پیغامِ هدایتگرایانه ی تضادها
اولین بار که پدرم به قصد یاد دادن موتور سواری، به من اجازه داد تا فرمان موتور را در دست بگیرم، خواستهی داشتن موتور و عشق به موتور سواری به شدت در من شکل گرفت.
باورهای محدودکنندهام درباره ثروت، آنقدر داشتن یک موتور عالی را برایم دور از دسترس ساخته بود که، نتیجهی «ترکیب خواستهی شدید و عشق علاقه به موتور سواری با آن باورهای محدودکننده»، موتور یاماهای ۱۰۰ تنه جوشی رنگ خورده را جذب زندگیام کرد. یعنی ارزانترین حالتی که میشد آن روزها یک موتور را خرید.
اما من هرگز لذت بردن از زندگی را به تعویق نمیانداختم و تا جایی که میتوانستم، از امکانات همان لحظهام برای لذت بردن بهره میبردم. حتی با آن موتور، با همسرم مسافرتی از قم به شمال داشتیم. فکر میکنم، حفظ همین ویژگی و اشتیاق همیشگیام برای تغییر اوضاع، بالاخره کار خودش را کرد و من را به مسیرشناخت قوانین خداوند و خواندن فکر خداوند، هدایت کرد. زیرا وعدهی خداوند إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى است که تأکید میکند، به راستی (همین است و جز این نیست) هدایت به عهدهی ماست.
تمام تضادهای حاصل از تجربه موتور سواری با آن موتور زهوار در رفته، خواستههایی مثل: داشتن استقلال مالی و آزادی زمانی و مکانی برای تجربهی هر آنچه که بخواهم را در من زنده کرد. سپس به اندازهای که من توانستم مقاومتهای ذهنیام را کنار بگذارم، هدایت شدم و به محض اینکه باورهایم درباره ثروت درست شد، آن خواستهها یکی پس از دیگری، به صورت طبیعی و از راههای منطقی وارد زندگیام شدند که یک مثال کوچک از تغییر آن باورها، مجموعهای از موتورسیکلتهای با کیفیت، با قابلیتهای متفاوت و متنوع مثل سرعت، قدرت، طی مسافتهای بسیار طولانی و… جایگزین آن موتور یاماهای زهوار در رفته شده که نتیجهی باورهای محدودکنندهی قبلیام بود.
نکتهای که با ذکر این داستان میخواهم بگویم این است که: تضادهایی که در زندگی با آنها برخورد میکنی، نه فقط خواستههایی را در وجودتان شکل میدهد، بلکه شور و اشتیاق و تواناییهایی را در وجودت بیدار میکند که، اگر آنها را با باورهای قدرتمندکننده همراه کنید، آن خواسته به صورت طبیعی وارد زندگیتان میشود. تمام پیشرفتهای بشر و تکاملی که امروز در جهان شاهد آن هستیم، نتیجهی برخورد با این تضادها بوده است.
این قانون و شیوهی رشد جهان است: قرار بوده، ما به عنوان موجوداتی فرکانسی، وارد جهانی شویم که اساس آن پاسخ به فرکانسها و بازتاب آنها در زندگیمان است. هدف ما از ورود به این جهان مادّی این بوده که به واسطهی برخورد با تضادها، خواستههایمان را بشناسیم و با ارسال فرکانسهای هماهنگ با آن خواسته، آنها را خلق کنیم. این طبیعت ماست.
اما آنچه باعث شده با وجود برخورد با تضادها و مشخص شدن خواستههایت، هنوز به خواستههایت نرسیده باشی، مقاومتهای ذهنی، ترمزها و باورهای محدودکنندهای است که مثل یک سدّ، آن خواستهها را پشت خود جمع کرده و اجازه جاری شدن آنها به زندگیات را نمیدهد. اما به محض اینکه با کار کردن روی ذهنت و کنترل کانون توجهات، باورهای قدرتمندکننده تری میسازی، آن مقاومتهای ذهنی برداشته میشود و آن موانع را حذف میکند. سپس نعمتها در زندگیات جاری میشود.
این اتفاقی است که در دوره ۱۲ قدم در حال وقوع است. به همین دلیل میتوانم بگویم، دوره ۱۲ قدم، تمرینی عملی است، برای عادت کردن به زندگی به شیوه طبیعی. زیرا طبیعت ما این است که، به محض مشخص شدن خواستهای، آن را تجربه کنیم. در این دوره، قدم به قدم، نحوه ساختن همان باورهایی را به دوستان شرکت کننده در این دوره آموزش میدهم که، خودم را از زندگی در یک اتاق سیمانی در بندرعباس، به زندگی در یکی از زیباترین مناطق فلوریدای آمریکا هدایت کرده است.
هر فردی که به دنبال یک دلیل قطعی و محکم میگردد تا باور کند تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه باورهای خودمان است و سپس برای خلق شرایط دلخواهش، جهادی اکبر برای تغییر باورهایش به راه اندازد و به این وسیله، درهایی از نعمت، ثروت، سلامتی، آرامش و تجربه روابط عاشقانه را به زندگیاش باز کند، به زندگی من نگاه کند و از نتایج زندگی من، به عنوان سند و مدرکی قطعی برای اهمیت و اولویت تغییر باورها، استفاده کند.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD416MB35 دقیقه














خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزاربار شکرت میلیون ها بار شکرت ، نمیدونم از خ شمالی و هیجان چی بگم.. داره گریم در میاد از خوشحالی و ذوق .. خدایا شکرت که اینجام شکرت که برگشتیم ب سایت، خدایا هزاربار شکرت که دسترسی به سایت آزاد شد.. خدایا خوشحالم که اینجام.. استاد نمیدونید چقدر دلم برای همه چی، اینجا تنگ شده بود
. از دیروز داشتم میگفتم چرا استاد یکاری نمیکنه ما تو ایران بتونیم ب سایت دسترسی داشته باشیم.. خدا روشکر من کلی فابل دانلودی داشتم و ازشون استفاده میکردم تو این تایم ولی خیلی دلم تنگ شده بود.. الان خیلی خوشحالم که به کامنتهای بچه ها دسترسی دارم.. خیلی خوشحالم که به این سایت خوش فرکانس و حال خوب کن دسترسی دارم.. خدایا شکرت که تونستم دوباره این سایت رو ببینم.. تا الان دیدم که پیامهای واتسپ بالا اومده سریع سایت abasmanesh.com رو سرچ کردم.. استاد خیلی خوشحالم و خیلی خداروشکر میکنم که الان اینجام.. بی نهایت خوشحال و سپاسگزارم.. من از خدا خواستم و شد .. شکرت قشنگترین خدای جهان..
استاد قشنگم نمیدونم از احساسم چی بگم واقعا سپاسگزار و هیجان زدهم..
🪴 استاد من 20م قرار باید قدم 6 رو میگرفتم با آفش، که با ایرانیزه شدن نتها ایم اتفاق ب تاخیر افتاد.. الان برای این موضوع که دوباره برگردیم ب روند شما تخفیف دوره رو تمدید میکنید؟ البته در هر صورت اکیه.. من روی ابرهام که الان اینجام بی نهایت خوشحالم و خدارو هزار بار شکر میکنم. استادم ممنونم که خودتو بهم نشون دادی.. واقعا تو این مدت من حالم خوب بود، من کنترل داشتم ، من بدرستی قانون اعراض از ناخواسته و درگیر نشدن با بیرون رو تا حدود خیلی زیادی رعایت کردم و حالم خوب بود و این فقط ب لطف شماست.. ب لطف و رحمت خدای عزیزمه.. میدونم هنوز کار دارم ولی این ی مرحله بزرگ بود که ردش کردم.. خدایا شکرت..
استاد تو این مدت خیلی بیشتر قدر کامنتها رو متوجه شدم که چقدر داشتنشون و خوندنشون مفیده و اثر بی نهایت عمیقی میگذاره و چقدر خوبه که الان دارمشون .. چون اونا از جنس منن، آدمهایی تو مراحل مختلف زندگی که از اتفاقات، معجزات و کارها و نتایجشون تو این روند مسیر میگن.. شکر برای همه چی شکر.. اصن نمیدونم چی بگم خیلی خوشحالم خیلی زیاد.. برم ی عالمه کامنت از بچه ها بخونم شکرررر
الان که اومدم تو قسمت نشانه امروز حرف قلبمو کامنت کنم”1404/11/4″ ساعت12 ، متوجه شدم که سایت باز نمیشه.. ناراحت نشدم، با خودم گفتم این خودش یه نشونه است که داره انجام میشه، تو نزدیکی به نتیجه، این ی قدم برای اتفاق افتادم خواستهت برگشت به سایته... استاد نمیدونی من در روز چندبار سایت رو سرچ میکنم ، امیدوارم هر چه سریعتر واردش بشم.. آمین
قرآن چقدر این مدت کنارم بود و منو در احساس تمانینه و ارامش قرار داد. من خیلی ممنونم استاد که منو با کلام خدا آشنا کردی ، من چقدر مدیون شما و سپاسگزار خدای بینهایتمون هستم..
شکر الان دیگه واقعا اینجام.. 11/6
سلام به خانواده گرم و صمیمی خودم ،
اینو مینویسم برای خودم بماند به یادگار
قانون به وضوح رسیدن خواسته ها از طریق برخورد با تضاد ها
میخوام چند نمونه از تضادهایی که باهاش برخورد کردم و وقتی ازش عبور کردم دیدم نه تنها سد راهم نبودن بلکه کلی درس های میلیارد دلاری رو بهم دادن کلی منو آگاه تر ، خوشحال تر ، آرام تر ، متوکل تر و تسلیم تر کردند که اگه برگردم به اون زمان خودم انتخاب میکنم حتی اون تضادهارو که بیان و درساشونو بهم بدن
حالا که به اون تضاد ها فکر میکنم میبینم هروقت من خواستم یا لایق شدم به مدار بالاتری از آگاهی و دانش و ثروت و آرامش برسم ، تضاد ها مثل امتحانهای دبستان که آخر ترم میگرفتن سر راهم سبز میشدن برای اینکه اون درس هارو تثبیت کنن توی وجودم نه برای عذاب !
یادمه اوایل که با استاد آشنا شده بودم ( اونم خیلی عجیب ) ولی اتفاقی نبود ، چون اتفاقی و تصادفی در این جهان وجود نداره همه چی فیزیکه، همه چی قانونمنده ، همه چی هوشمنده ، همه چی عدده ،
دوره قانون افرینش استاد رو داشتم گوش میکردم ( البته تکاملم رو رعایت کرده بودم چندین ماه قبلش خیلی خوب داشتم رو خودم کار میکردم ، زبان و ورزش و توسعه فردی و کتاب و…)
ولی من نمیدونستم استاد سایت دارند و …
چون بهاشو پرداخت نکرده بودم ، به اندازه مدار و آگاهیم ، آگاهی هارو دریافت میکردم ، ولی وقتی بیشتر از حد درکم آگاهی هارو دریافت کردم و چون بهاشو پرداخت نکرده بودم رفتم تو درو دیوار کلا ، آگاهی های اشتباه رو دریافت میکردم ، حالم از خیلی عالی رسیده بود به یک اوضاع ، افسردگی ، با احساس فوق بد و ، جسم ناسالم و افکاری که منو تحت کنترل. خودشون گرفته بودند ، و کلییییی باور ها افکار غلطی که داشتم اون موقع ،
میدونم کلی سختی کشیدم ، میدونم خیلی خیلیییی برام سخت بود
ولی به قول قرآن با بیشتر از حد شما به شما تکلیف نمیدهیم !!
شاید از نظر جسمی و ذهنی کم آورده بودم و نمی کشیدم ، ولی روحم برای بزرگتر از اینا داشت آماده میشد
و یجورایی از ته قلبم میدونستم بزودی از این دوران گذر میکنم
همه چیزو گذاشتم کنار همه کتابها ، استادهای که داشتم گوش میکردم ، همرو،
به خودم تعهد دادم فقط فقط برای آروم گرفتن ، و جدا شدن از افکارم هرروز صبح مدیتیشن کنم تحت هر شرایطی !!!!
خلاصه
اوضاع کم کم و تکاملی از افتضاح رسید به خیلی خیلی بد ، از خیلی خیلی بد رسید به خیلی بد ، از خیلی بد رسید به بد از بد رسید به خنثی ، از خنثی رسید به کمی خوب ، از کمی خوب رسید به خوب و…. تا جایی که الان واقعا احساس خوب و عالی رو دارم تجربه میکنم احساس عشق و آرامش ، و البته یک حس دگرگونی
اون تضاد و اون شرایط واقعا سختی که گذراندن نتجیش شد اینکه تمام باورهای مذهبی و محدود کننده ای که درمورد خدا داشتم از بین بره ، دیگه با جهان و کائنات نجنگیدم که چرا این اتفاقات داره میوفته
در یک کلام تسلیم شدن رو یاد گرفتم
و گذر کردم از اون دوران عجیب که بهش بعضی مکاتب عرفانی میگن( شب تاریک روح)
اون تضاد باعث شد کلی پخته تر ، آگاه تر ، پر بار تر بشم ، خودمو بشناسم ، به خودم عشق بدم و یاد گرفتم وقتی هیشکی به ظاهر منو درک نمیکنه ،
یک کلبه خیلی آروم و قشنگ توی درون خودم دارم که میتونم توش آروم بگیرم
مهم تر از همه سبحانو ( خود برتر ، خدا ، الله کائنان ، هرچی میخوای اسمشو بذار )پیدا کردم
اون قوی ترین و آگاه ترین خردمندترین کسیه که میشناسمش همیشه میتونم بهش تکیه کنم و هوامو داره همیشه منو هدایت میکنه ، وظیفه خودش میتونه هدایت منو
یک تضاد دیگه مریضی بود ، اره من مریض شده بودم و افتاده بودم
حالم بد بود نمیدونستم چرا ولی میدونستم الخیر فی ما وقع ، حتما درسی توی این تضاده . خب اولش گفتم من چرا باید مریض بشم اصلا ؟ نجواهای ذهن
ولی خدا هدایتم کرد که ویدیو ها و کلیپ هابی رو دیدم
که آشنا شدم با فستینگ و روزه داری ، بعد تکاملی کربوهیدارت رو قطع کردم
تکاملی پیش رفتم
بعد بومببب ( قانون سلامتی استاد رو ندارم ولی میدونم دقیقا همینه ، بدون کربوهیدارت ، روزانه یک وعده و بقیش روزه داری )
چقدر حالم خوب شد ، چقدر انرژیم رفت بالا چقدرزرر تمرکزم و خوابمو… همه چی چندین اول ارتقا پیدا کرد بعد اون تضاد فوق العاده
و کلیییی دیگه تضاد
الآنم به یک تضادی خوردم که جالبه
من دارم روی باور فراوانی و احساس لیاقت کار میکنم تازه کسب و کار خودمو شروع دارم میکنم
وضعیت خانواده و مالیمون هم فعلا به دلیل فرکانس های قبلی خودم خوب نیست
من خودمو سبحانو واقعا لایق بهترین لباس و ادکلن و بهترین وسایل خونه ، اصلا بهترین خونه میدونم
ولی هنوز که بیدار میشم این چیزا رو نمیبینم و لمس نمیکنم ، لباسایی که میپوشم و دوست ندارم ارزشمند نیستند برام ، و فعلا هم نمیتونم تهیه کنم برای خودم به اون صورت ،
و از یک ور دیگه
من چون دارم روی خودم کار میکنم ، و به ورودی ها کانون توجه ام خیلی دقت دارم
جدیدا وقتی پیش آدمای با فرکانس پایین و باورهای محدود کننده هستم خیلی اذیت میشم ، شاید تا قبلش اینجوری نبودم
ولی الان نمیتونم تحمل کنم اون حرفهای شرک آلودی که آگاهانه یا ناآگاهانه دارن میزنن
و شرایطمم جوریه که پیش این آدما هستم ساعات زیادی رو
و این خواسته در من شکل گرفته من خانواده هم فرکانسی دوستای هم فرکانسی میخوام که پیششون باشم
میخوام روی خودم کار کنم ولی زمان و مکان مناسب اصلا جور در نمیاد
و در من خواسته آزادی زمانی و مکانی شکل گرفت
به قول استاد اتفاقا به خودی خود هیچ معنایی ندارند ما هستیم که بهشون معنا میدیم
میدونم از این تضاد ها هم میام بیرون سربلند و چقدر آگاه تر و ثروتمند تر خوشگل تر جذاب تر میشم
این بماند به یادگار
تکیه کردم بر قوانین ثابت و بدون تغییرت (توحید)
ایمانمو قوی تر کن ، متوکل ترم کن ، مثل ابراهیم ، مثل عباسمنش ،و مثل تمام کسایی که وهابیت و لطف و بخخشش این سیستم رو دارن تجربه میکنند
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای وقتی که دارم وهمش تو سایت میگذره اونقدر شگفت زده میشم که دوس دارم تمام فایلها رو باز کنم و ببینم
دوسه روزه سریال سفر به دور آمریکا رو دنبال میکنم وخداروهزاران بار شکر میکنم از استادی که تحت هر شرایطی خودشونن وظاهر نمایی نمیکنن وزندگی رو با تمام وجود زندگی میکنند ولذت میبرن در کنار عشقشون ،عشقی که واقعا لایقه از هر نظر
خداروصدهزار مرتبه شکر بابت آگاهی هایی که هرروز بهش میرسم امروز هدایت شدم به این صفحه پسر من عاشق موتوره وما همیشه سرکدبش میکردیم که سوار نشه خطر داره ولی وقتی دیدم استاد هم همینطور بوده و حتی با موتور سفر هم رفته یاد پسر خودم افتادم که پارسال با موتور سفر رفت و کلی سرکوب شداز طرف اطرافیان به خاطر این خرکتش الان میفهمم که نباید سرکوبش میکردیم چون واقعا علاقه داره به موتور واین هیچ ایرادی نداره
خدایا صدهزار مرتبه شکر برای انگیزه ای که میگیرم برای شروع کارم امروز کلی تو ذهنم دسته بندی کردم که حرفه ای خیاطیم رو پیش ببرم وازش کسب درآمد داشته باشم خدایا هدایتم کن ومسبر رو راحت بهم نشون بده
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این کلمه آویزه گوشمه وبه خودم میگم باید عمل کنم اون چیزی که تو ذهنه رو پیش ببرم
سپاسگذارم از استاد واموزه هاشون از مریم جان عزیز که قلبا دوسش دارم وصداش آراامبخشه
فعلا به امید خدا
به خالق همه چیز دان و نور ابدی
من سال هاست یه شرایط و تضادهایی برام پیش می اومد که منو به اوج افسردگی و ناراحتی و فرکانس پایین میبرد ولی وقتی که متوجه شدم از قضیه از چه قراره و خصوصا آموزه های استاد که آشکار ترین هدایت رب برای من بود خیلی به من کمک کرد
و عمل به قوانین و شناخت خویشتن و زندگی و کار کردن روی خود باعث شد زندگیم از این رو به اون رو بشه و همین همین تضادها بودن منو ساختن و باعث شدن من به درونم رجوع کنم
قبلا حرف افراد دیگه خیلی روم تاثیر داشت و هفته ها ذهنمو به هم میریخت ولی الان همینکه تضادی در این زمینه می بینم با خودم زمزمه میکنم
آن کس که بدم گفت ، بدی سیرت اوست
و آن کس که مرا گفت نکو ، خود نکوست
حالم متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
و چند تا تنفس آگاهانه انجام میدم و سعی میکنم رو نکات مثبت شرایط و فرد تمرکز کنم
به نام خدا
گاهی ما فکر میکنیم سختی ها سد راه هستن ، اما واقعیت اینه که همین تضادها بهترین معلمهای ما هستن .
به قول مولوی
زان به ظاهر خارها گلها شکفت
زان به باطن زهرها تریاق گشت
یعنی در ظاهر سختی و خار هست اما در باطن زندگی یک گل زیبا در حال شکفته شدن هست .
برای من جالب بود که یک موتور ساده و رنگ خورده میتونه تبدیل بشه به یک نقطه تحول بزرگ . نه به خاطر خود موتور ، بلکه به خاطر برداشت ما از اون.
گاهی ما خواسته هایی داریم ، اشتیاق داریم، اما یک سری باورهای پنهان ذهنمون میگه تو نمیتونی ، الان وقتش نیست ، امکانات کمه .
و همین صداهای کوچیک مانع از نتایج بزرگ در زندگیمون میشن .
بنابراین مشکل ما خواسته هامون نیست ، بلکه باورهامون هست که با تصویر واقعی خواسته ما هماهنگ نیست .
به محض اینکه این سد برداشته بشه کار تمومه .
به نام خداوند مهربانم خدایی که هدایت و حمایتم میکند به مسیر نور و روشنایی و ثروت و خوشبختی
خدایا صد هزار مرتبه شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت میگویم برای رزق و روزی امروزم که از لطف و مهربانیت میبخشی به من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت برای سلامتی و آرامشم
دیروز موقع برگشتن از مشهد داشتیم فایلهای استاد رو گوش میدادیم و همش تو حرفهاش میگه صد هزار مرتبه شکرت
دیشب هم سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکردیم تو هر کلمه اش میگفت خدایا صد هزار مرتبه شکرت
بعد به همسرم گفتم ما در روز شاید 20 مرتبه یا 50 مرتبه بگیم خدایا شکرت
و یا میگیم هزاران هزار مرتبه شکرت
اما استاد تو هر کلمه اش میگه صد هزار مرتبه شکرت
خیلی تفاوته اونم با احساسه شوق و ذوق زیاد با احساسه خوب زیاد و همونطور خداوند هم بهش روزی میده
شک نعمت نعمتت افزون کند
من از دیروز با خودم عهد بستم چه شکر به زبان باشد چه موقع نوشتن برای هر چیزی فقط و فقط میگم خدایا صد هزار مرتبه شکرت
فرق خدایا شکرت با خدایا صد هزار مرتبه شکرت زمین تا آسمونه
و امروز هم توی دفتر ستاره قطبیم نوشتم
خیلی احساسه خوبی داره
اگر در روز 50 مرتبه شکر کنیم و بگیم خدایا صد هزار مرتبه شکرت و توجه بر نکات مثبت و توجه بر شکر نعمتها خداوند رزق و روزی فراوان میبخشد و بیشتر و بیشتر میدهد
میدونی چقدر سپاسگزاری کردیم در روز
و اینم از آگاهی و تجربه و هدایت دیروزم که همش الخیر فی ما الوقع بود
اگر ما در مسیر درست باشیم با افکار و باورهای درست با فرکانس درست خداوند انسانهای درست و مهربان رو سر راه ما قرار میدهد و کاری میکند که تمام کارها روان و آسان انجام شود
پس باید تا زنده هستیم رشد کنیم و باورها و افکار و ذهن و فرکانسمون رو کنترل کنیم مراقب باشیم ورودی مناسب بدیم به ذهنمون و خروجی مناسب هم داشته باشیم
قوانین جهان ثابته اگر برای هر خواسته ای مقاومتها رو کم کنیم و اون فاصله فرکانسی کم شود سریعتر به خواسته میرسیم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای این روز بسیار پر رزق و روزی فراوان که به سمته من میآیند
شعار این هفته ام
من هر جا که باشم پول و ثروت منو پیدا میکنند و به سمته من میآیند
منم تمام تلاش و سعیم بر اینکه که به قوانین و نشانه ها عمل کنم تا رشد کنم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم دوستتون دارم
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
بنام خالق بی همتا ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ
وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
إِن کُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ
فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ
خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ
یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ
إِنَّهُ عَلَی رَجْعِهِ لَقَادِرٌ
یَوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ
فَمَا لَهُ مِن قُوَّهٍ وَلَا نَاصِرٍ
سوگند به آسمان و ستاره طارق.
و تو چه دانى که طارق چیست؟
ستاره اى است درخشنده.
(به اینها سوگند که) هیچ کس نیست مگر آنکه بر او نگهبانى است.
پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است.
از آبى جهنده آفریده شده است.
که از بین کمر و سینه بیرون مى آید.
همانا او بر باز گرداندنش تواناست.
روزى که اسرار آشکار شود.
پس براى انسان، هیچ قدرتى (از درون) و یاورى (از بیرون) نیست.
ای یگانه معبودم، ای خالق هستی و ای بخشندهترینِ بخشندگان
امروز دلم لبریز از شکری است که شاید نتواند تمام وسعت نعمتهای تو را در بر گیرد، اما از اعماق وجودم برمیآید، سپاس تو را که مرا آفریدی، نفس کشیدن را به من بخشیدی، و در این سفر زندگی، هدایتم کردی.
گاه چشمانم به روی نعمتهای ریز و درشتی گشوده میشود که آنقدر به من نزدیک بودهاند که گویی بدیهی شدهاند؛ نوری که روزم را روشن میکند، آبی که تشنگیام را فرو مینشاند، غذایی که جانم را تغذیه میکند، و سلامتی که توانم میبخشد. همه اینها نشانههایی از لطف بیکران توست که از من دریغ نداشتهای.
سپاس تو را برای پدر و مادری که چون کوه، پشت و پناهم بودهاند؛ برای عشق بیدریغشان، فداکاریهایشان و صبری که در راه تربیت من به کار بردند، آنها تجلی عشق و رحمت تو در زمین هستند.
سپاس تو را برای همسرم، همراه و همسفر راهم، که در شادی و غم، یار و یاورم بود؛ برای لبخندش، درکش و عشقی که خانه را با حضورش گرم کرده است.
و سپاس تو را ،برای تمام انسانهایی که در مسیر زندگیام قرار دادهای؛ حتی آنانی که شاید وظیفهشان خدمت به خلق است، اما در پسِ تلاششان، نیت خیر و انجام وظیفهای الهی نهفته است. ماموران شهرداری که شهر را پاکیزه نگه میدارند، کارکنان زحمتکش اداره برق که روشنایی را به خانههایمان میآورند، و هر کسی که با تلاش خود، گامی در جهت آسایش دیگران برمیدارد. اینان نیز از جانب تو، وسیلهای برای آسایش و رفاه
ما هستند.
خداوندا، تو را شکر که مرا در پناه خود حفظ میکنی، راهم را هموار میسازی و مرا از ناامیدیها در پناه مهرت ایمن میداری. کمکم کن تا قدردان این همه نعمت باشم و هرگز فراموش نکنم که هرچه دارم، از جانب توست.آمین.
سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام
این فایل از اون جمله فایلهایی بود که وقتی فایل نشانه امروزم رو گوش میدادم در وسط صفحه بهم چشمک میزد واز آنجا که تلاش میکنم به نشانه ها عمل کنم تصمیم گرفتم به آگاهیهای این فایل گوش بدم وخداروشکر ،چه آگاهیهای نابی بود که نیاز داشتم به شنیدنش مثل جلسه 8 دوره کشف قوانین زندگی دیروز اشتباهاً به جای جلسه 8 دوره احساس لیاقت در گوشی ام پلی کردم واز آنجا که به این درک رسیدم هیچ اتفاقی ،اتفاقی نیست اول اون فایل رو گوش دادم وبعد جلسه 8 احساس لیاقت را ،خدایا شکرت
خواسته های ما هیچ وقت نمیمیرند اگر ما به خواسته هامون نمی رسیم به این دلیله که باورهای درستی نداریم وهیچ وقت اون خواسته هایی که از طریق تضادها وارد زندگیمون شده رو از بین نبریم
تمام خواسته های ما ،خواسته هایی که براش انگیزه زیادی داریم از دل تضادها آمده واین روند جهان هست که تضادها باعث میشه، خواسته های ما شکل بگیره ،اما آدمهای خیلی زیادی نیستند که بتونند به این خواسته هاشون شکل بدهند
اگر خواسته ای داریم که از طریق تضادها بوجود آمده صددرصد به حقیقت میپیوندد،اگر باورهامون رو درست کنیم که اگر باورهامون رو در هرزمینه ای درست کنیم اون مسائل ومشکلات به جایی که باعث ناراحتی ورنج ما بشن ،باعث خوشحالی ما میشن یعنی تضادها به ما کمک میکنند تا با انگیزه بیشتری به سمت خواسته هامون بریم ووقتی مقاومتها رو کم کنیم به شکل خیلی راحت وساده ،از جاهایی که فکرش رو نمیکنیم به خواسته هامون میرسیم
چه ایده جالبی که لباسها رو طبق طرحها ونوشته هایی که دوست دارید انتخاب میکنید ومیپوشید
وقتی به گفتگوی شما ومایک گوش میدادم ودر مورد آن گفتگو فکر میکردم دیدم درسته در هر زمینه ای که باورهای درست ومقاومت کمتری داشتم به اون خواسته ها رسیدم ودر زمینه ای که باورهای درستی نداشتم یا باورهام درست بوده ولی از آنطرف مقاومتهایی نیز داشتم خیلی دیرتر به اون خواسته ها رسیدم
خدایا شکرت…شکرت….شکرت
عاشقتونم ….
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام و عرض ادب
کامنت خیلی قشنگ و زیبایی بود.
متن سپاسگزاری که در ابتدای کامنت نوشتید بسیار دلنشین بود که :
«از دل برآید هر آنچه بر دل نشیند.»
واقعیتش من سپاسگزاری روزانه در برنامه داشتم و هر روز اتفافات، نشانه ها و نتایج ریز و درشت مثبت روزانه را مینوشتم و سپاسگزاری میکردم. اما مدتی هست که رها کردم و باز هم طبق معمول اسیر روزمرگی زندگی شدم.
متن سپاسگزاری شما، یادآور سپاسگزاریهای خودم شد.
روزهایی که با تمرکز سپاسگزاریهای روزانه را مینوشتم، حال و احساس خیلی خوبی بود، آرام بودم، به خدا وصل بودم و به آرامش درونی می رسیدم.
به خودم قول دادم که دوباره شروع کنم و شروع این مرتبه، ابتدا سپاسگزار خداوند هستم که من را به این فایل و به کامنت زیبای شما هدایت کرد و سپس سپاسگزاری از شما به خاطر کامنت خوبی بود که مجدد من را به مسیر سپاسگزاری برگردانده و به من یادآوری کرد که دوباره بنویسم و سپاسگزار خداوند باشم.
به قول استاد، سپاسگزاری بالاترین و نزدیکترین فرکانس به خداوند هست.
در مرتبه دوم برداشت خیلی خوبی از این فایل استاد و داستان تضادها برای شفاف شدن مسیر خواسته ها و رسیدن به آنها داشتید :
«تمام خواسته های ما ،خواسته هایی که براش انگیزه زیادی داریم از دل تضادها آمده واین روند جهان هست که تضادها باعث میشه، خواسته های ما شکل بگیره»
«اگر خواسته ای داریم که از طریق تضادها بوجود آمده صد در صد به حقیقت میپیوندد، اگر باورهامون رو درست کنیم که اگر باورهامون رو در هرزمینه ای درست کنیم اون مسائل و مشکلات به جای اینکه باعث ناراحتی و رنج ما بشن، باعث خوشحالی ما میشن یعنی تضادها به ما کمک میکنند تا با انگیزه بیشتری به سمت خواسته هامون بریم و وقتی مقاومتها رو کم کنیم به شکل خیلی راحت وساده، از جایی که فکرش رو نمیکنیم به خواسته هامون میرسیم»
در عبارت بالا خیلی زیبا و به سادگی موضوع تضادها را تشریح کردید.
امیدوارم در زندگی به تمام خواسته ها و رویاهای خود دست یابید.
خدایا سپاسگزارم
بنام خدایِ مهربانِ مهربان
سلام ودرود داود عزیز
صمیمانه ازت سپاسگزارم که با این دیدگاه پربرکت قلبم را روشن کردی
نوشتی متن سپاسگزاری بر دلت نشست ،این نشونه بیداری دل توست ونشون میده که آماده شنیدن بودی تا انگیزه بیشتری پیدا کنی که ادامه بدی
داود جان ،درسته، سپاسگزاری وقتی همراه با احساس باشه ،به این دلیل که تمرکزت رو میبره روی نعمتها ،روی فرصتها، موقعیتها وموفقیتهایی که در زندگی ات بدست آوردی نه تنها تو رو با هم جهت با جریان خداوند میکند بلکه با یقین قلبی وآسودگی خیال همراه هست ،چرا که به این درک میرسی خدایی که اون نعمتها رو بهت داده ،اون موقعیتها وفرصتها رو سر راهت قرار داده بازم هست که بهت نعمتهای بیشتری بده وموقعیتها وفرصتهای بیشتری رو سر راهت قرار بده ،به همین خاطر دیگه نگرانی وترس وعجله ای در کار نیست ،تو فقط سمت خودت رو انجام میدی وچون احساس خوبی داری قطعا اتفاقات خوب بیشتری تجربه میکنی
بازم ازت سپاسگزارم
آرزو میکنم خداوند قلبت را مملو از امید به آینده و شادیهای روزافزون کندوهر آرزوی خیری که در دل داری، با لطف و کرمش به اجابت رساند
خدایار ونگهدارت