نحوه به حقیقت رساندنِ خواستهها | قسمت 3
در جهانی که اساس آن بر فرکانس و مدار است، تحقق خواستهها کار بسیار سادهای خواهد بود اگر مهارت کنترل ذهن را بیاموزی.
به عبارت دیگر، تمام آنچه که باید درباره خواستهات انجام دهی، کنترل ذهن است. تفاوت در نتایج، از اینجا شروع میشود. وگرنه همه ما به عنوان انسان، ویژگیها و توانایی های مشترکی داریم. هیچ چیزی نیست که بخواهیم، اما توانایی تحقق آنرا نداشته باشیم
آنچه که نتایج ما را نسبت به یکدیگر متفاوت ساخته، میزان توانایی ما در کنترل ذهنمان است و نه میزان توانایی ما در خلق خواسته ها. هر فردی در هر حوزه ای که موفق شده، یک برتری داشته و نقطه برتریِ او، توانایی بیشترِ او در کنترل ذهنش بودهاست.
میزان توانایی در کنترل ذهن است که، موجب میشود به محض شکل گرفتن خواسته، دو نگرش، باور و احساس متفاوت شکل بگیرد:
نگاه امیدوار یا نگاه حسرتبار!
شور و شوق یا ناامیدی و نگرانی!
تحسین و سپاسگزاری یا حسادت!
تفاوت میان رسیدن به خواسته ها و نرسیدن به آنها نیز، تفاوت میان نگاه حسرتبار و نگاه امیدوار است. تفاوت میان تحسین و حسادت است.
وقتی با زیباییها و امکانات جهان مواجه میشوی یا آدمهایی را میبینی که در حال تجربه نعمتها و امکاناتی هستند که تو هم میخواهی داشتهباشی، چه نگاهی در تو شکل میگیرد؟! چه افکاری سراغت میآید و چه احساسی داری؟!
آیا نگرشی امیدوارانه داری؟
آیا دیدن این صحنهها، این امید را در دلت زنده میکند که اگر آنها توانستهاند، من هم میتوانم! یا این نگاه که ” من کجا و اینها کجا”؟!!
آیا به افرادی که همین حالا زندگی دلخواهِ تو را زندگی میکنند، به عنوان “از ما بهتران” نگاه میکنی و آنها را خوششانس و خوشاقبال می نامی یا، مدرک تأییدی میدانی بر اینکه، تو نیز میتوانی- مثل آنها- زندگیات را بسازی؟!
میزان توانایی تو در کنترل ذهن، به خوبی در چنین لحظاتی خود را نشان میدهد و این توانایی، تعیین کننده میزان دسترسی به امکاناتی است که قرار بوده مُسخر تو باشد.
تحسین آدمهایی که همین حالا امکانات مدّنظر شما را دارند، راه آوردن نعمتها به زندگی است و “تحسین”، نیاز به کنترل ذهن دارد. پس میتوان گفت،”توانایی کنترل ذهن”، راه آوردن نعمت ها به زندگی است.
ذهنت را به گونهای تربیت کن و کنترل نما که زیباییها و نعمتها را تحسین نماید حتی اگر آن نعمتها هنوز جزئی از زندگی تو نیستند.
ذهنت را تربیت نما تا حتی تحسین کوچکترین زیبایی را ازقلم نیندازد. زیرا قانون این است که تمرکز شما به هر سمت و سویی برود، تجارب شما نیز به همان سمت و سو خواهد رفت.
همه تفاوتها از تفاوت در میزان توانایی مان در کنترل ذهن نشأت میگیرد.
این اصلی بود که خیلی خوب آن را درک کردم و مأموریتم را در زندگی،کنترل ذهنم دانستم. به همین دلیل در دوره جهانبینی توحیدی، تا این حدّ بر کنترل ذهن تأکید دارم و مأموریت این دوره را “ایجاد توانایی کنترل ذهن” ، می دانم.
زیرا درست است که تو با توانایی خلق هر خواستهای متولد شدهای، اما این منطق ذهنت است که فرکانسها را ارسال و اتفاقات را رقم می زند.
این فایل با هدف اشتراک گذاشتن زیبایی های خداوند با شما به اشتراک گذاشتم تا این زیبایی ها را ببینید و با تحسین آنها، خود را به این مسیر، هدایت و آنها را جزئی از تجربه زندگیتان نمایید.
در این متن تنها یک نکته کوچک درباره تحقق خواستهها توضیح داده شد اما نکات بسیار مهمی در این فایل درباره شناختن خواستهها و تحقق آنها گفته شده است. بنابراین برای درک تمام موضوعات این فایل، لازم است فایل تصویری را مشاهده نمایید.
نحوه واقعیت دادن به خواستهها | قسمت 1
نحوه واقعیت دادن به خواستهها | قسمت 2
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD712MB61 دقیقه
- فایل صوتی نحوه به حقیقت رساندنِ خواستهها | قسمت 313MB15 دقیقه














استاد ممنونم بابت این فایل ار زشمند ومفید
استاد ممنونم که تمرین کردن نگاه کردن به نتایج دیگران را به ما آموزش میدهی
استاد نگاه کردن به موفقیت دیگران نیاز به کانون توجه وتوانایی کنترول ذهن دارد
استاد گفتین افراد موفق نگاه متفاوت به موفقیت افراد دارند
استادمن هم امروز یک نکاه متفاوت به موفقیت دیگران را تجربه کردم
یه دوستی خونه برای خودش ساخت واز من بعضی وقت ها درخواست کمک میکند من امروز به جای نگاه حسادت وبرچسب زدن ونگاه حضرت آمیز به نکاه کمک کردن که زودتر به خواستش برسه نگاه کردن
به جای حسرت به این باور که اون توانسته من هم میتوانم
به جای ناراحت بودن نگاه عشق وکمک رفتم کمک کنم
استاد این رو میخوام دیدگاه خودم بگذارم به جای حسرت وقبطه به این نکاه که دیگران را کمک کنم که سریع تر به خواسته برسند
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و همه ی همراهان گرامی
واقعا تغییر دیدگاه یک پاشنه آشیل خیلی قوی برای من بوده و هنوزم میدونم خیلی کار داره تا درست بتونم مدیریت اش کنم.
من قبلا به محض اینکه یک آدم موفق رو میدیدم و یا میشنیدم که یکی یه کار مهمی کرده بصورت اتومات احساس خشم کوچیکی در من شکل میگرفت که ناشی از احساس کمبود و احساس حسادت بود و احساس ناامیدی ازینکه من نتونستم مثل اون باشم یا شاید هرگز نتونم اون کار رو انجام بدم.
از وقتی دوره 12 قدم رو شروع کردم خیلی خیلی تلاش کردم تا دیدگاه ام رو نسبت به بقیه و اتفاقات زندگیم عوض کنم. الان وقتی میشنوم یکی مثلا واسه خودش خونه خریده میگم خدارو شکر که تونسته منم میتونم. اگر ماشین دلخواهم رو زیر پای کسی ببینم ناخودآگاه تحسینش میکنم و خداوند رو شکر میکنم که یه هموطنم توانایی خریدش رو داشته و میگم منم یه روزی همچین ماشینی میخرم و احساس لیاقت اش رو دارم.
این تغییر نگاه و احساس واقعا زندگیم رو قشنگ کرده احساس میکنم مثل یه پر سبک شدم. احساس رهایی دارم از یک عالمه حس منفی و مخرب که دائم توی گوشم نجوا میکردن و من رو از راه درست بیرون میکردن و ایمانم رو به آینده متزلزل میساختن. واقعا به تنهایی همین یه کار اینقدر اتفاقات کوچیکی و بزرگ خوبی را توی زندگی برام رقم زده که اگه بنویسم یه لیست بلند و بالا میشه و همین الان که در حال تایپ هستم یه پیشنهاد کاری برام شده که درآمدش دقیقا 2 برابر درآمد فعلی مه و جالب اینه من جایی درخواست ندادم خودش بهم درخواست شد.
من واقعا از خداوند سپاسگزارم بابت این قانون بدون تغییر و بابت اینکه مارو خالق زندگیمون آفریده
ممنونم از همتون