این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-05 11:16:072024-06-08 21:04:28چقدر راحت خود را از ثروت محروم میکنیم!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر از وقتی فهمیدم همه چیز دست خودمونه راحت تر زندگی کردم چقدر عذاب وجدان واحساس گناه ازمن گرفته شد مثلا یه کاری میکردم غیبتی چیزی بعد میگفتم الان خدا ناراحت شد دیگه به من اون چیز که میخواستم رو نمیده
خدایا چرا آخه اینهمه مارو از تو که عشقی عشق ترسوندن
چرا به اسم اسلام وخدا وپیغمبر اینهمه مزخرف کردن تو ذهن ما آخه اینهمه هم باور اشتباه میشه
حالا ما چقدر باید تلاش کنیم تا از بین برن تا کمرنگ بشن تمام این باورها
تمام این باورها برای تک تک ما هم هست خدا از قبل مشخص کرده ما دراین دنیا چطور زندگی کنیم خدا به هر کس بخواد میده به هر کس بخواد نمیده
فدات بشم خدای مظلوم من چه چیزهایی بهت نسبت دادن
چقدر الان از زندگیم لذت میبرم از خدای قشنگم لذت میبرم چقدر سپاسگزار خدا هستم فقط به خاطر اینکه هست همین که میدونم هست وهر آنچه را میخواهد که ما بخواهیم
استاد عزیزم باحرفاتون تمام باورهای گذشته رو در ذهنم ویران کردید
همش باخودم میگفتم پس چرااومدم تواین دنیا وقتی همه چیز ازقبل برام نوشته شده ،هیچوقت نمیتونستم حرفهای گذشتگانم رو که تاالانم ادامه داره درک کنم شب قدر که میشد میگفتن اگر این 3شب اعمالشو انجام بدی و بقیش رو خودتون میدونید دوست ندارم واردش بشم
یعنی خدا کل سال منتظره مااعمال انجام بدیم بده به کس دیگه برامون امضا کنه اگر قراره باشیم یابمیریم یاهرچی دیگه
یامیگفتن توتقدیرت نوشته شده ،چشم خوردی ،تامریض میشدی میگفتن چشت کردن تخم مرغ میشکنن خدای من چ کنم بااین حرفا
باشنیدن حرفاتون قلبم آروم شد ،مگه میشه این مدلی بود پس ما اومدیم تواین جهان چه کنیم
چطور خود را از ثروت محروم مى کنیم ؟؟؟ با قدرت دادن به هر عامل بیرونى غیر از خودمون ……
به اینکه فکر کنیم این دنیا قانون نداره ممکنه ما کار خودمون رو بکنیم ولى یه اتفاقى یه فردى هر چیزى از بیرون تو نتیجه کار ما تاثیر بزاره
خب با این تفکر فرد یا شروع نمی کنه یا همش وسط کار تردید داره ترس داره ، اضطراب داره به خاطر عدم قطعیت یا با کوچکترین مانع به هم میریزه ، دلسرد میشه یا همش نگران نتیجه هست نمی تونه روند رو خوب پیش ببره ،که همه این ها بر مى گرده به اینکه شرک داره ….. و شرک انسان رو از درون ضعیف می کنه
امروز خانواده ام داشتن مرتب منو تخریب و تحقیر مى کردن دقیقا مثل حرف های انتهائى استاد ولى درونم به هم نریخت …. انگار این آگاهى ها رفته تو وجودم که زندگى من دست خودمون نه دست حرف دیگران
اتفاقا با حرف هاشون من مصمم تر هم شدم ….
باور درست ، حرکت درست ، باور درست ، مسیر درست —> نتیجه
با این قانون و فرمول دیگه تاثیر عوامل بیرونی که خواست خدا هم جز این ها هست بی اثر میشه
ما هر وقت هر چیزى رو تو ذهنمون بسازیم و در جهتش حرکت کنیم تو هر جا و مکان و زمانى باشیم بهش می رسیم
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته ی عزیز و دوستان مهربانم …
سپاس گزار خدایی ام که بر من می افزاید با شکر نعمت هایش و با سپاس گزاری از نعمت هایش …
خدا رو سپاس می گم که او سرنوشت منو در دست من قرار داده !
نشانه ی امروز من این فایل و فایل قبلی اش اش بود …
قلب من ، من را به سمت ثروت بیشتر هدایت می کند .
دوست دارم خواسته ی امروز من از خدا ثروت بیشتر باشد . احساس گشایش و بازی از لحاظ ثروت ….
باوری که دوست دارم در من تقویت بشود این هست که خداوند باز کننده ی درهاست و خداوند گشایش دهنده ی نعمت هست . خداوند کسی هست که به بی نهایت طریق روزی تو را زیاد می کند . و روزی دهنده و نعمت دهنده ای هست که نعمت هایش رو نمی شود شمرد …
رحمت و ثروت خداوند مانند بارانی بر سرم می ریزد . و او هدایتم می کند در رسیدن برای نعمتش …
خداوند بخشنده ترینه ! وقتی از او بخواهی او بهت می ده ! شرطی و اگر و امایی در میان نیست …
ثروت به دست آوردن با رنج کشیدن در تناقضه ! رحمان و رحیم بودنش در تناقض این هست که بخواهد بنده اش رنج بکشد . و یا برای به دست اوردن ثروت خودش را خوار کند .
چون خداوند از جنس پاکی و از انرژی زیاده ! خداوند با تاریکی در تناقضه ! و از جنس نوره !
پس خدا رو باید در روشنایی ها جست جو کرد و همین طور در ثروت و همین طور خدا از جنس قدرته نه از ترس ! و خداوند از جنس سپاس گزاری هست نه از جنس کفر و خداوند از جنس سلامتی هست نه از جنس بیماری !
پس برای نزدیکی با خداوند و برای فهمیدن اینکه در چه مداری هستیم ببینیم در چه حس و چه انرژی ای هستیم !
برخلاف باورهایی که داریم خداوند رو نمی شود در فقر جست و جو کرد . و نمی شود در احساس نیاز و احساس فقر جست و جو کرد !
و برخلاف باورهایی که داریم خداوند در خشم و کینه نیست و یا خداوند در ترس و نگرانی نیست !
مسیر بهشت مسیر آسان شدن برای آسانی هاست !
خداوند سریع ترین اجابت کننده ی خواسته هاست . همان طور که نزدیک ترین اجابت کننده هست …
او قدرتمند ترین اجابت کننده هاست ، همان طور که بزرگ ترین اجابت کننده ها هست و بخشنده ترین و مهربان ترین اجابت کننده ها هست !
وقتی استاد عزیز درباره باور های ثروتمند کننده صحبت کردید با خودم گفتم اگر باور کنم ، که اون زمان که مومن خداوند شوم ، ثروتمند می شوم ، مسیر ثروتمند شدن هموار می شود .
اگر باور کنم ثروتمند شدن مثل احساس عشق درونی هست ، نه یک عمل بیرونی!
اگر باور کنم ثروتمند شدن دردرون من آغاز می شود
و من باید این احساس رو از درون گسترش بدهم !
گسترش احساس ثروتمندی باور کردن این هست که من به ذات ثروتمندم !
من این احساس را در درونم دارم و نباید در عوامل بیرونی جست و جو کنم !
مثل اینکه حتما نباید فردی از بیرون عاشقم باشد تا من احساس کنم دوست داشتنی هستم . من به ذات معشوق هستم . و من به ذات دوست داشتنی ام ! و عشق در درون من به خودی خود هست ! .حالا چطور این احساس ثروتمندی رو درونم زیاد کنم !
با اگاهی در نعمت هایی که دارم ! خیلی از ما ها در داشتن استعداد ، توانایی و ثروت بالایی داریم !
با آگاهی از چیز هایی که داریم و برشمردن اون ها ! به جای توجه به نداشتن ها!
( خیلی از ما ها مرتب در صدد داشتن چیزهایی هستیم که نداریم ، و مرتب توجه ما به نداشته هاست ، و این سبب افزایش نداشته هامون می شود)
ولی چه خوب که به چیزهایی که داریم توجه کنیم ! به موبایل ، اون غذا هایی که می خوریم ، اون پولی که درمیاریم ، ماشینی که داریم ، به جای توجه به ماشینی که نداریم! توجه کردن به چیزهایی که در اون ها ثروامندیم !
مثلا در داشتن رابطه ی خوب خیلی از ما ها ثروتمندیم !
مثلا در داشتن رابطه ی خوب ما ثروتمندیم !
و یا در داشتن خانواده ی خوب ! و فرزند خوب !
یه خونه ی فوق العاده در جایی که دوست داریم در محله ی خوب ! یه باغ خوب ! یه پدر مادر خوب !
و هر غذایی که می خوریم ، ( اگر فکر کنیم می بینیم خیلی از ما ها در خوردن فقیر نیستیم . و داریم بهترین نعمت خداوند رو تناول می کنیم.)
چه لذت بخش که به این احساس داشتن ، توجه کنیم ! دارندگی لذت بخش !
( احساسات ما هست که ما را به سمت جهانی هدایت می کند ) احساسات ما زبان ما برای برقراری ارتباط ما با کائنات و یا خداونده!
پس سپاس از دارندگی ها به جای التماس و تضرع برای نداشتن ها ! ما رو به سوی دارندگی بیشتر هدایت می کند !
ثروت با شکوفایی استعداد با یه کار جدید داشتن ، با خلق یک ایده ی جدید ارتباط مستقیم دارد!
وقتی یه فکر جدید خلق کنیم ، و در مدار خلق کردن اتفاق جدید باشیم ثروتمند می شویم ، چون ما خاالق شدیم ، ما به انرژی خداوندی خودمون نزدیک شدیم !
به همین دلیله که افرادی که اهل کار هستند ثرومند می شوند ، اهل نوآوری در کارشون هستند ، ثروت می سازند!
و اگر نه کار خودش صرفا با ثروتمند شدن به هم ربطی ندارند …
ثروت با شجاعت رابطه مستقیم دارد . وقتی تو شجاعت اینو داشته باشی که از اون مرزهایی که برایت تعیین شده رد بشی ثروت می سازی !
وقتی شجاعت کنی از اون ریتم زندگی که همیشه داشتی و یه عادت جدید رو در خودت بسازی ! ثروتمند می شی ! گسترش پیدا می کنی!
وقتی شجاعت دیدن خودت را در درجه اول داشته باشی ، ثروتمند می شی !
وقتی ترس از شکست را کنار می زنی ثروتمند می شی !
وقتی حرف دیگران برایت اهمیتش را از دست می دهد ثروتمند می شی !
استاد عزیز ، درس مهمی که یاد گرفتم این بود که من بدون پول هم احساس ثروتمندی کنم ! و بعد ثروت خودش منو را پیدا خواهد کرد !
یک درسی که شما کرتب یاد دادید ، اینکه ما توانایی ساخت ثروت را داریم و همچنین لایق ثروت ساختن و لایق لذت از ثروتمندی را داریم !
لایق این هستیم که چیزهایی که همیشه دوست داشتیم را بخریم ! لایق این هستیم که با ثروت بخشندگی را در وجودمون گسترش بدهیم !
لایق این هستیم که بهترین رستوران ها برویم و بهترین غذا ها ذو بخریم . و یا لایق این هستیم که خرید کنیم و با خرید کردنمون احساس گشایش کنیم!
ذات ما ثروتمنده ! احساس ثروتمندی در همه ی ما هست ، و اگر توجه را از نداشتن ها برداریم ، از فقر برداریم ! دوباره این احساس در ما گشایش پیدا می کند !
چه لذت بخش که در بهشت زندگی کردن رو باور کنیم و تمرین کنیم !
و به خودمون یاد آور بشیم بله خداوند برای من ثروت می خواهد ، خداوند من را به سوی ثروت بیشتر هدایت می کند
و ثروتمند شدن من باعث گسترش من می شود . باعث رشد من می شود . و باعث بزرگ شدن من می شود . باعث بخشنده شدن من می شود . باعث برقراری ارتباط های بهتر با اطرافیانم می شود !
ثروتمند شدن باعث توجه من به درون من می شود …
خدا رو واقعا سپاس …
سپاس برای اینکه او می خواهد من قدرتمند باشم …
سپاس برای اینکه می خواهد من خوش خلق و گشاده رو باشم !
بیش از بیست سال پیش که برای کنکور آماده میشدم جمله ای در یکی از کتب دینی خوندم که تا ابد در ذهنم حک شده.
این جمله که میفرماید:
«دعا قضا را برمیگرداند، هرچند آن قضا محکم شده باشد»
این مضمون بهطور خاص در احادیث از پیامبر اسلام (ص) و نیز امامان شیعه نقل شده. بهعنوان مثال:
در کتاب الکافی (از منابع معتبر حدیثی شیعه)، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
«الدعاء یرد القضاء و قد أبرم إبراماً»
(دعا قضا را بازمیگرداند، هرچند محکم شده باشد.)
همچنین در منابع اهل سنت مانند سنن ترمذی نیز روایت شده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«لا یردّ القضاء إلا الدعاء»
(هیچ چیز قضا را باز نمیگرداند مگر دعا.)
این احادیث اشاره به این دارند که حتی اگر چیزی در سرنوشت انسان نوشته شده باشد، باز هم دعا میتواند آن را تغییر دهد، چرا که دعا خود بخشی از نظام علت و معلول در جهان است.
و من با آموزه های استاد عباسمنش دعا را نتیجه باورهای درست یا همان باورهای درست میدانم.
بنابراین حتی کسانیکه به قضا و قدر اعتقاد دارند باید اینو هم در نظر بگیرند که قضا و سرنوشت قابل تغییر هست.
اگر روزی 100 بار این فایل را گوش بدیم باز کمه، چون به اصل داستان داره اشاره می کنه .
عامل اصلی عدم موفقیت ما ، باورهای مخرب و محدود کننده هست که اینقدر آنها را در ذهنمان آنهارا تکرار کردیم که مثل علف هرز در ناخودآگاه ذهن ما رشد کردن و عامل رفتار ما را شکل میدهند، و اینقدر مخفی هستن که اصلا خبر نداریم اینها وجود دارن .
حالا که از طریق این فایل ، ما باور های غلط و محدود کننده را شناسایی کردیم و درک کردیم که عامل اصلی که ما رشد نداریم و به درآمد و حقوق پایین بسنده کردیم. قدم اول پیدا کردن الگوهای مناسب هست، یعنی بریم و جستجو کنیم و با چشم خودمان ببینیم که ، شخصی بدون سرمایه ، شروع کرده و با ادامه دادن و با توکل کردن ، الان به موفقیت رسیده ، یا فلان مغازه در نقطه دور درشهر بدون تبلیغات، کلی فروش داره ، یا افرادی در سن پایین خیلی درآمد های بالایی دارن . اینها باعث میشه باورهای توحیدی و درست در ذهن ما ایجاد کننده و شکل فکر کردن و شکل رفتار ما را عوض می کنه .
و همیشه باور فراوانی را در ذهن خودمان تقویت کنیم ، که اگه تنها همین باور را در خودمان ایجاد کنیم و تقویت نماییم ، دریچه ای از خوشبختی و ثروت و پول بصورت طبیعی و آسان وارد زندگی ما میشه.
مینویسم از روز توحیدی ام تا بماند ب یادگار، تا از قدرت ربّ ام بگویم، تا قدرتش را ب رخ نجواهای بیهوده بکشم.
امروز برای فروش رفتم مکان جدید در روزِ جدید، ذهنم میگفت یک شنبه اول هفته خلوته کجا میری الکی نرو، رفتم، گفتم خدایا من باید یه چیزی یاد بگیرم امروز، حتما قراره ب درسی ی نکته ای ب من یاد بدی، قراره ی ورژن بهتری از خودم بسازم، ورژن باتقواتر، قوی تر، صبورتر، با عزت نفس تر، با احساس لیاقت بیشتر.
بعد از یک ساعت نشستن خانمی اومدن و گفتن آدمای اینجا ب قول استاد redneck (مردمی با فرهنگی خاص) هستن و حمایت نمیکنن تا اینجا محیط دست نخورده خودش باقی بمونه، حتی ب بیلبورد اینجا نگاه کن چندین و چندساله فقط ی شرکت اجازه داشته ک اینجا تبلیغ کنه و بقیه بیلبوردها خالیه.
ایشون از روی خیرخواهی و عشق داشتن ب من این حرفا رو میزدن ک اره اینجا با جای قبلی فرق داره، مردم اینجا با آدم های مناطق دیگه فرق دارن. و گفتن تو باعث افتخار این سرزمینی و رفتن. من چ احساسی بهم دست داد ؟ در حد یک دقیقه داشتم متزلزل میشدم ک چرا اومدم راست میگه، ولی خیلی سریع خودمو جمع کردم و گفتم عههههه حالا ک اینجور شد خود 5 ساعتم رو می میشینم اینجا ببینم قدرت دست کیه؟ زل زدم ب کوه های روبروم وایستادم جلوش گفتم این کوه متعلق ب کیه؟ کی این کوه و این عظمت رو آفریده ؟ قطره ی اشکی از گوشه ی چشمم افتاد ب دومی نرسیده بود ک خانمی اومدن کنار لوازمم ایستادن و همون موقع 2 تا خریدن، ینی حتی این خدا نزاشت قطره ی اشک دومم ریخته بشه.
مجدد آدم پشت آدم، تحسین پشت تحسین، و تا ساعت 12 حدود 3 و نیم میلیون فروختم. توی تک تک اون آدمها من خدا رو دیدم.
اومدم توی دفترم نوشتم قدرت دست کیه؟؟؟ ب کی تو ذهنت قدرت میدی؟؟؟ من ب حمایت بنده هات دل ببندم؟؟؟ من ب رزق بنده هات امید داشته باشم؟ خوب خودتو بهم نشون بده امروز ک فکت محکمی بسازم تو ذهنم برا این نجواها.
نوشتم حمایت بنده ها؟؟؟ پوزخند لطفا. چشمم ب دست بنده های این منطقه ی ب اصطلاح لاکچری باشه؟؟ هع، زکی. بیا بهت نشون بدم قدرت بنده ای ک فقط یه نفر تو قلبشه، تو این 25 سال کی رزق منو داده؟ تو این 25 سال کی از من حمایت کرده؟؟؟؟ خنده دارن این آدما ک میخوان اعتبار رزق رسوندن رو ب خودشون بدن، خنده دارن این آدما ک میخوان زمین خدا ک مسخر همه ما کرده رو متعلق ب خودشون بدونن.
و چقدررر شکر کردم بابت اومدن اون خانم، اون حرفا اومد تا منو قوی تر کنه، تا قدرت توحید درون منو ب جوشش دربیاره، بنده هاش کی باشن ک پیش اونا سرم بالا باشه؟؟؟؟ دارم در مورد ربببببب صحبت میکنم بابا بیگ پیکچر، بنده ها نه ک قدرتی داشته باشن نه ک قدرت کم یا زیادی داشته باشن نععععع اصلا قدرتی ندارن، زیر و صفرررررر
پشیزی برام اهمیت نداره حمایت بنده هاااش، گفتم ب غرورم برمی خوره اگه ب بنده هاش دل ببندم، بر میخوره اگه محتاج بنده هاش باشم، بیا بهت قدرت کسی ک فقط ب رب تیکه میکنه رو نشون بدم، گفتم اصن آدمای اینجا از خداشونم باشه ک من اینجام، این مکان توی این برهه مکان منه، این مکان مقدس عبادتگاه منه، خدای من بهم گفته بیا اینجا از هیچ کسم اجازه نمی خوام، هیچکی حق نداره جلوی کسی ک دستش تو دست فرمانروای کیهانه بایسته.
اتفاقا یکشنبه روزیه ک همه ی محلی های اون منطقه بالانشین میان کوه و بسیار خلوته، اتفاقا تو همون روز من با آدم های همون منطقه ک ب فرکانس من میخوردن برخورد کردم، اتفاقا من لایق هم صحبتی با آدمای درست همین مردم ثروتمند نشین ترین جای تهرانم، هرکسی هم ک از کنارم رد بشه حتما هم فرکانس من نیست، من میخوام با انسانهای شریف هم صحبت بشم.
تو همین حین یک آقا پسر هم سن و سالم اومدن کنارم نشستن، الله و اکبر، استاد من نمیدونم چرا خدا من رو انتخاب کرد برای شنیدن حرف های این آقا، اومدن اجازه خواستن کنارم بشینن ،وضعیت ایشون درحال ترک گل بودن، از دیشب ساعت 1 شب اومده بودن تا 10 صبح بیدار کل تایم، با غذایی خیلی کم و آب، ب قول خودشون روزه، اومده بودن و از احساس عجزشون برام گفتن، خیلیییی ایمان من قوی شد، انگار خدا ب من گفت هیچی نگو و فقط بشنو
استادجان گریه امانم نمیداد تا همین یک ساعت پیش، من اون لحظه اصلا نفهمیدم قضیه چیه، حتی الانم نمیدونم حکمت این هم صحبتی چ بوده ولی اینو میدونم ک ایمان من ب خدا بیشتر شد، حدود 1 ساعت برام حرف زدن، توی حالت از خودبیخودی، من هم از قدرت خدا میگفتم بهشون، گفتم اولین قدم اینه ک احساس عجز کنید و شما مطمئن باشید ک با خدا اینکار آسونه
تمام قصه ی زندگی شون رو برام تعریف کردن، از این خاطره ب اون خاطره می پریدن، انگار من دستی شده بودم تا فقط بشنوم حرف هاشون رو، حرف هایی ک مطمئن بودم با هیچ کسی نمیزنن، ولی نمیدونم چرا خدا من رو انتخاب کرده بود، و نمیدونید من چقدررر احساس خوبی پیدا کردم ک مثل خدا ویژگی سمیع بودن رو حس کردم، مثل خدا فقط حرفای بنده اش رو می شنیدم بی هیچ قضاوتی.
حس عجیبی عه، هیچ کس جز خودم و خدا درک نمیکنه ک من چقدر امروز بزرگ شدم، من این تجربه رو با چه مقدار پول میتونستم بدست بیارم، احساس میکنم شخصیتم ب اندازه میلیاردها میلیارد رشد کرد، نمیدونم چطور قدردان باشم، هنوز نتونستم هضم کنم، هنوز نتونستم حکمت اش رو درک کنم، ولی میدونم حتما خیریتی بوده هم برای من هم برای ایشون.
ینی خدا ب همین سادگی هدایت میکنه مارو ب هم، از عشق شون ب من گفتن، پریای قصه شون، تو تموم حرفاشون پاکی بود، آبجی آبجی کنان از همه ی زندگی شون ب من گفتن، برای خودشون خواهرشون و پریاشون 3 تا لیوان ب عنوان هدیه خریدن، و من مطمئنم هربار چشم شون ب اون لیوان ها میخوره یاد اون روز براشون تداعی میشه، مطمئنم بهترین هدیه هایی بود ک تهیه کردن هم برای خودشون ب عنوان پاکی شون هم برای خواهر و عشق شون.
خدا بنده هات چ قلب پاکی دارن، خدا کمکش کن ، خدا ما جز تو هیچ کیو نداریم، خدا تو تنها پناه مایی.خدا تو چقد خوبی ک هوای همه ی بنده هات رو داری. نمیدونم ولی بارها این اتفاق افتاده ک ی افرادی اومدن تو زندگی من یا من رفتم تو زندگی شون ک قرار بوده فقط بشنوم حرفاشون رو و بارها گفتن نمیدونم چرا دارم این حرفا رو ب تو میزنم، من اینارو تو خلوت خودمم ب خودم نمیگم، ولی من بی هیچ قضاوتی فقط می شنیدم.
بارها شده احساس کردم خدا من رو وسیله ای برای آزمایش یا وسیله ای برای ب خود اومدن اون شخص کرده و منو با اون فرد هم مدار کرده ک فقط یکی دوباری بتونیم همو ببینیم و بعد من ترکش کردم، احساس میکنم قرار بوده با ترک من از جهان سیلی بخورن ک ب خودشون بیان، قرار بوده لیاقت درون شون رو کشف کنن، طوری ک جهان بهشون بگه اگه میخوای چنین دختر خوبی بیاد تو زندگیت تو باید ترک کنی. شاید اون یکی دونفر درخواست شون حضور چنین دختری بوده و من رو جذب کردن ولی من رو بیشتر از یکی دوبار نتونستن ملاقات کنن و بعد جهان مارو ب سادگی از هم جدا کرده.
این عمل کردن ها، این اقدامات چی داره از من میسازه؟؟ دارم چ شخصیتی میسازم، پله ب پله، خشت ب خشت داره این شخصیت توحیدی ساخته میشه، چطور میتونم قدر این روزهام رو ندونم، چطور میتونم ب تسخیر دراومدن بنده های ب اصطلاح لاکچری شو نبینم ک چطور مثل موم تو دست من اند؟ خدا من بازهم از این تجربیات ناب میخواهم، تا زنده ام میخوام تو رکاب توحید و تسلیم بودن حرکت کنم، چ لذتی داره چه لذتی داره ….
ناعمه جان از خوندن کامنت زیبا و درک و شهودی که شما از اجرای قوانین بدون تغییر خداوند داشتید بسیار لذت بردم . بسیار خداوند رو سپاسگزارم که در مدار خوندن کامنت ارزشمندت قرار گرفتم .
با خوندن کامنت شما اشک ریختم و باز هم خدا رو شکر کردم .
از استاد عزیزم خیلی خیلی تشکر میکنم که این ایده ناب و الهی کامنت گذاشتن در سایت رو قرار دادند . چون این نظیر کامنت ها بیشتر و بیشتر باعث میشه قانون درک بشه و باعث احساس خوب بیشتر میشه .
خدایا من فقط دست نیاز ب سوی تو دارم، خدایا من چشمم ب دست توعه، کمکم کن حتی فرکانس احساس نیاز ب بنده هات نداشته باشم، بازم از این توحیدی تر، بازم از این قائم ب ذات میخواهم شوم.
باز هم بیشتر نظر بنده هایت کم رنگ باشد در ذهنم، عزت را فقط از تو بجویم، نیاز ب تحسین و افتخار کسی نداشته باشم، خودم خودم و خودم تمام حس های خوب، تمام عزتمندی، لیاقت و افتخار را ب خودم کنم.
فروغ خانم مهربان ممنونم بابت لطف و محبت شما، روز عجیبی بود اون روز، ب توحید درونم برخورد و ب خدای خودم گفتم خودت رو بهم نشون بده، اون حرفا اومد و من نوشتم. فکت خوبی برای ذهنم ساختم تا یادش بمونه اعتبار رزق رو ب شرایط، مکان خاص و یا آدم ها نده، من تا اینجا با حمایت بنده هاش جلو نیومدم، من فقط ب حمایت خودش نیازمندم، و دیگه نمیدونم خودش باید کمکم کنه، خودش ب بنده هاش دستور بده ک مسخر من بشن و خودش باید دستاش رو بفرسته.
میدونم فقط باید ادامه بدم، تنها کاری ک باید کنم تنها وظیفه من کنترل ذهن و امید داشتن عه…
چقدر اسمتون قشنگه تاحالا نشنیدم خودتون به اندازه اسمتون بسیار زیاد زیبا هستین شما گلی از گل های بهشت هستین
چقدر با خوندن کامنتتون احساس خوبی گرفتم و البته اشک از چشمانم درامد
چقدر خداروشکر میکنم که از بدنه جامعه جداشدم که در بین این مردمی که فکرمیکنن روزیشون دست کس دیگری هست من دیگر حضور پیدا نمیکنم
چقدر خوشحالم که کمتر کمتر با افرادی که شرک میورزند ارتباطم هی کم کمتر میشود
افرادی که در مغازشون با نام یاد خدا باز میکنن ولی دنبال عوامل بیرونی هستن
چقدر این خدای من بزرگه که حتی با نامش با گفتن خدا با گفتن الله دلم اروم میگیره وقتی غرق در گریه هستم فقط با نام یاد او دلم آرام میگیرد
چقدر از وقتی توحیدی تر شدم کمتر سرخم میکنم بیشتر رو خدا حساب باز میکنم و به کسی جز خدا باج نمیدهم
چقدر حالم خوبه
چقدر با همنشینی با خدا راضیم از آیندم راضیم از حال راضیم
قبلا همش نگران آینده بودم که چی میشه چی نمیشه من واای نمیخوام مثل بقیه بشم ولی الان میفهمم که خود خدا برام ثروت میخواد رفاه میخواد از عشق خودش به من میده از بی نهایت دستانش
خدارو شکر که امروز هدایت شدم به این فایل و روزی من شد این فایل زیبا.
آنچه در زندگی ما اتفاق می افتد حاصل باورها و افکار ماست هیچ کس و هیچ چیزی قدرت تغییر در زندگی ما را ندارد شانس وجود ندارد وقتی باورها تغییر می کند زندگی و نتایج ما هم تغییر می کنند.
این که فکر کنیم خداوند به یکی نعمت بیشتر داده ویکی کمتر بدترین افکار نسبت به خداوند است خدا عادل است عدل او جهان را فرا گرفته نعمتهای خداوند به یک اندازه در اختیار همه قرار می گیرد اما اینکه هرکس چقدر بهرمند شود بستگی به ظرفیت و سطل او دارد هر کس ظرفی را برای دریافت نعمت برده است که همان باورهای اوست هر چه ظرف بزرگتر یعنی باورهای بهتر دریافتی بیشتر است.
خداوند باران نعمتش همواره در حال باریدن هست و ما مختاریم به اینکه چگونه زندگی خود را بسازیم هر کس مسول زندگی خودش است و هیچ کس بار مسولیت زندگی دیگری را به دوش نمی کشد.
استاد من این موضوع رو کاملا درک کردم قبلاً هر چقدر کار می کردیم به قول معروف هشتمون گرو نه بود فقط در حد خوراک آنهم کم و بی ارزش و پوشاک بود پس اندازی نبود هر وقت می خواستیم خرید کنیم دست و دلمون می لرزید نکنه کارت خالی بشه هر صبح نگران قسط و قرضها بودیم جرات نداشتم برای بچه هزینه کلاس بکنم.
اما از وقتی کمی تونستم باورها و کانون توجهم رو تغییر بدم که البته راه زیادی دارم زندگی من عوض شد مشتریها پولهایی که به کارتون می یومدن خریدها کلاسها هزینه ها همه عوض شد قسطها پرداخت شد چکها تحویل بانک شد همه خریدها نقدی شد .
خدای من عوض نشد من عوض شدم قبلاً هم خدا این نعمتها رو برای من گذاشته بود و حالا هم خیلی بیش از این گذاشته اما من نون باورها و افکار و توجهم رو می خورم.
حالا نه فقط روزی و مادیات تغییر می کنه آرامش بزرگترین نعمتی هست که با تغییر باورها نصیبمون می شه نمی دونید چه لذتی داره صبح بدون استرس از خواب بیدار بشی نگران نباشی تازه شوق و ذوق داشته باشی شبها بدون دلخوری و نگرانی و اعصاب خوردی بخوابی تازه چشمات رو که می بندی دنبال اتفاقات زیبای روزت هستی یکی یکی می شماریشون.
خداوند سفره و خوان نعمتش همواره باز و گسترده هست هر کس دوست داره می تونه بیاد و بشینه و بهره ببره.
باید باور کرد که نعمتهای خدا همواره برای همه به یک اندازه هست همه ما لیاقت زندگی خوب رو داریم اصلا به این دنیا اومدیم که در لذت زندگی کنیم خداوند انسانهایی که به ذات خودشون برگشت دارند و اصل خودشون رو می شناسند و ثروتمند و در آرامش هستند رو دوست داره خدا ثروتمنده و دوست داره بندگانش هم ثروتمند باشم اما مختارند هر کس به هر راهی که خودش می خواد بره خداوند اجباری ندارد.
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان هم فرکانسیم،خدا رو شکر میکنم که من رو در مسیر این آگاهیها قرار داد و من رو با این قانون شگفت انگیز آشنا کرد ،من همیشه یه ترمز داشتم در مورد این که خدا سرنوشت رو از قبل تعیین کرده و این باور رو داشتم که استاد عباس منش قرار بوده اینجوری بشه زندگیش و یا ادیسون قرار بوده برق رو اختراع کنه و یا فلانی قرار بوده فلان کاره بشه و خدا این رو قرار داده حالا منم قرار بوده تو یه همچین خانواده ای به دنیا بیام و داستان زندگیم تا حالا ،و این همش تو ذهنم بود که اره این سرنوشته ولی امروز من هدایت شدم و این فایل زیبا رو دیدم و گوش کردم و چقدر عالی بود و من متوجه ترمز خودم شدم که باید پامو از روش بردارم و به سرعت هر چه تمام تر به سمت خواسته هام حرکت کنم البته که باید روی باورهام کار کنم تا کاملا برام روشن بشه که یکی از تمرینام بارها گوش دادن به همین فایل هستش و دیگه الگو پیدا کردن و به ذهنم نشون دادن،خدا رو شکر میکنم که هر لحظه داره من رو هدایت میکنه به سمت عالی ترین ها و چقدر خوشحال هستم از هدایتم به این فایل بسیار عالی که همیشه برام سوال بود،با تشکر فراوان از شما استاد عزیز و دوست داشتنی،امیدورام هر جا که هستید به قول خودتون در پناه خداوند مهربان شاد ،سربلند، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
خیلی بیشتر از قبل میفهمم و البته لذت بیشتری میبرم.
سپاسگزارم ازتون برای این دانشگاه به روز و فوق العاده ای که در اختیار مان قرار داده آید و هر لحظه در دسترس ماست
سپاسگزارم ازتون که با این دانشگاه همیشه میشود در مومنتوم مثبت باقی ماند(در جواب سوال دوره هم جهت با جریان خداوند که «چگونه میشود در مومنتوم مثبت باقی ماند برای خلق اتفاقات خواسته«)
خداوند میگوید:
«هرچه در ذهنت بسازی، همان را شکل
میدهم”.
من این خدا و این قوانین را باور کردم. این نگاه و این باورها کمک کرد تا همهی آن محدودیتها را نادیده گرفته و بتوانم آنچه را میخواهم، در ذهنم بسازم. و من در این چند ساله سعی کردم فرصت های بینهایت در اطراف خودم را ببینم و دیدم و تقریباً بر مبنای ذهنیت تربیت شده ی خود ساخته ام دارم پیش میرم و هر روز بهتر و بهتر میشوم و سپاسگزارم از خدای عزیزم
و سپاسگزارم از استاد عزیزم
و نیز دوستانه که تجربیات خودشون رو به اشتراک میگذارند.
«بینید این باور چه ایمان، چه اقدام و چه نتیجهای را به بار آورد؟»
اقدامات من بر اساس همین باور و ایمان که «من میتوانم و قانون خداوند بر اساس خواسته و توانایی های من اصلا شکل گرفته»خیلی حس و حال خوب و رضایت درونی از خودم و خدای وهابم ،برایم میسازد و نتیجتا به قول استاد عزیزم:
«حس خوب = اتفاقات خوب »
وقتی باور میکنی همهی اتفاقات زندگیات، نتیجه فرکانسها و باورهای توست، وقتی تنها عامل تعیین کننده را باورهایت می دانی، دیگر امایی نمیماند، دیگر شکی نیست که نکند خدا برایم بخواهد یا نخواهد، نکند به صلاحم باشد یا نباشد؟
و این فهم فرکانس و باورها که البته حتما تکاملی هم هست ،خیلی به کیفیت زندگی من در لحظه ها کمک کرد.
بنابراین ،به محض اینکه میخواهم، باور مناسب آن خواسته را میسازم و بقیه اش دیگر کار جهان است که من را در مدار خواسته ام قرار میدهد و با شرایط، اتفاقات، ایدهها، راهکارها و آدمهایی مواجه میکند که من را به خواستهام میرساند. تمام داستان همین است.
و این داستان خواسته ها و عوامل رسیدن به خواسته ها خود به تنهایی ، یک داستان زیبایی ست که آن را باید همواره بفهمم همواره این مفهوم رو تجربه کنم و هر قدر جلوتر برویم فهم جدید تر و بهتر و بیشتر از قبل رو میتوانیم تجربه کنیم.
سپاسگزارم از خداوند عزیزم
سپاسگزارم از استاد عزیزم
سپاسگزارم از خودم که دارم آموزش میبینم
مجددا سپاسگزارم از استاد برای دوره جدید
«همجهت با جریان خداوند » که واقعا بی نظیره و من تازه فایل اول و دوم رو گوش دادم و در حال آموختن هستم
در پناه مهر بی پایان خداوند شاد و پیروز و ثروتمند باشید.
سلام ودرود فراوان به استادم
چقدر از وقتی فهمیدم همه چیز دست خودمونه راحت تر زندگی کردم چقدر عذاب وجدان واحساس گناه ازمن گرفته شد مثلا یه کاری میکردم غیبتی چیزی بعد میگفتم الان خدا ناراحت شد دیگه به من اون چیز که میخواستم رو نمیده
خدایا چرا آخه اینهمه مارو از تو که عشقی عشق ترسوندن
چرا به اسم اسلام وخدا وپیغمبر اینهمه مزخرف کردن تو ذهن ما آخه اینهمه هم باور اشتباه میشه
حالا ما چقدر باید تلاش کنیم تا از بین برن تا کمرنگ بشن تمام این باورها
تمام این باورها برای تک تک ما هم هست خدا از قبل مشخص کرده ما دراین دنیا چطور زندگی کنیم خدا به هر کس بخواد میده به هر کس بخواد نمیده
فدات بشم خدای مظلوم من چه چیزهایی بهت نسبت دادن
چقدر الان از زندگیم لذت میبرم از خدای قشنگم لذت میبرم چقدر سپاسگزار خدا هستم فقط به خاطر اینکه هست همین که میدونم هست وهر آنچه را میخواهد که ما بخواهیم
من خالق زندگی خودم هستم به لطف الله مهربان
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم،مریم بانوی مهربانم
سلام دوستان عزیز
استاد عزیزم باحرفاتون تمام باورهای گذشته رو در ذهنم ویران کردید
همش باخودم میگفتم پس چرااومدم تواین دنیا وقتی همه چیز ازقبل برام نوشته شده ،هیچوقت نمیتونستم حرفهای گذشتگانم رو که تاالانم ادامه داره درک کنم شب قدر که میشد میگفتن اگر این 3شب اعمالشو انجام بدی و بقیش رو خودتون میدونید دوست ندارم واردش بشم
یعنی خدا کل سال منتظره مااعمال انجام بدیم بده به کس دیگه برامون امضا کنه اگر قراره باشیم یابمیریم یاهرچی دیگه
یامیگفتن توتقدیرت نوشته شده ،چشم خوردی ،تامریض میشدی میگفتن چشت کردن تخم مرغ میشکنن خدای من چ کنم بااین حرفا
باشنیدن حرفاتون قلبم آروم شد ،مگه میشه این مدلی بود پس ما اومدیم تواین جهان چه کنیم
حرفاتون قند تودلم آب میشد لذت میبردم باکامنت بچه ها ذوق میکردم
استاد نمیشه وصفی درموردتون بگم جزاینکه شایستگی ابراهیم بودن رو دارید رسالتتون بیداری اصحاب کهفه که سالها باباورهای پوسیده زندگیشون رو باری به هرجهت سپری میکنن
ماآدمای به ظاهر باایمان هیچی بارمون نبوده همش شرک وشرک وشرکه تازه ادعامونم میشد
حجاب اصول وقانون خانوادم بود هرچی باحجاب ترنزد خدا عزیزتر
به من جسارت انجام اعمالی رو دادید که روحم رو آزار میداد
از خودم وزندگی با ناآگاهی خسته بودم وبا حرفاتون بهم جرات حرکت دادید برخلاف باورهای محدود کننده خانوادم
تغییر کردم وعاشق این تغییر شدم زندگیم رو عوض کردید احساس خوب جایگزین غم واندوه شد
میخوام منم بسازم آنچه راکه همه میگفتن تونمیتونی خدای خودم رو وقوانینش رو باورکنم ورسالتم رو دراین جهان انجام بدم
دوستتون دارم
بنام خداى فراوانى ها
سلام به همه دوستان عزیزم
چطور خود را از ثروت محروم مى کنیم ؟؟؟ با قدرت دادن به هر عامل بیرونى غیر از خودمون ……
به اینکه فکر کنیم این دنیا قانون نداره ممکنه ما کار خودمون رو بکنیم ولى یه اتفاقى یه فردى هر چیزى از بیرون تو نتیجه کار ما تاثیر بزاره
خب با این تفکر فرد یا شروع نمی کنه یا همش وسط کار تردید داره ترس داره ، اضطراب داره به خاطر عدم قطعیت یا با کوچکترین مانع به هم میریزه ، دلسرد میشه یا همش نگران نتیجه هست نمی تونه روند رو خوب پیش ببره ،که همه این ها بر مى گرده به اینکه شرک داره ….. و شرک انسان رو از درون ضعیف می کنه
امروز خانواده ام داشتن مرتب منو تخریب و تحقیر مى کردن دقیقا مثل حرف های انتهائى استاد ولى درونم به هم نریخت …. انگار این آگاهى ها رفته تو وجودم که زندگى من دست خودمون نه دست حرف دیگران
اتفاقا با حرف هاشون من مصمم تر هم شدم ….
باور درست ، حرکت درست ، باور درست ، مسیر درست —> نتیجه
با این قانون و فرمول دیگه تاثیر عوامل بیرونی که خواست خدا هم جز این ها هست بی اثر میشه
ما هر وقت هر چیزى رو تو ذهنمون بسازیم و در جهتش حرکت کنیم تو هر جا و مکان و زمانى باشیم بهش می رسیم
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم صدف جان
مرحبا مرحبا که تونستی کنترل ذهن کنی و کانون توجه تو به سمته زیبایی بردی و چقدر قشنگ کاری کردی که نجواها خاموش بشن و
حرفه مردم برات ارزشی نداشت
و بهم نربختی
این حد از توانایی کنترل ذهن از عزت نفس بالاست
وبا دیدگاهه مثبتتون حرفه مردم رو به نفعه خودتون تموم کردین
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته ی عزیز و دوستان مهربانم …
سپاس گزار خدایی ام که بر من می افزاید با شکر نعمت هایش و با سپاس گزاری از نعمت هایش …
خدا رو سپاس می گم که او سرنوشت منو در دست من قرار داده !
نشانه ی امروز من این فایل و فایل قبلی اش اش بود …
قلب من ، من را به سمت ثروت بیشتر هدایت می کند .
دوست دارم خواسته ی امروز من از خدا ثروت بیشتر باشد . احساس گشایش و بازی از لحاظ ثروت ….
باوری که دوست دارم در من تقویت بشود این هست که خداوند باز کننده ی درهاست و خداوند گشایش دهنده ی نعمت هست . خداوند کسی هست که به بی نهایت طریق روزی تو را زیاد می کند . و روزی دهنده و نعمت دهنده ای هست که نعمت هایش رو نمی شود شمرد …
رحمت و ثروت خداوند مانند بارانی بر سرم می ریزد . و او هدایتم می کند در رسیدن برای نعمتش …
خداوند بخشنده ترینه ! وقتی از او بخواهی او بهت می ده ! شرطی و اگر و امایی در میان نیست …
ثروت به دست آوردن با رنج کشیدن در تناقضه ! رحمان و رحیم بودنش در تناقض این هست که بخواهد بنده اش رنج بکشد . و یا برای به دست اوردن ثروت خودش را خوار کند .
چون خداوند از جنس پاکی و از انرژی زیاده ! خداوند با تاریکی در تناقضه ! و از جنس نوره !
پس خدا رو باید در روشنایی ها جست جو کرد و همین طور در ثروت و همین طور خدا از جنس قدرته نه از ترس ! و خداوند از جنس سپاس گزاری هست نه از جنس کفر و خداوند از جنس سلامتی هست نه از جنس بیماری !
پس برای نزدیکی با خداوند و برای فهمیدن اینکه در چه مداری هستیم ببینیم در چه حس و چه انرژی ای هستیم !
برخلاف باورهایی که داریم خداوند رو نمی شود در فقر جست و جو کرد . و نمی شود در احساس نیاز و احساس فقر جست و جو کرد !
و برخلاف باورهایی که داریم خداوند در خشم و کینه نیست و یا خداوند در ترس و نگرانی نیست !
مسیر بهشت مسیر آسان شدن برای آسانی هاست !
خداوند سریع ترین اجابت کننده ی خواسته هاست . همان طور که نزدیک ترین اجابت کننده هست …
او قدرتمند ترین اجابت کننده هاست ، همان طور که بزرگ ترین اجابت کننده ها هست و بخشنده ترین و مهربان ترین اجابت کننده ها هست !
وقتی استاد عزیز درباره باور های ثروتمند کننده صحبت کردید با خودم گفتم اگر باور کنم ، که اون زمان که مومن خداوند شوم ، ثروتمند می شوم ، مسیر ثروتمند شدن هموار می شود .
اگر باور کنم ثروتمند شدن مثل احساس عشق درونی هست ، نه یک عمل بیرونی!
اگر باور کنم ثروتمند شدن دردرون من آغاز می شود
و من باید این احساس رو از درون گسترش بدهم !
گسترش احساس ثروتمندی باور کردن این هست که من به ذات ثروتمندم !
من این احساس را در درونم دارم و نباید در عوامل بیرونی جست و جو کنم !
مثل اینکه حتما نباید فردی از بیرون عاشقم باشد تا من احساس کنم دوست داشتنی هستم . من به ذات معشوق هستم . و من به ذات دوست داشتنی ام ! و عشق در درون من به خودی خود هست ! .حالا چطور این احساس ثروتمندی رو درونم زیاد کنم !
با اگاهی در نعمت هایی که دارم ! خیلی از ما ها در داشتن استعداد ، توانایی و ثروت بالایی داریم !
با آگاهی از چیز هایی که داریم و برشمردن اون ها ! به جای توجه به نداشتن ها!
( خیلی از ما ها مرتب در صدد داشتن چیزهایی هستیم که نداریم ، و مرتب توجه ما به نداشته هاست ، و این سبب افزایش نداشته هامون می شود)
ولی چه خوب که به چیزهایی که داریم توجه کنیم ! به موبایل ، اون غذا هایی که می خوریم ، اون پولی که درمیاریم ، ماشینی که داریم ، به جای توجه به ماشینی که نداریم! توجه کردن به چیزهایی که در اون ها ثروامندیم !
مثلا در داشتن رابطه ی خوب خیلی از ما ها ثروتمندیم !
مثلا در داشتن رابطه ی خوب ما ثروتمندیم !
و یا در داشتن خانواده ی خوب ! و فرزند خوب !
یه خونه ی فوق العاده در جایی که دوست داریم در محله ی خوب ! یه باغ خوب ! یه پدر مادر خوب !
و هر غذایی که می خوریم ، ( اگر فکر کنیم می بینیم خیلی از ما ها در خوردن فقیر نیستیم . و داریم بهترین نعمت خداوند رو تناول می کنیم.)
چه لذت بخش که به این احساس داشتن ، توجه کنیم ! دارندگی لذت بخش !
( احساسات ما هست که ما را به سمت جهانی هدایت می کند ) احساسات ما زبان ما برای برقراری ارتباط ما با کائنات و یا خداونده!
پس سپاس از دارندگی ها به جای التماس و تضرع برای نداشتن ها ! ما رو به سوی دارندگی بیشتر هدایت می کند !
ثروت با شکوفایی استعداد با یه کار جدید داشتن ، با خلق یک ایده ی جدید ارتباط مستقیم دارد!
وقتی یه فکر جدید خلق کنیم ، و در مدار خلق کردن اتفاق جدید باشیم ثروتمند می شویم ، چون ما خاالق شدیم ، ما به انرژی خداوندی خودمون نزدیک شدیم !
به همین دلیله که افرادی که اهل کار هستند ثرومند می شوند ، اهل نوآوری در کارشون هستند ، ثروت می سازند!
و اگر نه کار خودش صرفا با ثروتمند شدن به هم ربطی ندارند …
ثروت با شجاعت رابطه مستقیم دارد . وقتی تو شجاعت اینو داشته باشی که از اون مرزهایی که برایت تعیین شده رد بشی ثروت می سازی !
وقتی شجاعت کنی از اون ریتم زندگی که همیشه داشتی و یه عادت جدید رو در خودت بسازی ! ثروتمند می شی ! گسترش پیدا می کنی!
وقتی شجاعت دیدن خودت را در درجه اول داشته باشی ، ثروتمند می شی !
وقتی ترس از شکست را کنار می زنی ثروتمند می شی !
وقتی حرف دیگران برایت اهمیتش را از دست می دهد ثروتمند می شی !
استاد عزیز ، درس مهمی که یاد گرفتم این بود که من بدون پول هم احساس ثروتمندی کنم ! و بعد ثروت خودش منو را پیدا خواهد کرد !
یک درسی که شما کرتب یاد دادید ، اینکه ما توانایی ساخت ثروت را داریم و همچنین لایق ثروت ساختن و لایق لذت از ثروتمندی را داریم !
لایق این هستیم که چیزهایی که همیشه دوست داشتیم را بخریم ! لایق این هستیم که با ثروت بخشندگی را در وجودمون گسترش بدهیم !
لایق این هستیم که بهترین رستوران ها برویم و بهترین غذا ها ذو بخریم . و یا لایق این هستیم که خرید کنیم و با خرید کردنمون احساس گشایش کنیم!
ذات ما ثروتمنده ! احساس ثروتمندی در همه ی ما هست ، و اگر توجه را از نداشتن ها برداریم ، از فقر برداریم ! دوباره این احساس در ما گشایش پیدا می کند !
چه لذت بخش که در بهشت زندگی کردن رو باور کنیم و تمرین کنیم !
و به خودمون یاد آور بشیم بله خداوند برای من ثروت می خواهد ، خداوند من را به سوی ثروت بیشتر هدایت می کند
و ثروتمند شدن من باعث گسترش من می شود . باعث رشد من می شود . و باعث بزرگ شدن من می شود . باعث بخشنده شدن من می شود . باعث برقراری ارتباط های بهتر با اطرافیانم می شود !
ثروتمند شدن باعث توجه من به درون من می شود …
خدا رو واقعا سپاس …
سپاس برای اینکه او می خواهد من قدرتمند باشم …
سپاس برای اینکه می خواهد من خوش خلق و گشاده رو باشم !
سپاس برای اینکه می خواهد من بخشنده باشم …
درود بر استادعزیز؛
بیش از بیست سال پیش که برای کنکور آماده میشدم جمله ای در یکی از کتب دینی خوندم که تا ابد در ذهنم حک شده.
این جمله که میفرماید:
«دعا قضا را برمیگرداند، هرچند آن قضا محکم شده باشد»
این مضمون بهطور خاص در احادیث از پیامبر اسلام (ص) و نیز امامان شیعه نقل شده. بهعنوان مثال:
در کتاب الکافی (از منابع معتبر حدیثی شیعه)، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
«الدعاء یرد القضاء و قد أبرم إبراماً»
(دعا قضا را بازمیگرداند، هرچند محکم شده باشد.)
همچنین در منابع اهل سنت مانند سنن ترمذی نیز روایت شده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«لا یردّ القضاء إلا الدعاء»
(هیچ چیز قضا را باز نمیگرداند مگر دعا.)
این احادیث اشاره به این دارند که حتی اگر چیزی در سرنوشت انسان نوشته شده باشد، باز هم دعا میتواند آن را تغییر دهد، چرا که دعا خود بخشی از نظام علت و معلول در جهان است.
و من با آموزه های استاد عباسمنش دعا را نتیجه باورهای درست یا همان باورهای درست میدانم.
بنابراین حتی کسانیکه به قضا و قدر اعتقاد دارند باید اینو هم در نظر بگیرند که قضا و سرنوشت قابل تغییر هست.
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
باورهای محدود کننده:
اگر روزی 100 بار این فایل را گوش بدیم باز کمه، چون به اصل داستان داره اشاره می کنه .
عامل اصلی عدم موفقیت ما ، باورهای مخرب و محدود کننده هست که اینقدر آنها را در ذهنمان آنهارا تکرار کردیم که مثل علف هرز در ناخودآگاه ذهن ما رشد کردن و عامل رفتار ما را شکل میدهند، و اینقدر مخفی هستن که اصلا خبر نداریم اینها وجود دارن .
حالا که از طریق این فایل ، ما باور های غلط و محدود کننده را شناسایی کردیم و درک کردیم که عامل اصلی که ما رشد نداریم و به درآمد و حقوق پایین بسنده کردیم. قدم اول پیدا کردن الگوهای مناسب هست، یعنی بریم و جستجو کنیم و با چشم خودمان ببینیم که ، شخصی بدون سرمایه ، شروع کرده و با ادامه دادن و با توکل کردن ، الان به موفقیت رسیده ، یا فلان مغازه در نقطه دور درشهر بدون تبلیغات، کلی فروش داره ، یا افرادی در سن پایین خیلی درآمد های بالایی دارن . اینها باعث میشه باورهای توحیدی و درست در ذهن ما ایجاد کننده و شکل فکر کردن و شکل رفتار ما را عوض می کنه .
و همیشه باور فراوانی را در ذهن خودمان تقویت کنیم ، که اگه تنها همین باور را در خودمان ایجاد کنیم و تقویت نماییم ، دریچه ای از خوشبختی و ثروت و پول بصورت طبیعی و آسان وارد زندگی ما میشه.
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
سلام
إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً (9)
وأَنَّ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً (10)
همانا این قرآن به استوارترین راه، هدایت مى کند و به مؤمنانى که کارهاى شایسته انجام مى دهند، بشارت مى دهد که برایشان پاداش بزرگى است.
و آنان که به آخرت ایمان نمى آورند، برایشان عذابى دردناک، آماده کرده ایم.
به نام خدایی ک همه چیز من است
سلام ب همه عزیزان
مینویسم از روز توحیدی ام تا بماند ب یادگار، تا از قدرت ربّ ام بگویم، تا قدرتش را ب رخ نجواهای بیهوده بکشم.
امروز برای فروش رفتم مکان جدید در روزِ جدید، ذهنم میگفت یک شنبه اول هفته خلوته کجا میری الکی نرو، رفتم، گفتم خدایا من باید یه چیزی یاد بگیرم امروز، حتما قراره ب درسی ی نکته ای ب من یاد بدی، قراره ی ورژن بهتری از خودم بسازم، ورژن باتقواتر، قوی تر، صبورتر، با عزت نفس تر، با احساس لیاقت بیشتر.
بعد از یک ساعت نشستن خانمی اومدن و گفتن آدمای اینجا ب قول استاد redneck (مردمی با فرهنگی خاص) هستن و حمایت نمیکنن تا اینجا محیط دست نخورده خودش باقی بمونه، حتی ب بیلبورد اینجا نگاه کن چندین و چندساله فقط ی شرکت اجازه داشته ک اینجا تبلیغ کنه و بقیه بیلبوردها خالیه.
ایشون از روی خیرخواهی و عشق داشتن ب من این حرفا رو میزدن ک اره اینجا با جای قبلی فرق داره، مردم اینجا با آدم های مناطق دیگه فرق دارن. و گفتن تو باعث افتخار این سرزمینی و رفتن. من چ احساسی بهم دست داد ؟ در حد یک دقیقه داشتم متزلزل میشدم ک چرا اومدم راست میگه، ولی خیلی سریع خودمو جمع کردم و گفتم عههههه حالا ک اینجور شد خود 5 ساعتم رو می میشینم اینجا ببینم قدرت دست کیه؟ زل زدم ب کوه های روبروم وایستادم جلوش گفتم این کوه متعلق ب کیه؟ کی این کوه و این عظمت رو آفریده ؟ قطره ی اشکی از گوشه ی چشمم افتاد ب دومی نرسیده بود ک خانمی اومدن کنار لوازمم ایستادن و همون موقع 2 تا خریدن، ینی حتی این خدا نزاشت قطره ی اشک دومم ریخته بشه.
مجدد آدم پشت آدم، تحسین پشت تحسین، و تا ساعت 12 حدود 3 و نیم میلیون فروختم. توی تک تک اون آدمها من خدا رو دیدم.
اومدم توی دفترم نوشتم قدرت دست کیه؟؟؟ ب کی تو ذهنت قدرت میدی؟؟؟ من ب حمایت بنده هات دل ببندم؟؟؟ من ب رزق بنده هات امید داشته باشم؟ خوب خودتو بهم نشون بده امروز ک فکت محکمی بسازم تو ذهنم برا این نجواها.
نوشتم حمایت بنده ها؟؟؟ پوزخند لطفا. چشمم ب دست بنده های این منطقه ی ب اصطلاح لاکچری باشه؟؟ هع، زکی. بیا بهت نشون بدم قدرت بنده ای ک فقط یه نفر تو قلبشه، تو این 25 سال کی رزق منو داده؟ تو این 25 سال کی از من حمایت کرده؟؟؟؟ خنده دارن این آدما ک میخوان اعتبار رزق رسوندن رو ب خودشون بدن، خنده دارن این آدما ک میخوان زمین خدا ک مسخر همه ما کرده رو متعلق ب خودشون بدونن.
و چقدررر شکر کردم بابت اومدن اون خانم، اون حرفا اومد تا منو قوی تر کنه، تا قدرت توحید درون منو ب جوشش دربیاره، بنده هاش کی باشن ک پیش اونا سرم بالا باشه؟؟؟؟ دارم در مورد ربببببب صحبت میکنم بابا بیگ پیکچر، بنده ها نه ک قدرتی داشته باشن نه ک قدرت کم یا زیادی داشته باشن نععععع اصلا قدرتی ندارن، زیر و صفرررررر
پشیزی برام اهمیت نداره حمایت بنده هاااش، گفتم ب غرورم برمی خوره اگه ب بنده هاش دل ببندم، بر میخوره اگه محتاج بنده هاش باشم، بیا بهت قدرت کسی ک فقط ب رب تیکه میکنه رو نشون بدم، گفتم اصن آدمای اینجا از خداشونم باشه ک من اینجام، این مکان توی این برهه مکان منه، این مکان مقدس عبادتگاه منه، خدای من بهم گفته بیا اینجا از هیچ کسم اجازه نمی خوام، هیچکی حق نداره جلوی کسی ک دستش تو دست فرمانروای کیهانه بایسته.
اتفاقا یکشنبه روزیه ک همه ی محلی های اون منطقه بالانشین میان کوه و بسیار خلوته، اتفاقا تو همون روز من با آدم های همون منطقه ک ب فرکانس من میخوردن برخورد کردم، اتفاقا من لایق هم صحبتی با آدمای درست همین مردم ثروتمند نشین ترین جای تهرانم، هرکسی هم ک از کنارم رد بشه حتما هم فرکانس من نیست، من میخوام با انسانهای شریف هم صحبت بشم.
تو همین حین یک آقا پسر هم سن و سالم اومدن کنارم نشستن، الله و اکبر، استاد من نمیدونم چرا خدا من رو انتخاب کرد برای شنیدن حرف های این آقا، اومدن اجازه خواستن کنارم بشینن ،وضعیت ایشون درحال ترک گل بودن، از دیشب ساعت 1 شب اومده بودن تا 10 صبح بیدار کل تایم، با غذایی خیلی کم و آب، ب قول خودشون روزه، اومده بودن و از احساس عجزشون برام گفتن، خیلیییی ایمان من قوی شد، انگار خدا ب من گفت هیچی نگو و فقط بشنو
استادجان گریه امانم نمیداد تا همین یک ساعت پیش، من اون لحظه اصلا نفهمیدم قضیه چیه، حتی الانم نمیدونم حکمت این هم صحبتی چ بوده ولی اینو میدونم ک ایمان من ب خدا بیشتر شد، حدود 1 ساعت برام حرف زدن، توی حالت از خودبیخودی، من هم از قدرت خدا میگفتم بهشون، گفتم اولین قدم اینه ک احساس عجز کنید و شما مطمئن باشید ک با خدا اینکار آسونه
تمام قصه ی زندگی شون رو برام تعریف کردن، از این خاطره ب اون خاطره می پریدن، انگار من دستی شده بودم تا فقط بشنوم حرف هاشون رو، حرف هایی ک مطمئن بودم با هیچ کسی نمیزنن، ولی نمیدونم چرا خدا من رو انتخاب کرده بود، و نمیدونید من چقدررر احساس خوبی پیدا کردم ک مثل خدا ویژگی سمیع بودن رو حس کردم، مثل خدا فقط حرفای بنده اش رو می شنیدم بی هیچ قضاوتی.
حس عجیبی عه، هیچ کس جز خودم و خدا درک نمیکنه ک من چقدر امروز بزرگ شدم، من این تجربه رو با چه مقدار پول میتونستم بدست بیارم، احساس میکنم شخصیتم ب اندازه میلیاردها میلیارد رشد کرد، نمیدونم چطور قدردان باشم، هنوز نتونستم هضم کنم، هنوز نتونستم حکمت اش رو درک کنم، ولی میدونم حتما خیریتی بوده هم برای من هم برای ایشون.
ینی خدا ب همین سادگی هدایت میکنه مارو ب هم، از عشق شون ب من گفتن، پریای قصه شون، تو تموم حرفاشون پاکی بود، آبجی آبجی کنان از همه ی زندگی شون ب من گفتن، برای خودشون خواهرشون و پریاشون 3 تا لیوان ب عنوان هدیه خریدن، و من مطمئنم هربار چشم شون ب اون لیوان ها میخوره یاد اون روز براشون تداعی میشه، مطمئنم بهترین هدیه هایی بود ک تهیه کردن هم برای خودشون ب عنوان پاکی شون هم برای خواهر و عشق شون.
خدا بنده هات چ قلب پاکی دارن، خدا کمکش کن ، خدا ما جز تو هیچ کیو نداریم، خدا تو تنها پناه مایی.خدا تو چقد خوبی ک هوای همه ی بنده هات رو داری. نمیدونم ولی بارها این اتفاق افتاده ک ی افرادی اومدن تو زندگی من یا من رفتم تو زندگی شون ک قرار بوده فقط بشنوم حرفاشون رو و بارها گفتن نمیدونم چرا دارم این حرفا رو ب تو میزنم، من اینارو تو خلوت خودمم ب خودم نمیگم، ولی من بی هیچ قضاوتی فقط می شنیدم.
بارها شده احساس کردم خدا من رو وسیله ای برای آزمایش یا وسیله ای برای ب خود اومدن اون شخص کرده و منو با اون فرد هم مدار کرده ک فقط یکی دوباری بتونیم همو ببینیم و بعد من ترکش کردم، احساس میکنم قرار بوده با ترک من از جهان سیلی بخورن ک ب خودشون بیان، قرار بوده لیاقت درون شون رو کشف کنن، طوری ک جهان بهشون بگه اگه میخوای چنین دختر خوبی بیاد تو زندگیت تو باید ترک کنی. شاید اون یکی دونفر درخواست شون حضور چنین دختری بوده و من رو جذب کردن ولی من رو بیشتر از یکی دوبار نتونستن ملاقات کنن و بعد جهان مارو ب سادگی از هم جدا کرده.
این عمل کردن ها، این اقدامات چی داره از من میسازه؟؟ دارم چ شخصیتی میسازم، پله ب پله، خشت ب خشت داره این شخصیت توحیدی ساخته میشه، چطور میتونم قدر این روزهام رو ندونم، چطور میتونم ب تسخیر دراومدن بنده های ب اصطلاح لاکچری شو نبینم ک چطور مثل موم تو دست من اند؟ خدا من بازهم از این تجربیات ناب میخواهم، تا زنده ام میخوام تو رکاب توحید و تسلیم بودن حرکت کنم، چ لذتی داره چه لذتی داره ….
بازم میگم : قدرت از آن اوست و لاغیر.
به نام خداوند بخشنده ی مهربانم
درود به شما دختر زیبا
ناعمه جان از خوندن کامنت زیبا و درک و شهودی که شما از اجرای قوانین بدون تغییر خداوند داشتید بسیار لذت بردم . بسیار خداوند رو سپاسگزارم که در مدار خوندن کامنت ارزشمندت قرار گرفتم .
با خوندن کامنت شما اشک ریختم و باز هم خدا رو شکر کردم .
از استاد عزیزم خیلی خیلی تشکر میکنم که این ایده ناب و الهی کامنت گذاشتن در سایت رو قرار دادند . چون این نظیر کامنت ها بیشتر و بیشتر باعث میشه قانون درک بشه و باعث احساس خوب بیشتر میشه .
باز هم از شما دختر پرقدرت و توانمند تشکر میکنم .
برات بهترینها رو از خداوند میخوام .
سپاسگزارم عزیزم .
به نام خدایی ک رحمتش بی انتهاست
خدایا من فقط دست نیاز ب سوی تو دارم، خدایا من چشمم ب دست توعه، کمکم کن حتی فرکانس احساس نیاز ب بنده هات نداشته باشم، بازم از این توحیدی تر، بازم از این قائم ب ذات میخواهم شوم.
باز هم بیشتر نظر بنده هایت کم رنگ باشد در ذهنم، عزت را فقط از تو بجویم، نیاز ب تحسین و افتخار کسی نداشته باشم، خودم خودم و خودم تمام حس های خوب، تمام عزتمندی، لیاقت و افتخار را ب خودم کنم.
فروغ خانم مهربان ممنونم بابت لطف و محبت شما، روز عجیبی بود اون روز، ب توحید درونم برخورد و ب خدای خودم گفتم خودت رو بهم نشون بده، اون حرفا اومد و من نوشتم. فکت خوبی برای ذهنم ساختم تا یادش بمونه اعتبار رزق رو ب شرایط، مکان خاص و یا آدم ها نده، من تا اینجا با حمایت بنده هاش جلو نیومدم، من فقط ب حمایت خودش نیازمندم، و دیگه نمیدونم خودش باید کمکم کنه، خودش ب بنده هاش دستور بده ک مسخر من بشن و خودش باید دستاش رو بفرسته.
میدونم فقط باید ادامه بدم، تنها کاری ک باید کنم تنها وظیفه من کنترل ذهن و امید داشتن عه…
بازهم ممنونم ازتون، در پناه الله باشید.
به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به خانوم احمدی
چقدر اسمتون قشنگه تاحالا نشنیدم خودتون به اندازه اسمتون بسیار زیاد زیبا هستین شما گلی از گل های بهشت هستین
چقدر با خوندن کامنتتون احساس خوبی گرفتم و البته اشک از چشمانم درامد
چقدر خداروشکر میکنم که از بدنه جامعه جداشدم که در بین این مردمی که فکرمیکنن روزیشون دست کس دیگری هست من دیگر حضور پیدا نمیکنم
چقدر خوشحالم که کمتر کمتر با افرادی که شرک میورزند ارتباطم هی کم کمتر میشود
افرادی که در مغازشون با نام یاد خدا باز میکنن ولی دنبال عوامل بیرونی هستن
چقدر این خدای من بزرگه که حتی با نامش با گفتن خدا با گفتن الله دلم اروم میگیره وقتی غرق در گریه هستم فقط با نام یاد او دلم آرام میگیرد
چقدر از وقتی توحیدی تر شدم کمتر سرخم میکنم بیشتر رو خدا حساب باز میکنم و به کسی جز خدا باج نمیدهم
چقدر حالم خوبه
چقدر با همنشینی با خدا راضیم از آیندم راضیم از حال راضیم
قبلا همش نگران آینده بودم که چی میشه چی نمیشه من واای نمیخوام مثل بقیه بشم ولی الان میفهمم که خود خدا برام ثروت میخواد رفاه میخواد از عشق خودش به من میده از بی نهایت دستانش
چقدر دنبال دوست رفیق بودم ولی اصل کاری ندیدم
انرژی که از رگ گردن بهم نزدیک تره
منبع همه چیز هست
ثروت
نعمت
عشق
خوشبختی
چقدر خدا تو خوبی خدایا بی نهایت شکرت
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد عزیزم .
خدارو شکر که امروز هدایت شدم به این فایل و روزی من شد این فایل زیبا.
آنچه در زندگی ما اتفاق می افتد حاصل باورها و افکار ماست هیچ کس و هیچ چیزی قدرت تغییر در زندگی ما را ندارد شانس وجود ندارد وقتی باورها تغییر می کند زندگی و نتایج ما هم تغییر می کنند.
این که فکر کنیم خداوند به یکی نعمت بیشتر داده ویکی کمتر بدترین افکار نسبت به خداوند است خدا عادل است عدل او جهان را فرا گرفته نعمتهای خداوند به یک اندازه در اختیار همه قرار می گیرد اما اینکه هرکس چقدر بهرمند شود بستگی به ظرفیت و سطل او دارد هر کس ظرفی را برای دریافت نعمت برده است که همان باورهای اوست هر چه ظرف بزرگتر یعنی باورهای بهتر دریافتی بیشتر است.
خداوند باران نعمتش همواره در حال باریدن هست و ما مختاریم به اینکه چگونه زندگی خود را بسازیم هر کس مسول زندگی خودش است و هیچ کس بار مسولیت زندگی دیگری را به دوش نمی کشد.
استاد من این موضوع رو کاملا درک کردم قبلاً هر چقدر کار می کردیم به قول معروف هشتمون گرو نه بود فقط در حد خوراک آنهم کم و بی ارزش و پوشاک بود پس اندازی نبود هر وقت می خواستیم خرید کنیم دست و دلمون می لرزید نکنه کارت خالی بشه هر صبح نگران قسط و قرضها بودیم جرات نداشتم برای بچه هزینه کلاس بکنم.
اما از وقتی کمی تونستم باورها و کانون توجهم رو تغییر بدم که البته راه زیادی دارم زندگی من عوض شد مشتریها پولهایی که به کارتون می یومدن خریدها کلاسها هزینه ها همه عوض شد قسطها پرداخت شد چکها تحویل بانک شد همه خریدها نقدی شد .
خدای من عوض نشد من عوض شدم قبلاً هم خدا این نعمتها رو برای من گذاشته بود و حالا هم خیلی بیش از این گذاشته اما من نون باورها و افکار و توجهم رو می خورم.
حالا نه فقط روزی و مادیات تغییر می کنه آرامش بزرگترین نعمتی هست که با تغییر باورها نصیبمون می شه نمی دونید چه لذتی داره صبح بدون استرس از خواب بیدار بشی نگران نباشی تازه شوق و ذوق داشته باشی شبها بدون دلخوری و نگرانی و اعصاب خوردی بخوابی تازه چشمات رو که می بندی دنبال اتفاقات زیبای روزت هستی یکی یکی می شماریشون.
خداوند سفره و خوان نعمتش همواره باز و گسترده هست هر کس دوست داره می تونه بیاد و بشینه و بهره ببره.
باید باور کرد که نعمتهای خدا همواره برای همه به یک اندازه هست همه ما لیاقت زندگی خوب رو داریم اصلا به این دنیا اومدیم که در لذت زندگی کنیم خداوند انسانهایی که به ذات خودشون برگشت دارند و اصل خودشون رو می شناسند و ثروتمند و در آرامش هستند رو دوست داره خدا ثروتمنده و دوست داره بندگانش هم ثروتمند باشم اما مختارند هر کس به هر راهی که خودش می خواد بره خداوند اجباری ندارد.
متشکرم.
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان هم فرکانسیم،خدا رو شکر میکنم که من رو در مسیر این آگاهیها قرار داد و من رو با این قانون شگفت انگیز آشنا کرد ،من همیشه یه ترمز داشتم در مورد این که خدا سرنوشت رو از قبل تعیین کرده و این باور رو داشتم که استاد عباس منش قرار بوده اینجوری بشه زندگیش و یا ادیسون قرار بوده برق رو اختراع کنه و یا فلانی قرار بوده فلان کاره بشه و خدا این رو قرار داده حالا منم قرار بوده تو یه همچین خانواده ای به دنیا بیام و داستان زندگیم تا حالا ،و این همش تو ذهنم بود که اره این سرنوشته ولی امروز من هدایت شدم و این فایل زیبا رو دیدم و گوش کردم و چقدر عالی بود و من متوجه ترمز خودم شدم که باید پامو از روش بردارم و به سرعت هر چه تمام تر به سمت خواسته هام حرکت کنم البته که باید روی باورهام کار کنم تا کاملا برام روشن بشه که یکی از تمرینام بارها گوش دادن به همین فایل هستش و دیگه الگو پیدا کردن و به ذهنم نشون دادن،خدا رو شکر میکنم که هر لحظه داره من رو هدایت میکنه به سمت عالی ترین ها و چقدر خوشحال هستم از هدایتم به این فایل بسیار عالی که همیشه برام سوال بود،با تشکر فراوان از شما استاد عزیز و دوست داشتنی،امیدورام هر جا که هستید به قول خودتون در پناه خداوند مهربان شاد ،سربلند، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیزم
این فایل رو بعده سالها دوباره امروز گوش دادم
خیلی بیشتر از قبل میفهمم و البته لذت بیشتری میبرم.
سپاسگزارم ازتون برای این دانشگاه به روز و فوق العاده ای که در اختیار مان قرار داده آید و هر لحظه در دسترس ماست
سپاسگزارم ازتون که با این دانشگاه همیشه میشود در مومنتوم مثبت باقی ماند(در جواب سوال دوره هم جهت با جریان خداوند که «چگونه میشود در مومنتوم مثبت باقی ماند برای خلق اتفاقات خواسته«)
خداوند میگوید:
«هرچه در ذهنت بسازی، همان را شکل
میدهم”.
من این خدا و این قوانین را باور کردم. این نگاه و این باورها کمک کرد تا همهی آن محدودیتها را نادیده گرفته و بتوانم آنچه را میخواهم، در ذهنم بسازم. و من در این چند ساله سعی کردم فرصت های بینهایت در اطراف خودم را ببینم و دیدم و تقریباً بر مبنای ذهنیت تربیت شده ی خود ساخته ام دارم پیش میرم و هر روز بهتر و بهتر میشوم و سپاسگزارم از خدای عزیزم
و سپاسگزارم از استاد عزیزم
و نیز دوستانه که تجربیات خودشون رو به اشتراک میگذارند.
«بینید این باور چه ایمان، چه اقدام و چه نتیجهای را به بار آورد؟»
اقدامات من بر اساس همین باور و ایمان که «من میتوانم و قانون خداوند بر اساس خواسته و توانایی های من اصلا شکل گرفته»خیلی حس و حال خوب و رضایت درونی از خودم و خدای وهابم ،برایم میسازد و نتیجتا به قول استاد عزیزم:
«حس خوب = اتفاقات خوب »
وقتی باور میکنی همهی اتفاقات زندگیات، نتیجه فرکانسها و باورهای توست، وقتی تنها عامل تعیین کننده را باورهایت می دانی، دیگر امایی نمیماند، دیگر شکی نیست که نکند خدا برایم بخواهد یا نخواهد، نکند به صلاحم باشد یا نباشد؟
و این فهم فرکانس و باورها که البته حتما تکاملی هم هست ،خیلی به کیفیت زندگی من در لحظه ها کمک کرد.
بنابراین ،به محض اینکه میخواهم، باور مناسب آن خواسته را میسازم و بقیه اش دیگر کار جهان است که من را در مدار خواسته ام قرار میدهد و با شرایط، اتفاقات، ایدهها، راهکارها و آدمهایی مواجه میکند که من را به خواستهام میرساند. تمام داستان همین است.
و این داستان خواسته ها و عوامل رسیدن به خواسته ها خود به تنهایی ، یک داستان زیبایی ست که آن را باید همواره بفهمم همواره این مفهوم رو تجربه کنم و هر قدر جلوتر برویم فهم جدید تر و بهتر و بیشتر از قبل رو میتوانیم تجربه کنیم.
سپاسگزارم از خداوند عزیزم
سپاسگزارم از استاد عزیزم
سپاسگزارم از خودم که دارم آموزش میبینم
مجددا سپاسگزارم از استاد برای دوره جدید
«همجهت با جریان خداوند » که واقعا بی نظیره و من تازه فایل اول و دوم رو گوش دادم و در حال آموختن هستم
در پناه مهر بی پایان خداوند شاد و پیروز و ثروتمند باشید.