدونیم گذشته شامل یک دقیقه پیش هم میشه،دیگه میدونیم با خودمون چند چندیم!
مثلا اگر همین ده دقیقه پیش یکی یه رفتار نادلخواه انجام بده و بعدش مادر یا خواهرم رو ببینم و اتفاق رو با اب و تاب براشون تعریف کنم،میشه توجه به گذشته!!!
یا اگر یکی یک دقیقه پیش به من بی احترامی کنه و من بنشینم بهش فکر کنم،یا غر بزنم و شکایت کنم و احساس بد داشته باشم میشه توجه به گذشته.
پس موندن و فکر کردن به خاطرات تلخ پارسال و یک دقیقه پیش هییییچ فرقی باهم ندارن.
فرکانسشون یکیه.
تاثیرات مخربشون یکیه.
پس به این نتیجه میرسیم که همییییشه باید در زمان حاااال زندگی کنیم.
ذهن فرق حال و گذشته رو نمیفهمه.
همه افکار رو حال حساب میکنه.
خب اینکه استاد همیشه میگن بیاید خاطرات خوب گذشته رو توی ذهنتون مرور کنید علتش همینه.
من وقتی میام رفتارهای خوبی که اطرافیان باهام دارن رو مدام توی ذهنم تکرار میکنم،به احساس خوب میرسم.
انگار دقیقا همین الان که دارم بهشون فکر میکنم اتفاق افتاده.
و همین احساس خوب،در اینده احساس خوب بیشتری رو ایجاد میکنه.
استاد در رابطه با غر زدن که دقیقا همون توجه به رفتارهای گذشته دیگران هست و به نظر من بیشتر در خانمها هم دیده میشه و خودم هم درگیرش بودم و الان تقریبا 70 درصدش حل شده میخوام تجربه خودم رو بگم.
خب قدم اول اومدم غر کلامی رو حذف کردم.
ولی هنوز ذهنی بود.
مثلا اگر میدیدم بچه ها خونه رو کثیف و نامرتب کردن،قبلا زبونی غرغر میکردم و خودمو قربانی میدیدم.
بعدش دیگه غر کلامی رو حذف کردم و فقط ذهنی تو دل خودم غر میزدم.
یواش یواش با حذف کلام،ذهن هم به یه ارامش و سکوت ذهنی رسید.
و نتیجه چی شدددددد؟؟؟؟
بدون اینکه من حرفی بزنم،همسرم هدایت شد به کشوی اشپزخونه و پیدا کردن جارو دستی نپتون و شروع به جارو کردن با اون جارو.
اصلا دیگه از اون روز تا الان همییییشه هال خونه تمیز و بدون اشغالهای ریزه.و همسرم هم خیلی وقتها خودش جارو میزنه.و الان نزدیک به 10 روزه جارو برقی نزدم.
همسرم هدایت شد به اینکه صبح ها که از خواب بیدار میشن پتو خودش و بچه ها رو مرتب تا میکنه و میچینه روی هم.
قبلا همینطوری پتوها رو مچاله پرت میکردن تو اتاق.خخخ.
همسرم هدایت شده خیلی از کارها رو انجام بده مثل درست کردن اب خنک و دم کردن چایی برای خودش.
خلاصه همسرم که همون ادمه.
ولی من که شروع به تغییر خودم کردم،جهانم هم شروع به تغییر خودش کرد.
استاد ازتون ممنونم که با عشق بی نهایت همواره ما رو از اموزشهای نابتون بهره مند میکنید.
خدارا سپاسگزارم امروز به این فایل هدایت شدم وچقدر زیبا استاد توضیح دادن و خدارو شکرگزارم امروز یک آگاهی جدید یاد گرفتم و چقدر زندگی ام دگرگون شده از موقعی که به این سایت هدایت شدم و هرچی عمل میکنم روز به روز زندگی برایم زیباتر شده خدای مهربانم شکر گزارم
از استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این سایت و بابت این همه فایلهای ارزشمند وزیبا
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد جانم
سلام به استاد شایسته مهربان و بزرگوار
سلام به همه عزیزان که از همگی دوستان دارم درسیاد میگیرم و قدردان و سپاسگزارشون هستم.
استاد جانم پس با این توضیحاتی که دادید کاملا راه مشخصه ،اگه قانون طوری کار میکنه که با توجه به نکات منفی که ادمها در زندگی ما ایجاد کردند و خودشون هم از سر نااگاهی این برخورد را با ما داشتند اینقدر فضای فکری مارا اشفته میکنه که حتی باعث میشه دچار خیالبافی و توهم در برابر افراد و عزیزانمون بشیم و بریم توی یه احساسات منفی که نطیجش طبق قانون مشخصه
پس چرا با استفاده از این قانون این انتخاب آگاهانه رو انجام ندیم که اینقدر در حالت قدردانی و سپاسگزاری باشیم که حالمون عالی و مثبت بشه که طبق این قانون فضای فکری به سمتی بره که خود به خود به یاد بیاره بینهایت مهربونی و لطف و خداوند رو و بره به سمتی که نعمتهایی که میخواهیم در اینده بهمون بده بیاد جلوی چشممون و دقیقا از این قانون به نفع خودمون استفاده کنیم.
استاد جان طبق اموزه های دقیق و فرکانسی شما یه فکری که خیلی کمک میکنه ما دچار فکرهای منفی و خیال بافی در مورد دیگران نشیم اینه که حالا که این نیرو خیلی قدرت گرفته و نمیتونم در موردِش مثبت فکر کنم رها باشم و بیام به بینهایت خیر و خوبی و نکات مثبت این جهان در پیرامونم و در زندگی خودم فکر کنم تا این انرژی درونی مثبت بشه تا بیام تو فرکانس مثبت و بعد میتونم به ویژگیهای مثبت بقیه که باهاشون مقاومت دارم فکر کنم و اینجا از قدرت خلق درونی خودم خوب و بهینه و کارا استفاده کنم ،استاد جانم این در مورد همه چیز صدق میکنه و خدارو شکر برای وجود شما که خداوند منت سر ما گذاشت و با شما بنده برگزیده خدا (که شما خودتون خواستید و به همه چیز رسیدید و برگزیده بودن یک انتخاب از جانب شما بوده)اشنا شدیم ،بلکه اینقدر خودمون را نزدیک شما میدونیم که این رابطه از رابطه شاگرد و استادی فراتر رفته و میتونیم بگیم خانواده ما هستید شما و همه دوستان
چون بیشترین وقت و انرژی در طول شبانه روز با شما و دوستانم سپری میشه
پس جای هزاران بار شکر و قدردانی داره
برای همه عزیزان خیر و خوبی و فراوانی و فضل پروردگار را ارزو میکنم.
سلام به استاد عزیز و همه همراهان سایت ارزشمند عباس منش
اول از همه خداراشکر بابت وجود شما استاد برای اینکه این آگاهی های ناب رو منتشر میکنید و هر روز برای ما یادآوری میشه که مسیر درست چیه و باید چکار کنیم خداراشکر که هر روز درس های جدیدی میگیریم و همینطور آرامش بیشتری داریم
برای این حد از فعالیت بالای ساییتوون هم خیلی خیلی سپاسگزارم استاد در ضمن لباستون هم خیلی قشنگ و دلنشینه اولین چیزی که توی چشم میخوره بعد از باز کردن فایل زیبایی لباستون هست
هدفم از نوشتن کامنت این بود که خیلی وقت بود که میخاستم برای این فعالیت عالی سایت ازتون تشکر کنم و واقعا آگاهی هایی که شما شیر میکنید هیچ کجای دنیا من ندیدم سپاس سپاس سپاس
اگر به دنبال مشکل باشم، حتماً پیدایش می کنم
اگر دلخوشی داشته باشم… اینگونه رهایش می کنم
خداوند عطا کرده ثروت و سلامتی و شادی و موفقیت
غافل شوم از این نعمات و ابلیس را صدایش می کنم؟؟
هان ای دل سرمست شده از لطف بی حد کردگار
میدانی که با احساس خوب به عهدم وفایش می کنم
من نه در پی شخم زدن گذشته ام نه در غم دلواپسیِ آینده
در حال زندگی می کنم و خدای خوبم را ستایش می کنم
این حدیث حضور تو در میان لحظه هایم شنیدنیست
هرکجا که می روم دلتنگش شوم و هوایش می کنم
…..(1)
اما خوب میدانی:
اومدم گره ز کارم وا کنی گرفتارت شدم
پی درمون دلم اومدم و بیمارت شدم
1404/5/16روز397
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به بهترین استاد دنیا و دوستان گل
خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز که اومدم سراغ این سایت الهی دیدم فایل جدید گذاشتید استاد عزیزم
خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های ناب که میشه گفت چکیده ایی از تمام دوره هاتون توی این فایل گفته شد
استاد عزیزم چقدر لذتبخش بود دیدن چهره شاداب و لباس زیبایی که به تن داشتید رنگ سبز از نظر روانشناسی رنگ. حس آرامش و حس طبیعت و القا میکنه و چقدر مناسب بود با این فایل بی نظیر
میتونم برای تک تک جملاتی که گفتید بنویسم اما از خدای مهربونم میخوام که هدایتم کنه که چی بنویسم
توجه کردن به نکات مثبت افراد و … باعث میشه که احساسمون خوب بشه و ارتباطمون هم به بهترین شکل بهبود پیدا کنه
من یه مفهومی و درک کردم اینکه اگر وجود من پر بشه از پاکی و احساس خوب میتونم به ویژگی های مثبت ادما توجه کنم
یعنی مثلا اگر من باخودم در صلح باشم و حسود نباشم میتونم ویژگی های مثبت ادمارو ببینم و تحسین کنم و حتی به زبان بیارم و به خودشون بگم
اینو قشنگ توی باشگاه که میرم تجربه کردم قبلا ها نمیتونستم افرادی که بدنهای خوب و زیبایی دارن و تحسین کنم یه جورایی حس حسادت یا رقابت یا حس مقایسه کردن بهم دست میداد
اما وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدنهای زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق میکنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدنهای زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون میکنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون میکنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه
چون من به ویژگی های خوبشون توجه میکنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت
درمورد اینکه به هرچی توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه دقیقا همینه
درمورد اینکه گفتید مرور گذشته فقط در جایی مجاز هست که ما ازش درس بگیریم و دیگه در آینده تکرار نکنیم و مرور مواردی که گذشته و هیچ بهبودی و درسی نمیشه ازش گرفت و باید اعراض کنیم
درسهایی که من از گذشته ام گرفتم
به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین
خب حالا نمیخواد حسرت بخوری که من در گذشته نتونستم و فلان تصمیم بگیر از الان به بعد دیگه اون طوری پیش نری و من دقیقا از 397روز پیش که این تصمیم و گرفتم زندگی تصویر دیگه ایی از خودشو بهم نشون داد خدایا شکرت
دیدی وقتی کارفرما میاد و نمیخواد قرارداد ببنده یا اینکه فکر میکنی چون دوست و اشناس و قوانین خودت و زیر پا میزاری و میری توی دل کار و بعد هم پولتو نمیدن هم دلخوری پیش میاد هم رابطه ات خراب میشه هم زحمتت بی ارزش میشه ؟ خب دیگه یادت باشه این یه نشونه اس اگر کارفرما گفت نه نیازی به قرارداد نیست و ما باهم آشناییم و به شما اعتماد داریم قبول نکن و حتما حتما حتی برای هزار تومان هم قرارداد بنویس چون باعث میشه که هم ارزش کارت حفظ بشه هم حق و حقوت هم اینکه رابطه کاری ات به بهترین شکل پیش بره ( پس الکی توی گذشته نمون و نگو پولمو خوردن و …یا کارفرماهای ارزش کار منو نمیدونن ) آقا درسش همینه دیگه بگیر و برو جلو
دیدی اونجایی که توی رابطه عاطفی هی گیر میدادی و هی وابسته بودی و زنگ میزدی و احساس قربانی بودن میکردی چیشد؟ هم رابطه ات خراب شد هم احساس قربانی بودنت بیشتر شد خب هی نشین و نگو من نمیتونم وارد رابطه خوبی بشم و شانس ندارم و …
بشین خلا های درونی ات و درست کن بشین به استقلال شخصی برس و از وابستگی هات کم کن بشین با خودت به صلح برس تا دیگه توی رابطه ها این شرایط و تجربه نکنی
دیدی وقتی غذاهای چرب میخوردی کربوهیدارات و برنج و نون زیادی میخوردی غذاهای فست فودی زیادی میخوردی چاق شدی و شکم آوردی خب هی نگو من لاغر نمیشم و نمیشه و … عزیزم حواست به ورودی هات باشه. هی نوشابه نخور هی تنقلات نخور و آروم آروم راهکار بده که چه چیزهای باید حذف کنی توی رژیمم و چه چیزهایی باید اضافه کنی مثلا باید بیشتر سبزیجات و پروتئین بخورم مثلا باید پیاده روی و ورزش کنم و…
خب همینا باعث شد که من 5سال پیش 15 کیلو کم کردم و ورزش و شروع کردم و یه بدن فیت و عضلانی دارم خداروشکر الان
یعنی از گذشته ایی که میرفتم جلو اینه و میدیدم شکم دارم و نمیتونستم لباس های مورد علاقه امو بپوشم درس گرفتم و راهکار عملی و اجرا کردم و به هدفم رسیدم
دیدی میگفتی باید پول بدم به کسی که کار نرم افزاری بلده و هی غر میزدی و میگفتی اون چیزی که میخوام و در نمیارن و کارفرما راضی نیست و خودمم همینطور
و به تضاد خوردی خب چه درسی گرفتی ؟
درس گرفتم که خودم باید مسولیت کارمو به عهده بگیرم و شروع کردم از اول و پایه یادگیری مهارتهای تخصصی رشته خودم و دیگه کارهام و برون سپاری نکردم خداروشکر
اینا بخشی از تجربیات و گرفتن درسهایی از گذشته ام بود که خداوند هدایتم کرد بنویسم
درمورد شرایط گذشته ایی که نمیتونم تغییر بدم هم خداروشکر راضی ام و هیچ کینه ایی هم از کسی ندارم چون میدونم که همه اون افراد و شرایط درقالب تضاد پیش اومدن که کمک کنند من رشد کنم و خودمو پیدا کنم مسیر مورد علاقه امو پیدا کنم و از طرفی خدای مهربونم و پیدا کنم و هدایتم کنه به راه راست به راه آنانی که نعمت داده
خدایا هزاران مرتبه شکرت
سلام سلام به آبجی عسل عشق نازنینم با این دلنوشتهای جذاب دوست داشتنیش
من یکی که خیلی درس گرفتم از دلنوشتای دوست نازنینم آفرین ای ول با تمام وجودم تحسینتون میکنم عشق خدا روح مقدس خدای عزیزم
خوب نکات عالی رو از دل آدمها میکشید بیرون آفرین معلومه قانون خوب داری درک میکنی به هر چی فکر وتوجع کنی داری به سمت خودت میاریش
وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدنهای زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق میکنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدنهای زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون میکنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون میکنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه
چون من به ویژگی های خوبشون توجه میکنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت
خیلی به نکته طلایی و کلیدی توجه کردین موافقم عزیزم
اینکه
به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین
خداجونم بینهایت شکرررررررررت
که الان جزو هدایتشدگانم
عشقی عشق عسل جان مثل عسل ناب سنتی باکیفیت و عالی بودن دستنوشتهای جذابتون
واین شما نیستی این روح مقدس شما هست که به زبان وکلامتون این الهامات رو میگذارد تا مطرحشون کنید و چراغی در این سایت روحانی روشن بشه
در پناه خداوند عزیزم همیشه شاد سالم سلامت ثروتمند خوشبخت پدر مسیروهم جهت خودش قرار بگیرید عزیزم
موفق باشید
سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته و همه دوستان عشق.
خیلی اتفاقی داشتم کامنت های قبلیم در سایت رو میخوندم، بدون نیت خاصی…
اما یکدفعه انگار پردهای کنار رفت. خودِ اون روزهام رو دیدم، با تمام دردها و تقلّاها.
اونوقتا خیال میکردم اگه نتیجهای خلق کنم، همه باید برام بلند شن، تشویقم کنن و بگن:
آفرین علی! تو هم کسی هستی!
تو هیچی نیستی علی
هیچی نبودی و نیستی علی
آخه برای چه،برای که،برای اینکه توجه و تأیید غیر خدا را گرفتن؟
دنبال توجهی بودم که جای خدا رو گرفته بود.
من اقیانوس رو رها کرده بودم، دنبال یک استکان نیمهخالی میدویدم…
هیچکس در این جهان نمیتونه ما رو ارضا کنه، جز خود خدا و نزدیکی به او.
این دنیا میدان نبرده؛ میدان انتخابه.
ذهن یا روح؟ شیطان یا خدا؟ غرور یا تسلیم؟
هرچه بیشتر به خدا نزدیک شدم، دیدم ذهن چطور همهچیز رو وارونه نشون میداد:
توهم رو حقیقت، سیاهی رو روشنایی، من رو خدا، و دیگران رو دلیل رزق…
کسی که در ذهنش غرق بشه، فقط صدای ذهنش رو میشنوه و هر روز شرکش بیشتر میشه.
هرچقدر به روح نزدیکتر شوی بیشتر میفهمی و میبینی که مردم در چه توهمات و خرافات و شرک هایی غرق شدند،میبینی که مردم سکه های طلایی را می دهند تا سکه های نقره تقلبی را با آه و سختی و حسرت بگیرند.
خداوندا اکنون میفهمم همان روز ها که خیال میکردم چقدر توحیدی عمل میکنم،پر از شرک بودم
اما به همون اندازه که غرورم رو ریختم، دردم کم و کمتر شد… و نعماتم بیشتر…
به قول استاد «به جای اینکه از خدا بخوای چیزی رو بهت بده، ازش بخواه ظرفیت دریافتش رو در تو ایجاد کنه.»
یکی از آشنایانم ارثی نسبتا عظیم گرفت… اما در نبود ظرفیت…. اون ثروت، مثل شن از بین انگشتانش گریخت
اون روزها فکر میکردم دارم برای خدا مینویسم ولی راستش الان میبینم و میفهمم که داشتم برای «منِ جعلی» مینوشتم؛
برای بالا بردن خودم، برای تعریف از ماشینم، ثروتم، دوستان معروفم، باشگاه گرونقیمتم… و حالا میفهمم:
اونی که مینوشت برای دیده شدن، داشت قلم شیطان رو به دست می گرفت
به والله که جز خدا خفنی نیست،به والله که جز خدا دوستی نیست
اگر عنایت خدا نباشه دور و ورت حتی خالی میشه از هر جانداری،آنها به اعتبار الله و به دستور الله کنارت هستند و می مانند و برایت میمیرند بی آنکه بدانند برای چه.
ما هیچی از خودمون نداریم،هیچ…
عرض کردم حتی شلوارمون هم نمیتونیم بالا بکشیم اگر عنایت خدا نباشه
اگر عنایت خدا و توفیق الهی نباشه نمیتونیم حتی محترم و با ادب و صادق رفتار کنیم،اگر لطف خدا نباشه نمیتونیم روی خودمون کار کنیم و درست رفتار کنیم
علی خیال کردی هرچه به دست آوردی،تو به دست آوردی؟
علی خیال کردی اگر روی خودت داری کار میکنی به اراده خودته؟
علی خیال میکنی اگر میتونی اسم خدا رو صدا بزنی به خواسته خودته؟
به والله که همش اجازه و لطف اوست
به والله که همه اش عنایت اوست
ما فقط نیت کننده هستیم و تمام.
این چند روز یکسری معاملات میلیاردی که فقط یکیش 120 میلیارد تومان هستش انجام دادم که هیچوقت اصلا فکر نمیکردم چنین معاملاتی هم وجود داره که خداوند اینقدر سریع همه چیز رو برام حل و فصل کرد،اینقدر آسان…
با گریه دارم مینویسم،اونم بنده ای که یادم نمیاد آخرین باری که گریه کرده ام رو
فقط یکیش اینجوری بود که رفیقم زنگ زد گفت علی یه پروژه ای هستش که مدتیه نتونسته فروش بره،گفت من بیشتر از هرکسی به تو ایمان دارم،همیشه از تو برای بقیه گفتم،میدونم با انرژیت میفروشی
گفتم درسته که من بهترین فروشنده جهانم و درسته که چیزها رو خیلی سریع و آسون جذب میکنم…
ولی یادت نره:
علی کسی نیست. علی و هرکسی در این جهان هستش رو هیچوقت کسی ندون بلکه خدای علی رو بشناس. اون عزیزه،اون خاصه،اون قدرته،اون تنها توانای جهانه… فقط اون.
باور میکنی؟ فقط با یه تماس، پروژه فروش رفت.نه با زور نه با تکنیک بلکه با لطف خدا، عنایت خدا، مرحمت خدا.
آسون شدیم برای آسانی ها،چنان آسان که انگشت به دهان مانده ام…
یه جا به شوخی به دوستم گفتم من گرگ بازارم،گفت آره..گفتم اتفاقا هرچقدر گرگ باشی از تو گرگ تر هم هستش و از جاهایی میخوری که اصلا فکرشو نمیکردی و خورد میشی…مامورانی از خدا میان که میخوان از طرف خدا پیامی را برسانند که ای انسان،تو از خودت چیزی نداری…تو هیچی… میخوای مکار باشی؟ بیا جلو ببین مکارتر کیه… من فرمانروای جهانیانم،مکارترین مکاران هستم
مغرور شدی از نتایج؟
فکر کردی دستاوردها، افتخارها، شهرت و پولها رو خودت خلق کردی؟
به والله اگر اجازه و تأیید من نباشه،تو حتی نمیتونی نیت کنی، چه برسه به اقدام یا موفقیت.
پادشاه یکیست،قدرت یکیست،زیبا یکیست،دانا یکیست،دوست و یاور ما در جهان یکیست…
تمام این جهان برای توست فقط باید بدونی که خودت هم برای کسی هستی،تو هم یه صاحبی داری
تو پدری داری که عاشقته…
تو رهبری داری که 7 بار قسم خورده هررر لحظه هدایت تو بر من واجب است.
و معشوقی داری که از رگ گردنت بهت نزدیکتره…هر لحظه کنارته،هر لحظه مراقبته،هر لحظه عین مجنون داره نگاهت میکنه و قربون صدقت میره ولی به شرطی که تو هم اجابتش کنی
عاشقی که بدون کمک و هدایت اون نمیتونی کوچکترین کاری کنی،اگر لطفش نباشه به چنان شرایطی میوفتی که از هر کابوسی بدتره.
تو فقط باید با پاکی و صداقت و چون شیر رفتار کنی تا ببینی چطور روی دوش خودش به پرواز در میاردت
به والله این معاملات خیلی وقت بود که حتی ریش سفید های ایران نتونسته بودن خرید فروش کنن اما من فقط به لطف فرمانروای هستی با یه تماس حلش کردم
چون 2 طرف بی نهایت به من اعتماد داشتن معامله بی نهایت سریع و آسان حل شد
خدایاااااااا آخه ما و اعتماد؟ ما چیکار میتونیم بکنیم؟ چی داریم از خودمون؟
چهکسی میتونه محبت منو در دل دیگری بندازه جز او؟
چهکسی میتونه صدای مرا در گوش دنیا بندازه جز او؟
چهکسی میتونه دلها رو نرم کنه برای معامله جز او؟
اونم معامله ای که هیچوقت در این حد آسان و سریع و بزرگ تجسم نکرده بودم،آخه اصلا نمیدونستم مگههههه میشه….
الهی شکرت برای فهموندن این حقیقت که علی هیچ نیست و فقط تویی که همه چیز هستی.
یاد حکایت ابوالحسن خرقانی افتادم…
گفت: خدایا! نشونم بده که به چه مقامی رسیدم…
خوابش برد…
بیدار شد، دید در بسترش ادرار و مدفوع کرده…
ندا رسید که: فلانی، تو اینی… بیش از این نیستی…
هر چه هست، به لطف و عنایت ماست.
ما هیچی از خودمون نداریم
هیچ آگاهی،هیچ مقامی،هیچ ثروتی،هیچ رابطه ای،هیچ سلامتی و هیچ موفقیتی..
هرچه هست از خودشه
از فرمانروایی که بزرگترین داراییشو یعنی تکه ای از وجودشو در تو دمید.
دوست من «هرچقدر رازدار باشی راز های بیشتری بهت گفته میشه»
ممکنه با هر دختر یا پسر معروف و موفقی در جهان رابطه داشته باشی
ممکنه شرکت های معروف و بزرگی که در زمینه خودشون خیلی موفق و در جهان بسیار شناخته شده هستند باهات کار کنن
ممکنه چیز های خاص و عجیب و بی نظیری از سمت الله ببینی
هرگاه چیزی را تعریف کردی که برای ذهنت و ذهن دیگران جالب بود اما سودی برای خود حقیقی ات و نزدیکی به روحت نداشت،بدان شرک عظیمی ورزیده ای
نه اینکه آنها بزرگ هستند و تو کوچک،اولا همه یکی هستیم و دوما تو بزرگتر از این حرفایی..
چون این اولا نشان دهنده شرک ورزیدن و مهم کردن دیگران و قدرت دادن به دیگران که یعنی کسی جز خدا مهم هست یعنی کسی یا کسانی جز خدا قدرت دارن در صورتیکه یک قدرت بیشتر در جهان نیست و آن قدرت خداست،هیچکس جز خدا مهم نیست و هیچکس جز خدا بزرگ نیست
یک مثالی الان به یادم اومد
3 سال پیش داشتم به شدت روی توحید کار میکردم و احوالات بسیار خوبی رو سپری میکردم…
یک شب دیدم یک بازیگر معروفی من رو فالو کرده،برام عادی بود
صبحش اومدم یکی از دوستانم رو دیدم که به شدت به این خانم بازیگر علاقه مند هستش و هر روز به ایشون پیام میده دریغ از اینکه حتی یکی از پیاماش سین بخوره توسط ایشون…
وسوسه شدم که برم بهش بگم قضیه رو که ببینم چه عکس العملی داره اما نگفتم،گفتم چرا بگم؟ مگه مهمه؟ چرا اصلا من باید در مورد اون صحبت کنم؟
خلاصه سه چهار روز گذشت و بالاخره وسوسه شدم رفتم به این دوستم گفتم,گفتم فلان بازیگر که براش میمیری و هر روز بهش پیام میدی و آرزو داری که جوابتو بده اومده منو فالو کرده و استوری های من در اینستا رو میبینه و لایک میکنه و آمار میده به قول معروف…
شاید به چند ساعت بعد از اون حرفم نکشید که دیدم منو آنفالو کرده:)
و انگار خدا گفت:
علی،این یه هدیه بود برای تو، نه برای دهن بقیه!چرا آمدن انسان ها برایت چیز عجیب غریبی است؟
الهیترین رابطهها،اتفاقها،همکاریها،ثروت ها وقتی شکل میگیرن که افکار و اعمال توحیدی در اون موج میزده
رازدار که باشی، خدا برات بیشتر رو میکنه…
رازها، نعمات، رابطهها، موقعیتها…
ولی شرطش اینه که دیگه فریاد نزنی، که ببینی فقط یک بزرگی در این عالم وجود داره… و اون خودشه.
منظور این نیست که موفقیت هامون رو برای دیگران تعریف نکنیم،تعریف کنیم اما نه برای جلب توجه و تأیید گرفتن و بزرگ کردن من جعلی..
رازدار باش، تا رازهای بیشتر بر تو گشوده شود..این از آشکارترین و در عین حال پنهانترین قانونهای جهانه
وقتی فالو شدن توسط معروفترینها، همکاری با قدرتمندترین شرکتها، رابطه با خاصترین آدمها(از دید جامعه) برات «عادی» بشه، یعنی تو به سطحی رسیدی که: دیگه چیزی از غیر خدا نمیخوای، چون خود خدا در دلت جا گرفته…
هرچقدر راز دارتر میشی یعنی داری نشون میدی که خدایا من حس لیاقت و جنبه بیشتری دارم برای دریافت نعمت ها و راز های بیشتر.
درک و عمل کردن به این موضوع از بالاترین سطح عزت نفس هستش.
عزت نفس زیر مجموعه و جزئی از توحید هستش و به میزان توحیدی بودنت نتایج خلق میکنی
اتفاقاتی برایت میوفتد که برای ذهن و من قبلی ات یک افسانه ای بیش نبود اما اکنون طبیعی ترین و پیش پا افتاده ترین اتفاق ممکنه.
به من وعده داد که توبه پذیر، مهربان و بخشنده هست و هیچ گناهی بر من نیست جز شرک ورزیدن به او و قدرت دادن به کسی به غیر از او.
ببین طبیعییییییییییه هر اتفاقی که در جهان برات میوفته
وقتی خدا انتخابت میکنه، حتی اگر هیچکس تو رو انتخاب نکنه، باز هم انتخاب شدی!
میدونی، داستان داوود برام همیشه الهامبخشه… چون اون نشون داد که وقتی خدا یه چیزی رو برات در نظر گرفته، حتی اگر بهظاهر هیچ صلاحیتی نداشته باشی، باز هم اون وعده انجام میشه!
در زمان سموئیل نبی، خداوند بهش گفت: برو یکی از پسران یِسا را برای پادشاهی انتخاب کن.” سموئیل رفت خونه یسا. یسا، هفت تا از پسران خوشتیپ و قوی و آموزشدیدهاش رو آورد جلو. هرکدوم رو که سموئیل دید، گفت: «حتماً اینه! این قطعاً همونیه که خدا انتخاب کرده»
اما خدا گفت: نه… نه… نه…
خدا به سموئیل گفت:
من به ظاهر نگاه نمیکنم، من به دل نگاه میکنم.
وقتی همه پسرها رد شدن، سموئیل پرسید: پسر دیگهای هم داری؟
یسا با بیحوصلگی گفت: آره، یه پسر کوچولو دارم که گوسفندها رو مراقبت میکنه، ولی اون که… نه، اون اصلاً پادشاه نمیتونه بشه.
اما میدونی چیه؟ اون «پسر گوسفندبان» همون کسی بود که خدا دیده بود. نه به خاطر مهارتهاش، نه به خاطر قدرت نظامی یا تحصیلاتش… بلکه به خاطر دلش.
و وقتی داوود اومد، خدا به سموئیل گفت:
او را مسح کن، زیرا این همان است.
هیچکس اونو انتخاب نکرد، ولی خدا انتخابش کرده بود.
عشق من،عاشقان خدا
شاید امروز مردم به تو بگن که صلاحیت نداری، که گذشتهات تو رو لایق نمیکنه، که تحصیلات یا روابط کافی نداری…
اما خبر خوب اینه: اونا خدا نیستن!
وقتی خدا نقشهای برای زندگیت داره، لازم نیست تو در چشمان مردم صلاحیت داشته باشی… فقط کافیه در دل خدا جایی داشته باشی.
شاید تو هم الان مثل داوود، جایی دور از صحنه باشی. گوسفندها رو میچَری، کسی حتی اسمت رو به زبون نمیاره… ولی خدا داره نگاهت میکنه. داره تو رو آماده میکنه. داره راهو باز میکنه. و وقتی زمانش برسه میگه:
او را بیاورید. این همان است!
پس دست از مقایسه کردن خودت با دیگران بردار. تو قراره کاری بکنی که هیچکس تو نسل تو نکرده.
خدا داره کسی رو بلند میکنه که دنیا ردش کرده!
تو ممکنه الآن هیچ پست و مقامی نداشته باشی، ولی پادشاهی آیندهات تو آسمون مهر خورده. فقط ایمان داشته باش… خودتو دست کم نگیر، چون خدا انتخابت کرده…
مخلصم.
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ، ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ، فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ
و اگر او (محمد) چیزی از جانب خودش به ما نسبت میداد، ما بیدرنگ دست راستش را میگرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع میکردیم، و هیچکس از شما نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.
(سوره حاقه، آیات 44 تا 47)
به نام خداوند جان وخرد خداوند مقتدرم
سلام آقا علی
حال دلتون افسانه های اجابت شده در مسیر هدایت
خیلی سپاسگزارم از شما که این همه پروسه های تأثیر گذار خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتین
چقدر عالی
چه شگفت انگیز بود اون صدو بیست میلیارد تومان ،انگار که نقد ِ نقد جلوی چشمانم بود
نکته های ظریفی در کامنت شما برجسته شد برام که از خدای مهربون خودم عاشقانه سپاسگزارم برای این آگاهی ها
اولا ً تحسینتون میکنم و میگم آفرین
انرژی خوب وحس خوب و اتفاقات خوب
بعدم اینکه گفتین :
«راز دار باش تا رازهای بیشتری بر تو گشوده شود …این از آشکارترین و در عین حال پنهان ترین قانون ِ جهانه…»
…درک و عمل به این موضوع از بالاترین سطح عزت نفس هستش
انگار چشم روشنی از خدا مهربونم بود ی غیبی از عالم شهادت خدااا برای من …
اوج کامنت شما اونجا بود که درباره ی حضرت داود صحبت کردین
صمیمانه از شما سپاسگزارم
تازه این هم بگم که جاهایی از کامنت شما خنده های خوبی برای من داشت و بشارت های نزدیک
ممنونم که از خودتون وباورهاتون گفتین
در پناه الله شنوا وسخاوتمند به خواسته های غیبی و رازهای نهفته برسید.
شاد وثروتمند باشید
سلام علی جان عزیز
کامنتت بوی خدا رو میداد اشکم در اومد دو بار خوندم کامنتت رو البته همه دوستان کامنت های خوبی مینویسن اما جنس این فرق میکرد خیلی جاهاش انگار خطاب به من بود که خدا با من حرف میزد
پس دست از مقایسه کردن خودت با دیگران بردار. تو قراره کاری بکنی که هیچکس تو نسل تو نکرده.
خدا داره کسی رو بلند میکنه که دنیا ردش کرده!
تو ممکنه الآن هیچ پست و مقامی نداشته باشی، ولی پادشاهی آیندهات تو آسمون مهر خورده. فقط ایمان داشته باش… خودتو دست کم نگیر، چون خدا انتخابت کرده…
به نام خدای مهربانم
سلام به علی اقای توحیدی شما چقدر قلم زیبای توحیدی دارید بی نهایت شما را تحسین میکنم برای درک خالص قوانین به دور از حاشیه ها فقط در اصل جای دادی خودتو خیلی از دل نوشته های شما لذت میبرم این دومین کامنتی است که از شما خوندم واقعا قلبم به طور کامل باز میشه وقتی کسی که از قلبش مینویسه و به دور از حاشیه ها به نوشتن خودش میپردازه شما فوق العاده هستید خدای شما فوق العاده است که شما را خلق کرده امیدوارم همیشه در اصل بمانید و از توحید برایمان بنویسید شما بسیار قلب پاک و خالص از نور خداوند را دارید امیدوارم همیشه مثل خورشید بدرخشید در تمام زمینه های زندگی موفق خوشبخت توحیدی باشید
با اختلاف بهترین کامنت توحیدی بود که در فهم و مدار من بوده
خدا نگهدارت باشه علی جان ️
آرزو
سلام به شما دوست عزیز آقای ملکی
بسیار خوشحال شدم از خوندن کامنت شما با خوندن کامنت های شما حس بسیار خوبی میگیرم و ایمانم قوی تر میشه که پس برای من هم میشه من هربار که ایمیل کامنت شما میاد میام میخونم و خداروشکر امروز هم دریافت کردم خیلی خیلی دوست دارم که منم دراین حد در زندگیم و درکارموردعلاقه ام پیشرفت کنم اما واقعا نمیدونم که باید چیکار کنم ذهنم خیلی به دنبال اینه که آخه چطور منم بتونم پیشرفت کنم درآمدداشته باشم اوضاع مالیم عالی بشه فقط از خداوندم میپرسم که خدایا خودت هدایتم کن به مسیر درست و تمام سعیم رو دارم میکنم که به الهاماتم عمل کنم اگر که امکان داشته باشه سپاسگذارمیشم ازتون که بیشتر از روند رشد و پیشرفت تون در دوره هم جهت باخداوند هم صحبت کنید قطعا که کمک بزرگی در ادامه این روند و ایمان بیشتر در همه ی ما میشید باآرزوی موفقیت و سلامتی روزافزون برای شما دوست عزیز
سلام دادا
عجب کامنتی عجب متنی
اصلا انگاری خدا داشته تایپ میکرده
چقدر این کامنتت فوق العاده عالی بود
توحید همه چیزه
انگار وقتی فرمون دست اون بالاییه کارا یه رنگ خاصی میگیره
یه حس نابی دیگه ای داره
هر لحظه که تسلیمم درکارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک ترم از شیر
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج اید زنجیر پی زنجیر
به نام خداوند وهاب و رزاق رئوف خودم که هرچه دارم از آن اوست.
برادر معنوی من چقدر خوب که خواستم عصر بخوابم و خوابم نبرد و گفتم بزار چند تا کامنت بخونم و هدایت شدم سمت کامنت زیبای شما. من مسخ این زیبا بینی شما شدم و واقعا اشک منو دراورد،خیلی لذت بردم .
بسیار بسیار سپاسگزارم
سلام علی عزیز، دوست توحیدی خوبم، به قول معروف شاگرد زرنگ استاد عباسمنش، یک هفته ای میشه که درگیره دوتا کامنتهایی هستم که اخیرا توی سایت نوشتی، چندین باره خوندمشون و فکرم رو درگیره کرده… اینکه توی همه کامنتهات میگی فقط باید به یاد خدا باشیم، در لحظه زندگی کنیم، کنترل ذهن کنیم، آرام باشیم، مثبت باشیم، همه رو قبول دارم اما اینکه تاکید داری که (به یاد خدا باشیم هرلحظه) این رو میشه لطفا بیشتر توضیح بدی…. منظورم اینه که منم میخوام مثل تو توحیدی عمل کنم،( چطوری باید هرلحظه به یاد خدا باشم؟؟) توی عملکردم، توی ذهنم باید چکار کنم؟؟ به یاد چه چیز خدا باشم؟؟ با خدا چه گفتگویی داری؟؟ خواهش میکنم لطفا اینو برام بیشتر بازش کن و با مثال توضیح بده….. قطعا خودت هم یک روزی از یک جایی این توحیدی شدن در عمل رو استارت زدی….لطفا (دقیقا بگو باید چطور رفتار کنم و به یاد خدا باشم؟ به یاد نعماتش باشم؟؟)
بعد اینکه میگی هرچقدر رازدارتر باشی خدا بیشتر برات رو میکنه، اینو هم لطفا بیشتر توضیح بده.
میدونم سرت خیلی شلوغه بخاطره بیزینست، ولی خوهش میکنم این کامنت منو جواب بده که خیلی خیلی برام مهمه….
اینو بدون بیصبرانه منتظر پاسخت هستم…. پیشاپیش ازت سپاسگذارم.
از نتایج مالیت خیلی شگفت زده شدم، بهت تبریک میگم. وقتی برای تو شده…. قطعا برای من هم میشه. من توی همه زمینه ها نتیجه گرفتم بجز موفقیت مالی.راستی آهنگ خیال آرمان موسی پور رو هم دانلود کردم، خیلی آرامش بخش و خدایی هستش، لذت بردم.
سلااااام دوست خوبم درود خدا بر قلب پاک و الهی ات درود بر آن چشمه درونت که درش الماس جاریه
بقول روانشاد بیژن پاکزاد بزرگترین طراح و فوق تخصص در تولید عطر و ادکلن در دنیا به خبر نگار گفته که در درون رگهای من خون جاری نیست بلکه الماس که تونسته منو به اینجا برسونه که دارم میدرخشم تمام دیپلمات های خارجی و ثروتمندان متمول مشتریش بودن و با وقت قبلی مشتری هاشو قبول میکرد
شما هم تو رگهات داره در می چکه الماس جاریه برادر چه کردی با ما چه کردی با قلب بیمار ما با ذهن گناه الود ما چه کردی دست مریزاد این کلمات از کجا جاری میشن از کدام آسمان اول یا دوم یا….هفتم خدایاااااا اینا چی هستن که دیشب و امروز منو در مدار دریافتش قرار دادی خداجونم شکررررر که از دوره جدید تغییر را در آغوش بگیر مرا بردی در فایل درد دوران کودکی تا آزادی درون اگه اشتباه نکنم اونجا زیباترین کامنت دنیا رو خوندم که الان کامتتشو موفق شدم پایان برسونم خواستم برم دوباره از اول شروع کنم بخونم یه حسی گفتم بیام رو پروفایلت ایمل تو برای خودم باز بزارم بعد گفتم برم روی پاسخ ها که در فایل های دانلودی هدیه گذاشتی اولیش این بود که قصد دارم تمام کامنتاتو بخونم و عشق کنم و عشق کنم و عشقققققق
من دیشب و امروز هر دفعه که بیحال بودم اومدم کامنتونو خوندم حالم بهتر و بهتر شد برای همین فهمیدم این کامنت از یجای خوب و پاک و خالص جاری شده که اینجوری رومن داره تاثیر مثبت میزاره علی آقا گل بنده مومن خدا دوست توحیدی من این کلمات و از کجا آوردی مارکو….خخخخخ
خداروشکرررر که اینجام اون کامنت اولی که ازت خوندم باعث شد بیام اینجا اصلاااا دلم نمیخواست تموم بشه خیلی طولانی بود ولی برای من اصللالا طولانی نبود هیچ بسیار لذت بخش بود واقعااااا بلید هزارباراینو بخونم این کمکم میکنه من تغییر را با تمام وجودم بغل کنم و در آغوش بگیرم این فایلی که کامتت شمارو خوندم تو فایل نشانه امروز و بزن بود که چی خواستم و خدا بهم چه جوابی داد وااااااای خدایااالا شکررررررت که نوش جونم شد و جوابمو گرفتم فعلا میخوام تو کامنتای علی عزیزت زندگی کنم میخوام روزها اینجا تو این اقیانوس آرامی که مرا انداختی توش وقت سپری کنم تا بیشتر بفهمم و درک کنم که چی؛
که من هیچی نیستم من هیچییییی نیستم من هیچیییس نمیفهمم من هیچیییی نمیدونم من هیچییییی بلد نیستم خدایااااااا صدای منو داری من امروز فهمیدم که هیج پخی نیستمممم من حتی نمیتونم شلوارم و بالا بکشم نمیدونم دماغم و بالا بکشم اگه تو نباشی میشیم مثل آقای خراقانی که لحاف کثیف کنیم خدایااااا تا امروز فکر میکردم همه چی در اختیار منه نخیرررررر سخت در اشتباه بودم همه چی در اختیار توست درسته جهان در اختیار منه ولی مهم اینه که من در اختیار خودم نیستم من در اختیار تو هستم خدای بزرگم خدایاشکررررررت از طریق علی آقای عزیزت بهم فهموندی که من هیچ پخی نیستم اینقدر زر نزنم منم منم نکنم اینقد آگاهی های که اینجا کسب کردم و به رخ اطرافیانم نکشم ایتقد خودم و دانا ندونم که عضو سایت عباسمنش هستم و استادم بهترین استاد دنیاست دیگه تمومه من از همه بلدترم نه خیرررررر سخت در اشتباه هستم یعنی اشتباه بهم رسوندن من هیچ پخی نیستم من هیچ پخی نیستم خدااااااا من هیچی نیستم من هیچی نمیدونم نمیدونم نمیدونم علی جون ممنوووونم که بهم بهترین چیز و یاداوری کردی که حرف اضافه نزنم من حتی شلوارمو نمیتونم بالا بکشم این همه ادعا واسه چیه اینهمه منم منم کردن واسه چیه خدایااااا من میخوام جمله تاکیدیم این باشه که خدایا من هیچ پخی نیستم من هیچی نمیدونم هچی بلد نیستم هرچی هستم و دارم تویی وتووووووو الهی شکرررررت
علی جان ممنونم که بهم یاداوری کردی کی هستم فهمیدم که من هیچی جز خدا نیستم من هرچی هستم اونه از خودم هیج اختیاری ندارم میخوام اینو با تمام سلولهای تنم بفهمم خدایا کمکم کن
تبریک جوان زیبا رو موهات چقد قشنگه و تو این سن کم چیجوری به اینهمه موفقیت رسیدی واقعا دم خدات گرم که کار نمیکنه بلکه شاهکار میکنه
خدایا ظرفیت منو بالا ببر خدایاااااشکررررت
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،شوق غیر ممکن
زندگی بستری از گلهای سرخ نیست
زندگی پیچیده ومعما است
زنده بودن به معنای واقعی کلمه بسیار نادر است
متولد شدن شوق غیر ممکن
زندگی بستری از گلهای سرخ نیست
زندگی سخت و پیچیده است
زنده بودن به معنای واقعی کلمه بسیار نادر است
متولد شدن یک چیز است؛
زنده بودن چیزی کاملاً متفاوت.
متولد شدن، فقط بودن زیست شناسانه در اینجاست
اما زنده بودن یک بعد کاملاً متفاوت است،
بعد معنوی یا روحی
تا زمانیکه انسان معنوی نباشد، هنوز زنده نیست. ولی حرکت از حیطه ی زیست شناختی به حیطه ی روحانی بسیار سخت و طاقت فرسا است. بزرگترین چالش موجود است
این بزرگترین جهش کوانتومی است، از بدن به روح، از ماده به غیرمادی، از دیدنی به نادیدنی، از زمان به بی زمانی، از بیرون به درون، این حرکتی طاقت فرسا است
این یک دعوت برای رشد است، یک چالش
یک دعوت عظیم که در امنیت های دروغیتان باقی نمانید، در آن امنیتهای کاذب بسیار راحت زندگی میکنید و راحت میمیرید ولی رشد نخواهید کرد
پیر خواهید شد، ولی رشد نخواهید کرد.
رشد فقط وقتی رخ میدهد که تو چالش را پذیرفته باشی
رشد فقط وقتی رخ میدهد که شروع کنی به خطرناک زندگی کردن
و فقط یک راه برای زندگی کردن واقعی وجود دارد و آن زندگی باشهامت و در خطر زیستن است
تو فقط وقتی یک انسان حقیقی خواهی شد که وارد چالشهای زندگی شوی.
و آگاه باشید که جستجوی حقیقت جستار برای غیر ممکن است. خودِ دیانت چیزی نیست
جز اشتیاقی برای غیرممکن
ولی زیبایی آن در این است که غیر ممکن اتفاق میافتد، که غیر ممکن نیز ممکن میشود، ولی باید بهای آن را پرداخت کنید، و باید بسیار گران پرداخت کنید
باید خودتان را کاملاً فدا کنید
باید تمام زندگیتان را به مخاطره بیندازید
اگر زندگی خود را به مخاطره بیندازید،
آنگاه یک بعد کاملاً جدید و یک کیفیت تماماً تازه در شما برخواهد خاست،
آلود نشده توسط زمان و مکان،
نیالوده توسط هیچ چیز
جاودانه،
پس، شوق غیر ممکن پیدا کنید، غیر ممکن را
زنده بودن چیزی کاملاً متفاوت.
متولد شدن، فقط بودن زیست شناسانه در اینجاست
اما زنده بودن یک بعد کاملاً متفاوت است،
بعد معنوی یا روحی
تا زمانیکه انسان معنوی نباشد، هنوز زنده نیست. ولی حرکت از حیطه ی زیست شناختی به حیطه ی روحانی بسیار سخت و طاقت فرسا است. بزرگترین چالش موجود است
این بزرگترین جهش کوانتومی است، از بدن به روح، از ماده به غیرمادی، از دیدنی به نادیدنی، از زمان به بی زمانی، از بیرون به درون، این حرکتی طاقت فرسا است
این یک دعوت برای رشد است، یک چالش
یک دعوت عظیم که در امنیت های دروغیتان باقی نمانید، در آن امنیتهای کاذب بسیار راحت زندگی میکنید و راحت میمیرید ولی رشد نخواهید کرد
پیر خواهید شد، ولی رشد نخواهید کرد.
رشد فقط وقتی رخ میدهد که تو چالش را پذیرفته باشی
رشد فقط وقتی رخ میدهد که شروع کنی به خطرناک زندگی کردن
و فقط یک راه برای زندگی کردن واقعی وجود دارد و آن زندگی باشهامت و در خطر زیستن است
تو فقط وقتی یک انسان حقیقی خواهی شد که وارد چالشهای زندگی شوی.
و آگاه باشید که جستجوی حقیقت جستار برای غیر ممکن است. خودِ دیانت چیزی نیست
جز اشتیاقی برای غیرممکن
ولی زیبایی آن در این است که غیر ممکن اتفاق میافتد، که غیر ممکن نیز ممکن میشود، ولی باید بهای آن را پرداخت کنید، و باید بسیار گران پرداخت کنید
باید خودتان را کاملاً فدا کنید
باید تمام زندگیتان را به مخاطره بیندازید
اگر زندگی خود را به مخاطره بیندازید،
به آن چیزی که آن را زنده بودن میخوانند ، به آنچه که مسیح دوباره زاد شدن میخواند
آنگاه یک بعد کاملاً جدید و یک کیفیت تماماً تازه در شما برخواهد خاست،
آلود نشده توسط زمان و مکان،
نیالوده توسط هیچ چیز
و جاودانه،
پس، شوق غیر ممکن پیدا کنید، غیر ممکن را بخواهید،در زندگی باید دنبال جست وجو ها رفت خودمان را پیدا کنیم وفقط ایمان داشته باشیم ایمان که خدا درهر زمان ومکان پیش ماست
داشتم فک میکردم چقد ذهنم سبک بود و احساس میکردم خانواده خوبی دارم و خودمم فرد مناسبی هستم واسه ایجاد شادی و زندگی دلخواه و لذت بردن
اما همه چی ی جایی از زندگی برعکس شد و من خانواده امو جوری دیدم ک باید ازشون فرار کمم و بعد خودمو و برچسب هایی زدم که دیگه به استعدادم و توانایی هام شک کرده بود و همه اینا یهویی نبود طی چندین سال بصورت تکرارشونده من الگو پیدا کردن مشکلات رد دنبال کردم بدون آگاهی به رفتارم و کنترل رفتارم
با خواهرام با دوست و آشنا و تایید اونا
همه همه باعث این اتفاق شد
طی این سال ها برای شادی هم تلاش کردم هم ی پام رو ترمز بود یکی گاز
چون کنارش عادت ها اشتباه اینشکلی هم داشتم
دیگه نمیخوام این روندو ادامه بدم چون هنوزم ته وجودم به باور های قبل این ماجرا ایمان دارم که هرچیزی نیازه تو این دنیا ک من بخوام برام فراهم و عشق و محبت و ثروت رو من از هزاران دریچه در جهان دریافت میکنم و محدود به شخص خاصی نیستم
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیزم چقدر لباستون زیباست چقدر خودتون زیبا تر شدید
سلام مریم جان شایسته عزیزم دلم براتون تنگ شده کاش دوباره سریال زندگی دربهشت رو راه بندازین تا صورت مثل ماهتون رو ببینیم
سلام دوستان خوشکل و توحیدی عزیزم ممنونم ازتون بابت کامنت های زیباتون که درشون گنج هایی از اگاهی نهفته است
وسلام به خدای عزیزم خدایی که شب تصمیم میگیرم و فرداش بهم میگه چکار باید انجام بدم واقعا ازت سپاسگذارم خدای مهربانم بازهم جواب سوالم رو به موقع دادی عاشقتم
الهه هستم
دیشب تصمیم گرفتم بیام مرور کنم چرا من نمیتونم ازلحاظ مالی رشد کنم و تصمیمم براین بود بیام کلا گذشتمو مرور کنم و به یاد بیارم چه ترمزهایی دارم و امروز که استاد عزیزم این فایل زیبا و ارزشمند رو روی سایت گذاشتند متوجه شدم ریشه یابی کردن بحث مسائل مالی بیشتر باعث میشه ازاون دست مسائل بیشتر وارد زندگیم بشه و همینکه بدونم ریشه تمام بی پولی ها برمیگرده به باورهای مذهبیم و باور کمبود خب بیام هرروز روی همین دومورد کار کنم درکنار اموزش های دیگه و استاد ولی دیشب ذهنم میگفت نه باید بری به گذشتت اصلا ببینی چرا این زندگی رو انتخاب کردی چرا این پدرومادر رو یعنی همون به یاد اوردن تمام مسائل و مشکلاتی که تموم شده رفته و دیشب خیلی درگیرش بودم و با خوابیدنم به این موضوع خاتمه دادم و امروز خدای مهربانم از طریق شما بهم جواب داد اصل رو بچسب به خاطراتت توجه نکن که میری تو حاشیه واقعا استاد شما بهترین هستین و من باعث افتخارمه دانشجوی شما شدم و ازتون ممنونم که این فایل های ارزشمند رو برامون گذاشتید عاشقتونم
خدای وهابم سپاسگذارتم که همیشه هوامو داری عاشقتم رب العالمینم
به بههههههه.
سلااااااام.
چه سعادتی بالاتر از اینکه به محض بیدار شدن از خواب،چشممون به جمال نورانی استاد روشن بشه با اون پیراهن خوشرنگ و زیبای برگ برگی.
خدا رو شاکرم که امروز هم هدیه دیگری از دستان استادم دریافت کردم.
چیزی که برام جالب و تامل برانگیزه اینه که استاد میگن،گذشته حتی میتونه یک دقیقه پیش باشه!
نه صرفا چند سال پیش یا حتی زمان کودکی.
وقتی بدونیم گذشته شامل یک دقیقه پیش هم میشه،دیگه میدونیم با خودمون چند چندیم!
مثلا اگر همین ده دقیقه پیش یکی یه رفتار نادلخواه انجام بده و بعدش مادر یا خواهرم رو ببینم و اتفاق رو با اب و تاب براشون تعریف کنم،میشه توجه به گذشته!!!
یا اگر یکی یک دقیقه پیش به من بی احترامی کنه و من بنشینم بهش فکر کنم،یا غر بزنم و شکایت کنم و احساس بد داشته باشم میشه توجه به گذشته.
پس موندن و فکر کردن به خاطرات تلخ پارسال و یک دقیقه پیش هییییچ فرقی باهم ندارن.
فرکانسشون یکیه.
تاثیرات مخربشون یکیه.
پس به این نتیجه میرسیم که همییییشه باید در زمان حاااال زندگی کنیم.
ذهن فرق حال و گذشته رو نمیفهمه.
همه افکار رو حال حساب میکنه.
خب اینکه استاد همیشه میگن بیاید خاطرات خوب گذشته رو توی ذهنتون مرور کنید علتش همینه.
من وقتی میام رفتارهای خوبی که اطرافیان باهام دارن رو مدام توی ذهنم تکرار میکنم،به احساس خوب میرسم.
انگار دقیقا همین الان که دارم بهشون فکر میکنم اتفاق افتاده.
و همین احساس خوب،در اینده احساس خوب بیشتری رو ایجاد میکنه.
استاد در رابطه با غر زدن که دقیقا همون توجه به رفتارهای گذشته دیگران هست و به نظر من بیشتر در خانمها هم دیده میشه و خودم هم درگیرش بودم و الان تقریبا 70 درصدش حل شده میخوام تجربه خودم رو بگم.
خب قدم اول اومدم غر کلامی رو حذف کردم.
ولی هنوز ذهنی بود.
مثلا اگر میدیدم بچه ها خونه رو کثیف و نامرتب کردن،قبلا زبونی غرغر میکردم و خودمو قربانی میدیدم.
بعدش دیگه غر کلامی رو حذف کردم و فقط ذهنی تو دل خودم غر میزدم.
یواش یواش با حذف کلام،ذهن هم به یه ارامش و سکوت ذهنی رسید.
و نتیجه چی شدددددد؟؟؟؟
بدون اینکه من حرفی بزنم،همسرم هدایت شد به کشوی اشپزخونه و پیدا کردن جارو دستی نپتون و شروع به جارو کردن با اون جارو.
اصلا دیگه از اون روز تا الان همییییشه هال خونه تمیز و بدون اشغالهای ریزه.و همسرم هم خیلی وقتها خودش جارو میزنه.و الان نزدیک به 10 روزه جارو برقی نزدم.
همسرم هدایت شد به اینکه صبح ها که از خواب بیدار میشن پتو خودش و بچه ها رو مرتب تا میکنه و میچینه روی هم.
قبلا همینطوری پتوها رو مچاله پرت میکردن تو اتاق.خخخ.
همسرم هدایت شده خیلی از کارها رو انجام بده مثل درست کردن اب خنک و دم کردن چایی برای خودش.
خلاصه همسرم که همون ادمه.
ولی من که شروع به تغییر خودم کردم،جهانم هم شروع به تغییر خودش کرد.
استاد ازتون ممنونم که با عشق بی نهایت همواره ما رو از اموزشهای نابتون بهره مند میکنید.
,به نام خدای مهربانم و بخشنده ام
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز
سلام به خانواده بزرگ عباس منش
خدارا سپاسگزارم امروز به این فایل هدایت شدم وچقدر زیبا استاد توضیح دادن و خدارو شکرگزارم امروز یک آگاهی جدید یاد گرفتم و چقدر زندگی ام دگرگون شده از موقعی که به این سایت هدایت شدم و هرچی عمل میکنم روز به روز زندگی برایم زیباتر شده خدای مهربانم شکر گزارم
از استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این سایت و بابت این همه فایلهای ارزشمند وزیبا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است
که رب و فرمانروای جهانیان است
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد جانم
سلام به استاد شایسته مهربان و بزرگوار
سلام به همه عزیزان که از همگی دوستان دارم درس یاد میگیرم و قدردان و سپاسگزارشون هستم.
استاد جانم پس با این توضیحاتی که دادید کاملا راه مشخصه ،اگه قانون طوری کار میکنه که با توجه به نکات منفی که ادمها در زندگی ما ایجاد کردند و خودشون هم از سر نااگاهی این برخورد را با ما داشتند اینقدر فضای فکری مارا اشفته میکنه که حتی باعث میشه دچار خیالبافی و توهم در برابر افراد و عزیزانمون بشیم و بریم توی یه احساسات منفی که نطیجش طبق قانون مشخصه
پس چرا با استفاده از این قانون این انتخاب آگاهانه رو انجام ندیم که اینقدر در حالت قدردانی و سپاسگزاری باشیم که حالمون عالی و مثبت بشه که طبق این قانون فضای فکری به سمتی بره که خود به خود به یاد بیاره بینهایت مهربونی و لطف و خداوند رو و بره به سمتی که نعمتهایی که میخواهیم در اینده بهمون بده بیاد جلوی چشممون و دقیقا از این قانون به نفع خودمون استفاده کنیم.
استاد جان طبق اموزه های دقیق و فرکانسی شما یه فکری که خیلی کمک میکنه ما دچار فکرهای منفی و خیال بافی در مورد دیگران نشیم اینه که حالا که این نیرو خیلی قدرت گرفته و نمیتونم در موردِش مثبت فکر کنم رها باشم و بیام به بینهایت خیر و خوبی و نکات مثبت این جهان در پیرامونم و در زندگی خودم فکر کنم تا این انرژی درونی مثبت بشه تا بیام تو فرکانس مثبت و بعد میتونم به ویژگیهای مثبت بقیه که باهاشون مقاومت دارم فکر کنم و اینجا از قدرت خلق درونی خودم خوب و بهینه و کارا استفاده کنم ،استاد جانم این در مورد همه چیز صدق میکنه و خدارو شکر برای وجود شما که خداوند منت سر ما گذاشت و با شما بنده برگزیده خدا (که شما خودتون خواستید و به همه چیز رسیدید و برگزیده بودن یک انتخاب از جانب شما بوده)اشنا شدیم ،بلکه اینقدر خودمون را نزدیک شما میدونیم که این رابطه از رابطه شاگرد و استادی فراتر رفته و میتونیم بگیم خانواده ما هستید شما و همه دوستان
چون بیشترین وقت و انرژی در طول شبانه روز با شما و دوستانم سپری میشه
پس جای هزاران بار شکر و قدردانی داره
برای همه عزیزان خیر و خوبی و فراوانی و فضل پروردگار را ارزو میکنم.
در پناه همیشگی حق باشید ،انشالله.
سلام به استاد عزیز و همه همراهان سایت ارزشمند عباس منش
اول از همه خداراشکر بابت وجود شما استاد برای اینکه این آگاهی های ناب رو منتشر میکنید و هر روز برای ما یادآوری میشه که مسیر درست چیه و باید چکار کنیم خداراشکر که هر روز درس های جدیدی میگیریم و همینطور آرامش بیشتری داریم
برای این حد از فعالیت بالای ساییتوون هم خیلی خیلی سپاسگزارم استاد در ضمن لباستون هم خیلی قشنگ و دلنشینه اولین چیزی که توی چشم میخوره بعد از باز کردن فایل زیبایی لباستون هست
هدفم از نوشتن کامنت این بود که خیلی وقت بود که میخاستم برای این فعالیت عالی سایت ازتون تشکر کنم و واقعا آگاهی هایی که شما شیر میکنید هیچ کجای دنیا من ندیدم سپاس سپاس سپاس