هدفگذاری با قانون تکامل - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

313 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    بنام یگانه خدای خوبم

    سلام استاد

    من فرشته هستم همون شاگردی که دیشب تو جلسه روانشناسی ثروت قول داد خیلی زود بیاد و بگه اون سدی ک تو ذهنش بابت کار هست رو میشکنه و میاد مینویسه استاد جونم انجامش دادم.

    فقط در فاصله یک روزی این اتفاق افتاد.

    خودمم فکرشو نمیکردم اینقدر ساده حل شه

    بخدا قسم من کاری نکرده بودم

    فقط به خدا گفتم خدایا تو قدرتمندی و همه انسانها مطیع تو هستند

    و نفهمیدم چیشد ک سالندار خودش صدام زد گفت برو شنیون هاشون رو انجام بده

    این فایل هدف گذاریه 1 ماه اخیر بهترین شرایط زندگیم بود چون هدفی مشخص داشتم و برای رسیدن بهش هرروز یه قدم برداشتم

    چقدر مسیر راحت پیش رفت چقدر کارها ساده اتفاق افتاد

    هدف 6 ماهه من که انتخابش کردم ماهانه 20 میلیون درامده

    هدف هام رو کوچولو کردم و هرچقدر که به این اهداف کوچولو میرسم قدرت و انرژی میگیرم برای اهداف بعدیم

    چقدر زندگی اینجوریه خوبه

    چقدر من خوشبختم که هدفمند زندگی کردن رو یادگرفتم

    شاید بخدا ماه ها میگذره یهو یکی میاد میگه فلانی فلان جور شده فلانی رو شنیدی اینجوری شده و و و و

    چقدر عالیه که من از هیچ کدوم خبری ندارم.

    چقدر عالیه که اینقدر سعی در شناخت درونم دارم

    .

    استاد شما گفتی من یه مدت بسیار زیادی روی ذهنم و باورهام کار کردم چقدر به خودم اینو میگم که فری باید خیلیی خیلییی بیشتر برای تغییر ذهنت وقت بزاری

    واکنش هاب مناسب

    کنترل احساسات و کنترل ذهن

    و حس میکنم تاابد برای تغییر شخصیت باید تلاش کنم

    من خوشحالم که اینجام

    و فرصت دارم که تا اندازه توانم در تغییر زندگیم و شخصیتم تلاش کنم

    خوشحالم که شاگرد شما هسنم استاد عزیزم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    ناعمه احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1564 روز

    به نام خدای هدایتگر خدایی ک گفته هرچی میخوای از من بخواه، من آگاهم، هر سوال داری، هرجا گیر میکنی، تو هر زمینه ای، من خبیرم، من میدونم من هدایتت میکنم

    سلام ب همه عزیزان

    همیشه حرکت کنم، همیشه یک هدف و برنامه ای داشته باشم برای حرکت کردن، برای قدم برداشتن، متوقف نشم، باید یه حرکت مفیدی انجام بدم، و یادم باشه قانون تکامل رو.

    اولش نتیجه ای ک میخوای نمیاد ولی وقتی ک ادامه میدی حرکت میکنی ناامید نمیشی مسیر درست رو میری و قانون تکامل رو درک میکنی، هرچی پیش میری نتایج خودشو نشون میده، ادامه بده،جواب میده.

    اصن ب تهش فک نکن، مشخص نیست، فقط قدم هارو بردار یکی یکی و سعی کن از مسیرت لذت ببری. با لذت و آسانی ب موفقیت میرسی، کلی چیز یاد می گیری، انگیزه و اعتماد بنفست بیشتر میشه. تو خودِ مسیر لذت ببر.

    برای خودم در این روزها ردپا میگذارم. چقدر هماهنگ بود این فایل، چقدر خدا هوامو داره، داره مسیرم رو اصلاح میکنه، نشتی فرکانسی هامو می گیره و از اول داره آروم آروم با نشانه ها و فایل ها مسیرم رو واضح و لذت بخش بهم یاد میده.خدا این روزا خیلی دارم می بینمت…

    من هیچ ایده ای نداشتم برای طرح لیوانام، فقط رفتم ظروف خامش رو تهیه کردم، حتی روزهای اول می ترسیدم از اینکه قراره مثل بچه ها نقاشی ساده بکشم، با ترس می نشستم پشت میزم، فقط میگفتم خدایا تو بگو چی بکشم من هیچی نمی دونم.

    و من در عرض 5 روز 20 لیوان رو طرح زدم و رنگ کردم، ب وضوح تکامل رو می بینم، ترسهام کمتر میشد، اولش خسته میشدم، ساعات کمتری اختصاص میدادم، رفته رفته زمان بیشتری با عششق میزاشتم، اوایل خسته میشدم ولی بعدش اصن خستگی رو نمی فهمیدم، حتی بلند نمیشدم برم آب بخورم، میگفتم بزار تموم شه ذوق دارم رنگش کنم ببینم چطوری میشه، آخرا صبح ها با ذووووق فراوان پا میشدم ک وای خدا دمت گرم من هدف دارم من قراره کلی لیوان بزنم.

    یه باور خوب ک بهم کمک میکرد این بود ک لیوان بعدی از اینم قشنگ تر میشه، چون می ترسیدم ک طرح تموم بشه، یا طرح های بعدی سخت باشه خرابش کنم، ولی میگفتم خدایا بیا ثابت کنیم ک این خیلی قشنگه؟؟ بعدش قشنگ تر میشه. و خدا بهم ثابت میکرد، طوری ک 2 تا لیوان آخرم رو واقعا دلم نمیخواد کسی بخره ؛)

    این نجواها هرر بار بود، هر بار صبح ک از خواب بیدار میشدم میگفت دیگه طرحی نیست، دیگه نمیتونی خوب انجام بدی، ولی من با نجواها جنگیدم، واقعا رسیدن ب اهداف فقط بهای ذهنی داره، زور ذهنی میخواد، زور کنترل ذهن. فقط برو تو دلش بعدش آخرش می بینی واااو چقد عالی شده، این شیطان الکی میخواسته منو بترسونه نگا چ خوب از پسش بر اومدم

    خدا رو در تک تک روزها و لحظه هام دیدم، طرح با خودش بود، ایده از خودش بود، میگفت چه رنگی رو با چ رنگی ترکیب کن، حتی چه مقداری از چه رنگی الله و اکبر، خب خدایا برا این گل کدوم قلمو مناسبه، خب خدایا این رنگه چرا اینجوریه آب بریز، حتی میگفت پاتو تکیه بده کابیت ک لرزش دستت گرفته بشه، لیوانو اینجوری بگیر، اعتبار تمامش می رسه ب خودش من فقط کنترل ذهن کردم.

    چقدر خودباوریم بیشتر شد، چقدر خدای خودمو نزدیک ب خودم دیدم، چه احساسات نابی تجربه کردم، توانایی هامو باور کردم، خدای خودمو باور کردم، ترسهام کمتر شد، عزت نفسم بیشتر شد. الگو و فکت ایجاد شد ک اگر اینارو تونستی بازم از این بهتر میتونی بازم از این حرفه ای تر. برای هدفی ک بهش رسیدی ارزش قائل باش ب خودت خدا قوت بگو عزیزم. بهت تبریک میگم، چقدر با نجواها مقابله کردی و این مسیرو ب خوبی پیش رفتی دمت گرم عزیزدلم.

    هدفمند زندگی کردن خیلی از رسیون ب هدف مهم تره، رسیدن ب هدف و نتیجه پاداش جانبی عه، اون لحظاتی ک داری با ذوق و شوق حرکت میکنی برای اینکه ب هدفات برسی، اون لحظات لحظات اصلی عه ک آدم معنای زندگی رو می فهمه.

    بله استاد جان، هدفمند زندگی کردن روح منو ارضا میکنه، من از درون احساس رضایت دارم، رضایت از خودم، رضایت از زندگی، از درون غنی میشم، پر میشم، وجودم پر از عزت نفس میشه، خودم رو بیشتر باور میکنم، بیشتر خلق میکنم، بیشتر ب خدا اعتماد میکنم، کمتر نگران هستم

    وقتی دارم کاری رو میکنم ک ازش لذت میبرم فارغ از فکر کردن ب نتیجه و چطور، اون لذت و خوشی لذت و خوشی های بیشتری رو تو زندگیم میاره، حالا میفهمم چرا اصرار می کردید برید تو حوزه مورد علاقه تون، برید کاری رو انجام بدی ک عشششق کنید. چون اون عشق باعث انگیزه میشه، باعث میشه من ناامید نشم، میگم ادامه میدم خدا کمکم میکنه من باید سمت خودمو انجام بدم، من ب طرف خدا کاری ندارم، من رو باورام کار میکنم، پول ساختن باید آسان و لذت بخش باشه، من زجری نمیکشم برا اینکه پول بیاد، من صبح مو ب شب نمی دوزم، من سوت میزنم لذت میبرم و پول از طریق علاقه ام عشقم میاد، خودش میاد دنبالم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلامی گرم به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربانم

    قانون تکامل

    توی کامنت های قبلی گفتم که حدودا یه ماه پیش توی هدایتم بهم گفته شد قدم دو رو مجددا کار کنم

    اون قدم کلا درباره تجسم هست و من اینهدفعه که شروع کردم به کار کردنش خیلی قوی شروع کردم و خیلی حسم خوبه و امیدوار تر شدم.

    دونالد والش در کتاب گغتگو با خدا میگه :·اگر میخواهی زندگیت خیز و اوجی داشته باشد ، شروع به تجسم بالاترین ایده ای بکن که از خودت داری و آرزو داری به آن برسی.

    به قول نویل گادارد، و بدانیم که خدا تخیل شگفت انگیز انسانی ماست..

    تکامل رو میخوام بگم

    شبها برای یک هدفی تجسم میکنم از شروع این دوره از قدم دو

    دیروز و دیشب یه حس هایی آمد سراغم که دیگه ول کنم تجسم برای اون هدفم رو و گفتم من رها میکنم خدا هر وقت خواست جواب میده

    دیشب توی خواب بهم الهام شد در حد یه جمله “رها نکن”

    بعدش به سرعت از خواب پریدم نصف شب بود، و کاملا برام شفاف بود که این پیغام برای اون تصمیم دیروزم بهم داده شد.

    الان که استاد داره از تکامل میگه ، برای من حکم مکمل اون الهامم هست توی خوابم و متوجه شدم باید تکاملم رو طی کنم…امروز که داشتم به اون الهام فکر میکردم …سپاسگذار خدای خودم شدم که هدایتم کرد …و امروز که داشتم سپاسگذاری میکردم یاد داستان اون شخصی افتادم که دنبال دنبال طلا بوده و مدتها زمین رو میکنده …و بعد از یه مدت خسته میشه و رها میکنه …خلاصه اون زمین رو میفروشه به شخصی دیگه …اون شخص دوم میاد با کمترین تلاش میرسه به طلا و زندگیش دگرگون میشه…

    نتیجه اینه که اگر همون فرد قبلی تکاملش رو طی میکرد و ایمان داشت به کاری که میکرد ، الان به جای این شخص دوم رسیده بود به طلا …

    اون الهام

    مرور این داستان در ذهنم

    و همزمانی با آپلود این فایل روی سایت

    فقط هدایته الله هست

    در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا

    ز پس صبر،تو را او به سر صدر نشاند

    و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذر ها

    ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

    .

    شاکر خداوندی هستم که در خواب و بیداری داره من رو هدایت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فرنگیس محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2932 روز

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام برخداوند مهربان و هدایتگرم .

    من هنوز فایل رو ندیدم و کامنت من مربوط به لایو دیشب هست

    دیشب بعد از اینکه به لطف الله مهربان تنها خونه بودم و داشتم رو به رو میشدم با یکی از ترسهام که تنها شب موندن هست ، داشتم تو اینستا دنبال یه پیچ میگشتم که قران رو با صدای عبد الباسط میزاره و وقتی میخواستم خارج شم دیدم لایو گذاشتید و وسط لایو بالای صفحه دیدم لاو مشترک با اقای عرشیانفر دارین 😶

    و با لذت لایو رو تا اخرش دیدم

    اول اینکه بگم ما عباس منش ها نتنها با صحبتها و لحن و شوخیهای کس دیگه ای جز استاد خودمون نمیتونیم ارتباط برقرار کنیم بلکه من وقتی داشتم نگاه میکروم چشمام ناخداگاه فقط سمت راست تصویر رو میدید و زل زده بودم به صورت شما .اصلا وقتی هم که اقای عرشانفر سوال میپرسید من فقط میتونستم به تصویر شما نگاه کنم .انگار یه تصویر وجود داره

    من بعد از نزدیک به سه سال که با شما هستم ذهنم علائقم تربیت یافته مکتب ، حرفهای شما شده،

    با کمال احترام به اقای عرشیانفر احساس میکردم مثل یه سری از ادمها اطرافم که یه سری رفتارهاشون برام تعجب برانگیزه که الان مثلا وسط حرف جدی چرا چنین عکس العملی نشون میدی، چرا صحبت رو به حاشیه میبری ، که خوب بحث کاملا جدی و کاربردی هستش و جا واسه شوخی نیست ( البته این رو هم بگم که کلا من ادم جدی هستم و وقتی صحبت از یادگیری مطلبی هست و یکی زحمت کشیده و زمان گذاشته دیگه خیلی جدیتر میشم )و کلی نکات ریز دیگه که واقعا افتخار میکنم به خودم که استادم شما هستید .

    استاد چقدر ما رو شبیه خودتون بار اوردین ، فکر میکردم که فقط من هستم که به هیچ وجه علاقه ای ندارم در مورد مشکلاتم با کسی حرف بزنم ، وقتی اتفاقی میافته و بازخوردش بعدها مشخص میشه اطرافیان میگن چطور به ما چیزی نگفتی ، یا چطور تونستی چنین مسئله ای رو نگی ،

    طی این چن ماه اخیر همسرم مریض شد و یه ماه تمام خونه بودیم ولی از این فرصت استفاده کردم کتاب عالی مثل حکایت دولت و فرزانگی رو براشون میخوندم ، فایلهای رایگان شما رو میزاشتم با هم گوش میدادیم و در موردش صحبت میکردیم . و واقعا یه جورایی فضای فکریشون عوض شد ،هر کی هم زنگ میزد میگفتم حالش خوبه ، خدا رو شکر

    شد که کم بیارم وخسته بشم ، شد که گریه کنم ولی مدام حرفهای شما تو ذهنم فریاد میکشید که: خسته بشو

    غمگین بشو ، گریه بکن ولی تو حالت غم و ناراحتی نمون .و..خیلی سریع ذهنم رو با این عبارت همیشگی شما که : احساس خوب اتفاق خب مثبت می کردم

    خدا رو شکر همیشه دوست داشتم همسر عزیزم با من همراه باشه و العان با پروفایل من میره تو سایت و ظهر ها که میاد با هم سریال زندگی در بهشت میبینیم .همه چی عالی شد 🤗

    وقتی در مورد اتفاق های بد صحبت نکنی در واقع انرژی رو از اونها میگیری و با درد دل کردن شاخ و برگ اضافی بهش میدی انرژی بهش میدی .

    استاد چقد در مورد عزت نفستون کار کردین که حتی اذیت میشید که مادرتون قربون صدقتون بره .چه برسه که بخوایید ترهم بقیه رو جلب کنین

    در مورد کنترل ذهن که دیشب صحبت کردین : چقد احتیاج داشتم این روزها به صحبت های دیشبتون

    فک میکردم چرا در نوسان هستم با اینکه هزار نشونه این روزها دریافت کردم که همه چزی به موقع و عالی پیش خواهد رفت ولی داشتم خیلی ریز به سمت کمال گرایی پیش میرفتم که چرا نمیتونم احساسم رو عالی نگه دارم، که انگار این همه فایل گوش میدم و رو خودم کار میکنم پس چرا عالی نیستم ، دیدم شما در این مورد صحبت کردین که حتی شما هم ممکنه این اتفاق براتون بیفته . و میزنید به دل طولانی ترین جاده ساحلی جهان و یاعتها با خدای خودتون قدم میزنید و دوباره قانون رو به خودتون یاداوری میکنید .پس در هر شرایطی به خودم افتخار کنم و سعی میکنم بهترین خودم رو برای خودم ارائه بدم

    چقد این روزها پیاده روی کردم و با احساس عالی برگشتم خونه اصلا وقتی فایلهای توحید رو گوش میدم و پیاده روی میکنم انگار یه نوری یه رحمتی بالاسر من با من قدم میزنه و وقتی برمیگردم غرق اون نور هستم .

    چقد عالی تکامل رو توضیح دادین ، اصلا حدی وجود نداره برای تکامل مثل یهشرایطی که العان داریم و ارزوی گذشته ما بوده و الان که بهش رسیدیم میگیم نه حالا شرایط بهتر از این ، امکانات عالی تر ، رفاه بیشتر ، حساب بانکی بیشتر .

    سوال بالاترین حد ارتعاش ( تکامل ) چیست و چطور برسیم ؟ اصلا حدی وجود نداره من وقتی یه کتاب عالی رو میخوندم از اگاهی های کتاب ذوق زده میشم و بالا پاین می پریدم اون کتاب رو با جسپ جلد میکردم که خراب نشه و همیشه داشته باشم اما چند وقت بعد دوباره یه کتاب دیگه ای رو میخوندم و میگفتم بابا اصلا اکن که چیزی نبود این چه هیولایی هستش این عالی تره و باز ….این مثالتون عالی بود .که اولا تکامل قدم به قدم طی میشه و دوماهیچ حدی از تکامل و ارتعاش وجود نداره ، نهایتی نمیشه براش در نظر گرفت . همیشه مدارهای بالاتر وجود دارن .

    این روزها احساس میکنم یه قدم نسبتا بزرگ به سمت تکامل بیشتر برداشتم ، از فضای امن خودم بیرون اومدم .تودوازده قدم هم نوشتم میخوام دستگاه ها رو بزارم برا فروش ، خودم رو بیکار کنم چون میدونم تو کاری که مشغولش هستم فقط پول هست

    نه چیز بیشتری برای یادگیری ، نه دورنمایی برای اینده ، نه تخصص خاصی میخواد ، نه علاقه ای دارم ، نه اون کار رو در حد خودم میدونم ،نه میتونم از توانایی هام استفاده کنم

    لیاقت من خیلی بیشتره ، با اینکه چند تا پیشنهاد داشتم که اصرار دارن به اونها واگذار کنم ودرصدی کار کنن و باز نجواها تو ذهنم میچرخند که خب اینطوری ماهانه مبلغ نسبتا خوبی پول به حسابت میاد بدون اینکه کاری بکنی ولی میدونم که باز به دلیل سرویس دستگاهها یا …باز تمرکزم به مقدار زیادی باید اون سمت باشه .از شما یاد گرفتم که باید با تمرکز کار کنم تا نتیجه بگیرم پس

    اگر بخوام روزی مهاجرت کنم باید از العان قدمهام رو به سمتش بردارم ، کم کم سمت خودم رو انجام بدم .

    دیگه رسیدم به جایی که مثل شما وقتی مغازه بازی کامپیوتری داشتید با وجود اینکه درامد خوب بود یا میتونستید یکی رو بزارید اونجا جای شما کار کنه ولی نشونه ها داشتن از اینده براتون میگفتن و تصمیم گرفتید همه چیز رو جمع کنید

    و این تصمیم رو فقط به همسرم گفتم و ایشون مثل همیشه با من همراه و استقبال کردن

    اصلا لزومی نداره به دوستام به خانوادم بگم .زندگی خودمه ، تصمیم خودمه .

    مطمعن هستم وقتی از شغل و درامدی که دوسال پیش داشتم با خواستن شرایط بهتر ، کرایه کمتر ودرامد بیشتر باور سازی هدایت شدم به این شغل .دقیقا همون چیزی که میخواستم شد،

    دوباره با همون فرمول به شرایط دلخواه م هدایت میشم ولی یه بار موفق شدم حتما دوباره با موفق خواهم شد اصلا شک ندارم.

    استاد جانم ممنون که هستید 💌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      علی بردبار گفته:
      مدت عضویت: 2142 روز

      سلام دوستان عزیز، آقا و بانوی گرامی

      خیلی خوشحالم که بحران بیماری را با کمک افکار مثبت، به خوبی پشت سر گذاشتید ‌و حالا همدل و همراه به مدارهای بالاتر و بالاتر میروید.

      خوشبخت و سعادتمند باشید💐

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی و خوب خودم

    زمانی که من در راه هدف خودم تلاش می کنم

    هدف داشته باشم

    یک شور و انگیزه خاص را در خودم می بینم که آن شور و انگیزه من را به جلو می برد و همان حال من را خوب می کند

    حال چقدر عالی و زیبا است در این مسیر به خدای خودم تکیه کنم

    به او ایمان داشته باشم

    از او کمک بخواهم و به او بگویم که به کمک کند و راه را به من نشان بدهد

    این قشنگترین کاری است که می توانم انجام بدهم و آنوقت من موفق و شاد و سرحال و پیروز خواهم بود

    این عامل من را حرکت می دهد و من را به جلو می برد

    در این میان نکته ای که یاد گرفتم این بود که باید در خودم صبر داشته باشم تا تکامل من طی بشود

    عجله و شتابزدگی را از کار خودم دور کنم

    همیشه دل به هدایت خدای مهربان خودم بسپارم و از او کمک بگیرم و بی شک او به راحتی و آسانی به من کمک خواهد کرد و حال و هوای من را خواهد داشت

    کافی است دل به او بسپارم و از او کمک بخواهم

    به آنچه که قبلا دست پیدا کرده باز هم می توانم به اهداف دیگر خودم دست پیدا کنم و این مهمترین عامل و الگویی است که من می توانم برای خودم در همه امور زندگی خودم داشته باشم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3132 روز

    سلام به استاد عزیزممم

    خداروشکرر چه همزمانی این فایل شما توی اینستاگرام و تصمیم من برای بازنگری در اهدافم و جدی تر ادامه دادن

    استاد عزیزم لایوو عالی بود نکته جالبش اینجا بود آقای ارشیانفر چیزایی از شما میپرسید که در مورد نحوه برخورد با تضاد ها بود دقیقا همزمان با اتفاق ناخواسته ای که براتون افتاده بود و شما داشتید کنترل میکردید

    من متحیر شدم وقتی گفتید ایلان ماسک مدتی جای خواب نداشت

    اونجا بود مه ذهنم شروع کرد به نشخوار که ببین باید شکست بخوری یا در به دری بکشی

    ولی مچش گرفتم

    اگر قرار بر زجر کشیدن بود یا ورشکستگی الان چقدررررر ادم هست توی دنیا که این شرایط دارن ولی دیگه بلند نشدن؟؟ چند نفررر!!!

    واقعا اینجا ایمان خودش نشون میده

    نه یه عاملی بیرون از اون

    قبل از اینکه فایل کامل ببینم از همون 14 دقیقه اول فایل کلی نکته کشیدم

    ازش و نوشتم توی دفترم و شد انگیزه و محرک من هدایت من برای برداشتن کوچکترین قدم پیشرو

    الهام خداوند شنیدممم بالاخرههه😁استاد دیشب یاذم اومد که این الهام مدتیهه چقدر داره توی گوشمم میگه بیا اینو انجام بده

    بیا از این کاری به تعویق انداختی شروع کن و..

    ولی من گفتم حالا انجامش دادم چی میشه

    اون که مهم نیست… من کارهای مهم تر دارمم

    من بایذ ایدم انجام بدم

    و همون اول کار دست گذاشتم روی چیز گندههه

    در صورتی که با قدم های کوچیک منه که اون ایمان لازم توی وجودم ساخته میشهه تا بتونم اون ایده هام اجرا کننمم

    چه نکته مهمی نوشتم حتما باید کامنت خودمم بارها بخونم

    حالا اون کارهای کوچیک ام غیر مهم و غیرضروری نباید باشه چون دقیقا آگاهانه عمل کردن به اونها منو یه مدار به بالاتر میبره و منو آماده برداشتن قدم هام توی ایدم میکنه

    خدایاشکرت

    صدای خدا رو به تازگی یعنی دقیقا چند روز که دارم واضح تر میشنوم

    این خودش نشونه پیشرفتممهههه و اینا رو لیست کنم و تکرار کنم…

    حس میکنم یه عقابم توی لانه مرغ هایی

    حس میکنم باید قدم قدم بردارم مسیرو و خودموووو آزاد کنم

    من دیگه نمیتونم تحمل کنم ادمهای اطرافم که همش دم از ناله میزنن

    واقعااا گاهی اوقات احساس خفگی میاد برام که چقدر این لونه کوچیک

    ولی این انگیزه بهم میده که خودم آرام آرام آگاهانه از اطرافم جدا کنم

    چون لیاقت من اینجا نیست

    لیاقت من با این ادمها نیستت

    لیاقت من این نیست که زندگی کنم روزمرگی

    بدون هدف

    شکر خدا آرام ارام دارم کوچبک کوچیک بهتر میشممم

    یه نشونه کوچیکش این بود که دیشب زبانم به تحسین ارشیان فر افتاد که چقدر اعتماد به نفس عالی داره و از استاد درخواست لایو میکنه

    سوال میپرسهه این واقعا لیاقت

    بهشوون تبریک میکنم

    خدایاشکرت

    من هنوز با دوره ها و فایل های رایگان و متن های زیبای خانم شایسته عزیزم حالا حالا کار دارم

    خدایاشکررت که هدایتم میکنی

    خداباشکررت بخاطر این آفتاب طلاییی که داره میتابه داره میتابههه و من هنوز زندم دارم اونو میبینم گرماش حس میکنم

    خدایاشکرت که هنوز فرصت زندگی دارممم

    عاشق همتون هستم.

    به امید آینده نزدیک کخ میام براتون بگم از شجاعت هام و حرکت های عالییییم.

    بگم چجوری یکی یکی اجرها رو روی هم گذاشتم اومدم بالا جایی که هر کسی آرزوشه..

    عاشق همتونم

    بوس

    💋

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا براتی گفته:
    مدت عضویت: 2823 روز

    به نام خداوند خالق و ناظر

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی عزیزم

    وهمه ی دوستان خوبم

    سپاسگذار خدای عزوجل هستم که به من قدرت دیدن و نوشتن و درک کردن وخلق کردن را میدهد،

    خدایی که به من آزادی داده تا انتخاب کنم،

    بخواهم،وحرکت کنم ولذت ببرم

    خدایی که قوانینش ثابت است و مارا هدایت میکند،

    وبا احساس خوب ما، اتفاقات خوب را رقم میزند

    زندگی با هدف به من انگیزه میده برای حرکت کردن

    ،وحرکت کردن یعنی زنده بودن ،یعنی شکرگذار بودن

    ،از مسیر علاقه هات با لذت عبور کردن وطی کردن مراحل تکاملی ،

    تجربه کردن خواسته ها

    وهمینطور ادامه دادن …

    واین مسیر با دو ابزار امکان پذیر است،

    احساس خوب و کنترل ذهن

    ومن هم در دوازده قدم،پا به پای شما متعهدانه ،دارم میام تا به اهدافی که داشتم برسم و خیلی اتفاقات قشنگی برام افتاده و منتظرم در قدم آخر بیام و نتیجه های زیباترم و بنویسم ،از مسیر لذت بردن رو تازه دارم درک میکنم که،واقعا اینقدری که مسیر دلچسبه ، رسیدن به هدف دلچسب نیست،انگار خداوند دستم و گرفته و قدم به قدم من و هدایت میکنه،ومعجزه میکنه و همینطور آگاهی جدید و درک جدید و لذت های بیشترروتجربه میکنم ،خداروشکر.

    استاد عزیزم به شما تبریک میگم برای شجاعتتون و تعهدتون که برای رسیدن هدفهاتون دارین،

    وحتی جایی که به تضاد میخورید،میدونید چطور کنترل کنید ذهنتون رو و جهت دهی میکنید توجهتون رو به زیبایی ها و داشته هاتون، وبازهم شکرگذار هستید

    شما زندگی رو پذیرفتید

    قوانین رو بلد شدید

    وبه آسونی باهاش بازی میکنید

    ونتایج شما ثابت کننده ی تمام صحبتها و عملکرد شماست.

    من بازهم خداروشکر میکنم که خداوند ،یکی از دستان بینظیرش رو سر راه من قرار داده،تا بتونم بهتر زندگی کنم و لذت ببرم،وازتون الگو بگیرم.

    وخداوند و قوانینش رو بیشتر درک کنم،

    وزندگی رو آسون بگیرم،تا جهان هم به من آسون بگیره

    وشاخک هام تیز باشه برای دریافت نشانه هاو هدایت های ناب ،خردلایتناهی،

    نمیدونم چرا این شعر الان به یادم اومد،وبه همین خاطر گفتم کاملش و تایپ کنم،امیدوارم لذت ببرید،

    (حافظ)

    دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

    و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

    گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

    سخت می گردد جهان بر مردمان سختکوش

    وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک

    زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش

    با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

    نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

    تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

    گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

    گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور

    گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

    در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید

    زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

    بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست

    یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

    ساقیا می ده که رندی های حافظ فهم کرد

    آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

    شاد وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    Reyhane AR گفته:
    مدت عضویت: 3966 روز

    به نام خدایی که بالاترین قدرت

    سلام استاد گرامی .

    زمانی انسان میتونه به تمام اهدافش برسه که بالاترین قدرت رو باور کنه .باور کنه که همه چیز خداست .اگر این نیرو که جهان رو احاطه کرد رو درست باور کنه دیگه ترس از هیچ چیز نداره .اگر این نیرو رو باور کنه خودش رو میسپاره بهش .میشینه روی شونه هاش و میگه فقط میخوام لذت ببرم .وقتی این قدرت رو باور کنه دیگه نگرانی معنا نداره ,دیگه ترس معنا نداره .دیگه حال بد ,مریضی ,دلشوره معنا نداره .

    به آسمون و کهکشانها نگاه کنید ,به کوهها و دریاها نگاه کنید ,به زمین زیر پاتون نگاه کنید ,به این همه انسان رو کره ی خاکی نگاه کنید ,کی داره همه ی اینها رو مدیریت میکنه ? چه قدرتی که میتونه کرم ته اقیانوسها رو روزی بده ? آیا این قدرت نمیتونه ما رو به اهدافم برسونه?

    به خدا که دستام داره میلرزه دارم مینویسم ,اشکهام سرازیره .

    شرمنده از خودم هستم که چرا نمیتونم درست این قدرت رو باور کنم .

    من به عینه دارم میینم که استاد همه جا میگه خدا برای من ساخت .خدا اون آدم رو به سمت من هدایت کرد ,خدا اون بز رو به پرادایس هدایت کرد .همه چی خدا ,همه جا خدا ,همه کس خدا ,خدا خدا خدا .من خودم هیچ کاری نمیکنم ……

    استاداقعا رو شونه های خدا نشسته و فقط از زندگی این دنیاش لذت میبره .

    وقتی این نیروی عظیم .این قدرت لایتناهی رو باور کنی .هر کار بخوای بکنی توش فقط لذت میبینی .خستگی ناپذیر میشی .

    من تو زندگی در بهشت یکبار ندیدم استاد بگه این همه درخت بریدم خسته شدم .یکبار عصبانی نشد از اینکه مهموناش گوشت میخوردن و اون نمیتونست بخوره .وجود این آدم پر از لذت از کاری که میکنه .

    همه چی باور .باور به اینکه همه کارها رو خداوند انجام میده .ما فقط باید باورش کنیم .

    باید بشینم این ذهنم رو دوباره شخم بزنم .اینبار با شدت ,با دقت ,باید هر چی کرم و کثافت هست بریزم بیرون .باید پاک و تمیز بشه .آخه خدا پاک و مقدس ,جاش هم باید پاک و تیز باشه .تا زمانی که این باورهای کثیف تو ذهنم باشه .تاوقتی که شرک توش لانه کرده .نمیزاره خدا رو با تمام وجودم باور کنم .نمیزاره که وصل بشم به اصل …..

    خدایا میدونم که قانون تکامل رو تو تک تک ریز موجودات که آفریدی اجرا میکنی .ومن هم مستثنی از این جریان نیستم .

    تکاملم باید طی بشه تا برسم به مفهوم واقعیه باور ….

    وقتی خود اصلت رو باور کنم .همه چی دیگه میشه فرع .فارغ از همه ی قید و بندها میشم .فارغ از دغدغه ی پول و لذت های زود گذر میشم .

    وجودم میشه کلا لذت از لحظه به لحظه ی با خودش بودن .اونوقت که میباره باران تمام نعمتهاش رو بر سرم .

    هنوز زخم هایی که تک تک باورهای غلطم به وجودم ,به روحم زده التیام پیدا نکرده .باید دوره نقاهتم بگذره ,باید سرحال و شاد بشم .باید بالهایم رو تقویت کنم ,بایدشجاعت پیدا کنم

    باید پرواز رو با لذت تمام تجربه کنم ….

    اونوقت که به تمام هدفهام با عشق و لذت میرسم .چون خود اون نیرو تو وجودم من رو هدایت میکنه به رسیدن به خواستم .دیگه اونوقت هیچ کاری نشد نداره …..

    خودش گفت و من نوشتم …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1598 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم

    سلام هم فرکانسی های خوبم

    وااای استاد قبل از هر چیزی بگم این فایل نشانه من بود

    خدای من

    خدایا هزاران بار شکرت که هر وقت سمتت اومدم سه سوته درو باز کردی و بهم هدایت الهام کردی

    استاد این فایل رو من بیش از ده بار دیدم و واقعا گفتم تا جوابمو نگیرم دست برنمیدارم

    هر سری که مجدد play میکردم ی چیز جدید یاد میگرفتم

    استاد بالاخره امروز موفق شدم تصویری ببینم

    خدای من

    اصلا در ذهنم نمیگنجه این همه زیبایی

    آسمونش با اون ابرهای فوق العاده داشتن ی جور دیگه پوز قدرت خدارو میدن

    اون ساختمان های تمیزو مرتب

    اون درخت های جور واجور و با شکل و شمایل فوق العاده

    آسفالت تمیزو بدون دست انداز

    کلا فضاش خیلی شبیه فضای بازی GTAبودش

    خدای من

    خدایا هزاران بار شکرت که اینقدر زیبایی و نعمت خلق کردی

    وای استاد خوبم مگه در چه مداری هستین شما که در چنین جاهای فوق العادع زیبا دارین زندگی میکنین

    استاد واقعا مگه خدا چقدر دوستون داره؟

    استاد خیلی خیلی تبریک میگم و چقدر لذت میبرم که من پیرو کسی هستم که خودش برگزیده خدا هستش

    خدا که ااکی این همه نعمت که به کسی نمیده

    اصلا مگه الکی میشه عزیز خدا شد که بخواد اینقدر عاشقانه بهت نعمت و فراوانی بده

    اوووووه خدای من

    ایمان دارم ی روزی اندازه استاد به منم نعمت میدی .

    باوردارم از صمیم قلبم

    استاد از ی خواسته ای که مدت هاست درگیرشم واقعا خسته شده بودم و هر روز هر لحظه میگفتم خدایا چرا نمیشه

    واقعا کلافه شده بودم

    موقع خوابیدن چشام پر اشک شد و واقعا حالم بد بود اومدم نشانه زدم که این فایل اومد

    اصلا اینقدری مدار من پایین بود که وقتی گوش دادم اصلا نمیفهمیدم استاد چی میگه

    فرداش گفتم اینجوری نمیشه

    این فایل نشانه من بوده باید اینقدری گوش بدم تا بفهمم چی میخواد بهم بگه

    بعد از حداقل ده بار گوش دادن دیدم بابا من تنهایی هزارتا ترمز داشتم که فقط همین فایل برام روشنش کرد

    اینقدر من عجولم که خدا میدونه که اصلا شیطون رو درس میدم

    اینقدر توکلم پایینه که خدا میدونه

    اصلا چشمام رو تکامل بستم

    اصلا جیگر خدا خون شد از بس هر روز گفتم پس کی میشه

    اینا منو ناراحت نکرد اما وقتی فهمیدم اینقدر ایمان و توکلم پایینه که حتی حاضر نیستم بسپارمش به خدا که اون برام حلش کنه خیلی جلو خدا خجالت کشیدم

    واقعا حس خیلی بدی گرفتم در محضر خدا

    اونم خدایی که تا الان کرور کرور به من نعمت داده بود

    خدایا شرمندم

    خدایا معذرت

    خدایا با اینکه بنده مشرک تو بودم اما بازم مرام و معرفت خودت که منو رها نکردی که بهم نشونه دادی که منو هدایت کردی که ترمزهامو پیدا کنم.

    انصافا از دیروز که فهمیدم باورهای توحیدی نداشتم و تصمیم گرفتم عجول نباشم و بسپارم دست خدا خیلی خیلی حالم بهتر شده

    اصلا ی حس سبکی فوق العاده ای دارم

    خدای من

    تازه دیشب اولین نشونش هم دیدم

    خدایا من دورت بگردم که اینقدر عشقی

    ولی منو ببخش واقعا من بنده ناشکرت بودم

    خدایا میدانم که اینقدری عاشقمی که هر موقع بیراهه میرم سریع دست منو میگیری میاری مسیر

    اما ازت خواهش میکنم اصلا بیا ی خط بکش دور من

    همینکه دیدی شیطون میخواد بیاد سمتم بهش بگو این مال منه سمتش نرو

    خدای قشنگم من خیلی ضعیفم قدرتی ندارم که تشخیص بدم وقتی شیطون میاد

    اما توکه قدرت محض جهانی همین که دیدی دور وبر من پیداش میشه بزنش که خون بالا بیاره دیگه سمت من نیاد

    منم قول میدم دیگه بیشتر حواسمو جمع کنم

    خدایا وقتی اینقدر قشنگ منو هدایت میکنی من ایمان دارم به تک تک خواسته هام میرسم

    و نمیدانی چه لذتی داره وقتی ترمزهامو پیدا میکنم و با ی عشق خاصی خواسته هامو ازت میخوام

    خدای همیشه مهربان و رئوف من واقعا ازت سپاس گذارم که این مهربانی مخصوص خودته

    خدایا تا نفسی در تن من هست تو را عاشقانه سپاس

    استاد قشنگم ممنون از فایل بی نطیرتون

    ماچ به کلتون مهربونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      ایلار حسن زاده گفته:
      مدت عضویت: 1431 روز

      سلام به ساناز دوست هم فرکانسی و هدایت شده

      چقدر خوب که با خواندن نظرتون یه مطالب رو تاکیدوا متوجه شدم

      دقیقا گفته های استاد توی هر سطحی از آدمها درک متفاوت داره

      ولی فرکانس باشما چنان بود که فکرکردن شما قلب و ذهن و فکرم رو شیوا تا و دقیقتر توصیف کردید برداشت من هم دقیقا مثل شما بود فقط با جمله های متفاوت حسابی اشکم درآمد و خدارو شکر کردم به لطف الله مهربان و تکیه و تمرکز به آموزهای استاد بهشتی عزیزم حتما هدایت میشم به سمت خداوند توی فایل چگونه خدارو بشناسیم استاد گفت تا وقتی خدارو نداشته باشیم حتی نون هم برا خودن پیدا نمیشه ولی همین که دستمون رو درست بذاریم تو دستان خداوند نعمتها سرازیر میشه

      خواهان ثبات برای همه دوستان عزیزم در مدار تکامل صحیح هستم تا یه وقت شیطان(نجواها)

      مارو از مسیر درست سست و دور نکنه

      ️️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    فاطمه 🌝🦋💓✨ گفته:
    مدت عضویت: 1744 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان زیبا

    من خیلی وقته که کامنت ننوشتم و خداروشکر میکنم و خوشحالم که دارم دوباره کامنت می‌نویسم

    استاد در این فایل به ایراد من واسه رسیدن به اهداف اشاره کردید اینکه بعضی افراد هدف هاشون از نظر تکاملی همخونی نداره و همین باعث میشه زود ناامید شن و فکر کنن مسیر کار نمیکنه.

    منم همین حالتو داشتم و کاملا نا امید شده بودم

    اینکه گفتین مسیر اهداف و هدف داشتن خیلی مهم تر از رسیدن به اهداف هست و اینجاست که آدم معنی زندگی رو می‌فهمه…

    هدفمند زندگی کردن اصله و از رسیدن به هدف مهم تره

    من اصلا از مسیر لذت نمی‌بردم .الان فهمیدم که تو ذهن من موفق شدن و پول درآوردن مساوی است با سختی کشیدن رنج کشیدن و لذت نبردن

    یعنی کلا انگار این موضوع رو از زندگی و تایمم جدا می‌دونم اینکه وقتی دارم واسش تلاش میکنم اصلا لذت نمی‌برم و همین باعث میشه نخوام درست تلاش کنم

    اینکه از لحظه استفاده کنی و درگیر مقصد نباشی

    چقدر فوق العادست…

    و اینکه شما به این اشاره کردید که خیلی زیاد با خودتون حرف میزنید و تایم خالی میکنید برای حرف زدن با خودتون

    استاد جانم این یعنی شما خیلی خودتون رو دوست دارین و برای خودتون ارزش قائلین

    خیلی ها با خودشون قهرن و اصلا صحبت نمی‌کنن با خودشون و اگرم صحبت کنند مثل شما خودشون رو تحسین نمیکنن بلکه تحقیر میکنن

    من هم میخوام با خودم بیشتر حرف بزنم و خودم رو بابت نکات مثبتم بیشتر تحسین کنم

    چقدر قشنگ اشاره کردین به اینکه خیلی خوبه آدم برای اهدافش و رسیدن بهش ارزش قائل باشه

    نگه الان این یبارو رسیدم شانسی بود

    بلکه بگه یکبار تونستم باز هم میتونمحتی بهتر و بزرگ تر هم میتونم انجام بدم

    نا امید نشیم و تکامل رو طی کنیم قرار نیست اتفاقات یک شبه طی بشه طوری برنامه ریزی کنیم که از مسیر هدف لذت ببریم نه اینکه چشم انتظار پایان باشیم و اینکه کی به هدف میرسیم

    گفتین همینکه تو مسیر بودم از مسیر لذت می‌بردم دلم نیومد که به پایان فکر کنم چون از مسیر لذت می‌برین این یعنی شما خیلی قدر زندگی رو میدونین و برای زندگیتون ارزش قائل هستین

    ممنونم ازتون خداروشکر میکنم بخاطرتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: