شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 153
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-62.gif
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2018-10-19 18:24:222024-07-17 13:54:48شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروتشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
یه موردی رو اشاره کنم.یک ماه دیگه عروسیمه.و اینکه با توجه به وضع بازار و البته قیمتها کلی بایستی خرج کنم .یک عروسی با طلا و لوازم کامل .و خونه و ………. کلی هزینه میشه .با توجه به اینکه خانوادم در شرایطی نیستن که کمکم کنن.هیچجوره نمیتونن.اما من میتونم .و حتی بهترینش رو اجرا میکنم .خواستن توانستن است .توکل به خدا اولین قدمه .باقیش رو به خودت تکیه کن .تو میتونی .نمیخوام عقب بمونم .چون نمیدونم چقدر عمر میکنم .پس تا فرصت دارم بایستی تا جایی که میتونم رویاهامو به حقیقت پیوند بزنم .عروسی که چیزی نیس.از فردا صبح شروع کن .ببینم تا ماه اینده چقدر بدست اوردی .مکتوبش کن هدفتو .با اینا شروع کردم و به خودم گفتم .خدایی صفر بودم الان ۴ تومان بمدت سه روز جمع کردم .هر کاری که تواناییشو دارم، انجام میدم دریغ نمیکنم .یا حق .
سلام
احسنت به این ایمان و یقین
سلام و خدا قوت خدمت دوستان عزیز
موانع یا ترمزها همان باورهای قبلی ما هستند که طی سالها وبلکه نسلها شکل گرفته و به مغز ناخودآگاه مان چسپیده است و فقط با خواستن هیچ موفقیتی حاصل نمیشود و میبایست با تکرار افکار درست و تبدیل شدن این افکاردرست که بصورت کاملاً آگاهانه صورت میگیرد ،تبدیل به عادات درست و به طبع آن به باورهای درست تبدیل شود و آن زمانی که خواسته مان با باورمان در یک راستا باشد قطعا موفقیت حاصل میشود.نتیجتا ما بصورت آگاهانه و تکرار افکار درست طی زمان خواهیم توانست بصورت ناآگاهانه افکاری درست را تبدیل به باورهای درست کنیم ودرواقع افکار،کلام و و رفتارمان را از اگاهانه و شایستگی تبدیل به ناآگاهانه و شایستگی تبدیل کنیم.
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز وخانواده بزرگ گروه عباس منش
به نظرم باورهای مخربی که وجود دارد ومن هم بی نصیب از این باورها نبودم ونیستم وبا این اموزشهای بی نظیر
در وجودم پیدا می کنم وبازمی بینم چقدر ظریف وزیاد است
یکی اینکه توجهمان به فقر زیاد می شود
خود را متولی از بین بردن فقیر وفقر می دانیم در حالی که ما قدرت اینکار راندا ریم
خودمان را بدهکار دیگران می دانیم و بدون انکه متوجه باشیم خودمان را مهم نمی دانیم و لایق ثروتمند شدن برای خودمان نمی دانیم
منت سر خداوند می گذاریم که شرط من را براورده نکردی پس کار خیر وکمک کردن را توقه نداشته باش اگر می خواهی کار خیر کنم وبه فقرا کمک کنم اول خداوند بدهد من کمک می کنم
در حالیکه ما فقط وظیفه بندگی داریم ودر ذات بندگی خدایی کردن است وخلق کردن جزیی از کار بندگی کردن
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
وقتی با قصد و شرط قبلی با خداوند می گویم اگر به من پول بدهی خیریه در ست می کنم هیچ وقت خیریه درست نمی کنم
من خودم تجربه ایی که دارم مختصری برای دوستان می گویم ؛روزی در حالی که اصلن پولی نداشتم فقط با دو هزار تومان یک موسسه خیریه در ست کردم وبا جمع دوستان با اندک مبلغی خیریه درست شد وشرطی هم در کار نبود والان بسیار بسیار فعال است اما اما کارهای دیگری داشتیم که شرط گذاشتم که اگر فلان شود فلان کار را می کتم ان انجام نشد حالا می فهمم که چرا نشد وچرا نمی شود
خدا را شکر می کنم که در مسیر رشد واگاهی هستم واز زمانی که با فایلهای استاد مانوس شدم وذهنم را شخم زده ام می بینم که چقدر موانع ویا به قول استاد ترمز در وجودم بوده وهست واز استاد عباس منش عزیز نیز برای این اگاهیها والهامات تشکر می کنم و می بینم که خداوند بذر شناخت وثروتمندی را در وجودم می کارد
خدا را شکر
در پناه خداوند شاد وثروتمند باشید وباشیم
……………
ترمز دیگه ای به ذهنم رسید:
اول باید ثروتمند شد بعد بخشید
( به نظرم یکی از مهم ترین قوانین ثروتمند شدن “بخشش” هست، پس ما وارد یک دور اشتباه میشیم، یعنی با این درخواست از یه طرف ،شیطان ما رو قانع میکنه که هنوز که معجزه ای رخ نداده و تو ثروتمند نشدی پس لازم نکرده از پولت ببخشی و هر وقت پولدار شدی اون وقت دین خودت رو ادا میکنی و از طرفی خداوند که تمام کارها رو بر اساس قوانین بدون تغییر انجام میده به ما ثروتی عطا نمیکنه : به این دلیل که قانونش رو زیر پا گذاشتیم، قانونی که میگه هر وقت تو ببخشی خودت هم بیشتر از اون رو دریافت میکنی یا به قول قرآن : وقتی ببخشی خدا 700 برابرش رو بهت برمیگردونه
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم
برای رفع این ترمز :
باید همون مقدار پولی که الان داریم رو با احساس خوب و اطمینان به اینکه خداوند چند برابرش رو بهم پس میده ببخشیم
این یعنی رهایی
هر وقت تونستیم رها بشیم اون وقت لایق دریافت چیزهای بزرگتر میشیم
سلام به خانواده ی خوب استادعزیزم سیدحسین عباسمنش،چقدرخوبه میون ادمایی باشی که مطمعنی طرز فکرتو قبول دارن توهمه برای بهترشدن تلاش میکنن،واما نظر من راجع به سوال استاد:ااززمانی که به دنیا میایم انقدر با کلمات منفی وباورهای مخرب کمبود مواجه میشیم ودرما نهادینه میشه که اکثریتمون موقع دعا کردن فقط یادکمبود ها میفتیم،کاش همه به خدا نگاه سیستمی میداشتند اونوقت میفهمیدن که بابا همه نتیجه فرکانسشونو دریافت میکنن نه بیشترنه کمتر ولاغیر
ازصمیم قلب دوسستون دارم استادم وخونواده ی خوبم
سلام خدمت استاد عزیز و همکاران گرامیشون و دوستان گرامی …امیدوارم حال همتون عالی وسلامت باشید ،..
خودم بارها چنین معامله ای رو با خدا داشتم .گاهی ادما تصورشون از نگاه من اینه ، که چنین معامله ای رو با خدا میکنن.و در واقع اسمشو میزارن( نذر) و با توجه به اینکه بعد مدتی خواسته ای که داشتن اتفاق میوفته .و با یکی از اعضای خانواده صحبت میکنن و میگن چنین قراری رو با خدا گذاشتم و خداوند نذر منو بجا اورد …..
چرا بیشتر اوقات فقط از یک زاویه به موضوع نگاه میکنیم .؟؟؟ خداوند حتی به نمازی که بر ما واجبه محتاج نیست.همه چیز این دنیا برای انسانهاس .و کلام خدا اون رو برای بندگان واجب کرده .چرا ؟؟؟ برای سلامتی شون .اینکه معنی واقعی زندگی رو بفهمن .برای اینکه مسیر درست رو به ادم ها بیاموزه .خداوند به همه بصورت یکسان عقل داده ،چشم داده ،گوش داده،قدرت و توانایی صد درصد داده تا خودش راهشو پیدا کنه .انسان اشتباه هم که بکنه یعنی تجربه ای رو کسب کرده .اگر در مسیری موفق بوده تلاش کرده تا بهش رسیده ،همچی به نگاه خود ادم بستگی داره .به نیت پاکش،به قدرت درونش،و …. ،بن بست هارو خودمون بوجود میاریم .یک نمونه رو مثال میزنم .ما برای رسیدن به خواسته هامون تلاشی نمیکنیم .و اگر در لحظه تصمیم به رسیدن به هدفمون داریم نیمه راه اون رو رها میکنیم .چرا؟ چون از ته دلمون نخواستیم و برای رسیدن بهش صبور نبودیم وزود ناامید میشیم اگر برای رسیدن به اهدافت تلاش نکنی دیگران برای رسیدن به اهدافشون شما رو استخدام میکنن.خدا میگه حرکت از تو برکت از من .خدا میگه حرکت از تو و برکت از من .سعی کنیم بیشتر به کلمات توجه کنیم و فکر کنیم .نه اینکه کل وقتمون رو بزاریم واسه فکر کردن .من هر وقت اونچه که در ذهنم خودم رو تصور کردم روزش برای کارم اجرا میکردم .و نتیجه میگرفتم .نگاهتون ذهنتون .و بعد عمل کنید .امتحان کنید در بعضی فایل های استاد چندین بار اشاره کردن .من بهش رسیدم .مرسی استاد .ممنون از همکارانتون که زحمت کشیدن .مرسی از ویدئو ها و مطالب پر کیفیتتون .سلامت و پایدار باشین .ببخشید مطلبم زیاد شد .
با سلام خدمت همه ی دوستان و استاد عزیزم که به عنوان دستی از ستان خداوند داره مارو راهنمایی میکنه….
دوستان من همین الان یهویی تصمیم گرفتم که بیام و با نوشتن ببینم که اغا چرا نمیتونم اونجوری باشم که میخوام حتی الان هم که دارم مینویسم چیز خاصی به نظرم نمیرسه حالا به امید خدا شروع میکنم و میدونم که خودش بهم کمک میکنه…
دوستان من در زمینه درس و دانشگاه مشغول فعالیت هستم و امسال پشت کنکوری هستم و مطمئن هستم که به خاطر این ترمز های تیتانیومی که نمیدونم چیه پارسال گند زدم و دوباره دارم درس میخونم ولی باز هم فکر میکنم که یه جای کار داره میلنگه و حالا ترمز های من :::
ترمز1-احساس گناه……سالهاست که من رو داره از درونم میخوره و هر بار من رو میکشه و زنده میکنه ..من این احساس گناه رو بیشتر به خاطر گناهان شرعی دارم که نمیدونم که ایا اصلا گناه هستن یا نه ولی از قبل اینجوری بهم گفتن این گناه شرعی خودارضایی هستش که هر بار مرتکبش میشم باعث میشه که خودم رو پست ترین انسان دنیا بدونم و طبق گفته استاد هر چه قدر به خاطر یه چیزی بیشتر احساس گناه داشته باشی بیشتر بهش مبتلا میشی و این در مورد من کاملا صدق میکنه .دوستان من قبلا هم تو کامنت فایل های مربوط به مصاحبه با استاد در موردش نوشتم ولی جوابی از استاد نگرفتم و اون هم شاید به خاطر زیاد بودن سوالات بود…..از قبل بهم گفتن که اگه مرتکب خودارضایی بشی از درگاه خداوند رانده خواهی شد و دیگه حتی خداوند بهت نگاه هم نمیکنه و این برام شده یه باور ریشه ای که هر چقدر روش کار میکنم انگار که نه انگار…من وقتی مرتکب اخودارضایی میشم تا وقتی غسل نگیرم حالم خوب نمیشه یعنی غسل گرفتن برام تبدیل شده به برگشتن به مسیرو تاوقتی این کار رو نکنم انگار تو یه جایی گیر کردم که نه راه برگشت دارم نه راه پیش ..تا وقتی غسل نگیرم نمیتونم درس بخونم به خدا همین بود که پارسال تموم وقت من رو گرفت و نذاشت از وقتم برای شکوفایی توانایی هام استفاده کنم و به جای اینکه به رویام که پزشکی دانشگاه تهران بود الان رتبه ام فرسنگ ها باهاش فاصله داره که به زور تونستم اصلا تو اون بازه مجاز برا انتخاب رشته قرار بگیرم ..نمیدونم چی بگم دوستان من اهل روستا هستم و زندگی نسبتا خوبی داریم که به خاطرش از خداوند ممنونم ولی من هرگز دوست ندارم که تا اخر عمرم اینجا بمونم اصلا تصورش هم برام سخته همیشه تو یه رویا هم خودم رو دارم تو زیباترین خونه<>مادرت>>>مهمون ها <… نمیزارن تو موفق بشی و خیلی وقت ها هم شده که با پدرم بد رفتار کردم به خاطر این باور مقصری اون درحالی که خداشاهده خودش به زور برا خود پول خرج نمیکنه تا هزینه های من رو تامین کنه من این بدخلقیم رو هم به همین خودارضایی لعنتی نسبت میدم که چون احساس بدی بهم میده هی اتفاقات بد رخ میده….
ترمز4-باور کمک نکردن خداوند به من به خاطر اعمال بدم……………میدونم این هم با همون موضوع اول ارتباط داره ولی خواستم به صورت جداگانه برسیش کنم…..این باور از همون جایی میاد که تو از درگاه خداوند رانده شدی ولی باینکه میگم ولی خدا شاهده که این طورنیست من بارها حتی مرتکب گناه شدم ولی بازهم خداوند یه جا هایی که گیر کردم ونیاز به کمک داشت جوری با دستان بینهایش بهم کمک کرده که خودمم باورم نمیشه یعنی یه جورایی مثل نصوح میمونم اون وقتا ولی ای کاش که من هم همون جوری که نصوح متحول شد و تصمیم گرفت خداوند رو جوره دیگه ای باور کنه و همین باوره هم باعث شد که ای همه پیشرفت کنه.تغییر کنم ولی اکثر اوقات احساس این رو دارم که رو زندگیم تسلط و اختیاری ندارم هر جایی تق به توقی میخوره تو زندگی من تاثیر میذاره طوری که خداوند چه قدر زیبا در مورد قدرت اختیار و انتخاب داره داره سخن میگه…"(("(انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا)")")")ولی همون طور که گفتم این باورهی مخرب نمیزارن که یه همچین چیز هایی که عین زندگی هستن رو قبول کنم….
دوستان اینها ترمز هایی بودن که خیلی به نظرم اشکار میومدن ولی مطمئن هستم که ترمز های دیگه ای هم هست ولی چون یه جاهایی خودشون رو مخفی کردن فعلا نمیبینمشون ولی ماه که همیشه پشت ابر نمیمونه بالاخره یه روزی میان بیرون….
میدونم متنی که نوشتم زیاده ولی باورتون نمیشه انگار یه بار خیلی سنگینی از دوشم برداشته شد واقعا خدایا ازت ممنونم مه من رو هرچنر خیلی اتفاقی بااین گروه و خانواده واستاد عباس منش عزیز اشنا کردی ببیین این هم کمک هی میگی کمک نمیکنه کمک ازاین بهتر مگه داریم مگه میشه…..
درپایان امیدوارم که این متن برای شما هم مفید باشه همون طوری که من الان سبک شدم…از خداوندبزرگ ارزوی سلامتی …ثروت …وپیداکردن ترمزهاتون رو طلب میکنم..
سلام خدمت دوستان عزیز
دوستان نطرات و دیدگاههای عالی نوشتن. به نطر من هم در این خواسته یک حالت معامله با خدا و نداشتن احساس لیاقت در خود برای داشتن ثروت هست. استفاده از روشی برای تحت تاثیر قرار دادن خدا (یا خودمون). از سویی دیگر اگر این دو جمله از هم جدا بشن و بهم ارتباط داده نشن می تونه هر کدوم به تنهایی یک هدف عالی باشه یعنی داشتن ثروت فراوان و جدای از اون بعنوان یک هدف دیگر زندگی: یک خیر توانا بودن.
موفق، سالم، سرشار از آرامش و ثروتمند باشید
?سلام به استاد عزیز و همه دوستان?
وقتی اکثر نظرات ارزشمند و فوق العاده دوستان را خوندم ، با خودم گفتم این همه دوستان زحمت کشیدن و نظر های عالی گذاشتن انقدر دقیق و مو به مو همه مسائل کامل توضیح دادند بعد حالا من میخوام چی بنویسم دیگه وقتی همه انقدر قشنگ توضیح دادن،
بعد با خودم گفتم خب اینم یه جور کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس دیگه، برای همین گفتم نظر من هم در هر صورت اگر یک نکته ای هم داشته باشه پس مهم و اررشمنده.
ترمز ها و باورهای من:
من متوجه شدم جدا ازاینکه دراین مورد عدم لیاقت وجود داره تازه یه حس خودبرتری هم پیدا شد این وسط.
یعنی چون درونم احساس بی ارزشی را فریاد میزنه اما برای اینکه من خاموشش کنم و نشنوم اون صدارو، یک احساس غرور هم بهش اضافه شده که خب من دارم میگم خدا اگه بهم ثروت بدی من هم قسمتی از اون هارو میبخشم، پس یعنی من چقدر خالصانه درخواست میکنم و چه ادم درستی هستم.
مثل خیلی از باورهای غلط و متعصابانه که داریم و بدون هیچ دلیلی و منطقی با یه حس دیگه جلوی صداشو می گیریم که نشنویمش
ما ها حتی احساس گناهمونم دوست داریم، میخوایم اینجوری به خدا بگیم درسته که خطا کردم ولی عذاب وجدان هم دارما ، فکر نکنی من ادم بی خیالی هستم، من عذاب وجدان دارم،
برای همین خواسته هامونم همینجوری از خدا میخوایم، که درسته که من گناه کارم خودم قبول دارم ولی میخوام اون پولی که بهم میدی یه قسمتیشو ببخشم که اون گناهم با این بخشش یر به یر بشه، هم به پولم برسم هم گناهام پاک میشه،
در صورتی که تا وقتی احساس گناه داریم خودمون لایق رسیدن به هیچ چیز نمیدونیم، برای همین همه درخواست هامون با با احساس خجالته و شرمساریه، یا فکر میکنیم بعدا عذاب خدا گریبانگیرمون میشه.
حالا که قانون جهان درک کردم، دیگه تصمیم گرفتم کاری به کار کسی نداشته باشم چون هرکسی با باورهای خودش دنیاشو میسازه، اگه ثروتمنده و زندگی بدی داره خودش خلق کرده زندگیشو،چرا من باید به خاطر باورهای غلط زندگیش ، به ذهنم اطلاعات به درد نخور بدم، بگردم اون ثروتمند های خوب دنیا رو پیدا کنم بچسبم به همونا تا ذهنم عادت بدم، باید خودخواه باشم ، اول خودمو درست کنم باورهای خودمو ، انقدر پر باشم که سریز شم،
? باز هم هزاران بار سپاس از استاد و دوستان ?
بنظر من این دیدگاه از این نظر اشتباهه که میگه خدایا تو اینو بده تا من این کار رو بکنم این یعنی باور داری که الان این خواسته رو نداری توی عبارات تاکیدی و باورهای فراوانی همیشه از کلمه ی هم اکنون استفاده میشه یعنی من باور کن فیکونی رو قبول دارم که وقتی می خوام بهم داده میشه و بهش با تمام وجود ایمان دارم و اینه که من هم اکنون و جلو جلو شکر نعمت می کنم
او اینکه وقتی من با شرط و شروط برم جلو حسم اونقدخوب نیس نسبت به وقتی که با تمام وجود حس کنم خواسته ام رو حتی عطرش و هیجان رسیدن به اون و …