چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم - صفحه 51


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم
    980MB
    94 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم
    93MB
    94 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 176 روز

    بنام خداوند مهربانم که هر چه دارم از اوست

    استاد جان ومریم عزیزم سلام زندگیتون پر از نور خدا و مسیرتون همیشه سبز

    این نشانه امروز من بودم

    از خداوند حمایتگر و بخشنده ام بی نهایت سپاسگزارم بخاطر آرامشی که از او میگیرم که گاهی وقتها خودم از اینهمه آرامش و صبوری خودم تعجب میکنم و

    همانموقع از خدا شکر گزاری میکنم و میگم خدا این ارامشم از تو دارم شکرت

    الان ماهاس که من ارام هستم و اصلا رنگ نگرانی و ترس را ندیدم به لطف خدای مهربانم

    من چقدر از این همه اگاهی که به من رسید و اگاهتر شدم لذت بردم و وقتی برای نیتی که نشانه را زدم همینکه موضوع فایل را خوندم گرفتم حرف خدارو من باید فقط در راه خدا باشم تا هدایت شوم به مسیر درست

    این طبیعی که وقتی از مسیر خدا دور شوم هدایت را نمیگیرم الله اکبر

    چقدر فقط موضوع فایل برای ما پر از درس است پر از آگاهی است

    خدا عظمت و بزرگی ات را شکر که اینقدر واضح درسم را بهم فهماندی

    چقدر خوشحالم که در این فرکانس هستم که میتوانم این آگاهی ها رو درک کنم خدایا شکرت

    استاد جان برای یه کار دو روز با شیطان و خودم درگیرم مدام بخودم میگم خدا خودش راه برام باز میکنی من فقط از خودش میخوام تا بخواسته ام برسم و شیطان مدام زمزمه میکنه که باید به واسطه بگی فقط اون میتونه کار برات انجام بده و تمام روز خداروشکر میکنم که به من اجازه نمیده از مسیر خارج بشم و مدام مقاومت میکنم و سپردم بخدا و ایمان دارم به هرچی که اتفاق بیوفته حتما بنفع من است

    ولی ته دلم یه قلقلکی بود که تصمیم گرفتم نشانه بزنم و حالا خیلی مصمم تر شدم که بسپار بخودش

    قدرت فقط دست اوست

    هیچ وقت تو زندگی دنبالت حسادت و مقایسه نبودم شاید یکجاهایی بوده نمیدونم ولی حتما انقدر جدی نبوده که روی زندگیم تاثیر بزاره

    فقط تسلیم و خدمتگزار خداوند بی همتا یم هستم و بابت این تسلیم بودن خداروشکر میکنم چون لطف عنایت خدا بود که من توانسته ام تسلیم او باشم و فقط از او بخواهم که زندگیم را بسازد برای هر کاری فقط به خودش متوسل میشم

    حتی اگر در رفاه نباشم ولی بجاش سلامتم بجاش ارامم بجاش حال دلم خوبه و شادم و واقع بدون هیچ دلیلی شادم و این شادی درونم میدانم از خدا دارم و تمام روز شاکرش هستم

    زندگی را دوست دارم و ازش لذت میبرم و مدام از خدای بزرگم میخوام که کمکم کنه که توشه ام را پر بار کنم تا با توشه ای پر پیش او بروم هرچند که نصفی از عمرم گذشته و من فقط چند ماهی هست که از مسیر زندگیم لذت میبرم ولی

    راضیم و خوشحال وحتی اگر بمیرم هم ناراحت نیستم میگم همه بسوی او میرویم فقط انیدوارم پیش خدا دست پر باشم

    انقدر که عاشق خدا هستم و دوست دارم بسوی او بروم خدایا شکرت بابت عمری که به من دادی تا از این دنیا دیدن کنم از نعمتهات لذت ببرم این فرصت بهم دادی لذت مادر بودن بچشم و دوتا دختر بینظیر بهم دادی خدایا شکرت برای صفات اخلاقی خوبم برای بی عیب و نق بودنم شکر

    خدایا شکرت که اجازه دادی به این دنیا بیام

    برای تمام نعمتهایی که وارد زندگیم کردی و میکنی شکر

    خدایا اجازه نده چیزی بین من و تو فاصله بیندازد خدایا مار را از وسوسه های شیطان دور کن

    خدایا نورت را در قلب ما پر رنگتر کن

    آااا مین یاااارب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 171 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    یادش بخیرهمه چی ازاین فایل شروع شد چقدر زیبا ورمانتیک بود ، استاااااااااادصبح یک عکس تواستوری دیدم احساس کردم شوهرم داره سکته قلبی میکنه دورازجونش ،واقعیتش نگران شدم ،قبلش گفتم باخودم حالا من اینقدرعصبانی شدم وهرچی تودلم بود ریختم بیرون واستوری گذاشتم ،خداکنه شوهرم سکته نکنه ، بعدش اون استوری دیدم گفتم خدایا آخه ماچرا اینقدرتلپاتی قوی داریم ، اخه عزیزم خودتوبزارجای من ،من میخام دوباره بچه داربشم چقدرباید صبرکنم که شوهرم شخصیتشوعوض کنه چندسال بایدصبرکنم ، چندماه ،هیچی نمیدونم خب ، بعدشم من چندبارگفتم خلا ایجادکن من نمیتونم کسی روکنارشوهرم ببینم ، لبنیاتی هم بری ماست بخری بگی تواین ظرف دهنی وماستی ماست بریزخب نمیریزه ، خداوند چجوری نعمتشو توظرف دهنی بریزه ،وقتی خلا ایجادکنی دورتوخالی کنی خدانعمتشوبهت میده براحتی باشادی وعزت وساده، من میگم یا امام حسییییییییین ،شوهرم استوری میزاره یا امام زمان اینهمه ویو خورده پیج زنم ادای منو درمیاره چرا ماتلپاتی داریم .

    شوهرم عشقشوثابت کنه با استوری روزی 6عدد حضوری بیادآموزش بده ، تماس بگیره ، حضوری هموببینیم ،خلا ایجادکنه دورشو شخصیتش تغییرکرده .

    چرا پیچیدش میکنی مگه چقدرسخته که میگی جهاداکبرمیخاد اراده فولادی میخاد مگه چه خبره من نمیفهمم برای ترک کردن 4تا آدم سطح پایین اراده فولادی میخاداخه ، من نمیفهمم واقعااااااااااا.

    استااااااادهمش احساس میکنم اومدی ایران الان خونه مامانت یا تهران یاقم هستی ، ما که حالمون خوبه منو ویانا توهرشرایطی حالمون خوبه وسرحالیم ، شادیم .

    باید به شوهرم بگم باچت نمیشه مشکلاتوحل کرد باید یاتماس باشه یاحضوری هموببینیم که تغییرات باکمک همدیگه انجام بشه ،اینجوری فقط انرژی تحلیل میره و مشکلات انبارمیشه . کارها عقب میوفته .تا اینجا خوب پیش رفتیم چون به کمک دوستان ومشورتشون هموشناختیم وبهمدیگه راحت اعتمادمیکنیم .

    این وسط اتفاقات بدافتادخیرش این بود که اگه چیزبدنباشه چیزخوب مثل الماس نمیدرخشه .

    خیلی درسها داشت برای همگی مرسی استادبرای این ایده واین آگاهیها تواین دوسال اخیر خیلی چیزیادگرفتیم

    بچه ها دوستان عزیز بیشتزارمنوشوهرم مشتاقن ماموفق بشیم من تایه جا،نا امیدمیشم دوستان میگن یکم مونده نا امید نشو به قله داری نزدیک میشی که جاده باریک شده مطمئن باش میرسی میگن نا امیدنشوادامه بده .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فاطمه صاحب زاده گفته:
    مدت عضویت: 824 روز

    به نام خداوندی که واقعا هر آنچه دارم از اوست

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی دوست داشتنی خیلی خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم

    واقعا از صمیم قلبم اینو میگم

    چقدر جالب بود نشانه امروزم که دقیقا همین دیشب داشتم با دخترعمم راجب مقایسه کردن صحبت میکردیم و امروز این فایل نشانه ی روزم شد

    ( شاید حرفایی که الان دارم تایپ میکنم ربطی ب این فایل نداشته باشه هر چند که چندین بار این فایل رو گوش دادم و تصمیم گرفتم کامنت بنویسم راجب این فایل اما این حرف ها اومد که بنویسم )

    چقدرررر زندگی من داره قشنگ تر و قشنگ تر میشه

    انقدری که دارم قشنگ حس میکنم که تو همون جاده ی جنگلی که دو طرفش پر درختای رنگارنگ هست و دارم قدم میزنم و لذت میبرم از تماشای زیبایی های این مسیر

    1 سال و نیم پیش صمیمی ترین دوستم بهم گفته بود خواب دیده بود که جفتمون تو یه جاده جنگلی بودیم که تهش مه بود و دو طرف جاده پر درختای رنگی رنگی بود

    گفت که تو داشتی هی تعریف میکردی و حالت خوب بود ولی من از پا افتاده‌ بودم و هیچی نمیدیدم فقط میخواستم دیگه راه نرم از خستگی

    گفت که تو دستمو گرفتی بزور منو کشیدی گفتی یکم دیگ مونده و رسیدیم به تهش که ی صخره یا یه کوه بزرگ بود و تو خیلی راحت رفتی بالا و من همونجا موندم

    (من اونموقه هنوز با قانون آشنا نشده بودم )

    ناخودآگاه بهش با ذوق گفتم این همون مسیر موفقیته ینی ما بهش میرسیم

    (و من به شدت اون سال دلم میخواست تغییر کنم و زندگیمو به صورت جدی تغییر بدم )

    که دقیقا 3 ماه بعدش من با قانون اشنا شدم که دقیقا زمانی که با قانون اشنا شدم مسیر من و دوستم از هم جدا شد جوری که دیگ ازش خبری ندارم

    و من الان به جرعت میتونم بگم که من تو همون جاده جنگلی هستم که دوستم خوابش رو دیده بود

    و با اطمینان میتونم بگم که دستم تو دست خداست

    چقدرررر باهم رفیق تر شدیم چقدرررر با خودم رفیق تر شدم چقدررر خودمو دوست دارم

    چقدر با خودم مهربون تر شدم خداروصد هزار مرتبه شکر خیییلی خیییلی راضیم

    انگار خدا تماما مراقبمه و حواسش بهم هست

    گهگاهی هم امتحانم میکنه نمیتونم بگم خیلی عالی عمل میکنم

    ولی در همین اندازه کمی هم که سعیمو میکنم پاداش هایی بهم میده از خوشحالی نمیدونم چطور سپاسگذاری کنم ازش

    همین اواخر اتفاقی افتاد تقریبا دو هفته پیش من کارت بانکیم رو گم کرده بودم یکم احساسمو بد کرد ولی سریع خودمو جم و جور کردم ینی سعیمو کردم

    و 2 هفته این مغز من هی میگف حالا میخوای چیکار کنی

    صابکارت مرخصی نمیده ، داره دیر میشه ، سخت میتونی کارتتو بگیر ، کلی دردسر داره ، لنگ میمونی ، اجارتو چطور میتونی بدی،

    و منم هی جوابشو میدادم که نه خدا حتما یه برنامه عالی برام داره حالا ببین

    الان تو نمیفهمی ولی حتما خیری توش هس

    حتما خدا میخواسته پولامو نگهداره چون تو قصد خرج کردنشو داشتی

    خدا روزیمو چه با کارت عابر چه بدون کارت عابر میده منو لنگ نمیذاره

    خودش کارامو انجام میده

    ( و انصافا من اصلا تو اون ی هفته هیچ نیازی پیدا نمیکردم چون روزیمو از همه جا میرسوند و چیزی پیش نمیومد ک نیاز ب کارت عابر بانک داشته باشم)

    دوباره هی ذهن میگف هی من جوابشو میدادم

    و روز اخر گفتم اصلا بیا قانون رو امتحان کنیم

    مگه نمیگه قانون بدون تغییر؟ خب این یه تسته که هم خودمو امتحان کنم هم ببینیم قانون چطور عمل میکنه

    و من اون روز حال خودمو خوب نگهداشتم(البته با گفتگوی ذهنی اگاهانه

    هی گفتم خدا میدونه قراره چه اتفاق خوبی بیفته چه خیری در انتظارمه )

    و دو هفته تمام صابکارم مرخصی نمیداد و یادش میرفت

    که اون روز گفتم نمیشه شاید من احساس لیاقتم پایینه که قطعی نمیگم بهش امروز دیگ تکلیفو روشن میکنم کار من واجب تره

    که رفتم و بهش گفتم که اقای فلانی مرخصی من چندشنبه شد؟ چند شنبه برم؟

    یهو گف میخای فردا بری؟ گفتم اره

    و اینو بگم که من تمام وقتم تا ساعت 10 شب

    که تو دلم داشتم میگفتم کاش منو زودتر میفرستاد که شبش برم( مسیرم از خونه پدر مادرم 3 ساعت طول میکشه برای همین اگه شب راه میفتادم برام بهتر بود)

    که همون روز ساعت 7 گفت تو دیگه برو

    و من ذووووق :)

    بدو بدو رفتم خوابگاه وسایلمو جمع کردم رفتم پیش مسئول خوابگاه مدارکمو بگیرم اسم و فامیلیمو که شنید گفت تو احیانا یه کارت بانکی گم نکردی؟؟

    چشام گرد شد با تعجب گفتم نکنه شما پیدا کردید؟؟؟؟؟؟

    گفت دختر تو نباید بیای یه سوال بپرسی؟

    ( چون من از اتاق کارتو برده بودم از سوپر مارکت خرید کرده بودم وبعدش دیگ گم کردم برای همین تنهاااا جایی که فکرشو نمیکردم باشه اینجا بود)

    قشنگ دهنم وا مونده بود که چطوووور؟؟؟؟؟

    همینجور که داشتم میرفتم سمت مترو هی میگفتم خدایاااا چی تو کلت بووود؟؟؟

    بعد دو هفتهه؟؟؟

    دقیقا وقتی که من مرخصی گرفتم برم خونه؟؟؟

    هم خدارو هی شکر میکردم و هم این علامت سوال بود که علتش چیه؟ چه هدایتی هست؟ چه اتفاقی قراره بیفته؟

    خواسته های من این بود که:

    _سیمکارتم رو بگیرم(که هر بار نمیشد)

    _بتونم انلاین خرید کنم(شاید عادی باشه ولی من تجربشو نداشتم و خیلی این خواسته تو من شدید بود)

    _یه کفش باکیفیت بتونم بخرم( که اینجا خیلی قیمتاش بالا بود و کفشام پاهام خیلی اذیت میکرد که کل روزم سرپا بودم)

    وقتی من رفتم خونه فرداش همه اینا انجام شد به راحتی سیمکارتمو دریافت کردم

    به راحتی رفتم رفتم بانک شمارمو تغییر دادم

    و به قصد گشت زدن رفتم پاساژا که هدایتی به ی کفشی برخوردم هم خوشگل بود هم با کیفیت بود قیمتشم که مناسب تر بود( اون پولی هم ک تو کارت مونده بود خدا برام نگهداشت که بتونم بگیرمش و مقدار مناسبی هم برام موند)

    میتونم بگم پاهام همچین کفش خوبی تو عمرشون ندیده بود از راحتی از سبکی و از زیباییش:)

    انگار خدا دستمو گرفته بود منو برد اونجا گف اینو برای تو نگهداشتم ( چون من همون روز که کارتم گم شد تو ذهنم این بود ک برم از همین دست فروشا ی کفش بگیرم با وجود اینک خدا چندین بار نشونه داد که نگیر)

    *شاید بعدها از خوندن این کامنتم و اینک برای ی کفش انقد ذوق میکردم برام جالب باشه

    ولی میتونم تصور کنم که اون لحظه چقد سپاسگذار میشم از اینک من چه خواسته هایی داشتم والان چه نعمتهایی دارم که شاید برام عادی شده باشن

    و چقدر یاداوری این ها ایمانمو قوی تر میکنه به هدایت به نشانه ها

    هر بار که وقت میکنم دفترمو بخونم چشم ب خواسته هام میفته که الان دارمشون و حتی خیلی بهتر از اون چیزی که میخواستمم هس چقد اطمینان میده ب قلبم

    چقد امیدمو بیشتر میکنه چقد کمکم میکنه عادی نشه برام اینایی که دارم

    و سپاسگذارشون باشم و از داشتنشون لذت ببرم

    ایمان دارم اگر تو همین مسیر خدا کمکم کنه بمونم و خارج نشم و بتونم خوب عمل کنم که همه اینا با یاری خداوند امکان پذیره

    به نتایج خیلی خیلی بزرگی میرسم و هدف ها و خواسته ها بسیار بسیار بزرگ تر خواهد شد

    زیاد اهل کامنت نوشتن نیستم ولی گهگاهی که مینویسم میدونم چقد بعدا ها خوندنشون بهم کمک میکنه

    و البته که تو دفترم همیشه مینویسم :) نوشتن خیلی لذت بخش شده

    وای خدا چقد یاداوری این چیزا و گفتنش به خودم حالمو خوب میکنه

    خیلی دوست داشتم با بچه های این سایت ی روزی اشنا میشدیم دور هم می‌نشستیم و از مسیری که ازش گذشتیم صحبت میکردیم

    من دیگه احساس تنهایی نمیکنم چون یه رفیق دارم که تماماا میشه بهش اعتماد کرد

    به جاش هولم میده تو ترس هام

    مراقبمه و فوق العاد لطیف و بخشندست

    و این رابطه چقدر سبزه چقدر مثبته چقدر قشنگه چقدر محکمه

    چقدر منو به خودم نزدیک تر کرده چقدر منو با خودم اشتی داده

    و ازین رفیقم میخام که نذاره دستمو از دستش بکشم بیرون

    نذاره برم جاده خاکی

    من انسانم و گاهی سر ب هوا میشم

    و هزاران بار شکر میکنم بابت این مسیری که توشیم

    بابت این جاده جنگلی و هموار و زیبا

    سپاسگذارم بابت همه چی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ... . گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز

    این فایل انقدر غنی ،انقدر اموزنده،انقدر پر از نکات کلیدیست برای من که میدونم جا داره چند ماه فقط روی نکات همین فایل تمرکز کنم و اونها را در عمل اجرا کنم.

    مثل یک دوره آموزشی نکاتی هماهنگ با هم در این فایل گفته شد

    به شیطان گفتیم سجده کن ،غرور شیطان را گرفت و گفت من اتشم و انسان از خاک

    غرور شیطان را گرفت و تسلیم نبود

    غروری که باعث پایین امدن از جایگاهش شد

    یادم باشه اون چیزایی که ذاتی به من داده شده که باید سپاسگذار باشم ،اون چیزایی که بعد از خواستن از خدا و در حد توانم تسلیم بودن، به من داده شده را اگر مقایسه کنم با قبل خودم که خدایی در کار نبود که تکلیف مشخصه ،سپاسگذاری که هیچ ،هر ثانیه باید سجده کنم

    پس یادم باشه چی بود و چی شد و هر لحظه در فروتنی و تسلیم سپاسگذار باشم.

    هر لحظه بدانم که این نعمتها چند روزی امانتی دست من است، برای لذت بردن ،برای شاد بودن و بعد از من این امانت به دست انسانهای دیگر است و باید رها باشم که پلک بر هم زدنی بیشتر نیست.

    خدا از روحش در انسان دمید و خودش را در تک تک انسانها گسترش داد تا بتوانند زندگی خود را خلق کنند و قسم خورد خیر و شر شما را به شما الهام میکنم،سپاسگذاری از انسانها همان سپاسگذاری از خداست

    مسیر زندگی من یک مسیر اختصاصی مربوط به خودم هست،بر اساس تواناییها بر اساس علایق بر اساس استعدادهام

    من به هیچ عنوان نباید مسیر اختصاصی دیگران را دنبال کنم ،اون مسیر به طور اختصاصی برای دیگران از طرف خدا به انها الهام شده

    مسیر دیگران نه تنها نمیتونه برای من مسیر مناسبی باشه ،حتی میتونه منو به جایی که نمیخام ببره

    من باید در مسیر اختصاصی خودم بر اساس الهامات ،بر اساس علایقم حرکت کنم،صد در صد تمرکز من باید در مسیر زندگی خودم باشد تا بتوانم الهامات در این مسیر را دریافت کنم تا راحتتر تسلیم هدایتها باشم،تا ارام باشم و سپاسگذار

    مسیر صحیح ،راه راست ،راهی که به انان نعمت داده شده مسیر سپاسگذاریست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 524 روز

    سلام استاد عزیز من پروانه همسر اقا سهیل هستم

    الان ساعت 1شب هست احساس بد ترس نگرانی و گمراهی داشتم از همون بچگی حسادت میکردم نااگاهانه خودم را مقایسه میکردم و واقعا حالم بد بود. جشن یا عروسی ک میرفتم همش مقایسه میکردم چ خودم چ همسرم را آنقدر طی این چند سال اذیت شدم ک تصمیم گرفتم دیگ جایی نرم ک حالم بد نشه مگه اینکه چقدر مهم باشه یا اجباری باشه چند وقت پیش عقد دوستم بود و من ب شدت استرس کشیدم حال بدی و ترس ک چجوری برم و با کلی استرس گذروندمش خیلی خسته شدم ب معنای واقعیه کلمه از این حسادتا مقایسه کردنا حال بدیا خستم

    امروز طی پیاده روی در خاستم از خداوند فقط همین بود ک این حس رو ازم دور کنه ک دیگ درگیر نشم مقایسه نکنم و الان زدم رو نشانه روزانم و خداوند من رو هدایت کرد به این فایل ارزشمند هنوز ن فایل گوش دادم و ن کامنت خوندم فقط توضیحات رو خوندم و انقدر حس خوب گرفتم که مستقیم اومدم کامنت بنویسم

    ممنون بابت زحماتتون

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، خدایا چقد این آگاهی ها ارزشمندن قشنگ هدایتی برای من بود که مغرور و متکبر و ناسپاس شده بودم چقد این آگاهی ها به من کمک میکنه بفهمم در مسیر خداوند هستم یا در مسیر شیطان چقد این باورها قشنگن، من با همه ی انسان ها برابر هستم، هرآنچه که دارم از آن خداست، من قسمتی از خداوند هستم، همه ی انسان ها قسمتی از خداوند هستند، من به خودی خود چقدر ارزشمندم و همه ی انسان ها به خودی خود چقدر ارزشمند هستند، هرکسی هرجایی در زندگیشه در جای درستشه و عین عدالت خداونده، این باورهای ناب مارو به خدا نزدیک تر میکنه، خداوند گفته برترین کسی که ذهنش میتونه کنترل کنه این یعنی مهم ترین کار ما در زندگی کنترل ذهنمون هیچ کاری واجب تر از این نداریم، من چون قسمتی از خداوند هستم خلق کننده هستم من خالق زندگی خودم با باورها و افکارم هستم، خوشبختی واقعی یعنی احساس خوب و سپاسگذاری واقعی، خوشبختی به مادیات نیست بلکه زمانی که به خداوند متصل میشیم ما واقعا خوشبخت هستیم، استاد چه خوب میگن سرمون تو زندگی خودمون باشه کسی پیگیری نکنیم چک نکنیم تمرکزمون بزاریم رو خودمون و زندگیمون، حالا اگه هم موفقیتی و نعمتی از کسی دیدیم تحسینش کنیم و براش بهترین هارو آرزو کنیم، استاد چه خوب میگن به خودم میگم چه فکری توی سرم بیارم تا احساسم بهتر کنه این واقعا هنرهههههههه ها کنترل ذهن اصلا کار راحتی نیست، نزدیک ترین فرکانس به خداوند فرکانس سپاسگذاری واقعیه یعنی زمانی که به خداوند متصل میشیم میتونیم سپاسگذاری قلبی کنیم، خدایا مارا ببخش، آثار گناهان را از ما بشوی و به راه راست هدایت کن به راه کسانی که بهشون نعمت دادی، کمکمون کن به تو متصل بشیم و بتونیم ذهنمون کنترل کنیم، خدایا کمکمون کن تسلیم واقعی تو باشیم خدایا تو چقدر با عدالت و خوبی چقدر مهربونیییی خدایا مارا فقط به خودت وابسته کن استاد عزیزم الهی صد و بیست سال تنتون سالم و همیشه خوشبخت و موفق باشید. خدایا هرچه دارم از آن توست برای همه نعمت هایی که در کل جهانه و همه نعمت هایی که به من دادی ازت سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 656 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    با سلام خدمت همه ی عزیزان و اعضا گروه مقدس عباسمنش

    من خلاصه برداری هام از این آگاهی های ناب و تحربیات خودم رو در اینحا مکتوب میکنم چون برام خیلی بابرکت بوده و هست

    سوره اعراف ایات 10 تا 17

    وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ ۗ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ

    و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می گزارید.

    در مورد نعمت هایی که روی کره زمین خدا برای ما قرار داده میلیون ها ساعت میشه حرف زد ونام برد اما ما سپاسگذار نیستیم ،

    وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ

    و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.

    در مورد صورتگری ،خدا میفرماید از روح خودم در ان دمیدم واینجا اون تفاوته ایجاد میشه و اینجا ما میشیم قسمتی از خداوند و میشم خالق زندگی خودمون، میشم دستانی از دستان خداوند و چون خداوند از طریق ما خودشو پخش کرده و خودشو گسترده کرده اینجا تنها جاییکه که خدا میگه سجده کنین برای به غیر از الله در این حد جایگاه ما بالاست و ارزشمندیم. و شیطان از امر خدا نافرمانی کرد و سجده نکرد

    قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ ۖ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ

    خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.

    خدا از شیطان دلیل میخواد که چرا سجده نکرده! چقدر احساس امنیت میده به ادم که خدای ما خدایی است که در اوج قدرت وقتی ازش نافرمانی میکنی ازت میپرسه که چرا و بهت اجازه جواب دادن میده به جای خشمگین شدن و نابود کردنت! خود ما این موقع ها چجوری عمل میکنیم؟ به محض اینکه چیزی بر خلاف میلمونه اصلا دنبال دلیل نیستیم فوری عکس العمل نشون میدیم و برآشفته میشیم و اصلا نمیپرسیم ، شاید اصلا ما فکر میکنیم طرف اشتباه کرده و اون اشتباه نکرده و انتظار ما بیجا بوده و سوتفاهم پیش اومده ، ما که قدرتی نداریم این فرصت رو به خودمون و دیگران نمیدیم ولی خدای قادر مطلق ، پروردگار جهانیان برآشفته نمیشه و از شیطان میپرسه چرا سجده نمیکنی؟!

    خیلی وقتا اگه فرصت بدیم و از دید طرف مقابل به قضایا نگاه کنیم اصلا مسایل خود به خود حل میشه و مشکلی بین ما با دیگران پیش نمیاد ولی چون از زاویه دید درستی نگاه نمیکنیم باعث میشه از مسیر خارج بشیم و خشمگین بشیم و حرفایی بزنیم که نباید و رابطه رو خراب کنیم یا دلی رو بشکنیم و بعدش اون ناراحتی و حال بد باعث میشه از فرکانس خداوند دور بشیم و اتفاقات بدتری هم بیفته برامون. ما وقتی عصبانی میشیم اجاره نمیدیم طرف حرف راستشو به ما بگه و شاید مجبورش کنیم دروغ بگه یا حرف نزنه و اینجوری رابطه به مرور سرد و سردتر میشه و از بین میره اما صحبت کردن و از دید طرف مقابل به موضوع نگاه کردن رابطه رو بهبود میده.

    شیطان میگه من از اون بهترم! هر موقع فک کنیم برترم بازی رو باختیم. خیلی وقتا ما این حس رو داریم به خاطر قیافه ، وضع مالی ، خانواده ، شغل ارتباطات که اگه خوبن از بقیه برتریم یا اگه بدن از بقیه پست تریم!

    الهامی که خیلی وقتا بهمون میشه اینکه خاشع باش ، مغرور نشو ، یادت باشه منبع ان چه که داری خداونده ، خدایا هر آنچه که دارم از آن توست .این کلید واژه ای است که همیشه و هر روز باید تکرارش کنیم تا از مسیر درست منحرف نشیم، تمام مهارت ها و توانایی های مارو خدا به ما داده و فک نکنیم خبریه و ما چیزی هستیم! غرور خوبه ولی در مرز و محدوده داشتن برای ادم ها و اجازه ندادن به کسی که رو ما تاثیر بد بزاره ولی اینکه در ارتباط با ادم ها فک کنیم ما برتریم یا بیشتر حالیمونه یا تو هر زمینه ای این مارو زمین میزنه، ما هیچ برتری نسبت به هیچ کسی نداریم و بندگان خداوند قسمتی از خداونداند و نخواهیم تحقیرشون کنیم یا احساس بدی درشون ایجاد کنیم یا مسخرشون کنیم و هواسمون باشه چه رفتاری داریم ، نخواهیم اوضاع مالیمون رو به رخ بقیه بکشیم و این باعث میشه شرایط مالی هر روز بیشتر و بهتر هم بشه ولی وقتی برعکسش عمل کنیم و فخر بفروشیم از عرش به فرش میفتیم و ورشکست میشیم ، وقتی از دیدگاه بالاتر نگاه کنیم ارتباط های درست رو از دست میدیم همونجوری که وقتی کسی از دیدگاه بالاتر به ما نگاه میکنه اصلا اشتیاقی به برقراری ارتباط با اون افراد نداریم ،

    «من با همه برابرم نه از کسی بالاترم و نه پایین ترم ، برتری ما نسبت به هم فقط به میزان کنترل ذهنمون برمیگرده» به میزان تقوایی که داریم و ربطی به قیافه و ثروت و خانواده و فلان نداره

    «شیطان به خاطر این نگاه که فکر کرد برتر از بقیه اس از درگاه خدا رانده شد! ایا ما هم میخواهیم از رانده شده ها باشیم یا از مقربین درگاه خداوند »

    شروع این احساس خود برتر بینی یا خودکم بینی از مقایسه میاد، وقتی ما میاییم خودمون رو با هایلایت زندکی دیگران مقایسه میکنیم معلومه که احساس بدبختی میکنیم و نمیفهمیم که با مقایسه داریم چه ظلم بزرگی به خودمون میکنیم و شخصیت خودمون رو نابود میکنیم و اعتماد به نفس خودمون رو از بین میبریم و خشم و حسادت در وجود ما شکل میگیره و از در صلح بودن با خودمون بیاییم بیرون ، هرکسی استعداد ها و توانایی هایی داره و یه سری نتایج هم میگیره اونم با حرکت و تلاش و رعایت تکامل ، و ما میوه هاشون رو میبینیم و الان خودمون رو با سال ها تلاش دیگران مقایسه میکنیم و این چه حسی میخواد به ما بده حز احساس حسادت و حقارت و نا امیدی و هر چه احساس بد دیگه! و احساس بد برای من چی به ارمغان میره؟ احساس بی عرضگی، احساس بدرنخور بودن، بی ارزشی و موندن تو این احساس فرکانس های مخرب تولید میکنه و در ادامه اتفاقاتی در زندگی من رخ میده که از جنس همین احساساته و باعث میشه من بیشتر و بیشتر سرخورده شم و بیشتر احساس بی عرضگی کنم و بیشتر فک کنم بی ارزشم و این چرخه قطع نمیشه و ادامه پیدا میکنه و منو به قهقرا میبره! نتیجه مقایسه کردن و عادت به مقایسه داشتن به همین راحتیا از زندگی ما بیرون نمیره ، ما در یک جریانی میفتیم که هر چه دست و پا میزنیم و بهش دامن میزنیم مثل باتلاق مارو بیشتر و بیشتر در خودش فرو میبره و غرقمون میکنه ، فک نکنیم اینکه عادت داریم تو حرفامون با دوستمون پشت سر یکی چهار تا غیبت از شرایط خوبش میکنیم و یه غری برای شرایط بد خودمون میزنیم یا تو صفحات اجتماعی چهار تا کلیپ از هایلایت زندکی بقیه میبینم و یه حسرتی میخوریم و رد میشیم اتفاقی نمیفته و یه سرگرمیه کوچیکه! نه اصلا کوچیک نیست، این مقایسه که عادت هر لحظمونه مارو که فک میکنیم یکم بدبختیم خیلی بدبخت تر میکنه، مارو که لبه چاهیم هول میده ته چاه ، مارو که به خاطر سرگرمی نگاه میکردیم کاری میکنه باهامون که فقط صبح تا شب باید به فکر حل مشکلاتی باشیم که تا دیروز تو زندگیمون نبود والان نمیدونیم از کجا ریخته رو سرمون ،

    کار میخواییم راه بندازیم ، مقایسه ترسی در وجودمون میندازه که قدم از قدم نتونیم برداریم و سالها با داشتن مهارت عالی بگیم نه من هنوز خوب نیستم، رابطه میخواییم برقرار کنیم ، بگیم نه طرف فلانی بهتره طرف من هنوز مثل اون نیست، اگه تو رابطه ایم گند میزنیم بهش چون رابطه مون رو با خوشحال ترین موقع های رابطه بقیه مقایسه میکنیم، از خانواده مون راضی نیستیم و باهاشون حال نمیکنیم چون با پدر و مادر و خواهر و برادر بقیه اونارو مقایسه میکنیم، ما با مقایسه کردن داریم تمام تلاشمون رو میکنیم که حالمون رو بد کنیم و در حال بد بمونیم و اتفاق های ناخوشایند برای خودمون رقم بزنیم و بعدش بشینیم غصه بخوریم از اینکه من شانس ندارم فلانی شانس داره، خیلی جالبه که ما با دست خودمون خودمون رو بدبخت میکنیم و بعدش میریم سراغ واژه ی شانس! که وجود خارجی هم نداره. ما با مقایسه کردن یکی از بزرگترین ظلم هارو در حق خودمون میکنیم ، عزت نفسمون و احساس لیاقتمون رو که خدای عزوجل از روز ازل به ما ارزانی داشته رو نابود میکنیم، اما وقتی کاری به کسی نداریم و نگاه نمیکنیم و جلو ذهنمون رو میگیریم و دم به دم بقیه که همیشه مشغول غیبت از دیگران و گفتن نعمت های بقیه هستن نمیزاریم و هر روز سعی میکنیم یه ذره بیشتر عادت مقایسه نکردن و ندیدن زندکی بقیه چه خوب و چه بد، رو در خودمون تمرین میکنیم درها باز میشه ، حالمون خوب میشه ، احساسمون به خودمون، به زندگیمون ، به اطرافیانمون ، نعمت هارو میبینیم در زندگی ، سلامتی رو ، سقف روی سرمون، کفش پامون ، چشمامون، گوشامون ، دست و پامون ، قلبمون! پدر و مادر و خانواده مون ، پول تو جیبمون، نون سر سفرمون، دوستامون ، هم شهریهامون ، هم وطنامون، زمین ، اسمان ، دانه، باران، دریا، کوه ، هوا، اکسیژن ، دم و بازدم و…. هر روز همه ی اینارو داریم ، هر روز بی منت همه چی در اختیار ماست تا ازش استفاده کنیم، سپاسگذاری کنیم، حالمون رو خوب کنیم و با حال خوب در فرکانس بهتری قرار بگیریم و اتفاقات مبارکی رو تجربه کنیم و بزرگ شیم و پیشرفت کنیم و به هر چیزی که خواسته مونه طبق قانون تکامل برسیم ، ما اختیار داریم کدوم زندگی رو انتخاب کنیم، زندگی با مقایسه و احساس بد ، زندگی با دیدن نعمت ها و سپاسگذاری از هرانچه که الان داریم که میلیاردها مورده!

    من یکی دو ماه اول که غذاخوریم رو راه انداخته بودم درگیر همین چیزا بودم ، مقایسه میکردم درامد یه کسب و کار نوپا رو با فلان جا که صد ساله هست! خب نتیجه اش مشخصه دیگه، احساس بدبختی و از این حس چه خروجی میخواد بیاد؟ برکت میاد تو زندگی؟ مسلما نه

    خودمم نمیخواستم مقایسه کنم مگه حرف بقیه مهلت نفس کشیدن به ادم میده اخه، هر روز یه نظر از یکی میومد که فلان جارو دیدی توام مثل اون پک بزار فروشت میشه فلان قدر ، یکی میگفت چرا اینجا رستوران باز کردی مثل فلانیا اگه فلان قسمت شهر بودی الان دیگه پول پارو میکردی ، یکی میگفت فلان غذا رو فقط بزار و تک محصولی کار کن، یکی میگفت تنوع رو بیشتر کن ، خلاصهههههه دیگه ادم تو چه حالی میمونه

    یکی از اخلاق های خوب من از بچگی این بوده که حرف هیچکی برام مهم نبود و هرکاری و تصمیمی که فکر میکردم در اون شرایط بهتره رو میگرفتم همیشه و توی تمام این سالهایی که گذشته از هزاران تصمیمی که گرفتم فارغ از نتیجه خوب و بدش کاملا راضی ام و خوشحالم بنابراین حرفای اونا یا دیدن کلیپای صفحات اجتماعی منو به کاری وادار نمیکرد ولی خب اون لحظه توی حال من تاثیر میذاشت و خب اگه ادامه پیدا میکرد هم صد در صد منجر به عکس العمل هم میشد

    یکی از خوشبختی های بزرگ زندگی من اینکه توی همون اوایل کارم با سایت اشنا شدم و چسبیدم بهش و هر روز ساعت ها فایل گوش دادم و هر روز هم تغییر رو در خودم میدیم یکی از مهمترین تغییراتم همین مقایسه نکردن و اصلا ندیدن بقیه اس ، سر همین کلا اینستا رو حذف کردم حتی پیج مغازه رو هم حذف کردم گفتم اصلا اگه عصر دیجیتاله و خدا روزی تمام 8 میلیارد ادم رو از تبلیغ صفحات مجازی و فروش انلاین و اینا بده مال من یکی رو جور دیگه ای میده و نمیخواستم اصلا اپلیکیشن اینستا رو گوشیم باشه، با چسبیدن به فایل ها و درک اگاهی ها همه ی اون دوستانی هم میومدن و هر کدوم یه نظری میدادن هم حذف شدن از زندگیم بدون هیچ تلاشی از طرف من ، اصلا خودشون یه دفعه نیستن دیگه ، حال من روز به روز بهتر ، ایمانم بیشتر ، انتظاراتم معقول تر ، با درک قانون بی نظیر تکامل و به تبع اون رزق و روزی هم بیشتر و بیشتر ، انجام کارا ساده و ساده تر ، الان ازون روزا یکسال و خورده ای میگذره و من تو همون مغازه با همون شرایط ده ها برابر درامدم بیشتر شده، حال روحیم اصلا وصف نشدنیه، چقدر سپاسگذارترم ، چقدر سالم ترم و کلا همه چی برام عالی و فوق العاده داره پیش میره و میدونم این تازه اول راهه و با درک بیشتر همین آگاهی ها به خواسته هایی میرسم که تو خوابم هم یه زمانی نمیدیدم

    خداوند در قران در سوره نسا مستقیم میگه که به نعمت های دیگران توجه نکنین، چشم ندوزین ، حسادت نورزید،ارزو نکن برتری دیگران رو،میگه شما خودتون اتفاقات زندگی خودتون رو رقم میزنیم و اگه کسی به چیزی رسیده به خاطر تمام قدم هایی که برداشته و مسیری که رفته هستش به خاطر همین این پاداش ها بهشون رسیده، و درخواست کن از رب جهانیان که از فضل خداوند به تو هم بده ، کاری به داشته بقیه نداشته باش که احساست بد شه که بخواهی تهمت بزنی و بگی بقیه دزدن! و باورت این بشه که تنها راه ثروتمند شدن دزدیه، پارتی داشتنه، کلاهبردار شدنه و با این باورا زندگیتو نابود کنی ، اینکه ما فک کنیم طرف با دزدی و کلاهبرداری پولدار شده به اون هیچ ضربه ای نمیزنه ولی ما بیچاره میشیم چون وقتی نگاه ما اینه اصلا باور نمیکنیم که میشه از راه درست هم پول دراوردو وقتی این نگاه رو داریم اصلا در مدار دریافت ایده ها و شرایط و موقعیت هایی نیستیم که که بخواد وضعیت مارو تغییر مثبتی بده ما وقتی در مدار بهتر قرار میگیریم که باورهای درستی رو در خود ایجاد کرده باشیم.

    هرکسی هرجایی از زندگیش هست در جای درستشه و خداوند اشتباه نمیکنه،این جمله ی طلایی هم جلوی حسادت رو میگیره و هم جلو دلرحمی و دلسوزی بیخودی رو میگیره!

    قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ

    خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی.

    خدا وقتی میبینه شیطان برای جنسی که آفریده شده مغروره که خودشم براش هیچ غلطی نکرده و از دیدگاه خودبرتر بینی نگاه میکنه اخراجش میکنه و میگه نه تنها برتر نیستی که پر جایگاه پست تر و خوارتر جای داری

    اگر ما وقتی خدا بهمون فرمان میده همون موقع تسلیم بشیم اونوقته که هدایت میشیم ، وقتی فرمان میده و گوش نمیدیم و تسلیم نمیشیم همیشه ضرر کردیم، وقتی مغرور میشیم و میگیم خودم بلدم ، من خودم میدونم ، صلاح کار خودمو خودم میدونم اونجاست که در جایگاه پست نر قرار میگیریم با دست خودمون خودمون رو میندازیم تو بلاهای بیشتر ، اصلا چی میشه که ما هدایت هارو دنبال کنیم موقعی که تسلیم میشیم وقتی تسلیم نیستیم هدایتی رو نمیفهمیمم

    قَالَ أَنْظِرْنِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ

    گفت: مرا تا روزی که برانگیخته شوند، مهلت ده.

    دلیل اینکه شیطان وجود پیدا کرده در دنیای مادی چون این دنیا باید قطب میداشته، چپ راست ، بالا پایین، خوبی بدی، و ….با وجود این قطب ها میشده بفهمیم که کجا هستیم ، با وجود نجواهای شیطان و الهامات خداوند ما میتونیم تصمیم بگیریم ، اگه فقط خدا و الهامات خداوند بود عملا تصمیم گیری در کار نبود و اختیاری در کار نبود و گسترشی در کار نبود ، وجود شیطان باعث شده ما اینجا انتخاب کنیم ، میتونیم به حرف شیطان گوش کنیم یا به حرف خداوند ،

    قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ

    خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی

    در دنیای غیر مادی دیگه کلا قطبی وجود نداره، وهمه چی هست یا بهشته که کلا همه چی خوبه یا جهنمه که کلا همیشه شرایط بده، و خدا تا اون روز به شیطان مهلت میده تا ما بتونیم خواسته هامون رو ایجاد کنیم و دنیا رو گسترش بدیم

    قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ

    گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو در کمین آنان خواهم نشست.

    شیطان به خدا میگه من که درست بودم تو منو گمراه کردی و راحت مسئولیت رو میندازه گردن خدا، خودش تکبر ورزیده، مغرور شده و مقایسه کرده بعد به خدا میگه تو منو گمراه کردی! یک راه راستی هست که اینا میتونن به تو برسن و من اونجا میشینم و اونارو از نعمت دور میکنم

    چقدر ما این کارو انجام میدیم، ما باور داریم خدا داره همه کارو انجام میده و ما عروسک خیمه شب بازی هستیم و اون داره با ما بازی میکنه، نگاه ما این نیست که خداوند قدرت خلق زندکی مارو به خودمون داده، قسمتی از خودش رو در وجود ما قرار داده تا زندگیمون رو اونجور که میخواهیم خلق کنیم چون ما این قانون اصلی رو نمیپذیریم که: اولین قدم برای موفقیت و پیشرفت در زندکی اینکه بپذیریم این ما هستیم که داریم زندگی خودمون رو خلق میکنیم، ما مسئول زندگی خودمون هستیم و شرایط رو داریم رقم میزنیم، اینو بپذیریم تا بتونیم بریم سراغ مرحله ی بعد چون اگه باور این باشه من کاره ای نیستم هیچ کاری نمیشه کرد. چون این باور رو نداریم خیلی وقتا میگیم خدا فلان بلارو سرم اورد ، خدا بهمان ادم رو اورد تو زندگیم ، ما همینجوری که شیطان عمل کرده داریم عمل میکنیم! تقصیرهارو میندازیم گردن خدا به جای اینکه وقتی شکستی میخوریم بیاییم بررسی کنیم ببینیم من چه عادت های مخربی داشتم که این اتفاق رو رقم زدم میگیم خدا برام اینجوری خواست ، خدا برا یکی خوب میخواد برا یکی بد میخواد دیگه سرنوشت ما هم اینه دیگه چه میشه کرد!

    خدا در قران بارها تکرار کرده خودتون به خود ظلم میکنین خدا به شما ظلمی نمیکنه ، چون همه اینجوری فک میکنن که خدا ظلم کرده بهشون، خدا گفته هر شری به تو میرسه از خودته و هر خیری بهت میرسه از منه ، ما داریم تصمیم میگیریم و اگه یه سری اتفاقا داره زیاد تکرار میشه و یه پترن شده صد در صد مشکل از باورهامونه و افکار ما داره رقمش میزنه،

    خداوند هر کسی که در مشیتش باشه و طبق قوانین عمل کنه پاداش میده و هدایتش میکنه و هر کسی که در مسیر گمراهی قرار بگیره رو گمراه میکنه و جزا میده

    شیطان داره ایرادهای خودشو میزاره رو خداوند، همون کاری که ما میکنیم با خدا !

    ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ

    سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان می تازم و بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت

    حیله ی شیطان، فریب شیطان و مسیری که میفهمیم در راه شیطان قرار گرفتیم موقعی است که حس کنیم از مسیر سپاسگذاری اومدیم بیرون، تو ایه 10 از سپاسگذاری شروع شد و گفت با تمام نعمت های من شما خیلی هاتون سپاسگذار نیستین و اینجا هم با سپاسگذاری تمومش میکنه که شیطان دست میزاره رو همین نقطه و میگه کاری میکنم که بنده هات برن به مسیر ناراست و سپاسگذار نباشن

    مسیر درست= سپاسگذار بودن از خداوند و از دستان خدا

    ما هر لحظه باید سپاسگذار هزاران نعمتی باشیم که همین لحظه ی حال با ماست ، هوایی که نفس میکشیم، ابی که از لوله ها میاد و با چه مکانیزم پیچیده ای سالم و گوارا به دست ما میرسه ، گرمایش خونه هامون ، نعمت برق ، چه مسیرهایی طی شده تا ما این نعمت هارو بدون زحمت هر لحظه داشته باشیم ، بماند بقیه نعمته ها ….

    ما سپاسگذار باشیم یعنی در مسیر درست و راه مستقیم هستیم و همیشه هم نتیجه هاشو تو زندگیم مون دیدیم که هر وقت نعمت هارو در زندگی مون دیدیم چقدرررررر نعمت های بیشتر به زندکی ما اومده

    شکر نعمت نعمتت افزون کند / کفر نعمت از کفت بیرون کند

    و خدا میگه که سپاسگذار باشید شمارا می افزایم ، فضل و نعمت خدا همیشه در حال باریدنه این ما هستیم که باید بزرگ شیم ، ظرفمون رو بزرگتر کنیم تا نعمت های بیشتری رو بتونیم دریافت کنیم، خداوند بخشنده اس همیشه در حال ارسال کردن نعمت ها به سمت ماست ما باید خودمون رو اماده دریافت نعمت ها کنیم و بهره مند کنیم خودمون رو از فضل الهی

    درس میگیریم که شیطان به خاطر تکبر و غرور خودش خدا رو سرزنش میکنه و این نوع دیدگاه ، دیدگاه شیطانیه و در مقابل اون سپاسگذاریه که مارو به خداوند و نعمت ها نزدیک میکنه و احساس فوق العاده ای رو در ما ایجاد میکنه

    ناسپاسی نتیجه مسیر شیطان است وقتی ناسپاسیم یعنی قدم در راه شیطان گذاشتین و در مسیر اون داریم میریم و وقتی سپاسگذاریم یعنی در مسیر راست و مسیر خداوندیم و داریم به خذا ، منبع تمام نعمت ها نزدیک و نزدیک تر میشیم

    سپاسگذاری همه چیه ، نزدیک ترین فرکانس به فرکانس خداوند سپاسگرازیه ، جنس احساسش با تمام احساس ها ی خوب متفاوته، احساس سپاسگذاری انگار درجه بالاتری از تمام احساسات خوبی مثل عشق و موفقیت و پیشرفت و …. داره .

    خداوندا کمکمون کن در مسیر تو ، همان صراط مستقیم قدم برداریم ، خداوندا کمکمون کن سپاسگذارتر باشیم هرچند که سپاسگذارترین بنده ها هم نمیتونن بابت یک هزارم نعمت هایی که تو به ما دادی هم سپاسگذار باشن، خداوندا کمکمون کن در مسیر آگاهی و عشق به تو ثابت قدم بمونیم و این احساسات لطیف رو همیشه تجربه کنیم، خدای وهاب کمکمون کن سپاسگذارتر باشیم تا از سرچشمه ی فضل تو بیشتر و بیشتر نسییمون بشه و هم در دنیا سعادتمند باشیم و هم در اخرت ، الهی آمین

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 348 روز

    به نام خدای مهربونم

    سلام به همه ی دوستان عزیزم در این سایت بهشتی فوق العاده..

    این فایل امروز نشانه یه من بود، قبلا با این فایل برخورد کرده بودم اما گوشش نکردم تا اینکه امروز نشانه ی من شد…

    من همیشه از خدا هدایت خواستم ، توی زندگیم تنها چیزی که برام خیلی مهم شده رابطم با خداست.

    نمیدونی چقدر خوشحالم که دارم این حس یا هدایت رو درون خودم به وجود میارم و خدا پاسخ میدهد، و خدا پاسخ میدهدددددددددد

    خدا پاسخ میددددهدددد…

    دوستان عزیزم نمیدونین چه حس قشنگی داره اما باید تمام وجودت خدارو ببینه…

    باید تمام قشنگی ها ، قدرت ها رو بدی به دستش

    بگی من عاشقتم ، بگی عاشقتم بگی خدایا شکرت بگی ممنونم که هستی…

    داد بزنی بگی میدونم تمام این انرژیها تمام خوبیها تمام زیبایی ها تمام تمام هستی فوق العاده از آن توست…

    دوستان من عاشق این حسم، عاشق این حس فوق العاده رویایی ، نمیتونم توصیفش کنم این حس هدایت زیبارو…

    باید خودتون تجربش کنید.. خیلی عالیه

    اصلا دلیل اینکه این فایل هدایت امروز منه هم همینه فرکانس هام خدارو داد زد و خداوند از رگ گردن به من نزدیک تره…

    عاشق این تیکه از شعر قیصر امین پورم؛

    آن خدای پیش از این را باد برد

    نام او را هم دلم از یاد برد

    آن خدا مثل خیال و خواب بود

    چون حبابی نقش روی آب بود

    میتوانم بعد از این با این خدا

    دوست باشم

    دوست

    پاک و بی ریا

    میتوان با این خدا پرواز کرد

    سفره ی دل را برایش باز کرد

    چکه چکه صدهزاران راز گفت

    با دو قطره صد هزاران راز گفت….

    یا این تیکش که میگهههههههه؛

    دوستی از من به من نزدیک تر

    از رگ گردن به من نزدیک تر

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت

    عاشق اینم که عاشق خدام ، این حس هرگز تکراری نمیشه… هرگز هرگز ‌. نه برای من بلکه برای تمامی دوستان…

    امروز یکی از دستان خدا منو بلند کرد برد کوه..

    (داییم بود)

    نمی‌خواستم بیام ساعت 7 صبح بود..

    میخواستم بعدش بلند شم درس بخونم…

    اما از داییم اسرار و از من انکار..

    بعد یهو گفتم الان می‌پوشم بریم…

    توی ماشین بودم نزدیک کوه ، یهو با خودم گفتم ؛

    دخترررر این نشونه ی خدا بود ، حتما خیری توی این رفتن من هست ، حتما ، پارو نزن برو…..

    مقاومت نکن برو….

    دستان خدا منو سمت کوه ها برد

    اون آیه ای داخل قرآن هست…

    وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَهً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ

    و کوه ها را می بینی [و] آنها را [در جای خود] بی حرکت می پنداری، در حالی که آنها مانند ابر گذر می کنند. آفرینش خداست که [آفرینش] هر چیزی را محکم و استوار کرده است؛ یقیناً او به آنچه انجام می دهید، آگاه است.

    من اینو حسش کردم ، هر چیزی که نمیبینم دلیل نمیشه که وجود نداشته باشه…

    خدایا شکرت

    پایین کوه یک جمعیت فوق العاده شاد ، رویایی

    بی نظیر بودن که داشتن ورزش میکردن…

    گفتم نیاااااااا( اسم مستعارم)

    دختررر برو داخل جمعشون بروووووو

    برووو حال کن

    برو عشق کن خدا یک فرصت بهت داده لذت ببری…

    نمیدونین دویدم رفتم خودم رو جا کردم بین جمعیت..

    دختر پسر مرد زن پیرزن پیرمرد

    خدایا چقدر آدم های فوق العاده ای…

    ورزش کردیم گفتیم خدایا شکرت…

    گفتیم حالمون عالیه….

    وای چه لحظه ی عالی ای

    گفتم دختر چقدر دوره عزت نفس روت اثر گذاشته رفتی داخل جمع…. داییم و بقیه نیومدن ولی من رفتم….

    آفرین دختر

    خدایا شکرت

    الان دارم هم زمان املت میخورم و کامنت مینویسم..

    بقول رزای عزیزم ، بزارین بگم.. بزارین بنویسم این هدایت هارو…

    خدایا شکرت

    چقدر امروز برای من رویایی بود…

    بزار خدا ببرت ، پارو نزن … خداوند هدایتت میکنه..

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    این فایل نشانه روز من بود و اصلا یه اتفاق عجیب غریبی افتاد که هدایتم کرد تا کامنت بذارم

    دیروز فایل گام 15 تغییر را در آغوش بگیر روی سایت بارگذاری شد و من اولین کامنتم رو نوشتم ( یه اتفاقی عجیبی که برای من همیشه , عیییییییییییین هر کامنتم اتفاق میفته اینه که من بسم الله میگم و شروع میکنم و خداوند مینویسه)

    در انتهای کامنتم نوشتم که آیات سخر رو باید در این فایل بارگذاری کنم چون من اگر باور کنم که خداوند جهان رو به تسخیر من درآورده , از پس انجام هررررررر کاری بر میام

    و امروز صبح آیه 164 بقره رو نوشتم و توضیحاتش رو دادم و یه نکته ججالب اتفاق افتاد توی کامنتم به این اشاره کردم که استاد در یکی از فایل هاشون اشاره میکنن که ثم جاهایی در قرآن استفاده میشه که بحث بحث تکامل هست و با هدایت الله آیات سوره اعراف رو نوشتم

    میدونید بعدش چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    نشانه روز رو دیدم و پلی کردم , دیدم استاد گفتن میخوام سوره اعراف رو بحث کنم و من اینطوری بودم که : خدایاااااااااا تو چقدررررر خفنی , چطوری تو هدایت میکنی آخه نفس؟

    و میدونید چی شد؟

    من از 29 شهریور جریان هدایت رو به طرز عجیبی دارم حس میکنم و نمیدونید چه مسیر قشنگی رو طی کردم

    و وقتی انتهای این فایل استاد صراحتا به آیات 16 و 17 این سوره اشاره کردن که :

    قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١6﴾

    به سبب اینکه تو من رو گمراه کردی ( کلا تقصیر اشتباهات رو گردن دیگران انداختن از ازل مد بوده انگار!!!!!!) , من هم در کمین بندگان تو مینشینم تا اونها رو از راه راست منحرف کنم

    ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ ﴿١٧﴾

    و از چپ و راست و بالا و پایین به اونها حمله میکنم و تو بیشتر اونها رو سپاسگزار نخواهی یافت

    چقدر قلبم گرفت وقتی این آیه رو دیدم که خدا 1400 ساله مسیر درست و صراط مستقیم که از در سپاسگزاری میگذره رو نشون ما داده و ما اندر خم یک کوچه بودیم

    و میدونید چی جالب تر بود ؟

    بهم گفته شد برم فایل های سپاسگزاری هم جهت با جریان خداوند رو عمیقا و بارها و بارها و بارها گوش بدم و تمرین کنم ووووووووووووووووووووووو فایل های سپاسگزاری از چلسات 16 به بعد شروع میشه

    گرفتین چی شد؟

    الله اکبر از این همه مسیری که الله داره من رو از طریق اونها هدایت میکنه

    آره گام بعدی که من بهش هدایت شدم اینه که : در سپاسگزاری مستر شو که مسیر ورود هرررررررررر چیزی میخوای از درب سپاسگزاری میگذره

    خدای جان جانانم من متعهد شدم و دارم متعدانه گام برمیدارم و تو ای عشق ابدی من, داری به زیباترین حالت ممکن پاسخ میدی …… هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود

    پ.ن : در ستایش تمرین ستاره قطبی :

    من هر روز در تمرینات ستاره قطبی م از خدا میخوام که همزمانیی ها رو به طرز جادویی تجریه کنم و اصلا نتایج رویایی از در و دیوار داره میباره

    بماند به یادگار تا تک به تک قدم هایی که الله هدایتم کرد تا بردارم رو یادم بمونه

    با عشق , ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدایی که هر لحظه هدایتم میکند به مسیر درست خدایا ممنونتم که دستمو گرفتی

    سلام به دوستان عزیزم و مریم جانم

    امروز اومدم بگم از این ذهن چموش که اگه هواست نباشه شش دانگ تو رو سریع از مسیر اصلی خارج میکنه و من امروز خیلی شکرگزارش هستم

    چون ماشینمون 20 روز پیش خراب شده بود دیگه کارش کشید به تعمیرگاه و موتور عوض کردن و هزینه بالا

    و 10 روز میشه میخوام بریم طلا بفروشیم هی یه چیزی میگه دست نگه دار به هر طریقی تا امروز نشده که بفروشیم

    همین بعداظهری داشتم با همسرم صحبت

    می‌کردیم که چقدر دیگه باید بدیم به تعمیر کار

    و گفتم طلا رو ولش کن از ذهنت ببار بیرون الان هم خیلی اومده پایین

    یه دفعه ای نمیدونم از کجا اومد این حرف گفتم به دوست فلانیت زنگ بزن از او پول بگیر اون همیشه برای پول قرض گرفتن به تو زنگ میزنه

    و همسرم مخالفت کرد گفت ما چون با قانون کار میکنیم این حرفه تو اشتباهه

    اولش یک کوچولو دلگیر شدم اما سریع بخدا سریع برگشتم و فهمیدم که شرک ورزیدم از قدرت خدا غافل شدم و رفتم تو یه برگه طلب ببخش کردم و شکر گزاری کردم و یاد حرفه استاد افتادم که میگه باید هر لحظه ذهنتو و افکارتو کنترل کنی و گرنه برای خودش میگه و میره

    و از این اشتباه امروز خیلی درس گرفتم که هر روز برای بهتر شدنم باید کار کنم روی خودم

    و در برابر خداوند باید تسلیم باشیم و از او درخواست کنیم

    نه به بنده رو بزنیم

    خدایا تو قدرته مطلقی من روی تو حساب میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: