اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنظر من این دیدگاه از این نظر اشتباهه که میگه خدایا تو اینو بده تا من این کار رو بکنم این یعنی باور داری که الان این خواسته رو نداری توی عبارات تاکیدی و باورهای فراوانی همیشه از کلمه ی هم اکنون استفاده میشه یعنی من باور کن فیکونی رو قبول دارم که وقتی می خوام بهم داده میشه و بهش با تمام وجود ایمان دارم و اینه که من هم اکنون و جلو جلو شکر نعمت می کنم
او اینکه وقتی من با شرط و شروط برم جلو حسم اونقدخوب نیس نسبت به وقتی که با تمام وجود حس کنم خواسته ام رو حتی عطرش و هیجان رسیدن به اون و …
وقتی اکثر نظرات ارزشمند و فوق العاده دوستان را خوندم ، با خودم گفتم این همه دوستان زحمت کشیدن و نظر های عالی گذاشتن انقدر دقیق و مو به مو همه مسائل کامل توضیح دادند بعد حالا من میخوام چی بنویسم دیگه وقتی همه انقدر قشنگ توضیح دادن،
بعد با خودم گفتم خب اینم یه جور کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس دیگه، برای همین گفتم نظر من هم در هر صورت اگر یک نکته ای هم داشته باشه پس مهم و اررشمنده.
ترمز ها و باورهای من:
من متوجه شدم جدا ازاینکه دراین مورد عدم لیاقت وجود داره تازه یه حس خودبرتری هم پیدا شد این وسط.
یعنی چون درونم احساس بی ارزشی را فریاد میزنه اما برای اینکه من خاموشش کنم و نشنوم اون صدارو، یک احساس غرور هم بهش اضافه شده که خب من دارم میگم خدا اگه بهم ثروت بدی من هم قسمتی از اون هارو میبخشم، پس یعنی من چقدر خالصانه درخواست میکنم و چه ادم درستی هستم.
مثل خیلی از باورهای غلط و متعصابانه که داریم و بدون هیچ دلیلی و منطقی با یه حس دیگه جلوی صداشو می گیریم که نشنویمش
ما ها حتی احساس گناهمونم دوست داریم، میخوایم اینجوری به خدا بگیم درسته که خطا کردم ولی عذاب وجدان هم دارما ، فکر نکنی من ادم بی خیالی هستم، من عذاب وجدان دارم،
برای همین خواسته هامونم همینجوری از خدا میخوایم، که درسته که من گناه کارم خودم قبول دارم ولی میخوام اون پولی که بهم میدی یه قسمتیشو ببخشم که اون گناهم با این بخشش یر به یر بشه، هم به پولم برسم هم گناهام پاک میشه،
در صورتی که تا وقتی احساس گناه داریم خودمون لایق رسیدن به هیچ چیز نمیدونیم، برای همین همه درخواست هامون با با احساس خجالته و شرمساریه، یا فکر میکنیم بعدا عذاب خدا گریبانگیرمون میشه.
حالا که قانون جهان درک کردم، دیگه تصمیم گرفتم کاری به کار کسی نداشته باشم چون هرکسی با باورهای خودش دنیاشو میسازه، اگه ثروتمنده و زندگی بدی داره خودش خلق کرده زندگیشو،چرا من باید به خاطر باورهای غلط زندگیش ، به ذهنم اطلاعات به درد نخور بدم، بگردم اون ثروتمند های خوب دنیا رو پیدا کنم بچسبم به همونا تا ذهنم عادت بدم، باید خودخواه باشم ، اول خودمو درست کنم باورهای خودمو ، انقدر پر باشم که سریز شم،
سلام خدمت استاد عزیز و همکاران گرامیشون و دوستان گرامی …امیدوارم حال همتون عالی وسلامت باشید ،..
خودم بارها چنین معامله ای رو با خدا داشتم .گاهی ادما تصورشون از نگاه من اینه ، که چنین معامله ای رو با خدا میکنن.و در واقع اسمشو میزارن( نذر) و با توجه به اینکه بعد مدتی خواسته ای که داشتن اتفاق میوفته .و با یکی از اعضای خانواده صحبت میکنن و میگن چنین قراری رو با خدا گذاشتم و خداوند نذر منو بجا اورد …..
چرا بیشتر اوقات فقط از یک زاویه به موضوع نگاه میکنیم .؟؟؟ خداوند حتی به نمازی که بر ما واجبه محتاج نیست.همه چیز این دنیا برای انسانهاس .و کلام خدا اون رو برای بندگان واجب کرده .چرا ؟؟؟ برای سلامتی شون .اینکه معنی واقعی زندگی رو بفهمن .برای اینکه مسیر درست رو به ادم ها بیاموزه .خداوند به همه بصورت یکسان عقل داده ،چشم داده ،گوش داده،قدرت و توانایی صد درصد داده تا خودش راهشو پیدا کنه .انسان اشتباه هم که بکنه یعنی تجربه ای رو کسب کرده .اگر در مسیری موفق بوده تلاش کرده تا بهش رسیده ،همچی به نگاه خود ادم بستگی داره .به نیت پاکش،به قدرت درونش،و …. ،بن بست هارو خودمون بوجود میاریم .یک نمونه رو مثال میزنم .ما برای رسیدن به خواسته هامون تلاشی نمیکنیم .و اگر در لحظه تصمیم به رسیدن به هدفمون داریم نیمه راه اون رو رها میکنیم .چرا؟ چون از ته دلمون نخواستیم و برای رسیدن بهش صبور نبودیم وزود ناامید میشیم اگر برای رسیدن به اهدافت تلاش نکنی دیگران برای رسیدن به اهدافشون شما رو استخدام میکنن.خدا میگه حرکت از تو برکت از من .خدا میگه حرکت از تو و برکت از من .سعی کنیم بیشتر به کلمات توجه کنیم و فکر کنیم .نه اینکه کل وقتمون رو بزاریم واسه فکر کردن .من هر وقت اونچه که در ذهنم خودم رو تصور کردم روزش برای کارم اجرا میکردم .و نتیجه میگرفتم .نگاهتون ذهنتون .و بعد عمل کنید .امتحان کنید در بعضی فایل های استاد چندین بار اشاره کردن .من بهش رسیدم .مرسی استاد .ممنون از همکارانتون که زحمت کشیدن .مرسی از ویدئو ها و مطالب پر کیفیتتون .سلامت و پایدار باشین .ببخشید مطلبم زیاد شد .
دوستان با تشکر از جواب هدی عالیتون ک ب من بی نهایت انگیزه میده و کمکم میکنه رو ب جلو حرکت کنم
بنظر من ترمزی ک وجود داره ما خودمون اصلا باور نداریم ک بتونیم ثروتمند بشیم یا اصلا باور نداریم ک خدا ب ما بده ک بخوایم اونو ببخشیم یا حالا هر کاری
خداوند در جواب ب دعای سلیمان میگه : این عطای ماست بدون حساب حالا دوست دوست داری اون رو ببخشش یا هر کار دیگه ای ک دوست داری باهاش انجام بده
اصلا نمیگه حالا تو صد در صد ببخش ک ما ی همچین خواسته ای داریم
و ترمزی ک وجود داره اینه ک ما نمیخوایم اصلا ببخشیم وگرنه اگ ببخشیم انقد چیز تو زندگیمون داریم ک میتونیم اونو ببخشیم ک حد نداره
نمیبخشیم ک هیچ تازه کفر هم میگیم خدایا تو بده بعد من میبخشم……
مگ خدا نداده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
این همه ثروت و زیبایی و نعمت تو از اون ها ببخش تا خدا دریچه ی ثروت و نعمت بیشتر رو ب سمتت باز کنه
ب قول استاد ک از قرآن میگه ظرف خودت رو بزرگ تر کن “””ظرررررررررف””” ظرفیت خودت رو برای دریافت نعمت بزرگتر کن تا نعمت بهت داده بشه نعمت ک همین الان فک و فراوونه
ب قول قرآن اگ همه ی درختان قلم بشن و همه ی اقیانوس ها جوهر نمیتونن نعمت هایی ک ب شما دادیم رو بنویسن
پس مهم ظرفیت خودمونه
و ترمزی دیگه ای ک هست
ما با گفتن این جمله چ احساسی بهمون دست میده
برای من ک احساس خوبی نیست
این ک خدا اینجوری با شرط و شروط بهم ثروت بده ک خدا بگه من ثروتو میدم بهت تو هم بجاش این کارو بکن اون کارو بکن نهههه دوستان عزیز خدا میده بدون منت
سلام به همه ی دوستان عزیز اول از همه این نوع تفکر میگوید که من لیاقت نعمت را ندارم و بگذار حد اقل خدا به خاطر دیگران به من نعمت بدهد و در ذهنمان هم خدا را یک شخصی سخت گیر و مغرور می بینیم که شاید به خاطر دیگران کوتاه بیاید و مقداری ثروت به من بدهد و حواسمان به این قانون نیست که کسی نمی تواند در زندگی کسی تاثیر بگذارد و تو اگر هم به کسی کمک کنی ان شخص ان پول را سرف چیز های بیهوده میکند و اخر به سر خانه ی اول میرسد و در آخر خدا وهاب است و آن قدر مداوم های خواصی هستیم که خدا مارا با این قوانین آشناکردن و ما بیهوده با این قوانین آشنا نشدیم وهر کدام از ما رسالتی داریم که باید آن را انجام دهیم با تشکر از شماکه وقت گذاشتیدوکلمات من را خواندید
و عرش خسته نباشید خدمت برادر عزیز و ارزشمندم استاد عباسمنش
در پاسخ به این سوال اولین باور محدود کننده ایمان نداشتن به لیاقت خود است بطوریکه وقتی ما ذرخواستمان را با یک شرط مطرح میکنیم جسارت خودمان را در رسیدن به ثروت زیر سوال میبریم یعنی باور نداریم که خودمون به تنهایی لیاقت رسیدن به این ثروت رو داریم و یک نفر دیگر رو واسطه قرار میدیم تا خدا دلش برامون بسوزه و بهمون عطا کنه، همه ما این تجربه را داریم ، در این مواقع حتی اگه به خواستمون هم برسیم اون بخشش به فقیر ما رو خیلی خوشحال نمیکنه و معمولا دنبال فرار کردن از بخششمون هستیم، و این ها همه با قوانین تناقص ذاره و باعث بالندگییمان نمیشه،
ضمن ااینکه ما وقتی میتونیم چیزی را ببخشیم که خودمان ااز آن کاملا بی نیاز شده باشیم
در این نوع تفکر عدم لیاقت وجود داره اگه خود رو لایق ثروت و.. بدونیم هیچ دلیل و برهانی نباید براش بیاریم به وقتش هر کاری خواستی با ثروتت انجام بده فقط خودتو لایق داشتن خواستت بدون ما اشرف مخلوقات خداوندیم و لایق بهتریتنها
به نظرم هنوز مانع تو ذهن و جود داره که شرط میزاره میگه اگه پولدار بشم این کار خیر رو انجام میدم پس هنوز باور نداره که پول و ثروت حق طبیعی هست برای همین در قبالش کاری قول میدهد که رضایت خداوند را جلب کند
من عرزه ندارم به ثروت برسم اصلا راهشو بلد نیستم ثروتمندا ادمای مغرور و خودخواهی هستن و از پول ناحق به ثروت رسیدن نمیشه که اینقد ثروت ساخت که هم برای خودم باشه و هم بتونم ببخشم
به دلیل اینکه این افراد به قانون فراوانی اعتقاد ندارند و نمیدونن که ثروت به اندازه زیاد هست و خیلی از افرلد ثروتمند هم به نیازمندان کمک میکنن و نیازی به این قرارداد با خدا نیست
بنظر من این دیدگاه از این نظر اشتباهه که میگه خدایا تو اینو بده تا من این کار رو بکنم این یعنی باور داری که الان این خواسته رو نداری توی عبارات تاکیدی و باورهای فراوانی همیشه از کلمه ی هم اکنون استفاده میشه یعنی من باور کن فیکونی رو قبول دارم که وقتی می خوام بهم داده میشه و بهش با تمام وجود ایمان دارم و اینه که من هم اکنون و جلو جلو شکر نعمت می کنم
او اینکه وقتی من با شرط و شروط برم جلو حسم اونقدخوب نیس نسبت به وقتی که با تمام وجود حس کنم خواسته ام رو حتی عطرش و هیجان رسیدن به اون و …
?سلام به استاد عزیز و همه دوستان?
وقتی اکثر نظرات ارزشمند و فوق العاده دوستان را خوندم ، با خودم گفتم این همه دوستان زحمت کشیدن و نظر های عالی گذاشتن انقدر دقیق و مو به مو همه مسائل کامل توضیح دادند بعد حالا من میخوام چی بنویسم دیگه وقتی همه انقدر قشنگ توضیح دادن،
بعد با خودم گفتم خب اینم یه جور کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس دیگه، برای همین گفتم نظر من هم در هر صورت اگر یک نکته ای هم داشته باشه پس مهم و اررشمنده.
ترمز ها و باورهای من:
من متوجه شدم جدا ازاینکه دراین مورد عدم لیاقت وجود داره تازه یه حس خودبرتری هم پیدا شد این وسط.
یعنی چون درونم احساس بی ارزشی را فریاد میزنه اما برای اینکه من خاموشش کنم و نشنوم اون صدارو، یک احساس غرور هم بهش اضافه شده که خب من دارم میگم خدا اگه بهم ثروت بدی من هم قسمتی از اون هارو میبخشم، پس یعنی من چقدر خالصانه درخواست میکنم و چه ادم درستی هستم.
مثل خیلی از باورهای غلط و متعصابانه که داریم و بدون هیچ دلیلی و منطقی با یه حس دیگه جلوی صداشو می گیریم که نشنویمش
ما ها حتی احساس گناهمونم دوست داریم، میخوایم اینجوری به خدا بگیم درسته که خطا کردم ولی عذاب وجدان هم دارما ، فکر نکنی من ادم بی خیالی هستم، من عذاب وجدان دارم،
برای همین خواسته هامونم همینجوری از خدا میخوایم، که درسته که من گناه کارم خودم قبول دارم ولی میخوام اون پولی که بهم میدی یه قسمتیشو ببخشم که اون گناهم با این بخشش یر به یر بشه، هم به پولم برسم هم گناهام پاک میشه،
در صورتی که تا وقتی احساس گناه داریم خودمون لایق رسیدن به هیچ چیز نمیدونیم، برای همین همه درخواست هامون با با احساس خجالته و شرمساریه، یا فکر میکنیم بعدا عذاب خدا گریبانگیرمون میشه.
حالا که قانون جهان درک کردم، دیگه تصمیم گرفتم کاری به کار کسی نداشته باشم چون هرکسی با باورهای خودش دنیاشو میسازه، اگه ثروتمنده و زندگی بدی داره خودش خلق کرده زندگیشو،چرا من باید به خاطر باورهای غلط زندگیش ، به ذهنم اطلاعات به درد نخور بدم، بگردم اون ثروتمند های خوب دنیا رو پیدا کنم بچسبم به همونا تا ذهنم عادت بدم، باید خودخواه باشم ، اول خودمو درست کنم باورهای خودمو ، انقدر پر باشم که سریز شم،
? باز هم هزاران بار سپاس از استاد و دوستان ?
سلام خدمت استاد عزیز و همکاران گرامیشون و دوستان گرامی …امیدوارم حال همتون عالی وسلامت باشید ،..
خودم بارها چنین معامله ای رو با خدا داشتم .گاهی ادما تصورشون از نگاه من اینه ، که چنین معامله ای رو با خدا میکنن.و در واقع اسمشو میزارن( نذر) و با توجه به اینکه بعد مدتی خواسته ای که داشتن اتفاق میوفته .و با یکی از اعضای خانواده صحبت میکنن و میگن چنین قراری رو با خدا گذاشتم و خداوند نذر منو بجا اورد …..
چرا بیشتر اوقات فقط از یک زاویه به موضوع نگاه میکنیم .؟؟؟ خداوند حتی به نمازی که بر ما واجبه محتاج نیست.همه چیز این دنیا برای انسانهاس .و کلام خدا اون رو برای بندگان واجب کرده .چرا ؟؟؟ برای سلامتی شون .اینکه معنی واقعی زندگی رو بفهمن .برای اینکه مسیر درست رو به ادم ها بیاموزه .خداوند به همه بصورت یکسان عقل داده ،چشم داده ،گوش داده،قدرت و توانایی صد درصد داده تا خودش راهشو پیدا کنه .انسان اشتباه هم که بکنه یعنی تجربه ای رو کسب کرده .اگر در مسیری موفق بوده تلاش کرده تا بهش رسیده ،همچی به نگاه خود ادم بستگی داره .به نیت پاکش،به قدرت درونش،و …. ،بن بست هارو خودمون بوجود میاریم .یک نمونه رو مثال میزنم .ما برای رسیدن به خواسته هامون تلاشی نمیکنیم .و اگر در لحظه تصمیم به رسیدن به هدفمون داریم نیمه راه اون رو رها میکنیم .چرا؟ چون از ته دلمون نخواستیم و برای رسیدن بهش صبور نبودیم وزود ناامید میشیم اگر برای رسیدن به اهدافت تلاش نکنی دیگران برای رسیدن به اهدافشون شما رو استخدام میکنن.خدا میگه حرکت از تو برکت از من .خدا میگه حرکت از تو و برکت از من .سعی کنیم بیشتر به کلمات توجه کنیم و فکر کنیم .نه اینکه کل وقتمون رو بزاریم واسه فکر کردن .من هر وقت اونچه که در ذهنم خودم رو تصور کردم روزش برای کارم اجرا میکردم .و نتیجه میگرفتم .نگاهتون ذهنتون .و بعد عمل کنید .امتحان کنید در بعضی فایل های استاد چندین بار اشاره کردن .من بهش رسیدم .مرسی استاد .ممنون از همکارانتون که زحمت کشیدن .مرسی از ویدئو ها و مطالب پر کیفیتتون .سلامت و پایدار باشین .ببخشید مطلبم زیاد شد .
به نام خدا
دوستان با تشکر از جواب هدی عالیتون ک ب من بی نهایت انگیزه میده و کمکم میکنه رو ب جلو حرکت کنم
بنظر من ترمزی ک وجود داره ما خودمون اصلا باور نداریم ک بتونیم ثروتمند بشیم یا اصلا باور نداریم ک خدا ب ما بده ک بخوایم اونو ببخشیم یا حالا هر کاری
خداوند در جواب ب دعای سلیمان میگه : این عطای ماست بدون حساب حالا دوست دوست داری اون رو ببخشش یا هر کار دیگه ای ک دوست داری باهاش انجام بده
اصلا نمیگه حالا تو صد در صد ببخش ک ما ی همچین خواسته ای داریم
و ترمزی ک وجود داره اینه ک ما نمیخوایم اصلا ببخشیم وگرنه اگ ببخشیم انقد چیز تو زندگیمون داریم ک میتونیم اونو ببخشیم ک حد نداره
نمیبخشیم ک هیچ تازه کفر هم میگیم خدایا تو بده بعد من میبخشم……
مگ خدا نداده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
این همه ثروت و زیبایی و نعمت تو از اون ها ببخش تا خدا دریچه ی ثروت و نعمت بیشتر رو ب سمتت باز کنه
ب قول استاد ک از قرآن میگه ظرف خودت رو بزرگ تر کن “””ظرررررررررف””” ظرفیت خودت رو برای دریافت نعمت بزرگتر کن تا نعمت بهت داده بشه نعمت ک همین الان فک و فراوونه
ب قول قرآن اگ همه ی درختان قلم بشن و همه ی اقیانوس ها جوهر نمیتونن نعمت هایی ک ب شما دادیم رو بنویسن
پس مهم ظرفیت خودمونه
و ترمزی دیگه ای ک هست
ما با گفتن این جمله چ احساسی بهمون دست میده
برای من ک احساس خوبی نیست
این ک خدا اینجوری با شرط و شروط بهم ثروت بده ک خدا بگه من ثروتو میدم بهت تو هم بجاش این کارو بکن اون کارو بکن نهههه دوستان عزیز خدا میده بدون منت
چون ما لایق بهترینهاییم
سلام به همه ی دوستان عزیز اول از همه این نوع تفکر میگوید که من لیاقت نعمت را ندارم و بگذار حد اقل خدا به خاطر دیگران به من نعمت بدهد و در ذهنمان هم خدا را یک شخصی سخت گیر و مغرور می بینیم که شاید به خاطر دیگران کوتاه بیاید و مقداری ثروت به من بدهد و حواسمان به این قانون نیست که کسی نمی تواند در زندگی کسی تاثیر بگذارد و تو اگر هم به کسی کمک کنی ان شخص ان پول را سرف چیز های بیهوده میکند و اخر به سر خانه ی اول میرسد و در آخر خدا وهاب است و آن قدر مداوم های خواصی هستیم که خدا مارا با این قوانین آشناکردن و ما بیهوده با این قوانین آشنا نشدیم وهر کدام از ما رسالتی داریم که باید آن را انجام دهیم با تشکر از شماکه وقت گذاشتیدوکلمات من را خواندید
بنام خداوند بخشنده مهربان
با عرض سلام و درود خدمت همه عزیزان
و عرش خسته نباشید خدمت برادر عزیز و ارزشمندم استاد عباسمنش
در پاسخ به این سوال اولین باور محدود کننده ایمان نداشتن به لیاقت خود است بطوریکه وقتی ما ذرخواستمان را با یک شرط مطرح میکنیم جسارت خودمان را در رسیدن به ثروت زیر سوال میبریم یعنی باور نداریم که خودمون به تنهایی لیاقت رسیدن به این ثروت رو داریم و یک نفر دیگر رو واسطه قرار میدیم تا خدا دلش برامون بسوزه و بهمون عطا کنه، همه ما این تجربه را داریم ، در این مواقع حتی اگه به خواستمون هم برسیم اون بخشش به فقیر ما رو خیلی خوشحال نمیکنه و معمولا دنبال فرار کردن از بخششمون هستیم، و این ها همه با قوانین تناقص ذاره و باعث بالندگییمان نمیشه،
ضمن ااینکه ما وقتی میتونیم چیزی را ببخشیم که خودمان ااز آن کاملا بی نیاز شده باشیم
با سلام خدمت همراهان جناب عباسمنش و استاد عزیزم
در این نوع تفکر عدم لیاقت وجود داره اگه خود رو لایق ثروت و.. بدونیم هیچ دلیل و برهانی نباید براش بیاریم به وقتش هر کاری خواستی با ثروتت انجام بده فقط خودتو لایق داشتن خواستت بدون ما اشرف مخلوقات خداوندیم و لایق بهتریتنها
به نظرم هنوز مانع تو ذهن و جود داره که شرط میزاره میگه اگه پولدار بشم این کار خیر رو انجام میدم پس هنوز باور نداره که پول و ثروت حق طبیعی هست برای همین در قبالش کاری قول میدهد که رضایت خداوند را جلب کند
سلام
ترمزهای فکری که خودم پیدا کردم:
من عرزه ندارم به ثروت برسم اصلا راهشو بلد نیستم ثروتمندا ادمای مغرور و خودخواهی هستن و از پول ناحق به ثروت رسیدن نمیشه که اینقد ثروت ساخت که هم برای خودم باشه و هم بتونم ببخشم
سلام
به دلیل اینکه این افراد به قانون فراوانی اعتقاد ندارند و نمیدونن که ثروت به اندازه زیاد هست و خیلی از افرلد ثروتمند هم به نیازمندان کمک میکنن و نیازی به این قرارداد با خدا نیست