شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 72

5014 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمیده محمدخانی گفته:
    مدت عضویت: 2856 روز

    باسلام

    من همیشه همینجوری درخواست میکردم و فکر میکردم که چقدر درسته ومن چه ادم خوبی ام..چقدر خدایی هستم و مانند خدا عمل میکنم ..واااای بر من

    اگر به من پول بدی به دیگران کمک میکنم….

    الان که دقت میکنم چهار تا باور مخرب یا همون ترمز در این جمله پنهانه..با وجودیکه قوانین کیهانی رو میدونم و بارها و بارها خوندم ..نوشتم ..تمرین هم کردم..اما ظاهرا عمل نکردم…فقط خودمو خسته کردم و انرژی زیادی هدر دادم ..تازه ناسپاسی هم کردم که خودش یه انرژی منفی داره و منو از خواستم دورتر کرده..

    ۱_من این پول رو برای خودم نمیخام این خودخواهیه برای دیگران میخام(باور مخرب)اینکه خودمو لایق این نعمت نمیدونم(وااای)

    ۲_میخام ببخشم یعنی تو نمیتونی ببخشی حالا بده من بدم به بنده هات واااااای یعنی قدرت خداوند که تنها قدرت جهانه نادیده گرفتم و قدرت رو به خودم دادم(واای بر من)

    ۳_اگه بهم پول بدی ……یعنی با خدا شرط گذاشتم و معامله کردم نه در خواست..خداوند که بی نیازه..نگرشم به خدا مثله یه شخصیه که میبینه و میشنوه ودلش به رحم میاد و قبول میکنه کارمو راه بندازه(واااااای)

    ۴_میخام به دیگران کمک کنم…..یعنی کمبود رو باور دارم وبه نکات منفی توجه کردم بازم وااااای بر من

    نمیشه سر قانون کلاه گذاشت و دورش زد

    در واقع ما با کمک به دیگران مانع شکوفایی استعدادهای درونی شان میشویم و مانع استفاده از هدایتگر درونی شان چون طبق قوانین الهی همه ما به یک اندازه به منبع جهان هستی که فراوانی و ثروت و عشق و سلامتیه متصل هستیم واین عین عدالت خداوند است..و همه ما پتانسیل رشد رو داریم..

    اگر افراد خودشان بخواهند جهان انها را در مدار رشد قرار میدهد و الهامات الهی را در یافت میکنند ونیازی به کمک من ندارن

    من با این چهار باور مخرب از خواسته ام دور میشوم چون برخلاف مسیر قوانین کیهانی است..و ناسپاسی میکنم به خدا که چرا اجابت نکردی مرا من که اینقدر بال بال زدم در صورتیکه خداوند طبق قوانین بدون تغییر الهی به اساس باورها و فرکانسهای غالب من پاسخ میدهدنه زبان کلمات..چون من موجودی فرکانسی هستم این یک قانون است ودر جهانی زندگی میکنم که کارش پاسخ دادن به فرکانس و تبدیل انها به ماده..جسم..اتفاق و شرایط است..

    جهان مانند اینه عمل میکند اگر از روی خیر به دیگران کمک میکنیم احساس شادی ار اون کار انعکاسش به خودمان بر میگردد

    خدارو شکر که استاد عزیز این سوال رو مطرح کردن ..نظرات دوستان بسیار ارزشمنده

    من باید بیشتر رو خودم و شناخت خداوند کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    حسین سلیمیان گفته:
    مدت عضویت: 3846 روز

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام دوستان عزیز و استاد عزیزم آقای عباس منش و خداوند را سپاس می گویم که چنین دوستان و همراهنی دارم …

    من هم مثل اکثریت گروه همچین درخواستی را همیشه از خدا داشتم و همیشه توی ذهنم میگفتم اگر خداوند این ثروت را بدهد من هم فلان می کنم و بهمان می کنم

    و حال که این موضوع را استاد عزیز گفتند من یکدفعه مثل اینکه جرقه در ذهنم زده شود و همه چیز عیان شود فهمیدم که چقدر فکر من در مورد ثروت خراب بود و چقدر در مورد درک من از خداوند اشتباه بوده است …

    ولی حالا این سوال را دارم راستی بچه ها چرا ما همگی با هم از خداوند این درخواست را داشتیم چرا همگی ره در خرابات برده ایم وچرا ۹۰ الی ۹۵ درصد جامعه ما اینگونه فکر می کنند دلیل کجاست …

    و یه موضوع دیگه که از استاد می خواهم اینه که را ه اصلاح این فکر را که در وجود ما ریشه دونده چیه چطور می توانیم این باور شرک الود را از خود دور کنیم

    در پناه الله شاد و خرم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    علی زارع گفته:
    مدت عضویت: 3568 روز

    سلام به همگی

    نمیدونم چرا ایندفعه حس کامنت نوشتن نبود و به خودم گفتم فقط میرم نظر بچه ها را میخونم ولی وقتی همون صفحه اول رو خوندم دیدم کم لطفیه ک از نظر بقیه استفاده کنم ولی خودم چیزی ننویسم.

    به نظرم وقتی ما به خدا میگیم تو فلان چیز رو ب من داده تا من هم در عوضش فلان کار خیر رو بکنم این نشون میده ک ما کلا قانون جهان رو برعکس فهمیدیم.چون خداوند منبع خیره و همیشه مثل خورشید داره نعمت و ثروت و سلامتی و چیزای خوب ب ما میده.این ما هستیم که باهاش هماهنگ نیستیم و با نداشتن احساس خوب تو مرحله دریافت قرار نمیگیریم. وگرنه خدا اینقدر دست و دلبازه که همه درخواستهای آگاهانه و حتی ناآگاهانه ما رو بلافاصله اجابت میکنه و تا الان تمام درخواستهای ما اجابت شده. اینکه هنوز ما اونهارو دریافت نکردیم به این دلیله ک به اندازه کافی با احساس خوب و هماهنگ شدن با خدا تو مرحله دریافت نبودیم که اونهارو دریافت کنیم. وقتی ما از این قولها بخدا میدیم انگار ک خدا اون نعمت رو پیش خودش گرو کشیده و تا زمانیکه ما یه کار خیر نکنیم اون نعمت رو ب ما نمیده در حالیکه خدا منبع همه چیزای خوبه و دائم داره به ما خیر میرسونه.

    یه نکته دیگه هم ب نظرم رسید که وقتی ما اینجوری باخدا قرار مدار میذاریم انگار ک در حالت عادی خودمون رو لایق اون نعمت نمیدونم و فکر میکنیم ک حتما باید یه کاری بکنیم تا مگر اینکه بخاطر اون ،خدا بهمون لطف کنه و اون نعمت رو بده. در صورتیکه ما همین الان و بدون انجام هیچ کاری لایق همه چیزهای خوب هستیم. ما اشرف مخلوقات و جانشین خداوند رو زمینیم.اصلا خداوند همه زمین و آسمون رو بخاطر ما خلق کرده ک ما ازش استفاده کنیم. حالا چقدر خنده داره ک میایم خدارو قسم و آیه میدیم ک فلان چیز رو به من بده…؟!

    در واقع همه چیز از قبل به ما داده شده و همه درخواستهای ما از قبل اجابت شده. حالا به اندازه ای ک آگاهانه بتونیم مدت زمان بیشتری تو احساس خوب بمونیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق همه چیزای خوب بدونیم نعمتها رو دریافت میکنیم.

    فقط باید خوش باشیم…?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    عاطفه برزگر گفته:
    مدت عضویت: 2654 روز

    سلام دوستای خوبم

    جواب مسابقه

    به نظرم من به دلیل اینکه خودمون لایق ثروت نمیدونیم و مثل این می مونه که بخوایم خدا رو راضی کنیم خواسته ی ما رو اجابت کنه در واقع سر خودمون شیر می مالیم با این گفتگوی با خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    آرش میرزاجانی گفته:
    مدت عضویت: 3738 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان و هم فرکانسی های عزیز

    کسی که اینطور فکر می کنه به نظرم باورهای زیر رو داره :

    1- احساس گناه برای ثروتمند شدن(اینکه پول کثیفه و ثروتمندان آدم های خوبی نیستند و … ) داره و می خواد با بخشش به دیگران ثروتمند شدن خودش رو توجیه کنه .

    2- احساس می کنه که باید حتماً یه چیزی به خدا بدی تا خدا بهت یه چیزی بده و این رو در نظر نداره که رزاقه ، خداوند وهابه و از فضلش پول و ثروت و نعت و … میده

    3- طبق مورد دوم به قانون فراوانی اعتقاد نداره

    4- باور اینکه اگر به فقرا کمک نکنی ثروتمند نمی شی

    5- تمرکز بر روی فقر و فقرا

    6- باور اینکه حتماً باید پولدار بشی بعد بتونی ببخشی در صورتی که میشه از هر قدر که درآمد و دارایی دارید ببخشید

    7- اینکه فکر می کنه برای درخواست از خدا باید شرط انجام کاری رو قبول کنه و به این باور نداره که خداوند بدون هیچ شرطی بهش می بخشه . فقط کافیه که به خدا ایمان داشته باشی

    8- احساس عدم لیاقت برای بدست آوردن ثروت می کند و با این شرط می خواهد خود را لایق نشان بدهد .

    آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی و آرامش و ثروت براب همه شما عزیزان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حمیده محمدخانی گفته:
    مدت عضویت: 2856 روز

    باسلام

    من همیشه همینجوری درخواست میکردم و فکر میکردم که چقدر درسته ومن چه ادم خوبی ام..چقدر خدایی هستم و مانند خدا عمل میکنم ..واااای بر من

    اگر به من پول بدی به دیگران کمک میکنم….

    الان که دقت میکنم چهار تا باور مخرب یا همون ترمز در این جمله پنهانه..با وجودیکه قوانین کیهانی رو میدونم و بارها و بارها خوندم ..نوشتم ..تمرین هم کردم..اما ظاهرا عمل نکردم…فقط خودمو خسته کردم و انرژی زیادی هدر دادم ..تازه ناسپاسی هم کردم که خودش یه انرژی منفی داره و منو از خواستم دورتر کرده..

    ۱_من این پول رو برای خودم نمیخام این خودخواهیه برای دیگران میخام(باور مخرب)اینکه خودمو لایق این نعمت نمیدونم(وااای)

    ۲_میخام ببخشم یعنی تو نمیتونی ببخشی حالا بده من بدم به بنده هات واااااای یعنی قدرت خداوند که تنها قدرت جهانه نادیده گرفتم و قدرت رو به خودم دادم(واای بر من)

    ۳_اگه بهم پول بدی ……یعنی با خدا شرط گذاشتم و معامله کردم نه در خواست..خداوند که بی نیازه..نگرشم به خدا مثله یه شخصیه که میبینه و میشنوه ودلش به رحم میاد و قبول میکنه کارمو راه بندازه(واااااای)

    ۴_میخام به دیگران کمکم کنم…..یعنی کمبود رو باور دارم وبه نکات منفی توجه کردم بازم وااااای بر من

    در واقع ما با کمک به دیگران مانع شکوفایی استعدادهای درونی شان میشویم و مانع استفاده از هدایتگر درونی شان چون طبق قوانین الهی همه ما به یک اندازه به منبع جهان هستی که فراوانی و ثروت و عشق و سلامتیه متصل هستیم واین عین عدالت خداوند است..و همه ما پتانسیل رشد رو داریم..

    اگد افراد خودشان بخواهند جهان انها را در مدار رشد قرار میدهد و الهامات الهی را در یافت میکنند ونیازی به کمک من ندارن

    من با این چهار باور مخرب از خواسته ام دور میشوم چون برخلاف مسیر قوانین کیهانی است..و ناسپاسی میکنم به خدا که چرا اجابت نکردی مرا من که اینقدر بال بال زدم در صورتیکه خداوند طبق قوانین بدون تغییر الهی به اساس باورها و فرکانسهای غالب من پاسخ میدهدنه زبان کلمات..چون من موجودی فرکانسی هستم این یک قانون است ودر جهانی زندگی میکنم که کارش پاسخ دادن به فرکانس و تبدیل انها به ماده..جسم..اتفاق و شرایط است..

