شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 301


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رکسانا گفته:
    مدت عضویت: 2411 روز

    سلام استاد عزیز

    کد مخربش این ک من لایق ثروت ک نیستم تو پول بده حالا نصفشم بدم به بقیه

    من خودم همین طوری بودم چندسال پیش

    یا بدتر از اون میگفتم اگ جنبه پول دارم پول بده

    ولی این فایل چندسال پیش از شما گوش گردم

    یکم رو این‌باور کار کردم

    جایگزین کردم باور این رو‌ک‌من لایق ثروتم

    اصلا ازادی مالی میخوام هرچی میخوام بخرم چون حال کنم لذت ببرم عشق کنم

    خلاصه بعد 3 سال زندگی مالی من زیر رو‌شد

    اصلا اطرافیانم باورشون نمیشه من چقد مالی تغییر کردم

    تو چندتا فایل گفتم از کارکردن برا دیگران با حقوق حدود 3 تومان بعد 3 سال هزاران برابر خدا نعمت ثروت وارد زندگیم کرد خونه ماشین شرکت خودم طلا و….

    خداروشکر واقعا سپاس از شما استاد عزیزو خدای خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    آرزو رضائیان گفته:
    مدت عضویت: 1101 روز

    به نام خدای هدایتگر

    گام 100 روزشمار

    اگه بخوام درک خودم رو از این سوال بنویسم اینطور میگم که اولین چیزی که توی ذهن من ایجاد میشه احساس گناهه اینکه احساس گناه نسبت به اینکه فرد داره و بقیه ندارند پس فرد میا یه حرکتی انجام میده یه کاری انجام میده که با اون کار این عذاب وجدانش برای به دست آوردن ثروت و این عذاب وجدان ثروتمند شدن را از خودش دور کنه چون وجود یه عذاب وجدانی درونش ایجاد میشه که اگه به فلان ثروت برسم باید یه جوری این عذاب وجدان را پاک کنم و کاری که انجام میدم اینه که میام از این ثروت برای کارهای خیر استفاده کنم تا اون احساس گناه خودم نسبت به ثروتمند شدن و بهتر شدن اوضاعم رو تقلیل بدم و ظلمی که به بقیه میکنم بخاطر ثروتمند شدنم رو رفع سوء اثر کنم در حالی که آیا من زمانی که توی آزمونی یه نمره‌ای می‌گیرم و نمره بسیار خوبیه و رتبه بسیار خوبیه آیا میام به حال اونایی که این رتبه رو ندارند دل می‌سوزونم و میگم که بیا این رتبه من مال شما اون نتیجه تلاش منه اون نتیجه پشتکار و عمل کردن من بوده و اگه اونم همینطور عمل کنه دسترسی داره یه جورایی نفهمیدن این قانون که همه ما به یک اندازه به نعمت های الهی دسترسی داریم (یه ترمز سخت تو ذهن من)

    دوم به نظر من یه جورایی از این دید ثروت کثیف دیده می‌شه یعنی این دیدگاه وجود داره که ثروت که یه چیز چرک و کثیف و خیلی دوست نداشتنیه اما به خاطر اینکه من این چیز کثیف رو می‌خوام به دست بیارم میام با کمک کردن و کار خیر این ثروت رو تطهیر می‌کنم

    مورد بعدی که به ذهن من می‌رسه اینه که اون فرد با خودش میگه که خب من که لیاقتشو ندارم من که اصلاً ارزش اینو ندارم که این همه ثروت داشته باشم اما حالا اگر دری به تخته‌ای خورد و خدا این همه ثروت رو به من داد من برای اینکه نشون بدم که لایقم و ارزششو دارم این کار خیرو انجام میدم تا لیاقت و ارزشش رو به دست بیارم

    حالت معامله داره یعنی اینکه من که لیاقت ندارم که بی قید و شرط از تمام نعمت‌ها و ثروت‌های روی زمین استفاده کنم یه جورایی داره میگه من که لایق این نیستم که بدون اینکه کاری انجام بدم از روزی بیه غیر حساب خداوند استفاده کنم اما میام این رشوه رو میدم که با این رشوه من بتونم بلیط لیاقت استفاده از نعمت‌ها را به دست بیارم

    یه جورایی همشون هم من دارم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 546 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار تحول زندگی من روز 100

    سلام به همه‌ی دوستان عزیز

    در مورد این فایل من خیلی از کامنت های دوستان را مطالعه کردم و خیلی جواب های خوبی داده بودن واقعا این آگاهی ها همه جا پیدا نمیشه خیلی آگاهی ها ی نابی داره خیلی چیزها یاد گرفتم اعم از

    1 ما خودمان را لایق دریافت بینهایت ثروت نمی‌بینیم

    2 باور کمبود داریم که داریم به فقرا فکر میکنیم هرکس نتیجه افکار خودش را میبینه و ما دخالتی تو سرنوشت کسی نداریم

    و این ترمز های مخفی هست که ما تو ذهنمون داریم و خیلی باید رو خودمان کار کنیم تا بتونیم ترمز های ذهنمون را شناسایی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    طاهره گفته:
    مدت عضویت: 642 روز

    سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی

    من این فایل رو چند وقته پیش گوش کردم و همون ابتدا متوجه این ترمز وحشتناک توی خودم شدم و گفتم ای وااای پس من اینهمه سال چنین ترمزی داشتم که ثروت نیومده تو زندگیم اونجوری که دلم میخواد..

    و تمام این روزها این صفحه باز بوده و کللی از کامنتهای عالیه دوستان رو خوندم الان تصمیم گرفتم بنویسم متاسفانه منم مثل خیلیا درگیر این ترمز بودم که خدایا به من بده برای مامانم اینکارو کنم فلان کار خیر انجام بدم و ..تمام این سالها آرزوم بوده اونقدر ثروتمند بشم که مامانم هر چی بخواد براش انجام بدم چون ایشون قهرمان زندگیه منه تمام عمرش برای بچه هاش جان فشانی کرده به تنهایی پس من باید الان جبران کنم..غافل از اینکه مسیر رو دارم اشتباه میرم..تمام سعیم رو کردم تا حالا هر چی در توانم بوده انجام بدم اما متاسفانه هنوز راضی نیستم تا اینکه این نکته رو فهمیدم..هر چند خیلی سخت بود اما دارم با خودم تکرار میکنم این من نیستم که باید برای مامانم کاری کنم بلکه مامانم باید خودش بخواد از خدا..ایشون اگه بخواد قطعا درهایی براش باز میشه..

    این دلسوزی من کار رو خراب کرده برای ورود ثروت زیاد به زندگیم..

    طبق نظرات دوستان منم عدم احساس لیاقت رو موافقم..

    باور کمبود..ناجی گری..دیگران رو الویت دادن به خودم..در واقع دگردوستی به جای خود دوستی..

    اول از همه هر چیزی رو باید برای رفاه و لذت خودم بخوام تا بتونم به دیگران هم انتقال بدم..باید بدست بیارم تا بتونم ازش بگذرم به قول استاد..

    به نظر میاد این یه جور خودخواهیه..اینو جامعه به ما تزریق کرده از بچگی..ورودیهای نامناسب..

    اما اینطور نیست ظاهرا استاد عزیز نتایج زندگیش داره اینو میگه چیزی که از قانون جهان کشف کردن به ما آگاهی میدن سپاسگزارم وجود شما هستم..

    امیدوارم یه روزی بیام و دوباره اینجا بنویسم و این بار از باز شدن قفلهای مالی بگم..

    از فروش زیاد محصولاتم بگم..از تمام مهارتهایی که دارم و هنوز آنقدر پول نساختم ازشون بگم که چطوری خدا کمکم کرده..

    خدا جونم مررسی که این آگاهیها رو وارد زندگی و قلبم کردی..دوستتون دارم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2310 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درودو عشق به هم سفرای این دوره بینظیر

    این سایتی که بینهایت در راه مستقیم و راست است

    این فایل در مورددوره کشف قوانین زندگیه و در اون دوره خیلی باز استاد ترمزهای مخرب ذهنی رو برامون شناسایی میکنه

    و حالا اینجا هم میخوام ترمزای حال حاضر ذهنمو در مورد ثروت شناسایی کنم

    یکی از اون ترمزایی که دارم اینه که اگه من ثروتمند بشم افراد نزدیک دوستام ازم سو استفاده میکنن

    یا به قول معروف توی مسافرت ها و هرچیزی دستشون توی جیبشون نمیره

    یکی دیگه این که اگه من پولدار بشم انتطارات از من بالا میره از پدرم مادرم و اطرافیانم

    یا اگه من ثروتمند بشم افراد فقیر حسرت داشته های منو میخورن

    اخ اخ چقدر ترمزای مخرب تو لایه لایه های باورهام ریشه دوونده

    اینکه من چجوری میتونم خونه دار بشم با این درامد وقتی اینهمه گرونی وجود داره

    و مهمترین باوری که توی ذهنم سالهاست دارم باهاش میجنگم و مقابله میکنم تا تغیرش بدم باور فراوانیه

    من هنوز باور نکردم که هرچقدر من خرج کنم خدا 10ها برابرشو بهم برمیگردونه و همش نگران تموم شدنشم نکنه این درامد موقتی باشه یا این درامدی که این ماه خوب بوده شانسی باشه

    و اینم بگم ماه پیش ابان ماه

    به همراه همسرم تونستیم درامدمون رو به بالای 100میلیون برسونیم

    همشم طبق قوانین بود که پیش رفتیم

    اما قانون چی میگه:

    به لطف الله مهربون خداوند تو زندگیم همسری رو سر راهم قرار داده که به این قوانین اگاهه و داره رو خودش کار میکنه

    من با همین فرمون که تونستم درامدمو چند برابر بکنم با همین راه میتونم بازم این درامد رو میتونم دو برابر بکنم

    چون قانون ثابته

    چون هرگاه ما عمل کردیم پاسخ داده

    واقعا نباید بزاریم شرایط خیلی اسون پیش بره

    باید همش خودمون رو به چالش بکشیم

    باید خودمونو بیشتر در معرض این اگاهی ها قرار بدیم

    باید بیشتر کنکاش کنیم تو خودمون تا ریشه این باورهای محدود کنندرو پیدا کنیم

    و بجاش باورهای نامحدود الهی قرار بدیم

    از خدا میخوام قدرتی بهمون بده تا اشتیاقی عالی تو وجودمون قرار بده

    تا بهمیم اوضاع همینجور که هست قرار نیست بمونه

    با تغییر فکر کردنت

    دنیای اطرافتم تغییر میکنه

    به شرط ایمان به غیب

    یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً

    آن روز، شفاعتِ کسی سودی ندارد، مگر آن‌که خدای رحمان به او اجازه بدهد و حرفش را تأیید کند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام

    اگه بخوام در مورد ترمزها بگم چقد زیاده واقعااا.

    در مورد ثروت ( مخصوصا ) چه باورهایی در من نهادینه شد.

    البته الان در مسیر تغییر باورم خدارو شکر.

    اول اینکه من خودم خالق زندگیم هستم الان نه تنها باور بلکه ایمان دارم .

    در مرحله اول یعنی دارم با خدا معامله میکنم و خودم رو لایق نعمت و فراوانی نمیبینم ، اینطوری انگار میخوام از خدا باج بگیرم ( البته اگه درست بگم )

    و اینکه به عدالت خدا شک دارم که من میتونم به افراد که نیازمند هستن کمک کنم ولی باید بدونم عدالت خدااا درسته و هر کسی سر جای خودشه و به من ربطی نداره دلسوزی کنم.

    زمانی بهتره ببخشم که خودم اینقدر ثروت دارم که با بخشیدن اون تغییری در من ایجاد نشه و ضرری به من وارد نشه .

    وقتی کامنت ها رو میخوندم

    کامنت یکی از دوستان : اگر کسى در کنکور قبول شه نمیاد رتبه شو به کس دیکَرى بده و خودش نره دانشگاه. ما نیز باید در تمام ابعاد زندگی این گونه فکر کنیم که اگر خدا به ما لطفى مى کنه به خاطر افکار و باورها و ایمانمان خودمان و آن دست که به ما ثروت را می دهد دستى است از دستان خداوند واین براى هر کس که باور درست داشته باشد اتفاق مى افتد وحتما نباید ما آن نعمت را با دیگران شریک شویم تاخدا به ما بدهد.

    چقد درک این موضوع رو بهتر برای من باز کرد.

    یا کامنت دیگه ای : تابه این دنیا ارزش اضافه نکنى و در مسیر رسالتت قدم برندارى تا چیزی به دنیا اضافه نکنى دنیا هم چیزی بهت اضافه نمی کنه .

    میشه گفت ، ساختن باورهای درست ، ثروتمند شدن چون خدا خوب زندگی کردن رو دوست داره ، شاد بودن چون یکی از صفات خداست ، چون خدا عاشق بنده ای که زندگیش رو عالی بسازه و خوشحال زندگی کنه.

    ( خدایی که از روح خودش بر من دمیده )

    واقعاا ممنونم از این کامنت های زیبااا …

    استاد عزیز

    آموختم که عمیقترین خرد ، شناخت خود است وصمیمى ترین گفت و گو ، نجواى با معبود.

    سپاسکَزارم که چراغ این راه باشکوه را در وجودم افروختید و نشان دادید که هر قدم به سوی خویشتن ، حرکتی است به سوی او.

    ممنون از شما و عزیزدلتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 809 روز

    چقدر جالب

    چقدر خوبه که وقتی میفهمیم که ایراد اصلی را خدا ی من وقتی جواب سوال هام میدی وقتی باهات حرف میزنم انگار یه آدم دیگه ام انگار از حالت خوب و انرژی سطح بالا اشکم هم در میاد ب قول استاد انگار ی دریچه از قلبم باز میشه خدایا شکرت

    من بارها و بارها باید یاد آوری کنم که فقط از خدا بخواهم خدایا شکرت واقعا خدایا سپاس گزارم

    میخواهم اونقدر با خودم تکرار کنم تا بشه یکی از افکارم بشه وجودم خدا جونم کمکم کن تا بتوانم تکرار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 809 روز

    به نام خدا سلام استاد قشنگم داشتم ب سوالات فکر میکردم دیدم خود من هم این طوریه که خدایا اگه من ب این هدفم برسم منم این کار میکنم

    یعنی باز دارم شرک می‌ورزند جالبه از خدا درخواست میکنم بعد دوباره بجای خدا تصمیم میگیرم یعنی قدرت میدهم ب خدا و بخدا میگم خودت منو ب این هدف برسون دوباره میام میگم من میتوانم برای فلانی و فلانی این کار کنم درصورتیکه اگه خدا نخواد این اتفاق من انجام بدم راحت میتوانی نزاره ولی باز سطح فرکانس و انرژی قدرت را ب آدم ها دادم و قدرت ب غیر از خدا پس این نکته مهم

    دیشب برای خدا نوشتم چطوری یا چیکار کنم تا بتوانم از لحاظ مالی پیشرفت کنم

    خواب دیدم و بهم گفته شد چرا از بنده های خدا طلب پول می‌کنی الان که فکر میکنم میبینم مثل ی گدای خیابانی که دم هر ماشینی را میزنم و طلب پول میکنم انگار خود منم

    وقتی خواب ام یادم میاد میگم چرا آرزو خدا خودش میگه چرا از خودم نمی‌خوای تا بهت بدم انگار از بس طلب کردم از شوهرم یا خانواده یا آدم ها یاد گرفتم شده عادتی که سال ها با من بود البته من آدمی هستم که یکبار با دوبار میگم ولی مدام تکرار نمیکنم و استوپ میکنم چون کامل خودم شناختم

    وای چه جوابی دادم کلی نکته داشت

    من هنوز ی ترمز بزرگ تو ذهنم ام چرا از خدا طلب پول نکنم چرا خواسته هام ب خدا نگم

    مثلاً من همیشه به شوهرم میگم پول بده برم مانتو یا شلوار بخرم و جالب این که میگه باشه اما پول نمیده

    خب پس چرا من از خدا نخواهم که بر منت بهم بگه بفرما آرزو تازه با حال خوب بده

    چقدر جالبه من هر سوالی که ازش دارم میپرسم بهم پاسخ میده برای همین تو خواب هم تیز تیزام

    واقعا خدا رو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    منا پورسعیدی گفته:
    مدت عضویت: 1410 روز

    سلام واحترام به استاد عزیزم

    راستش من باورم تا همین نیم ساعت پیش به اجابت از طرف خداوند این بود که حتما باید با خداوند معامله کنی که خواسته ات رو بده مثلا من 2 سال پیش چون پدرم بیمار بود وشفای پدرم رو میخواستم با خدا عهد کردم وبهش گفتم من با حجاب میشم به شرطی که پدرم رو شفا بدی ومن با حجاب شدم ولی پدرم فوت کرد

    والان ن متوجه شدم که برای خواسته هام ن نباید شرط بزاریم ومعامله ای کنیم وبرعکس باید باصراحت تمام وبه قول استاد با پررویی تمام از خداوند بخوایم

    من بزرگترین ترمز ذهنیم برمیگرده به فرهنگی که توش بزرگ شدم ومدام حرفها وصحبتهایی که توش این بوده که تو باید با خدا معامله کنی که خواسته رو اجابت کنه من نباید برای اجابت خواسته ام چیزی رو بیارم وسط وفقط تمرکزم برای خوشحالی وتغییر عالی خودم بعداز رسیدن به خواسته هام باشه

    ومن فکر میکنم این یه جور شرکه اگه خواسته ام رو زنجیر بکنم به چیزهایی دیگه

    وممنونم استاد عزیز که اینقدر اطلاعات عالی میدین وما رو سرشار از آگاهی میکنید واینکه حتما فکر شده کاری انجام بدیم ودنبال خرافات و…..نریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    به نام خدای عشق گفته:
    مدت عضویت: 236 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان

    قبل از خوندن جواب ها میخوام نظر خودم رو کامنت کنم

    به نظر من این مدل ثروت خواستن از خداوند یعنی معامله کردن با خداست یعنی فکر میکنیم خدا ثروت رو به هر کسی بخواد میده و به ثروت و فراوانی خدا باور نداریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: