اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و شما دوستان سایت بینظیر عباسمنش
طبق آیه 186 سوره بقره، خداوند به پیامبر گفت هنگامیکه بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو نزدیکم و دعای دعا کننده را همواره اجابت میکنم هنگامی که مرا میخواند.
اگه این آیه رو واقعا باور کنیم نتیجه ش میشه اینکه
اول باور میکنیم که خداوند نزدیک است و باور به خدا رو در خودمون ایجاد میکنیم و دیگه رو به آسمون با حال خراب و گریه درخواست نمیکنیم
دوم اینکه همواره به خدا درخواست میدیم و منتظر اجابت میشیم.
حالا اگه خواسته من این باشه که شخص دیگه ای رو با اون خواسته خودم راضی کنم، تا خدا به من هم بده
درواقع
– دارم فرکانس احساس بی لیاقتی رو ناخودآگاه ارسال میکنم.
– اگه بخوام برای خودم خواسته ای داشته باشم که مقداری از اون رو به هرکسی ببخشم، نیت بخشیدن من با معامله کردن و شرط گذاشتن، احساس خوب ایجاد نمیکنه.
– یعنی باور به فراوانی نعمتهای خدا رو زیر سوال میبرم و ناخودآگاه مقایسه میکنم که فلان بنده هم باید بهش یه چیزی از طرف من برسه و
– عدل خداوند زیر سوال میره چراکه هر کسی در جای درست خودش قرار داره و هرکسی میتونه درخواست بده تا اجابت بشه
– یعنی هرکسی باید خودش بخواهد تا بهش داده شود.
– من مسئول کسی نیستم من فقط مسئول زندگی خودم هستم
– همچنین احساس دلسوزی رو هم ناخودآگاه در ما فعال میکنه.
ممنونم از استاد عباسمنش عزیزم که در هر زمینه ای بهترین الگو برای هر فردی در جهان است
هم در زمینه سلامتی، هم ثروت و هم روابط هم توحید هم سبک زندگی
بابت این آگاهی ناب که در نشانه امروز من بود سپاسگزارم.
به نام خدایی که منو به این مسیر زیبا و الهی هدایت کرد و شکرگزار خداوند هستم
عرض سلام و درود بیکران دارم خدمت استاد عزیز
و تمام دوستان هم فرکانسی
اولین موضوع و ترمزی که با این سوال مطرح میشه و به ذهن هر فردی که قوانین الهی رو درک میکنه میرسه
احساس عدم لیاقت هست
اینکه من لیاقت داشتن ثروت و نعمت رو ندارم و همیشه منتظرم خدایی که خودش منبع اصلی نعمت هست از یه جایی یه پولی برام بفرسته و بعد من بیام و به بنده هاش کمک کنم در صورتی که خود خدا بهتر از من میتونه به بنده هاش کمک کنه و هر فردی به قول استاد هر جایی که هست سر جای درست خودش هست با توجه به باورهایی که داره
و این ذهنیت و باور که اگر خدا کمکم کنه و ثروت بهم بده بدون هیچ حرکتی و من از اون ثروت میبخشم مغایر با قوانین الهی هست
چون خداوند میفرماید
از تو حرکت از من برکت
تو کارهای سمت خودت رو انجام بده منم کار خودم رو انجام میدم و با باورهایی که داری نتیجه همون رو میبینی
و خداوند بما قدرت خلق کنندگی داده
ثروتی که ما خلق میکنیم بخشیدنش لذت بخشه چون زحمت کشیدیم ،باورش رو ساختیم و خدا بهمون داده و خدا رو هم شریک قرار دادیم و حرکت ما برکت خدا رو بهمراه داره
اما باد آورده رو باد میبره
چیزی که براش زحمت نکشی و باورش نداشته باشی اگر هم بدست بیاد
در راه خیر و بخشش هم صرف نمیشه
خدارو شکر میکنم با وجود استاد عزیز و این آگاهی های ارزشمند هر روز مسیر رسیدن بخدا رو بیشتر درک میکنم و مسیر زندگی من و هزاران هزار نفر هر لحظه چرخش روان و روانتر میچرخه
آرزوی سلامتی ،شادی ،ثروت ،سعادتمندی در دنیا و آخرت دارم برای همه دوستان و استاد عزیز
یکی از ترمز های من نسبت به برکات خدا اینه که اگه کم باشه اونو مهم نمی دونم و با خودم میگم که این پول کمیه و به جای شکر گذاری در فرکانس پایین فقر کمبود می مانم و حرکت نمی کنم در صورتی که من اگه پشتکار ونظم بیشتری می داشتم و پولهای کم خود را کم ارزش نمی دانستم رفته رفته برای من بیشتر میشد و پول پول میآورد برای من پس نتیجه میگیرم که برای پول خود ارزش قائل شوم و اینکه با نظر سید مجتبی آیت کاملا موافقم در این زمینه
امشب شب لیله الرغائب هم هست اول برای خودم آرزو می کنم که خیلی خیلی ثروتمند شوم بعد برای ملت ایران و افغانستان که در شادی و سلامتی باشند واقتصاد رو به بهبودی داشته باشند الهی آمین
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد گرانقدر و تمام خوبان اهل این سایت خاص .
متاسفانه این دیدگاه در اکثر ما ادمهایی که با مذهب بزرگ وعجین شدیم است چرا که برای ما این باور درست شده که ثروت بد است و شما را از خدا بیخبر و جهنمی میکند در نتیجه ما که بدلیل ذات انسانی مان که از نور خداوند است گرایش خاص و عجیب به نور و تمام زیبایی ها داریم که ثروت هم جزو انهاست در جهت قانع کردن ذهنمان در مقابل این باورهای نادرست به خودمان میگفتیم ثروت را میخواهم که به بقیه کمک کنم انگار خداوند بندگانش را رها کرده تا ما از راه برسیم و با ثروتی که منبع اش خود خداست به انها کمک کنیم.حال انکه کمک کردن پس از ساختن ثروت و در جهت رسیدن خیر و برکت ان بخودمان است نه با چنین تفکر سخیفی که وهابیت خداوند را بگونه ای ببیند که قبل ساختن ثروت بگوید اگر عطا کنی منم میبخشم ( معاملات دنیای انسانی ). چه تفکرات خنده داری داشتیم بزرگی خداوند و فراوانی جهان را نمیدیدم و با دیدگاهی احساسی چنین تفکراتی را میساختیم گویی احساس میکردیم اگر ثروتمند شویم مرتکب گناه شده ایم چون دیگران بثروت دست نیافته اند پس با این تفکرات از میزان عذاب وجدانمان کم کنیم بدون اینکه ذره ای تفکر کنیم که خدای همه ما یکی است و خدای که رحمت به بندگان را برخودش واجب کرده به همه به یک اندازه نزدیک است و میتواند به همه به یک اندازه ببخشد مانند اکسیژن که در اختیار همه قرار داده است . اری ما با ترمزهای ذهنی که از جامعه و فرهنگی برمیخیزد که فقر را تحسین میکند براحتی خودمان را از فراوانی ها دور کردیم و الحمدلله که خداوند ما را لایق دانست و برگزید و با اشنایی با استاد بر علمان افزود و اگاهی ها و دنیای جدیدی را پیش رویمان گشود . همین که متوجه شدیم جهان قوانین ثابتی دارد و براحتی میتوانی خلق کنی میخواهی و میشود همین که فهمیدیم باورها و ترمزها را تمام اینها از فضل خداوند بماست « یامن یعطی الکثیر بالقلیل ».
خدمت شما عرض کنم این سوال میخواد به من این بفهمونه که عارف اول این که برکت و نعمت خدا بی انتهاست و برای همه هست و هرکس جایگاه خودشو داره و من بنده هستم وباید بندگی کنم وکاری به کاردیگران نداشته باشم یه مسعله ی دیگه هم که من باوردارم این است که برای هرکسی دلسوزی کنم ازهمون چیزیا مسعله رو خودم جزب میکنم تو زندگیم واین که هرکسی طبق فرکانس وداده هایی که به جهان میده از همون دریافت میکنه پس نیازی نیست من کاری بکنم و یکی هم نشون میده که افکارکمبود باز هم دروجود من هست پس نمیتونم پولداربشم وبه اون ثروتی که میخوام برسم و یه نکته مهم این است که وقتی خودم نیاز مند هستم چطور میتونم برای کسانی دیگر کاری انجام دهم وخودم رامستحق اون پول نمیدانم که برای دیگران میخوام خدایا شکرت بابت این که اینجا هستم و این اگاهی رو به من دادی ممنون
بزرگترین باور مخرب وترمزی که در این گونه درخواست دادن ما به خداوند برای دریافت پول ونعمت به این شکل که اگه به من پول زیاد بدی قول میدم آدم خوبی باشم وخیر و بخش کنم و کمک کنم به نیازمندان و پدر ومادرم وغیره…وجود داره
باور احساس عدم لیاقت است.
یعنی چی ؟
یعنی من همینجوری که لیاقت دریافت نعمت وثروت و ندارم ، باید حتما یه کاری انجام بدم در این مثال ، کمک کنم به دیگران تا لایق دریافت نعمت شوم .
حالا چه اتفاقی داره میوفته در فرکانسهای ما؟
وقتی که ما در ناخودآگاه خود و باورهایی که از قبل در ذهنمون شکل گرفته و باور کرده ایم که اگه میخای آدم خوبی باشی باید حتما یه خیروبخشی بکنی یه نیازمندیا فقیریو روزی بدی یا یه کار خوبی انجام بدی تا از طرف خداوند نعمت دریافت کنی این باور مخرب همیشه مارو در یک احساس بد واحساس این که من آدم به درد بخور و مفیدی نیستم نگه میداره و طبق قانون بدون تغییر خداوند احساس بد باعث دریافت نعمت وبرکت واتفاقات خوب نمیشه ، بلکه باعث دریافت رنج بیشتر مریضی و فقر و هزار کمبود دیگه و اتفاقات بد بیشتری خواهد شد.
درصورتی که ما همینجوری و بدون هیچ دلیلی لایق دریافت نعمت و فراوانی هستیم چون انسان آفریده شده ایم ، وانسان اشرف مخلوقات خداوند شناخته شده است ، اصلا چون لیاقتشو داشتیم خداوند به ما قدرت خلق کنندگی داده ، و گر نه خداوند میتونست ما رو حیوان یا هر چیز دیگه ای خلق کنه که هیچ قدرتی در خلق شرایط خواسته های خود نداشته باشیم و فقط از غریزه استفاده کنیم.
بنابراین ما موجوداتی فرکانسی با قدرت خلق کنندگی از جنس قدرت خود خداوند هستیم و همین که پا به این کره خاکی گذاشته ایم بزرگترین دلیل بر لیاقت وارزش بی نهایت ما است.
هر چه قدر ما این احساس لیاقت و ارزشمندی رو بتونیم بیشتر در وجودمون پیدا کنیم و باورش کنیم نعمتها وبرکات بیشتری دریافت مینماییم ، چرا ؟
چون وقتی من احساس ارزشمندی در وجودم شعله ور شود و خودمو انسان لایق و قدرتمندی بدونم به احساس خوب بیشتری میرسم و طبق قانون بدون تغییر خداوند احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب و دریافت نعمتهای بیشتر..
از خداوند متعال میخواهم که همواره درک و فهم مارا نسبت و قوانین کیهانی و موجودیت خودمان افزایش دهد.
خداوندا بینهایت سپاسگزارم توهستم به خاطر بودن در این فضای بینظیر و خدایی..
چند باور مخرب میتونه این باشه که اول از همه من لیاقت داشتن ثروت را ندارم و اگر خداوند به من ثروتی بدهد من باید آن را با فقیران یا بقیه شریک شوم و این خودش نوعی ارسال فرکانس به سمت فقر است. و اینکه خداوند قوانین را برای جهان قرار داده و طبق آن قوانین به هر چیز توجه کنی از همان چیز وارد زندگی ات میشود و خداوند انسان نیست که از او خواسته ای را در قبال انجام کاری بخواهی یعنی اینکه من احساس لیاقت داشتن ثروت را ندارم و باید آن را با دیگران شریک شوم . بعد هم اینکه من نمیتونم زندگی دیگران را تغییر بدهم؛ کسی که دارد فرکانس فقر و کمبود را ارسال میکند من نمیتوانم تغییری در زندگی او ایجاد کنم و اگر هم من به شخصی کمک میکنم برای این است که به خودم کمک کرده باشم و کمک من به ان فرد میتواند برای او خوب باشد یا حتی با آن خلاف کند ولی من برای اینکه باور دارم جهان پر از فراوانی است و کمک ها به سوی خودم بر می گردد بنابراین کمک میکنم. یا این خودش باوری محدود کننده است که من زمانی ثروت را دریافت میکنم که در قبال آن کاری را انجام دهم و در غیر این صورت من لیاقت ثروت را ندارم.
اینه که ما خودمون رو لایق ثروت نمی دونیم ومیخوایم از خدایی که مثل خودمون میدونیم یعنی یه انسان بخواهیم که بهمون پول بده واکه این لطف را در حقمون انجام بده ما میریم کارهای خیر انجام میدهیم وهم خودمون خوب میشیم هم پولش هدر نمیره که تنها صرف من بشه
هم اون کار بدی نکرده که بهمون پول داده
یعنی ما خدا رو هم مثل خودمون شاید ببینیم
که میبینیم با این باورها
و اینکه یه اتفاق الان سالهاست برام میافتاد اینکه هر وقت میگفتم که پول میخوام پولی نیومد یه بار یادمه اونقدر توبدهی فرو رفتیم که گفتم تا پول دستم نیاد دیگه هیچ کاری نمیکنم اون موقع خونه داشتیم درست میکردیم وقتی این نیت رو کردم تا هفت سال یه آجر هم رو هم نذاشتیم آخرش اونقدر ناراحت شدم که گفتم این جوری نمیشه
جرات خدا بهم داد همه کار رو تو شاید دوماه امام دادیم با اون موقع 15میلیون بدهی یعنی خونمون تکمیل شد
تو کل زندگیم اگه پول بخوام نمیاد واکه بیاد هم زود میره واصلا چیزی که میخوام نصیبم نمیشد
ولی اگه وسیله ای یا کاری از خدا میخواستم میشد
مثل اینکه خدای من میگفت پول بهت نمی دم چون کثیفه ولی اگه چیزی بخوای یا کاری بخوای بهت میدم
با بدهی یعنی اگه 200میلیون هم پول دستم نیومد صرف بدهی میشد اگه چیزی هم نمیخریدم همسرم اونقدر بیکار بود که اجاره وقسط های بانکی در جا میخوردن
یادم اومد که وقتی بچه بودم تو یه روز سرد زمستونی کوهستانی پدرم از سر کار برگشته بود یعنی مغازه ی آهنگریش دستانش از سردی میلرزید رفتم که سر دستش آب بریزم حالم بد شد گفتم بابا چرا رفتی بیرون تواین هوا
گفتش باید خرج خونمون در بیارم یا نه اگه سرکار نرم چطور شکم شما رو سیر کنم تا گرسنه مونید
بعدش همینطور که دستای در چرکش رو میشست میگفت پول مثل همین چرک دستمه ببین نمیمونه میره و
همیشه هم از آدم هایی داستان میگفت که پولدار و ثروتمند بودند وآدم های بسیار کثیفی بودن
ویا فقیر بودن که با ثروتمند شدنشون آدمهای بدی شدن و خدارو فراموش کردن
واین شستن دستش نماد این برام بود که از این آلودگی یعنی پول رها میشه بعد پول درآوردن
وای خداااااا
من این همه سال دست به ده تا کار دست زدم تا بیام ازش نفع ببرم کلا نابود شد
و حد خودم ورشکسته شدم
از باغداری تا دامداری تا خیاطی آرایشگری
جالبه که مهارتی که درون ها پیدا کردم اصلا برام مهم نبود فقط میخواستم پولدار شویم واز این فقر آزاد
الان به این باور رسیدم که باورهای پدرم که عاشقش بودم در وجودم ریشه زد و زندگیم با نشستن همین ریشه ها در وجودم به بار نشست و این میوه ها به ثمر رسید
فقر نداری بدهی
البته با دست و پا زدن روی ذهنم این چند سال زندگیم کمی بهتر شد ولی باز هم فکر میکنم در حدی که به خواسته های کوچیکم برسم دغدغه های زندگی ولی نشد که خواسته های بزرگم برام تجلی پیدا کنن
من کار کردنم را کنار گذاشتم والان که همسرم کار میکند در همین حد هست که لنگ نمانیم
این ثمره ی باوری که از پدرم گرفتم و هیچ وقت نشد تا به این حد روش کار کنم و همیشه این خاطره ت.ذهنم بود ولی خیلی ریز تکرار میشد که نه صداش به گوشم برسه نه حتی ببینمش ولی بود
مثل راه رفتن مورچه ای در تاریکی شب روی سنگ بزرگ
راستی دیشب که همینطور از خدا میپرسیدم که چه ترمز یا باوری نسبت به پول دارم هیچی به ذهنم نیومد
تا اینکه
خواب دیدم که از خونه هایی اتاقک مانند چوبی رد میشم که همه بسیار پوسیده بودن ومن هر بار که رد میشدم از سرشون گام برمی داشتم فرو میریخت مثل یه پل بودن برا عبورم وخیل راحت عبور کردم اونجا انگار پدرم هم ناظر بود یعنی نگاهم میکرد
از خدای مهربونم که همیشه هدایتم کرده واز
شما استاد عزیز که واقعا صداقت گفته هاتون تو دلمون میشینه وبا روحمون عجین میشه و دوستانیکه واقعا وقت میزارن و تجربه ها ودیدگاهشون رو به اشتراک گذاری میکنند واقعا ممنونم که کمک کردین به یکی از باور های مخرب دسترسی پیدا کنم وانشالله حلش کنم ممنونم
من تازه وارد سایت شدم و همیشه سرسری نگاه میکردم و رد میشدم ولی وقتی استاد گفتن که باید دست به عمل بزنیم ایمیلم رو درست کردم والان عضو سایت هستم و میتونم در کنار شما باشم ممنونم که کنار بزرگانی هستم که در راه شناخت خود وخدای خودشون هستند تا رشد کنن و مثل خدای خود خالق زیبایی ها بشن
راستی دیشب که همینطور از خدا میپرسیدم که چه ترمز یا باوری دارم نسبت به پول دارم هیچی به ذهنم نیومد
تا اینکه
خواب دیدم که از خونه هایی اتاقک مانند چوبی رد میشم که همه بسیار پوسیده بودن ومن هر بار که رد میشدم از سرشون گام برمی داشتم فرو میریخت مثل یه پل بودن برا عبورم وخیل راحت عبور کردم اونجا انگار پدرم هم ناظر بود یعنی نگاهم میکرد
پنجشنبه شب بخوابی بسرم زده بود گفتم که برم توی سایت سربزنم ویک فایل گوش بدم تز خدا هدایت خواستم وتومد واردسایت شدم و گفتم بروم یک قسمت سفرنامه ببنم که گوزینه کلیدها جلوی چشمم برق زد
واردقسمت کلیدها شدم وهمین جورکه می گشتم که چه فایلی رو نگاه کنم رسیدم به این قسمت و بادیدن این سه تا قسمت و خواندن پاسج دادن دوستان به این فایلها دیدم به خودم گفتم که حامدجان تودرهمان خم یک گوچه ای چون من یکی از هدفهام این است یگ کیا اسپورتز بخرم واز خدا خواستم تا هدایتم کنه ودر انجا من را هدایت کرد تابفهمم که ایراد ازکوجاست که به خواست نمی رسی اینجابود که من فهمیدم که چه باور مخربی دارم واز روزکه شروع کردم به خواندن کامنتهای بچه ها توی پاسخ به این سوال استاد ودیدن باورهای مخرب خودم شنبه که داشتم مرفتم سرکار دوتا ماشین کیا اسپوتز سرراهم سبز شد وازته دل خدارا شکرکردم وبخودم کفتم که حامدجا ن داری مری توی فرکانسش واینها هم نشونش است ممنون وسپاس گذارم از استاد وهمه دوستان گلم که انقدر اگاهی هاشون رو توی کامت های سایت می گذارند
درمورد به پاسخ به این سوال من با خوندن پاسخ دادن بجه ها به این سوال وطی اموزش های استاد در دوره عشق ومودت
فهمیدم که همه چیز توی جهان هستی خودخواهانه است ومن درهمه چیز مقدمتر هستم چه در ربابط چه در سروت
بقول دوستی که می گفت اگر گوزه پراب باشه بل اخره یک نمی پس مده
خیلی خیلی سپاس کذارم وبه رسم اموزشهای استاد درپناه الله شاد خورم ثروتمند
من هر روز یک صفحه از کامنت های دوستان خوبم رو میخونم چون وقتی این فایل رو دیدم فهمیدم بزرگترین ترمز من جواب همین سوال استفاده که اینقدر پاشنه آشیل برام بود تا نظرات دوستان نخوندم کامل متوجه نشدم
این فایل نشانه من بود من 6 ساله تو یه حرفه تلاش میکنم واقعا هم پیشرفت های خوبی داشتم و حتی در بعضی از آزمون ها بین 82 هزار نفر در دنیا 135 هم شدم این شغل من خیلی پولسازه خیلی زیاد ولی من به جایگاهی که میخواستم و پولی که دلم میخواد نرسیدم
به امید خداوند حتما بعداز کار کردن روی این ترمز میرسم چون دارم نشانه هاش میبینم
جواب سوال که از دوستان یاد گرفتم و درخودم جستجو کردم دیدم کاملا درسته پایین مینویسم
برا من این ترمز اینقدر بزرگ بود که داخل افکار هر روزم و بعداز دیدن نتایج کوچک موفقیتم با خودم میگفتم یا رویاپردازی و خیالبافی میکردم وقتی پولدار شدم به دوستان خانواده ام کمک میکنم حتی به مدل کمک کردن و چیزهای هم که براشون میخریدم فکر میکردم هر کس جدا افکار کمک به هرکس جدا
حتی این افکار بعضی وقتها اینقدر بزرگ میشد دلم میخواستم مشکل همه مردم شهرم حتی کشورم تغییر بدم و یک کارآفرین بزرگ بشم و این افکار به من حس خوب نمیداد خسته کننده میشد چون مثل نجوا ادامه دار بود و بزرگ و بزرگتر میشد مثل یه آلودگی و یک سرطان خسته میشدم از اونها از حرفهای استاد متوجه شدم وقتی احساس بد میگیرم یعنی اون کاری که دارم انجام میدم اشتباهه
و متوجه شدم اولین باور اشتباه من باور کمبوده ثروت کمه و من باید از اونی که خدا بهم میده ببخشم و جای خداوند تصمیم بگیرم و به این ترمز شرک هم اضافه میکردم
و از ته قلبم باور ندارم هرکس مسول نتایج خودشه و همه به یک اندازه به خداوند نزدیک هستن و هرکس جواب فرکانس های خودش میگیره و 100درصد خلق زندگی ما دست خودمون هست من این موارد از ته قلب باور ندارم اگر داشتم این افکار ساخته نمیشد
و من دنبال جلب توجه بودم اگر دنبال کار خیر و خوبی و کمک بودم که نیاز به فکرهای سریالی نداشت تا ذهنم آروم کنم بهش خوراک بدم من دنبال دیده شدن و پرکردن کمبودهام هستم وگر نه هزاران راه کمک کردن در خلوت هستش و این کمبود اعتماد بنفس و احساس ارزشمندی میاد من میخوام در نظر دیگران خودم رو ارزشمند نشان بدم و نظر دیگران برام مهمه
و باور اینکه پول خوب نیست پاک نیست دارم با معامله کردن با خداوند و پاک کردن احساس گناه های گذشته خودم رو خوب جلو بدم و کلاه سر خدا بذرام و بازهم باور ندارم خداوند همه هستی و همه وجوده و انسان نیست .
خیلی ممنون استاد عزیز از راهنمایی ها و کمک به خودشناسی که به ما میکنی سالم و شاد باشین .
به نام خداوند وهاب، بخشاینده بی حساب
درود و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و شما دوستان سایت بینظیر عباسمنش
طبق آیه 186 سوره بقره، خداوند به پیامبر گفت هنگامیکه بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو نزدیکم و دعای دعا کننده را همواره اجابت میکنم هنگامی که مرا میخواند.
اگه این آیه رو واقعا باور کنیم نتیجه ش میشه اینکه
اول باور میکنیم که خداوند نزدیک است و باور به خدا رو در خودمون ایجاد میکنیم و دیگه رو به آسمون با حال خراب و گریه درخواست نمیکنیم
دوم اینکه همواره به خدا درخواست میدیم و منتظر اجابت میشیم.
حالا اگه خواسته من این باشه که شخص دیگه ای رو با اون خواسته خودم راضی کنم، تا خدا به من هم بده
درواقع
– دارم فرکانس احساس بی لیاقتی رو ناخودآگاه ارسال میکنم.
– اگه بخوام برای خودم خواسته ای داشته باشم که مقداری از اون رو به هرکسی ببخشم، نیت بخشیدن من با معامله کردن و شرط گذاشتن، احساس خوب ایجاد نمیکنه.
– یعنی باور به فراوانی نعمتهای خدا رو زیر سوال میبرم و ناخودآگاه مقایسه میکنم که فلان بنده هم باید بهش یه چیزی از طرف من برسه و
– عدل خداوند زیر سوال میره چراکه هر کسی در جای درست خودش قرار داره و هرکسی میتونه درخواست بده تا اجابت بشه
– یعنی هرکسی باید خودش بخواهد تا بهش داده شود.
– من مسئول کسی نیستم من فقط مسئول زندگی خودم هستم
– همچنین احساس دلسوزی رو هم ناخودآگاه در ما فعال میکنه.
ممنونم از استاد عباسمنش عزیزم که در هر زمینه ای بهترین الگو برای هر فردی در جهان است
هم در زمینه سلامتی، هم ثروت و هم روابط هم توحید هم سبک زندگی
بابت این آگاهی ناب که در نشانه امروز من بود سپاسگزارم.
به نام خدایی که منو به این مسیر زیبا و الهی هدایت کرد و شکرگزار خداوند هستم
عرض سلام و درود بیکران دارم خدمت استاد عزیز
و تمام دوستان هم فرکانسی
اولین موضوع و ترمزی که با این سوال مطرح میشه و به ذهن هر فردی که قوانین الهی رو درک میکنه میرسه
احساس عدم لیاقت هست
اینکه من لیاقت داشتن ثروت و نعمت رو ندارم و همیشه منتظرم خدایی که خودش منبع اصلی نعمت هست از یه جایی یه پولی برام بفرسته و بعد من بیام و به بنده هاش کمک کنم در صورتی که خود خدا بهتر از من میتونه به بنده هاش کمک کنه و هر فردی به قول استاد هر جایی که هست سر جای درست خودش هست با توجه به باورهایی که داره
و این ذهنیت و باور که اگر خدا کمکم کنه و ثروت بهم بده بدون هیچ حرکتی و من از اون ثروت میبخشم مغایر با قوانین الهی هست
چون خداوند میفرماید
از تو حرکت از من برکت
تو کارهای سمت خودت رو انجام بده منم کار خودم رو انجام میدم و با باورهایی که داری نتیجه همون رو میبینی
و خداوند بما قدرت خلق کنندگی داده
ثروتی که ما خلق میکنیم بخشیدنش لذت بخشه چون زحمت کشیدیم ،باورش رو ساختیم و خدا بهمون داده و خدا رو هم شریک قرار دادیم و حرکت ما برکت خدا رو بهمراه داره
اما باد آورده رو باد میبره
چیزی که براش زحمت نکشی و باورش نداشته باشی اگر هم بدست بیاد
در راه خیر و بخشش هم صرف نمیشه
خدارو شکر میکنم با وجود استاد عزیز و این آگاهی های ارزشمند هر روز مسیر رسیدن بخدا رو بیشتر درک میکنم و مسیر زندگی من و هزاران هزار نفر هر لحظه چرخش روان و روانتر میچرخه
آرزوی سلامتی ،شادی ،ثروت ،سعادتمندی در دنیا و آخرت دارم برای همه دوستان و استاد عزیز
سلام خدمت استاد خوب مان و گروه محترم
یکی از ترمز های من نسبت به برکات خدا اینه که اگه کم باشه اونو مهم نمی دونم و با خودم میگم که این پول کمیه و به جای شکر گذاری در فرکانس پایین فقر کمبود می مانم و حرکت نمی کنم در صورتی که من اگه پشتکار ونظم بیشتری می داشتم و پولهای کم خود را کم ارزش نمی دانستم رفته رفته برای من بیشتر میشد و پول پول میآورد برای من پس نتیجه میگیرم که برای پول خود ارزش قائل شوم و اینکه با نظر سید مجتبی آیت کاملا موافقم در این زمینه
امشب شب لیله الرغائب هم هست اول برای خودم آرزو می کنم که خیلی خیلی ثروتمند شوم بعد برای ملت ایران و افغانستان که در شادی و سلامتی باشند واقتصاد رو به بهبودی داشته باشند الهی آمین
اوست نشسته در نظر من بکجا نظر کنم
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد گرانقدر و تمام خوبان اهل این سایت خاص .
متاسفانه این دیدگاه در اکثر ما ادمهایی که با مذهب بزرگ وعجین شدیم است چرا که برای ما این باور درست شده که ثروت بد است و شما را از خدا بیخبر و جهنمی میکند در نتیجه ما که بدلیل ذات انسانی مان که از نور خداوند است گرایش خاص و عجیب به نور و تمام زیبایی ها داریم که ثروت هم جزو انهاست در جهت قانع کردن ذهنمان در مقابل این باورهای نادرست به خودمان میگفتیم ثروت را میخواهم که به بقیه کمک کنم انگار خداوند بندگانش را رها کرده تا ما از راه برسیم و با ثروتی که منبع اش خود خداست به انها کمک کنیم.حال انکه کمک کردن پس از ساختن ثروت و در جهت رسیدن خیر و برکت ان بخودمان است نه با چنین تفکر سخیفی که وهابیت خداوند را بگونه ای ببیند که قبل ساختن ثروت بگوید اگر عطا کنی منم میبخشم ( معاملات دنیای انسانی ). چه تفکرات خنده داری داشتیم بزرگی خداوند و فراوانی جهان را نمیدیدم و با دیدگاهی احساسی چنین تفکراتی را میساختیم گویی احساس میکردیم اگر ثروتمند شویم مرتکب گناه شده ایم چون دیگران بثروت دست نیافته اند پس با این تفکرات از میزان عذاب وجدانمان کم کنیم بدون اینکه ذره ای تفکر کنیم که خدای همه ما یکی است و خدای که رحمت به بندگان را برخودش واجب کرده به همه به یک اندازه نزدیک است و میتواند به همه به یک اندازه ببخشد مانند اکسیژن که در اختیار همه قرار داده است . اری ما با ترمزهای ذهنی که از جامعه و فرهنگی برمیخیزد که فقر را تحسین میکند براحتی خودمان را از فراوانی ها دور کردیم و الحمدلله که خداوند ما را لایق دانست و برگزید و با اشنایی با استاد بر علمان افزود و اگاهی ها و دنیای جدیدی را پیش رویمان گشود . همین که متوجه شدیم جهان قوانین ثابتی دارد و براحتی میتوانی خلق کنی میخواهی و میشود همین که فهمیدیم باورها و ترمزها را تمام اینها از فضل خداوند بماست « یامن یعطی الکثیر بالقلیل ».
ومن الله توفیق
سلام استاد عزیز
خدمت شما عرض کنم این سوال میخواد به من این بفهمونه که عارف اول این که برکت و نعمت خدا بی انتهاست و برای همه هست و هرکس جایگاه خودشو داره و من بنده هستم وباید بندگی کنم وکاری به کاردیگران نداشته باشم یه مسعله ی دیگه هم که من باوردارم این است که برای هرکسی دلسوزی کنم ازهمون چیزیا مسعله رو خودم جزب میکنم تو زندگیم واین که هرکسی طبق فرکانس وداده هایی که به جهان میده از همون دریافت میکنه پس نیازی نیست من کاری بکنم و یکی هم نشون میده که افکارکمبود باز هم دروجود من هست پس نمیتونم پولداربشم وبه اون ثروتی که میخوام برسم و یه نکته مهم این است که وقتی خودم نیاز مند هستم چطور میتونم برای کسانی دیگر کاری انجام دهم وخودم رامستحق اون پول نمیدانم که برای دیگران میخوام خدایا شکرت بابت این که اینجا هستم و این اگاهی رو به من دادی ممنون
به نام خداوندبخشنده و مهربان
نشانه امروز من :
سلام و عرض ادب خدمت دوستان گلم
بزرگترین باور مخرب وترمزی که در این گونه درخواست دادن ما به خداوند برای دریافت پول ونعمت به این شکل که اگه به من پول زیاد بدی قول میدم آدم خوبی باشم وخیر و بخش کنم و کمک کنم به نیازمندان و پدر ومادرم وغیره…وجود داره
باور احساس عدم لیاقت است.
یعنی چی ؟
یعنی من همینجوری که لیاقت دریافت نعمت وثروت و ندارم ، باید حتما یه کاری انجام بدم در این مثال ، کمک کنم به دیگران تا لایق دریافت نعمت شوم .
حالا چه اتفاقی داره میوفته در فرکانسهای ما؟
وقتی که ما در ناخودآگاه خود و باورهایی که از قبل در ذهنمون شکل گرفته و باور کرده ایم که اگه میخای آدم خوبی باشی باید حتما یه خیروبخشی بکنی یه نیازمندیا فقیریو روزی بدی یا یه کار خوبی انجام بدی تا از طرف خداوند نعمت دریافت کنی این باور مخرب همیشه مارو در یک احساس بد واحساس این که من آدم به درد بخور و مفیدی نیستم نگه میداره و طبق قانون بدون تغییر خداوند احساس بد باعث دریافت نعمت وبرکت واتفاقات خوب نمیشه ، بلکه باعث دریافت رنج بیشتر مریضی و فقر و هزار کمبود دیگه و اتفاقات بد بیشتری خواهد شد.
درصورتی که ما همینجوری و بدون هیچ دلیلی لایق دریافت نعمت و فراوانی هستیم چون انسان آفریده شده ایم ، وانسان اشرف مخلوقات خداوند شناخته شده است ، اصلا چون لیاقتشو داشتیم خداوند به ما قدرت خلق کنندگی داده ، و گر نه خداوند میتونست ما رو حیوان یا هر چیز دیگه ای خلق کنه که هیچ قدرتی در خلق شرایط خواسته های خود نداشته باشیم و فقط از غریزه استفاده کنیم.
بنابراین ما موجوداتی فرکانسی با قدرت خلق کنندگی از جنس قدرت خود خداوند هستیم و همین که پا به این کره خاکی گذاشته ایم بزرگترین دلیل بر لیاقت وارزش بی نهایت ما است.
هر چه قدر ما این احساس لیاقت و ارزشمندی رو بتونیم بیشتر در وجودمون پیدا کنیم و باورش کنیم نعمتها وبرکات بیشتری دریافت مینماییم ، چرا ؟
چون وقتی من احساس ارزشمندی در وجودم شعله ور شود و خودمو انسان لایق و قدرتمندی بدونم به احساس خوب بیشتری میرسم و طبق قانون بدون تغییر خداوند احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب و دریافت نعمتهای بیشتر..
از خداوند متعال میخواهم که همواره درک و فهم مارا نسبت و قوانین کیهانی و موجودیت خودمان افزایش دهد.
خداوندا بینهایت سپاسگزارم توهستم به خاطر بودن در این فضای بینظیر و خدایی..
به امید دیدار شما استاد عزیز…
به نام خدا
چند باور مخرب میتونه این باشه که اول از همه من لیاقت داشتن ثروت را ندارم و اگر خداوند به من ثروتی بدهد من باید آن را با فقیران یا بقیه شریک شوم و این خودش نوعی ارسال فرکانس به سمت فقر است. و اینکه خداوند قوانین را برای جهان قرار داده و طبق آن قوانین به هر چیز توجه کنی از همان چیز وارد زندگی ات میشود و خداوند انسان نیست که از او خواسته ای را در قبال انجام کاری بخواهی یعنی اینکه من احساس لیاقت داشتن ثروت را ندارم و باید آن را با دیگران شریک شوم . بعد هم اینکه من نمیتونم زندگی دیگران را تغییر بدهم؛ کسی که دارد فرکانس فقر و کمبود را ارسال میکند من نمیتوانم تغییری در زندگی او ایجاد کنم و اگر هم من به شخصی کمک میکنم برای این است که به خودم کمک کرده باشم و کمک من به ان فرد میتواند برای او خوب باشد یا حتی با آن خلاف کند ولی من برای اینکه باور دارم جهان پر از فراوانی است و کمک ها به سوی خودم بر می گردد بنابراین کمک میکنم. یا این خودش باوری محدود کننده است که من زمانی ثروت را دریافت میکنم که در قبال آن کاری را انجام دهم و در غیر این صورت من لیاقت ثروت را ندارم.
سلام استاد عزیز و مریم خانم گل
برا سوالی که فرمودید
اینه که ما خودمون رو لایق ثروت نمی دونیم ومیخوایم از خدایی که مثل خودمون میدونیم یعنی یه انسان بخواهیم که بهمون پول بده واکه این لطف را در حقمون انجام بده ما میریم کارهای خیر انجام میدهیم وهم خودمون خوب میشیم هم پولش هدر نمیره که تنها صرف من بشه
هم اون کار بدی نکرده که بهمون پول داده
یعنی ما خدا رو هم مثل خودمون شاید ببینیم
که میبینیم با این باورها
و اینکه یه اتفاق الان سالهاست برام میافتاد اینکه هر وقت میگفتم که پول میخوام پولی نیومد یه بار یادمه اونقدر توبدهی فرو رفتیم که گفتم تا پول دستم نیاد دیگه هیچ کاری نمیکنم اون موقع خونه داشتیم درست میکردیم وقتی این نیت رو کردم تا هفت سال یه آجر هم رو هم نذاشتیم آخرش اونقدر ناراحت شدم که گفتم این جوری نمیشه
جرات خدا بهم داد همه کار رو تو شاید دوماه امام دادیم با اون موقع 15میلیون بدهی یعنی خونمون تکمیل شد
تو کل زندگیم اگه پول بخوام نمیاد واکه بیاد هم زود میره واصلا چیزی که میخوام نصیبم نمیشد
ولی اگه وسیله ای یا کاری از خدا میخواستم میشد
مثل اینکه خدای من میگفت پول بهت نمی دم چون کثیفه ولی اگه چیزی بخوای یا کاری بخوای بهت میدم
با بدهی یعنی اگه 200میلیون هم پول دستم نیومد صرف بدهی میشد اگه چیزی هم نمیخریدم همسرم اونقدر بیکار بود که اجاره وقسط های بانکی در جا میخوردن
یادم اومد که وقتی بچه بودم تو یه روز سرد زمستونی کوهستانی پدرم از سر کار برگشته بود یعنی مغازه ی آهنگریش دستانش از سردی میلرزید رفتم که سر دستش آب بریزم حالم بد شد گفتم بابا چرا رفتی بیرون تواین هوا
گفتش باید خرج خونمون در بیارم یا نه اگه سرکار نرم چطور شکم شما رو سیر کنم تا گرسنه مونید
بعدش همینطور که دستای در چرکش رو میشست میگفت پول مثل همین چرک دستمه ببین نمیمونه میره و
همیشه هم از آدم هایی داستان میگفت که پولدار و ثروتمند بودند وآدم های بسیار کثیفی بودن
ویا فقیر بودن که با ثروتمند شدنشون آدمهای بدی شدن و خدارو فراموش کردن
واین شستن دستش نماد این برام بود که از این آلودگی یعنی پول رها میشه بعد پول درآوردن
وای خداااااا
من این همه سال دست به ده تا کار دست زدم تا بیام ازش نفع ببرم کلا نابود شد
و حد خودم ورشکسته شدم
از باغداری تا دامداری تا خیاطی آرایشگری
جالبه که مهارتی که درون ها پیدا کردم اصلا برام مهم نبود فقط میخواستم پولدار شویم واز این فقر آزاد
الان به این باور رسیدم که باورهای پدرم که عاشقش بودم در وجودم ریشه زد و زندگیم با نشستن همین ریشه ها در وجودم به بار نشست و این میوه ها به ثمر رسید
فقر نداری بدهی
البته با دست و پا زدن روی ذهنم این چند سال زندگیم کمی بهتر شد ولی باز هم فکر میکنم در حدی که به خواسته های کوچیکم برسم دغدغه های زندگی ولی نشد که خواسته های بزرگم برام تجلی پیدا کنن
من کار کردنم را کنار گذاشتم والان که همسرم کار میکند در همین حد هست که لنگ نمانیم
این ثمره ی باوری که از پدرم گرفتم و هیچ وقت نشد تا به این حد روش کار کنم و همیشه این خاطره ت.ذهنم بود ولی خیلی ریز تکرار میشد که نه صداش به گوشم برسه نه حتی ببینمش ولی بود
مثل راه رفتن مورچه ای در تاریکی شب روی سنگ بزرگ
راستی دیشب که همینطور از خدا میپرسیدم که چه ترمز یا باوری نسبت به پول دارم هیچی به ذهنم نیومد
تا اینکه
خواب دیدم که از خونه هایی اتاقک مانند چوبی رد میشم که همه بسیار پوسیده بودن ومن هر بار که رد میشدم از سرشون گام برمی داشتم فرو میریخت مثل یه پل بودن برا عبورم وخیل راحت عبور کردم اونجا انگار پدرم هم ناظر بود یعنی نگاهم میکرد
از خدای مهربونم که همیشه هدایتم کرده واز
شما استاد عزیز که واقعا صداقت گفته هاتون تو دلمون میشینه وبا روحمون عجین میشه و دوستانیکه واقعا وقت میزارن و تجربه ها ودیدگاهشون رو به اشتراک گذاری میکنند واقعا ممنونم که کمک کردین به یکی از باور های مخرب دسترسی پیدا کنم وانشالله حلش کنم ممنونم
من تازه وارد سایت شدم و همیشه سرسری نگاه میکردم و رد میشدم ولی وقتی استاد گفتن که باید دست به عمل بزنیم ایمیلم رو درست کردم والان عضو سایت هستم و میتونم در کنار شما باشم ممنونم که کنار بزرگانی هستم که در راه شناخت خود وخدای خودشون هستند تا رشد کنن و مثل خدای خود خالق زیبایی ها بشن
راستی دیشب که همینطور از خدا میپرسیدم که چه ترمز یا باوری دارم نسبت به پول دارم هیچی به ذهنم نیومد
تا اینکه
خواب دیدم که از خونه هایی اتاقک مانند چوبی رد میشم که همه بسیار پوسیده بودن ومن هر بار که رد میشدم از سرشون گام برمی داشتم فرو میریخت مثل یه پل بودن برا عبورم وخیل راحت عبور کردم اونجا انگار پدرم هم ناظر بود یعنی نگاهم میکرد
سلام خدمت استاد عزیزم وخانم گلشون
پنجشنبه شب بخوابی بسرم زده بود گفتم که برم توی سایت سربزنم ویک فایل گوش بدم تز خدا هدایت خواستم وتومد واردسایت شدم و گفتم بروم یک قسمت سفرنامه ببنم که گوزینه کلیدها جلوی چشمم برق زد
واردقسمت کلیدها شدم وهمین جورکه می گشتم که چه فایلی رو نگاه کنم رسیدم به این قسمت و بادیدن این سه تا قسمت و خواندن پاسج دادن دوستان به این فایلها دیدم به خودم گفتم که حامدجان تودرهمان خم یک گوچه ای چون من یکی از هدفهام این است یگ کیا اسپورتز بخرم واز خدا خواستم تا هدایتم کنه ودر انجا من را هدایت کرد تابفهمم که ایراد ازکوجاست که به خواست نمی رسی اینجابود که من فهمیدم که چه باور مخربی دارم واز روزکه شروع کردم به خواندن کامنتهای بچه ها توی پاسخ به این سوال استاد ودیدن باورهای مخرب خودم شنبه که داشتم مرفتم سرکار دوتا ماشین کیا اسپوتز سرراهم سبز شد وازته دل خدارا شکرکردم وبخودم کفتم که حامدجا ن داری مری توی فرکانسش واینها هم نشونش است ممنون وسپاس گذارم از استاد وهمه دوستان گلم که انقدر اگاهی هاشون رو توی کامت های سایت می گذارند
درمورد به پاسخ به این سوال من با خوندن پاسخ دادن بجه ها به این سوال وطی اموزش های استاد در دوره عشق ومودت
فهمیدم که همه چیز توی جهان هستی خودخواهانه است ومن درهمه چیز مقدمتر هستم چه در ربابط چه در سروت
بقول دوستی که می گفت اگر گوزه پراب باشه بل اخره یک نمی پس مده
خیلی خیلی سپاس کذارم وبه رسم اموزشهای استاد درپناه الله شاد خورم ثروتمند
وسعادتمنددر پناه الله یکتا باشید
سلام استاد عزیز و خانم شایسته گل
من هر روز یک صفحه از کامنت های دوستان خوبم رو میخونم چون وقتی این فایل رو دیدم فهمیدم بزرگترین ترمز من جواب همین سوال استفاده که اینقدر پاشنه آشیل برام بود تا نظرات دوستان نخوندم کامل متوجه نشدم
این فایل نشانه من بود من 6 ساله تو یه حرفه تلاش میکنم واقعا هم پیشرفت های خوبی داشتم و حتی در بعضی از آزمون ها بین 82 هزار نفر در دنیا 135 هم شدم این شغل من خیلی پولسازه خیلی زیاد ولی من به جایگاهی که میخواستم و پولی که دلم میخواد نرسیدم
به امید خداوند حتما بعداز کار کردن روی این ترمز میرسم چون دارم نشانه هاش میبینم
جواب سوال که از دوستان یاد گرفتم و درخودم جستجو کردم دیدم کاملا درسته پایین مینویسم
برا من این ترمز اینقدر بزرگ بود که داخل افکار هر روزم و بعداز دیدن نتایج کوچک موفقیتم با خودم میگفتم یا رویاپردازی و خیالبافی میکردم وقتی پولدار شدم به دوستان خانواده ام کمک میکنم حتی به مدل کمک کردن و چیزهای هم که براشون میخریدم فکر میکردم هر کس جدا افکار کمک به هرکس جدا
حتی این افکار بعضی وقتها اینقدر بزرگ میشد دلم میخواستم مشکل همه مردم شهرم حتی کشورم تغییر بدم و یک کارآفرین بزرگ بشم و این افکار به من حس خوب نمیداد خسته کننده میشد چون مثل نجوا ادامه دار بود و بزرگ و بزرگتر میشد مثل یه آلودگی و یک سرطان خسته میشدم از اونها از حرفهای استاد متوجه شدم وقتی احساس بد میگیرم یعنی اون کاری که دارم انجام میدم اشتباهه
و متوجه شدم اولین باور اشتباه من باور کمبوده ثروت کمه و من باید از اونی که خدا بهم میده ببخشم و جای خداوند تصمیم بگیرم و به این ترمز شرک هم اضافه میکردم
و از ته قلبم باور ندارم هرکس مسول نتایج خودشه و همه به یک اندازه به خداوند نزدیک هستن و هرکس جواب فرکانس های خودش میگیره و 100درصد خلق زندگی ما دست خودمون هست من این موارد از ته قلب باور ندارم اگر داشتم این افکار ساخته نمیشد
و من دنبال جلب توجه بودم اگر دنبال کار خیر و خوبی و کمک بودم که نیاز به فکرهای سریالی نداشت تا ذهنم آروم کنم بهش خوراک بدم من دنبال دیده شدن و پرکردن کمبودهام هستم وگر نه هزاران راه کمک کردن در خلوت هستش و این کمبود اعتماد بنفس و احساس ارزشمندی میاد من میخوام در نظر دیگران خودم رو ارزشمند نشان بدم و نظر دیگران برام مهمه
و باور اینکه پول خوب نیست پاک نیست دارم با معامله کردن با خداوند و پاک کردن احساس گناه های گذشته خودم رو خوب جلو بدم و کلاه سر خدا بذرام و بازهم باور ندارم خداوند همه هستی و همه وجوده و انسان نیست .
خیلی ممنون استاد عزیز از راهنمایی ها و کمک به خودشناسی که به ما میکنی سالم و شاد باشین .