    جهان مانند اینه عمل میکند اگر از روی خیر به دیگران کمک میکنیم احساس شادی ار اون کار انعکاسش به خودمان بر میگردد

    خدارو شکر که استاد عزیز این سوال رو مطرح کردن ..نظرات دوستان بسیار ارزشمنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    عطیه حسومی گفته:
    مدت عضویت: 2781 روز

    سلام به استاد عزیز و بچه های گروه

    به نظر من یک دلیل اینه که ما باور کردیم که باید اول خداوند بهمون ثروت عطا کنه بعد ببخشیم در حالی که ما اول باید بتوانیم ببخشیم تا بدست بیاوریم و دلیل بعدی اینکه که به باور خدای وفور و فروانی اعتقاد نداریم و داریم نوعی شرط میگذاریم که اگر من پولدارشوم میبخشم درحالی که رزق هرکسی دست خداست. مافقط دستهای خداوند روی زمین هستیم. و دلیل دیگه میتونه نوعی عذاب وجدان باشه که اگر پولدارباشیم برای اینکه از مسیر دور نشیم به دیگران کمک کنیم . و دلیل دیگه رها نکردنه ما دعا میکنیم پولدارشیم ولی حس اضطرار به ما دائما میگه چیشد پس بخاطر همین بازم میاییم شرط میزاریم که من اگر پولدارشم کمک میکنم . باورهایی که از بچگی و خانواده شکل گرفته تو ذهنمون.ور حالی که خدای وفور و فروانی اماده اجابت تمام خواسته های ماست اگر باور کنیم و توکل کنیم و دوره تکامل رو طی کنیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    علی شکری گفته:
    مدت عضویت: 3541 روز

    سلام به همگی

    .

    .

    با خوندن کامنت های دوستان خیلی دیدگاهم نسبت به باور ارزشمندی انسان واضحتر شد در همه ی حوزه ها، نه فقط بحث مالی، بلکه در روابط هم ب همین شکل، در سلامتی، در کسب و کار و … در واقع باید بگم نه کمک های خیریه، نه استعدادها نه دارایی ها نه توانمندی ها و … هیچ کدام تاثیر گذار در دریافت نعمات خداوند نیستند بلکه دلیل اصلی این نعمات شخص انسان هست خود خود من ، خود خود شما،،، و این نکته حیلی خیلی دقت و تمرکز میخواد که در پس ذهنمون پیدا بشه باید دست ب کار بشم و بشینم بنویسم که بار ارزشمندی و لیاقت رو در درخواست هام روی خودم گذاشتم یا روی چیزهای دیگه و همه چیز غیر از خود خود خودم رو خط بزنم …. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فریبرز بایزیدی گفته:
    مدت عضویت: 2528 روز

    با سلام به همه دوستان

    واقعا میشه در عرض ۲۴ ساعت آدم آنقدر به اطلاعاتش اضافه بشه که به قول استاد عباس منش در طی چند سال و با خواندن کتابهای زیادی در بخش موفقیت هم نمیشه به این اطلاعات رسید ..؟.باید اعتراف کنم که دیشب فکر میکردم قوانین جذب رو درک کردم ولی امروز با خوندن کامنت دوستان تازه فهمیدم چه پاشنه های آشیلی داشته ام که به نظر خودم خیلی انساندوستانه و خداپسندانه هم بوده اند !

    اما با قانون جذب کاملا در تضاد بوده است . حالا فرض کنید با این همه ترمز من فکر میکردم که دارم راهم رو درست میرم و انتظار داشتم بزودی نتیجه بگیرم …اما هیچ نتیجه ای حاصل نمیشد..

    سپاسگزارم از استاد که با طرح این سوال نه تنها ترمزهای ما رو از زیر پایمان برداشت بلکه ما را هم هول داد آنهم با سرعتی بسیار بالا و برای همین خوشحالم…

    فعلا توی این شرایط گرانی کشورمون حداقل فایده ای که برای خود من داشته این افکار جدید قانون جذب، اینه که تونستم به اعصابم مسلط بشم وهر روز حالم رو از گرانیهای افسار بریده بد نکنم و حس خوبم رو نگه دارم…

    استاد گفتن که جوابهای دوستان حدود ۳۰درصد انچه بوده که مدنظر ایشان است. امید دارم که ایشان جواب کامل رو برای همه مون بذارن …با تشکر از خداوند و بینهایت دستان اثرگذارش یعنی همگی شما که این متن رو به پایان رساندید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    عرفانه تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    باعرض سلام و خداقوت خدمت استاد عزیز و مهربان جناب عباس منش عزیز و تیم تحقیقاتی و سلامی گرم خدمت تمامی دوستان.نمیدونم این مطلبی ک میخام بنویسم ربطی ب موضوع مسابقه داره یانه ولی امروز و امشب بخاطر یک باور بسیار محدود کننده ای ک دارم و خیلی اذیت میشم و احساس میکنم منو ب بن بست و افکار و تصمیم های احمقانه کشونده اینقدر گریه کردم و از خدا طلب کمک کردم و عاجزانه گفتم خدایا کمکم کن پس من باید چیکارکنم ک طبق توصیه ی خواهرم تصمیم گرفتم این مطالب و این باوری ک خیلی اذیتم میکنه رو با شما درمیون بذارم.قبل از هرچیز اینو بگم ک خواهرم دوره ی قانون افرینش و راهنمای عملی دستیابی ب رویاها و دوره عزت نفس رو خریده و منم ازش استفاده میکنم.

    استاد عزیز!نمیدونم تابحال واژه ای یا جمله ای باین مضنون ک فلانی دستش خوب نیست یا فلانی باهاش ی معامله کردم از اونروز بخاطر دستش ک خوب نبود دیگه خیری تو زندگیم ندیدم رو شنیدید یانه؟یکی از باورهایی ک خیلی منو اذیت میکنه و راه خیر و برکت و ثروت رو ب روم بسته اینه ک من دستم خوب نیست و هروقت باکسی کاری شراکتی یا بصورت همکاری انجام میدم مایه ی شکست اون طرف میشم و خیر ک به اون طرف نمیرسه هیچ بخاطر دست بد من مایه ی شکست اون طرف هم میشه.هروقت ایده ای ب ذهنم میرسه ک مثلا فلان خرید و فروش رو بکنم یا مثلا در حیطه ی شغل همسرم ک کارگاه تولید شیرینی داره مثلا شیرینیهاش رو ببرم بفروشم و من بشم مسعول فروش یهو این میاد تو ذهنم که نه..تو دستت خوب نیس..میبری میفروشی بعد که میخای پولشو برگردونی ب شوهرت دیگه اون هیچ خیری از پول نمیبینه چون تو دستت خوب نیس..یااینکه شیرینی هارو به هر مغازه داری بفروشی اونطرف خیری از شیرینی ها نمیبینه و نمیتونه اونارو بفروشه چون تو دستت خوب نیس..و اینطوری دیگه اون مشتریه میگه دیگه ازش شیرینی نمیخرم چون دستش بده و اینطوری باعث ضرر رسوندن ب همه و شوهرت میشی..میبینید استادجان؟هروقت هر ایده ای ب ذهنم میرسه ک انجامش بدم سریع این نوع ترس و باور مخرب میاد سراغم و فلجم میکنه و نمیذاره ب درامد برسم.در حالیکه سخت ب پول نیاز دارم..امروز اینقد حالم بد شد بخاطر این موضوع ک کلی گریه کردم.گاهی حتی اینقد این باور عذابم میده ک باخودم میکم نکنه از روزیکه من اومدم تو زندگی شوهرم دستم و قدمم براش بد بود و واسه همینه ک اون به هیچ جا نمیرسه هرچی زحمت میکشه؟گاهی حتی میاد تو ذهنم ک خوبه ازش جدابشم ک حداقل اون بیچاره نتیجه ی زحمتهاشو ببینه..منکه از زندگیش برم بیرون دیگه اون ب پول میرسه،…و بعد وقتی این افکار میاد سراغم شروع میکنم ب گریه کردن و با یک عجز و درموندگی خاصی میگم خدایا پس منو براچی آفریدی؟حالا ک توی این زندگی اصلا بدرد نمیخورم چرا آفریدیم؟استاد خیلی دارم اذیت میشم..شمارو بخدا کمکم کنید..اینقد امشب برا خواهرم دردل کردمو همینارو گفتم ک خواهرم گفت توی مسابقه بیام اینارو بگم..ظهر فایل مسابقه رو شنیدم و باخودم تصمیم گرفتم ک حتما شرکت کنم..اونموقع هیچ نمیدونستم ک میخام چی بگم..فقط گفتم من حتماشرکت میکنم.ولی وقتی ازین باور دوباره حال و احساسم بد شد یادم نبود ک ظهر چی بخودم گفتم.تااینکه خواهرم گفت تو مسابقه شرکت کن و یهو یادم افتاد ک راستی من باخودم گفتم امروز شرکت میکنم…عصر ب شوهرم گفتم به خواهرم میگم ک اگه دوست داشت ی پراید بخره و بیاد ازت شبرینی بخره ببره بفروشه و من چون عاشق رانندگی هستم فقط بعنوان راننده باهاش میرم..چرا؟ چون خواهرم دستش خوبه..اگه بیاد ازت شیرینی بخره پولی ک بهت میده ازش خیر میبینی و از طرفی هم حقوقی ک اون بعنوان راننده بهم میده هم چون دستش خوبه منم ازش خیر میبینم و از طرف دیگه هم شیرینیا ک میبره میفروشه ب مغازه دارا اوناهم با سود خوبی میفروشند پس برای اوناهم خیر داره چون دستش خوبه..در مورد خواهرم اینارو میگفتم ولی در مورد خودم…. بعد یهو یادم افتاد ک استاد میگه این یعنی شرک..یعنی خواهرت و دست خوبشو گذاشتی جای خدا..واسه همین تصمیم گرفتم اصلا در مورد ماشین خریدن و شیرینی فروختن چیزی ب خواهرم نگم.باخودم گفتم بذار ببینیم چی پیش میاد.ولی یکی دوساعت بعدش این تصمیم یادم رفت و اخرش به خواهرم در مورد خرید ماشین گفتم.وقتی حرفام تموم شد یهو یادم افتاد که ای وای من تصمیم گرفته بودم ک شرک نورزم ب خدا و اجازه بدم ببینم خدا چی میخاد؟واسه همین از اونموقع تاحالا احساس گناه هم دارم..نمیدونم این ایده خاست خدا بود ک به ذهنم رسید و عنوان کردنش هم خاست خدا بود ک من به خواهرم درمورد ماشین خریدن بگم و خواهرم هم بشه یکی از دستان خداوندتوی زندگیم یا شرک بود؟نمیدونم. استاد یادمه وقتی دختر بچه ای ۹ یا۱۰ساله بودم و کمک مادرم قالی میبافتم وقتی نقشه ی قالی رو میذاشتیم روی قالی ک ببافیم مادرم بهم گفت بده خواهرت بذاره رو قالی تا زود تموم بشه..تو دستت خوب نیس خیلی طول میکشه تا تموم بشه..و من از اونسالها این توی گوشمه ک من دستم خوب نیست..خودتون توی دوره ی راهنمای عملی گفتید وقتی ما ی حرفی رو از کسی ک خیلی قبولش داریم میشنویم و به اون شخص ایمان داریم اون حرف باورهای مارو میسازه و متاسفانه این حرف ناخاسته ی مادرم هم باعث شکل گرفتن این باور شد…قبل ازینکه این مطالب رو بنویسم یهو اومد تو ذهنم ک با قانون جذب حتی میتونی دست خوب رو هم جذب کنی..باخودم گفتم حالا ک این اومد تو ذهنم ازین به بعد اینو جایگزین باور قبلی میکنم..نمیدونم درسته یانه..ازتون میخام یک باور قدرتمند کننده رو بهم بگید تا جایگزین این باور مخرب کنم یا اینکه مرحمت بفرمایید یک فایل در مورد این باور تهیه کنید..در آخر خدلوند رو بسیار شاکرم ک امروز بمن منت گذاشت و لحظه ب لحظه کمکم کرد تا این باور رو امروز خیلی پررنگ تر از روزهای پیش بشناسم و باز هم خدارو شاکرم ک بمن این فرصت رو داد تا اینجا بنویسم.و باز هم خداروشکر میکنم بخاطر اینکه یک چنین فضایی و چنین استادی و چنین دوستانی رو در زندگی من قرار داد و خدارو شکر میکنم بخاطر اون دوست عزیزی ک شمارو بمنو همسرم معرفی کرد.از خداوند خواهان سلامتی شادی ثروت و موفقیت روز افزون برای شما هستم استاد عزیزم و راهبر و راهنمای من..دوستدار شما..عرفانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: