این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-03 03:57:242024-10-03 04:02:26عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتمون میکند به مسیر زیبایی و خوشبختی
شکرت سپاسگزارتم
سلام استاد عزیزم و مریم جانم
تمام اتفاقاتی که در زندگی الان ما هست چه اتفاقات بد و چه اتفاقات خوب همه بواسطه باور افکار و فرکانس و توجه ماست ما هستیم که رقم میزنیم اگر سخت ست زندگی ناآگاهی خودمون ست نسبت به قوانین
اگر بتوانیم از این تواناییمون استفاده کنیم ذهنمون رو کنترل کنیم کانون توجه مون رو کنترل کنیم و با آگاهی از قانون زندگی کنیم به بهترینها میرسیم و لذت میبریم و زندگی روان و آسان داریم
اتفاقات به خوری خود معنا ندارند این
نوع نگاه ماست که به اونها معنا میبخشد بد یا خوب میشود
کار ما فقط کنترل کردن خودمون ست نه دیگران
هر لحظه باید فکر و باور و ذهن و احساس و فرکانسمون رو چک کنیم که در چه مسیری هستن مسیره هماهنگ با خواسته یا مسیرهه هماهنگ با ناخواسته
اگر رفتارهامون عوض شده بدونیم که باورهامون تغییر کردن و تغییر باورها خودشون رو در رفتار نشان میدهند
پس باید به هر آنچه که دوست داریم توجه کنیم تا همونو بسازیم در زندگیمون
کانون توجه و کنترل ذهن خیلی مهمه در زندگی
ممنونم استاد عزیزم سپاسگزارتم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
مردانگی قوی داشته باشه( لباس مردانه، جنم وغیرت ،حمایتگر، نازکش ،حرف وعملش یکی باشه ناموس پرست، توقع شاغل بودن منو نداشته باشه
جدی وزمخت ، دنبال ایرادازمن نباشه ،بمن افتخارکنه ،بددهن نباشه ، یک روزهم ازمن بی خبرنباشه ، هرکاری برای رسیدن بهم لازم باشه مردانه انجام بده )
چشم پاک وفادار
بددهن وقهرکن ونازکن نباشه مردباشه مرد
اولویتش من باشم
حرف گوش کن باشه چشم بگه چون من فقط به صلاح زندگیمون حرف میزنم
دنبالم باشه منتظرنباشه من برم دنبالش
اعتبار وشهرت ومحبوبیت داشته باشه همه به ذات خوب وفاداری بامعرفت آگاه بودن عاقل وبالغ ومردانه بودن معرفیش کنن اکثرا ازش راضی باشن کیف کنن ازرفتارهاش مثل خودم باشه
کبوترباکبوتر باز با باز
کندهم جنس باهم جنس پرواز
خودشیفته نباشه عاشق من باشه چشم ودلش ازجنس مخالف سیرباشه
این فایل از آن فایلهایی است که خیلی دوستش دارم. به این دلیل که یک مثال واقعی زیبا از یک انسان که درجایی تصمیم به تغییر می گیرد و چقدر روند تغییراتش درست و طبیعی و آسان است. شبیه روندی که استاد از خودشان تعریف می کنند یا دوستان دیگر در نتایج دوستان مثل آقا رضای عزیز یا رزای عزیز و ….
استاد در یک فایل کامل و جامع از مسیر تغییر لیلا جان سخن می گوید زمانی که تصمیم به تغییر می گیرند. مسیر سپاسگزاری مسیری که مومنتوم مثبت را حفظ می کند و تمرکز را از ناخواسته ها و نداشته ها به روی داشته ها می گذارد.
در دوره هم جهت با خداوند این مسیر زیبا را استاد چقدر خوب و عالی توضیح دادند.
من زمانهایی که فراموش می کنم برای چه چیزهایی باید سپاسگزار باشم و به قول استاد بسیاری از نعمت ها بدیهی می شوند یاد صحبتهای لیلاجان و رزا جان که برای یک کره یا سیب درون یخچال سپاسگزار بودند. برای سلامتی که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
گاهی تغییرات در مسیر خیلی محسوس نیستند اما بعد از سالها که بر می گردی و به قول لیلای عزیز چکاب فرکانسی را نگاه می کنی تازه می فهمیم که چقدر این تغییرات عظیم بوده است.
من گاهی که این فایلها را گوش می کنم، چون فایل در مدت زمان کوتاهی نهایت یک ساعت یک زندگی را تعریف می کند و از نتایج دوستان می گوید یا در کامنت ها گاها نتایج دوستان را می خوانم، فراموش می کنم که این تغییرات در طول چند سال رخ داده است. درست است که اکنون به نظر حجم نتایج خیلی بزرگ هستند اما به راستی برای خود افراد در طول مسیر نمی توانست اینقدر عظیم بوده باشد.
مثلا من بگویم درامد 2 میلیونی تبدیل به ماهی 500 میلیون از نظرم خیلی بزرگ باشد که هست ولی فراموش می کنم این روند تکامل در طول چند سال رخ داده است. شاید ما در عرض چند دقیقه این را می شنویم.
می خوام بگم گاهی ذهنم نجوا می کند که تو به اندازه دوستانت در سایت نتیجه نگرفتی چون به قول استاد آنقدر این تغییرات نامحسوس هستند که فراموش می کنیم باید برگردم به روز اول تا ببینم چه تغییراتی رخ داده است.
هر زمان که این کار را کرده ام تغییرات خیلی محسوس بوده.
یعنی اگر برگردم به سال 99 که من با استاد اشنا شدم تا به اکنون نتایج درهمه زمینه ها واقعا غیرقابل گفتن است ولی متاسفانه ما فراموش می کنیم. انقدر روی این جریان ارام و زیبا روی رودخانه روان هستیم که نمی بینم چقدر از مسیر طی شده است.
اکنون می گویم که شاکرم زمانی که در اوج به هم ریختگی بودم در روابط در سلامتی در احساس ارامش . از نظر ثروت در یک ثبات بودیم شغل کارمندی به قول دوستمان خانواده پسند.
اما اکنون همه چیز داریم.
از نظر روابط اصلا نمی توانم یاد بیاورم که چقدر تغییر کردم و روابطم با همسرم چقدر عالی شده است. عشقی که زمانی با آن با هم ازدواج کردیم در طول سالها گم شده بود و بعد از ورود به سایت و تغییراتم پیدایش کردم و چقدر زیباتر و چقدر عمیق تر و چقدر ارامش بخش تر.
خدایی که نبود. خدایی که چیزی جز چند عبارت و جمله تعریفی برایم وجود خارجی نداشت. اکنون خدایی را تجربه می کنم که تنها آرام کننده قلبم، تنها دوستم، تنها یاورم، تنها خالقم، تنها ربّ من است.
سلامتی که چقدر ذهنمان درگیر بیماری و بیمارستان در اشکال مختلف بود و چگونه با تغییرمان فاصله مان از درمانگاه ها و بیمارستان ها کم و کمتر شد.
ثروتی که به آرامی وارد زندگیمان می شد. با همان شغل کارمندی ما زمین و ماشین خریدیم بی انکه خانه و زمینی که از قبل داشتیم بفروشیم.
آرامشی که در پرداخت هزینه های زندگی برایمان وجود داشت
سفرهایی که اصلا نمی توانم وصفش کنم در مقایسه با سالهای قبل چقدر بیشتر و چقدر با کیفیت تر شد.
و البته مهاجرتی که آگاهانه و با اختیار خودمان انجام دادیم و دری دیگر به زندگیمان گشود که آزادی بیشتر و آب و هوای خوش تر به ما عطا کرد.
اینها همه نتایجی است که وارد زندگیمان شده است. چقدر ذهنم مقاومت داشت به نوشتنش می گفتم من که نتیجه خاصی نگرفتم. چقدر خوب شد که نوشتم.
بارها برای خودم گفتم و نوشتم ولی هر چقدر بگویی باز هم کم است چون اینقدر انسان فراموشکار است.
حالا می فهمم چرا استاد در تمام دوره ها و فایلها اینقدر مسیر زندگیش را در همه جنبه ها بارها و بارها مثال می زند.
از ان سخن می گوید از جنبه های مختلف به آن نگاه می کند چون غیر از آنکه برای ما درسهای بزرگی دارد برای خودش هم تکرار نعمتها و ثروتها وتغییرات باورها را محکم تر می کند.
خدایا شکرت که نوشتم خدایا شکرت که این قدر نعمت به آسانی وارد زندگیمان کردی سپاسگزارم معبودم.
سپاسگزارم استاد که به شیوه های مختلف تمرکز ما را بر روی داشته ها و زیباییها می برید. سپاسگزارم
واقعا تا قبل از این نشانه و حرفهای استاد و لیلای عزیز فکر میکردم خدا با من زاویه داره بین منو بقیه فرق میزاره با من لج ،منو دوست نداره چشم دیدن منو نداره اما با کمی کنکاش متوجه شدم این دیدگاهم نسبت بخدا از دل نگاههای معلمان دبستانم در اومده معلمانی که بخاطر چند نمره ی بی ارزش منو به شرک عمیقی نسبت بخدایم بردند و منی که بچه روستا بودم و مادرم از معلمان مدرسه برایم بت ساخته بود که هر آنچه میگویند وحی منزل است و من در عالم کودکیم آنها را بجای خدا نشاندم و با خودم رفتم تو زاویه و ترد شدم ،تحقیر شدم و چقدر آسیب روحی خوردم از بازتاب فرکانس هایم الان با این نشانه دریچه هایی از امید در قلبم باز شد که چرا اصلا خدا باید با من لج باشه و منو دوست نداشته باشه ،اصلا من کی هستم ،چکاره ام ،چرا خلق شدم مگر خدا کار بیهوده و بدون هدف میکند من ذره ای از وجود عزیزش هستم اون مهربانتر از هر مادری با فرزندش هست و عاشقانه تک تک بنده هاشو دوست داره و بیشتر از ما میخواد ما به نعمت و خوشبختی و سعادت برسیم اصلا چرا منو هدایت کرد سمت استاد و این سایت مقدس چرا ؟؟؟؟البته اگر حریف نجواهای شیطان ذهن بشویم که همه اش برمیگردد به باورهای شرک آلود ما نسبت بخدا
من باید اول به توحید یقین و ایمان واقعی برسم با خودم.با خدایم ،،،برسم به صلح اونوقت دروازه های نعمت و ثروت بصورت طبیعی به رویم باز خواهد شد
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
و اما الان در این لحظه چه بگویم از خدایم که انگار تازه اونو میخوام بشناسم ببینم لمس کنم انگار کر و کور و لال بود خدایم غافل از اینکه خودم مرده ای متحرک بودم در شرک عمیق
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر!
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در باره ی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا …
با سپاس از ربم بخاطر تمام این نشانه ها و آگاهیها و سپاس از لیلای عزیز بخاطر نوشتن این کامنت ناب و سپاس از استاد عزیز و مریم خانم بخاطر عشقی که به بنده های خداوند دارند
سلام عرض میکنم خدمت تمامی دوستان عزیز و استاد نازنینم
روزم رو با این فایل فوق العاده شروع کردم و واقعا برام تاثیرگذار بود
تقریبا شش ماه پیش به این فایل هدایت شدم و اون موقع هم این فایل رو تماشا کردم
البته یادم نیست که کامل نگاه کردم یا نه چون ذهن نجواگر من قبلا با این محتواهای انسان ساز خیلی ناسازگاری میکرد
الان و در حال حاضر میتونم بگم که تقریبا بر عکس شده و همین دو ساعت پیش که فایل گوش دادن رو قطع کردم احساس کردم که ذهنم داره اذیت میشه و دچار افت انرژی میشم.
این هم خودش برای من یک دستاورد محسوب میشه چون کمی قبل تر باید مدام خودم رو هل میدادم تا کمی در مسیر آگاهی آموزش ببینم و تمرین و تکرار کنم ولی الان که میبینم ذهنم همراه تر شده واقعا خوشحال و امیدوار میشم
نکاتی که خیلی خیلی برام جالب بود و کلیدی،در این فایل یک اینکه قدرت سپاسگزاری برای بار هزارم به من ثابت شد انگار که خداوند تنها بهای رسیدن و رشد کردن و تعالی رو در شکرگزاری قرار داده و به قول مولانا
شکر جانِ نعمت و نعمت چو پوست
زانکه شکر آرد تو را تا کوی دوست
و واقعا هم دارم درک میکنم که چرا صدها بار خواستم شکرگزاری کنم ولی ذهن نجواگر بیشترین میزان مقاومت رو در مورد همین سپاسگزاری داره و خیلی خیلی تاریکی ذهن رو میتونه به نور تبدیل کنه،واقعا تمرین و عملی که بیشترین اذیت رو برای ذهن نجواگر داشته باشه میتونه بیشترین و بهترین خروجی ها رو هم برای ما بسازه.
چون مقاومت های ذهن نجواگر درواقع راهنمای ما هستن که کدوم بخش از زندگی نیاز به رسیدگی بیشتر و بهتری داره
نکته دیگه ای که خیلی برام الهام بخش بود سرعت تغییراتی بود که خانم لیلای بزرگوار داشتن و از یک جگرکی کوچک و خیلی ضعیف به دو شعبه پولساز رسیدن،اتفاقا من یک شیفت در حال حاضر در جگرکی کار میکنم و میدونم که بیش از 500 میلیون تومان سود ماهانه به چه میزان فروشی نیاز داره و واقعا تحسین برانگیزه این عدد برای صاحب کارِ من تا همین دو سه سال پیش حسرت بود اون هم در حالی که بیش از 15 ساله که در این شغل و در همین مغازه در حال فعالیت کردنه
اون وقت سرعت طی کردن تکامل برای خانم لیلای عزیز به قدری سریع بوده که به اندازه بیش از ده سالِ یک هم صنف خودشون رشد کردن. خدایاشکرت برای این همه شگفتی که به ما نشون میدی
نکته بعدی هم اهمیت تماشا کردن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا بود که واقعا فوق العاده است که با دیدن زیبایی ها و فقط با دیدن و دیدن و دیدن میتونیم از همون جنس زیبایی رو وارد زندگی خودمون کنیم و واقعا برام جای شگفتی داره،انگار هر بار تازه و تازه تر دارم با شگفتی هایی که خداوند در اختیارم قرار داده از اول ارتباط برقرار میکنم.
از پروژه تغییر را در آغوش بکش هم که باید بگم در همون جلسه اول متوجه شدم که یکی از گیرهای اساسی من در عزّت نفس بود و الان پنچ روزه که مداوم دارم باورهای مربوط به عزّت نفس رو میسازم و میام جلو و تغییرات کوچک اما پیوسته در درون خودم رو دارم احساس میکنم،من مدتهاست که دوست دارم به خودم استوار و وابسته باشم به خودم و خدای خودم ولی نداشتن عزت نفس کافی یکی از همین موانعی بود که اتصال من رو قطع کرده بود،از استاد عزیزم برای این پروژه فوق العاده سپاسگزارم و چشم انتظار نتایج قوی تر و بزرگتر و عمیق تر درخودم و جهان بیرونم هستم.
ممنون از فاطمه عزیز که رشد و پیشرفت زندگی شون و فرکانس شون رو برامون گذاشتند و ممنون از استاد که نوشته های فاطمه رو باز کردن و فاطمه جان هم عدو شو سبب خیر اگر خدا بخواهد با استاد آشنا شدند و اتفاقاتی رو که فکر می کنیم به نفع ما نیست شاید بر عکس باشه و درهای جدیدی برامون باز کنه
الهی شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم شکرت برای سلامتی خودم و خانواده ام
شکرت برای آگاهی امروزم برلی کنترل ذهنم برای داشتن احساسه خوبم برای رفتن به دله طبیعت
شکرت برای تمام خوبیها و دیدن زیباییها
سلام و درود به استاد عزیزم و مریم عزیزه دل همه دانشجویان این سایت بهشتی
وقتی آگاهی پیدا میکنی از قوانین کلا متفاوت میشی از همه از بیشتر جنبه ها فقط از نظر مالی یکم فرق میکنه اونم اگه بیشتر تلاش ذهنی انجام بدیم به اون هم میرسیم و آسان میشویم برای آسانیها
بسیار سپاس گذارم بابت این فایل بینظیر از شما و خانم لیلا از کامنت زیباشون و حشر و نشر این آگاهی ناب الهی
خدایا صد هزار مرتبه شکر که همیشه هوای بنده هایی که با اشتیاق می خوان تغییر کنن رو داری
من خیلی به این منطق ذهنی و نتایج خانم لیلا و توضیحات استاد عباسمنش نیاز داشتم
واقعیت این هست که من به یه تضاد چهار ماهه توی مسیر زندگی بلحاظ کسب و کار و ورودی برخورد کرده ام و با توجه به اینکه میدونم و ایمان دارم که باید احساسم رو همیشه خوب نگهدارم تا اتفاقات خوب برام بیافته ، تلاش آگاهانه زیادی براش انجام دادم ، و یه باگ اصلی رو پیدا کردم ( شرک ، روی آدما حساب کردن ، منتظر آدما بودن ) من پس از اخراجم از شرکت قبلی که خواسته خودم بود و مدارم با اون سبک کار مغایر بود ، از خدا کسب و کار خودم رو خواستم و در طول دوران بیکاری سعی کردم کارها و امور ناتمام رو انجام بدم که یکیش خیلی کار وقت گیری بود که به لطف الله انجام شد .
در طول 4 ماه سعی کردم واقعا بیشتر روی خودم کار کنم و به خدا نزدیک تر بشم و در این اثنا یه پیشنهاد کاری از یه شرکت بزرگ اومد ولی مدلشون اینطوری بود که خیلی دست دست میکردن تا تماس بگیرن برای مصاحبه و من بین زمین و آسمون بودم ، بعد جنگ شد ، بعد هم کلی زمان برد تا مصاحبه اول رو دادم و باز پروسه زمان بر و مصاحبه دوم و باز پروسه اینقدر طول کشید که تا الان طول کشیده و من رفتم دنبال اشکال کار و بقول استاد از خودم سوال کردم مشکل کجاست ؟؟؟ و هدایت شدم ( چون آرامش نسبی داشتم ) به راه حل ، به توحید و شروع کردم به شخم زدن فایلهای توحیدی و چله توحیدی برداشتم برای خودم و دیدم با کار کردن روی توحید و آبیاری نورانی روحم ، خدا هدایتم کرد که تو به هیچ کس نیاز نداری الی رب و فرمانروا و مالکت ، اگه توحیدی عمل کنی به هیچ کس هیچ نیازی نداری و هیچ کس هیچ قدرتی توی زندگی تو نداره ، و دیگه بیخیال انتظار کشیدن شدم و اومدم توی مسیر خداوند ،بعد از اینکه حدود 20 روز یا بیشتر از اون چله گذشته بود یه الهام اومد که اون طرحی که برای تولید داشتی رو با قدرت کامل ببر جلو ، کار نصفه تیمه بدرد نمیخوره ، شما باز توی یه فایل توحیدی فرمودین : اگه میخوای بیزینس رو شروع کنی ، قبلش فکر کن و پایه های بیزینس رو قوی بچین که توی طوفانهای مختلف متلاشی نشه ، گفت پولش هم از طریقی که بهت میگم ردیف میشه .
نشستم به لطفش یه بیزینس پلن نوشتم و دارم تا آخر شهریور تکمیلش میکنم و قدم میذارم با توکل به خودش در مسیر و خلقش میکنم با توحیدش ، با توکل به خودش ، همه میگن کار خیلی سختیه ولی من باید کاری که اکثریت انجام نمیدن رو انجام بدم
وخدای من شاهده در این چهار ماه هر روز بیشتر وبا کیفیت تر شکرگذار بودم ، استاد مواردی که شما از زبان خانم لیلا در خصوص شکرگذاری میگفتین ، خیلی نزدیک سیستم شکرگذاری منه .
من توی این تضاد و دوره بیکاری به یه مسیرهایی هدایت شدم برای قوی تر شدن ، برای روبرو شدن با ترس های ماهی ،برای صبور تر شدن ، برای کنترل ذهن بهتر و لذت بردن از زندگی و حتی یه لیوان آبی که میخورم فکر میکنم که این از چه مسیری اومده و الان براحتی از شیر آب من میتونم بنوشم .
کیفیت آرامشم کاملا متفاوته با این تقریبا 2/5 سالی که عضو خانواده عباسمنش هستم .
استاد شما توی یکی از فایلهای توحیدی چقدر زیبا گفتین : یا قوی میشی ، بهبود ایجاد میکنی و با حرکت و توکل و ایمان پا در مسیر خوشبختی میگذاری و عمل میکنی و ما بقی رو به خدا میسپاری ، یا ضعیف میمونی و اینقدر در تضاد چک و لگد میخوری تا بمیری ، خداوند مثل مادر زمینی دلسوزی نمیکنه برای موش مرده ها .
من با توکل به خدا دارم مسیر رو قدم به قدم میرم جلو و از زمانیکه روی توحید و خداوند حساب باز کردم به چشم خودم دیدم که دستانش رو فرستاد و مسائل رو برام داره دونه به دونه حل میکنه .
چقدر ممنون و سپاس گذار هستم از شما و لیلای عزیز که با نوشتن نتایجشون و صحبت های شما اینقدر من رو مجاب کردین به حرکت و حرکت .
استاد بزودی میام و از گشایش های خداوند و مدیریت خداوند در زندگیم براتون می نویسم .
شما هم اسم وفامیل یکی از همکاران من هستین ،البته ایشون دیگه پیش ما کار نمیکنند، دختری دوست داشتنی و پر انرژی بودند ،خیلی احساس خوبی پیدا کردم با دیدن کامنت شما …
اگر شما همون زینب عظیمی در شهرکباب هستین ورود شما رو به این خانواده تبریک میگم ..
و از خداوند برای شما ارزوی خوشبختی و موفقیت دارم ..
من تعهدی نسبت به خانم زینب عظیمی دارم که هنوز پرداخت نکردم ..
وآگاهم وحتما در اولین فرصت اینکارو انجام میدم .
چه شما اون زینب عظیمی شهرکباب باشید یانه هر جا که هستین در پناه خدا باشید .
چند روز پیش گزاشتم روی چارت کامنتی که من ثروتمند میشم و دست خداوند روی زمین میشم.
دیروز به یه سفر ناخواسته رفتم و توی مسیر سفر سعی کردم روی لذت ها تمرکز کنم و نقش و نگار کوه ها ماسه بادی های کویر شترهای توی مسیر ناهار و صبحانه ای که توی سفر خوردم آدم ها و شهر های توی مسیر از همه لحظات لذت بردم و لبخند میزدم و همه چیز رو به چشم نیکی و وجود خیر نگاه میکردم .
این باور که من ثروتمند میشم تا یکی از دست های خداوند روی زمین باشم واقعا بهم ثابت شد که ببین داره نتایج رخ میده وقتی که توی پمپ گاز وایستاده بودم و یه مرد فقیر و با سن و سال بالا اومد با من دست داد دستم رو گرفت بوسید و به شونه هام بوسه زد و بدون اینکه بگه من پول میخوام یا کمکی چیزی کن سریع دور شد .
بعد از این شوک شده بودم و همون لحظه این باور بهم الهام شد که ببین تو میخواستی دست های خداوند روی زمین باشی؟ اینم نتایجش این ز نتایج اولیه اس این تازه اول کاره از مسیر لذت ببر و تلاشتو بکن و باور داشته باش و باورهات رو تقویت کن و هرروز بابت نعمت هات شکر گذار باش و احساس خوب داشته باش اون بالایی خودش همه چیزو میچینه .
همون لحظه قلبم آروم گرفت و همین باعث شد که باورهام دوباره برای خودم تکرار کنم .
این اتفاق واقعا یک معجزه بود و رفت توی لیست معجزات روزم مه هرروز دارم مینویسم و بابتش از خداوند شکرگذاری میکنم
الهی شکر الهی شکر که به من فرصت دادی تا توی این مسیر بتونم ثابت قدم باشم و پیشرفت کنم و الانم دارم کتاب تغییر باورهای خودم رو مینویسم و هربار که برای خودم میخونمش و مرور میکنم پر از احساس خوب میشم و شکرگذار تک تک لحظات زندگیم هستم.
و خییلی خیلی معجزات و نشاننه های الهی دیگه که دارم بگم که توی همین 10 20 روز که رو باورهای ثروتمند شدنم کار میکنم برام رخ داده مه جا برای نوشتن نیست و مطمئنم و میدونم به نوبت نتایج میان و منو به خواسته هام میرسونن.
الهی شکرت باتشکر از استاد عزیزم اگه این کامنت میبینین باوردارم که هرچی که دارین خداوند ده برابر میزاره روش و بهتون عطا میکنه.
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتمون میکند به مسیر زیبایی و خوشبختی
شکرت سپاسگزارتم
سلام استاد عزیزم و مریم جانم
تمام اتفاقاتی که در زندگی الان ما هست چه اتفاقات بد و چه اتفاقات خوب همه بواسطه باور افکار و فرکانس و توجه ماست ما هستیم که رقم میزنیم اگر سخت ست زندگی ناآگاهی خودمون ست نسبت به قوانین
اگر بتوانیم از این تواناییمون استفاده کنیم ذهنمون رو کنترل کنیم کانون توجه مون رو کنترل کنیم و با آگاهی از قانون زندگی کنیم به بهترینها میرسیم و لذت میبریم و زندگی روان و آسان داریم
اتفاقات به خوری خود معنا ندارند این
نوع نگاه ماست که به اونها معنا میبخشد بد یا خوب میشود
کار ما فقط کنترل کردن خودمون ست نه دیگران
هر لحظه باید فکر و باور و ذهن و احساس و فرکانسمون رو چک کنیم که در چه مسیری هستن مسیره هماهنگ با خواسته یا مسیرهه هماهنگ با ناخواسته
اگر رفتارهامون عوض شده بدونیم که باورهامون تغییر کردن و تغییر باورها خودشون رو در رفتار نشان میدهند
پس باید به هر آنچه که دوست داریم توجه کنیم تا همونو بسازیم در زندگیمون
کانون توجه و کنترل ذهن خیلی مهمه در زندگی
ممنونم استاد عزیزم سپاسگزارتم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام ودرود
معیارهای من برای رابطه عاطفی اینه و اگر طرفم انجام نده تموم میکنم رابطه رو .
متوکل باشه
ثروتمندباشه فوق ثروتمند
خوش اخلاق باشه
بمن هروز زنگ بزنه
بیادوحضوری درچالشهام کمکم کنه هرچالشی باشه نمیخام ازقوانین جذب چالشهاموحل کنه بگه یاخودم حلش میکنم یاباهمدیگه حلش میکنیم اونموقع میفهمم عاشقمه
باقهر وناز مجبورش نکنم سراغ منوبگیره
قدرمنوبدونه
مجردباشه هیچ زن ودوست دختری کنارش نباشه
اولویتش باشم
ازمن بزرگترباشه
ایران بیادزندگی کنه
خرجی منوبده
باعرضه باشه
مردانگی قوی داشته باشه( لباس مردانه، جنم وغیرت ،حمایتگر، نازکش ،حرف وعملش یکی باشه ناموس پرست، توقع شاغل بودن منو نداشته باشه
جدی وزمخت ، دنبال ایرادازمن نباشه ،بمن افتخارکنه ،بددهن نباشه ، یک روزهم ازمن بی خبرنباشه ، هرکاری برای رسیدن بهم لازم باشه مردانه انجام بده )
چشم پاک وفادار
بددهن وقهرکن ونازکن نباشه مردباشه مرد
اولویتش من باشم
حرف گوش کن باشه چشم بگه چون من فقط به صلاح زندگیمون حرف میزنم
دنبالم باشه منتظرنباشه من برم دنبالش
اعتبار وشهرت ومحبوبیت داشته باشه همه به ذات خوب وفاداری بامعرفت آگاه بودن عاقل وبالغ ومردانه بودن معرفیش کنن اکثرا ازش راضی باشن کیف کنن ازرفتارهاش مثل خودم باشه
کبوترباکبوتر باز با باز
کندهم جنس باهم جنس پرواز
خودشیفته نباشه عاشق من باشه چشم ودلش ازجنس مخالف سیرباشه
روح وروان سالمی داشته باشه
خسیس نباشه
غر بزن نباشه
آرامش و امنیت بده
قدبلند عضلانی وخوشتیپ وتمیزباشه
غیراین باشه لطفااااااااااااااا سراغی ازمن نگیره :))))))
روز یازدهم
سلام به استاد عزیزم
درود به خانم شایسته مهربان
سلام حضور دوستان همراه سایت
این فایل از آن فایلهایی است که خیلی دوستش دارم. به این دلیل که یک مثال واقعی زیبا از یک انسان که درجایی تصمیم به تغییر می گیرد و چقدر روند تغییراتش درست و طبیعی و آسان است. شبیه روندی که استاد از خودشان تعریف می کنند یا دوستان دیگر در نتایج دوستان مثل آقا رضای عزیز یا رزای عزیز و ….
استاد در یک فایل کامل و جامع از مسیر تغییر لیلا جان سخن می گوید زمانی که تصمیم به تغییر می گیرند. مسیر سپاسگزاری مسیری که مومنتوم مثبت را حفظ می کند و تمرکز را از ناخواسته ها و نداشته ها به روی داشته ها می گذارد.
در دوره هم جهت با خداوند این مسیر زیبا را استاد چقدر خوب و عالی توضیح دادند.
من زمانهایی که فراموش می کنم برای چه چیزهایی باید سپاسگزار باشم و به قول استاد بسیاری از نعمت ها بدیهی می شوند یاد صحبتهای لیلاجان و رزا جان که برای یک کره یا سیب درون یخچال سپاسگزار بودند. برای سلامتی که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
گاهی تغییرات در مسیر خیلی محسوس نیستند اما بعد از سالها که بر می گردی و به قول لیلای عزیز چکاب فرکانسی را نگاه می کنی تازه می فهمیم که چقدر این تغییرات عظیم بوده است.
من گاهی که این فایلها را گوش می کنم، چون فایل در مدت زمان کوتاهی نهایت یک ساعت یک زندگی را تعریف می کند و از نتایج دوستان می گوید یا در کامنت ها گاها نتایج دوستان را می خوانم، فراموش می کنم که این تغییرات در طول چند سال رخ داده است. درست است که اکنون به نظر حجم نتایج خیلی بزرگ هستند اما به راستی برای خود افراد در طول مسیر نمی توانست اینقدر عظیم بوده باشد.
مثلا من بگویم درامد 2 میلیونی تبدیل به ماهی 500 میلیون از نظرم خیلی بزرگ باشد که هست ولی فراموش می کنم این روند تکامل در طول چند سال رخ داده است. شاید ما در عرض چند دقیقه این را می شنویم.
می خوام بگم گاهی ذهنم نجوا می کند که تو به اندازه دوستانت در سایت نتیجه نگرفتی چون به قول استاد آنقدر این تغییرات نامحسوس هستند که فراموش می کنیم باید برگردم به روز اول تا ببینم چه تغییراتی رخ داده است.
هر زمان که این کار را کرده ام تغییرات خیلی محسوس بوده.
یعنی اگر برگردم به سال 99 که من با استاد اشنا شدم تا به اکنون نتایج درهمه زمینه ها واقعا غیرقابل گفتن است ولی متاسفانه ما فراموش می کنیم. انقدر روی این جریان ارام و زیبا روی رودخانه روان هستیم که نمی بینم چقدر از مسیر طی شده است.
اکنون می گویم که شاکرم زمانی که در اوج به هم ریختگی بودم در روابط در سلامتی در احساس ارامش . از نظر ثروت در یک ثبات بودیم شغل کارمندی به قول دوستمان خانواده پسند.
اما اکنون همه چیز داریم.
از نظر روابط اصلا نمی توانم یاد بیاورم که چقدر تغییر کردم و روابطم با همسرم چقدر عالی شده است. عشقی که زمانی با آن با هم ازدواج کردیم در طول سالها گم شده بود و بعد از ورود به سایت و تغییراتم پیدایش کردم و چقدر زیباتر و چقدر عمیق تر و چقدر ارامش بخش تر.
خدایی که نبود. خدایی که چیزی جز چند عبارت و جمله تعریفی برایم وجود خارجی نداشت. اکنون خدایی را تجربه می کنم که تنها آرام کننده قلبم، تنها دوستم، تنها یاورم، تنها خالقم، تنها ربّ من است.
سلامتی که چقدر ذهنمان درگیر بیماری و بیمارستان در اشکال مختلف بود و چگونه با تغییرمان فاصله مان از درمانگاه ها و بیمارستان ها کم و کمتر شد.
ثروتی که به آرامی وارد زندگیمان می شد. با همان شغل کارمندی ما زمین و ماشین خریدیم بی انکه خانه و زمینی که از قبل داشتیم بفروشیم.
آرامشی که در پرداخت هزینه های زندگی برایمان وجود داشت
سفرهایی که اصلا نمی توانم وصفش کنم در مقایسه با سالهای قبل چقدر بیشتر و چقدر با کیفیت تر شد.
و البته مهاجرتی که آگاهانه و با اختیار خودمان انجام دادیم و دری دیگر به زندگیمان گشود که آزادی بیشتر و آب و هوای خوش تر به ما عطا کرد.
اینها همه نتایجی است که وارد زندگیمان شده است. چقدر ذهنم مقاومت داشت به نوشتنش می گفتم من که نتیجه خاصی نگرفتم. چقدر خوب شد که نوشتم.
بارها برای خودم گفتم و نوشتم ولی هر چقدر بگویی باز هم کم است چون اینقدر انسان فراموشکار است.
حالا می فهمم چرا استاد در تمام دوره ها و فایلها اینقدر مسیر زندگیش را در همه جنبه ها بارها و بارها مثال می زند.
از ان سخن می گوید از جنبه های مختلف به آن نگاه می کند چون غیر از آنکه برای ما درسهای بزرگی دارد برای خودش هم تکرار نعمتها و ثروتها وتغییرات باورها را محکم تر می کند.
خدایا شکرت که نوشتم خدایا شکرت که این قدر نعمت به آسانی وارد زندگیمان کردی سپاسگزارم معبودم.
سپاسگزارم استاد که به شیوه های مختلف تمرکز ما را بر روی داشته ها و زیباییها می برید. سپاسگزارم
به نام خدایی که هرچه دارم از آن اوست
و اما نشانه ی امروز من
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس، خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
واقعا تا قبل از این نشانه و حرفهای استاد و لیلای عزیز فکر میکردم خدا با من زاویه داره بین منو بقیه فرق میزاره با من لج ،منو دوست نداره چشم دیدن منو نداره اما با کمی کنکاش متوجه شدم این دیدگاهم نسبت بخدا از دل نگاههای معلمان دبستانم در اومده معلمانی که بخاطر چند نمره ی بی ارزش منو به شرک عمیقی نسبت بخدایم بردند و منی که بچه روستا بودم و مادرم از معلمان مدرسه برایم بت ساخته بود که هر آنچه میگویند وحی منزل است و من در عالم کودکیم آنها را بجای خدا نشاندم و با خودم رفتم تو زاویه و ترد شدم ،تحقیر شدم و چقدر آسیب روحی خوردم از بازتاب فرکانس هایم الان با این نشانه دریچه هایی از امید در قلبم باز شد که چرا اصلا خدا باید با من لج باشه و منو دوست نداشته باشه ،اصلا من کی هستم ،چکاره ام ،چرا خلق شدم مگر خدا کار بیهوده و بدون هدف میکند من ذره ای از وجود عزیزش هستم اون مهربانتر از هر مادری با فرزندش هست و عاشقانه تک تک بنده هاشو دوست داره و بیشتر از ما میخواد ما به نعمت و خوشبختی و سعادت برسیم اصلا چرا منو هدایت کرد سمت استاد و این سایت مقدس چرا ؟؟؟؟البته اگر حریف نجواهای شیطان ذهن بشویم که همه اش برمیگردد به باورهای شرک آلود ما نسبت بخدا
من باید اول به توحید یقین و ایمان واقعی برسم با خودم.با خدایم ،،،برسم به صلح اونوقت دروازه های نعمت و ثروت بصورت طبیعی به رویم باز خواهد شد
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
و اما الان در این لحظه چه بگویم از خدایم که انگار تازه اونو میخوام بشناسم ببینم لمس کنم انگار کر و کور و لال بود خدایم غافل از اینکه خودم مرده ای متحرک بودم در شرک عمیق
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر!
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در باره ی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا …
با سپاس از ربم بخاطر تمام این نشانه ها و آگاهیها و سپاس از لیلای عزیز بخاطر نوشتن این کامنت ناب و سپاس از استاد عزیز و مریم خانم بخاطر عشقی که به بنده های خداوند دارند
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام عرض میکنم خدمت تمامی دوستان عزیز و استاد نازنینم
روزم رو با این فایل فوق العاده شروع کردم و واقعا برام تاثیرگذار بود
تقریبا شش ماه پیش به این فایل هدایت شدم و اون موقع هم این فایل رو تماشا کردم
البته یادم نیست که کامل نگاه کردم یا نه چون ذهن نجواگر من قبلا با این محتواهای انسان ساز خیلی ناسازگاری میکرد
الان و در حال حاضر میتونم بگم که تقریبا بر عکس شده و همین دو ساعت پیش که فایل گوش دادن رو قطع کردم احساس کردم که ذهنم داره اذیت میشه و دچار افت انرژی میشم.
این هم خودش برای من یک دستاورد محسوب میشه چون کمی قبل تر باید مدام خودم رو هل میدادم تا کمی در مسیر آگاهی آموزش ببینم و تمرین و تکرار کنم ولی الان که میبینم ذهنم همراه تر شده واقعا خوشحال و امیدوار میشم
نکاتی که خیلی خیلی برام جالب بود و کلیدی،در این فایل یک اینکه قدرت سپاسگزاری برای بار هزارم به من ثابت شد انگار که خداوند تنها بهای رسیدن و رشد کردن و تعالی رو در شکرگزاری قرار داده و به قول مولانا
شکر جانِ نعمت و نعمت چو پوست
زانکه شکر آرد تو را تا کوی دوست
و واقعا هم دارم درک میکنم که چرا صدها بار خواستم شکرگزاری کنم ولی ذهن نجواگر بیشترین میزان مقاومت رو در مورد همین سپاسگزاری داره و خیلی خیلی تاریکی ذهن رو میتونه به نور تبدیل کنه،واقعا تمرین و عملی که بیشترین اذیت رو برای ذهن نجواگر داشته باشه میتونه بیشترین و بهترین خروجی ها رو هم برای ما بسازه.
چون مقاومت های ذهن نجواگر درواقع راهنمای ما هستن که کدوم بخش از زندگی نیاز به رسیدگی بیشتر و بهتری داره
نکته دیگه ای که خیلی برام الهام بخش بود سرعت تغییراتی بود که خانم لیلای بزرگوار داشتن و از یک جگرکی کوچک و خیلی ضعیف به دو شعبه پولساز رسیدن،اتفاقا من یک شیفت در حال حاضر در جگرکی کار میکنم و میدونم که بیش از 500 میلیون تومان سود ماهانه به چه میزان فروشی نیاز داره و واقعا تحسین برانگیزه این عدد برای صاحب کارِ من تا همین دو سه سال پیش حسرت بود اون هم در حالی که بیش از 15 ساله که در این شغل و در همین مغازه در حال فعالیت کردنه
اون وقت سرعت طی کردن تکامل برای خانم لیلای عزیز به قدری سریع بوده که به اندازه بیش از ده سالِ یک هم صنف خودشون رشد کردن. خدایاشکرت برای این همه شگفتی که به ما نشون میدی
نکته بعدی هم اهمیت تماشا کردن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا بود که واقعا فوق العاده است که با دیدن زیبایی ها و فقط با دیدن و دیدن و دیدن میتونیم از همون جنس زیبایی رو وارد زندگی خودمون کنیم و واقعا برام جای شگفتی داره،انگار هر بار تازه و تازه تر دارم با شگفتی هایی که خداوند در اختیارم قرار داده از اول ارتباط برقرار میکنم.
از پروژه تغییر را در آغوش بکش هم که باید بگم در همون جلسه اول متوجه شدم که یکی از گیرهای اساسی من در عزّت نفس بود و الان پنچ روزه که مداوم دارم باورهای مربوط به عزّت نفس رو میسازم و میام جلو و تغییرات کوچک اما پیوسته در درون خودم رو دارم احساس میکنم،من مدتهاست که دوست دارم به خودم استوار و وابسته باشم به خودم و خدای خودم ولی نداشتن عزت نفس کافی یکی از همین موانعی بود که اتصال من رو قطع کرده بود،از استاد عزیزم برای این پروژه فوق العاده سپاسگزارم و چشم انتظار نتایج قوی تر و بزرگتر و عمیق تر درخودم و جهان بیرونم هستم.
با سپاس از همراهی شما دوستان بینظیر
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید.
سلام استاد جان
ممنون از فاطمه عزیز که رشد و پیشرفت زندگی شون و فرکانس شون رو برامون گذاشتند و ممنون از استاد که نوشته های فاطمه رو باز کردن و فاطمه جان هم عدو شو سبب خیر اگر خدا بخواهد با استاد آشنا شدند و اتفاقاتی رو که فکر می کنیم به نفع ما نیست شاید بر عکس باشه و درهای جدیدی برامون باز کنه
به نام خداوند مهربان و هدایتگرو ثروتمند و زیبایم
الهی شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم شکرت برای سلامتی خودم و خانواده ام
شکرت برای آگاهی امروزم برلی کنترل ذهنم برای داشتن احساسه خوبم برای رفتن به دله طبیعت
شکرت برای تمام خوبیها و دیدن زیباییها
سلام و درود به استاد عزیزم و مریم عزیزه دل همه دانشجویان این سایت بهشتی
وقتی آگاهی پیدا میکنی از قوانین کلا متفاوت میشی از همه از بیشتر جنبه ها فقط از نظر مالی یکم فرق میکنه اونم اگه بیشتر تلاش ذهنی انجام بدیم به اون هم میرسیم و آسان میشویم برای آسانیها
سلام استاد عزیزم
بسیار سپاس گذارم بابت این فایل بینظیر از شما و خانم لیلا از کامنت زیباشون و حشر و نشر این آگاهی ناب الهی
خدایا صد هزار مرتبه شکر که همیشه هوای بنده هایی که با اشتیاق می خوان تغییر کنن رو داری
من خیلی به این منطق ذهنی و نتایج خانم لیلا و توضیحات استاد عباسمنش نیاز داشتم
واقعیت این هست که من به یه تضاد چهار ماهه توی مسیر زندگی بلحاظ کسب و کار و ورودی برخورد کرده ام و با توجه به اینکه میدونم و ایمان دارم که باید احساسم رو همیشه خوب نگهدارم تا اتفاقات خوب برام بیافته ، تلاش آگاهانه زیادی براش انجام دادم ، و یه باگ اصلی رو پیدا کردم ( شرک ، روی آدما حساب کردن ، منتظر آدما بودن ) من پس از اخراجم از شرکت قبلی که خواسته خودم بود و مدارم با اون سبک کار مغایر بود ، از خدا کسب و کار خودم رو خواستم و در طول دوران بیکاری سعی کردم کارها و امور ناتمام رو انجام بدم که یکیش خیلی کار وقت گیری بود که به لطف الله انجام شد .
در طول 4 ماه سعی کردم واقعا بیشتر روی خودم کار کنم و به خدا نزدیک تر بشم و در این اثنا یه پیشنهاد کاری از یه شرکت بزرگ اومد ولی مدلشون اینطوری بود که خیلی دست دست میکردن تا تماس بگیرن برای مصاحبه و من بین زمین و آسمون بودم ، بعد جنگ شد ، بعد هم کلی زمان برد تا مصاحبه اول رو دادم و باز پروسه زمان بر و مصاحبه دوم و باز پروسه اینقدر طول کشید که تا الان طول کشیده و من رفتم دنبال اشکال کار و بقول استاد از خودم سوال کردم مشکل کجاست ؟؟؟ و هدایت شدم ( چون آرامش نسبی داشتم ) به راه حل ، به توحید و شروع کردم به شخم زدن فایلهای توحیدی و چله توحیدی برداشتم برای خودم و دیدم با کار کردن روی توحید و آبیاری نورانی روحم ، خدا هدایتم کرد که تو به هیچ کس نیاز نداری الی رب و فرمانروا و مالکت ، اگه توحیدی عمل کنی به هیچ کس هیچ نیازی نداری و هیچ کس هیچ قدرتی توی زندگی تو نداره ، و دیگه بیخیال انتظار کشیدن شدم و اومدم توی مسیر خداوند ،بعد از اینکه حدود 20 روز یا بیشتر از اون چله گذشته بود یه الهام اومد که اون طرحی که برای تولید داشتی رو با قدرت کامل ببر جلو ، کار نصفه تیمه بدرد نمیخوره ، شما باز توی یه فایل توحیدی فرمودین : اگه میخوای بیزینس رو شروع کنی ، قبلش فکر کن و پایه های بیزینس رو قوی بچین که توی طوفانهای مختلف متلاشی نشه ، گفت پولش هم از طریقی که بهت میگم ردیف میشه .
نشستم به لطفش یه بیزینس پلن نوشتم و دارم تا آخر شهریور تکمیلش میکنم و قدم میذارم با توکل به خودش در مسیر و خلقش میکنم با توحیدش ، با توکل به خودش ، همه میگن کار خیلی سختیه ولی من باید کاری که اکثریت انجام نمیدن رو انجام بدم
وخدای من شاهده در این چهار ماه هر روز بیشتر وبا کیفیت تر شکرگذار بودم ، استاد مواردی که شما از زبان خانم لیلا در خصوص شکرگذاری میگفتین ، خیلی نزدیک سیستم شکرگذاری منه .
من توی این تضاد و دوره بیکاری به یه مسیرهایی هدایت شدم برای قوی تر شدن ، برای روبرو شدن با ترس های ماهی ،برای صبور تر شدن ، برای کنترل ذهن بهتر و لذت بردن از زندگی و حتی یه لیوان آبی که میخورم فکر میکنم که این از چه مسیری اومده و الان براحتی از شیر آب من میتونم بنوشم .
کیفیت آرامشم کاملا متفاوته با این تقریبا 2/5 سالی که عضو خانواده عباسمنش هستم .
استاد شما توی یکی از فایلهای توحیدی چقدر زیبا گفتین : یا قوی میشی ، بهبود ایجاد میکنی و با حرکت و توکل و ایمان پا در مسیر خوشبختی میگذاری و عمل میکنی و ما بقی رو به خدا میسپاری ، یا ضعیف میمونی و اینقدر در تضاد چک و لگد میخوری تا بمیری ، خداوند مثل مادر زمینی دلسوزی نمیکنه برای موش مرده ها .
من با توکل به خدا دارم مسیر رو قدم به قدم میرم جلو و از زمانیکه روی توحید و خداوند حساب باز کردم به چشم خودم دیدم که دستانش رو فرستاد و مسائل رو برام داره دونه به دونه حل میکنه .
چقدر ممنون و سپاس گذار هستم از شما و لیلای عزیز که با نوشتن نتایجشون و صحبت های شما اینقدر من رو مجاب کردین به حرکت و حرکت .
استاد بزودی میام و از گشایش های خداوند و مدیریت خداوند در زندگیم براتون می نویسم .
سلام استاد
خیلی ممنون.
خداروشکر شکر میکنم که با شما آشنا شدم
تازه شروع کردم ایمان دارم زندگیم عوض میشه
الان هم دارم معجزه شو میبینم
ایمان دارم خدای من بدهی من جور میشود
خدای شکرت که دست منو گرفتی
و معجزه وارد زندگی من کردی
مینویسم تا ببینم چگونه خدا زندگیم را عوض کرد
خدای شکرت. خدای شکرت خدای شکرت خدای شکرت
سلام به زینب عزیزم
شما هم اسم وفامیل یکی از همکاران من هستین ،البته ایشون دیگه پیش ما کار نمیکنند، دختری دوست داشتنی و پر انرژی بودند ،خیلی احساس خوبی پیدا کردم با دیدن کامنت شما …
اگر شما همون زینب عظیمی در شهرکباب هستین ورود شما رو به این خانواده تبریک میگم ..
و از خداوند برای شما ارزوی خوشبختی و موفقیت دارم ..
من تعهدی نسبت به خانم زینب عظیمی دارم که هنوز پرداخت نکردم ..
وآگاهم وحتما در اولین فرصت اینکارو انجام میدم .
چه شما اون زینب عظیمی شهرکباب باشید یانه هر جا که هستین در پناه خدا باشید .
سلام زینب عزیز
خوش اومدی به جمع شاگردان استاد توحیدی عباسمنش
قطعا خداوند نظر ویژه داره بهت که هدایتت کرده به اینجا و خودش هم هدایت میکنه و راه نشونت میده ، هم حمایتت میکنه در هر مسیر زیبایی که بخوای قدم برداری.
برات آرزوی موفقیت و سعادت دارم.
سلام زینب جان خیلی خوش آمدی به این سایت مقدس
اگه همون زینب هستی که لیلا جان میگه پس خیلی خدا بهت نظر کرده دوست خوبم
استادت بشه آقای عباس منش
همکارت بشه لیلا بشارتی
این مسیر بالذت تی میکنی
وبه همه خواستهات میرسی عزیز دلم
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
بنام حضرت دوست که. هرچه دارم از اوست
چند روز پیش گزاشتم روی چارت کامنتی که من ثروتمند میشم و دست خداوند روی زمین میشم.
دیروز به یه سفر ناخواسته رفتم و توی مسیر سفر سعی کردم روی لذت ها تمرکز کنم و نقش و نگار کوه ها ماسه بادی های کویر شترهای توی مسیر ناهار و صبحانه ای که توی سفر خوردم آدم ها و شهر های توی مسیر از همه لحظات لذت بردم و لبخند میزدم و همه چیز رو به چشم نیکی و وجود خیر نگاه میکردم .
این باور که من ثروتمند میشم تا یکی از دست های خداوند روی زمین باشم واقعا بهم ثابت شد که ببین داره نتایج رخ میده وقتی که توی پمپ گاز وایستاده بودم و یه مرد فقیر و با سن و سال بالا اومد با من دست داد دستم رو گرفت بوسید و به شونه هام بوسه زد و بدون اینکه بگه من پول میخوام یا کمکی چیزی کن سریع دور شد .
بعد از این شوک شده بودم و همون لحظه این باور بهم الهام شد که ببین تو میخواستی دست های خداوند روی زمین باشی؟ اینم نتایجش این ز نتایج اولیه اس این تازه اول کاره از مسیر لذت ببر و تلاشتو بکن و باور داشته باش و باورهات رو تقویت کن و هرروز بابت نعمت هات شکر گذار باش و احساس خوب داشته باش اون بالایی خودش همه چیزو میچینه .
همون لحظه قلبم آروم گرفت و همین باعث شد که باورهام دوباره برای خودم تکرار کنم .
این اتفاق واقعا یک معجزه بود و رفت توی لیست معجزات روزم مه هرروز دارم مینویسم و بابتش از خداوند شکرگذاری میکنم
الهی شکر الهی شکر که به من فرصت دادی تا توی این مسیر بتونم ثابت قدم باشم و پیشرفت کنم و الانم دارم کتاب تغییر باورهای خودم رو مینویسم و هربار که برای خودم میخونمش و مرور میکنم پر از احساس خوب میشم و شکرگذار تک تک لحظات زندگیم هستم.
و خییلی خیلی معجزات و نشاننه های الهی دیگه که دارم بگم که توی همین 10 20 روز که رو باورهای ثروتمند شدنم کار میکنم برام رخ داده مه جا برای نوشتن نیست و مطمئنم و میدونم به نوبت نتایج میان و منو به خواسته هام میرسونن.
الهی شکرت باتشکر از استاد عزیزم اگه این کامنت میبینین باوردارم که هرچی که دارین خداوند ده برابر میزاره روش و بهتون عطا میکنه.