اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
طبق قوانین جهان هرکس هرجایگاهی که دارد طبق فرکانس هاوانرژی ای که به جهان ارسال میکند است بس هیچ ظلم واختلالی در این جهان نیست ومابااین درخواست این قوانین رازیرسوال میبریم که خدا توبه من ثروت بده من همه چیزرا درست میکنم انگارخداخودش بلدنیست که کارهاومشکلات مردم راحل کندبس مابااین درخواست هم عدل خدارا زیرسوال میبریم هم خدارا ناتوان فرض میکنیم وقدرت را ازخدا میگیریم وبه خود میدیم .وشاید دلیل دیگه ای که داره این باشه که ما میخواییم خودنمایی کنیم وبیش همه خودمون رویک انسان خییرنشون بدیم ولی خودمون نمیدونیم که این خودنمایی دروجودمون هست وبه این وسیله خودمون رو قدرتمند نشون بدیم که من چنان قدرتی دارم که ازثروت مییگذرم ولی نمیدونیم که هرانچه دراسمان وزمین است ازان خداوند ومافقط امانت داریم واینطوری یه جورایی قدرت خودمون روبه رخ خدامیکشیم ودربرابر رب که یگانه قدرت جهان هستی است قدرت نمایی میکنیم وبازهم این همسو باقوانیین جهان نیست بس مابه خواستمون نمیرسیم.دربناه یگانه قدرت جهان باشید
دیشب میخواستم اما دستگاه سایت مشکل تخنیکی داشت بخودم گفتم مهم نیست. جور میشود. خداراشکر جور شد و اینکه خدارا شکر کردم بخاطر آن دستانش که این فضای ماهواره یی را که ما از هر نقطه جهان بتوانیم وصل شویم را اختراع کردند با قابلیت فریکانس و سیگنال که این اصل فریکانس موجود بوده ولی ما خبر نداشتیم چند صد سال پیش از ش کار بگیریم.
چرا ما میخواهم ثروت داشته باشیم، که برای دیگران کمک کنیم ،ساخت مدرسه،موسسه های خیریه …؟؟!
خوب خودم میخواستم که پول و ثروت را فقط برای کمک به دیگران میخواستم چون اصل مقصد کمک به دیگران جلب توجه برای دیگران است خدا میدهد آن ثروت را شاید ولی ثروت چند مدت و اگر واقعا از خدا بخواهیم بنظرم شاید داده شود ولی ماندکار نیست چون مسیر ما اشتباه است.
و آنهایی که اصلا برایش ثروت داده نمیشود با این نوع باور داده نمیشود اینست که به خدا شرط میبندیم همانطوری که همگی گفتن خدا احساساتی عمل نمیکنه!
خداوند سیستم است تا وقتی از خدا بطور همان سیستمی نخواهیم داده نمیشود.
مثلا یک دانشگاه است همه روند کار دانشگاه طبققوانین خاص آن دانشگاه
است خوب شخصی که میخواهد امتحان دهد و در رشته دلخواهش کامیاب شود باید طبقآن امتیاز که آن دانشگاه تعیین کرده باید آن را امتیاز را کسب کند تا در آن رشته تحصیل کند (دانشگاهی باشد که تقلب نباشد، آشنا و غریبه یکی باشد )
این سیستم دانشگاه یا سیستم امتحان کانکور اگر به آن سیستم شرط ببندیم که نمیشود البته هیچ یک از اساتید … به هیچ صورت تخلفقوانین نکند.
در اینجا ما فقطمیدانیم سیستم نمره دهی اینست که اشتباه نمیشود نمره ام خورده نمیشود، و اگربا کسی شرط ببندم هم کسی قبول نمیکند اگراز کسی درخواست نقل کنم هم امکان ندارد در اینجاست که فقط میدانیم سیستم کارش را میکند به هیچ چیزی توجه نمیکند.
اگر هرقدر برای ممتحن بگیمتورا به خدا من فقیر بیچاره هستم من درس هایم را نخوانده ام میشود کمک کنی( باور های درست را در مورد ثروت نساختم)
در اینجا هیچ ممتحن اجازه کمک به این محصل را ندارد چون سیستم است و اگر اینکار شود برخلاف سیستم است برخلاف سیستم کاری انجام شود در آن سیستم اشکالی وجود دارد که در سیستم کیهانی هیچ اشکالی وجود ندارد .
خوب بالاخره هم آدم های ثروتمند، فقیر و متوسط از هر طبقه جامعه وجود دارد در این امتحان در این امتحان تنها کسانی موفق میشون که نه خودرا فریب داده به اینکه از کسی نقل کن(تقلب کند) نه منتظر مدیر یا برگزار کننده امتحان بوده که از او بخواهد که ریسس یا هرچی تورا بخدا من بد بختم ، ببچاره ام اگر موفق نشوم در این امتحان بیچاره میشم نه نه هیچ کدام بجز از کسی که خوب درسهایش را خوانده و آماده کرده بوده خودش را آن افراد موفق میشوند.( باور های درست را در مورد ثروت بسازیم، باور سیستمی بسازیم نه باوری که طرف مقابل احساس دارد از احساس کار میگیرد.
به هر صورت شاید مثالم در مورد این موضوع درست نباشه اما فقط در مورد سیستم بود که سیستمی بودن خدارا بهتر درک کنیم.
از خواندن کمنت ها خیلی لذت بردم واقعا بینظیر بودن جواب ها
و امیدواریم همه ما و خودم به مرحله درک درست و عمل برسیم.
سلام به دوستان و یاران سوار بر سفینه موفقیت و سلام به کاپیتان فوق العاده استاد عزیزم سید حسین عباسمنش
جالبه این جمله رو که شنیدم دیدم خودم و تقریبا 95 درصد آدمای اطرافم بارها از اون استفاده کردیم و خواستیم خدارو امتحان کنیم!!!!! و چقدر باورهای اشتباه ما مخفی و نهانه مثل مخروبه ای که فقط نماش رو درست کردن!!!!
+ جایی از استاد شنیدم پول انسان رو عوض نمیکنه و فقط اون چیزی که هست رو بولدتر و پررنگتر میکنه. خیلی جالبه الان که فکر میکنم میبینم آره ته ذهن خیلی از ما آدما بعده گفتن این جمله اینه که حالا بزار خدا بده بعد هر کار دوست داشته باشم میکنم!!!! ولی غافل از اینکه “و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین”
از طرفی چون باور توکل و باور به خدا اینقدر ضعیفه ، خدا رو مثل انسان تصور میکنیم و فکر میکنیم میشه با خدا معامله کرد یا بهش رشوه داد ولی ای انسان “کار خدا به آدمیزاد نمیمونه” پس از این تصورات بیا بیرون
+ یکی دیگه از نکاتی که تو این تفکر وجود داره “عدم لیاقت” در داشتن ثروت و استفاده از امکانات و موهبات خداوند برای خود فرده
+ یکی دیگه از مواردی که میشه بهش اشاره کرد شرک در قدرت لایزال الهیه ؛ خدا گفته منه انسان جانشین او در زمینم ولی اولا این در مورد همه انسان هاست و دوما ما بعنوان نماینده خالقیم نه نماینده یاری دهنده پس باید اول برای خودمون خلق کنیم.
همه ما لایق داشتن بهترین ها هستیم و صد البته همه ما بهترین هارو داریم و در وجود ما هست و اگه الان نمیبینیم بخاطر باورهای محدود کننده ماست که مثل غبار جلوی دید ما رو گرفته و با پاک کردنش اونهارو میبینیم. یا اینکه جلوی دید ما هست ولی هنوز به دیدنش و داشتنش عادت نکردیم
بزارید برای بهتر روشن شدن موضوع تجربه خودم رو در مورد لکنت زبان و درمانش تعریف کنم: ( یادمه در دوران کودکی و نوجوانی حرف “ر” را “و” تلفظ میکردم و برای حلش به دکتر رفتم بعد از چند جلسه دکتر گفت تو داری درست تلفظ میکنه ولی من گفتم پس چرا خودم متوجه نمیشم و جوابی که دکتر داد برام جالب بود “هنوز گوش هات عادت به درست شنیدن عادت نکرده” و همین طور هم بود
+ یک نکته دیگه بحث “کانون توجه” هست وقتی اینطور میگیم در واقع این پیامو به کائنات میفرستیم که من اینو ندارم و توجهمون به کمبودهاست تا داشته ها و نتیجه معلومه!!!
+ شاید نکته دیگه ای که بهش اشاره کرد درخواست پیشرفت آسانسوری و رسیدن به خواسته بدون در نظرگرفتن “قانون تکامل” هست در واقع با این حرف میخاستیم بدون طی کردن مراحل یک دفعه بدست بیاریم و بجاش یک مقدارشم بخشش کنیم که جبران بشه!!!!
+ قانون بخشش میگه از آنچه داری ببخش ، بدون منت ببخش ، برای اینکه باور به فراوانی داری ببخش چون میدونی که این بخشش چیزی ازت کم نمیکنه بلکه چندین برابرش بهت برمیگرده. نعمات خداوند فراوانه پس میبخشم تا راه و جا برای ورود نعمت های بیشتر و بزرگتر باز بشه نه اینکه اگه بدست بیارم میبخشم
بنظرم حرف زیاده در این جمله شاید من فقط تونستم به مواردی اشاره کنم که در وجود خودم دیدم و حس کردم.
خدارو شکر که همواره من رو هدایت میکنه تا هر روز دیدم نسبت به خودم و باورهام و خدای خودم بازتر و روشتنر بشه تا بتونم سکان دار زندگی خودم باشم و واقعا جانشین خوبی برای خالق باشم.
به نظر من سخن گفتن در محضر حق تعالی نیازمند آداب ویژه ای است، خداوند همانند عاشقیست که با تمام وجود منتظر شنیدن صدای معشوقش است، ارتباط با حق تعالی نیازمند شور و شوقیست که انسان قادر باشد حضور خدارا حس کند. یادمان باشد نوشتن نامه در حضور معشوق خطاست، و انسان وقتی عاشق کسی باشد و معشوقش درکنار او باشد دیگر برای او نامه نمی نویسد، و به قول خدا از جاهلان مباشید. چون غیراز سخن عشق در محضر خدا مابقی باطل است و پوچ، عشق در اینجا نماد ایمان می باشد که همان سه رکن ( توکل، تفویض امر،تسلیم) شدن می باشد.
یادمان باشد نامه نوشتن در محضر دوست خطاست، واسه خدا نامه ننویسیم با او باید سخن گفت
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و همه شما دوستان فرهیخته جوابهایی که به ذهن من در پاسخ میرسد به ترتیب عبارتند از ۱.کد مخرب باور عدم فراوانی باور اینکه باران همیشه نمیبارد ومن با تعهداتی که به خدای خودم میدهم فقط میتوانم باعث نزول این رحمتها بشوم و اصلا خدا بدون این شروط به من نمیدهد ۲.اگه من این تعهد هایی که به خدا میدم رو بدم ثروتم تموم نمیشه؟ومدام با خودم کلنجار می رم که بهتره بیام تعهداتم رو کمتر کنم که این هم از باور کمبود میاد . ۳.ترمز بعدی اینه که فکر میکنم اگه من این ثروت رو به دست بیارم اصلا چه سودی برای خودم داره من که باید کلی از اونرو خرج کنم ویا این ترمز که دیگه وقتی برای لذت بردن خودم هم باقی میمونه؟ و خودم رو قربانی در راه رسیدن به این خواسته میبینم که باعث میشود کم کم تصمیمم برای رسیدن به این خواسته سست تر بشود اصلا نیازی نیست ما به خدا چنین قول هایی بدهیم کافیه در مدار ثروت قرار بگیریم خدا بدون دلیل به ما میدهد .وجهان هستی ما رو به اجبار هم اگه شده به ثروت و خوشبختی می رساند. در سایه خداوند متعال شاد و خرم باشید. از شما استاد بزرگوار بسیار سپاسگذارم .ممنون.
به نظر من اصلو اساس این درخواست بخاطر عدم اگاهی به کل جهانه.
1)عدم شناخت خدا:
اینکه تو اصلا دقیقا داری از کی چه چیزیو درخواست میکنی؟پس زمینه ذهنیه چنین درخواستی اینه که مثلا انگار تو رفتی بانک و برای یه کاری درخواست وام میکنی.یعنی چی؟یعنی اینکه یه نفری که کلی پول داره به تو یه پولی رو بده تا تو کارتو انجام بدی.این تصور نسبت به خدا مثل رییس بانک میمونه.انگار یه نفری نشسته اون طرف باجه پشت میز که به بنده هاش بر اثر نیازشون پول بده.اولویت هم با بنده هاست که نیازمندترند.این بنده خدا کلا راهو اشتباهیی اومده.نمیدونه که اصلا قرار نیست کسی به کسی پول بده.تو کدو بنویس.به اندازه امادگیت پول وارد زندگیت میشه.. فکر میکنه خدا اون بالا نشسته هروقت صلاح ببینه پولومیده .سلامتیومیگیره و…..
2)عدم شناخت خود:
درکل این تو ذهن همه ماست که پول حق نیازمنداست.پول باید داده بشه به کسایی که پول ندارند.واسه همینه که ادمها از یه جایی به بعد دیگه پول بیشتری بدست نمیارند .حتی درخواستم نمی کنندچون فکر میکنند بیشتر از این دیگه حقشون نیست.بدون اینکه بدونه کیه؟حقش چیه؟غافل از اینکه نیازمند بودن یعنی خودتو باور نداشتن..وگرنه که باید بفهمیم در این جهان جز خدا به هیچ چیز فقیر نیسیم.
3)عدم شناخت از درخواستش
به نظر من این درخواست یعنی اینکه خود طرف اصلا نمیدونه چرا این پولو میخواد.؟این پولو میخواد از رییس بانک بگیره بده به یکی دیگه؟خب چرا اصلا باید به تو داده بشه وقتی متعلق به تو نیست؟خوب اون خواسته اجابت نمیشه.چون جایگاه درخواست با درخواست کننده یکی نیست.
مثل این میمونه که من از مامانم پول بخواهم ولی شماره کارت داداشمو بدم.
4)باورهای غلط:
_اولویت داشتن دیگران نسبت به خودت واسه داشتن پول
_باور کمبود ثروت یعنی اینکه باید از کس دیگه ای گرفته بشه.تا بشه به کس دیگه ای داد.و باور اساسی فقر پول در جهان
_باور نداشتن به عدل خداوند.به وهابیتش.رزاقیتش
_ترس از قضاوت خدا که مربوط میشه به همون عدم اگاهی
_باور اینکه پول دار بودنش از مسیر درست خارجش میکنه.واسه همین میخواد به خدا بگه ببین من پول دار بشم ادم بدی نمیشم.
با سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و دوستان خوبم
وقتی ما چنین حرفی میزنیم در اصل داریم فرکانس منفی به کائنات ارسال می کنیم و این فرکانس مانع رسیدن ما به آن خواسته می شود و این بعلت کمبود عزت نفس و کمبود ارزشمندی ماست که می خواهیم سر خدا کلاه بگذاریم و فکر میکنیم که خداوند انسان و متوجه نمی شود در حالی که اگر به این فکر کنیم که فقط کافیه ما فرکانس خودمونو هماهنگ کنیم با فرکانس کائنات دیگه نیاز به کار دیگری نیست
سلام به همه دوستان .
طبق قوانین جهان هرکس هرجایگاهی که دارد طبق فرکانس هاوانرژی ای که به جهان ارسال میکند است بس هیچ ظلم واختلالی در این جهان نیست ومابااین درخواست این قوانین رازیرسوال میبریم که خدا توبه من ثروت بده من همه چیزرا درست میکنم انگارخداخودش بلدنیست که کارهاومشکلات مردم راحل کندبس مابااین درخواست هم عدل خدارا زیرسوال میبریم هم خدارا ناتوان فرض میکنیم وقدرت را ازخدا میگیریم وبه خود میدیم .وشاید دلیل دیگه ای که داره این باشه که ما میخواییم خودنمایی کنیم وبیش همه خودمون رویک انسان خییرنشون بدیم ولی خودمون نمیدونیم که این خودنمایی دروجودمون هست وبه این وسیله خودمون رو قدرتمند نشون بدیم که من چنان قدرتی دارم که ازثروت مییگذرم ولی نمیدونیم که هرانچه دراسمان وزمین است ازان خداوند ومافقط امانت داریم واینطوری یه جورایی قدرت خودمون روبه رخ خدامیکشیم ودربرابر رب که یگانه قدرت جهان هستی است قدرت نمایی میکنیم وبازهم این همسو باقوانیین جهان نیست بس مابه خواستمون نمیرسیم.دربناه یگانه قدرت جهان باشید
باسلام وخسته نباشید به همه دوستان عزیز
موانع ذهنی من به طور کلی
1-پیگیر نبودن دریک کار
2-ترس از انجام دادن آن کار
3-نبود سرمایه یا کمبود فراوانی
4-پول به سختی درمیاد
5-تمرکز نداشتن روی مسئاه ثروت
6-اعتماد به نفس نداشتن
7-نداشتن ایده برای کاری که عاشقانه دوستش داشته باشم
باتشکر
با سلامو درود دوباره خدارا شکر برای فرصت دوباره.
دیشب میخواستم اما دستگاه سایت مشکل تخنیکی داشت بخودم گفتم مهم نیست. جور میشود. خداراشکر جور شد و اینکه خدارا شکر کردم بخاطر آن دستانش که این فضای ماهواره یی را که ما از هر نقطه جهان بتوانیم وصل شویم را اختراع کردند با قابلیت فریکانس و سیگنال که این اصل فریکانس موجود بوده ولی ما خبر نداشتیم چند صد سال پیش از ش کار بگیریم.
چرا ما میخواهم ثروت داشته باشیم، که برای دیگران کمک کنیم ،ساخت مدرسه،موسسه های خیریه …؟؟!
خوب خودم میخواستم که پول و ثروت را فقط برای کمک به دیگران میخواستم چون اصل مقصد کمک به دیگران جلب توجه برای دیگران است خدا میدهد آن ثروت را شاید ولی ثروت چند مدت و اگر واقعا از خدا بخواهیم بنظرم شاید داده شود ولی ماندکار نیست چون مسیر ما اشتباه است.
و آنهایی که اصلا برایش ثروت داده نمیشود با این نوع باور داده نمیشود اینست که به خدا شرط میبندیم همانطوری که همگی گفتن خدا احساساتی عمل نمیکنه!
خداوند سیستم است تا وقتی از خدا بطور همان سیستمی نخواهیم داده نمیشود.
مثلا یک دانشگاه است همه روند کار دانشگاه طبققوانین خاص آن دانشگاه
است خوب شخصی که میخواهد امتحان دهد و در رشته دلخواهش کامیاب شود باید طبقآن امتیاز که آن دانشگاه تعیین کرده باید آن را امتیاز را کسب کند تا در آن رشته تحصیل کند (دانشگاهی باشد که تقلب نباشد، آشنا و غریبه یکی باشد )
این سیستم دانشگاه یا سیستم امتحان کانکور اگر به آن سیستم شرط ببندیم که نمیشود البته هیچ یک از اساتید … به هیچ صورت تخلفقوانین نکند.
در اینجا ما فقطمیدانیم سیستم نمره دهی اینست که اشتباه نمیشود نمره ام خورده نمیشود، و اگربا کسی شرط ببندم هم کسی قبول نمیکند اگراز کسی درخواست نقل کنم هم امکان ندارد در اینجاست که فقط میدانیم سیستم کارش را میکند به هیچ چیزی توجه نمیکند.
اگر هرقدر برای ممتحن بگیمتورا به خدا من فقیر بیچاره هستم من درس هایم را نخوانده ام میشود کمک کنی( باور های درست را در مورد ثروت نساختم)
در اینجا هیچ ممتحن اجازه کمک به این محصل را ندارد چون سیستم است و اگر اینکار شود برخلاف سیستم است برخلاف سیستم کاری انجام شود در آن سیستم اشکالی وجود دارد که در سیستم کیهانی هیچ اشکالی وجود ندارد .
خوب بالاخره هم آدم های ثروتمند، فقیر و متوسط از هر طبقه جامعه وجود دارد در این امتحان در این امتحان تنها کسانی موفق میشون که نه خودرا فریب داده به اینکه از کسی نقل کن(تقلب کند) نه منتظر مدیر یا برگزار کننده امتحان بوده که از او بخواهد که ریسس یا هرچی تورا بخدا من بد بختم ، ببچاره ام اگر موفق نشوم در این امتحان بیچاره میشم نه نه هیچ کدام بجز از کسی که خوب درسهایش را خوانده و آماده کرده بوده خودش را آن افراد موفق میشوند.( باور های درست را در مورد ثروت بسازیم، باور سیستمی بسازیم نه باوری که طرف مقابل احساس دارد از احساس کار میگیرد.
به هر صورت شاید مثالم در مورد این موضوع درست نباشه اما فقط در مورد سیستم بود که سیستمی بودن خدارا بهتر درک کنیم.
از خواندن کمنت ها خیلی لذت بردم واقعا بینظیر بودن جواب ها
و امیدواریم همه ما و خودم به مرحله درک درست و عمل برسیم.
در پناه خدای یکتا باشید.
سلام استا عزیز و دوستان گرامی ام
باور های مخرب زیادی به ذهنم رسید ولی چندتا از مهمترین اونها مینویسم
هرجقدر که ثروت من تر شوم مسئولیت های من زیادتر میشود
هر چقدر که ثروتمندتر شوم بیشتر از راه خدا منحرف میشوم
ثروتمند شدن لیاقت میخواهد و من لیاقت ندارم
کبود ثروت در جهان وجود دارد
سلام خدمت جناب عباس منش و خانواده بزرگم?
من از آذر ماه ١٣٩٣ با این مجموعه آشنا شدم
بزرگترین قانون کائنات قانون جذب
وقتى از خدا میخوایم که به ما بده تا به دگران کمک کنیم ،ناخودآگاه ذهن ما همون لحظه رو تصور میکنه،
در حال کمک کردن به افراد نیاز من ،بى خانمان،گرسنه و…
تصویرى که ما در ذهنمون میسازیم و دقیقا احساساتى میشیم حتى ممکنه اشک هم بریزیم از وضعیت اسفناکى که اون افراد دارن
این موضوع تمام تمرکز مارو میگیره
توجه:
کائنات به خواسته و کلام ما توجه نداره، به تمرکز و احساسى که به او مورد میدیم جواب میده?
نتیجه اینکه ما همیشه در همون خواستمون میمونیم
خواسته??درسته
جواب همیشه بله است??
ولى یک قدم قابل توجه که مارو به خواستمون میرسونه ،که همون احساس خوب داشتنِ??درست نیست
مورد دومى که به دهنم رسید اینه که ما نمیتونیم به کسى کمک کنیم مگر اینکه خودش بخواد
اگه به کسى کمک کنیم و در همون فضا بمونیم که اون طرف رو بخوایم بلند کنیم بعد از مدتى ما هم مثل اون میشیم
این دو مورد رو من به شخصه تجربه کردم
مصداق مثال:کسى که خوابه رو میشه بیدار کرد ولى کسى که خودشو به خواب زده هیچ وقت نمیتون بیدار کنى
در پناه داى یکتا
شاد
ثروتمند
سعادتمند و پیروز باشید?
سلام به دوستان و یاران سوار بر سفینه موفقیت و سلام به کاپیتان فوق العاده استاد عزیزم سید حسین عباسمنش
جالبه این جمله رو که شنیدم دیدم خودم و تقریبا 95 درصد آدمای اطرافم بارها از اون استفاده کردیم و خواستیم خدارو امتحان کنیم!!!!! و چقدر باورهای اشتباه ما مخفی و نهانه مثل مخروبه ای که فقط نماش رو درست کردن!!!!
+ جایی از استاد شنیدم پول انسان رو عوض نمیکنه و فقط اون چیزی که هست رو بولدتر و پررنگتر میکنه. خیلی جالبه الان که فکر میکنم میبینم آره ته ذهن خیلی از ما آدما بعده گفتن این جمله اینه که حالا بزار خدا بده بعد هر کار دوست داشته باشم میکنم!!!! ولی غافل از اینکه “و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین”
از طرفی چون باور توکل و باور به خدا اینقدر ضعیفه ، خدا رو مثل انسان تصور میکنیم و فکر میکنیم میشه با خدا معامله کرد یا بهش رشوه داد ولی ای انسان “کار خدا به آدمیزاد نمیمونه” پس از این تصورات بیا بیرون
+ یکی دیگه از نکاتی که تو این تفکر وجود داره “عدم لیاقت” در داشتن ثروت و استفاده از امکانات و موهبات خداوند برای خود فرده
+ یکی دیگه از مواردی که میشه بهش اشاره کرد شرک در قدرت لایزال الهیه ؛ خدا گفته منه انسان جانشین او در زمینم ولی اولا این در مورد همه انسان هاست و دوما ما بعنوان نماینده خالقیم نه نماینده یاری دهنده پس باید اول برای خودمون خلق کنیم.
همه ما لایق داشتن بهترین ها هستیم و صد البته همه ما بهترین هارو داریم و در وجود ما هست و اگه الان نمیبینیم بخاطر باورهای محدود کننده ماست که مثل غبار جلوی دید ما رو گرفته و با پاک کردنش اونهارو میبینیم. یا اینکه جلوی دید ما هست ولی هنوز به دیدنش و داشتنش عادت نکردیم
بزارید برای بهتر روشن شدن موضوع تجربه خودم رو در مورد لکنت زبان و درمانش تعریف کنم: ( یادمه در دوران کودکی و نوجوانی حرف “ر” را “و” تلفظ میکردم و برای حلش به دکتر رفتم بعد از چند جلسه دکتر گفت تو داری درست تلفظ میکنه ولی من گفتم پس چرا خودم متوجه نمیشم و جوابی که دکتر داد برام جالب بود “هنوز گوش هات عادت به درست شنیدن عادت نکرده” و همین طور هم بود
+ یک نکته دیگه بحث “کانون توجه” هست وقتی اینطور میگیم در واقع این پیامو به کائنات میفرستیم که من اینو ندارم و توجهمون به کمبودهاست تا داشته ها و نتیجه معلومه!!!
+ شاید نکته دیگه ای که بهش اشاره کرد درخواست پیشرفت آسانسوری و رسیدن به خواسته بدون در نظرگرفتن “قانون تکامل” هست در واقع با این حرف میخاستیم بدون طی کردن مراحل یک دفعه بدست بیاریم و بجاش یک مقدارشم بخشش کنیم که جبران بشه!!!!
+ قانون بخشش میگه از آنچه داری ببخش ، بدون منت ببخش ، برای اینکه باور به فراوانی داری ببخش چون میدونی که این بخشش چیزی ازت کم نمیکنه بلکه چندین برابرش بهت برمیگرده. نعمات خداوند فراوانه پس میبخشم تا راه و جا برای ورود نعمت های بیشتر و بزرگتر باز بشه نه اینکه اگه بدست بیارم میبخشم
بنظرم حرف زیاده در این جمله شاید من فقط تونستم به مواردی اشاره کنم که در وجود خودم دیدم و حس کردم.
خدارو شکر که همواره من رو هدایت میکنه تا هر روز دیدم نسبت به خودم و باورهام و خدای خودم بازتر و روشتنر بشه تا بتونم سکان دار زندگی خودم باشم و واقعا جانشین خوبی برای خالق باشم.
در پناه حق باشید در تمام ابعاد زندگی
به نظر من سخن گفتن در محضر حق تعالی نیازمند آداب ویژه ای است، خداوند همانند عاشقیست که با تمام وجود منتظر شنیدن صدای معشوقش است، ارتباط با حق تعالی نیازمند شور و شوقیست که انسان قادر باشد حضور خدارا حس کند. یادمان باشد نوشتن نامه در حضور معشوق خطاست، و انسان وقتی عاشق کسی باشد و معشوقش درکنار او باشد دیگر برای او نامه نمی نویسد، و به قول خدا از جاهلان مباشید. چون غیراز سخن عشق در محضر خدا مابقی باطل است و پوچ، عشق در اینجا نماد ایمان می باشد که همان سه رکن ( توکل، تفویض امر،تسلیم) شدن می باشد.
یادمان باشد نامه نوشتن در محضر دوست خطاست، واسه خدا نامه ننویسیم با او باید سخن گفت
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و همه شما دوستان فرهیخته جوابهایی که به ذهن من در پاسخ میرسد به ترتیب عبارتند از ۱.کد مخرب باور عدم فراوانی باور اینکه باران همیشه نمیبارد ومن با تعهداتی که به خدای خودم میدهم فقط میتوانم باعث نزول این رحمتها بشوم و اصلا خدا بدون این شروط به من نمیدهد ۲.اگه من این تعهد هایی که به خدا میدم رو بدم ثروتم تموم نمیشه؟ومدام با خودم کلنجار می رم که بهتره بیام تعهداتم رو کمتر کنم که این هم از باور کمبود میاد . ۳.ترمز بعدی اینه که فکر میکنم اگه من این ثروت رو به دست بیارم اصلا چه سودی برای خودم داره من که باید کلی از اونرو خرج کنم ویا این ترمز که دیگه وقتی برای لذت بردن خودم هم باقی میمونه؟ و خودم رو قربانی در راه رسیدن به این خواسته میبینم که باعث میشود کم کم تصمیمم برای رسیدن به این خواسته سست تر بشود اصلا نیازی نیست ما به خدا چنین قول هایی بدهیم کافیه در مدار ثروت قرار بگیریم خدا بدون دلیل به ما میدهد .وجهان هستی ما رو به اجبار هم اگه شده به ثروت و خوشبختی می رساند. در سایه خداوند متعال شاد و خرم باشید. از شما استاد بزرگوار بسیار سپاسگذارم .ممنون.
سلام به دوستان هم فرکانسی و استاد عزیزم.
به نظر من اصلو اساس این درخواست بخاطر عدم اگاهی به کل جهانه.
1)عدم شناخت خدا:
اینکه تو اصلا دقیقا داری از کی چه چیزیو درخواست میکنی؟پس زمینه ذهنیه چنین درخواستی اینه که مثلا انگار تو رفتی بانک و برای یه کاری درخواست وام میکنی.یعنی چی؟یعنی اینکه یه نفری که کلی پول داره به تو یه پولی رو بده تا تو کارتو انجام بدی.این تصور نسبت به خدا مثل رییس بانک میمونه.انگار یه نفری نشسته اون طرف باجه پشت میز که به بنده هاش بر اثر نیازشون پول بده.اولویت هم با بنده هاست که نیازمندترند.این بنده خدا کلا راهو اشتباهیی اومده.نمیدونه که اصلا قرار نیست کسی به کسی پول بده.تو کدو بنویس.به اندازه امادگیت پول وارد زندگیت میشه.. فکر میکنه خدا اون بالا نشسته هروقت صلاح ببینه پولومیده .سلامتیومیگیره و…..
2)عدم شناخت خود:
درکل این تو ذهن همه ماست که پول حق نیازمنداست.پول باید داده بشه به کسایی که پول ندارند.واسه همینه که ادمها از یه جایی به بعد دیگه پول بیشتری بدست نمیارند .حتی درخواستم نمی کنندچون فکر میکنند بیشتر از این دیگه حقشون نیست.بدون اینکه بدونه کیه؟حقش چیه؟غافل از اینکه نیازمند بودن یعنی خودتو باور نداشتن..وگرنه که باید بفهمیم در این جهان جز خدا به هیچ چیز فقیر نیسیم.
3)عدم شناخت از درخواستش
به نظر من این درخواست یعنی اینکه خود طرف اصلا نمیدونه چرا این پولو میخواد.؟این پولو میخواد از رییس بانک بگیره بده به یکی دیگه؟خب چرا اصلا باید به تو داده بشه وقتی متعلق به تو نیست؟خوب اون خواسته اجابت نمیشه.چون جایگاه درخواست با درخواست کننده یکی نیست.
مثل این میمونه که من از مامانم پول بخواهم ولی شماره کارت داداشمو بدم.
4)باورهای غلط:
_اولویت داشتن دیگران نسبت به خودت واسه داشتن پول
_باور کمبود ثروت یعنی اینکه باید از کس دیگه ای گرفته بشه.تا بشه به کس دیگه ای داد.و باور اساسی فقر پول در جهان
_باور نداشتن به عدل خداوند.به وهابیتش.رزاقیتش
_ترس از قضاوت خدا که مربوط میشه به همون عدم اگاهی
_باور اینکه پول دار بودنش از مسیر درست خارجش میکنه.واسه همین میخواد به خدا بگه ببین من پول دار بشم ادم بدی نمیشم.
بنام خداوند
با سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و دوستان خوبم
وقتی ما چنین حرفی میزنیم در اصل داریم فرکانس منفی به کائنات ارسال می کنیم و این فرکانس مانع رسیدن ما به آن خواسته می شود و این بعلت کمبود عزت نفس و کمبود ارزشمندی ماست که می خواهیم سر خدا کلاه بگذاریم و فکر میکنیم که خداوند انسان و متوجه نمی شود در حالی که اگر به این فکر کنیم که فقط کافیه ما فرکانس خودمونو هماهنگ کنیم با فرکانس کائنات دیگه نیاز به کار دیگری نیست